﻿1
00:00:01,751 --> 00:00:06,423
آلکنی، اینجا خونه یِ ماست
ما یکی هستیم و یگانه میجنگیم

2
00:00:06,423 --> 00:00:14,264
!دیوار رو آزاد کنید

3
00:00:14,264 --> 00:00:17,559
اواخر زمستان
یک زن به دهکده یِ ما اومد

4
00:00:17,559 --> 00:00:21,813
اون سه ماهه باردار بود
هیچوقت نگفت که پدرش کی بوده

5
00:00:21,813 --> 00:00:23,106
جرلامارل

6
00:00:23,106 --> 00:00:26,526
همون مرتدی که دنبالش بودید

7
00:00:26,526 --> 00:00:28,403
ساحره یاب ها دارن میان

8
00:00:28,403 --> 00:00:30,530
ما گیر افتادیم-
نه اینطور نیست-

9
00:00:30,530 --> 00:00:35,035
یک راهِ دیگه برایِ خروج از این کوهستان هست

10
00:00:35,035 --> 00:00:38,705
جرلامارل نه تنها زنده ـست
بلکه زندگیش رو منتقل هم کرده

11
00:00:38,705 --> 00:00:46,713
فرزندانش رو پیدا کنید و پیش من بیارید

12
00:01:59,869 --> 00:02:03,790
بینایی

13
00:04:39,028 --> 00:04:47,036
لطفاً گریه کنید، خواهش میکنم زنده باشید

14
00:05:11,853 --> 00:05:13,438
!هی! نه

15
00:05:13,479 --> 00:05:15,982
!هی!هی! بیا سمتِ من

16
00:05:16,024 --> 00:05:20,570
!هی! به من نگاه کن

17
00:05:20,611 --> 00:05:23,823
...به من نـ

18
00:05:23,865 --> 00:05:27,744
!هی، منو ببین

19
00:05:27,785 --> 00:05:35,793
!منو ببین

20
00:06:12,413 --> 00:06:15,583
کی اونجاست؟ جواب بده، کی اونجاست؟

21
00:06:15,625 --> 00:06:19,796
میبینم که بچه هام در دستانِ خوبی قرار دارند

22
00:06:19,837 --> 00:06:22,757
...جرلامارل

23
00:06:22,799 --> 00:06:30,807
تویی؟

24
00:06:31,057 --> 00:06:36,729
بله

25
00:06:36,771 --> 00:06:38,272
اومدی تا اونا رو ببری؟

26
00:06:38,314 --> 00:06:41,025
نه، من یه فراری هستم

27
00:06:41,067 --> 00:06:43,027
و جایِ دیگه ای کارهایی برایِ انجام دارم

28
00:06:43,069 --> 00:06:47,698
درحالیکه رشد میکنن پیشِ تو ایمن تر هستند

29
00:06:47,740 --> 00:06:53,579
من نزدیک موندم تا مطمئن بشم که شما
.پناهگاه رو پیدا میکنید

30
00:06:53,621 --> 00:06:56,374
و برایِ اینکه خرس هایِ تویِ دره رو بکشم

31
00:06:56,416 --> 00:07:04,424
معتقدم که این آخرین خرسه

32
00:07:08,553 --> 00:07:10,471
این بچه ها یک نعمت هستند

33
00:07:10,513 --> 00:07:15,476
درحالیکه رشد میکنند بهشون خیلی خوب برس

34
00:07:15,518 --> 00:07:22,942
میشه دستتو بدی من؟

35
00:07:22,984 --> 00:07:26,028
این... این چیه؟

36
00:07:26,070 --> 00:07:29,449
تویِ پناهگاه، کنارِ آبشار، یک غار کوچیک هست

37
00:07:29,490 --> 00:07:32,160
برو توش، یه جعبه پیدا میکنی

38
00:07:32,201 --> 00:07:35,455
کلیدِ باز کردنِ اون جعبه رو بهت دادم

39
00:07:35,496 --> 00:07:37,123
با پاریس صحبت کن

40
00:07:37,165 --> 00:07:41,127
بهش بگو چیزایی که تویِ جعبه هستند برایِ بچه هام هستن

41
00:07:41,169 --> 00:07:43,296
وقتی که اونا 12 تابستون سن داشتن جعبه رو باز کن

42
00:07:43,337 --> 00:07:45,381
اونموقع به اندازه کافی بزرگ هستند که بفهمند چه چیزی داخلشه

43
00:07:45,423 --> 00:07:49,177
چی داخلشه؟

44
00:07:49,218 --> 00:07:51,345
دانش

45
00:07:51,387 --> 00:07:54,474
دانشی که یک دنیایِ جدید رو شروع میکنه

46
00:07:54,515 --> 00:08:02,523
حتی از دنیایِ نیاکانمون هم بهتر

47
00:08:04,150 --> 00:08:12,158
یک روز، ما باهمدیگه خواهیم بود

48
00:08:22,001 --> 00:08:24,086
اسمشون رو بذار هانیوا و کفون

49
00:08:24,128 --> 00:08:28,049
اینطوری وقتی که بیان سراغم میشناسمشون

50
00:08:28,090 --> 00:08:29,509
و کِی میان سراغ تو؟

51
00:08:29,550 --> 00:08:31,177
همه یِ پاسخ ها تویِ جعبه هست

52
00:08:31,219 --> 00:08:36,933
وایسا جرلامارل

53
00:08:36,974 --> 00:08:41,854
!جرلامارل

54
00:08:41,896 --> 00:08:48,069
جرلامارل

55
00:08:48,110 --> 00:08:53,407
!جرلامارل

56
00:08:55,785 --> 00:09:03,793
همین الآن شنیدم که باباواس داشت اسمِ
جادوگر رو صدا میزد

57
00:09:07,296 --> 00:09:10,091
این تو رو اذیت نمیکنه؟

58
00:09:10,132 --> 00:09:15,930
اینجا هیچ قانونی نداره؟-
ما اینجا خیلی از قانون دوریم-

59
00:09:15,972 --> 00:09:18,307
الآن دیگه باباواس رئیس ـه
ما جرئتِ توهین به اون رو نداریم

60
00:09:18,349 --> 00:09:21,185
بابا واس که قانون نیست

61
00:09:21,227 --> 00:09:23,104
خدا قانون ـه

62
00:09:23,145 --> 00:09:25,439
شاید اینجا از خدا هم خیلی دوریم

63
00:09:25,481 --> 00:09:31,612
باباواس و پاریس بودن که مادرم
...رو محکوم کردن

64
00:09:31,654 --> 00:09:36,033
خواهرِ خودت رو، محکوم به آتش

65
00:09:36,075 --> 00:09:37,702
برایِ چی؟

66
00:09:37,743 --> 00:09:42,123
چون اون عاقلانه بودنِ این تصمیم که بذاریم چنین مَردی

67
00:09:42,164 --> 00:09:47,753
یک غریبه که از گذشته ـش صحبت نمیکنه،
بعنوانِ مسئولِ قبیله رو زیر سؤال برد

68
00:09:47,795 --> 00:09:54,260
اونا اون رو سوزوندن چون میترسیدن که
حقیقت رو بگه

69
00:09:54,302 --> 00:10:00,725
خدا چشم از اون چیزها برنمیداره

70
00:10:00,766 --> 00:10:04,854
...و حتی اگه اون اینکارو بکنه

71
00:10:04,895 --> 00:10:12,903
من هیچوقت اینکارو نمیکنم

72
00:10:15,323 --> 00:10:19,493
کجا بودی؟

73
00:10:19,535 --> 00:10:24,582
بابا واس؟

74
00:10:24,624 --> 00:10:27,543
چی شده؟

75
00:10:27,585 --> 00:10:30,921
فقط حقیقت رو بگو

76
00:10:30,963 --> 00:10:32,632
بشین عشقم

77
00:10:32,673 --> 00:10:35,217
چرا؟

78
00:10:35,259 --> 00:10:43,267
چون جرلامارل...پیداش شد

79
00:12:09,395 --> 00:12:17,403
این میگه ما اونو انتهایِ کنده درختِ افتاده پیدا میکنیم

80
00:12:30,207 --> 00:12:34,462
گفت "یک دنیایِ جدید"؟

81
00:12:34,503 --> 00:12:39,258
شاید در ساختِ یک دنیایِ جدید
دنیایِ قبلی از بین بره

82
00:12:39,300 --> 00:12:47,308
این فقط یک جعبه ـست عشقم

83
00:12:53,856 --> 00:12:56,525
این چیه؟

84
00:12:56,567 --> 00:13:00,696
مالِ بچه هاست
شاید یه اسباب بازیه

85
00:13:00,738 --> 00:13:03,866
نه، این معنایی خواهد داشت

86
00:13:03,908 --> 00:13:07,244
هرکاری که اون میکنه یک معنایی داره

87
00:13:07,286 --> 00:13:09,997
معنایی که هیچوقت من نمیتونم بفهمم

88
00:13:10,039 --> 00:13:12,333
من برایِ مراقبت خوب هستم ولی
برایِ فهمیدن نه

89
00:13:12,374 --> 00:13:15,920
بابا واس، من همیشه مَردی که بتونه ازم مراقبت کنه
رو به مَردی که بتونه

90
00:13:15,961 --> 00:13:18,506
منو بفهمه ترجیح میدم

91
00:13:18,506 --> 00:13:19,298
پاریس؟

92
00:13:19,340 --> 00:13:21,675
بله

93
00:13:21,717 --> 00:13:22,968
همسرت من رو دعوت کرده

94
00:13:23,010 --> 00:13:28,224
خودِ جرلامارل گفت که ما باید با اون مشورت کنیم

95
00:13:28,265 --> 00:13:30,267
بیا، بیا

96
00:13:32,895 --> 00:13:40,903
چی دیگه تویِ جعبه هست؟

97
00:13:46,408 --> 00:13:51,372
این پیغام میگه باید چیزی که بالاتر(رو) هست رو
همون بالاتر(رو) نگه داریم

98
00:13:51,413 --> 00:13:59,421
و چیزی که پایینتر (ته) هست رو همون پایینتر(ته)

99
00:14:07,513 --> 00:14:12,268
چطور از پوستِ درخت یک دنیایِ جدید میسازیم؟

100
00:14:12,309 --> 00:14:15,104
نسیم هم هیچ تصوری به همراه نمیاره

101
00:14:15,145 --> 00:14:17,898
و خیلی دیگه مثلِ همین  هست

102
00:14:17,940 --> 00:14:22,278
پاریس

103
00:14:22,319 --> 00:14:26,156
چیه؟ تو میدونی اینا چی هستن؟

104
00:14:26,198 --> 00:14:29,243
بله

105
00:14:29,285 --> 00:14:34,874
اینا...اینا کتاب هستند

106
00:14:34,915 --> 00:14:36,166
کتاب دیگه چیه؟

107
00:14:36,208 --> 00:14:43,090
مادربزرگم داستان هایی بهم گفته که
مادربزرگِ مادربزرگش بهش میگفته

108
00:14:43,132 --> 00:14:48,178
من اینا رو با اون تویِ رویا دیدم

109
00:14:48,220 --> 00:14:52,933
کتاب ها در شکلِ مقدسی هستند

110
00:14:52,975 --> 00:14:59,940
اونا ساکت هستند و با اینحال مستقیماً
با تصورات سخن میگن

111
00:14:59,982 --> 00:15:05,237
میتونی بسونیشون ولی اونا از آتش
قدرتمند تر هستند

112
00:15:05,279 --> 00:15:09,867
تمامِ دانشِ نیاکان در اونا نهفته ـست

113
00:15:09,909 --> 00:15:14,955
رازهایِ عصرِ بینایی

114
00:15:14,997 --> 00:15:20,169
مادربزرگِ مادربزرگم هم کتاب هایِ خودش رو داشت

115
00:15:20,210 --> 00:15:23,339
ولی ساحره یاب ها همشون رو سوزوندن

116
00:15:23,380 --> 00:15:28,260
فکر کردم همه یِ کتاب ها سوختن

117
00:15:28,302 --> 00:15:30,554
جرلامارل گفت که باید 12 تابستون صبر کنیم

118
00:15:30,596 --> 00:15:31,972
.تا قبل از اینکه اینا رو به بچه ها بدیم

119
00:15:32,014 --> 00:15:36,685
حتماً معتقده که اونا تواناییِ اون در شنیدنِ سکوت رو
به ارث بردن

120
00:15:36,727 --> 00:15:39,480
خب اون میتونه این اعتقاد رو داشته باشه
ولی این باعث نمیشه که حقیقت داشته باشه

121
00:15:39,521 --> 00:15:41,774
شاید بچه هایِ من نفرین شده نباشن

122
00:15:41,815 --> 00:15:43,025
نفرین شده؟

123
00:15:43,067 --> 00:15:48,948
ما اینجا برایِ همیشه در دهکده ای پر از خرافات
تنها زندگی میکنیم

124
00:15:48,989 --> 00:15:52,368
شاید بچه هات برایِ همیشه نمونن

125
00:15:52,409 --> 00:15:54,328
یعنی چی؟

126
00:15:54,370 --> 00:15:55,663
یعنی چی پاریس؟

127
00:15:55,704 --> 00:15:59,458
تا وقتی که مطمئن نشیم که اونا این توانایی رو دارن

128
00:15:59,500 --> 00:16:01,585
نباید هیچ بحثی ازش بینمون باشه

129
00:16:01,627 --> 00:16:05,756
باید اونا رو مثلِ دانه هایِ باارزش دفن کنیم

130
00:16:05,798 --> 00:16:10,052
چون اونها هدیه ای از جرلامارل هستند

131
00:16:10,094 --> 00:16:12,513
.و هدایایِ جرلامارل همیشه خوب هستند

132
00:16:12,554 --> 00:16:17,476
مگه غیر از این میدونی ماگرا؟

133
00:16:17,518 --> 00:16:20,604
...بابا واس

134
00:16:20,646 --> 00:16:24,316
کتاب ها رو پیشِ درختِ سنبل دفن کن

135
00:16:24,358 --> 00:16:30,739
و تا 12 تابستون هیچ حرفی در این مورد نمیزنیم

136
00:17:03,022 --> 00:17:11,030
سایه؟

137
00:17:11,905 --> 00:17:16,702
سایه

138
00:17:16,744 --> 00:17:24,752
من پیغامت رو گرفتم

139
00:17:24,793 --> 00:17:32,801
من اینجام

140
00:17:36,346 --> 00:17:42,352
تو اونجایی؟

141
00:17:42,394 --> 00:17:50,402
سایه؟

142
00:17:56,825 --> 00:17:59,578
اون صحبت نمیکنه

143
00:17:59,620 --> 00:18:01,371
اون چیزی که شنیده بود رو با ریسمان گره زده

144
00:18:01,413 --> 00:18:06,210
سه نفر بودن
بابا واس، پاریس و ماگرا

145
00:18:06,251 --> 00:18:07,878
درموردِ بچه ها صحبت کردن

146
00:18:07,920 --> 00:18:09,171
ساحره چی؟

147
00:18:09,213 --> 00:18:10,589
بچه ها

148
00:18:10,631 --> 00:18:14,218
اونا گریه میکنن، تغذیه میکنن
.و سر و صدا میکنن، هیچی دیگه

149
00:18:14,259 --> 00:18:18,430
این چیزیه که اون گفت

150
00:18:18,472 --> 00:18:19,807
!سایه داره دروغ میگه

151
00:18:19,848 --> 00:18:22,101
ممکنه درست بگی

152
00:18:22,142 --> 00:18:26,438
ممکنه سؤالاتم رو جواب نده

153
00:18:26,480 --> 00:18:29,149
ولی من خبرِ یک ساحره رو میفرستم

154
00:18:29,191 --> 00:18:30,943
... و بعدش ساحره یاب ها میتونن ازشون بپرسن

155
00:18:30,984 --> 00:18:38,992
خبر؟ چطوری میخوای خبر بفرستی؟

156
00:18:39,118 --> 00:18:41,829
یک پیغام

157
00:18:41,870 --> 00:18:48,252
این از ده ها دره یِ مختلف به سمتِ پایینِ رود حرکت میکنه

158
00:18:48,293 --> 00:18:49,837
کی میدونه کی پیداش میکنه؟

159
00:18:49,878 --> 00:18:51,547
یه سگِ آبی پیداش میکنه

160
00:18:51,588 --> 00:18:53,507
ولی روزی دوبار اینکارو میکنم

161
00:18:53,549 --> 00:18:55,676
روزی سه بار

162
00:18:55,717 --> 00:18:59,763
و یک روز، دعاهایِ ما پاسخ داده میشن

163
00:18:59,805 --> 00:19:03,058
دره ها و رودهایِ بسیاری وجود داره
سالها طول میکشه

164
00:19:03,100 --> 00:19:04,726
شاید

165
00:19:07,855 --> 00:19:15,863
!نگه دارید

166
00:19:21,743 --> 00:19:24,163
دوستِ من

167
00:19:24,204 --> 00:19:32,212
میدونستم تو رو این بیرون تنها پیدا میکنم

168
00:19:38,093 --> 00:19:41,597
اوضاعت چطوره؟

169
00:19:41,638 --> 00:19:42,931
همه چی خوبه

170
00:19:42,973 --> 00:19:45,726
خوبه

171
00:19:45,767 --> 00:19:47,728
تو چطور؟

172
00:19:47,769 --> 00:19:52,649
همه چی درموردِ تو هم خوبه؟

173
00:19:52,691 --> 00:19:54,610
واقعاً میخوای بدونی؟

174
00:19:54,651 --> 00:20:00,866
البته

175
00:20:00,908 --> 00:20:05,329
اوضاع، خیلی خوب نیست

176
00:20:05,370 --> 00:20:09,666
برایِ خوابیدن مشکل دارم

177
00:20:09,708 --> 00:20:10,918
متأسفم که اینو میشنوم

178
00:20:10,959 --> 00:20:16,089
میدونی، من چیزهایی روزها میشنوم که
من رو بیدار نگه میدارن

179
00:20:16,131 --> 00:20:18,091
چه چیزایی؟

180
00:20:18,133 --> 00:20:21,178
یه بی اعتمادیِ عظیم اطرافم حس میکنم

181
00:20:21,220 --> 00:20:25,182
میترسم یکی حتی به فواصلِ دوری رفته باشه تا

182
00:20:25,224 --> 00:20:33,232
جاسوسیِ من و کسانی که نزدیک به من هستند
رو تویِ خونه یِ خودم بکنه

183
00:20:33,398 --> 00:20:36,526
این بشدت بعیده

184
00:20:36,568 --> 00:20:41,073
اینکه تو و خاله ـت با من و خانواده ـم دشمنی و خصومت دارید
اصلاً یک راز نیست

185
00:20:41,114 --> 00:20:46,453
فکر کردم اگه کسی اون بیرون باشه که بخواد
با قضاوتِ نادرست من رو خشمگین کنه

186
00:20:46,495 --> 00:20:51,166
بینِ همه یِ مردم، تو ممکنه بشناسیش

187
00:20:51,208 --> 00:20:58,966
ولی همچین کسی رو نمیشناسی، مگه نه؟

188
00:20:59,007 --> 00:21:04,012
نه نمیشناسم

189
00:21:04,054 --> 00:21:08,475
خوبه، این خوبه

190
00:21:08,517 --> 00:21:12,980
میخوام به یاد داشته باشی که من اینجا قانون هستم

191
00:21:13,021 --> 00:21:17,651
همه و هرکسی میتونه بیاد پیشِ من و حرفِ
دلش رو بزنه

192
00:21:17,693 --> 00:21:20,696
و اگه وقتی که حرف میزنن باهام مقابله کنن

193
00:21:20,737 --> 00:21:24,908
یک مَردِ مُنصِف و عادل رو خواهند دید

194
00:21:24,950 --> 00:21:27,452
مَردی که الآن هستم

195
00:21:27,494 --> 00:21:31,665
ولی اگر در باد زمزمه هایی رو بشنوم

196
00:21:31,707 --> 00:21:35,085
و مجبور بشم که خودم گوینده ـشون رو پیدا کنم

197
00:21:35,127 --> 00:21:40,507
اونموقع اون زن یا مرد با مَردی که زمانی بودم مقابل میشن

198
00:21:40,549 --> 00:21:48,557
مردی با علاقه به خون و وحشت

199
00:21:54,187 --> 00:21:58,150
اگه کسی حرفی برای گفتن داره گدر بکس
لطفاً

200
00:21:58,191 --> 00:22:03,572
...بهش بگو که خودم رو پیدا کنه و حرفش رو بزنه

201
00:22:03,613 --> 00:22:11,621
قبل ازاینکه من اول اون رو پیدا کنم

202
00:22:34,936 --> 00:22:37,773
!به من گوش کنید

203
00:22:37,814 --> 00:22:45,489
شما در دادنِ اطلاعاتی که میخواستم به من
شکست خوردید

204
00:22:45,530 --> 00:22:48,367
و خانه هاتون رو از دست دادید

205
00:22:48,408 --> 00:22:54,081
همین الآن صحبت کنید تا شاید زندگیتون رو از دست ندید

206
00:22:54,122 --> 00:23:00,587
بهم هرچیزی که درموردِ مرتد و شیطانی به نامِ جرلامارل میدونید بگید

207
00:23:00,629 --> 00:23:04,800
بهم هرچیزی که درموردِ فرزندانش میدونید بگید

208
00:23:04,841 --> 00:23:07,177
ما... ما هیچی نشنیدیم

209
00:23:07,219 --> 00:23:15,227
خواهش میکنم، التماستون میکنم،بذارید ما زنده بمونیم

210
00:23:15,560 --> 00:23:23,568
اگه چیزی نشنیدی
پس گوش هات به هیچ دردِ من نمیخوره

211
00:23:27,489 --> 00:23:32,494
!پیغام رسان

212
00:23:32,536 --> 00:23:40,544
یک گزارش برایِ ملکه

213
00:23:47,509 --> 00:23:49,428
الآن دیگه ماه هاست که در کوهستان هایِ سرزمینِ"
"سان گریو داریم جستجومیکنیم

214
00:23:49,428 --> 00:23:51,513
ما همیشه به خداوند برایِ راهنمایی دعا میکنیم

215
00:23:51,513 --> 00:23:55,058
ولی هیچ صدا، رَد، نشان و امیدی دریافت نمیکنیم

216
00:23:55,100 --> 00:23:57,853
ولی روستاهایِ دنیایِ سان گریو پراکنده هستند

217
00:23:57,894 --> 00:24:00,856
اونجا کوهستان ها و فلاتِ گمشده یِ بسیاری هستند

218
00:24:00,897 --> 00:24:07,571
مردم از خرس ها و شیرها میترسن و
درونِ پناهگاه هاشون میمونن

219
00:24:07,612 --> 00:24:14,453
و بنابراین با قلبی شکسته اکنون
منتظرِ راهنماییِ شما هستم

220
00:24:14,494 --> 00:24:16,830
مأموریتِ من تموم شده؟

221
00:24:16,872 --> 00:24:19,458
معتقدم که الآن دیگه امیدی نیست

222
00:24:19,499 --> 00:24:24,129
من متواضعانه درخواست دارم که بهمون
اجازه یِ بازگشت به "پایان" داده بشه

223
00:24:24,171 --> 00:24:28,091
من خدمتکارِ فداکارِ شما خواهم ماند"
"تاماکتی جون

224
00:24:48,236 --> 00:24:52,407
یک دستِ اول قطعاً مالِ تاماکتی جون هست

225
00:24:52,449 --> 00:24:54,951
ولی (طول)دست دوم نه

226
00:24:54,993 --> 00:24:58,330
تاماکتی جون هیچوقت متواضع نیست
اون یه خدمتکار نیست

227
00:24:58,371 --> 00:25:00,499
و طبقِ توافقی مخفیانه بینِ من و تاماکتی

228
00:25:00,540 --> 00:25:03,418
اون همیشه ده تا یکبار یدونه قلب گره میزنه که
از جعل جلوگیری کنیم

229
00:25:03,460 --> 00:25:07,339
.و این، پادشاهِ مقدس من سَک، یک جعل ـه

230
00:25:07,380 --> 00:25:10,050
بقیه نوشتنش تو رو فرستادن، زانو بزن

231
00:25:10,091 --> 00:25:12,219
...عالیجناب-
گفتم زانو بزن-

232
00:25:12,677 --> 00:25:18,600
و تک تکِ روزهایِ خدمتش
دنبالِ جرلامارل خواهد گشت

233
00:25:18,642 --> 00:25:26,650
چون تنفر و انتقام دو اسبِ وحشی هستند که
ارابه یِ اون رو میکشند

234
00:25:26,816 --> 00:25:29,986
کی تو رو فرستاده تا به من دروغ بگی؟

235
00:25:30,028 --> 00:25:33,156
بقیه که نگران بودن

236
00:25:33,198 --> 00:25:35,450
کدوم بقیه؟

237
00:25:35,492 --> 00:25:39,913
بقیه ای که میخوان کاری کنن شما عاقلانه برخورد کنید
عالیجناب

238
00:25:39,955 --> 00:25:42,207
عالیجناب
جرلامارلِ مرتد گمشده

239
00:25:42,249 --> 00:25:43,959
ما اینجا مشکلاتی داریم

240
00:25:44,000 --> 00:25:46,044
قدرتِ مقدس داره از بین میره

241
00:25:46,086 --> 00:25:48,880
آب داره به تَرَک هایِ دیوارِ همیشگی نفوذ میکنه

242
00:25:48,922 --> 00:25:51,508
و سطحش داره بالا میاد

243
00:25:51,550 --> 00:25:56,012
خدایان الآن فقط با دو صدا میخوانند

244
00:25:56,054 --> 00:25:59,975
مردم دارن قدرت شما رو زیرسؤال میبرن

245
00:26:00,016 --> 00:26:07,440
شما به لشکرتون اینجا نیاز دارید عالیجناب

246
00:26:07,482 --> 00:26:12,362
گره هایِ جعلی رو کی بسته بود؟

247
00:26:12,404 --> 00:26:14,489
فرمانروا کارن

248
00:26:14,531 --> 00:26:17,534
بانو زی

249
00:26:17,576 --> 00:26:20,161
و دیگه؟

250
00:26:20,203 --> 00:26:22,956
هیچکس

251
00:26:23,123 --> 00:26:28,086
با دروغ هایِ خودت خفه شو

252
00:26:46,479 --> 00:26:51,484
...فرمانروا کارن و بانو زی

253
00:26:51,526 --> 00:26:53,987
کسانی که فکر میکردم به من ایمان دارند

254
00:26:54,029 --> 00:26:55,697
!عالیجناب، خواهش میکنم

255
00:26:55,739 --> 00:26:59,117
من اونا رو مجرم به جعل و خیانت یافتم

256
00:26:59,159 --> 00:27:01,786
ما فقط حقیقت رو گفتیم

257
00:27:01,828 --> 00:27:04,039
حقیقتی که همتون میدونید

258
00:27:04,080 --> 00:27:08,251
اون وقتی اینجا،توی خونه ـست فقط به
جرلامارل فکرمیکنه

259
00:27:08,293 --> 00:27:10,587
موتورها دارن داغون میشن
آب داره بالا میاد

260
00:27:10,629 --> 00:27:17,886
...اون یک خدا نـ

261
00:27:18,303 --> 00:27:25,018
ولی من در این نبرد میجنگم
چون این سهمِ اجدادیِ من ـه

262
00:27:25,060 --> 00:27:31,399
همونطور که خدا من رو راهنمایی میکنه
تا جایی که خودش اجازه بده یک خدا هستم

263
00:27:31,441 --> 00:27:35,737
بنابراین بعنوانِ دستانِ اون بر زمین،
من نابودی رو عقب نگه میدارم

264
00:27:35,779 --> 00:27:40,617
زمستان رو گرم میکنم، تابستان رو سرد میکنم
جادو رو در مرزهامون در برابرِ

265
00:27:40,659 --> 00:27:46,748
شیرها و خرس ها نگه میدارم
...همونایی که در غیراینصورت فرزندانتون رو نابود میکنن

266
00:27:46,790 --> 00:27:53,421
حتی وقتی شکمشون پُر باشه

267
00:27:53,463 --> 00:27:59,135
ولی نبردِ بزرگتری که در اون مبارزه میکنم
...در برابرِ نور(بینایی)ـه

268
00:27:59,177 --> 00:28:03,932
قدرتی که انسان رو
...بالاتر از خدا قرار میده

269
00:28:03,973 --> 00:28:05,558
قدرتی که میتونه یکبار دیگه

270
00:28:05,600 --> 00:28:09,062
افسار چرمین و غُل و زنجیر به گردنِ
دنیایِ بازیابی شده بندازه

271
00:28:09,104 --> 00:28:14,859
ارتش هایِ ما در زمین هستند و دارند
با این  شیاطینِ بینایی مبارزه میکنند

272
00:28:14,901 --> 00:28:18,154
ماباید اونا رو سربلند کنیم

273
00:28:18,196 --> 00:28:25,912
نه اینکه پشتِ سرشون خیانت کنیم

274
00:28:25,954 --> 00:28:30,500
...صحبتِ مخالفِ من

275
00:28:30,542 --> 00:28:34,045
تسریعِ بازگشتِ نور(بینایی) و نابودی ـه

276
00:28:35,922 --> 00:28:43,930
بروید

277
00:28:54,482 --> 00:28:55,483
سه سال بعد

278
00:29:17,380 --> 00:29:21,968
یکم میوه یِ گل رز آوردم برایِ بچه ها

279
00:29:26,222 --> 00:29:29,392
...ماگرا

280
00:29:29,434 --> 00:29:32,187
...هوایی که حس میکنم-
بله-

281
00:29:32,228 --> 00:29:34,314
بله، همینطوره

282
00:29:34,355 --> 00:29:42,363
اندوه رو حس میکنی و شاید یه جایی هم شادی
ولی بیشتر اندوهه

283
00:29:43,990 --> 00:29:46,534
بیا

284
00:29:46,576 --> 00:29:49,037
این اسباب بازیِ موردِ علاقه ـشونه

285
00:29:49,078 --> 00:29:57,086
بذار یه جا
هرجایی که دوست داری، فقط در سکوت

286
00:30:09,390 --> 00:30:14,062
هانیوا، کوفن، اسباب بازیتون کجاست؟

287
00:30:14,103 --> 00:30:18,817
برید اسباب بازیتون رو پیدا کنید

288
00:30:18,858 --> 00:30:22,070
داریدش؟

289
00:30:22,111 --> 00:30:23,655
دختر خوب

290
00:30:23,696 --> 00:30:29,160
حالا بدش به خاله پاریس

291
00:30:29,202 --> 00:30:33,206
برید بازی کنید

292
00:30:33,248 --> 00:30:41,256
و اگه چشماشون رو بپوشونم دیگه
نمیتونن اینکارو بکنن

293
00:30:41,923 --> 00:30:45,093
...اینو خیلی وقته میدونم. فقط مـ

294
00:30:45,134 --> 00:30:47,804
من تظاهر میکردم که نمیدونم

295
00:30:47,846 --> 00:30:50,765
و حالا دیگه قطعیه

296
00:30:50,807 --> 00:30:52,141
برایِ کی؟

297
00:30:52,183 --> 00:30:53,518
!بابا

298
00:30:53,560 --> 00:30:55,353
بیاید اینجا عشقایِ من
بیاید

299
00:30:55,395 --> 00:30:57,397
میتونید برید بیرون بازی کنید

300
00:30:57,438 --> 00:31:05,446
منم میام بیرون الآن

301
00:31:17,709 --> 00:31:21,796
من میدونستم که از همون زمانی که هانیوا دستم رو گرفت

302
00:31:21,838 --> 00:31:27,176
و بهم گفت که خورشید یه خواهر داره که شب ها
بیرون میاد بازی کنه

303
00:31:27,218 --> 00:31:29,888
میدونم

304
00:31:29,929 --> 00:31:35,602
پس چیزی که جرلامارل بهت گفته درسته بابا واس

305
00:31:35,643 --> 00:31:40,940
این دوقلوها آغازِ یک دنیایِ جدید هستند

306
00:31:40,982 --> 00:31:42,942
من میگم ما باید حقیقت رو آشکار کنیم

307
00:31:42,984 --> 00:31:45,862
اونا بچه هایِ من هستند

308
00:31:45,904 --> 00:31:49,782
همین الآنم سودر بکس و گدر بکس از ما بعنوانِ
ساحره یاد میکنن

309
00:31:49,824 --> 00:31:52,368
اونا دوستانی دارن بیشتر و بیشتر

310
00:31:52,410 --> 00:32:00,418
من میگم ما مخفی کنیم،
حقیقت رو مخفی کنیم

311
00:32:01,502 --> 00:32:06,549
جرلامارل گفت 12 تابستان

312
00:32:06,591 --> 00:32:11,137
تا اونموقع هیچی نمیگیم

313
00:32:11,179 --> 00:32:19,187
و تا اونموقع با چشم هایِ بسته زندگی میکنن

314
00:32:26,527 --> 00:32:28,363
روزی روزگاری

315
00:32:28,404 --> 00:32:34,118
چهار برادر و خواهر بودن که تویِ یه دهکده
شادمان با همدیگه زندگی میکردن

316
00:32:34,160 --> 00:32:36,788
درست مثلِ ما

317
00:32:36,829 --> 00:32:39,499
همشون هرروز با همدیگه کار میکردن

318
00:32:39,540 --> 00:32:43,753
یکیشون خوش بو ترین عطر رو درست میکرد

319
00:32:43,795 --> 00:32:48,174
یکی دیگه ـشون شیرین ترین کیک ها رو درست میکرد

320
00:32:48,216 --> 00:32:51,594
یکی دیگه ـشون قشنگ ترین موسیقی رو مینواخت

321
00:32:51,636 --> 00:32:56,849
و چهارمی ابریشم ها رو می بافت برایِ
ساختِ لباس و صفحاتی که

322
00:32:56,891 --> 00:33:02,021
.مثلِ برفِ گرم بودن

323
00:33:02,063 --> 00:33:05,233
و همشون هرروز با همدیگه با شادمانی زندگی میکردن

324
00:33:05,274 --> 00:33:08,987
و هیچوقت با همدیگه دعوا نمیکردن

325
00:33:09,028 --> 00:33:10,822
ولی بعدش یک روز

326
00:33:10,863 --> 00:33:16,536
پسری پیدا شد که میگفت اون برادرِ بزرگترشونه
که خیلی وقته گمشده بوده

327
00:33:16,577 --> 00:33:21,124
ولی وقتی که برادرها و خواهرها ازش پرسیدند که اون چیکار میکرده
...

328
00:33:21,165 --> 00:33:26,838
اون گفت که حقیقت رو به مردم میگفته...

329
00:33:26,838 --> 00:33:28,423
ازش پرسیدند
"چه حقیقتی؟"

330
00:33:28,423 --> 00:33:31,134
...اون گفت"خب"ا

331
00:33:31,175 --> 00:33:37,306
میتونم بهتون بگم که یکی از شما"
...خیلی خوش تیپ هست

332
00:33:37,348 --> 00:33:42,061
...یکی خیلی خوشگله، یکی ساده ـست

333
00:33:42,103 --> 00:33:46,024
". ویکیتون خیلی زشته

334
00:33:46,065 --> 00:33:49,610
خانواده خیلی با حرف هایِ اون
...سردرگم شدن

335
00:33:49,652 --> 00:33:56,367
چن اگه تا الآن حدس نزدید، اسمِ این برادران و خواهرها

336
00:33:56,409 --> 00:34:00,371
سنت، تیست
(به ترتیب به معنای بو و مزه)

337
00:34:00,413 --> 00:34:04,250
ساوند، و تاچ بود
(به ترتیب صدا و لامسه)

338
00:34:04,292 --> 00:34:09,756
و هیچ "زشت" یا "زیبایی" در دنیایِ اونا نبود

339
00:34:09,797 --> 00:34:16,763
"ولی کدوم یکی از ما کدومه؟"
از برادرشون اینو پرسیدن

340
00:34:16,804 --> 00:34:23,019
پاسخ داد
"خب از اونجایی که نمیتونید بفهمید، نباید براتون مهم باشه"

341
00:34:23,061 --> 00:34:26,439
و بعد از این حرف رفت

342
00:34:26,481 --> 00:34:33,780
صداش زدن و گفتن
"وایسا، اسمت چیه؟"

343
00:34:33,821 --> 00:34:39,494
اون جواب داد
"اسمِ من بینایی ـه"

344
00:34:39,535 --> 00:34:46,667
و با این حرف، رفت و اونا رو تنها گذاشت
تا تو فکرش بمونن

345
00:34:46,709 --> 00:34:52,673
خیلی زود، خانواده شروع به دعوا کردن که کدوم یکی
زیباست

346
00:34:52,715 --> 00:34:56,219
و کدوم یکی زشت ـه

347
00:34:56,260 --> 00:35:01,724
یکی یکی اونقدر وقت گذاشتن برایِ فکر کردن
...به اینکه بینایی چی گفته

348
00:35:01,766 --> 00:35:03,851
...که عطر، بو ـش رو از دست داد

349
00:35:03,851 --> 00:35:05,061
کیک ها مزه ـشون رو از دست دادن

350
00:35:05,103 --> 00:35:08,439
موسیقی تمامِ هماهنگی ـش رو از دست داد

351
00:35:08,481 --> 00:35:14,362
و ابریشم کهنه و پاره شد

352
00:35:14,403 --> 00:35:21,077
تا زمانی که نهایتاً
...یک روز دوباره پیش یکدیگر جمع بشن

353
00:35:21,119 --> 00:35:25,164
و تصمیم گرفتن که چیزی که بینایی بهشون گفته رو فراموش کنن

354
00:35:25,206 --> 00:35:31,587
چون قبل از اینکه اون بیاد اونا کاملاً خوشنود و راضی بودن

355
00:35:31,629 --> 00:35:37,051
و خیلی زود، دوباره راضی و خوشنود شدن

356
00:35:37,093 --> 00:35:45,101
چون به این تصمیم رسیدن که چهارتا کافیه

357
00:35:45,977 --> 00:35:53,985
و بعدش همه به خوبی و خوشی زندگی کردن

358
00:36:03,536 --> 00:36:05,955
سلام سلام

359
00:36:05,997 --> 00:36:08,583
سلام

360
00:36:08,749 --> 00:36:11,711
از وقتی یخ هایِ رودخونه آب شده
ازش صحبت نکردی

361
00:36:11,752 --> 00:36:13,212
از چی؟

362
00:36:13,254 --> 00:36:16,299
ما منتظر این روز بودیم

363
00:36:16,340 --> 00:36:20,511
دوازده سال ماگرا

364
00:36:20,553 --> 00:36:24,265
البته،
تو آزادی هرکاری که میخوای بکنی

365
00:36:24,307 --> 00:36:29,937
خب، این خوبیت رو میرسونه پاریس

366
00:36:30,188 --> 00:36:34,942
چیزی که دفن شده، مدفون میمونه...برایِ همیشه

367
00:36:35,568 --> 00:36:36,986
این انتخابتونه؟

368
00:36:37,028 --> 00:36:38,613
این انتخاب ماست

369
00:36:38,654 --> 00:36:41,032
هیچی نمیتونه بینِ ما قرار بگیره پاریس
حتی تو

370
00:36:41,073 --> 00:36:42,617
پس همینطوری میخوان با چشمان بسته راه برن و
بزرگ بشن؟

371
00:36:42,825 --> 00:36:44,535
اگه رازشون باید مخفی بمونه

372
00:36:44,577 --> 00:36:46,537
اگه یه چیزی از تویِ اون جعبه باید اونا رو
دور کنه

373
00:36:46,579 --> 00:36:50,625
اگه یه چیزی، هرچیزی قرار باشه اتفاق بیوفته
و هزاران "اگر"دیگه

374
00:36:50,666 --> 00:36:52,418
اونا میسوزن

375
00:36:52,460 --> 00:36:55,087
یااینکه اگه کتاب هایِ تویِ جعبه باید به اونا
بگن که دهکده رو ترک کنن

376
00:36:55,087 --> 00:36:58,341
یک روز، یکی ما رو پیدا میکنه
اونا رو پیدا میکنه

377
00:36:58,382 --> 00:37:00,301
ماگرا، اونا باید آماده باشن

378
00:37:00,343 --> 00:37:03,554
کافیه-
!نه، کافی نیست-

379
00:37:03,596 --> 00:37:05,848
این زندگی کافی نیست

380
00:37:05,890 --> 00:37:07,725
بهانه یِ تو کافی نیست

381
00:37:07,767 --> 00:37:13,439
من نیازی ندارم که هیچ بهانه ای برایِ تو بیارم

382
00:37:13,481 --> 00:37:14,565
جرلامارل چی؟

383
00:37:14,607 --> 00:37:17,777
جرلامارل؟
جرلامارل که این بچه ها رو بزرگ نکرده

384
00:37:17,818 --> 00:37:19,195
اون تب هاشون رو پایین نیاورده

385
00:37:19,237 --> 00:37:24,909
اون قبل از خواب بهشون عشق نورزیده
چون اون رفته بوده، داشته ول میگشته

386
00:37:24,951 --> 00:37:27,328
صدات

387
00:37:27,370 --> 00:37:30,748
تو از اون متنفری

388
00:37:30,790 --> 00:37:33,167
چرا؟

389
00:37:33,209 --> 00:37:36,462
ماگرا؟

390
00:37:36,462 --> 00:37:40,758
!مامان

391
00:37:40,800 --> 00:37:43,010
دورشو پاریس

392
00:37:43,052 --> 00:37:51,060
میخوام با بچه هام باشم

393
00:38:06,742 --> 00:38:07,868
پاریس

394
00:38:07,910 --> 00:38:11,247
سلام، بیاید تو، بیاید بشینید

395
00:38:11,289 --> 00:38:13,874
اوه بچه هایِ من

396
00:38:13,916 --> 00:38:20,006
اوه، بزرگ هایِ من، تولدتون مبارک

397
00:38:20,047 --> 00:38:25,303
دیگه امروز 12 سالتونه

398
00:38:25,344 --> 00:38:27,013
عزیزانم

399
00:38:27,054 --> 00:38:31,475
بمدت12 سال شما یک راز رو نگه داشتید

400
00:38:31,517 --> 00:38:35,396
و خیلی خوب نگهش داشتید

401
00:38:35,438 --> 00:38:39,650
دارم فکر میکنم، آیا میتونید یکی دیگه هم نگه دارید؟

402
00:38:39,692 --> 00:38:41,235
چی هست؟

403
00:38:41,277 --> 00:38:47,533
این فقط برایِ شما و خودِ شماست

404
00:38:47,575 --> 00:38:53,539
این بهترین کادویِ تولدِ عمرتون ـه

405
00:38:53,581 --> 00:38:54,707
اینا چی هستن؟

406
00:38:54,749 --> 00:38:56,250
اینا کتاب هستند

407
00:38:56,292 --> 00:38:58,419
ما فکر میکنیم که اونا کتاب هستند

408
00:38:58,461 --> 00:39:03,924
بفرمایید، اینجا دستورالعمل هایی هستند که
بهتون کمک میکنن بشنوید که کتاب ها چی میگن

409
00:39:03,966 --> 00:39:05,426
دستورالعمل هایی از کی؟

410
00:39:05,468 --> 00:39:07,345
از پدرتون

411
00:39:07,386 --> 00:39:09,180
بابا دراین مورد چی میدونه؟

412
00:39:09,221 --> 00:39:11,640
نه

413
00:39:11,682 --> 00:39:15,561
از بابایِ واقعیتون

414
00:39:15,603 --> 00:39:17,271
چی؟

415
00:39:17,313 --> 00:39:19,774
من فقط چیزی که مادرتون بهم گفته رو میدونم

416
00:39:19,815 --> 00:39:21,609
امیدوار بودم خودش بهتون بگه

417
00:39:21,650 --> 00:39:23,527
ما همین الآنم یه پدر داریم

418
00:39:23,569 --> 00:39:29,200
میدونم، پدری که خیلی هم دوستتون داره، کوفن

419
00:39:29,241 --> 00:39:31,369
...هانیوا

420
00:39:31,410 --> 00:39:35,998
...مَردِ دیگه ای هم وجود داره

421
00:39:36,040 --> 00:39:40,169
که مادرتون رو تویِ یک کولاک نجات داده

422
00:39:40,211 --> 00:39:42,505
این داستانیه که مادرتون گفته

423
00:39:42,546 --> 00:39:47,009
مادرتون گم شده بوده و اون نجاتش داده

424
00:39:47,051 --> 00:39:50,888
و پیش مادرتون مونده

425
00:39:50,930 --> 00:39:53,974
و وقتی که مادرتون به دهکده یِ ما اومد

426
00:39:54,016 --> 00:39:58,687
شما دوتا دوقلوها از قبل تویِ شکمش بودید

427
00:39:58,729 --> 00:40:01,732
اسمِ اون جرلامارل ـه-
نه نه-

428
00:40:01,774 --> 00:40:03,609
وایسا هانیوا-
کوفن-

429
00:40:03,651 --> 00:40:06,070
هانیوا، اون نباید به کسی بگه

430
00:40:06,112 --> 00:40:09,156
بیا، این پیغام رو بگیر و بخونش

431
00:40:09,198 --> 00:40:11,158
تو شجاع هستی، برو

432
00:40:27,174 --> 00:40:29,844
شاید ما جادوگریم

433
00:40:29,885 --> 00:40:32,430
شاید داستان هایِ بینایی درست هستند

434
00:40:32,471 --> 00:40:35,683
نه

435
00:40:35,724 --> 00:40:38,227
حقیقت رو من تویِ دستام دارم

436
00:40:38,269 --> 00:40:45,192
به زودی من میفهمم و تو نمیفهمی

437
00:40:45,234 --> 00:40:51,991
ادامه بده

438
00:40:52,032 --> 00:40:53,868
روزی روزگاری"

439
00:40:53,909 --> 00:40:57,997
تقریباً همه یِ انسان ها قدرتی که شما دارید رو داشتند

440
00:40:58,038 --> 00:41:02,668
انسان ها از این قدرت و قدرتِ ذهنشون استفاده میکردن

441
00:41:02,710 --> 00:41:05,463
تا دنیا رو فتح کنند

442
00:41:05,504 --> 00:41:08,048
ماشین هایی میساختند که میتونستن پرواز کنن

443
00:41:08,090 --> 00:41:11,510
ماشین هایی که میتونستن از هزاران مایل
اونطرف تر صحبت کنن

444
00:41:11,552 --> 00:41:16,348
اونا حتی با کشتی هایِ بزرگ زمین رو ترک میکردن

445
00:41:16,390 --> 00:41:23,147
همینطور با این قدرتشون، شروه به بزرگتر شدن از زمین
و نابود کردنِ اون کردند

446
00:41:23,189 --> 00:41:30,488
بعضی ها میگن بینایی توسطِّ خداوند از اونها گرفته شده تا
سیاره رو از نابودی نجات بده

447
00:41:30,529 --> 00:41:35,201
ولی بعد از سالها،
نعمتِ نور(بینایی) داره برمیگرده

448
00:41:35,242 --> 00:41:42,833
فقط به افرادِ منتخبی داده میشه
به همراهِ دستورالعملی برایِ ساختِ دوباره یِ دنیا

449
00:41:42,875 --> 00:41:45,044
من پدرتون هستم

450
00:41:45,085 --> 00:41:48,881
و من این هدیه رو برایِ شما بجا گذاشتم

451
00:41:48,923 --> 00:41:52,134
این وظیفه یِ شماست تا ازش استفاده کنید

452
00:41:52,176 --> 00:41:54,303
از کتاب هایی که گذاشتم یاد بگیرید

453
00:41:54,345 --> 00:41:57,389
من کتاب ها رو خیلی با دقت انتخاب کردم

454
00:41:57,431 --> 00:42:00,893
همچنین راهنمایی هایی گذاشتم که وقتی که حس کردید
به اندازه کافی

455
00:42:00,935 --> 00:42:04,522
برایِ ترکِ دهکده ـتون قوی هستید کجا باید برید

456
00:42:04,563 --> 00:42:08,108
وقتی که بیاید، من منتظرتون هستم

457
00:42:08,150 --> 00:42:13,322
با همدیگه، دنیا رو ازنو میسازیم

458
00:42:13,364 --> 00:42:18,536
...با تمامِ عشق، پدرِ دوست دارتون

459
00:42:18,577 --> 00:42:25,626
"جرلامارل"

460
00:42:25,668 --> 00:42:33,676
باید چیکار کنیم؟

461
00:42:43,811 --> 00:42:46,313
تو جعبه رو باز کردی

462
00:42:46,355 --> 00:42:47,606
بله بابا واس

463
00:42:47,648 --> 00:42:51,235
بدون اجازه

464
00:42:51,277 --> 00:42:57,116
جرلامارل زندگی اونا و تو رو از دستِ
یک خرس نجات داد

465
00:42:57,157 --> 00:42:59,535
اون یه پُل ساخت

466
00:42:59,577 --> 00:43:03,998
و قبیله یِ ما رو به سمتِ ایمنی هدایت کرد

467
00:43:04,039 --> 00:43:07,418
: و فقط ازت یه درخواست داشت

468
00:43:07,459 --> 00:43:11,171
".بذار یاد بگیرن"

469
00:43:11,213 --> 00:43:16,552
بذار حقیقت رو پیدا کنن

470
00:43:16,594 --> 00:43:24,018
بعد بذار انتخاب کنن

471
00:43:24,059 --> 00:43:25,894
ماگرا کتاب ها رو میسوزونه

472
00:43:25,936 --> 00:43:28,147
پس بهش نگو-
میخوای دروغ بگم؟-

473
00:43:28,188 --> 00:43:34,486
سالها تو به دوقلوها،از رویِ مهربانی، گفتی که
پدرشون هستی

474
00:43:42,036 --> 00:43:43,495
شنیدم که داشتن درموردِ رفتن صحبت میکردن

475
00:43:43,537 --> 00:43:48,125
میدونی که بالاخره یک روز باید برن

476
00:43:48,167 --> 00:43:50,127
...و وقتی که اونا برن-
نه-

477
00:43:50,169 --> 00:43:58,093
وقتی که اونا برن
کتاب ها بهشون علم می آموزند

478
00:43:58,135 --> 00:44:03,682
بابا واس، تو مردِ خوبی هستی

479
00:44:03,724 --> 00:44:06,185
ولی همیشه اینطور نبودی-
کافیه-

480
00:44:06,226 --> 00:44:11,023
فقط چون ما اینجا قایم شدیم به این معنا نیست
که دنیا تغییر کرده

481
00:44:11,065 --> 00:44:17,571
ولی دوقلو ها، بابا واس،
دوقلوها ممکنه تغییر باشن

482
00:44:17,613 --> 00:44:21,283
اونا امید هستند بابا

483
00:44:21,325 --> 00:44:23,327
به چیزهایی که شاهدشون بودی فکر کن

484
00:44:23,369 --> 00:44:28,207
به کارهایی که کردی فکر کن

485
00:44:28,248 --> 00:44:35,130
برایِ دنیا تلافی کن بابا

486
00:44:35,172 --> 00:44:43,180
سکوت دروغ نیست

487
00:45:31,437 --> 00:45:34,690
تو چی داری؟

488
00:45:34,732 --> 00:45:42,740
تو چی؟
