﻿1
00:00:26,166 --> 00:00:28,000
‫این دیگه چیه؟

2
00:00:45,416 --> 00:00:47,041
‫حس می‌کنم چیزخورم کردن.

3
00:00:47,083 --> 00:00:49,666
‫آره، پُر بیراه نمی‌گی.

4
00:00:50,750 --> 00:00:52,500
‫بیا اینجا.

5
00:00:52,750 --> 00:00:54,500
‫اون دیگه چیه؟

6
00:00:54,541 --> 00:00:55,625
‫  حالت چطوره، بَبر؟

7
00:00:55,666 --> 00:00:57,541
‫- کاملاً هوشیارم.
‫- خوبه، بزن بریم.

8
00:01:00,791 --> 00:01:02,500
‫هیچی یادم نمیاد.

9
00:01:03,833 --> 00:01:05,125
‫تو نوشیدنیت قرص انداخت.

10
00:01:05,541 --> 00:01:06,708
‫دیشب راجع‌بهش حرف زدیم.

11
00:01:06,750 --> 00:01:08,041
‫چیزی یادم نمیاد.

12
00:01:12,833 --> 00:01:14,625
‫خیلی‌خب، باشه.

13
00:01:14,666 --> 00:01:16,625
‫بیا از اینجا بریم.

14
00:01:16,666 --> 00:01:19,041
‫باشه، من که پایه‌ام. خدایا...

15
00:02:26,250 --> 00:02:28,625
‫موهات سفید شد،
‫کِی انقدر پیر شدی؟

16
00:02:28,666 --> 00:02:30,291
‫دیشب.

17
00:02:30,291 --> 00:02:31,250
‫نیل...

18
00:02:31,541 --> 00:02:33,541
‫- آلن...
‫- هی.

19
00:02:33,583 --> 00:02:35,416
‫سلام، جیل.

20
00:02:35,416 --> 00:02:36,666
‫داره استراحت می‌کنه.

21
00:02:36,708 --> 00:02:38,250
‫عمل خوب پیش رفت.

22
00:02:38,291 --> 00:02:40,000
‫هرچند آسیب‌های بافتیِ
‫نامحسوسی روی بدنش هست.

23
00:02:40,041 --> 00:02:43,375
‫ولی خبری از آسیب‌های
‫عصبی جبران‌ناپذیر نیست.

24
00:02:43,375 --> 00:02:46,541
‫الان توی پروسهٔ جاانداختنِ
‫استخوان و تثبیت داخلی هستیم،

25
00:02:46,541 --> 00:02:48,875
‫که می‌خوایم با ایجاد یه شکاف، میله رو...

26
00:02:48,916 --> 00:02:50,666
‫به مرکز استخوان ران نزدیک،

27
00:02:50,708 --> 00:02:52,875
‫و از قسمت خارجی صفحه رو
‫متصل کنیم تا شکستی پایدار بمونه.

28
00:02:52,916 --> 00:02:55,458
‫چقدر طول می‌کشه تا خوب شه؟

29
00:02:55,500 --> 00:02:56,916
‫خب، از جهات مختلفی...

30
00:02:56,916 --> 00:02:58,333
‫به بهبود دخترتون نگاه می‌کنیم.

31
00:02:58,333 --> 00:03:00,208
‫هم مسئلهٔ ترمیم استخوان هست،
‫هم بافت اطراف استخوان،

32
00:03:00,208 --> 00:03:02,291
‫هم بهبود محل عمل، و هم
‫بهبود خود شکافی که ایجاد شده.

33
00:03:02,333 --> 00:03:04,250
‫که واقعاً حیاتیه.

34
00:03:04,291 --> 00:03:08,541
‫فقط بگو چقدر طول می‌کشه تا خوب شه؟

35
00:03:08,583 --> 00:03:09,708
‫راستش نمی‌دونم.

36
00:03:11,125 --> 00:03:12,875
‫هنوز سنی نداره، این خودش یه امتیازه.

37
00:03:12,916 --> 00:03:15,000
‫ولی هنوز استخوانش داره رشد می‌کنه.

38
00:03:15,041 --> 00:03:18,000
‫حالا اگه می‌خواین بدونین رشد استخوان
‫چه تأثیری روی بدنش می‌ذاره...

39
00:03:18,041 --> 00:03:20,291
‫زمان خودش جواب این سؤال رو می‌ده.

40
00:03:20,541 --> 00:03:22,625
‫وقتی بهوش اومد واسه ملاقات صداتون می‌کنم.

41
00:03:22,625 --> 00:03:24,000
‫می‌خوام وقتی بهوش اومد پیشش باشم.

42
00:03:24,041 --> 00:03:25,416
‫باشه، صدات می‌زنم.

43
00:03:27,041 --> 00:03:28,375
‫جو...

44
00:03:31,416 --> 00:03:33,500
‫می‌شه دو ساعت بهم وقت بدی؟

45
00:03:33,541 --> 00:03:36,791
‫آره، ولی دو ساعت نشه سه!

46
00:03:49,958 --> 00:03:50,833
‫قهوه؟

47
00:04:01,750 --> 00:04:03,000
‫ارول چطوره؟

48
00:04:03,000 --> 00:04:05,041
‫وقتی بازار کساد می‌شه از همه خوشحال‌تره.

49
00:04:05,083 --> 00:04:07,166
‫هرچی اقتصاد روبه نابودی بره، اون راضی‌تره.

50
00:04:07,208 --> 00:04:08,708
‫جالبه.

51
00:04:08,750 --> 00:04:10,041
‫فلسفه‌ش چیه؟

52
00:04:10,041 --> 00:04:11,875
‫معتقده وقتی همه ترسیدن باید حریص باشی،

53
00:04:11,916 --> 00:04:14,208
‫و وقتی همه حریص‌ان باید بترسی.

54
00:04:15,291 --> 00:04:17,125
‫فلسفهٔ جالبی داره.

55
00:04:17,166 --> 00:04:19,083
‫حالا اگه دوست داشتی می‌تونی
‫سؤالی که توی دلتـه رو بپرسی.

56
00:04:19,125 --> 00:04:22,750
‫چرا خودم رو کوچیک کنم، کیتلن؟
‫تو که جواب سؤالم رو نمی‌دی.

57
00:04:23,583 --> 00:04:24,750
‫اگه تا سه ساعت دیگه بهش نیاز داری،

58
00:04:24,791 --> 00:04:25,958
‫پس حتماً کارت پیشش گیره.

59
00:04:25,958 --> 00:04:29,083
‫درسته، هم من و هم کشور بهش نیاز داریم.

60
00:04:29,125 --> 00:04:31,875
‫واسه همینـه که سؤالم رو نمی‌پرسم.

61
00:04:32,833 --> 00:04:34,291
‫ازش ناامید نشو، نیل.

62
00:04:35,541 --> 00:04:37,125
‫ایکاش می‌تونستم.

63
00:04:37,166 --> 00:04:40,250
‫ولی وقتی که پاش رو توی
‫اتاق می‌ذاره نفسم رو می‌گیره.

64
00:04:42,375 --> 00:04:44,583
‫پس دلیل خوبی برای موندن داری.

65
00:04:45,791 --> 00:04:47,208
‫آره.

66
00:05:14,166 --> 00:05:15,666
‫هی...

67
00:05:17,041 --> 00:05:18,875
‫هی.

68
00:05:24,625 --> 00:05:25,916
‫دوستام مُردن.

69
00:05:27,291 --> 00:05:28,916
‫می‌دونم عزیزم.

70
00:05:33,541 --> 00:05:36,000
‫می‌دونم چه حسیـه،

71
00:05:36,041 --> 00:05:39,458
‫و متنفرم که تو هم این حس
‫رو درک می‌کنی. واقعاً متأسفم.

72
00:05:46,958 --> 00:05:49,625
‫می‌دونم داری به این فکر می‌کنی
‫که من چه مادر بدی‌ام.

73
00:05:51,708 --> 00:05:54,375
‫من هم اگه جای تو بودم همین فکر رو می‌کردم.

74
00:05:55,750 --> 00:05:58,208
‫ولی تو نمی‌دونی که...

75
00:05:58,208 --> 00:06:00,625
‫تمام اون لحظات کوچیکی که...

76
00:06:00,875 --> 00:06:02,833
‫من توی زندگیت نبودم،

77
00:06:02,875 --> 00:06:06,291
‫مشغول این بودم تا بقیهٔ خونواده‌ها
‫اون لحظات رو از دست ندن.

78
00:06:08,125 --> 00:06:12,291
‫تو قربانی شغلی هستی که من انتخاب کردم.

79
00:06:14,291 --> 00:06:18,208
‫همیشه فکر می‌کردم که الگوی تو می‌شم.

80
00:06:18,208 --> 00:06:21,708
‫که یه خانم عملاً از پس انجام هرکاری برمیاد.

81
00:06:21,708 --> 00:06:24,041
‫هر کاری که ذهنش رو درگیر کنه.

82
00:06:25,375 --> 00:06:28,250
‫و وقتی کارم رو با موفقیت انجام می‌دم،
‫جون آدم‌ها رو نجات می‌دم.

83
00:06:28,291 --> 00:06:32,875
‫مثل پدرت که هرروز
‫جون آدم‌ها رو نجات می‌ده.

84
00:06:32,916 --> 00:06:36,958
‫ولی اون می‌تونه هرشب پیشت باشه.

85
00:06:37,000 --> 00:06:39,291
‫واسه همین بهش حسودیم می‌شه.

86
00:06:44,041 --> 00:06:45,750
‫مادرت یه سربازه.

87
00:06:47,916 --> 00:06:50,083
‫می‌تونی خودت یه نگاه به زندگی من بندازی،
‫و می‌تونی تصمیم بگیری که...

88
00:06:50,125 --> 00:06:51,875
‫زندگی خودت مثل من باشه یا متفاوت.
‫من به انتخابت احترام می‌ذارم.

89
00:06:51,916 --> 00:06:55,625
‫لعنتی، من اصلاً هر تصمیمی بگیری پشتت هستم.

90
00:06:58,083 --> 00:07:00,875
‫می‌تونی از کاری که می‌کنم متنفر باشی، عزیزم.

91
00:07:00,916 --> 00:07:03,916
‫می‌تونی از خودم متنفر باشی.

92
00:07:03,916 --> 00:07:07,291
‫ولی اینکه بخوای خودت
‫رو به‌خاطرش تنبیه کنی،

93
00:07:07,333 --> 00:07:09,166
‫بدترین گزینه برای ابراز احساساتتـه.

94
00:07:09,416 --> 00:07:10,958
‫من ازت متنفر نیستم.

95
00:07:12,458 --> 00:07:15,625
‫متنفر نیستم، فقط دلم برات تنگ شده بود.

96
00:07:22,125 --> 00:07:24,000
‫منم دلم برات تنگـه.

97
00:07:26,708 --> 00:07:28,375
‫هرروز...

98
00:07:30,125 --> 00:07:32,833
‫خیلی زود بزرگ می‌شی،

99
00:07:32,833 --> 00:07:34,791
‫و چیزی که الان داری
‫باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنی،

100
00:07:34,833 --> 00:07:36,916
‫این‌ها مشکلات آدم بزرگ‌هاست.

101
00:07:36,958 --> 00:07:42,000
‫بعدش زندگیت می‌شه
‫پُر از مشکلاتِ آدم بزرگ‌ها،

102
00:07:42,041 --> 00:07:43,416
‫خیلی زود...

103
00:07:45,333 --> 00:07:46,791
‫می‌دونی نصیحت من به تو چیه؟

104
00:07:49,208 --> 00:07:51,083
‫تا وقتی که می‌تونی دختر کوچولو بمون.

105
00:07:51,083 --> 00:07:54,291
‫واسه خانم شدن عجله نکن.

106
00:07:54,333 --> 00:07:56,375
‫چون وقتی که بزرگ شی
‫دیگه نمی‌تونی دختر باشی.

107
00:07:56,416 --> 00:07:58,666
‫بابا همه‌چیز رو بهت گفت؟

108
00:07:58,708 --> 00:08:00,666
‫بستگی داره منظورت از همه‌چی چی باشه.

109
00:08:01,916 --> 00:08:08,000
‫بابا از وضعیتم بهت گفت؟

110
00:08:11,291 --> 00:08:15,500
‫ببین، اون روزهایی که من
‫و پدرت تو رو تنبیه می‌کردیم،

111
00:08:15,541 --> 00:08:19,250
‫یا یه مجازاتی برات می‌بُریدیم تا...

112
00:08:19,291 --> 00:08:22,583
‫به جایی که الان هستی نرسی،

113
00:08:22,625 --> 00:08:25,333
‫اون روزها دیگه تموم شدن.

114
00:08:25,375 --> 00:08:28,208
‫ما شکست خوردیم.

115
00:08:28,250 --> 00:08:31,125
‫و زندگی یواشکی اومد
‫و ضربه‌ش رو بهت زد.

116
00:08:32,083 --> 00:08:33,916
‫و من الان اومدم تا...

117
00:08:36,541 --> 00:08:39,166
‫فقط نصیحتت کنم.

118
00:08:40,541 --> 00:08:42,583
‫خب؟

119
00:08:42,625 --> 00:08:45,458
‫من هم تمام اشتباهاتی که
‫کردی رو تجربه کردم،

120
00:08:45,500 --> 00:08:47,708
‫حتی چیزهای بیشتری که فکرش هم نمی‌کنی.

121
00:08:48,041 --> 00:08:49,875
‫چیز خاصی حس نمی‌کنم.

122
00:08:49,916 --> 00:08:51,625
‫الان می‌بریمش.

123
00:08:51,666 --> 00:08:53,958
‫و به یه پرستار می‌گم
‫شما رو توی راهرو ببینه.

124
00:08:56,791 --> 00:08:58,666
‫باید برم به کارهام برسم.

125
00:08:58,708 --> 00:09:00,750
‫چند روز دیگه برمی‌گردم.

126
00:09:00,791 --> 00:09:02,583
‫چیز خاصی رو ازدست نمی‌دی.

127
00:09:02,625 --> 00:09:04,041
‫این‌طوری نگو!

128
00:09:17,625 --> 00:09:20,375
‫- مامان!
‫- سلام.

129
00:09:21,583 --> 00:09:23,250
‫سلام.

130
00:09:26,750 --> 00:09:28,666
‫دارن می‌برنش توی اتاق.

131
00:09:28,708 --> 00:09:30,666
‫آره.

132
00:09:30,708 --> 00:09:35,458
‫باید برم، باید به کارهام برسم.

133
00:09:35,458 --> 00:09:36,750
‫آره، می‌دونم.

134
00:09:36,791 --> 00:09:39,875
‫از همون کارهای چند روزه‌ت؟

135
00:09:39,916 --> 00:09:41,708
‫اگه شانس بیارم.

136
00:09:41,750 --> 00:09:43,458
‫آخرین باری که شانس آوردی کی بود؟

137
00:09:43,500 --> 00:09:46,333
‫هرکی یه تعریفی از شانس داره.

138
00:09:46,333 --> 00:09:47,916
‫فقط توی شغل توئه که این‌جوریه.

139
00:09:47,958 --> 00:09:49,708
‫درس‌هات رو می‌خونی؟

140
00:09:49,750 --> 00:09:51,750
‫داریم حروف الفبای روسی رو یاد می‌گیریم.

141
00:09:51,791 --> 00:09:53,291
‫اوه، روسی؟

142
00:09:53,333 --> 00:09:56,166
‫الف، ب، پ، ت...

143
00:09:56,208 --> 00:09:58,250
‫فکر کنم هزینه‌ای که واسه
‫مدرسهٔ شهرستان فرفکس کردیم

144
00:09:58,250 --> 00:10:00,791
‫داره جواب می‌ده.
‫کارت عالیه، عزیزم.

145
00:10:00,833 --> 00:10:03,416
‫دونه دونهٔ کلاس اولی‌ها رو جاسوس بار میارن.

146
00:10:09,125 --> 00:10:10,625
‫دوسِت دارم.

147
00:10:10,625 --> 00:10:12,791
‫می‌خوام بگم مراقب خودت باش
‫ولی می‌دونم که بدشانسی میاره.

148
00:10:12,791 --> 00:10:15,708
‫نه که بدشانسی بیاره ولی بی‌فایده‌ست.

149
00:10:15,750 --> 00:10:17,625
‫خیلی‌خب، می‌بینمت.

150
00:10:17,666 --> 00:10:19,666
‫مراقب خودت باش.

151
00:10:19,666 --> 00:10:21,041
‫خوب دستت انداخت.

152
00:10:21,041 --> 00:10:23,541
‫باشه، چشم.

153
00:10:23,541 --> 00:10:26,041
‫یه بغل درست و حسابی
‫بده ببینم. محکم‌تر!

154
00:10:30,000 --> 00:10:31,458
‫تو نگفتی!

155
00:10:35,041 --> 00:10:36,166
‫منم دوسِت دارم.

156
00:10:40,333 --> 00:10:41,500
‫هروقت بتونم زنگ می‌زنم.

157
00:10:58,583 --> 00:11:00,208
‫چطور پیش رفت؟

158
00:11:00,208 --> 00:11:01,750
‫خوب.

159
00:11:05,583 --> 00:11:09,333
‫واقعیت رو قبول کرده. حالش خوبه.

160
00:11:10,833 --> 00:11:12,291
‫تو چی؟

161
00:11:14,041 --> 00:11:15,500
‫منم کنار اومدم.

162
00:11:16,583 --> 00:11:19,875
‫به‌نظر شروع خوبیه.

163
00:11:19,875 --> 00:11:22,458
‫نظرت راجع‌به فرماندهی پاسگاه چیه؟

164
00:11:23,458 --> 00:11:24,708
‫اون‌وقت دیگه نیستم.

165
00:11:24,750 --> 00:11:26,041
‫یه جایی که خونواده‌ت هم بتونی ببری.

166
00:11:26,083 --> 00:11:27,250
‫یه جایی مثل لندن.

167
00:11:27,291 --> 00:11:28,791
‫هنوز هدف‌مون رو داریم!

168
00:11:28,833 --> 00:11:30,333
‫بالاخره باید به فکر یه سِمَتی باشی،

169
00:11:30,375 --> 00:11:32,583
‫چون هدفت نباید زندگی مشترک من باشه.

170
00:11:32,583 --> 00:11:35,375
‫این وسط باید ببینیم چطور می‌شه
‫از این بگایی بیرون بیاین.

171
00:11:35,416 --> 00:11:37,166
‫تیمت داره به سمت لاکلند می‌ره.

172
00:11:37,208 --> 00:11:39,833
‫اونجا همدیگه رو می‌بینیم؟

173
00:11:39,875 --> 00:11:41,583
‫قبلش باید با رئیس صحبت کنم.

174
00:11:51,958 --> 00:11:57,041
‫[پایگاه نیروی هوایی لاکلند]
‫[تگزاس، سن‌آنتونیو]

175
00:12:08,458 --> 00:12:09,416
‫این‌ها واسه ماست، آره؟

176
00:12:09,458 --> 00:12:11,875
‫- تیم عملیاتی شمایین؟
‫- نمی‌فهمم منظورت چیه.

177
00:12:11,875 --> 00:12:13,583
‫- دلتا شمایین؟
‫- تو عمرم این اسم رو نشنیدم.

178
00:12:13,583 --> 00:12:15,833
‫حالا هر چی که خودتون رو صدا می‌زنین.

179
00:12:15,875 --> 00:12:17,583
‫تیم ما اسمی نداره،
‫تو هم دیگه اسمی نداری.

180
00:12:17,625 --> 00:12:19,291
‫«شما هم اسمی نداری، جناب»
‫من درجهٔ سروانی دارم.

181
00:12:19,333 --> 00:12:20,833
‫درجه واسه آبگرم‌کنه!

182
00:12:20,833 --> 00:12:22,541
‫- کدوم پناهگاه واسه مائه؟
‫- پناهگاه هفده.

183
00:12:22,583 --> 00:12:25,333
‫- جیره و جا آماده‌ست؟
‫- همه‌چی تدارک دیده شده.

184
00:12:25,375 --> 00:12:27,500
‫امیدوارم غذای درست و حسابی باشه.

185
00:12:27,541 --> 00:12:28,500
‫نمی‌خوام برم ببینم...

186
00:12:28,541 --> 00:12:30,166
‫غذای موندهٔ بقیه اونجائـه.

187
00:12:30,166 --> 00:12:31,291
‫پناهگاه خودش آشپزخونه داره.

188
00:12:31,333 --> 00:12:33,083
‫مبل و تلویزیون،

189
00:12:33,125 --> 00:12:36,000
‫دیوارهای تخته‌ایِ رنگ‌آمیزی شده،
‫الان دیگه شبیه کافه شده.

190
00:12:36,041 --> 00:12:37,125
‫خوبه.

191
00:12:37,166 --> 00:12:39,000
‫سیگار من کو، رئیس؟

192
00:12:49,916 --> 00:12:53,125
‫[ستاد مرکزی سی‌آی‌اِی]
‫[ویرجینیا، لانگلی]

193
00:12:59,500 --> 00:13:00,458
‫چیه؟

194
00:13:00,500 --> 00:13:02,291
‫منظورت چیه که «چیه؟»

195
00:13:02,333 --> 00:13:04,333
‫من تیمم رو در اختیارت گذاشتم
‫اون‌وقت تو من رو فروختی؟

196
00:13:04,333 --> 00:13:06,208
‫خب، اگه هنوز در جریان نیستی،

197
00:13:06,250 --> 00:13:09,250
‫بدون که خودم هم بدجوری گیر افتادم.

198
00:13:09,291 --> 00:13:11,625
‫وقتی من می‌گم معنیش فرق می‌کنه، نه؟

199
00:13:11,666 --> 00:13:14,541
‫- منظورم این بود که...
‫- می‌دونم منظورت چی بود.

200
00:13:14,583 --> 00:13:16,666
‫بهتره که اطلاعاتت دقیق باشه.

201
00:13:16,708 --> 00:13:18,333
‫اطلاعات من مُوثقـه

202
00:13:18,375 --> 00:13:19,958
‫خونه‌ای که توی مرزه شنوده.

203
00:13:20,000 --> 00:13:22,250
‫اون خونه‌ای هم که توی
‫سن‌آنتونیوئه انقدری دوربین داره...

204
00:13:22,291 --> 00:13:24,375
‫که می‌تونیم ازش یه رئالیتی شو بسازیم.

205
00:13:24,416 --> 00:13:26,125
‫منم از همین نگرانم.

206
00:13:26,166 --> 00:13:27,750
‫بیاین.

207
00:13:35,166 --> 00:13:36,458
‫بیا اینجا.

208
00:13:36,500 --> 00:13:38,291
‫می‌خوام انقدر نزدیکم باشی
‫که اگه داد زدم،

209
00:13:38,333 --> 00:13:39,958
‫نفسم رو حس کنی.

210
00:13:42,083 --> 00:13:43,958
‫تو توی خاک آمریکا یه
‫عملیات غیرقانونی اجرا کردی...

211
00:13:44,000 --> 00:13:46,666
‫که خلاف آیین‌نامهٔ انضباطی ماست.

212
00:13:46,708 --> 00:13:48,458
‫دستورالعمل ۱۳۸۵، که حق...

213
00:13:48,458 --> 00:13:50,625
‫اجرای عملیات توی خاک
‫آمریکا رو از ما سلب می‌کنه.

214
00:13:50,666 --> 00:13:52,500
‫راستش، من خیلی به این موضوع فکر کردم.

215
00:13:52,541 --> 00:13:55,250
‫دستورالعمل ۱۳۸۵ به‌طور بخصوص...

216
00:13:55,250 --> 00:13:58,625
‫مانع دخالت ارتش در تصمیم‌گیری
‫سیاست‌های داخلی می‌شه.

217
00:13:58,666 --> 00:14:01,000
‫عذر می‌خوام، نکنه
‫حقوق خوندی و من خبر ندارم؟

218
00:14:01,041 --> 00:14:02,291
‫راستش، آره. نمی‌دونم شما در جریانی یا نه،

219
00:14:02,333 --> 00:14:03,791
‫ولی من مدرک قانون اساسی دارم.

220
00:14:03,833 --> 00:14:05,666
‫- اگه به من اجازه بدین، جناب جانشین...
‫- بفرما.

221
00:14:05,708 --> 00:14:08,541
‫تو مدام جواب سؤال‌هایی
‫رو می‌دی که ایشون ازت نپرسیده.

222
00:14:08,583 --> 00:14:10,083
‫پس خفه‌خون بگیر.

223
00:14:10,125 --> 00:14:11,458
‫هروقت بخوایم صدات رو بشنویم،

224
00:14:11,500 --> 00:14:13,083
‫خودمون بهت می‌گیم که دهنت رو باز کنی.

225
00:14:14,583 --> 00:14:15,708
‫چشم، خانم.

226
00:14:15,750 --> 00:14:17,541
‫ممنون، کیتلن.

227
00:14:17,583 --> 00:14:20,458
‫خوشبختانه اطلاعات جای خوبی برای توئه.

228
00:14:20,500 --> 00:14:23,000
‫جا برای مانور داره.

229
00:14:23,041 --> 00:14:25,041
‫جو، تیمت توی سن‌آنتونیو آماده‌ست.

230
00:14:25,083 --> 00:14:29,416
‫خودت می‌تونی تصمیمات نظامی رو بگیری،
‫ولی فرماندهٔ عملیات کایلـه.

231
00:14:29,458 --> 00:14:32,083
‫تیم سواتی که توی سن‌آنتونیوئـه
‫شما رو پوشش می‌ده،

232
00:14:32,083 --> 00:14:34,291
‫و اگه عملیات موفقیت‌آمیز بود
‫اون‌ها هم بی‌نصیب نمی‌مونن.

233
00:14:34,333 --> 00:14:36,291
‫هرچند، اگه شکست بخورن، یا...

234
00:14:36,333 --> 00:14:38,333
‫درگیری به خیابون‌ها کشیده شه
‫دستگیرت می‌کنن.

235
00:14:40,500 --> 00:14:42,333
‫می‌دونی از سن‌آنتونیو می‌رن،

236
00:14:42,375 --> 00:14:43,708
‫یا همون خونه هدف اصلی‌مونه؟

237
00:14:43,750 --> 00:14:45,333
‫ظاهراً جزو فرعیاتـه.

238
00:14:45,375 --> 00:14:47,166
‫ناظرینـمون هیچگونه فیلمی از موادِّ

239
00:14:47,208 --> 00:14:50,666
‫منفجره یا تسلیحات در اون محل ندیدن.

240
00:14:50,708 --> 00:14:53,083
‫بسیارخب، نباید کشت‌وکشتار راه بیفته.

241
00:14:53,125 --> 00:14:55,083
‫این ماموریت فقط برای دستگیریـه.

242
00:14:55,125 --> 00:14:56,583
‫پلیس سن‌آنتونیو نمی‌تونه یه مُشت

243
00:14:56,625 --> 00:14:58,708
‫جنازۀ اتباع خارجی
‫رو توجیه کنه.

244
00:14:58,750 --> 00:15:03,333
‫پس بی‌سروصدا و
‫تمیز کارتون رو انجام بدید.

245
00:15:03,375 --> 00:15:05,375
‫متوجه شدید؟

246
00:15:05,416 --> 00:15:07,416
‫- بله قربان.
‫- بله قربان.

247
00:15:07,416 --> 00:15:08,625
‫مرخصی کایل.

248
00:15:20,541 --> 00:15:23,125
نفوذی‌هایی که برای
‫تکمیل ماموریتـت در اختیارت گذاشتم

249
00:15:23,166 --> 00:15:27,375
‫درواقع نفوذی‌هایی هستن که
‫من بهت اجازۀ استفاده ازشون رو می‌دم.

250
00:15:27,375 --> 00:15:29,125
‫برای ماموریت‌هایی
‫که مورد تاییدمه.

251
00:15:29,166 --> 00:15:31,041
‫واسم مهم نیست شاهدِ
‫سرقتِ یه ماشین

252
00:15:31,083 --> 00:15:32,541
‫وسطِ پارکینگ یه کلیسایی یا هرچی،

253
00:15:32,583 --> 00:15:37,041
‫حق نداری اون نفوذی‌ها رو بدون
‫اجازۀ من وارد عمل بکنی.

254
00:15:37,083 --> 00:15:38,708
‫متوجه شدید؟

255
00:15:38,750 --> 00:15:40,708
‫بله قربان.

256
00:15:40,750 --> 00:15:42,625
‫برای این اشتباهِ ناشیانه،
‫زیر دینِ خیلی‌ها رفتم.

257
00:15:42,666 --> 00:15:46,458
‫واسم مهم نیست که چقدر خوب
‫اطلاعات یا عملیات‌ها برنامه‌ریزی شدن.

258
00:15:46,500 --> 00:15:48,291
‫عجولانه وارد عمل نمی‌شیم.

259
00:15:48,333 --> 00:15:49,666
‫تفهیم شد قربان.

260
00:15:51,791 --> 00:15:53,041
‫برو سن‌آنتونیو.

261
00:16:08,791 --> 00:16:10,250
‫- بابی؟
‫- بله.

262
00:16:10,291 --> 00:16:12,458
‫اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

263
00:16:12,583 --> 00:16:14,125
‫خودشون ما رو به اینجا فرستادن.

264
00:16:14,166 --> 00:16:15,958
‫اون‌ها یه تیم به اینجا فرستادن.

265
00:16:16,000 --> 00:16:17,833
‫اون که جزو تیم نیست،
‫جزو نفوذی‌هاست.

266
00:16:17,875 --> 00:16:19,541
‫نفوذی‌.

267
00:16:19,583 --> 00:16:20,833
‫آره، فکر کردی اجازه می‌دم
‫بخاطر خارج شدنت از

268
00:16:20,875 --> 00:16:22,583
‫یه مخفیگاه،
‫پات به خبرگزاری‌ها باز بشه؟

269
00:16:22,625 --> 00:16:24,583
‫یا که بدتر،
‫یه گلوله بخوری؟

270
00:16:24,625 --> 00:16:25,750
‫شرط می‌بندم بیشتر از تو
‫در شکوندم.

271
00:16:25,750 --> 00:16:26,708
‫- واقعا شک دارم.

272
00:16:26,708 --> 00:16:28,833
‫خب شنیدم که توی
‫این خونه شش تا سوژه داریم.

273
00:16:28,875 --> 00:16:31,083
‫- درسته.
‫- بسیارخب، حالا،

274
00:16:31,125 --> 00:16:33,500
‫با خودت ما شش نفریم.

275
00:16:33,541 --> 00:16:37,416
‫یعنی چی واقعا؟
‫دیگه قراره منصفانه شش به شش بجنگیم؟

276
00:16:37,416 --> 00:16:39,500
‫بیخیال، خودتـم می‌دونی که واسه
‫این عملیات حداقل به دو تا تیم نیاز داریم.

277
00:16:39,541 --> 00:16:41,083
‫شما رو نمی‌دونم‌ها،
‫ولی من حس خوبی ندارم

278
00:16:41,125 --> 00:16:43,125
‫به اینکه با تیم کوفتی پلیس
‫به این مکان بریم.

279
00:16:43,125 --> 00:16:44,625
‫کارشون این نیست.

280
00:16:49,166 --> 00:16:50,583
‫فقط عقب نگهـش دار.

281
00:16:51,458 --> 00:16:53,416
‫تفهیم شد.

282
00:16:53,416 --> 00:16:55,041
‫بسیارخب، همگی گوش بدید.

283
00:16:55,083 --> 00:16:56,458
‫اون عکس‌ها دیروز

284
00:16:56,500 --> 00:16:57,750
‫توی آلپاین
‫از مخفیگاه گرفته شدن.

285
00:16:58,333 --> 00:17:00,166
‫سوژه‌ها پنج ساعت پیش رفتن.

286
00:17:00,208 --> 00:17:02,041
‫که به زودی باید
‫تا بیست دقیقۀ دیگه

287
00:17:02,041 --> 00:17:04,083
‫به موقعیت سن‌آنتونیو برسن.

288
00:17:04,458 --> 00:17:06,166
‫ساعت ۴ صبح وارد عمل می‌شیم،

289
00:17:06,208 --> 00:17:10,541
‫قفل درها الکترونیکیـه و
‫رمز در اصلی ۷۳۵۸ـه.

290
00:17:10,583 --> 00:17:12,625
‫چهار نفر از تیم از
‫درب اصلی وارد می‌شن،

291
00:17:12,666 --> 00:17:14,166
‫یکیـمون هم از درب پشت میاد.

292
00:17:14,208 --> 00:17:16,625
‫توی هر سه تا اتاق خواب
‫دو تا تخت هست،

293
00:17:16,625 --> 00:17:18,541
‫که یعنی توی هر اتاق دو نفر هست.

294
00:17:18,583 --> 00:17:20,083
‫بر پایه حدس و گمان پیش نمی‌ریم

295
00:17:20,125 --> 00:17:22,458
‫چون تا زمان ورود
‫ویدیو در اختیارمونه.

296
00:17:22,500 --> 00:17:25,833
‫در اون زمان، برق قطع می‌شه
‫و دیگه زیر نظر نداریـمشون.

297
00:17:25,875 --> 00:17:28,083
‫حالا خوب گوش بدید،
‫این مسئله مهمه.

298
00:17:28,125 --> 00:17:30,083
‫این ماموریت فقط برای دستگیریـه.

299
00:17:30,125 --> 00:17:31,916
‫قابل مذاکره نیست.

300
00:17:31,916 --> 00:17:34,666
‫اگه به هر دلیلی
‫به مشکل برخوردیم،

301
00:17:34,708 --> 00:17:38,125
‫یه انبار تسلیحات دارن
‫و آمادۀ حرکتن،

302
00:17:38,125 --> 00:17:40,666
‫بنابراین ما عقب‌نشینی می‌کنیم
‫و پلیس سن‌آنتونیو وارد عمل می‌شه.

303
00:17:40,708 --> 00:17:42,541
‫وایسا، وایسا، وایسا...

304
00:17:42,583 --> 00:17:45,166
‫پس حرفت یعنی اینکه
‫اگه بهمون شلیک کردن، ما نمی‌تونیم...

305
00:17:45,166 --> 00:17:48,333
‫نمی‌تونیم در مقابل بهشون شلیک کنیم
‫و خودمون رو نجات بدیم؟

306
00:17:48,375 --> 00:17:50,458
‫حرف من اینه که
‫اطراف دشمن رو نشونه بگیرید

307
00:17:50,500 --> 00:17:51,791
‫و دعا کنید که
‫به کسی نخوره.

308
00:17:51,833 --> 00:17:53,666
‫یعنی چی خب؟

309
00:17:53,708 --> 00:17:57,291
‫اجازه بدید وخامتِ اوضاع
‫رو براشون شفاف کنم.

310
00:17:57,333 --> 00:17:59,125
‫یه فرصت داریم تا
‫به مرزبانی و ادارۀ امنیت ملی

311
00:17:59,166 --> 00:18:01,625
پاداشی هنگفت بدیم

312
00:18:01,833 --> 00:18:03,958
‫تا بیخیال گندی که توی ون هورن

313
00:18:04,000 --> 00:18:06,250
‫بالا آوردید، بشن.

314
00:18:06,291 --> 00:18:10,875
‫اگه این عملیات هم به گند کشیده بشه،
‫نه تنها خبری از پاداش نیست،

315
00:18:10,916 --> 00:18:12,708
‫بلکه همه پا به فرار می‌ذارن،

316
00:18:12,750 --> 00:18:14,833
‫و همۀ شما دست از پا درازتر
‫وسطِ خیابون

317
00:18:14,833 --> 00:18:17,750
‫تنها و بدون پشتیبان
‫رها می‌شید.

318
00:18:17,791 --> 00:18:19,833
‫مفهومه؟

319
00:18:19,875 --> 00:18:22,166
‫مرزبانی تیم تاکتیکیـشون
‫رو بهمون قرض نمی‌ده؟

320
00:18:22,208 --> 00:18:23,916
‫هشت به شش خروجیِ
‫بی‌سروصدا و سریعی نداره.

321
00:18:23,958 --> 00:18:26,250
‫گندیه که خودمون زدیم،
‫خودمونم جمعش می‌کنیم.

322
00:18:27,666 --> 00:18:28,916
‫توی خونه فعالیت‌هایی در حال رخ دادنـه.

323
00:18:49,458 --> 00:18:51,833
‫- اسلحه.
‫- دیدمش.

324
00:18:51,875 --> 00:18:53,166
‫- عالی شد.
‫- مسلحن‌ان.

325
00:18:53,208 --> 00:18:55,625
‫بذارید ببینم می‌تونم کاری کنم
‫یکم دستـمون بازتر بشه.

326
00:19:01,708 --> 00:19:02,708
‫وای.

327
00:19:07,000 --> 00:19:08,125
‫کیتلین.

328
00:19:11,791 --> 00:19:13,875
‫برنامۀ ورزشی خاصی برای فردا
‫طراحی شده؟

329
00:19:13,875 --> 00:19:15,541
‫منظورت از فردا چیه؟

330
00:19:15,583 --> 00:19:17,791
‫حاضری واسه یه هفته
‫بغل دست تختت بمب‌گذاری کنی؟

331
00:19:17,833 --> 00:19:19,708
‫وقتی مسلحـشون می‌کنن،
‫به کار می‌گیرنـشون.

332
00:19:19,708 --> 00:19:21,041
‫راستش باب، باید
‫یه سر بیای اینجا.

333
00:19:24,750 --> 00:19:28,916
‫لعنتی. اوضاع داره از کثافت
‫به لجن کشیده می‌شه.

334
00:19:28,958 --> 00:19:30,916
‫یه خونه‌ای مثل همین
‫رو توی پاکستان زدم.

335
00:19:30,916 --> 00:19:32,625
‫ولی کشت‌وکشتار مجاز بود.

336
00:19:32,666 --> 00:19:33,625
‫و هیچکسی به فکرِ
‫دستگیری کسی نبود.

337
00:19:33,666 --> 00:19:34,958
‫تمیز کار رو تموم کردید؟

338
00:19:35,000 --> 00:19:36,625
‫یارویی که پشتِ خونه بود،
‫خودش رو منفجر کرد

339
00:19:36,666 --> 00:19:37,791
‫و سه نفری رو با خوش کشت.

340
00:19:39,791 --> 00:19:41,083
‫البته فقط یه ورودی داشت.

341
00:19:41,125 --> 00:19:42,625
‫واقعا وقتِ کافی نداشتیم.

342
00:19:52,541 --> 00:19:54,541
‫جو، کایل، بیاید بریم.

343
00:19:58,708 --> 00:20:00,250
‫باید این مسئله رو
‫دیوانه‌وار پیش ببریم.

344
00:20:00,291 --> 00:20:01,708
‫باید به فرماندار اطلاع بدی

345
00:20:01,708 --> 00:20:03,541
‫که به وزارت امنیت ملی نیاز داریم.

346
00:20:03,583 --> 00:20:04,625
‫ما عجله داریم و نمی‌دونیمم
‫وقتـمون کِی تموم می‌شه.

347
00:20:04,666 --> 00:20:06,416
‫می‌خوای چیکار کنی،

348
00:20:06,458 --> 00:20:08,583
‫سن‌آنتونیو رو بفرستی
‫سعی کنن عملیات رو به خیابون بکشونن؟

349
00:20:08,583 --> 00:20:10,583
‫اینجوری کل اون محلۀ کوفتی می‌ترکه.

350
00:20:10,625 --> 00:20:11,583
‫توی هیوستون یه
‫تیمِ نجات گروگان داریم.

351
00:20:11,625 --> 00:20:13,125
‫خیلی دوره.

352
00:20:13,166 --> 00:20:14,416
‫بهتره یه تصمیم سریعتر بگیریم.

353
00:20:14,458 --> 00:20:15,625
‫باید محله رو تخلیه کنیم.

354
00:20:15,625 --> 00:20:16,833
‫خب واسه انجامـش
‫چه برنامه‌ای داری؟

355
00:20:16,875 --> 00:20:18,416
‫می‌خوای آژیرِ خدمات اجتماعی
‫رو به صدا دربیاری؟

356
00:20:18,458 --> 00:20:20,833
‫مرزبانی رو داریم،
‫تیم من رو قرض بگیر.

357
00:20:20,875 --> 00:20:23,500
‫مشخصاً این یه تهدیده.
‫این تهدید رو خنثی می‌کنیم.

358
00:20:23,500 --> 00:20:25,500
‫اف‌بی‌آی می‌تونه همۀ
‫شواهد رو مخفی بکنه

359
00:20:25,500 --> 00:20:28,458
‫چون پخش شدنـش،
‫امنیت ملی رو به مخاطره می‌اندازه.

360
00:20:28,500 --> 00:20:29,875
‫پزشک قانونی چی؟

361
00:20:29,916 --> 00:20:31,750
‫از هر طرف در نظر بگیریـش،
خنثی‌سازیشون وقتی که سربازها

362
00:20:31,791 --> 00:20:33,375
‫خوابن،
‫عین خودکشی می‌مونه.

363
00:20:33,416 --> 00:20:34,875
‫شما حفاظتی که ما داریم رو ندارید.

364
00:20:34,875 --> 00:20:37,250
‫جواب دستِ ماست،
‫من واقعا فکر نمی‌کنم

365
00:20:37,291 --> 00:20:38,833
‫موقع گفتنـش،
‫دلت بخواد اینجا باشی.

366
00:20:38,875 --> 00:20:40,250
‫- مفهومه.
‫- بله.

367
00:20:40,291 --> 00:20:42,250
‫- من کنار می‌کشم.
‫- ممنونم.

368
00:20:42,291 --> 00:20:43,666
‫توی سن‌آنتونیو مهندس دارید؟

369
00:20:43,708 --> 00:20:46,250
‫توی ال‌پاسو آره. در لاتین
‫یه واحد خنثی‌سازی بمب داریم.

370
00:20:46,291 --> 00:20:47,625
‫توی سه ساعت می‌تونیم
‫به اینجا بیارمشون.

371
00:20:47,625 --> 00:20:49,250
‫ما تهدید رو خنثی می‌کنیم.

372
00:20:49,291 --> 00:20:51,333
‫مکان رو می‌بندیم تا زمانی‌که
‫نیروهای خنثی‌ساز از راه برسن،

373
00:20:51,375 --> 00:20:52,708
‫که نمی‌رسن.

374
00:20:52,750 --> 00:20:54,208
‫بعدش محله رو تخلیه می‌کنیم

375
00:20:54,250 --> 00:20:57,875
‫و بمب‌ها رو سرجاشون
‫منفجر می‌کنیم.

376
00:20:57,916 --> 00:20:59,166
‫و باهاش...

377
00:21:01,500 --> 00:21:02,833
‫تفهیم شد.

378
00:21:05,333 --> 00:21:07,458
‫حاضرید امشب خارج از
‫قوانین پیش بریم؟

379
00:21:07,500 --> 00:21:08,958
‫به نفعته تیمت خیلی خاص و ویژه باشه.

380
00:21:09,000 --> 00:21:10,375
‫کارمون همینـه.

381
00:21:10,416 --> 00:21:11,541
‫بفرستشون داخل.

382
00:21:12,750 --> 00:21:13,916
‫آماده بشید. وقتِ حرکتـه.

383
00:21:13,916 --> 00:21:15,416
‫چشم خانم.

384
00:21:15,458 --> 00:21:17,458
‫برنامۀ جدیدمون، بدون اسلحه می‌ریم.
‫مکان رو ایمن می‌کنیم.

385
00:21:17,500 --> 00:21:18,791
‫- کِی حرکت می‌کنیم؟
‫- همین حالا.

386
00:21:21,541 --> 00:21:23,708
‫- من چی پس؟
‫- تو چی پس؟

387
00:21:25,291 --> 00:21:26,458
‫کارم همینـه.

388
00:21:27,750 --> 00:21:28,875
‫آماده شو.

389
00:21:32,458 --> 00:21:35,208
‫وقتی به محوطه رسیدیم،
‫برق رو قطع کن.

390
00:21:35,250 --> 00:21:36,708
‫نباید این کثافت‌کاری
‫ضبط بشه.

391
00:21:36,750 --> 00:21:38,708
‫وقتی وارد محل شدیم،
‫برق رو قطع کنید.

392
00:21:38,750 --> 00:21:40,208
‫تفهیم شد.

393
00:21:47,041 --> 00:21:48,583
‫به چی لبخند می‌زنی؟

394
00:21:48,583 --> 00:21:50,958
‫از وقتی که عراق بودم
‫دیگه اینجوری خوش نگذرونده بودم.

395
00:21:51,000 --> 00:21:52,708
‫خیلی خری کایل.

396
00:21:52,750 --> 00:21:54,583
‫آره ولی جذابـم.

397
00:21:54,625 --> 00:21:56,666
‫میدونی که اینجوری بدتر می‌شه؟

398
00:21:56,708 --> 00:21:58,375
‫احمق کوفتی، حتی نمی‌تونی
‫بهش توهین کنی.

399
00:21:58,416 --> 00:22:00,291
‫خیله‌خب، تا پنج دقیقۀ
‫دیگه می‌ریم.

400
00:22:00,291 --> 00:22:01,416
‫بریم.

401
00:22:42,833 --> 00:22:44,875
‫کایل واقعا ادکلن زدی؟

402
00:22:45,916 --> 00:22:48,500
‫الان تو رو یادم اومد.
‫توی بغداد سال ۲۰۱۱.

403
00:22:48,541 --> 00:22:51,000
‫آره، اونجا بودم.

404
00:22:51,041 --> 00:22:53,000
‫اون موقع هم این آشغال رو زده بود.

405
00:23:08,375 --> 00:23:09,291
‫پشت‌سرم بمون.

406
00:23:09,291 --> 00:23:10,625
‫باید پشت‌سرم بمونی.

407
00:23:10,666 --> 00:23:12,208
‫اگه بخوای برای محافظت ازش
‫وارد این عملیات بشی،

408
00:23:12,250 --> 00:23:13,583
‫کشته می‌شی.

409
00:23:13,625 --> 00:23:15,458
‫واسه اثبات خودت
‫وارد عمل بشی،

410
00:23:15,500 --> 00:23:17,083
‫کشته می‌شی.

411
00:23:17,125 --> 00:23:18,166
‫فقط خودِ ماموریت رو در نظر بگیر.

412
00:23:18,208 --> 00:23:19,291
‫بله خانم.

413
00:23:19,333 --> 00:23:22,208
‫- جو؟
‫- شنیدم.

414
00:23:22,250 --> 00:23:24,208
‫- جو.
‫- فهمیدم.

415
00:24:09,625 --> 00:24:11,541
‫ما در موقعیتـیم.
‫برق‌ها رو قطع کنید.

416
00:24:54,750 --> 00:24:57,291
‫راهروی سمت راست.

417
00:24:58,500 --> 00:25:00,083
‫داریم به سمت چپ می‌ریم.

418
00:25:04,583 --> 00:25:06,291
‫با من.

419
00:25:07,833 --> 00:25:09,708
‫لعنتی.
‫کروز جایگاهت رو حفظ کن!

420
00:25:13,333 --> 00:25:14,416
‫الله اکبر...

421
00:25:18,125 --> 00:25:19,708
‫داری چه غلطی میکنی؟

422
00:25:19,750 --> 00:25:21,000
‫جونت رو نجات می‌دم.

423
00:25:24,458 --> 00:25:27,250
‫یکی از سوژه‌ها
‫توی اتاق سوم جلیقه انتحاری پوشیده.

424
00:25:27,291 --> 00:25:30,083
‫از سوژه دور بشید.

425
00:25:30,125 --> 00:25:31,583
‫انگار که کارمون همینه.

426
00:25:31,625 --> 00:25:32,583
‫این یکی جلیقه‌اش رو فعال کرده.

427
00:25:32,625 --> 00:25:34,125
‫بهتر شد.

428
00:25:34,166 --> 00:25:36,041
‫ناظر نیروی واکنش سریع دوم هستم،
‫خونه امنـه.

429
00:25:36,041 --> 00:25:37,333
‫یکی از جنایتکاران جلیقۀ
‫انتحاریش رو فعال کرده.

430
00:25:37,375 --> 00:25:39,250
‫درخواستِ نیروهای خنثی‌ساز
‫و مهندسین رو داریم. تمام.

431
00:25:39,291 --> 00:25:41,291
‫تفهیم شد نیروهای واکنش سریع دوم،
‫تیم خنثی‌ساز حاضره.

432
00:25:41,333 --> 00:25:44,125
‫خونه رو تخلیه کنید و خودشون
‫کنترل مکان رو به عهده می‌گیرن.

433
00:25:55,708 --> 00:25:57,541
‫یکیـشون جلیقۀ انتحاری پوشیده بود.

434
00:25:57,583 --> 00:25:59,250
‫فعالـش کرده بود.

435
00:25:59,291 --> 00:26:01,458
‫مکان رو تحویل نیروهای خنثی‌ساز دادیم.

436
00:26:01,500 --> 00:26:03,375
‫به شدت توصیه می‌کنم
‫که محله رو تخلیه کنید،

437
00:26:03,416 --> 00:26:07,750
‫احتمال زیاد مجبور بشن
‫محله رو منفجر کنن.

438
00:26:07,791 --> 00:26:09,083
‫باریکلا مامور.

439
00:26:11,708 --> 00:26:12,750
‫این یه بازی نیست جناب.

440
00:26:29,291 --> 00:26:32,166
‫دیگه بوی ادکلن نمی‌دی‌ها،

441
00:26:32,208 --> 00:26:33,708
‫بوگندوی آشغال.

442
00:26:36,625 --> 00:26:38,750
‫فکر کنم منظورت خودتی.

443
00:26:38,791 --> 00:26:40,208
آشغال

444
00:26:40,250 --> 00:26:42,208
‫نه راست می‌گه.
‫خودتی.

445
00:26:48,833 --> 00:26:49,916
‫بهش چی بگم؟

446
00:26:52,166 --> 00:26:55,375
‫آلیا. چی بهش بگم؟

447
00:26:57,625 --> 00:26:58,583
‫سه روز گذشته.

448
00:26:58,625 --> 00:27:00,250
‫نمی‌دونم.

449
00:27:00,291 --> 00:27:02,166
‫حقیقت رو بگو.
‫فقط اسامی رو نام نبر.

450
00:27:04,708 --> 00:27:06,125
‫حقیقت؟

451
00:27:06,166 --> 00:27:08,166
‫بهترین دروغ‌ها
‫درون حقیقت نهفته‌ان.

452
00:27:31,791 --> 00:27:33,000
‫بهت زنگ می‌زنم.

453
00:27:36,375 --> 00:27:39,000
‫- طول کشید.
‫- کوتاه نبود.

454
00:27:39,375 --> 00:27:41,125
‫حدس بزنم پاداشم از کجاست؟

455
00:27:41,166 --> 00:27:42,666
‫نمی‌تونی حدس بزنی.

456
00:27:42,708 --> 00:27:44,500
‫سن‌آنتونیو.

457
00:27:44,541 --> 00:27:45,916
‫مامورین مرزبانی مجبور شدن

458
00:27:45,958 --> 00:27:47,916
‫مواد منفجره رو
‫در مکان خود منفجر سازند

459
00:27:47,958 --> 00:27:50,500
‫و محل اقامت تروریست‌ها،
‫هر انگیزه یا هدف احتمالی

460
00:27:50,541 --> 00:27:52,750
‫آن‌ها را نابود سازند...

461
00:27:52,791 --> 00:27:54,625
‫بد نبود یه خبر بهم می‌دادی.

462
00:27:54,666 --> 00:27:57,000
‫می‌دونی چه تاثیری روی
‫قیمت نفت می‌ذاره؟

463
00:27:57,166 --> 00:27:59,083
‫می‌خوام دخترها رو
‫واسه شام دعوت کنم.

464
00:28:00,916 --> 00:28:02,125
‫هفتۀ بدی رو انتخاب کردی.

465
00:28:02,125 --> 00:28:04,666
‫سوال نپرسیدم.

466
00:28:05,041 --> 00:28:07,500
‫دخترهامون رو برای
‫شام دعوت می‌کنم بیان.

467
00:28:07,541 --> 00:28:09,500
‫برنامه نچین.

468
00:28:11,916 --> 00:28:13,583
‫دوباره اتفاق میفته.

469
00:28:13,875 --> 00:28:15,083
‫کجا؟

470
00:28:15,208 --> 00:28:18,041
‫- نمی‌دونم.
‫- کِی؟

471
00:28:18,083 --> 00:28:21,875
‫- مطمئن نیستم.
‫- پس از کجا خبر داری؟

472
00:28:21,875 --> 00:28:24,041
‫از طریق کارتل‌ها از مکزیک وارد می‌شن

473
00:28:24,083 --> 00:28:25,875
‫و ما هم نمی‌تونیم
‫جلوشون رو بگیریم.

474
00:28:29,041 --> 00:28:30,833
‫و حالام کل دنیا خبردار می‌شه.

475
00:28:32,916 --> 00:28:34,166
‫می‌رم یه دوش بگیرم.

476
00:28:52,875 --> 00:28:54,333
‫چی رو از دست دادم؟

477
00:28:54,375 --> 00:28:56,083
‫کلی از این‌ها.

478
00:28:59,083 --> 00:29:01,625
‫دیشب انقدر درد داشت که
‫بهش مورفین زدن.

479
00:29:03,208 --> 00:29:04,166
‫مورفین؟

480
00:29:06,333 --> 00:29:09,000
‫از بین مسکن‌های قوی،
‫از همه ضررش کمتره.

481
00:29:09,041 --> 00:29:11,000
‫آره. آره.

482
00:29:11,041 --> 00:29:13,541
‫سعی دارم این کوفتی رو
‫واسش راه بندازم.

483
00:29:21,625 --> 00:29:23,208
‫شب سختی بود؟

484
00:29:23,208 --> 00:29:25,875
‫آره.

485
00:29:25,875 --> 00:29:27,083
‫باورت بشه یا نه،
‫بدترش رو هم گذروندم.

486
00:29:28,666 --> 00:29:30,250
‫خب ترسناک شد.

487
00:29:30,250 --> 00:29:31,958
‫آره.

488
00:29:53,750 --> 00:29:55,666
‫داعش به بالتیمور رسیده جو،

489
00:29:55,708 --> 00:29:57,208
‫یا که زنـم یه آدم‌کشِ کوفتی شده؟

490
00:30:42,208 --> 00:30:44,750
‫شبکۀ ان‌اف‌ال صبح
‫تکرار بازی‌ها رو می‌ده.

491
00:30:46,791 --> 00:30:48,333
‫تو فوق‌العاده‌ای.

492
00:31:11,000 --> 00:31:12,541
‫چرا باید ازت متنفر باشم؟

493
00:31:12,541 --> 00:31:14,875
‫التماسشون رو کردم که
‫بخاطرت برگردن ولی حراست

494
00:31:14,875 --> 00:31:17,500
‫ما رو بیرون کرد.

495
00:31:17,541 --> 00:31:18,541
‫تصویری زنگ بزن.

496
00:31:20,958 --> 00:31:24,916
‫آم... نه.
‫داغونـم.

497
00:31:24,916 --> 00:31:28,000
‫امکان نداره.
‫لطفا تصویری زنگ بزن.

498
00:31:31,291 --> 00:31:35,458
‫باشه. باشه. فقط...
‫دو دقیقه صبر کن.

499
00:32:05,083 --> 00:32:06,416
‫الو.
