﻿1
00:00:18,852 --> 00:00:20,103
‫سه تاشون

2
00:00:20,186 --> 00:00:23,481
‫با لباس‌های یک شکل
‫همه مزین و باشکوه

3
00:00:23,565 --> 00:00:26,276
‫شما رو به صف میکنن
‫و یکی یکی میان سراغتون

4
00:00:26,359 --> 00:00:28,028
‫چند تا سوال می‌پرسن؟

5
00:00:28,111 --> 00:00:29,863
‫از اون امتحان‌ها نیست

6
00:00:29,946 --> 00:00:32,991
‫یه دستگاهی دارن
‫که مخصوص ساخته شده

7
00:00:33,074 --> 00:00:34,325
‫دستتون رو خراش میدن

8
00:00:34,409 --> 00:00:35,869
‫درد داره؟

9
00:00:35,952 --> 00:00:36,995
‫فقط یکم

10
00:00:37,078 --> 00:00:38,580
‫بعد می‌فهی که «گریشا» هستی یا نه

11
00:00:38,663 --> 00:00:40,373
‫و بعد میری تویِ «قصر کوچیک» زندگی میکنی

12
00:00:40,457 --> 00:00:44,210
‫و خربزۀ شیرین و شیرینی‌های سرزمین «کِرچ» می‌خوری
‫لباسهای مخصوص می‌پوشی

13
00:00:44,294 --> 00:00:46,046
‫کسی از اینجا تا حالا انتخاب شده؟

14
00:00:46,129 --> 00:00:49,090
‫یه بار. سال اول. لوسیَن

15
00:00:49,174 --> 00:00:51,676
‫دختر آتشین کوچولو، معلوم بود که جادوگر آتشه

16
00:00:51,760 --> 00:00:53,344
‫من میخوام «جادوگر آب» باشم

17
00:00:53,428 --> 00:00:55,138
‫من مطمئنم «جادوگر باد» هستم

18
00:00:55,221 --> 00:00:58,224
‫باد رو کنترل می‌کنی، نمیتونی به وجودش بیاری

19
00:00:59,976 --> 00:01:01,352
‫این امتحان چجوریه؟

20
00:01:02,187 --> 00:01:03,188
‫برای تو؟

21
00:01:04,105 --> 00:01:05,398
‫از تو نمی‌گیرن

22
00:01:05,482 --> 00:01:08,318
‫اگر مریض یا زخمی باشی
‫ازت امتحان نمی‌گیرن

23
00:01:08,401 --> 00:01:12,238
‫بخاطر اینکه سر شام دعوا راه انداختی
‫امسال رو باید بیخیال بشی، احمق

24
00:01:12,322 --> 00:01:14,449
‫بچه‌ها، مهمون داریم

25
00:01:20,080 --> 00:01:22,540
‫ما رو ندید. در امانیم

26
00:01:26,795 --> 00:01:28,671
‫تو نمی‌خوای بدونی که گریشا هستی یا نه؟

27
00:01:32,258 --> 00:01:33,510
‫اگر قرار نیست باهم بریم، نه

28
00:01:37,764 --> 00:01:40,975
‫مَل! آلینا!

29
00:02:15,718 --> 00:02:16,719
‫درمانگر!

30
00:02:19,889 --> 00:02:20,974
‫چند تا دیگه مونده؟

31
00:02:21,057 --> 00:02:22,976
‫ده نفر. شاید دوازده تا، فکر کنم

32
00:02:29,399 --> 00:02:32,443
‫تکون نخور. استخوان ترقوه‌ت شکسته

33
00:02:34,529 --> 00:02:37,031
‫مَل! همون ردیابه، کجاست؟

34
00:02:37,115 --> 00:02:38,658
‫ارتش اول میره به بهداری

35
00:02:45,665 --> 00:02:48,084
‫- ببرش به چادر ژنرال
‫- کی؟

36
00:02:48,168 --> 00:02:49,085
‫اما کارم هنوز تموم نشده

37
00:02:49,169 --> 00:02:50,712
‫تو هم میتونی باهاش بری

38
00:02:53,715 --> 00:02:55,884
‫اون چی بود؟ ها؟ می‌خوای بهم بگی؟

39
00:02:55,967 --> 00:02:57,051
‫دقیقتر بگو

40
00:02:57,135 --> 00:02:58,636
‫وقتی یه هفته وقت داشتیم که از حصار...

41
00:02:58,720 --> 00:03:00,555
‫عبور کنیم، بازم خوب بود
‫- اما تا طلوع خورشید؟

42
00:03:00,638 --> 00:03:02,348
‫- نباید قبول کنیم
‫- نه

43
00:03:02,432 --> 00:03:04,184
‫- «نه»، برای انجام اینکار؟
‫- «نه» برای گفتن «نه»

44
00:03:04,267 --> 00:03:05,852
‫- نمی‌تونیم بریم
‫- نمی‌تونیم؟

45
00:03:07,187 --> 00:03:08,479
‫من نمی‌تونم برم

46
00:03:09,939 --> 00:03:12,275
‫می‌تونی. یه نقشه دارم

47
00:03:12,358 --> 00:03:13,484
‫- نه، نداری
‫- اینِژ

48
00:03:13,568 --> 00:03:16,029
‫دیگه تا الان می‌دونم
‫چه موقع داری سعی می‌کنی بفهمی باید چکار کنی

49
00:03:16,112 --> 00:03:17,906
‫تو نمی‌دونی چطور اینکارو انجام بدی

50
00:03:17,989 --> 00:03:20,742
‫هنوز شش ساعت وقت دارم
‫و در حال حاضر، تو کمکی بهم نمی‌کنی

51
00:03:20,825 --> 00:03:24,120
‫شاید بتونی یه شکاف به طرف دیگه باز کنی
‫اما این مشکل رو حل نمیکنه

52
00:03:24,204 --> 00:03:26,372
‫- اگه من نتونم، هیچ کدوم از ما نمیتونه جایی بره
‫- و اگه تونستی؟

53
00:03:26,456 --> 00:03:27,540
‫پس شاید بهتره تو همینجا بمونی

54
00:03:32,837 --> 00:03:34,714
‫شاید وقتی برمیگردی من اینجا نباشم

55
00:03:35,715 --> 00:03:38,384
‫اینژ! اینژ!

56
00:03:50,688 --> 00:03:51,898
‫بیاریدش نزدیکتر

57
00:04:11,084 --> 00:04:12,085
‫نزدیکتر

58
00:04:20,051 --> 00:04:21,094
‫خب؟

59
00:04:22,470 --> 00:04:24,722
‫خب، چی؟ قربان

60
00:04:27,183 --> 00:04:28,184
‫تو چی هستی؟

61
00:04:28,768 --> 00:04:31,938
‫آلینا سارکوف. دستیار نقشه‌کش
‫گروه سلطنتی نقشه‌برداری

62
00:04:33,523 --> 00:04:34,774
‫همه مردن

63
00:04:35,817 --> 00:04:38,653
‫تقصیر منه.
‫بخاطر همین من اینجام. مگه نه؟

64
00:04:38,736 --> 00:04:39,946
‫سوال رو جواب بده

65
00:04:42,115 --> 00:04:44,409
‫تو چی هستی؟

66
00:04:45,243 --> 00:04:47,495
‫یه نقشه‌کش. قربان

67
00:04:51,791 --> 00:04:53,418
‫ساکت

68
00:04:57,297 --> 00:04:59,382
‫خب کی دقیقا دید، که چه اتفاقی افتاد؟

69
00:05:02,635 --> 00:05:05,138
‫زویا؟ تو فرمانده بودی

70
00:05:05,680 --> 00:05:08,182
‫هنوز دو علامت هم رد نکرده بودیم
‫که بهمون حمله شد

71
00:05:09,559 --> 00:05:10,935
‫یه نفر یه فانوس روشن کرد

72
00:05:12,353 --> 00:05:13,646
‫و بعدش؟

73
00:05:14,439 --> 00:05:17,525
‫ولکراها اول به تفنگدارها و
‫جادوگران آتش حمله کردن
‫[ولکرا: موجوداتی شبیه اژدها درون حصار]

74
00:05:18,693 --> 00:05:20,403
‫و بعد یه نور سوزان بوجود آومد

75
00:05:21,029 --> 00:05:22,113
‫کار این دختره بود

76
00:05:24,866 --> 00:05:26,117
‫نقشه‌کش‌مون

77
00:05:28,494 --> 00:05:32,623
‫حقیقت داره؟ میتونی نور رو احضار کنی؟

78
00:05:37,545 --> 00:05:38,796
‫کجا بزرگ شدی؟

79
00:05:39,881 --> 00:05:41,591
‫- کرامزین
‫- همم

80
00:05:42,300 --> 00:05:43,801
‫و کجا امتحان شدی؟

81
00:05:47,472 --> 00:05:49,265
‫یادت نمیاد؟

82
00:05:51,476 --> 00:05:56,856
‫خب، بذارید مطمئن بشیم

83
00:06:08,993 --> 00:06:10,828
‫آلینا استارکوف. اون کجاست؟

84
00:06:10,912 --> 00:06:12,663
‫بردنش به چادر ژنرال کریگان

85
00:06:12,747 --> 00:06:13,748
‫چی؟ چرا؟

86
00:06:14,540 --> 00:06:15,917
‫فکر می‌کنن اون احضار کننده خورشیده

87
00:06:19,295 --> 00:06:20,755
‫سرجوخه، زخمی هستی

88
00:06:20,755 --> 00:06:21,798
‫اون توی دردسر افتاده

89
00:06:21,881 --> 00:06:24,008
‫- چطور؟
‫- چون اون گریشا نیست

90
00:06:24,092 --> 00:06:26,719
‫وقتی بفهمن که اشتباه کردن
‫فکر میکنی باهاش چکار میکنن؟

91
00:06:26,803 --> 00:06:27,720
‫تو چجوری اینقد مطمئنی؟

92
00:06:27,804 --> 00:06:29,806
‫چون من بهتر از هرکس دیگه می‌شناسمش

93
00:06:29,889 --> 00:06:31,265
‫آستینت رو بالا بزن

94
00:06:34,268 --> 00:06:35,269
‫چه اتفاقی داره میافته؟

95
00:06:37,021 --> 00:06:40,566
‫آستینت. لطفا

96
00:06:49,826 --> 00:06:51,744
‫- آلینا!
‫- بسه، سرباز

97
00:07:33,369 --> 00:07:34,454
‫آلینا

98
00:07:50,845 --> 00:07:52,430
‫اینژ! گوش کن

99
00:08:18,247 --> 00:08:19,665
‫عصر بخیر

100
00:08:20,917 --> 00:08:22,335
‫آقای برکِر. درسته؟

101
00:08:23,169 --> 00:08:25,838
‫- خیلی از خونه‌ت دور شدی
‫- واقعا؟

102
00:08:27,757 --> 00:08:29,300
‫همونطوری که تو قبلا از خون‌ت دور شدی؟

103
00:08:29,967 --> 00:08:31,969
‫اون موقع که یه گریشا رو از ارکید دزدیدی

104
00:08:32,053 --> 00:08:34,180
‫ارکید، قلمرو «دایم لیونز» نیست
‫[گروهی خلافکار، که توسط پکا رهبری میشه]

105
00:08:34,263 --> 00:08:35,765
‫خب، جزو املاک جدیده

106
00:08:36,265 --> 00:08:38,893
‫تو اولین نفر بودی که اینو شنیدی

107
00:08:39,393 --> 00:08:40,228
‫حالا

108
00:08:46,192 --> 00:08:48,986
‫خب، می‌دونم که دِرسِن رو دیدی

109
00:08:49,737 --> 00:08:52,323
‫ماموریتش هر چی که بود
‫میخواستی بری و انجامش بدی

110
00:08:53,199 --> 00:08:56,118
‫مشخصه که جزییاتش رو نمی‌دونم

111
00:08:56,202 --> 00:08:58,955
‫فقط اینکه می‌دونم برای سفر
‫یه خطری پیش روت هست

112
00:08:59,997 --> 00:09:02,416
‫خب، قرارمون اینطوریه...

113
00:09:03,459 --> 00:09:06,337
‫تو کاری نمی‌تونی انجام بدی
‫از این ماموریت بکش کنار

114
00:09:06,420 --> 00:09:08,798
‫به درسن میگم
‫من بجای تو انجامش میدم

115
00:09:10,216 --> 00:09:11,926
‫- بعد بی‌حساب می‌شیم
‫- عمرا!

116
00:09:12,009 --> 00:09:13,010
‫صبرکن

117
00:09:16,639 --> 00:09:18,349
‫انتخاب بعدی اینه که...

118
00:09:20,560 --> 00:09:24,272
‫با عصای خودت کله‌ت رو خورد کنم
‫بعد هم بندازمت توی لنگرگاه

119
00:09:26,107 --> 00:09:27,108
‫ها؟

120
00:09:28,859 --> 00:09:31,696
‫حالا انگار انتخاب اول بهتر بود، نه؟

121
00:09:37,785 --> 00:09:38,786
‫بهم بگو...

122
00:09:40,871 --> 00:09:42,498
‫تا حالا باهم معامله‌ای کرده بودیم؟

123
00:09:42,999 --> 00:09:45,501
‫منو تو ؟ نه

124
00:09:46,627 --> 00:09:48,629
‫وگرنه بهتر عمل می‌کردی

125
00:09:49,589 --> 00:09:50,590
‫یا مُرده بودی

126
00:09:58,264 --> 00:09:59,265
‫بریم

127
00:10:04,312 --> 00:10:05,855
‫نمی‌فهمم. من تقلب نکردم

128
00:10:10,443 --> 00:10:12,570
‫توی این هفته، هر شب اینجا بودی

129
00:10:13,321 --> 00:10:17,325
‫نه «مکرز ویل» نه «رتکچر»
‫فقط بازی با کارت

130
00:10:17,408 --> 00:10:19,243
‫چون حفظ می‌کنی که چه کارتهایی بازی شده

131
00:10:19,327 --> 00:10:20,911
‫خب، این که تقلب نیست

132
00:10:20,995 --> 00:10:23,372
‫نه، اما من یه دست دیگه کارت
‫می‌خوام روی جلوت بذارم

133
00:10:23,456 --> 00:10:25,625
‫تا اوضاع یکم متعادل‌تر بشه

134
00:10:26,375 --> 00:10:28,377
‫یه انگیزه برای ادامۀ بازی

135
00:10:29,295 --> 00:10:30,588
‫بشمروشون

136
00:10:47,396 --> 00:10:48,481
‫اهل کجایی؟

137
00:10:49,148 --> 00:10:52,234
‫راوکای غربی. «اوس کروو»

138
00:10:52,318 --> 00:10:54,737
‫مردم راوکای غربی پول رو موقع شمردن
‫از این دست به اون دست میدن

139
00:10:54,820 --> 00:10:56,947
‫اما مردمی که شرق هستن
‫و توی معادن «سیکورسک» کار میکنن

140
00:10:57,031 --> 00:10:58,407
‫مثل تو می‌شمرن

141
00:11:01,160 --> 00:11:02,370
‫من اهل راوکای غربی هستم

142
00:11:02,453 --> 00:11:04,288
‫مردم راوکای غربی،
‫کلمه «غربی» رو نمیگن

143
00:11:04,372 --> 00:11:06,290
‫برای اونا، فقط راوکاست
‫و سرزمین کهن

144
00:11:06,374 --> 00:11:09,585
‫داری دروغ میگی که اهل کجا هستی
‫چون عبور کردی

145
00:11:09,669 --> 00:11:10,670
‫در خفا هستی

146
00:11:15,675 --> 00:11:17,843
‫دخترم گریشاست

147
00:11:19,011 --> 00:11:21,764
‫هیچکدوم نمی‌خواستیم توی این جنگ باشه

148
00:11:21,847 --> 00:11:23,015
‫نمی‌تونی مجبورمون کنی که برگردیم

149
00:11:23,099 --> 00:11:24,266
‫نه، من کاری با شما ندارم

150
00:11:24,350 --> 00:11:26,435
‫اما باید بهم بگی
‫چطور تو و دخترت...

151
00:11:26,519 --> 00:11:28,771
‫چطور از حصار بدون صدمه دیدن
‫و اینکه کسی ببینتون گذشتید

152
00:11:28,854 --> 00:11:29,689
‫حالا

153
00:11:34,985 --> 00:11:36,946
‫فقط یه اسم مستعار ازش میدونم

154
00:11:38,614 --> 00:11:39,615
‫راهنما

155
00:11:41,117 --> 00:11:42,243
‫جلو جلو بهش پول دادیم

156
00:11:42,326 --> 00:11:45,788
‫و با یه وسیله خاص
‫ما رو رد کرد

157
00:11:46,872 --> 00:11:50,334
‫سر و صدا بود
‫اما مجبورمون کرد که سرمون رو بپوشونیم

158
00:11:50,418 --> 00:11:52,211
‫که نتونیم به کسی بگیم چطور
‫اینکارو کرد

159
00:11:53,170 --> 00:11:55,339
‫نمی‌دونم دیگه چی میتونم بهتون بگم

160
00:11:55,423 --> 00:11:57,675
‫یه مشخصه‌ای بهم بده. یه اسم. یه آدرس

161
00:11:57,758 --> 00:11:59,468
‫راه ارتباط. کسی که باهاش کار کرده

162
00:12:02,388 --> 00:12:07,017
‫اون ما رو پیش یه هنرمند تاتر
‫گذاشت که چند شب پیشش موندیم

163
00:12:07,685 --> 00:12:08,978
‫«پاپی»

164
00:12:13,065 --> 00:12:16,193
‫- پاپی این روزها کجا کار میکنه؟
‫- رییس، توی قصر زمرد

165
00:12:22,158 --> 00:12:23,159
‫برو

166
00:12:26,203 --> 00:12:28,831
‫شنیدی چی گفتم. بریم. برو تو

167
00:12:30,458 --> 00:12:31,542
‫نه

168
00:12:32,126 --> 00:12:34,253
‫یه اشتباهی شده
‫من باید مَل رو پیدا کنم

169
00:12:34,962 --> 00:12:36,672
‫ژنرال اشتباه نمیکنه

170
00:12:37,339 --> 00:12:40,509
‫دستور داد تا تو رو فورا به قصر کوچک ببریم

171
00:12:40,593 --> 00:12:42,178
‫حالا سوار کالسکه شو

172
00:12:42,261 --> 00:12:43,345
‫همه اشتباه می‌کنن

173
00:12:43,971 --> 00:12:45,681
‫منو نگاه کن، بهم میخوره آدم مهمی باشم؟

174
00:12:45,765 --> 00:12:48,267
‫تو شبیه دردسری
‫که تقریبا همونه

175
00:12:48,350 --> 00:12:49,477
‫- بجنب
‫- وایسا

176
00:12:49,560 --> 00:12:51,687
‫مَلین اورتسف. توی چادر بهداریه

177
00:12:51,771 --> 00:12:54,148
‫باید باهاش حرف بزنم
‫میخوام باهاش صحبت کنم

178
00:12:54,231 --> 00:12:55,065
‫گوش کن

179
00:12:55,149 --> 00:12:57,026
‫تمام جاسوس‌های منطقه
‫به گوششون میرسه چکار کردی

180
00:12:57,109 --> 00:12:58,736
‫و دشمنای ما میان سراغت

181
00:12:58,819 --> 00:13:01,530
‫تنها شانسی که داریم اینه که تو رو
‫برسونیم به «اوس آلتا» پشت دیوارهای قصر

182
00:13:01,614 --> 00:13:03,866
‫قبل اینکه کشته بشی. زود باش

183
00:13:10,498 --> 00:13:11,791
‫- مَل
‫- آلینا

184
00:13:13,000 --> 00:13:14,001
‫نه!

185
00:13:14,084 --> 00:13:15,795
‫نه. وایسا. من نمی‌دونستم!

186
00:13:15,878 --> 00:13:17,671
‫- آلینا
‫- نمی‌دونستم

187
00:13:17,755 --> 00:13:18,756
‫آلینا

188
00:13:19,256 --> 00:13:20,257
‫- مَل!

189
00:13:25,679 --> 00:13:26,680
‫شما به هم نزدیک بودین؟

190
00:13:28,557 --> 00:13:29,558
‫آه

191
00:13:29,975 --> 00:13:31,894
‫همون رفیقیِ که باهاش فرار کردی؟

192
00:13:31,977 --> 00:13:33,604
‫کجا دارن می‌برنش؟

193
00:13:33,687 --> 00:13:37,233
‫مشکلی واسش پیش نمیاد
‫جاش امنه

194
00:13:38,484 --> 00:13:39,985
‫نه تا وقتی که گریشا دور و برش باشه

195
00:13:41,278 --> 00:13:44,490
‫سرباز، اونم حالا یه گریشاست

196
00:13:51,121 --> 00:13:54,792
‫بیا راجع به کار صحبت کنیم
‫یه ماموریت واست دارم

197
00:13:55,501 --> 00:13:57,336
‫الان برای «کاز برکر» کار می‌کنم

198
00:13:57,336 --> 00:13:59,171
‫حرفت کاملا درست نیست

199
00:13:59,255 --> 00:14:01,423
‫آقای برکر هنوز 5 تا قسط
‫بابت تو بهم بدهکاره

200
00:14:01,507 --> 00:14:03,384
‫بهرحال، الان ماموریت دارم

201
00:14:03,467 --> 00:14:06,387
‫شنیدم. کلاغه خبر داد

202
00:14:06,470 --> 00:14:09,515
‫چندتا ماموریت اونور آبها
‫شرق دور. آره؟

203
00:14:10,224 --> 00:14:11,642
‫باید از خودش بپرسی

204
00:14:13,060 --> 00:14:16,230
‫بشین. خواهش میکنم

205
00:14:19,567 --> 00:14:22,361
‫من یه سوال مهمتر از تو دارم

206
00:14:22,444 --> 00:14:24,154
‫میخوای باهاش بری؟

207
00:14:25,489 --> 00:14:28,951
‫چون میدونی بدون اجازه من نمیتونی از
‫شهر خارج بشی، پس...

208
00:14:29,034 --> 00:14:31,912
‫اگر میخوای بری باید
‫کل بدهیش رو بابت تو بده

209
00:14:31,996 --> 00:14:34,790
‫خیلی زیاده
‫کاز همچین پولی نداره

210
00:14:35,416 --> 00:14:38,961
‫واسه من مهم نیست اون چی داره
‫چیزی که تو داری رو میخوام

211
00:14:39,044 --> 00:14:41,839
‫مهارت‌هایی که از قضا امشب به دردم میخوره

212
00:14:41,922 --> 00:14:45,217
‫همین مهارت با چاقو و سایه‌ها

213
00:14:45,301 --> 00:14:48,137
‫حتما خیلی خوب هستی
‫که برکر حاضره بابتت پول بده

214
00:14:48,846 --> 00:14:51,932
‫خب، این مرد رو پیدا کن

215
00:14:52,016 --> 00:14:54,852
‫این آدرس جاییه که امشب می‌مونه

216
00:14:56,145 --> 00:14:57,187
‫و واسم بکشش

217
00:14:59,064 --> 00:15:00,065
‫بکشمش؟

218
00:15:00,441 --> 00:15:03,360
‫اینکارو واسم بکن و دیگه آزاد و بی‌حساب میشی

219
00:15:03,986 --> 00:15:06,864
‫کارمون با هم تموم میشه
‫اما باید همین امشب انجام بشه

220
00:15:16,040 --> 00:15:18,292
‫- کی هست؟
‫- مهمه؟

221
00:15:20,419 --> 00:15:22,755
‫شغلش همونه که باعث
‫شد تو از اینجا سردر بیاری

222
00:15:22,838 --> 00:15:25,424
‫به برده فروشیه «رز سفید» برده میفروشه
‫اما به من نمی‌فروشه

223
00:15:25,507 --> 00:15:29,345
‫پسرها و دخترهایی که میاره
‫مشتری‌های منو طرف اونها میبرن

224
00:15:29,428 --> 00:15:30,429
‫پس...

225
00:15:32,306 --> 00:15:33,682
‫یه چاقو فرو کن توی قلبش

226
00:15:35,643 --> 00:15:37,061
‫قبوله؟

227
00:15:54,161 --> 00:15:55,788
‫جسپر!

228
00:15:55,871 --> 00:15:57,706
‫چطوری اینکارو می‌کنی؟

229
00:15:57,790 --> 00:15:59,249
‫به کمکت نیاز دارم

230
00:15:59,333 --> 00:16:01,168
‫البته، چکار کنم؟

231
00:16:06,382 --> 00:16:09,009
‫میخوام یه مرد رو واسم بکشی

232
00:16:10,302 --> 00:16:11,762
‫اوه، چرا من؟

233
00:16:13,806 --> 00:16:16,433
‫تو به اندازه دندونهای من چاقو داری

234
00:16:16,517 --> 00:16:19,144
‫- خودت دلیلش رو میدونی
‫- آره

235
00:16:19,228 --> 00:16:22,147
‫اما اجیر کردن من چه فرقی داره
‫با اینکه خودت اینکارو انجام بدی؟

236
00:16:23,607 --> 00:16:24,817
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

237
00:16:26,151 --> 00:16:29,196
‫- همونطور که گفتم، آره. ولی...
‫- جسپر، ماموریت جدید

238
00:16:32,574 --> 00:16:33,575
‫بیا دنبالم

239
00:16:37,413 --> 00:16:38,497
‫دوباره همون کارو کرد

240
00:16:48,799 --> 00:16:51,593
‫- این فدیوره
‫- از دیدنت خوشوقتم

241
00:16:53,345 --> 00:16:55,514
‫به این میگن کِفتا
‫ضد گلوله‌ست

242
00:16:56,432 --> 00:16:58,225
‫یونیفرم ارتش دوم

243
00:17:00,644 --> 00:17:02,563
‫پس ارتش اول چی؟
‫همونایی که توی کریبریسک بودن

244
00:17:02,646 --> 00:17:05,357
‫هزار سرباز باهامون بودن
‫از این امن‌تر نبود؟

245
00:17:05,441 --> 00:17:07,484
‫کندتره. امن‌تر نیست. نه واقعا

246
00:17:09,278 --> 00:17:12,531
‫اگر منو با جوخۀ نقشه‌کش‌ها رها می‌کردین
‫هیچ کسی بهم توجه هم نمی‌کرد

247
00:17:17,453 --> 00:17:18,495
‫چطور؟

248
00:17:19,371 --> 00:17:20,998
‫تو نورخورشید رو احضار میکنی

249
00:17:21,081 --> 00:17:23,083
‫هم‌نوعان اتریلاکیِ تو، فقط یه نظریه بودن
‫[دسته‌ای از جادوگران که می‌تونن نور رو کنترل کنن]

250
00:17:23,167 --> 00:17:24,835
‫یه تصویر توی یک کتاب داستان

251
00:17:24,918 --> 00:17:25,919
‫تا امروز

252
00:17:27,004 --> 00:17:29,757
‫تو دختر خیلی خاصی هستی

253
00:17:29,840 --> 00:17:32,342
‫پس چطور تا حالا کسی بهت
‫توجه نکرده بود؟

254
00:17:32,426 --> 00:17:33,469
‫شوخی می‌کنی؟

255
00:17:34,136 --> 00:17:36,013
‫شاید توی قصر کوچک اوضاع بهتر باشه

256
00:17:36,096 --> 00:17:38,682
‫اما اون بیرون، وقتی متفاوت هستی...

257
00:17:38,766 --> 00:17:40,684
‫وقتی شکل و شمایلت فرق داشته باشه

258
00:17:40,768 --> 00:17:42,603
‫همه چیز خطر درگیری به همراه داره

259
00:17:42,686 --> 00:17:46,190
‫می‌دونی چرا اصلا قصر کوچک
‫دیوار داره؟

260
00:17:46,774 --> 00:17:49,693
‫چون برای سالها
‫گریشا بودن حکم مرگ داشت

261
00:17:51,070 --> 00:17:54,323
‫حداقل الان، به لطف ژنرال کریگان
‫ما در امان هستیم. در ترس

262
00:17:54,990 --> 00:17:56,075
‫و اینطوری زنده می‌مونیم

263
00:17:57,242 --> 00:17:58,827
‫نه با نادیده گرفته شدن

264
00:17:58,911 --> 00:18:02,081
‫بلکه جذب نگاهشون
‫و نشون دادن اینکه قدرتمند هستی

265
00:18:02,164 --> 00:18:04,833
‫من مدت زیادی بدون مراقبت شما
‫زنده موندم. ممنون

266
00:18:04,917 --> 00:18:07,961
‫اما حالا که مشخص شده کی هستی
‫یک دقیقه هم دوام نمیاری

267
00:18:09,296 --> 00:18:11,632
‫کل شهر راوکا منتظر تو هستن

268
00:18:11,715 --> 00:18:12,549
‫میفهمم

269
00:18:12,633 --> 00:18:14,635
‫تمام سرزمین می‌خواد
‫حصار نابود بشه

270
00:18:14,718 --> 00:18:16,220
‫اما مسئله ازین بزرگتره

271
00:18:16,303 --> 00:18:20,557
‫بله، تو امید سرزمین هستی
‫اما یه افسانه برای گریشا به حقیقت تبدیل شده

272
00:18:21,141 --> 00:18:23,060
‫یه گریشا بود که حصار رو درست کرد

273
00:18:23,143 --> 00:18:25,687
‫اگه یه گریشا نابودش کنه، شاید...

274
00:18:28,649 --> 00:18:31,401
‫شاید دیگه اون دیوارهای بلند رو برای
‫حفاظت از خودمون نیاز نداشته باشیم

275
00:18:40,786 --> 00:18:42,788
‫مسیر بسته‌س. مواظب باشید

276
00:18:44,873 --> 00:18:46,667
‫همینجا بمون و جایی نرو

277
00:18:46,750 --> 00:18:47,751
‫همینجا نگه دار

278
00:18:50,420 --> 00:18:51,505
‫نیتش خوبه

279
00:18:55,634 --> 00:18:57,386
‫مراقب حرکت ناگهانی، توی درختا باشید

280
00:19:05,018 --> 00:19:06,019
‫دروسکله‌ها
‫«ارتش فیردِن که گریشاها رو شکار می‌کنن»

281
00:20:03,076 --> 00:20:04,411
‫تیرانداز!

282
00:20:04,953 --> 00:20:05,996
‫تیرانداز!

283
00:20:09,041 --> 00:20:10,042
‫چه خبر شده؟

284
00:20:17,591 --> 00:20:19,343
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

285
00:20:19,426 --> 00:20:20,469
‫آسیب جدی نیست

286
00:20:22,512 --> 00:20:24,806
‫به صدای ضربان قلبها گوش بده
‫ببین چند نفر هستن

287
00:20:28,936 --> 00:20:31,146
‫- خیلی دود زیاده
‫- جادوگر باد

288
00:20:31,230 --> 00:20:33,023
‫- نمیتونم ببینم
‫- جادوگر باد کجاست؟

289
00:20:38,111 --> 00:20:40,113
‫برو توی کالسکه
‫از دختره محافظت کن

290
00:20:41,865 --> 00:20:42,866
‫جادوگر باد

291
00:20:48,705 --> 00:20:49,998
‫جادوگر!

292
00:20:53,418 --> 00:20:55,337
‫نه، خواهش میکنم

293
00:20:55,420 --> 00:20:58,048
‫من گریشا نیستم. من نقشه‌کشم

294
00:21:05,222 --> 00:21:06,723
‫تو یه جادوگری

295
00:21:30,789 --> 00:21:31,790
‫جادوگر سایه

296
00:21:48,223 --> 00:21:49,308
‫صدمه دیدی؟

297
00:21:51,018 --> 00:21:53,312
‫نه، نه واقعا

298
00:21:53,395 --> 00:21:55,564
‫حالا که می‌دونن من اینجام
‫بقیه‌شون هم فرار می‌کنن

299
00:22:00,068 --> 00:22:01,069
‫تو با من میایی

300
00:22:10,704 --> 00:22:12,289
‫جدی میگم. یه نیروی انفجاری نیاز داریم

301
00:22:12,372 --> 00:22:13,457
‫هنوز داری به این فکر می‌کنی؟

302
00:22:13,457 --> 00:22:14,833
‫من تازه امشب حرفشو زدم

303
00:22:14,916 --> 00:22:17,419
‫جسپر، تو واسه هر عملیات
‫درخواست یه متخصص انفجار می‌کنی

304
00:22:17,502 --> 00:22:19,588
‫چون نمی‌خوام هی به من بگی...

305
00:22:19,671 --> 00:22:21,173
‫فلان چیزو واسمون منفجر کن

306
00:22:21,256 --> 00:22:24,301
‫این استعداد جسپر نیست
‫من با پرستیژ شلیک میکنم

307
00:22:24,384 --> 00:22:28,263
‫و خوش تیپم
‫به چیزهایی نقاط قوتم تکیه می‌کنم، رییس

308
00:22:28,347 --> 00:22:30,724
‫آلینا استارکوف رو توی قصر کوچک
‫نگه می‌دارن

309
00:22:30,807 --> 00:22:33,352
‫برای وارد شدن به قصر کوچک
‫لازمه که آروم و بی سرصدا باشیم

310
00:22:33,435 --> 00:22:35,103
‫بخواییم چیزی رو منفجر کنیم
‫ماموریت شکست میخوره

311
00:22:35,187 --> 00:22:37,105
‫پس باید اینژ رو ببریم

312
00:22:37,189 --> 00:22:39,483
‫اون انتخاب خوبیه
‫بی سر صداتر از منه

313
00:22:39,566 --> 00:22:41,068
‫نمیتونه اینجا بمونه
‫اینو که میدونی

314
00:22:41,151 --> 00:22:43,945
‫هی، صبر کن
‫الان توی قلمرو پکا نیستیم؟

315
00:22:44,654 --> 00:22:46,615
‫اگه الان برم پیش هِلین که پول اینژ
‫رو بهش بدم...

316
00:22:46,698 --> 00:22:49,117
‫میفهمه که به اینژ نیاز دارم
‫و یه قیمتی تعیین می‌کنه که نتونم پرداخت کنم

317
00:22:49,659 --> 00:22:52,245
‫چه بدجنس. اینو از کجا می‌دونی؟

318
00:22:52,996 --> 00:22:53,997
‫این کار منه

319
00:22:54,998 --> 00:22:57,834
‫درضمن، اینژ قبول نمی‌کنه کسی رو بکشه

320
00:22:59,002 --> 00:23:01,129
‫تو وقتی پای مرگ و زندگی وسط
‫باشه بهش اعتماد می‌کنی؟

321
00:23:01,213 --> 00:23:04,716
‫خب، من بهش اعتماد کردم هنوزم
‫زنده‌ام. پس، آره

322
00:23:05,467 --> 00:23:08,136
‫حالا می‌خوای بگی چرا
‫بیرون یه باشگاه رزمی ایستادیم؟

323
00:23:08,887 --> 00:23:10,722
‫که با یه شریک کاریِ
‫قدیمی صحبت کنیم

324
00:23:10,806 --> 00:23:12,599
‫نگهبانا تا تو رو ببینن می‌شناسنت

325
00:23:12,682 --> 00:23:14,184
‫برای همین تو رو با خودم آوردم

326
00:23:14,267 --> 00:23:15,685
‫یه کاری کن منو نبینن

327
00:23:17,854 --> 00:23:21,400
‫طعمۀ خوشگل بودن هم از
‫استعدادهای جسپر نیست

328
00:23:32,035 --> 00:23:35,872
‫هفده. دوازده...

329
00:23:36,873 --> 00:23:39,000
‫سیزده و نیم

330
00:23:42,504 --> 00:23:45,298
‫نه، شرمنده آناتوف
‫جایی واسه تو نیست

331
00:23:54,933 --> 00:23:56,518
‫میشه نگه داری؟ خواهش میکنم

332
00:23:56,601 --> 00:23:57,602
‫چرا؟

333
00:23:58,395 --> 00:24:00,021
‫استخوان دستم خیلی درد میکنه

334
00:24:12,117 --> 00:24:13,118
‫واسه صورتت

335
00:24:32,179 --> 00:24:33,472
‫اونجا چه اتفاقی افتاد؟

336
00:24:35,974 --> 00:24:36,975
‫دروسکله‌ها

337
00:24:37,767 --> 00:24:39,352
‫اعضای ممتاز ارتش فیردِن

338
00:24:39,436 --> 00:24:41,229
‫برای نفوذ به عمق مرزهای
‫ما آموزش دیدن

339
00:24:41,313 --> 00:24:43,190
‫تا گریشاها رو بکشن یا بدزدن

340
00:24:43,273 --> 00:24:46,902
‫منظورم اینه چجوری یکیشون رو از
‫دوازده قدم اونطرف تر نصف کردی

341
00:24:48,820 --> 00:24:50,280
‫ترجیح می‌دادی از شمشیر استفاده کنم؟

342
00:24:55,452 --> 00:24:56,453
‫نمی‌دونم

343
00:24:58,246 --> 00:24:59,247
‫ببخشید

344
00:25:01,124 --> 00:25:02,125
‫مشکلی نیست

345
00:25:06,463 --> 00:25:10,050
‫هرچیزی یه ماده و جسمی داره

346
00:25:10,133 --> 00:25:11,301
‫حتی هوا

347
00:25:12,260 --> 00:25:13,470
‫یا سایه

348
00:25:14,721 --> 00:25:15,931
‫کوچکتر از اونه که بشه دید

349
00:25:16,765 --> 00:25:20,602
‫یه احضارکننده میتونه «برش» ایجاد کنه

350
00:25:20,685 --> 00:25:22,521
‫اما به مهارت خیلی زیادی نیاز داره

351
00:25:23,230 --> 00:25:25,190
‫و من به عنوان آخرین دفاع ازش استفاده می‌کنم

352
00:25:26,358 --> 00:25:27,442
‫مثل اون کمین

353
00:25:27,526 --> 00:25:28,527
‫خدایا

354
00:25:29,528 --> 00:25:32,739
‫حالا زندگیِ من این شکلیه؟
‫هرجا میرم ممکنه شکار بشم

355
00:25:34,407 --> 00:25:35,408
‫بهش عادت می‌کنی

356
00:25:37,911 --> 00:25:39,621
‫اونا اصلا چطوری راجع من خبردار شدن؟

357
00:25:39,704 --> 00:25:42,874
‫نوری که از تو توی حصار
‫ساطع شد، تا کیلومترها قابل دیدن بود

358
00:25:43,625 --> 00:25:47,128
‫حتما هر ماموریتی که قبلا داشتن
‫زمین گذاشتن، تا تو رو پیدا کنن

359
00:25:47,212 --> 00:25:48,838
‫برای همینه که من با تو سفر می‌کنم

360
00:25:50,715 --> 00:25:52,092
‫تا این حد از تو میترسن؟

361
00:25:53,301 --> 00:25:55,053
‫فکر می‌کنم بیشتر از تو میترسن

362
00:25:58,181 --> 00:25:59,432
‫چرا؟

363
00:25:59,516 --> 00:26:01,059
‫ارزشی که قدرت تو برای ما داره

364
00:26:01,643 --> 00:26:03,853
‫تو شاید اولین نفری باشی
‫که چنین قدرتی داره

365
00:26:04,604 --> 00:26:06,439
‫اما ما همیشه یه اسم
‫برای تو داشتیم

366
00:26:07,190 --> 00:26:08,942
‫برای کاری که امیدوار بودیم بتونی انجام بدی

367
00:26:10,360 --> 00:26:13,822
‫اینکه وارد حصار بشی. و از درون نابودش کنی

368
00:26:14,489 --> 00:26:17,200
‫با آموزش مناسب
‫و تقویت قدرتت، میتونی...

369
00:26:17,284 --> 00:26:18,285
‫نه!

370
00:26:22,706 --> 00:26:23,707
‫نه؟

371
00:26:25,250 --> 00:26:26,251
‫نه. چی؟

372
00:26:26,334 --> 00:26:28,086
‫من هیچ کدوم از اینا رو نمی‌خوام

373
00:26:28,169 --> 00:26:29,879
‫چرا تو نمی‌تونی نابودش کنی؟

374
00:26:29,963 --> 00:26:32,632
‫فکر می‌کنی امتحان نکردم. خانم استارکوف؟

375
00:26:33,300 --> 00:26:35,927
‫اگر من توی حصار وارد بشم
‫تبدیل میشم به یه چراغ راهنما برای ولکراها

376
00:26:37,387 --> 00:26:38,597
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنم

377
00:26:38,680 --> 00:26:41,016
‫خب پس...
‫نمیتونی از یجور دانش گریشا استفاده کنی...

378
00:26:41,099 --> 00:26:42,934
‫که این قدرت رو به کسی دیگه منتقل کنی؟

379
00:26:43,768 --> 00:26:45,520
‫این هدیه رو میخوای بدی بره؟

380
00:26:45,604 --> 00:26:46,479
‫هدیه؟

381
00:26:46,563 --> 00:26:48,940
‫منو از تنها دوستام جدا کردی

382
00:26:49,024 --> 00:26:52,110
‫و حالا ، طبق حرف تو
‫تا آخر عمر یه هدف هستم

383
00:26:52,193 --> 00:26:54,613
‫می‌دونی چرا هیچوقت کسی
‫رو با این قدرت پیدا نکردی؟

384
00:26:54,696 --> 00:26:57,032
‫شاید چون نمیخوان که پیدا بشن

385
00:27:05,498 --> 00:27:07,334
‫دوباره ازت می‌پرسم

386
00:27:08,668 --> 00:27:10,045
‫بچه که بودی آزمایش شدی؟

387
00:27:11,755 --> 00:27:14,674
‫مَل ! آلینا!

388
00:27:18,762 --> 00:27:19,763
‫ما قایم شدیم

389
00:27:21,473 --> 00:27:23,141
‫همون موقع هم به اندازه کافی متفاوت بودیم

390
00:27:24,100 --> 00:27:25,935
‫نمی‌خواستیم بیشتر از این تنها باشیم

391
00:27:30,732 --> 00:27:32,651
‫تو گریشا هستی

392
00:27:34,194 --> 00:27:35,320
‫تو تنها نیستی

393
00:28:17,487 --> 00:28:18,488
‫چرا برگشتی؟

394
00:28:18,571 --> 00:28:20,657
‫سربازهای فیردِن برای ما کمین کردن

395
00:28:20,740 --> 00:28:23,743
‫حتما اونقدر به حصار نزدیک بودن
‫که انفجار رو دیدن

396
00:28:24,828 --> 00:28:26,037
‫اونا دنبال دختره بودن

397
00:28:26,705 --> 00:28:27,914
‫بقیه کجان؟

398
00:28:27,997 --> 00:28:30,667
‫کشته، زخمی. منتظر اسبهای تازه نفسن

399
00:28:31,292 --> 00:28:34,754
‫آلینا؟ حالش خوبه؟

400
00:28:34,838 --> 00:28:36,214
‫اون همراه ژنرال کریگان‌ـه

401
00:28:37,132 --> 00:28:38,425
‫اونو با یه مرد تنها گذاشتی؟

402
00:28:48,309 --> 00:28:50,895
‫ما بیشتر از این نمی‌تونیم تلفات بدیم

403
00:28:56,151 --> 00:28:59,070
‫میشه یه جوخۀ کوچیک همراه خودم ببرم؟
‫دنبال بازمونده‌ها بگردم؟

404
00:28:59,154 --> 00:29:00,363
‫ما باید بریم دنبالش

405
00:29:03,616 --> 00:29:05,410
‫ببخشید، سرباز؟

406
00:29:05,452 --> 00:29:07,746
‫بذار همون سربازای شیک و پیک ازش محافظت کنن

407
00:29:07,829 --> 00:29:10,707
‫حداقل تا زمانی که متوجه بشن
‫اون دروغ میگه، و سرش رو روی نیزه بکنن

408
00:29:10,790 --> 00:29:12,459
‫نه وقتم رو نه افرادم رو واسش هدر میدم

409
00:29:12,542 --> 00:29:15,128
‫تا همین چند ساعت پیش
‫اونم یکی از نیروهای شما بود

410
00:29:15,211 --> 00:29:17,547
‫و حالا به این زودی
‫بهش پشت کردی؟

411
00:29:18,631 --> 00:29:19,841
‫و اونها هم نمی‌کشنش

412
00:29:22,343 --> 00:29:24,679
‫اون واقعیه

413
00:29:26,139 --> 00:29:27,140
‫من دیدمش

414
00:29:27,223 --> 00:29:31,269
‫چیزی که می‌دونم اینه که ارزش خطرکردن
‫نداره، مگر اینکه شاه بهم دستور بده

415
00:29:34,355 --> 00:29:35,607
‫اون ارزشش رو داره

416
00:29:40,987 --> 00:29:45,533
‫وقتی عضو ارتش شدم
‫فرمانده‌مون واسمون دربارۀ گریشا گفت

417
00:29:46,534 --> 00:29:50,872
‫بهمون گفت این جنگ رو می‌بریم
‫چون یکی از اونها به اندازۀ 50 تای ما ارزش داره

418
00:29:52,290 --> 00:29:55,251
‫بعد هفت تیر از غرب وارد شد

419
00:29:55,335 --> 00:29:58,004
‫و بهم گفتن یه گریشا
‫به اندازه بیستا سرباز میارزه

420
00:30:00,215 --> 00:30:05,094
‫وقتی نصف نیروهام
‫رو به یه مسلسل فیردِن باختم

421
00:30:05,178 --> 00:30:07,806
‫و از هر ده نفر تلفات یکیشون گریشا بود

422
00:30:07,889 --> 00:30:10,558
‫بهم گفتن نسبت قابل قبولیه

423
00:30:12,060 --> 00:30:16,606
‫چقد طول می‌کشه که بفهمن
‫اونها هم به اندازه ما بی‌ارزشن؟

424
00:30:25,490 --> 00:30:27,242
‫- بیخیال
‫- تو!

425
00:30:28,284 --> 00:30:30,161
‫- تو هم شنیدی؟
‫- تو بودی؟

426
00:30:31,579 --> 00:30:35,333
‫نه، من...
‫منم نگهبان کلیپر هستم

427
00:30:35,875 --> 00:30:38,378
‫تا حالا ندیدمت. تامبار کجاست؟

428
00:30:38,461 --> 00:30:42,966
‫نمیدونم. اون تابلو قبلا
‫صدمه دیده بود؟

429
00:30:45,218 --> 00:30:47,929
‫خدایا! از کجا شلیک شد؟

430
00:30:51,391 --> 00:30:52,725
‫خیلی وقته ندیدمت، پاپی

431
00:30:56,229 --> 00:30:57,438
‫میبینم که هنوز ناراحتی

432
00:30:57,522 --> 00:30:59,816
‫در مورد دزدیدن سهام من
‫از کرو؟

433
00:30:59,899 --> 00:31:02,485
‫دزدی نبود
‫فقط یه معاملۀ ناجوانمردانه بود

434
00:31:03,194 --> 00:31:04,445
‫بیشتر معمالات توی بَرِل همینجوری هستن

435
00:31:06,114 --> 00:31:07,991
‫چی میخوای، آقای دست کج؟

436
00:31:09,158 --> 00:31:10,410
‫کسی رو باید پیدا کنم

437
00:31:11,369 --> 00:31:14,205
‫یا حداقل...
‫باید بفهمم چطور میشه پیداش کرد. امشب

438
00:31:14,289 --> 00:31:15,915
‫دنبال نمایش هستی، اره؟

439
00:31:17,250 --> 00:31:18,585
‫دنبال راهنما می‌گردم

440
00:31:20,712 --> 00:31:21,713
‫پس می‌شناسیش

441
00:31:23,506 --> 00:31:24,716
‫به یه ماموریت ربط داره، مگه نه؟

442
00:31:26,050 --> 00:31:30,096
‫همونی که تو رو میفرسته به شرق
‫برای یه میلیون کروگ

443
00:31:30,179 --> 00:31:33,099
‫میدونی، هیچ وقت نمی‌تونی
‫اونقدر پول دربیاری که با پکا رقابت کنی؟

444
00:31:33,182 --> 00:31:35,977
‫اون پادشاه‌ست
‫تو فقط یه برده از بَرِل هستی

445
00:31:45,445 --> 00:31:46,779
‫تانته هلین بهت پیام داده؟

446
00:31:46,863 --> 00:31:48,656
‫همین امروز عصر. آره فضول

447
00:31:49,490 --> 00:31:51,576
‫اونم راجع به راهنما سوال می‌کرد

448
00:31:51,659 --> 00:31:53,453
‫احتمالا در مورد همین ماموریت

449
00:31:53,536 --> 00:31:55,538
‫واسه همین بهش گفتم که
‫طرف هلین نره

450
00:31:56,497 --> 00:31:59,334
‫بهش هشدار دادی؟ بهش نامه دادی؟

451
00:32:01,377 --> 00:32:04,422
‫هلین میخواست تو همینکارو
‫بکنی که بتونه نامه‌رسون رو تعقیب کنه

452
00:32:06,507 --> 00:32:08,343
‫بهش که آسیب نمیزنه؟ میزنه؟

453
00:32:08,426 --> 00:32:10,345
‫اگر قصدش صدمه زدن به من باشه
‫اینکارو می‌کنه

454
00:32:11,054 --> 00:32:15,058
‫حالا، اگر بهش وفاداری
‫بهم بگو کجاست، همین الان

455
00:32:29,238 --> 00:32:31,658
‫بالاخره، بیدار شدی؟

456
00:32:40,291 --> 00:32:41,292
‫تو منو زدی

457
00:32:41,751 --> 00:32:43,294
‫یکم زمان لازم داشتم

458
00:32:43,378 --> 00:32:45,463
‫که خونه‌م رو غارت کنی؟

459
00:32:45,546 --> 00:32:48,007
‫تا مدارک بچه‌هایی رو پیدا کنم
‫که به برده فروشی فروختی

460
00:32:48,091 --> 00:32:49,842
‫من هیچوقت برده نفروختم

461
00:32:51,135 --> 00:32:53,972
‫تو منو به رز سفید فروختی
‫بچه‌هایی مثل من

462
00:32:54,055 --> 00:32:56,808
‫تو برای هلین کار میکنی
‫نه، نه اشتباه متوجه شدی

463
00:32:56,891 --> 00:32:58,559
‫من همکار اون نیستم
‫من قاچاقچی‌ام

464
00:32:58,643 --> 00:33:01,104
‫تو مردم رو میدزدی
‫تاحالا چندتا برده از آواره‌های «سولی» فروختی؟

465
00:33:01,187 --> 00:33:03,731
‫من خانواده‌هایی که از جنگ فرار می‌کنن
‫نجات میدم

466
00:33:03,815 --> 00:33:06,943
‫آدمهای آواره و پناهنده‌ها رو قاچاق می‌کنم
‫خواهش می‌کنم

467
00:33:07,026 --> 00:33:09,320
‫اسامی رو بهم بگو. کی اونها رو می‌خره؟

468
00:33:09,404 --> 00:33:11,239
‫پسرها رو از دخترا جدا می‌کنی؟

469
00:33:13,866 --> 00:33:15,368
‫تو وقتی دزدیده شدی چند سالت بود؟

470
00:33:15,994 --> 00:33:18,705
‫دنبال کی می‌گردی؟
‫والدینیت؟ فامیلت؟

471
00:33:20,665 --> 00:33:21,666
‫خواهر؟

472
00:33:26,337 --> 00:33:29,132
‫برادر

473
00:33:29,215 --> 00:33:31,384
‫اون موقع که چهار تا مرد ما رو از کالسکۀ
‫پدر مادرم دزدیدن

474
00:33:31,467 --> 00:33:33,886
‫اون دوازده سالش بود و من چهارده

475
00:33:33,970 --> 00:33:34,971
‫ما رو جدا کردن

476
00:33:35,430 --> 00:33:37,724
‫من با کشتی یه تاجر
‫به کِتردام اومدم

477
00:33:37,807 --> 00:33:38,975
‫نمی‌دونم اون کجا رفت

478
00:33:39,559 --> 00:33:41,269
‫بگو من چطوری می‌تونم بهت کمک کنم

479
00:33:44,439 --> 00:33:45,857
‫یکیشون یه دندون نقره داشت

480
00:33:46,733 --> 00:33:50,153
‫اسمش گرگور یا گریگز بود

481
00:33:51,154 --> 00:33:53,156
‫من توی اون گروه‌ها نیستم، جدی میگم

482
00:33:53,239 --> 00:33:55,491
‫تو احتمالا دنبال کارگرهای توی لنگرگاه
‫یا ناظربارگیری هستی

483
00:33:55,575 --> 00:33:57,702
‫کسایی که از آدمهایی مثل
‫هلین دستمزد میگیرن

484
00:33:58,327 --> 00:34:02,248
‫اگه تو نمی‌تونی بهم راهنمایی بدی
‫پس می‌تونی حداقل بهم آزادیم رو بدی

485
00:34:02,331 --> 00:34:03,583
‫خدای من

486
00:34:04,959 --> 00:34:06,836
‫تو هم اعتقاد داری

487
00:34:07,628 --> 00:34:10,048
‫خواهش می‌کنم

488
00:34:10,131 --> 00:34:12,091
‫چقد دعا می‌تونه باعث بخشش
‫یه قتل بشه؟

489
00:34:13,801 --> 00:34:15,011
‫از خدا واسه منم این سوال رو بپرس

490
00:34:16,304 --> 00:34:17,305
‫اینکارو نکن

491
00:34:22,018 --> 00:34:23,936
‫اون می‌تونه ما رو به سمت آلینا استارکوف ببره

492
00:34:25,855 --> 00:34:27,065
‫این؟

493
00:34:27,148 --> 00:34:28,149
‫هلین اینو می‌دونست

494
00:34:28,649 --> 00:34:30,818
‫داشت از تو استفاده می‌کرد
‫تا ماموریتمون رو خراب کنه

495
00:34:30,902 --> 00:34:32,153
‫منو اون یه معامله باهم کردیم

496
00:34:32,695 --> 00:34:35,865
‫چیزی که از زنده بودن اون نصیبمون میشه
‫ارزشش بیشتره

497
00:34:39,077 --> 00:34:41,370
‫تو اونو به آزادیِ من ترجیح میدی؟

498
00:34:42,455 --> 00:34:44,248
‫هردو رو میشه باهم داشت

499
00:35:02,183 --> 00:35:06,062
‫راهنما، یه ماموریت واست دارم

500
00:35:07,563 --> 00:35:09,023
‫ما رو به قصر کوچیک ببر

501
00:35:19,242 --> 00:35:20,576
‫اینجا جای شما امنه

502
00:35:20,660 --> 00:35:23,621
‫قصر امن‌ترین ساختمان
‫توی کل سرزمینه

503
00:35:24,831 --> 00:35:26,040
‫ازین بابت مطمئنم

504
00:35:29,627 --> 00:35:30,795
‫تو کجا میری؟

505
00:35:30,878 --> 00:35:32,505
‫ببریدش به اتاق وزدا

506
00:35:33,047 --> 00:35:34,549
‫من زندانی‌ام؟

507
00:35:37,552 --> 00:35:38,553
‫تمام راوکا زندانیه

508
00:35:39,804 --> 00:35:41,764
‫تا زمانی که منو تو حصار رو از بین ببریم

509
00:35:47,687 --> 00:35:48,729
‫پس زوری درکار نیست

510
00:37:55,356 --> 00:37:57,233
‫مایکل، دوبراف، چکار می‌کنین؟

511
00:37:57,316 --> 00:37:58,943
‫جلوی یه دوست رو می‌گیریم که اشتباه نکنه

512
00:37:59,026 --> 00:38:00,486
‫اشتباه نیست. جونش در خطره

513
00:38:00,569 --> 00:38:02,822
‫اون همراه ژنرال سیاهه
‫از این امن‌تر نمیتونه باشه

514
00:38:02,905 --> 00:38:04,198
‫واسه من کافی نیست
‫راه رو باز کن

515
00:38:04,699 --> 00:38:05,533
‫دوبراف درست میگه

516
00:38:05,616 --> 00:38:07,618
‫تا فردا به قصر کوچک میرسه

517
00:38:07,702 --> 00:38:09,036
‫خوبه، منم همونجا میرم

518
00:38:09,120 --> 00:38:11,706
‫نقشه‌ت چیه؟
‫مَل همینطوری که نمی‌تونی داخل بشی

519
00:38:11,789 --> 00:38:13,499
‫قصر پر از آدمه

520
00:38:13,582 --> 00:38:16,043
‫که براحتی به محض دیدنت
‫میتونن تو رو بکشن

521
00:38:16,127 --> 00:38:18,671
‫بدون دعوتنامه رسمی
‫از دروازه نمی‌تونی رد بشی

522
00:38:18,754 --> 00:38:20,089
‫- که دعوتنامه هم نداری
‫- همم

523
00:38:20,172 --> 00:38:23,634
‫اگر هم به عنوان فراری اعدامت
‫کنن، به کسی نمی‌تونی کمک کنی

524
00:38:23,718 --> 00:38:25,469
‫ببین، توی می‌خوای بری داخل قصر؟

525
00:38:25,553 --> 00:38:28,139
‫قهرمان شو. مدال بگیر
‫اینجوری داخل قصر دعوت میشی

526
00:38:32,810 --> 00:38:35,313
‫باشه، می‌مونم

527
00:38:36,230 --> 00:38:37,815
‫اما فقط بخاطر شما

528
00:38:37,898 --> 00:38:39,150
‫آره، حتما

529
00:38:39,233 --> 00:38:41,944
‫هیچ ربطی به قسمت اعدام شدن
‫یا کشته شدن نداره

530
00:38:47,199 --> 00:38:48,242
‫نمی‌فهمم

531
00:38:48,326 --> 00:38:51,329
‫اون قدرتهاشو از این مخفی نگه داشت
‫چرا از دستش عصبانی نیست؟

532
00:38:52,455 --> 00:38:53,956
‫همه ما احمقیم، دوبراف

533
00:38:54,707 --> 00:38:59,211
‫و وقتی بهترین دوستمون توی خطر باشه
‫کارهای احمقانه می‌کنیم

534
00:39:02,965 --> 00:39:04,633
‫من با خودم می‌برمش

535
00:39:04,717 --> 00:39:07,428
‫و وقتی برگشتیم
‫اونقدر پول دارم که حسابمون رو تسویه کنم

536
00:39:08,220 --> 00:39:09,221
‫تا اون موقع...

537
00:39:14,727 --> 00:39:16,103
‫این باشه به عنوان وثیقه

538
00:39:20,191 --> 00:39:24,820
‫چی داری که ممکنه بتونه
‫کافی باشه؟

539
00:39:31,118 --> 00:39:32,370
‫زمین کرو

540
00:39:35,956 --> 00:39:40,044
‫خب، حرفم رو پس می‌گیرم

541
00:39:46,509 --> 00:39:48,302
‫همش مال توئه که از دست بدی
