﻿1
00:00:10,093 --> 00:00:11,344
‫با لمب تماس گرفتین.

2
00:00:11,344 --> 00:00:14,305
‫اگه دیدین جواب ندادم،
‫یعنی نمی‌خوام باهاتون حرف بزنم.

3
00:00:20,603 --> 00:00:23,940
‫سلام. گولِت زدم، مگه نه؟
‫مارکوس لانگ‌ریج هستم. پیغام بذارین.

4
00:00:23,940 --> 00:00:26,776
‫- بفرمایین. نوش جان.
‫- ممنون.

5
00:00:28,820 --> 00:00:30,947
‫ریور هستم.
‫پیغام بذارین.

6
00:00:36,619 --> 00:00:37,620
‫الو؟

7
00:00:38,496 --> 00:00:40,915
‫بالاخره یکی جواب داد.

8
00:00:42,208 --> 00:00:43,710
‫کجایی؟

9
00:00:43,710 --> 00:00:45,378
‫به تو ربطی نداره.

10
00:00:45,378 --> 00:00:47,756
‫آره خب،
‫قرار بود چیکادو باشی.

11
00:00:47,756 --> 00:00:48,840
‫واسه چی؟

12
00:00:48,840 --> 00:00:51,134
‫به‌خاطر مهمونی کریسمس‌مون.

13
00:00:51,134 --> 00:00:53,053
‫قرار نبوده مهمونی کریسمس بگیریم.

14
00:00:53,053 --> 00:00:56,473
‫اگه هم می‌گرفتیم، قبل کریسمس می‌گرفتیم و
‫توی چیکادو هم نمی‌گرفتیم.

15
00:00:56,473 --> 00:00:59,434
‫آره.
‫خب شاید تو دعوت نیستی.

16
00:00:59,434 --> 00:01:01,394
‫شاید لمب فقط به نخبه‌ها گفته.

17
00:01:01,394 --> 00:01:03,271
‫خب لمب به تو گفته، نه؟

18
00:01:04,814 --> 00:01:08,109
‫ازش پرسیدم مهمونی کریسمس کجاس،
‫اون هم با جزئیات بهم گفت.

19
00:01:08,109 --> 00:01:09,194
‫درستـه.

20
00:01:09,861 --> 00:01:11,863
‫ایشالا که خودت دیگه فهمیدی.

21
00:01:17,702 --> 00:01:22,123
‫خب، باید توی بازی باشی تا
‫بازیچه‌ی بقیه‌ بشی...

22
00:01:24,542 --> 00:01:25,543
‫الو؟

23
00:02:22,892 --> 00:02:24,978
‫مرکز خرید وست‌ایکرز.

24
00:02:24,978 --> 00:02:27,230
‫تایید شده که یه خودروی بمب‌گذاری‌شده بوده.

25
00:02:32,026 --> 00:02:33,736
‫میز اول داره وارد میشـه.

26
00:03:00,054 --> 00:03:01,431
‫کلود ویلن هستم،
‫میز اول.

27
00:03:01,431 --> 00:03:02,599
‫- شما؟
‫- مامور سینگ.

28
00:03:02,599 --> 00:03:03,975
‫- درستـه.
‫- سلام خانم.

29
00:03:05,560 --> 00:03:08,563
‫آدم همچین چیزی که می‌بینـه،
‫زبونش قاصر میشه.

30
00:03:08,563 --> 00:03:09,772
‫یعنی...

31
00:03:12,317 --> 00:03:14,319
‫تایید شده که خودروی بمب‌گذاری‌شده بوده؟

32
00:03:14,319 --> 00:03:16,196
‫بله خانم.
‫فیلمش توی دوربین‌ها هست.

33
00:03:16,196 --> 00:03:18,781
‫راننده توی ماشین بوده،
‫یعنی حمله‌ی انتحاری بوده.

34
00:03:18,781 --> 00:03:20,909
‫تو یه مرکز خرید.
‫خدای من.

35
00:03:21,576 --> 00:03:24,162
‫ماشین وارد قسمت پیاده‌رو میشه،

36
00:03:25,121 --> 00:03:26,331
‫مردم فرار می‌کنن،

37
00:03:27,582 --> 00:03:30,210
‫یه راست میره سمت ورودی و
‫ماشین رو منفجر می‌کنـه.

38
00:03:30,210 --> 00:03:31,669
‫یا خدا.

39
00:03:31,669 --> 00:03:33,338
‫چی از ماشینه می‌دونیم؟

40
00:03:33,922 --> 00:03:37,884
‫به اسم رابرت وینترز اجاره شده،
‫یه مشاور فناوری اطلاعاتِ آزادکارِ ۲۸‌ساله،

41
00:03:37,884 --> 00:03:41,012
‫اما چیزی توی سوابقش نیست که
‫نشون بده چرا این کار رو کرده.

42
00:03:41,012 --> 00:03:43,806
‫مسیرش رو توی دوربین‌ها بررسی کن.
‫باید بدونیم از کجا اومده.

43
00:03:43,806 --> 00:03:47,810
‫آدرسی که به شرکت اجاره‌ی ماشین داده بود،
‫شهر لستر بوده که بررسیش هم کردیم.

44
00:03:47,810 --> 00:03:49,437
‫سال‌هاست کسی اونجا نبوده.

45
00:03:49,437 --> 00:03:52,774
‫همسایه‌ها نه تاحالا وینترزی دیدن و
‫نه اسمش به گوش‌شون خورده.

46
00:03:53,316 --> 00:03:54,567
‫خدای من.

47
00:03:55,485 --> 00:03:56,986
‫شاید یه شَبَحـه.

48
00:03:56,986 --> 00:03:59,572
‫شاید همین یه دفعه بوده.

49
00:04:00,823 --> 00:04:02,492
‫یا شاید هم شروع یه ماجراس.

50
00:04:06,829 --> 00:04:09,999
‫بعد از صحبت با مردم توی لندن
‫به‌نظر می‌رسـه که

51
00:04:09,999 --> 00:04:13,795
‫احساس اضطراب همچنان
‫ در بین جامعه باقی مونده.

52
00:04:13,795 --> 00:04:17,632
‫در اقدامات اخیر، نیروهای مسلح پلیس
‫ توی برخی از قطارها مستقر شدن.

53
00:04:17,632 --> 00:04:21,719
‫البته این اقدامات
‫بیشتر برای دلگرمی‌ دادن به‌نظر می‌رسـه

54
00:04:21,719 --> 00:04:23,763
‫تا این که واکنشی به یک تهدید خاص باشه.

55
00:04:26,099 --> 00:04:28,643
‫فکر می‌کنی بخشی از یه شبکه باشه؟

56
00:04:29,227 --> 00:04:31,145
‫به گمونم هرچی بیشتر بگذره و
‫حمله‌ی دیگه‌ای نشه،

57
00:04:31,145 --> 00:04:33,523
‫احتمال این که یه گرگ تنها بوده باشه،
‫ بیشتر میشه.

58
00:04:33,523 --> 00:04:36,192
‫از اصطلاح «گرگ تنها» بدم میاد.
‫اون رو جسور جلوه میده.

59
00:04:36,192 --> 00:04:37,986
‫اون فقط یه قاتل عوضیـه.

60
00:04:38,611 --> 00:04:39,946
‫خب.
‫بذارش واسه یه وقت دیگه.

61
00:04:39,946 --> 00:04:42,907
‫الان گند زدیم به هیکل یه قاتل عوضی.
‫یه چیز دیگه بگو.

62
00:04:44,867 --> 00:04:48,037
‫به سلامتی این که سال دیگه همین موقع
‫توی خانه‌ لجن‌زار نباشیم.

63
00:04:48,037 --> 00:04:50,456
‫باشه.
‫بعید می‌دونم.

64
00:04:50,456 --> 00:04:52,542
‫مگه این که خودمون استعفا بدیم.

65
00:04:54,794 --> 00:04:56,462
‫واقعاً‌ که نمی‌خوای این کار رو بکنی،

66
00:04:56,462 --> 00:04:57,547
‫می‌خوای؟

67
00:04:58,298 --> 00:05:01,009
‫خب، همیشه بهش فکر می‌کنم.
‫چرا که نه؟

68
00:05:03,386 --> 00:05:04,512
‫عالیـه.

69
00:05:05,513 --> 00:05:09,309
‫خب، یه موضوعی هست که

70
00:05:09,309 --> 00:05:12,979
‫چندوقتـه می‌خوام
‫ باهات در میون بذارم و راستش...

71
00:05:12,979 --> 00:05:15,732
‫- نمی‌خواستم توی اداره بهت بگم...
‫- خیلی‌خب.

72
00:05:15,732 --> 00:05:20,486
‫...و حس کردم که می‌تونم
‫باهات در میون بذارم

73
00:05:20,486 --> 00:05:22,530
‫چون فکر می‌کنم که...
‫صمیمی‌تر شدیم.

74
00:05:23,448 --> 00:05:25,074
‫- اوهوم.
‫- و...

75
00:05:27,910 --> 00:05:29,746
‫نمی‌خوام از خط قرمزها هم عبور کنم،

76
00:05:29,746 --> 00:05:32,290
‫و اگه بخوای فقط درمورد کار حرف بزنیم،
‫درک می‌کنم.

77
00:05:32,290 --> 00:05:33,374
‫- وای ریور. شرمنده...
‫- فقط...

78
00:05:33,374 --> 00:05:35,418
‫- من ازت خوشم میادها ولی...
‫- اما پدربزرگم...

79
00:05:38,254 --> 00:05:39,505
‫- چی؟
‫- نه، پدربزرگت. می‌گفتی.

80
00:05:39,505 --> 00:05:40,882
‫آره، تو چی گفتی؟

81
00:05:40,882 --> 00:05:43,801
‫- چیزی نگفتم... نه، تو ادامه بده.
‫- فکر کردی چی می‌خوام بگم؟

82
00:05:43,801 --> 00:05:46,012
‫- فکر کردی می‌خوام باهات قرار بذارم؟
‫- نه‌خیر.

83
00:05:46,012 --> 00:05:48,681
‫- چرا، همین فکر رو کردی.
‫- نه، نکردم. باشه کردم.

84
00:05:48,681 --> 00:05:51,684
‫اما چون موقع غذا نوشیدنی سفارش دادی و

85
00:05:51,684 --> 00:05:53,644
‫می‌خواستی باهام حرف بزنی و

86
00:05:53,644 --> 00:05:55,480
‫بعدش حرف میزدی که چقدر با همدیگه

87
00:05:55,480 --> 00:05:57,273
‫- صمیمی‌تر شدیم و... آره.
‫- حرف زدم؟

88
00:05:57,273 --> 00:06:00,985
‫- خب جدی میگم. باهات احساس صمیمیت می‌کنم.
‫- میشه برگردیم سراغ پدربزرگت؟

89
00:06:01,361 --> 00:06:02,362
‫باشه.

90
00:06:05,323 --> 00:06:07,909
‫- فکر می‌کنم که اون داره...
‫- داره چی؟

91
00:06:07,909 --> 00:06:08,993
‫مثلاً...

92
00:06:13,790 --> 00:06:16,584
‫همش سردرگمـه.

93
00:06:17,210 --> 00:06:18,336
‫همه‌چی رو یادش میره.

94
00:06:18,336 --> 00:06:20,797
‫خب مگه این از نشونه‌های پیری نیست؟

95
00:06:20,797 --> 00:06:22,673
‫- الان باید ۸۰‌ و خورده‌ای سالش باشه.
‫- نه، نه.

96
00:06:22,673 --> 00:06:24,759
‫فکر می‌کنـه که آزمایندگان تحت‌نظرش دارن.

97
00:06:24,759 --> 00:06:25,843
‫آزمایندگان دیگه کی‌ان؟

98
00:06:25,843 --> 00:06:28,304
.قدیم‌ها به مراقب‌ها می‌گفتن

99
00:06:28,304 --> 00:06:29,889
‫با یه اسلحه کنار تختش می‌خوابـه.

100
00:06:29,889 --> 00:06:30,973
‫مثلاً...

101
00:06:31,682 --> 00:06:34,018
‫فکر نمی‌کنی که بهتره
‫تو یه خونه باشه؟

102
00:06:34,018 --> 00:06:37,855
‫چرا،‌ چرا، همین فکر رو می‌کنم.
‫اما تو می‌خوای این رو بهش بگی؟

103
00:06:37,855 --> 00:06:42,860
‫آخرین باری که دیدمش،
‫حدوداً ۱۰ دقیقه اول

104
00:06:43,778 --> 00:06:45,571
‫اصلاً نمی‌دونست من کی‌ام.

105
00:06:46,280 --> 00:06:47,865
‫هیچ ایده‌ای نداشت.

106
00:06:49,158 --> 00:06:52,036
‫همش درمورد نوه‌ش ریور
‫باهام حرف می‌زد. من...

107
00:06:55,164 --> 00:06:56,541
‫واقعاً وحشتناکـه.

108
00:06:57,667 --> 00:06:58,918
‫خب، خیلی سختـه.

109
00:07:00,711 --> 00:07:02,713
‫- چی؟
‫- اون کسیـه که بزرگت کرده.

110
00:07:02,713 --> 00:07:05,925
‫کسیـه که وقتی هیشکی پیشت نبود
‫ازت مراقبت می‌کرد.

111
00:07:06,884 --> 00:07:08,344
‫پس حالا نوبت توئـه.

112
00:07:08,344 --> 00:07:11,514
‫باید بهش سر بزنی.
‫همین امشب.

113
00:07:11,514 --> 00:07:15,143
‫نه،‌می‌دونم، می‌دونم.
‫باشه، می‌دونم. آره.

114
00:07:18,271 --> 00:07:19,856
‫فقط می‌خواستم تو تایید کنی.

115
00:07:58,811 --> 00:08:02,064
‫می‌دونم اونجایی. بیا بیرون.
‫خودت رو نشون بده. بیا بیرون.

116
00:08:05,026 --> 00:08:06,569
‫بیا بیرون!

117
00:08:07,695 --> 00:08:10,698
‫بیا بیرون. می‌دونم اونجایی.
‫بیا بیرون.

118
00:08:10,698 --> 00:08:11,908
‫خودت رو نشون بده.

119
00:08:11,908 --> 00:08:13,326
‫بیا بیرون!

120
00:09:43,374 --> 00:09:44,458
‫وای، ریور.

121
00:09:45,084 --> 00:09:46,669
‫در رو باز می‌کنی؟
‫بدجوری خیس شدم.

122
00:09:46,669 --> 00:09:48,296
‫آره بابا.

123
00:09:49,880 --> 00:09:51,090
‫بیا تو.

124
00:09:51,924 --> 00:09:55,011
‫چرا زنگ نزدی؟
‫شاید هم زدی.

125
00:09:55,011 --> 00:09:58,973
‫زنگ زدم اما جواب ندادی.
‫من میرم توالت.

126
00:09:59,640 --> 00:10:03,728
‫عجب ترافیکی بود. راستی یه چیزی،
‫حالا که اومدم، حموم رو برات آماده کنم؟

127
00:10:03,728 --> 00:10:05,521
‫انگار خودت هم تو بارون گیر افتادی.

128
00:10:05,521 --> 00:10:06,856
‫اصلاً یه وضعیـه.

129
00:11:01,035 --> 00:11:02,453
‫داره آماده میشه بابابزرگ.

130
00:11:22,682 --> 00:11:24,684
‫تو نوه‌ی من نیستی.

131
00:11:25,226 --> 00:11:28,437
‫هی. منم. ریور.

132
00:11:29,814 --> 00:11:32,149
‫میشه لطفاً تفنگ رو بذاری زمین؟

133
00:11:43,744 --> 00:11:44,995
‫خدای من.

134
00:11:47,790 --> 00:11:50,626
‫خدای من.
‫من چی‌کار کردم؟

135
00:12:34,879 --> 00:12:37,214
‫ [برگرفته از رمان «ببرهای واقعی» از میک هرون]

136
00:12:43,179 --> 00:12:46,348
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت اول "

137
00:14:26,407 --> 00:14:27,658
‫لمب صحبت می‌کنـه.

138
00:14:33,372 --> 00:14:34,456
لعنتی

139
00:14:57,938 --> 00:15:00,399
‫وقتی خبرای بیشتری گیرم اومد
‫زنگت می‌زنم.

140
00:15:01,233 --> 00:15:05,112
‫رفته بودن سراغ وسایل ولی...
‫همین حالا رسید.

141
00:15:05,112 --> 00:15:06,447
‫زنگت می‌زنم.

142
00:15:09,283 --> 00:15:10,451
‫لمب شمایی؟

143
00:15:11,493 --> 00:15:13,495
‫والا این موقع شب،
‫به همین قضیه هم شک دارم.

144
00:15:14,288 --> 00:15:16,665
‫من اِما فلایت هستم.
‫جایگزین دافی.

145
00:15:17,166 --> 00:15:19,668
‫خب، همینطوریش هم یه پیشرفت به حساب میای.

146
00:15:20,711 --> 00:15:23,589
‫به‌خاطر این میگم که مرگ مغزی نشدی و
‫توی کما نیستی.

147
00:15:23,589 --> 00:15:26,216
‫کلاغ‌ها میگن که یکی از افراد خودتون
.باعث به کما رفتنش بوده

148
00:15:26,216 --> 00:15:30,721
‫خب، کلاغ‌ها حرف زیاد می‌زنن اما
‫بیشترش به‌خاطر اثرات نوشیدنیه

149
00:15:30,721 --> 00:15:33,474
‫پسره که قبل از دافی‌ بود،
‫خیلی باکلاس‌تر بود.

150
00:15:33,474 --> 00:15:35,100
‫سم چپمن خراب‌کار.

151
00:15:35,893 --> 00:15:37,186
‫این فقط یه اسم بود.

152
00:15:37,186 --> 00:15:38,896
‫اونقدرا هم خراب‌کار نبود.

153
00:15:38,896 --> 00:15:41,690
‫به‌جز اون ضرر ۲۵۰ میلیون پوندی‌ای که زد.

154
00:15:42,608 --> 00:15:44,276
‫خب، گفتم خراب‌کار نبود.

155
00:15:44,276 --> 00:15:46,153
‫نگفتم که بی‌نقص بود.

156
00:15:48,113 --> 00:15:49,907
‫حالا صحنه رو نشون میدی یا نه؟

157
00:15:50,491 --> 00:15:52,076
‫آقای کارت‌رایت رو می‌شناسین؟

158
00:15:52,451 --> 00:15:55,496
‫من عذر موجه دارم.
‫با بانو دی توی سونا بودم.

159
00:15:55,496 --> 00:15:56,830
‫می‌تونی ازش بپرسی.

160
00:15:56,830 --> 00:15:57,998
‫آقای کارت‌رایت رو می‌شناسین؟

161
00:15:57,998 --> 00:15:59,875
‫- کدوم‌شون؟
‫- هرکدوم. جفت‌شون.

162
00:16:00,584 --> 00:16:03,045
‫خب، جوون‌تره برای من کار می‌کنـه.

163
00:16:03,045 --> 00:16:06,090
‫بابابزرگـه هم یه بار بهم کار داد.

164
00:16:09,343 --> 00:16:10,844
‫چه کفشای قشنگی.

165
00:16:11,470 --> 00:16:13,222
‫کمک‌هزینه‌ی خرید لباس بهتون میدن؟

166
00:16:21,271 --> 00:16:22,523
‫ای تف توش.

167
00:16:29,363 --> 00:16:30,572
‫آماده‌ای؟

168
00:16:35,828 --> 00:16:37,788
‫پس مسئول رد‌شده‌ها شمایین.

169
00:16:38,372 --> 00:16:40,249
‫دوست ندارن به این اسم صداشون بزنی.

170
00:16:40,249 --> 00:16:42,793
‫- خودتون چی میگین بهشون؟
‫- رد‌شده‌ها.

171
00:16:45,004 --> 00:16:47,089
‫اینجا رو به‌پا عزیزم.
‫یکمش رو جا انداختی.

172
00:16:53,637 --> 00:16:55,014
‫اوضاع داخل خیلی بده.

173
00:16:56,890 --> 00:16:58,600
‫قبلاً هم چیزای بد دیدم.

174
00:17:11,947 --> 00:17:14,241
‫ساعت ۹ و ۳ دقیقه
‫یه‌نفر دکمه‌‌ی خطر رو زده.

175
00:17:14,241 --> 00:17:16,410
‫پلیس محلی ساعت ۹ و ۴۹ دقیقه رسیده.

176
00:17:16,785 --> 00:17:19,413
‫باز هم خوبـه که خودشون رو فوراً رسوندن.

177
00:17:20,164 --> 00:17:22,750
‫پیرمرده هفته‌ی قبلش هم
‫دوبار دکمه رو زده بوده.

178
00:17:22,750 --> 00:17:25,753
‫یه بارش به‌خاطر این که یادش رفته
‫واسه چیـه و می‌خواسته بفهمـه.

179
00:17:25,753 --> 00:17:29,339
‫دکمه‌های خطر قابل ردگیری‌ان،
‫کسی به این موضوع اشاره کرده؟

180
00:17:29,339 --> 00:17:30,632
‫ممنون.
‫یادداشت می‌کنم.

181
00:17:30,632 --> 00:17:33,302
‫اما قبلاً اون دکمه رو
‫روی میز آشپزخونه پیدا کردم.

182
00:17:33,886 --> 00:17:36,096
‫زیرش رو هم نگاه انداختی؟

183
00:17:40,392 --> 00:17:41,643
‫دنبال چی می‌گردین؟

184
00:17:41,643 --> 00:17:43,187
قرص رفع نوشیدنی خوردن

185
00:17:43,937 --> 00:17:47,691
‫اهل نوشیدنی خوردن نیستم
‫اما قبل شام یکم خوردم.

186
00:17:47,691 --> 00:17:50,444
‫اینجا صحنه‌ی جرمـه،
‫نه داروخونه.

187
00:17:51,737 --> 00:17:54,823
‫دوبار بهش شلیک شده.
‫یه بار توی سینه‌ش و یه بار هم توی صورتش.

188
00:17:54,823 --> 00:17:56,658
‫دیگه زیاده‌روی کرده.

189
00:17:56,658 --> 00:17:58,911
‫البته بعضی‌وقتا خیلی رو مخ بود.

190
00:17:58,911 --> 00:18:00,329
‫انگار خیلی ناراحت نیستین.

191
00:18:00,871 --> 00:18:03,791
‫- دفعه‌ی اولی نیست که عزیزی رو از دست میدم.
‫- قبلاً مامور میدانی بودین.

192
00:18:03,791 --> 00:18:06,293
‫آره، وقتی که هنوز دهنت بو شیر می‌داد.

193
00:18:07,461 --> 00:18:09,630
‫این همراهش بوده.

194
00:18:10,422 --> 00:18:12,633
‫- گوشی و کیف پولش؟
‫- جفت‌شون مال کارت‌رایت بوده.

195
00:18:12,633 --> 00:18:14,593
‫پس واسه چی گفتی من بیام؟

196
00:18:14,593 --> 00:18:15,928
‫برای تایید هویت.

197
00:18:17,888 --> 00:18:19,264
‫یکم سختـه.

198
00:18:19,264 --> 00:18:21,100
‫خب، نشونه‌ی خاصی نداشته؟

199
00:18:21,100 --> 00:18:23,852
‫قبلاًها صورت داشت.
‫این کمکی می‌کنـه؟

200
00:18:24,686 --> 00:18:27,856
‫- خالکوبی، جای زخم، حلقه‌ای، چیزی؟
‫- خب من از کجا بدونم؟

201
00:18:27,856 --> 00:18:30,109
‫توی اداره مجبورشون می‌کردم لباس بپوشن.

202
00:18:30,984 --> 00:18:32,361
‫خودشـه؟

203
00:18:38,951 --> 00:18:40,661
‫آره، خودشـه.

204
00:18:42,121 --> 00:18:43,330
‫مطمئنین؟

205
00:18:43,747 --> 00:18:45,541
‫ریور کارت‌رایتـه.

206
00:18:54,842 --> 00:18:57,427
‫- خب الان کجاس؟
‫- کی کجاس؟

207
00:18:58,512 --> 00:18:59,721
‫اون احمق پیر.

208
00:19:01,056 --> 00:19:02,766
‫قبلاً اینطوری صداش می‌کردیم.

209
00:19:04,268 --> 00:19:07,771
‫احمق هم بود.
‫این رو مطمئنم.

210
00:19:07,771 --> 00:19:09,273
‫نمی‌دونیم.

211
00:19:10,357 --> 00:19:14,778
‫به گمونم می‌خواین مثل پرونده‌ی وست‌ایکرز
‫بی‌سروصدا نگهش دارین.

212
00:19:14,778 --> 00:19:16,822
‫این قضیه چه ربطی به وست‌ایکرز داره؟

213
00:19:17,656 --> 00:19:18,657
‫هیچی.

214
00:19:19,616 --> 00:19:22,828
‫اما یه بمب که تو لندن می‌ترکـه،
‫گند زدن سرویس اطلاعاتیـه،

215
00:19:22,828 --> 00:19:25,664
‫که از قضا قضیه‌ی کارات‌رایت جوان‌مون هم
‫همینطوری بوده.

216
00:19:25,664 --> 00:19:29,209
‫وقتی این قضیه به بیرون درز کنـه،
‫یه مشت احمق همه‌چی رو بهم ربط میدن.

217
00:19:29,209 --> 00:19:32,254
‫قبل این که به اونجا بکشـه
‫قضیه رو جمعش می‌کنیم.

218
00:19:32,254 --> 00:19:36,091
‫خب، صدای‌ بعدی‌ای که می‌شنوی
‫ابراز اطمینانم به شماس.

219
00:19:36,967 --> 00:19:38,468
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

220
00:19:38,635 --> 00:19:40,304
‫با میل خودتون این کار رو می‌کنین؟

221
00:19:40,304 --> 00:19:41,597
‫چطور مگه؟
باز هم می‌خوای؟

222
00:19:43,182 --> 00:19:44,433
‫حال‌بهم‌زن و بی‌شخصیتین.

223
00:19:44,433 --> 00:19:48,187
‫دارم با غم و اندوهم کنار میام.
‫بالاخره یه‌جوری باید خودش رو نشون بده.

224
00:19:49,229 --> 00:19:51,982
‫ایده‌ای دارین که
‫کارت‌رایت بزرگ کجا ممکنـه رفته باشه؟

225
00:19:52,691 --> 00:19:55,402
‫نه.
‫دارم برمی‌گردم بخوابم.

226
00:19:56,904 --> 00:19:59,114
‫نظرتون درمورد دوش چیـه؟

227
00:19:59,698 --> 00:20:01,116
‫خب،‌ پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ایـه،

228
00:20:01,116 --> 00:20:03,076
‫اما بعید می‌دونم که الان کار درستی باشـه.

229
00:20:03,076 --> 00:20:06,622
‫آخه جدا از هر چیزی،
‫یکی از اعضای گروهم مُرده.

230
00:21:14,189 --> 00:21:15,190
‫بیاین داخل.

231
00:21:19,861 --> 00:21:22,823
‫- کلود، من...
‫- دایانا، واقعاً ازت ممنونم.

232
00:21:22,823 --> 00:21:25,826
‫این اولین جلسه‌ی کبرای منـه
‫برای همین می‌خواستم بدونم

233
00:21:25,826 --> 00:21:28,662
‫میشه خلاصه‌ای از اتفاقایی که
‫می‌افته رو بهم بگی؟

234
00:21:29,621 --> 00:21:31,915
‫- خیلی‌خب. آره. من...
‫- بفرمایین، اگه مشکلی نیست.

235
00:21:33,041 --> 00:21:34,710
‫- کارهای زیادی هست...
‫- بله. درستـه.

236
00:21:34,710 --> 00:21:37,004
‫اگه اشکالی نداشته باشه،
‫فقط تیترهاش رو میگم.

237
00:21:37,004 --> 00:21:39,089
‫حتماً،
‫زحمت می‌کشی.

238
00:21:39,298 --> 00:21:41,216
‫- حرفات کوتاه اما پر محتوا باشه.
‫- کوتاه، پر محتوا.

239
00:21:41,216 --> 00:21:43,885
‫ضعف منابع اطلاعاتی انسانی رو به رخ بکش.

240
00:21:43,885 --> 00:21:45,929
‫از گفتن «نمی‌دونم» نترس.

241
00:21:45,929 --> 00:21:47,806
‫هیچ حرف بدون منابع زیادی نزن،

242
00:21:47,806 --> 00:21:49,850
‫چیزهایی رو که نمی‌خوای لو بره هم
‫بهشون نگو.

243
00:21:49,850 --> 00:21:51,977
‫- بله، حتماً.
‫- اهمیتی هم به وزیر دفاع نده،

244
00:21:51,977 --> 00:21:55,731
‫اون فقط می‌خواد خرابت کنـه تا
‫تا جایگاه سازمان اطلاعات ارتش رو ببره بالا.

245
00:21:55,731 --> 00:21:58,692
‫این هشدار رو هم بهت بدم،
‫اگه نخست‌وزیر به پیشنهاداتت اعتراض کرد،

246
00:21:58,692 --> 00:22:00,319
‫وزیر کشور سرزنشت می‌کنـه،

247
00:22:00,319 --> 00:22:03,947
حتی اگه با تموم چیزایی که گفتی
‫موافقت باشه،

248
00:22:03,947 --> 00:22:06,783
‫- اما... مشکلی پیش نمیاد.
‫- بله اما ممنون...

249
00:22:06,783 --> 00:22:10,120
‫اومده بودم که بگم
‫یه نفر دیگه هم مُرده.

250
00:22:12,456 --> 00:22:13,540
‫چی؟
‫ یه بمب‌گذاری دیگه؟

251
00:22:13,540 --> 00:22:14,916
‫نه،‌ نه.

252
00:22:16,126 --> 00:22:18,003
‫تیراندازی بوده.
‫ربطی به این ماجرا نداره.

253
00:22:18,003 --> 00:22:22,299
‫- اما قربانی، یکی از مامورهامون بوده.
‫ - وای، نه.

254
00:22:22,299 --> 00:22:27,512
‫ریور کارت‌رایت که پدربزرگش،
‫دیوید کارت‌رایت بهش شلیک کرده.

255
00:22:27,512 --> 00:22:28,847
‫دیوید کارت‌رایت؟

256
00:22:29,473 --> 00:22:32,309
‫اون مگه جزو بهترین نیروهامون نبوده؟

257
00:22:32,309 --> 00:22:34,061
‫شخصاً که باهاش ملاقات نکردم ولی...

258
00:22:35,187 --> 00:22:38,357
‫ببخشید اما دقیقاً واسه چی
‫به نوه‌ش شلیک کرده؟

259
00:22:38,357 --> 00:22:42,861
‫ظاهراً اون رو با یه مزاحم اشتباه گرفته،
‫اِما فلایت کنترل اوضاع رو به دست داره.

260
00:22:42,861 --> 00:22:45,489
‫درستـه.
‫ازش راضی هستی؟

261
00:22:45,489 --> 00:22:47,657
‫- آره.
‫- بله. می‌دونم که انتخابت نبوده.

262
00:22:47,657 --> 00:22:49,117
‫انتخاب خودم بود.

263
00:22:49,117 --> 00:22:51,078
‫فقط شرایط انتخاب شدنش به عهده‌ی تو بود.

264
00:22:51,078 --> 00:22:54,831
‫خب، به‌نظرم بعداً متوجهِ
‫ مزایای آوردن یه خارجی میشی، دایانا.

265
00:22:54,831 --> 00:22:57,376
‫چون اون به این سیاست‌های داخلی
‫توجهی نداره و

266
00:22:57,793 --> 00:23:00,128
‫و این‌ها همه به پیشبرد مسئولیت‌پذیری
‫کمک می‌کنـه، درستـه؟

267
00:23:00,128 --> 00:23:02,756
‫بهتره این قضیه‌ی کارت‌رایت رو
‫علنی نکنیم.

268
00:23:02,756 --> 00:23:05,717
‫حداقل تا وقتی که دیوید رو پیدا نکردیم و
.نفهمیدیم چه اتفاقی افتاده

269
00:23:05,717 --> 00:23:08,720
‫بله. کاملاً متوجهم.
‫غم‌انگیزه. دایانا؟

270
00:23:08,720 --> 00:23:09,805
‫بله؟

271
00:23:09,805 --> 00:23:12,432
‫می‌خواستم بدونم...
‫می‌خواستم بدونم که تو

272
00:23:12,432 --> 00:23:15,519
‫ترجیح نمیدی به‌جای من
‫تو این جلسه‌ی کبرا شرکت کنی؟

273
00:23:15,519 --> 00:23:17,270
‫این وظیفه به عهده‌ی میز اولـه.

274
00:23:17,771 --> 00:23:19,773
‫اما وقتی که جای تیرنی رو گرفتی

275
00:23:19,773 --> 00:23:21,650
‫از هر لحاظ کارت درخشان بوده.

276
00:23:21,650 --> 00:23:24,986
‫با توجه به جدی بودن شرایط و
‫مشخصاً تجربه‌ی زیادت،

277
00:23:24,986 --> 00:23:29,116
‫فکر می‌کنم اگه تو حضور داشته باشی و
‫بعدش گزارشش رو به من بدی،

278
00:23:29,116 --> 00:23:32,035
‫اوضاع خیلی راحت‌تر باشه.
‫درست نمیگم؟

279
00:23:33,245 --> 00:23:34,162
‫صد در صد.

280
00:23:34,204 --> 00:23:37,499
‫- باشه؟ یعنی قبول کردی؟ عالیـه.
‫- آره، باشه. هرچی تو بگی.

281
00:23:37,499 --> 00:23:39,000
‫واقعاً ممنونم.
‫ممنون.

282
00:23:48,927 --> 00:23:49,970
‫درستـه.

283
00:23:56,226 --> 00:23:58,854
‫چرا وست‌ایکرز رو منفجر کردی؟

284
00:24:00,939 --> 00:24:02,482
‫توی شبکه‌تون چندنفرین؟

285
00:24:05,902 --> 00:24:07,404
‫سوژه‌ی بعدی‌تون چیـه؟

286
00:24:09,906 --> 00:24:10,907
‫هی.

287
00:24:11,867 --> 00:24:14,619
‫سوژه‌ی بعدی‌تون چیـه؟

288
00:24:16,288 --> 00:24:19,583
‫این‌طوری مظنون رو به‌حرف میارن؛
‫فقط کافیه من رو خبر کنی.

289
00:24:21,376 --> 00:24:24,254
‫اگه واقعاً چیزی واسه مخفی کردن
‫داشتم، بیشتر از این‌ها طاقت میاوردم.

290
00:24:24,254 --> 00:24:27,841
‫- نه‌خیر؛ هرکسی یه‌جا وا می‌ده.
‫- مال من چقدر طول کشید؟

291
00:24:30,594 --> 00:24:32,971
‫- هفت ثانیه.
‫- کلاً هفت ثانیه؟

292
00:24:32,971 --> 00:24:35,515
‫- آره؛ حالا گیره‌ها رو رد کن بیاد.
‫- گندش بزنن.

293
00:24:39,686 --> 00:24:42,230
‫- به‌به.
‫- فقط 200 تا!

294
00:24:42,230 --> 00:24:43,440
‫باشه. باشه.

295
00:24:44,900 --> 00:24:47,444
‫فکرکنم الان که یه‌بار تجربه‌ش کردم
.یه دقیقه این‌ها بتونم تحمل کنم

296
00:24:47,444 --> 00:24:49,196
‫- آره بابا.
‫- آره.

297
00:24:51,740 --> 00:24:55,160
‫چه‌خبره این‌جا؟ از سقف داره آب می‌چکه؟

298
00:24:55,160 --> 00:24:56,870
‫نه؛ داشت شکنجه‌ام می‌کرد تا
.ازم حرف بکشه

299
00:24:57,954 --> 00:24:58,955
‫چرا؟

300
00:24:58,955 --> 00:25:00,665
‫شرط بسته بودیم.
‫سر گیره کاغد!

301
00:25:00,665 --> 00:25:03,251
‫گیره کاغذ مثل یه مُسکن براش عمل می‌کنه.

302
00:25:05,587 --> 00:25:08,173
‫این دفتر به اندازه کافی به‌هم‌ریخته هست.

303
00:25:11,801 --> 00:25:13,595
.بیا موهات رو خشک کن عزیزم

304
00:25:15,805 --> 00:25:17,599
‫می‌دونید، توی پارک...

305
00:25:17,599 --> 00:25:20,936
.‫برای ملکه‌های اداره تقسیمِ وظایف می‌کردم

306
00:25:20,936 --> 00:25:22,229
.‫قبلاً هم گفته بودی

307
00:25:22,229 --> 00:25:24,189
‫هنوزم نمی‌دونم معنیش یعنی چی!

308
00:25:24,189 --> 00:25:27,609
‫یعنی توی هر اداره‌ای که می‌رفتم،
.‫توی بخش مدیریت بودم

309
00:25:28,276 --> 00:25:30,654
.‫کسی حتی تکون می‌خورد متوجه می‌شدم

310
00:25:30,654 --> 00:25:33,698
‫اما از نظرم اداره کردن این‌جا یکم
‫سخت‌تره و تلاش بیشتری می‌خواد.

311
00:25:34,658 --> 00:25:36,785
‫کی می‌خواین وسایل کریسمس رو جمع کنین؟

312
00:25:36,785 --> 00:25:38,995
‫سکه انداختیم و شرلی قراره انجامش بده.

313
00:25:38,995 --> 00:25:40,247
‫نه؛ عمراً. تا سه نشه بازی نشه.

314
00:25:41,039 --> 00:25:43,583
‫خب؛ لطفاً تا قبل از این‌که برامون
‫بدشانسی بیارن جمع‌شون کنین.

315
00:25:44,376 --> 00:25:46,086
‫مگه دیگه از این بدشانس‌تر هم می‌شه؟

316
00:25:47,170 --> 00:25:49,297
‫لعنتی.

317
00:25:50,340 --> 00:25:53,426
‫این‌ها پرونده‌های هفته ‫قبله که
.دادم بررسی کنین

318
00:25:55,428 --> 00:25:57,222
‫لیست شکایات آلودگی صوتی به شورای شهر؟

319
00:25:57,222 --> 00:25:59,891
‫- باید به ترتیب زمانی مرتب بشن.
‫- باشه.

320
00:25:59,891 --> 00:26:03,353
‫خب، کاترین عاشق این کارهای دسته‌بندی کردن
‫شکایات و اینجور چیزهاست، پس...

321
00:26:03,353 --> 00:26:06,106
‫کاترین که این‌جا نیست؛ درسته؟

322
00:26:07,440 --> 00:26:09,067
‫سگ خورد.

323
00:26:09,776 --> 00:26:11,570
‫حالا مرتب بشن یا نشن
‫به هیچ دردی نمی‌خورن.

324
00:26:13,572 --> 00:26:16,199
‫صبح به‌خیر جی‌کِی؛
‫مراقب باش لیز نخوری.

325
00:26:17,826 --> 00:26:19,578
‫دوست داری «کـو» صدات کنم؟

326
00:26:22,539 --> 00:26:23,707
‫آقای کـو؟

327
00:26:30,213 --> 00:26:32,716
‫- هنوز هیچی حرف نزده؟
‫- نه، حتی یه کلمه.

328
00:26:33,341 --> 00:26:35,343
اگه بخوام صادق باشم،
.واقعاً خداروشکر که حرف نمی‌زنه

329
00:26:38,680 --> 00:26:40,724
‫همیشه این‌طوری می‌کنه؟

330
00:26:40,724 --> 00:26:43,768
‫آره، وقتی که بی‌کاره،
.خواهشاً زودتر با یه‌چیزی سرگرمش کن

331
00:27:03,246 --> 00:27:06,416
‫1 دلار و 95 سنت.

332
00:27:11,046 --> 00:27:14,174
‫آخه کدوم آدمی یه مرکز خرید با
‫این همه جمعیت رو منفجر می‌کنه؟
[ ذهنِ یک هیولا ]

333
00:27:14,507 --> 00:27:16,301
‫مغز آدم رو درگیر می‌کنه
‫که هدف بعدیش کجاست

334
00:27:16,301 --> 00:27:19,971
‫آره؛ کارخونه کیک «جفا».
‫هدف بعدیش اون‌جاست.

335
00:27:19,971 --> 00:27:22,557
‫یه بسته قرص آلکا سلتزر هم می‌دید؟

336
00:27:26,811 --> 00:27:28,396
‫خدمت شما؛ خسته نباشین

337
00:27:33,652 --> 00:27:36,363
‫من رو نابود کردید.

338
00:27:39,366 --> 00:27:41,493
‫با خشونت باهام رفتار کردید.

339
00:27:43,953 --> 00:27:46,331
‫اما از این به‌بعد آزادم.

340
00:27:46,331 --> 00:27:47,457
‫دو دقیقه دیگه می‌رسیم.

341
00:27:49,292 --> 00:27:53,755
‫بابتِ تمام سال‌هایی توی این سیستم
‫فاسدتون زندانی بودم، تقاص پس می‌دین.

342
00:27:58,134 --> 00:28:00,345
‫خداروشکر من آخرین نفر نیستم.

343
00:28:09,854 --> 00:28:12,691
‫- بزودی با برادرانم آشنا می‌شین.
‫- خبری نشد؟

344
00:28:12,691 --> 00:28:14,901
‫لمب جسد رو شناسایی کرد و
‫خودِ ریور کارت‌رایتـه.

345
00:28:14,901 --> 00:28:15,985
پس تائید شده‌ست دیگه؟

346
00:28:15,985 --> 00:28:17,737
‫با لمب به مشکل نخوردین؟

347
00:28:17,737 --> 00:28:19,572
‫توی زندگیم با آدمایی مثل
‫لمب زیاد سروکار داشتم.

348
00:28:19,572 --> 00:28:20,865
‫والا بعید می‌دونم.

349
00:28:20,865 --> 00:28:22,784
‫- دیوید کجاست؟
‫- هنوز خبری ازش نیست.

350
00:28:22,784 --> 00:28:25,578
‫یکی از همسایه‌ها میگه نصف شب صدای یه
‫ماشین رو شنیده که با سرعت از اون‌جا رفته.

351
00:28:25,578 --> 00:28:26,871
‫کارت‌رایت‌های لعنتی.

352
00:28:26,871 --> 00:28:29,416
‫آخه الان که مثل خر توی گل
‫گیر کردیم وقت این کارهاست؟

353
00:28:30,041 --> 00:28:31,751
.بابابزرگِ کارت‌رایت رو پیدا کن

354
00:28:31,751 --> 00:28:33,169
‫من الان نباید «وست‌ایکرز» باشم؟

355
00:28:33,169 --> 00:28:35,422
‫شنیدم مکانِ بمب‌گذاره رو پیدا کردین.

356
00:28:35,422 --> 00:28:37,465
‫یه تیم مسلح توی راه اونجـاس.

357
00:28:37,465 --> 00:28:40,009
‫تو پرونده‌ی قتل کارت‌رایت رو پیگیری کن.

358
00:28:42,804 --> 00:28:45,348
‫- دو دقیقه دیگه می‌رسن قربان.
‫- رفت و آمدی از ساختمون صورت نگرفته؟

359
00:28:45,348 --> 00:28:47,308
‫از وقتی که زیر نظرش داریم، خیر

360
00:28:47,308 --> 00:28:51,312
‫قربان، وینترز دیروز حوالی ساعت
‫1 ظهر به سمت آپارتمانش حرکت کرده

361
00:28:51,312 --> 00:28:54,274
‫تا چهار صبح امروز زیر نظر داشتیمش؛
‫پهپادها رو هم فعال کردیم.

362
00:28:54,274 --> 00:28:55,984
‫پرده‌ها کشیده شدن؛
‫برای همین مطمئن نیستیم.

363
00:28:55,984 --> 00:28:57,610
‫اما تا جایی که می‌دونیم
‫هیچکس اون داخل نیست.

364
00:28:57,610 --> 00:29:00,488
‫اما دلیل نمی‌شه مطمئن بود؛
‫شاید همدستی چیزی داشته باشه.

365
00:29:01,865 --> 00:29:03,491
‫اون بچه‌ها رو از منطقه خارج کنید.

366
00:29:04,659 --> 00:29:06,327
‫چشم؛ بچه‌ها رو از منطقه خارج کنید.

367
00:29:35,315 --> 00:29:36,691
‫سلام؛ ببخشید که دیر کردم.

368
00:29:36,691 --> 00:29:38,485
‫فعالیت مشکوکی دیده نمی‌شه؟

369
00:29:38,485 --> 00:29:39,611
‫فعلاً خیر قربان.

370
00:30:03,426 --> 00:30:04,427
‫شروع کنید.

371
00:30:10,850 --> 00:30:13,186
‫- پلیـس!
‫- آلفا 1؛ الان وارد می‌شیم.

372
00:30:13,186 --> 00:30:15,230
‫- وارد می‌شیم.
‫- پلیس!

373
00:30:19,859 --> 00:30:20,860
‫امنـه.

374
00:30:25,573 --> 00:30:27,367
‫- ‫امنـه.
‫- ‫امنـه.

375
00:30:30,912 --> 00:30:31,913
‫امنـه.

376
00:30:32,413 --> 00:30:33,832
‫امنـه.

377
00:30:33,832 --> 00:30:34,916
‫امنـه.

378
00:30:37,126 --> 00:30:38,127
‫امنـه.

379
00:30:39,337 --> 00:30:40,964
‫- امنـه.
‫- امنـه.

380
00:30:41,756 --> 00:30:42,841
‫امنـه.

381
00:30:48,555 --> 00:30:50,181
‫چقدر هم ساده زندگی می‌کرده.

382
00:30:52,767 --> 00:30:54,102
‫هیچکس توی ساختمان نیست قربان.

383
00:30:54,727 --> 00:30:56,062
‫هیچ چیز به‌درد بخوری این‌جا نیست.

384
00:30:56,104 --> 00:30:59,440
‫پزشک قانونی رو بفرستید؛
‫می‌خوام وجب‌به‌وجب‌ش رو زیر و رو کنن.

385
00:30:59,440 --> 00:31:00,733
‫دریافت شد.

386
00:31:02,151 --> 00:31:06,573
‫کار ما تموم شد بچه‌ها. نوبتِ پزشکی قانونیه
‫که وارد عمل بشه.

387
00:31:06,573 --> 00:31:07,657
‫قربان؟

388
00:31:08,700 --> 00:31:09,784
‫یه پاسپورت پیدا کردیم

389
00:31:10,451 --> 00:31:12,704
‫همون اسمـیه که باهاش ماشین اجاره کرده

390
00:31:13,496 --> 00:31:15,164
‫هویت‌ش رو مخفی نکرده.

391
00:31:16,374 --> 00:31:17,959
‫چون می‌دونسته قراره بمیره.

392
00:31:19,377 --> 00:31:22,422
‫به‌به؛ مغزهای متفکر هم رسیدن.

393
00:31:23,006 --> 00:31:25,216
‫امیدوارم شما عوضی‌ها
‫به‌چیزی دست نزده باشین!

394
00:31:25,216 --> 00:31:26,926
‫چیز خاصی نبود که دست بزنیم.

395
00:31:26,926 --> 00:31:30,471
‫تمامِ ساختمون رو گشتیم؛ یه‌سری لباس اضافه
‫و چکمه و کیسه خواب پیدا کردیم.

396
00:31:32,056 --> 00:31:33,099
‫خب پس بزنید به‌چاک؛
‫به‌سلامت.

397
00:31:33,099 --> 00:31:34,934
 پرده‌ها رو بزنم کنار
‫یکم این‌جا روشن شه.

398
00:31:39,188 --> 00:31:40,481
‫لعنتی!

399
00:31:47,780 --> 00:31:49,240
‫چی شد یهو؟

400
00:31:50,450 --> 00:31:52,160
‫- من...
‫- حرف بزن!

401
00:31:52,160 --> 00:31:55,079
‫- فکرکنم برامون تله گذاشته بود قربان.
‫- خدایا؛ چطور ممکنه؟

402
00:31:55,079 --> 00:31:56,748
‫- قربان، سه نفر کشته شدن
‫- لعنتی

403
00:31:56,748 --> 00:31:58,124
‫احتمالاً تعداد زیادی هم مجروح شدن

404
00:31:58,666 --> 00:31:59,834
‫همه رو ببرید بیرون؛
‫از اون‌جا دور شیـن.

405
00:31:59,834 --> 00:32:02,545
‫کل ساختمون رو تخلیه کنید
‫و یه تیم جدید اعزام کنید.

406
00:32:02,545 --> 00:32:04,923
‫باید بدونیم بمب دیگه‌ای هم درکاره یا نـه.

407
00:32:04,923 --> 00:32:05,924
‫چشم قربان.

408
00:32:06,716 --> 00:32:09,010
‫لعنت بهش؛ این یه فاجعه‌‌ست.

409
00:32:09,010 --> 00:32:10,970
‫یه فاجعه‌ی تمام عیـار.

410
00:32:12,805 --> 00:32:13,890
‫کلود؟

411
00:32:16,017 --> 00:32:17,477
‫کلود؟

412
00:32:18,978 --> 00:32:21,356
‫ببخشید؛ فقط این اولین باریـه که
 دقیقاً جلوی چشمم

413
00:32:21,356 --> 00:32:24,651
‫- همچین اتفاقی میفته. برای همین...
‫- می‌دونم؛ اما باید خودت رو جمع و جور کنی.

414
00:32:25,318 --> 00:32:26,444
‫آره؛ حق با توئـه.

415
00:32:29,864 --> 00:32:33,117
‫فکر کنم بهتره برم نخست‌وزیر رو در ‫جریان
 .این خبر جدید بذارم و بیانیه صادر کنیم

416
00:32:33,117 --> 00:32:35,662
‫نه. نه! اول باید به خانواده‌
‫کشته‌شده‌ها خبر بدیم.

417
00:32:35,662 --> 00:32:37,580
‫نمیشه که از اخبار خبردار بشن.

418
00:32:37,580 --> 00:32:38,706
‫راست میگی.

419
00:32:38,706 --> 00:32:43,044
‫نمی‌دونم اگه تو نبودی... دایانا
‫ ازت ممنونم. تو واقعاً آدم قوی‌ای هستی.

420
00:32:44,379 --> 00:32:45,380
‫خبر جدیدی نشد؟

421
00:32:47,757 --> 00:32:49,384
‫دارن ساختمون رو تخلیه می‌کنن قربان.

422
00:32:52,595 --> 00:32:54,138
‫عجب افتضاحی...

423
00:33:12,991 --> 00:33:14,826
‫- رودریک؟
‫- جانم؟

424
00:33:15,785 --> 00:33:16,828
‫داری چیکار می‌کنی؟

425
00:33:17,537 --> 00:33:18,997
‫کامپیوتر کارت‌رایت رو می‌برم.

426
00:33:20,540 --> 00:33:21,541
‫چرا؟

427
00:33:22,709 --> 00:33:24,377
‫چون مُرده

428
00:33:25,712 --> 00:33:27,130
‫- چی؟
‫- چی شده؟

429
00:33:28,256 --> 00:33:29,632
‫چیکار می‌کنین؟

430
00:33:29,632 --> 00:33:31,718
‫رودی گفت ریور مُرده.

431
00:33:32,552 --> 00:33:34,220
‫چه شوخی مسخره‌ای.

432
00:33:34,220 --> 00:33:36,764
‫شوخی نیست؛ واقعاً میگم.

433
00:33:37,640 --> 00:33:40,143
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- لمب بهم گفت.

434
00:33:40,143 --> 00:33:41,477
‫لمب چی گفته؟

435
00:33:41,477 --> 00:33:42,895
‫چه‌خبره این‌جا؟

436
00:33:42,895 --> 00:33:44,397
‫کارت‌رایت مُرده.

437
00:33:45,064 --> 00:33:46,983
‫- یعنی چی که مُرده؟
‫- خیلی بامزه بود.

438
00:33:46,983 --> 00:33:49,736
‫لمب گفت کارت‌رایت مُرده.

439
00:33:52,030 --> 00:33:53,239
‫«یکم دیر میام...

440
00:33:54,657 --> 00:33:57,035
‫تمام شب داشتم
«جسدِ کارت‌رایت رو شناسایی می‌کردم

441
00:33:57,035 --> 00:33:59,245
‫- مطمئنم الکیـه؛ وایسا ببینم.
‫- چی؟ کجا؟ چی؟

442
00:33:59,245 --> 00:34:00,329
‫حتماً الان داره بهمون می‌خنده.

443
00:34:00,329 --> 00:34:03,124
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.
‫تو خودت با لمب صحبت کردی؟

444
00:34:03,124 --> 00:34:04,500
‫- نه...
‫- پس...

445
00:34:04,500 --> 00:34:06,502
‫یعنی...الان می‌گی مُرده و
‫داری کامپیوترش رو می‌دزدی؟

446
00:34:06,502 --> 00:34:09,213
‫نمی‌دزدم! مُرده خب!

447
00:34:09,213 --> 00:34:12,300
‫تو سایتِ گزارش وظایف نوشته تو
‫خونه‌ی دیوید کارت‌رایت تیراندازی شده.

448
00:34:14,177 --> 00:34:15,261
.یه جسد هم پیدا شده

449
00:34:27,440 --> 00:34:28,566
‫خدای من.

450
00:34:31,277 --> 00:34:32,445
‫خدای من.

451
00:34:33,362 --> 00:34:35,490
‫گندش بزنن! تقصیر منـه.

452
00:34:36,365 --> 00:34:37,617
‫خدایا.

453
00:34:37,617 --> 00:34:40,244
‫- خدایا. من بهش گفتم بره.
‫- کجا بره؟

454
00:34:40,244 --> 00:34:44,248
‫من بهش گفتم بره بابابزرگش رو ببینه؛
‫اون بهش شلیک کرده!

455
00:34:44,248 --> 00:34:47,293
‫- لعنتی؛ لعنتی. بگین که الکیـه.
‫- چی؟

456
00:34:48,294 --> 00:34:49,921
‫باورم نمی‌شه دوباره اتفاق افتاد.

457
00:34:49,921 --> 00:34:53,382
‫- نه؛ نه. نباید دوباره همچین اتفاقی بیفته.
‫- حالا ما که نمی‌دونیم دقیقاً چی شده.

458
00:34:53,382 --> 00:34:56,344
‫اما می‌دونیم که مُرده؛ نـه؟

459
00:34:56,844 --> 00:34:58,596
‫دیگه غیر از این چی مهمـه؟ مُرده

460
00:35:02,642 --> 00:35:07,230
‫خب؛ یه خبر خوب بدم این وسط
‫من نامزد پیدا کردم.

461
00:35:10,566 --> 00:35:11,692
‫پسره‌ی عوضی.

462
00:35:11,692 --> 00:35:13,236
‫لو...لوئیزا!

463
00:35:14,278 --> 00:35:15,571
عوضی

464
00:35:21,869 --> 00:35:24,664
‫باهاش کنار بیا؛
‫شانست رو از دست دادی.

465
00:35:57,071 --> 00:35:59,782
‫پلیس ضد تروریسم و سازمان امنیتی لندن

466
00:35:59,782 --> 00:36:01,993
‫تائید کردند آن‌ها درحال

467
00:36:01,993 --> 00:36:05,538
‫بررسی تمامِ سرنخ‌های احتمالی در تحقیقات‌شان

468
00:36:05,538 --> 00:36:07,790
‫درباره‌ی بمب‌گذاری مرکز خریدِ
‫ وست‌ایکرز هستند.

469
00:36:08,583 --> 00:36:11,794
‫سخنگوی سازمان امنیتی
‫اظهار کرد که در حال حاضر از این‌که

470
00:36:11,794 --> 00:36:14,589
‫رابرت وینترز مواد لازم برای ساخت
‫بمب را از کجا تهیه کرده اطلاعی ندارند.

471
00:36:14,589 --> 00:36:18,384
‫اما به‌نظر می‌رسد ساکنین محلی

472
00:36:18,384 --> 00:36:21,470
‫در پیشروی هرچه‌سریع‌تر روند تحقیقات،
‫با پلیس همکاری کامل دارند.

473
00:36:21,470 --> 00:36:23,806
‫در همین حال، نام جدیدترین قربانی این حادثه

474
00:36:23,806 --> 00:36:25,391
‫یعنی جک وارتون 25 ساله

475
00:36:25,391 --> 00:36:27,560
‫از سوی نهادهای امنیتی اعلام شد.

476
00:36:27,560 --> 00:36:30,813
‫گزارش شده برادر این شخص
نیز ‫در این حادثه مجروح شده.

477
00:36:30,813 --> 00:36:33,357
‫این یعنی تمامِ 23 نفری که در بمب‌گذاری

478
00:36:33,357 --> 00:36:36,068
‫جان باختند، شناسایی شدند.

479
00:36:36,861 --> 00:36:39,363
‫امروز صبح نیز، تیم مسلح پلیس...

480
00:36:40,823 --> 00:36:42,617
‫جکسون؛ چی می‌خوای؟

481
00:36:42,617 --> 00:36:45,828
‫عجب خوش‌آمدگویی گرمی؛ می‌‌تونستی
‫ یه‌ذره بیشتر احساسات به خرج بدی.

482
00:36:45,828 --> 00:36:48,664
‫نشون دادم؛
‫اما نه اون‌طور که تو انتظار داشتی.

483
00:36:49,457 --> 00:36:52,168
‫- نمی‌خوای دعوتم کنی داخل؟
‫- نه

484
00:36:52,168 --> 00:36:54,503
‫حالا اشکال نداره بیام تو؟

485
00:37:02,136 --> 00:37:03,471
‫صبحونه آوردم بخوریم

486
00:37:03,471 --> 00:37:05,848
‫من خوردم؛
‫اونم صبحونه محسوب نمی‌شه.

487
00:37:06,557 --> 00:37:08,434
‫خب نوشیدنی چی؟

488
00:37:08,434 --> 00:37:09,977
‫یکم زوده؛ حتی برای خودت.

489
00:37:09,977 --> 00:37:12,688
‫منظورم آب بود.

490
00:37:18,194 --> 00:37:20,404
‫خب؛ واسه چی اومدی؟

491
00:37:21,072 --> 00:37:23,908
‫نمی‌تونم به دوست قدیمیم سر بزنم؟

492
00:37:23,908 --> 00:37:26,577
‫احتمالاً‌ نه و بعید هم هست زده باشی.

493
00:37:26,577 --> 00:37:30,414
‫ تازه از شناسایی جسد ریور کارت‌رایت برگشتم.

494
00:37:30,414 --> 00:37:33,209
‫خواستم اولین نفری باشی که
‫این رو می‌دونه.

495
00:37:33,876 --> 00:37:37,338
‫دیدی؟ یه صبحونه کامله.
‫پرتقال هم داخلش داره.

496
00:37:37,338 --> 00:37:39,840
‫- میوه‌ای و سالم.
‫- ریور؟ چطوری؟

497
00:37:40,883 --> 00:37:43,052
‫اصابت گلوله به سینه و صورت

498
00:37:43,052 --> 00:37:45,096
‫جوری که چهره‌ کَریهش
‫به هیچ عنوان قابل‌تشخیص نبود.

499
00:37:48,349 --> 00:37:51,477
‫- نمی‌خوای واکنشی نشون بدی؟
‫- دارم واکنش نشون میدم دیگه.

500
00:37:53,813 --> 00:37:56,399
‫کجا؟

501
00:37:56,399 --> 00:37:57,984
‫توی حمام.

502
00:37:57,984 --> 00:38:00,361
‫مثل قدیم‌ها.

503
00:38:00,361 --> 00:38:03,406
‫به بقیه هم میگی؟

504
00:38:03,406 --> 00:38:04,824
‫خب به «هـا» پیام دادم.

505
00:38:04,824 --> 00:38:07,618
‫احتمالاً الان کل دنیا خبر دارن.

506
00:38:07,618 --> 00:38:09,036
‫پیام فرستادی؟

507
00:38:09,036 --> 00:38:10,913
‫خب ببخشید که توییت نزدم

508
00:38:10,913 --> 00:38:13,040
‫چرا شلوغش می‌کنی استن‌دیش؟
‫آدم مرده‌ها.

509
00:38:13,040 --> 00:38:15,501
‫اصلاً می‌دونی اگه لوئیزا بفهمه
‫ چقدر داغون میشه؟

510
00:38:15,501 --> 00:38:18,379
‫برای همین به «ها» پیام دادم.
‫حوصله‌ی همچین مسئولیت‌هایی رو ندارم.

511
00:38:19,171 --> 00:38:25,678
‫خب؛ حالا که این خبر بد رو بهم دادی
‫می‌تونی بری.

512
00:38:29,056 --> 00:38:30,558
‫آره خب سرت خیلی شلوغه.

513
00:38:34,979 --> 00:38:38,733
‫- نمی‌خوای بپرسی توی حمام کی به قتل رسیده؟
‫- حمام کی؟

514
00:38:38,733 --> 00:38:41,068
‫ببخشید؛ این اطلاعات محرمانه‌ست.

515
00:38:41,068 --> 00:38:42,737
‫از اذیت کردن من لذت می‌بری.

516
00:38:42,737 --> 00:38:45,698
‫اگه یه لیوان آب بهم بدی
‫بیشتر می‌تونم لذت ببرم.

517
00:38:45,698 --> 00:38:48,409
‫می‌دونی که آدم وقتی شب بیدار می‌مونه
‫بدنش کم‌آب می‌شه.

518
00:38:48,409 --> 00:38:50,286
‫محض رضای خدا!

519
00:39:04,216 --> 00:39:05,509
‫تنهایی؟

520
00:39:06,469 --> 00:39:08,220
‫باید می‌پرسیدم حتماً.

521
00:39:08,220 --> 00:39:10,264
‫به‌نظر می‌رسه کس دیگه‌ای این‌جا باشه؟

522
00:39:10,264 --> 00:39:12,725
‫خب می‌دونم؛ ولی باید می‌پرسیدم.

523
00:39:12,725 --> 00:39:16,812
‫- چقدر بده که آدم یهو محبوبیت خودش رو از دست بده.
‫- آره خب تو که بهتر می‌دونی.

524
00:39:16,812 --> 00:39:19,815
‫هرکسی که تا حالا توی زندگیت بوده تو رو
‫یه آدم عوضی و بی‌شرف می‌دونه.

525
00:39:19,815 --> 00:39:23,361
‫اما خداروشکر دیگه نیازی نیست تحملت
‫کنم چون راهم رو جدا کردم. یادت نیست؟

526
00:39:24,362 --> 00:39:28,282
‫البته سعی کردم باهات در ارتباط باشم؛
‫سه بار به منابع انسانی‌تون نامه فرستادم.

527
00:39:28,282 --> 00:39:30,493
‫آره؛ می‌دونم.
‫همه‌ش مزاحمم می‌شدن.

528
00:39:30,493 --> 00:39:32,787
‫انگار یه‌سری برگه بود که باید امضا می‌کردم.

529
00:39:32,787 --> 00:39:35,122
‫خدای من لمب؛ چه مرگتـه؟

530
00:39:35,122 --> 00:39:38,834
‫سال‌های سال من رو تحت فشار گذاشته بودی و
‫ من بالاخره کاری که می‌خواستی رو کردم.

531
00:39:39,585 --> 00:39:42,171
‫اون برگه‌ها رو امضا کن
‫و ولم کن برم پی زندگیم.

532
00:39:42,171 --> 00:39:44,548
‫آخه من نمی‌خوام بعداً پشیمون بشی.

533
00:39:45,257 --> 00:39:46,592
‫تصور کن اگه یه‌روز پشیمون بشی

534
00:39:46,592 --> 00:39:48,844
‫و برگردی به اون اوضاع
‫من چقدر ناراحت می‌شم...

535
00:39:48,844 --> 00:39:50,429
‫به هیچ عنوان تحمل ندارم دوباره شاهد

536
00:39:50,429 --> 00:39:53,349
‫گریه کردن‌هات باشم.

537
00:39:53,349 --> 00:39:56,185
‫چون می‌دونی، میگن آدم‌های احمق 
‫همه‌ش دنبال بهونه‌ان...

538
00:39:56,185 --> 00:39:58,104
‫نمیگم تقصیر خودتـه
‫چون مریضیه بالاخره.

539
00:39:58,104 --> 00:40:00,064
‫اما خب، مال پدر بزرگش بوده.

540
00:40:00,773 --> 00:40:01,816
‫چی؟

541
00:40:03,317 --> 00:40:07,405
‫درسته نپرسیدی؛ اما گفتم بگم توی
‫حمام پدر بزرگش به قتل رسیده.

542
00:40:07,405 --> 00:40:09,323
‫حتی نپرسیدی «کی؟»

543
00:40:09,323 --> 00:40:12,952
‫- کی خب چی؟
‫- کی به ریور شلیک کرده.

544
00:40:12,952 --> 00:40:15,037
‫چون تو هم مثل من می‌دونی که زنده‌ست.

545
00:40:16,455 --> 00:40:18,416
‫حرف مفت نزن.

546
00:40:18,416 --> 00:40:21,001
‫همین یکم پیش گفتی خودت
‫جسدش رو شناسایی کردی.

547
00:40:21,001 --> 00:40:24,880
‫آره اما اونقدرها درموردِ
‫جزئیات ماجرا کنجکاو نبودی.

548
00:40:25,548 --> 00:40:27,174
‫چون توی شوکـم.

549
00:40:27,883 --> 00:40:30,386
‫از اومدن من شوکه شدی؛
‫از این‌که گفتم

550
00:40:30,386 --> 00:40:33,139
‫ریور زنده‌ست اصلاً شوکه نشدی چون
‫می‌دونی زنده‌ست.

551
00:40:33,139 --> 00:40:34,682
‫این چرت و پرت‌ها چیـه؟

552
00:40:34,682 --> 00:40:36,100
‫- داری مزخرف میگی.
‫- نه؛ اینطور نیست.

553
00:40:36,142 --> 00:40:37,435
‫- استن‌دیش خواهش می‌کنم.
‫- نه...

554
00:40:37,435 --> 00:40:39,520
‫اصلاً بلد نیستی دروغ بگی.

555
00:40:40,646 --> 00:40:42,148
‫و تازه...

556
00:40:43,357 --> 00:40:45,609
‫ماشینش بیرونـه!

557
00:40:52,116 --> 00:40:53,909
‫خیلی‌خب باشه؛ آره اینجا بود.

558
00:40:53,909 --> 00:40:56,620
‫- اما الان نیست.
‫- خیلی‌خب؛ چقدر بهتر.

559
00:40:56,620 --> 00:40:59,498
‫باشه؛ حالا دیگه این نمایش رو تعطیل کن.

560
00:40:59,498 --> 00:41:02,209
‫و اعتراف کن که اون عوضی 
‫توی اتاق خواب خونتـه.

561
00:41:02,209 --> 00:41:05,629
‫جکسون؛ ریور ازم
‫خواست حواسم بهش باشه.

562
00:41:08,215 --> 00:41:09,216
‫الان خوشحالی؟

563
00:41:10,176 --> 00:41:12,178
‫تو خوب می‌دونی

564
00:41:12,178 --> 00:41:14,847
‫وقتی خوشحالم اصلاً این‌طوری نیستم

565
00:41:14,847 --> 00:41:17,266
‫باشه حالا؛
‫ الان هم زود از اتاق خواب بیا بیرون.

566
00:41:17,308 --> 00:41:18,517
‫آهای!

567
00:41:19,935 --> 00:41:20,936
‫رفیق؟

568
00:41:25,024 --> 00:41:26,192
‫ریور کجاست؟

569
00:41:46,086 --> 00:41:47,338
‫کی هستی تو لعنتی؟

570
00:41:49,924 --> 00:41:51,675
‫چقدر دیگه می‌رسیم؟

571
00:41:51,675 --> 00:41:53,511
‫زیاد نمونده
