﻿1
00:00:55,221 --> 00:00:56,931
‫می‌تونی وایسی؟

2
00:01:00,935 --> 00:01:02,270
‫لطفاً بلند شو.

3
00:01:07,108 --> 00:01:08,860
‫آروم بلند شو، دستات رو هم بگیر بالا

4
00:01:08,860 --> 00:01:10,695
‫تا ببریمت پیش امدادگرها.

5
00:01:12,655 --> 00:01:13,865
‫ممنون اما.

6
00:01:36,054 --> 00:01:38,598
‫چه خبر شده؟
‫تو و همراه‌هات رو گم کردیم.

7
00:01:40,225 --> 00:01:44,646
‫- الو؟
‫- بهمون حمله شد. چهارتا از بازرس‌ها مُردن.

8
00:01:45,313 --> 00:01:47,565
‫گروه مهاجم چندنفره بود؟

9
00:01:47,565 --> 00:01:49,025
‫یه نفره.

10
00:01:49,025 --> 00:01:51,945
‫یه نفره؟
‫یه نفر، چهارتا بازرس رو کشته؟

11
00:01:51,945 --> 00:01:53,154
‫بله خانم.

12
00:01:53,822 --> 00:01:54,906
‫طرف کی بود؟

13
00:01:55,782 --> 00:01:56,991
‫نمی‌دونم.

14
00:01:59,452 --> 00:02:01,246
‫تو همون عکسی بود که برای گیتی فرستادم.

15
00:02:01,246 --> 00:02:02,789
‫آره،‌ دیدمش.

16
00:02:03,832 --> 00:02:06,209
‫- خانم، اون عکس رو واسه این فرستادم که...
‫- کدوم‌شون بود؟

17
00:02:08,962 --> 00:02:10,296
‫کدوم‌شون بود؟

18
00:02:10,296 --> 00:02:11,506
‫جَوونه.

19
00:02:12,006 --> 00:02:13,299
‫عکسه رو از کجا گرفتی؟

20
00:02:14,926 --> 00:02:17,554
‫از کارت‌رایت.
‫توی فرانسه پیداش کرده بود.

21
00:02:18,638 --> 00:02:19,806
‫گوشی رو بده بهش.

22
00:02:21,266 --> 00:02:23,518
‫امکانش نیست خانم.
‫اون رو بردن.

23
00:02:27,355 --> 00:02:29,732
‫یه امدادگر پیدا کن.
‫بذار معالجه‌ت کنـه.

24
00:02:32,402 --> 00:02:34,445
‫یکی از بی‌بدن‌های توی عکسه بوده.

25
00:02:34,445 --> 00:02:35,655
‫کارت‌رایت رو برده.

26
00:02:35,655 --> 00:02:37,407
‫یعنی فقط اومدن کارت‌رایت رو بدزدن؟

27
00:02:37,448 --> 00:02:39,659
‫- نه، نمیشه همچین نتیجه‌ای بگیریم.
‫- نظر دیگه‌ای داری؟

28
00:02:39,659 --> 00:02:42,745
‫بیخیال. طرف چهارتا از افرادمون رو کشته و
‫کارت‌رایت رو با خودش برده.

29
00:02:42,745 --> 00:02:44,080
‫چه نتیجه‌ی دیگه‌ای میشه گرفت؟

30
00:02:44,080 --> 00:02:46,166
‫دوربین‌های مداربسته‌ی بیشتری رو بگردین.

31
00:02:46,166 --> 00:02:47,625
‫می‌خوام بدونم کجا رفتن و

32
00:02:47,625 --> 00:02:51,462
‫و می‌خوام مظنون رو بکشین و
‫کارت‌رایت رو هم بندازین اتاق بازجویی.

33
00:02:51,462 --> 00:02:53,423
‫این حرف رو نادیده بگیرید.
‫ببخشید اما...

34
00:02:54,090 --> 00:02:56,676
‫به کارت‌رایت هم به قصد کشت شلیک کنید.

35
00:02:57,969 --> 00:02:59,846
‫- این دستوریـه که من باید بدم و...
‫- ببخشید.

36
00:02:59,846 --> 00:03:01,681
‫مسئولیت اجرایی به عهده‌ی منـه.

37
00:03:01,681 --> 00:03:04,893
‫به ریور کارت‌رایت هم به قصد کشت شلیک کنید.

38
00:03:06,519 --> 00:03:08,771
‫هی. همه برگردن سر کارشون.
‫ممنون.

39
00:03:09,314 --> 00:03:10,356
‫ای خدا.

40
00:03:10,398 --> 00:03:12,025
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

41
00:03:12,025 --> 00:03:13,776
‫گوش کن،
معلوم شده که تک‌تک این بی‌بدن‌ها

42
00:03:13,818 --> 00:03:15,653
‫قاتل روانی‌ان.

43
00:03:15,653 --> 00:03:17,906
‫دیگه نمیشه ریسک کرد.
‫می‌دونیم چه کارهایی ازشون سر می‌زنـه.

44
00:03:17,906 --> 00:03:20,533
‫- چهار نفر رو از دست دادیم!
‫- می‌خوای یکی دیگه رو هم بکشی؟

45
00:03:20,533 --> 00:03:22,994
‫ما که نمی‌دونیم ‫اون دیگه
.واسه‌ی ما کار می‌کنـه که

46
00:03:23,745 --> 00:03:25,580
‫این کار اشتباهـه، کلود.

47
00:03:25,580 --> 00:03:29,250
‫خب، اگه من اشتباه کنم، یه نفر می‌میره،
‫اگه تو اشتباه کنی

48
00:03:29,250 --> 00:03:31,502
‫فقط خدا می‌دونـه چندتا جنازه‌ی دیگه
‫ رو دست‌مون می‌افته.

49
00:03:31,502 --> 00:03:35,006
‫پس تصمیم این کار به عهده‌‌ی منـه.

50
00:04:06,704 --> 00:04:07,705
‫بیا بیرون.

51
00:05:16,524 --> 00:05:17,525
‫سلام بابا.

52
00:05:19,819 --> 00:05:21,279
‫سلام پسرم.

53
00:06:11,371 --> 00:06:12,372
‫خب...

54
00:06:15,792 --> 00:06:17,418
‫کی فهمیدی؟

55
00:06:21,005 --> 00:06:23,132
‫یه نقاشی روی دیوار له زغبغ دیدم.

56
00:06:25,635 --> 00:06:27,845
‫و دقیقاً عین عکس‌هایی بود که

57
00:06:27,845 --> 00:06:33,184
‫مامانم برای تولد هفت و هشت و نه‌سالگیم
‫برام فرستاده بود.

58
00:06:34,852 --> 00:06:36,354
‫بعدش دیگه چیزی نفرستادن.

59
00:06:39,232 --> 00:06:41,526
‫برای همین با خودم گفتم
‫حتماً اونجا بوده.

60
00:06:42,443 --> 00:06:43,945
‫اما دلیلش رو نمی‌فهمیدم.

61
00:06:44,612 --> 00:06:46,739
‫خب، به‌خاطر من اونجا بود.

62
00:06:47,365 --> 00:06:48,658
‫آهان. آره.

63
00:06:56,791 --> 00:06:58,209
‫عاشق همدیگه بودین؟

64
00:07:00,336 --> 00:07:01,421
‫اون بود.

65
00:07:02,422 --> 00:07:03,423
‫آهان.

66
00:07:05,299 --> 00:07:06,175
‫یعنی چی؟

67
00:07:06,175 --> 00:07:10,096
‫ازش واسه به دنیا آوردنِ
‫ ارتش خصوصی خودت استفاده کردی؟

68
00:07:10,096 --> 00:07:14,350
‫واسه‌ی جور کردن پول و
‫امکانات ازش استفاده کردم.

69
00:07:14,350 --> 00:07:15,435
‫یعنی چی؟

70
00:07:17,603 --> 00:07:19,605
‫شاید بهتر باشه این رو از پدربزرگ بپرسی.

71
00:07:20,231 --> 00:07:21,774
‫چی از جونم می‌خوای؟

72
00:07:21,774 --> 00:07:24,986
‫انتظار داری اینجا چی‌کار کنم؟

73
00:07:24,986 --> 00:07:27,738
‫خب، به‌نظرم وقتش رسیده بود که
‫ یه سری بهت بزنم.

74
00:07:27,738 --> 00:07:28,739
‫آهان.

75
00:07:29,490 --> 00:07:33,786
‫می‌خوام بدونی از زندگی‌ای که داری
‫راضی هستی یا نه؟

76
00:07:33,828 --> 00:07:37,081
‫زندگی؟
‫همونی که می‌خواستی توی فرانسه تمومش کنی؟

77
00:07:37,081 --> 00:07:38,833
‫بیخیال بابا.
‫به خودت نگیر.

78
00:07:38,833 --> 00:07:40,751
‫داشتم شواهد رو از بین می‌بردم.

79
00:07:41,335 --> 00:07:42,879
‫مزاحمم شدی.

80
00:07:42,879 --> 00:07:46,007
‫اگه اون ویکتور آشغال بهم تیر نزده بود

81
00:07:46,048 --> 00:07:49,177
‫اون موقع این بحث‌ها رو کرده بودیم.

82
00:07:49,218 --> 00:07:50,595
.من حرفی با تو ندارم

83
00:07:50,595 --> 00:07:52,430
‫هیچ کاری باهات ندارم.

84
00:07:53,598 --> 00:07:57,351
‫- می‌خوام پشت میله‌های زندان باشی.
‫- خب اول باید دستگیرم کنی.

85
00:07:57,935 --> 00:07:59,645
‫کارت هم که به اندازه‌ی من خوب نیست.

86
00:08:00,271 --> 00:08:01,772
‫البته تواناییش رو داری.

87
00:08:04,484 --> 00:08:06,486
‫می‌خوام یه پیشنهاد کاری بهت بدم.

88
00:08:08,738 --> 00:08:10,740
‫- پیشنهاد کاری؟
‫- آره.

89
00:08:13,451 --> 00:08:14,744
‫خب، من شاغلم...

90
00:08:16,496 --> 00:08:18,748
‫- تو هم یه دیوونه‌ای.
‫- تو گیر افتادی.

91
00:08:21,375 --> 00:08:23,336
‫ازت قدردانی نمیشـه.

92
00:08:24,086 --> 00:08:26,839
‫- جدی؟
‫- آره اما می‌تونم پتانسیلت رو ببینم.

93
00:08:26,839 --> 00:08:29,342
‫توی سنت پنکراس کارت خیلی خوب بود.

94
00:08:33,804 --> 00:08:35,306
‫تو هم اونجا بودی، آره؟

95
00:08:35,306 --> 00:08:36,390
‫آره.

96
00:08:36,974 --> 00:08:39,310
‫امیدوار بودم زودتر از این
‫همدیگه رو ببینیم.

97
00:08:40,853 --> 00:08:43,189
‫از دست سه تا مامور فرار کردی.

98
00:08:43,189 --> 00:08:45,066
‫فِرز و سریعی

99
00:08:45,066 --> 00:08:49,070
‫اما باید یاد بگیری که خلاف‌انتظار فکر کنی.

100
00:08:50,071 --> 00:08:56,410
‫وقتی سوژه تویی، حمله کن.
‫وقتی دنبالتن،‌ سر جات وایسا.

101
00:08:57,995 --> 00:09:01,499
‫اگه کسی خواست بهت دست دوستی بده،
‫مشتت رو نشونش بده.

102
00:09:08,839 --> 00:09:10,967
‫حس می‌کنم توی سخنرانی‌های انگیزشی تِدم.

103
00:09:12,635 --> 00:09:15,346
‫انرژی‌های منفی زیادی دورت هست.

104
00:09:17,431 --> 00:09:19,976
‫مادرت درمورد من چی بهت گفته بود؟

105
00:09:19,976 --> 00:09:22,061
‫که وقتی حامله بوده، ترکش کردی.

106
00:09:23,813 --> 00:09:26,065
‫و این که...
‫تو یه تصادف مُردی.

107
00:09:26,065 --> 00:09:30,069
‫خب، حالا سُر و مُر و گنده، اینجام.
‫شرمنده که بهت دروغ گفته.

108
00:09:30,069 --> 00:09:32,738
‫- می‌بخشمش.
‫- جدی؟

109
00:09:34,365 --> 00:09:35,408
‫خیلی‌خب.

110
00:09:35,908 --> 00:09:41,330
واقعاً هم ناراحت شدم که گذاشته پدربزرگت
‫الگوی مردونه‌ت باشـه.

111
00:09:41,330 --> 00:09:44,709
‫ای خدا، برای اون پیر خرفت،
‫عین حیوون‌خونگیش بودی.

112
00:09:46,919 --> 00:09:51,465
‫ببین، این رو جدی میگم و واقعاً امیدوارم
‫با شنیدنش جا نخوری

113
00:09:51,465 --> 00:09:55,636
‫اما هیچ پشیمونی‌ای ندارم که
‫ از بچگی سرباز به دنیا نیومدم.

114
00:09:55,678 --> 00:09:58,806
‫اینطوری میشه مطمئن شد که وفادار می‌مونن.

115
00:09:58,806 --> 00:10:01,726
‫اگه از بچگی آموزش‌شون بدی،
‫یه تیم تقریباً شکست‌ناپذیر داری.

116
00:10:01,726 --> 00:10:06,689
‫آره بابا، تا این که یکی‌شون می‌زنـه به
‫سرش و یه مرکز خرید رو منفجر می‌کنـه.

117
00:10:08,024 --> 00:10:10,276
‫- آره.
‫- آره.

118
00:10:10,276 --> 00:10:12,236
‫ایو علیه وست اعلان جنگ نکرده بود.

119
00:10:12,278 --> 00:10:13,696
‫نه، علیه تو کرده بود.

120
00:10:18,618 --> 00:10:20,453
‫آره، اگه ایو نمرده بود

121
00:10:20,453 --> 00:10:24,624
‫خودم به‌خاطر این خرابکاریای گنده‌ش
‫می‌کشتمش.

122
00:10:24,624 --> 00:10:27,710
‫از وقتی که ایو سینه‌خیز می‌رفته
‫بهش یاد دادی که یه آدم‌کش باشه.

123
00:10:28,544 --> 00:10:30,755
‫فکر نمی‌کردی این کارها
دیوونه‌ش می‌کنـه؟

124
00:10:30,755 --> 00:10:33,090
‫بعضیا نمی‌تونن این فشار رو تحمل کنن.

125
00:10:37,553 --> 00:10:39,013
‫به‌نظرم تو می‌تونستی.

126
00:10:40,348 --> 00:10:44,518
‫البته مشکلی که داری،
‫عدم تمرکزتـه.

127
00:10:45,561 --> 00:10:48,856
‫بیخیال، می‌خوام یکم باهات وقت بگذرونم

128
00:10:48,856 --> 00:10:51,984
‫اون‌وقت تو گوشیت رو بردی زیر میز و
‫باهاش بازی می‌کنی؟

129
00:10:52,610 --> 00:10:53,944
‫بیخیال، بده‌ش ببینم.

130
00:11:04,705 --> 00:11:05,831
‫به کی زنگ زدی؟

131
00:11:09,293 --> 00:11:10,753
‫موسسه‌ی حمایت از کودکان.

132
00:11:13,923 --> 00:11:15,299
‫قشنگ بود.

133
00:11:15,716 --> 00:11:16,676
‫خب...

134
00:11:18,969 --> 00:11:23,265
‫امیدوارم به کسایی که ممکنـه بیان
.وابستگی احساسی نداشته باشی

135
00:11:32,024 --> 00:11:34,735
‫چندتا پله‌ی دیگه هم هست.

136
00:11:36,195 --> 00:11:38,030
‫آفرین. خوبـه.

137
00:11:38,864 --> 00:11:41,742
‫- میرم یه لیوان چایی برات درست کنم.
‫- نه، کتری تازه جوش اومده.

138
00:11:41,742 --> 00:11:44,453
‫- خودم درست می‌کنم.
‫- نه، چیزی نیست...

139
00:11:44,453 --> 00:11:45,913
‫دیوید.

140
00:11:45,913 --> 00:11:46,956
‫دیوید؟

141
00:11:46,997 --> 00:11:48,916
‫- تو کی هستی؟
‫- مویرا ترگورین.

142
00:11:48,916 --> 00:11:52,586
‫با همدیگه توی پارک کار می‌کردیم
‫اما اون موقع خیلی جوون بودم.

143
00:11:52,628 --> 00:11:54,296
‫برات چایی میارم.

144
00:11:54,296 --> 00:11:57,466
‫تو هم برو توی دفترش استراحت کن.

145
00:11:57,466 --> 00:11:59,009
‫من دیگه اینجا کار نمی‌کنم.

146
00:11:59,009 --> 00:12:01,846
‫منم فقط تا چندروز دیگه اینجام.
‫برمی‌گردم همونجایی که باید باشم.

147
00:12:01,846 --> 00:12:02,930
‫آقای لمب کجان؟

148
00:12:02,930 --> 00:12:05,224
‫رفته دنبال چپمن بگرده.
‫یه سری بهش بزنـه.

149
00:12:05,224 --> 00:12:07,685
‫خب، سم می‌خواد بدونـه که
‫دیوید جاش امنـه.

150
00:12:07,685 --> 00:12:09,520
‫سم نگرانی‌های بزرگ‌تری داره.

151
00:12:09,520 --> 00:12:10,646
‫اون کارچاق‌کنش بوده.

152
00:12:10,646 --> 00:12:12,523
‫- می‌دونم.
‫- کاترین، تو...

153
00:12:13,858 --> 00:12:16,736
‫سلام. تو بهم زنگ زده بودی؟

154
00:12:16,736 --> 00:12:18,279
‫گفتم که موبایلم دست ریوره.

155
00:12:18,279 --> 00:12:19,822
‫- ریور کجاس؟
‫- لعنتی.

156
00:12:19,822 --> 00:12:21,574
‫- دوباره بهش زنگ بزن.
‫- پسرم کجاس؟

157
00:12:24,160 --> 00:12:26,120
‫- دوباره خاموشش کرده.
‫- چی...

158
00:12:26,120 --> 00:12:28,205
‫خیلی‌خب، به هو می‌گیرم ردش رو بزنـه.

159
00:12:28,205 --> 00:12:30,332
‫آره. دیوید...

160
00:12:31,292 --> 00:12:32,376
‫از این طرف.

161
00:12:41,635 --> 00:12:43,846
‫این رو نگاه کن. بقیه رو هم خبر کن،
‫باید ببینن.

162
00:12:43,846 --> 00:12:46,640
‫- گوشی کاترین رو ردیابی کن.
‫- طبقه‌ی بالاس.

163
00:12:46,640 --> 00:12:49,143
‫بچه‌ها، یه نمایش زنده اینجا داریم!

164
00:12:49,143 --> 00:12:51,812
‫گوشی کاترین دست ریوره.
‫همین حالا زنگ زد و بعد خاموشش کرد.

165
00:12:51,812 --> 00:12:53,939
‫ببین، می‌تونم جای موقعی که
‫ زنگ زده رو پیدا کنم

166
00:12:53,939 --> 00:12:55,691
‫- اما یکم طول می‌کشـه.
‫- چی؟

167
00:12:57,109 --> 00:12:59,612
‫عشق روانی‌مون به گروه ریور حمله کرده.

168
00:12:59,612 --> 00:13:01,071
‫یعنی چی؟

169
00:13:03,365 --> 00:13:05,075
‫دوتا از بازرس‌ها رو همینطوری کشت.

170
00:13:05,075 --> 00:13:08,245
‫آره، بعدش ریور رو می‌کشه بیرون

171
00:13:09,538 --> 00:13:12,458
‫که یعنی پارک الان
‫دستور شلیک بهش رو داده.

172
00:13:13,459 --> 00:13:15,920
‫یا خدا.
‫اینجا کجاست؟

173
00:13:15,920 --> 00:13:17,254
‫خیابون گرشام.

174
00:13:17,254 --> 00:13:18,756
‫می‌دونم کجا بردتش.

175
00:13:20,466 --> 00:13:22,968
‫- تو کجا میری؟
‫- زودی برمی‌گردم.

176
00:13:24,220 --> 00:13:25,763
‫شاید بخواد بیاد سراغ ما.

177
00:13:25,763 --> 00:13:28,390
‫- واسه همین دارم میرم.
‫- که فرار کنی؟

178
00:13:28,390 --> 00:13:30,726
‫راستی، دوباره موجود شدم.

179
00:13:30,726 --> 00:13:32,353
‫- چی؟
‫- برای قرار دوستی گذاشتن

180
00:13:32,895 --> 00:13:35,022
‫معلوم شد کیم وجود خارجی نداره.

181
00:13:37,775 --> 00:13:40,653
‫یعنی چیزی هست که از گفتنش خجالت هم بکشی؟

182
00:13:49,078 --> 00:13:51,080
‫زود برگشتی.
‫بازم جنس برام آوردی؟

183
00:13:56,460 --> 00:13:57,586
‫باید بهم پسش بدی.

184
00:13:59,213 --> 00:14:00,714
‫همش همینجاس، سه‌هزار تا.

185
00:14:01,340 --> 00:14:03,634
‫نه،‌ نه.
‫من سه‌هزارتا خریدمش،

186
00:14:03,634 --> 00:14:05,636
‫- پنج‌هزارتا می‌فروشمش.
‫- خب من پنج‌هزارتا ندارم.

187
00:14:05,678 --> 00:14:08,055
‫- فقط سه‌هزارتا دارم.
‫- خب، اینجا تخفیف نداریم.

188
00:14:08,055 --> 00:14:10,015
‫ببین، می‌تونم فردا برش گردونم.

189
00:14:10,015 --> 00:14:13,185
‫- مگه اینجا کتاب‌خونه‌س؟
‫- فقط یکم معامله‌مون می‌افته عقب.

190
00:14:13,185 --> 00:14:16,605
‫- معامله دیگه انجام شده.
‫- خب کنسلش کن. این عوضی‌بازیا چیـه؟

191
00:14:17,314 --> 00:14:21,235
‫من به یه اصول کاری خیلی ساده پایبندم.

192
00:14:21,235 --> 00:14:23,863
‫جنس‌ها رو با قیمت بیشتر از
‫قیمت خریدشون می‌فروشم.

193
00:14:25,531 --> 00:14:27,908
‫مطمئنم قبلاً با همچین وضعیتی روبرو شدی.

194
00:14:28,325 --> 00:14:30,035
‫یه روش معمولی توی کسب و کاره.

195
00:14:33,414 --> 00:14:36,000
‫حالا دوهزارتای دیگه رو
‫ از کدوم گوری پیدا کنم؟

196
00:14:36,876 --> 00:14:39,003
‫یه دلال شرط بندی همین حوالی هست.

197
00:14:40,504 --> 00:14:42,548
‫حالا هم گمشو.

198
00:15:06,030 --> 00:15:07,031
‫هی.

199
00:15:09,658 --> 00:15:11,619
‫تو همونی که بیرون خونه‌ی
‫ کاترین استن‌دیش بود.

200
00:15:11,619 --> 00:15:13,203
‫آره، شرمنده.

201
00:15:14,455 --> 00:15:16,999
‫- چرا پارک دستور داده که...
‫- تو توی سازمانی؟

202
00:15:16,999 --> 00:15:19,209
‫- توی خانه‌ لجن‌زار.
‫- ای عوضیا.

203
00:15:19,209 --> 00:15:22,379
‫خیلی‌خب، چرا پارک دستور کشتن ریور رو داده؟

204
00:15:22,379 --> 00:15:24,131
‫- تصمیمش به عهده‌ی من نبوده.
‫- خب کاری کرده که

205
00:15:24,131 --> 00:15:26,592
‫- نشون بده خطرناکـه؟
‫- نه، بیشتر نگران این بود که

206
00:15:26,592 --> 00:15:28,636
‫- خطری پدربزرگش رو تهدید کنـه.
‫- پس لغوش کن.

207
00:15:28,677 --> 00:15:30,846
‫- مگه رئیس بازرس‌ها نیستی؟
‫- به تورنر گفتم.

208
00:15:30,846 --> 00:15:32,431
‫ویلن دستورش رو رد کرده.

209
00:15:32,431 --> 00:15:34,350
‫یعنی چی؟
‫الو؟

210
00:15:34,350 --> 00:15:37,144
‫کارت‌رایت نزدیک میدون گرنری
‫پشت سنت پنکراس بوده

211
00:15:37,144 --> 00:15:39,605
‫- عالیـه، ممنون.
‫- بازرس‌ها هم راه افتادن دارن میرن اونجا.

212
00:15:39,605 --> 00:15:42,274
‫گندش بزنن.
‫چطوری پیداش کردن؟

213
00:15:42,274 --> 00:15:43,984
‫رد ماشین‌شون رو از خیابون گرشام زدن،

214
00:15:43,984 --> 00:15:46,820
‫یه رهگذر دیده که یه نفر رو
‫ از صندوق‌عقب آوردن بیرون.

215
00:15:46,820 --> 00:15:50,032
‫خیلی‌خب، همین حالا باید بریم سنت پنکراس.
‫باید جلوی افرادت رو بگیری.

216
00:15:50,032 --> 00:15:52,910
‫- نمی‌تونم رو حرف میز اول حرف بزنم.
‫- خودت یه راهی پیدا کن.

217
00:16:22,982 --> 00:16:23,983
‫سم؟

218
00:17:23,751 --> 00:17:26,211
‫سم، مویرا هستم.

219
00:17:26,211 --> 00:17:28,005
‫همین پیغام رو هم به گوشیت فرستادم.

220
00:17:28,005 --> 00:17:29,715
‫دیوید برگشته خانه لجن‌زار.

221
00:18:06,668 --> 00:18:08,962
‫شما یک پیغام جدید دارید.

222
00:18:08,962 --> 00:18:10,839
‫سم، مویرا هستم.

223
00:18:11,548 --> 00:18:14,676
‫فقط خواستم بگم که دیوید صحیح و سالم
‫برگشته خانه‌ لجن‌زار.

224
00:18:18,847 --> 00:18:22,184
‫دوتا بلیط قطار به اروپا دارم.

225
00:18:22,184 --> 00:18:25,062
‫می‌تونیم بریم اونجا.
‫از نو شروع کنیم.

226
00:18:25,062 --> 00:18:28,065
‫یه رابطه پایه‌گذاری کنیم.
‫یه تجارت.

227
00:18:29,900 --> 00:18:30,943
‫نظرت چیـه؟

228
00:18:32,694 --> 00:18:34,071
‫خب، دو تا نظر دارم.

229
00:18:34,905 --> 00:18:38,575
‫اول این که لعنت بهت
‫دوم این که نزدیک پدربزرگم نشو.

230
00:18:39,243 --> 00:18:40,994
‫لازم نیست بکشیش.
‫آزاری بهت نمی‌رسونـه.

231
00:18:40,994 --> 00:18:43,372
‫دیگه به هیشکی نمی‌تونه آزاری برسونـه.

232
00:18:43,372 --> 00:18:46,375
‫- خب می‌تونه من رو به وست‌ایکرز ربط بده.
‫- من هم می‌تونم.

233
00:18:46,875 --> 00:18:50,796
‫ببین ریور،
‫الان وضعیت به سرعت داره تغییر می‌کنـه.

234
00:18:50,796 --> 00:18:52,756
‫از طرف یه کارگزار تحت فشارم.

235
00:18:52,756 --> 00:18:54,758
‫از طرف مقامات تحت فشارم.

236
00:18:54,758 --> 00:18:56,635
‫باید یه جوری جمعش کنم.

237
00:18:57,594 --> 00:19:01,390
‫کوتاه بخوام بگم، همونطور که خودت گفتی،
‫از طرف تو هم تحت فشارم.

238
00:19:02,558 --> 00:19:07,312
‫امیدوار بودم که باهام بیای
‫که این کار کمک بزرگی بهم می‌کنـه.

239
00:19:09,106 --> 00:19:12,860
‫اینطوری دیگه لازم نمی‌شد بکشمت،
‫که کمک بزرگی به تو می‌کنـه.

240
00:19:12,860 --> 00:19:14,945
‫اگه می‌خواستی من رو بکشی،
‫نمی‌آوردیم اینجا،

241
00:19:14,945 --> 00:19:16,655
‫اون هم یه مکان عمومی، مگه نه؟

242
00:19:16,655 --> 00:19:20,409
‫راستش طبق تجربیاتم،
‫کشتن یه نفر تو یه مکان عمومی

243
00:19:20,409 --> 00:19:24,746
‫خیلی راحت‌تر از اینـه که
‫ بِکِشیش یه جای خلوت.

244
00:19:24,746 --> 00:19:27,166
‫چون اینطوری فقط مشکوک‌تر میشن.

245
00:19:27,207 --> 00:19:31,336
‫آوردمت اینجا که رو در رو با هم حرف بزنیم

246
00:19:31,837 --> 00:19:33,463
‫تا حرفام رو گوش کنی.

247
00:19:34,798 --> 00:19:39,636
‫اگه هم سر ناسازگاری بذاری که
‫ متاسفانه همینطور هم شده،

248
00:19:40,721 --> 00:19:42,556
‫خم میشم سمتت و

249
00:19:42,598 --> 00:19:47,019
‫از زیر میز، رگ رون پات رو می‌برم.

250
00:19:47,019 --> 00:19:51,565
‫و تا ۴۰‌ الی ۵۰‌ ثانیه‌ی دیگه که
‫از صندلی می‌افتی و می‌میری

251
00:19:51,565 --> 00:19:56,904
‫از میدون رد میشم و میرم سمت راه‌آهن و
‫همه‌ی حواس‌ها به تو جمع میشـه.

252
00:19:57,905 --> 00:19:58,906
‫نه به من.

253
00:20:01,825 --> 00:20:04,494
‫کسی اومده دنبالت؟

254
00:20:13,754 --> 00:20:15,589
‫فکر نمی‌کنم بتونی به راه‌آهن برسی.

255
00:20:15,589 --> 00:20:16,965
‫بلند شو ببینم.

256
00:20:37,027 --> 00:20:38,403
‫کجا بودی؟

257
00:20:39,196 --> 00:20:40,656
‫پسش گرفتم، باشه؟

258
00:20:42,324 --> 00:20:43,325
‫پس قرضت چی میشـه؟

259
00:20:44,534 --> 00:20:47,079
‫نتونستم به همون قیمتی که فروختم، بخرمش

260
00:20:47,079 --> 00:20:48,956
‫اما خوشبختانه روی اسب درستی شرط بستم.

261
00:20:48,956 --> 00:20:51,750
‫تفنگ رو پس گرفتم و لجن‌زار جاش امنـه،
‫برد، برد.

262
00:20:51,750 --> 00:20:53,710
‫- پس دوباره قمار کردی؟
‫- مجبور شدم.

263
00:20:53,710 --> 00:20:56,213
‫معلومـه، چون این بیماریـه،
‫نمی‌تونی جلوش رو بگیری.

264
00:20:56,213 --> 00:20:58,590
‫- دوباره مشکلات خودت رو انداختی گردن من؟
‫- لعنت بهت

265
00:21:02,511 --> 00:21:04,096
‫- صدای تفنگ بود؟
‫- نه.

266
00:21:04,096 --> 00:21:05,180
‫آره.

267
00:21:07,849 --> 00:21:09,476
‫بیا دنبالم دیوید.

268
00:21:20,028 --> 00:21:21,029
‫چی؟

269
00:21:32,332 --> 00:21:33,625
‫برو، برو، برو!
‫تکون بخور!

270
00:21:45,721 --> 00:21:47,764
‫- ایست. پلیس!
‫- کار احمقانه‌ای به سرت نزنـه.

271
00:21:48,265 --> 00:21:49,975
‫مسلحـه.

272
00:21:49,975 --> 00:21:51,893
‫- خیلی‌خب.
‫- نزدیک‌تر نیا.

273
00:21:51,893 --> 00:21:53,145
‫تفنگت رو بذار زمین!

274
00:21:53,145 --> 00:21:55,480
‫- آروم باشین، آروم باشین.
‫- تفنگت رو بذار زمین!

275
00:21:55,480 --> 00:21:57,399
‫- مسلحـه.
‫- برین عقب وگرنه بهش شلیک می‌کنم.

276
00:21:57,399 --> 00:21:58,734
‫نمی‌دونم اون یکی کجاس

277
00:21:58,734 --> 00:22:01,361
‫ام‌آی‌فایو، تفنگ‌های کوفتی‌تون رو بذارین زمین!
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

278
00:22:01,361 --> 00:22:03,488
‫تفنگ‌هاتون رو بگیرین پایین!
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

279
00:22:03,530 --> 00:22:04,990
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

280
00:22:06,241 --> 00:22:07,492
‫خونسرد باشین!
‫آروم باشین!

281
00:22:13,999 --> 00:22:16,001
‫لعنتی...

282
00:22:18,086 --> 00:22:19,129
‫گندش بزنن.

283
00:22:20,088 --> 00:22:21,882
‫خب دیگه، همین خوبـه.

284
00:22:24,509 --> 00:22:26,928
‫لعنتی.

285
00:22:27,596 --> 00:22:28,930
‫- تیر خوردم.
‫- بذارش سر جاش.

286
00:22:28,930 --> 00:22:30,223
‫تفنگ لازم داریم.

287
00:22:30,223 --> 00:22:31,475
‫یکی توی میز ست.

288
00:22:31,475 --> 00:22:33,685
‫- سومین کشوی سمت چپ.
‫- تیر خوردم.

289
00:22:33,685 --> 00:22:34,978
‫- نه، آروم باش.
‫- نذار ازم خون بره.

290
00:22:34,978 --> 00:22:36,146
‫- آروم باش.
‫- نمی‌خوام بمیرم.

291
00:22:36,146 --> 00:22:38,315
‫قفلـه.
‫ای خدا.

292
00:22:38,315 --> 00:22:40,150
‫- نمی‌خوام بمیرم.
‫- کلیدش روی طاقچه‌ست.

293
00:22:40,150 --> 00:22:43,153
‫- می‌تونم کمک کنم؟
‫- بذار ببینم.

294
00:22:43,153 --> 00:22:46,531
‫- خدایا، انداختمـش روی زمین.
‫- وای. نگران نباش. افتاد بغلِ پات.

295
00:22:46,531 --> 00:22:48,492
‫تفنگ‌هاتون رو بندازین زمین.
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.

296
00:22:48,492 --> 00:22:50,535
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.
‫این یه دستـوره.

297
00:22:50,535 --> 00:22:53,080
‫- با کسی کاری نداره. خودش گروگان گرفته شده.
‫- چی می‌گه؟

298
00:22:53,080 --> 00:22:55,665
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.
‫دارم شخصاً دستور می‌دم.

299
00:22:55,707 --> 00:22:56,875
‫می‌خواد بره پیش میز اول.

300
00:22:56,917 --> 00:22:58,418
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.

301
00:22:58,418 --> 00:23:00,170
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید زمین.

302
00:23:00,170 --> 00:23:02,381
‫- چی می‌گه؟
‫- تا اسلحه‌هاشون رو بیارن پایین.

303
00:23:02,381 --> 00:23:04,841
‫نه؛ این‌کارو نکنید.
‫این یارو تفنگ داره.

304
00:23:04,841 --> 00:23:07,010
‫- جنابِ‌عالی رو نشونه گرفتن نه اون.
‫- چی؟

305
00:23:07,010 --> 00:23:08,595
‫- آخه چرا مـ...
‫- نارنجک!

306
00:23:08,637 --> 00:23:09,554
‫نارنجک!

307
00:23:12,265 --> 00:23:13,266
‫ریور!

308
00:23:13,266 --> 00:23:14,643
‫توی کاپشنمـه.

309
00:23:14,643 --> 00:23:18,146
‫- کاپشنت رو در بیار. یه‌لحظه...
‫- ولم کن.

310
00:23:18,146 --> 00:23:20,273
‫- ریور یه‌لحظه تکن نخور.
‫- ولم کن.

311
00:23:20,273 --> 00:23:22,484
‫- دست‌هات رو ببر کنار.
‫- خواهش می‌کنم ازم دور شو.

312
00:23:22,484 --> 00:23:24,528
‫- لوئیزا گفتم ولم کن.
‫- دست‌هات رو...

313
00:23:38,834 --> 00:23:39,960
‫خیلی بده؟

314
00:23:39,960 --> 00:23:42,170
‫بابا یه خراش کوچیکه.
‫حتی به‌خاطر گلوله هم نیست.

315
00:23:42,170 --> 00:23:44,005
‫- کجاش یه خراش کوچیکه؟
‫- ایناهاش.

316
00:23:44,005 --> 00:23:46,508
‫- خیلی‌خب. پیداش کردم.
‫- نمی‌خوام بمیرم.

317
00:23:46,508 --> 00:23:48,885
‫- کی اون پایینه؟
‫- یه آشغال با تفنگ.

318
00:23:48,927 --> 00:23:50,470
‫همون یارویی که به ماشین بازرس‌ها حمله کرده بود.

319
00:23:50,470 --> 00:23:52,305
‫باز نمی‌شه. باز نمی‌شه.

320
00:23:52,347 --> 00:23:53,890
‫بچرخونـش سمتِ چپ.

321
00:23:53,890 --> 00:23:55,892
‫خودت بیا. خودت بیا.

322
00:23:59,354 --> 00:24:01,606
‫- خیلی‌خب، حالا تیر داره؟
‫- بده‌ش من. بلدم باهاش کار کنم.

323
00:24:01,606 --> 00:24:03,775
‫- نمی‌دونم تیر داره یا نه.
‫- نه، نکن.

324
00:24:03,817 --> 00:24:06,194
‫- خاک تو سرم، خاک تو سرم.
‫- زنیکه‌ی احمق.

325
00:24:06,194 --> 00:24:08,488
‫باید از این‌جا بریم.
‫جون‌مون در خطره.

326
00:24:08,488 --> 00:24:10,615
‫دستورِ تیراندازی به کارت‌رایت لغو شد.

327
00:24:10,657 --> 00:24:13,368
‫تمامی واحدها در جستجوی هدفِ اصلی؛
‫ای‌سی‌وان/مرد.

328
00:24:23,253 --> 00:24:26,923
‫چرا همیشه دوست داری کمک بقیه
رو رد کنی و قهرمان‌بازی در بیاری؟

329
00:24:26,923 --> 00:24:28,592
‫- برین کنار.
‫- خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

330
00:24:28,592 --> 00:24:30,719
‫- می‌شه این بحث رو بذاریم واسه بعد؟
‫- من، چی...؟

331
00:24:30,719 --> 00:24:31,928
‫همه‌چی رو توضیح می‌دم.

332
00:24:31,928 --> 00:24:33,555
‫نه؛ صبرکن. نه.

333
00:24:33,597 --> 00:24:34,931
‫نه، داره می‌ره توی ایستگاه مترو.

334
00:24:34,931 --> 00:24:36,808
‫- ایستگاه مترو.
‫- زود باشید. عجله کنین.

335
00:24:44,357 --> 00:24:46,818
‫الان وقتِ چایی درست کردن نیست احمق عجیب الخلقه

336
00:25:14,429 --> 00:25:15,555
‫برید کنار.

337
00:25:16,056 --> 00:25:18,934
‫برید کنار. برید کنار.

338
00:25:21,436 --> 00:25:22,938
‫برید. برید. برید.

339
00:25:49,965 --> 00:25:51,716
‫- برو کنار!
‫- چی شـ...

340
00:26:07,649 --> 00:26:09,484
‫- بیاین از این سمت.
‫- دیوید، نه.

341
00:26:09,484 --> 00:26:11,069
‫- عجله کنید.
‫- نه، بیا این‌جا.

342
00:26:11,069 --> 00:26:14,322
‫نه، نمی‌خوام قایم شم.

343
00:26:14,322 --> 00:26:16,199
‫- اون‌جا جات امنه.
‫- قرار نیست قایم بشیم که!

344
00:26:16,199 --> 00:26:19,911
‫می‌خوایم کمین کنیم. مثل قدیم‌ها!
‫یادته؟ بیا این‌جا بشین.

345
00:26:21,079 --> 00:26:23,081
‫آماده‌ست.

346
00:26:23,081 --> 00:26:25,750
‫- نه، دوتا گلوله‌ش کمه!
‫- آره، اما خب 3 تا هم کافیه.

347
00:26:25,750 --> 00:26:29,296
نمی‌تونیم که ریسک کنیم با خشابِ
خالی شلیک کنیم. بگرد دنبالش.

348
00:26:29,296 --> 00:26:31,298
‫ام‌آی‌5؛ از سر راه برید کنار.

349
00:26:31,298 --> 00:26:34,426
‫برید کنار. زود باشید.

350
00:26:34,467 --> 00:26:37,804
‫- برید دنبالـش!
‫- ام‌آی5. از سر راه برید کنار.

351
00:26:38,722 --> 00:26:40,098
‫برید کنار.

352
00:26:49,441 --> 00:26:50,442
‫برو!

353
00:26:55,572 --> 00:26:56,990
‫لعنت بهش.

354
00:28:01,596 --> 00:28:02,597
‫برو، برو، برو.

355
00:28:08,269 --> 00:28:12,190
‫- زدینش؟
‫- آره اما هنوز زنده‌ست.

356
00:28:12,190 --> 00:28:14,442
‫تفنگِ لمب این‌جاست اما
‫یدونه از گلوله‌هاش رو گم کردیم.

357
00:28:14,442 --> 00:28:17,779
‫ببینید، من دوباره می‌رم بیرون.
‫جلوی در رو مسدود کنین و پناه بگیرین.

358
00:28:17,779 --> 00:28:19,948
‫- تفنگ رو بده به من. من تیراندازی‌ام از تو بهتره.
‫- همین یکم پیش با تیر زدمش!

359
00:28:19,948 --> 00:28:21,866
‫قبلاً یه‌بار جونت رو نجات دادم؛
‫دوباره هم می‌تونم.

360
00:28:21,866 --> 00:28:24,536
‫شرلی، بسپارش به‌خودم.

361
00:28:44,305 --> 00:28:45,306
‫برید کنار.

362
00:29:17,589 --> 00:29:19,674
‫طبقه‌ی اول؛ زود باشین.

363
00:29:35,356 --> 00:29:36,441
‫تفنگ!

364
00:29:37,275 --> 00:29:38,693
‫- تفنگ رو بدید.
‫- باشه.

365
00:30:53,226 --> 00:30:54,477
‫پیداش کردم.

366
00:31:25,508 --> 00:31:29,137
‫نه، نرو. نرو.

367
00:32:12,555 --> 00:32:13,973
‫یه حرفی بود قبلاً می‌زدی...

368
00:32:15,767 --> 00:32:18,561
‫وقتی کسی دنبالته،
‫یه‌جا بمون و مثل مردم عادی رفتار کن.

369
00:32:58,476 --> 00:33:00,395
‫آفرین پسرم.

370
00:33:06,067 --> 00:33:08,069
‫تو نارنجک انداختی توی کاپشنم.

371
00:33:10,613 --> 00:33:12,573
‫به من نگو پسرم.

372
00:33:12,573 --> 00:33:13,825
‫از این سمت رفت.

373
00:33:13,825 --> 00:33:14,909
‫ریور؟

374
00:33:14,909 --> 00:33:16,661
‫از اون سمت رفت. دقیقاً همون‌جا.

375
00:33:17,161 --> 00:33:18,287
‫خیلی‌خب.

376
00:33:28,506 --> 00:33:31,259
‫- با قطار بعدی می‌رم.
‫- خفه‌شو بابا.

377
00:33:43,104 --> 00:33:44,647
‫می‌شناختیش؟

378
00:33:48,526 --> 00:33:49,527
‫بابام بود.

379
00:34:31,069 --> 00:34:32,403
‫- دستبند!
‫- ببخشید؟

380
00:34:32,403 --> 00:34:34,697
‫کشوی دوم میزِ کارش.

381
00:34:40,119 --> 00:34:40,953
‫بله؟

382
00:34:40,953 --> 00:34:43,081
‫باید یه‌چیزی رو بهت نشون بدم.
‫همین الان.

383
00:34:43,081 --> 00:34:44,874
‫کجایی؟

384
00:34:44,874 --> 00:34:46,125
‫- خونه.
‫- باشه.

385
00:34:46,125 --> 00:34:48,503
‫منتظرم باش، الان میام.

386
00:34:49,587 --> 00:34:52,507
‫- کارت‌رایت کو؟
‫- توی حمام‌ـه.

387
00:34:55,510 --> 00:34:57,428
‫زنگ می‌زنم پارک.

388
00:34:57,970 --> 00:35:00,598
‫اگه می‌خواست فرار کنه بهش شلیک کنید.

389
00:35:00,598 --> 00:35:03,643
‫یه‌جاییش بزنید که فقط
‫خون‌ریزی کنه و نتونه راه بره.

390
00:35:11,109 --> 00:35:12,610
‫چی شده؟

391
00:35:15,530 --> 00:35:18,658
‫دیوید، الان دیگه می‌تونی بیای بیرون.

392
00:35:18,658 --> 00:35:19,951
‫بریم بیرون؟

393
00:35:22,453 --> 00:35:24,664
‫چند لحظه صبر می‌کنیم.
‫ممکنه تله‌ای چیزی باشه.

394
00:35:25,873 --> 00:35:26,707
‫دیوید؟

395
00:35:28,126 --> 00:35:30,628
‫- خب، بشین. بشین.
‫- چی؟

396
00:35:34,674 --> 00:35:36,217
‫همینطوری راحتـم.

397
00:35:37,009 --> 00:35:39,887
‫رودی؟ چرا جواب نمی‌دی؟

398
00:35:40,471 --> 00:35:41,389
‫دیوید؟

399
00:35:42,098 --> 00:35:43,266
‫دیوید؟

400
00:35:43,266 --> 00:35:45,184
‫- به‌نظرت...
‫- دیوید؟

401
00:35:45,184 --> 00:35:47,353
‫- چایی درست نکنم؟
‫- کتری نداریم.

402
00:35:48,020 --> 00:35:51,190
‫- کو؟
‫- یدونه جدید سفارش می‌دم.

403
00:35:51,190 --> 00:35:52,441
‫حالت خوبه؟

404
00:35:53,025 --> 00:35:56,362
‫شرلی، نکن. نکن.

405
00:35:56,362 --> 00:35:58,072
‫- نکُشش!
‫- اولین بارم نیست که آدم می‌کُشم!

406
00:35:58,072 --> 00:36:00,533
‫- آدمی که به یه رادیاتور بسته شده باشی چی؟
‫- کسی جلو نیاد.

407
00:36:00,533 --> 00:36:02,326
‫برو بیرون و ببین چه بلایی سر مارکوس آورده

408
00:36:02,326 --> 00:36:05,121
‫- و بعد بیا بهم بگو که نکُشمش!
‫- بزن. بزن.

409
00:36:05,121 --> 00:36:08,291
‫اگه این‌جوری بکُشیش تا آخر عمرت
‫نمی‌تونی شب راحت بخوابی.

410
00:36:08,291 --> 00:36:10,084
‫- هیچ دردی رو دوا نمی‌کنه.
‫- چرا.

411
00:36:10,084 --> 00:36:12,295
‫از نظر من می‌کنه.

412
00:36:12,295 --> 00:36:14,005
‫اگه مارکوس این‌جا بود دلش
‫نمی‌خواست همچین کاری کنی.

413
00:36:14,005 --> 00:36:16,549
‫تو از کجا می‌دونی مارکوس چی می‌خواست، چی نمی‌خواست؟

414
00:36:16,549 --> 00:36:21,220
‫می‌دونستم خیلی دوستت داشت و همیشه
‫می‌خواست خودت رو دوست داشته باشی.

415
00:36:53,711 --> 00:36:54,712
‫نه.

416
00:37:39,966 --> 00:37:41,884
‫می‌خوای منم باهات بیام؟

417
00:37:43,928 --> 00:37:44,929
‫نه.

418
00:37:52,770 --> 00:37:56,607
‫به‌به. اومدی سفارشِ غذا بگیری؟

419
00:37:56,607 --> 00:37:58,901
‫آقای هارکنس، من دایانا تورنر ام.
‫میز دوم.

420
00:37:58,901 --> 00:38:02,738
‫می‌دونم کی هستی.
‫حتماً اومدی بپرسی چه غذایی می‌خوام.

421
00:38:03,739 --> 00:38:04,740
‫نه، اینطور نیست.

422
00:38:07,201 --> 00:38:11,998
‫خب آخه موضوع دیگه‌ای نیست
‫که بخوایم درموردش حرف بزنیم.

423
00:38:11,998 --> 00:38:14,292
‫همکار دیگه‌ای که توی این فاجعه نداری؟

424
00:38:14,292 --> 00:38:17,044
‫منظورت اینه پایِ آدم بدِ دیگه‌ای وسط نیست؟

425
00:38:17,044 --> 00:38:19,922
‫نه؛ باید همه‌چی رو از نو شروع کنم.

426
00:38:20,673 --> 00:38:23,050
‫پسرم ریور رو می‌شناسید دیگه؟

427
00:38:23,718 --> 00:38:25,928
‫- راه‌مون خیلی وقته از هم جدا شده.
‫- بله.

428
00:38:25,928 --> 00:38:28,180
‫یعنی خب بهش پیشنهاد دادم
‫که بیاد پیش خودم،

429
00:38:28,180 --> 00:38:30,975
‫زیاد به‌درد این سازمان و...

430
00:38:30,975 --> 00:38:34,937
‫اون‌جایی که بهش می‌گین لجن‌زار نمی‌خوره.

431
00:38:35,646 --> 00:38:37,648
‫اما به‌گمونم من بتونم یه‌چیزی از توش در بیارم.

432
00:38:37,648 --> 00:38:40,026
‫پس اگه می‌خواین اخراجش کنید،
‫از نظر من مشکلی نداره

433
00:38:40,026 --> 00:38:42,695
‫حالا به‌عنوان پدرش یا کارفرمای آینده‌ش.

434
00:38:42,737 --> 00:38:45,406
‫- آقای هارکنس...
‫- بله؟

435
00:38:45,406 --> 00:38:47,950
‫چرا نمی‌خواین قبول کنید
‫که دیگه به‌ آخر خط رسیدین؟

436
00:38:51,412 --> 00:38:54,707
‫خب، من رو ببخشید خانم تورنر،

437
00:38:54,707 --> 00:38:59,670
‫اما خیلی زود متوجه می‌شین که
‫این تازه شروعِ کار منـه.

438
00:39:00,671 --> 00:39:06,594
‫یعنی خب، انتظار این سفر کوتاه رو نداشتم،
‫ولی از قبل فکرِ راه فرارم رو کرده بودم.

439
00:39:06,594 --> 00:39:09,722
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم بهش نیاز بشه
‫اما ظاهراً وقتشه.

440
00:39:09,722 --> 00:39:13,267
‫حالا، نمی‌شه استیکی چیزی برام بیارید؟

441
00:39:13,267 --> 00:39:16,062
‫قبل از این‌که آزادم کنید
‫باید غذا بخورم.

442
00:39:16,771 --> 00:39:18,898
‫بازجویی‌مون هنوز تموم نشده.

443
00:39:18,898 --> 00:39:21,025
‫آهان پس داری بازجویی‌ام می‌کنی...

444
00:39:21,859 --> 00:39:23,694
‫- چیه؟
‫- ببخشید که مزاحم شدم.

445
00:39:23,694 --> 00:39:25,905
‫- یه اتفاقی افتاده.
‫- اینم از این.

446
00:39:25,905 --> 00:39:28,199
‫با هم بریم بیرون؟

447
00:39:30,868 --> 00:39:34,455
‫اگه دنبالِ کار می‌گشتی
‫یه زنگ بهم بزن.

448
00:40:13,577 --> 00:40:15,162
‫توی آشپزخونه‌ست.

449
00:40:23,337 --> 00:40:24,630
‫داری نوشیدنی میخوری؟

450
00:40:26,882 --> 00:40:27,925
‫نه راستش.

451
00:40:28,634 --> 00:40:29,969
‫دوست داشتم دعوتت کنم
‫بریم بالا توی دفترم،

452
00:40:29,969 --> 00:40:33,180
‫اما تا همین یک ساعتِ پیش
‫دوتا جسـد افتاده بود کف اتاق،

453
00:40:33,806 --> 00:40:35,266
‫آره. انگار بمب ترکیده.

454
00:40:35,266 --> 00:40:36,684
‫نه؛ نمی‌دونم.

455
00:40:36,684 --> 00:40:38,811
‫با یکم رنگ درست می‌شه.

456
00:40:39,812 --> 00:40:42,690
‫اسمِ روسای سرویس‌های
‫اطلاعاتی روی این نامه‌ها نوشته شده!

457
00:40:42,690 --> 00:40:44,900
‫آره، می‌دونم فعلاً ویلن رئیس سازمان‌مونه
‫اما من قبولش ندارم،

458
00:40:44,900 --> 00:40:48,195
‫برای همین به نامه‌ای که برای
‫اون نوشته شده یه نگاهی انداختم.

459
00:40:48,779 --> 00:40:52,158
‫خلاصه‌ش اینه که 12 ساعت
‫وقت داریم تا هارکنس رو آزاد کنیم.

460
00:40:52,158 --> 00:40:53,534
‫و بعد از 12 ساعت چی می‌شه؟

461
00:40:54,493 --> 00:40:57,079
‫خب، این‌ نامه‌ها توی اینترنت پخش می‌شه.

462
00:40:58,289 --> 00:41:02,501
‫هارکنس سال‌ها برای ما و خیلی
‫از همکارامون کارچاق کنی کرده.

463
00:41:02,501 --> 00:41:04,753
‫فقط کارت‌رایت پیشنهادش
‫رو قبول نکرد، که اون هم بعد از

464
00:41:04,795 --> 00:41:07,423
‫بازنشستگی‌، دیگه نظرش مهم
‫نبود و ما پیشنهادش رو قبول کردیم.

465
00:41:08,340 --> 00:41:10,801
‫باید آزادش کنی و شر اون شاهزاده‌ی عرب

466
00:41:11,886 --> 00:41:14,763
‫از پرونده‌ش کم کنی.

467
00:41:14,763 --> 00:41:19,018
‫نه، من‌که نمی‌تونم.
‫این افتخار رو به ویلن واگذار می‌کنم.

468
00:41:21,687 --> 00:41:23,689
‫بابت لانگ‌ریج متاسفم.

469
00:41:25,858 --> 00:41:28,819
‫کارهای مربوط به حقوق بعد از مرگ‌ش رو انجام دادم.

470
00:41:29,487 --> 00:41:33,199
‫- حقوقِ پنج ساله؛ بدون مالیات.
‫- نه. ده سال. اون فعال بود.

471
00:41:33,199 --> 00:41:34,617
‫خانه‌ی لجن‌زار فقط یه دفتر کار اداریه.

472
00:41:34,617 --> 00:41:36,494
‫به‌هرحال من این‌جا اختیارِ تصمیم‌گیری دارم.

473
00:41:36,494 --> 00:41:39,580
‫یه‌جایی این رو نوشته بود؛ الان حوصله ندارم
‫بگردم پیداش کنم.

474
00:41:39,580 --> 00:41:42,333
‫حالا هرچی، من دیروز لانگ‌ریج رو
‫فرستادم یه ماموریت مهم انجام بده

475
00:41:42,333 --> 00:41:45,961
‫و تا وقتی که من گزارش میدانی‌ش
‫رو امضا نکنم،

476
00:41:45,961 --> 00:41:47,963
‫اون یه مامور فعال محسوب می‌شه.

477
00:41:47,963 --> 00:41:50,549
‫افزایشِ حقوق ماموران فعال حقـشه!

478
00:41:50,549 --> 00:41:52,551
‫که ده ساله، نه پنج.

479
00:41:52,551 --> 00:41:54,345
‫یعنی منظورم حقِ خانواده‌شه.

480
00:41:54,887 --> 00:41:57,806
‫- اون‌جایی که رفته پول به‌کارش نمیاد.
‫- باشه.

481
00:41:58,557 --> 00:42:01,519
‫اگه یه‌وقت خودت حین انجام وظیفه
‫یه‌چیزی‌ت بشه، کی قراره حقوق‌ت رو بگیره؟

482
00:42:01,519 --> 00:42:05,064
‫الان منظورت اینه با هم ازدواج کنیم؟

483
00:42:05,064 --> 00:42:07,775
‫تا وقتی یکی‌مون مُرد، تمام
‫پول‌ها به اون یکی برسه؟

484
00:42:07,816 --> 00:42:09,527
‫حاضرم بمیرم تا با تو ازدواج کنم.

485
00:42:14,990 --> 00:42:18,911
‫بلاخره موفق شدیم؟ امیدوارم.
‫فعلاً که همه‌چی عالیه.

486
00:42:22,039 --> 00:42:23,123
‫سلام مویرا.

487
00:42:23,791 --> 00:42:26,877
‫خدای من؛ چقدر خوشحال شدم دیدمت.
‫حالت چطوره؟

488
00:42:26,877 --> 00:42:28,212
‫خوبم قربان ممنون.

489
00:42:28,963 --> 00:42:30,339
‫- چند لحظه وقت دارین؟
‫- نه راستش.

490
00:42:30,339 --> 00:42:33,008
‫- باید با یکی تماس بگیرم؛ پس بعداً...
‫- نه، گفتم ساعت‌ش رو تغییر بدن.

491
00:42:33,759 --> 00:42:34,760
‫الان سرتون خلوته.

492
00:42:37,304 --> 00:42:40,558
‫- خب، چطوری دقیقاً گفتی...
‫- فلو زنگ زد به رودی هـو؛ دم‌شون گرم.

493
00:42:40,558 --> 00:42:44,186
‫تازه وبسایت گزارشات پلیس رو برام باز
‫کرد و شخصی به‌نام گالهاد رو بهم معرفی کرد.

494
00:42:45,396 --> 00:42:48,399
‫می‌خوای این گفت‌وگو رو این‌جا ادامه بدیم؟

495
00:42:49,275 --> 00:42:51,986
‫نه راستش. نظرت چیه بریم داخل؟

496
00:42:53,362 --> 00:42:54,405
‫خیلی هم عالی.

497
00:42:59,493 --> 00:43:01,245
‫قهوه یا چای میل داری؟

498
00:43:01,245 --> 00:43:03,330
‫یا بیسکوئیت؟
‫می‌تونم یکی رو بفرستم...

499
00:43:03,330 --> 00:43:05,207
‫می‌خوام بی‌زحمت من رو برگردونی سرِ کار قبلی‌ام.

500
00:43:07,626 --> 00:43:09,253
‫می‌دونی، ای کاش واقعاً می‌تونستم اما...

501
00:43:09,253 --> 00:43:13,215
‫نکنه دل‌تون می‌خواد بقیه بفهمن پلیس قبلاً
‫شما رو به‌جرم مزاحمت برای خانما دستگیر کرده؟

502
00:43:15,009 --> 00:43:16,010
‫نه، من...

503
00:43:16,844 --> 00:43:19,054
‫اون قضیه فقط یه سوتفاهم بود.

504
00:43:19,054 --> 00:43:21,515
‫- می‌خوام فقط چهار روز در هفته کار کنم.
‫- راستش گم شده بودم و یهو پلیس...

505
00:43:21,515 --> 00:43:22,725
‫حقوق‌ام هم باید زیاد کنی.

506
00:43:25,185 --> 00:43:26,312
‫تموم شد دیگه؟

507
00:43:26,895 --> 00:43:29,106
‫اون‌طوری می‌تونی تا هروقت دلت
‫خواست برای بقیه مزاحمت ایجاد کنی و کسی نفهمه.

508
00:43:29,106 --> 00:43:30,524
‫این چه حرفـ...

509
00:43:31,650 --> 00:43:35,321
‫نه؛ من درس‌ام رو گرفتم.

510
00:43:35,321 --> 00:43:39,575
‫سعی می‌کنم دیگه گم نشم و از کسی
‫آدرس نپرسم تا همچین اتفاقی پیش نیاد.

511
00:43:39,575 --> 00:43:41,619
‫- پس...
‫- همه‌چی اوکی شد دیگه؟

512
00:43:41,619 --> 00:43:44,038
‫- ممنون از وقتی که گذاشتید قربان.
‫- باعث افتخارم بود.

513
00:43:44,038 --> 00:43:45,122
‫واقعاً خوشحال شدم.

514
00:43:48,000 --> 00:43:50,127
‫ممنونم. واقعاً ازت ممنونم مویرا.

515
00:44:11,732 --> 00:44:14,276
‫فقط 20 دقیقه طول کشید.
‫پس نگران نباش.

516
00:44:14,818 --> 00:44:16,028
‫اونقدرها هم دور نیست.

517
00:44:19,198 --> 00:44:21,617
‫خیلی‌خب، بذار پیاده‌ت کنم.

518
00:44:30,417 --> 00:44:31,418
‫خیلی‌خب...

519
00:44:38,300 --> 00:44:40,219
‫این‌جا تحتِ نظر پارک اداره می‌شه.

520
00:44:40,219 --> 00:44:44,098
‫برای همین پُر از مامورهای بازنشسته‌ست.

521
00:44:45,683 --> 00:44:47,267
‫خیلی زود کُلی دوست پیدا می‌کنی.

522
00:45:13,377 --> 00:45:15,963
‫این‌ها رو از خونه آوردم.
‫اینم از باغچه‌مون کندم

523
00:45:17,381 --> 00:45:20,134
‫اگه بخوای، هر هفته یه‌دسته تازه‌ش رو برات میارم.

524
00:45:20,801 --> 00:45:22,636
‫اینطوری همیشه یه تیکه از باغچه‌ت پیشته.

525
00:45:25,139 --> 00:45:28,350
‫همه‌ی لباس‌هات هم این‌جاست.

526
00:45:31,311 --> 00:45:34,690
‫و دقیقاً مثل گل‌ها، با توجه به
‫فصل، برات لباس‌های جدید میارم.

527
00:45:36,734 --> 00:45:38,986
‫و راستی کتاب‌هات...

528
00:45:39,611 --> 00:45:42,448
‫- باید بذاری...
‫- تا کی باید این‌جا بمونم؟

529
00:45:43,449 --> 00:45:45,075
‫خب، دیگه از این به بعد این‌جا زندگی می‌کنی.

530
00:45:46,618 --> 00:45:48,036
‫توی یه هتل؟

531
00:45:48,620 --> 00:45:50,622
‫نه، این‌جا هتل نیست. خونته.

532
00:45:51,290 --> 00:45:53,167
‫خونه‌ی خودم نیست.

533
00:45:56,044 --> 00:45:57,463
‫زودباش، من رو ببر خونه‌ی خودم.

534
00:45:58,297 --> 00:45:59,840
‫نمی‌تونم؛ یادت رفته؟

535
00:45:59,840 --> 00:46:02,384
‫دیگه امن نیست تنهایی اون‌جا بمونی.

536
00:46:03,761 --> 00:46:06,180
‫چی؟ من می‌تونم
‫از خودم محافظت کنم.

537
00:46:07,514 --> 00:46:09,516
‫کی دنبالمه؟ کارلا؟

538
00:46:10,684 --> 00:46:13,645
‫هر یه‌روز در میون میام پیشت.

539
00:46:13,645 --> 00:46:18,233
‫اینطوری تازه حتی بیشتر از قبل هم رو می‌بینیم.

540
00:46:18,776 --> 00:46:21,278
‫گفتی هیچوقت این‌کارو باهام نمی‌کنی.

541
00:46:22,738 --> 00:46:23,572
‫قول دادی.

542
00:46:23,572 --> 00:46:26,408
‫خب آره. دلم نمی‌خواد، اما مجبورم.

543
00:46:28,827 --> 00:46:30,412
‫نمی‌تونم این‌جا بمونم.

544
00:46:31,747 --> 00:46:33,415
‫باید توی همون حمام می‌مُردم.

545
00:46:33,415 --> 00:46:37,461
‫خواهش می‌کنم این حرف رو نزن. باشه؟
‫این حرف رو نزن.

546
00:46:37,461 --> 00:46:39,546
‫چون قضیه بابات رو ازت مخفی کردم این‌کارو می‌کنی؟

547
00:46:39,546 --> 00:46:41,340
‫به‌خاطر این داری مجازاتم می‌کنی؟

548
00:46:41,840 --> 00:46:44,009
‫- معلومه که اینطور نیست...
‫- آقای کارت‌رایت؟

549
00:46:44,009 --> 00:46:46,011
‫بهم گفتن اومدید.

550
00:46:46,011 --> 00:46:49,223
‫به «سانی تایمز هومز» خوش اومدید.
‫من سیلویا هستم.

551
00:46:49,723 --> 00:46:52,476
‫حوله‌ی تمیز. هر روز تعویض می‌شن.
‫براتون می‌ذارمش توی حمام.

552
00:46:52,476 --> 00:46:53,894
‫چی می‌گه؟

553
00:46:54,394 --> 00:46:56,855
‫می‌گه به «سانی تایمز هومز» خوش اومدید.

554
00:46:57,606 --> 00:46:59,608
‫بهش بگو من نمی‌خوام این‌جا بمونم.

555
00:47:00,234 --> 00:47:04,446
‫بگو وقتی خوابیدم با بیل بیاد بزنه توی کله‌ام بمیرم.

556
00:47:04,446 --> 00:47:08,867
‫ببینید، این‌جا واقعاً جای خوبیه.
‫مطمئنم عاشقش می‌شین.

557
00:47:08,867 --> 00:47:12,704
‫خب، صبحونه ساعت 8 سرو می‌شه.
‫ناهار ساعت 1 و شام ساعت 5.

558
00:47:12,704 --> 00:47:14,873
‫هم می‌تونید این‌جا نوش‌جان کنید
‫هم تو سالن غذاخوری.

559
00:47:15,499 --> 00:47:17,960
‫عالیه. ممنون.
‫چقدر خفن.

560
00:47:17,960 --> 00:47:20,254
‫خیلی‌خب، من دیگه می‌رم
‫فردا برمی‌گردم.

561
00:47:22,256 --> 00:47:26,051
‫بهم قول داده بودی ریور. قول داده بودی.

562
00:47:30,806 --> 00:47:32,057
‫خواهش می‌کنم.

563
00:47:33,976 --> 00:47:35,894
‫من رو این‌جا ول نکن. خواهش می‌کنم.

564
00:47:35,894 --> 00:47:39,523
‫فردا صبح میام و باز هم برات گل میارم.
‫باشه؟ برمی‌گردم.

565
00:47:39,523 --> 00:47:43,819
‫بهم قول داده بودی ریور!

566
00:48:29,197 --> 00:48:30,157
‫جانم؟

567
00:48:32,993 --> 00:48:33,994
‫الان؟

568
00:48:37,122 --> 00:48:38,248
‫باشه.

569
00:49:07,361 --> 00:49:10,405
‫امضاش کن.
‫خودم پُرش کردم.

570
00:49:10,948 --> 00:49:14,993
‫- این چیه؟
‫- گزارشِ فعالیت‌هات.

571
00:49:17,537 --> 00:49:19,623
‫می‌خوای پاداشِ عملیاتی بگیری؟

572
00:49:19,623 --> 00:49:21,583
‫برای همین من رو کشوندی این‌جا؟

573
00:49:24,461 --> 00:49:26,964
‫خب اگه دوست داری می‌تونی
‫بمونی و نوشیدنی بخوری.

574
00:49:28,590 --> 00:49:31,468
‫تا وقتی که نوشیدنی
‫نگرفتی، یه کلمه حرف نزن.

575
00:50:08,171 --> 00:50:10,257
‫« در فصل بعد خواهید دید »

576
00:50:10,966 --> 00:50:12,718
‫آشغال تو مبارزه‌ی تن به تن تفنگ آورده!

577
00:50:12,718 --> 00:50:14,511
‫- کله‌ت رو بیار پایین.
‫- لعنتی!

578
00:50:15,637 --> 00:50:16,972
‫مشخص بود می‌خواست
‫یکی‌مون رو بکُشه!

579
00:50:16,972 --> 00:50:18,181
‫می‌خواست تو رو بکشه احمق بی‌عقل!

580
00:50:18,807 --> 00:50:20,434
‫استراتژی اختلال.

581
00:50:20,434 --> 00:50:22,936
‫یه‌ مامور رو می‌کشی، به یه روستا حمله می‌کنی

582
00:50:22,936 --> 00:50:26,815
‫سیستم حمل و نقل رو مختل می‌کنی، توجه رسانه‌ها
‫رو جلب می‌کنی و یه رهبر پوپولیست رو ترور می‌کنی.

583
00:50:28,108 --> 00:50:30,235
‫لمب اومده.
‫می‌گه می‌دونه حرکت بعدی‌شون چیـه.

584
00:50:30,235 --> 00:50:31,361
‫حالا دیگه زده تو کارِ پیش‌گویی؟

585
00:50:33,363 --> 00:50:36,324
‫اون از هر کس دیگه‌ای توی این
‫ساختمون بیشتر تجربه داره.

586
00:50:36,324 --> 00:50:38,118
‫نادیده گرفتن حرف‌هاش درست نیست.

587
00:50:38,118 --> 00:50:39,661
‫حداقل من و گروهـم مثلِ آدم گند می‌زنیم.

588
00:50:39,661 --> 00:50:40,328
‫حداقل من و گروهـم مثلِ آدم گند می‌زنیم.

589
00:50:40,328 --> 00:50:43,540
‫مثل شماها به‌دردنخور و بی‌خاصیت نیستن.

590
00:50:48,378 --> 00:50:50,088
‫آره. واقعاً مُرده. مگه نه؟
