﻿1
00:00:08,875 --> 00:00:11,458
‫[ستاد مرکزی سی‌آی‌اِی]
‫[ویرجینیا، لانگلی]

2
00:00:11,791 --> 00:00:13,375
‫نه، باید ۵۵۰ باشه.

3
00:00:13,416 --> 00:00:15,833
‫- اف‌بی‌او...
‫- پالما د مایورکائه.

4
00:00:15,875 --> 00:00:18,875
‫می‌خوام هرکسی که توی برگزاری مراسم
‫و تهیهٔ غذا نقش داره رو بررسی کنی.

5
00:00:18,916 --> 00:00:21,250
‫ببین کی‌ها رو رزرو کردن. زمان
‫مراسم و شماره‌شون رو برام بگیر.

6
00:00:21,291 --> 00:00:22,791
‫بله، باید توی یه پرواز باشه.

7
00:00:22,833 --> 00:00:24,041
‫- حواس‌مون هست.
‫- واسه فردا!

8
00:00:24,083 --> 00:00:25,833
‫می‌دونم. می‌دونم، باشه.

9
00:00:25,875 --> 00:00:27,083
‫با ایالت صحبت کردی؟

10
00:00:27,083 --> 00:00:30,458
‫چون حرف مفته.
‫حرف مفت محضه، تام.

11
00:00:30,458 --> 00:00:32,416
‫نه، نمی‌تونم منتظر بمونم.
‫بگو بعداً بهم زنگ بزنه.

12
00:00:33,208 --> 00:00:34,375
‫بله؟

13
00:00:34,583 --> 00:00:35,875
‫حرکت کرد.

14
00:00:35,875 --> 00:00:37,583
‫- کجا؟
‫- داخل شهر.

15
00:00:37,666 --> 00:00:40,000
‫- بار و بندیل هم بست؟
‫- آره، بست.

16
00:00:40,041 --> 00:00:42,375
‫لعنتی، الان باید می‌رفت؟

17
00:00:42,416 --> 00:00:44,125
‫می‌خوای یکی‌مون دنبالش بره؟

18
00:00:44,916 --> 00:00:46,416
‫- رئیس؟
‫- دارم فکر می‌کنم، دارم فکر می‌کنم.

19
00:00:46,541 --> 00:00:47,708
‫صبر کن.

20
00:00:47,791 --> 00:00:50,250
‫برگرد پایگاه.
‫توی کشور نیازت دارم.

21
00:00:50,291 --> 00:00:51,666
‫یکی رو می‌فرستم جات بیاد.

22
00:00:51,708 --> 00:00:53,125
‫دریافت شد.

23
00:01:01,125 --> 00:01:02,416
‫اون ماجرا خوب پیش رفت؟

24
00:01:02,416 --> 00:01:04,250
‫آره، مثل بقیهٔ اتفاق‌های مشابه.

25
00:01:04,375 --> 00:01:06,041
‫- کجا میری؟
‫- پوئرتو بایارتا.

26
00:01:06,083 --> 00:01:07,333
‫به‌نظر که خوش می‌گذره.

27
00:01:07,375 --> 00:01:08,541
‫قول میدم از این خبرها نیست.

28
00:01:08,583 --> 00:01:09,916
‫حتماً باید امروز بری؟

29
00:01:10,041 --> 00:01:11,875
‫شاید تعجب کنی،

30
00:01:11,875 --> 00:01:15,083
‫ولی به یه مورد فساد توی
‫ارتش مکزیک برخوردیم.

31
00:01:15,125 --> 00:01:16,708
‫من دومین بخش از لطفی
‫که در حقت کردم رو می‌خوام.

32
00:01:16,750 --> 00:01:18,166
‫بخش دومی هم داشت؟

33
00:01:18,166 --> 00:01:19,416
‫لطفم پنج‌تا بخش داره،

34
00:01:19,458 --> 00:01:21,250
‫تو منو فروختی،آشغال
‫یادت که نرفته؟

35
00:01:21,291 --> 00:01:23,333
‫آره، ولی «فروختی» کلمهٔ گنده‌ایه.

36
00:01:23,375 --> 00:01:24,958
‫یادت رفته دیروز کجا بودیم؟

37
00:01:24,958 --> 00:01:26,291
‫شیرزن‌مون حرکت کرده،

38
00:01:26,333 --> 00:01:28,333
‫و می‌خوام تیم من جلو بیفته.

39
00:01:28,458 --> 00:01:29,791
‫تف بهش، کجاست؟

40
00:01:29,833 --> 00:01:31,416
‫لانگ آیلند، داره سمت شهر میره.

41
00:01:31,458 --> 00:01:32,625
‫چطور ردیابیش می‌کنین؟

42
00:01:32,666 --> 00:01:35,041
‫یه جی‌پی‌اس روی گوشیش
‫و یه گیرندهٔ صدا داره.

43
00:01:35,083 --> 00:01:36,583
‫مراقب گیرنده باش.

44
00:01:36,625 --> 00:01:37,708
‫اگه بخوان بگردنش می‌تونن پیداش کنن.

45
00:01:37,791 --> 00:01:39,500
‫رمزگذاری شده، ایمیلت رو چک کن.

46
00:01:39,541 --> 00:01:40,958
‫الان راه میفتم.

47
00:01:43,208 --> 00:01:46,083
‫توی کنسولگری پالما دست‌مون باز هست؟

48
00:01:46,125 --> 00:01:47,208
‫همه تسهیلات‌مون مادریده.

49
00:01:47,208 --> 00:01:48,583
‫فکر کنم بهتر باشه هرچی
‫که داری رو سوار کشتی کنی.

50
00:01:48,625 --> 00:01:49,916
‫یه خونه اجاره کن که ایوون داشته باشه.

51
00:01:49,958 --> 00:01:51,375
‫اگه از روی احترام با «سیفا» تماس بگیریم،

52
00:01:51,458 --> 00:01:52,916
‫احتمالاً اجازه‌ش رو بهمون میدن.

53
00:01:52,958 --> 00:01:54,875
‫نیازی نیست دلیلش رو بگین،
‫یه نفوذی اونجا داریم.

54
00:01:54,916 --> 00:01:56,250
‫فقط بگین که می‌خواین یکی رو پوشش بدین.

55
00:01:56,291 --> 00:01:57,958
‫اگه به ارتش اسپانیا بگی،

56
00:01:58,000 --> 00:01:59,958
‫اون‌وقت اون‌ها هم مجبورن از
‫دستورالعمل‌های ناتو پیروی کنن.

57
00:02:00,000 --> 00:02:02,708
‫بعدش هم اون‌ها همه‌چیز رو کف
‫دست فرماندهٔ ستاد مشترک می‌ذارن.

58
00:02:02,750 --> 00:02:04,750
‫و دوباره باید توی یه اتاق
‫از کاخ سفید دور هم جمع شیم.

59
00:02:04,791 --> 00:02:07,333
‫تا سناتور بیاد و راه و رسم
‫جنگیدن رو یادمون بده.

60
00:02:07,375 --> 00:02:09,291
‫همه رو آماده کنین
‫از مرز خارج شیم.

61
00:02:09,416 --> 00:02:10,708
‫و اگه کارمون رو درست انجام بدیم،

62
00:02:10,708 --> 00:02:12,541
‫قبل از این که شروع شه، تمومش می‌کنیم.

63
00:02:12,583 --> 00:02:14,708
‫همین الانش هم سناتور رو پشت عملیات می‌دونن.

64
00:02:14,750 --> 00:02:16,208
‫اون‌ها مقام بالایی که هدایت عملیات
‫رو برعهده داره می‌شناسن، کیتلین.

65
00:02:16,208 --> 00:02:17,250
‫نفوذی‌مون رو فرستادیم.

66
00:02:17,291 --> 00:02:18,458
‫مأموریت شروع شده.

67
00:02:18,500 --> 00:02:20,333
‫و دیگه هیچ‌جوره نمی‌تونیم متوقفش کنیم.

68
00:02:20,333 --> 00:02:21,375
‫می‌دونی توی جلسهٔ رسیدیگی کنگره،

69
00:02:21,458 --> 00:02:22,625
‫چی راجع‌بهش می‌گن؟

70
00:02:22,666 --> 00:02:24,375
‫«چرا به گوشیش زنگ نزدین!»

71
00:02:24,375 --> 00:02:27,666
‫چون نفوذی رو به کُشتن میده و
‫مأموریت لو میره. این رو می‌گیم.

72
00:02:32,375 --> 00:02:33,416
‫هیچ‌جوره نمی‌شه لغوش کرد؟

73
00:02:33,458 --> 00:02:34,833
‫هیچ جورِ بی‌خطری نمی‌شه.

74
00:02:35,333 --> 00:02:37,833
‫می‌تونیم مأموریت رو لغو کنیم.
‫می‌تونیم برنامه رو منحل کنیم.

75
00:02:37,875 --> 00:02:39,500
‫ولی اون تفنگدارِ ما داره مایورکا میره.

76
00:02:39,541 --> 00:02:40,916
‫حالا چه بخوایم چه نخوایم.

77
00:02:40,958 --> 00:02:42,250
‫حالا دیگه وارد ماجرا شده.

78
00:02:42,250 --> 00:02:43,958
‫و فقط دو راه خروج وجود داره.

79
00:02:43,958 --> 00:02:46,916
‫یا عملیات با موفقیت به پایان
‫می‌رسه، یا شکست می‌خوره.

80
00:02:49,708 --> 00:02:51,500
‫می‌خوام توی مایورکا نیروی میدانی من باشی.

81
00:02:51,791 --> 00:02:53,583
‫اگه بخوان متوقفش کنن
‫و کاری از دست‌مون برنیاد،

82
00:02:53,625 --> 00:02:55,166
‫حداقل باید جوری پیش بریم که
‫نشون بدیم تلاش‌مون رو کردیم.

83
00:02:59,375 --> 00:03:00,625
‫نزدیک‌ترین ناوگان‌مون کدومه؟

84
00:03:00,666 --> 00:03:02,125
‫شش عدد ناوگان توی نپال داریم.

85
00:03:02,541 --> 00:03:04,833
‫توی بندرگاهِ روتا ناوشکن داریم.

86
00:03:06,500 --> 00:03:08,833
‫هی، توی مایورکا به یه مشکلی خوردم.

87
00:03:08,875 --> 00:03:10,458
‫احتمالاً به کمکت نیاز دارم.

88
00:03:11,208 --> 00:03:14,083
‫بستگی داره چقدر بد پیش بره.

89
00:03:14,125 --> 00:03:16,125
‫می‌تونی سمت پالما ناوشکن بفرستی؟

90
00:04:02,833 --> 00:04:08,458
عملیات‌ ویژه: شیرزن
 فصل یک - قسمت هفت

91
00:04:16,083 --> 00:04:19,750
‫[نیویورک سیتی]

92
00:04:25,291 --> 00:04:27,166
‫کِی مایورکا میری؟

93
00:04:27,291 --> 00:04:29,250
‫کی مایورکا می‌ریم!

94
00:04:29,250 --> 00:04:32,166
‫ام... نمی‌دونم. زود می‌ریم.

95
00:04:33,041 --> 00:04:34,291
‫- خریدمون عجله‌ایه.
‫- من که متوجه نمی‌شم...

96
00:04:34,291 --> 00:04:36,583
‫چطور میشه ندونی کِی واسه
‫عروسی خودت حرکت می‌کنی؟

97
00:04:36,833 --> 00:04:39,625
‫رسم و رسوم عربیه،
‫عروسی فقط یه قرارداده.

98
00:04:40,166 --> 00:04:42,291
‫امضاهاش هم گرفتن.

99
00:04:42,375 --> 00:04:44,166
‫حالا فقط می‌مونه جشن!

100
00:04:45,000 --> 00:04:46,791
‫ولی پدرم نگرانه.

101
00:04:46,916 --> 00:04:49,375
‫میگه یا من یا مادرم رو می‌دزدن.

102
00:04:49,625 --> 00:04:51,666
‫صنعت نفت صنعت کثیفیه.

103
00:04:52,166 --> 00:04:54,791
‫انقدری این اتفاق‌ها میفته
‫که واقعاً نگران‌شون می‌کنه.

104
00:04:54,833 --> 00:04:57,458
‫واسه همون تاریخی که گفتن
‫هیچ‌وقت تاریخ اصلی نبود.

105
00:04:57,583 --> 00:05:01,125
‫واسه من که عالیه.
‫من که هیچ برنامه‌ای ندارم.

106
00:05:01,166 --> 00:05:04,208
‫من توی مراسم میرم، جشن می‌گیریم،
‫بعدش بازم جشن می‌گیریم،

107
00:05:04,250 --> 00:05:06,875
‫می‌ریم ساحل، مهمونی می‌گیریم،
‫بعدش دیگه برمی‌گردیم خونه.

108
00:05:14,958 --> 00:05:16,708
‫دوست داری رانندهٔ شخصی داشته باشی؟

109
00:05:16,708 --> 00:05:18,875
‫راه دیگه‌ای ندارم.

110
00:05:18,916 --> 00:05:21,166
‫تازه رانندگی هم بلد نیستم.

111
00:05:21,291 --> 00:05:25,458
‫تازه، شاید یکی بخواد منو وسط خیابون بدزده،

112
00:05:25,500 --> 00:05:28,416
‫اون‌ها مشکلات خودشون رو با عاصف دارن.

113
00:05:28,458 --> 00:05:31,333
‫فکر نکنم وسط نیویورک
‫کسی بخواد تو رو بدزده.

114
00:05:31,375 --> 00:05:33,750
‫چقدر دوست داشتم توی دنیای
‫بی‌عیب و نقص تو زندگی کنم.

115
00:05:33,833 --> 00:05:36,916
‫توی بورلی هیلز اگه ببینن
‫ماشین، کیف خوب،

116
00:05:36,958 --> 00:05:39,166
‫و حلقه داری، تا خونه‌ت دنبالت می‌کنن.

117
00:05:39,166 --> 00:05:42,541
‫ازت دزدی می‌کنن، خونه‌ت رو می‌زنن.
‫ماشینت رو ازت می‌گیرن.

118
00:05:42,666 --> 00:05:46,625
‫اگه خوشگل هم باشی، خودتم صاحب می‌شن.

119
00:05:47,333 --> 00:05:49,583
‫دیگه هیچ کجای این دنیا امنیت نیست.

120
00:05:50,291 --> 00:05:53,458
‫- اول بریم «میندلز» خرید کنیم.
‫- بله، خانم.

121
00:05:54,208 --> 00:05:56,416
‫ولی توی هر دنیایی یه دنیای دیگه وجود داره.

122
00:05:56,541 --> 00:05:58,083
‫یکی که خاصه.

123
00:05:59,458 --> 00:06:01,500
‫و می‌خوام اون دنیای خاص رو نشونت بدم.

124
00:06:06,708 --> 00:06:08,708
‫[مینلدز - نیویورک]

125
00:06:14,958 --> 00:06:16,666
‫خانم امروهی، خوش برگشتین.

126
00:06:55,291 --> 00:06:58,958
‫[«مزرعه» - تشکیلات سی‌آی‌ای]
‫[ویرجینیا، ویلیامزبرگ]

127
00:07:03,541 --> 00:07:05,166
‫هی، از لانگلی می‌ریم؟

128
00:07:05,166 --> 00:07:07,333
‫- با اف‌بی‌او می‌ریم فرودگاه دالس.
‫- با اف‌بی‌او؟

129
00:07:07,416 --> 00:07:09,000
‫- اوهوم.
‫- با اون همه مشکلات؟

130
00:07:09,041 --> 00:07:11,166
‫با اف‌بی‌او نیازی به شناسایی نیست.

131
00:07:11,166 --> 00:07:13,583
‫عالی شد، خودمونیم و خودمون.

132
00:07:17,083 --> 00:07:17,833
‫بله؟

133
00:07:17,833 --> 00:07:19,250
‫اینجا همه‌چی سرجاشه.

134
00:07:19,250 --> 00:07:20,291
‫رفت هتل پِندری.

135
00:07:20,750 --> 00:07:21,541
‫تو کجایی؟

136
00:07:21,583 --> 00:07:23,458
‫همون هتل، دوتا طبقه پایین‌تر.

137
00:07:23,625 --> 00:07:25,083
‫وقتی توی یه هتل‌این،

138
00:07:25,125 --> 00:07:26,375
‫اون حرکت کرد چیکار می‌کنی؟

139
00:07:26,416 --> 00:07:28,166
‫شوخی می‌کنی؟
‫این دوتا فعلاً جایی نمی‌رن.

140
00:07:28,208 --> 00:07:29,208
‫خیلی مطمئن نباش.

141
00:07:45,041 --> 00:07:47,791
‫- بهم پیام داد. کدوم اتاقی؟
‫- اتاق ۷۲۸.

142
00:07:47,791 --> 00:07:50,375
‫خب، تا یه ساعت دیگه می‌فرستمش اونجا.

143
00:07:50,416 --> 00:07:51,541
‫خیلی‌خب، حله.

144
00:07:51,583 --> 00:07:54,416
‫کیتلین، من باید خودم رو بهش برسونم.
‫یه بالگرد می‌خوام.

145
00:07:55,708 --> 00:07:59,000
‫مایک، یه پرندهٔ آمادهٔ پرواز داری؟

146
00:08:01,416 --> 00:08:02,791
‫برو، منتظره.

147
00:08:02,791 --> 00:08:04,583
‫- مرسی، بابی!
‫- بله؟

148
00:08:04,625 --> 00:08:06,541
‫- راه بیفت، باید بریم.
‫- لعنتی.

149
00:08:28,000 --> 00:08:29,541
‫چیکار می‌کنی؟

150
00:08:33,625 --> 00:08:34,958
‫باید برم یه قدمی بزنم.

151
00:08:37,250 --> 00:08:39,041
‫باید...

152
00:08:39,416 --> 00:08:41,375
‫اتفاقی که افتاد رو هضمش کنم.

153
00:08:42,250 --> 00:08:44,125
‫برمی‌گردی؟

154
00:08:49,833 --> 00:08:51,375
‫نمی‌دونم.

155
00:08:54,625 --> 00:08:56,458
‫این کار ما عاقبت نداره.

156
00:08:56,500 --> 00:08:58,541
‫خودمون می‌سازیمش.

157
00:08:58,791 --> 00:09:01,041
‫اگه قراره بسازیم پس وجود نداره.

158
00:09:02,833 --> 00:09:03,958
‫همه‌چیز خوبه؟

159
00:09:04,000 --> 00:09:05,208
‫بله.

160
00:09:06,333 --> 00:09:08,208
‫می‌خوام برم یه هوایی تازه کنم.

161
00:09:16,000 --> 00:09:17,875
‫همه ‌چیز خوبه؟

162
00:09:18,500 --> 00:09:19,375
‫همه‌ چی خوبه.

163
00:09:19,375 --> 00:09:20,458
‫به ‌نظر خوب نمیاد.

164
00:09:20,541 --> 00:09:22,625
‫باهم بحث‌مون شد.
‫رفیق‌ها هم جروبحث‌شون می‌شه.

165
00:09:22,750 --> 00:09:24,000
‫می‌خواین دنبالش برم؟

166
00:09:24,041 --> 00:09:25,083
‫نه.

167
00:09:25,208 --> 00:09:27,125
‫نه، بذار بره.

168
00:09:40,791 --> 00:09:42,458
‫جو اومد؟

169
00:09:42,458 --> 00:09:44,333
‫تازه فرود اومد.
‫الان می‌رسه.

170
00:09:57,250 --> 00:09:58,583
‫- اگه کاری داشتی پیام بده.
‫- باشه.

171
00:10:00,916 --> 00:10:02,750
‫از پسش برنمیام.

172
00:10:03,000 --> 00:10:05,291
‫نمی‌تونم، من...

173
00:10:05,416 --> 00:10:07,583
‫خیلی‌خب، بشین. فقط...

174
00:10:12,125 --> 00:10:13,416
‫منو نگاه کن.

175
00:10:15,000 --> 00:10:16,291
‫می‌دونم چه حسی داره.

176
00:10:16,750 --> 00:10:20,416
‫همیشه تحت مراقبتی، به
‫کسی نمی‌تونی اعتماد کنی.

177
00:10:20,541 --> 00:10:23,458
‫خودتی و تنهاییت.

178
00:10:25,000 --> 00:10:26,083
‫متوجه‌ام.

179
00:10:30,416 --> 00:10:33,250
‫این هم می‌دونم که...

180
00:10:33,250 --> 00:10:34,958
‫ازت سوءاستفاده کردن،

181
00:10:36,500 --> 00:10:37,958
‫و نادیده گرفتنت.

182
00:10:38,541 --> 00:10:42,416
‫نه خونواده و نه دوستی داری.

183
00:10:44,958 --> 00:10:47,625
‫و خودت رو به یه تفنگدار معرفی می‌کنی.

184
00:10:48,375 --> 00:10:49,500
‫بعدش هم به من.

185
00:10:50,291 --> 00:10:55,416
‫و حالا یه هدف داری و این چیز بزرگیه.

186
00:10:58,875 --> 00:11:01,166
‫ولی بازم حس تعلقی نداری.

187
00:11:02,083 --> 00:11:05,041
‫کارت جوریه که کسی نمی‌تونه عاشقت شه.

188
00:11:07,500 --> 00:11:09,541
‫تو توی جنگ بودی.

189
00:11:09,583 --> 00:11:12,708
‫تو خیلی از پدرها رو کشتی!

190
00:11:13,500 --> 00:11:15,166
‫و باز هم این کار رو می‌کنی.

191
00:11:16,750 --> 00:11:19,666
‫این یکی چه فرقی با قبلی‌ها داره؟

192
00:11:19,791 --> 00:11:24,500
‫اون از نظر مالی مسئول تمام درگیری‌های...

193
00:11:24,500 --> 00:11:27,208
‫خاورمیانه از بعد از اتفاقات یازده سپتامبره.

194
00:11:28,916 --> 00:11:31,291
‫از کار انداختن این آدم مساویه با...

195
00:11:31,333 --> 00:11:35,916
‫منفجر کردن تنها بانکی که
‫تروریست‌ها بهش دسترسی دارن!

196
00:11:36,291 --> 00:11:38,875
‫دیگه نمی‌تونن پول قرض بگیرن،

197
00:11:39,041 --> 00:11:41,000
‫جابه‌جا کنن و پول‌شویی کنن.

198
00:11:41,125 --> 00:11:45,166
‫این بزرگ‌ترین هدفیه که بعد از
‫بن لادن ازش پرده‌برداری کردیم.

199
00:11:45,583 --> 00:11:47,375
‫که باید اشاره کنم اون هم یه پدر بود!

200
00:11:49,875 --> 00:11:52,500
‫اگه تو بودی، واسه خلاص
‫کردن دنیا از شر بن لادن،

201
00:11:52,666 --> 00:11:57,041
‫چیزی به فرزندش نمی‌گفتی
‫و دست روی دست می‌ذاشتی؟

202
00:11:59,541 --> 00:12:00,208
‫نه.

203
00:12:08,333 --> 00:12:09,750
‫اون داره ازت سوءاستفاده می‌کنه.

204
00:12:12,250 --> 00:12:14,166
‫همون‌جوری که ما داریم
‫ازش سوءاستفاده می‌کنیم.

205
00:12:14,791 --> 00:12:18,333
‫تو برای اون، فقط نقشِ آخرین
‫تلاش برای حسِ آزادی رو داری.

206
00:12:18,458 --> 00:12:21,125
‫و تصمیمش با خودته که بخوای
‫این حس رو بهش بدی یا نه.

207
00:12:21,166 --> 00:12:22,625
‫هرجور مایلی.

208
00:12:23,208 --> 00:12:27,250
‫و بله، باید به هدف نزدیک شی و نابودش کنی.

209
00:12:28,208 --> 00:12:30,875
‫این خیانتت قلبش رو می‌شکنه.

210
00:12:32,250 --> 00:12:35,041
‫ولی بذار یه خبری رو بهت بدم:
‫در هرصورت قلبش می‌شکنه.

211
00:12:36,250 --> 00:12:38,666
‫خیلی سخته.

212
00:12:39,708 --> 00:12:41,125
‫به طرف مقابل یه اسلحه بده،
‫خودم نفر اولی می‌شم که...

213
00:12:41,166 --> 00:12:42,666
‫باهاش می‌جنگم.

214
00:12:42,916 --> 00:12:44,333
‫فقط یه نبرد منصفانه بهم بده.

215
00:12:44,333 --> 00:12:46,250
‫چیزی به اسم «نبرد منصفانه» وجود نداره!

216
00:12:50,458 --> 00:12:52,458
‫تا یه هفتهٔ دیگه تمومه.

217
00:12:53,583 --> 00:12:57,375
‫می‌خوام فقط هفت روز دیگه نقشت رو ادامه بدی.

218
00:12:57,375 --> 00:12:59,833
‫هفت روز فرصت بده.

219
00:12:59,833 --> 00:13:01,541
‫همین.

220
00:13:02,208 --> 00:13:03,250
‫بعدش دیگه می‌تونی بری.

221
00:13:07,625 --> 00:13:09,875
‫میشه به‌خاطر من این کار رو بکنی؟

222
00:13:13,166 --> 00:13:14,250
‫سعی خودم رو می‌کنم.

223
00:13:19,083 --> 00:13:20,750
‫ولی فکر نکنم اون نقش بازی کرده باشه.

224
00:13:20,875 --> 00:13:23,458
‫اگه هم نقش بازی کرده بود
‫هم برام اهمیتی نداشت.

225
00:13:24,000 --> 00:13:25,458
‫واسه من نقش بازی کردن توئه که مهمه.

226
00:13:42,708 --> 00:13:44,250
‫چه اشتباهی کردم؟

227
00:13:44,750 --> 00:13:46,166
‫تو اشتباهی نکردی.

228
00:13:48,583 --> 00:13:50,083
‫صدا رو پخش کن.

229
00:13:51,416 --> 00:13:53,583
‫ولی جوری رفتار می‌کنی که انگار اشتباهی کردم.

230
00:13:53,583 --> 00:13:54,541
‫تو داری ازدواج می‌کنی.

231
00:13:54,583 --> 00:13:56,166
‫من رو دارن معامله می‌کنن!

232
00:14:05,583 --> 00:14:06,416
‫چی شد؟

233
00:14:06,416 --> 00:14:07,541
‫نمی‌دونم.

234
00:14:09,416 --> 00:14:11,125
‫نمی‌تونم باهات تا مایورکا بیام.

235
00:14:12,791 --> 00:14:14,625
‫نمی‌خوام ببینم پدرت داره
‫تو رو دو دستی تقدیم می‌کنه.

236
00:14:14,666 --> 00:14:16,166
‫و مطمئنم توام دلت نمی‌خواد من اونجا باشم.

237
00:14:16,333 --> 00:14:17,541
‫بهم اعتماد کن.

238
00:14:18,666 --> 00:14:20,708
‫- سیگنال ماس دیگه؟
‫- معلومه که همون سیگناله.

239
00:14:20,833 --> 00:14:22,625
‫- پس چیشد کایل؟
‫- مخابره نمی‌کنه.

240
00:14:22,666 --> 00:14:25,458
‫اشغال
‫فرستنده کوفتی رو خاموش کرده.

241
00:14:25,500 --> 00:14:26,541
‫خاموشش کرده.

242
00:14:26,541 --> 00:14:27,666
وسایلت کجان؟

243
00:14:27,833 --> 00:14:29,458
‫همینجاس.

244
00:14:29,458 --> 00:14:31,250
‫خودش رو لو میده،

245
00:14:32,666 --> 00:14:35,083
‫بهرحال عروسی‌ رو نمی‌بینی.

246
00:14:35,208 --> 00:14:36,916
‫بابام نمی‌تونه تو عموم ظاهر بشه.

247
00:14:37,666 --> 00:14:38,958
‫فقط تو ریاض می‌بینمش.

248
00:14:39,916 --> 00:14:40,875
‫نمیاد مراسم عروسی؟

249
00:14:40,916 --> 00:14:43,541
‫این کار مثل خودکشی می‌مونه.
‫باهوش‌تر از این حرفاس.

250
00:14:49,791 --> 00:14:51,125
‫دیگه نمی‌تونیم ادامه بدیم.

251
00:14:51,291 --> 00:14:52,875
‫- خیلی پیچیده شده.
‫- وایسا.

252
00:14:53,041 --> 00:14:55,166
‫بی‌فایده‌اس.

253
00:14:55,291 --> 00:14:57,666
‫یا این که عروسی رو بهم بزنی
‫و ببینیم بعدش چی میشه.

254
00:15:00,041 --> 00:15:04,166
‫اگه عروسی رو بهم بزنم،
‫زنده‌ام نمی‌ذارن.

255
00:15:10,583 --> 00:15:12,666
‫صبح اول وقت میرم ریاض.

256
00:15:12,916 --> 00:15:15,291
‫پونصد نفر میان عروسی.

257
00:15:16,541 --> 00:15:17,666
‫دوستام هم نیستن.

258
00:15:19,541 --> 00:15:20,625
‫مگه این که تو بیای.

259
00:15:22,625 --> 00:15:25,000
‫اگه قبول کنی،
‫تو خونه یه اتاق برات آماده گذاشتم.

260
00:15:31,916 --> 00:15:33,791
‫باشه.
‫قبوله.

261
00:15:41,791 --> 00:15:44,000
‫نزدیک خیابونم
‫و دارم میرم سمت شمال.

262
00:15:44,125 --> 00:15:46,875
‫فرودگاه هلی‌کوپتر تی‌اس‌اس.
‫آزادراه ۳۴م و اف‌دی‌آر.

263
00:15:46,916 --> 00:15:48,875
‫تاکسی دربست بگیر، نه آنلاین.
‫پول نقد بده.

264
00:16:42,250 --> 00:16:43,250
‫بیا دنبالم.

265
00:16:47,916 --> 00:16:48,500
‫بشین.

266
00:16:48,833 --> 00:16:49,541
‫وایمیسم.

267
00:16:49,541 --> 00:16:51,666
‫گفتم بتمرگ.

268
00:16:52,250 --> 00:16:53,416
‫لو رفتی؟

269
00:16:56,250 --> 00:16:57,291
‫جوابم رو بده.

270
00:16:58,958 --> 00:17:00,458
‫لو نرفتم.

271
00:17:00,541 --> 00:17:03,541
‫فرستندت رو خاموش کردی.

272
00:17:05,000 --> 00:17:06,500
‫بهش فکر کردم.

273
00:17:06,500 --> 00:17:07,458
‫بعدش دوباره روشنش کردم.

274
00:17:07,458 --> 00:17:08,750
‫بهش چی گفتی؟

275
00:17:08,750 --> 00:17:09,750
‫که بی‌فایده‌اس.

276
00:17:11,000 --> 00:17:11,958
‫که فقط...

277
00:17:13,166 --> 00:17:13,875
‫آینده‌ای نداریم.

278
00:17:14,208 --> 00:17:15,666
‫دیگه چی؟

279
00:17:16,416 --> 00:17:17,375
‫همین.

280
00:17:17,375 --> 00:17:18,750
‫دیگه چی؟

281
00:17:20,625 --> 00:17:21,208
‫هیچی.

282
00:17:21,250 --> 00:17:26,250
‫قراره جون ۸ نفر به‌خاطر محافظت از تو،
‫توی خطر بیفته. دیگه چی؟

283
00:17:26,333 --> 00:17:27,625
‫هیچی نگفتیم.

284
00:17:27,666 --> 00:17:29,125
‫گفت باباش نمیاد مراسم عروسی.

285
00:17:29,125 --> 00:17:31,333
‫چیزی رو گفته
‫ که بهش یاد دادن.

286
00:17:31,791 --> 00:17:33,125
‫چرا پیشش نموندی؟

287
00:17:33,833 --> 00:17:34,875
‫چون...

288
00:17:35,000 --> 00:17:36,458
‫- چرا؟
‫- چون...

289
00:17:36,541 --> 00:17:38,208
‫چون، چون، چون.
‫چرا؟

290
00:17:38,333 --> 00:17:40,958
‫چون نمی‌تونم کنار زنی بمونمم

291
00:17:41,083 --> 00:17:42,958
‫که قراره باباش رو بکشم!

292
00:17:44,291 --> 00:17:45,500
‫نمی‌تونم!

293
00:17:45,958 --> 00:17:48,166
‫خراب کردم
‫واسه همچین چیزی آموزش ندیدم.

294
00:17:48,208 --> 00:17:50,166
‫بلد نیستم چطوری این کار رو بکنم.

295
00:17:57,083 --> 00:17:58,250
‫اون این رو بهت داده؟

296
00:18:01,416 --> 00:18:03,125
‫چرا با هم سوار هواپیما نمیشین؟

297
00:18:03,250 --> 00:18:04,833
‫اول میره ریاض.

298
00:18:05,208 --> 00:18:08,833
‫بهش اعتماد داری که می‌خوای بذاری
‫ تنهایی سوار هواپیمای معمولی بشه؟

299
00:18:08,833 --> 00:18:10,583
‫چطوری می‌تونم اعتماد کنم؟

300
00:18:11,041 --> 00:18:13,583
‫نفوذ کردن اضطراب میاره.

301
00:18:13,583 --> 00:18:16,125
‫مرز بین حقیقت و دروغ همیشه مبهمه.

302
00:18:16,458 --> 00:18:18,416
‫واسه کسی که هیچ آموزشی ندیده.

303
00:18:23,041 --> 00:18:24,583
‫شاید بهتره نره.

304
00:18:26,375 --> 00:18:27,583
‫همه‌چی رو کنسل می‌کنیم.

305
00:18:29,041 --> 00:18:31,375
‫شاید عملیات شکست بخوره
‫ولی برنامه حفظ میشه.

306
00:18:32,333 --> 00:18:35,833
‫فقط یکم باید بخوابم و فکر کنم
‫تا عقلم بیاد سر جاش.

307
00:18:36,708 --> 00:18:39,291
‫اون تفنگدار قبلی‌مون رو می‌خوایم.

308
00:18:39,291 --> 00:18:42,208
‫نباید فراموش کنی
‫که واسه چی داری می‌جنگی.

309
00:18:42,208 --> 00:18:43,583
‫می‌دونم.

310
00:18:44,458 --> 00:18:46,625
‫به‌نظر من باید دیر به پروازش برسه.

311
00:18:46,750 --> 00:18:48,416
‫با ما تا بارسلونا بیاد.

312
00:18:48,416 --> 00:18:51,208
‫از اونجا راه بیفته.
‫کایل هم می‌تونه بره دنبالش.

313
00:18:54,333 --> 00:18:58,583
‫تاحالا تو نبردی بودی
‫که فکر نمی‌کردی زنده ازش بیرون بیای؟

314
00:19:00,458 --> 00:19:03,041
‫و از ترس زانوهات رو بغل کنی

315
00:19:03,875 --> 00:19:07,250
‫و خدا خدا کنی که ای کاش این مبارزه تموم میشد؟
‫تاحالا همچین حسی داشتی؟

316
00:19:07,250 --> 00:19:10,833
‫اما انگشتت رو از ماشه برنداشتی

317
00:19:10,958 --> 00:19:15,375
‫رو هدفت تمرکز کردی
‫و تونستی به احساست غلبه کنی.

318
00:19:15,500 --> 00:19:17,166
‫این هم فرقی با اون نداره.

319
00:19:17,625 --> 00:19:19,833
‫مثل همدیگه‌ان.

320
00:19:20,416 --> 00:19:25,625
‫فرقش اینجاس
‫که توی مبارزه، بعدش عذاب وجدان می‌گیری.

321
00:19:26,458 --> 00:19:30,458
‫اما توی این مبارزه،
‫عذاب وجدان از همون اولش باهاته.

322
00:19:33,250 --> 00:19:35,583
‫یه تخت پیدا کن.
‫یکم بخواب.

323
00:19:35,750 --> 00:19:37,541
‫یه دوش هم بگیر.

324
00:19:37,875 --> 00:19:40,375
‫ساعت ۳ بعدظهر حرکت می‌کنیم.

325
00:19:53,000 --> 00:19:55,458
‫مطمئن نیستم تونسته باشه
‫ خودش رو جمع کنه.

326
00:19:55,458 --> 00:19:57,125
‫فقط تونستم
‫ اون تفنگدار درونش رو بیدار کنم

327
00:19:57,125 --> 00:19:58,541
‫مبارزه.
‫از پسش برمیاد.

328
00:19:58,708 --> 00:20:01,583
‫با این‌حال حمله موشکی مطمئن‌ترین راهه.

329
00:20:01,583 --> 00:20:03,375
‫اگه مجبور بشیم.

330
00:20:05,791 --> 00:20:07,041
‫می‌دونم.

331
00:20:07,333 --> 00:20:09,291
‫می‌دونی
‫یا موافق هم هستی؟

332
00:20:12,583 --> 00:20:16,208
‫با تموم سلول‌های بدنم مخالفم.

333
00:20:16,208 --> 00:20:17,500
‫ولی انجامش میدم.

334
00:20:20,625 --> 00:20:22,208
‫می‌خوای اول بری خونه؟

335
00:20:22,208 --> 00:20:25,416
‫آره. کیت امروز میاد خونه.
‫می‌خوام ببینمش.

336
00:20:26,875 --> 00:20:28,083
‫من هم خیلی دلم می‌خواست ببینمش.

337
00:20:28,208 --> 00:20:29,708
‫آره.

338
00:20:31,000 --> 00:20:31,875
‫ساعت ۳ راه میفتیم؟

339
00:20:31,916 --> 00:20:32,500
‫اوهوم.

340
00:20:38,708 --> 00:20:39,916
‫روبراهی بچه؟

341
00:20:40,541 --> 00:20:41,750
‫بهتر از این هم بودم.

342
00:20:41,875 --> 00:20:44,250
‫می‌دونستی که
‫سخت‌ترین کار توی این واحد رو تو داری؟

343
00:20:45,625 --> 00:20:47,583
‫و هیشکی حتی نزدیکت هم نیست.

344
00:20:48,416 --> 00:20:50,625
‫من اصلاً نمی‌تونستم این کار رو بکنم.

345
00:20:50,625 --> 00:20:52,125
‫حتی ۵ دقیقه.

346
00:20:52,125 --> 00:20:54,083
‫بد گندی زدم.

347
00:20:54,291 --> 00:20:56,541
‫هی،
‫ هیچ گندی نزدی.

348
00:20:58,666 --> 00:21:00,750
‫تو ما رو رسوندی به شاخ.

349
00:21:02,541 --> 00:21:04,916
‫مهم نیست چطوری انجامش دادی.
‫مهم اینه که انجامش دادی.

350
00:21:05,958 --> 00:21:09,291
‫بهتره قطب‌نما رو سمت شمال نگه داری،
‫خب؟

351
00:21:11,625 --> 00:21:13,125
‫تلاشم رو می‌کنم.

352
00:21:14,291 --> 00:21:15,708
‫تخت‌ها کجان؟

353
00:21:16,583 --> 00:21:17,875
‫آخر راهرو.

354
00:21:18,041 --> 00:21:19,750
‫تو سمت‌ راستی‌ها بخواب.

355
00:21:20,416 --> 00:21:21,666
‫ممنون.

356
00:21:23,208 --> 00:21:24,416
‫برای حرفات هم ممنون.

357
00:21:44,375 --> 00:21:45,791
‫خب بچه.
‫بریم.

358
00:21:46,291 --> 00:21:47,458
‫ماشین جدیده؟

359
00:21:47,458 --> 00:21:49,166
‫آره،
‫تو ماشین خودم ویلچر جا نمیشد.

360
00:21:49,291 --> 00:21:51,583
‫بعدش هم،
‫می‌خوام ببندمش به سقف، برای همین...

361
00:21:52,833 --> 00:21:55,166
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام مامان.

362
00:21:57,708 --> 00:21:59,916
‫خب دیگه،
‫حاضرِی؟

363
00:21:59,916 --> 00:22:01,958
‫از سوار ماشین شدن که بدتر نیست.

364
00:22:02,083 --> 00:22:03,125
‫خیلی‌خب،
‫حاضری؟

365
00:22:04,916 --> 00:22:07,666
‫- آروم و محکم.
‫- تموم شد.

366
00:22:07,791 --> 00:22:09,041
‫- خب.
‫- راحتی؟

367
00:22:09,541 --> 00:22:10,666
‫آره.

368
00:22:10,750 --> 00:22:12,916
‫بازپروری رو شروع کنیم.

369
00:22:13,250 --> 00:22:14,875
‫صد البته.

370
00:22:17,333 --> 00:22:19,875
‫خب دیگه،
‫به خونه خوش اومدی.

371
00:22:24,416 --> 00:22:27,625
‫بابا که گفت شکست

372
00:22:27,750 --> 00:22:30,166
‫یعنی واقعنی شکست؟

373
00:22:30,250 --> 00:22:33,125
‫اوهوم.
‫دیگه از این بیشتر نمی‌شکنه.

374
00:22:34,125 --> 00:22:35,250
‫می‌تونی راه بری؟

375
00:22:35,375 --> 00:22:36,833
‫بهم می‌خوره بتونم راه برم؟

376
00:22:36,875 --> 00:22:38,541
‫یادت نره چند سالشه.

377
00:22:39,041 --> 00:22:41,625
‫تا یه ماه دیگه باید بتونم راه برم.

378
00:22:42,500 --> 00:22:45,791
‫و ظرف یه هفته
‫می‌تونم از عصا استفاده کنم.

379
00:22:46,375 --> 00:22:47,625
‫این رو از سر راه بر می‌دارم.
اوکی

380
00:22:47,833 --> 00:22:49,208
‫خب.
‫دراز بکش.

381
00:22:49,375 --> 00:22:50,625
‫بالش رو هم بذار زیر سرت.

382
00:22:50,750 --> 00:22:52,416
‫راحتی؟

383
00:22:52,541 --> 00:22:53,750
‫خوبه.

384
00:22:53,791 --> 00:22:56,458
‫انگار وظیفه حموم
‫ و شستنم به عهده توئه مامان.

385
00:22:57,291 --> 00:22:58,583
‫شانس آوردی.

386
00:23:00,083 --> 00:23:01,208
‫یه دقیقه تنهامون می‌ذاری؟

387
00:23:01,958 --> 00:23:05,250
‫آره.
‫مرسی چارلی.

388
00:23:10,416 --> 00:23:11,958
‫باید یه لطفی بهم بکنی.

389
00:23:12,083 --> 00:23:13,458
‫- خیلی‌خب.
‫- لطف بزرگیه.

390
00:23:13,583 --> 00:23:14,875
‫باشه.

391
00:23:15,000 --> 00:23:17,083
‫باید من رو ببخشی.

392
00:23:17,125 --> 00:23:18,125
‫بابت چی؟

393
00:23:19,583 --> 00:23:21,250
‫بابت این که این هفته پیشت نیستم.

394
00:23:22,208 --> 00:23:23,208
‫کجا داری میری؟

395
00:23:24,875 --> 00:23:26,333
‫جایی که دوست ندارم برم

396
00:23:26,333 --> 00:23:29,750
‫برای انجام دادن کاری
‫که دلم نمی‌خواد بکنم کیت.

397
00:23:29,875 --> 00:23:30,916
‫پس چرا انجامش میدی؟

398
00:23:30,958 --> 00:23:34,666
‫چون اعتقاد دارم که انجام دادنش
‫جون آدم‌ها رو نجات میده.

399
00:23:35,166 --> 00:23:40,583
‫ببین مامان،
‫می‌دونم بابا دکتره و کارش اینه،

400
00:23:40,625 --> 00:23:45,458
‫اما نمی‌تونم بذارم که بابام
‫واسه دستشویی و حموم کمکم کنه

401
00:23:45,500 --> 00:23:47,708
‫و لیفم بزنه،
‫این کار ماماناس.

402
00:23:47,833 --> 00:23:50,958
‫برای همین یه پرستار گرفتیم
‫که قراره پیش‌مون بمونه.

403
00:23:51,458 --> 00:23:53,458
‫و توی اتاق مهمون می‌مونه.

404
00:23:54,291 --> 00:23:56,000
‫خیلی‌خب.
‫پس مشکل حل شد.

405
00:24:07,208 --> 00:24:08,625
‫خطرناکه؟

406
00:24:12,625 --> 00:24:13,708
‫جایی که داری میری.

407
00:24:14,625 --> 00:24:15,916
‫آره.

408
00:24:17,750 --> 00:24:18,833
‫ممکنه کشته بشی؟

409
00:24:20,666 --> 00:24:21,750
‫آره.

410
00:24:24,166 --> 00:24:26,000
‫میری اونجا
‫تا یه نفر دیگه رو بکشی؟

411
00:24:26,125 --> 00:24:28,166
‫نمی‌تونم به این سوالت جواب بدم کیت.

412
00:24:29,041 --> 00:24:30,750
‫همین حالا دادی.

413
00:24:30,875 --> 00:24:35,208
‫هی،
‫باید بهم قول بدی

414
00:24:35,291 --> 00:24:37,458
‫که این بین‌مون می‌مونه،
‫خب؟

415
00:24:37,583 --> 00:24:38,666
‫و فقط خودمون.

416
00:24:38,791 --> 00:24:40,750
‫حتی به بابات هم
‫ نمی‌تونی چیزی درموردش بگی.

417
00:24:41,833 --> 00:24:42,833
‫بهم قول بده.

418
00:24:44,833 --> 00:24:45,833
‫قول میدم.

419
00:24:48,541 --> 00:24:49,791
‫می‌ترسی؟

420
00:24:52,625 --> 00:24:53,833
‫خیلی.

421
00:24:55,166 --> 00:24:59,375
‫میشه... میشه بهم قول بدی
‫که برمی‌گردی؟

422
00:24:59,541 --> 00:25:04,916
‫دادن این قول...
‫بدشانسی میاره.

423
00:25:05,041 --> 00:25:06,708
‫قول میدم تلاشم رو بکنم.

424
00:25:16,291 --> 00:25:17,416
‫مامان؟

425
00:25:17,541 --> 00:25:18,583
‫بله؟

426
00:25:18,708 --> 00:25:19,875
‫دوستت دارم.

427
00:25:23,708 --> 00:25:24,958
‫من هم دوستت دارم.

428
00:25:34,000 --> 00:25:35,833
‫مامان چرا گریه می‌کنه؟

429
00:25:35,916 --> 00:25:37,875
‫نگران کیته.

430
00:25:37,916 --> 00:25:39,875
‫می‌خوای بری یه سری به خواهرت بزنی؟

431
00:25:45,916 --> 00:25:47,208
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

432
00:26:03,333 --> 00:26:05,250
‫انگار خیلی خوب کنار نیومده.

433
00:26:05,333 --> 00:26:08,666
‫خیلی خیلی بهتر از من باهاش کنار اومد.

434
00:26:08,833 --> 00:26:11,000
‫این آخریشه.
‫درخواست انتقال میدم.

435
00:26:11,125 --> 00:26:13,250
‫دیگه نمی‌تونم این کار رو بکنم.

436
00:26:13,750 --> 00:26:15,375
‫این تصمیم رو بذار واسه یه روز شنبه‌ای

437
00:26:15,458 --> 00:26:17,083
که دیگه استخون‌های دخترمون جوش خورده

438
00:26:17,125 --> 00:26:19,416
‫و هیچ هواپیمایی هم منتظرت نیست،
‫خب؟

439
00:26:19,458 --> 00:26:20,958
‫نه.

440
00:26:22,916 --> 00:26:24,625
‫تصمیمم رو گرفتم.

441
00:26:29,750 --> 00:26:30,750
‫هی.

442
00:26:33,166 --> 00:26:34,250
‫چیشده؟

443
00:26:34,458 --> 00:26:38,041
‫همه دارن گریه می‌کنن
‫و من هم نمی‌دونم چرا.

444
00:26:38,125 --> 00:26:39,416
‫نه عزیزم،
‫نه.

445
00:26:39,458 --> 00:26:44,250
‫فقط... به‌خاطر برگشتن خواهرت
‫خوشحالیم.

446
00:26:44,541 --> 00:26:46,916
‫- همین؟
‫- همین.

447
00:26:47,041 --> 00:26:49,083
‫اوه.

448
00:26:49,250 --> 00:26:50,625
‫چیزی نیست.

449
00:26:54,875 --> 00:26:56,708
‫یه مشت دل نازکیم.

450
00:27:21,125 --> 00:27:22,583
‫اولاف با شیطان معامله کرده

451
00:27:22,625 --> 00:27:24,125
‫و حالا هم داره تاوانش رو میده.

452
00:27:26,833 --> 00:27:28,916
‫وابسته بودن به یه منبع غیرقابل بهره‌برداری

453
00:27:28,958 --> 00:27:30,500
‫به این معنیه که موقعیت سیاسیت

454
00:27:30,500 --> 00:27:33,208
‫با موقعیت کشوری که
 .اون منابع رو ازش می‌خری، یکسانه

455
00:27:33,708 --> 00:27:34,875
‫بعداً باهات تماس می‌گیرم.

456
00:27:36,791 --> 00:27:38,750
‫- فکر کردم رفتی.
‫- افتاد عقب.

457
00:27:38,875 --> 00:27:40,250
‫الان دارم میرم.

458
00:27:42,333 --> 00:27:44,041
‫این همه راه برگشتی
‫تا بهم بگی داری میری؟

459
00:27:44,208 --> 00:27:47,166
‫فکر می‌کردم لایق یه خداحافظی شایسته باشی.

460
00:27:48,875 --> 00:27:50,833
‫عجله داری،
‫پسر خیلی وقتت رو نمی‌گیرم.

461
00:27:52,750 --> 00:27:55,333
‫موقعیت پیچیده‌ایه کیت.

462
00:27:55,458 --> 00:27:58,833
‫ساختار سیاسی کشورهای حاشیه خلیج فارس رو
‫ به قدری بهم ریختیم،

463
00:27:58,916 --> 00:28:00,958
‫که رهبرانی که خودمون به قدرت‌شون رسوندیم

464
00:28:02,125 --> 00:28:05,291
‫باید ما رو دشمن مردم‌شون معرفی کنن.

465
00:28:06,458 --> 00:28:07,916
‫وگرنه مردم‌شون سوال می‌کنن

466
00:28:07,958 --> 00:28:11,375
‫که چرا ۶ دهم درصد از جمعیت

467
00:28:11,833 --> 00:28:14,000
‫درآمدی بالای ۱ میلیون دلار دارن

468
00:28:14,666 --> 00:28:18,166
‫و ۴۱ درصد کمتر از ۱۰ هزار دلار.

469
00:28:19,333 --> 00:28:22,333
‫ناآرامی توی منطقه
‫ از صاحبان قدرت محافظت می‌کنه.

470
00:28:22,458 --> 00:28:24,708
‫و ما هم باید اون‌ها رو
‫ قدرتمند نگه داریم.

471
00:28:24,750 --> 00:28:26,458
‫برای همین بهمون انتقاد میشه.

472
00:28:27,750 --> 00:28:28,708
‫وقتی دیگه زیاد‌روی می‌کنن،

473
00:28:28,750 --> 00:28:32,375
‫مثلا با هواپیماهاشون می‌کوبونن به ساختمون‌ها،

474
00:28:32,958 --> 00:28:34,166
‫حال‌شون رو جا میاریم.

475
00:28:36,125 --> 00:28:41,875
‫تو داری مرکز مالیِ این ناآرامی رو از بین می‌بری.

476
00:28:41,875 --> 00:28:46,958
‫و به همون اندازه که حملات‌شون
‫می‌تونه غم‌انگیز و وحشتناک باشه،

477
00:28:47,416 --> 00:28:50,000
‫می‌ترسن که ناشناخته‌ بودن بدتر باشه.

478
00:28:50,125 --> 00:28:51,791
‫نظر خودت چیه؟

479
00:28:51,791 --> 00:28:54,875
‫این اسکلا نگرانی‌شون گرمایش زمینه.

480
00:28:54,958 --> 00:28:58,041
‫هرروز که می‌گذره،
‫فاصله‌مون با شروع یه جنگ جهانی سوم بیشتر میشه

481
00:28:58,625 --> 00:29:00,416
‫و هیچکدوم از قدرت‌های جهانی...
‫از جمله خودمون...

482
00:29:00,416 --> 00:29:02,416
‫قدرت این رو نداره
‫که بدون جنگ هسته‌ای

483
00:29:02,458 --> 00:29:04,583
‫ ما رو تو این مسیر رهبری کنه.

484
00:29:05,166 --> 00:29:07,750
‫هرچه سریع‌تر انرژی موردنیازمون رو
‫از چیزی جز نفت تامین کنیم،

485
00:29:07,875 --> 00:29:10,500
‫شانس بیشتری برای بقا داریم.

486
00:29:10,625 --> 00:29:12,875
‫شک‌ دارم که این آدم‌ها اونقدری زنده بمونن

487
00:29:12,916 --> 00:29:15,500
‫که دلیل مرگ‌شون گرمایش جهانی باشه.

488
00:29:16,958 --> 00:29:18,041
‫نظر من اینه.

489
00:29:20,916 --> 00:29:24,250
‫ممنون که کاری کردی
‫تا نگران رعایت نکردن اخلاق سیاسی نباشم.

490
00:29:25,750 --> 00:29:27,833
‫کیت...

491
00:29:28,458 --> 00:29:29,958
‫تو اینقدری وارد شدی

492
00:29:30,000 --> 00:29:31,708
‫که بدونی اصول اخلاقی هیچ اهمیتی نداره.

493
00:29:32,625 --> 00:29:34,333
‫در نهایت
‫ کار تو اینه که مطمئن شی

494
00:29:34,416 --> 00:29:36,125
‫زبان کتاب‌های درسی‌مون روسی نشه.

495
00:29:36,250 --> 00:29:40,208
‫بقا انگیزه بهتری هم نسبت به اخلاق داره.

496
00:29:41,708 --> 00:29:43,000
‫مراقب باش کیت.

497
00:29:43,083 --> 00:29:45,000
‫همه حواس‌شون هست.

498
00:29:45,083 --> 00:29:46,833
‫برای همین من رو فرستادن.

499
00:29:49,250 --> 00:29:50,916
‫هفته بعد می‌بینمت.

500
00:29:51,041 --> 00:29:53,000
‫اگه تو زندان‌های اسپانیا نیفتم.

501
00:29:53,125 --> 00:29:55,500
‫شوخی می‌کنی
‫یا واقعاً داری این کار رو می‌کنی؟

502
00:29:56,333 --> 00:29:58,250
‫هفته بعد می‌بینمت.

503
00:30:17,416 --> 00:30:19,333
‫آماده حرکتیم.

504
00:30:35,333 --> 00:30:41,375
‫[فرودگاه بین‌المللی دالس واشینگتن]

505
00:31:01,375 --> 00:31:02,666
نه لعنتی

506
00:31:02,791 --> 00:31:04,625
‫مهمونی شروع شد!

507
00:31:07,125 --> 00:31:09,416
‫هرچی تیرانداز بیشتری پیدا کنیم،
 .بهتره

508
00:31:09,541 --> 00:31:10,833
‫آره.

509
00:31:30,708 --> 00:31:31,833
‫حالت چطوره؟

510
00:31:33,041 --> 00:31:34,125
‫زنده‌ام.

511
00:31:37,375 --> 00:31:39,333
‫باید یه چیزی ببینی.

512
00:31:43,000 --> 00:31:44,958
‫این تصاویر خبری،
‫فیلم‌های دوربین‌ها

513
00:31:45,083 --> 00:31:49,541
‫و تصاویر ماهواره‌ای تمام حملات تروریستیه

514
00:31:49,583 --> 00:31:53,541
‫که می‌تونیم به طور قطع
‫به امروهی ربطش بدیم.

515
00:31:54,041 --> 00:31:57,375
‫پروازمون هشت ساعت طول می‌کشه.
‫فیلم‌ها تموم نمیشن.

516
00:31:57,875 --> 00:31:59,333
‫اما باید تلاشت رو بکنی.

517
00:31:59,458 --> 00:32:00,958
‫باید تفنگداری که

518
00:32:01,125 --> 00:32:03,333
‫برای این کار داوطلب شده رو
‫ به یاد بیاری.

519
00:32:03,458 --> 00:32:04,958
‫چون لازمش داریم.

520
00:32:28,208 --> 00:32:29,708
‫فکر می‌کنیم همین خونه‌اس.

521
00:32:29,833 --> 00:32:31,208
‫هفته پیش اجاره‌اش کردن.

522
00:32:31,250 --> 00:32:33,416
‫یه ماهواره بالاش گذاشتیم.

523
00:32:33,916 --> 00:32:35,750
برای تیم زمینی

524
00:32:35,791 --> 00:32:38,208
‫۸ نفر رو برای پیشروی درنظر گرفتیم.

525
00:32:38,375 --> 00:32:40,958
‫اگه اینجا رو نگاه کنین،
‫می‌بینین که اتفاقای زیادی درجریانه.

526
00:32:40,958 --> 00:32:42,291
‫مسئولای تدارکات،
‫گل‌کارها.

527
00:32:42,333 --> 00:32:44,833
‫انگار دارن واسه یه گروه موسیقی
‫استیج می‌سازن.

528
00:32:44,833 --> 00:32:46,125
‫تیم شناسایی کجا مستقر شده؟

529
00:32:46,125 --> 00:32:48,083
‫تو یه خونه‌ حدود ۸۰۰ متری اونجا.

530
00:32:48,083 --> 00:32:50,333
‫اما می‌خوام هرچه سریع‌تر خارج‌شون کنم،

531
00:32:50,333 --> 00:32:52,666
‫مطمئنم تیمش قبلاً اونجا رو
‫به‌عنوان یه پایگاه تک‌تیراندازی شناسایی کرده.

532
00:32:52,666 --> 00:32:54,666
‫اگه لازم شد مداخله کنیم،
‫بهترین راه ورودی‌مون چیه؟

533
00:32:54,666 --> 00:32:56,041
‫مداخله فاجعه به بار میاره.

534
00:32:56,083 --> 00:32:57,291
‫اونجا رو یه شبه‌جزیره‌اس.

535
00:32:57,375 --> 00:32:59,125
‫خط کرانه یه صخره‌ کوفتیه.

536
00:32:59,166 --> 00:33:01,500
‫یه راه پله هست
‫ که به ساحل منتهی میشه.

537
00:33:01,500 --> 00:33:04,041
‫هنوز ازش سر در نیوردیم
‫اما داریم روش کار می‌کنیم.

538
00:33:04,125 --> 00:33:07,208
‫مسیر ورود و خروج
‫به احتمال زیاد از آبه.

539
00:33:07,250 --> 00:33:09,583
‫پس یه کشتی بادبانی لازم دارین،
‫یا هرچیز دیگه‌ای که مستقر کردنش سریع باشه.

540
00:33:09,708 --> 00:33:13,125
‫رزولت یه تیم هوانورد خفن
‫ برای این کار داره.

541
00:33:13,458 --> 00:33:17,291
‫می‌تونن مسیر ورود
‫ و بعدش هم خروج رو برامون ایجاد کنن.

542
00:33:17,333 --> 00:33:19,083
‫یا باید این کار رو کنیم
‫یا هلکوپتر ببریم،

543
00:33:20,083 --> 00:33:22,125
‫پس دیگه گزینه بی‌سر و صدا بودنی وجود نداره.

544
00:33:35,791 --> 00:33:39,250
‫وضع غذایی این سگدونی چطوریه؟

545
00:33:39,416 --> 00:33:40,666
‫فقط همینه؟

546
00:33:40,791 --> 00:33:42,833
‫چیپس و آجیل؟

547
00:33:42,958 --> 00:33:44,500
‫برو اون پشت.

548
00:33:44,583 --> 00:33:46,416
‫اون سمت.

549
00:33:46,750 --> 00:33:50,375
‫اوه اوه!
‫زدیم تو خال. دست تنها نمی‌تونم.

550
00:33:50,416 --> 00:33:51,750
‫آخ گفتی.

551
00:33:51,750 --> 00:33:54,416
‫اگه نوار پروتئین پیدا کردی من می‌خوام.

552
00:34:20,166 --> 00:34:21,666
‫- بشین.
‫- میشه بس کنی؟

553
00:34:21,791 --> 00:34:23,916
‫- شرمنده رئیس.
‫- تمومش کن.
