﻿1
00:00:52,208 --> 00:00:58,375
‫[عملیات‌ ویژه: شیرزن]
‫"فصل یک - قسمت آخر"

2
00:01:05,833 --> 00:01:10,666
‫[سازمان عملیات‌های هوانوردی متحد]
‫[فرودگاه بین‌المللی ال پرات - بارسلونا، اسپانیا]

3
00:01:16,791 --> 00:01:17,833
‫اسم اینا بیکنه.

4
00:01:17,833 --> 00:01:20,041
‫ اینا اسکن نمیشن.

5
00:01:20,041 --> 00:01:21,166
‫فرق می‌کنه اگه دوتا باشن؟

6
00:01:21,166 --> 00:01:22,166
‫زاپاسه.

7
00:01:22,166 --> 00:01:24,916
‫که اگه یکیش گم شد،
‫اون یکی کار همون رو بکنه.

8
00:01:25,166 --> 00:01:27,416
‫شست و انگشت اشار‌ه‌ات رو با هم فشار بده

9
00:01:27,416 --> 00:01:28,833
‫تا سیگنال فعال شه.

10
00:01:28,833 --> 00:01:31,416
‫قطعاً رو آنتن‌ موبایل‌ها نویز می‌ندازن،

11
00:01:31,458 --> 00:01:34,208
‫برای همین اگه هدف رو کُشتی،
‫این تنها راهیه که می‌تونی باهامون تماس بگیری.

12
00:01:34,208 --> 00:01:36,250
‫و یا عملیات استخراج دوربردی لازم داشتی.

13
00:01:36,750 --> 00:01:38,875
‫کایل نزدیک‌ترین رابطته.

14
00:01:38,875 --> 00:01:40,666
‫ما میریم سمت آب.

15
00:01:40,666 --> 00:01:44,708
‫اگه اوضاع قاراشمیش شد،
‫محل استخراجت آبه.

16
00:01:47,958 --> 00:01:49,166
‫به من نگاه کن.

17
00:01:50,208 --> 00:01:51,291
‫ذهنت مشغول چیه؟

18
00:01:52,541 --> 00:01:54,416
‫آماده‌اس تا وظیفه‌م رو انجام بدم خانم.

19
00:01:54,416 --> 00:01:56,708
‫سریع از ذهنت خارجش کن.

20
00:01:56,708 --> 00:01:58,791
‫نگفتم از ذهنم خارجش می‌کنم.

21
00:01:58,791 --> 00:02:00,208
‫گفتم وظیفم رو انجام میدم.

22
00:02:00,291 --> 00:02:03,708
‫اگه خارجش نکنی،
‫این هشت ساعت فیلمی که دیدی اتفاق می‌افته.

23
00:02:05,458 --> 00:02:08,916
‫ببین، دکمه رو فشار بدی
‫سریع میایم دنبالت.

24
00:02:08,916 --> 00:02:10,500
‫حله.

25
00:02:10,541 --> 00:02:12,666
‫خوبه.

26
00:02:12,916 --> 00:02:14,958
‫بفرست‌شون به درک.

27
00:02:33,833 --> 00:02:34,916
‫تو کی هستی؟

28
00:02:34,958 --> 00:02:37,833
‫عضوی از تیمت.

29
00:02:37,875 --> 00:02:39,666
‫زمان رسیدنت به سوژه رو پیامک کن.

30
00:02:43,250 --> 00:02:45,125
‫[آلیا: مشتاقم بیبنمت.
‫هروقت تونستی اطلاعات پروازت رو بفرس.]

31
00:02:48,125 --> 00:02:49,750
‫[کروز: با پرواز ای‌پی ۷۰۱ دارم میام.
‫ساعت ۱۱:۳۰ میرسم. بعدش کجا برم؟]

32
00:02:49,791 --> 00:02:51,083
‫[آلیا: هورا.
‫یکی رو می‌فرستم دنبالت.]

33
00:02:54,125 --> 00:02:56,000
‫این هم از این.

34
00:03:05,291 --> 00:03:07,041
‫پاسپورتت پیشته؟

35
00:03:07,083 --> 00:03:08,125
‫درش بیار.

36
00:03:22,750 --> 00:03:24,333
‫زمان حساسیه.

37
00:04:06,916 --> 00:04:09,166
‫به محض این که وارد اون در شدی،
‫دیگه من رو نمی‌شناسی.

38
00:04:09,166 --> 00:04:10,041
‫گوشیت رو روشن بذار.

39
00:04:10,041 --> 00:04:11,416
‫با گوشی ردت تا خونه رو می‌گیریم.

40
00:04:11,416 --> 00:04:13,458
‫بعید می‌دونم پامون رو که بذاریم اونجا
‫دیگه کار بکنه.

41
00:04:13,583 --> 00:04:15,416
‫ببین،
‫خیلی طبیعی در رو باز کن و برو،

42
00:04:15,416 --> 00:04:16,458
‫انگار اینجا کارِت داشتن،

43
00:04:16,458 --> 00:04:18,583
‫بعدش سریع تا دروازه برو.

44
00:04:23,416 --> 00:04:24,666
‫موفق باشی.

45
00:05:14,541 --> 00:05:17,166
‫- سلام.
‫- عصر بخیر.

46
00:05:17,208 --> 00:05:17,916
‫خوش اومدین.

47
00:05:20,666 --> 00:05:22,083
‫خوش اومدین.

48
00:05:36,375 --> 00:05:40,625
‫[اتاق مرکز مدیریت]
‫[کاخ سفید]

49
00:05:51,250 --> 00:05:53,708
‫مگه بهت نگفتم؟
‫واسه چی تنهایی؟

50
00:05:53,750 --> 00:05:56,458
‫اولاً که مامورمون وارد عملیات شده.

51
00:05:56,500 --> 00:05:58,583
‫نمی‌تونیم برش گردونیم.

52
00:05:58,625 --> 00:06:00,375
‫دیگه نمیشه عملیات رو متوقف کرد.

53
00:06:00,375 --> 00:06:03,041
‫این یه عملیات تعقیب و گریزه
‫برای وقتی که سوژه تکون بخوره.

54
00:06:03,041 --> 00:06:04,500
‫الان هم سوژه تکون خورده.

55
00:06:04,500 --> 00:06:07,708
‫دوماً که افسر اطلاعاتی من
‫نمی‌تونه همزمان تیم‌ نیروهای واکنش سریع

56
00:06:07,708 --> 00:06:09,291
‫و عملیات‌های مستقیم رو هدایت کنه.

57
00:06:09,291 --> 00:06:11,500
‫می‌خواستین مقداری رو اوضاع کنترل داشته باشین،

58
00:06:11,500 --> 00:06:12,625
‫من هم بهتون دادم.

59
00:06:12,625 --> 00:06:16,458
‫نه بایرون،
‫ما نمی‌خواستیم که مقداری کنترل رو اوضاع داشته باشیم.

60
00:06:16,458 --> 00:06:18,375
‫ما تموم کنترل رو می‌خواستیم.

61
00:06:18,375 --> 00:06:19,791
‫تو هم نذاشتی دست‌مون بهش برسه.

62
00:06:19,791 --> 00:06:21,541
‫با تمام احترامی که براتون قائلم جناب وزیر،

63
00:06:21,541 --> 00:06:24,125
‫اگه نمی‌خواستین کشته شه،
‫بهتر بود اسمش رو

64
00:06:24,125 --> 00:06:25,958
‫از نفر اول فهرست کشتار بردارین.

65
00:06:26,458 --> 00:06:28,166
‫خب...
‫چه انتخاب‌هایی داریم؟

66
00:06:28,291 --> 00:06:30,791
‫می‌تونم نیروهای واکنش سریع رو بفرستم
‫و مامورمون رو بکشم بیرون.

67
00:06:30,791 --> 00:06:32,583
‫و تضمینی نیست که
‫حادثه‌ای رخ نده.

68
00:06:32,625 --> 00:06:35,875
‫که با توجه به این سطح امنیتی بالا،
‫احتمالاً هم رخ میده.

69
00:06:35,875 --> 00:06:38,625
‫شیرزن اوضاع رو
‫ همونطوری که آموزش دیده حل می‌کنه.

70
00:06:38,666 --> 00:06:41,958
‫چه عملیات موفق بشه
‫و چه شکست بخوره.

71
00:06:41,958 --> 00:06:45,125
‫می‌تونیم انتخاب کنیم که مداخله‌ای نکنیم،
‫اینطوری مثل یه گرگ تنها میشه.

72
00:06:45,125 --> 00:06:48,208
‫عملیات شیرزن تاحالا شدیداً موفقیت‌آمیز بوده.

73
00:06:48,208 --> 00:06:50,875
‫مطمئن نیستم بتونیم
‫ عملیات توی سوریه رو موفقیت‌آمیز بدونیم.

74
00:06:50,875 --> 00:06:52,750
‫فرمانده بلندپایه داعش

75
00:06:52,791 --> 00:06:55,375
‫و نیرهای پشتیبانیش رو
‫ فقط با یه مجروح ساقط کردیم.

76
00:06:55,416 --> 00:06:58,125
‫۲۴ هزار تلفات توی افغانستان دادیم

77
00:06:58,166 --> 00:07:00,458
‫و آخرش هم از اون خراب‌شده فرار کردیم.

78
00:07:00,500 --> 00:07:02,541
‫نمی‌دونم تعریف‌تون از موفقیت چیه.

79
00:07:02,541 --> 00:07:04,333
‫اجازه بدین تا بگم که این وضعیت

80
00:07:04,458 --> 00:07:06,041
‫چقدر دشوارتره،
‫جناب نائب رئیس.

81
00:07:06,041 --> 00:07:08,083
‫رئیس‌جمهور توی پاریسه.

82
00:07:08,083 --> 00:07:10,250
‫همین الان،
‫هیچ شهر توی اروپا وجود نداره

83
00:07:10,250 --> 00:07:12,250
‫که بیشتر از پاریس
 .عناصر تروریستی داشته باشه

84
00:07:12,250 --> 00:07:13,875
‫تصمیمی که باید بگیرم اینه که،

85
00:07:13,916 --> 00:07:15,708
‫رئیس‌جمهور رو سوار «یکُم نیروی هوایی» کنم

86
00:07:15,750 --> 00:07:17,875
‫و تو سریع‌ترین زمان ممکن
‫ برش گردونم نیویورک؟

87
00:07:17,916 --> 00:07:20,541
‫که احتمالاً همون لحظه
‫توی حریم هوایی بین‌‌المللی قرار می‌گیره.

88
00:07:20,583 --> 00:07:22,541
‫عروسی فرداشبه.

89
00:07:22,583 --> 00:07:24,875
‫اگه امروهی حاضر بیاد
‫و تصمیم بر این باشه

90
00:07:24,875 --> 00:07:26,791
‫که از ناو روزولت حمله صورت بگیره،

91
00:07:26,833 --> 00:07:29,000
‫پس بله،
‫جای شما بودم سریعاً برشون می‌گردم به خونه.

92
00:07:29,000 --> 00:07:32,875
‫اما اگه مامورمون
‫ خودش بتونه سوژه رو از پا در بیاره،

93
00:07:33,208 --> 00:07:36,458
مدرکی پیدا نمی‌کنم
‫که این اتفاق رو به آمریکا مرتبط کنه.

94
00:07:36,541 --> 00:07:40,125
‫تصمیم این که چقدر مطمئن باشین
‫به عهده خودتونه.

95
00:07:40,125 --> 00:07:42,291
‫این که دلت و جراتش رو
 .داشته باشین یا نه

96
00:07:44,000 --> 00:07:46,000
‫بیا دنبالم.

97
00:07:49,083 --> 00:07:51,125
‫کسی ارزش سوژه رو زیر سوال نبرده.

98
00:07:51,166 --> 00:07:53,541
‫شده کابوس همه،

99
00:07:53,583 --> 00:07:56,541
‫ما، بریتانیای کبیر،
‫امارات، عربستان.

100
00:07:56,583 --> 00:07:58,083
‫اما به دردبخور هم بوده.

101
00:07:58,125 --> 00:08:01,291
‫کشتن این آشغال 
.علاجی برای این منطقه‌اس

102
00:08:01,291 --> 00:08:05,583
‫اما یارو با منفجر کردن بازار
‫و مسجد که میلیارد نشده.

103
00:08:05,583 --> 00:08:08,875
‫میلیاردر شده
‫ چون که روزانه هشت میلیون بشکه نفت

104
00:08:08,875 --> 00:08:11,250
‫به روسیه و چین منتقل می‌کنه.

105
00:08:11,250 --> 00:08:12,916
‫به‌نظرت اگه ده درصد از نفت تولیدی

106
00:08:12,916 --> 00:08:15,666
‫به بازار آزاد برگرده،
‫چه بلایی سر قیمت نفت میاد؟

107
00:08:15,666 --> 00:08:18,375
‫این برای شرکای استراتژیک‌مون یه فاجعه‌اس.

108
00:08:18,375 --> 00:08:20,000
‫تازه روسیه و چین چه واکنشی نشون میدن؟

109
00:08:20,000 --> 00:08:21,583
‫پاسخ‌شون چیه؟

110
00:08:21,583 --> 00:08:24,875
‫اگه درست متوجه شده باشم،
‫شما میگین که ترجیح میدین

111
00:08:24,916 --> 00:08:26,875
‫به غارت و کشتار مردم
‫ادامه بده و سودش رو بکنه؟

112
00:08:26,916 --> 00:08:28,750
‫میگم که الان زمان مناسبی برای تغییر نیست.

113
00:08:28,750 --> 00:08:31,625
‫فعلاً اهریمنی که می‌شناسیم رو
‫نگه می‌داریم،

114
00:08:31,625 --> 00:08:34,750
‫چون دنیا رهبرانی نداره
‫که وقتی یه اهریمن مجهول روی کار اومد

115
00:08:34,750 --> 00:08:36,208
‫هدایت‌مون کنن.

116
00:08:37,333 --> 00:08:39,916
‫و در رابطه با همین موضوع...

117
00:08:39,916 --> 00:08:41,625
‫بهتره رئیس‌جمهور رو برگردونیم خونه.

118
00:08:41,625 --> 00:08:43,041
‫کسی یه دلیل موجه به ذهنش می‌رسه؟

119
00:08:43,041 --> 00:08:45,208
‫حمله مسلحانه به فروشگاه
‫ توی دموین چطوره؟

120
00:08:45,208 --> 00:08:48,291
‫خوبه.
‫برای انتخابات مقدماتی هم به کار میاد.

121
00:08:48,750 --> 00:08:50,250
‫خوبه.

122
00:08:53,041 --> 00:08:54,041
‫بایرون.

123
00:08:56,291 --> 00:08:57,625
‫دور نشو.

124
00:09:04,041 --> 00:09:10,000
‫[پالما د مایورکا، اسپانیا]

125
00:09:22,250 --> 00:09:23,583
‫- خانم عدید.
‫- سلام.

126
00:09:23,625 --> 00:09:25,791
‫- چمدون‌ها رو دارن بررسی می‌کنن؟
‫- نه، فقط همینه.

127
00:09:47,250 --> 00:09:48,208
‫بله، حتماً.

128
00:09:51,541 --> 00:09:53,416
‫اوهوم.

129
00:10:06,000 --> 00:10:07,583
‫ناخدا کیه؟

130
00:10:07,625 --> 00:10:09,375
‫پل رو نشون‌تون میدم
‫و ردتون می‌کنم.

131
00:10:19,250 --> 00:10:20,541
‫- تجهیزات کجاس؟
‫- پایین.

132
00:10:20,583 --> 00:10:21,625
‫نشونم بده.

133
00:10:21,666 --> 00:10:23,541
‫تا مایورکا چقدر راهه؟

134
00:10:23,583 --> 00:10:24,625
‫حدود ۴ ساعت.

135
00:10:28,458 --> 00:10:30,041
‫همه‌چی رو جا کردم اینجا.

136
00:10:30,041 --> 00:10:32,125
‫اگه نیروی دریایی اسپانیا مداخله کنه

137
00:10:32,125 --> 00:10:35,875
‫کابین ناخدا رو بررسی نمی‌کنن،
‫مگه این که یکی ضایع‌بازی در بیاره.

138
00:10:35,875 --> 00:10:37,625
‫قوطی مهمات توی قفسه‌هان.

139
00:10:37,666 --> 00:10:39,416
‫تجهیزات شخصی رو بقیه تخت‌هان.

140
00:10:41,291 --> 00:10:42,208
‫جوابه.

141
00:10:42,208 --> 00:10:43,750
‫تاحالا سوار کشتی‌های وایکینگ شدی؟

142
00:10:43,750 --> 00:10:46,791
‫شبیهش رو.
‫تو آمریکا سوار رن ریویراز شدم.

143
00:10:46,791 --> 00:10:49,166
‫مثل هم‌ان.
‫فقط این سریع‌تره.

144
00:10:49,166 --> 00:10:51,416
‫با سرعت ۴۰ تا گره دریایی،
‫هیشکی به گرد پاش هم نمی‌رسه.

145
00:10:51,416 --> 00:10:52,625
‫اگه هم لازم شد مانور دفاعی انجام بدین،

146
00:10:52,666 --> 00:10:54,208
‫خیلی راحت دور می‌زنه.

147
00:10:54,208 --> 00:10:56,458
‫لامصب خیلی تعادل داره.

148
00:10:56,500 --> 00:10:57,583
‫مفهومه.

149
00:10:59,583 --> 00:11:01,000
‫کایل که دیر نکرده؟

150
00:11:01,041 --> 00:11:02,708
‫نه،
‫فاصله گرفته.

151
00:11:03,041 --> 00:11:04,750
‫می‌دونیم کدوم خونه‌اس.

152
00:11:05,416 --> 00:11:06,166
‫بله؟

153
00:11:06,166 --> 00:11:07,791
‫می‌خوان درش بیارن.

154
00:11:07,791 --> 00:11:09,500
‫تو راه موقعیته.

155
00:11:09,541 --> 00:11:10,833
‫حدود ۴ ساعت فاصله داریم.

156
00:11:10,875 --> 00:11:12,666
‫فقط دوتا مامور حاضر دارم.

157
00:11:12,833 --> 00:11:14,750
‫چطوری می‌تونم بیارمش بیرون؟

158
00:11:14,791 --> 00:11:16,625
‫متقاعدشون کن بایرون.

159
00:11:16,625 --> 00:11:18,666
‫نگران واکنش روسیه‌ان.

160
00:11:18,708 --> 00:11:20,666
‫میگن که رئیس‌جمهور
‫نمی‌تونه وضعیت رو مدیریت کنه.

161
00:11:20,666 --> 00:11:22,958
‫دیگه نمی‌تونیم درش بیاریم.
‫امکانش نیست.

162
00:11:23,041 --> 00:11:26,416
‫نمی‌تونیم دستور رو بهش منتقل کنیم.

163
00:11:26,458 --> 00:11:29,541
‫۲۲ ساله داریم ضجه می‌زنیم
‫یارو رو بگیریم.

164
00:11:29,833 --> 00:11:32,000
‫می‌دونم.

165
00:11:32,000 --> 00:11:33,666
‫تلاشم رو می‌کنم.

166
00:11:35,166 --> 00:11:36,875
‫بزدلای احمق.

167
00:11:36,875 --> 00:11:38,458
‫آماده‌ حرکتیم.

168
00:11:38,458 --> 00:11:39,708
‫همه‌چی واسه سفر آماده‌اس.

169
00:11:39,708 --> 00:11:41,375
‫- راه‌مون بنداز که بریم.
‫- حله.

170
00:11:41,375 --> 00:11:43,041
‫روزولت ۱۴ دقیقه با هدف فاصله داره.

171
00:11:43,041 --> 00:11:44,708
‫حتماً توی رادار نمایش داده میشه.

172
00:11:44,708 --> 00:11:45,916
‫ماهواره با اتاق فرمان کشتی در تماسه.

173
00:11:45,916 --> 00:11:46,583
‫کار داشتین زنگ بزنین.

174
00:11:46,583 --> 00:11:50,000
‫بدیهی هم هست که کارتون که تموم شد
‫مدارک رو نابود کنین.

175
00:11:50,000 --> 00:11:52,666
‫بدیهی بود.
‫ممنون.

176
00:11:52,666 --> 00:11:53,666
‫- آقایون پلیس.
‫- بله.

177
00:11:53,708 --> 00:11:54,916
‫گره‌ها رو باز می‌کنین؟

178
00:11:54,916 --> 00:11:55,625
‫آره،
‫حله.

179
00:11:55,625 --> 00:11:57,458
‫بریم اسحله‌ها رو بیاریم.

180
00:11:57,750 --> 00:11:59,500
‫بدجور پایه‌ام.

181
00:12:07,791 --> 00:12:08,791
‫ردیفه.

182
00:12:32,166 --> 00:12:33,833
‫[خطا: سیگنال موجود نیست.]

183
00:12:34,916 --> 00:12:36,125
‫خودشه.

184
00:12:36,125 --> 00:12:38,000
‫سیگنال مختل شد.

185
00:12:38,375 --> 00:12:40,583
‫آره.
‫از حالا به بعد دیگه واقعاً تنهاس.

186
00:12:58,166 --> 00:13:02,250
‫[ملک فورتالزا]
‫[مایورکا، اسپانیا]

187
00:13:47,458 --> 00:13:48,708
‫رد شین لطفاً.

188
00:13:51,958 --> 00:13:54,416
‫دستاتون رو بگیرن بالا.

189
00:14:01,750 --> 00:14:03,416
‫شیرزنت اونه؟

190
00:14:03,458 --> 00:14:04,583
‫خودشه.

191
00:14:04,625 --> 00:14:06,416
‫تموم تدابیر امنیتی‌شون این بود؟

192
00:14:06,875 --> 00:14:07,791
‫بله.

193
00:14:19,083 --> 00:14:20,500
‫بیاین دنبالم.

194
00:14:20,541 --> 00:14:23,291
‫چطوری می‌خواین خارجش کنین؟

195
00:14:23,333 --> 00:14:25,583
‫دست شما درد نکنه.
‫تموم این مدت خواستیم همین رو توضیح بدیم.

196
00:14:25,583 --> 00:14:28,208
‫هیچ‌جوره نمی‌تونین اینجا
‫دستور حمله موشکی بدین.

197
00:14:28,250 --> 00:14:29,583
‫هدف هم هرکی می‌خواد باشه.

198
00:14:29,583 --> 00:14:30,750
‫تمایل من هم همینه.

199
00:14:30,750 --> 00:14:32,708
‫مامورمون چطوری می‌خواد
‫ سوژه رو از پا در بیاره؟

200
00:14:32,708 --> 00:14:35,458
‫- انتخاب‌های محدودی داره.
‫- مشخصه.

201
00:14:35,458 --> 00:14:36,500
‫برای همین کار آموزش دیده.

202
00:14:36,500 --> 00:14:38,833
‫- هیچ سلاحی نداره.
‫- محیط سلاح اونه.

203
00:14:38,833 --> 00:14:39,416
‫یکی پیدا می‌کنه.

204
00:14:39,416 --> 00:14:41,458
‫برفرض که تونست ماموریت رو انجام بده،
‫بعدش چی؟

205
00:14:41,458 --> 00:14:44,166
‫بیکن رو فشار میده.
‫وارد محل استخراج میشه

206
00:14:44,166 --> 00:14:45,750
‫بعدش هم نیروهای واکنش سریع
 .مداخله می‌کنن

207
00:14:45,750 --> 00:14:48,583
‫خیلی‌خب،
‫فقط برای این که مفهوم شه،

208
00:14:48,583 --> 00:14:51,541
‫میشه این انجام دادن ماموریت رو تعریف کنی؟

209
00:14:51,541 --> 00:14:53,875
‫چون هیچ‌جوره نمی‌تونه
‫با این سطح از تدابیر امنیتی

210
00:14:53,875 --> 00:14:55,541
‫اون آشغالو بکشه.

211
00:14:55,541 --> 00:14:56,666
‫اصلاً هنوز خودش نیومده.

212
00:14:56,666 --> 00:14:58,458
‫روی سوژه ردیاب می‌ذاریم،

213
00:14:58,458 --> 00:14:59,875
‫می‌کِشیمش بیرون تا بتونیم

214
00:14:59,875 --> 00:15:01,750
‫هویتش رو با ماهواره تایید کنیم.

215
00:15:01,750 --> 00:15:03,875
‫تو این مرحله،
‫می‌تونیم با نیروهای واکنش سریع حمله کنیم

216
00:15:03,958 --> 00:15:06,916
‫اگه هم مشخص شد
‫ که سوژه داره به مکانی میره

217
00:15:06,958 --> 00:15:09,375
‫که بتونیم با روزولت حمله کنیم،
‫همین کار رو می‌کنیم.

218
00:15:09,375 --> 00:15:12,833
‫اگه هم موقعیتش پیش اومد،

219
00:15:12,833 --> 00:15:14,791
‫خودش می‌تونه سوژه رو از پا در بیاره.

220
00:15:14,791 --> 00:15:16,541
‫تمامی این حالات امکان‌پذیره.

221
00:15:52,458 --> 00:15:54,791
‫چطوری احسان؟

222
00:15:55,208 --> 00:15:56,833
‫عالیم.
‫مرسی. بیا تو.

223
00:16:03,208 --> 00:16:04,958
‫بشین.

224
00:16:05,333 --> 00:16:07,000
‫تو بودی با آلیا رفتی نیویورک؟

225
00:16:07,333 --> 00:16:09,333
‫آره،
‫واسه عروسی خرید کردیم.

226
00:16:09,750 --> 00:16:11,500
‫بعد که شب میشه،
‫با گریه میری.

227
00:16:12,333 --> 00:16:15,458
‫بعدش برمی‌گردی
‫و دوباره با گریه میری.

228
00:16:15,833 --> 00:16:17,666
‫بعدش آلیا صبح میره.

229
00:16:17,708 --> 00:16:19,416
‫باز هم گریه می‌کنی.

230
00:16:19,416 --> 00:16:22,333
‫تو اونقدری نمی‌شناسیش
‫که براش گریه کنی.

231
00:16:23,291 --> 00:16:24,458
‫اون هم نمی‌شناستت.

232
00:16:25,833 --> 00:16:27,500
‫پس دلیل این گریه‌ها چیه؟

233
00:16:28,916 --> 00:16:30,291
‫چون می‌ترسه.

234
00:16:32,125 --> 00:16:33,500
‫دوستت داره
‫ولی می‌ترسه.

235
00:16:34,958 --> 00:16:37,750
‫من هم به دلایل مختلفی می‌ترسم.

236
00:16:37,750 --> 00:16:41,875
‫می‌ترسه
‫چون زندگیش داره عوض میشه.

237
00:16:42,833 --> 00:16:44,208
‫من هم می‌ترسم
‫چون زندگی من عوض نمیشه.

238
00:16:46,583 --> 00:16:48,541
‫از دست این زنا.

239
00:16:48,541 --> 00:16:50,625
‫حتی دروغ‌هاشونم مثل همدیگه‌اس.

240
00:16:50,666 --> 00:16:53,166
‫از کجا می‌فهمن
‫ باید دروغای مثل همدیگه بگن،

241
00:16:53,583 --> 00:16:56,500
‫معمای سختیه.

242
00:16:58,958 --> 00:17:00,166
‫از این کار خوشت نیومد،
‫مگه نه؟

243
00:17:04,208 --> 00:17:05,583
‫چشماش رو نگاه کن.

244
00:17:07,083 --> 00:17:08,750
‫فردا آلیا زن من میشه.

245
00:17:08,750 --> 00:17:10,833
‫و فردا دیگه خبری از تو نخواهد بود.

246
00:17:11,375 --> 00:17:13,000
‫امشب وقت خداحافظیه.

247
00:17:13,041 --> 00:17:14,375
‫و اگه بهش بگی
‫که با هم حرف زدیم

248
00:17:14,375 --> 00:17:15,291
‫پرتت می‌کنم تو آب.

249
00:17:15,291 --> 00:17:17,041
‫دوست دارم ببینم این کار رو می‌کنی.

250
00:17:17,250 --> 00:17:20,166
‫- چی گفتی؟
‫-  شنیدی.

251
00:17:20,166 --> 00:17:22,250
‫پیشنهاد می‌کنم از بادیگاردت کمک بگیری،

252
00:17:22,250 --> 00:17:25,500
‫چون یه لگد بزنم در کون استخونیت
‫دیگه نمی‌تونی راه بری.

253
00:17:33,166 --> 00:17:35,166
‫یا من رو ببر پیش آلیا
‫یا ببرم فرودگاه.

254
00:17:35,833 --> 00:17:37,125
‫بریم.

255
00:17:51,375 --> 00:17:53,083
‫از این سمت.

256
00:17:58,000 --> 00:17:59,333
‫خب حالا کجا برم؟

257
00:17:59,333 --> 00:18:02,333
‫نمی‌دونم.
‫اینجا قسمت زنونه‌اس. من نمی‌تونم بیام تو.

258
00:18:33,333 --> 00:18:36,375
‫وای،
‫ترسیدم به پروازت نرسی!

259
00:18:36,416 --> 00:18:37,750
‫آره...

260
00:18:40,041 --> 00:18:42,625
‫همینطور هم شد
‫و یه بلیط دیگه گرفتم.

261
00:18:42,625 --> 00:18:44,750
‫اصلاً فرودگاه‌ها رو درک نمی‌کنم.

262
00:18:45,250 --> 00:18:46,416
‫واسه این ساخته نشدن
‫ که درک‌شون کنی.

263
00:18:46,458 --> 00:18:48,416
‫ساخته شدن که نزدیک‌شون نشی.

264
00:18:48,458 --> 00:18:51,333
‫ یه شوهر خرپول برات پیدا می‌کنیم
‫که هواپیما هم داشته باشه.

265
00:18:51,375 --> 00:18:52,708
‫اینجا هم واسه همین کاره.

266
00:18:54,333 --> 00:18:54,708
‫اه.

267
00:18:54,916 --> 00:18:56,958
‫خوب بهونه‌ای شدی
‫ که فرار کنم.

268
00:18:57,125 --> 00:18:58,750
‫اما اول بیا مامانم رو ببین.

269
00:19:11,875 --> 00:19:13,291
‫دور و بر رو نشونش میدم.

270
00:19:13,333 --> 00:19:14,833
‫دفعه اولشه میاد مایورکا.

271
00:19:19,250 --> 00:19:21,833
‫می‌بینی که دلبریم رو از کی به ارث بردم.

272
00:19:50,541 --> 00:19:51,875
‫کیت!

273
00:19:55,875 --> 00:19:58,875
‫- نه!
‫- کیت!

274
00:19:58,916 --> 00:20:02,333
‫چیزی نیست.
‫برگرد تو. مرسی. مرسی.

275
00:20:03,791 --> 00:20:06,000
‫کیت،
‫کیت.

276
00:20:06,041 --> 00:20:07,958
‫خوبی؟
‫حالت خوبه؟

277
00:20:14,041 --> 00:20:18,041
‫اگه قراره اتفاقی بیفته،
‫امیدوارم شب بیفته.

278
00:20:18,041 --> 00:20:20,708
‫اگه اتفاقی بیفته،
‫تو ظهر میفته.

279
00:20:20,708 --> 00:20:22,708
‫شانس ماس دیگه.

280
00:20:33,208 --> 00:20:34,750
‫سلام.

281
00:20:34,750 --> 00:20:36,375
‫مامان؟

282
00:20:36,375 --> 00:20:40,875
‫بله عزیزم؟
‫حالت خوبه؟

283
00:20:40,875 --> 00:20:43,041
‫اونجا ساعت چنده؟

284
00:20:43,041 --> 00:20:45,250
‫به مراسم ختمش نرسیدم.

285
00:20:45,250 --> 00:20:47,208
‫مراسم ختمش؟

286
00:20:47,208 --> 00:20:49,208
‫هالی.

287
00:20:49,208 --> 00:20:51,833
‫مراسم ختم هالی.
‫بهش نرسیدم.

288
00:20:53,291 --> 00:20:55,541
‫کیت،
‫بیمارستان بودی.

289
00:20:55,541 --> 00:20:57,333
‫بقیه درک می‌کنن.

290
00:20:57,375 --> 00:20:59,750
‫بقیه برام مهم نیستن.

291
00:21:00,500 --> 00:21:03,500
‫اصلاً فرصت نشد باهاش خداحافظی کنم.

292
00:21:04,375 --> 00:21:06,375
‫من می‌تونم...

293
00:21:07,958 --> 00:21:10,083
‫می‌تونم ببرمت...
‫هروقت برگشتم

294
00:21:10,083 --> 00:21:11,958
‫می‌برمت ببینیش،
‫خب؟

295
00:21:12,125 --> 00:21:14,500
‫اون‌موقع می‌تونی خداحافظی کنی.

296
00:21:15,000 --> 00:21:17,041
‫نه،
‫خیلی دیره.

297
00:21:17,333 --> 00:21:19,291
‫تو دلت خداحافظی کن.

298
00:21:19,291 --> 00:21:21,541
‫مهم نیست کجا باشی.

299
00:21:21,583 --> 00:21:23,500
‫خب...
‫همین حالا تو دلت خدافظی کن.

300
00:21:23,500 --> 00:21:27,291
‫می‌تونی چشمات رو ببندی
‫و خداحافظی کنی.

301
00:21:29,708 --> 00:21:31,375
‫خیلی‌خب.

302
00:21:32,541 --> 00:21:33,875
‫خیلی‌خب.

303
00:21:35,125 --> 00:21:37,083
‫بابا کجاس؟

304
00:21:37,083 --> 00:21:38,666
‫همینجاس.

305
00:21:43,000 --> 00:21:43,541
‫سلام.

306
00:21:43,541 --> 00:21:46,416
‫این دیگه چه وضعش بود نیل؟

307
00:21:47,125 --> 00:21:49,708
‫نظرت چیه قبل شبیخون زدن
‫یه هشداری بدی؟

308
00:21:49,708 --> 00:21:52,208
‫معذرت می‌خوام،
‫به من هم کسی هشدار نداده بود

309
00:21:52,416 --> 00:21:54,833
‫که جوری جیغ می‌زنه
‫که انگار یکی با چاقو زده بهش.

310
00:21:54,833 --> 00:21:56,125
‫گفت می‌خواد باهات حرف بزنه،

311
00:21:56,125 --> 00:21:57,166
‫نمی‌دونم چی می‌خواست بگه

312
00:21:57,166 --> 00:21:59,458
‫فکر هم نمی‌کردم برای گفتنش مجوز بخواد.

313
00:21:59,458 --> 00:22:01,416
‫می‌دونم،
‫اما الان تو جای مناسبی نیستم

314
00:22:01,500 --> 00:22:03,083
‫که با این قضیه کنار بیام نیل.

315
00:22:04,833 --> 00:22:06,875
‫اصلاً می‌دونی چیه؟
‫چیزایی که گفتم رو فراموش کن، خب؟

316
00:22:06,875 --> 00:22:07,541
‫نه،
‫نمی‌خواد.

317
00:22:07,583 --> 00:22:08,875
‫تمرکزت رو بذار رو کارت.

318
00:22:08,875 --> 00:22:09,750
‫دیگه مزاحمت نمیشیم.

319
00:22:09,958 --> 00:22:12,291
‫اینجا همه‌چیز ردیفه،
‫بجز کابوس‌های شبانه

320
00:22:12,291 --> 00:22:14,500
‫و سه‌ساعت توانبخشی
‫و یه دختر ۱۴ ساله

321
00:22:14,500 --> 00:22:16,666
‫که به زور...
‫لعنتی

322
00:22:28,958 --> 00:22:30,875
‫ببخشید.

323
00:22:30,875 --> 00:22:32,666
‫جو،
‫ببخشید، خب؟

324
00:22:32,666 --> 00:22:36,208
‫انتظار نداشتم اینطوری از خواب بیدار شم.

325
00:22:36,208 --> 00:22:39,875
‫مطمئنم تو بدترین زمان ممکن
‫بهت زنگ زدم.

326
00:22:39,875 --> 00:22:41,125
‫تو رو کارت تمرکز کن.

327
00:22:41,166 --> 00:22:42,500
‫خب؟ نگران ما نباش.

328
00:22:42,500 --> 00:22:44,250
‫همه‌چی خوبه.

329
00:22:45,250 --> 00:22:46,458
‫باشه.

330
00:22:47,291 --> 00:22:48,375
‫خوبه، فعلاً.

331
00:22:53,041 --> 00:22:54,125
‫رئیس!

332
00:22:54,166 --> 00:22:56,166
‫- بله؟
‫- به جزیره رسیدیم.

333
00:22:56,166 --> 00:22:59,375
‫باشه، یه لحظه بهم فرصت بده.

334
00:23:37,500 --> 00:23:38,791
‫خونه اون نقطه‌ست.

335
00:23:38,791 --> 00:23:40,083
‫از سمت شرق برو.

336
00:23:40,083 --> 00:23:41,625
‫بذار نوار ساحلی رو ببینیم.

337
00:23:59,375 --> 00:24:03,166
‫اوناهاش، ما حواس‌مون به اونه،
‫اونم حواسش به ماست.

338
00:24:03,208 --> 00:24:05,583
‫داخل کشتی رو نمی‌تونه ببینه.

339
00:24:15,250 --> 00:24:18,416
‫پله‌ای که به ساحل منتهی شده
‫تنها راه خروجش از این سمته.

340
00:24:18,625 --> 00:24:20,000
‫شیب صخره‌ها خیلی زیاده.

341
00:24:20,000 --> 00:24:21,166
‫تا چه فاصله‌ای نزدیک شم؟

342
00:24:21,208 --> 00:24:22,375
‫خب، اینجا که نمی‌تونی بمونی.

343
00:24:22,416 --> 00:24:24,500
‫همین مسیر رو به سمت شرق یا جنوب برو.

344
00:24:24,583 --> 00:24:27,458
‫مثل اینکه باید با لباس شنا درگیر شیم.

345
00:24:27,458 --> 00:24:30,708
‫خدایا، از مبارزه با لباس خیس متنفرم.

346
00:24:30,708 --> 00:24:32,458
‫آب اینجا ۶۰درجه‌ست.

347
00:24:32,500 --> 00:24:34,208
‫چقدر می‌تونی ما رو نزدیک ببری؟

348
00:24:34,250 --> 00:24:36,916
‫بذار ببینم از قسمت انتهایی چطوره.

349
00:24:36,958 --> 00:24:38,708
‫اگه فاصلهٔ کمی رو قرار باشه
‫شنا کنم از همون طرف میرم.

350
00:24:57,083 --> 00:24:59,083
‫خب، امشب چه اتفاقی قراره بیفته؟

351
00:24:59,291 --> 00:25:01,500
‫این آرامش قبل از طوفانه.

352
00:25:01,791 --> 00:25:04,000
‫فردا مردم میان،

353
00:25:04,125 --> 00:25:05,958
‫من و احسان پیمان ازدواج‌مون رو می‌بندیم،
‫ولی مراسم خصوصیه.

354
00:25:05,958 --> 00:25:08,916
‫فقط خانواده‌ها هستن.

355
00:25:08,958 --> 00:25:10,208
‫بعدش مردها به یه سمت میرن،

356
00:25:10,250 --> 00:25:12,291
‫و زن‌ها یه سمت دیگه.

357
00:25:12,333 --> 00:25:14,625
‫کل شب رو برای خودشون جشن می‌گیرن.

358
00:25:14,625 --> 00:25:16,875
‫و ما هم برای خودمون جشن می‌گیریم و می‌رقصیم.

359
00:25:17,333 --> 00:25:18,875
‫یعنی دوتا جشن جدا می‌گیرین؟

360
00:25:18,916 --> 00:25:22,041
‫یه تمرینیه واسه ادامهٔ زندگیم.

361
00:25:22,083 --> 00:25:23,916
‫و جشن دیروقت شروع میشه.

362
00:25:23,958 --> 00:25:27,166
‫ساعت ده شب، ولی من
‫تازه نیمه‌شب میام،

363
00:25:27,208 --> 00:25:29,166
‫وگرنه همه فکر می‌کنن چقدر مشتاق بودم!

364
00:25:31,000 --> 00:25:35,416
‫بعدش قدم می‌زنم و روی مبل می‌شینم،
‫بقیه رو تماشا می‌کنم...

365
00:25:35,416 --> 00:25:38,416
‫تا همه بتونن من رو تحسین کنن.

366
00:25:38,458 --> 00:25:42,500
‫ولی اون‌ها در واقع پشت من حرف می‌زنن،
‫راجع به لباسم نظر میدن.

367
00:25:44,625 --> 00:25:47,250
‫بعدش احسان و مردهای دیگه،
‫مثل پدر و برادرش،

368
00:25:47,291 --> 00:25:50,958
‫و پدر و برادر خودم،
‫چندتا آهنگ رو کنار ما می‌مونن.

369
00:25:51,000 --> 00:25:54,041
‫من و احسان می‌رقصیم،
‫بعدش اون‌ها...

370
00:25:54,083 --> 00:25:56,958
‫به جشن خودشون میرن
‫و ما جشن خودمون رو ادامه می‌دیم.

371
00:25:57,000 --> 00:25:58,416
‫پدرت هم توی جشن شرکت می‌کنه؟

372
00:25:58,500 --> 00:26:02,041
‫واسه منم جای تعجبه.
‫آره، اونم اینجاست.

373
00:26:02,666 --> 00:26:06,541
‫اون توی جمع آقایونه،
‫ولی سر صبحونه می‌بینیش.

374
00:26:07,750 --> 00:26:10,375
‫آدم جدی‌ایه.

375
00:26:10,375 --> 00:26:11,625
‫مادرم رو که دیدی؟

376
00:26:11,666 --> 00:26:13,333
‫مادرم اونیه که داد و بی‌داد می‌کنه.

377
00:26:13,375 --> 00:26:15,500
‫فکر کردم گفتی اگه پدرت بیاد ممکنه بکشنش.

378
00:26:15,500 --> 00:26:17,666
‫مامانم این رو می‌گفت.

379
00:26:18,125 --> 00:26:20,333
‫ولی واسه پدرم همه‌جا خطرناکه.

380
00:26:20,375 --> 00:26:23,875
‫همیشه همین‌طور بوده.
‫کل زندگیم این‌طوری بود.

381
00:26:26,708 --> 00:26:27,666
‫چرا؟

382
00:26:28,333 --> 00:26:31,000
‫من چیزی از صنعت نفت نمی‌دونم.

383
00:26:31,041 --> 00:26:33,500
‫منم چیزی راجع بهش نمی‌دونم
‫ولی می‌دونم که خیلی‌ها...

384
00:26:33,541 --> 00:26:35,791
‫توی این صنعت هستن و کشته نمی‌شن.

385
00:26:35,791 --> 00:26:38,958
‫فکر کردی رؤسای شرکت‌های
‫«شورون» و «اکسان‌موبیل»...

386
00:26:38,958 --> 00:26:41,458
‫ماشین‌های ضدگلوله و نگهبان‌های مسلح ندارن؟

387
00:26:41,500 --> 00:26:43,208
‫تازه این‌ها شرکت‌های آمریکایی‌ان.

388
00:26:46,041 --> 00:26:48,041
‫اون‌ها می‌گن پدرم تروریسته.

389
00:26:48,041 --> 00:26:49,708
‫روی تسلیحات سرمایه‌گذاری می‌کنه.

390
00:26:49,833 --> 00:26:51,583
‫از این مدل کارها می‌کنه.

391
00:26:54,708 --> 00:26:57,125
‫ولی اون تاجر نفته.

392
00:26:57,458 --> 00:26:59,291
‫برای هرکسی که خریدارش باشه.

393
00:26:59,750 --> 00:27:02,041
‫اون قاتی این بازی‌ها نیست که دستور بده:

394
00:27:02,083 --> 00:27:05,750
‫«از این کشور نفت نگیرین»
‫«به این کشور نفت نفروشین.»

395
00:27:06,208 --> 00:27:08,000
‫ولی کی اهمیت میده؟

396
00:27:08,458 --> 00:27:11,500
‫بالاخره یه روزی اتفاق میفته.
‫بالاخره می‌گیرنش.

397
00:27:13,750 --> 00:27:15,291
‫می‌گن تا وقتی بچه‌دار نشی...

398
00:27:15,333 --> 00:27:17,250
‫فقط حس می‌کنی
‫که معنای عشق رو می‌فهمی.

399
00:27:17,625 --> 00:27:19,875
‫یه اتفاقی باید بیفته.
‫یه اتفاق بیولوژیک.

400
00:27:19,916 --> 00:27:21,916
‫چون من تحمل بچه‌ها رو ندارم.

401
00:27:21,958 --> 00:27:25,083
‫خیلی شلوغ می‌کنن و کثیف‌کاری می‌کنن
‫من ازشون خوشم نمیاد.

402
00:27:28,666 --> 00:27:30,500
‫خب، امیدوارم حداقل بچه‌های
‫خودم رو دوست داشته باشم.

403
00:27:32,000 --> 00:27:33,666
‫امیدوارم خدا این رو به من هدیه بده.

404
00:27:35,708 --> 00:27:37,416
‫شاید همین کافی باشه.

405
00:27:42,833 --> 00:27:45,625
‫بیا بریم اتاقت رو نشونت بدم.

406
00:27:59,916 --> 00:28:01,500
‫خیلی هم بد نیست، تاک.

407
00:28:01,541 --> 00:28:04,583
‫تا لبه می‌ریم بعدش به سمت بالا حرکت می‌‎کنیم.

408
00:28:04,666 --> 00:28:05,833
‫چقدر می‌تونی نزدیک‌مون کنی؟

409
00:28:06,416 --> 00:28:07,916
‫قایق‌های نجاتِ روی این کشتی ۱۸۰سانتی‌مترن،

410
00:28:07,916 --> 00:28:09,541
‫تقریباً خیلی نزدیک می‌تونم ببرم‌تون.

411
00:28:09,583 --> 00:28:10,958
‫شاید بین ۱۲ الی ۱۵ متر نزدیک به ساحل.

412
00:28:11,000 --> 00:28:12,541
‫من که پایه‌ام.

413
00:28:12,583 --> 00:28:14,458
‫اگه قراره توی جلیقه‌هامون پنل
‫بذاریم من بالهٔ غواصی می‌خوام.

414
00:28:14,666 --> 00:28:15,916
‫تف بهش، من که پنل نمی‌ذارم.

415
00:28:16,291 --> 00:28:17,625
‫  من اصلاً جلیقه نمی‌پوشم.

416
00:28:17,666 --> 00:28:19,416
‫کارمون باید سه‌سوته باشه.

417
00:28:20,041 --> 00:28:20,833
‫می‌خوای تجدید نظر کن!

418
00:28:20,833 --> 00:28:23,250
‫خب، ما که همه‌مون نمی‌تونیم
‫مثل تو آکواومن باشیم. مگه نه، جو؟

419
00:28:23,250 --> 00:28:24,416
‫ببیند دهنت رو، دو فنجون.

420
00:28:24,458 --> 00:28:26,250
‫منم پنل رو نمی‌ذارم،
‫ولی جلیقه‌هاتون رو بپوشین.

421
00:28:26,291 --> 00:28:27,833
‫یهو یکی از نگهبان‌ها شانسی یه تیری زد،

422
00:28:27,875 --> 00:28:30,166
‫و تو به مشکل می‌خوری چون ما باید کولت کنیم.

423
00:28:30,833 --> 00:28:32,250
‫جو.

424
00:28:42,083 --> 00:28:43,125
‫اون اینجاست!

425
00:28:46,916 --> 00:28:48,416
‫دارم خواب می‌بینم؟

426
00:28:48,416 --> 00:28:50,208
‫خواب نمی‌بینی.

427
00:28:53,458 --> 00:28:55,041
‫اون خودشه؟

428
00:28:55,458 --> 00:28:56,625
‫خودشه.

429
00:28:56,625 --> 00:28:59,583
‫باید جلوش رو بگیریم.
‫چطور جلوش رو بگیریم؟

430
00:28:59,666 --> 00:29:00,833
نیروی هوایی می‌خوام.

431
00:29:00,875 --> 00:29:02,250
‫شما دستور دفکان می‌دین؟

432
00:29:02,375 --> 00:29:03,625
‫نمی‌تونی از اونجا بیرون بیاریش؟

433
00:29:03,625 --> 00:29:07,666
‫بدون درگیری نمی‌شه.
‫اونم یه درگیری مسلحانهٔ بزرگ.

434
00:29:07,708 --> 00:29:09,541
‫دستور اجرای دفکن سه.
‫(واکنش در عرض ۱۵ دقیقه)

435
00:29:09,583 --> 00:29:11,958
‫جناب رئیس‌جمهور،
‫یه موقعیت اضطراری...

436
00:29:12,000 --> 00:29:14,083
‫برامون پیش اومده.

437
00:29:24,958 --> 00:29:26,791
‫با سه‌تا افسونگر توی هتلم.

438
00:29:26,833 --> 00:29:28,958
‫مادرم پایینه،

439
00:29:29,000 --> 00:29:31,041
‫منم انتهای سالنم.

440
00:29:36,000 --> 00:29:37,875
‫آشپزخونه انتهای سالنه،
‫یکی هم انتهای پله‌هاست.

441
00:29:37,916 --> 00:29:39,333
‫اگه یه‌‍ وقت گشنت شد.

442
00:29:39,375 --> 00:29:40,458
‫مرسی.

443
00:29:47,208 --> 00:29:49,083
‫چمدونت داخله.

444
00:29:53,375 --> 00:29:54,791
‫کی صبحونه می‌خوریم؟

445
00:29:54,833 --> 00:29:56,500
‫دیرتر می‌خوریم.

446
00:29:56,541 --> 00:29:58,625
‫فردا همه‌چی قراره دیر باشه.

447
00:30:05,750 --> 00:30:07,166
‫نمی‌خوای بری!

448
00:30:07,208 --> 00:30:08,708
‫چون هنوز داخل نرفتی!

449
00:30:08,750 --> 00:30:10,375
‫چون تو نرفتی!

450
00:30:11,458 --> 00:30:13,500
‫فردا صبح می‌بینمت.

451
00:30:13,500 --> 00:30:14,916
‫باشه.

452
00:31:09,166 --> 00:31:10,666
‫[یافت نشد]

453
00:31:23,458 --> 00:31:24,500
‫بله؟

454
00:31:24,541 --> 00:31:26,541
‫یه‌بار دیگه پرسیدن می‌شه خارجش کرد یا نه.

455
00:31:26,583 --> 00:31:28,208
‫اون توی یه خونه با ۳۰تا مهمونه،

456
00:31:28,250 --> 00:31:30,125
‫و نزدیک به ۲۵تا نگهبان داره،

457
00:31:30,166 --> 00:31:32,083
‫که داخل و اطراف اونجا گشت می‌زنن.

458
00:31:32,125 --> 00:31:33,750
‫فرض کن اون‌ها هم تجهیزات ما رو دارن،

459
00:31:33,791 --> 00:31:35,541
‫ان‌وی، دوربین حرارتی، پوشش و غیره.

460
00:31:35,541 --> 00:31:38,041
‫چطور باید اون رو بیرون بیارم؟

461
00:31:38,083 --> 00:31:39,333
‫فقط داشتم سؤال‌شون رو بهت انتقال می‌دادم.

462
00:31:39,333 --> 00:31:41,708
‫بگو جوابم هنوز تغییر نکرده.

463
00:31:52,833 --> 00:31:53,666
‫نه.

464
00:32:12,625 --> 00:32:13,916
‫[تماس دریافتی از «همسر»]

465
00:32:26,375 --> 00:32:28,541
‫[فکر کنم وسط عملیات باشی. مراقب باش.
‫خودت می‌دونی که چقدر...]

466
00:32:30,833 --> 00:32:33,416
‫[خودت می‌دونی که چقدر دوست داریم.]

467
00:33:03,875 --> 00:33:05,375
‫بده‌ش من.

468
00:33:07,333 --> 00:33:08,750
‫گفتم بده‌ش من.

469
00:33:09,041 --> 00:33:12,791
‫اگه تمام فکر و ذهنت خونواده‌ت باشن
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی پیش‌شون برگردی.

470
00:33:14,500 --> 00:33:16,958
‫خودت بهتر این چیزها رو می‌دونی.

471
00:33:46,291 --> 00:33:48,750
‫الحق که شغل بی‌نظیری داریم!

472
00:33:50,500 --> 00:33:51,833
‫هـورا!

473
00:34:09,416 --> 00:34:10,958
‫من نمی‌خوام ازدواج کنم.

474
00:34:13,666 --> 00:34:15,083
‫خب بهش بگو!

475
00:34:15,125 --> 00:34:17,708
‫گفتم، ولی فایده نداره.

476
00:34:18,666 --> 00:34:20,250
‫حرف من ارزشی نداره.

477
00:34:20,291 --> 00:34:22,625
‫کسی به حرف من اهمیتی نمی‌ده.

478
00:34:33,291 --> 00:34:35,583
‫[تصویر مطابقت‌داده‌شده پیدا شد]

479
00:34:37,791 --> 00:34:39,083
‫[کروز مانوئلوس]

480
00:35:23,416 --> 00:35:25,875
‫خودت رو جمع‌وجور کن،
‫بیخیالش شو.

481
00:35:28,958 --> 00:35:30,458
‫حواست به مأموریت باشه.

482
00:35:30,500 --> 00:35:32,583
‫حواس، حواس، حواس
‫حواست به مأموریت باشه.

483
00:35:37,833 --> 00:35:41,166
‫من خیلی چیزها به چشم دیدم.

484
00:35:41,208 --> 00:35:43,833
‫ولی هرگز ندیدم که یه زن با فریزر صحبت کنه.

485
00:35:50,291 --> 00:35:51,166
‫خواهش می‌کنم راحت باش.

486
00:35:53,291 --> 00:35:54,875
‫دنبال چی هستی، عزیزم؟

487
00:35:55,458 --> 00:35:56,375
‫آب.

488
00:35:57,625 --> 00:36:00,458
‫آب توی این‌یکیه.

489
00:36:09,250 --> 00:36:11,250
‫می‌تونم یکی دیگه بردارم؟

490
00:36:11,291 --> 00:36:13,125
‫واسه دخترتون.

491
00:36:14,041 --> 00:36:16,416
‫تو همون دوست آلیایی که آمریکا بود.

492
00:36:18,916 --> 00:36:20,125
‫همون دانشجوئه.

493
00:36:24,125 --> 00:36:27,333
‫خب، باید انقدر باهوش باشی که بدونی آب...

494
00:36:27,583 --> 00:36:28,833
‫توی فریزر نیست.

495
00:36:34,250 --> 00:36:36,625
‫مطمئنی دنبال این نبودی؟

496
00:36:40,916 --> 00:36:42,875
‫[جلاتو]

497
00:36:43,500 --> 00:36:45,041
‫نه، نبودم.

498
00:36:45,916 --> 00:36:47,000
‫من که دنبال این بودم.

499
00:36:48,625 --> 00:36:51,416
‫یه جایی توی بارسلونا هست
‫به اسم جلاتی دل مارکو.

500
00:36:52,000 --> 00:36:55,041
‫بهترین جلاتوی خارج از ایتالیا رو داره.

501
00:36:55,625 --> 00:36:57,458
‫شاید حتی از خود ایتالیا هم بهتر باشه.

502
00:36:57,750 --> 00:37:00,958
‫شاید بهترین جلاتوی دنیا باشه!

503
00:37:02,291 --> 00:37:03,791
‫بیا خودت کلاه‌ت رو قاضی کن.

504
00:37:17,041 --> 00:37:17,916
‫نظرت؟

505
00:37:18,958 --> 00:37:21,500
‫واو، این...

506
00:37:22,583 --> 00:37:23,458
‫حرف نداره.

507
00:37:23,875 --> 00:37:26,166
‫بهت که گفتم، بهترین جلاتوی جهانه.

508
00:37:26,458 --> 00:37:27,791
‫تفنگدار!

509
00:37:27,791 --> 00:37:30,291
‫تو تفنگدار ایالات متحده‌ای!

510
00:38:00,208 --> 00:38:01,625
‫به سمت جنوب شرقی میره.

511
00:38:01,666 --> 00:38:03,000
‫بجنبین، بفرست بریم.

512
00:39:29,625 --> 00:39:31,041
‫- بله؟
‫- چی می‌دونی؟

513
00:39:31,125 --> 00:39:32,375
‫همون چیزهایی که تو می‌دونی.

514
00:39:32,416 --> 00:39:33,708
‫بیکن رو فشار داده،

515
00:39:33,750 --> 00:39:35,083
‫الان نصف محوطه دنبالشن.

516
00:39:35,083 --> 00:39:37,083
‫لو رفته یا با هدف درگیر شده.

517
00:39:37,125 --> 00:39:38,875
‫مشخص نیست ولی خون زیادی رفته.

518
00:39:38,916 --> 00:39:40,916
‫- خون خودشه؟
‫- نمی‌دونم.

519
00:39:41,041 --> 00:39:42,916
‫کیتلین، چرت نگو.
‫هدف رو کشتیم یا نه؟

520
00:39:42,958 --> 00:39:44,416
‫نمی‌دونم، به‌نظر میاد.

521
00:39:44,583 --> 00:39:46,541
‫- چی میگه؟
‫- میگه اطلاعات تازه‌ای نداره.

522
00:39:47,000 --> 00:39:47,750
‫پشت خط بمون.

523
00:39:47,750 --> 00:39:48,625
‫جایی نمیرم.

524
00:39:48,666 --> 00:39:50,583
‫نمی‌خوام وقتی می‌پرسم چی شده...

525
00:39:50,708 --> 00:39:51,875
‫چرت‌وپرت تحویلم بدین.

526
00:40:26,500 --> 00:40:28,375
‫پیش منه! پاشو.

527
00:40:33,750 --> 00:40:34,375
‫دارن فرار می‌کنن، چیکار کنیم؟

528
00:40:34,750 --> 00:40:35,833
‫هرکی مونده رو بزنین.

529
00:40:42,916 --> 00:40:44,833
‫- بریم؟
‫- بریم.

530
00:40:54,833 --> 00:40:57,083
‫چیزیت نیست.

531
00:40:57,541 --> 00:41:00,000
‫بجنب. شنا کن.

532
00:41:32,541 --> 00:41:35,041
‫آروم باش! آروم باش!

533
00:41:35,083 --> 00:41:37,833
‫اینجا جاش نیست، برین داخل.

534
00:41:37,958 --> 00:41:39,750
‫کارمون هنوز تموم نشده.

535
00:41:39,791 --> 00:41:40,916
‫من از سمت پل میرم.

536
00:41:40,958 --> 00:41:42,583
‫هدف رو کُشتی؟

537
00:41:43,125 --> 00:41:45,750
‫گفتم هدف رو از بین بردی؟

538
00:41:46,416 --> 00:41:47,791
‫تفنگدار، حواست به من باشه!

539
00:41:47,791 --> 00:41:49,833
‫گفتم هدف رو از بین بردی؟

540
00:41:49,875 --> 00:41:50,875
‫هدف رو از بین بردم.

541
00:41:50,875 --> 00:41:52,541
‫آس پیک مُرده؟

542
00:41:52,833 --> 00:41:54,500
‫آس پیک مُرده.

543
00:41:58,666 --> 00:42:01,500
‫عملیات موفقیت‌آمیز بود،

544
00:42:01,958 --> 00:42:05,583
‫تکرار می‌کنم: عملیات موفقیت‌آمیز بود.

545
00:42:10,833 --> 00:42:11,916
‫هدف کشته شد.

546
00:42:15,000 --> 00:42:16,833
‫باید جلوش رو میگرفتیم.

547
00:42:18,041 --> 00:42:19,958
‫تبریک می‌گم جناب جانشین،

548
00:42:20,000 --> 00:42:23,791
‫با این کارت روابط خاورمیانه
‫رو چهل سال به عقب بردی.

549
00:42:24,416 --> 00:42:26,458
‫چهل سال پیش هر بشکه نفت ۹۰ سِنت بود.

550
00:42:26,458 --> 00:42:27,958
‫شاید اونقدرها هم بد نباشه.

551
00:42:27,958 --> 00:42:30,541
‫اگه این همه سعی نمی‌کردیم ملت...

552
00:42:30,541 --> 00:42:33,833
‫بیخیال سوخت‌های فسیلی شن
‫اون‌وقت چیز بدی نبود.

553
00:42:34,750 --> 00:42:35,916
‫تو ما رو نابود کردی!

554
00:42:36,083 --> 00:42:37,916
‫انتخابش که با من نبود!

555
00:42:37,958 --> 00:42:40,208
‫اگه زنده می‌خواستینش نباید
‫اون رو قاتی ماجرا می‌کردین.

556
00:42:40,250 --> 00:42:43,250
‫واسه اینکه کارمون رو درست
‫انجام دادین حرف مفت تحویل من نده.

557
00:43:01,083 --> 00:43:02,916
‫روزولت، ریون صحبت می‌کنه.

558
00:43:02,916 --> 00:43:04,375
‫داریم وارد مرز می‌شیم.
‫عملیات استخراج با موفقیت انجام شد.

559
00:43:04,375 --> 00:43:06,541
‫ریون، دریافت شد.
‫حواس‌مون بهت هست.

560
00:43:06,541 --> 00:43:08,083
‫ما درحال حرکتیم،
‫به این مختصات بیا.

561
00:43:08,125 --> 00:43:09,833
‫اگه کسی شلیک کرد ما از مسیر
‫هوایی حواس‌مون به پشت‌تون هست.

562
00:43:13,500 --> 00:43:14,375
‫هوف...

563
00:43:17,666 --> 00:43:19,041
‫بیرون!

564
00:43:33,208 --> 00:43:35,375
‫اگه یه بار دیگه دستت به من بخوره...

565
00:43:35,416 --> 00:43:37,333
‫انقدر می‌زنمت تا آفتاب طلوع کنه.

566
00:43:37,375 --> 00:43:38,375
‫مفهومه؟

567
00:43:38,375 --> 00:43:41,208
‫- ببین چه بلایی سرم آوردی!
‫- چه بلایی سرت آوردم؟

568
00:43:41,375 --> 00:43:43,375
‫- ببین چه هیولایی از من ساختی!
‫- چه هیولایی؟

569
00:43:43,416 --> 00:43:47,958
‫اون یه پیرمرد بود و من
‫با لباس زیرش اون رو کشتم.

570
00:43:48,041 --> 00:43:51,125
‫تو یکی از بزرگ‌ترین جنایت‌کارهای...

571
00:43:51,166 --> 00:43:53,500
‫بیست سال اخیر رو کشتی.

572
00:43:53,541 --> 00:43:55,458
‫تو جون مردم رو نجات دادی.

573
00:43:55,500 --> 00:43:58,583
‫- این حرف توئه!
‫- این رو تاریخ نشون میده!

574
00:43:58,583 --> 00:44:00,916
‫و تو باعث شدی اوضاع تغییر کنه.

575
00:44:03,875 --> 00:44:06,083
‫من فقط باعث شدم قیمت نفت تغییر کنه.

576
00:44:09,708 --> 00:44:11,375
‫من مثل تو نیستم.

577
00:44:11,416 --> 00:44:13,625
‫من یه دروغگو نیستم!

578
00:44:13,708 --> 00:44:18,458
‫قلبم سلاح نیست،
‫بدنم ابزار نیست.

579
00:44:18,500 --> 00:44:21,375
‫به‌خاطر تو شب‌ها خوابم نمی‌بره.

580
00:44:21,416 --> 00:44:23,458
‫دیگه نمی‌تونم بخوابم.

581
00:44:26,333 --> 00:44:28,708
‫ولی شرط می‌بندم که تو مثل
‫یه بچه خوابت می‌بره، نه؟

582
00:44:28,791 --> 00:44:30,541
‫من به کارم باور دارم.

583
00:44:30,541 --> 00:44:32,875
‫واقعاً؟ ولی من ندارم. من کنار می‌کشم.

584
00:44:33,125 --> 00:44:36,750
‫دیگه نه با این چیزها و نه
‫با تو دیگه هیچ کاری ندارم.

585
00:44:41,833 --> 00:44:43,041
‫فراموشش کن.

586
00:44:47,500 --> 00:44:49,125
‫شاید اون همونی باشه که تو میگی،

587
00:44:51,416 --> 00:44:52,958
‫ولی دخترش بی‌گناه بود!

588
00:44:55,250 --> 00:44:57,708
‫بذار بگم چیکار کردیم.

589
00:44:57,750 --> 00:45:00,000
‫یه روز اون بچه‌دار می‌شه،

590
00:45:00,041 --> 00:45:01,541
‫و اون‌ها می‌فهمن که چطور...

591
00:45:01,583 --> 00:45:03,583
‫پدربزرگ‌شون فوت کرد.

592
00:45:03,583 --> 00:45:06,750
‫و تنها کاری که کردیم این بود
‫از نسل بعدمون هم تروریست بسازیم.

593
00:46:35,041 --> 00:46:38,375
‫نفت خام برنت توی معاملات اولیه
‫بشکه‌ای هشت دلار کاهش قیمت داشته.

594
00:46:41,250 --> 00:46:44,916
‫من هیچ‌وقت هدف از معاملات اولیه
‫توی ساعات غیراداری رو نفهمیدم.

595
00:46:44,958 --> 00:46:47,000
‫اگه بازار...

596
00:46:47,083 --> 00:46:50,875
‫زمان شروع و پایان داره،

597
00:46:50,916 --> 00:46:53,916
‫این وسط کی خارج از زمان
‫مشخص شده معامله می‌کنه؟

598
00:46:54,416 --> 00:46:56,916
‫همون کسایی که زمان رو برای
‫بقیه تعیین و مشخص می‌کنن.

599
00:46:58,583 --> 00:47:00,458
‫بالاخره یه حرف بدرد بخور زدی.

600
00:47:01,166 --> 00:47:02,833
‫جوری رفتار می‌کنی انگار متوجهٔ ماجرا نشدی.

601
00:47:02,875 --> 00:47:04,708
‫نشدم.

602
00:47:04,750 --> 00:47:07,791
‫خوشم میاد که ادای ساده‌ها رو درمیاری.

603
00:47:08,625 --> 00:47:12,250
‫ساده نیستم، فقط کنجکاوم.

604
00:47:12,250 --> 00:47:16,458
‫اگه واقعاً کنجکاوی باید
‫بپرسی کی قراره معامله کنه.

605
00:47:53,125 --> 00:47:54,333
‫هی.

606
00:47:56,083 --> 00:47:57,083
‫زود بیدار شدی.

607
00:47:57,083 --> 00:47:59,958
‫خب، وقتی نیستی خوابم نمی‌بره.

608
00:48:00,791 --> 00:48:02,791
‫من که هیچ‌وقت نیستم.

609
00:48:03,166 --> 00:48:06,416
‫واسه همون موهام سفید شده و
‫صورتم پف کرده، چون نگرانم.

610
00:48:22,083 --> 00:48:24,166
‫بیا.

611
00:48:24,250 --> 00:48:26,291
‫مثل اینکه توام خوب نخوابیدی.

612
00:48:35,416 --> 00:48:37,041
‫این یکی سخت گذشت.

613
00:48:38,458 --> 00:48:40,000
‫- متوجه‌ام.
‫- آره...

614
00:48:54,250 --> 00:48:57,250
‫« پایان فصل اول »
