﻿1
00:00:59,541 --> 00:01:02,125
‫قسم می‌خورم باور نمی‌کردم دارم چی می‌بینم

2
00:01:03,416 --> 00:01:05,416
‫باور نمی‌کردم دارم چی می‌بینم

3
00:01:08,166 --> 00:01:09,916
‫بیاین. خودتون ببینین

4
00:01:58,416 --> 00:02:00,041
‫صبح بخیر ارباب باراک

5
00:02:00,375 --> 00:02:01,666
‫خوب خوابیدین؟

6
00:02:01,666 --> 00:02:03,375
‫ارباب شاردلیک کجاست؟

7
00:02:03,500 --> 00:02:05,833
‫سر صبحانه‌ست قربان.
‫تو ناهارخوریه

8
00:02:05,833 --> 00:02:07,250
‫بهت علاقه داره

9
00:02:08,291 --> 00:02:09,625
‫پس منو نمی‌شناسه

10
00:02:12,375 --> 00:02:14,416
‫باید عذرخواهی کنم.
‫نباید اینو می‌گفتم

11
00:02:15,500 --> 00:02:16,625
‫آلیس؟

12
00:02:17,125 --> 00:02:21,416
‫برادر مارک تختش رو با مستراح اشتباه گرفته

13
00:02:22,375 --> 00:02:25,666
‫شاید ارباب باراک بتونه کمکت کنه
‫جاش رو تمیز کنی

14
00:02:28,291 --> 00:02:29,666
‫یه وقت دیگه

15
00:02:33,291 --> 00:02:34,375
‫برادر گای؟

16
00:02:35,166 --> 00:02:36,166
‫میشه بپرسم...

17
00:02:36,291 --> 00:02:38,000
‫کشف کردین که چرا سایمون ولپلی

18
00:02:38,000 --> 00:02:39,666
‫طفلک اونجوری رفتار می‌کرد؟

19
00:02:41,291 --> 00:02:43,375
‫اهمیتی نداره آلیس

20
00:02:57,916 --> 00:02:59,916
‫- میشه بشینم؟
‫- میشه

21
00:03:01,541 --> 00:03:04,583
‫راهب بزرگ ازم خواسته
‫به اطلاعتون برسونم

22
00:03:04,583 --> 00:03:07,541
‫که دکتر گودهاپ عازم لندن شده

23
00:03:08,666 --> 00:03:11,416
‫اتاقش خالیه.
‫وسایلش نیست

24
00:03:14,291 --> 00:03:15,291
‫موضوع مال کِیه؟

25
00:03:16,125 --> 00:03:17,541
‫بهم گفتن اول صبح

26
00:03:18,041 --> 00:03:19,375
‫زمان دقیقش رو بهت نگفتن؟

27
00:03:20,000 --> 00:03:21,166
‫خیر

28
00:03:23,041 --> 00:03:24,416
‫ویژگی موردعلاقه من تو این صومعه

29
00:03:24,416 --> 00:03:25,916
‫اینه که غذا فقط و فراوونه

30
00:03:27,375 --> 00:03:29,416
‫تنها مشکلم راهب‌های خپلشن

31
00:03:31,000 --> 00:03:34,041
‫گویا دکتر گودهاپ عازم لندن شده.
‫بدون اجازه

32
00:03:36,250 --> 00:03:37,250
‫واقعا؟

33
00:03:37,791 --> 00:03:38,750
‫کی گفته؟

34
00:03:38,791 --> 00:03:40,000
‫اتاقش خالیه

35
00:03:42,500 --> 00:03:46,291
‫از قرار موضوع رو به هیچکدومتون اطلاع نداده؟

36
00:03:50,375 --> 00:03:51,666
‫کسی رفتنش رو دیده؟

37
00:03:52,916 --> 00:03:56,041
‫باگ. دربان و نگهبان

38
00:03:56,875 --> 00:03:58,541
‫ارباب شاردلیک

39
00:03:58,541 --> 00:04:01,666
‫دفاترم رو چه زمانی برمی‌گردونین؟

40
00:04:02,291 --> 00:04:03,666
‫وقتی کارم باهاشون تموم بشه

41
00:04:03,666 --> 00:04:06,166
‫بهتون اطمینان میدم همه‌شون صحیح بودن

42
00:04:06,166 --> 00:04:07,375
‫خواهیم دید

43
00:04:08,916 --> 00:04:11,541
‫تمام حساب‌ها درست و دقیقن

44
00:04:12,500 --> 00:04:14,458
‫هیچ مقدار از حساب‌های درست و دقیق

45
00:04:14,458 --> 00:04:16,416
‫نمی‌تونن نجاتت بدن برادر ادویگ

46
00:04:18,291 --> 00:04:20,666
‫تو به بستر سایمون ولپلی رفتی
‫و عیادتش کردی

47
00:04:22,125 --> 00:04:24,791
‫برای دعا کردن، بله، رفتم

48
00:04:24,791 --> 00:04:26,166
‫ولی از پسره متنفر بودی

49
00:04:27,041 --> 00:04:28,125
‫اینطور نیست

50
00:04:28,666 --> 00:04:32,750
‫چرا تو بستر اون دعا کردی،
‫نه بستر خودت؟ یا کلیسا؟

51
00:04:32,791 --> 00:04:35,958
‫از آداب سنت دوناتوس‌ـه

52
00:04:36,000 --> 00:04:38,000
‫امیدوار بودم بتونه همراهم دعا کنه

53
00:04:39,666 --> 00:04:41,666
‫- که کرد
‫- به هوش بود؟

54
00:04:41,666 --> 00:04:42,791
‫بله

55
00:04:44,666 --> 00:04:45,916
‫و با همدیگه دعا کردیم

56
00:04:55,750 --> 00:04:57,416
‫تموم شد؟ آزادم برم؟

57
00:04:58,625 --> 00:04:59,666
‫آزادی

58
00:05:05,750 --> 00:05:07,041
‫ولی دور نشو

59
00:05:18,875 --> 00:05:20,250
‫شلوغش نکن جک

60
00:05:21,541 --> 00:05:23,250
‫ذهن جفتمون باید شفاف باشه

61
00:05:25,750 --> 00:05:27,083
‫ولی یه قتل دیگه هم رخ داده

62
00:05:30,666 --> 00:05:33,541
‫- کی؟
‫- نووارد. سایمون ولپلی

63
00:05:34,875 --> 00:05:36,416
‫همون که افتاد و جمجمه‌ش ترک برداشت؟

64
00:05:37,041 --> 00:05:38,500
‫بعد از قورت دادن زهر

65
00:05:39,000 --> 00:05:40,166
‫قورت دادن؟

66
00:05:40,916 --> 00:05:43,875
‫از دست یه نفر دیگه.
‫وقتی تو درمانگاه بوده

67
00:05:46,166 --> 00:05:47,166
‫کار برادر گای‌ـه

68
00:05:47,208 --> 00:05:48,708
‫گای خودش زهر رو کشف کرده

69
00:05:48,708 --> 00:05:50,166
‫به راحتی می‌تونست مخفیش کنه

70
00:05:55,000 --> 00:05:57,458
‫چیزی که بیشتر از همه برام عجیبه
‫اینه که چرا همه برادرهای ارشد

71
00:05:57,500 --> 00:06:00,041
‫تصمیم گرفتن به بستر یه نووارد برن

72
00:06:01,291 --> 00:06:04,791
‫بستر پسری که ماه‌ها پیش تا هفته‌ها
‫آزارش داده بودن

73
00:06:05,666 --> 00:06:08,416
‫اگه فکر می‌کنی تو حساب‌های برادر ادویگ
‫جواب سوال‌هامون هست

74
00:06:08,416 --> 00:06:11,041
‫بیا یه راست بریم اصطبل و برگردیم روستا

75
00:06:11,041 --> 00:06:13,041
‫باید به قاضی کاپینجر فشار بیاریم

76
00:06:13,625 --> 00:06:14,708
‫پنج روز خیلی زیاده

77
00:06:14,750 --> 00:06:17,291
‫اگه سینگلتون به چیزی نزدیک شده بوده،
‫باید سریع عمل کنیم

78
00:06:17,291 --> 00:06:18,666
‫هنوز وقت داریم

79
00:06:20,875 --> 00:06:22,291
‫کرامول اینطور فکر نمی‌کنه

80
00:06:23,416 --> 00:06:24,875
‫من یه لیست ذهنی از

81
00:06:24,875 --> 00:06:26,583
‫تمام ناهنجاری‌ها و ناشناخته‌ها جمع کردم

82
00:06:26,625 --> 00:06:28,250
‫چی، کجا، چرا

83
00:06:28,291 --> 00:06:29,458
‫این سایمون ولپلی وقتی تب کرده بود

84
00:06:29,458 --> 00:06:30,750
‫می‌خواست چی بهم بگه؟

85
00:06:30,791 --> 00:06:32,291
‫هرگز نمی‌فهمیم

86
00:06:32,291 --> 00:06:34,750
‫اون عتیقه و شمشیر کجان؟
‫باید یه جایی باشن

87
00:06:34,791 --> 00:06:36,583
‫بخصوص شمشیره خیلی مهمه

88
00:06:36,625 --> 00:06:38,000
‫تو باتلاق‌ها گم شده

89
00:06:38,041 --> 00:06:40,083
‫چرا ردپای خونی به جا نمونده بود

90
00:06:40,125 --> 00:06:42,083
‫در حالی که برادر گای وارد آشپزخونه شده بود؟

91
00:06:42,125 --> 00:06:43,750
‫دو پرنده با همدیگه

92
00:06:44,375 --> 00:06:47,541
‫اونی که از پرولند اومده
‫به همراه طاووس

93
00:06:53,916 --> 00:06:55,291
‫میرم به اسب‌ها سر بزنم

94
00:06:55,791 --> 00:06:57,250
‫هنوز غذا نخوردی

95
00:07:28,166 --> 00:07:29,666
‫کمکی ازم برمیاد قربان؟

96
00:07:32,166 --> 00:07:34,291
‫به خوبی از اسب‌هاتون مراقبت کردیم

97
00:07:38,416 --> 00:07:39,416
‫قربان؟

98
00:07:40,041 --> 00:07:41,208
‫موضوع چیه؟

99
00:07:41,250 --> 00:07:42,750
‫ارباب باگ؟

100
00:07:44,041 --> 00:07:45,041
‫بله

101
00:07:45,750 --> 00:07:46,750
‫آره

102
00:07:48,125 --> 00:07:49,125
‫تو همون نگهبانی

103
00:07:51,000 --> 00:07:52,166
‫دربان

104
00:07:52,750 --> 00:07:54,333
‫بله، خودمم. خودتون می‌دونین

105
00:07:54,375 --> 00:07:58,250
‫بگو ببینم... ساعت چند دروازه رو باز کردی

106
00:07:58,916 --> 00:08:00,541
‫و اجازه دادی دکتر گودهاپ بره؟

107
00:08:01,541 --> 00:08:05,333
‫آفتاب هنوز کامل طلوع نکرده بود،
‫ولی دیگه چیزی نمونده بود

108
00:08:06,416 --> 00:08:07,916
‫خب چه ساعتی؟

109
00:08:09,041 --> 00:08:10,291
‫این بازیه قربان؟

110
00:08:12,791 --> 00:08:14,000
‫آخرین فرصتته

111
00:08:15,416 --> 00:08:17,291
‫خوب به جوابت فکر کن

112
00:08:19,125 --> 00:08:22,375
‫شمشیرم دروغ رو می‌شناسه
‫و واکنش نشون میده

113
00:08:23,541 --> 00:08:28,541
‫درست قبل از ساعت شش
‫دروازه رو برای دکتر باز کردم

114
00:08:28,541 --> 00:08:30,416
‫موقع طلوع آفتاب

115
00:08:31,166 --> 00:08:32,625
‫- دروغه!
‫- حقیقته!

116
00:08:32,666 --> 00:08:33,916
‫ببین، اسبش نیست

117
00:08:33,916 --> 00:08:35,541
‫ارباب شارلیک، لطفا!

118
00:08:36,166 --> 00:08:38,041
‫- قسم می‌خورم
‫- جک، شمشیرت رو بیار پایین

119
00:08:38,041 --> 00:08:39,375
‫این بی‌وجدان داره دروغ میگه!

120
00:08:40,166 --> 00:08:43,375
‫ارباب باراک، شمشیرت رو بیار پایین

121
00:08:59,333 --> 00:09:01,208
‫جک!

122
00:09:01,666 --> 00:09:02,791
‫جک، چی شده؟

123
00:09:03,666 --> 00:09:05,416
‫- حرفتو بزن
‫- نباید شکست بخوریم

124
00:09:05,416 --> 00:09:06,541
‫ولی داریم می‌خوریم

125
00:09:07,250 --> 00:09:09,166
‫- اینطور نیست
‫- دارن بهمون می‌خندن

126
00:09:10,000 --> 00:09:11,708
‫- دارن مسخره‌مون می‌کنن
‫- جک

127
00:09:11,750 --> 00:09:15,000
‫نه. نمی‌ذارم گودهاپ و امثالش
‫به خودشون بنازن

128
00:09:15,041 --> 00:09:18,375
‫جک. به حقیقت نزدیکیم. باور کن

129
00:09:20,750 --> 00:09:22,666
‫اصلا اگه خدا با اونا باشه چی؟

130
00:09:24,875 --> 00:09:25,875
‫نه

131
00:09:26,541 --> 00:09:28,250
‫نه. ببین چی داری میگی

132
00:09:28,916 --> 00:09:30,416
‫گوش کن چی داری میگی

133
00:09:31,875 --> 00:09:33,041
‫ما نزدیکیم

134
00:09:34,041 --> 00:09:36,541
‫تحقیقات اینجوری شکل می‌گیره

135
00:09:38,541 --> 00:09:40,291
‫نمی‌تونم برگردم به چیزی که قبلا بودم

136
00:09:42,541 --> 00:09:43,916
‫برنمی‌گردم

137
00:09:46,791 --> 00:09:49,000
‫کِی اینو قبول می‌کنی که
‫باید حقیقتِ خودمون رو پیدا کنیم؟

138
00:09:49,500 --> 00:09:50,500
‫جک

139
00:09:51,375 --> 00:09:57,166
‫ما آب رو هم زدیم، و جواب‌هامون
‫توی همین آب دارن می‌چرخن

140
00:10:04,125 --> 00:10:05,291
‫دیگه چیزی نمونده جک!

141
00:11:04,916 --> 00:11:06,666
‫خودم درستش کردم قربان

142
00:12:09,500 --> 00:12:11,041
‫می‌خوای بدونی دارم چیکار می‌کنم؟

143
00:12:13,041 --> 00:12:15,250
‫دارم از راهنمایی سایمون ولپلی پیروی می‌کنم

144
00:12:16,291 --> 00:12:18,500
‫دارم دقیقا جایی رو می‌گردم
‫که اون می‌خواست

145
00:12:20,666 --> 00:12:22,250
‫آب‌هاش اونقدر عمیق

146
00:12:22,250 --> 00:12:24,166
‫و تاریک هستن که بعنوان
‫صندوقچه استفاده بشن

147
00:12:24,875 --> 00:12:26,166
‫چه موقت چه غیرموقت

148
00:12:28,666 --> 00:12:30,958
‫جک باراک، جنابعالی قراره
‫این صندوقچه رو بگردی

149
00:12:31,000 --> 00:12:33,166
‫- من قراره بگردم؟
‫- بله. تو

150
00:12:33,666 --> 00:12:35,333
‫باید چکمه‌هات رو باز کنی

151
00:12:35,375 --> 00:12:36,916
‫چرا من؟

152
00:12:36,916 --> 00:12:38,375
‫چون من مستعد سرماخوردگی‌ام

153
00:12:39,666 --> 00:12:42,416
‫و متأسفانه تو قدبلندتری

154
00:12:42,416 --> 00:12:43,500
‫من چوب رو نگه می‌دارم

155
00:12:43,541 --> 00:12:44,625
‫اوه

156
00:12:46,291 --> 00:12:47,541
‫خب، چقدر عمیقه

157
00:12:48,750 --> 00:12:51,458
‫حوضه. نه دریاچه یا دریا

158
00:12:51,500 --> 00:12:52,666
‫ولی وسطش چقدر عمیقه؟

159
00:12:52,666 --> 00:12:54,166
‫چون هر چی رو بندازن اونجا میندازن

160
00:12:54,166 --> 00:12:55,750
‫حوضه

161
00:12:56,791 --> 00:12:59,000
‫- شنا بلدی؟
‫- نه وسط زمستون

162
00:12:59,041 --> 00:13:00,375
‫وایسیم بهار شه؟

163
00:13:06,291 --> 00:13:10,541
‫شاید فقط خیالاتی شدم،
‫ولی قسم می‌خورم یه چیزی دیدم

164
00:13:10,541 --> 00:13:13,583
‫یه چیز درخشان.
‫کاش آفتاب بهش می‌خورد

165
00:13:13,625 --> 00:13:14,666
‫ارباب باراک؟

166
00:13:16,125 --> 00:13:17,125
‫چیکار دارید می‌کنید؟

167
00:13:17,166 --> 00:13:19,708
‫ارباب باراک می‌خواد حوض رو بگرده

168
00:13:19,750 --> 00:13:22,500
‫نباید چکمه‌هاتون رو دربیارید ارباب باراک

169
00:13:22,541 --> 00:13:23,750
‫مطمئنم اشیای مختلفی طی سالها

170
00:13:23,791 --> 00:13:25,291
‫به ته اون حوض رفتن

171
00:13:25,291 --> 00:13:28,000
‫توجه نکن.
‫پاهات باید تبدیل به دستات بشن

172
00:13:28,041 --> 00:13:29,375
‫ماهی کپور هم داره

173
00:13:53,625 --> 00:13:54,625
‫اوه

174
00:13:56,791 --> 00:13:57,791
‫برای تعادل

175
00:14:03,875 --> 00:14:05,166
‫با پاهات حسش کن

176
00:14:06,291 --> 00:14:08,541
‫پاهام داره تو لجن فرو میره

177
00:14:09,416 --> 00:14:11,916
‫باید پونزده سانت باشه

178
00:14:13,166 --> 00:14:14,541
‫عمیق‌تر از اونیه که فکر می‌کردم

179
00:14:15,166 --> 00:14:17,875
‫چیزی که فکر کنم دیدم
‫باید نزدیک باشه. با احتیاط قدم بردار

180
00:14:21,541 --> 00:14:22,541
‫حسش می‌کنی؟

181
00:14:22,583 --> 00:14:24,750
‫نه

182
00:14:28,166 --> 00:14:29,166
‫وایسا

183
00:14:29,750 --> 00:14:31,208
‫وایسا ببینم، فکر کنم یه چیزی هست

184
00:14:32,750 --> 00:14:33,916
‫جرئتش رو داری بری زیر آب؟

185
00:14:45,166 --> 00:14:47,291
‫هر چی که پیدا کرده، لجن ولش نمی‌کنه

186
00:15:01,000 --> 00:15:02,416
‫خداوندا، شمشیره

187
00:15:03,541 --> 00:15:05,166
‫باید خودش باشه

188
00:15:05,166 --> 00:15:07,375
‫عجب یافته‌ای

189
00:15:09,500 --> 00:15:11,416
‫آفرین جک باراک. آفرین

190
00:15:11,916 --> 00:15:13,291
‫کشف مهمی کردیم

191
00:15:17,875 --> 00:15:19,250
‫حتما کار بیگانه‌هاست

192
00:15:19,291 --> 00:15:21,791
‫اگه بیگانه بود شمشیرش رو ول می‌کرد؟

193
00:15:22,625 --> 00:15:23,666
‫خیر

194
00:15:24,666 --> 00:15:25,666
‫هرگز

195
00:15:26,291 --> 00:15:27,875
‫یافته‌ی مهمیه

196
00:15:29,791 --> 00:15:32,291
‫به گوش مورتیموس از کلسو هم خواهد رسید

197
00:15:33,375 --> 00:15:34,666
‫اون ردای منه

198
00:15:35,375 --> 00:15:38,125
‫نشان خادم کلیسا رو داره.
‫مال منه

199
00:15:41,458 --> 00:15:43,583
‫گذاشتمش پیش لباس‌شور که بشوردش

200
00:15:44,166 --> 00:15:45,333
‫هیچوقت برش نگردوند

201
00:15:46,291 --> 00:15:48,583
‫فکر می‌کردم دزدیدنش.
‫برای... برای گرم شدن تو زمستون

202
00:15:49,541 --> 00:15:51,458
‫کِی بردیش برای شستشو؟

203
00:15:51,875 --> 00:15:53,875
‫همون روزی که ارباب سینگلتون رسید

204
00:15:55,250 --> 00:15:56,875
‫ولی شمشیره رو تا حالا ندیدم

205
00:15:57,541 --> 00:15:59,750
‫تو کل عمرم شمشیر دستم هم نگرفتم

206
00:15:59,791 --> 00:16:00,875
‫حتی تو بچگی

207
00:16:01,625 --> 00:16:03,375
‫با چوب اداش رو درمیاوردیم

208
00:16:04,666 --> 00:16:06,041
‫الان دستت بگیر

209
00:16:08,541 --> 00:16:09,625
‫بگیر

210
00:16:12,666 --> 00:16:13,916
‫اوه

211
00:16:14,541 --> 00:16:15,500
‫سنگینه؟

212
00:16:15,541 --> 00:16:17,541
‫با یه دست بله

213
00:16:18,791 --> 00:16:20,041
‫با دو دست راحت‌تره

214
00:16:23,666 --> 00:16:25,375
‫حس عجیبیه

215
00:16:27,416 --> 00:16:29,875
‫حالا نشونمون بده چطور
‫سر ارباب سینگلتون رو زدی

216
00:16:51,750 --> 00:16:52,750
‫تواناییش رو داری

217
00:16:53,500 --> 00:16:55,416
‫قدرتی که اون قتل می‌طلبیده رو داری

218
00:16:55,416 --> 00:16:56,916
‫اینو نمی‌تونم عوض کنم

219
00:16:57,666 --> 00:16:59,500
‫نووارد، سایمون ولپلی

220
00:17:00,000 --> 00:17:02,041
‫اون می‌دونست حوض یه رازی توش داره

221
00:17:04,416 --> 00:17:06,458
‫چی... چطور ممکنه؟

222
00:17:06,500 --> 00:17:08,791
‫ممکنه قاتلی که دنبالشم اون باشه؟

223
00:17:08,791 --> 00:17:09,916
‫سایمون؟ هرگز

224
00:17:10,750 --> 00:17:13,958
‫بدون درنگ اینو میگم. هرگز

225
00:17:14,000 --> 00:17:17,250
‫حتی ممکن نیست به خواست خودش نبوده باشه؟
‫مثلا از کسی دستور گرفته باشه؟

226
00:17:17,291 --> 00:17:20,250
‫نه. نه. امکان نداره. اصلا نمی‌تونست

227
00:17:21,416 --> 00:17:23,291
‫قدرتش رو نداشت

228
00:17:24,291 --> 00:17:26,416
‫مهمتر از اون، قلب پاکی داشت

229
00:17:27,541 --> 00:17:29,041
‫توانایی عشق ورزیدن داشت

230
00:17:34,041 --> 00:17:38,291
‫با این حال، من داخل حوض رو گشتم
‫چون اون منو فرستاده بود

231
00:17:40,916 --> 00:17:43,375
‫می‌تونم اینطور استنتاج کنم
‫که می‌دونسته چی اونجا مخفی شده

232
00:17:45,750 --> 00:17:47,750
‫من درباره اعمال بیگانه‌ها تحقیق نمی‌کنم

233
00:17:47,791 --> 00:17:50,166
‫دیگه باید اینو بدونی. می‌دونی

234
00:17:53,291 --> 00:17:54,791
‫چیز دیگه‌ای هم هست که بدونی؟

235
00:17:56,750 --> 00:17:57,750
‫کمکم کن

236
00:17:59,541 --> 00:18:01,416
‫به گوش لرد کرامول می‌رسه

237
00:18:05,125 --> 00:18:06,666
‫چیز دیگه‌ای ندارم بگم

238
00:18:27,041 --> 00:18:30,500
‫میگه حوض رو خالی کنیم.
‫انگار به همین راحتیه

239
00:18:35,416 --> 00:18:37,333
‫لطفا بگو که ارباب باگ

240
00:18:37,333 --> 00:18:39,750
‫دکتر گودهاپ رو ننداخته تو آب

241
00:18:40,416 --> 00:18:42,666
‫- ننداخته
‫- خدا رو شکر

242
00:18:44,750 --> 00:18:47,250
‫دکتر عزیز در باتلاق‌ها آرام گرفته

243
00:18:48,041 --> 00:18:49,416
‫برای روحش دعا کردم

244
00:18:49,916 --> 00:18:52,166
‫همش به این فکر می‌کنم
‫که کی کشتدش

245
00:18:53,416 --> 00:18:54,416
‫کی؟

246
00:18:55,791 --> 00:18:56,875
‫کدومِ ما؟

247
00:18:56,916 --> 00:18:58,791
‫راهب بزرگ، باید ایستادگی کنیم

248
00:18:59,791 --> 00:19:02,291
‫- هنوز کارمون تموم نشده
‫- هنوز نه

249
00:19:04,541 --> 00:19:05,791
‫شمشیر رو پیدا کرده

250
00:19:06,666 --> 00:19:08,416
‫یک شمشیر رو پیدا کرده

251
00:19:09,250 --> 00:19:11,875
‫شمشیری که ممکنه از سالها پیش
‫تو لجن بوده باشه

252
00:19:12,625 --> 00:19:14,000
‫ما هم باید همین رو ادعا کنیم

253
00:19:14,541 --> 00:19:17,541
‫معلوم نیست از کجا اومده،
‫صاحبش کیه

254
00:19:18,625 --> 00:19:20,125
‫چیز دیگه‌ای هم پیدا خواهد کرد

255
00:19:21,166 --> 00:19:22,625
‫توماس کرامول طلب کرده

256
00:19:22,666 --> 00:19:24,416
‫نباید تسلیم شدنی در کار باشه

257
00:19:25,666 --> 00:19:28,416
‫ما به جز سنت دوناتوس دیگه چی رو داریم؟

258
00:19:39,916 --> 00:19:41,166
‫یه نوشیدنی گرم برات آوردم

259
00:19:41,166 --> 00:19:42,291
‫ممنونم

260
00:19:46,000 --> 00:19:47,416
‫این طلائه روی دسته‌ش؟

261
00:19:48,541 --> 00:19:51,166
‫بله. شمشیر قشنگیه

262
00:19:52,041 --> 00:19:53,041
‫تحسین‌برانگیزه

263
00:19:53,875 --> 00:19:55,416
‫شمشیر یه نجیب‌زاده‌ست

264
00:19:56,791 --> 00:19:58,375
‫برخلاف شمشیر من

265
00:19:59,250 --> 00:20:00,833
‫چطور سر از صومعه درآورده؟

266
00:20:00,875 --> 00:20:02,041
‫تو چرا ازدواج نکردی؟

267
00:20:02,666 --> 00:20:04,250
‫چرا فکر کردی به تو ربطی داره؟

268
00:20:04,291 --> 00:20:08,541
‫بهم ربطی نداره، ولی برام سواله

269
00:20:11,666 --> 00:20:12,666
‫قرار بود ازدواج کنم

270
00:20:14,166 --> 00:20:15,416
‫ولی اون فوت کرد

271
00:20:16,666 --> 00:20:19,333
‫ناگهانی. بدون هشدار

272
00:20:19,375 --> 00:20:22,750
‫و خیلی زود مادرم هم تسلیم
‫بیماریش شد

273
00:20:23,541 --> 00:20:24,791
‫اون موقع بود که اومدم اینجا

274
00:20:26,291 --> 00:20:28,041
‫جایی که دورم رو راهب‌ها گرفتن

275
00:20:29,250 --> 00:20:31,416
‫دوست ندارم با یه راهب ازدواج کنم

276
00:20:32,416 --> 00:20:33,541
‫تو چرا ازدواج نکردی؟

277
00:20:33,541 --> 00:20:35,791
‫اینم معماست

278
00:20:36,375 --> 00:20:37,875
‫برای خوشتیپی مثل من عجیبه

279
00:20:45,125 --> 00:20:46,166
‫حقیقتش؟

280
00:20:47,541 --> 00:20:48,541
‫بله

281
00:20:54,416 --> 00:20:55,666
‫من دغل‌بازم

282
00:20:58,791 --> 00:21:01,625
‫به خودم میگم فرستاده‌ی پادشاه

283
00:21:03,166 --> 00:21:04,750
‫آدمِ کرامول

284
00:21:05,916 --> 00:21:09,750
‫لباسی که می‌پوشم از نظر خودم
‫لباس باکیفیته

285
00:21:09,791 --> 00:21:11,916
‫ولی همیشه فقط یه نفس با ژنده‌پوشی فاصله دارم

286
00:21:14,916 --> 00:21:18,125
‫در نتیجه، همسر گرفتن امکان نداره

287
00:21:19,541 --> 00:21:20,541
‫تا چه زمانی؟

288
00:21:23,125 --> 00:21:24,916
‫تا وقتی پول کافی پس‌انداز کرده باشم

289
00:21:26,875 --> 00:21:29,166
‫تا وقتی کسی رو پیدا کنم
‫که بدون اون نتونم ادامه بدم

290
00:21:31,166 --> 00:21:34,166
‫حقیقت جالب و قشنگیه ارباب باراک

291
00:21:35,375 --> 00:21:36,375
‫جک صدام کن

292
00:21:38,916 --> 00:21:41,416
‫من آدم‌های خوب و صادقی رو دیدم

293
00:21:41,416 --> 00:21:44,916
‫که چاره‌ای نداشتن جز ژنده‌پوشی

294
00:21:45,250 --> 00:21:49,541
‫همچنین دروغگوها و بزدل‌هایی
‫رو دیدم که جامه‌های مجلل داشتن

295
00:21:51,416 --> 00:21:52,416
‫منم همینطور

296
00:21:54,666 --> 00:21:55,875
‫بانوی من

297
00:21:59,208 --> 00:22:02,583
‫به زودی مشعل لازممون میشه برادر مورتیموس.
‫فراهم می‌کنم

298
00:22:03,333 --> 00:22:04,333
‫بکن

299
00:22:08,708 --> 00:22:10,083
‫الان خودم نگفتم می‌کنم؟

300
00:22:23,583 --> 00:22:25,083
‫شمشیر باکیفیتیه

301
00:22:27,541 --> 00:22:28,583
‫تعادل خوبی داره

302
00:22:30,041 --> 00:22:34,208
‫قطعا به دست یه استاد ساخته شده،
‫که حتما نشان خودش رو گذاشته

303
00:22:35,291 --> 00:22:37,291
‫- و گذاشته
‫- گذاشته

304
00:22:39,083 --> 00:22:41,666
‫«جی‌اس 1507»

305
00:22:43,458 --> 00:22:45,083
‫همینطور یه نقش

306
00:22:46,333 --> 00:22:47,958
‫برج‌های چهارسر

307
00:22:49,166 --> 00:22:51,208
‫این همون شمشیریه که رابین سینگلتون رو کشته؟

308
00:22:51,208 --> 00:22:53,166
‫- باید باشه
‫- بدون شک

309
00:22:54,208 --> 00:22:55,416
‫یافته‌ی مهمیه

310
00:22:56,083 --> 00:22:59,333
‫و چیزی که گودهاپ نمی‌دونه و نمی‌تونه تشخیص بده

311
00:23:02,583 --> 00:23:03,708
‫کارت خوب بود

312
00:23:05,166 --> 00:23:06,333
‫حالت چطوره؟

313
00:23:07,208 --> 00:23:08,791
‫خشک‌ترم

314
00:23:09,833 --> 00:23:10,833
‫گرم‌ترم

315
00:23:12,958 --> 00:23:16,041
‫امروز مثل همیشه رو اعصاب و غد نبودی

316
00:23:16,083 --> 00:23:17,541
‫علتش چیه؟

317
00:23:18,416 --> 00:23:22,208
‫حتما بوی گند لندن به مشامم نخورده.
‫همین

318
00:23:25,458 --> 00:23:27,541
‫خشک کردن حوض چقدر طول می‌کشه؟

319
00:23:29,333 --> 00:23:30,583
‫هنوز چند ساعت مونده

320
00:23:31,208 --> 00:23:32,500
‫ماهی‌های بیچاره چی؟

321
00:23:32,541 --> 00:23:35,458
‫سطل داریم. شکم هم داریم

322
00:23:37,583 --> 00:23:39,291
‫دقیقا امیدواری چی پیدا کنی؟

323
00:23:39,833 --> 00:23:41,375
‫عتیقه رو؟

324
00:23:41,416 --> 00:23:44,833
‫نه. امیدوارم عتیقه رو پیدا نکنم

325
00:23:45,583 --> 00:23:47,333
‫ببین، برادران سنت دوناتوس

326
00:23:47,333 --> 00:23:49,375
‫حاضرن یه شمشیر رو بندازن تو آب

327
00:23:49,416 --> 00:23:51,791
‫اما دست دزد مصلوب رو؟

328
00:23:51,833 --> 00:23:52,916
‫هرگز

329
00:23:54,083 --> 00:23:56,416
‫چیزی رو پیدا می‌کنیم که

330
00:23:56,416 --> 00:23:58,708
‫سایمون ولپلی می‌خواد پیداش کنیم

331
00:23:59,458 --> 00:24:00,958
‫شاید فقط همین شمشیر باشه

332
00:24:02,083 --> 00:24:04,416
‫در برابر ذکاوتت تعظیم می‌کنم ارباب شاردلیک

333
00:24:06,291 --> 00:24:09,541
‫متأسفانه گاهی اوقات حاضرم
‫این ذکاوت رو

334
00:24:09,583 --> 00:24:12,083
‫با توانایی پوشیدن یه ذکرپوشِ باکلاس عوض کنم

335
00:24:45,375 --> 00:24:46,875
‫شامتون حاضره، لرد راهب

336
00:24:48,333 --> 00:24:49,708
‫می‌ذارمش روی میز

337
00:24:51,875 --> 00:24:54,000
‫من با تو رفتار خوبی نداشتم آلیس؟

338
00:24:56,500 --> 00:24:57,708
‫چرا قربان، داشتین

339
00:24:58,250 --> 00:25:00,458
‫با متجاوزهای احتمالی برخورد نکردم؟

340
00:25:01,125 --> 00:25:02,458
‫کردین

341
00:25:02,500 --> 00:25:03,583
‫کردم

342
00:25:05,125 --> 00:25:06,125
‫وظیفه‌ی منه

343
00:25:09,208 --> 00:25:13,625
‫اگر ازت پرسیدن،
‫لطفا اینو به گوژپشت بگو

344
00:25:16,500 --> 00:25:17,500
‫بله قربان

345
00:25:31,375 --> 00:25:33,750
‫وایسین. کارو متوقف کنید

346
00:25:36,625 --> 00:25:40,000
‫اوناهاش. یه چیزی اونجا هست

347
00:25:42,083 --> 00:25:43,583
‫یه سطل آب تمیز برام بیارین

348
00:25:44,958 --> 00:25:45,958
‫و یه مشعل

349
00:25:48,375 --> 00:25:49,583
‫اینجا یکم نور بنداز

350
00:26:14,583 --> 00:26:16,208
‫این گردنبند یه زنه

351
00:26:18,958 --> 00:26:20,583
‫برادر گای رو بیار اینجا.
‫با یه تخت

352
00:26:27,583 --> 00:26:33,583
‫این طفلکی رو با دقت و احترام بلند می‌کنیم

353
00:27:47,583 --> 00:27:49,041
‫برادران ارشد اومدن

354
00:27:49,083 --> 00:27:50,458
‫بیا داخل لطفا

355
00:27:51,708 --> 00:27:52,708
‫در رو ببند

356
00:28:02,208 --> 00:28:03,458
‫اون اولینشون بوده

357
00:28:06,333 --> 00:28:08,583
‫این گردنبند بعنوان هدیه داده شده

358
00:28:09,458 --> 00:28:10,791
‫به نشان عشق

359
00:28:11,708 --> 00:28:14,708
‫از طرف یه مادر، پدر، یا یه عاشق

360
00:28:15,958 --> 00:28:19,666
‫و با افتخار به گردن آویخته شده
‫چون دوست داشته شده

361
00:28:21,166 --> 00:28:22,583
‫ارزش داشته

362
00:28:27,416 --> 00:28:28,833
‫این مرگ خشمم رو برانگیخته

363
00:28:31,791 --> 00:28:33,583
‫فقط نباید حواست رو پرت کنه

364
00:28:52,750 --> 00:28:56,000
‫جسد رو به دقت معاینه کردم

365
00:28:57,083 --> 00:29:01,416
‫از قد، اندازه، و طول موی باقی‌مونده

366
00:29:02,166 --> 00:29:04,791
‫و زنجیری که روی گردنش پیدا کردیم

367
00:29:04,833 --> 00:29:07,958
‫بدون شک دستیار قبلی منه

368
00:29:08,708 --> 00:29:11,458
‫دختری به نام اورفن (یتیم) استون‌گاردن

369
00:29:14,791 --> 00:29:16,958
‫البته تک تکتون این دختر رو می‌شناختید

370
00:29:17,500 --> 00:29:18,916
‫دزد بود قربان

371
00:29:19,000 --> 00:29:20,875
‫مجازاتش این بوده؟

372
00:29:21,416 --> 00:29:24,875
‫به هیچ وجه. حتما پاش جایی گیر کرده و زمین خورده
‫یا همچین چیزی

373
00:29:24,916 --> 00:29:26,125
‫شاید سنگ‌های توی جیب‌هاش

374
00:29:26,125 --> 00:29:27,708
‫باعث شده بخوره زمین

375
00:29:27,708 --> 00:29:30,583
‫گمان می‌رفت که دو جام طلا
‫رو دزدیده و فرار کرده

376
00:29:31,208 --> 00:29:33,166
‫جام‌های باارزشی بودن
‫و هنوز هم پیدا نشدن

377
00:29:33,291 --> 00:29:35,833
‫برادر گای، می‌تونی علت مرگش
‫رو بهمون یادآوری کنی؟

378
00:29:35,833 --> 00:29:37,541
‫گردنش شکسته

379
00:29:37,583 --> 00:29:42,125
‫اون کشته شده، سنگین شده،
‫انداخته شده داخل آب و فراموش شده

380
00:29:42,166 --> 00:29:43,916
‫اونم توی همین خانه‌ی خدا

381
00:29:43,958 --> 00:29:45,750
‫شاید مجازات خداونده

382
00:29:45,791 --> 00:29:46,833
‫با چه رویی اینو میگی؟

383
00:29:48,083 --> 00:29:50,666
‫اینکه مرده برات کافی نیست؟

384
00:29:50,708 --> 00:29:52,916
‫باید بعد از مرگ هم خرابش کنی؟

385
00:29:52,958 --> 00:29:56,583
‫عذرخواهی می‌کنم قربان،
‫گمان می‌رفت که دزده

386
00:29:58,458 --> 00:30:01,083
‫این کشف برای منم به اندازه بقیه دردناکه

387
00:30:01,083 --> 00:30:02,791
‫خب این جام‌های طلا که دزدیده

388
00:30:02,791 --> 00:30:04,708
‫چی شدن؟ کجان؟

389
00:30:05,666 --> 00:30:08,166
‫تو حوض ماهی که نیستن.
‫تو جیبش هم نیستن

390
00:30:09,583 --> 00:30:10,708
‫اگه این اشیا هنوز مفقودن

391
00:30:10,708 --> 00:30:13,083
‫یعنی مردی که اونو کشته دزد واقعیه

392
00:30:13,083 --> 00:30:14,833
‫و الان بهتون میگم

393
00:30:14,833 --> 00:30:16,333
‫سه تا قتل رخ داده

394
00:30:16,958 --> 00:30:17,958
‫سه تا؟

395
00:30:18,833 --> 00:30:22,500
‫رابین سینگلتون، اورفن استون‌گاردن
‫و سایمون ولپلی

396
00:30:22,541 --> 00:30:24,416
‫اون نووارد سقوط کرد. مردم دیدن

397
00:30:24,458 --> 00:30:26,041
‫اون نووارد مسموم شده بود

398
00:30:26,083 --> 00:30:27,666
‫- سقوط کرد
‫- برادر گای

399
00:30:27,708 --> 00:30:30,291
‫درسته. تو روده‌ش شابیزک پیدا شد

400
00:30:30,333 --> 00:30:33,833
‫پسره سقوط کرد و مرد.
‫اتفاقی که افتاد این بود

401
00:30:33,833 --> 00:30:36,541
‫خب قبل از اینکه بمیره،
‫تونست یه رازی رو به من بگه

402
00:30:36,583 --> 00:30:37,791
‫چه رازی؟

403
00:30:37,833 --> 00:30:38,958
‫داریم بهش نگاه می‌کنیم

404
00:30:40,208 --> 00:30:41,708
‫سایمون می‌دونست اون کجاست

405
00:30:42,208 --> 00:30:44,416
‫بهم گفت به دختره هشدار داده

406
00:30:44,416 --> 00:30:46,708
‫دقیقا همینو به زبون آورد. اون خبر داشت

407
00:30:46,708 --> 00:30:48,500
‫نتیجه‌گیری من اینه که
‫هر کسی که دختره رو کشته

408
00:30:48,541 --> 00:30:50,375
‫سایمون ولپلی رو هم کشته

409
00:30:50,416 --> 00:30:51,583
‫مضحکه

410
00:30:51,583 --> 00:30:52,916
‫لرد راهب فیبین

411
00:30:54,041 --> 00:30:57,708
‫بدین وسیله از شما دعوت می‌کنم
‫صومعه سنت دوناتوس، زمینش

412
00:30:57,833 --> 00:31:02,583
‫و تمام ثروتش رو به دربار پادشاه هنری تسلیم کنید

413
00:31:03,416 --> 00:31:07,208
‫در ازاش، تمام برادران حقوق بازنشستگی‌شون
‫رو به کمال دریافت می‌کنن

414
00:31:07,208 --> 00:31:09,333
‫ارباب شاردلیک، حقوق بازنشستگی
‫یک وعده غذایی در روزه

415
00:31:09,333 --> 00:31:11,291
‫و کار من تمام خواهد شد

416
00:31:12,041 --> 00:31:13,833
‫اجساد دفن خواهند شد

417
00:31:26,625 --> 00:31:28,791
‫نمی‌تونم در مورد قتل این بیچاره

418
00:31:28,791 --> 00:31:30,541
‫باهات مخالفت کنم

419
00:31:31,041 --> 00:31:32,708
‫اینجا جلوی چشممون دراز کشیده

420
00:31:33,833 --> 00:31:37,166
‫یادمه که دختر خوش‌مشرب و خوشگلی بود

421
00:31:37,833 --> 00:31:42,958
‫اما مردهای زیادی زمانی که اون بود
‫به اینجا اومدن. بسیار زیاد

422
00:31:44,041 --> 00:31:47,833
‫راهب‌ها، مسافرها، خادم‌ها، تاجرها

423
00:31:47,833 --> 00:31:50,083
‫نمی‌تونی با قطعیت بگی

424
00:31:50,083 --> 00:31:52,333
‫که ما، صومعه‌ی سنت دوناتوس
‫مسئول مرگشیم

425
00:31:53,083 --> 00:31:55,958
‫اینم نمی‌تونی بگی که سایمون ولپلی رو سم کشته

426
00:31:55,958 --> 00:31:57,708
‫در حالی که خودت سقوطش رو شاهد بودی

427
00:31:58,666 --> 00:32:00,708
‫و مرگش بعد از اون سقوط بود

428
00:32:00,708 --> 00:32:02,541
‫علت مرگ چی بود برادر گای؟

429
00:32:02,583 --> 00:32:05,083
‫شکستگی گردن، لرد راهب

430
00:32:05,083 --> 00:32:07,583
‫در نتیجه می‌مونه قتل رابین سینگلتون

431
00:32:07,583 --> 00:32:10,333
‫که در این مورد هم میگم ما بی‌گناهیم

432
00:32:11,458 --> 00:32:13,416
‫شمشیری در این خانه نگهداری نمی‌شه

433
00:32:13,458 --> 00:32:14,625
‫ما شمشیر پیدا کردیم

434
00:32:14,666 --> 00:32:16,375
‫مال کیه؟

435
00:32:16,416 --> 00:32:17,791
‫نمی‌دونید

436
00:32:17,958 --> 00:32:22,833
‫راهب بزرگ فیبین، آیا داوطلبانه
‫زمین و ثروت سنت دوناتوس

437
00:32:22,833 --> 00:32:25,416
‫رو تسلیم پادشاه هنری می‌کنید یا خیر؟

438
00:32:25,458 --> 00:32:26,833
‫خیر

439
00:32:27,833 --> 00:32:29,666
‫نمی‌تونی به زور اینجا رو تعطیل کنی

440
00:32:30,958 --> 00:32:33,333
‫منم دلیل محکمی برای
‫تسلیم کردن اینجا ندارم

441
00:32:33,333 --> 00:32:35,875
‫پس تحقیقات من ادامه پیدا می‌کنه

442
00:32:35,916 --> 00:32:40,541
‫و بهتون قول میدم، به همه‌تون،
‫افرادی دار زده خواهند شد

443
00:32:42,208 --> 00:32:45,541
‫ارباب شاردلیک، می‌خوام باهاتون صحبت کنم

444
00:32:46,833 --> 00:32:48,166
‫بطور خصوصی

445
00:32:48,208 --> 00:32:49,958
‫خصوصی برادر گابریل؟

446
00:32:50,583 --> 00:32:52,625
‫ما برادریم، می‌تونی آزادانه صحبت کنی

447
00:32:52,958 --> 00:32:55,458
‫ممنونم راهب بزرگ. اما ترجیح میدم
‫کاملا خصوصی باشه

448
00:32:56,333 --> 00:32:58,041
‫باید اعترافی بکنم

449
00:33:11,208 --> 00:33:15,208
‫این دختر، اورفن، چند سال پیش اومد

450
00:33:16,083 --> 00:33:18,458
‫کارش رو خوب انجام می‌داد
‫اما هیچوقت خوشحال نبود

451
00:33:19,291 --> 00:33:21,166
‫چرا هیچوقت خوشحال نبود؟

452
00:33:21,208 --> 00:33:24,083
‫اذیتش می‌کردن. مدام

453
00:33:25,541 --> 00:33:28,916
‫زن‌ها مردها رو وسوسه می‌کنن.
‫همونطور که حوا آدم رو وسوسه کرد

454
00:33:29,666 --> 00:33:32,083
‫دقیقا کی این دخترک رو اذیت می‌کرد

455
00:33:33,333 --> 00:33:34,500
‫اسم لازم دارم

456
00:33:34,541 --> 00:33:35,583
‫اینو نمیگم

457
00:33:37,166 --> 00:33:38,791
‫چند راهب نام برده شدن

458
00:33:38,791 --> 00:33:41,333
‫بعنوان متعرض،
‫هم راهب‌های ارشد و هم پایین‌رتبه‌تر

459
00:33:41,333 --> 00:33:43,041
‫راهب بزرگ به تک تکشون هشدار داد

460
00:33:43,083 --> 00:33:44,416
‫هشدار محکم

461
00:33:44,458 --> 00:33:45,791
‫حرفاش اثری هم داشت؟

462
00:33:45,833 --> 00:33:47,333
‫بله. اون راهب بزرگه

463
00:33:49,708 --> 00:33:52,833
‫اینو دارم میگم چون وسوسه

464
00:33:53,458 --> 00:33:55,541
‫و تعرض به کسی یک چیزه،
‫اما کشتن؟

465
00:33:56,583 --> 00:33:57,583
‫قتل؟

466
00:33:58,416 --> 00:34:00,083
‫هیچکدوم از برادرانم قابلیت این کارو ندارن

467
00:34:00,083 --> 00:34:01,708
‫با این حال مرده

468
00:34:03,958 --> 00:34:06,875
‫وحشتش رو تصور کن.
‫ترسی که تحمل کرده

469
00:34:06,916 --> 00:34:08,958
‫منم به اندازه هر کس دیگه‌ای مقصرم

470
00:34:10,083 --> 00:34:11,083
‫چون هیچ کاری نکردم

471
00:34:12,041 --> 00:34:14,833
‫سکوت کردم در حالی که می‌دونستم
‫اون زندگی مشقت‌باری داره

472
00:34:20,333 --> 00:34:21,833
‫تو قول دیگه‌ای دادی

473
00:34:21,833 --> 00:34:23,125
‫قول؟

474
00:34:23,166 --> 00:34:24,583
‫گفتی اعتراف می‌کنی

475
00:34:25,458 --> 00:34:26,708
‫الان کمکش کن

476
00:34:27,583 --> 00:34:28,708
‫چی می‌دونی؟

477
00:34:30,333 --> 00:34:32,958
‫می‌دونم زیاد با سایمون حرف می‌زد

478
00:34:33,708 --> 00:34:35,583
‫باور می‌کنم که سایمون مراقبش بوده

479
00:34:37,166 --> 00:34:39,583
‫بنابراین احتمالا اون می‌دونسته که کی کشتدش

480
00:34:41,708 --> 00:34:43,708
‫ممکنه همین دانش به قیمت جونش تموم شده باشه

481
00:34:43,708 --> 00:34:45,333
‫پس موافقی که فقط می‌تونه

482
00:34:45,375 --> 00:34:47,625
‫کار کسی از داخل صومعه باشه
‫که هنوز هم حضور داره

483
00:34:47,750 --> 00:34:49,500
‫مشکلم همینجاست

484
00:34:50,958 --> 00:34:53,833
‫نسبت دادن عمل قتل به یکی از برادرانم

485
00:34:55,583 --> 00:34:58,500
‫کدوم آدمِ بی‌شرف و بی‌وجدانی در جستجوی خداش...

486
00:35:02,458 --> 00:35:05,541
‫کمک! یکی کمکم کنه!

487
00:35:06,583 --> 00:35:07,583
‫کمک!

488
00:37:22,791 --> 00:37:24,208
‫باید برگردم لندن

489
00:37:27,333 --> 00:37:28,541
‫باید برگردی

490
00:37:28,583 --> 00:37:30,583
‫تو اینجا می‌مونی
‫و منتظر خبر فروش زمین می‌مونی

491
00:37:30,583 --> 00:37:32,666
‫خدای من، چقدر احمقی تو

492
00:37:33,916 --> 00:37:34,916
‫نمی‌تونیم برای مرده‌ها کاری بکنیم

493
00:37:34,916 --> 00:37:36,375
‫بعد تو حرف از فروش زمین می‌زنی

494
00:37:36,416 --> 00:37:37,833
‫بله

495
00:37:37,833 --> 00:37:40,041
‫هنوزم بهترین و احتمالا تنها

496
00:37:40,041 --> 00:37:42,333
‫شانسمون برای موفقیت و پایان کاره

497
00:37:44,291 --> 00:37:45,750
‫باید ثابت بشه که جماعت سنت دوناتوس

498
00:37:45,791 --> 00:37:47,583
‫گناهکار هستن

499
00:37:49,958 --> 00:37:52,708
‫هدف کی بود؟
‫تو یا برادر گابریل؟

500
00:37:52,708 --> 00:37:54,583
‫اصلا نمی‌دونم

501
00:37:55,791 --> 00:37:57,041
‫خب، چی بهت گفت؟

502
00:37:58,833 --> 00:38:03,583
‫روی ایمانش به صومعه‌ها و راهب‌های
‫سنت دوناتوس تأکید کرد

503
00:38:04,958 --> 00:38:07,666
‫و قبل از اینکه یه کلمه دیگه بگه ساکتش کردن

504
00:38:10,791 --> 00:38:13,916
‫حالا هم باید برگردی لندن. چرا؟

505
00:38:15,083 --> 00:38:16,541
‫باید صاحب شمشیر رو پیدا کنم

506
00:38:16,541 --> 00:38:18,166
‫و برای این کارو باید برگردم شهر

507
00:38:18,208 --> 00:38:21,166
‫در حالی که من اینجا منتظر خبر فروش زمین می‌شینم

508
00:38:21,791 --> 00:38:24,708
‫کار خیلی هیجان‌انگیزی نیست،
‫اما مهمه

509
00:38:25,708 --> 00:38:28,791
‫زمین‌ها دارن فروخته میشن،
‫پول جمع می‌کنن، ولی چرا؟

510
00:38:30,291 --> 00:38:31,333
‫دلم روشنه

511
00:38:35,458 --> 00:38:37,125
‫اون نوشته‌ی جروم‌ـه که دستته؟

512
00:38:38,708 --> 00:38:41,041
‫- آره
‫- بهت توصیه کردم بسوزونیش

513
00:38:42,208 --> 00:38:44,416
‫تصویر بدی از لرد کرامول ارائه میده

514
00:38:44,916 --> 00:38:46,333
‫می‌تونه حتی خیانت هم باشه

515
00:38:47,291 --> 00:38:48,708
‫همراه داشتنش خطرناکه

516
00:38:48,708 --> 00:38:50,291
‫حتی خطرناکه که به نوشته شدنش اقرار کنی

517
00:38:50,833 --> 00:38:51,958
‫بنظرت حقیقت داره؟

518
00:38:53,916 --> 00:38:54,958
‫خیر

519
00:38:56,708 --> 00:38:58,208
‫از وجودش هم خبر ندارم

520
00:39:16,291 --> 00:39:17,666
‫وکیل کرامول به زودی می‌رسه

521
00:39:17,666 --> 00:39:19,000
‫تو جاده دیده شده

522
00:39:19,041 --> 00:39:22,083
‫نباید این رسیدهای باقیمونده
‫رو برای پنج روز کامل ببینه

523
00:39:22,083 --> 00:39:26,708
‫- همونطور که توافق کردیم
‫- من فقط و فقط یه دونه رو نگه می‌دارم

524
00:39:28,791 --> 00:39:30,041
‫شکایتی نخواهد کرد

525
00:39:33,583 --> 00:39:34,833
‫ممنونم قربان

526
00:39:54,916 --> 00:39:58,000
‫هماهنگ کردن کشتی کاری نداره.
‫انجام شده بدونش

527
00:39:58,041 --> 00:40:00,208
‫حدود یه ساعت دیگه با جزر و مد راه میفته

528
00:40:00,208 --> 00:40:02,125
‫دو برابر سریع‌تر می‌رسی لندن

529
00:40:02,166 --> 00:40:03,791
‫عالیه. ممنون

530
00:40:03,833 --> 00:40:07,333
‫- باعث افتخارمه
‫- و رسیدهای فروش زمین؟

531
00:40:07,333 --> 00:40:09,791
‫همون زمان مقرر می‌رسه اینجا.
‫از این بابت مطمئنم

532
00:40:10,708 --> 00:40:14,000
‫تو شهر اصطبلی رو می‌شناسی که بتونم
‫اسبم رو بذارم؟

533
00:40:14,041 --> 00:40:15,708
‫پشت کلیسا طویله‌های خوبی هستن

534
00:40:15,708 --> 00:40:16,833
‫خوب از پسرت مراقبت می‌کنن

535
00:40:16,833 --> 00:40:19,583
‫البته اسبم مادیانه. با اجازه

536
00:40:20,416 --> 00:40:21,833
‫خودم می‌برمش

537
00:40:22,583 --> 00:40:25,166
‫- شب خوبی داشته باشید ارباب کاپینجر
‫- همچنین جناب

538
00:40:42,916 --> 00:40:45,833
‫من چند روز نیستم دخترم

539
00:40:46,458 --> 00:40:49,208
‫خوب بهت می‌رسن

540
00:40:49,208 --> 00:40:51,458
‫مطمئن باش

541
00:40:52,416 --> 00:40:54,083
‫یه بار هم غر نزنی‌ها

542
00:40:55,041 --> 00:40:56,708
‫تا حالا یه بار هم ناامیدم نکردی

543
00:40:57,833 --> 00:40:59,083
‫اینجا دوست هم داری

544
00:40:59,958 --> 00:41:01,666
‫این نریان زیبا

545
00:41:05,791 --> 00:41:07,791
‫قبلا تو رو دیدم، مگه نه؟

546
00:41:12,458 --> 00:41:13,958
‫تو اسب گودهاپ هستی

547
00:41:16,083 --> 00:41:17,333
‫پس اربابت کجاست؟

548
00:43:11,125 --> 00:43:12,958
‫برادر گای هنوز داره دعا می‌کنه

549
00:43:13,583 --> 00:43:15,083
‫و مدتی هم ادامه میده، بله

550
00:43:15,583 --> 00:43:18,750
‫ارباب شاردلیک تا چند روز رفته لندن

551
00:43:19,333 --> 00:43:21,333
‫چرا؟ می‌تونی بگی؟

552
00:43:21,375 --> 00:43:23,208
‫برای شناسایی صاحب شمشیر

553
00:43:25,083 --> 00:43:28,250
‫می‌بینی آلیس؟
‫تک و تنهام

554
00:43:29,625 --> 00:43:31,458
‫خودمونیم و خودمون

555
00:43:36,583 --> 00:43:39,625
‫دیروز گفتم بهت علاقه داره

556
00:43:40,625 --> 00:43:41,875
‫ارباب شاردلیک

557
00:43:42,500 --> 00:43:43,500
‫بله

558
00:43:44,125 --> 00:43:45,750
‫حتی اگه اینطور بود

559
00:43:45,750 --> 00:43:48,000
‫نمی‌دونم چرا باید به احساساتش خیانت کنی

560
00:43:48,000 --> 00:43:49,458
‫چون احساسات خودمه

561
00:43:51,875 --> 00:43:54,125
‫این صومعه بسته میشه.
‫باید بشه

562
00:43:56,125 --> 00:43:57,958
‫نگرانم چه بلایی سر تو میاد

563
00:43:59,500 --> 00:44:00,750
‫کجا میری؟

564
00:44:03,958 --> 00:44:06,375
‫- نگران منی؟
‫- بله

565
00:44:08,125 --> 00:44:09,583
‫من بیشتر بهت...

566
00:44:11,625 --> 00:44:12,625
‫علاقه دارم

567
00:44:20,208 --> 00:44:21,250
‫چطوره؟

568
00:44:21,291 --> 00:44:23,666
‫بابتش سپاسگزارم ارباب کاپر

569
00:44:23,708 --> 00:44:26,125
‫- گوشت کم داره
‫- بله، همینطور طعم

570
00:44:27,708 --> 00:44:29,708
‫تمام شب رو حرکت می‌کنیم،
‫اما می‌رسونمت

571
00:44:29,708 --> 00:44:31,666
‫درست وسط لندن بوگندو

572
00:44:32,416 --> 00:44:33,708
‫تو هفته‌های اخیر چند تا

573
00:44:33,708 --> 00:44:35,500
‫مسافر داشتی ارباب کاپر؟

574
00:44:35,541 --> 00:44:37,458
‫چندین ماهه مسافر نداشتم قربان

575
00:44:38,208 --> 00:44:40,833
‫و امشب، همونطور که می‌بینی دو تا مسافر دارم

576
00:44:41,458 --> 00:44:44,000
‫ارباب شاردلیک، ایشون ارباب کرو هستن

577
00:44:44,041 --> 00:44:45,666
‫- خوشوقتم ارباب شاردلیک
‫- همچنین

578
00:44:46,833 --> 00:44:49,750
‫تازه، ازم خواستن یه اسب رو هم سوار کنم

579
00:44:49,791 --> 00:44:51,458
‫رد کردم. حیوون پریشون میشد

580
00:44:51,458 --> 00:44:52,541
‫درسته

581
00:44:52,583 --> 00:44:55,375
‫گند میزد به کل عرشه‌م

582
00:44:55,416 --> 00:44:56,791
‫- شما رد کردین
‫- بله

583
00:44:56,833 --> 00:44:58,666
‫ازت خواستن یه اسب رو بیاری؟

584
00:44:58,708 --> 00:45:00,958
‫بدون سوارش؟
‫به چه علتی؟

585
00:45:00,958 --> 00:45:04,541
‫برای فروختن، قربان.
‫به راهب خرفت گفتم خودش اسبش رو بفروشه

586
00:45:04,583 --> 00:45:06,791
‫اسب مال یکی از افراد صومعه بود؟

587
00:45:07,458 --> 00:45:08,583
‫گفتی «مال»

588
00:45:09,541 --> 00:45:11,666
‫- اینم یه توضیحه
‫- ارباب کاپر!

589
00:45:11,708 --> 00:45:12,916
‫با اجازه‌تون

590
00:45:17,333 --> 00:45:19,166
‫شما در اسکارنسی کار داشتین؟

591
00:45:19,208 --> 00:45:22,208
‫خیر. در لندن کار دارم

592
00:45:23,208 --> 00:45:24,208
‫کار خصوصی

593
00:45:24,916 --> 00:45:25,916
‫البته

594
00:45:28,458 --> 00:45:32,291
‫نمی‌دونم چرا دارم اینو می‌خورم.
‫می‌دونم از دستش میدم

595
00:45:33,208 --> 00:45:34,458
‫هر چی باشم دریانورد نیستم
