﻿1
00:01:09,903 --> 00:01:10,987
ایترـه

2
00:01:31,800 --> 00:01:33,176
‫اون از کجا اومده؟

3
00:01:33,176 --> 00:01:34,469
‫نمی‌دونم. صدای یه نفرو شنیدم که
‫بدو بدو میره پایین

4
00:01:34,469 --> 00:01:35,678
‫- فکر کردم قاتلـه
‫- نه نیست

5
00:01:35,678 --> 00:01:38,681
‫دلیل نمیشه در امان باشیم.
‫ما نمی‌شناسیمش.

6
00:01:38,681 --> 00:01:39,933
‫می‌تونیم ازش بپرسیم

7
00:01:40,683 --> 00:01:43,144
‫- فقط یه ایده بود
‫- وظیفه‌ی تو ایده دادن نیست

8
00:01:47,690 --> 00:01:48,566
‫چیکار کنیم؟

9
00:01:49,567 --> 00:01:52,487
‫می‌پاییمش و سلاح‌هامونو چک می‌کنیم

10
00:02:20,431 --> 00:02:21,432
‫خیلی‌خب

11
00:03:36,799 --> 00:03:39,677
.باورم نمیشه همچین کاری کردی
‫ریک، چه فکری با خودت کردی؟

12
00:03:39,677 --> 00:03:41,429
‫اوضاع تحت کنترلم بود

13
00:03:41,429 --> 00:03:42,680
‫چرا اون کارو کردی؟

14
00:03:42,680 --> 00:03:45,141
‫- من فقط می‌خواستم...
‫- بگو دیگه!

15
00:03:45,141 --> 00:03:46,601
‫چون می‌مُرد

16
00:03:46,601 --> 00:03:48,686
‫آره، هدف همین بود، ریک

17
00:03:48,686 --> 00:03:50,313
‫من طناب رو بریدم

18
00:03:50,313 --> 00:03:52,148
‫- خب، تو...
‫- اون داشت می‌رفت بخش آی‌تی

19
00:03:52,148 --> 00:03:53,483
‫می‌تونستی بهم بگی

20
00:04:32,897 --> 00:04:34,565
‫- اون کجاست؟
‫- برگشت داخل

21
00:04:41,114 --> 00:04:42,240
‫نرو!

22
00:04:42,740 --> 00:04:43,992
قیافه‌ام بده؟

23
00:04:44,492 --> 00:04:46,202
‫- نه نه نه. من...
‫- اون...

24
00:04:46,202 --> 00:04:48,162
...فکر می‌کردم قیافه‌ات فرق کنه، فقط

25
00:04:48,162 --> 00:04:49,205
‫اون قاتلـه؟

26
00:04:49,205 --> 00:04:51,541
هی. وایسا، بهت صدمه زدم؟ حالت خوبـه؟

27
00:04:51,541 --> 00:04:53,960
‫- آره! نه! یه جورایی
‫- نه؟ باشه. بیا

28
00:04:56,129 --> 00:04:57,714
‫- ما باید اونو بکُشیم
‫- متأسفم

29
00:04:58,631 --> 00:04:59,882
‫تقصیر تو نیست

30
00:04:59,882 --> 00:05:00,967
‫اشکال نداره

31
00:05:27,660 --> 00:05:28,661
‫خیلی‌خب

32
00:06:35,395 --> 00:06:36,729
‫چرا انجامش ندادی؟

33
00:06:39,107 --> 00:06:40,858
‫ولی اون می‌تونه ما رو ببره تو اتاق کنترل

34
00:06:42,902 --> 00:06:44,904
‫- لعنتی
‫- هنوز نفس می‌کشه

35
00:06:46,030 --> 00:06:47,407
‫- کارشو تموم می‌‌کنم
‫- نه، نه، نه

36
00:06:47,407 --> 00:06:49,450
‫اگه بمیره نمی‌تونه برامون غذا بیاره

37
00:06:54,122 --> 00:06:55,498
‫باید از اینجا بریم

38
00:07:00,128 --> 00:07:01,295
‫یالا

39
00:07:06,342 --> 00:07:09,220
‫تبر رو بردار و اگه اون
‫داشت میومد بالا بهمون بگو

40
00:07:17,979 --> 00:07:19,272
‫ببینم اون چی گفت؟

41
00:07:19,730 --> 00:07:21,649
‫می‌دونستم. رمز رو بهت نداد

42
00:07:21,691 --> 00:07:24,235
‫- نه، فقط...
‫- بهت گفتم تبر رو بیاری

43
00:07:24,277 --> 00:07:26,112
.‫اون از آب اومد بیرون
.‫داره میاد بالا

44
00:07:26,112 --> 00:07:28,197
‫خون رو می‌بینه. گندش بزنن!

45
00:07:28,197 --> 00:07:29,449
‫نه، من خون اضافه کردم

46
00:07:29,490 --> 00:07:31,075
‫خون اضافه کردی؟

47
00:07:31,075 --> 00:07:33,494
‫آره، خون خودم رو. برای این که
از اینجا دورش کنم

48
00:07:33,494 --> 00:07:35,204
،‫خب، حتی اگه پیدامون کنه
‫ممکنـه به دردمون بخوره

49
00:07:35,204 --> 00:07:37,373
‫شاید اگه دختره تو خطر باشه،
‫رمز رو بهمون بگه

50
00:07:37,415 --> 00:07:39,041
‫نه، به خطرش نمی‌ارزه

51
00:07:39,041 --> 00:07:41,627
‫اگه زیادی نزدیک شد، می‌ترسونیمش که بره و

52
00:07:41,627 --> 00:07:43,421
‫بعد همونطور که گفتیم، مَرده رو می‌کُشیم و

53
00:07:43,421 --> 00:07:46,007
‫جنازه‌اش رو اونجا ول می‌کنیم ‫تا
دختره بدونه نباید نزدیک شه

54
00:07:46,007 --> 00:07:48,843
‫- چطوره یه راه دیگه رو امتحان کنیم؟ مثلاً...
‫- کسی نمی‌خواد ایده‌های تو رو بشنوه

55
00:07:48,843 --> 00:07:50,136
‫باشه؟

56
00:07:50,136 --> 00:07:53,347
‫فقط نگهبانی بده و
بهمون خبر بده داره میاد یا نه

57
00:07:57,852 --> 00:07:59,020
‫صبر کن، آدری

58
00:08:30,885 --> 00:08:31,886
‫وایسا!

59
00:08:45,608 --> 00:08:46,609
‫آهای!

60
00:08:48,861 --> 00:08:50,947
قبلاً یه تیر تو شونه‌ات زدم

61
00:08:50,947 --> 00:08:53,366
از جات جُم بخوری، بعدی صاف می‌خوره تو قلب

62
00:08:53,366 --> 00:08:56,244
‫فقط گوش کن. اون مَردی که گرفتیدش
‫یه چیزی داره که مال منـه

63
00:08:56,244 --> 00:08:57,828
‫فقط اونو پس می‌خوام. همین

64
00:08:57,828 --> 00:08:58,955
‫بهت که گفتیم اون مُرده

65
00:08:58,996 --> 00:09:00,831
‫اگه مُرده بود جنازه‌اش رو می‌ذاشتید اونجا و

66
00:09:00,873 --> 00:09:02,917
‫به محض این که نزدیک شدم ‫منو می‌زدید

67
00:09:03,668 --> 00:09:05,127
‫ببینید، می‌تونیم معامله کنیم

68
00:09:05,753 --> 00:09:08,005
‫شما آزادش کنید، تا من هم ولش کنم

69
00:09:08,798 --> 00:09:10,591
‫اون به یه ورمون هم نیست

70
00:09:14,512 --> 00:09:16,847
‫من می‌خوام برم. وسایلمو لازم دارم

71
00:09:16,889 --> 00:09:19,642
‫واسه همین باید ببینمش.
‫باید باهاش حرف بزنم. وسایلم پیش اونـه...

72
00:09:19,684 --> 00:09:22,562
‫اگه از اتاقش برامون غذا بیاری،
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی

73
00:09:24,146 --> 00:09:26,065
‫- من رمز رو بلد نیستم
‫- پیداش کن

74
00:09:26,315 --> 00:09:28,484
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

75
00:09:28,484 --> 00:09:30,736
‫می‌خوای بذاری از جلوی چشم‌مون دور شه؟

76
00:09:30,736 --> 00:09:32,071
‫من باهاش میرم

77
00:09:32,863 --> 00:09:34,448
‫باشه. خوبـه

78
00:09:34,490 --> 00:09:35,992
‫بهرحال تقصیر خودتـه

79
00:09:36,033 --> 00:09:37,994
‫اگه دست از پا خطا کنی می‌فهمیم

80
00:09:39,078 --> 00:09:40,454
‫من تازه به بچه‌ام شیر دادم و

81
00:09:41,163 --> 00:09:43,082
‫تا وقتی که گرسنه‌اش نشه گریه نمی‌کنه

82
00:09:43,082 --> 00:09:46,002
‫اگه تا گریه‌ی بعدیش نری توی اتاق...

83
00:09:46,002 --> 00:09:47,378
‫باشه

84
00:09:47,378 --> 00:09:48,921
‫دوستت رو می‌کُشیم

85
00:11:13,339 --> 00:11:16,133
« سیلو »
« فصل دوم »
« قسمت نهُم: پادمان »

86
00:11:24,183 --> 00:11:26,435
‫ما فکر می‌کنیم برگزیده‌ایم...

87
00:11:28,521 --> 00:11:31,816
‫ولی صرفاً قطره‌ای توی اقیانوسیم

88
00:11:33,567 --> 00:11:35,695
‫بنیان‌گذاران فقط یه سیلو نساختن

89
00:11:36,278 --> 00:11:37,655
‫۵۰تا سیلو ساختن

90
00:11:38,698 --> 00:11:40,157
‫در اصل پنجاه و یکی

91
00:11:42,159 --> 00:11:43,327
‫چرا؟

92
00:11:44,036 --> 00:11:45,246
‫سؤال خوبیـه

93
00:11:45,246 --> 00:11:46,747
‫نمی‌دونم

94
00:11:46,831 --> 00:11:48,666
‫ممکنـه جولیت رفته باشه یه سیلوی دیگه؟

95
00:11:48,666 --> 00:11:52,336
‫رفته. اما بعدش تصاویر کلاهش قطع شدن

96
00:11:53,129 --> 00:11:54,630
‫پس ممکنـه هنوز زنده باشه؟

97
00:11:54,797 --> 00:11:55,840
‫بعیده

98
00:11:55,881 --> 00:11:58,300
‫اون سیلو دیگه قابل استفاه نیست

99
00:11:58,843 --> 00:12:01,387
‫همه‌ی رئیس‌های آی‌تی ‫و دست‌راست‌هاشون

100
00:12:01,429 --> 00:12:03,514
‫از وجود سیلوهای دیگه باخبرن

101
00:12:04,181 --> 00:12:07,643
‫این چیزی نیست که کوئین بخواد
‫ به صورت رمز دربیاره

102
00:12:10,146 --> 00:12:11,188
‫به کارت ادامه بده

103
00:12:18,154 --> 00:12:21,949
‫روزی که کتاب رو پیدا کردم،
می‌دونستم باید از بین ببرمش

104
00:12:24,201 --> 00:12:28,873
‫اما یه حسی درونم بود که رهاش نمی‌کرد

105
00:12:31,709 --> 00:12:33,878
‫چرا داشتن این برای ما غیرقانونیـه؟

106
00:12:34,628 --> 00:12:35,838
‫نمی‌دونم

107
00:12:37,631 --> 00:12:38,924
‫این درست نیست، پال

108
00:12:39,633 --> 00:12:42,470
‫هر اتفاقی که افتاده، این دنیای ما بوده

109
00:12:43,554 --> 00:12:47,975
‫هر چی هم که توی منشور نوشته باشه،
‫بازم حق داریم بدونیم از کجا اومدیم

110
00:12:49,185 --> 00:12:52,188
‫می‌دونم این اذیتت می‌کنه ولی...

111
00:12:55,441 --> 00:12:57,485
همچنین می‌دونم که حقیقتـه

112
00:13:11,791 --> 00:13:13,626
‫ « ما فکر می‌کنیم برگزیده‌ایم
« ولی صرفاً قطره‌ای تو اقیانوسیم

113
00:13:13,709 --> 00:13:15,002
« ‫ »بنیان‌گذاران فقط یه سیلو نساختن

114
00:13:15,085 --> 00:13:16,086
« ۵۰تا سیلو ساختن »

115
00:13:16,170 --> 00:13:17,213
« سپس پادمان رو به وجود آوردن »

116
00:13:19,715 --> 00:13:21,675
‫می‌دونی که نمی‌تونی همینجوری شانسی عدد بزنی

117
00:13:21,717 --> 00:13:23,219
‫- روزی فقط سه‌تا رمز می‌تونی بزنی...
‫- می‌دونم

118
00:13:23,260 --> 00:13:26,430
‫ببین، اگه چیزی می‌دونی که
واقعاً می‌تونه ‫کمکم کنه، باهام بیا

119
00:13:26,430 --> 00:13:27,598
‫اگه نه، فقط منتظر بمون

120
00:13:27,598 --> 00:13:29,934
‫باشه؟ دزدکی که نمی‌تونم ‫از
یه راه دیگه فرار کنم

121
00:13:29,975 --> 00:13:32,311
‫- گفتی می‌خوای بری بیرون؟
‫- آره، سعی کردم اما هر دفعه...

122
00:13:32,353 --> 00:13:33,646
‫میشه من هم باهات بیام؟

123
00:13:34,980 --> 00:13:36,148
‫نه، فقط یه لباس هست و

124
00:13:36,190 --> 00:13:38,359
...اگه وارد اتاق نشم، من

125
00:13:38,943 --> 00:13:40,152
‫بذار کمک کنم

126
00:13:43,614 --> 00:13:44,990
‫شنیدی که چی گفتم؟ یه لباس!

127
00:13:46,283 --> 00:13:47,451
‫باشه، بریم

128
00:13:59,672 --> 00:14:03,759
‫بعد از این که هولستون مُرد،
‫اومدن سراغ من تا کلانتر بشم

129
00:14:07,096 --> 00:14:08,889
فکر کردم تو وجودم یه رهبر دیدن

130
00:14:10,224 --> 00:14:12,101
‫حالا می‌فهمم جریان این نبوده

131
00:14:13,227 --> 00:14:17,064
‫چیزی که واقعاً دیدن، کسی بود ‫که
مطمئن باشن سر به راهـه و

132
00:14:18,023 --> 00:14:19,483
‫سؤال نمی‌پرسه

133
00:14:20,025 --> 00:14:21,443
‫اما اشتباه قضاوتم کردن

134
00:14:21,944 --> 00:14:23,904
‫من سؤالات زیادی دارم و...

135
00:14:23,904 --> 00:14:27,324
‫تمایلی ندارم بی‌جواب بمونن

136
00:14:27,324 --> 00:14:28,868
‫دیگه نه

137
00:14:28,868 --> 00:14:30,536
‫کار جولیت بود

138
00:14:30,536 --> 00:14:32,955
‫اون کاری کرد که چشمامو باز کنم و

139
00:14:32,997 --> 00:14:36,125
‫ببینم که وقتشـه

140
00:14:37,376 --> 00:14:39,628
‫دروغ‌ دیگه بسـه

141
00:14:42,172 --> 00:14:44,717
‫خب، سخنرانی خوبی بود

142
00:14:44,842 --> 00:14:48,012
‫اما دقیقاً چیکار می‌تونی واسه‌مون بکنی؟

143
00:14:48,554 --> 00:14:50,264
‫شما ازم کمک خواستید

144
00:14:50,264 --> 00:14:53,183
‫نمی‌دونستم در واقع کاری نمی‌تونی بکنی

145
00:14:54,226 --> 00:14:56,353
‫یه خائن دیگه داریم که باید پیداش کنیم

146
00:14:57,062 --> 00:14:58,689
‫یه نفر نقشه‌ی حمله به تجهیزات رو لو داد

147
00:14:58,689 --> 00:15:01,567
‫اون چه کمکی می‌تونه بکنه؟
‫این پایین که کسی رو نمی‌شناسه

148
00:15:01,609 --> 00:15:03,319
‫ولی بالا آشنا داره

149
00:15:05,154 --> 00:15:07,865
‫راهی هست که مأمورهای دیگه
‫باهامون یار بشن؟

150
00:15:09,366 --> 00:15:10,951
‫- نمی‌دونم
‫- چرا نمی‌دونی؟

151
00:15:11,452 --> 00:15:14,330
‫آهان، آره، چون به لطف تو
‫همه‌ی ارتباطات قطع شدن

152
00:15:14,330 --> 00:15:15,748
‫- شرل
‫- غلط میگم؟

153
00:15:15,748 --> 00:15:17,166
‫چیکار باید می‌کردم؟

154
00:15:17,166 --> 00:15:19,376
‫شاید نباید به برنارد بی‌سیم می‌زدی که

155
00:15:19,376 --> 00:15:22,296
بهش بگی قراره در مورد اون و
سیمز ‫تحقیقات کنی

156
00:15:30,304 --> 00:15:31,347
‫ببخشید

157
00:15:32,306 --> 00:15:35,392
‫فقط... ما تنهایی نمی‌تونیم این کار رو بکنیم

158
00:15:38,312 --> 00:15:40,189
‫ولی نمی‌دونیم کسی طرف ما هست یا نه

159
00:15:41,732 --> 00:15:42,983
‫یه نفر هست

160
00:15:44,318 --> 00:15:45,903
‫زنی که کمک‌مون کرد بیایم پایین

161
00:15:45,903 --> 00:15:47,529
‫آره، من هم داشتم بهش فکر می‌کردم

162
00:15:47,613 --> 00:15:49,698
‫اما نمی‌دونم چجوری می‌تونیم
‫باهاش ارتباط بگیریم

163
00:15:50,366 --> 00:15:51,909
‫کی رو میگید؟

164
00:15:53,827 --> 00:15:55,037
‫کمیل سیمز

165
00:16:26,276 --> 00:16:27,277
‫سواد خوندن داری؟

166
00:16:29,279 --> 00:16:30,531
‫خوندن بلدی؟

167
00:16:30,531 --> 00:16:32,241
‫- آره
‫- خیلی‌خب، عالیـه

168
00:16:32,741 --> 00:16:37,538
‫می‌تونی دنبال چیزی بگردی که روش
‫نوشته باشه «راسل» یا رئیس «آی‌تی»؟

169
00:16:38,080 --> 00:16:40,416
‫اگه رمز نوشته شده بود که
‫یه نفر پیداش می‌کرد

170
00:16:40,416 --> 00:16:42,501
آره، نمی‌دونم الان چه کار دیگه‌ای
میشه کرد پس

171
00:16:42,501 --> 00:16:44,920
اگه بتونی کمکم کنی یه چیزی ‫پیدا کنم،
عالی میشه

172
00:16:48,007 --> 00:16:49,216
‫باشه

173
00:16:49,216 --> 00:16:52,511
‫کسایی که توی اون اتاق مُردن رو دیدی؟

174
00:16:53,220 --> 00:16:54,304
‫آره

175
00:16:54,346 --> 00:16:56,432
‫تس مامانِ ریک بود و چیس بابای آدری

176
00:16:56,432 --> 00:16:58,934
‫وقتی همسراشون مُردن با هم وارد رابطه شدن ‫و
بنی رو به دنیا آوردن

177
00:17:00,185 --> 00:17:02,604
‫وقتی مامانم مریض شد،
‫منو برد پیش اونا

178
00:17:02,855 --> 00:17:05,274
‫ازشون خواست منو نگه دارن و

179
00:17:05,274 --> 00:17:07,443
‫وقتی که مُرد اونا نگهم داشتن

180
00:17:10,320 --> 00:17:12,531
‫اما من یه جورایی...
‫فقط یه نون‌خور اضافه بودم

181
00:17:12,573 --> 00:17:14,575
‫واسه همین می‌خواستن برن اتاق کنترل

182
00:17:16,118 --> 00:17:17,244
‫واسه همین مُردن

183
00:17:18,412 --> 00:17:19,580
‫ما گرسنه بودیم

184
00:17:22,458 --> 00:17:24,585
‫بقیه منو مقصر می‌دونن

185
00:17:26,628 --> 00:17:28,422
،‫واسه همین بهم میگن «ایتر»
‫یعنی نون‌خور اضافه

186
00:17:28,964 --> 00:17:30,299
‫منو در همین حد حساب می‌کنن

187
00:17:30,507 --> 00:17:32,342
‫ببین، من درکت می‌کنم

188
00:17:32,468 --> 00:17:33,969
‫بیشتر از چیزی که می‌دونی

189
00:17:35,012 --> 00:17:37,806
‫- باشه؟ فقط الان باید...
‫- می‌دونم. دنبال رمز می‌گردیم

190
00:17:40,142 --> 00:17:41,935
‫فقط می‌خواستم بهت بگم

191
00:17:57,951 --> 00:17:59,161
‫این چی؟

192
00:18:03,582 --> 00:18:06,085
‫- این...
‫- این آپارتمانشـه
‫(راسل کانروی، آدرس گیرنده: آپارتمان ۱۱)

193
00:18:06,126 --> 00:18:08,504
‫- آدرسش فرق داره
‫- به‌دردبخوره؟

194
00:18:09,463 --> 00:18:10,714
‫خواهیم دید

195
00:18:13,342 --> 00:18:15,094
‫چیزی که باید بدونی اینـه

196
00:18:15,969 --> 00:18:19,223
‫باشه؟ اون برگه‌ای که دست شوهرتـه...

197
00:18:19,640 --> 00:18:20,974
‫تازه هیچی نیست

198
00:18:20,974 --> 00:18:23,102
‫یعنی خبر نداری چه چیزهایی رو
‫بهمون نمیگن

199
00:18:23,143 --> 00:18:24,603
‫چی‌ها رو بهمون نمیگن؟

200
00:18:26,230 --> 00:18:28,482
‫وقتی نیکولز رو گرفتن
کامپیوتر دور و برت بود؟

201
00:18:29,399 --> 00:18:30,651
‫نه

202
00:18:30,901 --> 00:18:34,238
‫خب، اگه بود، می‌دیدی

203
00:18:34,822 --> 00:18:36,657
‫می‌فهمیدی چی میگم

204
00:18:37,825 --> 00:18:41,036
‫اونوقت تو هم الان توی یه اتاق کوچیک ‫بودی و
کیسه سرت کشیده بودن

205
00:18:42,329 --> 00:18:43,330
‫مرسی

206
00:18:49,753 --> 00:18:51,797
‫وقتی زنِ کلانتر برای پاکسازی رفت رو یادتـه؟

207
00:18:53,132 --> 00:18:55,926
‫یادتـه قبل از این که بگه
‫ می‌خواد بره بیرون چی گفت؟

208
00:18:56,885 --> 00:18:58,929
«صفحه نمایش دروغـه»

209
00:18:59,012 --> 00:19:00,305
‫دقیقاً

210
00:19:03,016 --> 00:19:05,310
‫اون برگه‌ای که تو دیدی؟

211
00:19:05,644 --> 00:19:08,564
‫شاید فقط قبلاً اینجوری نبوده

212
00:19:09,314 --> 00:19:10,315
‫شاید...

213
00:19:12,276 --> 00:19:14,194
‫شاید الان هم همینجوریـه

214
00:19:28,500 --> 00:19:31,712
‫« اگه حرفمو باور نداری
‫برو طبقه‌ی انتهایی سیلو »

215
00:19:33,130 --> 00:19:36,008
‫« تونل رو پیدا کن. اونجا بهت ثابت میشه »

216
00:19:36,967 --> 00:19:39,011
‫آهای، آهای، شهردار هالند رو ندیدی؟

217
00:19:39,011 --> 00:19:40,053
‫نه

218
00:19:40,053 --> 00:19:42,347
‫خیلی‌خب، من همین الان باید پیداش کنم

219
00:19:42,347 --> 00:19:44,099
‫- در دسترس نیست
‫- این دیگه یعنی چی؟

220
00:19:44,099 --> 00:19:45,517
‫یعنی باید صبر کنی

221
00:19:46,351 --> 00:19:49,021
‫باشه، گوش کن.
‫متوجه نیستی، خب؟

222
00:19:49,021 --> 00:19:53,233
‫ببین، مرگ و زندگیِ سیلو به این بستگی داره که
‫من الان پیداش کنم یا نه

223
00:19:53,233 --> 00:19:54,943
‫تو متوجه نیستی

224
00:19:54,943 --> 00:19:57,613
‫مرگ و زندگی تو به این بستگی داره ‫که
الان دستمو ول کنی یا نه

225
00:20:04,328 --> 00:20:06,914
‫بهم دستور دادن که تا عصر امروز ‫مزاحمش نشم

226
00:20:23,889 --> 00:20:24,973
‫واک

227
00:20:25,974 --> 00:20:28,143
‫- چی می‌خوای؟
‫- صبحونه نیومدی

228
00:20:29,186 --> 00:20:30,354
‫گرسنه‌ام نبود

229
00:20:30,354 --> 00:20:32,606
‫شرل گفت حالت خوب نبود

230
00:20:32,606 --> 00:20:33,732
‫چرت نگو

231
00:20:33,732 --> 00:20:36,652
‫حرفش این بود که «واک دوباره
‫نمی‌تونه از کارگاهش بیاد بیرون»

232
00:20:36,860 --> 00:20:39,738
‫از وقتی که برگشتم،
‫نمی‌تونم به اون در نزدیک شم

233
00:20:39,863 --> 00:20:43,617
حتی فکر کردن بهش باعث میشه
قلبم بیاد تو دهنم

234
00:20:44,243 --> 00:20:46,828
‫اشتباه فکر می‌کردم که می‌تونم بهش غلبه کنم.
‫حماقت کردم.

235
00:20:46,828 --> 00:20:48,080
‫حماقت نکردی

236
00:20:49,831 --> 00:20:52,084
‫- فقط زمان می‌بره
‫- آره، اما وقت نیست

237
00:20:52,584 --> 00:20:54,169
‫اونا دوستمو گرفتن

238
00:20:54,836 --> 00:20:58,382
‫اولین باری که از دستش دادم،
‫وقتی بود که همه‌ی این داستانا شروع شد

239
00:20:58,966 --> 00:21:01,301
‫تا وقتی که برش نگردونم،
‫این حسم از بین نمیره

240
00:21:04,054 --> 00:21:05,264
‫واک، منو نگاه کن

241
00:21:07,516 --> 00:21:08,684
‫منو نگاه

242
00:21:10,519 --> 00:21:12,104
‫برش می‌گردونی

243
00:21:12,813 --> 00:21:14,147
‫از کجا می‌دونی؟

244
00:21:14,773 --> 00:21:16,858
‫چون صبحونه نیومدی و یه خبری رو نشنیدی

245
00:21:18,860 --> 00:21:20,320
‫الان کلانتر رو داریم

246
00:21:21,280 --> 00:21:22,447
اون طرف ماست

247
00:21:23,699 --> 00:21:25,575
‫ما کنترل سیلو رو به دست می‌گیریم و

248
00:21:25,575 --> 00:21:27,369
‫اولین کاری که می‌کنیم...

249
00:21:28,245 --> 00:21:29,413
‫آزاد کردن مکلینـه

250
00:21:36,336 --> 00:21:38,422
‫فقط می‌خواستم بدونی که یه نقشه داریم

251
00:21:48,807 --> 00:21:49,933
‫یه کم استراحت کن

252
00:22:19,171 --> 00:22:20,630
‫« برنارد: وقت حرف زدنه »

253
00:22:20,756 --> 00:22:22,549
‫خودت هر چی که گفتمو شنیدی

254
00:22:29,806 --> 00:22:31,391
‫« اون گفت یه نقشه دارن.
‫نقشه‌شون چیـه؟ »

255
00:22:31,433 --> 00:22:33,852
‫من چه بدونم وقتی ‫توی این اتاق زندونیم کردی؟

256
00:22:36,521 --> 00:22:39,149
‫« یادت باشه دوربین روشن ‫می‌مونه و

257
00:22:39,149 --> 00:22:41,777
‫اگه می‌خوای دوباره زنت رو ببینی هرگز
‫از اونجا خارج نمیشی »

258
00:23:26,863 --> 00:23:27,906
‫مامان

259
00:23:28,698 --> 00:23:30,992
‫لوکاس، چی شده؟

260
00:23:30,992 --> 00:23:32,953
‫- کجا بودی؟ خوبی؟
‫- هیچی نشده، مامان

261
00:23:32,953 --> 00:23:34,621
فقط یه یادداشت بهم دادن که نوشته بود

262
00:23:34,663 --> 00:23:36,289
‫پسرم به ۵ سال کار توی معدن محکوم شده

263
00:23:36,289 --> 00:23:37,791
‫خب، آزادم کردن

264
00:23:37,791 --> 00:23:39,501
‫خیلی‌خب، ببین،
‫نمی‌تونم همش رو توضیح بدم...

265
00:23:39,501 --> 00:23:42,170
‫- چند وقتـه آزادی؟
‫- زمان زیادی نیست. نمی‌تونستم بیام

266
00:23:42,170 --> 00:23:45,090
‫- نمی‌تونستی بیای بگی در امانی؟
‫- فقط... مامان، ازت می‌خوام اینو بگیری

267
00:23:45,090 --> 00:23:47,759
‫یه جایی قایمش کنی که هیچکس
‫پیداش نکنه، خب؟

268
00:23:47,759 --> 00:23:50,178
‫نه، نمی‌گیرم. من فکر کردم تو رو از دست دادم

269
00:23:50,220 --> 00:23:52,097
‫- حالا دوباره داری جونتو به خطر می‌ندازی؟
‫- متوجه نیستی

270
00:23:52,097 --> 00:23:54,141
‫تو همیشه همینجوری بودی،
‫حتی توی بچگیت

271
00:23:54,141 --> 00:23:57,018
‫- چاره‌ای ندارم
‫- ندونستن یعنی آرامش، لوکاس

272
00:23:57,018 --> 00:23:59,688
‫ای کاش می‌تونستی بهش برسی ‫اما
در تلاشی همه چی رو حل کنی

273
00:23:59,688 --> 00:24:02,315
‫حتی وقتی که قابل‌حل نیستن.
‫حالا هم کارتو به اینجا کشونده که...

274
00:24:02,315 --> 00:24:03,984
‫نه، ترسو بودن کار منو به اینجا کشونده

275
00:24:06,862 --> 00:24:10,407
‫کلانتر نیکولز اومد از من کمک بگیره

276
00:24:12,033 --> 00:24:14,161
‫و من بهش گفتم نمی‌تونم کمکش کنم چون

277
00:24:14,161 --> 00:24:17,414
جز من کسی نیست از مادرم مراقبت کنه

278
00:24:17,414 --> 00:24:19,040
‫- چی؟ اما تو که...
‫- دروغ گفتم

279
00:24:22,252 --> 00:24:24,337
‫بهش دروغ گفتم، مامان،
‫تا از زیر کار درست در برم

280
00:24:25,213 --> 00:24:26,548
‫و کمکش نکردم

281
00:24:26,548 --> 00:24:28,258
‫حتی گزارشش رو هم ندادم، ‫من فقط...

282
00:24:30,302 --> 00:24:31,470
‫هیچ کاری نکردم

283
00:24:34,431 --> 00:24:36,308
‫دوباره این اشتباه رو تکرار نمی‌کنم

284
00:24:43,440 --> 00:24:45,567
‫- باشه؟
‫- باشه

285
00:24:47,152 --> 00:24:48,278
‫عزیزم

286
00:24:49,654 --> 00:24:50,655
‫مرسی

287
00:24:58,997 --> 00:25:00,290
‫« کتابچه‌ی قوانین منشور »

288
00:25:13,887 --> 00:25:15,514
راسل یه بچه داشته

289
00:25:20,393 --> 00:25:22,604
‫راستی، شما توی سیلوتون چی می‌خورید؟

290
00:25:25,190 --> 00:25:26,691
‫متغیره

291
00:25:26,691 --> 00:25:28,985
‫بستگی داره توی کافه‌تریا چی داشته باشن

292
00:25:29,027 --> 00:25:30,779
‫پس هیچ‌وقت مجبور نشدی موش بخوری؟

293
00:25:33,949 --> 00:25:34,950
‫نه

294
00:26:01,726 --> 00:26:03,061
‫چیـه؟

295
00:26:05,063 --> 00:26:06,064
‫هیچی

296
00:26:09,568 --> 00:26:14,573
‫پس گفتی چیس و تس،
‫سعی داشتن وارد اتاق بشن

297
00:26:14,573 --> 00:26:16,116
‫آره، اما هیچ‌وقت رمز رو پیدا نکردن

298
00:26:16,616 --> 00:26:18,159
‫دیگه بیخیال گشتن شدن

299
00:26:18,159 --> 00:26:19,619
‫همش ترکیب‌های جدید رو امتحان می‌کردن

300
00:26:19,619 --> 00:26:21,913
نمی‌دونم چطوری یادشون می‌موند تا
چه رقمی رو امتحان کردن

301
00:26:24,165 --> 00:26:25,333
‫چی گفتی؟

302
00:26:28,128 --> 00:26:30,422
نمی‌دونم چطوری یادشون می‌موند تا
چه رقمی رو امتحان کردن

303
00:26:31,756 --> 00:26:32,757
‫من می‌دونم

304
00:26:35,051 --> 00:26:36,845
‫- لعنتی
‫- چیـه؟

305
00:26:36,886 --> 00:26:40,265
‫من اونو کشیدم، اما نمی‌دونستم که اعداد...

306
00:26:40,265 --> 00:26:42,684
‫چیس و تس اینا رو نوشتن.
.‫دست‌خط‌شون رو می‌شناسم

307
00:26:42,684 --> 00:26:44,019
‫پس رفتن تو، آره؟

308
00:26:44,853 --> 00:26:46,396
‫وگرنه اونا رو نمی‌کُشت

309
00:26:47,022 --> 00:26:49,858
‫پس باید اینجا بوده باشه ‫که
من پاکش کردم. عالی شد

310
00:26:50,191 --> 00:26:53,153
‫بهرحال فکر کنم بتونم ‫با چیزایی که
اینجاست بفهمم چیـه

311
00:26:54,821 --> 00:26:56,865
‫یک دو سه چهار پنج شش هفت هشت...

312
00:26:56,865 --> 00:26:58,617
‫۱۵، ۱۶، ۱۷

313
00:27:07,250 --> 00:27:10,962
‫نُه، ۲۹، ۳۰، ۳۱،

314
00:27:11,546 --> 00:27:15,216
‫۳۲، ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۳۷

315
00:27:15,216 --> 00:27:16,468
‫۳۷، ۳۸

316
00:27:21,848 --> 00:27:23,391
‫یک، دو، سه، چهار

317
00:27:25,393 --> 00:27:26,394
‫یک، دو

318
00:27:27,354 --> 00:27:28,772
‫صفر، سه

319
00:27:39,658 --> 00:27:41,409
‫چرا همه‌ی اینا دوتا اسم دارن؟

320
00:27:44,913 --> 00:27:49,334
‫بابی پارسونز، لین مونتگومری، امیلی ایمز

321
00:27:51,461 --> 00:27:54,839
‫اولیش اسم کوچیکـه و دومی فامیلی

322
00:27:54,839 --> 00:27:56,841
‫تو هم فامیلی داری؟

323
00:27:57,384 --> 00:27:58,593
‫آره. نیکولز

324
00:28:03,765 --> 00:28:05,308
‫مامانم فقط یه اسم برای من گذاشت

325
00:28:07,936 --> 00:28:09,229
‫دیگه مهم نیست

326
00:28:12,190 --> 00:28:13,566
‫بچه به زودی بیدار میشه

327
00:28:13,566 --> 00:28:16,986
‫باشه، میشه لطفاً یه لوح برام بیاری؟

328
00:28:16,986 --> 00:28:18,446
‫هشت، نُه

329
00:28:22,992 --> 00:28:25,370
‫- هیچکس جلوتر از این نمیره
‫- شهردار منو فرستاده

330
00:28:25,370 --> 00:28:27,580
‫می‌دونی، من دست‌راستشم

331
00:28:27,580 --> 00:28:29,290
‫اختیار عبور دارم، پس...

332
00:28:29,332 --> 00:28:31,751
‫مگر این که بخواید بابت این که
‫راهمو سد کردید گزارشتون رو بدم...

333
00:28:31,793 --> 00:28:33,503
‫اون پایین امن نیست

334
00:28:33,586 --> 00:28:35,046
‫مطمئنی می‌خوای بری؟

335
00:28:35,171 --> 00:28:36,381
‫مطمئنم

336
00:28:54,774 --> 00:28:55,942
‫سریع باش

337
00:28:59,988 --> 00:29:01,740
‫آهای! بگیریدش! بیا اینجا!

338
00:29:01,740 --> 00:29:03,867
‫- خیلی‌خب، باشه
‫- خب، بریم

339
00:29:03,867 --> 00:29:05,744
‫ببینید، من باید برم طبقات پایین

340
00:29:05,869 --> 00:29:07,620
‫گذاشتن این یه نفر رد شه

341
00:29:07,746 --> 00:29:09,706
‫- تو کی هستی؟
‫- من لوکاس کایلم

342
00:29:15,920 --> 00:29:17,380
‫یه نفر از بخش آی‌تی...

343
00:29:17,464 --> 00:29:20,008
‫اونم با کارت شناسایی آبی
‫توی طبقات پایینی چیکار داره؟

344
00:29:20,091 --> 00:29:21,634
‫کی تو رو فرستاده؟

345
00:29:21,676 --> 00:29:23,595
‫هیچکس. خودم اومدم

346
00:29:25,930 --> 00:29:27,932
‫- برش گردونید
‫- نه، گوش کنید

347
00:29:27,932 --> 00:29:30,643
‫فکر کردید اگه مجبور نبودم
‫وسط این اوضاع قاراشمیش

348
00:29:30,643 --> 00:29:32,020
‫میومدم این پایین؟

349
00:29:32,562 --> 00:29:35,774
‫لعنتی. من سعی دارم سیلو رو نجات بدم

350
00:29:39,068 --> 00:29:42,363
‫اگه آقای کارت آبی به عوضی‌بازیاش ‫ادامه داد،
از اون کنار بندازینش پایین

351
00:29:42,363 --> 00:29:43,615
‫لعنتی، وایسا!

352
00:29:43,615 --> 00:29:47,494
‫صبر کن، من جولیت نیکولز رو می‌شناختم

353
00:29:49,621 --> 00:29:50,955
‫ارواح عمت

354
00:29:51,581 --> 00:29:53,750
‫اسم دوستش جُرج بود

355
00:29:56,252 --> 00:29:58,213
‫من می‌خوام به شما اعضای ارشد اداره‌‌تون

356
00:29:58,296 --> 00:30:02,675
‫در مورد حملات اخیر شورشی‌ها خبر بدم،

357
00:30:02,717 --> 00:30:03,927
‫که مطمئنم در جریانش هستید

358
00:30:03,927 --> 00:30:05,220
‫بله، قربان

359
00:30:05,220 --> 00:30:08,723
‫هدف اونا دزدیدن باروت از اتاق تجهیزات و

360
00:30:08,765 --> 00:30:11,309
‫منفجر کردن دَرِ سیلو بود

361
00:30:11,434 --> 00:30:13,978
‫ما تونستیم جلوی
‫ نقشه‌ی خطرناک‌شون رو بگیریم

362
00:30:14,229 --> 00:30:16,898
‫نقشه‌ای که بعداً متوجه شدیم

363
00:30:18,650 --> 00:30:21,027
‫توسط پال بیلینگز اجرا شده

364
00:30:21,027 --> 00:30:22,529
‫از کجا معلوم؟

365
00:30:22,612 --> 00:30:25,657
‫شورشی‌هایی که بازداشت شدن
‫گفتن اون مسئولشـه

366
00:30:25,657 --> 00:30:30,537
‫بدین ترتیب ما تصمیم گرفتیم ‫که
نشان بیلینگز رو ازش بگیریم و

367
00:30:30,537 --> 00:30:33,164
سِمتش رو تا اطلاع ثانوی خالی بذاریم

368
00:30:33,164 --> 00:30:34,332
‫حرف آخر،

369
00:30:34,332 --> 00:30:36,209
‫تمام مأمورها و نیروهای پشتیبانی‌شون

370
00:30:36,251 --> 00:30:38,586
‫به کافه‌تریای این طبقه اعزام میشن

371
00:30:39,170 --> 00:30:41,840
‫ما باید اونجا رو به زندان موقت تبدیل کنیم

372
00:30:41,840 --> 00:30:43,633
‫ازمون می‌خواید یه زندان بسازیم؟

373
00:30:43,633 --> 00:30:47,762
‫شما به ما گفتید که نیازی نیست
‫در رابطه با شورش کاری کنیم

374
00:30:47,762 --> 00:30:50,390
‫متأسفانه، شرایط عوض شده

375
00:30:58,147 --> 00:30:59,274
‫ای بابا

376
00:30:59,357 --> 00:31:01,734
یه فرصت دیگه داری -
آره، می‌دونم -

377
00:31:01,776 --> 00:31:04,737
ولی اگه اشتباه بزنم، تا ۲۴ ساعت
...نمی‌تونیم دیگه امتحان کنیم و

378
00:31:04,737 --> 00:31:06,030
سولو می‌میره

379
00:31:06,030 --> 00:31:08,324
...پس -
اسمش اینـه؟ سولو؟ -

380
00:31:08,324 --> 00:31:09,909
چرا؟ -
نمی‌دونم -

381
00:31:09,909 --> 00:31:11,536
اسم کوچیکشـه یا فامیلیش؟

382
00:31:11,536 --> 00:31:14,122
نه، اصلاً اسمش نیست

383
00:31:16,082 --> 00:31:17,375
اون سولوئـه

384
00:31:17,375 --> 00:31:18,668
اون تو نیستی

385
00:31:18,668 --> 00:31:20,378
اون دست‌راستِ واقعیِ آی‌تیـه

386
00:31:20,378 --> 00:31:21,754
نمی‌دونم کی هستی

387
00:31:21,754 --> 00:31:23,882
من دست‌راستِ آی‌تی هستم

388
00:31:24,007 --> 00:31:25,633
می‌فهمی؟

389
00:31:26,759 --> 00:31:29,971
!این حرفا رو به من نزن
!هرگز این کار رو نکن

390
00:31:29,971 --> 00:31:32,307
فهمیدی؟ من سولو هستم

391
00:31:32,307 --> 00:31:34,726
!من دست‌راستِ آی‌تی هستم

392
00:31:36,728 --> 00:31:39,939
اون کسی که ادعا می‌کنه نیست

393
00:31:40,899 --> 00:31:42,650
قبلاً کنار من می‌نشست

394
00:31:43,401 --> 00:31:47,488
گفت اسمش به معنی آبیـه یا همچین چیزی

395
00:31:47,488 --> 00:31:50,325
سولو؟ اینجا کلاس سطح «ب»ـه؟

396
00:31:51,159 --> 00:31:55,747
پس وقتی شورش شروع شده
حتماً ۱۱ یا ۱۲ سالش بوده

397
00:31:57,248 --> 00:31:58,958
پس تو چطوری کنارش می‌نشستی؟

398
00:32:01,377 --> 00:32:06,174
خب، نگفتم که این کیف مال لاپیسـه

399
00:32:06,174 --> 00:32:08,259
فقط من رو یادِ اون انداخت

400
00:32:08,843 --> 00:32:09,886
...زمان شورش

401
00:32:09,886 --> 00:32:11,638
تو چند سالت بود؟

402
00:32:12,347 --> 00:32:14,974
من به دنیا نیومده بودم

403
00:32:16,601 --> 00:32:19,270
.حتی مادرم هم یادش نبود
.اون موقع یه بچه بوده

404
00:32:24,943 --> 00:32:26,277
ای گندش بزنن

405
00:32:30,865 --> 00:32:32,659
اون فقط یه بچه بوده

406
00:32:38,289 --> 00:32:39,666
اون کلاسِ سولو بوده

407
00:32:45,129 --> 00:32:46,589
« جیمی کانروی »

408
00:32:46,589 --> 00:32:47,799
کانروی

409
00:32:47,799 --> 00:32:49,550
فامیلیِ راسلـه

410
00:32:50,051 --> 00:32:52,053
توی آپارتمان. ظرف غذا

411
00:32:57,433 --> 00:32:58,476
سلام

412
00:33:00,186 --> 00:33:01,187
خودشـه

413
00:33:01,688 --> 00:33:05,024
،اگه رئیس‌شون تویی
باید بازم کنی

414
00:33:05,024 --> 00:33:06,317
جولز رو از کجا می‌شناختی؟

415
00:33:06,901 --> 00:33:10,697
،قبلاً وقتی که از سر کار برمی‌گشت
تو کافه‌تریا صحبت می‌کردیم، خب؟

416
00:33:10,697 --> 00:33:12,365
پس واقعاً نمی‌شناختیش

417
00:33:13,491 --> 00:33:15,618
می‌دونم دنبال حقیقت بود

418
00:33:15,618 --> 00:33:16,869
من هم همینطور

419
00:33:16,869 --> 00:33:18,371
برای همین اومدم این پایین

420
00:33:18,371 --> 00:33:20,957
انگار این چیزیـه که رئیست گفته بگی

421
00:33:20,957 --> 00:33:23,334
آهای، وایسا. فکر می‌کنم جولیت
هنوز زنده باشه

422
00:33:33,636 --> 00:33:34,679
کجا؟

423
00:33:35,596 --> 00:33:37,015
بهت میگم

424
00:33:38,725 --> 00:33:40,852
ولی فقط اگه من رو ببری جایی که می‌خوام

425
00:33:48,026 --> 00:33:50,194
اصلاً نمی‌دونم کار کی می‌تونه باشه

426
00:33:50,194 --> 00:33:52,864
یه نفر در مورد حمله به برنارد خبر داده

427
00:33:52,864 --> 00:33:54,115
یه جاسوسِ دیگه؟

428
00:33:54,115 --> 00:33:55,450
ممکنـه

429
00:33:55,450 --> 00:33:57,243
چطوری بهش پیغام رسوندن؟

430
00:33:57,243 --> 00:33:59,203
نه کامپیوتری هست، نه باربری

431
00:33:59,203 --> 00:34:01,414
شاید یه تیکه کاغذ دادن به مأمورها

432
00:34:01,414 --> 00:34:03,666
تو که اینجوری پیغام رسوندی -
آره، ولی اصلاً نمی‌دونم که -

433
00:34:03,666 --> 00:34:05,793
پیغام به دست کسی که می‌خواستم رسیده یا نه

434
00:34:06,294 --> 00:34:09,547
کلانتر، دم راهبند کارِت دارن

435
00:34:09,547 --> 00:34:11,424
یکی اومده دیدنت

436
00:34:11,424 --> 00:34:13,051
انگار پیغامت به دستش رسیده

437
00:34:13,051 --> 00:34:15,720
می‌خوای باهات بیایم؟
برای قدرت‌نمایی؟

438
00:34:17,472 --> 00:34:18,556
خودم برم بهتره

439
00:34:23,811 --> 00:34:25,730
پیغام فرستادن از طریق راهبند...

440
00:34:29,525 --> 00:34:31,027
چیـه؟ چی شده؟

441
00:34:34,030 --> 00:34:35,531
می‌دونم کی بهمون خیانت کرده

442
00:34:43,289 --> 00:34:45,708
وایـ... آهای. رفتی داخل؟ -
نه -

443
00:34:45,708 --> 00:34:49,295
آهای، باید بذاری باهاش صحبت کنم -
نه، قرارمون این نبود -

444
00:34:49,295 --> 00:34:50,797
خیلی‌خب

445
00:34:50,797 --> 00:34:53,091
ببین، پدر و مادرت رمز رو پیدا کردن، خب؟

446
00:34:53,091 --> 00:34:55,426
من به ۶تا ترکیب رسیدم

447
00:34:55,426 --> 00:34:57,261
روزی سه‌تا رو میشه امتحان کرد

448
00:34:57,261 --> 00:34:59,722
،دوتا رو امتحان کردم
پس تنها راه ورود اینـه که

449
00:34:59,722 --> 00:35:02,183
بذاری باهاش صحبت کنم -
نه، نمی‌تونی ببینیش -

450
00:35:02,183 --> 00:35:05,061
،اگه اجازه بدی بکُشتش
هرگز نمی‌تونی وارد بشی

451
00:35:05,103 --> 00:35:07,563
!باید در اتاق رو باز کنی -
نه، نباید -

452
00:35:07,605 --> 00:35:10,274
،بایدی در کار نیست
می‌تونم بذارم برم، درستـه؟

453
00:35:10,775 --> 00:35:13,069
.لزومی نداره برم تو اون اتاق کوفتی
.تو باید بری

454
00:35:13,069 --> 00:35:14,612
...تو باید بری -
وایسا، وایسا -

455
00:35:23,371 --> 00:35:24,539
این مال مادرمـه

456
00:35:26,290 --> 00:35:27,542
از کجا آوردیش؟

457
00:35:28,209 --> 00:35:31,671
بهترین فرصت‌مون واسه وارد اتاق شدن اینـه که
بذاریم اون باهاش صحبت کنه

458
00:36:11,377 --> 00:36:12,378
آهای

459
00:36:13,754 --> 00:36:15,006
آهای

460
00:36:16,549 --> 00:36:17,800
آهای، حالت خوبـه؟

461
00:36:19,177 --> 00:36:20,469
لعنتی

462
00:36:23,472 --> 00:36:25,141
من شکست خوردم -
چی؟ -

463
00:36:25,975 --> 00:36:27,977
...نه. نه... نخوردی

464
00:36:27,977 --> 00:36:29,145
...اون بهم گفت که -
منظورت چیـه؟ -

465
00:36:29,145 --> 00:36:31,355
نذارم کسی بیاد تو اتاق

466
00:36:31,355 --> 00:36:34,901
.خب، من وارد نشدم
.کسی وارد اتاق نشده

467
00:36:37,111 --> 00:36:38,487
پس چرا اینجایی؟

468
00:36:39,155 --> 00:36:42,992
ببین، می‌فهمم محافظت از اتاق چقدر مهمـه

469
00:36:42,992 --> 00:36:44,076
می‌فهمم

470
00:36:44,994 --> 00:36:46,078
درک می‌کنم

471
00:36:47,622 --> 00:36:50,958
...بهت قول میدم، اگه رمز رو بدی

472
00:36:50,958 --> 00:36:53,211
...نمیدم. من -
نه، لطفاً. فقط گوش کن -

473
00:36:53,794 --> 00:36:57,173
.میرم داخل، غذا برمی‌دارم
.فقط غذا می‌خوان

474
00:36:57,757 --> 00:37:00,801
می‌تونم... من می‌خوام برگردم سیلوی خودم

475
00:37:00,801 --> 00:37:03,888
نه. همون بهتر بیان منو بکُشن

476
00:37:03,888 --> 00:37:06,432
نه، فقط بهش فکر کن لطفاً

477
00:37:06,432 --> 00:37:09,185
راسل من رو انتخاب کرد تا دست‌راستش بشم -
نه -

478
00:37:09,185 --> 00:37:11,646
فقط من موندم تا از اتاق محافظت کنم

479
00:37:11,646 --> 00:37:13,022
تو هرگز دست‌راست اون نبودی

480
00:37:13,022 --> 00:37:14,815
من سوگند خوردم -
نه -

481
00:37:17,026 --> 00:37:19,320
ولی تو دست‌راستش نبودی

482
00:37:23,574 --> 00:37:25,284
تو پسرش بودی

483
00:37:37,088 --> 00:37:40,758
بنی، گفتم با نردبون برو

484
00:37:41,259 --> 00:37:42,927
چشم. دفعه‌ی بعد

485
00:37:51,644 --> 00:37:52,895
الان برمی‌گردم

486
00:37:53,479 --> 00:37:55,106
الان می‌خوای بکُشیش؟

487
00:38:03,698 --> 00:38:05,992
میگم، اینو یادتـه؟

488
00:38:07,618 --> 00:38:09,245
تابحال ندیدمش

489
00:38:09,912 --> 00:38:11,789
...می‌دونم نمی‌خوای سعی کنی ولی -
!برو بیرون -

490
00:38:11,789 --> 00:38:13,582
آهای، نه. نه، فقط صبر کن -
...فقط -

491
00:38:13,582 --> 00:38:14,917
باشه -
خواهش می‌کنم، بس کن -

492
00:38:14,917 --> 00:38:16,502
به اندازه‌ی جفت‌تون تیر دارم

493
00:38:16,502 --> 00:38:17,878
آدری، صبر کن

494
00:38:19,880 --> 00:38:21,382
طرف اونا رو می‌گیری؟

495
00:38:24,176 --> 00:38:25,678
می‌خوام حرف‌هاش رو بشنوم

496
00:38:26,345 --> 00:38:27,388
غلافش کن

497
00:38:33,102 --> 00:38:34,645
باشه، باشه

498
00:38:34,645 --> 00:38:36,480
بگو چطور پدر و مادرمون رو کُشتی

499
00:38:38,107 --> 00:38:41,110
چی شد؟ -
اون ازم یه کار خواست و -

500
00:38:41,110 --> 00:38:43,571
من شکست خوردم -
منظورت چیـه شکست خوردی؟ -

501
00:38:43,571 --> 00:38:46,824
اونا وارد شدن. رمز درست رو
زدن و وارد شدن

502
00:38:46,824 --> 00:38:51,912
.من هم اونجا بودم
.اونجا بودم و هیچکاری نکردم

503
00:38:51,912 --> 00:38:53,831
حتی وقتی اومدن داخل، بیدار نشدم

504
00:38:53,831 --> 00:38:55,124
...من -
خواب بودی؟ -

505
00:38:55,124 --> 00:38:56,709
...من... من... من

506
00:38:57,793 --> 00:38:59,378
...بیدار نشدم تا وقتی که

507
00:39:02,006 --> 00:39:04,091
چیزی نیست. تا وقتی که چی؟ چی؟

508
00:39:04,091 --> 00:39:06,344
صداش خیلی بلند بود

509
00:39:06,344 --> 00:39:07,428
صدای چی بلند بود؟

510
00:39:07,428 --> 00:39:11,724
.من خیلی احمقم
.تفنگ رو گذاشته بودم کنار دَر

511
00:39:11,724 --> 00:39:14,018
وقتی خواب بودی بهت شلیک کردن؟

512
00:39:14,018 --> 00:39:15,811
این اتفاقیـه که افتاده؟ -
حتماً دروغ میگه -

513
00:39:18,189 --> 00:39:19,982
ریک -
بعدش چی؟ -

514
00:39:21,108 --> 00:39:22,693
پدر و مادرمون رو کُشت

515
00:39:22,693 --> 00:39:25,488
نمی‌خواستم -
!ولی کُشتی -

516
00:39:25,488 --> 00:39:27,531
وارد اتاق غذا شدن

517
00:39:28,491 --> 00:39:29,575
...برای همین

518
00:39:31,369 --> 00:39:33,996
من هم دستگیره رو شکستم و بستمش و

519
00:39:33,996 --> 00:39:38,751
نتونستن بیان بیرون چون چِفت شده بود

520
00:39:38,751 --> 00:39:40,503
پس اکسیژن‌شون تموم شده؟

521
00:39:45,383 --> 00:39:47,343
مهم نیست چطور اونا رو کُشته

522
00:39:48,344 --> 00:39:50,971
اونا رو کُشته و دروغ میگه که
بهش شلیک کردن

523
00:39:50,971 --> 00:39:52,807
جای زخمی داری؟

524
00:39:54,558 --> 00:39:56,477
آره؟ می‌دونم نمی‌خوای نشون‌شون بدی ولی

525
00:39:56,477 --> 00:39:58,562
باید مطمئن بشن داری راستشو میگی

526
00:39:58,562 --> 00:40:00,940
دروغ نمیگم -
...میشه -

527
00:40:01,649 --> 00:40:02,817
آره؟ -
آره -

528
00:40:06,904 --> 00:40:07,905
خیلی‌خب

529
00:40:10,950 --> 00:40:13,202
حالا رمز رو میگی یا نه؟

530
00:40:16,997 --> 00:40:18,082
باشه

531
00:40:18,874 --> 00:40:20,084
نظرت راجع‌به این چیـه؟

532
00:40:20,793 --> 00:40:23,170
خودمون که بالأخره پیداش می‌کنیم، نه؟

533
00:40:23,671 --> 00:40:24,880
پس بهش نیازی نداریم

534
00:40:27,299 --> 00:40:29,385
یه نون‌خور کمتر

535
00:40:29,385 --> 00:40:31,220
اسمت جیمی کانرویـه

536
00:40:31,220 --> 00:40:34,056
!برو کنار. گفتم برو کنار -
...و زمان شورش ۱۲ سالت بوده -

537
00:40:34,056 --> 00:40:36,809
...دوازده سالت بوده
بس کن! وایسا، لطفاً. فقط گوش کن

538
00:40:37,435 --> 00:40:41,188
اون ۱۲ سالش بوده، خب؟
موقع شورش ۱۲ سالش بوده. ۱۲

539
00:40:41,188 --> 00:40:44,817
اونقدر سنی نداشته که
مسئول این اتفاقات باشه

540
00:40:44,817 --> 00:40:46,193
تو ۱۲ سالت بوده

541
00:40:46,861 --> 00:40:48,195
جیمی یه بُزدل بود

542
00:40:48,195 --> 00:40:51,073
نه -
...جیمی پُشت یه در قایم شد -

543
00:40:51,073 --> 00:40:52,158
!در لعنتی رو باز کن، جیمی

544
00:40:52,158 --> 00:40:55,286
در حالی که کلانتر یه تفنگ
گذاشته بود رو سر باباش

545
00:40:56,454 --> 00:40:59,081
فقط کافی بود در رو باز کنه تا
...باباش زنده بمونه. پس

546
00:41:03,627 --> 00:41:04,962
بابا

547
00:41:04,962 --> 00:41:07,214
به نظرت این کارِ پسرِ یک قهرمانـه؟

548
00:41:07,214 --> 00:41:09,550
همچین پسری مایه‌ی ننگِ راسلـه

549
00:41:09,550 --> 00:41:11,719
.نه، اشتباه می‌کنی
اون اگه بود بهت افتخار می‌کرد چون

550
00:41:11,719 --> 00:41:13,637
کاری که ازت خواسته بود رو کردی

551
00:41:13,637 --> 00:41:15,723
.در رو باز نکن»
«نذار کسی بیاد داخل

552
00:41:15,723 --> 00:41:17,433
این چیزیـه که بهت گفت، درستـه؟ -
آره -

553
00:41:17,433 --> 00:41:19,226
آره، می‌دونی چرا این رو گفت؟

554
00:41:19,226 --> 00:41:22,521
.چون می‌خواست اتاق رو نجات بده
.می‌خواست سیلو رو نجات بده

555
00:41:22,521 --> 00:41:23,939
نه. نه، جیمی

556
00:41:23,939 --> 00:41:25,816
می‌خواست تو رو نجات بده

557
00:41:26,817 --> 00:41:28,694
می‌خواست تو زنده بمونی

558
00:41:28,694 --> 00:41:32,156
بیخیال... درست مثل پدر و مادر اونا که
می‌خواستن اونا زنده بمونن

559
00:41:32,907 --> 00:41:36,327
پدرت واسه همین داشت ازت محافظت می‌کرد

560
00:41:37,786 --> 00:41:41,248
همونطور که اونا می‌خوان از
بچه‌شون محافظت کنن. خب؟

561
00:41:42,082 --> 00:41:43,292
اونا بچه دارن؟

562
00:41:44,710 --> 00:41:46,295
یه نوزاد

563
00:41:48,714 --> 00:41:49,840
نوزاد

564
00:41:53,177 --> 00:41:54,845
چیزی نیست -
ریک -

565
00:41:56,013 --> 00:41:58,390
چیزی نیست -
باید این کار رو بکنم -

566
00:41:58,390 --> 00:41:59,725
چیزی نیست

567
00:42:06,315 --> 00:42:07,358
خیلی‌خب

568
00:42:09,360 --> 00:42:10,361
باشه؟

569
00:42:12,154 --> 00:42:13,781
باشه. خیلی‌خب -
خیلی‌خب -

570
00:42:29,004 --> 00:42:30,297
پیغامم به دستت رسید؟

571
00:42:30,297 --> 00:42:33,634
نه، پال، همینطوری به سرم زد
صد طبقه رو بیام پایین

572
00:42:34,969 --> 00:42:36,136
عیتقه‌ای که گفتی کجاست؟

573
00:42:36,637 --> 00:42:37,680
باید خصوصی حرف بزنیم

574
00:42:37,680 --> 00:42:40,307
روی پله‌ها، اون هم وسط یه شورش؟

575
00:42:52,528 --> 00:42:53,904
پس حقیقت داره

576
00:42:55,322 --> 00:42:57,283
واقعاً از خط گذشتی

577
00:42:57,283 --> 00:42:58,951
رفتی طرف اونا

578
00:42:58,951 --> 00:43:00,411
من جایی نرفتم

579
00:43:01,787 --> 00:43:03,455
این خطـه که جابجا شده

580
00:43:04,498 --> 00:43:05,874
بذار ببینمش

581
00:43:16,594 --> 00:43:17,970
باز کردنش اینجا خطرناکـه

582
00:43:17,970 --> 00:43:22,266
مجبورم کردی این همه راه بیام پایین
چون تنها کسی‌ام که بهش اعتماد داری

583
00:43:22,266 --> 00:43:25,060
بیخیال، جفت‌مون می‌دونیم دروغ میگی -
حق با توئـه -

584
00:43:26,562 --> 00:43:28,314
می‌خواستم زنت رو ببینم

585
00:43:29,315 --> 00:43:32,401
ولی طعمه‌ای جز عتیقه نداشتم پس
باید تو رو خبر می‌کردم

586
00:43:33,694 --> 00:43:37,865
اون به دوتا از شورشی‌ها که در حال فرار
،دستیگر شدن کمک کرد فرار کنن

587
00:43:38,365 --> 00:43:41,952
که منو به این فکر فرو می‌بره که
شاید بعضی‌هامون

588
00:43:41,952 --> 00:43:45,414
به امنیت سیلو بیشتر از
هر چیز دیگه‌ای اهمیت میدیم

589
00:43:49,126 --> 00:43:50,336
...وقتی این رو ببینی

590
00:43:52,671 --> 00:43:56,216
می‌فهمی چرا چاره‌ای جز اعتماد بهت ندارم

591
00:44:00,095 --> 00:44:01,263
برای چه کاری؟

592
00:44:26,789 --> 00:44:29,083
سال‌هاست اینقدر پایین نیومدم

593
00:44:31,502 --> 00:44:33,671
جولز اشاره کرده بود
با جرج اومدن اینجا

594
00:44:36,674 --> 00:44:38,550
...حق با تو بود، می‌دونی. من

595
00:44:40,636 --> 00:44:42,096
واقعاً نمی‌شناختمش

596
00:44:42,096 --> 00:44:46,725
...فقط چند بار صحبت کرده بودیم و
هرگز کسی رو مثل اون ندیده بودم

597
00:44:46,725 --> 00:44:48,227
مثل اون نداریم

598
00:44:50,104 --> 00:44:51,105
آره

599
00:44:53,774 --> 00:44:55,150
به نظرم آدم فوق‌العاده‌ای بود

600
00:44:59,405 --> 00:45:04,076
اونقدر فوق‌العاده که سعی کردم بغلش کنم

601
00:45:04,076 --> 00:45:05,327
اونوقت هنوز زنده‌ای؟

602
00:45:06,286 --> 00:45:07,621
چه خَرشانسی

603
00:45:09,957 --> 00:45:11,792
از جرج خبر نداشتم

604
00:45:11,792 --> 00:45:13,502
بعداً فهمیدم

605
00:45:15,045 --> 00:45:16,171
...فقط

606
00:45:16,171 --> 00:45:19,883
آرزو می‌کنم واسه کمک بهش
بیشتر تلاش می‌کردم

607
00:45:24,054 --> 00:45:25,139
هممون همینطوریم

608
00:45:31,353 --> 00:45:32,354
آره

609
00:45:32,354 --> 00:45:34,148
من سال‌هاست میام این پایین

610
00:45:34,148 --> 00:45:36,608
چیزی در مورد تونل نشنیدم

611
00:45:36,734 --> 00:45:37,860
مطمئنی این پایینـه؟

612
00:45:41,697 --> 00:45:43,031
آره، این چیزیـه که بهم گفتن

613
00:45:45,784 --> 00:45:47,119
پس بهت دروغ گفتن

614
00:45:49,329 --> 00:45:51,039
اون پایین فقط آب هست

615
00:45:55,711 --> 00:45:57,212
فکر نکنم عمقی داشته باشه

616
00:45:58,297 --> 00:45:59,506
واقعاً؟ بهش فکر کن

617
00:45:59,506 --> 00:46:03,469
کُل اینجا باید پر از آب باشه، ولی نیست

618
00:46:04,720 --> 00:46:06,346
منظورت چیـه؟

619
00:46:08,182 --> 00:46:10,559
داری میگی پُمپ‌هایی اینجا هست که

620
00:46:11,935 --> 00:46:13,395
بخش مکانیک ازشون بی‌خبره؟

621
00:46:13,395 --> 00:46:14,563
باید باشن

622
00:46:17,900 --> 00:46:19,568
حاضری جونت رو سرش شرط ببندی؟

623
00:46:32,539 --> 00:46:33,540
آره

624
00:46:40,255 --> 00:46:41,507
باشه بابا، اومدم

625
00:46:47,971 --> 00:46:49,765
از کی تا حالا مجبوری در بزنی؟

626
00:46:51,350 --> 00:46:52,893
گفتم شاید بخوای بدونی

627
00:46:53,477 --> 00:46:55,395
فهمیدم خائن کیـه

628
00:47:07,241 --> 00:47:08,367
مادرِ تدیـه

629
00:47:14,957 --> 00:47:17,626
دیروز قبل از حمله به بخش
تجهیزات دیدمش

630
00:47:17,626 --> 00:47:18,836
رفته بود جای راهبند

631
00:47:19,586 --> 00:47:21,421
...فکر کنم صرفاً ترسیده بود که

632
00:47:23,757 --> 00:47:25,342
تدی رو بکُشن

633
00:47:26,385 --> 00:47:27,803
باهاش حرف زدی؟

634
00:47:27,803 --> 00:47:28,971
هنوز نه

635
00:47:31,223 --> 00:47:32,516
نمیشه مجازاتش کرد

636
00:47:33,183 --> 00:47:35,477
فقط می‌خواسته از پسرش محافظت کنه

637
00:47:42,192 --> 00:47:43,735
ولی الان تو مخمصه افتادیم، واک

638
00:47:45,487 --> 00:47:47,364
نقشه‌هامون جواب نمیده

639
00:47:48,240 --> 00:47:49,783
باید یه نقشه‌ی دیگه بکِشیم

640
00:47:50,367 --> 00:47:51,743
چرا داری به من میگی؟

641
00:47:53,328 --> 00:47:55,873
شرل رو پیدا نکردیم و
باید با یکی در میون می‌ذاشتم

642
00:47:57,791 --> 00:47:59,084
سراپا گوشم

643
00:48:02,379 --> 00:48:05,215
بقیه‌ی باروتی که از بخش
تجهیزات دزدیدیم رو یادتـه؟

644
00:48:08,260 --> 00:48:09,344
می‌خوایم ازش استفاده کنیم

645
00:49:00,103 --> 00:49:01,188
...فقط... می‌دونید

646
00:49:05,067 --> 00:49:06,360
...این

647
00:49:07,569 --> 00:49:08,570
...این

648
00:49:09,655 --> 00:49:11,782
قایقیـه که داشتم می‌ساختم

649
00:49:12,866 --> 00:49:13,867
یه قایق بادبانیـه

650
00:49:15,702 --> 00:49:18,288
می‌دونید، می‌خواستم یکم غذا گرم کنم ولی

651
00:49:18,288 --> 00:49:22,793
به نظرم بهتره با یه چیز دیگه شروع کنیم

652
00:49:27,214 --> 00:49:28,215
بستنی

653
00:49:41,353 --> 00:49:44,022
وایسید، وایسید -
نه، چیزی نیست. می‌تونید برید داخل -

654
00:49:49,069 --> 00:49:50,237
همینجاست

655
00:50:18,181 --> 00:50:19,182
...آره، بذار

656
00:50:20,892 --> 00:50:21,977
...ولش کن

657
00:50:23,562 --> 00:50:24,771
آهای

658
00:50:25,522 --> 00:50:27,065
خیلی‌خب. چیزی نیست

659
00:50:27,941 --> 00:50:29,443
اونا درامن. باید باهاشون درام بزنی

660
00:50:34,948 --> 00:50:36,116
آره

661
00:50:36,116 --> 00:50:37,784
اینجوری؟ -
آره -

662
00:50:48,545 --> 00:50:49,546
واو

663
00:51:01,224 --> 00:51:02,267
پرنده‌ها

664
00:51:10,150 --> 00:51:12,319
میگم، می‌خوای آهنگ گوش کنید؟

665
00:51:13,070 --> 00:51:14,071
آهنگ چیـه دیگه؟

666
00:51:15,072 --> 00:51:16,782
...آهنگـه دیگه. چیزه

667
00:51:19,910 --> 00:51:22,871
راستش به نظرم از بستنی هم بهتره

668
00:51:28,585 --> 00:51:29,961
جاش امن بود

669
00:51:55,112 --> 00:51:56,113
ممنون

670
00:51:57,864 --> 00:52:01,827
ولی این تنها لباس نیست

671
00:52:04,329 --> 00:52:06,581
یه لباس دیگه هم هست که
در موردش بهم نگفتی، نه؟

672
00:52:09,167 --> 00:52:12,587
،رئیس آی‌تی لباس مخصوص خودش رو داره
محض اینکه به هوابند نفوذ بشه و

673
00:52:12,587 --> 00:52:15,715
واسه برگشت به اتاق لازم داشته باشه

674
00:52:15,715 --> 00:52:17,217
چی شده؟ -
هیچی -

675
00:52:17,217 --> 00:52:19,636
شرمنده بهت نگفتم

676
00:52:19,636 --> 00:52:22,430
...اشکالی نداره. نزدیک بود غرق بشم و

677
00:52:23,390 --> 00:52:25,934
تیر هم خوردم

678
00:52:34,234 --> 00:52:35,735
نمی‌فهمم

679
00:52:38,238 --> 00:52:41,825
،اگه یه لباس پیدا کردی
چرا نرفتی؟

680
00:53:05,974 --> 00:53:07,058
حاضری؟

681
00:53:07,642 --> 00:53:08,727
آره

682
00:53:18,361 --> 00:53:19,362
خوبی؟

683
00:53:21,615 --> 00:53:22,824
آره

684
00:53:22,824 --> 00:53:25,493
وایسا -
چیـه؟ -

685
00:53:25,493 --> 00:53:27,162
بگو چه بلایی سر جولز اومد

686
00:53:29,664 --> 00:53:30,665
محض اینکه بمیرم؟

687
00:53:32,167 --> 00:53:33,335
خب، آره

688
00:53:33,335 --> 00:53:34,586
صحیح

689
00:53:35,754 --> 00:53:39,382
ببین. یه دوربین تو کلاه لباسش بود

690
00:53:39,382 --> 00:53:42,761
،و زمانی که از کار افتاد
هنوز زنده بود

691
00:53:42,761 --> 00:53:44,638
چی؟ -
آره -

692
00:53:44,638 --> 00:53:45,889
خودت دیدیش؟

693
00:53:46,431 --> 00:53:48,225
نه، این چیزیـه که بهم گفتن

694
00:53:50,518 --> 00:53:52,145
یعنی هنوز زنده‌ست؟

695
00:53:52,145 --> 00:53:53,480
...نمی‌دونم. من

696
00:53:53,480 --> 00:53:55,899
اگه می‌دونستم، بهت می‌گفتم

697
00:53:56,942 --> 00:53:58,193
ولی امیدوارم

698
00:54:02,739 --> 00:54:05,492
خب. برام آرزوی موفقیت کن

699
00:54:07,202 --> 00:54:08,495
بدجوری هم لازمش داری

700
00:54:09,496 --> 00:54:10,789
چون خودتی و خودت

701
00:54:12,832 --> 00:54:13,875
عالیـه

702
00:54:37,482 --> 00:54:38,900
به نظرت واقعیـه؟

703
00:54:41,736 --> 00:54:42,904
نمی‌دونم

704
00:54:45,865 --> 00:54:48,994
وقتشـه یه طرف رو انتخاب کنیم -
به نظرت برنده میشن؟ -

705
00:54:48,994 --> 00:54:51,746
ممکنـه، اگه کاری که پال بیلینگز
ازت خواسته رو انجام بدی

706
00:54:52,539 --> 00:54:55,750
،راب، اگه برنده بشن
یه نفر رو می‌خوان تا سیلو رو اداره کنه

707
00:54:55,750 --> 00:54:57,043
اون فرد می‌تونی تو باشی

708
00:54:58,086 --> 00:55:00,297
این کاریـه که باید بکنیم

709
00:55:00,964 --> 00:55:02,048
برای آنتونی

710
00:55:04,259 --> 00:55:05,260
نمی‌تونم انجامش بدم

711
00:55:05,260 --> 00:55:07,137
به من به چشم دشمن نگاه می‌کنن

712
00:55:07,137 --> 00:55:08,513
خیلی‌خب

713
00:55:13,018 --> 00:55:14,185
باشه، من انجامش میدم

714
00:55:18,231 --> 00:55:20,108
یه کار دیگه هست که می‌تونم انجام بدم

715
00:55:20,734 --> 00:55:22,068
برنارد یه کلید داره

716
00:55:22,694 --> 00:55:24,029
روش عدد ۱۸ هست

717
00:55:24,571 --> 00:55:26,114
،و وقتی اوضاع قاراشمیش میشه

718
00:55:26,114 --> 00:55:29,534
،چراغش روشن میشه و صدا میده
بعد برنارد غیبش می‌زنه

719
00:55:29,534 --> 00:55:33,330
وقتی خبر رسید شهردار جانز نیکولز روی برای
سِمت کلانتری انتخاب کرده همینطوری شد

720
00:55:33,330 --> 00:55:35,707
رفت. من هم دنبالش کردم

721
00:55:36,374 --> 00:55:39,336
از کلید برای رفتن به
اتاق سرورها استفاده کرد

722
00:55:39,336 --> 00:55:42,088
وقتی برگشت، گفت باید شهردار بشه

723
00:55:43,715 --> 00:55:45,425
توی اتاق سرورها چی هست؟

724
00:55:45,425 --> 00:55:47,260
به جز سرور

725
00:55:47,260 --> 00:55:48,345
نمی‌دونم

726
00:55:49,721 --> 00:55:53,475
تنها کسایی که دسترسی دارن رئیس آی‌تیـه و

727
00:55:54,434 --> 00:55:56,227
هر کسی که اون کلید رو داره

728
00:57:47,839 --> 00:57:49,257
لوکاس کایل

729
00:57:51,050 --> 00:57:52,385
چرا اینجایی؟

730
00:57:53,761 --> 00:57:55,597
بهم دستوراتی داده شده

731
00:57:56,681 --> 00:57:57,849
توسط کی؟

732
00:57:58,933 --> 00:58:00,477
سالوادور کوئین

733
00:58:03,438 --> 00:58:06,399
،قبل از تو
:سه نفر به این دَر رسیدن

734
00:58:07,567 --> 00:58:11,905
سالوادور کوئین، مری مدوس و جرج ویلکینز

735
00:58:13,490 --> 00:58:15,158
با ویلکینز صحبت نکردم

736
00:58:15,867 --> 00:58:19,496
به کوئین و مدوس همون دستوراتی
داده شده بود که الان به تو داده شده

737
00:58:20,330 --> 00:58:22,832
اگه با کسی در مورد این مکالمه صحبت کنی یا

738
00:58:23,333 --> 00:58:25,251
،بگی این پایین چه چیزی دیدی

739
00:58:25,251 --> 00:58:28,296
چاره‌ای جز راه‌اندازیِ «پادمان» نداریم

740
00:58:29,756 --> 00:58:32,091
می‌دونی پادمان چیـه، آقای کایل؟

741
00:58:34,219 --> 00:58:35,261
بله
