﻿1
00:00:01,543 --> 00:00:05,380
‫منم، ریور.
‫میشه لطفاً تفنگ رو بذاری زمین؟

2
00:00:59,559 --> 00:01:00,685
‫منم.

3
00:01:05,523 --> 00:01:06,608
‫خیلی‌خب.

4
00:01:15,658 --> 00:01:16,659
‫منم،‌ ریور.

5
00:01:23,583 --> 00:01:24,959
‫کجایی؟

6
00:01:39,891 --> 00:01:40,934
‫چـ...

7
00:01:44,187 --> 00:01:46,022
‫لباس‌هات رو پوشیدی خبرم کن.

8
00:01:59,327 --> 00:02:01,329
‫لعنتی.
‫هی، هی.

9
00:02:03,665 --> 00:02:04,999
‫بابابزرگ.

10
00:02:06,459 --> 00:02:07,877
‫ای خدا، تو چی‌کار کردی؟

11
00:02:08,753 --> 00:02:10,421
‫تفنگ رو بذار زمین، خب؟

12
00:02:12,549 --> 00:02:14,467
‫منم.
‫ریورم.

13
00:02:16,386 --> 00:02:19,430
‫- خواهش می‌کنم. منم. ریورم.
‫- چطور ممکنـه اینجا باشی؟

14
00:02:20,306 --> 00:02:22,892
‫- همین الان بهت شلیک کردم.
‫- نه، نکردی.

15
00:02:23,434 --> 00:02:25,687
‫- لطفاً تفنگ رو بده بهم.
‫- یعنی...

16
00:02:25,687 --> 00:02:28,523
‫یعنی اون یه دغل‌باز بوده و
‫خودش رو به‌جای تو جا زده؟

17
00:02:28,523 --> 00:02:31,234
‫نمی‌دونم، خب؟
‫فقط تفنگ رو بده بهم.

18
00:02:31,234 --> 00:02:33,945
‫از کجا معلوم تو دغل‌باز نباشی؟

19
00:02:35,947 --> 00:02:38,199
‫یه چیزی ازم بپرس که فقط خودم بدونم.

20
00:02:43,454 --> 00:02:46,791
‫من با همتام توی کا‌گ‌ب توی برلین و
‫روز کریسمس سال هزار و نهصد و...

21
00:02:46,791 --> 00:02:50,461
‫- هشتاد و دو ملاقات کردی.
‫- هشتاد و دو، آره.

22
00:02:50,461 --> 00:02:53,214
‫و کلی نوشیدنی بود که بخوریم.

23
00:02:54,507 --> 00:02:56,926
‫- من باهاش چی‌کار کردم؟
‫- با همدیگه برف‌بازی کردین.

24
00:03:04,559 --> 00:03:05,935
‫ای خدا.

25
00:03:08,479 --> 00:03:10,273
‫خیلی‌خب.
‫اشکال نداره. چیزی نیست.

26
00:03:11,065 --> 00:03:13,484
‫اشکال نداره.
‫چیزی نیست.

27
00:03:13,484 --> 00:03:17,030
‫اشکالی نداره. من اینجام.
‫کنارتم.

28
00:03:18,323 --> 00:03:23,077
‫اشکالی نداره. چیزی نشده.
‫چیزی نشده. فقط بشین.

29
00:03:23,828 --> 00:03:28,249
‫ای خدا.
‫ای خدا.

30
00:03:33,296 --> 00:03:35,882
‫خیلی‌خب.
‫هی، هی، اشکالی نداره.

31
00:03:35,882 --> 00:03:38,218
‫اشکالی نداره.
‫طوری نشده.

32
00:03:38,843 --> 00:03:44,307
‫بعد این که بهش شلیک کردم،
‫فکر می‌کردم که تویی.

33
00:03:46,434 --> 00:03:47,644
‫ممکن بود تو رو بکشم.

34
00:03:52,190 --> 00:03:55,693
‫نه،‌ نه، نه، ببین،
‫درستش می‌کنم.

35
00:03:55,693 --> 00:03:57,195
‫درستش می‌کنم، خب؟

36
00:03:57,195 --> 00:03:59,614
‫دفعه‌ی اول‌مون نیست که
همچین مشکلی داریم،‌ نه؟

37
00:03:59,614 --> 00:04:01,199
‫- آره.
‫- درست میگم؟

38
00:04:01,866 --> 00:04:04,327
‫البته درستـه که اوضاع خیلی بدیه ولی...

39
00:04:06,371 --> 00:04:08,122
‫خدایا.
‫واقعاً هم شبیه منـه.

40
00:04:12,669 --> 00:04:13,670
‫خیلی‌خب.

41
00:04:13,670 --> 00:04:18,132
‫نظرت چیه از اول تعریف کنی که
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

42
00:04:20,051 --> 00:04:21,427
‫باشه. خب...

43
00:04:24,639 --> 00:04:25,974
‫اون در زد،

44
00:04:27,475 --> 00:04:31,271
‫یه راست اومد تو و ازم پرسید که
‫می‌خوام حموم رو برام آماده کنه؟

45
00:04:31,271 --> 00:04:34,691
‫- درستـه. و خودش رو به‌جای من جا زده بود؟
‫- آره.

46
00:04:36,317 --> 00:04:38,987
‫- تو هم فکر کردی که اون منم؟
‫- اولش آره.

47
00:04:39,904 --> 00:04:42,782
‫بعدش یه چیزی گفت که
‫تو عمراً بگی.

48
00:04:43,992 --> 00:04:45,994
‫بهم گفت «آقاجون».

49
00:04:45,994 --> 00:04:50,248
‫من باهاش در افتادم و اون بهم حمله‌ور شد.
‫همون موقع بود که بهش شلیک کردم.

50
00:04:50,248 --> 00:04:51,332
‫باشه. باشه.

51
00:04:52,417 --> 00:04:53,626
‫مسلحـه؟

52
00:04:54,711 --> 00:04:57,088
‫- نه، تفنگی حس نمی‌کنم.
‫- ای خدا.

53
00:04:58,006 --> 00:04:59,757
‫به یه آدم غیرمسلح شلیک کردم.

54
00:04:59,757 --> 00:05:02,427
‫نه، هیشکی از روی خوش‌قلبی نمیاد
‫ کسی که نسبتاً شبیه منه رو

55
00:05:02,427 --> 00:05:04,762
‫بفرسته اینجا تا حموم رو
‫برات آماده کنـه، مگه نه؟

56
00:05:04,762 --> 00:05:06,306
‫ای خدا.

57
00:05:06,306 --> 00:05:08,975
‫نگاه کن، دیازپام.

58
00:05:10,184 --> 00:05:12,478
‫معلومـه می‌خواسته چیزخورت کنـه و
‫خفه‌ت کنـه.

59
00:05:12,478 --> 00:05:14,022
‫ای خدا.

60
00:05:15,565 --> 00:05:17,942
‫بلیط قطار برگشت به فرانسه.

61
00:05:20,361 --> 00:05:21,863
‫«له بلانک روس.»

62
00:05:23,197 --> 00:05:26,784
‫یه کافه‌س توی «لاواند».

63
00:05:27,285 --> 00:05:29,996
‫لاواند تو رو یاد چیزی نمی‌ندازه؟

64
00:05:30,496 --> 00:05:33,750
‫- فکر نمی‌کنم، نه.
‫- اشکالی نداره. طوری نیست.

65
00:05:40,965 --> 00:05:41,966
‫«آدام لاک‌هد» چی؟

66
00:05:44,635 --> 00:05:46,846
‫خیلی سوال می‌پرسی.
‫دارم گیج میشم.

67
00:05:46,846 --> 00:05:49,474
‫نه، فقط دارم همونطوری که خودت یادم دادی
‫ازت اطلاعات در میارم.

68
00:05:49,474 --> 00:05:51,809
‫شاید اسمیـه که قبلاً می‌دونستی و
‫الان یادت رفتـه.

69
00:05:51,809 --> 00:05:54,520
‫- پارک حلش می‌کنـه.
‫- نه، نه، نه، نه.

70
00:05:54,520 --> 00:05:55,605
‫لعنتی.

71
00:05:56,856 --> 00:05:59,734
‫- عالی شد. حالا دیگه باید عجله هم بکنیم.
‫- واسه چی؟

72
00:05:59,734 --> 00:06:02,987
‫اونا که برسن اینجا، تو رو از پیشم می‌برن.
‫متوجهی؟

73
00:06:02,987 --> 00:06:05,406
‫باید خیلی از چیزایی که
‫بهشون میگی مطمئن باشی.

74
00:06:05,406 --> 00:06:07,742
‫- مطمئنم خب.
‫- چون ازت اظهار که بگیرن

75
00:06:07,742 --> 00:06:08,868
‫دیگه تموم میشـه، خب؟

76
00:06:08,868 --> 00:06:10,495
‫نمی‌تونی عوضش کنی.
‫تبدیل به مدرک میشـه.

77
00:06:10,495 --> 00:06:12,538
‫ببخشید اما چرا باید
‫ اظهارنامه‌م اشتباه باشـه؟

78
00:06:12,538 --> 00:06:15,500
‫- چون حالت خوب نیست، خب؟
‫- اینطوری باهام حرف نزن!

79
00:06:15,500 --> 00:06:16,876
‫من پدرتم!

80
00:06:22,340 --> 00:06:23,341
‫ای خدا.

81
00:06:24,634 --> 00:06:28,262
‫- پدربزرگمی.
‫- آره. آره...

82
00:06:29,764 --> 00:06:33,684
‫آره، آره، خب...
‫هرکاری که فکر می‌کنی درسته رو بکن.

83
00:06:33,684 --> 00:06:39,023
‫خودت بهتر می‌دونی،
‫بالاخره ماموریت خودتـه.

84
00:06:43,986 --> 00:06:46,155
‫- من... معذرت می‌خوام.
‫- نه.

85
00:06:46,155 --> 00:06:49,033
‫- نه، نباید سرت داد می‌زدم.
‫- نه. اشکالی نداره.

86
00:06:50,410 --> 00:06:52,662
‫درستـه، باید از اینجا بریم.

87
00:06:53,246 --> 00:06:54,330
‫اون‌وقت کجا بریم؟

88
00:06:54,330 --> 00:06:56,457
‫نمی‌دونم. یه جای دیگه،
‫یه جای امن.

89
00:06:56,457 --> 00:06:58,126
‫تو برو پایین، من هم میام، خب؟

90
00:07:00,545 --> 00:07:03,381
‫- می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫- یکم وقت برای خودمون بخرم. باشه؟

91
00:07:04,507 --> 00:07:05,508
‫خوبـه.

92
00:09:18,641 --> 00:09:20,810
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت دوم "

93
00:09:38,369 --> 00:09:39,495
‫خانم.

94
00:09:39,495 --> 00:09:41,664
‫اگه کارت واجبـه،
‫باید موقع راه رفتن بگی.

95
00:09:41,664 --> 00:09:43,165
‫دارم میرم جلسه‌ی کبرا.

96
00:09:43,165 --> 00:09:46,210
‫خب، بچه‌ها شماره گذرنامه‌ی بمب‌گذار رو
‫ در آوردن.

97
00:09:46,210 --> 00:09:48,963
‫- راستی اسم من گیتی رحمانـه.
‫- می‌دونم.

98
00:09:50,590 --> 00:09:52,800
‫رد شماره گذرنامه‌ش رو هم گرفتم.

99
00:09:52,800 --> 00:09:55,511
‫این رو هم می‌دونم.
‫هفته‌ی گذشته از فرانسه اومده.

100
00:09:56,053 --> 00:09:58,306
‫نه.
‫این شماره گذرنامه‌ی واقعیشـه.

101
00:09:58,306 --> 00:10:00,600
‫- یه مورد غیرعادی داره.
‫- جعلیـه؟

102
00:10:00,600 --> 00:10:02,810
‫- نه خانم.
‫- پس چی؟

103
00:10:02,810 --> 00:10:06,105
‫- خب، خیلی مطمئن نیستم.
‫- آره، دارم میام پایین.

104
00:10:06,606 --> 00:10:08,316
‫خب پس جون بکن.

105
00:10:09,066 --> 00:10:12,153
‫چندین سال پیش توی اداره‌ی گذرنامه
‫به‌طور قانونی تمدید شده.

106
00:10:12,153 --> 00:10:15,239
‫اگه اسم رابرت وینترز رو توی
‫ تموم سایت‌ها بررسی کنین، همه‌چیز سر جاشـه.

107
00:10:15,239 --> 00:10:17,408
‫گواهی تولد، شماره امنیت ملی،

108
00:10:17,408 --> 00:10:20,578
‫حساب بانکی،‌ رتبه‌بندی اعتباری.
‫هیچ‌چیزیش مشکوک نیست.

109
00:10:20,578 --> 00:10:21,621
‫بجز؟

110
00:10:21,621 --> 00:10:25,958
‫خب، بجز این که توی سیستم‌های ما، ‫گفته شده
 .که گذرنامه‌ش رو اول ما صادر کردیم

111
00:10:29,003 --> 00:10:30,212
‫خب، این غیرممکنـه.

112
00:10:30,212 --> 00:10:32,006
‫نه، منظورم این ساختمانـه.

113
00:10:32,006 --> 00:10:34,842
‫در واقع اون ساختمان قدیمی ۲۸‌سال پیش.

114
00:10:37,845 --> 00:10:40,848
‫امیدوارم درمورد این قضیه
‫یه راست اومده باشی پیش خودم.

115
00:10:40,848 --> 00:10:42,475
‫- بله.
‫- خوبـه، خوبـه، خوبـه.

116
00:10:45,561 --> 00:10:49,357
‫پس حالا که بین خودمونـه،
‫باید فقط و فقط به خودم گزارش بدی.

117
00:10:50,358 --> 00:10:52,360
‫باید بری یه جای مطمئن و

118
00:10:52,360 --> 00:10:54,487
‫یه فهرست از هرچیزی که ممکنـه ما

119
00:10:54,487 --> 00:10:57,156
‫درمورد رابرت وینترز داشته باشیم رو جمع کنی.

120
00:10:57,156 --> 00:10:59,033
‫باید بدونیم که اون واقعاً کی بوده.

121
00:10:59,033 --> 00:11:01,285
‫و اگه از مامورین خودمون بوده چی؟

122
00:11:01,285 --> 00:11:03,704
‫دوست ندارم بهش فکر کنم.
‫می‌تونی بری تو دفتر من.

123
00:11:04,121 --> 00:11:07,166
‫اونجا کارت رو شروع کن.
‫یکی رو می‌فرستم گزارشت رو بگیره.

124
00:11:32,233 --> 00:11:35,778
‫فلایت، باید یکی رو پیدا کنی و
‫قرنطینه‌ش کنی.

125
00:11:36,654 --> 00:11:37,655
‫فوراً.

126
00:11:39,031 --> 00:11:43,119
‫من بیرون خیابون مرکز خرید وست‌ایکرزم،

127
00:11:43,119 --> 00:11:46,330
‫جایی که هنوز حال و هوای
‫ غم‌بار و اندوهناک داره.

128
00:11:46,831 --> 00:11:49,542
‫کشیش هریس در کنار ما هستند...

129
00:11:49,542 --> 00:11:54,672
‫خب، دیوید اصرار داشت که ریور
‫پول ذخیره‌ش رو از باغچه در بیاره.

130
00:11:56,006 --> 00:11:57,049
‫تاریخش گذشته.

131
00:11:58,551 --> 00:12:01,637
‫اونقدرا هم بد نیست.
‫مال من که چاق نشونم میده.

132
00:12:02,221 --> 00:12:03,305
‫ای بابا.

133
00:12:04,265 --> 00:12:05,599
‫خب چه‌خبره؟

134
00:12:05,599 --> 00:12:07,518
‫چرا به سربازرس دروغ گفتی؟

135
00:12:08,561 --> 00:12:10,104
‫ریور به صورت طرف شلیک کرده تا

136
00:12:10,104 --> 00:12:12,940
‫وانمود کنـه که مرده و
‫تحقیق کنه که چه خبر شده.

137
00:12:13,858 --> 00:12:17,903
‫- واقعاً هم کار احمقانه‌ای کرده ولی...
- اما نباید نقشه یه مامور رو برای کسی فاش کرد

138
00:12:19,196 --> 00:12:20,698
‫دلارها رو برده.

139
00:12:20,698 --> 00:12:24,285
‫یاد گذشته افتادی، نه؟
‫دراخماها، لیرها.

140
00:12:24,285 --> 00:12:26,620
‫هرچی پول نقد داشتم رو بهش دادم،
‫موبایلم هم همینطور.

141
00:12:26,620 --> 00:12:30,624
‫سیم‌کارتش رو در آورد  ‫پس احتمالاً فقط
 .تماس‌های اضطراری باهاش می‌گیره

142
00:12:33,169 --> 00:12:34,170
‫حالا کجا رفتـه؟

143
00:12:35,337 --> 00:12:37,173
‫نپرسیدم و بهم هم نگفت.

144
00:12:37,798 --> 00:12:39,383
‫اما دلیل نمیشه که تو ندونی.

145
00:12:44,555 --> 00:12:47,183
‫باشه بابا. وقتی دستشویی بود،
‫جیب‌هاش رو گشتم.

146
00:12:47,183 --> 00:12:50,978
‫یه بلیط برگشت به فرانسه بود،
‫یه رسید کافه به اسم له بلانک روس

147
00:12:50,978 --> 00:12:52,897
‫که به معنی «روس سفید»ـه...
‫چیزی نگو...

148
00:12:52,897 --> 00:12:54,899
‫توی شهری به اسم لاواند و
‫همچنین یه پاسپورت.

149
00:12:54,899 --> 00:12:56,776
‫- به اسم کی؟
‫- آدام لاک‌هد.

150
00:12:59,653 --> 00:13:02,281
‫باز رفته که قهرمان‌بازی در بیاره.

151
00:13:02,782 --> 00:13:05,201
‫دیوید رو به من سپرده،
‫چون وضعیت دیوید جوریـه که

152
00:13:05,201 --> 00:13:07,495
‫می‌تونن مجبورش کنن هرچی که می‌خوان بگه.

153
00:13:07,495 --> 00:13:09,830
‫پای روایت «پارک» از اتفاقات رو امضا کنـه.

154
00:13:10,831 --> 00:13:12,875
‫وقتی هم اومد اینجا
‫عقلش به‌نظر سر جاش بود

155
00:13:12,875 --> 00:13:15,377
‫اما از اون موقع، گیج می‌زنـه.

156
00:13:15,377 --> 00:13:17,046
‫می‌دونه ریور کجا رفتـه؟

157
00:13:17,046 --> 00:13:20,633
‫نه، بعید می‌دونم.
‫نمی‌خواست نگرانش کنـه.

158
00:13:20,633 --> 00:13:22,384
‫ای بابا.
‫باید نگران بشه.

159
00:13:24,970 --> 00:13:28,307
‫له بلانک روس؟
‫تاحالا اونجا بودی؟

160
00:13:28,307 --> 00:13:30,476
‫- من ریور رو کشتم.
‫- نه، تو نکشتیش.

161
00:13:31,268 --> 00:13:33,020
‫به رز چی بگم؟

162
00:13:34,647 --> 00:13:38,692
‫- هیچی، چون اون مُرده.
‫- دیدی؟ گفتم که گیج می‌زنـه.

163
00:13:38,692 --> 00:13:41,111
‫فکر می‌کنـه ریور مُرده و
‫زنش هنوز زنده‌س.

164
00:13:41,779 --> 00:13:44,615
‫شهر لاواند یاد چی می‌ندازتت؟

165
00:13:45,991 --> 00:13:46,992
‫نمی‌دونم.

166
00:13:48,035 --> 00:13:50,746
‫تو جکسونی دیگه؟
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.

167
00:13:50,746 --> 00:13:53,040
‫آره می‌دونم. چه سعادتی.
‫لاواند؟

168
00:13:53,040 --> 00:13:56,126
‫- لاواند؟ فرانسوی لاوندره.
‫- آره.

169
00:13:57,545 --> 00:14:00,756
‫لاوندر آبیـه عزیزم.
‫لاوندر سبزه.

170
00:14:02,299 --> 00:14:04,927
‫- لاوندر آبیـه عزیزم...
‫- اینقدر چرت و پرت نگو پیرمردِ...

171
00:14:04,927 --> 00:14:07,221
‫- لاوندر سبزه.
‫- جکسون. اون حالش خوب نیست.

172
00:14:07,221 --> 00:14:08,848
‫- شوک بزرگی بهش وارد شده.
‫- وقتی که من پادشاه شدم...

173
00:14:08,848 --> 00:14:11,642
‫غلط کرده. داره دست‌مون میندازه.
‫خودش رو زده به اون راه.

174
00:14:11,642 --> 00:14:14,144
‫- یه ثانیه پیش که می‌دونست کی‌ام.
‫- هنوز هم می‌دونم.

175
00:14:14,144 --> 00:14:16,522
‫لاواند.
‫ریور رفته اونجا.

176
00:14:16,522 --> 00:14:18,732
‫نه، نه.
‫ریور مُرده.

177
00:14:18,732 --> 00:14:22,111
‫خب اگه بهم نگی که چی می‌دونی
‫ممکنـه بمیره.

178
00:14:22,111 --> 00:14:23,195
‫اینجا کجاس؟

179
00:14:25,197 --> 00:14:27,658
‫- اینجا اتاق کیـه؟
‫- نه، تو...

180
00:14:27,658 --> 00:14:29,660
‫- دیوید، اینجا جات امنـه.
‫- چی؟

181
00:14:29,660 --> 00:14:31,912
‫- آره. ریور آوردتت اینجا.
‫- ریور؟

182
00:14:31,912 --> 00:14:33,622
‫بیا، بشین.
‫بیا دیگه.

183
00:14:34,790 --> 00:14:37,918
‫نمی‌فهمم.
‫نمی‌فهمم، من...

184
00:14:41,005 --> 00:14:45,301
‫یه یارویی بود.
‫شبیه ریور بود، من هم بهش شلیک کردم.

185
00:14:45,926 --> 00:14:49,346
‫می‌دونم چه نقشه‌ای داری.
‫می‌دونم که من رو می‌شناسی.

186
00:14:49,346 --> 00:14:52,933
‫ریور... ریور تنها توی ماموریتـه.

187
00:14:52,933 --> 00:14:56,520
‫شاید نوه‌ی تو باشه اما بر حسب اتفاق
‫یکی از ماموران من هم هست.

188
00:14:56,520 --> 00:15:00,065
‫پس بگو که با کی درگیره و
‫داره وارد چه مخمصه‌ای میشـه؟

189
00:15:00,065 --> 00:15:04,612
‫من خواستم ازش محافظت کنم.
‫همیشه می‌خواستم ازش محافظت کنم.

190
00:15:04,862 --> 00:15:07,656
‫تو رو با یه زن مُرده‌ی ۸۰ ساله اشتباه گرفته.

191
00:15:07,656 --> 00:15:10,409
‫- شاید باید یه سیلی بهش بزنم.
‫- یکم رحم داشته باش جکسون.

192
00:15:10,409 --> 00:15:12,578
‫داشتم.
‫تا قبل این که واسه‌ش کار کنم.

193
00:15:13,662 --> 00:15:14,747
‫پس الان داری میری؟

194
00:15:14,747 --> 00:15:17,958
می‌خوام سر در بیارم که کِی و چرا
‫توی فرانسه بوده.

195
00:15:17,958 --> 00:15:19,043
‫این وسط هم

196
00:15:19,043 --> 00:15:21,545
‫اگه چیز به درد بخوری یادش اومد،
‫خبرم کن.

197
00:15:29,720 --> 00:15:31,388
‫لاواند رو می‌شناسین؟

198
00:15:31,388 --> 00:15:32,556
‫نه.

199
00:15:32,556 --> 00:15:34,642
‫راستش توریست‌های زیادی اینجا نمیان.

200
00:15:35,392 --> 00:15:36,560
‫شما توریستین؟

201
00:15:37,061 --> 00:15:40,981
‫من؟ نه.
‫دنبال یکی از دوستام می‌گردم.

202
00:15:40,981 --> 00:15:42,942
‫شما بریتانیایی‌ هستین، درستـه؟

203
00:15:42,942 --> 00:15:45,152
‫بله، شرمنده.

204
00:15:45,152 --> 00:15:48,489
‫نه، اشکالی نداره.
‫همینجا پیاده‌تون کنم؟

205
00:15:49,281 --> 00:15:50,658
‫بله.

206
00:15:56,789 --> 00:16:00,084
‫میشه ۹۵ یورو.

207
00:16:01,835 --> 00:16:03,212
‫بقیه‌ش مال خودتون.

208
00:16:03,212 --> 00:16:06,590
‫ممنونم.
‫امیدوارم دوست‌تون رو پیدا کنین.

209
00:16:06,590 --> 00:16:08,258
‫ممنون.
‫به امید دیدار.

210
00:16:08,258 --> 00:16:09,635
‫روز بخیر.

211
00:16:23,816 --> 00:16:29,697
‫روراستی، اعتماد، امنیت،
‫اگه یکی‌شون نباشه، اونای دیگه هم وجود ندارن.

212
00:16:31,949 --> 00:16:32,950
‫اون دوتا...

213
00:16:35,244 --> 00:16:37,621
‫اگه یکی‌شون نباشه، اون دوتای دیگه هم
‫وجود ندارن. فهمیدم.

214
00:16:37,621 --> 00:16:40,499
‫جاهایی که اشتباهی رخ میده،
‫یاید دستامون رو بالا نگه داریم.

215
00:16:40,499 --> 00:16:42,376
‫واقعاً که نه،
‫اما خودت که متوجهی.

216
00:16:43,252 --> 00:16:47,881
‫می‌دونم که بخش بزرگی از کارمون
‫درون سایه‌ها بقیه میشه،

217
00:16:48,215 --> 00:16:51,677
‫اما گاهی‌اوقات حس می‌کنم بد هم نیست که
‫اجازه بدیم یکم نور وارد بشه

218
00:16:51,677 --> 00:16:54,138
‫چون اینطوری یاد می‌گیریم بهتر عمل کنیم.

219
00:16:54,513 --> 00:16:58,684
‫و فقط زمانی در بهترین حالت‌ خودمون هستیم،
‫زمانی در بهترین حالت خودمون هستیم...

220
00:17:01,937 --> 00:17:04,982
‫- گمون کنم بهتره جواب بدین.
‫- مال من نیست.

221
00:17:04,982 --> 00:17:06,066
‫چی...

222
00:17:07,860 --> 00:17:08,944
‫لعنتی. مال منـه؟

223
00:17:09,528 --> 00:17:12,364
‫مالِ... مال منـه.
‫خجالت آوره، نه؟

224
00:17:12,364 --> 00:17:14,867
‫آخه...
‫گوشی جدیدمـه برای همین...

225
00:17:15,617 --> 00:17:18,454
‫فکر کردم تایمر گذاشتم
.اما درواقع شماره معکوسـه

226
00:17:18,454 --> 00:17:19,538
‫راحت انجام میشـه.

227
00:17:19,538 --> 00:17:22,666
‫آره اما دقیقاً ۱۵ دقیقه.
‫دقیقاً. یعنی...

228
00:17:22,666 --> 00:17:25,085
‫خب، نظری چیزی...

229
00:17:25,085 --> 00:17:27,713
‫- خب، فکر نکنم زمان مناسبی باشه.
‫- راست میگی.

230
00:17:27,713 --> 00:17:30,174
‫- می‌تونم کوتاه‌ترش کنم.
‫- و الان هم وقت مناسبی نیست.

231
00:17:31,008 --> 00:17:33,719
‫اوضاع تهدیدات‌مون وخیمـه.
‫باید این‌ها رو امضا کنی.

232
00:17:33,719 --> 00:17:38,098
‫نامه‌هایی برای تسلیت و
‫ حمایت از خانواده‌هاس.

233
00:17:38,640 --> 00:17:39,641
‫بله، البته.

234
00:17:42,311 --> 00:17:45,481
‫به‌نظرت هنوز خیلی زوده که
‫احتمال یه بمب‌گذاری دیگه رو رد کنیم؟

235
00:17:45,481 --> 00:17:46,982
‫آره. آره.

236
00:17:48,067 --> 00:17:49,068
‫از بعضی‌جهات هم

237
00:17:49,068 --> 00:17:53,322
‫یه حمله‌ی اتفاقی و بدون انگیزه
‫از حملات ایدئولوژیکی هم بدتره

238
00:17:53,322 --> 00:17:55,157
‫چون هیچ سرنخی بهمون نمیده.

239
00:17:55,157 --> 00:17:57,409
‫خب، گوش کن دایانا،
‫واقعاً ازت ممنونم که

240
00:17:57,409 --> 00:18:01,413
‫مسئولیت این کار رو به عهده گرفتی و
‫با این اوضاع سر و کله می‌زنی.

241
00:18:01,413 --> 00:18:04,583
‫اما باید توجه داشته باشی که
در نهایت تصویر کلی ماجرا

242
00:18:05,125 --> 00:18:08,921
‫و استراتژی بلندمدت...

243
00:18:10,422 --> 00:18:11,590
.به‌عهده‌ منـه

244
00:18:11,590 --> 00:18:12,925
‫- آره خب.
‫- تصمیم‌گیریش با منـه،

245
00:18:12,925 --> 00:18:14,676
‫- چون این تخصص من بوده.
‫- آره.

246
00:18:14,676 --> 00:18:17,930
‫بین خودمون بمونـه اما فرهنگ اینجا

247
00:18:17,930 --> 00:18:20,933
‫باید شدیداً تغییر کنـه، باشه؟

248
00:18:20,933 --> 00:18:25,020
‫درواقع نکته‌ی جالب همینجاس که
‫همین دیدگاه من رو پشت این میز نشونده.

249
00:18:26,647 --> 00:18:27,731
‫نه،‌ متوجهم.

250
00:18:27,731 --> 00:18:30,526
‫بله، میگی که متوجهی
‫اما موافق هم هستی؟

251
00:18:30,526 --> 00:18:31,985
‫در اصل آره...

252
00:18:31,985 --> 00:18:35,405
‫اما باید بگم که با این رویکرد جدید

253
00:18:36,865 --> 00:18:39,785
‫ممکنه که واکنش‌مون توی این لحظه تغییر کنـه.

254
00:18:39,785 --> 00:18:46,375
‫بله،‌ بله. خب، مطمئنم که تو و بقیه به‌خوبی
‫ می‌تونین خودتون رو با این شرایط وفق بدین.

255
00:18:57,427 --> 00:19:00,013
‫روزبخیر.
‫ببخشید.

256
00:19:14,486 --> 00:19:16,488
‫ببخشید...
‫معذرت می‌خوام.

257
00:19:18,323 --> 00:19:21,869
‫ببخشید که... سگ‌تون رو... ترسوندم.

258
00:19:21,869 --> 00:19:25,831
‫شما می‌دونین که کافه له بلانک روس کجاس؟

259
00:19:26,373 --> 00:19:27,374
‫بلانک روس؟

260
00:19:27,958 --> 00:19:30,711
‫اون سمتـه.
‫دم میدون.

261
00:19:32,087 --> 00:19:33,255
‫مرسی.

262
00:19:34,506 --> 00:19:35,507
‫مرسی.

263
00:19:58,030 --> 00:20:00,365
‫برای اون درست نکردی؟
‫شاید یخ‌مون رو آب کنـه.

264
00:20:00,365 --> 00:20:01,450
‫دوست دارم یخ‌مون آب نشه.

265
00:20:03,827 --> 00:20:07,497
‫به‌خاطر وست‌ایکرز تفنگ آوردی؟
‫نگران آینده‌ای؟

266
00:20:09,583 --> 00:20:11,210
‫آره خب.

267
00:20:16,465 --> 00:20:19,509
‫- نگو که دوباره واردش شدی.
‫- وارد چی؟

268
00:20:20,344 --> 00:20:21,303
‫قماربازی.

269
00:20:21,303 --> 00:20:23,972
‫چرا تفنگ داشتنِ من
 باید نشونه‌ی قماربازیم باشه؟

270
00:20:24,014 --> 00:20:25,182
‫نمی‌دونم. فقط...

271
00:20:25,974 --> 00:20:28,352
‫شاید یکی ازت پول طلب داره و
‫داره بهت فشار میاره.

272
00:20:28,352 --> 00:20:33,523
‫نه، از این خبرا نیست.
‫فقط یه مشکل نقدینگی هست.

273
00:20:34,650 --> 00:20:36,568
‫ای خدا.
‫پس دوباره قماربازی می‌کنی.

274
00:20:36,568 --> 00:20:37,694
‫فقط یه‌باره! چیزی نیست که!

275
00:20:37,694 --> 00:20:40,656
‫ببین، بازگشت سمت چیزی که
‫معتادش بودی چیز خوبیه! نشانه پیشرفتـه.

276
00:20:40,656 --> 00:20:41,990
‫- نه؛ اصلاً هم نیست.
‫- چرا هست!

277
00:20:41,990 --> 00:20:44,117
‫یه‌بار قمار کردن بهتر از همیشه قمار کردنـه.

278
00:20:44,117 --> 00:20:47,496
‫خب اگه اینطوریه بگیم یه آدم کشتن هم
‫بهتر از ده‌تا آدم کشتنـه.

279
00:20:47,496 --> 00:20:49,790
‫- من‌که به کسی آسیب نمی‌زنم پس...
‫- پس اون تفنگ واسه چیه؟

280
00:20:49,790 --> 00:20:52,251
‫- می‌خوام بفروشمش.
‫- آهان، پس می‌خوای بری بفروشیش تا یکی دیگه

281
00:20:52,251 --> 00:20:53,710
‫راه بیفته توی خیابون
‫و باهاش آدم بکشه؟

282
00:20:53,710 --> 00:20:56,797
‫ببین، پولش رو برای کارهای الکی نمی‌خوام.
‫می‌خوام بدهی‌هام رو صاف کنم.

283
00:20:56,797 --> 00:20:58,924
‫و قبل از این‌که بیفته دست
‫آدم ناکاربلد، دوباره خودم می‌خرمش.

284
00:20:58,924 --> 00:21:01,385
‫- هیچی ضرری هم نداره
‫- تو واقعاً زده به‌سرت!

285
00:21:03,178 --> 00:21:04,137
‫مگه چقدر بدهکاری؟

286
00:21:04,137 --> 00:21:06,265
‫- به تو ربطی نداره.
‫- پس حتماً خیلی زیاده.

287
00:21:07,057 --> 00:21:08,350
‫پس این همه بازی با گیره‌ کاغذ

288
00:21:08,350 --> 00:21:10,686
‫همه‌ش یه نمایش بود تا حواس ما رو پرت کنی؟

289
00:21:10,686 --> 00:21:13,438
‫- می‌تونستی باهام راحت باشی و بگی
‫- راحت باشم و بگم؟

290
00:21:13,438 --> 00:21:16,441
‫خب اگه این‌طوریه تا آخر
‫ماه ده هزار دلار بهم قرض بده

291
00:21:16,441 --> 00:21:17,901
‫وگرنه خونه‌م رو از دست می‌دم

292
00:21:17,901 --> 00:21:20,195
‫تازه اگه «کَسی» خبردار بشه،
‫اونم از دست می‌دم!

293
00:21:20,195 --> 00:21:26,451
‫ده ‌هزارتا! ده‌ هزار دلار پول می‌خوام!
‫نه این‌که یه قمارباز سابق بشینه نصیحتم کنه.

294
00:21:38,046 --> 00:21:39,756
‫- ممنون بابت قهوه.
‫- تو اون دستشویی کردم

295
00:21:53,562 --> 00:21:55,272
‫شهر لاواند در فرانسه.

296
00:21:55,272 --> 00:21:58,066
‫پنج دقیقه وقت داری تا هرچیزی
‫که فکر می‌کنی ممکنه درباره‌ش...

297
00:21:58,066 --> 00:21:59,526
‫برای من جالب باشه رو پیدا کنی

298
00:22:01,028 --> 00:22:02,321
‫کامپیوتر کارت‌رایته؟

299
00:22:02,321 --> 00:22:03,238
‫آره.

300
00:22:03,822 --> 00:22:05,615
‫اون‌که نمرده احمق

301
00:22:07,409 --> 00:22:09,911
‫- خودت پیام دادی گفتی مُرده!
‫- برو پیام‌ام رو دوباره بخون.

302
00:22:14,833 --> 00:22:15,667
‫خیلی‌خب...

303
00:22:15,667 --> 00:22:18,962
‫بساط گریه‌ و زاری‌ت رو جمع کن؛
‫ریور فعلاً زنده‌ست.

304
00:22:20,339 --> 00:22:21,798
‫- خدایا.
‫- چی گفت؟

305
00:22:21,798 --> 00:22:23,550
‫- من‌که باور نمی‌کنم.
‫- تکلیف‌مون رو روشن کن!

306
00:22:23,550 --> 00:22:27,095
‫- باشه اصلاً مُرده. بهتر شد؟
‫- نه. خب تعریف کن چی شده!

307
00:22:27,095 --> 00:22:28,930
‫اون گفت مُرده.

308
00:22:28,930 --> 00:22:30,223
‫پیام‌ام رو دوباره خوندی؟

309
00:22:30,223 --> 00:22:34,102
‫آره. «دیر میام. تمام شب داشتم جسدِ
‫کارت‌رایت رو شناسایی می‌کردم»

310
00:22:34,102 --> 00:22:39,149
‫ننوشته کارت‌رایت مُرده. نوشته داشته
‫جسدش رو شناسایی می‌کرده.

311
00:22:39,816 --> 00:22:41,943
‫خدای من. کسی حرف زد؟

312
00:22:41,943 --> 00:22:44,279
‫یه‌صدایی اومد؛ اما بویی احساس نمی‌کنم.

313
00:22:44,279 --> 00:22:45,781
‫من الان واقعاً حالم بده

314
00:22:45,781 --> 00:22:47,157
‫خب این چند ساعت گذشته
‫واقعاً فشار زیادی رومون بود

315
00:22:47,157 --> 00:22:49,534
‫تو یکی خفه‌شو! وقتی فهمیدی ریور مُرده
.واست مهم نبود

316
00:22:49,534 --> 00:22:52,079
‫- من هنوز دست و پام داره می‌لرزه.
‫- خفه‌شو. فقط خفه‌شو!

317
00:22:52,079 --> 00:22:53,747
‫- منم نزدیک بود تو وست‌ایکرز بمیرم!
‫- من...

318
00:22:53,747 --> 00:22:55,540
‫- تو اصلاً چندتا خیابون اون‌طرف‌تر بودی!
‫- درت رو بذار بابا.

319
00:22:55,540 --> 00:22:57,876
‫- نه. من از بازماندگان اون بمب‌گذاری‌ام
‫- متاسفانه...

320
00:22:57,876 --> 00:22:58,960
‫پسی اونی که مُرده کیه؟

321
00:22:58,960 --> 00:23:05,050
‫یکی رو فرستاده بودن بابابزرگ‌ش رو بکُشه؛
‫که ظاهراً یکم‌ هم شبیه خودِ ریور بوده

322
00:23:05,050 --> 00:23:07,344
‫ریور کارت شناسایی‌اش
‫رو می‌ذاره توی جیب اون یارو.

323
00:23:07,344 --> 00:23:08,970
‫ریور...یکی که شبیه ریور بوده؟

324
00:23:08,970 --> 00:23:10,889
‫آره، اما الان زیاد شبیه‌ش نیست.

325
00:23:10,889 --> 00:23:14,309
‫چون به صورت‌ش شلیک کرده
‫تا نشه درست هویت‌ش رو تشخیص داد

326
00:23:14,309 --> 00:23:16,019
‫عالیه. عکسی چیزی نگرفتی؟

327
00:23:16,019 --> 00:23:18,271
‫ببخشید اما چرا اجازه دادی باور
‫کنیم ریور مرده و چیزی نگفتی؟

328
00:23:18,271 --> 00:23:23,735
‫چون توی یه ماموریت مخفیه و نباید نقشه‌
‫یه مامور رو برای کسی فاش کرد!

329
00:23:27,155 --> 00:23:29,783
‫نباید نقشه یه مامور رو
‫برای کسی فاش کرد!

330
00:23:29,783 --> 00:23:31,576
‫ریور می‌خواست
‫پارک باور کنه که مُرده.

331
00:23:31,576 --> 00:23:32,994
‫الان هم داره به هدفش می‌رسه

332
00:23:32,994 --> 00:23:35,247
‫این‌که شما هم باور کردید مُرده
‫این موضوع رو ثابت می‌کنه.

333
00:23:35,914 --> 00:23:39,584
‫مطمئنم به هرکسی که تسلیت گفته
‫حرف‌های مناسب و دل‌گرم‌کننده‌ای زدید.

334
00:23:39,584 --> 00:23:40,669
‫هیچکس تسلیت نگفت.

335
00:23:41,586 --> 00:23:44,005
‫لعنت بهش! من به مامانش پیام دادم.

336
00:23:44,005 --> 00:23:46,925
‫- زنگ نزد؟
‫- نه. هنوز نه.

337
00:23:46,925 --> 00:23:49,511
‫خب پس ما تنها نیستیم. خداروشکر.

338
00:23:49,511 --> 00:23:51,221
‫خیلی‌خب. الان کجاست؟

339
00:23:51,221 --> 00:23:55,016
‫رفته فرانسه. دنبال سرنخ می‌گرده

340
00:23:55,016 --> 00:23:56,184
‫فرانسه خیلی بزرگه!

341
00:23:58,728 --> 00:24:01,815
‫واقعاً واتسون؟ دمت‌گرم
‫یکی بهش مدال بده

342
00:24:01,815 --> 00:24:04,025
‫- خب حال دیوید چطوره؟
‫- اون حالش خوبه.

343
00:24:04,025 --> 00:24:06,528
‫خوبه. چطور می‌تونیم
‫بهش کمک کنیم؟

344
00:24:07,779 --> 00:24:09,114
‫با این‌که بذاریم خودش
‫کارش رو انجام بده.

345
00:24:10,240 --> 00:24:14,453
‫خیلی‌خب، کجای فرانسه‌ست؟ نمی‌تونیم
‫که این‌جا بمونیم و دست روی دست بذاریم؟

346
00:24:14,453 --> 00:24:18,331
‫چرا می‌تونیم. اگه کمک می‌خواست،
‫خودش می‌گفت.

347
00:24:18,331 --> 00:24:21,084
‫از الان بگم قرار نیست کامپیوترش رو پس بدم.

348
00:24:46,359 --> 00:24:48,737
‫آقای لمب، خوشحالم می‌بینمتون.

349
00:24:49,321 --> 00:24:51,239
‫یه‌کم این‌جا شلخته بود
‫و گفتم مرتب‌ش کنم.

350
00:24:52,741 --> 00:24:55,452
‫البته یه‌کم که خیلی...
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه

351
00:24:56,578 --> 00:24:58,163
‫چقدر تغییر کرده.

352
00:24:59,915 --> 00:25:01,500
‫خیلی زود خودت رو
‫با این‌جا وفق دادی!

353
00:25:01,500 --> 00:25:04,377
‫خب، من دوست دارم همیشه فعال باشم
‫برای همین هم من رو فرستادن این‌جا.

354
00:25:05,587 --> 00:25:06,838
‫پس که اینطور...

355
00:25:06,838 --> 00:25:09,424
‫" اون‌جا به یه مدیر درست‌حسابی نیاز داره "
‫این حرف های ویلن‌ـه!

356
00:25:09,424 --> 00:25:12,093
‫آقای ویلن؛ بله...
‫درست هم گفتن.

357
00:25:13,136 --> 00:25:15,347
‫من می‌خوام برم ناهار بخورم؛
‫شما هم دوست دارین بیاین؟

358
00:25:16,973 --> 00:25:19,476
‫خیلی ممنون. الان
‫می‌رم کُت‌ام رو می‌پوشم.

359
00:25:21,061 --> 00:25:24,314
‫می‌تونیم درمورد چیدمان بقیه ساختمون صحبت کنیم.

360
00:25:24,814 --> 00:25:25,982
‫بله. عالی می‌شه.

361
00:25:30,862 --> 00:25:33,114
‫با این وضعیت پام هم داخل اتاق نمی‌ذارم.

362
00:25:33,114 --> 00:25:34,866
‫برش گردونید به همون حالت قبلی.

363
00:25:39,621 --> 00:25:41,623
‫- من آماده‌ام
‫- بفرمائید.

364
00:25:58,014 --> 00:25:59,766
‫- ناهار؟
‫- ممنون.

365
00:26:02,686 --> 00:26:05,230
‫می‌شه یه‌لیوان چای هم برام
‫بریزی؟ با دوتا قاشق شکر.

366
00:26:09,859 --> 00:26:10,902
‫قربان؟

367
00:26:10,902 --> 00:26:12,070
‫گوشی رو بده به اون!

368
00:26:18,577 --> 00:26:20,328
‫- سلام؟
‫- اشتباه شده بوده

369
00:26:22,497 --> 00:26:24,332
‫- خب این‌که خیلی عالیه
‫- قطعاً عالیه...

370
00:26:24,332 --> 00:26:30,589
‫رابرت وینتر، یعنی بدون «ز» یه هویت
‫جعلیه که 30 سال پیش ایجاد کردیم.

371
00:26:31,423 --> 00:26:33,258
‫نه رابرت وینترز.

372
00:26:34,217 --> 00:26:36,845
‫پس رابرت وینترز و وست‌ایکرز هیچ
‫ربطی به ما ندارن؟

373
00:26:36,845 --> 00:26:40,098
‫اصلاً. هیچ اثری ازش توی سازمان ما نیست

374
00:26:40,098 --> 00:26:42,350
‫اما واقعاً ازت ممنونم گیتی...

375
00:26:42,350 --> 00:26:46,104
‫اگه کسی از این‌ ماجرا بویی
‫می‌برد و بد برداشت می‌کرد

376
00:26:46,104 --> 00:26:47,981
‫واقعاً افتضاح می‌شد.

377
00:26:47,981 --> 00:26:50,400
‫- ممنون قربان.
‫- گوشی رو بده فلایت.

378
00:26:51,026 --> 00:26:51,860
‫فلایت؟

379
00:26:57,324 --> 00:26:59,075
‫- قربان؟
‫- می‌تونی آزادش کنی بره.

380
00:27:00,327 --> 00:27:02,954
‫ببخشید اما من کارای خیلی مهم‌تری
‫می‌تونم انجام بدم تا پرستاری بچه!

381
00:27:03,121 --> 00:27:05,206
‫خب واقعاً ببخشید از شغلی که داری راضی نیستی

382
00:27:05,206 --> 00:27:07,542
‫اما همه‌ی این‌ها جزو وظایفـت محسوب می‌شه.

383
00:27:07,542 --> 00:27:10,295
‫حالا هم برو سراغِ پرونده کارت‌رایت،
‫یا می‌خوای بگی اینـم نمی‌تونی؟

384
00:27:10,295 --> 00:27:11,463
‫نه قربـ...

385
00:27:45,413 --> 00:27:46,414
‫سلام.

386
00:27:48,166 --> 00:27:49,167
‫سلام.

387
00:27:52,087 --> 00:27:54,089
‫یه لاته بی‌زحمت.

388
00:28:04,349 --> 00:28:05,600
‫انگلیسی بلدی؟

389
00:28:07,102 --> 00:28:08,269
‫نـه.

390
00:28:11,606 --> 00:28:14,651
‫ظاهراً یه‌مرد...شبیه من

391
00:28:15,443 --> 00:28:19,447
‫چند روز پیش این‌جا بوده

392
00:28:21,366 --> 00:28:22,701
‫می‌شناسمش.

393
00:28:26,162 --> 00:28:28,748
‫خونه‌ش این دور و اطرافه؟

394
00:28:28,748 --> 00:28:30,250
‫نه. نه.

395
00:28:30,250 --> 00:28:32,001
‫توی لاواند زندگی نمی‌کنه.

396
00:28:32,001 --> 00:28:33,545
‫اهل «له زغبغ»ـست.

397
00:28:33,545 --> 00:28:35,004
‫- له زغبغ؟
‫- له زغبغ.

398
00:28:36,047 --> 00:28:37,507
‫کجا می‌شه؟

399
00:28:38,675 --> 00:28:41,803
‫مستقیم برو، سه کیلومتر به مسیرت
‫ادامه بده و برو داخل جنگل.

400
00:28:42,554 --> 00:28:43,555
‫باشه.

401
00:28:45,890 --> 00:28:46,891
‫ممنون.

402
00:29:08,079 --> 00:29:09,831
‫خودشه!

403
00:29:10,790 --> 00:29:12,834
‫می‌خواد بره «له زغبغ».

404
00:29:12,834 --> 00:29:14,669
‫تعقیب‌ش می‌کنم.

405
00:29:27,265 --> 00:29:29,225
‫ببخشید که مجبور شدیم
‫اینطوری مخفیانه هم رو ببینیم

406
00:29:31,227 --> 00:29:32,604
‫راستش رو بخوای واقعاً هیجان‌انگیزه

407
00:29:32,604 --> 00:29:36,107
‫یعنی برای من، چون مطمئن نیستم می‌دونی یا نه

408
00:29:36,107 --> 00:29:38,526
‫اما هیچوقت تا حالا از این کارها نکردم

409
00:29:40,904 --> 00:29:44,365
‫و دقیقاً...دلیل این کارمون چیـه؟

410
00:29:44,365 --> 00:29:46,826
‫بهتره بعضی حرف‌ها بین خودمون
‫بمونه و به گوش عموم نرسه.

411
00:29:46,826 --> 00:29:47,911
‫درسته.

412
00:29:50,371 --> 00:29:51,956
‫خب الان کجا می‌ریم؟

413
00:29:53,291 --> 00:29:55,835
‫مهم نیست. باید سوار اتوبوس بشیم
‫این یکی خوبه.

414
00:29:59,088 --> 00:30:00,924
‫رابرت وینترز از آدم‌های خودمون بود.

415
00:30:00,924 --> 00:30:04,761
‫خدای من. یعنی، یعنی مامور خودمونه؟

416
00:30:05,261 --> 00:30:06,888
‫- نه دقیقاً.
‫- پس نفوذی‌مونه؟

417
00:30:06,888 --> 00:30:09,307
‫اون یه «بی‌بدن» بوده. از اونایی که
‫توی دوران جنگ سرد بزرگ شدن.

418
00:30:09,307 --> 00:30:10,767
‫بی‌بدن دیگه چیـه؟

419
00:30:10,767 --> 00:30:12,727
‫بی‌بدن یه هویت آماده و از پیش تعیین شده‌ست.

420
00:30:13,353 --> 00:30:17,315
‫همراه با گواهی تولد، پاسپورت، شماره بیمه...

421
00:30:17,315 --> 00:30:19,192
‫حساب بانکی و رتبه اعتباری.

422
00:30:19,192 --> 00:30:20,485
‫جعلی هم نیستن.

423
00:30:20,485 --> 00:30:23,696
‫همه‌شون معتبرن و مراحل قانونی رو طی کردن.

424
00:30:23,696 --> 00:30:26,241
‫الان که همه‌چی رو آنلاین انجام می‌دن؛
‫اون زمان‌ها کاملاً فرق می‌کرده

425
00:30:26,241 --> 00:30:28,993
‫ببخشید، اما چند وقته از این موضوع خبر داری؟
‫کی بهت گفته؟

426
00:30:28,993 --> 00:30:30,078
‫یکی از افرادم،

427
00:30:30,745 --> 00:30:33,498
‫- گیتی رحمان؛ چند ساعت پیش.
‫- گیتی؛ نمی‌شناسمش.

428
00:30:33,498 --> 00:30:36,000
‫بهش گفتم حتماً اشتباه شده و پیگیری نکنه.

429
00:30:36,751 --> 00:30:38,002
‫خب اشتباه بوده دیگه!

430
00:30:38,002 --> 00:30:41,422
‫باید همون اول که فهمیدی به من می‌گفتی!

431
00:30:41,422 --> 00:30:43,216
‫خب مثلاً اگه می‌گفتم چیکار می‌خواستی بکنی؟

432
00:30:44,759 --> 00:30:46,010
‫به نخست وزیر می‌گفتم.

433
00:30:46,845 --> 00:30:51,599
‫تحقیق می‌کردیم ببینیم
‫یه قاتل سریالی چطور داره

434
00:30:51,599 --> 00:30:54,018
‫- از هویت‌های سازمان جاسوسی استفاده می‌کنه؟
‫- آره؛ مطمئن بودم

435
00:30:54,018 --> 00:30:56,646
‫- اون‌طوری یه فاجعه به بار می‌اومد
‫- همین الانش هم فاجعه‌ست دایانا.

436
00:30:56,646 --> 00:30:58,857
‫نه نیست. چون من تمامی
‫سوابق و مدارک رو از بین بردم.

437
00:30:58,857 --> 00:31:01,192
‫هیچ اثری از رابرت وینترز

438
00:31:01,192 --> 00:31:02,777
‫- توی سازمان ما وجود نداره.
‫- خدای من.

439
00:31:03,611 --> 00:31:07,615
‫نه. نمی‌تونیم همچین چیزی رو مخفی نگه داریم.
‫نه بعد از قضیه استانبول.

440
00:31:07,615 --> 00:31:10,618
‫دقیقاً به‌خاطر همین نباید کسی چیزی بفهمه.

441
00:31:10,618 --> 00:31:12,453
‫اگه کوچک‌ترین چیزی از
‫این موضوع درز پیدا کنه،

442
00:31:12,453 --> 00:31:15,665
‫همین یه ذره آبروی باقی مونده‌ی
‫سازمان‌های امنیتی هم از بین می‌ره.

443
00:31:15,665 --> 00:31:18,334
‫ببخشید. من نمی‌تونم سکوت کنم.
‫نمی‌تونم.

444
00:31:18,334 --> 00:31:19,836
‫اه کلود...

445
00:31:26,009 --> 00:31:27,010
‫این چیـه؟

446
00:31:27,510 --> 00:31:30,138
‫این حکم قرنطینه کردن گیتی رحمانـه

447
00:31:30,138 --> 00:31:31,806
‫که امروز صبح امضا کردی.

448
00:31:33,057 --> 00:31:35,059
‫این یعنی تو هم توی مخفی
‫کردن این موضوع دست داشتی.

449
00:31:39,480 --> 00:31:40,481
‫آره اما من...

450
00:31:42,483 --> 00:31:44,485
‫اصلاً نخوندمش.

451
00:31:45,278 --> 00:31:48,573
‫آره نخوندی. اما امضاش کردی.

452
00:31:49,699 --> 00:31:53,578
‫جناب‌عالی در نابودسازی اسناد و
‫مدارک مربوط به وینترز دست داشتی.

453
00:31:54,162 --> 00:31:56,164
‫چون من رو انتخاب کردن این‌کارا رو می‌کنی؟

454
00:31:56,873 --> 00:31:58,917
‫چون به‌جای تو، من رو انتخاب کردن
‫این‌کارو می‌کنی؟

455
00:31:58,917 --> 00:32:00,293
‫موضوع اینه؟

456
00:32:00,293 --> 00:32:02,754
‫من اصلاً درخواست ندادم.

457
00:32:02,754 --> 00:32:08,343
‫آره. آره. چون می‌دونستی انتخاب نمی‌شی
‫مگه نه؟

458
00:32:08,343 --> 00:32:10,053
‫واسه همین خودت رو کشیدی کنار.

459
00:32:10,929 --> 00:32:12,722
‫آره اما هم‌چنان دارم کارم رو انجام می‌دم

460
00:32:14,557 --> 00:32:17,685
‫برای اداره یه سازمان اطلاعاتی،
‫هیچ نقشه کلی‌ای وجود نداره.

461
00:32:17,685 --> 00:32:20,188
‫هر روز خدا از آسمون بلا نازل
‫می‌شه و باید سریع حلشون کنی.

462
00:32:20,188 --> 00:32:22,231
‫از نظر من که بیشتر شبیه از
‫کارافتادگی سازمانه...

463
00:32:22,231 --> 00:32:24,609
‫- نظر تو برام مهم نیست.
‫- تا چیزهای دیگه.

464
00:32:25,276 --> 00:32:28,237
‫تنها چیزی که برام مهمه اینه که اجازه
‫ندم اتفاقی مثل وست‌ایکرز تکرار بشه.

465
00:32:29,030 --> 00:32:34,202
‫و میل شدید تو به محکوم کردن
‫این مخفی‌کاری، داره مانع‌ام می‌‌شه.

466
00:32:34,202 --> 00:32:37,121
‫آره خب. نمی‌خوای شغلت رو از دست بدی
‫مگه نه؟

467
00:32:37,121 --> 00:32:41,334
‫- آره. نمی‌خوام. چون کارم حرف نداره.
‫- اع واقعاً؟

468
00:32:42,502 --> 00:32:44,087
‫تو ایستگاه بعدی پیاده شو.

469
00:32:51,719 --> 00:32:54,222
‫ببخشید قربان؛ می‌تونید کمکم کنین؟

470
00:32:55,306 --> 00:33:00,853
‫من می‌خوام برم «سیسینگ‌هرست»
‫اون باغ‌های معروف رو می‌گم.

471
00:33:00,853 --> 00:33:03,648
‫ای بابا. اشتباه اومدی که.
‫باید بری اون سمت «تونبریج ولز»

472
00:33:03,648 --> 00:33:06,484
‫باید برگردی جاده اصلی؛
‫بعد از سمت چپ وارد شهر بشی

473
00:33:06,484 --> 00:33:08,486
‫روی تابلوها مسیرش مشخص شده

474
00:33:08,486 --> 00:33:10,530
‫فکر کردم این راهِ میون‌برـه!

475
00:33:10,530 --> 00:33:12,407
‫نه. این‌جا ملک شخصیه.

476
00:33:12,991 --> 00:33:14,158
‫حالا چی شده؟

477
00:33:14,909 --> 00:33:17,412
‫دارید گشت می‌زنید؟

478
00:33:17,412 --> 00:33:18,913
‫یه حادثه‌ای پیش اومده.

479
00:33:19,706 --> 00:33:23,418
‫وای فهمیدم. یه زن توی مسافرخونه‌ام
‫داشت درمورد این‌جا حرف می‌زد.

480
00:33:23,418 --> 00:33:26,087
‫یه پیرمرد تیر خورده. چقدر بد.

481
00:33:26,838 --> 00:33:28,214
‫اونم تو همچین جایی.

482
00:33:28,756 --> 00:33:30,842
‫راستش نوه‌ش به قتل رسیده، نه خودش.

483
00:33:33,011 --> 00:33:34,262
‫پس جوون بوده...

484
00:33:35,346 --> 00:33:38,766
‫اینطوری که خیلی بدتره.
‫خدا به خانواده‌ش صبر بده.

485
00:33:40,518 --> 00:33:41,728
‫عجب دور و زمونه‌ای شده نه؟

486
00:33:43,104 --> 00:33:44,939
‫خیلی‌خب ممنونم. روز خوبی داشته باشید.

487
00:34:08,379 --> 00:34:09,630
‫جانم؟

488
00:34:09,630 --> 00:34:10,965
‫دیوید هنوز زنده‌ست.

489
00:34:10,965 --> 00:34:13,384
‫یه دوربین مخفی کار گذاشتم
‫تا اگه برگشت خبردار بشیم.

490
00:34:14,635 --> 00:34:16,429
‫می‌گن نوه‌ش کُشته شده

491
00:34:16,429 --> 00:34:18,973
‫اما احتمالاً «برت‌ران» ـه
‫خبری ازش نیست.

492
00:34:18,973 --> 00:34:23,227
‫به گوشم رسوندن پاسپورت برت‌ران وارد خاک فرانسه شده.

493
00:34:23,227 --> 00:34:25,438
‫فعلاً منتظرش می‌مونم؛
‫دارم این‌جا رو تمیز می‌کنم

494
00:34:25,438 --> 00:34:29,067
‫اگه اون نباشه چی؟
‫ممکنه اصلاً کارت‌رایت کوچیکه باشه.

495
00:34:29,067 --> 00:34:30,985
‫خب اگه اون باشه که
‫خودم به حسابش می‌رسم.

496
00:34:31,652 --> 00:34:33,404
‫تو برو سراغِ سوژه‌ی دوم.

497
00:34:33,404 --> 00:34:34,489
‫اون یکی پیرمرده...

498
00:34:35,323 --> 00:34:37,533
‫امیدواریم این یکی مثل دیوید
‫کارت‌رایت برامون دردسرساز نباشه.

499
00:34:37,533 --> 00:34:39,619
‫بی‌خیال؛ اون سال‌هاست که براشون کار می‌کنه.

500
00:34:39,619 --> 00:34:42,455
‫اگه بدونه چه اتفاقی برای کارت‌رایت افتاده
‫حسابی عصبانی می‌شه.

501
00:34:42,455 --> 00:34:43,539
‫آره. شاید.

502
00:34:44,415 --> 00:34:48,544
‫اما شاید فراموش کرده باشه.
‫شاید حتی نمی‌دونه اون آدم چرا نباید زنده باشه.

503
00:36:23,139 --> 00:36:26,100
‫بی‌زحمت یه خوراک گوشت 
‫و یه بطری نوشیدنی

504
00:36:26,767 --> 00:36:28,477
‫من بهتره نوشیدنی و این‌ها نخورم.

505
00:36:28,978 --> 00:36:30,813
‫خب پس؛ همون یه‌بطری نوشیدنی 

506
00:36:32,064 --> 00:36:33,065
‫ممنون.

507
00:36:35,860 --> 00:36:38,362
‫توی پارک، همه‌چی زیر نظر شما بود درسته؟

508
00:36:38,362 --> 00:36:40,948
‫یعنی اگه بخوام از نظر نقش و سمت بگم؛
‫تو جزو ملکه‌ها بودی درسته؟

509
00:36:40,948 --> 00:36:42,033
‫بله.

510
00:36:42,825 --> 00:36:45,369
‫اگه جوابِ سوالی رو خودم نمی‌دونستم،
‫می‌دونستم باید از کی بپرسم.

511
00:36:46,412 --> 00:36:49,582
‫خانه‌لجن‌زار جای زیاد جالبی نیست نه؟

512
00:36:49,582 --> 00:36:53,002
‫از نظر من‌که اینطور نیست.
‫هرجایی سختی‌هاش خودش رو داره.

513
00:36:53,002 --> 00:36:57,632
‫بعد ویلن، شما رو شخصاً فرستاد این‌جا؟

514
00:36:57,632 --> 00:36:59,884
‫- آقای ترنسپرنسی.
‫- بله.

515
00:36:59,884 --> 00:37:03,930
‫همون اوایل شروع کارش، من رو انتخاب کرد
‫فکرکنم یه استعداد خاصی توی من دیدن.

516
00:37:03,930 --> 00:37:06,015
‫خب بعد از این‌که اوضاع ما خل‌وضع‌ها
‫رو راست و ریست کردی چی می‌شه؟

517
00:37:06,015 --> 00:37:08,226
‫برمی‌گردی به تخت پادشاهی‌ات توی پارک؟

518
00:37:08,226 --> 00:37:10,603
‫من دوست ندارم شما رو «خل‌وضع» خطاب کنم.

519
00:37:10,603 --> 00:37:11,687
‫واقعاً؟

520
00:37:12,480 --> 00:37:17,568
‫هو، مارکوس لانگریج و شرلی داندر
‫سه تاشون رو تصادفی انتخاب کردم.

521
00:37:17,568 --> 00:37:21,197
‫خب برای اون‌ها خل‌وضع واژه‌ی کمیه.

522
00:37:23,824 --> 00:37:25,493
‫خب به‌نظر خودت فکر نمی کنی

523
00:37:25,493 --> 00:37:28,913
‫مدیریت توی این شرکت آبرویی برات نمی‌ذاره؟

524
00:37:28,913 --> 00:37:29,997
‫راستش نه.

525
00:37:32,833 --> 00:37:35,086
‫- من خیلی فرق می‌کنم‌.
‫- کامل پرش کن.

526
00:37:37,088 --> 00:37:39,465
‫خب، من می‌دونم چرا فکر می‌کنی آدم خاصی هستی.

527
00:37:39,465 --> 00:37:41,717
‫چون حقیقت تلخه...

528
00:37:41,717 --> 00:37:44,262
‫اما فکر کنم می‌دونی که مردم به یکی، دوتا دلیل

529
00:37:44,262 --> 00:37:45,846
‫به خانه‌ی لجن‌زار فرستاده می‌شن.

530
00:37:46,764 --> 00:37:50,601
‫اول این‌که همه‌شون فقط بلدن گند بزنن.
‫که مشخصاً شما اینطور نیستی.

531
00:37:50,601 --> 00:37:52,770
‫و خب، جوری که دفترم رو مرتب کرده
‫بودین و چیدین واقعاً عالی بود

532
00:37:52,770 --> 00:37:57,483
‫و حالا که این رو گفتم، بذار اینم بگم که
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام پات رو بذاری اون‌جا.

533
00:37:58,317 --> 00:38:01,028
‫و دوم این‌که ناخواسته یه نفر رو عصبانی کردن.

534
00:38:01,028 --> 00:38:02,113
‫پس بیا یه‌قراری بذاریم.

535
00:38:05,449 --> 00:38:09,662
‫من تحقیق می‌کنم و بهت می‌گم که چرا
‫تو رو فرستادن این‌جا

536
00:38:11,122 --> 00:38:13,416
‫و بعد می‌تونی گورت رو گم کنی
‫و برگردی " پارک " .

537
00:38:13,416 --> 00:38:14,709
‫و در ازای این‌کار،

538
00:38:15,543 --> 00:38:19,297
‫ازت می‌خوام به دوست های
‫بانفوذت زنگ بزنی

539
00:38:19,297 --> 00:38:21,966
‫و تاریخ و دلیل تمام سفرهای دیوید کارت‌رایت
‫به فرانسه رو

540
00:38:21,966 --> 00:38:24,510
‫با جزئیات دقیق برام گیر بیاری.

541
00:38:30,683 --> 00:38:32,351
‫- باشه.
‫- خوبه.

542
00:42:59,285 --> 00:43:01,287
‫رابرت وینترز! لعنتی.

543
00:43:53,380 --> 00:43:54,381
‫گورت رو گم کن!

544
00:43:55,341 --> 00:43:56,467
‫گورت رو گم کن!

545
00:44:16,236 --> 00:44:17,237
‫ممنون
