﻿1
00:00:22,522 --> 00:00:23,523
‫چی‌کار می‌کنی؟

2
00:00:26,943 --> 00:00:28,903
‫- فقط دنبالِ...
‫- دنبال چی بودی؟

3
00:00:29,946 --> 00:00:31,531
‫وسیله‌هات؟

4
00:00:31,531 --> 00:00:33,533
‫وسیله‌هات رو میز من چی‌کار می‌‌کنه؟

5
00:00:37,162 --> 00:00:38,371
‫دنبال چی می‌گردی؟

6
00:00:41,332 --> 00:00:43,585
‫یه پرونده حساس
‫که فکر می‌کنن می‌خوای افشاش کنی.

7
00:00:48,631 --> 00:00:51,468
‫اوم...

8
00:00:51,468 --> 00:00:54,596
‫خب،
‫حالا تو این پرونده چی هست؟

9
00:00:54,596 --> 00:00:56,890
‫نگفتن.
‫فقط یه اسم بهم دادن.

10
00:00:58,308 --> 00:00:59,309
‫«رد پا.»

11
00:01:00,393 --> 00:01:05,106
‫هیچ سوالی هم نپرسیدی؟
‫فقط موافقت کردی؟

12
00:01:06,316 --> 00:01:08,234
‫راستی،
‫اصلاً جاسوس خوبی ازت در نمیاد.

13
00:01:08,234 --> 00:01:09,861
‫کار راحتی واسم نیست.

14
00:01:09,861 --> 00:01:13,698
‫نیست؟
‫بهش که می‌خوره باشه.

15
00:01:14,074 --> 00:01:17,410
‫میای اینجا و 
‫و میری سر وسایلم.

16
00:01:17,410 --> 00:01:18,536
‫از اون ماموریت خفن‌هاس.

17
00:01:18,536 --> 00:01:21,289
‫نتونستم قبول نکنم.
‫درمورد رابطه‌مون خبر ندارن.

18
00:01:22,957 --> 00:01:26,086
‫الیسون. الی.
‫نه، وایسا!

19
00:01:31,174 --> 00:01:33,051
‫ال.

20
00:01:36,054 --> 00:01:37,430
‫پیداش کردی؟

21
00:01:39,307 --> 00:01:40,725
‫خودت می‌دونی مجبور بودم.

22
00:01:41,267 --> 00:01:42,560
‫فکر می‌کردم من برات مهمم.

23
00:01:42,560 --> 00:01:43,978
‫هستی.

24
00:01:43,978 --> 00:01:45,772
‫واقعاً برام مهمی.

25
00:01:45,772 --> 00:01:46,731
‫گورت رو گم کن.

26
00:01:46,731 --> 00:01:48,191
‫تو رو خدا بذار وضع رو درست کنم.

27
00:01:51,277 --> 00:01:53,571
‫همین حالا.

28
00:02:17,595 --> 00:02:20,056
‫منم.
‫باید نقشه رو بندازیم جلو.

29
00:02:20,640 --> 00:02:22,433
‫همین حالا راه می‌افتم.

30
00:02:23,268 --> 00:02:27,355
‫[رد پا: بردن این پرونده به بیرون غیرقانونی است.]

31
00:03:01,639 --> 00:03:02,807
‫میرم قاضی‌کوی.

32
00:03:02,807 --> 00:03:03,766
‫بله خانم.

33
00:03:17,614 --> 00:03:19,073
‫اون قایق رو تعقیب کن.

34
00:03:52,065 --> 00:03:54,067
‫جلوی تانکر بپیچ راست.

35
00:03:55,068 --> 00:03:56,402
‫نمی‌تونم نزدیک شم.

36
00:03:56,402 --> 00:04:01,699
‫اگه قایق پشت‌سری‌مون رو گم کنی
‫۵۰۰ تا دیگه میدم.

37
00:04:10,875 --> 00:04:13,962
‫- همین حالا تانکر رو دور بزن!
‫- نمیشه!

38
00:04:24,305 --> 00:04:26,724
‫[داندلر - استانبول]

39
00:05:37,837 --> 00:05:38,838
‫هی!

40
00:05:48,264 --> 00:05:49,640
گندش بزنن

41
00:06:48,699 --> 00:06:49,700
‫گندش بزنن.

42
00:07:24,694 --> 00:07:27,071
‫بذار همه بدونن چی تو اون پرونده‌اس.

43
00:07:51,137 --> 00:07:53,973
‫نه الی! وایسا!
‫چی؟

44
00:08:01,189 --> 00:08:02,315
‫الی!

45
00:08:04,317 --> 00:08:06,444
‫الیسون!

46
00:08:09,822 --> 00:08:10,948
‫کجایی الی؟

47
00:08:16,120 --> 00:08:17,663
‫الی!

48
00:08:22,668 --> 00:08:24,587
‫کجایی؟

49
00:09:29,443 --> 00:09:32,029
‫[برگرفته از رمان «ببرهای واقعی» از میک هرون]

50
00:09:37,577 --> 00:09:40,162
‫« اسب‌های کودن »
‫" فصل سوم - قسمت اول "

51
00:09:40,913 --> 00:09:42,915
‫[یک سال بعد]

52
00:09:53,968 --> 00:09:56,053
‫ریور!

53
00:09:59,307 --> 00:10:00,766
‫جعبۀ آخر رو می‌خوان.

54
00:10:00,766 --> 00:10:02,685
‫- حله.
‫- توش رو نگاه کردی؟

55
00:10:02,685 --> 00:10:03,978
‫آره.

56
00:10:03,978 --> 00:10:05,646
‫بهش نمی‌خوره کرده باشی.

57
00:10:05,646 --> 00:10:06,981
‫هنوز چسبای قدیمی روشه که.

58
00:10:06,981 --> 00:10:09,775
‫خب دوباره می‌چسبونمش.
‫دارم از طبیعت محافظت می‌کنم.

59
00:10:11,736 --> 00:10:13,279
‫فهرست‌شون کردی؟

60
00:10:13,279 --> 00:10:15,698
‫مگه مهمه؟
‫کسی که دیگه اینا رو نمی‌خونه.

61
00:10:15,698 --> 00:10:17,783
‫آره ولی باز هم باید فهرست‌شون کنیم.

62
00:10:17,783 --> 00:10:18,701
‫چه فایده‌ای داره؟

63
00:10:19,577 --> 00:10:23,831
‫این پرونده‌ها تو سطح رینگوئن،
‫سطح‌پایین‌ترین پرونده‌های پارکه.

64
00:10:23,831 --> 00:10:25,291
‫نشون میده چه فکری درموردمون می‌کنن.

65
00:10:25,291 --> 00:10:28,336
‫اگه حتی همین کار ساده رو هم
‫نتونیم درست انجام بدیم که فکرشون بدتر میشه.

66
00:10:28,336 --> 00:10:31,797
‫کاترین، این مثل پر کردن یه انبار
‫با کلی خرت و پرته

67
00:10:31,797 --> 00:10:34,091
‫که وقتی آدم می‌میره
‫بچه‌هاش برن توش سرک بکشن.

68
00:10:34,091 --> 00:10:36,594
‫ازمون خواستن این کار رو بکنیم،
‫پس باید درست انجامش بدیم.

69
00:10:36,594 --> 00:10:38,346
‫پس برگرد بالا
‫و فهرست‌بندی‌شون کن.

70
00:10:38,346 --> 00:10:40,806
‫نه، امکان نداره.
‫بعدش هم، کامیون داره راه بیفته.

71
00:10:40,806 --> 00:10:42,516
‫ترجیح میدم جعبه رو فردا بفرستیم،

72
00:10:42,516 --> 00:10:43,976
‫بعد این که محتویات‌شون رو بررسی کردیم.

73
00:10:43,976 --> 00:10:44,852
‫نچ.

74
00:10:45,436 --> 00:10:47,229
‫حتی چسب‌شون هم درست نزدی.

75
00:10:47,813 --> 00:10:50,566
‫چیزی نیست.
‫بیخیال شو.

76
00:10:51,400 --> 00:10:52,943
‫هی،
‫وایسا، وایسا.

77
00:10:54,028 --> 00:10:57,031
‫- ای خدا.
‫- وایسا.

78
00:11:11,087 --> 00:11:12,088
‫ریور؟

79
00:11:12,088 --> 00:11:14,590
‫باشه،
‫میرم یه جعبه دیگه بیارم.

80
00:11:41,701 --> 00:11:46,330
‫ببخشید این رو می‌پرسم،
‫اما بهتر نیست ایشون اینجا نباشن؟

81
00:11:46,330 --> 00:11:49,750
‫- کی؟
‫- خب، این کارتن‌خوابه.

82
00:11:49,750 --> 00:11:50,835
‫کارتن‌خواب؟

83
00:11:53,546 --> 00:11:54,547
.ویزیت دارن

84
00:11:54,547 --> 00:11:58,300
‫آخه ایشون...
‫بوی بدی میدن.

85
00:11:58,884 --> 00:12:00,428
‫همسرم رو ناراحت کرده.

86
00:12:00,928 --> 00:12:02,680
‫متاسفانه کاری از دست من برنمیاد.

87
00:12:03,889 --> 00:12:04,890
‫اوه.

88
00:12:14,984 --> 00:12:18,612
‫مشکل روده‌‌امه.
‫کاریش نمیشه کرد.

89
00:12:25,077 --> 00:12:27,329
‫لازم نیست این کارها رو بکنی جکسون.

90
00:12:27,329 --> 00:12:29,915
‫مزایای کاری‌ان دیگه.

91
00:12:29,915 --> 00:12:32,668
‫- واقعاً یه سال شده؟
‫- آره.

92
00:12:32,668 --> 00:12:36,297
پوستم یکم آویزون تر شده

93
00:12:36,297 --> 00:12:38,132
‫اما بجز اون همه‌چی روبراهه.

94
00:12:41,677 --> 00:12:43,554
‫- از نوشیدنی هات چه خبر؟
‫- خوبن خداروشکر.

95
00:12:43,554 --> 00:12:45,306
‫نه، منظورم اینه چقدر نوشیدنی می‌خوری؟

96
00:12:45,306 --> 00:12:48,184
‫نمی‌دونم.
‫شاید هفته‌ای ۲ یا ۳ تا بطری.

97
00:12:48,184 --> 00:12:51,020
‫- 3 یا 2
‫- شاید 4

98
00:12:51,270 --> 00:12:52,772
‫فکر می‌کردم درموردش حرف زدیم.

99
00:12:52,772 --> 00:12:54,315
‫رو کارم تاثیری نمی‌ذاره.

100
00:12:54,315 --> 00:12:58,068
‫بعدش هم، کلی کار رو سرم ریخته،
‫آسایشم رو بهم زده.

101
00:12:58,068 --> 00:12:59,320
‫اینجا یه کلینیک اطلاعاتیه.

102
00:12:59,320 --> 00:13:02,907
‫تعداد واحدهای نوشیدنی ای که
‫ تو یه هفته می‌تونی بخوری، حدی داره.

103
00:13:02,907 --> 00:13:06,160
‫- حدش چیه؟
‫- چهارده واحد.

104
00:13:06,160 --> 00:13:08,704
‫- خب همین رو بنویس.
‫- اجازه ندارم دروغ بگم.

105
00:13:08,704 --> 00:13:14,210
‫تو دروغ نمیگی. من دروغ میگم.
‫من بهت گفتم ۱۴ واحد. همین رو بنویس.

106
00:13:18,214 --> 00:13:20,800
‫- سیگار می‌کشی؟
‫- ترک کردم.

107
00:13:21,717 --> 00:13:22,843
‫- جداً؟
‫- آره.

108
00:13:22,843 --> 00:13:26,096
‫تقریباً...
‫بیست و هفت‌ دقیقه‌ای میشه که نکشیدم.

109
00:13:27,723 --> 00:13:30,643
‫لابد معجزه شده
‫اما آزمایش‌های خونت خوب از آب در اومدن.

110
00:13:30,643 --> 00:13:33,521
‫دیدی؟
‫من یه غولم.

111
00:13:35,356 --> 00:13:37,441
‫می‌خوام فشار خونت رو اندازه بگیرم.

112
00:13:41,028 --> 00:13:42,571
‫بعدش هم باید بری رو تردمیل.

113
00:13:43,447 --> 00:13:44,532
‫اگه...

114
00:13:44,532 --> 00:13:48,577
‫اگه من رو ببری رو تردمیل...
‫به جرم آدم‌کشی دستگیرت می‌کنن.

115
00:13:48,577 --> 00:13:50,371
‫باید یه چندتا فعالیت سبک انجام بدی،

116
00:13:50,371 --> 00:13:52,873
‫روزی یه ساعت‌ پیاده‌روی کنی
‫و حواست به تغذیه‌‌ات باشه.

117
00:13:52,873 --> 00:13:55,334
‫فکر کنم این چیزا دیگه از من گذشته،
‫نه؟

118
00:13:56,085 --> 00:14:00,506
‫ویندلوی هندی فاسد
‫ و پله‌های شیب‌دار دخلم رو میارن.

119
00:14:01,632 --> 00:14:03,551
‫راه بهتری برای مردن
‫به فکرم نمی‌رسه.

120
00:14:06,554 --> 00:14:08,681
‫کار اون جعبه رو صبح تموم می‌کنم.

121
00:14:08,681 --> 00:14:11,392
‫- بقیه رو هم درست انجام میدی؟
‫- آره.

122
00:14:11,392 --> 00:14:15,396
‫شاید باید به‌جای این که
‫ با کارت بجنگی، در آغوشش بگیری.

123
00:14:15,396 --> 00:14:18,274
‫آغوش گرفتن که یکم زیاد‌ه‌رویه اما...

124
00:14:18,274 --> 00:14:19,483
‫واقعاً خسته شدم

125
00:14:19,483 --> 00:14:21,986
‫- از این که هی باید وادارت کنم.
‫- خب نکن.

126
00:14:22,486 --> 00:14:24,989
‫اینقدر مثل فداکارها رفتار نکن.

127
00:14:26,740 --> 00:14:27,825
‫فردا می‌بینمت.

128
00:14:30,369 --> 00:14:32,913
‫وایسا کاترین.
‫منظورم این نبود.

129
00:14:37,793 --> 00:14:39,962
‫اوه.
‫ببخشید.

130
00:14:42,006 --> 00:14:43,007
‫نه،
‫ولش کن!

131
00:14:50,055 --> 00:14:52,016
‫[لیدن‌هال]

132
00:15:27,760 --> 00:15:29,470
‫درحال حاضر تو این جلسه،

133
00:15:29,470 --> 00:15:33,265
‫از تازه‌واردها می‌پرسیم که دل‌شون می‌خواد
‫باهامون چیزی رو به اشتراک بذارن؟

134
00:15:35,476 --> 00:15:38,729
‫- اسم من جانه.
‫- سلام جان.

135
00:15:39,647 --> 00:15:40,940
‫هنوز هم دائم‌الخمرم.

136
00:15:42,900 --> 00:15:44,944
‫هنوز هم تازه‌واردم.

137
00:15:47,029 --> 00:15:48,822
‫هنوز هم فقط روزها رو می‌شمارم.

138
00:15:49,448 --> 00:15:52,326
‫همش واسه فردا صبر می‌کنم
‫تا از دیروز روز بهتری باشه.

139
00:15:52,326 --> 00:15:55,537
‫اما...

140
00:15:55,537 --> 00:15:57,790
‫...انتظار ندارم اینطوری باشه.

141
00:15:58,832 --> 00:16:01,126
‫ادامه بده.

142
00:16:02,753 --> 00:16:06,090
‫تازه‌وارد دیگه‌ای نیست
‫که مایل باشه حرفی بزنه؟

143
00:16:36,704 --> 00:16:37,913
‫شب‌تون بخیر خانم.

144
00:16:37,913 --> 00:16:40,624
‫ماشین وایسادن تا شما رو ببرن
‫انبار پرونده‌های خارج از اینجا.

145
00:16:40,624 --> 00:16:42,042
‫با آژانس جلسه دارم.

146
00:16:42,042 --> 00:16:44,837
‫بهم گفته شده که توی برنامه‌تون
‫ تغییر کوچیکی به‌وجود اومده.

147
00:16:44,837 --> 00:16:45,754
‫کی گفته؟

148
00:16:57,599 --> 00:16:58,934
‫یه پرس کباب بره لطفاً.

149
00:16:59,852 --> 00:17:00,853
‫معمولی یا بزرگ؟

150
00:17:01,353 --> 00:17:03,188
‫ام..
‫بزرگ.

151
00:17:03,856 --> 00:17:05,274
‫نه،
‫دوتا معمولی بده.

152
00:17:05,899 --> 00:17:08,861
‫- میشه چهارده پوند.
‫- چهارده.

153
00:17:08,861 --> 00:17:10,446
به کباب‌ها سس تند بزنم؟

154
00:17:10,446 --> 00:17:12,948
‫آره، اما زیاد نباشه که
‫مزه گوشت رو نتونم بچشم.

155
00:17:13,323 --> 00:17:14,575
‫سه‌ پرس کباب می‌خواستیم.

156
00:17:14,575 --> 00:17:16,535
‫- چندتا هم نوشیدنی 
‫- نوشیدنی نداریم.

157
00:17:16,535 --> 00:17:18,370
‫پس برم از فروشگاه بخرم؟

158
00:17:18,370 --> 00:17:20,622
‫من...
‫بیرون منتظر می‌مونم.

159
00:17:44,271 --> 00:17:46,565
‫- شما کاترین بودین، درسته؟
‫- بله.

160
00:17:46,565 --> 00:17:50,277
‫یه لحظه وقت دارین؟
‫ازتون یه توصیه می‌خواستم.

161
00:17:51,361 --> 00:17:52,654
‫- از من؟
‫- بله.

162
00:17:52,654 --> 00:17:54,448
‫اگه نتونستین اشکال نداره،
‫فقط...

163
00:17:55,574 --> 00:17:59,661
‫اونجا که داشتم حرف می‌زدم،
‫انگار واقعاً گوش می‌کردین.

164
00:18:00,287 --> 00:18:02,372
‫مرسی.
‫همیشه سعی می‌کنم.

165
00:18:04,041 --> 00:18:05,250
‫سوال‌تون چی بود؟

166
00:18:06,210 --> 00:18:09,963
‫احتمالاً وقتشه یه سرپرست بگیرم.

167
00:18:12,883 --> 00:18:13,759
‫نوش جان.

168
00:18:24,478 --> 00:18:29,441
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتین.
‫اینجا همچین شهر دوستانه‌ای نیست.

169
00:18:30,400 --> 00:18:32,277
‫از بار آخری که اینجا بودم
‫خیلی عوض شده.

170
00:18:33,529 --> 00:18:34,696
‫مگه کِی بوده؟

171
00:18:35,280 --> 00:18:36,824
‫حدود ده سال پیش.

172
00:18:36,824 --> 00:18:38,117
‫چی باعث شد برگردین؟

173
00:18:41,328 --> 00:18:42,204
‫من...

174
00:18:44,081 --> 00:18:45,207
‫یه‌ نفر رو از دست دادم.

175
00:18:46,458 --> 00:18:48,168
‫نتونستم اینجا بمونم.

176
00:18:48,168 --> 00:18:49,711
‫به‌خاطر خاطرات و این‌جور چیزا.

177
00:18:50,963 --> 00:18:54,258
‫- ببخشید. قصدم فضولی نبود...
‫- نه، اشکالی نداره.

178
00:18:54,925 --> 00:18:58,137
‫هی، می‌تونستم دروغ بگم
‫تا اینطوری خجالت نکشین،

179
00:18:58,137 --> 00:19:01,765
‫نوشیدنی خوردن رو بعد از مرگش شروع کردم.

180
00:19:01,765 --> 00:19:05,894
‫خودم رو مقصر می‌دونستم،
‫توی خودم ریختم.

181
00:19:05,894 --> 00:19:08,814
‫...بخشی از روند بهبودی هم
‫صحبت کردن درموردش بوده.

182
00:19:08,814 --> 00:19:11,358
‫این که باهاش کنار بیام
‫نه این که دفنش کنم.

183
00:19:12,568 --> 00:19:14,194
‫می‌تونی خاطرات رو دور کنی،

184
00:19:14,194 --> 00:19:16,655
‫اما دیر یا زود
‫باید باهاشون کنار بیای.

185
00:19:16,655 --> 00:19:20,534
‫همم.
‫رازها هم همیشه برملا میشن.

186
00:19:22,161 --> 00:19:25,414
‫همیشه تاوانی در کاره.

187
00:19:30,377 --> 00:19:33,505
‫لاته بدون کافئین
‫ و کاپوچینوی قوی با شکلات اضافه.

188
00:19:33,505 --> 00:19:35,090
‫قهوه‌ام رو تو راه می‌خورم.

189
00:19:35,090 --> 00:19:37,092
‫چی؟ نه.
‫از صحبت کردن باهات واقعاً لذت می‌‌برم.

190
00:19:37,092 --> 00:19:39,970
‫- صبح زود باید بیدار شم.
‫- بیخیال. نمیشه که بری.

191
00:19:39,970 --> 00:19:42,639
‫هنوز درمورد چیزی که
‫ اومدیم درموردش حرف بزنیم، حرف نزدیم.

192
00:19:42,639 --> 00:19:43,765
‫بله.
‫سرپرستی رو میگین.

193
00:19:43,765 --> 00:19:46,476
‫نه.
‫جکسون لمب.

194
00:20:39,947 --> 00:20:40,864
‫ببخشید.

195
00:20:41,865 --> 00:20:44,952
‫ببخشید.
‫من گم شدم.

196
00:20:44,952 --> 00:20:47,204
‫میشه بگین جادۀ شمالی از کدوم سمته؟

197
00:20:47,204 --> 00:20:50,624
‫مسیرم از اون طرفه.
‫اگه سوارم کنین، نشون‌تون میدم.

198
00:20:50,624 --> 00:20:52,125
‫یه جا دیگه میری.

199
00:22:27,971 --> 00:22:29,431
‫از جات جم نخور.

200
00:22:33,643 --> 00:22:34,644
‫خانم.

201
00:22:36,396 --> 00:22:38,273
‫میز دوم توی خونه‌اس.

202
00:22:38,273 --> 00:22:39,983
‫بیرون خونه...
‫خونه نه.

203
00:22:40,567 --> 00:22:43,779
‫چندتا پناهگاه متروکه از زمان جنگ سرد.

204
00:22:43,779 --> 00:22:46,365
‫اگه بمباران می‌شد،
‫ملکه و اعضای دولت اینجا مخفی می‌شدن.

205
00:22:46,365 --> 00:22:48,867
‫آره، می‌دونم.
‫خودم منحلش کردم.

206
00:22:48,867 --> 00:22:51,244
‫و دوباره به‌عنوان یه انبار اسناد بازش کردین.

207
00:22:51,244 --> 00:22:52,496
‫مچکرم، خالق من.

208
00:22:52,496 --> 00:22:54,748
‫- می‌بینم که می‌خواین یه گشتی بزنین.
‫- واسه همین اومدم.

209
00:22:54,748 --> 00:22:58,001
‫«بفرما توی خونه».
‫این رو عنکبوب رو مگس گفت.

210
00:22:58,001 --> 00:23:02,089
‫اینجا خونه نیست، من هم عنکبوت نیستم.
‫اسمم داگلاسه. شما هم مگس نیستین.

211
00:23:02,089 --> 00:23:05,592
‫میشه قبل این که حرف بزنی فکر کنی
‫یا کلاً حرف نزنی؟

212
00:23:06,593 --> 00:23:09,596
‫پیام دریافت شد
‫و مفهومه.

213
00:23:09,596 --> 00:23:10,847
‫با این‌حال بهش عمل نکردی.

214
00:23:22,192 --> 00:23:23,944
‫انگار بدت نمیاد کسی کنارت باشه.

215
00:23:26,655 --> 00:23:31,451
‫۳۷ دقیقه‌اس که اومدی
‫و یه بار هم به در نگاه نکردی.

216
00:23:38,375 --> 00:23:39,501
‫اهل حرف زدن نیستی؟

217
00:23:42,212 --> 00:23:43,213
‫باشه.

218
00:23:46,007 --> 00:23:47,801
‫می‌شینم اینجا و از منظره لذت می‌برم.

219
00:23:56,226 --> 00:23:59,855
‫راستی، من تو آینده سیر می‌کنم.
‫نترس، طالع‌بین نیستم.

220
00:24:00,647 --> 00:24:03,859
‫البته می‌تونم این رو بگم که به تازگی
‫با یه غریبۀ خوش‌تیپ آشنا شدی.

221
00:24:07,654 --> 00:24:13,118
‫«آینده» قراردادهای مشتق
.برای خرید یا فروش یه کالا برای مدتی بعده

222
00:24:14,828 --> 00:24:15,787
‫من یه‌جور...

223
00:24:15,787 --> 00:24:19,791
‫ای خدا، می‌خوام دوتا لیوان نوشیدنی بخورم
‫که خودم هم پولش رو میدم

224
00:24:19,791 --> 00:24:22,669
‫و اگه وقتی کارم تموم شد، هنوز اینجا بودی،
‫می‌تونی شماره مو داشته باشی .

225
00:24:22,669 --> 00:24:23,879
‫اما تا اون‌موقع...

226
00:24:23,879 --> 00:24:25,464
‫...لطفاً خفه‌خون بگیر.

227
00:24:27,048 --> 00:24:28,258
‫باشه.

228
00:24:37,017 --> 00:24:38,393
‫داره ازم اخاذی میشه.

229
00:24:40,312 --> 00:24:41,938
‫- به‌خاطر بدهی؟
‫- نه.

230
00:24:41,938 --> 00:24:43,023
‫پس چی؟

231
00:24:43,773 --> 00:24:46,318
‫به‌خاطر این که دوباره قمار رو شروع کردم.

232
00:24:46,985 --> 00:24:48,528
‫- می‌دونن اطلاعاتی‌ای؟
‫- آره.

233
00:24:48,528 --> 00:24:50,363
‫- یعنی لو رفتی؟
‫- اوهوم.

234
00:24:50,363 --> 00:24:51,448
‫کی لوت داده؟

235
00:24:52,115 --> 00:24:54,993
‫سرویس امنیت فدرال روسیه؟
‫کرۀ شمالی؟

236
00:24:55,494 --> 00:24:56,536
‫یا کار مافیاس؟

237
00:24:56,536 --> 00:24:58,038
‫رفیقای ولگردم چطورن؟

238
00:25:00,207 --> 00:25:04,002
‫رفیقای ولگرد.
‫چون هم رفیقامین و هم ولگردین.

239
00:25:04,002 --> 00:25:05,545
‫نوشیدنی لازم میشی.

240
00:25:05,545 --> 00:25:07,964
‫چی...
‫هو داره ازت باج می‌گیره؟

241
00:25:09,466 --> 00:25:10,675
‫باج‌گیری نیست.

242
00:25:10,675 --> 00:25:13,303
‫گفتم یه لطف کوچیکی در حقم بکنه.
‫قبول نکرد.

243
00:25:13,303 --> 00:25:17,057
‫برای همین یکم فشار روش گذاشتم
‫تا تو مسیر درست قرار بگیره.

244
00:25:17,599 --> 00:25:19,768
‫عجب آدم آشغالی هستی هو.

245
00:25:19,768 --> 00:25:22,479
‫- تهدید کردی که اخراج میشه؟
‫- واسه قمار اخراجم نمی‌کنن.

246
00:25:22,479 --> 00:25:26,191
‫یه اعتیاده...
‫یعنی یه مشکل روانی.

247
00:25:26,983 --> 00:25:28,193
‫پس می‌خواد به کی بگه؟

248
00:25:29,945 --> 00:25:30,779
‫به خانمش.

249
00:25:30,779 --> 00:25:32,739
‫بهش قول داده قمار رو کنار بذاره،

250
00:25:32,739 --> 00:25:35,283
‫- اما بعضیا معتاد پوکر آنلاینن..
‫- خفه شو.

251
00:25:35,283 --> 00:25:37,202
‫خب این چه ربطی به من داره؟

252
00:25:38,537 --> 00:25:40,163
‫بهت نگفته؟

253
00:25:40,330 --> 00:25:43,208
‫حق‌السکوتم این بوده
‫که تو رو بیاره پیش من.

254
00:25:43,542 --> 00:25:46,836
‫- مگه مال اینم که به بیارتم پیش تو؟
‫- ببین، یه نوشیدنی برات می‌گیرم، خب؟

255
00:25:46,836 --> 00:25:48,672
‫خودم با پولت نوشیدنی می‌گیرم.

256
00:25:52,634 --> 00:25:57,639
‫همونطور که می‌بینین، فضای ذخیره‌سازی کافی
‫ برای پرونده‌های سطح جورج و رینگو داریم.

257
00:25:57,639 --> 00:26:01,268
‫سطوح پاول و جان
‫هنوز توی پارک نگهداری میشن.

258
00:26:01,685 --> 00:26:05,981
‫به‌نظر من این‌ نام‌گذاری یه کوچولو خشنه.

259
00:26:05,981 --> 00:26:07,691
‫از طرفدارای دو آتیشۀ جرج هریسونم.

260
00:26:07,691 --> 00:26:11,194
‫راستش خودم هم یکم
‫وارد فاز ‏فلسفه‌ی ماوراءطبیعه شدم

261
00:26:11,194 --> 00:26:13,530
‫که منجر به این شد
 دچار یه فروپاشی جزئی بشم،

262
00:26:13,530 --> 00:26:16,116
‫اما...
‫حالا وضعم اینه.

263
00:26:18,410 --> 00:26:23,331
‫مالی دورن ازم خواست تا مطمئن شم
‫که قفسه ۲۷ به سلامت رسیده باشه.

264
00:26:23,331 --> 00:26:25,792
‫انگار دقیقه نودی اضافه شده.

265
00:26:26,293 --> 00:26:30,297
‫مالی دورن از من سوال کرده؟
‫اون یه اسطوره‌اس.

266
00:26:30,297 --> 00:26:33,758
‫ملکۀ بایگانی‌ها.
‫کراش قایمکیم.

267
00:26:33,758 --> 00:26:36,303
‫دفعه بعد یه عکس امضا شده برات میارم.

268
00:26:36,303 --> 00:26:37,554
‫چی بهش بگم؟

269
00:26:38,138 --> 00:26:39,556
‫که صدالبته این پرونده به سلامت رسیده

270
00:26:39,556 --> 00:26:42,767
‫و رو سینۀ نرمم نگهش می‌دارم.

271
00:26:44,269 --> 00:26:45,520
‫استعاری بود.

272
00:26:46,146 --> 00:26:48,189
‫همین بالاس.
‫اگه می‌خواین می‌تونم نشون‌تون بدم.

273
00:26:48,189 --> 00:26:50,609
‫لازم نیست.
‫چطوری از اینجا برم بیرون؟

274
00:26:50,609 --> 00:26:53,903
‫اگه گشت‌زدن‌مون رو تموم کنیم
‫و از راهی که اومدیم برگردیم، سریع‌تر می‌رسیم.

275
00:26:53,903 --> 00:26:55,780
‫نزدیک‌ترین راه خروجی رو نشونم بده.

276
00:27:01,995 --> 00:27:04,748
‫- چی از جونم می‌خوای؟
‫- لوئیزا.

277
00:27:06,499 --> 00:27:08,627
‫- فکر می‌کنی الماس دست اونه؟
‫- چی؟

278
00:27:08,627 --> 00:27:13,131
‫وقتی نزدیک بود لوئیزا تیر بخوره
‫۳۵۷ تا الماس از سقف ریخت.

279
00:27:13,131 --> 00:27:14,341
‫فقط ۳۵۶تاش رو پیدا کردن.

280
00:27:14,341 --> 00:27:17,886
‫فکر و ذکر دافی این شده که پیداش کنه،
‫وگرنه تحت ظن بازرس‌هاش می‌مونه.

281
00:27:17,886 --> 00:27:19,846
‫- آره، دست توئه.
‫- نه، نیست.

282
00:27:20,430 --> 00:27:22,849
‫دیگه نیست.
‫سرش قمار کردی.

283
00:27:24,059 --> 00:27:25,310
‫من برش نداشتم.

284
00:27:25,310 --> 00:27:29,356
‫دیگه فقط کاترین اونجا بود.
‫امکان نداره اون برش داشته باشه.

285
00:27:29,356 --> 00:27:32,776
‫خب اگه می‌دونین که الماس
‫دست لوئیزا نیست، پس قضیه چیه؟

286
00:27:36,488 --> 00:27:37,864
‫وای خدا.

287
00:27:37,864 --> 00:27:40,867
‫جذاب‌ترین دختر اداره
‫باید با جذاب‌ترین پسر اداره باشه.

288
00:27:41,493 --> 00:27:42,702
‫اما شدنی نیست.

289
00:27:42,702 --> 00:27:45,288
‫برای همین موهات رو رنگ کردی؟

290
00:27:45,288 --> 00:27:48,833
‫ چی؟ نه.
‫ اون موهاش رو رنگ کرد تا از من تقلید کنه.

291
00:27:48,833 --> 00:27:52,128
‫مثل بتمن داره علامت میده
‫اما مثل جوکر باهام رفتار می‌کنه.

292
00:27:52,128 --> 00:27:53,338
‫همم.

293
00:27:53,338 --> 00:27:56,132
‫واقعاً خودت نمی‌تونی بفهمی
‫که چرا شدنی نیست؟

294
00:27:56,132 --> 00:27:59,511
‫معلومه که هنوز دلش پیش هارپر گیره.

295
00:27:59,511 --> 00:28:00,929
‫اما اون مُرده،
‫جسدش سوزونده و خاکستر شده.

296
00:28:00,929 --> 00:28:04,224
‫باید فراموش کنه.
‫تو هم باید سر عقل بیاریش.

297
00:28:05,058 --> 00:28:07,394
‫توی سرازیریه.

298
00:28:07,394 --> 00:28:09,688
‫این که می‌بینم یه میوۀ تازه
‫ روی شاخه گندیده بشه،

299
00:28:09,688 --> 00:28:10,855
‫- دلم رو می‌شکونه.
‫- ای خدا.

300
00:28:16,027 --> 00:28:18,571
‫همون اول باید این کار رو می‌کردی.

301
00:28:19,239 --> 00:28:20,740
‫یه نوشیدنی دیگه برام سفارش بده.

302
00:28:20,740 --> 00:28:22,784
‫تموم نوشیدنی های عمرت پا حساب من.

303
00:28:44,139 --> 00:28:47,267
‫همم.
‫کلوچه با خامه. صبحونۀ موردعلاقم.

304
00:28:47,267 --> 00:28:48,560
‫حتماً یه نشونه‌اس.

305
00:28:48,560 --> 00:28:50,478
‫الان به خودت بستنی تعارف کردی؟

306
00:28:50,478 --> 00:28:51,688
‫جانم؟

307
00:28:51,688 --> 00:28:54,607
‫- بستنی رو بذار سر جاش.
‫- باز هم برات می‌خرم.

308
00:28:54,607 --> 00:28:56,693
‫خیلی ممنون.
‫خودم می‌تونم واسه خودم بستنی بخرم...

309
00:28:56,693 --> 00:28:57,777
‫اصلاً برو بیرون.

310
00:28:59,446 --> 00:29:00,655
‫گورت رو گم کن.

311
00:29:08,037 --> 00:29:10,081
‫- خل وضع.
‫- آشغال.

312
00:30:08,348 --> 00:30:09,766
‫بیخیال.

313
00:30:21,027 --> 00:30:24,113
‫استن‌دیش!
‫صابون!

314
00:30:36,167 --> 00:30:37,335
‫استن‌دیش!

315
00:31:08,741 --> 00:31:09,742
‫اه.

316
00:31:10,869 --> 00:31:12,245
‫- صبح‌بخیر.
‫- صبح‌بخیر.

317
00:31:13,121 --> 00:31:14,205
‫چندوقته اینجایی؟

318
00:31:16,708 --> 00:31:17,876
‫حدوداً یه ساعت.

319
00:31:17,876 --> 00:31:19,043
‫واسه چی؟

320
00:31:19,043 --> 00:31:20,837
‫تا واسه کاترین جبران کنم.

321
00:31:20,837 --> 00:31:23,423
‫چون فکر کنم دیروز تونستم
‫واقعاً عصبانیش کنم.

322
00:31:23,923 --> 00:31:25,758
‫جدی؟
‫قیافۀ کاترین عصبانی چه شکلیه؟

323
00:31:26,718 --> 00:31:29,095
‫دقیقاً مثل حالت معمولیش.
‫همینه که بدترش می‌کنه.

324
00:31:30,013 --> 00:31:31,014
‫چیزیش نمیشه.

325
00:31:33,099 --> 00:31:35,518
‫بهش گفتم اینقدر مثل فداکارها رفتار نکن.

326
00:31:37,395 --> 00:31:39,230
‫خب پس.
‫یه چیزیش میشه.

327
00:31:39,731 --> 00:31:40,773
‫خب واسه چی؟

328
00:31:41,357 --> 00:31:45,486
‫چون اینجا رو می‌گردونه.
‫از خودگذشتگی می‌کنه.

329
00:31:45,486 --> 00:31:50,074
‫تو هم عملاً بهش گفتی این کارها رو واسه این می‌کنه
‫ که ادای آدم‌های با اصول اخلاقی رو در بیاره.

330
00:31:52,410 --> 00:31:55,580
‫نه خب منظورم این نبود.
‫از دهنم پرید.

331
00:31:56,581 --> 00:31:57,790
‫از دهنت پرید؟
‫بدتر شد که.

332
00:31:57,790 --> 00:31:59,250
‫با حرفات حالم رو بهتر نمی‌کنی.

333
00:31:59,250 --> 00:32:00,877
‫- به چی نگاه می‌کنی؟
‫- لمب.

334
00:32:01,461 --> 00:32:03,922
‫انگار می‌خواد یه فنجون
‫ از یه چیزی درست کنه.

335
00:32:05,548 --> 00:32:07,842
‫نمی‌دونستم همچین کاری هم بلده.

336
00:32:08,801 --> 00:32:11,763
‫اگه داره یه کاری واسه خودش می‌کنه
‫حتماً مشکلی پیش اومده.

337
00:32:11,763 --> 00:32:13,222
‫خب پس باید ازش فیلم بگیریم.

338
00:32:13,723 --> 00:32:16,059
‫اصلاً شاید خودش رو سوزوند.

339
00:32:16,059 --> 00:32:17,602
‫همه‌چی مرتبه؟

340
00:32:18,227 --> 00:32:20,563
‫ببین رفته جلسۀ بازپروری؟

341
00:32:21,230 --> 00:32:22,774
‫- کی؟
‫- کاترین.

342
00:32:23,942 --> 00:32:27,487
‫خوبه که می‌بینم بیرون موندنت تا دیروقت

343
00:32:27,487 --> 00:32:29,405
‫عقل از سرت نپرونده.

344
00:32:30,823 --> 00:32:33,534
‫ببین استن‌دیش زیر لحافشه یا نه؟

345
00:32:34,661 --> 00:32:35,662
‫کلید اونه؟

346
00:32:35,662 --> 00:32:38,122
‫معلومه که کلیدشه.
‫چرا باید همینطوری یه کلید بهمون بده؟

347
00:32:38,122 --> 00:32:39,207
‫چه دختر باهوشی.

348
00:32:39,207 --> 00:32:42,126
‫- می‌خوای باهام بیای؟
‫- نه ممنون، پرستار که نمی‌خوام.

349
00:32:42,627 --> 00:32:44,253
‫واسه این حرفم هم منظوری نداشتم.

350
00:32:45,088 --> 00:32:47,382
‫وایسا ببینم...
‫به‌نظرت چه اتفاقی واسه کاترین افتاده؟

351
00:32:47,382 --> 00:32:51,761
‫شاید دوباره برگشته سر مصرف نوشیدنی 
‫یا فرار کرده تا یه پناهگاه واسه الا‌غ‌ها بسازه.

352
00:32:51,761 --> 00:32:53,513
‫من فقط می‌دونم اینجا نیست.

353
00:32:54,597 --> 00:32:57,767
‫خب...
‫دیشب...

354
00:33:00,103 --> 00:33:01,562
‫چی؟

355
00:33:02,230 --> 00:33:05,024
‫نه، احتمالاً چیزی نیست.
‫شاید فقط دیر کرده.

356
00:33:05,024 --> 00:33:06,693
‫هیچوقت دیر نمی‌کنه.

357
00:33:07,193 --> 00:33:09,195
‫اگه هم دیر می‌کرد،
‫خبر می‌داد.

358
00:33:09,195 --> 00:33:11,197
‫اما نمی‌تونه
‫چون موبایلش خاموشه.

359
00:33:12,448 --> 00:33:17,245
‫خب شاید باتریش تموم شده
‫یا تو مترو گیر افتاده.

360
00:33:18,663 --> 00:33:20,748
‫نه،
‫سوار مترو نمیشه.

361
00:33:21,374 --> 00:33:23,126
‫باتری گوشیش هم تموم نمیشه.

362
00:33:23,793 --> 00:33:26,045
‫و این حرفای چرت رو می‌زنی

363
00:33:26,045 --> 00:33:29,090
‫چون نمی‌خوای قبول کنی
‫که شاید گند زده باشی.

364
00:33:29,090 --> 00:33:31,050
‫پس چرا نمیگی چه اتفاقی افتاده

365
00:33:31,050 --> 00:33:33,720
‫تا من هم تصمیم بگیرم
‫چقدر باید بهت آسیب برسونم؟

366
00:33:35,930 --> 00:33:38,016
‫دیشب،
‫توی خیابون باهاش خدافظی کردم.

367
00:33:38,933 --> 00:33:42,228
‫بعدش هم یه یارویی به من خورد،
‫و داشت دنبالش اون می‌رفت.

368
00:33:42,228 --> 00:33:43,438
‫سن و مشخصاتش؟

369
00:33:43,438 --> 00:33:47,942
‫سی‌چهل ساله، سیاه‌پوست، ورزشکار.
‫خیلی نتونستم نگاهش کنم.

370
00:33:47,942 --> 00:33:49,986
‫احتمالاً اصلاً دنبال اون نبوده.

371
00:33:51,195 --> 00:33:53,406
‫اما فکرت به این نرسید که...

372
00:33:53,406 --> 00:33:55,742
‫...اون دور و بر بمونی
‫تا سر در بیاری؟

373
00:33:56,451 --> 00:33:59,537
‫شاید به این فکر می‌کردم
‫که اصلاً چرا کسی باید بره دنبال اون؟

374
00:34:08,379 --> 00:34:11,424
‫هو.

375
00:34:13,259 --> 00:34:14,594
‫هو!

376
00:34:15,928 --> 00:34:18,473
‫بیمارستان‌ها رو چک کن.
‫ببین استن‌دیش رو پذیرش کردن؟

377
00:34:18,473 --> 00:34:19,974
‫- چی؟
‫- مگه کری؟

378
00:34:19,974 --> 00:34:22,226
‫- من چی‌کار کنم؟
‫- استعفا بده.

379
00:34:22,226 --> 00:34:23,561
‫نه،
‫جدی میگم.

380
00:34:23,561 --> 00:34:26,522
‫من هم جدی میگم، باید استعفا بدی.
‫کارت خیلی بده

381
00:34:26,522 --> 00:34:29,358
‫اگه این کار رو هم نتونستی بکنی،
‫این پرونده‌ها رو مرتب کن.

382
00:34:29,358 --> 00:34:31,986
‫اینجا مثل طویله شده.

383
00:34:43,414 --> 00:34:45,625
‫کاترین اینجا نیست.
‫سر کارش هم نیست.

384
00:34:45,625 --> 00:34:48,044
‫یا پیداش میشه یا نمیشه.
‫کاری از دست‌مون بر نمیاد.

385
00:34:48,044 --> 00:34:49,462
‫خب شاید اینجا باشه.

386
00:34:49,462 --> 00:34:51,089
‫شاید موقع خواب مرده.

387
00:34:51,089 --> 00:34:53,091
‫شاید همین حالا که داریم حرف می‌زنیم
‫داره بی‌هوش میشه.

388
00:34:53,091 --> 00:34:56,260
‫تو وان غرق شده،
‫انگور تو گلوش گیر کرده.

389
00:34:58,930 --> 00:35:01,599
‫یا همسایه‌اش یه آدم‌کشه
‫و انداختتش تو چرخ‌گوشت.

390
00:35:02,266 --> 00:35:05,478
‫حالا که فکرش رو می‌کنم
‫وجه اشتراک‌های زیادی با هو داری.

391
00:35:09,607 --> 00:35:12,026
‫شوخی میکنی.
‫یه قفل دیگه هم هست.

392
00:35:12,026 --> 00:35:14,654
‫معلومه که یه قفل دیگه هم هست.
‫احتمالاً وقتی که فهمیده

393
00:35:14,654 --> 00:35:17,115
‫لمب می‌دونه کلید یدکیش کجاس،
‫قفل جدید گذاشته.

394
00:35:18,032 --> 00:35:19,033
‫همینه پس.

395
00:35:19,867 --> 00:35:21,702
‫باید با یه حکم و کلیدساز برگردیم،

396
00:35:21,702 --> 00:35:24,455
‫حالا هیچی هم تو خونه‌اش پیدا نمی‌کنیم‌ها.

397
00:35:26,207 --> 00:35:27,583
‫چی‌کار...

398
00:35:28,501 --> 00:35:31,671
‫نامه‌های دیروزش رو برنداشته.
‫فکر نکنم اومده باشه خونه.

399
00:35:31,671 --> 00:35:34,173
‫- درش رو شکوندی.
‫- لمب مشکلی با این قضیه نداره.

400
00:35:34,173 --> 00:35:37,260
‫ولی من دارم.
‫ممکنه واسه این کار دستگیر بشیم.

401
00:35:37,260 --> 00:35:38,928
‫نه.
‫ما مامورای ام‌آی‌فایویم.

402
00:35:39,720 --> 00:35:42,014
‫دقیقاً تصوری که از خونه‌اش داشتم همین بود.

403
00:35:42,598 --> 00:35:44,934
‫جدی؟
‫تصورت از خونۀ هو چه‌ شکلیه؟

404
00:35:45,434 --> 00:35:49,772
‫جمجمۀ آدم، لباس‌زیرهای دزدی،
‫عکسای لوئیزا که چشاش رو درآورده.

405
00:35:54,318 --> 00:35:56,654
‫لباسی که دیروز پوشیده بود رو
‫نذاشته بشوره،

406
00:35:56,654 --> 00:35:58,322
‫اما لباس پریروزش رو گذاشته.

407
00:35:59,157 --> 00:36:00,366
‫بهتره زنگ بزنیم به لمب.

408
00:36:02,869 --> 00:36:04,954
‫یعنی نمی‌دونی مَرده
‫عضو ثابت بوده یا نه؟

409
00:36:06,205 --> 00:36:08,291
‫- نمی‌شناسمش.
‫- اوهوم.

410
00:36:08,291 --> 00:36:11,127
‫اما مطمئنی که دیدی
‫با هم رفتن کافی‌شاپ؟

411
00:36:23,848 --> 00:36:26,517
‫هی.
‫میشه یه آمریکانوی تلخ بدین لطفاً؟ می‌برم.

412
00:36:27,059 --> 00:36:29,353
‫- حتماً. میشه ۳.۵.
‫- چی؟

413
00:36:30,021 --> 00:36:32,231
‫وقتی آماده شد می‌ذارمش روی پیشخوان.

414
00:36:32,231 --> 00:36:35,693
‫دونه‌های قهوه رو با پرواز فرست‌کلاس آوردن؟
‫عجب دزدایین.

415
00:36:41,240 --> 00:36:43,701
‫- دستشویی کجاس؟
‫- اون‌سمت در پشتی.

416
00:38:06,993 --> 00:38:07,994
‫صندلی.

417
00:38:14,667 --> 00:38:18,254
‫بیا تمومش کنیم.
‫روبرو رو نگاه کن.

418
00:38:19,463 --> 00:38:21,090
‫سریع تمومش می‌کنیم.

419
00:38:23,009 --> 00:38:24,010
‫ثابت وایسا.

420
00:38:25,469 --> 00:38:27,430
‫بلند شو.
‫بلند شو!

421
00:38:43,446 --> 00:38:48,242
‫دیروز...
‫وقتی منتظر بودم.

422
00:38:48,242 --> 00:38:50,244
‫بقیۀ مریض‌ها رو یادته؟

423
00:38:50,745 --> 00:38:54,123
‫اجازه ندارم درمورد سایر مریض‌ها حرف بزنم.
‫محرمانه‌اس.

424
00:38:54,123 --> 00:38:57,585
‫یه مرده گوشه نشسته بود،
‫داشت فرم پر می‌کرد.

425
00:38:57,585 --> 00:38:59,045
‫اما به‌گمونم ندادش بهت.

426
00:38:59,045 --> 00:39:01,589
‫اگه هم نداده باشه،
‫یعنی مریض نبوده.

427
00:39:01,589 --> 00:39:03,883
‫اگه مایل بودی
‫می‌تونم آروم‌تر حرف بزنم.

428
00:39:05,051 --> 00:39:08,596
‫فقط می‌خوام بدونم
‫وقتی وارد مطب دکتر دیلی شدم، رفت؟

429
00:39:10,890 --> 00:39:12,933
‫همون حدودا بود.

430
00:39:22,735 --> 00:39:25,529
‫- بله؟
‫- فکر کنم دزدیدنش.

431
00:39:25,529 --> 00:39:29,617
‫آره. یکی رو هم گذاشته بودن تا اگه
‫ آژیر خطر رو زد، حواس‌شون به من باشه.

432
00:39:30,326 --> 00:39:32,244
‫چرا حواس‌شون بهت بوده؟

433
00:39:32,578 --> 00:39:34,705
‫چون من یه نابغه‌ام.

434
00:39:34,705 --> 00:39:39,210
‫سرایدار مرکز بازپروری گفت بعد جلسه،
‫با یه مرد رفته کافی‌شاپ.

435
00:39:39,210 --> 00:39:40,795
‫اما حتما یه چیزی ترسوندتش

436
00:39:40,795 --> 00:39:43,255
‫چون سنجاق‌سرش رو
‫ تو خیابون پشتی پیدا کردم.

437
00:39:43,255 --> 00:39:44,924
‫مشخصاتش رو می‌دونی؟

438
00:39:44,924 --> 00:39:46,384
‫سیاه‌پوست، سی‌ساله،
‫خوش‌هیکل.

439
00:39:46,384 --> 00:39:49,011
‫آره،
‫همون یاروییه که کارت‌رایت دیده

440
00:39:49,011 --> 00:39:51,889
‫که از لجن‌زار تعقیبش می‌کرده.
‫دوربین‌ها رو چک نکردی؟

441
00:39:51,889 --> 00:39:54,183
‫سیمش تو کوچه پشت کافی‌شاپ بریده شده.

442
00:39:54,183 --> 00:39:56,769
‫حتماً گذاشتن از اون سمت بره
‫تا با ماشین بدزدنش.

443
00:39:56,769 --> 00:39:59,021
‫خب.
‫دوباره مسیرش رو چک کن.

444
00:39:59,021 --> 00:40:01,816
‫اگه چیزی از دستت در نرفته باشه
‫ تعجب می‌کنم.

445
00:40:03,651 --> 00:40:05,236
‫چرا کسی باید کاترین رو بدزده؟

446
00:40:06,737 --> 00:40:09,824
‫شاید دل‌شون هوس مرگ کرده.

447
00:40:21,502 --> 00:40:23,087
‫اوه،
‫کاترین پیام داده.

448
00:40:24,171 --> 00:40:25,256
‫چی گفته؟

449
00:40:25,256 --> 00:40:27,633
‫خداروشکر.

450
00:40:29,802 --> 00:40:30,803
‫کیر توش.

451
00:40:32,346 --> 00:40:33,806
‫[کاترین]

452
00:40:36,100 --> 00:40:38,519
‫- کاترین؟
‫- اگه به کسی بگی ‌می‌میره.

453
00:40:39,145 --> 00:40:42,731
‫تا یه دقیقه دیگه وقتی داری
‫ بیای باربیکن بریج، وگرنه می‌میره.
