﻿1
00:00:05,714 --> 00:00:12,137
‫«سایه و استخوان»
‫[فصل دوّم، قسمت چهارم]

2
00:00:22,230 --> 00:00:24,733
‫چرا همیشه مثل سیاستمدارها
‫رفتار می‌کنی نیکولای؟

3
00:00:25,900 --> 00:00:30,947
‫هم‌سفره شدنِ گریشاها با
‫سربازهای حقیقیِ اهل روکا یکم زیادیه برای ما.

4
00:00:31,531 --> 00:00:35,160
‫- اینجا همگیِ ما اهل روکا هستیم.
‫- نیازی نیست در مقابلشون باشیم.

5
00:00:35,243 --> 00:00:36,911
کریگن همون موقع که سعی داشت

6
00:00:36,995 --> 00:00:40,415
‫پدرم رو بکشه و کودتا به پا کنه،
‫باید فکر اینجاش رو می‌کرد.

7
00:00:41,708 --> 00:00:45,420
‫با این حال «سیاه‌زاده» نباشه،
‫رام کردن گریشاها کار راحت‌تریه.

8
00:00:45,503 --> 00:00:48,590
‫منظورت از «رام کردن»
‫همون «کشتن»ـه موی ساراویچ؟

9
00:00:48,673 --> 00:00:53,136
‫خائنینِ تاج و تخت به چنین سرنوشتی
‫دچار می‌شن خانم استارکوف.

10
00:00:53,219 --> 00:00:56,056
‫اگه «ارتش دوم» برای اطمینان از
‫وفاداریشون نیازی به رهبر وفادار

11
00:00:56,056 --> 00:00:59,017
‫به تاج‌وتخت داشته باشه،
‫من رهبریشون رو به عهده می‌گیرم.

12
00:01:05,023 --> 00:01:08,234
‫چرا باید باور کنم حتی ذره‌ای به
‫خاندانم وفاداری؟

13
00:01:14,032 --> 00:01:17,410
‫امروز سرآغاز دوره‌ای جدید
‫از همکاریِ بین

14
00:01:17,494 --> 00:01:19,329
خانوان ‫«لنتسوف» و گریشاهاست.

15
00:01:20,080 --> 00:01:23,541
‫با خرسندی نامزدی خودم و الینا استارکوف
‫رو اعلام می‌کنم،

16
00:01:23,625 --> 00:01:27,087
‫الینا استارکوف، داعی آفتاب
‫و رهبرِ جدیدِ ارتش دوم.

17
00:01:27,170 --> 00:01:30,548
‫متحد با همدیگه آیندۀ بهتری
‫برای روکا رقم می‌زنیم.

18
00:01:30,548 --> 00:01:30,673
‫متحد با همدیگه آیندۀ بهتری
‫برای روکا رقم می‌زنیم.

19
00:01:35,804 --> 00:01:37,055
‫مسئولیتِ سنگینیه.

20
00:01:37,138 --> 00:01:38,765
‫از پسش برمیاد.

21
00:01:38,848 --> 00:01:42,143
‫داعی آفتاب بودن دال بر این نیست که
‫شما بتونی یه ارتش رو رهبری کنی.

22
00:01:42,227 --> 00:01:46,022
‫- یک سال هم نشده که گریشا شده.
‫- گریشا زاده می‌شی نه که ساخته بشی.

23
00:01:48,775 --> 00:01:51,569
‫- پس ازش پیروی نمی‌کنی؟
‫- معلومه که پیروی می‌کنم.

24
00:01:51,653 --> 00:01:55,490
‫اگه حرکتی نکنیم، توی دستۀ کریگن
‫قرار می‌گیریم و مثل خیانتکارها تحقیر می‌شیم.

25
00:01:56,407 --> 00:01:58,409
‫و ترجیح می‌دم که شکستش رو ببینم.

26
00:01:58,493 --> 00:02:00,370
‫از این بابت مطمئنی «سبوچکا»؟

27
00:02:00,453 --> 00:02:02,330
‫اتحاد نظامی رو درک می‌کنم،

28
00:02:02,831 --> 00:02:05,208
‫اما در دراز مدت چنین چیزی
‫برای جایگاهت خوبه؟

29
00:02:05,291 --> 00:02:07,752
‫به نفع من و همچنین روکاست، مادریا.

30
00:02:07,836 --> 00:02:11,047
‫اون یکی پسرت سخت در تلاشه که
‫این کشور رو به جنگ داخلی بکشونه.

31
00:02:11,589 --> 00:02:13,216
‫من قصد دارم سدّ راهش بشم.

32
00:02:13,299 --> 00:02:16,427
‫بهتره که برنامۀ چند تا
‫مراسم رسمی رو بریزم.

33
00:02:16,511 --> 00:02:18,012
‫الان وقت مهمونی گرفتن نیست.

34
00:02:18,096 --> 00:02:21,558
‫چنین مراسماتی برای ما مخاطره‌آمیزه،
‫کریگن تهدیدِ بزرگیه.

35
00:02:21,641 --> 00:02:23,184
‫تو یک وارثِ لنتسوفی.

36
00:02:23,852 --> 00:02:27,313
‫اگه جشنی نگیریم، به نظر میاد
‫که داریم چیزی رو مخفی می‌کنیم.

37
00:02:27,397 --> 00:02:29,816
‫کم‌جمعیت برگزار می‌کنمش،
‫فقط با فامیل‌های درجه یک.

38
00:02:33,570 --> 00:02:36,781
‫به خیاطم می‌گم یه لباس مناسب
‫برات آماده کنه.

39
00:02:39,659 --> 00:02:42,370
‫این زخم‌های ایجاد شده از مرزوست فرزندم،

40
00:02:43,163 --> 00:02:47,333
‫دوختنش فقط وقت تلف کردنه.
‫دیگه الان جزوی از وجودتن.

41
00:02:59,888 --> 00:03:00,930
‫داغون.

42
00:03:06,394 --> 00:03:09,522
‫رنج کشیدن کار آسونیه
‫و مفت نمی‌ارزه.

43
00:03:10,565 --> 00:03:12,567
‫مهم اینه که تو چه استفاده‌ای ازش می‌کنی.

44
00:03:15,778 --> 00:03:19,157
‫چرا موافقت کردی که ارتش دوم رو رهبری کنی؟
‫نامزدی برای محافظت از تو بود،

45
00:03:19,240 --> 00:03:22,285
‫- نه که باعث بشه بری خط مقدم.
‫- پس محافظت از گریشاهایی که نیازمندن چی؟

46
00:03:22,368 --> 00:03:24,495
‫چیزی نمونده که جنگ داخلی توی روکا رخ بده.

47
00:03:24,579 --> 00:03:27,415
‫کشتن گریشاها کارِ سربازهای مزدور نبود،
‫همش به دستور واسیلی بوده.

48
00:03:27,498 --> 00:03:29,626
‫رهبریِ ارتش دوم درش تغییری ایجاد نمی‌کنه.

49
00:03:29,709 --> 00:03:31,836
‫عوضش بیشتر مورد هدف قرار می‌گیری.

50
00:03:31,920 --> 00:03:34,839
‫همۀ گریشاها رو مورد هدف قرار دادن دیگه.
‫من فقط قصد داشتم امیدوارشون کنم.

51
00:03:34,923 --> 00:03:38,760
‫اگه می‌خوای به گریشاها کمک کنی،
‫باید روی پیدا کردن «مرغ آتشین» تمرکز کنیم.

52
00:03:38,843 --> 00:03:42,472
‫به محض اینکه «حصار» رو نابود کنی، علتِ
‫جنگ و تنفر از گریشاها، همگی از بین می‌رن.

53
00:03:42,555 --> 00:03:46,059
‫به محض اینکه حصار از بین بره،
‫یکی دیگه می‌تونه ارتش دوم رو رهبری کنه.

54
00:03:46,142 --> 00:03:48,353
‫نیکولای می‌تونه یه عروس جدید پیدا کنه.

55
00:03:48,436 --> 00:03:50,313
‫اما ما اومدیم اینجا که روکا رو متحد کنیم.

56
00:03:50,396 --> 00:03:51,856
‫تو بخاطر روکا به اینجا اومدی.

57
00:03:54,025 --> 00:03:55,360
‫من بخاطر تو اومدم.

58
00:03:58,196 --> 00:03:59,572
‫تو پرچم منی الینا.

59
00:03:59,656 --> 00:04:02,325
‫تو وطن منی نه این باتلاق.

60
00:04:02,575 --> 00:04:05,161
‫این باتلاق ارزش نجات دادن رو داره.

61
00:04:06,329 --> 00:04:09,582
‫باید بهش ایمان داشته باشم.
‫تو هم به من ایمان داشته باش.

62
00:04:10,416 --> 00:04:13,836
‫باور کن بعد از تموم این ماجراها
‫فقط خودم و خودت می‌مونیم،

63
00:04:13,920 --> 00:04:15,505
‫در مسیر اکتشاف در سرتاسرِ دنیا.

64
00:04:58,089 --> 00:05:02,051
‫ای احمق گستاخ، این کارت گناهه.

65
00:05:05,179 --> 00:05:07,473
‫خب تو که «تشدید کننده‌»ای.

66
00:05:08,308 --> 00:05:13,021
‫مطمئنا خودت می‌دونم که چقدر گریشاها
‫علاقمند به حتی ردپایی از قدرتِ شما هستن.

67
00:05:13,104 --> 00:05:16,524
‫چه چیز لایتناهیه؟ جهان...

68
00:05:16,607 --> 00:05:18,401
‫و طمعِ انسان‌ها.

69
00:05:19,193 --> 00:05:21,446
‫واقعا آموزش رو دوست داری مادر، درسته؟

70
00:05:23,865 --> 00:05:24,991
‫مربای انجیر.

71
00:05:27,118 --> 00:05:28,202
‫خیلی دوست داریش.

72
00:05:28,286 --> 00:05:31,372
‫فکر کردی با میوۀ پخته می‌تونی قانعم کنی؟

73
00:05:53,770 --> 00:05:54,771
‫ببریدش.

74
00:06:21,923 --> 00:06:23,925
‫با این دختره تیلر چیکار می‌کنی؟

75
00:06:25,009 --> 00:06:30,181
‫ایشون خیانتکاره و می‌تونه درس عبرت خوبی
‫برای کسانی باشه که بهم نارو می‌زنن.

76
00:06:30,264 --> 00:06:32,767
‫از زمان بچگیش بهت وفادار بوده،

77
00:06:32,850 --> 00:06:35,311
‫سال‌ها سوءاستفاده به دستور
‫تو رو تاب آورده،

78
00:06:35,395 --> 00:06:38,898
‫و حالا می‌خوای درس عبرتش کنی؟

79
00:06:40,525 --> 00:06:43,945
‫وای الکساندر، کِی قراره تمومش کنی؟

80
00:06:44,028 --> 00:06:49,075
‫زمانی‌که روکا مالِ من بشه تموم می‌شه
‫و الینا هم طرفِ منه.

81
00:06:49,575 --> 00:06:54,038
‫پس قراره ملت رو تار و مار کنی،
‫گریشاهارو ناقص و خویشاوندانت رو تکه تکه کنی؟

82
00:06:55,289 --> 00:06:59,127
‫من همه‌چیز رو از خودت یاد گرفتم.

83
00:07:01,754 --> 00:07:04,757
‫احمق بودم که فکر کردم می‌تونم
‫به سمتِ رستگاری بکشونمت.

84
00:07:04,841 --> 00:07:06,926
‫ایده‌های ماهرانه‌ات مالِ خودت مادر جان.

85
00:07:08,761 --> 00:07:09,887
‫دیگه خیلی دیره.

86
00:07:38,374 --> 00:07:39,375
‫کز؟

87
00:07:41,335 --> 00:07:42,336
‫کز!

88
00:07:44,172 --> 00:07:47,049
‫ویلن ترکیب رو آورده.
‫جسپر داره پُرشون می‌کنه.

89
00:07:47,133 --> 00:07:49,010
‫چند ساعت دیگه که کارها طبق روال انجام شد...

90
00:07:51,721 --> 00:07:54,599
‫دونستن اینکه توی سایه
‫همراهِ منی، برام مایۀ...

91
00:07:56,767 --> 00:07:57,810
‫آسودگیه.

92
00:07:57,894 --> 00:07:58,895
‫عمرا از دستش بدم.

93
00:08:10,698 --> 00:08:13,659
‫اگه نقشه جور دیگه پیش رفت،
‫یه قولی بهم بده.

94
00:08:16,370 --> 00:08:21,626
‫که در سریعترین زمان ممکن از شهر خارج بشی،
‫برادرت رو پیدا کنی و هرگز به اینجا برنگردی.

95
00:08:27,215 --> 00:08:30,176
‫فقط می‌تونم قول این رو بدم که
‫اون «پکا» واسه جونش بهم التماس خواهد کرد.

96
00:08:35,306 --> 00:08:38,809
‫اکثر جاها، جشن «سنکت امرنز» فقط یه
‫جشنوارۀ برداشت محصول به حساب میاد.

97
00:08:38,893 --> 00:08:40,019
‫نه تا این اندازه.

98
00:08:40,102 --> 00:08:43,064
‫توی برل، به حامی قدیسِ نوشیدنی
‫احترامی که لایقش هست رو دریافت می‌کنه.

99
00:08:43,147 --> 00:08:45,942
‫سنکت امرنز برای بیرون کردنِ موش‌ها
‫توی سیلوی غلات غرق شد.

100
00:08:46,025 --> 00:08:49,570
‫من از تعطیلاتی که با نوشیدنی و کمی
‫عشق و حال قاطی باشه، استقبال می‌کنم.

101
00:08:49,654 --> 00:08:50,488
‫وای مراقب باش!

102
00:08:50,571 --> 00:08:53,282
‫یکیش رو بشکنی،
‫باید 9 تا 12 ساعت

103
00:08:53,366 --> 00:08:54,534
‫جون بکنی.

104
00:08:54,617 --> 00:08:56,661
‫به روی چشم.

105
00:08:56,744 --> 00:08:59,497
‫خطر... عشق و حال.

106
00:09:01,165 --> 00:09:02,166
‫اوه!

107
00:09:03,417 --> 00:09:04,252
‫هممم.

108
00:09:04,335 --> 00:09:06,170
‫هرکسی با منقار جذاب نمی‌شه‌ها.

109
00:09:06,254 --> 00:09:07,505
‫بیا، نوبت توئه.

110
00:09:07,588 --> 00:09:08,714
‫آم...

111
00:09:08,798 --> 00:09:10,424
‫دستکش‌هات رو فراموش نکنی.

112
00:09:11,008 --> 00:09:12,009
‫اوه.

113
00:09:12,677 --> 00:09:13,511
‫عالی شد.

114
00:09:14,804 --> 00:09:15,888
‫کل صورتم رو می‌پوشونه.

115
00:09:15,972 --> 00:09:17,181
‫من که از قیافه‌ات خوشم میاد.

116
00:09:20,017 --> 00:09:20,893
‫سلام.

117
00:09:20,977 --> 00:09:23,646
‫انگار از پارسال تا حالا
‫کسی این‌ها رو نشُسته‌ها.

118
00:09:30,403 --> 00:09:32,280
‫- از هر نظر مثل خودشه؟
‫- اوهوم.

119
00:09:34,532 --> 00:09:35,533
‫خوبه.

120
00:09:37,034 --> 00:09:39,412
‫می‌خوای بگی بدون من از پسش برنمیای، درسته؟

121
00:09:39,495 --> 00:09:44,333
‫و حالت از وقت‌هایی که از همدیگه عصبانی هستیم، به هم می‌خوره
‫اما خب چه می‌شه کرد، برادرها دعوا میفتن دیگه.

122
00:09:44,584 --> 00:09:46,168
‫و زمانی‌که همۀ این داستان‌ها تموم شد،

123
00:09:46,252 --> 00:09:49,171
‫توی جایی که من می‌گم
‫باید حضور پیدا کنید،

124
00:09:49,255 --> 00:09:52,091
‫چون وقتی‌که پکا بره،
‫کلش مال تو می‌شه.

125
00:09:52,800 --> 00:09:54,385
‫می‌خواستی همین رو بگی.

126
00:09:55,761 --> 00:09:56,762
‫درسته؟

127
00:09:58,931 --> 00:10:00,266
‫محدودیت هم داره.

128
00:10:00,850 --> 00:10:03,102
‫اما در کل آره، همه‌ش قبوله.

129
00:10:03,686 --> 00:10:05,062
‫پس بزنید بریم واسه پایین کشیدنِ پادشاه.

130
00:10:05,646 --> 00:10:06,689
‫نقشه اینه.

131
00:10:06,772 --> 00:10:09,984
‫جسپر و وایلن، باید
‫لباس‌های مبدل کمدی بروت

132
00:10:10,067 --> 00:10:13,029
‫و شیشه‌های ترکیب رو
‫بین همۀ درگ‌ها تقسیم کنن.

133
00:10:13,029 --> 00:10:15,990
‫گروهِ پر هاسکل، دیگه گروهِ ماست.

134
00:10:16,490 --> 00:10:19,869
‫تا غروب آفتاب، خیابون‌ها
‫از عیاش‌های سنکت امرنز پُر می‌شه.

135
00:10:19,952 --> 00:10:21,829
‫پوششی که نیاز داریم
‫رو برامون فراهم می‌کنن.

136
00:10:23,372 --> 00:10:25,124
‫اینژ به هاربر پنجم می‌ره،

137
00:10:25,458 --> 00:10:26,876
‫و زمانی‌که این آشفتگی‌ها شروع شد،

138
00:10:27,376 --> 00:10:29,879
‫نامه رو به دستِ درشکه‌چیِ
‫پکا می‌ده.

139
00:10:32,882 --> 00:10:35,301
‫من و نینا ترتیبِ قصر امرلد رو می‌دیم.

140
00:10:35,384 --> 00:10:36,469
‫اونجا می‌بینمتون.

141
00:10:37,053 --> 00:10:37,970
‫بدون سوگواری.

142
00:10:38,054 --> 00:10:39,138
‫بدون تشیع.

143
00:10:39,597 --> 00:10:40,848
‫چرا این جملات رو می‌گید؟

144
00:10:40,931 --> 00:10:43,434
‫چرا نمی‌گید «موفق باشی» یا
‫«مراقب باش»؟

145
00:10:43,517 --> 00:10:45,478
‫می‌خوایم که انتظاراتمون رو پایین بیاریم.

146
00:10:50,483 --> 00:10:51,567
‫حرفی نمی‌زنی.

147
00:10:53,235 --> 00:10:54,236
‫حاضری؟

148
00:10:57,740 --> 00:10:58,824
‫مزخرفِ محض.

149
00:11:00,868 --> 00:11:02,578
‫تشدید کننده‌ی دومه.

150
00:11:04,330 --> 00:11:06,666
‫احضار با حضور اون گوزنه راحت بود.

151
00:11:06,749 --> 00:11:08,709
‫انگار که قراره آشفتگی رو مهار کنیم.

152
00:11:09,251 --> 00:11:11,087
‫عبور از حصار فاجعه بود.

153
00:11:11,170 --> 00:11:12,963
‫هی کمکت می‌کنیم.

154
00:11:13,047 --> 00:11:14,590
‫می‌تونم بزنمت

155
00:11:14,674 --> 00:11:17,134
‫- و بگم دخترکِ احمق.
‫- احتمالا به اونجام می‌رسیم.

156
00:11:17,218 --> 00:11:19,637
‫چطوریه که از تشدید کنندۀ دوم
‫خسته شدم

157
00:11:19,720 --> 00:11:21,806
‫و در همون حالم
‫منتظر سومیشم؟

158
00:11:21,889 --> 00:11:26,727
‫فعلا بیا روی چیزی که قابل حله تمرکز کنیم.
‫برای شروع روی هدف‌گیریت کار می‌کنیم.

159
00:11:28,479 --> 00:11:31,565
‫این روشِ کریگن بود
‫که با ترس رهبری می‌کرد.

160
00:11:32,233 --> 00:11:33,818
‫تو می‌تونی با قلبت رهبری کنی.

161
00:11:34,360 --> 00:11:36,487
‫ارتش دوم واکنش بهتری بهش می‌ده.

162
00:11:36,570 --> 00:11:37,988
‫نکته خوبیه.

163
00:11:38,489 --> 00:11:40,741
‫اما من می‌گم کاملا ترس رو حذف نکنیم.

164
00:11:40,825 --> 00:11:43,828
‫نمی‌تونم بگم چند دفعه به دخترهام
‫نگاه انداختم

165
00:11:45,079 --> 00:11:46,789
‫کلا موضوع قصد و نیته.

166
00:11:47,415 --> 00:11:51,585
‫دوست دارم تصویر شخصی رو ببینم
‫که دلم می‌خواد له‌ش کنم.

167
00:11:53,462 --> 00:11:54,463
‫امتحانش کن.

168
00:12:00,553 --> 00:12:02,179
‫یادت باشه کی داره می‌رونه.

169
00:12:15,151 --> 00:12:18,821
‫خب روش کات نبود
‫اما تاثیرگذاره.

170
00:12:21,782 --> 00:12:25,703
‫می‌دونم، قصد مزاحمت ندارم،
‫اما خواستن که برید به اتاق تصمیم‌گیری.

171
00:12:36,213 --> 00:12:37,214
‫دیوید.

172
00:12:39,049 --> 00:12:40,968
‫عه پس می‌شناسیش.

173
00:12:41,927 --> 00:12:44,972
‫ادعا می‌کنه که از دستِ ارتشبد کریگنِ
‫زنده فرار کرده.

174
00:12:45,890 --> 00:12:49,268
‫بدون درگیری خودش رو تسلیم کرد.
‫این دستش بود.

175
00:12:49,393 --> 00:12:51,896
‫تشنۀ شنیدنِ باقی چیزهام،
‫اما اصرار داشت که فقط با خودت صحبت کنه.

176
00:12:51,979 --> 00:12:52,980
‫الینا...

177
00:12:54,982 --> 00:12:56,567
‫می‌دونم بهت ظلم کردم.

178
00:12:57,318 --> 00:12:59,653
‫لطفا باور کن که از اون کارم پشیمونم.

179
00:12:59,737 --> 00:13:03,699
‫می‌دونم که دلیلی برای شک کردن بهم نداری
‫اما من اصلا به ارتشبد کریگن وفادار نیستم.

180
00:13:04,283 --> 00:13:05,659
‫از ولکرا جون سالم به در برد؟

181
00:13:06,243 --> 00:13:07,244
‫متاسفانه بله.

182
00:13:07,703 --> 00:13:10,414
‫همچنین خبر داره که زنده موندی
‫و توی شرق روکایی.

183
00:13:10,498 --> 00:13:11,916
‫بگو کجاست.

184
00:13:12,958 --> 00:13:13,959
‫نه، نه، نه.

185
00:13:14,668 --> 00:13:17,379
‫فکر خیلی بدیه...

186
00:13:17,463 --> 00:13:20,549
‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی بهت اعتماد کنیم
‫مگر اینکه اطلاعاتی رو باهامون درمیون بذاری.

187
00:13:20,633 --> 00:13:22,676
‫روبه‌رو شدن باهاش مثل خودکشیه.

188
00:13:27,515 --> 00:13:30,768
‫کریگن از مرزوست استفاده کرد تا یه چیزی
‫توی حصار خلق کنه.

189
00:13:31,644 --> 00:13:34,897
‫موجوداتی دوبرابر انسان‌ها،
‫که زیر سلطه‌ش باشن.

190
00:13:37,149 --> 00:13:38,609
‫تماما سایه مانندن.

191
00:13:38,692 --> 00:13:40,903
‫نه نفسی برای قطع کردن دارن،

192
00:13:40,986 --> 00:13:43,739
‫نه قلبی برای ایستادن،
‫نه خونی برای ریختن، با این حال زنده هستن.

193
00:13:43,823 --> 00:13:45,491
‫زنده‌ان و می‌کشن.

194
00:13:48,285 --> 00:13:49,620
‫بهشون می‌گن «نیچویا».

195
00:13:50,371 --> 00:13:51,372
‫هیچی روشون اثر نداره.

196
00:13:53,082 --> 00:13:56,168
‫گلوله، خنجر و آتش، همگی
‫راحت ازشون رد می‌شن

197
00:13:56,710 --> 00:13:58,420
‫و خیلی راحت زیر نور آفتاب قدم برمی‌دارن.

198
00:13:58,504 --> 00:14:01,131
‫می‌ترسم مرزوست تنها روش برای
‫کشتنشون باشه.

199
00:14:02,967 --> 00:14:04,718
‫پس تو چطوری تونستی از اونجا فرار کنی؟

200
00:14:08,931 --> 00:14:09,932
‫جنیا.

201
00:14:14,019 --> 00:14:18,107
‫سعی کردیم با همدیگه فرار کنیم
‫اما... نیچویا سد راهمون شدن.

202
00:14:18,732 --> 00:14:22,361
‫خودش رو فدا کرد تا من بتونم خلاص بشم.

203
00:14:27,533 --> 00:14:29,285
‫نمی‌دونم زنده مونده یا نه.

204
00:14:30,619 --> 00:14:33,497
‫- یه جاسوس زیرک همیشه نقش قربانی‌ها رو بازی می‌کنه.
‫- نه، نه.

205
00:14:35,416 --> 00:14:37,167
‫راست می‌گی تولیا.

206
00:14:38,502 --> 00:14:41,130
‫به عنوان رهبر ارتش دوم،
‫تصمیم این موضوع روی دوش توئه.

207
00:14:47,136 --> 00:14:50,139
‫تو از همه بیشتر دیوید رو می‌شناسی.
‫نظرت چیه؟

208
00:14:52,016 --> 00:14:54,393
‫کریگن همشه نزدیکش نگه می‌داشت.

209
00:14:59,648 --> 00:15:01,066
‫ببریدش زندون.

210
00:15:11,076 --> 00:15:12,828
‫باید تنهایی صحبت کنیم، لطفا.

211
00:15:15,623 --> 00:15:16,624
‫البته.

212
00:15:24,715 --> 00:15:25,716
‫بهش اعتماد داری؟

213
00:15:26,550 --> 00:15:27,551
‫نمی‌دونم.

214
00:15:27,968 --> 00:15:29,428
‫کاملا نه.

215
00:15:30,679 --> 00:15:32,097
‫اون هیولاهای سایه‌ای...

216
00:15:33,182 --> 00:15:34,433
‫اما چرا باید دروغ بگه؟

217
00:15:36,644 --> 00:15:38,187
‫کریگن رو نباید دست کم گرفت.

218
00:15:38,270 --> 00:15:40,981
‫اما اگه این موضوع حقیقت داشته باشه،
‫باید مرغ آتشین رو شکار کنم.

219
00:15:41,065 --> 00:15:44,860
‫یا که می‌تونم از یک روش دیگه برای
‫تقویت قدرتم استفاده کنم.

220
00:15:44,944 --> 00:15:45,945
‫روش دیگه؟

221
00:15:45,986 --> 00:15:47,529
‫سازندۀ سربازهای سایه خودشه.

222
00:15:48,238 --> 00:15:49,239
‫شاید...

223
00:15:50,366 --> 00:15:53,369
‫شاید بتونم با خلق سربازهای روشنایی،
‫حصار رو نابود کنم.

224
00:15:53,452 --> 00:15:54,912
‫به وسیلۀ چی؟ مرزوست؟

225
00:15:55,412 --> 00:15:57,957
‫سیاه‌زاده با مرزوست درافتاد و
‫نتیجه‌اش شده حصار 400 ساله.

226
00:15:58,040 --> 00:16:00,084
‫حالا هیولاهایی داره که همراهیش می‌کنن.

227
00:16:00,668 --> 00:16:02,419
‫بهم وقت بده تا ردِّ مرغ آتشین رو بزنم.

228
00:16:02,503 --> 00:16:05,339
‫مرزوست همیشۀ یه تاوانی داره
‫که اصلا ارزش امتحان کردن نداره.

229
00:16:10,219 --> 00:16:11,887
‫الینا...

230
00:16:11,971 --> 00:16:14,807
‫باید بهشون بگی آزادم کنن.
‫اگه اجازه بدی می‌تونم کمک کنم.

231
00:16:14,890 --> 00:16:16,141
‫همه‌چیز به وقتش.

232
00:16:17,142 --> 00:16:18,227
‫باشه.

233
00:16:19,895 --> 00:16:21,897
‫می‌خوام بدونم مرزوست چطوری عمل می‌کنه.

234
00:16:22,439 --> 00:16:24,149
‫وای نه، نه، نه، نه.

235
00:16:26,485 --> 00:16:31,448
‫اگه به کریگن وفادار نیستی پس کمکم کن
‫راهی برای شکستش پیدا کنم.

236
00:16:31,532 --> 00:16:34,868
‫دفترچه جزئیاتی متعاقب،
‫یعنی تاوانش رو نشون نمی‌ده.

237
00:16:35,577 --> 00:16:37,329
‫داری سوال اشتباهی می‌پرسی.

238
00:16:38,288 --> 00:16:40,499
‫البته یه چیزی هست که باید بدونی.

239
00:16:40,582 --> 00:16:43,168
‫نمی‌خواستم جلوی بقیه حرفی ازش بزنم.

240
00:16:44,503 --> 00:16:45,421
‫بگو.

241
00:16:45,504 --> 00:16:49,800
‫حتی الان هم ممکنه پیوندی
‫بین شما دو تا وجود داشته باشه.

242
00:16:50,426 --> 00:16:53,554
‫پیوندی مشترک که فرای حادثۀ حصار،
‫همچنان پابرجا مونده.

243
00:16:53,637 --> 00:16:55,305
‫من هیچ پیوندی با کریگن ندارم.

244
00:16:55,389 --> 00:16:56,724
‫خیلی مطمئن نباش.

245
00:16:57,808 --> 00:16:59,601
‫قطعه از دستش خارج شده،

246
00:17:00,436 --> 00:17:02,396
‫اما هنوز بقایای اون گوزن وجود داره.

247
00:17:04,606 --> 00:17:06,525
‫ازم درمورد یه ارتباط پرسید.

248
00:17:07,735 --> 00:17:09,737
‫ممکنه هنوز هم به طریقی
‫به همدیگه متصل باشید.

249
00:17:11,739 --> 00:17:13,407
‫ضربان قلبش ثابت بود.

250
00:17:14,992 --> 00:17:16,410
‫دروغ نمی‌گه.

251
00:17:19,580 --> 00:17:22,458
‫در حال گشتن دنبال سرنخی برای
‫پیدا کردن مرغ آتشین، مشغول مطالعه بودم

252
00:17:22,958 --> 00:17:25,210
‫که یهو یادِ افسانه‌ای درمورد
‫یک شمشیر از شوهان افتادم.

253
00:17:25,294 --> 00:17:28,338
‫- «نشنیر»، خنجر قدرتمند رو می‌گی؟
‫- درموردش می‌دونی؟

254
00:17:29,048 --> 00:17:31,383
‫البته که می‌دونم. افسانه‌ی اجدادیمونه.

255
00:17:31,467 --> 00:17:35,095
‫«فبریکیتور کو» از استخوان و چرخ دنده
‫ارتشی جاودانه ساخت...

256
00:17:35,179 --> 00:17:38,432
‫تا اینکه فبریکیتو نیر شمشیر نشنیر رو ساخت.

257
00:17:41,226 --> 00:17:43,479
‫«وقتی‌که نیر می‌جنگید،
‫شمشیرش چنان برق می‌زد

258
00:17:43,562 --> 00:17:46,315
‫که مردم سوگند می‌خوردند
‫در دستانش آذرخش قرار گرفته.»

259
00:17:46,398 --> 00:17:48,567
‫شمشیر تیزی که حتی سایه رو می‌بُره.

260
00:17:48,650 --> 00:17:52,071
‫یه داستان بچگونه‌ست.
‫اسطوره‌های فرهنگِ من بهترینن.

261
00:17:52,154 --> 00:17:53,614
‫«دوال دریایی» افسانه بود.

262
00:17:53,697 --> 00:17:56,825
‫گوزن هم افسانه بود اما تهش واقعی از آب دراومدن.
‫ارتش جاودان به دستش کشته شدن.

263
00:17:56,909 --> 00:17:59,912
‫ممکنه همون سلاحی باشه که برعلیهِ
‫هیولاهای کریگن بهش نیاز داریم.

264
00:17:59,995 --> 00:18:03,373
‫و براساس این کتاب توی «امرات جن» قرار داره.

265
00:18:05,667 --> 00:18:07,127
‫نه، شک دارم.

266
00:18:07,211 --> 00:18:09,630
‫شایعه شده که این شمشیر واقعی نیست.

267
00:18:09,713 --> 00:18:11,465
‫خیله‌خب، پس چطوری واقعیش رو پیدا کنیم؟

268
00:18:11,548 --> 00:18:14,426
‫کی پول و ابزار کافی برای
‫بدست آوردن سلاح‌های ارزشمند رو داره؟

269
00:18:16,136 --> 00:18:18,472
‫شمشیری که توی امرات جن هست
‫قطعا یه کپیه.

270
00:18:18,555 --> 00:18:21,975
‫شمشیر اصلی رو خیلی وقت پیش دزدیدن.
‫شک دارم اصلا از شوهان خارج شده باشه.

271
00:18:22,476 --> 00:18:25,854
‫اگه توی بازار سیاه به فروش گذاشته بودنش،
‫حتما استورم‌هوند درموردش می‌شنید.

272
00:18:26,814 --> 00:18:29,983
‫ممکنه تنها سلاحی باشه که بشه باهاش
‫موجودات سایه‌ای کریگن رو کشت.

273
00:18:31,151 --> 00:18:32,277
‫باید پیداش کنیم.

274
00:18:33,570 --> 00:18:35,823
‫درسته که شمشیر قدیمی و ارزشمندیه.

275
00:18:35,906 --> 00:18:37,866
‫اما دلیل نمی‌شه که داستانش واقعی باشه.

276
00:18:37,950 --> 00:18:39,868
‫بهتر از هیچ چیزه که.

277
00:18:39,952 --> 00:18:41,995
‫حرفت چقدر شبیه استورم‌هوند بود.

278
00:18:42,955 --> 00:18:45,124
‫اگه اینجا بود، حرفت رو تایید می‌کرد.

279
00:18:45,207 --> 00:18:47,793
‫گیج‌کننده‌ست، جوری ازش حرف می‌زنی
‫که انگار یکی دیگه‌ست.

280
00:18:47,876 --> 00:18:50,879
‫و حتما پیشنهاد می‌داد
‫دوستان مشترکمون توی کتردام

281
00:18:51,547 --> 00:18:53,465
‫بهترین گروه برای این کار هستن.

282
00:19:00,305 --> 00:19:02,141
‫به رئیست بگو چیزی که می‌خواد پیش منه.

283
00:19:08,730 --> 00:19:11,441
‫نتونستی با یه «قلب‌کوب» دربیفتی،
‫مگه نه برکر؟

284
00:19:12,818 --> 00:19:16,280
‫یه رئیس واقعی می‌دونه که چطوری
‫بذر وفاداری رو در قلب آدم‌هاش بکاره.

285
00:19:17,322 --> 00:19:20,159
‫- مگه نه آقایون؟
‫- همینطوره.

286
00:19:20,701 --> 00:19:22,661
‫باریکلا دخترجون. از اینجا به بعدش با من.

287
00:19:24,955 --> 00:19:26,915
‫دست‌هات تکون بخوره از دستشون می‌دی.

288
00:19:26,999 --> 00:19:29,793
‫کاری می‌کنم بخاطر اینکه با من درافتادی،
‫پشیمون بشی.

289
00:20:19,843 --> 00:20:20,844
‫کسی نیست؟

290
00:20:21,345 --> 00:20:23,472
‫لطفا بهمون کمک کن.

291
00:20:26,600 --> 00:20:27,601
‫هی!

292
00:20:37,736 --> 00:20:38,862
‫دنبالم بیاید.

293
00:20:39,655 --> 00:20:40,656
‫بیاید.

294
00:20:42,866 --> 00:20:44,076
‫بلندش کنید.

295
00:20:45,077 --> 00:20:47,037
‫یه قراری داشتیم.
‫من به قرارمون عمل کردم.

296
00:20:47,120 --> 00:20:48,956
‫به اون بحثم می‌رسیم.

297
00:20:49,039 --> 00:20:50,123
‫اول...

298
00:20:51,667 --> 00:20:54,169
‫باید از این موش جاسوس درس عبرتی بسازم.

299
00:20:55,045 --> 00:20:57,130
‫تقاص کارت رو پس می‌دی، جادوگر خائن!

300
00:20:57,214 --> 00:20:58,215
‫نه تقاصی در کار نیست.

301
00:21:10,394 --> 00:21:11,478
‫بعد از اینکه بزنمت،

302
00:21:12,771 --> 00:21:16,775
‫جسدت رو روی یه تیرک آویزون می‌کنم
‫تا یادآوری باشه...

303
00:21:16,900 --> 00:21:19,152
‫برای هرکسی که یادش می‌ره...

304
00:21:21,488 --> 00:21:23,365
‫من پادشاهِ این شهرم.

305
00:21:25,033 --> 00:21:26,285
‫ببینم چیکار می‌کنی.

306
00:21:28,829 --> 00:21:29,830
‫آبله آتش!

307
00:21:29,830 --> 00:21:30,414
‫فرار کنید!

308
00:21:53,186 --> 00:21:54,313
‫آژیر برای چیه؟

309
00:21:54,396 --> 00:21:56,690
‫آبله آتشه پسر.
‫با یه کِشتی روکایی به اینجا رسیده.

310
00:22:17,294 --> 00:22:19,379
‫همه می‌تونیم صدای
‫آژیرهای کوفتی رو بشنویم ادیک.

311
00:22:19,463 --> 00:22:23,050
‫- امیدوارم چیز جدیدی برای گفتن داشته باشی.
‫- می‌گن که از «درکوناشا» وارد شده.

312
00:22:23,967 --> 00:22:25,635
‫- هاربور پنجم.
‫- آره.

313
00:22:25,719 --> 00:22:28,972
‫شورای جزر و مد بندر رو تعطیل کرده.
‫نه هیچ کشتیی وارد می‌شه و نه خارج.

314
00:22:29,056 --> 00:22:29,931
‫گندش بزنن!

315
00:22:30,015 --> 00:22:34,728
‫شی گفت مناژری و سوییت‌شاپ
‫بدجوری درگیر بیماری شدن.

316
00:22:35,520 --> 00:22:36,605
‫- سوییت شاپ؟
‫- بله.

317
00:22:37,689 --> 00:22:42,486
‫کشتیی از بندر شما این بیماری
‫رو به مکان‌های شما کشونده.

318
00:22:43,820 --> 00:22:45,489
‫چیکار کردی پسر؟

319
00:22:46,615 --> 00:22:49,868
‫دروغ می‌گه. هیچکس نمی‌تونه یه زندانی
‫رو از هل‌گیت خارج بکنه.

320
00:22:49,951 --> 00:22:50,869
‫حتی پکا هم نمی‌تونه.

321
00:22:50,952 --> 00:22:52,788
‫ضربان قلبش تصدیقش کرد.

322
00:22:52,871 --> 00:22:54,456
‫اما اگه تحویل ندم، دیگه...

323
00:22:54,956 --> 00:22:57,000
‫می‌تونه به متایاس آسیب برسونه.

324
00:22:57,084 --> 00:22:58,377
‫به محض اینکه متایاس
‫رو از سر راه برداریم،

325
00:22:58,460 --> 00:23:01,171
‫می‌تونم به نگهبان‌ها رشوه بدم
‫که متایاس رو برای درگیری‌ها نبرن.

326
00:23:01,755 --> 00:23:05,467
‫اما لازمه که یه کاری برای انجام بدی
‫و باید کاملا طبیعی عمل کنی.

327
00:23:05,550 --> 00:23:07,928
‫یه چیزی می‌خوام که شبیه به آبله آتش باشه.

328
00:23:08,011 --> 00:23:09,805
‫پودری که بشه راحت پخشش کرد.

329
00:23:09,888 --> 00:23:15,102
‫خب همون ظاهر و حسش مثل همونه
‫اما بعد یکی دو روز از بین می‌ره.

330
00:23:15,185 --> 00:23:18,772
‫اما به اندازه کافی طول می‌کشه که
‫کسی باخبر نشه واقعیه.

331
00:23:19,856 --> 00:23:22,692
‫هیچ چیزی وجود نداره که بتونه
‫بیشتر از بیماری، یه مجمع‌الجزایر رو بترسونه.

332
00:23:24,778 --> 00:23:27,447
‫شورای بازگان یک
‫تحقیقات حسابی راه می‌ندازه.

333
00:23:27,531 --> 00:23:28,532
‫همم.

334
00:23:31,326 --> 00:23:32,577
‫توجه‌ام رو جلب کردی.

335
00:23:34,538 --> 00:23:37,999
‫اما ارزش اینم نداری که وقتم رو
‫صرف شلیک کردن یه گلوله به سرت بکنم.

336
00:23:38,083 --> 00:23:40,961
‫هاربور پنجم تعطیل بشه.
‫کسب و کارت آسیب می‌بینه.

337
00:23:41,044 --> 00:23:43,588
‫مشکلی برای کسب و کار من ایجاد نمی‌شه.

338
00:23:45,590 --> 00:23:46,591
‫همم.

339
00:23:47,092 --> 00:23:48,510
‫- اما تو؟
‫- اگه جات بودم، تجدید نظر می‌کردم.

340
00:23:50,470 --> 00:23:52,597
‫البته اگه می‌خوای شاهزاده کیلیشت
‫رو دوباره ببینی.

341
00:23:52,681 --> 00:23:53,849
‫اوه.

342
00:23:53,932 --> 00:23:56,393
‫می‌خوای چیکار کنی؟
‫دوباره منفجرش کنی؟

343
00:23:57,477 --> 00:23:59,271
‫باید حقه‌های جدیدتری یاد بگیری.

344
00:23:59,354 --> 00:24:02,023
‫اون یکی شاهزادۀ کیلیشت رو می‌گم.

345
00:24:03,567 --> 00:24:05,694
‫با موهای طلایی و علاقمند به شیرینی.

346
00:24:09,906 --> 00:24:10,907
‫البی.

347
00:24:17,038 --> 00:24:19,416
‫هرچیزی که دوست داری رو نابود می‌کنم برکر.

348
00:24:21,126 --> 00:24:23,044
‫حقه دوست داشتن چیزی نیست.

349
00:24:23,128 --> 00:24:25,589
‫اشتباه کردی گذاشتی
‫کسی بهت نزدیک بشه.

350
00:24:26,423 --> 00:24:30,469
‫کسی که حاضری همه‌چیزت رو بخاطرش فدا کنی
‫و باعث تضعیف شدنت می‌شه.

351
00:24:32,220 --> 00:24:33,763
‫پس فقط خودت رو می‌کشم.

352
00:24:33,847 --> 00:24:34,848
‫این کار رو بکن

353
00:24:36,433 --> 00:24:38,560
‫و ابدا پسرت رو به موقع پیدا نمی‌کنی.

354
00:24:39,352 --> 00:24:40,520
‫چیکار کردی؟

355
00:24:40,604 --> 00:24:41,730
‫خاکش کردم.

356
00:24:43,523 --> 00:24:44,816
‫زیر دو متر خاک.

357
00:24:47,944 --> 00:24:50,238
‫خیلی راحت توی جعبه رفت.

358
00:24:53,074 --> 00:24:54,451
‫حتی گریه هم نکرد،

359
00:24:56,453 --> 00:24:57,829
‫تا اینکه اینو ازش گرفتم.

360
00:24:59,498 --> 00:25:00,540
‫پسرم کجاست؟

361
00:25:01,666 --> 00:25:03,376
‫انتخاب‌های هوشمندانه‌ای داشته باش،

362
00:25:04,711 --> 00:25:07,339
‫و اینطوری ممکنه قبل از اینکه نفسش بند بیاد،
‫بتونی بهش برسی.

363
00:25:08,006 --> 00:25:11,885
‫ای آشغال برلیِ مزخرف.

364
00:25:12,385 --> 00:25:14,804
‫- چی از جونم می‌خوای؟
‫- می‌خوام که یادت بیاد.

365
00:25:14,888 --> 00:25:15,931
‫بیدار شو.

366
00:25:18,934 --> 00:25:20,060
‫چی رو یادم بیاد؟

367
00:25:20,143 --> 00:25:21,269
‫بیدار شو جوردی!

368
00:25:23,563 --> 00:25:25,148
‫حقه‌ای که به...

369
00:25:26,233 --> 00:25:28,568
‫- بیدار شو!
‫- ...به دو تا بچه کشاورز زدی.

370
00:25:31,238 --> 00:25:33,657
‫- دو تا یتیم.
‫- بیدار شو جوردی!

371
00:25:33,740 --> 00:25:37,285
‫قول دادی جایگزین خونواده‌ای
‫که از دست دادن بشی.

372
00:25:39,120 --> 00:25:41,248
‫و بعدش همه‌چیزشون رو
‫ازشون گرفتی.

373
00:25:42,874 --> 00:25:46,169
‫سرنوشتشون به وسط خیابون ختم شد
‫و هردوشونم مُردن.

374
00:25:47,754 --> 00:25:49,756
‫اما یکی از ما دوباره متولد شد.

375
00:25:56,721 --> 00:25:58,390
‫انقدر زیادن که نمی‌تونی به خاطر بیاری نه؟

376
00:26:00,725 --> 00:26:01,893
‫بذار کمکت کنم.

377
00:26:03,853 --> 00:26:06,106
‫جیکوب هرتزون.

378
00:26:11,945 --> 00:26:13,530
‫این موضوع مال خیلی وقت پیشه.

379
00:26:17,701 --> 00:26:19,619
‫پس تموم کارهات بخاطر این داستانه؟

380
00:26:20,620 --> 00:26:23,957
‫پس بخاطر همینم با اون چشم‌های سرشار
‫از خشمت با انزجار بهم نگاه می‌کنی؟

381
00:26:25,959 --> 00:26:30,589
‫شما دو تا بچه بودید که برحسب
‫اتفاق گیر من افتادید،

382
00:26:31,089 --> 00:26:33,675
‫وگرنه اگه من این کار رو نمی‌کردم،
‫یکی دیگه پیداش می‌شد.

383
00:26:33,758 --> 00:26:35,594
‫بد به حال البی که کار تو بود.

384
00:26:39,514 --> 00:26:43,143
‫هی... بهم بگو کجا پسرم رو پیدا کنم!

385
00:26:46,396 --> 00:26:48,064
‫یه معاملۀ ساده‌ست رولینز.

386
00:26:49,232 --> 00:26:50,817
‫اسم برادرم رو بگو

387
00:26:51,735 --> 00:26:53,028
‫تا پسرت زنده بمونه.

388
00:26:58,867 --> 00:27:00,243
‫یه سرنخ دیگه بدم؟

389
00:27:02,621 --> 00:27:04,581
‫به دخترت «سسکیا» می‌گفتی.

390
00:27:05,707 --> 00:27:07,459
‫ربان‌های قرمز روی موهاش می‌بست.

391
00:27:14,924 --> 00:27:16,593
‫خیله‌خب، دو... دو تا پسر اهلِ لیج.

392
00:27:17,218 --> 00:27:18,053
‫آره.

393
00:27:18,136 --> 00:27:20,221
‫پولتون خیلی کم بود.

394
00:27:22,932 --> 00:27:26,561
‫برادرت فکر می‌کرد که تاجره،

395
00:27:27,228 --> 00:27:29,439
‫می‌خواست مثل هر بچۀ دیگه‌ای
‫که پاش رو توی برل می‌ذاشت،

396
00:27:29,522 --> 00:27:30,690
‫فورا پولدار بشه.

397
00:27:30,774 --> 00:27:33,151
‫می‌خوام که اسمش رو بگی.

398
00:27:38,365 --> 00:27:39,658
‫- بجنب!
‫- من...

399
00:27:40,158 --> 00:27:42,369
‫اسمش رو یادم نمیاد!

400
00:27:44,579 --> 00:27:47,749
‫فقط پسرم رو می‌خوام.
‫تموم زندگیمه.

401
00:27:47,874 --> 00:27:49,918
‫هرچیزی که بخوای بهت می‌دم برکر.

402
00:27:54,923 --> 00:27:56,091
‫التماست رو می‌کنم.

403
00:27:57,884 --> 00:27:58,885
‫واقعا؟

404
00:28:27,956 --> 00:28:32,460
‫اعتراف به قتل تانت هلین و کانستبل سمه.

405
00:28:36,089 --> 00:28:38,883
‫و واگذاریِ اینژ گافا.

406
00:29:14,002 --> 00:29:15,170
‫پسرم کجاست؟

407
00:29:19,632 --> 00:29:21,050
‫قبرستون بلک‌ویل.

408
00:29:24,387 --> 00:29:27,015
‫بهتره تموم نیروهات برای حفاری بیان
‫تا بتونی به موقع پیداش کنی.

409
00:29:37,150 --> 00:29:39,986
‫اگه کسی بتونه نشنیر رو پیدا کنه،
‫گمونم خودشونن.

410
00:29:40,361 --> 00:29:41,821
‫اعضای انجمن کلاغ‌ها، رفیق فابریکن.

411
00:29:41,821 --> 00:29:42,781
‫زرنگ هم هستن.

412
00:29:42,822 --> 00:29:45,700
‫با یه جور قطار مستحکم
‫تونستن از حصار رد بشن.

413
00:29:46,493 --> 00:29:48,286
‫آخرین باری که توی کتردام بودم،

414
00:29:48,369 --> 00:29:50,872
‫نتونستم برم کوپرام املت بزنم.

415
00:29:50,955 --> 00:29:52,707
‫اوه پس بخاطر این موضوع داوطلب شدی.

416
00:29:52,791 --> 00:29:56,795
‫من نباشم، کی می‌خواد جلوتون رو بگیره که
‫بخاطر شکمتون تا لبۀ پرتگاه پیش نرید؟

417
00:29:56,878 --> 00:29:58,838
‫فکر می‌کردم سر سومین صدا می‌ریم.

418
00:29:58,922 --> 00:30:02,258
‫تولیا سعی داره کل کتاب‌های شعرش
‫رو توی کیفش جا بده.

419
00:30:02,926 --> 00:30:03,927
‫کتاب شعر؟

420
00:30:05,553 --> 00:30:07,138
‫«دراز باد شبی که تاریکی‌اش...»

421
00:30:07,222 --> 00:30:09,682
‫نه! از این خبرها نیست.

422
00:30:13,102 --> 00:30:14,938
‫نشنیر سیاه رو برای الینا بیار.

423
00:30:17,023 --> 00:30:19,526
‫شعر «ربیناو کنتوس» بود.

424
00:30:19,609 --> 00:30:21,110
‫یک اثر حسابی.

425
00:30:21,194 --> 00:30:24,823
‫آره حالا بیا درمورد خوراکی‌هایی که قراره
‫از شوهان بیاری، صحبت کنیم.

426
00:30:24,906 --> 00:30:26,491
‫مالین اورتسو!

427
00:30:29,285 --> 00:30:30,411
‫فراری.

428
00:30:33,915 --> 00:30:37,502
‫سریعا به دادگاه پایگاه اولنسک تحویلش بدید.

429
00:30:47,637 --> 00:30:49,973
‫نظرت چیه موی میلایا؟ بهتر شد؟

430
00:30:52,934 --> 00:30:54,853
‫هنوزم نمی‌تونم دست‌هام رو تکون بدم.

431
00:30:54,936 --> 00:30:56,604
‫یه کرست دیگه میارم.

432
00:31:00,358 --> 00:31:04,779
‫بااینکه اقرار می‌کنم که شما زیبایی
‫اما گمونم کار درستی نباشه بهتون بگم.

433
00:31:04,904 --> 00:31:06,406
موی سارویچ؟

434
00:31:07,115 --> 00:31:10,535
‫- برادرم رو با اسم صدا می‌زنی.
‫- با شرایط متفاوتی با همدیگه آشنا شدیم.

435
00:31:11,619 --> 00:31:15,415
‫بله شنیدم رفتارهاش برای
‫بعضی‌ها جذابه.

436
00:31:16,749 --> 00:31:18,209
‫اگه اجازه بدید، باید...

437
00:31:18,293 --> 00:31:22,672
‫باید بدونی که در هر صورت و با هر هدفی
‫همیشه پسر دوم باقی می‌مونه.

438
00:31:24,883 --> 00:31:26,384
‫فقط با من می‌تونی ملکه بشی.

439
00:31:28,720 --> 00:31:32,140
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم
‫که چنین قصدی ندارم.

440
00:31:33,725 --> 00:31:34,851
‫که اینطور؟

441
00:31:34,934 --> 00:31:37,395
‫نظراتتون درمورد گریشاها
‫رو به وضوح بیان کردید.

442
00:31:38,897 --> 00:31:40,773
‫چرا می‌خواید با من متحد بشید؟

443
00:31:40,857 --> 00:31:42,817
‫من روی حرفی که زدم هستم.

444
00:31:42,901 --> 00:31:47,280
‫خون مردم روکا دیگه از گروگانِ
‫ستمگرهای گریشایی بودن به جوش اومده.

445
00:31:48,907 --> 00:31:51,200
‫ظاهرا بعضی از گریشاها آدم‌های خوبی هستن.

446
00:31:53,202 --> 00:31:54,829
‫می‌تونی کمکم کنی این موضوع
‫رو حل و فصلش کنم.

447
00:31:54,913 --> 00:31:56,456
‫چطوری می‌خوای وقت بذاری برای این کار؟

448
00:31:57,665 --> 00:32:00,793
‫شنیدم توی کریوا خیلی سرتون شلوغه،

449
00:32:00,877 --> 00:32:03,880
‫با مسابقات اسب دوانی
‫و چیزای مثلا مهم.

450
00:32:06,382 --> 00:32:10,386
‫چند تا متحدِ حقیقی داری خانم استارکوف؟

451
00:32:12,221 --> 00:32:13,514
‫چند تا گریشان دیگه.

452
00:32:15,266 --> 00:32:16,768
‫به عنوان رهبر ارتش دوم،

453
00:32:16,851 --> 00:32:20,063
‫به نظرم خوب باشه که فرماندۀ ارتش اول
‫رو در کنار خودت نگه داری.

454
00:32:24,108 --> 00:32:27,779
‫تو دختر باهوشی هستی،
‫به گزینه‌های روی میزت فکر کن.

455
00:32:29,697 --> 00:32:30,907
‫به گشتن ادامه بدید!

456
00:32:31,741 --> 00:32:32,742
‫این یکی تازه‌ست!

457
00:32:32,784 --> 00:32:34,202
‫- کو؟
‫- اونجا!

458
00:32:34,285 --> 00:32:35,453
‫این طرف!

459
00:32:38,039 --> 00:32:41,918
‫یه بیل بهم بدید! یه بیل بهم بدید!
‫خواهش می‌کنم!

460
00:32:46,714 --> 00:32:47,840
‫پکا رولینز!

461
00:32:49,008 --> 00:32:51,135
‫پسرم کجاست؟

462
00:32:55,556 --> 00:32:58,351
‫شما بخاطر ارتباطتون با قتل
‫تانت هلین بازداشتید.

463
00:32:58,434 --> 00:32:59,435
‫خیله‌خب. بریم.

464
00:33:00,353 --> 00:33:03,856
‫پسرم کجاست؟ پسرم!

465
00:33:26,754 --> 00:33:27,755
‫همم.

466
00:33:28,548 --> 00:33:33,428
‫پس... پس، دوباره آزاد بودن
‫چه احساسی داره؟

467
00:33:33,511 --> 00:33:35,471
‫- شگفت‌انگیزه!
‫- عه؟

468
00:33:36,180 --> 00:33:39,517
‫انگار که دنیا پُر از احتمالاته.

469
00:33:41,519 --> 00:33:42,520
‫مثل چی؟

470
00:33:44,564 --> 00:33:47,817
‫یه شب عشق و حال توی شهر...
‫«کیوملس» جای باحالیه.

471
00:33:47,900 --> 00:33:50,903
‫و رفیقم پاپی،
‫توی «بلو پردایس» اجرای جدیدی داره.

472
00:33:52,405 --> 00:33:54,240
‫- که خیلی دوست دارم ببینم پس...
‫- اوه.

473
00:33:56,117 --> 00:33:57,577
‫می‌تونی باهام بیای.

474
00:34:01,956 --> 00:34:02,957
‫حتما.

475
00:34:02,999 --> 00:34:05,334
‫یه چیزیت شده.

476
00:34:09,338 --> 00:34:10,882
‫شبی که اولین بار همدیگه رو دیدیم،

477
00:34:12,008 --> 00:34:16,512
‫خب، من رفتم بخاطر اینکه فکر کردم
‫تو قراره چنین کاری بکنی.

478
00:34:16,596 --> 00:34:17,597
‫اوه.

479
00:34:19,724 --> 00:34:21,642
‫خب؟ خیله‌خب.

480
00:34:22,518 --> 00:34:26,439
‫نه. من... فقط فکر کردم شخصی مثل تو
‫دیگه چیزی نمی‌خواد.

481
00:34:28,941 --> 00:34:31,027
‫مخصوصا بعد از شب، بخاطر همینم...

482
00:34:31,819 --> 00:34:34,363
‫واسه همینم فکر کردم،
‫جلوی ضررهای بیشتر رو بگیرم به نفعمه.

483
00:34:35,406 --> 00:34:36,491
‫آره متوجه شدم.

484
00:34:38,618 --> 00:34:42,246
‫آره منظورم اینه که
‫شهرتم کاملا بی پایه و اساس نیست.

485
00:34:45,875 --> 00:34:47,335
‫من هرج و مرج رو دوست دارم.

486
00:34:49,212 --> 00:34:50,797
‫بازی با زندگیم.

487
00:34:53,341 --> 00:34:54,884
‫اینکه ندونی چه اتفاقی در پیشه.

488
00:35:00,348 --> 00:35:02,433
‫ممکن بود من اول که اون شب ترکت کنم.

489
00:35:04,268 --> 00:35:09,816
‫اما اون... مالِ وقتیه که هنوز چیزی ازت نمی‌دونستم.

490
00:35:10,983 --> 00:35:12,902
‫نمی‌تونم هیچ قولی بهت بدم.

491
00:35:15,071 --> 00:35:19,325
‫یا که رفاقتی بینمون شکل میگیره یا نه.

492
00:35:20,660 --> 00:35:22,203
‫اما می‌تونم بگم که...

493
00:35:29,627 --> 00:35:30,878
‫دوست دارم بفهمم چی می‌شه.

494
00:35:46,686 --> 00:35:47,770
‫کجا بودی؟

495
00:35:49,522 --> 00:35:51,899
‫درکوناشا داشتن برده قاچاق می‌کردن.

496
00:35:52,400 --> 00:35:54,110
‫- باید آزادشون می‌کردم.
‫- نقشه داشتیم.

497
00:35:54,193 --> 00:35:56,612
‫غیرمنتظره بود.
‫باید در لحظه تصمیم می‌گرفتم.

498
00:35:56,696 --> 00:36:00,116
‫- غریبه‌ها رو به گروهت ترجیح دادی.
‫- نامه رو به درشکه‌چی رسوندم.

499
00:36:01,242 --> 00:36:03,161
‫نینا گفت همه‌چیز خوب پیش رفته.

500
00:36:03,244 --> 00:36:04,787
‫من خبر نداشتم که کجا بودی.

501
00:36:04,871 --> 00:36:07,373
‫اگه پکا یه قاتل برای کشتنت
‫اجیر می‌کردم خبردار نمی‌شدم.

502
00:36:07,456 --> 00:36:09,417
‫- خبر نداشتم اگه تو...
‫- من خوبم.

503
00:36:16,132 --> 00:36:17,258
‫صورتت...

504
00:36:19,260 --> 00:36:20,511
‫شرمنده که اونجا نبودم.

505
00:36:24,140 --> 00:36:26,225
‫نمی‌تونم یه حلقۀ ضعیف
‫توی گروهم داشته باشم.

506
00:36:26,767 --> 00:36:29,645
‫من یه حرکتی بدون مشورت باهات انجام بدم
‫می‌شم حلقۀ ضعیف؟

507
00:36:30,146 --> 00:36:32,815
‫- جدی که نیستی.
‫- باید بدونم که می‌تونم روی کلاغ‌هام حساب کنم.

508
00:36:33,482 --> 00:36:35,860
‫اگه نتونیم به همدیگه متکی باشیم،
‫هیچ چیزی نداریم.

509
00:36:35,943 --> 00:36:39,405
‫پس به همین راحتی... من حذفم؟

510
00:36:49,874 --> 00:36:50,875
‫آزادی.

511
00:36:54,212 --> 00:36:56,881
‫حالا همۀ برده‌های کرچ یه شبح دارن.

512
00:37:18,069 --> 00:37:19,695
‫فوق‌العاده شدی.

513
00:37:20,821 --> 00:37:23,699
‫مثل طلوع خورشید توی اولین روز از بهار.

514
00:37:23,783 --> 00:37:24,784
‫ممنونم.

515
00:37:25,409 --> 00:37:28,829
‫بعضی از گریشاهاتون لطف کردن
‫و کمکم کردن به جای اون لباس...

516
00:37:29,413 --> 00:37:32,667
‫گمونم چیزی دارم که زیباییتون رو کامل می‌کنه.

517
00:37:34,293 --> 00:37:35,294
‫یه هدیه.

518
00:37:39,840 --> 00:37:41,300
‫زمرد لنتسوف.

519
00:37:43,386 --> 00:37:45,263
‫«‫کم گفتن مگه چه فایده‌ای داره؟»

520
00:37:45,888 --> 00:37:47,598
‫عاشق وقت‌هاییم که جملاتم رو نقل قول می‌کنی.

521
00:37:48,432 --> 00:37:52,061
‫خوبه که بدونی وقتی این دستت باشه
‫و بهش مشت بزنی،

522
00:37:52,144 --> 00:37:53,771
‫احتمالا چشمم از حدقه دربیاد.

523
00:37:55,231 --> 00:37:56,983
‫و خیلی دوست دارم که این کار رو بکنی.

524
00:37:57,817 --> 00:38:00,528
‫منظورم دستت کردنشه، نه مشت زدن.

525
00:38:03,447 --> 00:38:04,448
‫اجازه هست؟

526
00:38:09,912 --> 00:38:10,913
‫آم...

527
00:38:11,372 --> 00:38:12,373
‫بله.

528
00:38:15,835 --> 00:38:18,796
‫مادرت خوشحال نمی‌شه که چنین
‫چیزی رو به یه شخص عوام دادی.

529
00:38:19,380 --> 00:38:21,841
‫اگه مادرم اونطور که ادعا داره،
‫مردم رو منفور می‌دونست

530
00:38:21,924 --> 00:38:23,843
‫من اینجا نبودم، درسته؟

531
00:38:26,095 --> 00:38:29,307
‫اگه می‌خوای یه ارتشی رو رهبری کنی، بهتره
‫که یاد بگیری چطور تفکراتت رو مخفی کنی.

532
00:38:30,850 --> 00:38:32,810
‫از این بابت مطمئن نبودم.

533
00:38:33,352 --> 00:38:35,354
‫از وقتی‌که بچه بودم
‫پچ‌پچ‌ها رو می‌شنیدم.

534
00:38:37,898 --> 00:38:39,900
‫اگه تکرارش کنی منکر می‌شم،

535
00:38:39,984 --> 00:38:42,987
‫اما حقیقتا اصلا برام مهم نیست
‫خون لنتسوفی داشته باشم یا نه.

536
00:38:43,070 --> 00:38:44,405
‫با توجه به درون همسریِ سلطنتی،

537
00:38:44,488 --> 00:38:47,033
‫گمونم اینجوری بودن احتمالا
‫به نفعمه.

538
00:38:51,454 --> 00:38:55,916
‫خوبه که وقتی تنهایی،
‫دیگه تظاهر نمی‌کنی و خودتی.

539
00:38:56,751 --> 00:38:58,169
‫من یه شاهزاده‌ام الینا.

540
00:38:58,878 --> 00:39:01,756
‫خودم بودن رفتاریه که
‫نمی‌تونم زیاد ازش لذت ببرم.

541
00:39:05,926 --> 00:39:09,597
‫تاج و تخت برای واسیلی مثل یه اسباب‌بازی
‫جذاب واسش حکم جایزه رو داره.

542
00:39:10,931 --> 00:39:12,808
‫ولی تو واقعا به روکا اهمیت می‌دی.

543
00:39:14,060 --> 00:39:15,227
‫تو پادشاه خوبی می‌شی.

544
00:39:17,438 --> 00:39:19,148
‫شنیدنش از زبون تو،
‫خیلی برام ارزشمنده.

545
00:39:22,443 --> 00:39:24,987
‫الان قراره غیر قابل تحمل بشی دیگه نه؟

546
00:39:25,738 --> 00:39:27,823
‫خب همینجوریشم غیر قابل تحملم.

547
00:39:28,991 --> 00:39:30,743
‫هرچند حضور من خیلی واست مهم نیست،

548
00:39:30,826 --> 00:39:32,787
‫اما حداقل تظاهر کن که داری لذت می‌بری.

549
00:39:33,871 --> 00:39:35,289
‫مطمئنم به زودی پیداش می‌شه.

550
00:39:35,373 --> 00:39:38,209
‫شاید پیشاهنگِ وفادار شما
‫زیاد مثل شما مشتاق

551
00:39:38,292 --> 00:39:39,794
‫خوشگذرونی نباشه.

552
00:39:40,378 --> 00:39:42,671
‫با اجازه‌تون موی ساراویچ.

553
00:39:46,550 --> 00:39:48,427
‫- مل رو دیدی؟
‫- نه.

554
00:39:51,639 --> 00:39:55,768
‫مایلم چند کلمه‌ای درمورد
‫برادرم نیکولای...

555
00:39:57,228 --> 00:39:58,646
‫صحبت کنیم.

556
00:39:58,729 --> 00:40:02,525
‫بله بله، همه می‌دونیم که پرمدعاست...

557
00:40:02,775 --> 00:40:04,777
‫...خودپسند و مردمیه.

558
00:40:06,070 --> 00:40:08,322
‫اما یه سری خصوصیت‌ها
‫هم داره که شما خبر ندارید.

559
00:40:10,741 --> 00:40:11,909
‫نامزدشون باید...

560
00:40:24,422 --> 00:40:26,132
‫نه قلبی داره و نه خونی.

561
00:40:26,215 --> 00:40:27,633
‫همۀ موجودات یه نقطه ضعف دارن.

562
00:40:44,525 --> 00:40:45,776
‫جواب نمی‌ده!

563
00:40:51,824 --> 00:40:55,119
‫دیدی؟ باید پیش هم باشن تا بتونن
‫با طعمه‌شون ارتباط برقرار کنن.

564
00:40:55,202 --> 00:40:56,704
‫همون موقع آسیب‌پذیر می‌شن.

565
00:40:57,413 --> 00:40:58,372
‫نیکولای!

566
00:41:12,928 --> 00:41:13,846
‫من یه راه فرار بلدم.

567
00:41:13,929 --> 00:41:16,599
‫اگه اینا مال کریگن باشن،
‫حتما برای کنترلشون یه جایی همین نزدیکی‌هاست.

568
00:41:16,682 --> 00:41:18,392
‫اگه نزدیک باشه، شاید بتونیم
‫کارش رو تموم کنیم.

569
00:41:18,476 --> 00:41:20,769
‫نه، جای دیگه جمع می‌شیم
‫تا برای ضدحمله آماده بشیم.

570
00:41:23,439 --> 00:41:24,523
‫بجنبید! برید! برید!

571
00:41:42,458 --> 00:41:43,459
‫الینا کجاست؟

572
00:41:57,681 --> 00:42:00,059
‫خوشحالم که می‌بینمت الینا.

573
00:42:00,768 --> 00:42:03,479
‫- تو واقعی نیستی.
‫- دوال دریایی قوی‌ترت کرده.

574
00:42:04,438 --> 00:42:06,732
‫همیشه بهت گفتم که
‫سرنوشت دیگه‌ای در انتظارته.

575
00:42:08,067 --> 00:42:09,818
‫- قدرت بهت میاد.
‫- ازم فاصله بگیر.

576
00:42:09,902 --> 00:42:12,279
‫من سعی دارم در مقابل جنگیدن
‫ازت محافظت کنم.

577
00:42:12,363 --> 00:42:14,365
‫من رو از دوستانم دور کردی.

578
00:42:14,865 --> 00:42:16,659
‫- تا در امان باشی.
‫- تا بکشیشون.

579
00:42:17,785 --> 00:42:19,036
‫فقط لنتسوف‌ها.

580
00:42:19,745 --> 00:42:23,832
‫اما مخلوقاتم یکمی غیر قابل پیش‌بینی‌ان.

581
00:42:24,500 --> 00:42:25,793
‫مثل خودت دیگه.

582
00:42:26,418 --> 00:42:28,128
‫از ذهنم برو بیرون.

583
00:42:29,255 --> 00:42:30,881
‫چرا انقدر سخت می‌گیری؟

584
00:42:33,217 --> 00:42:34,218
‫الینا!

585
00:42:38,764 --> 00:42:40,224
‫الینا.

586
00:42:46,021 --> 00:42:49,817
‫گریشاهای کریگن ساختمون رو محاصره کردن.
‫باید فورا از تونل‌ها بریم.

587
00:43:07,293 --> 00:43:08,294
‫خوبش کن.

588
00:43:15,259 --> 00:43:16,260
‫عقب بمون.

589
00:43:52,338 --> 00:43:53,339
‫بیا.

590
00:43:56,258 --> 00:43:57,968
‫یه سری غار هست که می‌تونیم
‫اونجا مخفی بشیم.

591
00:44:01,722 --> 00:44:02,931
‫به کجا می‌رسه؟

592
00:44:03,015 --> 00:44:05,934
‫در امتداد همون راهرو
‫یه محل مخفی وجود داره.

593
00:44:06,018 --> 00:44:07,394
‫شما دو تا برید. ما ازتون محافظت می‌کنیم.

594
00:44:32,503 --> 00:44:33,504
‫آدریک!

595
00:44:42,262 --> 00:44:45,265
‫باید ببریمش پیش یه درمانگر.
‫خون زیادی از دست داده.

596
00:44:51,814 --> 00:44:53,899
‫- می‌بینیدش؟
‫- آره.

597
00:44:59,071 --> 00:45:01,615
‫قصدِ آسیب رسوندن بهتون رو ندارم.

598
00:45:02,491 --> 00:45:04,034
‫دیگه باید بدونی.

599
00:45:04,118 --> 00:45:06,286
‫شرمنده که اصلا حرفت رو باور ندارم.

600
00:45:06,370 --> 00:45:08,288
‫من همیشه درمورد مسائلی که
‫اهمیت داشت، باهات روراست بودم.

601
00:45:08,372 --> 00:45:09,957
‫مثل ساختن حصار؟

602
00:45:10,040 --> 00:45:12,334
‫درگیریت با حصار ساده‌لوحانه‌ست.

603
00:45:12,543 --> 00:45:15,129
‫نابود کردنش، مشکلات روکا رو برطرف نمی‌کنه.

604
00:45:15,212 --> 00:45:18,173
‫مدت‌ها قبل از اینکه حصار ایجاد بشه،
‫ازمون متنفر بودن و اذیتمون می‌کردن.

605
00:45:18,882 --> 00:45:20,008
‫من اونجا بودم.

606
00:45:21,385 --> 00:45:23,679
‫حالا لطفا تمومش کن.

607
00:45:25,013 --> 00:45:28,434
‫باهام بیا،
‫در کنار همدیگه حکومت می‌کنیم.

608
00:45:29,226 --> 00:45:31,770
‫قول دادم که دو تایی دنیا رو تغییر بدیم.

609
00:45:33,689 --> 00:45:35,399
‫و قصد دارم که سر قولم بمونم.

610
00:45:35,482 --> 00:45:37,276
‫قرار نیست چنین اتفاقی بیفته.

611
00:45:40,237 --> 00:45:42,239
‫به نظرت تهش چی می‌شه؟

612
00:45:43,574 --> 00:45:47,119
‫که تو و شاهزادۀ لنتسوفت
‫خوش و خرم می‌مونید؟

613
00:45:48,120 --> 00:45:51,165
‫پیشاهنگ وفادارت جلوی تاج
‫و تختت افتاده.

614
00:45:52,416 --> 00:45:55,377
‫خود واقعیت رو دیدم،

615
00:45:55,461 --> 00:45:57,129
‫و هیچوقت ازت رو برنگردوندم.

616
00:45:57,755 --> 00:45:58,756
‫هیچوقت هم این کار رو نمی‌کنم.

617
00:46:00,382 --> 00:46:01,759
‫اونا هم می‌تونن همچین ادعایی بکنن؟

618
00:46:02,468 --> 00:46:05,012
‫اونا آدم‌هایی نیستن که
‫درگیر قدرت و کنترل شده باشن.

619
00:46:05,095 --> 00:46:06,555
‫قدرت باید کنترل بشه.

620
00:46:07,097 --> 00:46:09,558
‫و داری بازی خطرناکی باهاش می‌کنی.

621
00:46:09,641 --> 00:46:11,935
‫نمی‌خوای حصار رو درهم بشکنم

622
00:46:12,019 --> 00:46:16,356
‫چون اگه این کار رو بکنم،
‫دیگه چیزی ازت باقی نمی‌مونه.

623
00:46:19,151 --> 00:46:20,152
‫هر طور مایلی.

624
00:46:40,005 --> 00:46:41,381
‫به نادیا و ادریک کمک کن!

625
00:46:45,928 --> 00:46:46,929
‫فرار کنید!

626
00:47:14,373 --> 00:47:17,793
‫الینا! بجنب، بجنب،
‫یالا باید بریم.
