﻿1
00:01:02,437 --> 00:01:06,066
‫ژنرال ارشد، شما احضار شدین تا در خصوص

2
00:01:06,149 --> 00:01:08,026
‫فرار زندانی تاماکتی جون پاسخگو باشید

3
00:01:08,109 --> 00:01:10,487
‫تاماکتی جون زندانی من نبود

4
00:01:10,570 --> 00:01:14,407
‫- ولی بابا واس بود
‫- بابا واس دشمن جمهوری بود

5
00:01:15,075 --> 00:01:16,534
‫که باید مطابق قانون به سرعت

6
00:01:16,618 --> 00:01:19,788
‫محاکمه و اعدام میشد

7
00:01:19,871 --> 00:01:23,750
‫اگر این کار رو کرده بودید،
‫هرگز فرصت نمیکرد

8
00:01:23,833 --> 00:01:25,460
‫با تاماکتی جون فرار کنه

9
00:01:25,543 --> 00:01:27,796
‫ساحره‌یاب می‌تونست منبع

10
00:01:27,879 --> 00:01:31,966
‫اطلاعات بسیار ارزشمندی از
‫استراتژی بزرگتر ملکه پایا

11
00:01:32,050 --> 00:01:33,510
‫و دارایی‌های نظامیش باشه

12
00:01:33,593 --> 00:01:36,429
‫هیچ میدونین چطور تونستن فرار کنن؟

13
00:01:36,971 --> 00:01:40,350
‫چنین نفوذی در سیستم امنیتی ما
‫سابقه نداشته

14
00:01:40,934 --> 00:01:44,104
‫حتماً یکی کمکشون کرده.
‫یکی از داخل کمکشون کرده

15
00:01:45,063 --> 00:01:48,233
‫پس باید خائن یا خائنان رو پیدا کنیم

16
00:01:48,316 --> 00:01:49,567
‫و درس عبرتی کنیمشون برای بقیه

17
00:01:49,651 --> 00:01:53,488
‫اگر خائنی باشه، من پیداش میکنم

18
00:01:55,073 --> 00:01:58,910
‫ژنرال واس، شما سالهای سال

19
00:01:58,993 --> 00:02:02,038
‫با افتخار و رشادت به شورا خدمت کردید

20
00:02:02,122 --> 00:02:05,041
‫اما علاقه مفرطتون به شایعات
‫بازگشت بینایی

21
00:02:05,125 --> 00:02:09,963
‫دشمنی شخصی‌تون با برادرتون باید
‫کنار گذاشته بشه

22
00:02:10,046 --> 00:02:12,173
‫گانایت‌ها در غرب دارن
‫روز به روز جسورتر میشن

23
00:02:12,257 --> 00:02:13,758
‫شما بزرگترین رزم‌آرای ما هستید

24
00:02:13,842 --> 00:02:17,762
‫باید روی تهدیدات واقعی علیه
‫این جمهوری تمرکز کنین

25
00:02:18,721 --> 00:02:20,473
‫متوجه هستید؟

26
00:02:25,019 --> 00:02:29,941
‫بله. متوجهم قربان

27
00:02:37,407 --> 00:02:39,534
‫میخوام تک تک نگهبان‌هایی که
‫با بابا واس یا تاماکتی جون

28
00:02:39,617 --> 00:02:41,035
‫در تماس بودن رو بازجویی کنی

29
00:02:41,119 --> 00:02:43,371
‫بازجویی کردم قربان.
‫چیز به درد بخوری نمی‌دونستن

30
00:02:43,454 --> 00:02:47,876
‫پس دوباره بازجویی کن.
‫یکی زبون باز میکنه

31
00:02:48,376 --> 00:02:49,377
‫بله قربان

32
00:04:08,873 --> 00:04:12,627
:دیــدن
«فصل دوم، قسمت سوم»

33
00:04:28,184 --> 00:04:30,353
‫کیه؟

34
00:04:31,854 --> 00:04:33,648
‫- چیزی نیست
‫- اولومان؟

35
00:04:33,731 --> 00:04:34,732
‫چیزی نیست

36
00:04:47,161 --> 00:04:48,496
‫بازم خواب بد دیدی؟

37
00:04:50,623 --> 00:04:51,874
‫متوجه نیستی

38
00:04:53,334 --> 00:04:54,919
‫خواب‌ها زیبان

39
00:04:56,337 --> 00:05:00,925
‫میتونم دنیا رو، بچه‌هام رو ببینم

40
00:05:02,885 --> 00:05:05,179
‫وقتی بیدار میشم کابوس شروع میشه

41
00:05:08,182 --> 00:05:10,351
‫ما هنوز اینجاییم پدر

42
00:05:11,602 --> 00:05:12,854
‫هرگز ترکت نمیکنیم

43
00:05:17,900 --> 00:05:19,777
‫راهی برای درست کردنش پیدا کردی؟

44
00:05:20,486 --> 00:05:23,281
‫میدونم که امکان‌پذیره،
‫با تجهیزات درستش

45
00:05:24,615 --> 00:05:27,952
‫ما دستگاه و تکنولوژی لازم رو
‫برای انجام خواسته‌های شما نداریم

46
00:05:40,256 --> 00:05:42,675
‫هر چی بهت یاد دادم یادت رفته؟

47
00:05:47,096 --> 00:05:49,349
‫یه عمر جون کندم تا اینجا رو ساختم

48
00:05:51,517 --> 00:05:55,355
‫با وجود شکست‌ها و غیرممکن‌ها،
‫من استقامت کردم

49
00:05:57,231 --> 00:05:58,441
‫حالا تو...

50
00:06:02,320 --> 00:06:04,364
‫باید به استقبال این چالش بری

51
00:06:05,323 --> 00:06:09,660
‫چیزی که غیرممکن بنظر میرسه
‫رو ممکن کن

52
00:06:11,287 --> 00:06:15,500
‫باید تمام لحظات بیداریت رو
‫وقف برگردوندن بیناییم کنی

53
00:06:15,583 --> 00:06:18,002
‫تا بتونم رسالتم رو تکمیل کنم

54
00:06:19,379 --> 00:06:21,172
‫یه شبه نتیجه نمیده

55
00:06:22,382 --> 00:06:26,135
‫و منم اشتباه کردم که گفتم
‫باید یه شبه انجام بشه

56
00:06:28,096 --> 00:06:31,516
‫جفتمون باید آروم باشیم
‫و پافشاری کنیم

57
00:06:32,683 --> 00:06:34,352
‫هر قدر هم طول کشید، کشید

58
00:06:37,814 --> 00:06:39,023
‫بله پدر

59
00:06:40,108 --> 00:06:41,109
‫خیلی‌خب

60
00:06:42,652 --> 00:06:45,363
‫حالا، گزارش صبحگاهیت

61
00:06:46,531 --> 00:06:47,407
‫الان؟

62
00:06:47,490 --> 00:06:49,617
‫کارمون ادامه پیدا میکنه، غیر از اینه؟

63
00:06:51,869 --> 00:06:53,037
‫البته که ادامه داره، فقط...

64
00:06:53,121 --> 00:06:57,625
‫شاید مجروح باشم،
‫اما تصمیمم تغییر نکرده

65
00:06:57,708 --> 00:07:01,462
‫تو هم نباید طوری رفتار کنی که انگار شل شدم،
‫وگرنه بچه‌ها هم ممکنه دنبالت راه بیفتن

66
00:07:02,213 --> 00:07:03,631
‫و تریوانتیسی‌ها...

67
00:07:07,176 --> 00:07:09,929
‫تریوانتیسی‌ها...

68
00:07:10,012 --> 00:07:11,681
‫نباید از جراحت من خبردار بشن

69
00:07:12,348 --> 00:07:14,684
‫ترسشون از توانایی‌های منه
‫که سرجاشون نگهشون داشته

70
00:07:14,767 --> 00:07:15,852
‫متوجه هستی؟

71
00:07:18,813 --> 00:07:19,814
‫بله پدر

72
00:07:22,316 --> 00:07:23,317
‫خوبه

73
00:07:24,485 --> 00:07:28,990
‫پس... گزارش صبحگاهی

74
00:07:32,827 --> 00:07:37,582
‫خب، نانی به معادلات درجه دو رسیده

75
00:07:39,250 --> 00:07:40,668
‫خیلی باهوشه

76
00:07:40,918 --> 00:07:43,546
‫متنی که پیشنهاد دادین رو
‫باهاش شروع کردم

77
00:07:43,629 --> 00:07:45,840
‫در جا بهش علاقمند شد

78
00:08:09,447 --> 00:08:13,075
‫قبل از موعد مقرر فرار کردن.
‫حتماً یه اتفاقی افتاده

79
00:08:13,159 --> 00:08:14,952
‫وقت نداریم دنبالشون بگردیم

80
00:08:15,036 --> 00:08:18,581
‫اولویتمون باید پیدا کردن
‫شاهدخت ماگرا باشه

81
00:08:22,710 --> 00:08:25,213
‫شاهدخت ماگرا؟
‫چی داره میگه؟

82
00:08:28,216 --> 00:08:32,678
‫اگه راست گفته باشه،
‫مادرت خواهر ملکه‌ست

83
00:08:35,097 --> 00:08:39,185
‫- ملکه کین؟ خیلی مسخره‌ست
‫- میدونم باورش سخته

84
00:08:39,268 --> 00:08:43,314
‫این باورش سخته که لحظه‌ای که دیدیش
‫تیکه تیکه‌ش نکردی

85
00:08:43,814 --> 00:08:45,149
‫بهش فکر کردم

86
00:08:46,984 --> 00:08:49,737
‫- ممکنه تله باشه بابا
‫- بله

87
00:08:49,820 --> 00:08:52,406
‫با این حال میذاری اون هدایتمون کنه. چرا؟

88
00:08:53,658 --> 00:08:56,744
‫به همون دلیلی که اومدم تو رو
‫توی تریوانتیس پیدا کنم

89
00:08:58,037 --> 00:08:59,580
‫اون زنمه هانیوا

90
00:09:00,081 --> 00:09:02,333
‫تنها زنیه که دوستش خواهم داشت

91
00:09:02,416 --> 00:09:04,418
‫اگر ذره‌ای احتمال داشته باشه که
‫زنده باشه...

92
00:09:04,502 --> 00:09:05,711
‫درک میکنم

93
00:09:09,423 --> 00:09:13,761
‫ولی اگه دروغ گفته باشه،
‫میخوام کشتنش رو باهات سهیم باشم

94
00:09:15,012 --> 00:09:16,389
‫بهت قول میدم

95
00:09:17,932 --> 00:09:22,311
‫و اگه دروغ نگفته باشه،
‫یعنی مادر من یه شاهدخت پایاییه

96
00:09:22,395 --> 00:09:23,563
‫چطور ممکنه؟

97
00:09:25,398 --> 00:09:26,732
‫من جوابی ندارم

98
00:09:28,150 --> 00:09:30,319
‫مطمئنم وقتی مادرت رو پیدا کنیم
‫خودش توضیح میده

99
00:09:31,612 --> 00:09:32,613
‫بیا

100
00:09:45,668 --> 00:09:47,878
‫سه تا اسب، دو تا سگ

101
00:09:49,171 --> 00:09:51,215
‫- تریوانتیسی‌ان؟
‫- ساحره‌یاب

102
00:09:51,716 --> 00:09:52,925
‫اگه دستشون به پسرم بخوره...

103
00:09:53,009 --> 00:09:55,136
‫ساحره‌یاب‌ها در خدمت ملکه هستن

104
00:09:55,219 --> 00:09:57,930
‫اگه ماگرا با ملکه باشه،
‫یعنی دستور دارن

105
00:09:58,014 --> 00:10:00,224
‫که بچه‌هاش رو پیدا کنن و برگردونن

106
00:10:00,850 --> 00:10:02,935
‫- ولی ملکه حکم سوزوندنشون رو میده
‫- نه

107
00:10:03,519 --> 00:10:05,896
‫شنیدم ملکه یه فرمان جدید داده

108
00:10:05,980 --> 00:10:08,691
‫بیناها دیگه ساحره محسوب نمیشن

109
00:10:10,401 --> 00:10:11,652
‫حالا کجا بریم؟

110
00:10:11,736 --> 00:10:15,448
‫شرق. یه اردوگاه ساحره‌یاب این نزدیکی هست

111
00:10:15,948 --> 00:10:17,700
‫اونا میدونن ملکه کجا مقیمه

112
00:10:19,952 --> 00:10:20,786
‫پنسا

113
00:10:20,870 --> 00:10:22,038
‫چی؟

114
00:10:22,538 --> 00:10:24,248
‫کوفون رو بردن پنسا

115
00:10:25,374 --> 00:10:27,585
‫- برات نشونه گذاشته؟
‫- بله

116
00:10:28,669 --> 00:10:29,837
‫پنسا

117
00:10:30,338 --> 00:10:34,925
‫محافظت‌شده، پررونق، موقعیت استراتژیک

118
00:10:35,551 --> 00:10:38,763
‫حدس میزنم ملکه یه پایتخت جدید
‫تعیین کرده

119
00:10:57,740 --> 00:11:01,327
‫این امر حیاتی چی هست
‫که انقدر فوریه، لرد هارلان؟

120
00:11:01,410 --> 00:11:03,204
‫نمیخوام شلوغش کنم

121
00:11:03,287 --> 00:11:07,208
‫اما زمانی که پای امنیت ملکه وسط باشه

122
00:11:07,291 --> 00:11:10,169
‫ترجیح میدم گناهم شلوغ کردن باشه
‫تا بیخیالی

123
00:11:11,212 --> 00:11:13,589
‫تو همیشه باید یه سخنرانی انجام بدی؟

124
00:11:14,924 --> 00:11:16,926
‫خلاصه‌ش میکنم. قول میدم

125
00:11:18,260 --> 00:11:20,429
‫میخوام این رو اول شما بشنوین

126
00:11:21,472 --> 00:11:25,101
‫فقط میخوام کاملاً بی‌حرکت باشین

127
00:11:26,102 --> 00:11:28,688
‫اگه بدونه اینجایین ممکنه
‫آزادانه صحبت نکنه

128
00:11:30,147 --> 00:11:32,400
‫مثل عنکبوت صدام درنمیاد

129
00:11:42,493 --> 00:11:48,124
‫لرد هارلان، ایشون زچن هستن،
‫مردی که خواسته بود خدمت برسه

130
00:11:48,624 --> 00:11:50,126
‫ممنونم کریگان

131
00:12:01,846 --> 00:12:03,723
‫کس دیگه‌ای هم تو اتاق هست؟

132
00:12:04,473 --> 00:12:07,893
‫یه خادم مورداعتماد که به من وفاداره

133
00:12:08,853 --> 00:12:10,646
‫اهل کجایی زچن؟

134
00:12:12,148 --> 00:12:13,274
‫کانزوا، قربان

135
00:12:13,774 --> 00:12:16,777
‫در کاخ کانزوا نگهبان بودی؟

136
00:12:17,486 --> 00:12:19,029
‫بله قربان. بیش از 20 سال

137
00:12:20,322 --> 00:12:23,242
‫پس وقتی تریوانتیسی‌ها حمله کردن
‫تو اونجا بودی

138
00:12:26,036 --> 00:12:28,205
‫وقتی کانزوا سقوط کرد من بودم

139
00:12:29,957 --> 00:12:34,128
‫ولی مسئله اینه که حمله‌ای در کار نبود

140
00:12:36,172 --> 00:12:38,716
‫پس سد چطور نابود شد؟

141
00:12:39,550 --> 00:12:41,302
‫مطمئن نیستم قربان

142
00:12:41,385 --> 00:12:44,597
‫فقط میدونم که تریوانتیسی در کار نبود

143
00:12:46,056 --> 00:12:47,892
‫نمی‌فهمم

144
00:12:50,186 --> 00:12:51,979
‫یه روز عادی بود

145
00:12:53,189 --> 00:12:54,607
‫باد و پرنده‌ها

146
00:12:55,733 --> 00:12:58,486
‫نه صدای سربازهای تریوانتیسی اومد

147
00:12:58,569 --> 00:12:59,945
‫نه بانگ جنگی

148
00:13:02,239 --> 00:13:07,536
‫پس اگه کار تریوانتیسی‌ها نبود،
‫مسئولش کی بود؟

149
00:13:13,375 --> 00:13:15,586
‫باید متوجه باشین قربان

150
00:13:15,669 --> 00:13:19,673
‫پدرم تو کانزوا نگهبان بود،
‫پدر پدرم هم همینطور

151
00:13:19,757 --> 00:13:21,967
‫چندین نسله که داریم
‫به سلطنت خدمت میکنیم

152
00:13:22,051 --> 00:13:23,511
‫متوجهم. متوجهم

153
00:13:30,643 --> 00:13:31,727
‫چیزی نیست

154
00:13:32,561 --> 00:13:34,355
‫اونی که اومدی بگی رو بگو سرباز

155
00:13:38,484 --> 00:13:43,572
‫من زیر و بوم اون ساختمون‌ها رو می‌شناختم،
‫تمام مسیرها، اینکه کی دسترسی داشت

156
00:13:43,656 --> 00:13:46,951
‫و بنظرم تنها کسی که می‌تونست
‫آب‌ها رو آزاد کنه...

157
00:13:50,579 --> 00:13:52,414
‫شخص ملکه بود

158
00:14:54,518 --> 00:14:57,229
‫لرد هارلان، واقعاً تو نمایشی کردن
‫مسائل استعداد دارین

159
00:14:58,230 --> 00:15:00,274
‫اینجور حرف‌ها، میدونین...

160
00:15:01,358 --> 00:15:03,944
‫اگه کنترل نشه میتونه مثل طاعون پخش بشه

161
00:15:05,905 --> 00:15:08,657
‫و اگه مردم به داستانی که از کانزوا
‫گفتین شک کنن

162
00:15:09,366 --> 00:15:11,869
‫به فرزند بینایی که ازش حرف زدین
‫هم شک میکنن

163
00:15:12,369 --> 00:15:14,204
‫و همینطور نماینده‌ی خدا بودنتون

164
00:15:16,206 --> 00:15:17,333
‫تمامش

165
00:15:21,503 --> 00:15:23,756
‫تو نمیذاری این اتفاق بیفته

166
00:15:25,507 --> 00:15:27,927
‫کمترین کاریه که ازم برمیاد
‫اگه ملکه‌ام رو به خطر بندازه

167
00:15:28,427 --> 00:15:31,555
‫حالا فکر کن چقدر بیشتر مراقب می‌بودم

168
00:15:32,264 --> 00:15:34,600
‫اگه خواهر همسر خودم رو به خطر بندازه

169
00:15:38,187 --> 00:15:39,855
‫پیام فوری براتون دارم ملکه‌ی من

170
00:15:41,774 --> 00:15:42,858
‫بیا

171
00:16:10,386 --> 00:16:13,055
‫خیالت راحت هارلان،
‫به عروست میرسی

172
00:16:34,702 --> 00:16:39,206
‫سیبث، لطفاً.
‫الان حال دعوا کردن ندارم

173
00:16:39,289 --> 00:16:41,667
‫آروم باش خواهر.
‫خبرای خوب آوردم

174
00:16:42,876 --> 00:16:44,670
‫کوفون پیدا شده

175
00:16:46,046 --> 00:16:48,882
‫همین الان با سربازهام داره برمیگرده

176
00:16:48,966 --> 00:16:52,011
‫چی؟ کِی میرسن؟

177
00:16:52,094 --> 00:16:54,346
‫هانیوا و بابا واس چی؟

178
00:16:54,930 --> 00:16:56,640
‫اثری از اونا نیست متأسفانه

179
00:16:58,058 --> 00:16:59,143
‫با عقل جور درنمیاد

180
00:16:59,226 --> 00:17:01,603
‫بابا واس به هر قیمتی
‫کنار هم نگهشون می‌داشت

181
00:17:02,646 --> 00:17:05,107
‫مگه اینکه دیگه نتونسته باشه

182
00:17:06,984 --> 00:17:09,653
‫و حالا که کوفون بهمون ملحق میشه

183
00:17:09,737 --> 00:17:12,364
‫با مشکل امنیتش روبرو هستیم

184
00:17:12,865 --> 00:17:13,741
‫امنیتش؟

185
00:17:13,824 --> 00:17:18,037
‫همونطور که دیدی، یکم زمان میبره
‫تا مردم این مسیر جدید رو بپذیرن

186
00:17:19,371 --> 00:17:21,999
‫این نگرانی‌ها رو درباره بوتس نداشتی

187
00:17:23,959 --> 00:17:25,169
‫بوتس آدم  خاصی نیست

188
00:17:26,045 --> 00:17:27,838
‫فقط پدر بچه‌ـته

189
00:17:31,341 --> 00:17:32,426
‫چیه؟

190
00:17:35,429 --> 00:17:37,973
‫می‌شنوم که ضربان قلبت داره تندتر میشه، سیبث

191
00:17:40,809 --> 00:17:42,478
‫ولی فقط قلب تو

192
00:17:45,355 --> 00:17:46,607
‫بچه

193
00:17:48,358 --> 00:17:49,985
‫بچه رو از دست دادی

194
00:17:53,113 --> 00:17:56,575
‫سیبث. خیلی متأسفم

195
00:18:32,528 --> 00:18:36,782
‫بچه‌ی تو برمیگرده،
‫در حالی که بچه‌ی من تصمیم گرفت نیاد

196
00:18:39,201 --> 00:18:41,870
‫همین هم وضعیتمون رو دشوار میکنه

197
00:18:44,414 --> 00:18:47,167
‫اگه خبرش پخش شه که من باردار نیستم

198
00:18:47,668 --> 00:18:50,129
‫حفاظت از بچه‌های بینا
‫زیر سوال میره

199
00:18:50,212 --> 00:18:52,089
‫حتی بیشتر از الان

200
00:18:52,172 --> 00:18:54,341
‫امنیت کوفون تضمینی نخواهد داشت

201
00:18:55,050 --> 00:18:57,261
‫این صحبت‌ها رو متوجه نمیشم

202
00:18:57,344 --> 00:19:00,514
‫- داری پسرم رو تهدید میکنی؟
‫- برعکس

203
00:19:00,597 --> 00:19:03,183
‫هر کاری ازم بربیاد برای حفاظت
‫از خواهرزاده‌ام میکنم

204
00:19:03,934 --> 00:19:08,397
‫ولی اگه مردم علیه من،
‫علیه ما قیام کنن

205
00:19:09,356 --> 00:19:11,400
‫کسی نیست ازش محافظت کنه

206
00:19:12,484 --> 00:19:13,944
‫موضوع هارلان ـه

207
00:19:15,320 --> 00:19:19,449
‫اتحاد با لرد هارلان، تسلط به
‫یه ارتش متحد رو برامون تضمین میکنه

208
00:19:19,533 --> 00:19:22,870
‫که هر گونه حرفی از انقلاب
‫رو در نطفه خفه میکنه

209
00:19:22,953 --> 00:19:26,582
‫چرا انقدر اصرار داری روی این موضوع؟
‫چی رو مخفی میکنی؟

210
00:19:32,129 --> 00:19:34,798
‫ظاهراً بازمانده‌هایی از کانزوا هستن

211
00:19:37,384 --> 00:19:40,012
‫- اگه به گوش بقیه برسه...
‫- به گوش بقیه میرسه

212
00:19:40,095 --> 00:19:44,141
‫مسئله اینه که به وقتش چقدر
‫آماده هستیم که هر گونه آشوبی

213
00:19:44,224 --> 00:19:46,435
‫علیه حکومتمون رو سرکوب کنیم

214
00:19:47,895 --> 00:19:53,317
‫مردی با موقعیت هارلان،
‫میتونه آب رو آتیش باشه، یا شعله‌ورترش کنه

215
00:19:53,400 --> 00:19:55,068
‫بسته به اینکه منافعش کجا باشه

216
00:19:55,152 --> 00:19:58,906
‫و در حال حاضر تو رو میخواد

217
00:20:01,909 --> 00:20:04,870
‫خواهر. میدونم دارم چی ازت میخوام

218
00:20:05,370 --> 00:20:07,581
‫- ازت نمی‌خواستم اگه...
‫- هیس. فقط...

219
00:20:30,103 --> 00:20:31,104
‫قبول

220
00:20:34,566 --> 00:20:35,734
‫قبول

221
00:20:35,817 --> 00:20:41,949
‫با این مسخره‌بازی موافقت میکنم
‫به شرط اینکه هارلان متوجه باشه

222
00:20:42,032 --> 00:20:44,576
‫که فقط یه ازدواج مصلحتیه

223
00:20:47,829 --> 00:20:49,539
‫مثل تمام ازدواج‌ها

224
00:21:16,692 --> 00:21:20,112
‫هنوزم نمیتونم مادرم رو شاهدخت تصور کنم

225
00:21:21,280 --> 00:21:23,907
‫ماگرا کین زاده شد تا حکومت کنه

226
00:21:23,991 --> 00:21:25,826
‫از هر نظر دختر پدرشه

227
00:21:27,369 --> 00:21:29,371
‫با این حال مثل حیوون دنبال شکارش بودی

228
00:21:29,454 --> 00:21:30,455
‫نه

229
00:21:30,539 --> 00:21:34,751
‫مأموریت من پیدا کردن ساحر جرلامارل
‫و بچه‌هاش بود

230
00:21:35,544 --> 00:21:37,963
‫فکر میکردیم ماگرا مرده

231
00:21:40,173 --> 00:21:43,468
‫- باید اینجا اردو بزنیم
‫- تازه راه افتادیم

232
00:21:43,969 --> 00:21:47,264
‫مسیر سختی تو کوهپایه‌ها در پیش داریم

233
00:21:48,181 --> 00:21:49,808
‫پدرت به استراحت نیاز داره

234
00:21:50,309 --> 00:21:52,060
‫جای من حرف نزن ساحره‌یاب

235
00:21:52,561 --> 00:21:54,563
‫باشه، جای خودم حرف میزنم

236
00:21:55,188 --> 00:21:58,567
‫منم مثل تو خون ازم رفته.
‫منم مثل تو چند روزه غذا نخوردم

237
00:21:58,650 --> 00:22:00,652
‫و با اینکه مثل تو شکنجه نشدم...

238
00:22:00,736 --> 00:22:01,945
‫هیس! تاماکتی

239
00:22:05,949 --> 00:22:09,536
‫- چی می‌بینی عزیزم؟
‫- قفس از جنس استخون خدا

240
00:22:10,537 --> 00:22:12,581
‫- چیه؟

241
00:22:13,373 --> 00:22:14,708
‫یه غار برده‌داران ـه

242
00:22:15,459 --> 00:22:18,712
‫- اینجا رو از قبل می‌شناسی؟
‫- نه

243
00:22:18,795 --> 00:22:20,589
‫تاماکتی، باید سریع حرکت کنیم. بیا

244
00:22:20,672 --> 00:22:23,008
‫بابا، چیزی نیست. کسی نمیاد

245
00:22:24,718 --> 00:22:25,969
‫همین الانم اینجان

246
00:22:30,932 --> 00:22:32,642
‫همونجا که هستی وایسا

247
00:22:33,769 --> 00:22:35,270
‫سلام دوست عزیز

248
00:22:36,521 --> 00:22:38,857
‫اگه وارد حریمتون شدیم عذرخواهی میکنم

249
00:22:39,524 --> 00:22:42,486
‫فقط میخوایم به کوهپایه‌های شرقی برسیم

250
00:22:43,070 --> 00:22:45,280
‫تو کوهپایه‌ها چیکار داری؟

251
00:22:46,073 --> 00:22:47,866
‫بازار دام یوری

252
00:22:51,453 --> 00:22:52,579
‫میتونی بری

253
00:22:53,080 --> 00:22:54,706
‫ممنون

254
00:22:59,211 --> 00:23:00,754
‫تو نه دختر

255
00:23:00,837 --> 00:23:01,922
‫بابا!

256
00:23:19,272 --> 00:23:20,273
‫بابا!

257
00:24:35,765 --> 00:24:38,351
‫کیه؟ حرف بزن!

258
00:24:38,435 --> 00:24:40,896
‫آروم باش بابا. جات امنه

259
00:24:40,979 --> 00:24:41,980
‫پاریس!

260
00:24:42,063 --> 00:24:43,064
‫هانیوا!

261
00:24:46,151 --> 00:24:49,029
‫- پاریس. کی کنارمون جنگید؟
‫- بابا

262
00:24:49,112 --> 00:24:51,698
‫وقتی برسیم یه جای امن
‫بهت توضیح میدم

263
00:24:51,781 --> 00:24:54,326
‫- کوفون کجاست؟
‫- کوفون رفته پنسا

264
00:24:54,409 --> 00:24:56,077
‫خبرای مهمی هم دارم

265
00:24:56,578 --> 00:24:57,913
‫ماگرا زنده‌ست

266
00:24:57,996 --> 00:24:59,414
‫- شنیدی پس؟
‫- بله

267
00:25:00,624 --> 00:25:02,167
‫باید با کوفون میرفتی

268
00:25:02,250 --> 00:25:05,212
‫اگه میرفتم الان تو چی میشدی گنده‌بک؟

269
00:25:05,295 --> 00:25:06,671
‫- دیگه بریم
‫- نه

270
00:25:06,755 --> 00:25:08,298
‫الان نمیتونی سفر کنی

271
00:25:08,798 --> 00:25:10,884
‫درد عمیقی رو تو صدات می‌شنوم

272
00:25:10,967 --> 00:25:13,803
‫قبل از راهی شدن باید
‫استراحت کنی و خوب بشی

273
00:25:13,887 --> 00:25:14,888
‫بابا واس

274
00:25:17,474 --> 00:25:18,600
‫پاریس، وایسا

275
00:25:18,683 --> 00:25:19,893
‫- تاماکتی جون
‫- پاریس

276
00:25:21,436 --> 00:25:23,605
‫ژنرال ساحره‌یاب

277
00:25:23,688 --> 00:25:24,981
‫عجب شکاری

278
00:25:25,065 --> 00:25:27,526
‫بعد از کشتنش،
‫گوشاش رو بعنوان غنیمت نگه میدارم

279
00:25:27,609 --> 00:25:29,528
‫نه. کمکش رو لازم داریم

280
00:25:30,278 --> 00:25:32,447
‫بدون اون نمی‌تونستیم از
‫تریوانتیس خارج شیم

281
00:25:32,531 --> 00:25:35,200
‫- دیگه از اونا نیست
‫- حتی اگه اینطور بود...

282
00:25:35,283 --> 00:25:39,913
‫میتونه رد سربازهای ملکه رو بزنه.
‫داره کمکم میکنه ماگرا رو پیدا کنم

283
00:25:39,996 --> 00:25:42,332
‫ما یه ساحره‌یاب رو با خودمون نمیبریم خونه

284
00:25:42,415 --> 00:25:45,502
‫ما با شما جایی نمیایم.
‫میریم پنسا

285
00:25:45,585 --> 00:25:50,298
‫هانیوا، پدرت باید استراحت کنه.
‫حتی الانم نفسش بالا نمیاد

286
00:25:51,383 --> 00:25:52,384
‫بابا

287
00:25:55,845 --> 00:25:57,097
‫این خونه شما کجاست؟

288
00:25:57,597 --> 00:25:59,808
‫مهم نیست.
‫ما یه راست میریم پنسا

289
00:26:00,308 --> 00:26:02,769
‫بابا، این نزدیکی اردوگاه زدیم

290
00:26:03,395 --> 00:26:06,106
‫امشب رو استراحت کن.
‫بعد از اونجا راه میفتیم سمت پنسا

291
00:26:06,189 --> 00:26:09,067
‫منظورت که این نیست که با ساحره‌یاب میریم؟

292
00:26:09,150 --> 00:26:12,028
‫هر جا ما بریم، اونم میاد، خب؟

293
00:26:12,529 --> 00:26:13,572
‫باشه

294
00:26:14,322 --> 00:26:16,366
‫وینا، کیتو، برگردید به خونه

295
00:26:17,075 --> 00:26:19,619
‫بهشون اطلاع بدید
‫داریم میریم پنسا

296
00:26:19,703 --> 00:26:21,371
‫شارلوت، بریم اردوگاه

297
00:26:29,796 --> 00:26:32,465
‫حدود دویست سال پیش

298
00:26:32,549 --> 00:26:37,512
‫تعداد کمی از فرزندان پایایی
‫بینا بدنیا اومدن

299
00:26:39,055 --> 00:26:43,643
‫مادرهاشون به سمت کوهستان فرار کردن
‫که از ساحره‌یاب قایمشون کنن

300
00:26:44,978 --> 00:26:49,482
‫اما در نهایت پیداشون کردن
‫و سوزوندنشون

301
00:26:52,193 --> 00:26:55,071
‫اون مادرهای عزادار "قطب‌نما" رو تشکیل دادن

302
00:26:56,406 --> 00:26:58,825
‫یه اجتماع مخفی از نگهبان‌هایی

303
00:26:59,326 --> 00:27:02,662
‫که عضویتشون از مادر به دختر منتقل میشه

304
00:27:04,205 --> 00:27:07,042
‫نسل‌هاست که یه راز باقی موندیم

305
00:27:07,542 --> 00:27:10,420
‫گوش‌به‌زنگ، آماده برای
‫انجام مأموریت مقدسمون

306
00:27:10,503 --> 00:27:13,256
‫که حفاظت از بیناها باشه
‫وقتی بینایی برگرده

307
00:27:13,840 --> 00:27:15,842
‫حالا با چند تا بچه‌ی بینا آشنا شدی؟

308
00:27:17,302 --> 00:27:20,013
‫با حساب تو؟ یکی

309
00:27:20,096 --> 00:27:22,932
‫و این یکی هم از تعدادی که
‫مادرم و مادرش دیدن بیشتره

310
00:27:23,016 --> 00:27:25,685
‫فکر نمیکردم تو عمرم این روز رو ببینم،
‫ولی دیدم

311
00:27:27,020 --> 00:27:29,105
‫پاریس، تو چه ربطی بهشون داری؟

312
00:27:32,359 --> 00:27:35,987
‫این داستانش مفصله.
‫همینطور غمگین

313
00:27:37,989 --> 00:27:39,491
تو هم عضوشون بودی

314
00:27:42,369 --> 00:27:45,288
بله، بودم

315
00:27:50,627 --> 00:27:52,045
سالیانِ سال پیش

316
00:27:53,546 --> 00:27:56,049
کسی هیچ‌وقت تو رو مقصر ندونسته، پاریس

317
00:27:56,132 --> 00:27:59,511
بااین‌حال، مسئولیتش گردن من بود

318
00:28:01,179 --> 00:28:04,057
نفرین تک‌تکِ پیشگوهایی که به‌عمرم دیدم

319
00:28:04,140 --> 00:28:07,894
همه‌تون فکر می‌کنید به‌خاطر علم قبلی داشتن
به اتفاقات آینده، مسئول هستین

320
00:28:09,396 --> 00:28:12,691
درسته که ملکه کین حکمی تصویب کرده
که بیناها دیگه ساحر نیستن؟

321
00:28:13,316 --> 00:28:14,526
این‌طور میگن

322
00:28:14,609 --> 00:28:17,904
مصوبۀ این ملکه نسنجیده‌ست

323
00:28:17,987 --> 00:28:21,157
با یک حکم نمی‌شه جلوی نژادپرستی رو گرفت

324
00:28:21,825 --> 00:28:24,536
اتفاقاً با این‌کارش بیشتر شماها رو
مورد هدف حمله کرده

325
00:28:28,456 --> 00:28:31,042
که ممکنه عمدی بوده باشه

326
00:28:39,926 --> 00:28:41,553
فکر کنم احتیاج داشت یه‌کم بخوابه

327
00:28:41,636 --> 00:28:43,138
منم همین‌طور

328
00:28:43,221 --> 00:28:46,725
برای همین انقدری ریشۀ گیاه سنبل کوهی
تو آبجوش ریختم که یه اسب رو هم از پا در میاره

329
00:28:46,808 --> 00:28:50,603
،چون اگه اون نمی‌خوابید
منو هم تا صبح زابراه می‌کرد

330
00:28:51,271 --> 00:28:52,689
کسی دیگه غذا نمی‌خواد؟

331
00:28:56,735 --> 00:28:59,320
بی‌خیال، تود
تو هم مثل ما سوگند خوردی

332
00:28:59,404 --> 00:29:01,823
که به هر قیمتی
ساحره‌ها رو شکار و نابود کنیم

333
00:29:01,906 --> 00:29:04,075
ما خدمتگزار ملکه‌ایم، دکس
از دستورات ایشون پیروی می‌کنیم

334
00:29:04,159 --> 00:29:05,660
نه وقتی دستورات کفرآمیز باشن

335
00:29:05,744 --> 00:29:08,371
اول خدای آتش، بعد ملکه

336
00:29:08,455 --> 00:29:10,707
.دکس راست می‌گه
به‌نظر کار اشتباهی میاد

337
00:29:11,207 --> 00:29:14,210
داریم قانون رو زیر پا می‌ذاریم -
وظیفۀ مراقبت از اون به ما مُحَول شده -

338
00:29:14,586 --> 00:29:16,337
اون خواهرزادۀ ملکه‌ست

339
00:29:16,421 --> 00:29:18,715
فکر کردین با کسی که
آسیبی بهش بزنه، چی‌کار می‌کنه؟

340
00:29:18,798 --> 00:29:20,550
،ما نمی‌تونیم با یه ساحر وارد پنسا بشیم

341
00:29:20,633 --> 00:29:22,594
یا طرد می‌شیم یا به‌عنوان مرتد
همراه خودش سوزونده می‌شیم

342
00:29:22,677 --> 00:29:23,511
احمق نشو

343
00:29:23,595 --> 00:29:25,263
،باید دل و روده‌شـو در بیاریم
نه اینکه ازش محافظت کنیم

344
00:29:25,346 --> 00:29:27,223
نمی‌خوای بُکشیش؟
باشه، نکش

345
00:29:27,307 --> 00:29:29,142
بذار همین‌جا ولش کنیم و بگیم فرار کرده

346
00:29:29,225 --> 00:29:30,310
بسپریمش به جنگل

347
00:29:30,393 --> 00:29:32,979
کوتاه بیا دیگه، تود
می‌دونی داره حرف حق می‌زنه

348
00:29:33,062 --> 00:29:34,063
نه

349
00:29:34,606 --> 00:29:38,693
اگر یه کلمه دیگه حرف بزنه
جریمۀ نافرمانی و تنزل رتبه می‌گیره

350
00:29:39,110 --> 00:29:41,196
و تو رو هم با خودش می‌کشه پایین

351
00:29:42,363 --> 00:29:44,866
در دهن‌تونـو ببندین و کارتونـو بکنید

352
00:29:45,992 --> 00:29:47,243
،و اگر بخت باهاتون یار باشه

353
00:29:47,744 --> 00:29:50,872
تا موقعی که برسیم به پنسا
این صحبت‌ها رو فراموش می‌کنم

354
00:30:04,385 --> 00:30:06,221
باید ورودتون رو اعلام کنید

355
00:30:06,304 --> 00:30:07,764
عذر می‌خوام، شاه‌دخت

356
00:30:07,847 --> 00:30:10,183
همه‌ش یادم میره که
اینجا دیگه خونۀ من نیست

357
00:30:12,560 --> 00:30:14,979
شمشیر سوت‌زن، سلاح پادشاهان

358
00:30:15,480 --> 00:30:16,773
و دخترهاشون

359
00:30:17,857 --> 00:30:18,983
دنبال من فرستاده بودید؟

360
00:30:19,692 --> 00:30:20,693
بله

361
00:30:21,945 --> 00:30:26,699
...این درخواست ازدواج‌تون -
من همچین درخواستی نکردم -

362
00:30:26,783 --> 00:30:28,618
خب، خواهرم به‌جاتون کرده

363
00:30:29,369 --> 00:30:31,246
جای تأسف داره

364
00:30:31,329 --> 00:30:33,832
مطمئن باشید که من برنامۀ رمانتیک‌تری داشتم

365
00:30:33,915 --> 00:30:36,793
من شوهر دارم -
همه نقص‌هایی دارن -

366
00:30:37,669 --> 00:30:40,880
منم وقتی به پشت می‌خوابم خروپُف می‌کنم
..اما یه توصیه بهت بکنم

367
00:30:40,964 --> 00:30:42,924
هارلان. هارلان -
یه ضربۀ سریع معمولاً ساکتم می‌کنه -

368
00:30:43,007 --> 00:30:44,384
این‌طور میگن -
!آقای هارلان -

369
00:30:46,177 --> 00:30:47,762
تو دقیقاً دنبال چی‌ای؟

370
00:31:00,316 --> 00:31:02,527
من فرزندِ عقبه‌ای از مردانی هستم

371
00:31:03,611 --> 00:31:06,531
که برای خرده‌نانی زیر پای پادشاهان می‌جنگیدن

372
00:31:09,284 --> 00:31:14,956
و من سال‌ها خون دل خوردم

373
00:31:15,915 --> 00:31:18,418
که شرایط بهتری برای خودم دست‌وپا کنم

374
00:31:21,337 --> 00:31:23,339
کار کم‌زحمتی نبود، باور کن

375
00:31:23,923 --> 00:31:26,467
،بعد یهو ملکه تشریف میاره

376
00:31:27,385 --> 00:31:30,889
و با این جنگش همه‌چیزو خراب می‌کنه

377
00:31:30,972 --> 00:31:33,391
و من دوتا گزینه جلو روم می‌بینم

378
00:31:34,767 --> 00:31:38,897
یک: به آتشِ شورش دامن بزنم
،و کل قصر رو با خاک یکسان کنم

379
00:31:40,315 --> 00:31:43,985
یا دو: بهتون ملحق شم و وارد قصر بشم

380
00:31:47,363 --> 00:31:51,826
،و بعد از تأملاتِ بسیار
تصمیمم رو گرفتم، شاه‌دخت

381
00:31:53,119 --> 00:31:54,913
شماره دو خیلی زحمتش کمتره

382
00:31:57,123 --> 00:31:58,917
داری واسه خواهر اشتباهی دلبری می‌کنی

383
00:31:59,542 --> 00:32:02,670
دارم واسه خواهر بهتره دلبری می‌کنم -
قدرت دست سیبث‌ـه -

384
00:32:03,338 --> 00:32:04,547
فعلاً آره

385
00:32:15,475 --> 00:32:18,102
نامزدی‌مون رو اعلام می‌کنیم -
بسیار عالی -

386
00:32:18,186 --> 00:32:19,604
اما عروسی‌ای در کار نخواهد بود

387
00:32:20,021 --> 00:32:21,648
...رُک بگم

388
00:32:21,731 --> 00:32:24,025
این وصلت فعلاً خاطر خواهرم رو

389
00:32:24,108 --> 00:32:26,277
دربارۀ کانزوا آسوده می‌کنه

390
00:32:27,153 --> 00:32:29,155
شما هم از نفوذت در شوراء استفاده می‌کنی

391
00:32:29,238 --> 00:32:31,616
که کمکم کنی نذاریم اون به جنگ بره

392
00:32:31,991 --> 00:32:34,744
،و زمانی که همسر و دخترم پیدا شدن

393
00:32:35,244 --> 00:32:38,623
هر طور شده امنیت‌شون رو تضمین می‌کنی

394
00:32:42,335 --> 00:32:43,503
و در عوض؟

395
00:32:45,421 --> 00:32:49,425
من سیبث رو راضی می‌کنم که
،شهر مناسب‌تری برای پایتختی انتخاب کنه

396
00:32:49,509 --> 00:32:51,719
و شما هم شهرتـو پس می‌گیری

397
00:32:54,472 --> 00:32:55,473
ماگرا

398
00:32:57,350 --> 00:32:59,310
فکر می‌کنم دست کم گرفته بودمت

399
00:33:00,937 --> 00:33:03,106
خب، امیدوارم منم همین‌کارو کرده باشم

400
00:33:03,564 --> 00:33:05,692
زمان همه‌چیز رو مشخص می‌کنه، شاه‌دخت

401
00:33:44,480 --> 00:33:45,773
چای داغ

402
00:33:57,118 --> 00:34:00,747
پس تو جنگجوی قطب‌نما بودی؟

403
00:34:02,165 --> 00:34:05,960
.نگهبان
خیلی‌وقت پیش ازش خسته شدم

404
00:34:10,048 --> 00:34:11,257
چرا ازشون جدا شدی؟

405
00:34:18,097 --> 00:34:23,895
،هانیوا، موقعی که عضو قطب‌نما بودم
خیلی دوران هیجان‌انگیزی بود

406
00:34:24,854 --> 00:34:28,858
دو سال تمام، حتی یک مورد بچۀ بینا
،گزارش نشده بود

407
00:34:28,941 --> 00:34:32,945
و بعد یک‌دفعه سر و کلۀ یه پسری پیدا شد

408
00:34:34,363 --> 00:34:36,532
محافظت از اون رو به من سپردن

409
00:34:37,033 --> 00:34:39,494
اون به‌جز بینایی استعدادهای دیگه‌ای هم داشت

410
00:34:39,577 --> 00:34:44,332
یعنی، ذهن جوانش
...عطشِ دانش داشت

411
00:34:46,042 --> 00:34:47,376
مثل خودت

412
00:34:51,464 --> 00:34:52,715
قانون رو زیر پا گذاشتم

413
00:34:54,842 --> 00:34:58,346
ذخایر مصنوعات‌مون رو در اختیارش گذاشتم

414
00:34:58,429 --> 00:34:59,430
...کتاب‌ها

415
00:35:01,224 --> 00:35:04,477
و رمزهای گرهی که خوندن رو
باهاشون یاد می‌گرفت

416
00:35:05,436 --> 00:35:10,566
طولی نکشید که دیگه کتاب کافی
برای برطرف‌کردنِ عطشش برای علم نداشتم

417
00:35:11,901 --> 00:35:14,403
،یه روز بیدار شدم و دیدم رفته

418
00:35:15,238 --> 00:35:18,825
به همراه کتاب‌ها و رمزهای گرهی

419
00:35:23,079 --> 00:35:24,831
من قطب‌نما رو ناامید کردم

420
00:35:26,082 --> 00:35:30,253
در کاری که سوگند به انجامش
خورده بودم شکست خوردم

421
00:35:31,254 --> 00:35:34,298
.واسه همین تنها کاری که می‌شد رو کردم
گذاشتم رفتم

422
00:35:40,012 --> 00:35:43,599
می‌دونی عاقبتِ اون یارو چی شد؟
پسره؟

423
00:35:48,771 --> 00:35:50,940
پدر تو شد

424
00:36:02,660 --> 00:36:03,828
جرلامارل

425
00:36:04,871 --> 00:36:05,872
بله

426
00:36:08,958 --> 00:36:12,879
،سال‌ها بعد، زمانی که در شکم مادرت بودی
جرلامارل منو پیدا کرد

427
00:36:13,379 --> 00:36:14,839
می‌دونست اهل آلکنی‌ام

428
00:36:15,756 --> 00:36:20,469
می‌دونست بچه‌هاش رو
راهنمایی و محافظت می‌کنم

429
00:36:21,262 --> 00:36:23,347
و خوندن رو بهمون یاد میدی

430
00:36:26,601 --> 00:36:29,103
امیدوارم تصمیم درستی گرفته باشم

431
00:36:35,902 --> 00:36:37,153
معلومه که تصمیم درستی بود

432
00:36:38,529 --> 00:36:42,491
همون‌قدر که بینایی جزئی از وجود منه

433
00:36:43,993 --> 00:36:46,954
دست‌های تو هم جزئی از وجود توئن

434
00:36:49,332 --> 00:36:51,918
درست نبود خوندن بلد نباشم

435
00:36:57,298 --> 00:36:58,507
...عزیز من

436
00:37:00,927 --> 00:37:04,222
...بشر سابقۀ دور و درازی

437
00:37:04,972 --> 00:37:10,686
سابقۀ دور و درازی در نفرت و وحشت
از افراد متفاوت داره

438
00:37:11,687 --> 00:37:13,356
هیچکس انتخاب نمی‌کنه چطوری به‌دنیا میاد

439
00:37:14,690 --> 00:37:18,986
و بااین‌حال نابیناها بیناها رو محکوم می‌کنن

440
00:37:23,574 --> 00:37:29,205
اگر روزی تعداد بیناها دوباره
،از نابیناها بیشتر بشه

441
00:37:30,289 --> 00:37:31,999
نقش‌هاشون عوض می‌شه

442
00:37:33,918 --> 00:37:38,798
این یکی از چندین نقاط مشترک همه‌مونـه

443
00:38:11,706 --> 00:38:12,873
داری چی‌کار می‌کنی؟

444
00:38:12,957 --> 00:38:14,375
کارمـو می‌کنم، ساحر

445
00:38:15,084 --> 00:38:16,669
!تود -
خفه شو -

446
00:38:17,169 --> 00:38:18,170
!ثابت نگه‌ش دار

447
00:38:24,552 --> 00:38:25,970
!یالا ساحر

448
00:38:30,599 --> 00:38:31,642
!تود

449
00:38:43,988 --> 00:38:47,575
دکس! فرای! دارین چه غلطی می‌کنین؟

450
00:38:47,658 --> 00:38:48,909
!تمومش کنید

451
00:38:52,330 --> 00:38:53,164
!تود

452
00:38:57,335 --> 00:38:59,045
فرای! بس کن، فرای

453
00:38:59,545 --> 00:39:01,380
!تود! تود

454
00:39:01,464 --> 00:39:03,424
!تود! تود! تود

455
00:39:05,634 --> 00:39:07,720
!تود! تود

456
00:39:07,803 --> 00:39:09,805
!تود! تود

457
00:39:13,809 --> 00:39:16,729
تود، تود

458
00:39:17,229 --> 00:39:19,982
!دکس. دکس -
تود -

459
00:39:22,151 --> 00:39:23,152
فرای؟

460
00:39:24,987 --> 00:39:25,988
فرای؟

461
00:39:27,656 --> 00:39:29,492
!فرای -
بلند نشو، دکس -

462
00:39:30,576 --> 00:39:31,577
چی‌کار کردی؟

463
00:39:32,703 --> 00:39:34,080
گفتم بلند نشو

464
00:39:35,414 --> 00:39:36,332
کُشتیش

465
00:39:36,916 --> 00:39:39,210
و اگه الان نتمرگی سر جات
تو رو هم می‌کشم

466
00:39:40,669 --> 00:39:44,006
چه مرگت شده تو؟
!ساحره‌یابی شدی که از یه ساحر محافظت می‌کنه

467
00:39:44,090 --> 00:39:46,425
!حرفمـو تکرار نمی‌کنم، دکس

468
00:39:46,509 --> 00:39:48,636
!تسلیم شو! زود

469
00:39:53,891 --> 00:39:54,975
من میرم

470
00:39:55,976 --> 00:39:57,728
نمی‌خوام نقشی تو این ماجرا داشته باشم

471
00:39:57,812 --> 00:39:59,855
،اگه می‌خوای فلنگـو ببندی
اسب‌تـو بردار و برو

472
00:40:00,439 --> 00:40:02,191
اما اگه دوباره بخوای
،مانع این مأموریت بشی

473
00:40:02,274 --> 00:40:04,026
درجا می‌کُشمت

474
00:40:33,264 --> 00:40:34,974
تود -
خفه -

475
00:40:43,607 --> 00:40:44,900
اسب‌سواری بلدی؟

476
00:40:47,611 --> 00:40:48,612
نه زیاد

477
00:40:51,157 --> 00:40:52,741
خب امیدوارم پسر تیزی باشی

478
00:40:55,369 --> 00:40:57,163
چون قرار نیست تَرکِ من بشینی

479
00:41:22,271 --> 00:41:24,773
چرا وقتی فرصت‌شـو داشتی
ایدو رو نکشتی؟

480
00:41:29,361 --> 00:41:33,240
کشتن برادرت
مثل کشتن بخشی از روح خودتـه

481
00:41:36,702 --> 00:41:38,412
مثل کشتن پدر خودت؟

482
00:41:49,465 --> 00:41:52,259
پدرم دستور داد ایدو رو بکشم

483
00:41:54,428 --> 00:41:55,846
و منم یه انتخابی کردم

484
00:42:03,646 --> 00:42:06,982
،اگه قصدت محافظت از ایدو بود
پس چرا انقدر ازت متنفره؟

485
00:42:11,779 --> 00:42:15,324
مسائل خانوادگی گاهی پیچیده می‌شه

486
00:42:22,706 --> 00:42:23,582
...خب

487
00:42:25,084 --> 00:42:28,963
همین تازگیا عمو ـم منو دزدید

488
00:42:29,046 --> 00:42:32,258
و فهمیدم که مامانم یه شاه‌دختـه

489
00:42:35,261 --> 00:42:38,389
فکر کنم یه‌چیزایی راجع‌به
خانواده‌های پیچیده بدونم

490
00:42:49,942 --> 00:42:52,194
مادرمون موقع زایمانِ ایدو فوت کرد

491
00:42:54,446 --> 00:42:56,615
و پدرم هیچ‌وقت به این خاطر نبخشیدش

492
00:42:57,741 --> 00:43:01,579
،من خیلی کم سن‌وسال بودم
تقریباً انقدری که مادرم رو یادم نمیاد

493
00:43:03,372 --> 00:43:06,333
و انقدری که دیدگاه پدرم
رو زیر سؤال نبرم

494
00:43:18,762 --> 00:43:20,097
من رو خواسته بودین، قربان؟

495
00:43:23,350 --> 00:43:25,311
اون دختره هانیوا کمانگیره

496
00:43:27,313 --> 00:43:28,439
واقعاً؟

497
00:43:29,398 --> 00:43:31,275
سه تا تیر بهم زد

498
00:43:33,444 --> 00:43:36,905
برادرم دوتا از بچه‌های جرلامارل رو بزرگ کرده

499
00:43:37,406 --> 00:43:39,658
این ترکیب خطرناکیـه

500
00:43:41,827 --> 00:43:46,582
یه‌سری برده‌دار امروز تو یه غاری
توی مانهال کشته شدن

501
00:43:48,167 --> 00:43:49,543
فکر می‌کنی کار اونا بوده؟

502
00:43:52,880 --> 00:43:56,091
بابا زخمی شده. خسته‌ست
با سرعت حرکت نمی‌کنه

503
00:43:57,635 --> 00:44:00,220
..برای تمام پایگاه‌های منطقه خبر بفرست

504
00:44:01,555 --> 00:44:05,684
که من می‌خوام بابا و اون دختره رو
زنده برگردونن پیشم

505
00:44:08,312 --> 00:44:09,146
بله قربان

506
00:44:10,397 --> 00:44:11,398
ستوان؟

507
00:44:22,951 --> 00:44:26,163
خبری از کسی که کمک‌شون کرده
فرار کنن، نشد؟

508
00:44:29,166 --> 00:44:30,459
نه قربان. هنوز نه

509
00:44:34,463 --> 00:44:37,800
عجیبه، ورن. خیلی عجیبه

510
00:44:41,595 --> 00:44:43,931
ولی فکر کنم بدونم کار کی بوده

511
00:44:46,266 --> 00:44:47,518
خبرشـو بهم بده

512
00:44:48,352 --> 00:44:49,353
چشم قربان

513
00:45:09,123 --> 00:45:11,083
تود -
چیه؟ -

514
00:45:15,713 --> 00:45:17,423
ممنونم که جون‌مـو نجات دادی

515
00:45:21,385 --> 00:45:23,220
تشکرت بیجاست

516
00:45:24,513 --> 00:45:27,599
،تو پسر شاه‌دخت ماگرایی
و من وظیفه دارم ازت محافظت کنم

517
00:45:29,184 --> 00:45:30,394
چارۀ دیگه‌ای نداشتم

518
00:45:35,566 --> 00:45:37,109
چرا داشتی

519
00:46:05,304 --> 00:46:06,472
نقشه رو بده من

520
00:46:23,030 --> 00:46:26,742
‫با همین شرایط جوّی
‫13 روز تا پنسا راهـه

521
00:46:27,242 --> 00:46:29,328
می‌تونیم تو نصفِ این زمان برسیم اونجا

522
00:46:29,411 --> 00:46:31,163
چی؟ چطوری؟

523
00:46:33,207 --> 00:46:34,208
بیا اینجا

524
00:46:39,213 --> 00:46:40,506
یه پرتگاه هست

525
00:46:41,131 --> 00:46:43,425
آره، طبق نقشه

526
00:46:43,509 --> 00:46:46,261
ولی پرتگاهی در کار نیست
می‌تونیم یه‌راست همینو بریم

527
00:46:46,345 --> 00:46:47,721
اون‌وقت تو از کجا می‌دونی؟

528
00:46:48,305 --> 00:46:50,140
این نقشه‌هارو خودشون رو درست می‌کنن

529
00:46:50,641 --> 00:46:52,434
همین‌طوری تونستیم تو این چند قرن

530
00:46:52,476 --> 00:46:55,145
پایگاه‌مون رو از عوضی هایی 
مثل تو مخفی نگه داریم

531
00:46:56,522 --> 00:46:57,523
هانیوا؟

532
00:46:58,023 --> 00:47:01,485
من مأموریت دارم که
به هر قیمتی از تو مواظبت کنم

533
00:47:02,152 --> 00:47:05,531
همیشه پشت سر من میای

534
00:47:06,240 --> 00:47:08,617
همیشه پشت سر من

535
00:47:09,284 --> 00:47:12,913
پدرت هم همیشه پشت سر تو راه میره

536
00:47:12,996 --> 00:47:15,374
من نیازی به محافظ ندارم
خودم از پس خودم برمیام

537
00:47:16,708 --> 00:47:19,461
نزدیک بود تو تریوانتیس
کارتو بسازن

538
00:47:19,545 --> 00:47:20,838
و فرار کردم

539
00:47:20,921 --> 00:47:22,923
و تو اردوگاه برده‌داری هم
نزدیک بود سرت بره

540
00:47:23,006 --> 00:47:25,008
با همین سرعت، انتظار میره
تا آخر هفته بمیری

541
00:47:25,884 --> 00:47:26,969
هانیوا

542
00:47:31,807 --> 00:47:33,392
فقط سدّ راهم نشو

543
00:47:33,976 --> 00:47:36,520
.جنابعالی بینایی
تو سد راه من نشو

544
00:47:38,480 --> 00:47:41,733
.همیشه پشت سر من
پدرت همیشه پشت تو

545
00:47:44,486 --> 00:47:45,571
پاریس

546
00:47:51,869 --> 00:47:53,036
گل یاس

547
00:47:58,500 --> 00:48:00,294
عود مریم گلی

548
00:48:08,802 --> 00:48:12,890
باران در میان چمن‌زار

549
00:48:15,642 --> 00:48:17,936
ممنونم، علیاحضرت

550
00:48:22,608 --> 00:48:28,322
شنیده بودم که عطرپَزهای پنسا
در کشور نظیر ندارن

551
00:48:29,489 --> 00:48:31,325
و حالا متوجه شدم که همین‌طوره

552
00:48:32,868 --> 00:48:36,580
امیدوارم همه از اجرا راضی بوده باشید

553
00:48:38,290 --> 00:48:42,586
چیزی که یاد گرفته‌م اینه که
حتی در تاریک‌ترین لحظات‌مون

554
00:48:43,170 --> 00:48:47,049
باید زمانی برای بهره‌مند شدن
از زیبایی و مسرتی که خداوند آتش

555
00:48:47,132 --> 00:48:49,343
به ما عطا کرده، اختصاص بدیم

556
00:48:49,426 --> 00:48:53,347
،حتی الان، با وجود نبردی که در پیش داریم

557
00:48:53,931 --> 00:48:55,599
درش زیبایی وجود داره

558
00:48:56,767 --> 00:48:59,603
عشق وجود داره

559
00:49:01,104 --> 00:49:03,148
و بسیار خوشحالم که

560
00:49:03,231 --> 00:49:06,401
،این خبر رو با شما، درباریانِ ارجمندم
در میون بذارم

561
00:49:06,902 --> 00:49:12,616
که خواهرم، شاه‌دخت ماگرا کین نامزد کرده

562
00:49:13,116 --> 00:49:18,163
با لرد هارلان از پنسای عزیز خودتون

563
00:49:19,539 --> 00:49:21,875
فکر می‌کردم خودمون قراره خبرشـو اعلام کنیم

564
00:49:21,959 --> 00:49:23,418
آره منم همین‌طور

565
00:49:23,502 --> 00:49:26,129
و همگی در چهار روز آینده

566
00:49:26,964 --> 00:49:29,800
شاهد ازدواج‌شون خواهیم بود

567
00:49:31,843 --> 00:49:32,886
ما پایایی هستیم

568
00:49:32,970 --> 00:49:34,930
تو نقشی توی این قضیه داشتی؟ -
نه -

569
00:49:35,013 --> 00:49:36,056
ما مقدس هستیم

570
00:49:36,139 --> 00:49:37,766
حرفتـو باور نمی‌کنم

571
00:49:38,266 --> 00:49:42,187
خب شاه‌دخت، بالأخره یه روز
باید بهم اعتماد کنی

572
00:49:43,188 --> 00:49:44,982
به‌نفعته یه‌جوری اعتمادمـو جلب کنی

573
00:49:45,065 --> 00:49:47,526
ما برگزیده هستیم

574
00:49:54,157 --> 00:49:55,367
پدر

575
00:49:58,453 --> 00:49:59,538
چی شده؟

576
00:50:00,038 --> 00:50:01,289
ژنرال اومده

577
00:50:02,708 --> 00:50:03,709
چی؟

578
00:50:05,460 --> 00:50:06,712
ایدو واس اومده اینجا؟

579
00:50:07,295 --> 00:50:10,048
همین‌الان رسید، با چندتا سرباز

580
00:50:13,802 --> 00:50:16,138
نباید بفهمه من به این حال و روز افتادم

581
00:50:22,185 --> 00:50:25,647
ژنرال واس. چه سورپرایزی

582
00:50:26,606 --> 00:50:27,691
واقعاً؟

583
00:50:31,486 --> 00:50:33,405
فکر می‌کردم منتظرم بودین

584
00:50:35,365 --> 00:50:36,366
چطور؟

585
00:50:41,788 --> 00:50:46,251
یکی وارد زندانم شد
و بابا واس رو برد بیرون

586
00:50:48,128 --> 00:50:49,671
بابا واس رو دستگیر کردین؟

587
00:50:51,840 --> 00:50:52,841
تو چنگ‌مون بود

588
00:50:54,718 --> 00:50:55,969
تا وقتی فرار کرد

589
00:50:57,304 --> 00:50:59,973
کار کمی نیست
غلبه به نگهبان‌ها

590
00:51:00,474 --> 00:51:03,268
و مسیریابی تو زندان تریوانتیس

591
00:51:04,519 --> 00:51:08,607
مگه اینکه نعمت بینایی رو داشته باشی

592
00:51:10,108 --> 00:51:14,946
بعد دارید منو متهم می‌کنید؟
چرا من باید بابا واس رو آزاد کنم؟

593
00:51:15,030 --> 00:51:16,198
پسره کجاست؟

594
00:51:17,824 --> 00:51:18,825
پسر؟

595
00:51:20,077 --> 00:51:23,080
همون پسری که وقتی افرادم اومدن اینجا
حاضر نشدی بفرستیش باهاشون بیاد

596
00:51:23,413 --> 00:51:25,457
الان کارش دارم -
گوش کن -

597
00:51:25,540 --> 00:51:28,251
تله‌ای که شما گذاشتی
بابا واس رو فرستاد دم در خونۀ من

598
00:51:28,335 --> 00:51:31,755
اون، نگهبان‌هام رو کشت
و پسرمـو به زور برد

599
00:51:32,506 --> 00:51:35,050
بابا واس اومد اینجا، بعد تو رو نکُشت؟

600
00:51:36,802 --> 00:51:39,221
با وجود اینکه دخترشـو لو دادی؟

601
00:51:41,765 --> 00:51:43,100
چاره‌ای نداشت. حریف‌مون نشد

602
00:51:46,228 --> 00:51:48,688
این چه کاریه؟ چی‌کار می‌کنید؟

603
00:51:48,772 --> 00:51:54,903
و چرا پسرت جواب میده
وقتی دارم با پدرش صحبت می‌کنم؟

604
00:51:56,279 --> 00:51:59,783
و تو چرا مثل همیشه که
همدیگه رو می‌بینیم جلوم رژه نمی‌ری

605
00:52:00,617 --> 00:52:02,536
که نعمتت رو به رُخم بکشی؟

606
00:52:04,246 --> 00:52:05,747
...انگار که

607
00:52:05,831 --> 00:52:08,166
...ببین ژنرال، اگه این همه راه اومدی که فقط

608
00:52:09,167 --> 00:52:11,378
!ولش کن! گفتم ولش کن

609
00:52:11,461 --> 00:52:13,797
ژنرال -
ساکت -

610
00:52:29,187 --> 00:52:30,605
اون بینایی‌تـو ازت گرفت

611
00:52:32,482 --> 00:52:33,984
یه آسیب موقتیـه

612
00:52:34,734 --> 00:52:37,070
که به‌زودی هم خوب می‌شه

613
00:52:41,283 --> 00:52:42,284
نه‌خیر

614
00:52:45,162 --> 00:52:46,246
خوب نمی‌شه

615
00:52:49,791 --> 00:52:51,168
!نه

616
00:52:51,251 --> 00:52:53,378
!نه! نه

617
00:52:53,879 --> 00:52:56,882
!نه! نه

618
00:52:57,924 --> 00:53:02,095
می‌کشمت. به‌خدا قسم می‌کشمت

619
00:53:03,471 --> 00:53:05,223
غرورت رو بذار کنار، اولومان

620
00:53:06,474 --> 00:53:09,269
الان محافظت از بقیۀ خانواده‌ت رو دوش توئه

621
00:53:09,853 --> 00:53:13,148
،و برای انجام این‌کار
باید فکرت آزاد باشه

622
00:53:14,065 --> 00:53:16,359
اینجا دیگه خونۀ منه

623
00:53:17,277 --> 00:53:20,989
تو، کتاب‌ها، علمت، همه‌ش مال خودمه

624
00:53:22,282 --> 00:53:23,325
!تورمادا

625
00:53:32,125 --> 00:53:35,879
این تورمادا ـه
یکی از بزرگ‌ترین دانشمندهامون

626
00:53:38,340 --> 00:53:39,883
از الان واسه اون کار می‌کنی
