﻿1
00:00:06,041 --> 00:00:08,166
« ...آن‌چه در «شوگان» گذشت »

2
00:00:08,458 --> 00:00:13,000
اون‌ها مُردن، چون متعلق به مبارزه‌ای بزرگ‌تر بودن

3
00:00:13,000 --> 00:00:15,125
حالا نوبت توئه

4
00:00:15,458 --> 00:00:17,708
آنجین» باید برای امنیت‌ش»

5
00:00:17,708 --> 00:00:20,333
«فرستاده بشه به روستای ماهی‌گیری‌ت در «آجیرو

6
00:00:21,208 --> 00:00:25,041
ارباب ایشیدو از رهسپاری ناگهانی‌ت گیج شده بود

7
00:00:25,375 --> 00:00:28,416
لطفاً به سرورت یادآوری کن، من سر قول‌هام می‌مونم

8
00:00:28,625 --> 00:00:30,625
کِشتی سیاه» ما رو از «اوزاکا» خارج می‌کنه»

9
00:00:30,625 --> 00:00:32,291
ولی شما باید بمونید

10
00:00:36,791 --> 00:00:38,666
!جناب «آنجین»! بپّا

11
00:00:42,500 --> 00:00:43,791
!موفق شد

12
00:00:44,875 --> 00:00:49,166
از «آنجین» می‌خوام که با تدابیر جنگی خارجی، یک هنگ تعلیم بده

13
00:00:49,416 --> 00:00:51,708
با استفاده از سلاح‌های کِشتی‌ش

14
00:00:51,833 --> 00:00:54,125
اون رو... «هاتاموتو» اعلام می‌کنم
سامورایی‌ای که در خدمت مستقیم ]
[ شوگون‌سالاری توکوگاوا در «ژاپن» بود

15
00:00:54,166 --> 00:00:55,791
که افتخار خیلی بزرگیه

16
00:00:55,833 --> 00:00:56,916
آنجین» حاضره به‌م بپیونده؟»

17
00:00:56,916 --> 00:00:58,875
سرورم دوست دارن تا ساحل باهاتون مسابقه بدن

18
00:00:58,875 --> 00:01:00,458
اما هشدار می‌دم که نذارید برنده بشن

19
00:01:00,458 --> 00:01:01,458
سرور من از اون کار متنفره

20
00:01:01,625 --> 00:01:03,125
چنین جرئتی نمی‌کنم

21
00:01:24,208 --> 00:01:27,666
!«ارباب اومی! پیغامی از «اوزاکا

22
00:01:52,291 --> 00:01:53,375
!همه توجه کنید

23
00:01:53,666 --> 00:01:56,250
...ارباب یابوشیگه با یک مهمان داره میاد به این روستا

24
00:01:56,250 --> 00:02:01,041
!اربابِ «کانتو»... یوشی توراناگا

25
00:02:01,833 --> 00:02:03,250
!سریع آماده بشید

26
00:04:12,583 --> 00:04:16,875
« بخش چهارم: حصار هشت‌لایه »

27
00:04:31,166 --> 00:04:34,458
التماس می‌کنم، من رو از این حکم معاف کنید

28
00:04:35,125 --> 00:04:42,041
ارباب توراناگا به جناب «آنجین» عنوانی رو دادن که حس کردن به‌جاست -
!مُضحکه -

29
00:04:42,041 --> 00:04:46,833
جناب «آنجین» به‌عنوان «هاتاموتو»، یک زوجه لازم داره

30
00:04:49,625 --> 00:04:52,125
...پس التماس‌تون رو می‌کنم

31
00:04:52,250 --> 00:04:55,166
اجازه بدید این طایفه رو ترک کنم و راهبه بشم

32
00:04:55,208 --> 00:04:57,208
چنین کاری نمی‌کنید

33
00:04:57,250 --> 00:04:59,458
چی‌کار کردم که مستحق این‌ام؟

34
00:05:00,041 --> 00:05:02,541
،همین کافی نیست که باید از مرگِ فرزندم جان سالم به در ببرم

35
00:05:02,541 --> 00:05:04,750
حالا باید به یک بربر هم خدمتگزاری کنم؟

36
00:05:11,291 --> 00:05:14,125
من چقدر سنگدل‌ام

37
00:05:15,458 --> 00:05:19,750
بانو ماریکو، بعد از خسرانی که به‌تازگی متحمل شُدید

38
00:05:20,291 --> 00:05:24,916
بونتارو شرافتمندانه مُرد

39
00:05:27,750 --> 00:05:30,875
من خواسته‌هاش رو بر دوش خواهم کشید

40
00:05:30,875 --> 00:05:34,000
و به خدمتگزاری به سرورمون ادامه می‌دم

41
00:05:34,416 --> 00:05:37,083
من به ارباب توراناگا اعتماد دارم

42
00:05:39,458 --> 00:05:41,666
تنها خواسته‌شون یک ساله

43
00:05:44,416 --> 00:05:46,291
با شش ماه موافقت کرد

44
00:05:49,208 --> 00:05:51,625
همه‌چیز در «آجیرو» روبه‌راه خواهد بود

45
00:05:51,666 --> 00:05:54,750
برادرزاده‌م داره به تمام جزئیات رسیدگی می‌کنه

46
00:05:55,416 --> 00:05:57,000
خوبه

47
00:05:57,041 --> 00:05:59,458
وقت برای تلف‌کردن نداریم -
هوم -

48
00:05:59,500 --> 00:06:05,875
«نیروهامون باید قبل از این‌که «شورا
جایگزینی برای پدرم پیدا کنه، آماده بشن

49
00:06:05,875 --> 00:06:07,375
جایگزین...؟

50
00:06:08,083 --> 00:06:10,166
یابوشیگه، فراموش کرده بودم به‌ت بگم؟

51
00:06:11,875 --> 00:06:14,416
...به هیروماتسو دستور دادم

52
00:06:14,416 --> 00:06:16,125
،به‌محض این‌که «اوزاکا» رو ترک کردیم

53
00:06:16,125 --> 00:06:19,791
باید نامۀ استعفام رو تحویل می‌داد

54
00:06:23,250 --> 00:06:26,000
ببخشید... از «شورای نواب‌السّلطنه» استعفا کردید؟

55
00:06:28,333 --> 00:06:29,750
تنها کاری بود که می‌شد کرد

56
00:06:29,750 --> 00:06:32,916
ولی، اون‌جوری که... حکم کُشته‌شدن خودتون رو امضا کردید

57
00:06:33,625 --> 00:06:36,500
...آرمان‌تون رو نابود کردید
تمام دست‌نشانده‌هاتون، متحدین‌تون، دوستان‌تون

58
00:06:36,500 --> 00:06:38,125
!کارمون تمومه

59
00:06:38,750 --> 00:06:39,833
اوه، نه، صبر کن

60
00:06:40,333 --> 00:06:41,416
کار کُل «ایزو» تمومه

61
00:06:43,500 --> 00:06:44,583
اوه

62
00:06:44,875 --> 00:06:46,208
...بابت بی‌ادبی‌م عذرخواهی می‌کنم

63
00:06:46,958 --> 00:06:50,125
اما گمان می‌کنم شایسته‌ست که
فوراً مرتکب «سپّوکو» (شکم‌دری) بشید

64
00:06:50,791 --> 00:06:52,958
ممنون از پیشنهادت

65
00:06:52,958 --> 00:06:55,041
،اما تا زمانی که یک حکم قانونی برسه

66
00:06:55,875 --> 00:06:58,375
سرـم سرِجاش می‌مونه

67
00:06:58,500 --> 00:07:02,500
!ارباب توراناگا، داریم به «آجیرو» نزدیک می‌شیم

68
00:07:07,416 --> 00:07:09,250
اون ارتشِ کیه؟

69
00:07:09,791 --> 00:07:11,208
عالی‌جناب یابوشیگه

70
00:07:11,916 --> 00:07:14,125
همه‌شون به عالی‌جناب توراناگا وفادارن

71
00:07:16,666 --> 00:07:17,750
بیا امیدوار باشیم

72
00:07:38,708 --> 00:07:41,416
باید نوشیدنی مرغوب‌تری می‌خریدم

73
00:07:48,875 --> 00:07:50,958
منتظر بازگشت‌تون بودم، عمو

74
00:07:56,791 --> 00:08:00,000
اون همون بربره‌ست؟

75
00:08:01,791 --> 00:08:03,875
اون بربر الآن دیگه «هاتاموتو»ـه

76
00:08:05,458 --> 00:08:07,708
لطفاً اطمینان حاصل کن که یه خونه به‌ش داده بشه

77
00:08:08,500 --> 00:08:13,208
زوجه‌ش و بانو تودا هم همراه‌ش می‌مونن

78
00:08:16,291 --> 00:08:18,250
،حالا که «شورا» ناقص شده

79
00:08:18,250 --> 00:08:21,083
سر شما ارزش زیادی داره

80
00:08:22,125 --> 00:08:25,416
متحدی که جاه‌طلب باشه، متحد نیست

81
00:08:30,416 --> 00:08:32,500
با حضورتون به ما افتخار دادید، بانو ماریکو

82
00:08:34,500 --> 00:08:37,541
جناب «آنجین»، ایشون جناب اومی هستن. اربابِ این روستا

83
00:08:37,583 --> 00:08:38,833
راست‌ش قبلاً آشنا شدیم

84
00:08:38,875 --> 00:08:40,458
عذر می‌خوام
[ به ژاپنی ]

85
00:08:43,416 --> 00:08:45,166
بدرد نخور عوضی

86
00:08:50,375 --> 00:08:51,458
!ارباب

87
00:08:52,958 --> 00:08:56,041
!آمدن‌تون مایۀ شادمانی عظیم افرادتونه

88
00:08:56,500 --> 00:08:57,791
!لطفاً گوش کنید

89
00:08:58,541 --> 00:08:59,833
!ارباب یابوشیگه

90
00:09:01,750 --> 00:09:03,875
!ارباب یابوشیگه

91
00:09:04,958 --> 00:09:11,791
ارباب توراناگا، افتخار بزرگی به بنده می‌دید
اگه منت بذارید سانِ پاسگان‌م رو ببینید

92
00:09:35,958 --> 00:09:37,708
«سامورایی‌های «ایزو

93
00:09:39,166 --> 00:09:43,000
مفتخرم که شاهد

94
00:09:44,125 --> 00:09:49,916
نیروهای دوست و متحدم، کاشیگی یابوشیگه هستم

95
00:09:50,666 --> 00:09:54,458
اکنون ابرهای تیره دارن بر «ژاپن» سایه می‌افکنن

96
00:09:57,208 --> 00:10:01,291
ما باید دربرابر خیانت ازش محافظت کنیم

97
00:10:02,041 --> 00:10:04,666
...خطاب به اون‌هایی که میراثِ «تایکو» رو لکه‌دار می‌کنن

98
00:10:05,500 --> 00:10:07,791
!باشد که خدایان بی هیچ رحمی شما رو در هم بکوبن

99
00:10:10,458 --> 00:10:12,625
...و خطاب به اون‌هایی که به‌نام وفاداری می‌جنگن

100
00:10:13,250 --> 00:10:17,291
،من هستم، یوشی توراناگا

101
00:10:18,625 --> 00:10:20,833
!که فروتنانه سر تعظیم بر شما فرود میارم

102
00:10:25,541 --> 00:10:27,916
!ارباب توراناگا

103
00:10:28,333 --> 00:10:30,291
!ارباب توراناگا

104
00:10:41,958 --> 00:10:43,041
،عمو

105
00:10:43,750 --> 00:10:48,708
کُل روستا برای اومدن‌تون آماده شده‌ان

106
00:10:58,291 --> 00:11:00,333
پدرم باید برای کارِ فوری برن

107
00:11:00,375 --> 00:11:03,500
باید قبل از برگشتن‌شون، هنگ مسلح‌مون رو
به‌طور کامل تعلیم داده باشیم

108
00:11:12,958 --> 00:11:15,375
باید جنس بدرد نخور می‌خریدم

109
00:11:35,250 --> 00:11:38,458
آ... افراد، داخل چاله

110
00:11:39,541 --> 00:11:40,625
ندیدی‌شون؟

111
00:11:41,958 --> 00:11:43,041
جاشون امنه؟

112
00:11:54,500 --> 00:11:56,000
موراجی؟

113
00:11:56,083 --> 00:11:57,083
آره؟ -
آره -

114
00:11:57,083 --> 00:11:59,041
...آ -
«خوش اومدید، جناب «آنجین -

115
00:11:59,083 --> 00:12:01,333
آ... افرادم

116
00:12:02,000 --> 00:12:03,416
الآن دوست دارم ببینم‌شون

117
00:12:03,458 --> 00:12:04,916
کجان؟

118
00:12:04,958 --> 00:12:08,875
راست‌ش... همه منتقل شدن به یک جای دیگه

119
00:12:11,125 --> 00:12:12,375
جای امنیه

120
00:12:12,416 --> 00:12:14,375
...ببخشید، متوجه نمی -
اوه -

121
00:12:14,416 --> 00:12:18,500
ببین، شاید تو بتونی کمک‌م کنی؟ این‌جا

122
00:12:21,583 --> 00:12:22,666
هوی، چی‌کار داری می‌کنی؟

123
00:12:23,625 --> 00:12:26,333
ظاهراً می‌خواد بره به کِشتی‌ش

124
00:12:27,250 --> 00:12:29,000
!باز چی شده؟ ول کن

125
00:12:30,000 --> 00:12:31,416
...این کِشتی مال تو نیست

126
00:12:31,916 --> 00:12:33,333
!ورود به‌ش ممنوعه

127
00:12:33,375 --> 00:12:36,458
متأسفانه بدون اجازه ممنوعه سوارش بشید

128
00:12:38,083 --> 00:12:39,208
کِشتی خودم؟

129
00:12:39,750 --> 00:12:42,125
...اگه چیزی لازم دارید -
خب، دارم، بله -

130
00:12:42,500 --> 00:12:45,750
تپانچه‌هام و افرادم... هی درخواست دیدن‌شون رو می‌کنم

131
00:12:46,583 --> 00:12:50,250
افرادتون به‌خاطر امنیت خودشون برده
شدن به «اِدو»، شهرِ عالی‌جناب توراناگا

132
00:12:50,291 --> 00:12:53,500
درخصوص اسلحه‌هاتون؛
اگه لازم بشه، می‌تونیم بریم بیاریم‌شون

133
00:12:53,541 --> 00:12:55,125
اومدی وْ نسازی، ماریکو

134
00:12:55,625 --> 00:12:57,708
من وْ سرورت یه قراری داشتیم

135
00:12:58,916 --> 00:13:03,583
اون کِشتی و خدمه‌ش الآن متعلق به منه

136
00:13:05,166 --> 00:13:06,583
کاملاً دراِشتباه‌اید

137
00:13:07,333 --> 00:13:10,000
الآن کِشتی و خدمه‌تون متعلق به عالی‌جناب توراناگاست

138
00:13:11,333 --> 00:13:13,500
و هرطور که بخوان، ازشون استفاده می‌کنن

139
00:13:17,333 --> 00:13:20,208
خب، ممنون بابت شفاف‌سازی

140
00:13:37,875 --> 00:13:40,833
جناب «آنجین». این اوئه‌جیروئه، باغبان

141
00:13:41,500 --> 00:13:42,583
...آ

142
00:13:43,000 --> 00:13:45,791
سلام، جناب اوئه‌جیرو
[ به ژاپنی ]

143
00:13:46,375 --> 00:13:50,166
ببخشید، ما برای اوئه‌جیرو از «جناب» استفاده نمی‌کنیم

144
00:13:50,208 --> 00:13:51,583
شایسته نیست

145
00:13:52,500 --> 00:13:53,583
اه

146
00:13:55,000 --> 00:13:56,625
خونه‌تون آمادۀ سرکشیه

147
00:13:57,166 --> 00:13:58,500
از این‌طرف

148
00:13:58,916 --> 00:14:00,083
خونۀ من؟

149
00:14:10,208 --> 00:14:13,125
این‌جا همه‌چیز به‌طور ویژه توسط کارکنان‌تون آماده شده

150
00:14:14,416 --> 00:14:15,708
کارکنان من؟

151
00:14:19,000 --> 00:14:21,833
اتاق خواب‌تون رو می‌یابید، همین‌طور اتاقِ بانو فوجی رو

152
00:14:25,875 --> 00:14:28,041
و اتاق مهمان که من درش اقامت خواهم داشت

153
00:14:31,000 --> 00:14:33,416
شاید بعد از یک سفر طولانی، کمی چای میل داشته باشید؟

154
00:14:33,458 --> 00:14:34,916
چرا همۀ این‌ها به‌م داده شده؟

155
00:14:35,458 --> 00:14:37,625
چون شأن «هاتاموتو» حکم می‌کنه

156
00:14:38,666 --> 00:14:41,791
.نه... یه دقیقه صبر کن
مگه قراره چند وقت این‌جا باشم؟

157
00:14:41,833 --> 00:14:44,708
عالی‌جناب ناگاکادو می‌گن که تعلیم‌دادن
کمِ‌کم شش ماه طول می‌کشه

158
00:14:48,708 --> 00:14:49,708
ببخشید

159
00:14:49,708 --> 00:14:51,708
شش ماه؟

160
00:14:51,750 --> 00:14:53,791
شما قبول کردید که این افراد رو تعلیم بدید، یادتونه؟

161
00:14:53,833 --> 00:14:57,541
بله، یادمه. دراِزای برگردوندن کِشتی و افرادم

162
00:14:57,583 --> 00:14:59,833
«لطفاً صبور باشید، جناب «آنجین

163
00:15:00,333 --> 00:15:05,375
به‌عنوان یک «هاتاموتو»، به شما یک خونه داده
...شده، حقوق سخاوتمندانۀ ۲۴۰ کُکو در سال

164
00:15:06,208 --> 00:15:07,791
من هیچ کوکوی سخاوتمندانه‌ای نمی‌خوام

165
00:15:08,333 --> 00:15:10,333
و بانو فوجی به‌عنوان زوجه

166
00:15:14,833 --> 00:15:17,416
خب، مطمئن‌ام خیلی نازنینه، ولی من زن نمی‌خوام

167
00:15:17,833 --> 00:15:19,833
،نمی‌خوام خدمتکارم بشه
بالش رو بذارم روـش یا نزدیک‌ش

168
00:15:19,875 --> 00:15:21,583
اصلاً دستور دادن  تعطیل

169
00:15:24,541 --> 00:15:27,708
درهرصورت، ایشون به خونه و
،خدمتکاران‌تون رسیدگی می‌کنن

170
00:15:27,750 --> 00:15:29,291
و به تمام امور مالی‌تون

171
00:15:30,208 --> 00:15:32,541
نپذیرفتن، توهین وحشتناکی به سرورمون خواهد بود

172
00:15:36,750 --> 00:15:38,000
خب، من نمی‌پذیرم

173
00:15:39,583 --> 00:15:40,875
هیچ‌کدوم از این‌ها رو نمی‌پذیرم

174
00:15:41,791 --> 00:15:44,083
من تحت شرایط روشنی با توراناگا به این‌جا اومدم

175
00:15:44,958 --> 00:15:47,708
ببخشید، عالی‌جناب توراناگا

176
00:15:47,750 --> 00:15:49,041
حالا اون دود شده رفته هوا

177
00:15:50,041 --> 00:15:51,916
و من دوباره زندانی شدم

178
00:15:53,041 --> 00:15:54,583
 فقط با اقامتگاه بهتر

179
00:15:56,125 --> 00:15:57,833
شش ماه

180
00:15:58,333 --> 00:15:59,625
...شش ماه

181
00:16:04,500 --> 00:16:07,666
...حتی این یه نوشیدنی هم نخورد 

182
00:16:10,416 --> 00:16:11,541
...اون توراناگا

183
00:16:12,208 --> 00:16:14,958
،شما جون‌ش رو توی «اوزاکا» نجات دادید

184
00:16:15,500 --> 00:16:17,708
و حالا تُف می‌کنه توی صورت‌تون

185
00:16:22,875 --> 00:16:24,708
...خب، اومی

186
00:16:24,708 --> 00:16:28,333
دهن‌لقی که خبرِ کِشتی بربرها رو
به توراناگا لو داد رو پیدا کردی؟

187
00:16:28,833 --> 00:16:30,416
هنوز نه

188
00:16:32,333 --> 00:16:34,208
پس این‌همه مدت چی‌کار داشتی می‌کردی؟

189
00:16:34,250 --> 00:16:35,500
هان؟

190
00:16:35,541 --> 00:16:37,458
کوسوده»ت رو معطر می‌کردی؟»
[ نوعی «کیمونو» با سرآستین تنگ ]

191
00:16:38,375 --> 00:16:40,166
بچه‌ست بابا

192
00:16:41,291 --> 00:16:44,958
سنی نداره که عهده‌‍‌دار این روستا باشه

193
00:16:46,375 --> 00:16:48,041
خدایان دارن به من می‌خندن

194
00:16:48,291 --> 00:16:51,000
احتمالاً ایشیدو فکر می‌کنه به‌ش خیانت کرده‌ام

195
00:16:52,625 --> 00:16:55,333
به این آرمانِ ازپیش‌باخته تمام‌وْکمال متعهد به نظر می‌رسم

196
00:16:55,375 --> 00:16:58,750
به تعلیم‌دادن یک هنگ مسلح با
یک بربر که تظاهر می‌کنه «هاتاموتو»ـه

197
00:16:59,333 --> 00:17:01,000
چه غلطی باید بکنم؟

198
00:17:02,625 --> 00:17:04,208
...این هنگ مسلح

199
00:17:05,666 --> 00:17:08,791
همچنان هنگِ شماست -
هان؟ -

200
00:17:08,833 --> 00:17:10,041
...جسارت نباشه

201
00:17:10,083 --> 00:17:13,875
فعلاً، سلاح‌ها و توپ‌ها در اختیار شماست

202
00:17:14,625 --> 00:17:19,541
تا زمانی که ارباب توراناگا برگرده، همه‌ش مال شماست

203
00:17:19,916 --> 00:17:23,750
چه‌بسا «شورا» ممکنه هنوز عضو پنجم‌ش رو پیدا کنه

204
00:17:24,333 --> 00:17:27,208
ارباب توراناگا هنوز می‌تونه استیضاح بشه

205
00:17:27,250 --> 00:17:28,375
خب که چی؟

206
00:17:28,583 --> 00:17:32,458
،دراون‌صورت، تمام این سلاح‌ها و توپخانه مال شما می‌شه

207
00:17:32,958 --> 00:17:36,416
که همچنان می‌تونه به‌عنوان یک هدیه
به ارباب ایشیدو پیشکش بشه

208
00:17:56,250 --> 00:17:59,333
تو واقعاً مجبور نیستی این‌جا باشی

209
00:18:01,375 --> 00:18:02,750
برو پی کارـت

210
00:18:15,666 --> 00:18:17,625
تنهام نمی‌ذاره

211
00:18:17,666 --> 00:18:19,125
هرجا که می‌رم، اون هم میاد

212
00:18:19,166 --> 00:18:22,125
رسم نیست وقتی فرد بیداره، زوجه‌ش بخوابه

213
00:18:22,875 --> 00:18:24,375
خب، رسم احمقانه‌ایه

214
00:18:27,791 --> 00:18:29,583
نباید روی خزه راه برید

215
00:18:30,083 --> 00:18:31,833
خیلی توهین‌آمیزه

216
00:18:47,583 --> 00:18:48,666
...جسارت نباشه

217
00:18:49,916 --> 00:18:52,083
فکر می‌کنم بانو فوجی سزاوارِ بهتر از این هست

218
00:18:52,125 --> 00:18:53,958
برادرزادۀ شوهرِ مرحوم‌مه

219
00:18:54,500 --> 00:18:56,166
فرهیخته و اصل‌وْنسب‌دار

220
00:18:56,583 --> 00:18:58,541
خب، خوشا به حال‌ش

221
00:19:00,166 --> 00:19:03,041
و به‌تازگی شوهر و پسرِ نوزادش کُشته شدن

222
00:19:07,083 --> 00:19:09,416
،شوهرش به عالی‌جناب ایشیدو توهین کرده بود

223
00:19:10,125 --> 00:19:12,708
و برای جلوگیری از کشت‌وْکشتار باید اقدامی صورت می‌گرفت

224
00:19:16,916 --> 00:19:18,541
پس نباید در حال عزاداری باشه؟

225
00:19:19,625 --> 00:19:23,958
جای این‌که بیوفته دنبال انگلیسی‌های وامانده؟

226
00:19:25,500 --> 00:19:29,625
ما با ادامه‌دادنِ مبارزۀ اون‌هایی که
از دست داده‌ایم، عزاداری می‌کنیم

227
00:19:30,750 --> 00:19:31,916
چرنده

228
00:19:32,625 --> 00:19:34,166
بچه مبارزه‌ش کجا بود

229
00:19:36,541 --> 00:19:38,833
پدرِ بچه به عالی‌جناب توراناگا خدمت می‌کرد

230
00:19:39,625 --> 00:19:42,458
و حالا، این‌که بانو فوجی زوجۀ شما باشه
به‌ش اجازه می‌ده همون کار رو بکنه

231
00:19:44,041 --> 00:19:45,583
به‌ش جایگاهی می‌ده

232
00:19:49,333 --> 00:19:51,416
خب، با نگاه‌کردن به‌ش هیچ‌جوره متوجه نمی‌شی

233
00:19:53,541 --> 00:19:54,875
...مادرِ داغ‌دیده

234
00:19:57,000 --> 00:19:58,291
یا بیوه

235
00:20:02,250 --> 00:20:04,125
با «حصار هشت‌لایه» آشنایی دارید؟

236
00:20:09,833 --> 00:20:11,333
،از زمان کودکی

237
00:20:12,125 --> 00:20:14,750
چیزیه که به‌مون یاد داده می‌شه تا درون خودمون بسازیم

238
00:20:16,708 --> 00:20:22,625
دیواری نفوذناپذیر که پشت‌ش می‌تونیم
هر زمان که لازم شد، عقب‌نشینی کنیم

239
00:20:24,666 --> 00:20:29,166
باید خودت رو تعلیم بدی که بدون شنیدن، گوش بدی

240
00:20:30,708 --> 00:20:35,416
به‌عنوان مثال، می‌تونی به صدای
...افتادن یک شکوفه گوش بدی، یا

241
00:20:35,958 --> 00:20:37,958
صدای بزرگ‌شدن تخته‌سنگ‌ها

242
00:20:38,625 --> 00:20:42,750
اگه واقعاً گوش بدی، وضع موجودت ناپدید می‌شه

243
00:20:47,625 --> 00:20:52,458
گولِ ادب‌مون، تعظیم‌هامون، هزارتوی آیین‌هامون رو نخور

244
00:20:54,000 --> 00:20:57,875
زیر همۀ اون‌ها، می‌تونیم فرسنگ‌ها دورتر باشیم

245
00:20:59,916 --> 00:21:03,208
ایمن... و تنها

246
00:21:40,916 --> 00:21:43,000
!به‌ش بگو می‌تونه بره به جهنم

247
00:21:43,250 --> 00:21:46,750
جناب اومی تأکید دارن ممنوعه که امروز سلاح‌هاتون رو بیارید

248
00:21:46,791 --> 00:21:49,416
چرنده. شماها هرجا می‌رید با خودتون شمشیر می‌برید

249
00:21:49,458 --> 00:21:52,250
می‌گه تفنگ فرق داره. باید تسلیم‌شون کنید

250
00:21:52,958 --> 00:21:54,958
!نه، متوجه‌ای؟ نه
[ به ژاپنی ]

251
00:21:54,958 --> 00:21:56,041
!من دیگه اسیرش نیستم

252
00:21:56,083 --> 00:21:58,708
جایی که من ازش میام، از مهمان
خواهش می‌کنی کاری انجام بده

253
00:22:00,000 --> 00:22:00,666
!لطفاً صبر کنید

254
00:22:00,666 --> 00:22:01,458
!خواهش می‌کنم

255
00:22:01,500 --> 00:22:02,875
!این کار ضرورتی نداره

256
00:22:02,875 --> 00:22:05,041
از شما به‌عنوان «هاتاموتو» محافظت می‌شه

257
00:22:05,083 --> 00:22:08,458
بنابه‌دلایلی نمی‌تونم خاطرۀ دیدار اولیه‌مون رو از سر بیرون کنم

258
00:22:08,875 --> 00:22:10,625
!تفنگ‌ها رو بده به من

259
00:22:10,750 --> 00:22:11,833
!نه
[ به ژاپنی ]

260
00:22:12,541 --> 00:22:13,625
نه
[ به ژاپنی ]

261
00:22:14,791 --> 00:22:20,708
بانو ماریکو. به جناب «آنجین» بگید
که تفنگ‌هاشون رو بدن به من

262
00:22:21,583 --> 00:22:23,625
تفنگ‌هاتون رو بدید به بانو فوجی

263
00:22:23,666 --> 00:22:26,125
.ایشون زوجۀ شماست
برای دفاع ازشون جون‌شون رو می‌دن

264
00:22:26,166 --> 00:22:28,666
...خودم خیلی خوب می‌تونم از خودم دفاع -
!«جناب «آنجین -

265
00:22:35,000 --> 00:22:36,583
لطفاً بدیدشون به من

266
00:22:52,333 --> 00:22:56,000
به این یارو که شیر از دهن‌ش می‌چکّه بگو آمادۀ رفتن‌ام

267
00:22:58,208 --> 00:22:59,666
،باکمالِ‌احترام

268
00:22:59,666 --> 00:23:01,541
جناب «آنجین» بابت سوءتفاهم عذرخواهی می‌کنن

269
00:23:05,083 --> 00:23:06,416
تفنگ‌ها

270
00:23:11,916 --> 00:23:13,458
لطفاً راه بیوفتید

271
00:23:36,916 --> 00:23:38,333
خیلی خوب بود

272
00:23:39,125 --> 00:23:40,208
خیلی خوب

273
00:23:49,666 --> 00:23:54,958
عالی‌جناب یابوشیگه می‌گن که افرادشون نیازی به یادگیری مهارت‌های
ابتدایی مثل خرج‌گذاری یا تمیزکردن تفنگ‌های فتیله‌ای ندارن

274
00:23:55,000 --> 00:23:57,375
پرتغالی‌ها پنجاه سال پیش برای ما تفنگ آوردن

275
00:23:57,791 --> 00:23:59,833
در این خصوص خیلی باتجربه‌ایم

276
00:24:06,083 --> 00:24:07,625
بله، البته که هستید

277
00:24:08,083 --> 00:24:10,750
می‌خوام با تدابیر جنگی شروع کنیم

278
00:24:11,333 --> 00:24:14,833
روش‌های خارجی که دشمنان من هنوز ندیده‌ان

279
00:24:14,875 --> 00:24:19,083
درخواست هر تدابیر جنگی‌ای رو دارن که
ممکنه دشمنان ما هنوز باهاش آشنا نباشن

280
00:24:19,833 --> 00:24:20,916
صحیح

281
00:24:21,500 --> 00:24:22,708
...تدابیر جنگی

282
00:24:22,750 --> 00:24:24,791
قرارمون همین بود

283
00:24:25,083 --> 00:24:29,000
...ارباب توراناگا این مرد رو «هاتاموتو»ی بزرگ خودش کرد

284
00:24:29,458 --> 00:24:31,875
بذار ببینیم در اون حد ظاهر می‌شه

285
00:24:35,083 --> 00:24:37,333
خب، پس بذارید از تدابیر جنگی براتون بگم

286
00:24:37,375 --> 00:24:40,083
با توصیف یک نبرد بزرگ براتون شروع می‌کنم

287
00:24:40,541 --> 00:24:42,333
...«ما به‌ش می‌گیم «محاصرۀ مالت

288
00:24:43,666 --> 00:24:47,666
...مالت... یک محاصره‌ای بوده

289
00:24:48,083 --> 00:24:50,083
ظاهراً نبرد بزرگی بوده

290
00:24:50,125 --> 00:24:52,125
«شصت‌هزار ترک اسلامی، گُل‌های سرسبدِ «امپراتوی عثمانی

291
00:24:52,166 --> 00:24:53,583
با ششصد شؤالیۀ مسیحی مواجه شده بودن

292
00:24:53,625 --> 00:24:58,166
«که در مجموعۀ قلعۀ وسیع‌شون در «سنت اِلمو
موردحمایت چندین هزار نیروی کمکی مالتی بودن

293
00:24:58,208 --> 00:25:00,875
حالا، شؤالیه‌ها شش ماه با موفقیت
،دربرابر محاصره مقاومت کرده بودن

294
00:25:00,916 --> 00:25:02,958
و به‌طرز باورنکردنی‌ای، دشمن رو
با ننگ وادار به عقب‌نشینی کرده بودن

295
00:25:03,000 --> 00:25:05,458
به‌مون یاد داده شده که این پیروزی
،کُل کرانۀ «مدیترانه» رو نجات داد

296
00:25:05,500 --> 00:25:08,291
...و بنابراین باعث نام‌گذاری -
ببخشید. گفتید به‌تون یاد داده شده؟ -

297
00:25:08,333 --> 00:25:09,333
بله

298
00:25:09,375 --> 00:25:11,375
این نبرد کِی رخ داده؟

299
00:25:11,416 --> 00:25:15,833
خب... ۳۵، ۴۰ سال پیش

300
00:25:16,250 --> 00:25:19,208
پس شما خودتون در این نبرد نجنگیدید؟

301
00:25:20,166 --> 00:25:23,458
،زمانی که در این نبرد جنگیده شد
شما حتی متولد هم نشده بودید

302
00:25:24,500 --> 00:25:25,583
هی

303
00:25:25,916 --> 00:25:27,541
چی داری ازش می‌پرسی؟

304
00:25:27,958 --> 00:25:31,583
ببخشید، سعی داشتم یک چیزی رو رفع‌ابهام کنم

305
00:25:34,500 --> 00:25:36,458
،شاید بهتر باشه از نو شروع کنید

306
00:25:36,500 --> 00:25:40,208
منتها این‌دفعه نبردی رو توصیف کنید که واقعاً درش جنگیدید

307
00:25:40,250 --> 00:25:42,625
خب، همون‌طور که ممکنه در موارد
،متعددی به سرورت اشاره کرده باشم

308
00:25:42,666 --> 00:25:45,500
من دریانوردم. درسته؟

309
00:25:46,416 --> 00:25:49,458
توی دریا هم جنگ‌های پیادۀ زیادی رخ نمی‌ده

310
00:25:59,083 --> 00:26:00,166
چه اتفاقی داره میوفته؟

311
00:26:08,000 --> 00:26:09,083
،بانو ماریکو

312
00:26:10,041 --> 00:26:16,416
لطفاً به‌ش بگو که از نظر من، تدابیر مسلحانه در مقایسه
با هنر زیبای جنگ دریایی انگلیسی، بی‌هوده‌ست

313
00:26:16,958 --> 00:26:18,958
،جای تدابیر جنگی

314
00:26:19,000 --> 00:26:22,500
می‌خوان نبرد دریایی انگلیسی به‌مون یاد بدن

315
00:26:22,500 --> 00:26:24,375
اون قلعه در «اوزاکا»، نفوذناپذیره، درسته؟

316
00:26:24,416 --> 00:26:27,666
،با شمشیر، حتی با تفنگ‌های فتیله‌ای
محاصره‌کردن‌ش ماه‌ها طول می‌کشه

317
00:26:28,083 --> 00:26:32,291
،اما، کِشتی و توپ من رو برجا کنید
،در محدودۀ یک‌کیلومتری

318
00:26:33,041 --> 00:26:35,166
و ارتش‌تون می‌تونه به دیوارهای قلعه نفوذ کنه

319
00:26:35,208 --> 00:26:38,208
بدون این‌که حتی پَرِ یک تیرکمان، گونه‌شون رو خراش بندازه

320
00:26:39,375 --> 00:26:41,375
فقط بذارید نشون بدم

321
00:26:41,375 --> 00:26:42,666
‫بکشیدش بالا!

322
00:26:44,875 --> 00:26:47,000
‫خیلی‌خب. روبه‌جلو برید!

323
00:26:49,333 --> 00:26:51,500
‫چطور بگم «عقب»؟

324
00:26:52,000 --> 00:26:54,375
‫- «عقب»
‫- «او-شی-رو»

325
00:26:57,875 --> 00:27:00,291
‫چطور ممکنه یه توپ همچین هدفی رو بزنه؟

326
00:27:01,083 --> 00:27:03,250
‫می‌شه به گُوِه ضربه بزنی؟

327
00:27:07,708 --> 00:27:09,166
‫این کار ابلهانه‌ست

328
00:27:09,750 --> 00:27:11,875
‫توپ‌های جنگی اصلاً دقیق نیستن

329
00:27:12,458 --> 00:27:14,750
‫پرتغالی‌ها سال‌ها پیش این کار رو امتحان کردن

330
00:27:14,791 --> 00:27:16,250
‫خرج‌تون رو سوراخ کنید

331
00:27:16,625 --> 00:27:19,041
‫روشن کنید. از توپ‌ها دور بشید

332
00:27:19,041 --> 00:27:20,250
‫آتش!

333
00:27:25,041 --> 00:27:27,125
‫از توپ‌ها دور بشید و آتش!

334
00:27:37,916 --> 00:27:39,125
‫آفرین

335
00:27:43,500 --> 00:27:45,916
‫شاید توپ‌های اون بهتره

336
00:27:51,666 --> 00:27:52,750
‫و روشن کن

337
00:27:54,500 --> 00:27:55,625
‫روشن کن!

338
00:28:13,875 --> 00:28:16,875
ایما... ایمائیچی... ایمائیچیدو
[ یک... یک بار... یک بار دیگه ]

339
00:28:17,000 --> 00:28:18,291
ایمائیچیدو
[ یک بار دیگه ]

340
00:28:18,375 --> 00:28:20,791
ایمائیچیدو. اوکیکاسِی
[ یک بار دیگه. به من بگید ]

341
00:28:21,541 --> 00:28:24,666
اوکیکاسه کوداسای -
اوکیکاسه کوداسای -
[ لطفاً به من بگید ]

342
00:28:24,750 --> 00:28:27,750
کودِسای -
کوداسای -
[ لطفاً ]

343
00:28:27,791 --> 00:28:29,625
کوداسای -
بله -

344
00:28:44,708 --> 00:28:47,416
‫به افراد بگو که دشمن رو ‫وادار به عقب‌نشینی کنن

345
00:28:47,416 --> 00:28:48,875
‫خط‌سیرهاتون رو مشخص کنید

346
00:28:50,625 --> 00:28:52,125
‫نه، نه. برای اون کار خیلی زوده

347
00:28:52,708 --> 00:28:53,875
‫عالی بود

348
00:29:32,291 --> 00:29:35,291
« به آتش کشیده شد »

349
00:29:44,166 --> 00:29:46,000
‫چقدر زیباست

350
00:29:48,500 --> 00:29:50,875
‫افراد دارن با سرعت قابل‌قبول
مقدار قابل‌قبولی چیز یاد می‌گیرن

351
00:29:51,291 --> 00:29:54,625
‫بله. عالی‌جناب توراناگا خشنود خواهند شد

352
00:29:55,625 --> 00:29:57,791
‫به روش‌های دیگه‌ای هم می‌تونم کمک‌ش کنم

353
00:29:59,333 --> 00:30:00,833
‫«اِراسموس» من یک کِشتی بیش‌تر نیست،

354
00:30:00,833 --> 00:30:03,375
‫اما یک ناوگان چیز کاملاً متفاوتی خواهد بود

355
00:30:04,833 --> 00:30:07,375
‫افرادم توی «اِدو» می‌تونن کمک‌م کنن
‫یه نیروی دریایی براش سرهم کنم

356
00:30:10,666 --> 00:30:11,750
‫می‌بخشید، جناب «آنجین»،

357
00:30:11,750 --> 00:30:15,916
‫اما فکر می‌کنم نباید فراموش کنید که شما
‫به عالی‌جناب توراناگا سوگند وفاداری خوردید

358
00:30:15,916 --> 00:30:18,250
‫نه به دستوراتی که شما رو به این‌جا آورد

359
00:30:19,833 --> 00:30:20,916
‫کدوم دستورات؟

360
00:30:21,333 --> 00:30:24,458
‫جرائم‌تون علیه پرتغالی‌ها

361
00:30:24,458 --> 00:30:26,541
‫به کلمات خودتون خونده‌ام‌شون

362
00:30:28,666 --> 00:30:32,625
‫بد نیست بدونید که ارباب ما
‫هرگز بر ضد دشمنان شما نخواهد شد

363
00:30:33,958 --> 00:30:36,916
‫و بد نیست به‌ت یادآوری کنم
‫که ما در جنگ به سر می‌بریم،

364
00:30:36,916 --> 00:30:38,375
‫هم ارباب تو، هم ملکۀ من،

365
00:30:38,375 --> 00:30:40,625
‫و دستِ‌برقضا دشمنان مشترک داریم

366
00:30:41,583 --> 00:30:43,541
‫اون‌هایی که توی «اوزاکا» به‌ش
‫سوءِقصد کردن، کاتولیک بودن

367
00:30:43,541 --> 00:30:45,291
‫بله، به جان شما سوءِقصد کردن

368
00:30:45,291 --> 00:30:47,291
‫چون از چیزی که می‌تونم به‌ش ارائه بدم ترس دارن

369
00:30:47,291 --> 00:30:50,750
‫یک نیروی دریایی امروزی. کِشتی‌های
‫ساخته‌شده برای جنگ به‌نفع ایشون خواهد بود

370
00:30:51,250 --> 00:30:54,666
‫شما هیچ نمی‌دونید چه‌چیزی
‫به‌نفع سرور من هست یا نیست

371
00:30:55,583 --> 00:30:59,791
‫خب، گمون‌م جفت‌مون باید به ارباب‌هامون خدمت کنیم، مگه نه؟

372
00:31:05,708 --> 00:31:06,791
‫خدایا!

373
00:31:08,291 --> 00:31:09,541
‫این دیگه چی بود؟

374
00:31:10,916 --> 00:31:12,250
‫فقط یه زمین‌لرزۀ کوچولو

375
00:31:13,000 --> 00:31:14,916
‫یه... یه چیِ کوچولو؟

376
00:31:18,083 --> 00:31:20,666
‫قطعِ‌به‌یقین مدتی که این‌جا هستید،
‫باز هم از این‌ها تجربه می‌کنید

377
00:31:21,083 --> 00:31:22,916
‫همچنین «سونامی» هست که از دریا میاد

378
00:31:22,916 --> 00:31:25,375
‫و آتش‌سوزی‌هایی که توی روستاها و شهرها رخ می‌ده

379
00:31:26,791 --> 00:31:30,041
‫برای همین خونه‌های ما طوری بنا شده‌ان که
‫به‌همون‌سرعتی که فرو می‌ریزن، ساخته بشن

380
00:31:33,208 --> 00:31:37,666
‫چون مرگ در هوا و دریا و
‫زمین‌مون انتظارمون رو می‌کشه

381
00:31:39,291 --> 00:31:41,666
‫هر لحظه ممکنه سراغ‌مون بیاد

382
00:31:44,291 --> 00:31:48,166
‫قبل از این‌که در سیاست‌هامون دخالت کنی، فقط یادت باشه

383
00:31:49,083 --> 00:31:50,666
‫ما زندگی می‌کنیم و می‌میریم

384
00:31:51,500 --> 00:31:53,375
‫از اون فراتر از دست ما خارجه

385
00:31:58,958 --> 00:32:00,416
‫زمین‌لرزۀ کوچولو

386
00:32:11,958 --> 00:32:14,666
‫باز اون توپ‌ها...

387
00:32:15,208 --> 00:32:18,125
‫از وقتی اون بربر اومده،

388
00:32:18,125 --> 00:32:20,541
‫همه‌ش خبر بد بوده

389
00:32:20,916 --> 00:32:24,291
‫کیکو خاتون، «پرنده‌ای که شب‌ها چهچهه می‌زند»...

390
00:32:26,000 --> 00:32:28,666
‫و به فکر رفاه روستاشه

391
00:32:29,791 --> 00:32:31,166
‫چقدر ستودنی

392
00:32:31,166 --> 00:32:33,583
دست‌م ننداز

393
00:32:34,791 --> 00:32:38,791
‫وقتی عموت این‌جاست، کل روستا در هول‌وْولاست

394
00:32:39,041 --> 00:32:40,541
‫عموم ارباب ماست

395
00:32:40,833 --> 00:32:43,416
‫مرد بدقلقیه،

396
00:32:43,625 --> 00:32:46,958
‫اما این‌که این روستا رونق بگیره یا نه، دست اونه

397
00:32:48,208 --> 00:32:53,666
‫جناب اُمی، کاش شما ارباب ما بودی

398
00:33:00,083 --> 00:33:00,875
‫و بعد...

399
00:33:00,875 --> 00:33:02,875
اوسا» (فشار بده). «اوسا» (فشار بده)»

400
00:33:04,708 --> 00:33:06,833
‫شمارۀ چهار. آم...

401
00:33:06,833 --> 00:33:07,958
‫چهار. چهار
[ به ژاپنی ]

402
00:33:08,291 --> 00:33:10,333
‫یه گلولۀ زنجیری بیار

403
00:33:10,333 --> 00:33:11,833
‫گلولۀ زنجیری. یه گلولۀ زنجیری

404
00:33:12,416 --> 00:33:13,333
‫فشار بده
[ به ژاپنی ]

405
00:33:13,625 --> 00:33:14,541
‫فشار بده
[ به ژاپنی ]

406
00:33:14,541 --> 00:33:16,708
‫آره. آره

407
00:33:18,291 --> 00:33:20,958
‫لطفاً. ممنون. آره

408
00:33:21,500 --> 00:33:25,625
‫خب، گلولۀ زنجیری، شعاع محل آسیب و ماهیتِ

409
00:33:26,250 --> 00:33:29,083
‫خود آسیب رو افزایش می‌ده

410
00:33:29,583 --> 00:33:31,125
‫می‌بینید، می‌بینید

411
00:33:31,125 --> 00:33:31,708
‫و...

412
00:33:31,750 --> 00:33:33,125
‫فشار بده
[ به ژاپنی ]

413
00:33:33,125 --> 00:33:34,458
‫همینه

414
00:33:36,875 --> 00:33:38,458
‫و تمام

415
00:33:38,458 --> 00:33:39,708
‫این هم از این

416
00:33:45,125 --> 00:33:47,750
‫افراد ارباب ایشیدو دارن از غرب میان!

417
00:33:49,458 --> 00:33:51,208
‫در محل بازرسی توقف نکردن!

418
00:33:51,416 --> 00:33:54,458
‫به سردستگی نبارا جوزن

419
00:34:03,708 --> 00:34:05,625
‫چه خبر شده؟

420
00:34:21,125 --> 00:34:22,958
‫به نظر میاد دارید برای جنگ آماده می‌شید

421
00:34:25,916 --> 00:34:27,833
‫لطفاً درک کن...

422
00:34:27,833 --> 00:34:31,958
‫اون شب، روح‌م هم خبر نداشت که توراناگا فرار می‌کنه

423
00:34:33,041 --> 00:34:34,250
‫یک دعوت‌نامه

424
00:34:35,291 --> 00:34:36,750
‫باید به «اوزاکا» برگردی

425
00:34:36,750 --> 00:34:39,375
‫سوگند وفاداری‌ت به «شورا» رو تجدید کنی

426
00:34:39,375 --> 00:34:41,708
‫و عواقب اعمال‌ت رو بپذیری

427
00:34:41,708 --> 00:34:43,250
‫این‌ها همه‌ش سوءِتفاهمه

428
00:34:43,625 --> 00:34:45,333
‫پس قبول نمی‌کنی؟

429
00:34:45,333 --> 00:34:48,583
‫من رو بکُشی، ارباب ایشیدو یک متحد کلیدی‌ش رو از دست می‌ده

430
00:34:48,583 --> 00:34:50,333
‫پس تصمیم‌ت رو گرفتی

431
00:34:51,041 --> 00:34:55,833
‫به ارباب ایشیدو می‌گم که
‫خودت رو دشمن ایشون اعلام کردی

432
00:34:57,166 --> 00:35:00,375
‫متوجه نیستی؟ جنگ در راهه

433
00:35:00,375 --> 00:35:04,125
‫حاضری ارباب ایشیدو رو
‫از تنها راه پیروزی‌ش محروم کنی؟

434
00:35:04,416 --> 00:35:05,708
‫ها؟

435
00:35:06,416 --> 00:35:07,333
‫ببین

436
00:35:08,000 --> 00:35:10,208
‫توپ‌های اون بربر...

437
00:35:10,208 --> 00:35:12,250
‫تابه‌حال نظیرش رو ندیده‌ام

438
00:35:12,916 --> 00:35:15,958
همچین که مغزهای مسیحی‌ها رو می‌خشکونه

439
00:35:17,250 --> 00:35:19,208
‫ما سال‌هاست همدیگه رو می‌شناسیم

440
00:35:19,875 --> 00:35:21,583
‫لطفاً شب رو بمون

441
00:35:21,958 --> 00:35:23,458
‫فردا یه تمرین دیگه داریم

442
00:35:23,458 --> 00:35:26,708
‫اگه تحت‌تأثیر قرار نگرفتی، خودم
‫این سر رو تحویل ارباب ایشیدو می‌دم

443
00:35:28,500 --> 00:35:29,458
‫خب؟

444
00:35:32,083 --> 00:35:33,000
‫باشه

445
00:35:37,625 --> 00:35:40,833
‫برای جوزن و افرادش استراحتگاه آماده کنید

446
00:35:41,250 --> 00:35:44,208
‫فردا شاهد نمایش توپ‌خانۀ ما خواهند بود

447
00:35:44,750 --> 00:35:45,708
‫برای چی؟

448
00:35:47,333 --> 00:35:50,750
‫دوست دارم ببینه سلاح‌هامون قادر به چه کارهاییه

449
00:35:52,625 --> 00:35:56,166
‫بعد ارباب جوزن به «اوزاکا» برمی‌گرده، و اون‌جا تمام اربابان

450
00:35:56,166 --> 00:35:59,708
‫از عظمت قدرت پدرتون به خودشون می‌لرزن

451
00:36:01,333 --> 00:36:03,708
‫مشتاقانه منتظرم از ترس به خودم بلرزم

452
00:36:12,416 --> 00:36:14,583
‫من رو به «اوزاکا» فرا خونده‌ان

453
00:36:14,666 --> 00:36:17,375
‫تا به «شورا» سوگند وفاداری یاد کنم

454
00:36:18,333 --> 00:36:19,583
‫و تو قبول نخواهی کرد

455
00:36:21,208 --> 00:36:24,125
‫البته، ارباب ناگاکادو

456
00:36:25,125 --> 00:36:29,083
‫همین ظنّ تنها که بخوام به پدرتون خیانت کنم... آزرده‌م می‌کنه

457
00:36:29,791 --> 00:36:33,083
‫من جان‌فدای پدرتون هستم

458
00:36:39,125 --> 00:36:42,708
‫باورم نمی‌شه دارم جون‌م رو فدای این مرد می‌کنم

459
00:36:44,958 --> 00:36:49,166
‫عمو... اگه برید، حتماً شکم‌تون دریده می‌شه

460
00:36:49,166 --> 00:36:50,708
‫راه خلاصی دیگه‌ای نیست

461
00:36:51,291 --> 00:36:54,000
‫مُضحکه، که عاقبت‌م این‌طور ختم بشه

462
00:36:58,291 --> 00:36:59,833
‫شاید یه راهی باشه

463
00:37:02,875 --> 00:37:06,458
‫پس نواب‌السّلطنۀ «اوزاکا» دارن به یابوشیگه فشار میارن؟

464
00:37:06,458 --> 00:37:08,916
‫درصورت امتناع از دستورشون، فراری اعلام می‌شه

465
00:37:08,916 --> 00:37:13,375
‫اما، اگه به «اوزاکا» برگرده، بی‌شک به‌ش
‫دستور به «سپوکو» (شکم‌دری) می‌دن

466
00:37:16,541 --> 00:37:18,583
‫بخورید. لطفاً

467
00:37:23,250 --> 00:37:24,833
‫اون‌جا چی داری؟

468
00:37:27,375 --> 00:37:28,625
‫به درد شما نمی‌خوره

469
00:37:29,125 --> 00:37:31,583
‫چطور؟ بذار یه‌کم مزه کنم

470
00:37:34,250 --> 00:37:36,458
‫جناب «آنجین» می‌خوان کمی «ناتّو» بخورن

471
00:37:37,291 --> 00:37:39,333
‫به نظر خیلی مصمم میان

472
00:37:42,958 --> 00:37:47,250
‫بانو ماریکو، می‌شه ازطرف من یه چیزی به فوجی بگید؟

473
00:37:48,916 --> 00:37:53,208
‫می‌خواستم بابت رفتارم، اولین‌بار
‫که آوردن‌م این‌جا، عذرخواهی کنم

474
00:37:54,208 --> 00:37:57,083
‫جناب «آنجین» می‌خوان بابت بدرفتاری‌شون عذرخواهی کنن

475
00:38:04,916 --> 00:38:07,750
‫گویا شما این‌طوری هدیه می‌دید،

476
00:38:07,750 --> 00:38:10,833
‫پس کادوپیچی ناشیانه‌م رو بپذیرید

477
00:38:12,000 --> 00:38:14,750
‫دوست دارم بابت خدمات فوق‌العاده‌شون
‫به این خونه ازشون تشکر کنم

478
00:38:15,750 --> 00:38:18,708
‫می‌خوام که این هدیه رو به‌عنوان
‫نشان سپاس‌گزاری‌م بپذیرن

479
00:38:19,833 --> 00:38:23,375
‫اون‌ها بهترین تفنگ‌هایی‌ان که یه ملوان می‌تونه داشته باشه
‫و دل‌م واسه اون‌یکی بدجوری تنگ می‌شه

480
00:38:23,875 --> 00:38:26,708
‫اما اگه قراره کارش رو به‌نحو احسن
‫انجام بده، بهترین‌ها رو هم لازم داره

481
00:38:27,333 --> 00:38:29,708
‫می‌خوان این تفنگ رو به شما بدن

482
00:38:31,833 --> 00:38:35,250
‫اصلاً با این چی‌کار می‌تونم بکنم؟

483
00:38:35,541 --> 00:38:37,375
‫طرز استفاده‌شون رو یادتون می‌دم

484
00:38:38,166 --> 00:38:40,333
‫خوفناک‌ترین بانوی «ژاپن» می‌شه

485
00:38:41,041 --> 00:38:43,500
‫برای اینه که در آینده بتونید به‌خوبی
‫از جناب «آنجین» محافظت کنید

486
00:38:44,375 --> 00:38:48,375
ظاهرشدن اسب از یک مَشک کدویی» همین‌جا صدق می‌کنه؟»
[ مَثَلی ژاپنی که بیانگر غیرممکن و یا غیرمنتظره‌بودن یک اتفاق است ]

487
00:38:50,208 --> 00:38:52,583
‫جناب «آنجین» می‌خوان لطف‌شون رو نشون بدن

488
00:39:01,125 --> 00:39:02,458
‫بی‌احترامی کردم؟

489
00:39:17,375 --> 00:39:19,583
‫این‌ها متعلق به پدرم بودن که الآن مُرده

490
00:39:20,166 --> 00:39:22,250
‫لطفاً به جناب «آنجین» بگید

491
00:39:22,500 --> 00:39:25,958
‫که من نمی‌تونم زوجۀ مردی باشم که شمشیر نداره

492
00:39:26,666 --> 00:39:30,333
‫بانو فوجی، به‌عنوان زوجۀ شما، مایل‌ان
‫شمشیرهای خانوادگی‌شون رو به‌همراه داشته باشید

493
00:39:31,958 --> 00:39:34,458
‫اون‌ها نمادی از شجاعت پدر مرحوم‌شونه

494
00:39:41,416 --> 00:39:44,208
‫نمی‌تونم این رو قبول کنم

495
00:39:47,291 --> 00:39:51,125
‫لطفاً برشون دارید

496
00:39:52,166 --> 00:39:56,000
‫بانو فوجی به‌درستی اشاره می‌کنن که به‌عنوان «هاتاموتو»

497
00:39:56,000 --> 00:39:58,625
‫شایسته نیست که شمشیر به‌همراه نداشته باشید

498
00:39:58,625 --> 00:39:59,750
‫پس باید بپذیرید

499
00:39:59,750 --> 00:40:00,708
‫خواهش می‌کنم

500
00:40:02,916 --> 00:40:04,958
‫از شما خیلی... «گوجیریماسورو»
[ به ژاپنی ]

501
00:40:06,666 --> 00:40:09,208
‫«گوزاریماسورو» (از شما سپاس‌گزارم) درسته

502
00:40:10,083 --> 00:40:12,083
گوزاریماسورو. گوزاریماسورو

503
00:40:12,083 --> 00:40:15,083
‫یکی از همین روزهای کوفتی یادش می‌گیرم

504
00:40:22,166 --> 00:40:25,958
‫یادآوری می‌کنم که هیچ اجباری
‫نداره که این غذا رو امتحان کنید

505
00:40:40,625 --> 00:40:43,708
‫اوم. اوم

506
00:40:44,708 --> 00:40:46,000
‫یه‌خرده شبیه پنیره

507
00:40:48,500 --> 00:40:49,833
‫خیلی بدبوئه...

508
00:40:51,708 --> 00:40:53,458
‫احتمالاً پنیر فاسده

509
00:40:54,500 --> 00:40:57,458
‫اما... بسیار لذت‌بخشه

510
00:41:03,000 --> 00:41:06,458
‫مایۀ تأسفه که جوزن توپ‌ها رو دید

511
00:41:10,833 --> 00:41:14,958
‫می‌ترسم که از تدابیر جنگی‌مون پیش ایشیدو خبر ببره

512
00:41:15,208 --> 00:41:16,833
‫اون عوضی های ازخودراضی!

513
00:41:19,500 --> 00:41:21,583
‫شاید بهتره به پدرتون خبر بدیم؟

514
00:41:21,583 --> 00:41:23,250
‫بپرسیم ایشون باشه چی‌کار می‌کنه؟

515
00:41:24,375 --> 00:41:26,458
‫همه فکر می‌کنن من به‌دردنخورم

516
00:41:27,125 --> 00:41:30,333
‫فقط یه بچۀ «مینووارا»ی لوس نُنُر دل‌رحم‌ام

517
00:41:31,000 --> 00:41:35,375
‫ولی یه نفر باید برای اسم‌وْرسم‌مون قد علم کنه

518
00:41:37,083 --> 00:41:38,000
‫باز هم...

519
00:41:38,916 --> 00:41:42,083
‫بدون اجازۀ پدرتون، بهتره جنگی رو آغاز نکنیم

520
00:41:43,500 --> 00:41:45,625
‫تو هم عین اون حرف می‌زنی

521
00:41:46,500 --> 00:41:47,875
‫«هرگز پیش‌قدم نباش»

522
00:41:48,250 --> 00:41:50,333
‫«صبر کن از دشمن‌ت اشتباه سر بزنه»

523
00:41:55,750 --> 00:41:58,333
‫توی بد مخمصه‌ای افتادیم

524
00:41:59,958 --> 00:42:02,458
‫کاش ارباب توراناگا درک می‌کرد

525
00:42:02,458 --> 00:42:05,125
‫اون هیچ‌وقت به بقیه گوش نمی‌ده

526
00:42:08,208 --> 00:42:10,208
‫پس، فردا

527
00:42:11,541 --> 00:42:15,833
‫چاره‌ای جز نشون‌دادن تدابیرمون به دشمن نداریم

528
00:42:22,125 --> 00:42:23,500
‫جناب اومی

529
00:42:24,708 --> 00:42:26,833
‫به پدرم خبر نده

530
00:42:28,166 --> 00:42:29,583
‫خودم به‌ش رسیدگی می‌کنم

531
00:42:43,791 --> 00:42:45,125
‫به‌به

532
00:42:58,708 --> 00:43:00,375
‫اوه

533
00:43:00,375 --> 00:43:02,500
‫- تُف
‫- ببخشید

534
00:43:02,500 --> 00:43:05,208
‫بانو فوجی گفتن رفتید پیاده‌روی

535
00:43:06,083 --> 00:43:07,833
‫بله، همین‌طور بود

536
00:43:09,083 --> 00:43:11,958
‫خوش‌حال‌ام می‌بینم نظرتون دربارۀ استحمام عوض شده

537
00:43:13,958 --> 00:43:15,458
‫دوست داری بشینی؟

538
00:43:19,458 --> 00:43:22,083
‫اومدم به‌خاطر هدیه‌تون به بانو فوجی تشکر کنم

539
00:43:22,083 --> 00:43:24,708
‫خیلی براش ارزشمند بود

540
00:43:24,708 --> 00:43:26,833
‫همین‌طور هدیۀ ایشون به من

541
00:43:31,291 --> 00:43:36,208
‫همچنین خواستم بدونید که دربارۀ
‫خدمات‌م در «آجیرو» اشتباه می‌کنید

542
00:43:40,666 --> 00:43:42,458
‫هیچ ارتباطی به کلیسا نداره

543
00:43:45,875 --> 00:43:47,125
‫اوه

544
00:43:48,083 --> 00:43:49,333
‫ادامه بده

545
00:44:07,875 --> 00:44:10,000
‫نام خانوادگی‌م رو به‌تون نگفته‌ام

546
00:44:11,541 --> 00:44:13,333
‫اما توی «ژاپن» مشهوره

547
00:44:22,791 --> 00:44:24,375
‫سال‌ها پیش...

548
00:44:26,916 --> 00:44:29,458
‫یک بی‌عدالتی بزرگ همه‌چیز رو از من گرفت

549
00:44:35,041 --> 00:44:40,833
‫تا مدت‌های زیادی نمی‌تونستم
‫نسبت به اتفاقی که افتاد فرجام‌خواهی کنم

550
00:44:43,708 --> 00:44:46,125
‫اما به‌تازگی عالی‌جناب توراناگا راهی پیشِ‌روم گذاشتن

551
00:44:46,125 --> 00:44:47,958
‫چه‌جور فرجامی؟

552
00:45:00,416 --> 00:45:01,708
‫تو گفتی که...

553
00:45:02,583 --> 00:45:05,208
‫خونه‌هاتون این‌جا طوری طراحی شده‌ان که...

554
00:45:06,250 --> 00:45:08,583
‫به‌محض نابودی، بازسازی بشن

555
00:45:10,000 --> 00:45:14,833
‫پس اگه یه خونه نابود و بازسازی،
‫و ۵۰ بار نابود و بازسازی شده باشه،

556
00:45:16,000 --> 00:45:18,458
‫اگه ببینم‌ش، چیزی از خرابه‌هاش به چشم‌م نمی‌خوره

557
00:45:19,250 --> 00:45:20,583
‫فقط یه خونه می‌بینم

558
00:45:23,791 --> 00:45:25,333
الآن هم چیزی جز یک زن گران‌مایه نمی‌بینم

559
00:45:27,916 --> 00:45:29,750
‫و کسی که هیچ توضیحی به من بدهکار نیست

560
00:45:35,500 --> 00:45:36,958
‫گفتی اسم‌ش چیه؟

561
00:45:37,958 --> 00:45:39,708
‫شهر محل تولدت؟

562
00:45:40,875 --> 00:45:41,958
‫«لندن»

563
00:45:43,125 --> 00:45:44,375
‫«لندن»

564
00:45:45,666 --> 00:45:47,541
‫یه شهر شبیه «اوزاکا»ست؟

565
00:45:47,541 --> 00:45:48,833
‫خب...

566
00:45:49,750 --> 00:45:53,708
‫شهر، آره، ولی... هیچی‌ش شبیه «اوزاکا» نیست

567
00:45:57,291 --> 00:45:59,750
‫شلوغ و کثیفه

568
00:46:03,583 --> 00:46:04,958
‫یه‌عالم کار می‌شه کرد ولی

569
00:46:07,041 --> 00:46:10,500
‫توی همچین شبی، اون‌جا بودی چی‌کار می‌کردی؟

570
00:46:12,125 --> 00:46:15,333
‫خب، اگه تو همراه‌م بودی، اون‌همه راه از «ژاپن»،

571
00:46:15,875 --> 00:46:17,500
‫به دیدار ملکه‌م می‌بردم‌ت

572
00:46:18,125 --> 00:46:19,375
‫ما رو می‌پذیرفت؟

573
00:46:20,458 --> 00:46:22,375
‫اوه، بله، مطمئن‌ام

574
00:46:22,875 --> 00:46:26,708
‫و توی محوطۀ «کاخ ریچموند» گشتی می‌زدیم

575
00:46:27,416 --> 00:46:29,625
‫و می‌نشستیم سر یه شام جدی و رسمی

576
00:46:29,625 --> 00:46:32,625
‫و برای این‌که جبران بشه، می‌بردم‌ت یه نمایش ببینیم

577
00:46:35,291 --> 00:46:36,708
‫این‌جا نمایش دارید که؟

578
00:46:36,708 --> 00:46:39,208
‫هوم، بله. خیلی پُرطرفدارن

579
00:46:41,375 --> 00:46:44,458
‫گرچه اکثراً بسیار غم‌انگیز و سوگ‌نامه‌ای هستن

580
00:46:44,875 --> 00:46:46,208
‫بله، سو‌گ‌نامه هم داریم

581
00:46:46,208 --> 00:46:49,750
‫عاشقان محکوم‌به‌فنا، پادشاهان نفرین‌شده

582
00:46:53,583 --> 00:46:54,958
‫و بعد از اون؟

583
00:46:56,583 --> 00:46:58,208
‫گمون‌م می‌رفتیم پیاده‌روی

584
00:46:58,708 --> 00:47:00,208
‫بله

585
00:47:00,208 --> 00:47:02,083
سانپو سورو» (قدم‌زدن)»

586
00:47:02,583 --> 00:47:05,000
سانپو؟ -
سورو -

587
00:47:05,750 --> 00:47:07,083
سورو

588
00:47:09,166 --> 00:47:13,458
‫در طول رودخانۀ «تیمز» قدم می‌زدیم

589
00:47:15,166 --> 00:47:16,250
‫رودخانۀ بزرگیه

590
00:47:16,833 --> 00:47:19,833
‫درست از وسط شهر می‌گذره. و
‫شب‌ها واقعاً... خیلی چشم‌نوازه،

591
00:47:19,833 --> 00:47:22,333
‫و تقریباً از خود بی‌خود می‌شی

592
00:47:23,958 --> 00:47:26,708
‫و تمام بدبختی‌ها و گذشته‌ت و...

593
00:47:28,750 --> 00:47:30,583
‫هر جوری که زندگی انگار...

594
00:47:32,333 --> 00:47:33,625
‫درب‌وْداغون‌ت کرده

595
00:47:35,416 --> 00:47:36,875
‫همه‌ش دود هوا می‌شه

596
00:47:39,458 --> 00:47:41,208
‫بعد آزاد و رهائی

597
00:47:42,875 --> 00:47:44,250
‫بله

598
00:47:46,541 --> 00:47:47,750
‫فکر کنم

599
00:48:40,166 --> 00:48:42,583
‫شب به‌خیر، جناب «آنجین»

600
00:49:05,375 --> 00:49:08,041
‫بارون خیلی زیباست امروز

601
00:49:09,208 --> 00:49:11,416
‫بارون

602
00:49:24,916 --> 00:49:26,416
‫صبح به‌خیر

603
00:49:29,333 --> 00:49:31,416
‫خوش‌روحیه به نظر می‌رسید

604
00:49:33,125 --> 00:49:34,416
‫باید هم باشم

605
00:49:35,541 --> 00:49:39,541
‫- بعد از شبی با یک هم‌نشین خوب
‫- هوم

606
00:49:40,000 --> 00:49:44,458
‫پس بانوی درباری قابل‌قبول بوده. خوش‌حال‌ام می‌شنوم

607
00:49:44,458 --> 00:49:46,708
‫من و بانو فوجی گفتیم هدیۀ خوشایندی خواهد بود

608
00:49:54,833 --> 00:49:56,916
‫نمی‌فهمم. تو...

609
00:50:03,458 --> 00:50:07,041
‫بسیار هدیۀ سنجیده‌ای بود

610
00:50:35,041 --> 00:50:36,791
‫حالا شمشیر هم داره؟

611
00:50:37,750 --> 00:50:40,166
‫بدشگون‌تر از این؟

612
00:50:42,958 --> 00:50:44,791
‫اهدافِ نمایش امروز رو

613
00:50:44,791 --> 00:50:47,458
‫شخص شخیص ارباب ناگاکادو چیده

614
00:50:48,000 --> 00:50:49,666
‫بسیار عالی!

615
00:50:50,166 --> 00:50:54,541
‫ارباب ناگاکادو، شاید آینده‌ای در تئاتر داشته باشی

616
00:50:56,500 --> 00:51:00,041
‫برای این تمرین، توپ‌ها به اون‌طرف دشت شلیک می‌شن

617
00:51:00,041 --> 00:51:02,666
‫و اهداف با دقت حداکثری منفجر می‌شه

618
00:51:02,916 --> 00:51:04,041
‫ارباب ناگاکادو

619
00:51:04,458 --> 00:51:06,708
‫چطوره شروع کنید؟

620
00:51:16,208 --> 00:51:17,916
‫همگی، فاصله بگیرید!

621
00:51:17,916 --> 00:51:19,333
‫فاصله بگیرید!

622
00:51:19,333 --> 00:51:21,791
‫- چی شده؟
‫- نمی‌دونم

623
00:51:26,166 --> 00:51:28,166
‫- فاصله بگیرید!
‫- بله، قربان!

624
00:51:29,833 --> 00:51:30,833
‫نبارا جوزن!

625
00:51:31,375 --> 00:51:33,000
‫حضورت در این‌جا تحمل نمی‌شه

626
00:51:33,000 --> 00:51:34,791
‫تو به اسم پدر من بی‌حرمتی کردی

627
00:51:34,791 --> 00:51:36,041
‫من خواستار تاوان‌ام!

628
00:51:37,375 --> 00:51:38,583
‫این دیگه چه کاریه؟

629
00:51:38,916 --> 00:51:40,041
‫شمشیرت رو غلاف کن

630
00:51:40,416 --> 00:51:42,541
‫جوزن فرستادۀ رسمی ازطرف «نواب‌السّلطنه‌»ست!

631
00:51:57,541 --> 00:51:59,583
‫کی همچین دستوری داد؟!

632
00:51:59,583 --> 00:52:00,666
‫من

633
00:52:01,000 --> 00:52:02,416
‫پسر یوشی توراناگا...

634
00:52:02,625 --> 00:52:03,916
‫یوشی ناگاکادو این دستور رو داد!

635
00:52:04,166 --> 00:52:06,666
‫این یک اقدام تحریک‌آمیز ناخوشاینده!

636
00:52:06,750 --> 00:52:09,375
‫پدرت از این ماجرا خبردار می‌شه!

637
00:52:09,375 --> 00:52:10,416
‫مهم نیست

638
00:52:10,750 --> 00:52:12,541
‫درحقیقت، دوست دارم بدونه

639
00:52:17,958 --> 00:52:20,666
‫- کسی نمی‌خواد جلوش رو بگیره؟
‫- دخالت نکن

640
00:52:21,666 --> 00:52:24,208
‫راه جنگیدن سامورایی‌ها این نیست!

641
00:52:27,833 --> 00:52:29,041
‫شماها وحشی‌اید

642
00:52:30,750 --> 00:52:31,916
‫همه‌تون...

643
00:52:34,916 --> 00:52:36,041
‫جوزن!

644
00:52:42,208 --> 00:52:43,708
‫جنگ در پیشه
