﻿1
00:01:08,818 --> 00:01:10,028
کسی اونجاست؟

2
00:01:18,870 --> 00:01:21,456
تویی که اونجایی
خودت رو معرفی کن

3
00:01:27,545 --> 00:01:31,257
گفتم سریع خودت رو معرفی کن

4
00:01:33,426 --> 00:01:34,552
هیچکس

5
00:01:40,141 --> 00:01:41,518
گره‌ت رو بده

6
00:01:47,107 --> 00:01:48,983
نیازی به گره نیست

7
00:01:51,361 --> 00:01:52,487
چرا؟

8
00:03:28,291 --> 00:03:29,626
فکر کردم کشتمش

9
00:03:29,709 --> 00:03:32,378
شمشیرت مستقیم وارد بدنش شد

10
00:03:33,087 --> 00:03:35,965
بر اثر جراحت می‌مرد، ولی خیلی دیرتر

11
00:03:36,716 --> 00:03:39,719
بیا اینجا پسرم، بیا

12
00:03:42,263 --> 00:03:44,349
کشتن رو نمیشه با چشم دید

13
00:03:44,432 --> 00:03:46,851
باید احساسش کنی
دستت رو بذار روی دست من

14
00:03:49,354 --> 00:03:52,649
حالا چشم‌هات رو ببند
ببندشون

15
00:03:54,901 --> 00:03:59,197
شمشیرت رو فشار میدی داخل
و میکشی بالا

16
00:04:02,158 --> 00:04:03,826
حسش کردی؟ -
آره -

17
00:04:03,910 --> 00:04:05,912
به عبارتی همون شکافتن و پاره کردن

18
00:04:07,789 --> 00:04:12,418
اگه اینطوری بزنیش
قول میدم دیگه از جاش بلند نمیشه

19
00:05:33,291 --> 00:05:37,295
:دیــدن
«فصل دوم، قسمت اول»

20
00:06:30,848 --> 00:06:32,350
پات رو صاف کن

21
00:06:41,692 --> 00:06:43,361
باز هم قراره به مشکل بخوریم؟

22
00:06:54,372 --> 00:06:57,333
ستوان ورن، اومدم یک سر به زندانی بزنم

23
00:06:57,417 --> 00:06:59,293
گزارشی ندارین؟ -
حالش خوبه -

24
00:06:59,377 --> 00:07:02,255
ژنرال شما گفتین نهایتاً چند روز
ولی الان تقریباً یک ماه شده

25
00:07:02,338 --> 00:07:03,506
زیاد طول نمیکشه

26
00:07:03,589 --> 00:07:05,758
متوجه نمیشم
چرا باید اینجا نگه‌ش دارین

27
00:07:05,842 --> 00:07:08,803
می‌دونین نمیتونم اون رو به صورت رسمی
زندانی کنم

28
00:07:08,886 --> 00:07:12,098
اگه مثلث بو ببره که شما
یک زندانی بینا رو وارد شهر کردین

29
00:07:12,181 --> 00:07:15,101
کار هردومون ساخته‌ست -
واسه تو مشکلی پیش نمیاد -

30
00:07:15,184 --> 00:07:18,604
فقط داری از دستورات اطاعت میکنی
پس کارت رو بکن و بذار من نگران شورا باشم

31
00:07:19,564 --> 00:07:21,858
تو تنها کسی هستی
که میتونم توی این مورد بهش اعتماد کنم

32
00:07:21,941 --> 00:07:23,901
بهم اعتماد داری که کارهات رو بسپری بهم

33
00:07:23,985 --> 00:07:26,404
ولی نه اون‌قدر که بگی این دختره کی هست
و چرا اینجاست

34
00:07:27,905 --> 00:07:30,825
من هم میخوام بدونم شما کی هستین
و من چرا اینجام

35
00:07:53,848 --> 00:07:58,936
من ژنرال ادو واس هستم

36
00:08:02,190 --> 00:08:05,985
و تو فقط وقتی صحبت میکنی
که کسی باهات حرف بزنه

37
00:08:16,245 --> 00:08:17,413
آزاد ستوان

38
00:08:24,545 --> 00:08:27,048
زحمت کشیدی زره این یکی رو خراب نکردی

39
00:08:27,131 --> 00:08:29,050
به نظر میشه ازش استفاده کرد

40
00:08:29,926 --> 00:08:31,427
فقط قسمت سینه‌ش رو لازم دارم

41
00:08:33,095 --> 00:08:34,347
بیا، شمشیرم رو بگیر

42
00:08:36,974 --> 00:08:38,184
به نظرت اندازه‌ت میشه؟

43
00:08:39,435 --> 00:08:42,355
نیازی نیست اندازه‌م باشه
فقط باید بوی اون روش باشه

44
00:08:42,438 --> 00:08:44,649
پسرم، شمشیرت رو بده

45
00:08:48,069 --> 00:08:49,070
خیلی‌خب

46
00:08:49,820 --> 00:08:52,073
تو و پاریس به اندازه‌ی ‏50 ضربان
به داخل جنگل، چادر بزنین

47
00:08:52,156 --> 00:08:54,367
... جلوی کوه -
چی داری میگی؟ -

48
00:08:54,450 --> 00:08:55,743
من هم باهات میام

49
00:08:55,826 --> 00:08:59,872
نه، نه، نه. اصلاً حرفش هم نزن
بیرون آوردن یکی‌تون به اندازه کافی سخت هست

50
00:08:59,956 --> 00:09:02,750
چطوری میخوای پیداش کنی؟
به چشم‌های من نیاز داری

51
00:09:03,501 --> 00:09:04,627
چشم‌هات؟

52
00:09:07,004 --> 00:09:08,381
بابا، داری چه کار میکنی؟

53
00:09:10,216 --> 00:09:11,217
! بابا

54
00:09:13,511 --> 00:09:15,388
من رو بزن -
چی؟ -

55
00:09:22,019 --> 00:09:23,437
گفتم من رو بزن

56
00:09:26,649 --> 00:09:29,652
هر حرکتی که بکنی رو می‌شنون
مثل من

57
00:09:30,653 --> 00:09:33,030
بینایی باعث شده پر سر و صدا
و بی‌دقت بشی

58
00:09:33,114 --> 00:09:34,323
کافیه

59
00:09:36,826 --> 00:09:38,953
کوفون، کوفون

60
00:09:39,036 --> 00:09:40,162
پسرم

61
00:09:42,415 --> 00:09:43,624
گوش بده

62
00:09:44,875 --> 00:09:46,294
... من و مادرت

63
00:09:47,420 --> 00:09:51,507
شما رو بزرگ کردیم که زیبا باشین
نه جنجگو

64
00:09:52,592 --> 00:09:55,011
نمیخوام تو هم جوری که من جنگیدم، بجنگی

65
00:09:57,888 --> 00:10:01,017
هیچوقت تصور نکردم بیرون از آلکنی زندگی کنی

66
00:10:01,684 --> 00:10:03,728
و نتونستم آماده‌ت کنم

67
00:10:08,983 --> 00:10:11,235
به احتمال زیاد برنمی‌گردم

68
00:10:11,819 --> 00:10:15,156
باید یاد بگیری چطور با چشم بسته
مثل یک آدم کور مبارزه کنی

69
00:10:15,239 --> 00:10:16,532
همون‌طور که من اگه می‌بودم
یادت میدادم

70
00:10:17,700 --> 00:10:19,869
یادت باشه، چشم‌هات بهت خیانت میکنن

71
00:10:20,870 --> 00:10:21,871
... بابا

72
00:10:23,164 --> 00:10:25,583
یکی باید زنده بمونه، خب؟

73
00:10:27,877 --> 00:10:29,045
پاریس -
بله -

74
00:10:29,128 --> 00:10:30,212
بیا اینجا

75
00:10:30,713 --> 00:10:33,549
گوش بده، هفت روز صبر کنین

76
00:10:33,633 --> 00:10:37,845
اگه برنگشتم، یعنی هم من
و هم هانیوا کشته شدیم

77
00:10:39,138 --> 00:10:41,349
تا جایی که میتونین از اینجا فاصله بگیرین

78
00:10:42,266 --> 00:10:43,809
پاریس، تکرار کن

79
00:10:44,769 --> 00:10:46,687
هفت روز که شد، میریم

80
00:11:00,159 --> 00:11:01,744
قسم خورده بودم هیچوقت برنگردم اینجا

81
00:11:03,371 --> 00:11:05,790
با هانیوا برگرد و دوباره قسمت رو تکرار کن

82
00:11:09,377 --> 00:11:10,378
متاسفم پسرم

83
00:11:12,380 --> 00:11:13,673
عاشقتم

84
00:12:01,429 --> 00:12:02,430
حالت خوبه؟

85
00:12:03,013 --> 00:12:04,223
معلومه که خوبم

86
00:12:04,807 --> 00:12:06,350
زیاد طول کشید

87
00:12:07,309 --> 00:12:10,062
خیلی وقته که داریم میگردیم
غذای درست حسابی هم که نمیخوریم

88
00:12:10,146 --> 00:12:11,856
من مثل تو معده قوی‌ای ندارم

89
00:12:15,317 --> 00:12:16,819
چه‌قدر تا پنسا مونده؟

90
00:12:16,902 --> 00:12:19,739
فقط یک مسافت کوتاه بعد از دریاچه، سرورم

91
00:12:19,822 --> 00:12:20,823
... خب پس

92
00:12:22,324 --> 00:12:23,325
به پیش

93
00:12:24,076 --> 00:12:25,911
حرکت -
حرکت -

94
00:12:42,678 --> 00:12:44,972
گروهان بیست و شش، قربان

95
00:12:45,055 --> 00:12:47,224
وقتی خبری ازشون نشد
امدیم دنبالشون

96
00:12:47,892 --> 00:12:50,436
به احتمال خیلی زیاد
به یک گروه قاچاقچی برخورد کردن

97
00:12:53,397 --> 00:12:56,901
نه، این کار قاچاقچی‌ها نیست

98
00:12:57,985 --> 00:12:59,069
قربان؟

99
00:13:01,614 --> 00:13:02,823
ببرینشون به شهر

100
00:13:03,324 --> 00:13:05,534
با احترام کامل -
بله قربان -

101
00:13:11,081 --> 00:13:12,374
به خونه خوش اومدی، بابا

102
00:13:46,200 --> 00:13:47,201
گره

103
00:13:49,870 --> 00:13:50,871
 برو

104
00:13:58,212 --> 00:13:59,213
گره

105
00:14:07,054 --> 00:14:08,180
کاپیتان کوجی؟

106
00:14:10,266 --> 00:14:11,600
گروهان بیست و شش

107
00:14:12,601 --> 00:14:14,937
بیست و شش که قرار نیست تا فردا برگرده

108
00:14:16,230 --> 00:14:18,566
دستور دادن برای گزارش تلفات برگردم

109
00:14:21,902 --> 00:14:23,279
غیر عادیه، مگه نه؟

110
00:14:25,364 --> 00:14:26,907
نه وقتی تلفات داریم

111
00:14:53,851 --> 00:14:55,603
میتونی بری دروازه شرقی

112
00:14:56,395 --> 00:14:57,396
قربان

113
00:15:01,025 --> 00:15:02,276
باید یه چیزی بخوری

114
00:15:02,359 --> 00:15:03,944
چرا واست مهمه؟

115
00:15:04,945 --> 00:15:06,155
اهمیتی نداره

116
00:15:07,072 --> 00:15:09,199
فقط میخوام کاری کنم راحت باشی

117
00:15:09,283 --> 00:15:11,535
چند هقته‌ست به این تخت بسته شدم

118
00:15:12,494 --> 00:15:14,496
کارهای خیلی بدتری از ایدو برمیاد
باور کن

119
00:15:14,580 --> 00:15:15,664
پس چرا نکرده؟

120
00:15:17,708 --> 00:15:19,168
چرا این کار رو با من میکنه؟

121
00:15:20,628 --> 00:15:22,296
بهت که گفتم نمیدونم

122
00:15:24,548 --> 00:15:26,216
حتی نمیدونم چرا اینجایی

123
00:15:35,601 --> 00:15:37,937
ژنرال گفت اسمش ایدو واسه؟

124
00:15:40,230 --> 00:15:41,231
خب؟

125
00:15:43,150 --> 00:15:44,777
پدر من ایدو واسه

126
00:15:46,153 --> 00:15:47,196
برادر ایدو؟

127
00:15:47,947 --> 00:15:49,156
چیزی راجع بهش شنیدی؟

128
00:15:50,658 --> 00:15:54,203
... فقط یک سری داستان
وقتی اون رفت من بچه بودم

129
00:15:56,163 --> 00:15:58,666
ولی بیشتر از ‏25 ساله که ایدو دنبالش میگرده

130
00:15:58,749 --> 00:16:00,668
تا انتقام مرگ پدرش رو بگیره

131
00:16:00,751 --> 00:16:03,796
یعنی بابا پدر خودش رو کشته؟ -
آره -

132
00:16:04,588 --> 00:16:05,673
باورم نمیشه

133
00:16:06,674 --> 00:16:08,926
خب، باور تو زیاد اهمیتی نداره

134
00:16:09,843 --> 00:16:12,179
ایدو داره از من استفاده میکنه
که بابا رو بکشونه اینجا

135
00:16:14,556 --> 00:16:17,226
اکثر آدم‌ها سعی میکنن هرطور که شده
از پدرم دوری کنن

136
00:16:18,769 --> 00:16:21,021
خب ژنرال مثل اکثر آدم‌ها نیست

137
00:16:22,189 --> 00:16:26,110
و خیلی وقته که منتظر مونده
تا دستش به بابا واس برسه

138
00:16:29,697 --> 00:16:34,284
[ تریوانتیس - درب شرقی ]

139
00:16:39,999 --> 00:16:41,625
تو پدرم رو نمیشناسی

140
00:16:42,668 --> 00:16:45,129
وقتی بیاد دنبالم
موقعی متوجه میشین که فرار کردیم

141
00:16:46,714 --> 00:16:49,341
... ممکنه پدرت بتونه وارد شهر بشه

142
00:16:49,425 --> 00:16:50,509
بعدی

143
00:16:51,051 --> 00:16:52,636
ولی امکان نداره بتونه زنده بره بیرون

144
00:16:54,096 --> 00:16:55,806
گره شناسایی

145
00:16:55,889 --> 00:16:57,266
اینجا شهر ایدوئه

146
00:16:57,349 --> 00:17:00,102
جون بکنین، گره شناسایی

147
00:17:00,185 --> 00:17:01,895
و اون منتظرش خواهد بود

148
00:17:27,087 --> 00:17:30,424
خب، ایدو ژنراله و تو هم واسه اون کار میکنی

149
00:17:30,507 --> 00:17:31,884
یعنی تو دقیقاً کی هستی؟

150
00:17:33,719 --> 00:17:37,639
کسی که حس میکنه به اندازه کافی
جواب سوال‌هات رو داده

151
00:17:39,516 --> 00:17:42,061
باشه، فقط یک چیز دیگه

152
00:17:48,650 --> 00:17:50,152
ایدو میدونه که میتونی ببینی؟

153
00:18:23,936 --> 00:18:26,146
تکون بخورین تنبلا

154
00:18:26,939 --> 00:18:30,359
حواستون به آتیش باشه
نمیخوام فلز خشک بشه

155
00:18:34,571 --> 00:18:37,825
اسمیتی، این به درد نمیخوره

156
00:18:40,160 --> 00:18:41,703
حتماً موقع سرد شدن ترک کرده

157
00:18:41,787 --> 00:18:43,122
چون جابه‌جاش کردین

158
00:18:43,205 --> 00:18:45,415
ذوبش کن و محض رضای خدا
بیشتر دقت کنین

159
00:18:54,091 --> 00:18:57,427
فولاد نظامی، قبضه مشکی
صحیح و سالم

160
00:18:58,679 --> 00:19:01,682
زره سینه‌ش رو هم که داری
چیز کمیابیه

161
00:19:02,933 --> 00:19:04,059
چه‌قدر میخریش؟

162
00:19:04,143 --> 00:19:07,271
خرید و فروش سلاح‌های نظامی غیرقانونیه

163
00:19:08,188 --> 00:19:11,358
پس گمونم بهتره برش دارم -
وایستا، وایستا -

164
00:19:13,318 --> 00:19:14,319
ده سکه مس

165
00:19:15,445 --> 00:19:17,906
شمشیر تنها اونقدر می‌ارزه
بیست‌تا

166
00:19:18,657 --> 00:19:22,911
واسه بیست سکه باید سربازی
که این‌ها رو ازش دزدیدی رو هم بیاری

167
00:19:24,079 --> 00:19:26,498
قبل از این که بکشمش باید میگفتی

168
00:19:27,583 --> 00:19:30,627
صدات رو میشناسم
ولی امکان نداره خودت باشی

169
00:19:32,796 --> 00:19:34,464
صدای کسیه که مرده

170
00:19:35,257 --> 00:19:36,967
و اگ نمرده باشه

171
00:19:37,050 --> 00:19:39,136
واسه تحویل دادنش ‏100 سکه گیرم میاد

172
00:19:39,219 --> 00:19:42,723
آره، ولی از همه چیز
باید بتونی زنده بیرون بری

173
00:19:43,307 --> 00:19:44,975
و خوب میدونی که نمیتونی از دستم فرار کنی

174
00:19:48,353 --> 00:19:49,771
بابا واس

175
00:19:50,606 --> 00:19:52,691
حتماً دیوونه شدی که برگشتی اینجا

176
00:19:54,067 --> 00:19:55,819
خوشحالم صدات رو میشنوم

177
00:19:56,361 --> 00:19:58,780
ولی گمونم به زودی پشیمون میشیم

178
00:19:59,740 --> 00:20:00,824
آره، قطعاً

179
00:20:01,909 --> 00:20:03,911
بیا، اون پشت یک کم خنکتره

180
00:20:07,623 --> 00:20:08,790
چطور فهمیدی؟

181
00:20:10,542 --> 00:20:12,336
کل عمرم سعی میکردم مخفیش کنم

182
00:20:13,378 --> 00:20:15,464
مثل تو
میدونم چطوریه

183
00:20:18,300 --> 00:20:20,302
مشخصاً جرلامارل پدر تو نیست

184
00:20:24,056 --> 00:20:25,057
نه

185
00:20:27,059 --> 00:20:29,019
والدینم اینجا در تریوانتیس هستن

186
00:20:29,937 --> 00:20:31,271
اون‌ها چی؟

187
00:20:32,606 --> 00:20:33,815
عادی‌ان

188
00:20:34,942 --> 00:20:36,235
برادرهام هم همینطور

189
00:20:38,987 --> 00:20:40,948
والدین جرلامارل هم نابینا بودن

190
00:20:41,031 --> 00:20:44,159
ولی تا به حال این موضوع
رو درباره کس دیگه نشنیده بودم

191
00:20:47,621 --> 00:20:49,206
کس دیگه‌ای هم مثل تو هست؟

192
00:20:50,958 --> 00:20:54,086
نه، حداقل من نمیشناسم

193
00:20:56,546 --> 00:20:58,090
حتماً خیلی احساس تنهایی میکنی

194
00:21:02,719 --> 00:21:03,720
سرباز هم که هستی

195
00:21:03,804 --> 00:21:07,057
نگران نیستی متوجه بشن
و به اسم ساحره آتیشت بزنن؟

196
00:21:08,850 --> 00:21:12,646
تریوانتیس مثل پایا نیست
اینجا کسی به ساحره‌ها اعتقاد نداره

197
00:21:15,732 --> 00:21:17,609
ولی به هر حال باز هم اعدامم میکنن

198
00:21:19,236 --> 00:21:21,405
اگه اعتقاد ندارن
پس چرا همچین کاری بکنن؟

199
00:21:22,364 --> 00:21:25,575
دولت ما خرافاتی نیست
ولی دست روی دست هم نمیذارن

200
00:21:26,201 --> 00:21:29,288
قوانینی هست که مربوط به قرن‌ها پیشه

201
00:21:32,416 --> 00:21:34,501
بینایی زمانی باعث نابودی دنیا شد

202
00:21:36,920 --> 00:21:39,089
و اجازه نمیدن این اتفاق دوباره تکرار بشه

203
00:21:42,217 --> 00:21:46,972
پس اگه رازت رو به ژنرال بگم
عاقبت خوشی در انتظارت نیست، درسته؟

204
00:22:00,819 --> 00:22:04,281
میشه حرف یک زندانی درمونده

205
00:22:04,364 --> 00:22:05,949
در برابر یک ستوان وفادار

206
00:22:06,033 --> 00:22:07,826
فکر میکنی حرف کی رو باور میکنه؟

207
00:22:10,287 --> 00:22:12,581
و خوشحال باش که اینطور پیش میره

208
00:22:12,664 --> 00:22:14,541
وگرنه خودم میکشتمت

209
00:22:14,624 --> 00:22:16,960
و به ژنرال میگفتم حین فرار کشته شدی

210
00:22:18,503 --> 00:22:19,755
من رو نمیکشی

211
00:22:21,923 --> 00:22:23,342
تو من رو نمیشناسی

212
00:22:26,720 --> 00:22:29,264
همین الان هم بهتر از هرکس دیگه میشناسمت

213
00:22:49,743 --> 00:22:52,996
علاحضرت، ملکه کین

214
00:23:11,973 --> 00:23:14,893
حتی توی این همه سر و صدا
باز هم میتونم غرولند کردنت رو بشنوم

215
00:23:16,103 --> 00:23:19,106
تو بهم قول دادی
همچنان دنبال خونواده‌م میگردیم

216
00:23:19,189 --> 00:23:20,399
همینطور هم هست

217
00:23:21,441 --> 00:23:23,360
بیشتر از سی روزه که داریم میگردیم

218
00:23:23,443 --> 00:23:25,404
نمیشه که یکسره همه‌جا پرسه بزنیم

219
00:23:25,487 --> 00:23:26,947
باید قلمرومون رو هم پس بگیریم

220
00:23:28,323 --> 00:23:30,742
 اون موقع سربازهای سرحال

221
00:23:30,826 --> 00:23:33,453
و یک پایگاه گیرمون میاد
که میتونیم از اونجا جستجومون رو ادامه بدیم

222
00:23:34,454 --> 00:23:36,039
گرچه که ممکنه بی‌ثمر باشه

223
00:24:14,870 --> 00:24:16,371
باید بریم

224
00:24:16,455 --> 00:24:18,248
آروم باش، بوتس

225
00:24:18,331 --> 00:24:20,459
تو تنها و توی کثافت بزرگ شدی

226
00:24:20,542 --> 00:24:23,545
حالا یکی از همسران ملکه پایایی هستی

227
00:24:23,628 --> 00:24:26,882
معجزه رو نمی‌بینی؟ -
من اینجا یک ساحره‌ام -

228
00:24:26,965 --> 00:24:32,679
تو به یک وظیفه هدف خاص و مقدس می‌پردازی
اون هم تو رو در امان نگه‌میداره. اینقدر غر نزن

229
00:24:42,022 --> 00:24:43,106
اتاق قشنگیه

230
00:24:47,694 --> 00:24:48,737
ملکه من

231
00:24:49,529 --> 00:24:50,947
ملکه من

232
00:24:51,698 --> 00:24:53,617
همگی خوشحالیم که زنده‌ هستین

233
00:24:54,409 --> 00:24:57,037
وقتی خبر نابودی کانزوا رو شنیدیم
نگران شدیم نکنه اتفاقی برای شما افتاده باشه

234
00:24:57,621 --> 00:25:00,707
لرد هارلان، ممنون از این خوش‌آمدگویی زیباتون

235
00:25:02,334 --> 00:25:05,670
حضور شما در هر شرایطی باعث افتخاره

236
00:25:05,754 --> 00:25:08,548
چه برسه بازگشت پیروزمندانه‌تون از مرگ

237
00:25:08,632 --> 00:25:11,092
سلام، لرد هارلان

238
00:25:12,219 --> 00:25:13,887
سلام، شما؟

239
00:25:18,099 --> 00:25:19,100
ماگرا؟

240
00:25:19,184 --> 00:25:21,436
صدام رو نشناختی؟

241
00:25:22,395 --> 00:25:23,563
امکان نداره

242
00:25:23,647 --> 00:25:25,440
خودم هستم هارلان

243
00:25:26,608 --> 00:25:27,817
شاه‌دخت

244
00:25:33,198 --> 00:25:34,908
هر دو خواهر پیش ما بازگشتن

245
00:25:35,700 --> 00:25:37,744
واقعاً که روز معجزه‌آساییست

246
00:25:38,912 --> 00:25:42,165
خیلی وقته ندیدمت
تعجب کردم من رو به یاد داشتین

247
00:25:42,249 --> 00:25:44,584
معلومه که شما رو یادمه -
خوبه -

248
00:25:45,835 --> 00:25:47,337
ملکه

249
00:25:47,420 --> 00:25:50,298
گره‌هایی که قبل از حضورتون دریافت کردیم

250
00:25:50,382 --> 00:25:51,508
نشون میداد که قصد دارین

251
00:25:51,591 --> 00:25:53,969
پنسا رو به عنوان پایتخت جدید
حکومت پایایی انتخاب کنین

252
00:25:54,052 --> 00:25:55,804
گمون نمیکنم با این موضوع مشکلی داشته باشین

253
00:25:56,304 --> 00:25:59,015
اتفاقاً برعکس، باعث افتخار بنده‌ست

254
00:25:59,641 --> 00:26:01,768
اینقدرا میشناسمت که بدونم
این حرفت رو نمیشه باور کرد

255
00:26:06,273 --> 00:26:08,525
همه ما سوگوار از دست دادن کانزوا بودیم ملکه

256
00:26:09,609 --> 00:26:12,112
به واقع فاجعه‌ای غیرقابل تصور بود

257
00:26:13,613 --> 00:26:14,614
بله

258
00:26:16,283 --> 00:26:19,160
البته که میشه این صحبت‌ها رو
در مکانی خصوصی‌تر ادامه داد

259
00:26:20,203 --> 00:26:21,246
البته

260
00:26:23,248 --> 00:26:25,834
گمون میکنم سفر سختی در پیش داشتین

261
00:26:27,419 --> 00:26:28,878
نسل کشی خانواده‌تون

262
00:26:29,713 --> 00:26:32,591
متواری شدن به بیابان‌های اونطرف دیوارهای کوتاه

263
00:26:33,592 --> 00:26:36,678
در نتیجه پیش قدم شدم
تا اقامت‌گاهی زیبا برای شما مهیا کنم

264
00:26:37,178 --> 00:26:38,847
هم از استحکام بالایی برخورداره
و هم موقعیت مکانی فوق العاده

265
00:26:38,930 --> 00:26:41,224
... خیلی راحت -
مرتفع‌ترین خونه پنسا کجاست؟ -

266
00:26:43,351 --> 00:26:45,645
خب، به عبارتی میشه خونه بنده

267
00:26:46,688 --> 00:26:47,689
واقعاً؟

268
00:26:50,567 --> 00:26:53,528
که البته باعث افتخار بنده‌ست
که به عنوان کاخ شما ازش استفاده کنیم

269
00:26:54,529 --> 00:26:56,698
میگم هرچه سریعتر ترتیب انتقالتون رو بدن

270
00:26:57,282 --> 00:27:00,910
مهربانی شما رو فراموش نمیکنم، لرد هارلان

271
00:27:04,372 --> 00:27:05,874
شاه‌دخت ماگرا

272
00:27:10,337 --> 00:27:13,632
عجب بدبیاری ناجوری، مگه نه؟

273
00:27:14,841 --> 00:27:19,012
میخوای اجازه بدی همینطوری بیاد
و شهرت رو ازت بگیره؟

274
00:27:19,888 --> 00:27:21,139
اون ملکه‌ست

275
00:27:21,806 --> 00:27:24,267
سربازهای تو از ساحره‌یاب‌های اون بیشترن

276
00:27:24,351 --> 00:27:27,103
آره، ولی افراد اون به مراتب ماهرتر هستن

277
00:27:28,647 --> 00:27:30,982
تازه، اگه این موضوع به درستی کنترل بشه

278
00:27:31,066 --> 00:27:34,569
نزدیک بودن به ملکه مزایایی هم داره

279
00:27:35,779 --> 00:27:38,948
دیروز، ملکه مُـرده بود
به نظر من همون به اندازه کافی نزدیک بود

280
00:27:39,032 --> 00:27:42,285
کریگان، تو برادرم هستی
و من عاشقتم

281
00:27:43,328 --> 00:27:44,913
ولی قدرت تصورت واقعاً پایینه

282
00:27:51,336 --> 00:27:52,462
پس تمام این مدت

283
00:27:52,545 --> 00:27:54,714
توی کوه‌های قملرو پایا قایم شده بودی

284
00:27:55,965 --> 00:27:59,094
سخته بتونم به عنوان یک پایایی تصورت کنم -
مثل اون‌ها که نبودم -

285
00:27:59,177 --> 00:28:01,096
بین قبلیه‌های مخفی زندگی میکردم

286
00:28:04,015 --> 00:28:05,308
پس تریونتیانی نیستی

287
00:28:05,392 --> 00:28:06,851
پایایی هم نیستی

288
00:28:06,935 --> 00:28:09,020
حداقل گانایت هم نیستی

289
00:28:09,104 --> 00:28:10,146
... یاکیس

290
00:28:12,857 --> 00:28:16,486
صاف میری سر اصل مطلب
مثل همون قدیم

291
00:28:16,569 --> 00:28:17,696
خب، موضوع چیه

292
00:28:19,823 --> 00:28:21,825
ایدو -

293
00:28:24,119 --> 00:28:25,787
دخترم رو گرفته

294
00:28:25,870 --> 00:28:27,664
باید بدونم کجا مخفیش کرده

295
00:28:27,747 --> 00:28:29,499
خیلی وقته که اینجا نبودی، بابا

296
00:28:29,582 --> 00:28:31,584
ایدو پیشرفت کرده

297
00:28:31,668 --> 00:28:35,004
میدونم ژنرال شده -
اون ژنرال ارشده -

298
00:28:35,672 --> 00:28:37,465
ژنرال ارشد شده؟ -
آره -

299
00:28:37,549 --> 00:28:39,259
دستت هم بهش نمیرسه

300
00:28:39,342 --> 00:28:42,429
البته بهتر هم هست که نرسه
به خاطر کاری که کردی، زنده زنده پوستت رو میکنه

301
00:28:43,930 --> 00:28:45,181
موضوع دختر کوچولومه

302
00:28:45,849 --> 00:28:47,434
میفهمی؟

303
00:28:48,518 --> 00:28:50,645
من خیلی وقته که کشیدم کنار

304
00:28:50,729 --> 00:28:54,482
ولی اگه واسه کشوندن تو به اینجا گرفتش
نمیبرنش یک زندان معمولی

305
00:28:54,566 --> 00:28:56,985
حدسم اینه که توی پایگاه سه نگه‌ش داشته

306
00:28:57,944 --> 00:28:59,654
از پایگاه سه واسم بگو

307
00:28:59,738 --> 00:29:02,407
یک مجتمع بسته‌ست
کارهای مخفی ارتش رو اونجا میکنن

308
00:29:02,490 --> 00:29:05,118
ایدو گروهان ویژه‌ش رو گذاشته اونجا

309
00:29:25,930 --> 00:29:27,474
چطور واردش بشم؟

310
00:29:27,557 --> 00:29:30,059
هیچکس وارد نمیشه
حتی دولت

311
00:29:38,109 --> 00:29:40,528
به نظرت عاقلانه بود که خونه لرد هارلان رو بگیریم؟

312
00:29:40,612 --> 00:29:42,947
من ملکه هستم
ملکه باید در مرتفع‌ترین خونه زندگی کنه

313
00:29:43,031 --> 00:29:44,908
حتی ملکه هم به متحدینش نیاز داره

314
00:29:44,991 --> 00:29:47,452
وضعیت ما در اینجا به هیچ وجه با ثبات نیست

315
00:29:47,535 --> 00:29:50,663
تا زمانی که تخریب کانوزا درست توضیح داده نشده باشه

316
00:29:50,747 --> 00:29:51,748
ما آسیب‌پذیر هستیم

317
00:29:51,831 --> 00:29:54,250
بیش از حد نگرانی -
تو هم زیادی بی‌خیالی -

318
00:29:54,793 --> 00:29:56,961
افرادت همین الانش هم یک بار بهت خیانت کردن

319
00:29:57,045 --> 00:30:00,006
لرد هارلان فرمانده ارتشه
و ما به محافظتش نیاز داریم

320
00:30:00,089 --> 00:30:02,592
... به خصوص وقتی قانون جدید -
کافیه -

321
00:30:03,468 --> 00:30:08,139
هارلان یک ندیم دون‌مایه بود
که تونست بشه لردِ پنسا

322
00:30:08,640 --> 00:30:11,976
نمیدونم چطور تونست
ولی مشخصاً با حماقتش نبوده

323
00:30:12,519 --> 00:30:16,314
اگه به مردی مثل هارلان ضعف نشون بدی
سریع سوارت میشه

324
00:30:17,482 --> 00:30:18,525
این رو یادت باشه

325
00:31:01,484 --> 00:31:04,612
باید توی منازعاتت با هارلان بیشتر دقت کنی

326
00:31:05,947 --> 00:31:08,658
به حمایت اون و رهبری نیاز داریم

327
00:31:10,159 --> 00:31:11,578
من ملکه‌شون هستم

328
00:31:13,162 --> 00:31:14,998
میخوان طرف چه کسی باشن؟

329
00:31:15,081 --> 00:31:19,961
فقط میگم ملکه‌ای که مورد علاقه همه‌ست
میتونه موفقیت بیشتری نسب به کسی داشته باشه
که همه ازش بدشون میاد

330
00:31:20,712 --> 00:31:22,463
داری درباره بچه‌هات صحبت میکنی

331
00:31:22,964 --> 00:31:25,383
ماگرا من بهت قول دادم
فکر میکنی سر حرفم نمی‌مونم؟

332
00:31:25,466 --> 00:31:27,969
... میگم ازش بخوای لطف کنه -
یک ملکه درخواست لطف نمیکنه -

333
00:31:28,052 --> 00:31:30,138
تا توضیحاتی درمورد قضیۀ کانزوا داده بشه

334
00:31:30,221 --> 00:31:32,932
من نیازی ندارم چیزی رو به کسی توضیح بدم

335
00:31:33,016 --> 00:31:35,643
علیاحضرت، لرد هارلان و فرمانده گاست اومدن

336
00:31:35,727 --> 00:31:37,061
وارد بشن

337
00:31:38,897 --> 00:31:39,898
تنهامون بذارید

338
00:31:41,649 --> 00:31:43,276
درمورد کانزوا چی بهشون میگی؟

339
00:31:44,193 --> 00:31:46,487
حالا تصمیم می‌گیرم چی بگم
و همون رو میگم

340
00:31:46,571 --> 00:31:49,115
تو هر دروغی بگی، از چشم منم می‌بینن

341
00:31:49,198 --> 00:31:51,367
ملکه اگه چیزی بگه، دروغ حساب نمی‌شه

342
00:31:51,868 --> 00:31:54,537
لرد هارلان. کی رو با خودتون آوردین؟

343
00:31:55,038 --> 00:31:56,706
ملکه‌ی من. شاه‌دخت

344
00:31:57,707 --> 00:32:01,502
اجازه بدید فرمانده گاست، فرمانده ارتش پنسا
رو بهتون معرفی کنم

345
00:32:05,214 --> 00:32:07,050
باعث افتخاره، ملکه‌ی من

346
00:32:07,133 --> 00:32:10,678
حمله به کانزوا رسواییِ بی‌سابقه‌ای بود

347
00:32:10,762 --> 00:32:11,763
بله

348
00:32:11,846 --> 00:32:14,557
،از وقتی خبردار شدیم
ارتش در حالت آماده‌باش قرار گرفته

349
00:32:15,266 --> 00:32:18,728
انتظار دارم گزارش آمادگیِ دفاعی‌تون
رو تا فردا تحویلم بدید

350
00:32:18,811 --> 00:32:20,271
چشم حتماً

351
00:32:20,355 --> 00:32:24,025
،شما به‌عنوان تنها شاهد
،اگر بتونید بهمون بگید دشمن کیه

352
00:32:24,108 --> 00:32:26,819
به آمادگی‌مون کمک زیادی می‌کنه -
بله می‌تونم -

353
00:32:27,904 --> 00:32:29,238
و به موقعش هم میگم

354
00:32:29,322 --> 00:32:30,448
شوراء رو تشکیل بدید

355
00:32:30,531 --> 00:32:32,533
در اسرع وقت میام دیدن‌شون

356
00:32:32,617 --> 00:32:33,743
بله، علیاحضرت

357
00:32:34,369 --> 00:32:36,579
من یه مشکل دیگه‌ای دارم
که بسیار هم پراهمیتـه

358
00:32:36,663 --> 00:32:37,914
ماگرا -
شاه‌دخت؟ -

359
00:32:37,997 --> 00:32:41,709
‫17 ساله که دنبال‌شونی
حالا یه‌کم دیگه هم طول بکشه

360
00:32:41,793 --> 00:32:42,794
منطقیه

361
00:32:44,963 --> 00:32:46,714
من خانواده‌ام رو گم کردم

362
00:32:46,798 --> 00:32:50,009
هر چندتا سرباز در دسترس دارید می‌خوام
که بریم دنبال‌شون بگردیم

363
00:32:50,593 --> 00:32:52,679
زیر سنگ هم باشن پیداشون می‌کنیم

364
00:32:52,762 --> 00:32:53,763
ممنونم

365
00:32:54,263 --> 00:32:57,058
همراه‌تون میام تا دستورات رو به سربازها بدم

366
00:33:06,442 --> 00:33:08,277
چه کارایی که برای خانواده نمی‌کنیم

367
00:33:08,403 --> 00:33:09,487
..آره

368
00:33:12,323 --> 00:33:13,366
...امیدوارم  که

369
00:33:15,702 --> 00:33:18,871
شما و خواهر گرامی
اقامت‌تون در اینجا رو دوست داشتید دیگه؟

370
00:33:20,164 --> 00:33:21,165
بله

371
00:33:23,251 --> 00:33:27,839
و حالا فکر می‌کنم قراره یه صحبت جدی بکنیم

372
00:33:31,718 --> 00:33:34,095
،منطق حکم می‌کنه که بعد از حمله به کانزوا

373
00:33:34,178 --> 00:33:36,055
بخوایم سنگرهامون رو مستحکم‌تر کنیم

374
00:33:36,139 --> 00:33:40,184
و بااینحال شما الان اجازه دادید
سربازان ارزشمندمون از شهر خارج شن

375
00:33:42,145 --> 00:33:46,899
مگه اینکه البته به دلایلی
نگرانِ حملۀ دیگه‌ای نباشید

376
00:33:48,568 --> 00:33:50,361
اینجا پدافند مستحکمی داره

377
00:33:50,820 --> 00:33:53,906
پنسا بزرگ‌ترین گردان رو در «پایا» داره، مگه نه؟

378
00:33:55,074 --> 00:33:57,201
یکی از دلایلی که انتخابش کردم هم همین بود

379
00:33:58,077 --> 00:34:00,747
من فکر کردم به‌خاطر این بود که
می‌دونستید من دوست‌تون هستم

380
00:34:02,749 --> 00:34:04,500
یعنی من محتاجِ دوستی با شمام؟

381
00:34:05,710 --> 00:34:09,255
خب ملکه‌ی من، یه زمزمه‌هایی وجود داره

382
00:34:10,715 --> 00:34:12,050
زمزمه؟

383
00:34:12,133 --> 00:34:15,053
بله، از کسی پوشیده نیست که درباریانِ کانزوا

384
00:34:15,136 --> 00:34:16,888
داشتن علیه شما قیام می‌کردن

385
00:34:17,847 --> 00:34:19,390
مراقب حرفی که می‌زنی باش، هارلان

386
00:34:19,474 --> 00:34:21,017
همیشه هستم، ملکه‌ی من

387
00:34:23,144 --> 00:34:25,188
،تردیدی در وفاداریِ من به شما وجود نداره

388
00:34:25,271 --> 00:34:27,440
اما پنسا شهر بزرگیـه

389
00:34:27,523 --> 00:34:30,151
احزاب و افراد پرنفوذ زیادی داره

390
00:34:31,194 --> 00:34:32,737
برای اونا هم شبهه‌هایی به‌وجود اومده

391
00:34:35,907 --> 00:34:36,908
حدس می‌زنم

392
00:34:36,991 --> 00:34:40,078
این صحبت‌ها تهش می‌خواد
به منظور خاصی برسه دیگه؟

393
00:34:40,161 --> 00:34:42,080
همون حرفی که قبلاً زدم

394
00:34:42,830 --> 00:34:44,332
من دوست شما هستم

395
00:34:47,085 --> 00:34:48,628
می‌تونم دوست خیلی خوبی باشم

396
00:34:48,711 --> 00:34:52,423
.بهش فکر می‌کنم
حالا اگه حرف دیگه‌ای نیست، لطفاً تشریف ببرید

397
00:34:54,008 --> 00:34:56,844
هنوز دارم راه و چاهِ کاخ جدیدم رو یاد می‌گیرم

398
00:34:58,805 --> 00:35:00,014
ملکه‌ی من

399
00:35:10,566 --> 00:35:11,567
بوتس؟

400
00:35:13,236 --> 00:35:14,362
بله، ملکه‌ی من؟

401
00:35:15,696 --> 00:35:17,698
تو می‌بینی. سر و وضعم خوب شده؟

402
00:35:20,535 --> 00:35:21,994
خیلی زیبا شدید

403
00:35:25,206 --> 00:35:26,999
به‌نظرت می‌خوام این‌طرفا بپلکی؟

404
00:35:31,546 --> 00:35:32,630
!برو دیگه

405
00:35:59,031 --> 00:36:00,074
کریگان

406
00:36:04,745 --> 00:36:06,581
خب ملکه حالش چطور بود؟

407
00:36:07,373 --> 00:36:10,918
درست مثل قبل مکّار و خطرناکـه

408
00:36:11,836 --> 00:36:13,296
پس سلیقه‌ی خودمـه

409
00:36:15,423 --> 00:36:16,507
خواهرش چطور؟

410
00:36:16,591 --> 00:36:18,217
،اونو هنوز نفهمیدمش

411
00:36:18,301 --> 00:36:20,970
ولی تضاد جالبی بین‌شون وجود داره

412
00:36:22,430 --> 00:36:23,681
یه جای کار می‌لنگه

413
00:36:24,432 --> 00:36:26,309
چی؟ -
نمی‌دونم -

414
00:36:27,059 --> 00:36:28,811
شاید بیَرزه پیگیرش بشیم

415
00:36:30,521 --> 00:36:35,234
ولی بهرحال، صد درصد به اون
اهرم فشاری که گفته بودم نیاز دارم

416
00:36:36,235 --> 00:36:37,486
می‌دونی اون کجاست؟

417
00:36:38,946 --> 00:36:42,116
در حال انتقالـه

418
00:36:42,200 --> 00:36:43,201
خوبه

419
00:36:43,951 --> 00:36:45,536
،حالا تا برسه

420
00:36:45,620 --> 00:36:49,916
ظاهراً لرد اعظم پنسا رو
از اتاق‌خواب خودش بیرون کردن

421
00:36:49,999 --> 00:36:51,000
آره

422
00:36:52,084 --> 00:36:54,462
،و برادر کوچیک‌ترشم همین‌طور
نه به‌طور تصادفی

423
00:36:55,963 --> 00:36:57,590
یه حسی بهم می‌گفت اینو میگی

424
00:37:10,686 --> 00:37:14,774
پروردگار آتش. مراقب هانیوای ما باش

425
00:37:16,567 --> 00:37:18,361
و بابا واس، پدرش

426
00:37:20,363 --> 00:37:22,615
اونا رو صحیح‌وسالم به ما برسون

427
00:37:24,242 --> 00:37:27,203
اونا رو در آرامش به ما برسون

428
00:37:28,371 --> 00:37:29,372
...به

429
00:37:30,623 --> 00:37:31,624
آهای؟

430
00:37:36,045 --> 00:37:37,046
کسی اینجاست؟

431
00:37:37,672 --> 00:37:40,258
تنهایی که نیومدی اینجا، ها؟

432
00:37:41,259 --> 00:37:43,552
منم می‌خوام همینو از تو بپرسم

433
00:37:43,636 --> 00:37:45,638
اما تو تنها نیستی، مگه نه؟

434
00:37:46,472 --> 00:37:47,765
نه نیستم

435
00:37:50,393 --> 00:37:52,770
ساحره‌یاب‌ها. سریع باید از اینجا بریم

436
00:38:08,452 --> 00:38:09,370
تکون نخور

437
00:38:09,453 --> 00:38:11,747
هانیوا -
دیگه وقتشه من برم -

438
00:38:11,831 --> 00:38:14,375
محاله بتونی از شهر خارج شی -
پس سفر کوتاهی می‌شه -

439
00:38:14,458 --> 00:38:17,044
...خب، الان می‌ریم سمت اون زنجیر پا

440
00:38:33,853 --> 00:38:36,022
دوست ندارم آسیبی بهت بزنم -
پس بذار برم -

441
00:38:36,105 --> 00:38:37,732
اون‌کارم دوست ندارم بکنم

442
00:39:23,277 --> 00:39:24,737
کافیه

443
00:39:27,073 --> 00:39:29,909
ساحره‌یاب‌ها تو این فاصله از پایتخت
چی‌کار می‌کنن؟

444
00:39:29,992 --> 00:39:31,660
،ما دنبال یه خواهر و برادر اهل آلکنی هستیم

445
00:39:31,744 --> 00:39:34,372
هانیوا و کوفون -
اشتباه گرفتین -

446
00:39:34,455 --> 00:39:36,624
ولی سگ‌هامون بوی دیگه‌ای حس می‌کنن

447
00:39:41,837 --> 00:39:43,339
این کوفون‌ـه -
نه خیر -

448
00:39:43,422 --> 00:39:44,673
ولش کنید -
نه -

449
00:39:45,007 --> 00:39:48,094
از این صدای پیرت تشخیص میدم
که تو هانیوا نیستی

450
00:39:48,177 --> 00:39:51,055
پس اون کجاست؟ -
همراه ما نیست -

451
00:39:51,138 --> 00:39:52,515
خب، کاچی به از هیچی

452
00:39:52,598 --> 00:39:54,683
...به فرمان شاه‌دخت ماگرا -
ماگرا؟ -

453
00:39:54,767 --> 00:39:56,852
شما باید فوراً با ما به پنسا برگردید

454
00:39:56,936 --> 00:39:59,980
چی می‌گین واسه خودتون؟
اون که.. شاه‌دخت نیست؟ اون مُرده

455
00:40:00,064 --> 00:40:03,275
بهتون اطمینان میدم که ایشون
هم زنده هستن، هم خواهرِ ملکه کین

456
00:40:03,359 --> 00:40:04,360
داری دروغ میگی

457
00:40:11,909 --> 00:40:13,119
راست میگه

458
00:40:14,328 --> 00:40:15,955
چی؟ -
اون زنده‌ست -

459
00:40:17,456 --> 00:40:19,250
ماگرا زنده‌ست

460
00:40:19,959 --> 00:40:22,294
چی؟ -
باید راه بیفتیم. همین‌الان -

461
00:40:22,378 --> 00:40:23,379
مطمئنی؟

462
00:40:23,462 --> 00:40:26,215
جوهر وجودیِ ماگرا رو
قشنگ روی این یارو حس کردم

463
00:40:26,298 --> 00:40:28,801
مرسی از تأییدِ چیزی که
اصلاً تردیدی درش وجود نداشت

464
00:40:28,884 --> 00:40:30,094
حالا دیگه راه بیفتین -
!صبر کنید، نه -

465
00:40:30,177 --> 00:40:33,222
وایسا وایسا، ما نمی‌تونیم بیایم
منتظر کسی هستیم

466
00:40:34,765 --> 00:40:35,766
منتظر هانیوا؟

467
00:40:35,850 --> 00:40:39,061
بله، با پدرم. به‌زودی میان اینجا

468
00:40:39,145 --> 00:40:42,189
همین‌حالا می‌ریم -
نه، نمی‌تونیم بدون اونا بریم -

469
00:40:42,273 --> 00:40:45,067
نمی‌تونیمم بمونیم. خیلی خطرناکـه

470
00:40:45,151 --> 00:40:47,153
،حالا یا داوطلبانه میای

471
00:40:47,236 --> 00:40:49,613
یا می‌بندمت به اسبم و می‌برمت

472
00:40:50,114 --> 00:40:51,115
انتخاب کن

473
00:40:53,200 --> 00:40:55,202
..پاریس -
ماگرا زنده‌ست -

474
00:40:55,286 --> 00:40:57,121
کوفون، تو برو پیش مادرت

475
00:40:57,204 --> 00:40:58,998
من اینجا منتظر بابا و هانیوا می‌مونم

476
00:40:59,081 --> 00:41:00,833
من تنهات نمی‌ذارم

477
00:41:02,084 --> 00:41:03,711
تنها نیستم

478
00:41:04,545 --> 00:41:05,838
برو پیشش

479
00:41:05,921 --> 00:41:07,006
سریع‌تر برو

480
00:41:33,324 --> 00:41:36,118
لرد هارلان. بفرمایید داخل

481
00:41:36,202 --> 00:41:38,287
از نحوه‌ی در زدنم، فهمیدین منم

482
00:41:38,787 --> 00:41:40,789
یا از صدای راه رفتن‌تون

483
00:41:41,707 --> 00:41:44,126
بله فراموش کرده بودم
شما «آیورا» هستی

484
00:41:45,211 --> 00:41:48,589
و خواهش می‌کنم، اینجا که هستیم
تشریفات رو بذارید کنار

485
00:41:49,965 --> 00:41:51,091
هارلان صدام کن

486
00:41:52,593 --> 00:41:55,095
خب، حدس می‌زنم شما هم بخوای
منو ماگرا صدا کنی

487
00:41:55,596 --> 00:41:57,806
بچه که بودیم همین‌طوری صداتون می‌کردم

488
00:41:57,890 --> 00:42:01,560
خب، ما دیگه بچه نیستیم -
معلومه که هستیم -

489
00:42:02,770 --> 00:42:07,316
،فقط با گذر عمر
بچه‌های غمگین‌تر و عصبی‌تری شدیم

490
00:42:11,028 --> 00:42:14,907
برای کودک درون‌تون هدیه‌ای آوردم

491
00:42:29,171 --> 00:42:30,464
چوب‌دستی آهنگین

492
00:42:35,094 --> 00:42:37,012
سال‌هاست از اینا نداشتم

493
00:42:40,683 --> 00:42:44,603
به یاد دارم که همیشه
از بازی با اینا لذت می‌بردی

494
00:42:45,563 --> 00:42:46,689
آره

495
00:42:47,773 --> 00:42:50,901
این تنها چیزی بود که
صداهای تو سرم رو ساکت می‌کرد

496
00:42:55,573 --> 00:42:57,616
ازت ممنونم، هارلان

497
00:42:57,700 --> 00:43:00,578
حداقل کاری که بود که ازم برمی‌اومد، ماگرا

498
00:43:00,661 --> 00:43:02,830
منظورت اینه بعد از این‌که خواهرم خونه‌ت رو قُرُق کرد؟

499
00:43:03,414 --> 00:43:07,042
من هر کاری می‌کنم برای خدمت به ملکه‌ست

500
00:43:07,126 --> 00:43:08,460
،تا جایی که خاطرم هست

501
00:43:08,544 --> 00:43:11,797
تو همیشه هر کاری می‌کردی
برای خدمت به خودت بود

502
00:43:12,381 --> 00:43:15,843
خب، مثل اینکه حافظۀ جفت‌مون قویـه

503
00:43:19,430 --> 00:43:20,556
...بگو ببینم

504
00:43:22,016 --> 00:43:24,435
 وقتی حمله اتفاق افتاد، تو توی کانزوا بودی؟

505
00:43:25,853 --> 00:43:27,229
نه -
نه؟ -

506
00:43:28,480 --> 00:43:32,610
پس.. شاهدی وجود نداره دیگه؟

507
00:43:34,486 --> 00:43:38,365
،اول که عنوان‌هامون رو گذاشتی کنار
و حالا داری به خیانت فکر می‌کنی؟

508
00:43:38,449 --> 00:43:40,492
تو که خودت استادی

509
00:43:40,576 --> 00:43:42,453
خودت علیه خواهرت قیام کردی

510
00:43:42,536 --> 00:43:44,371
و سعی کردی روی تخت پادشاهی بشینی

511
00:43:44,455 --> 00:43:47,166
،ولی بعدش تا 18 سال خبری ازم نشد

512
00:43:47,666 --> 00:43:49,918
پس شاید باید یه درسی از این ماجرا بگیری

513
00:43:50,919 --> 00:43:51,920
قطعاً همین‌طوره

514
00:43:54,340 --> 00:43:55,758
راستی، کجا بودی؟

515
00:43:55,841 --> 00:43:59,887
،می‌دونی، برای این ملاقات خیلی کوتاه
اون داستان خیلی مفصلیـه

516
00:44:00,512 --> 00:44:01,639
بسیارخب

517
00:44:02,973 --> 00:44:05,142
یکی از همین روزها براش وقت باز می‌کنیم

518
00:44:09,355 --> 00:44:11,231
،اگر از این حرفم ناراحت نمی‌شی

519
00:44:12,483 --> 00:44:14,735
باید بگم که تو ملکۀ فوق‌العاده‌ای می‌شدی

520
00:44:21,659 --> 00:44:24,828
،شهروندان عزیز و مقدسِ پنسا

521
00:44:25,412 --> 00:44:27,665
باشد که پروردگار آتش دل‌هایتان را گرم کند

522
00:44:29,667 --> 00:44:35,089
،مفتخرم که امروز در مقابل شما بایستم
به‌عنوان روحی که دوباره از درون مصیبت‌ها متولد شده

523
00:44:35,798 --> 00:44:38,217
از درون غم و مرگ

524
00:44:39,635 --> 00:44:42,262
،بیشتر از همیشه شاکرِ ایمان شما

525
00:44:43,389 --> 00:44:44,473
...عشق شما

526
00:44:45,849 --> 00:44:46,850
ماگرا؟

527
00:44:46,934 --> 00:44:49,603
و هدفی هستم که به من سپرده‌اید -
اینجام -

528
00:44:50,729 --> 00:44:52,022
جریان چیه؟

529
00:44:52,564 --> 00:44:54,441
...ما -
مراسم انتصاب رو گذاشته بودیم سه روز دیگه -

530
00:44:54,525 --> 00:44:55,943
توافق کرده بودیم

531
00:44:56,026 --> 00:44:57,736
خیر سرم کلی تدارک دیدم -
...انتخاب شده‌ایم -

532
00:44:57,820 --> 00:45:00,114
امروز صبح بیدار شد و تصمیمشـو عوض کرد

533
00:45:00,197 --> 00:45:01,198
عادتشـه

534
00:45:02,032 --> 00:45:06,704
،پایتخت عزیزمون کانزوا، محل حکمرانی پدرم

535
00:45:06,787 --> 00:45:09,498
،و پدربزرگم، و پدر پدربزرگم

536
00:45:10,082 --> 00:45:13,627
دیگر وجود ندارد

537
00:45:18,298 --> 00:45:24,054
..خودم شاهد اشک‌های مردمم بودم
در حالی که غرق می‌شدن

538
00:45:27,975 --> 00:45:32,187
.کودکانی که فریادِ «مادر مادر» سر می‌دادند
و مردان به دنبال همسرشون

539
00:45:33,731 --> 00:45:35,858
،منم آماده بودم که همراه‌شون جان بدم

540
00:45:36,525 --> 00:45:39,862
اما خداوند برنامۀ دیگه‌ای برام داشت

541
00:45:42,448 --> 00:45:45,200
،من آتشِ پروردگار رو درون وجودم احساس کردم

542
00:45:45,284 --> 00:45:49,037
در حالی که وجودم رو گرم می‌کرد
و منو از مرگ حتمی نجات می‌داد

543
00:45:49,455 --> 00:45:51,832
تا من رو باری دیگر به خواهرم برسونه

544
00:45:54,251 --> 00:45:59,006
شاه‌دخت ماگرا، که سال‌هاست
از وجودش بی‌نصیب شده بودیم

545
00:45:59,089 --> 00:46:00,841
..و دقیقاً همان خدا

546
00:46:02,259 --> 00:46:04,178
..همان خدای یگانه‌ست که

547
00:46:06,138 --> 00:46:08,056
ما رو امروز اینجا جمع کرده

548
00:46:08,140 --> 00:46:13,771
تا شهر پنسا رو به‌عنوان
پایتخت جدید پادشاهیِ پایا منصوب کنیم

549
00:46:20,444 --> 00:46:21,987
،اهالی پایای عزیز من

550
00:46:22,863 --> 00:46:27,326
بدانید که چیزی که احتمالاً
ازش ترس داشتید، حقیقتِ ماجرا بوده

551
00:46:29,286 --> 00:46:33,415
خودِ ارتش تریوانتیس بود که
...مردم‌مون رو به قتل رسوندن

552
00:46:34,792 --> 00:46:36,460
و کانزوا رو نابود کردن

553
00:46:39,129 --> 00:46:41,131
و الان دلیلش رو بهتون میگم

554
00:46:42,841 --> 00:46:45,010
..جاسوس‌هاشون بهشون اطلاع دادن که

555
00:46:46,595 --> 00:46:48,722
من باردار هستم

556
00:46:51,099 --> 00:46:53,268
و این بچه همه‌چیز رو تغییر میده

557
00:46:55,437 --> 00:47:00,150
چرا که این بچه با موهبت بینایی به‌دنیا میاد

558
00:47:08,951 --> 00:47:11,995
می‌دونم پذیرفتن موضوعی که انقدر

559
00:47:12,496 --> 00:47:14,832
با تعالیم نیاکان‌مون مغایرت داره، سخته

560
00:47:16,583 --> 00:47:18,794
...اما من صدای خداوند را شنیده‌ام

561
00:47:20,712 --> 00:47:24,633
و خداوند روح خود را به روح من
پیوند زد و من رو به زندگی برگردوند

562
00:47:24,716 --> 00:47:29,680
که من تمام اهالی پایا رو برای
،شکستِ دشمن غربی‌مون متحد کنم

563
00:47:29,763 --> 00:47:31,974
یک‌بار برای همیشه

564
00:47:38,146 --> 00:47:42,526
،پیروزی ما پیشگویی شده
و سریع هم خواهد بود

565
00:47:43,944 --> 00:47:50,033
چرا که ما برگزیده شدیم
تا در هنگام آمدن این بچه‌ها ازشون محافظت کنیم

566
00:47:50,117 --> 00:47:54,830
،و قطعاً هم میان
تا تولد دوباره‌ای برای دنیا رقم بزنند

567
00:47:54,913 --> 00:47:58,959
دنیایی که بینایان و نابینایان

568
00:47:59,042 --> 00:48:03,213
،تحت حکومت من
با آرامش درش زندگی خواهند کرد

569
00:48:04,214 --> 00:48:07,092
!چرا که ما اهالی پایا هستیم

570
00:48:07,718 --> 00:48:13,473
ما پایایی هستیم

571
00:48:20,147 --> 00:48:22,232
تا حالا تو معدن زغال‌سنگ رفته بودی؟

572
00:48:22,316 --> 00:48:23,317
نه

573
00:48:24,276 --> 00:48:25,777
اونا مهمون ناخونده دوست ندارن

574
00:48:25,861 --> 00:48:28,572
کنار دیوارها راه برو
نزدیکِ چاله‌ها هم نشو

575
00:48:28,655 --> 00:48:31,450
اسنل منتظرتـه -
اسنل؟ -

576
00:48:31,533 --> 00:48:34,661
بیا، اینو بده بهش
تونلی که دنبالشی رو نشونت میده

577
00:48:35,662 --> 00:48:37,497
ببین با سرعتِ هر چه تمام حرکت کن

578
00:48:37,581 --> 00:48:40,834
،اگه تو اون حرارت نفس بکشی
تمام وجودت آتیش می‌گیره

579
00:48:46,173 --> 00:48:47,257
ممنونم، یاکیس

580
00:48:48,133 --> 00:48:50,135
احتمالاً می‌میری -
نه -

581
00:50:06,837 --> 00:50:09,631
سلام رفیق. چیزی برام آوردی؟

582
00:50:15,637 --> 00:50:16,722
بزن بریم

583
00:50:39,953 --> 00:50:43,290
این تونل مستقیم می‌خوره به تونل سه، خب؟

584
00:50:43,373 --> 00:50:46,209
ولی آدم 30 ضربان بیشتر
توی اون حرارت دووم نمیاره

585
00:50:46,293 --> 00:50:48,754
پس دست بجنبون، و گرنه زنده‌زنده می‌پزی

586
00:50:51,465 --> 00:50:52,507
موفق باشی

587
00:51:29,294 --> 00:51:30,337
سیبث

588
00:51:31,296 --> 00:51:33,840
این چه کاری بود کردی؟ -
همونی که صحبت‌شـو کرده بودیم -

589
00:51:33,924 --> 00:51:37,219
.ما حرفی از بچه نزده بودیم
بچه‌ی بوتس؟

590
00:51:37,302 --> 00:51:39,721
قضاوت نکن. به یه دلیلی اونو برام آوردن

591
00:51:40,222 --> 00:51:42,516
اصلاً معلوم نیست بچه‌ت بینا بشه

592
00:51:42,599 --> 00:51:43,892
نه تا وقتی که به‌دنیا بیاد

593
00:51:43,975 --> 00:51:45,560
برای تو معلوم نیست. برای من هست

594
00:51:45,769 --> 00:51:47,521
ماگرا، واقعاً فکر می‌کردم خوشحال شی

595
00:51:47,604 --> 00:51:49,773
اگه برای من هم نه، برای خودت

596
00:51:49,856 --> 00:51:51,525
بچه‌هات دیگه ساحره نیستن

597
00:51:51,608 --> 00:51:55,278
خب، وقتی تریوانتیسی‌ها بُکشن‌مون
این دیگه اهمیتی نداره

598
00:51:55,904 --> 00:51:57,155
حرفای مسخره نزن

599
00:51:58,198 --> 00:51:59,991
توافق کردیم باهمدیگه حکومت کنیم

600
00:52:00,075 --> 00:52:02,119
،من گفتم با تو در کنارم حکومت می‌کنم

601
00:52:02,702 --> 00:52:04,955
و الانم که اینجا کنارمی -
اینجا بودنِ من اهمیتی نداره -

602
00:52:05,038 --> 00:52:07,082
اگه می‌خوای همین‌طوری
بدون مشورت با من تصمیم بگیری

603
00:52:07,165 --> 00:52:09,751
،اون‌وقت اگر ازت مشورت می‌گرفتم
تو چی می‌گفتی؟

604
00:52:09,835 --> 00:52:13,004
می‌گفتم که اعلان جنگ با تریوانتیسی‌ها دیوانگیـه

605
00:52:13,088 --> 00:52:15,215
و اعلامِ اینکه یک فرزند بینا تو راه داری

606
00:52:15,298 --> 00:52:18,093
هر دومون رو در معرض یک انقلاب قرار میده

607
00:52:18,677 --> 00:52:20,387
،بهت می‌گفتم که تونستی با یک سخنرانی

608
00:52:20,470 --> 00:52:22,639
دوتا راه برای به کشتن دادمون پیدا کنی

609
00:52:22,722 --> 00:52:24,724
و منم باز همون سخنرانی رو انجام می‌دادم

610
00:52:24,808 --> 00:52:25,892
سیبث -
ماگرا -

611
00:52:26,393 --> 00:52:29,729
،فقط یه ملکه می‌تونه وجود داشته باشه
که اون منم

612
00:52:30,522 --> 00:52:33,150
الان اگه زن عاقلی بودی
،به حرفم گوش می‌کردی و یاد می‌گرفتی

613
00:52:33,233 --> 00:52:35,777
به‌جای اینکه فرض کنی بلدی حکومت‌داری کنی

614
00:52:35,861 --> 00:52:39,948
تا بالأخره یه روزی برسه
که بتونی مشورت به‌دردبخوری بهم بدی

615
00:52:42,325 --> 00:52:46,830
من دارم ازت مراقبت می‌کنم.. خواهرم

616
00:52:49,583 --> 00:52:50,876
درست مثل همیشه

617
00:53:55,482 --> 00:53:56,650
سلام، رفیق

618
00:53:59,236 --> 00:54:02,030
شرمنده، مثل اینکه
فرستادمت سمت تونل اشتباهی

619
00:54:02,113 --> 00:54:03,823
اسمیتی، مطمئنی «بابا واس» همینه؟

620
00:54:03,907 --> 00:54:05,617
دیدم داشت با یاکیس صحبت می‌کرد

621
00:54:05,700 --> 00:54:06,993
،خب پس

622
00:54:07,077 --> 00:54:10,038
باید همین‌جا منتظرِ افراد ژنرال بمونیم

623
00:54:10,121 --> 00:54:11,790
تا مژدگونی‌مون رو دریافت کنیم

624
00:54:15,543 --> 00:54:16,544
به چی می‌خندی؟

625
00:54:17,921 --> 00:54:19,839
به جسدهایی که فکر می‌کنن قراره پولی بگیرن

626
00:54:19,923 --> 00:54:21,716
اصلاً معلوم هست چی میگی؟

627
00:54:49,494 --> 00:54:50,495
اسمیتی

628
00:54:52,289 --> 00:54:53,456
اسمیتی

629
00:54:53,540 --> 00:54:56,042
می‌تونی قبل از اومدن سربازا
فلنگـو ببندی

630
00:54:56,543 --> 00:54:57,544
دیگه دیر شده

631
00:55:03,425 --> 00:55:04,676
کسی از جاش جُم نخوره

632
00:55:04,759 --> 00:55:07,220
...بابا واس، دستور میدم تسلیم

633
00:55:17,480 --> 00:55:18,481
!بایست

634
00:55:29,617 --> 00:55:30,618
!پخش بشید

635
00:55:31,995 --> 00:55:33,371
!محاصره‌ش کنید

636
00:56:14,454 --> 00:56:15,580
!اون اینجاست

637
00:56:17,040 --> 00:56:18,375
!یه گردش به سمت چپ

638
00:56:21,086 --> 00:56:22,837
برید چپ. حرکت کنید

639
00:56:29,844 --> 00:56:32,055
!داره میره سمت میدون

640
00:56:47,529 --> 00:56:49,531
ببند، بچه‌جون -
باشه -

641
00:56:49,614 --> 00:56:51,074
!کوچه‌ها و خیابون‌ها رو بگردین

642
00:56:54,077 --> 00:56:57,038
داره از خیابون میره سمت رودخونه

643
00:57:23,440 --> 00:57:29,821
حمایت کنید از مادرتون
که توسط پروردگار آتش هدایت شده

644
00:57:32,407 --> 00:57:34,951
پروردگاری که محافظ تمام بچه‌هاست

645
00:57:36,244 --> 00:57:43,084
و شما خواهران و دختران، همه با هم

646
00:57:43,626 --> 00:57:46,045
حمایت کنید از مادرتون

647
00:57:48,381 --> 00:57:50,091
..که توسط پروردگار آتش هدایت

648
00:57:53,052 --> 00:57:54,554
صداتـو می‌شنوم

649
00:57:56,681 --> 00:58:00,518
.و بوت رو هم حس می‌کنم
پس بهتره بیای بیرون

650
00:58:11,237 --> 00:58:13,406
حالا بگید ببینم کی دلش چایی می‌خواد؟

651
00:58:47,815 --> 00:58:48,942
سلام برادرم

652
00:58:50,652 --> 00:58:51,653
ایدو

653
00:58:54,614 --> 00:58:55,990
بابا واسِ مقتدر

654
00:58:56,074 --> 00:59:00,745
کسی که ده‌ها گانایت رو سلاخی کرد
و پدر خودش رو به قتل رسوند

655
00:59:01,329 --> 00:59:03,540
حالا مثل یه بردۀ ساده به غل‌وزنجیر کشیده شده

656
00:59:03,915 --> 00:59:07,293
فقط به‌خاطر اینکه نتونست
یه پسری رو بُکشه

657
00:59:08,670 --> 00:59:10,338
همچین ناامیدکننده‌ست

658
00:59:11,798 --> 00:59:12,966
خواهش می‌کنم، برادر

659
00:59:14,092 --> 00:59:15,260
...دخترم

660
00:59:16,594 --> 00:59:17,595
دخترت؟

661
00:59:18,429 --> 00:59:22,350
دخترت؟ منظورت دختر جرلامارل‌ـه دیگه، نه؟

662
00:59:24,018 --> 00:59:27,647
ازت خواهش می‌کنم. بذار اون بره

663
00:59:27,730 --> 00:59:29,440
خواهش می‌کنی؟ -
...اون هیچ ربطی -

664
00:59:29,524 --> 00:59:31,234
...خواهش». واقعاً» -
به این قضیه نداره -

665
00:59:31,317 --> 00:59:33,903
شنیدن حس دلسوزی توی صدات چه‌قدر عجیبه

666
00:59:36,990 --> 00:59:42,203
زمانی رو به یاد دارم که التماس می‌کردم
فقط ذره‌ای دلت برام بسوزه

667
00:59:50,128 --> 00:59:53,965
.شرمنده‌م
من تمام عمرم حسرتِ کاری که

668
00:59:54,048 --> 00:59:56,676
با تو کردم رو خوردم -
!خفه شو -

669
01:00:04,434 --> 01:00:05,476
نگران نباش

670
01:00:07,353 --> 01:00:09,314
حالا وقت واسه احوال‌پرسی زیاده

671
01:00:13,067 --> 01:00:14,068
شروع کن

672
01:00:15,945 --> 01:00:16,946
ایدو

673
01:00:18,698 --> 01:00:19,699
ایدو

674
01:00:21,200 --> 01:00:22,535
اونو ول کن

675
01:00:32,962 --> 01:00:35,006
!ایدو
