﻿1
00:00:18,880 --> 00:00:20,960
‫به آمریکا خوش اومدی

2
00:00:32,000 --> 00:00:34,480
‫لطفا جیب‌هاتون رو خالی کنید قربان

3
00:00:40,600 --> 00:00:44,560
‫- کجا باید ببریمـشون؟
‫- جناح شرقی قربان

4
00:00:44,720 --> 00:00:47,520
‫- عالیه
‫- لطفا اینجا بایستید

5
00:00:47,680 --> 00:00:50,920
‫منطقۀ محفوظ جناح شرقی
‫رو به عنوان اقامتگاهـش انتخاب کردن

6
00:00:51,080 --> 00:00:53,680
‫لوکس نیست
‫ولی بهترین گزینۀ روی میزمونه

7
00:00:53,840 --> 00:00:59,160
‫- می‌خوای اینجا بمونم؟
‫- نه نیازی نیست، برو خونه

8
00:00:59,320 --> 00:01:02,000
‫باشه، من می‌رم خونه

9
00:01:02,160 --> 00:01:04,160
‫کدوم قبرستونیـه پس؟

10
00:01:04,320 --> 00:01:08,520
‫- همه‌چیز مرتبـه قربان؟
‫- یه عکسی رو گم کردم

11
00:01:08,680 --> 00:01:13,240
‫- چه خبر شده؟
‫- عکس ایلانا نیست

12
00:01:13,400 --> 00:01:15,480
‫نگران نباش، پیداش می‌کنیم

13
00:01:42,880 --> 00:01:44,440
‫[لطفا سکوت را رعایت کنید]

14
00:01:44,440 --> 00:01:48,560
‫هتل هیلتون نیست
‫اما خاک آمریکاست

15
00:01:59,760 --> 00:02:04,720
‫آخرین باری که یادمه،
‫عکس دخترم توی ژاکتـم بود

16
00:02:04,880 --> 00:02:07,120
متاسفانه انداختیمش توی راین

17
00:02:07,280 --> 00:02:11,280
‫می‌شه از پلیس پرس و جو کنی؟
‫اگه ژاکتم رو پیدا کرده باشن، پس عکس هم دستـشونه

18
00:02:11,440 --> 00:02:13,840
‫حتی اگه پیدا کرده باشن هم،
‫توی آب افتاده بود

19
00:02:14,000 --> 00:02:15,800
‫احتمالا داغون شده

20
00:02:29,040 --> 00:02:30,880
‫عه سلام

21
00:02:35,280 --> 00:02:39,440
‫سلام پشمک، حالت چطوره؟

22
00:02:40,600 --> 00:02:42,640
‫چطوری تو؟

23
00:02:44,960 --> 00:02:46,680
‫گرسنه‌ای؟

24
00:02:52,200 --> 00:02:54,440
‫بیا یه نگاهی بهت بندازم

25
00:02:56,640 --> 00:02:57,960
‫باریکلا

26
00:02:59,320 --> 00:03:03,520
‫بوی چی می‌دی؟

27
00:03:04,840 --> 00:03:07,040
‫غذا می‌خوری؟ بیا

28
00:03:59,640 --> 00:04:03,120
‫[در 1958 ارتش جماهیر شوروی رومانی را ترک کرد]

29
00:04:10,520 --> 00:04:14,320
‫[در 1964 رومانی شوروی را
‫از سیاست‌های خارجی خود جدا کرد]

30
00:04:14,960 --> 00:04:18,000
‫[در 1965 نیکولای چائوشسکو به قدرت رسید]

31
00:04:27,320 --> 00:04:31,080
‫[در 1967 رومانی سفارت‌خانه‌ای در آلمان غربی تأسیس کرد]

32
00:04:31,480 --> 00:04:34,960
‫[در 1969 رئیس جمهور آمریکا نیکسون،
‫به رومانی سفر کرد]

33
00:04:40,840 --> 00:04:45,600
‫[در 1977 چائوشسکو به مذاکرات صلح بین مصر و اسرائیل سرعت بخشید]

34
00:05:02,240 --> 00:05:07,080
‫«جاسوس برتر»
‫«فصل اوّل، قسمت چهارم»

35
00:05:07,200 --> 00:05:10,960
‫خبری که هم‌اکنون به دست ما رسیده،
‫پلیس آلمان هنوز

36
00:05:11,120 --> 00:05:12,720
‫این خبر رو تایید نکرده،

37
00:05:12,880 --> 00:05:16,560
‫اما به نقل از منابع ما،
‫ویکتور گودانو در جمع

38
00:05:16,720 --> 00:05:19,960
‫مقامات آمریکایی بوده
‫و زنده است

39
00:05:20,120 --> 00:05:23,040
‫- درست سر وقت اتفاق افتاد
‫- عالیه قربان

40
00:05:26,640 --> 00:05:28,840
‫- فرنک هستم
‫- کجاست؟

41
00:05:29,000 --> 00:05:33,160
‫- سلام اسکات، توی جناح محفوظه
‫- بهتره که جاش راحت باشه

42
00:05:33,320 --> 00:05:36,400
‫چون قرار نیست کارتر
‫خروج هیچ پناهنده‌ای رو امضا کنه

43
00:05:36,560 --> 00:05:38,160
‫- چی؟ چرا؟
‫- «چرا؟»

44
00:05:38,320 --> 00:05:40,960
‫به جای مذاکرات مربوط
‫به صلح خاورمیانه،

45
00:05:41,120 --> 00:05:43,720
‫باید با شایعاتِ مربوط به
‫یه پناهنده دست و پنجه نرم کنه

46
00:05:43,880 --> 00:05:46,320
‫بخاطر همینه که بدجور قاطی کرده

47
00:05:48,320 --> 00:05:50,600
‫داری روی لبۀ تیغ راه می‌ری فرنک

48
00:05:56,080 --> 00:05:58,600
‫چی، حالا یهویی شده پناهنده؟

49
00:05:59,640 --> 00:06:03,080
‫ما بر این عقیده‌ایم که در یک
‫مکانِ مخفی، با آمریکایی‌هاست

50
00:06:03,240 --> 00:06:07,280
‫اول می‌گی شده مامور کاگ‌ب،
‫حالا می‌گی پناهندۀ سازمان سیا شده؟

51
00:06:09,440 --> 00:06:12,080
‫اگه جاسوس دوجانبه بوده باشه منطقیه

52
00:06:14,480 --> 00:06:17,200
‫ای خدایا!

53
00:06:20,720 --> 00:06:24,880
‫یه درخواست استرداد فوری برای
‫صدراعظم آلمان بفرستید

54
00:06:25,040 --> 00:06:29,120
‫- برای وزارت امور داخلیشـونم بفرست
‫- از روابط غیررسمیـمون هم استفاده می‌کنیم

55
00:06:29,280 --> 00:06:33,760
‫بهشون بگو که گودانو یه قاتلـه
‫صدمون رو وسط بذار

56
00:06:33,920 --> 00:06:39,400
‫نابودش کن، بهش تهمت بزن!
‫زیر سوال ببرش!

57
00:06:39,560 --> 00:06:42,600
‫یا اصلا بهتر،
‫همین الان برو آلمان

58
00:06:42,760 --> 00:06:46,600
‫پیداش کن و بکشش
‫بخاطرش به یه آدمکش یک میلیون دلار بده

59
00:06:46,760 --> 00:06:50,520
‫- هرچیزی که لازمه!
‫- برو!

60
00:06:55,720 --> 00:06:58,920
‫باید هر کسی که برای ویکتور
‫کار می‌کرده رو بازجویی کنیم

61
00:06:59,080 --> 00:07:00,760
‫پلیس داره انجامش می‌ده بابا

62
00:07:03,000 --> 00:07:05,080
‫باید یه کاری کنیم همه‌شون زجر بکشن

63
00:07:05,240 --> 00:07:07,440
‫بیشتر از همه هم خونواده‌اش!
‫حالیت نیست؟

64
00:07:19,560 --> 00:07:22,080
‫- مطمئنی اینجاست؟
‫- بله

65
00:07:22,240 --> 00:07:24,880
‫بابا که ما رو هرجایی نمی‌فرسته

66
00:07:28,120 --> 00:07:32,480
‫سلام دکتر اردیا
‫من ایلانا گودانو هستم

67
00:07:32,640 --> 00:07:38,520
‫پدرم درمورد یه موضوع کوچک
‫باهاتون صحبت کرد

68
00:07:38,680 --> 00:07:40,440
‫چه موضوعی؟

69
00:07:40,600 --> 00:07:44,040
‫گفته بود با یه دوستی میام برای...

70
00:07:46,000 --> 00:07:51,080
‫برای چی؟ امیدوارم سقط جنین نباشه
‫چون غیرقانونیـه

71
00:07:51,240 --> 00:07:55,600
‫- بیا بریم ایلانا
‫- صبر کن، می‌تونم با پدرم صحبت کنم

72
00:07:55,760 --> 00:07:59,520
‫فرار کرده رفته آمریکا
‫شک دارم بتونی باهاش صحبت کنی

73
00:07:59,680 --> 00:08:02,120
‫- حقیقت نداره
‫- مگر اینکه دنبالش باشی

74
00:08:02,280 --> 00:08:05,720
‫- حقیقت نداره
‫- بیا بریم ایلانا!

75
00:08:05,880 --> 00:08:07,440
‫به حرف دوستت گوش کن

76
00:08:07,560 --> 00:08:11,400
‫- یه راهی پیدا می‌کنیم
‫- باید خودم انجامش بدم

77
00:08:11,560 --> 00:08:14,960
‫- نه، ممکنه بمیری
‫- یه راهی پیدا می‌کنم

78
00:08:15,120 --> 00:08:16,560
‫چه راهی ایلانا؟

79
00:08:16,720 --> 00:08:20,000
‫اگه پدرت با آمریکایی‌ها باشه،
‫کار خودت هم تمومه!

80
00:08:35,480 --> 00:08:40,840
‫- ادلا؟ اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- سلام دنیل

81
00:08:42,040 --> 00:08:45,280
‫می‌خوام دوباره بازیگری رو شروع کنم
‫می‌خواستم اول به خودت بگم

82
00:08:46,560 --> 00:08:51,840
‫کلاغه خبر آورد داری روی نمایشنامۀ
‫شکسپیر، عشق اولِ من کار می‌کنی

83
00:08:52,000 --> 00:08:55,240
‫بله عزیزم، روی کاغذه فعلا

84
00:08:55,400 --> 00:08:58,800
‫اما با توجه به شرایط فعلی، شدنی نیست

85
00:08:58,960 --> 00:09:00,480
‫سلام هم‌رزم گودانو

86
00:09:05,760 --> 00:09:07,560
‫لطفا دنبالـم بیاید

87
00:09:09,880 --> 00:09:13,360
‫همین الان؟
‫داشتم صحبت می‌کردم

88
00:09:19,960 --> 00:09:23,360
‫شوهرتون پناهندۀ سازمان سیا شده

89
00:09:27,320 --> 00:09:29,560
‫شوخی می‌کنید دیگه، درسته؟

90
00:09:30,960 --> 00:09:32,480
‫چی؟

91
00:09:35,600 --> 00:09:38,840
‫امکان نداره، ویکتور هرگز...

92
00:09:39,000 --> 00:09:42,080
‫هم‌رزم النا چائوشسکو
‫خواستار دیدن شما هستن

93
00:09:49,000 --> 00:09:50,320
‫همین حالا

94
00:09:56,720 --> 00:09:59,440
‫بهمون بگو، چرا اینجایید؟

95
00:10:01,200 --> 00:10:03,240
‫نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم

96
00:10:03,400 --> 00:10:04,800
‫اگه به خداوند اعتقاد می‌داشتید،

97
00:10:04,960 --> 00:10:08,280
‫می‌گفتم که به چشم اعتراف بهش نگاه کنید
‫اما خب اعتقادی ندارید

98
00:10:08,440 --> 00:10:09,920
‫پس حقیقت رو بگو

99
00:10:12,600 --> 00:10:16,240
‫من مشاور رئیس‌جمهور نیکولای چائوشسکو هستم

100
00:10:16,400 --> 00:10:20,200
‫کفیل مدیر ارشد اطلاعات خارجه
‫و معاون وزیر امور خارجۀ

101
00:10:20,360 --> 00:10:23,000
‫وزارت کشور رومانی هستم

102
00:10:24,160 --> 00:10:28,320
‫اونجا با جارو کردنِ
‫این عناوین عشق می‌کنید دیگه، نه؟

103
00:10:28,480 --> 00:10:31,440
‫آقای سیمپسون توی اتاق 122
‫منتظر شما هستن

104
00:10:40,080 --> 00:10:42,920
‫شرمنده، به مرور بهش عادت می‌کنی

105
00:10:45,760 --> 00:10:48,480
‫لطفا ادامه بده

106
00:10:55,920 --> 00:10:59,480
‫بنده مسئول هماهنگیِ
‫صدها عملیات جاسوسی

107
00:10:59,640 --> 00:11:01,720
‫در غرب و خاورمیانه بودم

108
00:11:01,880 --> 00:11:08,200
‫بیش از 500 جاسوس رو به عملیات فرستادم
‫مهندسین، معلمین، دکترها،

109
00:11:08,360 --> 00:11:12,360
‫مدرسینِ هنری، خدمت‌گزارانِ مذهبی،
‫هرچیزی که فکرش رو بکنید

110
00:11:12,520 --> 00:11:14,520
‫برای هرجور عملیاتی بوده،

111
00:11:14,680 --> 00:11:18,960
‫مخصوصا دستیابی به اسرار
‫نظامی و فنیِ غرب

112
00:11:23,240 --> 00:11:25,040
‫قبلا یک واحد مخفی رو اداره می‌کردم

113
00:11:25,200 --> 00:11:28,280
‫که مسئول سرقتِ حق ثبت اختراع غرب بوده

114
00:11:28,440 --> 00:11:32,440
‫وای بر من
‫این قسمت خودش یک فصلِ کاملـه

115
00:11:32,600 --> 00:11:34,920
‫بعدا به جزئیاتـش می‌پردازیم

116
00:11:35,080 --> 00:11:39,440
‫الان درمورد ماشین‌آلات مورد استفادۀ
‫اطلاعات شوروی بهم بگو

117
00:11:40,800 --> 00:11:45,160
‫ما مجموعه‌ای از اطلاعات نادرست
‫و فریب‌کارانه رو رواج می‌دادیم

118
00:11:45,320 --> 00:11:48,080
‫تا بذر بی‌اعتمادی رو
‫در ذهنِ آمریکایی‌ها درمورد

119
00:11:48,240 --> 00:11:53,560
‫مشارکت در جنگ ویتنام و
‫سایر عملیات‌های خارجی بکاریم

120
00:11:53,720 --> 00:11:57,440
‫با ترویج اطلاعات نادرست،
‫موفق شدیم رئیس‌جمهورتون رو فریب بدیم

121
00:11:57,600 --> 00:12:01,840
‫تا باور کنه چائوشسکو یک متحدِ قابل اعتماده

122
00:12:02,000 --> 00:12:07,400
‫اما اینطور نیست
‫چائوشسکو یک دیکتاتور ظالم و یک قاتلـه

123
00:12:26,640 --> 00:12:31,440
‫سلام النا
‫هم‌رزم آکادمیشن

124
00:12:33,720 --> 00:12:35,680
‫می‌تونی بری میرچا

125
00:12:38,440 --> 00:12:40,200
‫هرچی که می‌دونی رو بهم بگو

126
00:12:42,440 --> 00:12:44,320
‫من از چیزی خبر ندارم

127
00:12:44,480 --> 00:12:47,240
‫شوهرت رفته پیش سیا
‫و تو از هیچ چیزی خبر نداری؟

128
00:12:47,400 --> 00:12:52,280
‫دقیقا قبل از اینکه به اینجا بیام
‫باخبر شدم

129
00:12:52,440 --> 00:12:56,560
‫منم مثل شما غافلگیر شدم
‫من هم عصبانی هستم

130
00:12:56,720 --> 00:12:59,080
‫باورم نمی‌شه چنین کاری کرده

131
00:12:59,240 --> 00:13:04,640
‫- به همۀ ما خیانت کرده، حتما خبر داری!
‫- من چیزی نمی‌دونستم

132
00:13:04,800 --> 00:13:10,040
‫النا، هم‌رزم آکادمیشن

133
00:13:10,200 --> 00:13:12,720
‫ازدواجـمون خیلی وقت بوده که...

134
00:13:13,760 --> 00:13:18,840
‫- ما یه سری مشکلاتی داشتیم، اصلا به زور با همدیگه حرف می‌زدیم
‫- خب که چی؟

135
00:13:19,000 --> 00:13:22,080
‫آخه کدوم زنی از کارهای
‫شوهرش خبر نداره؟

136
00:13:22,240 --> 00:13:28,080
‫اگه با یه خانم سازمان سیا خیانت میکرد بهت چی؟
‫باید یه احمق به تموم معنا باشی

137
00:13:28,240 --> 00:13:33,200
‫- ویکتور هیچوقت درمورد مسائل کاری صحبت نمی‌کرد
‫- داری دروغ می‌گی!

138
00:13:33,360 --> 00:13:35,640
‫رو انگشت کوچیکه‌ات می‌چرخوندیش

139
00:13:35,800 --> 00:13:37,960
‫تو یه بازیگری

140
00:13:40,360 --> 00:13:41,920
‫قبلا بازیگر بودم

141
00:13:45,160 --> 00:13:50,200
‫هم‌رزم آکادمیشن
‫توی این چند سال اخیر،

142
00:13:50,360 --> 00:13:53,600
‫تموم خواستۀ من ازش این بوده
‫که به ازدواجـمون اهمیت بده

143
00:13:54,800 --> 00:14:01,640
‫و اگه به کشورش خیانت کرده،
‫پس حقـشه که بمیره

144
00:14:01,800 --> 00:14:04,760
‫باید به جزئیات بیشتری بپردازیم

145
00:14:07,720 --> 00:14:10,720
‫تا وقتی‌که یه چیزی رو تضمین نکنی
‫حرفی نمی‌زنم

146
00:14:12,000 --> 00:14:13,600
‫می‌خوام دخترم رو از کشور خارج کنید

147
00:14:21,040 --> 00:14:25,400
‫می‌دونی که چائوشسکو به همین راحتی ولش نمی‌کنه

148
00:14:25,560 --> 00:14:28,720
‫برای خارج کردنـش به یک عملیاتِ
‫مخفیانه نیاز داریم و در این مورد...

149
00:14:28,880 --> 00:14:30,920
‫من تصمیم‌گیرنده نیستم

150
00:14:34,280 --> 00:14:37,120
‫با عملی کردنِ قوانینِ خودت
‫من رو به اینجا آوردی

151
00:14:37,280 --> 00:14:40,120
‫مطمئنـم برای انجام این کار هم یه راهی پیدا می‌کنی

152
00:14:41,240 --> 00:14:44,520
‫پرونده‌های مامورهای زیادی
‫زیر دستـم اومده

153
00:14:44,680 --> 00:14:46,360
‫پروندۀ تو بیشتر از همه
‫من رو تحت تاثیر قرار داده

154
00:14:47,960 --> 00:14:53,200
‫قوانین رو زیر پا گذاشتی،
‫تقریبا اخراج شدی،

155
00:14:53,360 --> 00:14:56,240
‫با این حال هنوزم اینجایی

156
00:14:56,400 --> 00:14:59,080
‫توی رومانی ما بهش می‌گیم «جرِعت»

157
00:15:11,880 --> 00:15:13,320
‫مامان؟

158
00:15:36,680 --> 00:15:42,400
‫ایلانا، هم‌رزم یوآن آلبسکو از اعضای حزب هستن

159
00:15:44,240 --> 00:15:46,120
‫پدرت...

160
00:15:48,120 --> 00:15:53,600
‫پدرت ما رو ترک کرده
‫الان توی آمریکاست

161
00:15:53,760 --> 00:15:58,720
‫- پناهندۀ سازمان سیا شده
‫- نه، بابا هیچوقت حاضر نمی‌شه چنین کاری بکنه

162
00:15:58,880 --> 00:16:01,880
‫ای کاش حقیقت نداشت اما واقعیـه

163
00:16:02,040 --> 00:16:05,520
‫شرمنده اما پدر شما یک خائنـه

164
00:16:23,560 --> 00:16:25,880
‫کمپ دیوید به یه مو بنده

165
00:16:26,040 --> 00:16:29,840
‫عدم انعطاف‌پذیریِ ملموسی در
‫هر دو طرف احساس می‌شود،

166
00:16:30,000 --> 00:16:34,200
‫چرا که «بگین» با ایدۀ
‫تعطیلی شهرک‌ها موافق نیست

167
00:16:34,360 --> 00:16:37,360
‫و سادات خواهانِ
‫عقب‌نشینیِ کامل است

168
00:16:37,520 --> 00:16:40,200
‫طبق گفتۀ منابع،
‫خودِ رئیس‌جمهور کارتر

169
00:16:40,360 --> 00:16:42,960
‫ترفندهاش به آخر رسیده
‫و کاسۀ صبرش داره لبریز می‌شه

170
00:16:43,120 --> 00:16:49,520
‫مسئلۀ شهرک‌سازی‌های اسرائیل ممکن
‫است که مذاکرات صلح را منحرف سازد

171
00:17:01,280 --> 00:17:03,520
‫یه لحظه عزیزم

172
00:17:33,200 --> 00:17:35,800
[پرتقال تازه]

173
00:17:46,120 --> 00:17:49,120
‫صبر کن، داری باهاش کار می‌کنی؟

174
00:17:49,280 --> 00:17:52,600
‫فقط یه کار کوچکـه

175
00:17:52,760 --> 00:17:55,280
‫از کِی تا حالا داداشـم شده کاسب؟

176
00:17:55,440 --> 00:17:57,960
‫بی‌احترامی نکن سافیا

177
00:17:58,120 --> 00:18:01,760
‫می‌دونی که همیشه به ما لطف داشته

178
00:18:07,880 --> 00:18:09,480
‫ممنون

179
00:19:09,360 --> 00:19:12,240
‫پلیس امنیتی اینجاست!
‫بخاطر توئه سورین؟

180
00:19:12,400 --> 00:19:15,240
‫باید قطع کنم،
‫می‌خوان دفترت رو بگردن

181
00:19:31,280 --> 00:19:34,360
‫یه خط امن برای تماس به رومانی می‌خوام

182
00:19:34,520 --> 00:19:36,920
‫خواستن که به بخارست برگردم

183
00:19:38,480 --> 00:19:41,200
‫همسرم خیلی نگرانـه

184
00:19:41,360 --> 00:19:45,400
‫تقصیر ماست،
‫باید حواسمون به نشانه‌ها می‌بود

185
00:19:45,560 --> 00:19:48,000
‫- دستگیرم می‌کنن؟
‫- ما کاری نکردیم

186
00:19:48,160 --> 00:19:51,440
‫ما هیچ قانونی رو زیر پا نذاشتیم

187
00:19:51,600 --> 00:19:54,240
‫توی گزارشاتـم فاصله افتاده

188
00:19:54,400 --> 00:19:55,800
‫بیشتر از نیم ساعت،

189
00:19:55,960 --> 00:19:58,320
‫نمی‌دونستم هم‌رزم گودانو کجاست

190
00:19:58,480 --> 00:20:00,920
‫اگه هشیار نبودی،
‫پس تقصیر خودته

191
00:20:18,040 --> 00:20:22,200
‫من رو به میرچا وینا در سازمانِ
‫ضد جاسوسی وصل کنید

192
00:20:39,120 --> 00:20:43,640
‫- با همۀ مامورین منطقه تماس گرفتم
‫- فردا میام اونجا

193
00:20:43,800 --> 00:20:48,120
‫- دستوراتـمون چیه؟
‫- حذفـش می‌کنیم

194
00:20:48,280 --> 00:20:51,960
‫به همۀ جزئیاتی که می‌تونیم بدست بیاریم
‫نیاز داریم، یه نقشه بکش

195
00:20:54,400 --> 00:20:58,840
‫با منابعی که در اختیار دارم،
‫جلب توجه می‌کنم

196
00:20:59,000 --> 00:21:02,280
‫نگران نباش،
‫یه کارهایی کردم

197
00:21:28,240 --> 00:21:32,280
‫چرا هلند؟
‫اینجا شاغلـیم، اینجا وطنـمونه

198
00:21:32,440 --> 00:21:35,160
‫می‌تونیم اونجا خونه بسازیم

199
00:21:35,320 --> 00:21:38,760
‫زندگی بهتری خواهیم داشت
‫ایمان داشته باش سافیا

200
00:21:41,720 --> 00:21:44,960
‫بهش دست نزن! مالِ جباره

201
00:21:48,360 --> 00:21:51,280
‫- بریم
‫- بسیارخب

202
00:21:57,640 --> 00:22:02,240
‫آروم باش

203
00:22:04,440 --> 00:22:07,080
‫چه خبره؟ چرا جبار مسلحـه؟

204
00:22:07,240 --> 00:22:10,200
‫- برای محافظتـه، نگران نباش
‫- مراقب باش!

205
00:22:10,360 --> 00:22:12,720
‫- باید برم
‫- کجا بری؟

206
00:22:12,880 --> 00:22:15,760
‫نذار جبار تو رو واردِ
‫کثیف‌کاری‌هاش بکنه!

207
00:22:15,920 --> 00:22:18,280
‫اینطوری نگو! جبار هم خونِ توئه

208
00:24:25,400 --> 00:24:26,840
‫هی

209
00:24:27,000 --> 00:24:30,520
‫باید با قدم‌های کوچک
‫به سمت رویای آمریکایی حرکت کنیم

210
00:24:35,240 --> 00:24:39,800
‫می‌دونی وقتی بچه بودم، دوست داشتم به
‫خوبیِ «ویلتون چمبرلین» باشم
‫[از بزرگ‌ترین بازیکنان تاریخ بسکتبال جهان]

211
00:24:39,960 --> 00:24:41,400
‫کی هست؟

212
00:24:41,560 --> 00:24:44,680
‫یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان بسکتالِ دنیا

213
00:24:46,280 --> 00:24:48,040
‫تو دوست داشتی مثل کی باشی؟

214
00:24:52,800 --> 00:24:56,440
‫رویاهای من خیلی ساده‌تر بودن،
‫تقریبا می‌شه گفت ابتدایی بودن

215
00:24:56,600 --> 00:25:01,760
‫- مثل چی؟
‫- مثل داشتن بهترین کفش،

216
00:25:01,920 --> 00:25:06,280
‫سفر به پاریس، لندن
‫و آبنبات خوب خوردن

217
00:25:09,200 --> 00:25:14,840
‫- می‌دونی، قبلا پسرک آبنبات‌خور صدام می‌زدن
‫- واقعا؟ هیچوقت نمی‌تونستم حدس بزنم

218
00:25:15,000 --> 00:25:18,120
‫هیچکس نمی‌تونست

219
00:25:18,280 --> 00:25:22,440
‫بخاطر پدرم بود، آخه توی
‫کارخونۀ آبنبات‌سازی کار می‌کرد

220
00:25:22,600 --> 00:25:24,800
‫و کلی هم آبنبات داشت

221
00:25:29,000 --> 00:25:33,800
‫و منم همیشه اون آبنبات‌ها رو
‫بین خودم و دوست‌هام تقسیم می‌کردم

222
00:25:33,960 --> 00:25:35,600
‫وقتی پدرم خبردار شد،

223
00:25:35,760 --> 00:25:38,520
‫بهم گفت اگه کسی خبردار بشه،
‫زندون میفته

224
00:25:38,680 --> 00:25:42,160
‫روحـمم خبر نداشت که از اون
‫آبنبات‌های دزدی برای معاملۀ غذا و

225
00:25:42,320 --> 00:25:44,440
‫چیزهای دیگه استفاده می‌کرد

226
00:25:47,480 --> 00:25:51,400
‫اون موقع بود که بهم یاد داد چطوری
‫سیستم رو دور بزنم

227
00:25:51,560 --> 00:25:53,320
‫گفت: «اگه می‌خوای موفق بشی،

228
00:25:53,480 --> 00:25:56,000
‫باید نیازهای مردم رو درک کنی

229
00:25:56,160 --> 00:25:59,120
‫اگه نمی‌تونی نیازشون رو برطرف کنی،
‫یکی رو پیدا کن که می‌تونه»

230
00:25:59,280 --> 00:26:02,120
‫پدرت عجب مرد باهوشی بود

231
00:26:02,280 --> 00:26:05,000
‫توی ده سالگی، دروغ گفتن رو یاد گرفتم

232
00:26:05,160 --> 00:26:07,960
‫اول بخاطر محافظت از پدرم
‫و بعدش هم برای زنده موندن

233
00:26:11,560 --> 00:26:14,800
‫چند روز پیش، چائوشسکو
‫ازم خواست که یک نفر رو بکشم

234
00:26:14,960 --> 00:26:17,840
‫فقط برای اینکه وفاداریم رو محک بزنه

235
00:26:19,440 --> 00:26:21,920
‫اون لحظه،
‫با کمونیسم خداحافظی کردم

236
00:26:24,080 --> 00:26:30,000
‫می‌خواستم خلاص بشم و به آمریکا بیام
‫می‌خواستم آزاد بشم

237
00:26:30,160 --> 00:26:33,400
‫چائوشسکو برای برگردوندن گودانو
‫حاضر به گفتن هرچیزی هست

238
00:26:33,560 --> 00:26:37,040
‫اصلا حتی نمی‌دونیم این
‫اتهامات درست هستن یا نه

239
00:26:37,200 --> 00:26:42,200
‫خبر داریم که هنوز توی آلمانـه
‫یا اینکه به آمریکا رفته؟

240
00:26:42,360 --> 00:26:44,720
‫آمریکایی‌ها سکوت کردن

241
00:26:46,360 --> 00:26:48,120
‫اگه توی پایگاه‌های نظامی باشه،

242
00:26:48,280 --> 00:26:51,320
‫جزو منطقۀ آلمان به حساب میاد
‫و حوزۀ قضاییِ ماست

243
00:26:51,480 --> 00:26:55,600
‫اگه توی سفارتخونه باشه،
‫از سیمپسون می‌پرسم که بهم دِینی داره

244
00:26:55,760 --> 00:27:02,040
‫باید بدونیم زبون وا کرده یا نه
‫و اینکه چه کسانی رو لو داده

245
00:27:02,200 --> 00:27:05,920
‫ببخشید، می‌تونم بهتون ملحق بشم؟

246
00:27:07,440 --> 00:27:08,840
‫نه

247
00:27:17,480 --> 00:27:21,000
‫اخیرا بخاطر گودانو بازجویی شده

248
00:27:24,360 --> 00:27:29,160
‫- دلیلی برای شک کردن بهش داری؟
‫- نه

249
00:27:30,440 --> 00:27:33,880
‫اما شاید بهتر باشه تجدید نظر کنیم

250
00:27:34,040 --> 00:27:36,680
‫کِی با اینگرید آشنا شدی؟

251
00:27:38,760 --> 00:27:44,080
‫- چند سال پیش توی یه کافه
‫- لازمه که با جزئیاتِ بیشتری صحبت کنید

252
00:27:45,720 --> 00:27:49,400
‫توی کافه به طور اتفاقی با همدیگه آشنا شدیم
‫منم تنها بودم و ایشون هم زیبا

253
00:27:51,800 --> 00:27:55,960
‫منطقیـه
‫سعی کردید که جذب سازمانـتون کنیدش؟

254
00:27:56,120 --> 00:27:57,880
‫خیر

255
00:27:58,040 --> 00:27:59,360
‫چرا نه؟

256
00:28:01,720 --> 00:28:05,880
‫ممکنه براتون غافلگیرکننده باشه
‫اما ما همیشه خانم‌های زیبا رو جذب نمی‌کنیم

257
00:28:06,040 --> 00:28:11,040
‫گاهی‌اوقات مثل جیمز باند،
‫فقط قصد ارتباط باهاشون رو داریم

258
00:28:11,200 --> 00:28:14,360
‫به یه رابطۀ عاشقانه تبدیل شد؟

259
00:28:18,840 --> 00:28:22,040
‫- می‌شه گفت یه چیزی بینـمون بود
‫- یه «چیزی»؟

260
00:28:25,480 --> 00:28:27,960
‫و تا چه مدت برقرار بود؟

261
00:28:29,200 --> 00:28:31,920
‫چند ماهی بود، شایدم یک سال

262
00:28:33,680 --> 00:28:37,240
‫ازشون خواستید در زمینۀ هرکدوم از
‫عملیات‌هاتون، بهتون کمک بکنه؟

263
00:28:37,400 --> 00:28:40,240
‫شرایط چنین کاری رو نداشت

264
00:28:40,400 --> 00:28:42,840
‫- برای این کار ساخته نشده بود
‫- چرا اینطور فکر می‌کنید؟

265
00:28:43,000 --> 00:28:44,560
‫زیادی...

266
00:28:48,000 --> 00:28:52,000
‫زیادی احساساتیـه

267
00:28:53,560 --> 00:28:58,720
‫- سلام لوئیس
‫- سلام فرنک، توی جلسه‌ست

268
00:28:58,880 --> 00:29:00,840
‫اجازه بدید ببینم چه کاری از دستـم برمیاد

269
00:29:05,640 --> 00:29:07,480
‫از این طرف لطفا

270
00:29:07,640 --> 00:29:12,480
‫- اطلاعات آلمان چی می‌خواد؟
‫- می‌خواست با گودانو صحبت کنه

271
00:29:12,640 --> 00:29:16,160
‫- چرا در این مورد با من مشورتی نشد؟
‫- چون اینجا نبودی

272
00:29:16,320 --> 00:29:19,120
‫بدون حضور من نمی‌تونن آدمم رو بازجویی کنن

273
00:29:19,280 --> 00:29:22,640
‫آدم تو نیست فرنک
‫آدم سازمان سیاست

274
00:29:22,800 --> 00:29:27,520
‫از مُخبر استازی خبر دارن
‫خانم وان وایزنوف

275
00:29:27,680 --> 00:29:30,680
‫- به جان بگو زیر نظر داشته باشدش
‫- ادی داره این کار رو می‌کنه

276
00:29:30,840 --> 00:29:32,240
‫خوبه

277
00:29:34,800 --> 00:29:39,560
‫منابعـمون خبر آوردن که چائوشسکو
‫می‌خواد با کارتر تماس برقرار کنه

278
00:29:39,720 --> 00:29:44,440
‫کارتر جواب تلفن‌هام رو نمی‌ده امپریالستِ لعنتی!

279
00:29:44,600 --> 00:29:46,120
‫ای کشاورز احمق!

280
00:29:46,280 --> 00:29:49,360
‫باید همه‌جا ویکتور رو بی‌اعتبار کنیم،

281
00:29:49,520 --> 00:29:51,760
‫تا آمریکایی‌ها بیخیالـش بشن

282
00:29:51,920 --> 00:29:53,920
‫الان نمی‌تونم چنین کاری بکنم!

283
00:29:54,080 --> 00:29:58,240
‫اینطوری فکر می‌کنن تموم این سال‌ها
‫مثل یه احمق بهش اعتماد کردم!

284
00:29:58,400 --> 00:30:01,600
‫به من نگاه کن نیکولای
‫تو یه قربانی هستی

285
00:30:01,760 --> 00:30:05,440
‫طوری نشون بده که انگار
‫این هیولا وادارت کرده

286
00:30:07,800 --> 00:30:10,720
‫درسته، می‌دونم باید چیکار کنم

287
00:30:58,280 --> 00:31:01,720
‫- یه خبرهایی واست دارم
‫- شما؟

288
00:31:01,880 --> 00:31:04,120
‫من برای دولت رومانی کار می‌کنم

289
00:31:04,280 --> 00:31:06,880
‫درمورد ویکتور گودانوست،
‫می‌شه صحبت کنیم؟

290
00:31:08,240 --> 00:31:09,720
‫باشه

291
00:31:09,880 --> 00:31:13,560
‫تا حالا از خودت نپرسیدی
‫که چرا الان پناهنده شده؟

292
00:31:13,720 --> 00:31:15,400
‫چرا زودتر اقدام نکرده؟

293
00:31:15,560 --> 00:31:18,840
‫همین چند ماه پیش، گودانو
‫با دخترش فرانسه بود،

294
00:31:19,000 --> 00:31:20,760
‫چرا اون موقع چنین کاری نکرد؟

295
00:31:20,920 --> 00:31:23,480
‫می‌تونست دخترش رو هم
‫با خودش ببره

296
00:31:28,640 --> 00:31:32,240
‫اینجا انبارِ گودانوئه

297
00:31:32,400 --> 00:31:33,720
‫باند قاچاقی رو اداره می‌کرد

298
00:31:33,880 --> 00:31:36,200
‫که باعث حسادت مافیا می‌شد

299
00:31:37,880 --> 00:31:41,840
‫از نظر من اینجا فقط یه
‫اتاقـه با کلی چیزمیز

300
00:31:42,000 --> 00:31:45,440
‫- از کجا بفهمم که انبار اون بوده؟
‫- اجازه بدید

301
00:31:47,200 --> 00:31:48,800
‫همسرشون

302
00:31:50,240 --> 00:31:53,640
‫خب که چی؟ کمونیسم
‫نظام فاسدیـه،

303
00:31:53,800 --> 00:31:55,680
‫همه هم این رو می‌دونن

304
00:31:58,320 --> 00:31:59,960
‫ایشون لری بوگدن هستن

305
00:32:01,520 --> 00:32:05,320
‫مامور سابق گودانو که
‫تشکیلات قاچاقـش رو اداره می‌کرد

306
00:32:05,480 --> 00:32:08,640
‫به محض اینکه لری دستگیر شد
‫گودانو دستور قتلـش رو داد

307
00:32:11,680 --> 00:32:16,680
‫ببینید من قدردانِ تلاشـتون هستم
‫اما این بازی رو زیادی خوب بلدم

308
00:32:16,840 --> 00:32:20,760
‫تفرقه بنداز و حکومت کن، بی‌اعتبارش می‌کنید
‫تا کسی حرف‌هاش رو باور نکنه

309
00:32:23,160 --> 00:32:24,800
‫بسیار خب پس

310
00:32:28,200 --> 00:32:31,920
‫از ویکتور درمورد این آقا بپرسید

311
00:32:33,600 --> 00:32:39,520
‫همکار سابق و دوستـشون
‫ویکتور شخصا کشتدش

312
00:32:39,680 --> 00:32:46,520
‫- فقط ازش بپرس و عکس‌العملش رو ببین
‫- ما طرز کار نظامـتون رو می‌شناسیم رفقا

313
00:32:47,560 --> 00:32:49,800
‫به نظرم همه‌چیز ساختگیـه

314
00:32:52,040 --> 00:32:55,320
‫حالا اگه اجازه بدید،
‫باید به کارهام برسم

315
00:32:58,120 --> 00:33:01,400
‫شرط می‌بندم داستانِ پسرک
‫آبنبات‌خور رو واست تعریف کرده

316
00:33:04,680 --> 00:33:09,240
‫بذار حدس بزنم، حتما توی داستانـش
‫به پدرش هم اشاره کرده، نه؟

317
00:33:11,080 --> 00:33:14,520
‫پدرش هیچوقت توی کارخونۀ
‫آبنبات‌سازی کار نمی‌کرده

318
00:33:15,560 --> 00:33:17,320
‫بلکه مادرش بوده

319
00:33:18,840 --> 00:33:21,200
‫اما ویکتور با توجه به شنونده‌ای
‫که داره، خوشش میاد

320
00:33:21,360 --> 00:33:23,600
‫شخصیت داستان رو تغییر بده

321
00:33:28,320 --> 00:33:32,600
‫مجبور نیستید حرف‌هام رو باور کنید،
‫می‌دونم از این موضوع نفع می‌برم

322
00:33:32,760 --> 00:33:35,480
‫اما اگه جای شما بودم،
‫بهش فکر می‌کردم

323
00:33:37,480 --> 00:33:41,040
‫آخه چطور مردی حاضر می‌شه
‫خونواده‌اش رو رها کنه؟

324
00:33:52,560 --> 00:33:56,320
‫چه خبره؟ باید بدونم

325
00:33:56,480 --> 00:34:00,960
‫خبری نشده،
‫فقط یه فرصت شغلیـه

326
00:34:01,120 --> 00:34:06,680
‫- تو کاسب نیستی
‫- مهمه، باید بهمون اعتماد کنی

327
00:34:06,840 --> 00:34:09,640
‫من به عمر اعتماد دارم ولی به تو نه

328
00:34:09,800 --> 00:34:13,520
‫اون ساده‌ست اما تو باهوشی
‫تو فریبـش می‌دی

329
00:34:13,680 --> 00:34:17,920
‫من رو سرزنـش نکن
‫خودش می‌تونه از خودش مراقبت کنه

330
00:34:18,080 --> 00:34:22,960
‫ببین می‌دونم برادرمی
‫و من واقعا دوستت دارم

331
00:34:24,560 --> 00:34:26,960
‫اما من می‌ترسم

332
00:34:27,120 --> 00:34:31,840
‫چند ماهی غیبـت می‌زنه
‫و حالا یهویی سر و کله‌ات پیدا شده

333
00:34:32,000 --> 00:34:35,320
‫- من دنبال دردسر نیستم
‫- دردسر؟

334
00:34:35,480 --> 00:34:38,280
‫وقتی تو و عمر بهم نیاز داشتید
‫دردسر نبودم براتون!

335
00:34:38,440 --> 00:34:42,040
‫- بهتون کمک کردم...
‫- تو همیشه یه چیزی در مقابل می‌خوای!

336
00:34:42,200 --> 00:34:46,600
‫- اگه منظورت پدر و مادرمونه...
‫- خونواده‌ام رو قاطیِ این ماجرا نکن!

337
00:34:46,760 --> 00:34:50,280
‫- منم جز خونواده‌تـم!
‫- تو بدترین کابوسِ منی!

338
00:35:17,280 --> 00:35:20,640
‫فکر می‌کردم مرخصی گرفتی سافیا

339
00:35:20,800 --> 00:35:23,720
‫باید باهاتون صحبت کنم

340
00:35:23,880 --> 00:35:26,000
‫صورتـت چی شده؟

341
00:35:27,480 --> 00:35:28,960
‫بیا داخل

342
00:35:34,400 --> 00:35:35,960
‫بشین

343
00:35:42,200 --> 00:35:44,760
‫چی شده؟ کسی زدتت؟

344
00:35:47,320 --> 00:35:49,040
‫به من بگو

345
00:35:53,400 --> 00:35:55,400
‫نمی‌تونم

346
00:36:12,720 --> 00:36:14,600
‫بهم بگو

347
00:36:16,200 --> 00:36:18,120
‫هرچیزی رو می‌تونی بهم بگی

348
00:36:20,040 --> 00:36:25,360
‫شوهرم عمر و برادرم،
‫دارن نقشۀ یه چیزی رو می‌ریزن

349
00:36:25,520 --> 00:36:27,680
‫تسلیحات دارن!

350
00:36:30,560 --> 00:36:33,480
‫می‌ترسم کسی بمیره

351
00:36:41,800 --> 00:36:43,960
‫چرا پیش من اومدی؟

352
00:36:46,560 --> 00:36:50,600
‫- کی فرستادتت؟
‫- هیچکس

353
00:36:51,440 --> 00:36:54,560
‫برای کی کار می‌کنی؟
‫کی فرستادتت سافیا؟

354
00:36:54,720 --> 00:36:56,360
‫هیچکس!

355
00:36:59,880 --> 00:37:01,200
‫هی

356
00:37:04,800 --> 00:37:07,760
‫اینجا تو تنها دوستِ منی

357
00:37:09,480 --> 00:37:11,360
‫به کمک نیاز دارم

358
00:37:12,560 --> 00:37:14,080
‫خواهش می‌کنم

359
00:37:22,360 --> 00:37:25,880
‫بیا فرنک
‫ارزونتـرینی بود که تونستم پیدا کنم

360
00:37:28,920 --> 00:37:33,320
‫خب پس گمونم حتما عصبانیت کرده، نه؟

361
00:37:33,480 --> 00:37:36,680
‫باشه خب، اگه چیزی نیاز داشتی بهم...

362
00:37:37,800 --> 00:37:40,680
‫هم‌رزم چائوشسکو پلیس امنیتی رو

363
00:37:40,840 --> 00:37:42,200
‫سراغ خونوادۀ گودانو فرستاد

364
00:37:42,360 --> 00:37:44,160
‫تا همه‌چیز رو پاکسازی کنن

365
00:37:45,880 --> 00:37:48,760
‫من هم خبرهای خوبی دارم
‫گوش کن

366
00:37:49,880 --> 00:37:53,800
‫خب پس گمونم حتما عصبانیت کرده، نه؟

367
00:37:55,040 --> 00:37:58,440
‫صحبتـمون با جکسون نتیجه داده
‫یه سری مشکلات وجود دارن

368
00:37:58,600 --> 00:38:02,960
‫این فرصتِ ماست
‫آدم‌هات رو آماده کن

369
00:38:24,440 --> 00:38:26,040
‫خوشت نیومد؟

370
00:38:28,000 --> 00:38:29,520
‫من ازش خوشم میاد

371
00:38:38,760 --> 00:38:40,280
‫اجازه هست؟

372
00:38:54,800 --> 00:38:56,680
‫دخترت رو دوست داری؟

373
00:39:10,480 --> 00:39:14,760
‫- سوالـت رو نمی‌فهمم
‫- سوال ساده‌ایـه

374
00:39:17,760 --> 00:39:20,400
‫البته که دوستش دارم، خودت می‌دونی
‫بیشتر از هرچیزی دوستش دارم

375
00:39:20,560 --> 00:39:21,880
‫بله

376
00:39:23,720 --> 00:39:28,680
‫چطوری پدری که دخترش رو
‫بیشتر از هرچیزی دوست داره

377
00:39:28,840 --> 00:39:31,320
‫اینطوری رهاش می‌کنه؟

378
00:39:32,600 --> 00:39:38,360
‫با دونستن اینکه چه بلاهایی
‫ممکنه سرش بیاد؟ چطوری حاضر می‌شه؟

379
00:39:42,120 --> 00:39:44,240
‫تنها فرصتی بود که داشتم

380
00:39:45,440 --> 00:39:49,240
‫- باید ازش استفاده می‌کردم
‫- می‌بینی، درکـش نمی‌کنم

381
00:39:51,080 --> 00:39:54,000
‫چند ماه پیش با ایلانا به فرانسه رفته بودید

382
00:39:55,600 --> 00:39:58,160
‫اون موقع هم می‌تونستی بری
‫اما نرفتی

383
00:39:59,440 --> 00:40:00,840
‫چرا؟

384
00:40:02,840 --> 00:40:04,440
‫چرا الان؟

385
00:40:14,320 --> 00:40:16,560
‫امروز یه هدیه گرفتم

386
00:40:18,680 --> 00:40:21,120
‫کلی عکس‌های باحال

387
00:40:22,760 --> 00:40:26,440
‫می‌دونی ویکتور، دلیلِ اومدنـت به پیشِ ما
‫واقعا اهمیت داره

388
00:40:26,600 --> 00:40:29,520
‫خودت می‌دونی که
‫چقدر انگیزه‌ات حائز اهمیتـه

389
00:40:29,680 --> 00:40:35,200
‫- سعی دارن فریبـت بدن
‫- مشخص می‌شه کی داره کی رو فریب می‌ده

390
00:40:39,200 --> 00:40:44,400
‫بگو ببینم
‫تنها فرزندت رو رها کردی

391
00:40:44,520 --> 00:40:46,360
‫- هرگز حاضر به انجام چنین کاری نیستم
‫- اما این کار رو کردی!

392
00:40:51,440 --> 00:40:54,400
‫موش زبونـت رو خورده؟
‫الان فرصت داری ویکتور!

393
00:40:54,560 --> 00:40:56,520
‫حقیقت رو بگو

394
00:40:57,880 --> 00:41:01,800
‫من بخاطر چندتا شیشه نوشیدنی و
‫لوازم الکترونیکی تحت بازجویی هستم

395
00:41:01,960 --> 00:41:04,480
‫قصد داشتم توی واشنگتن درموردش...

396
00:41:04,640 --> 00:41:08,040
‫مهم نیست که چقدر
‫نوشیدنی و توستر

397
00:41:08,200 --> 00:41:12,280
‫توی اون انبار کوفتیت داشتی
‫من بهت اعتماد کردم و تو بهم دروغ گفتی!

398
00:41:13,840 --> 00:41:17,160
‫توی چشم‌هام نگاه کردی
‫و یه مُشت چرت و پرت درمورد

399
00:41:17,320 --> 00:41:19,840
‫حقیقت و پدرانگی گفتی

400
00:41:22,240 --> 00:41:24,040
‫تو کی هستی ویکتور؟

401
00:41:47,920 --> 00:41:50,800
‫شنیدم که همکارت بوده

402
00:41:56,760 --> 00:41:59,960
‫پس حقیقت داره، تو کُشتیـش

403
00:42:03,720 --> 00:42:08,240
‫- بله، سعی داشتم بهت بگم...
‫- که با یه گلوله مغز همکارت رو ترکوندی؟

404
00:42:08,400 --> 00:42:10,440
‫- اگه می‌گفتی، حتما یادم می‌موند
‫- باید درک کنی

405
00:42:10,600 --> 00:42:12,840
‫نه، تو باید درک کنی!

406
00:42:13,000 --> 00:42:17,360
‫که با مخفی کردن چنین چیزی، هم پناهندگیِ
‫خودت و هم حرفۀ من رو به خطر انداختی

407
00:42:17,520 --> 00:42:20,880
‫چرا؟ من بدتر از آدم‌هایی که
‫به اسم منفعت عموم

408
00:42:21,040 --> 00:42:23,680
‫باهاشون کار کردی نیستم و
‫خودتم این رو می‌دونی!

409
00:42:23,840 --> 00:42:26,760
‫تو نمی‌فهمی!

410
00:42:26,920 --> 00:42:30,120
‫مسئله قتل نیست،
‫مسئله اعتماده ویکتور!

411
00:42:30,280 --> 00:42:34,560
‫بهت اعتماد داشته باشیم، وارد می‌شی
‫این اعتماد نباشه، حذف می‌شی

412
00:42:34,720 --> 00:42:37,480
‫فکر می‌کردم باهوشتـر از این حرف‌هایی

413
00:42:41,040 --> 00:42:43,520
‫من تنها دوستی بودم که داشتی

414
00:43:14,760 --> 00:43:19,840
‫بهت که گفتم! بخاطر ما به اینجا اومدن
‫همینجا بمون

415
00:43:23,920 --> 00:43:29,480
‫- ایلانا گودانو؟ با ما بیاید
‫- ولـم کنید! مامان!

416
00:43:29,640 --> 00:43:32,800
‫- نه! مامان!
‫- نه، نه، نه! نه!

417
00:43:32,800 --> 00:43:35,000
‫- نه! مامان!
‫- نه، نه، نه! نه!

418
00:43:38,440 --> 00:43:43,440
‫نه، نه! نه!

419
00:45:07,040 --> 00:45:08,560
‫الو؟

420
00:45:10,800 --> 00:45:12,560
‫خودتی؟

421
00:45:12,720 --> 00:45:17,360
‫- حالت خوبه؟
‫- نه، نه خوب نیستم

422
00:45:18,720 --> 00:45:20,600
‫کارمن به خونه‌ام اومد

423
00:45:20,760 --> 00:45:23,480
‫و یه عکس از تو و شاکاروف
‫بهم نشون داد

424
00:45:23,640 --> 00:45:26,240
‫خدمتکارم درمورد یه
‫حمله بهم گفته،

425
00:45:26,400 --> 00:45:29,920
‫- حتما اتفاقی نبوده
‫- آرومتـر، چه حمله‌ای؟

426
00:45:30,080 --> 00:45:33,720
‫نمی‌دونم چه خبر شده
‫اما جریان بزرگی داره رخ می‌ده،

427
00:45:33,880 --> 00:45:36,920
‫و من قاطی این داستانـم
‫و نمی‌دونم باید به کی اعتماد کنم

428
00:45:37,080 --> 00:45:38,920
‫به من می‌تونی اعتماد کنی

429
00:45:39,080 --> 00:45:41,600
‫اون عکس ساختگیـه
‫کارمن دنبالِ منـه

430
00:45:41,760 --> 00:45:43,720
‫هیچکدوم از حرف‌هاش رو باور نکن

431
00:45:43,880 --> 00:45:47,800
‫الان نباید توی بُن جنجالی به پا بشه اینگرید

432
00:45:47,960 --> 00:45:49,520
‫درمورد حمله بهم بگو

433
00:45:49,680 --> 00:45:52,760
‫وقتی آزاد شدم می‌تونم بهت کمک کنم
‫می‌تونم به یه جای امن ببرمت

434
00:45:52,920 --> 00:45:58,080
‫- می‌تونم کمکت کنم مخفی بشی
‫- مثل تو مخفی بشم؟ نخیر ممنون

435
00:45:59,640 --> 00:46:05,080
‫- بگو ببینم چی می‌دونی اینگرید
‫- من فقط یه اسم می‌دونم

436
00:46:08,240 --> 00:46:13,800
‫عمر فهیم، اون و برادر سافیا
‫درصدد یه کاری هستن

437
00:46:15,080 --> 00:46:18,480
‫همین رو به دوست‌های آمریکاییت برسون
‫و دیگه هیچوقت بهم زنگ نزن

438
00:46:18,640 --> 00:46:21,080
‫نه اینگرید صبر کن، من اون اسم رو می‌شناسم

439
00:46:21,240 --> 00:46:24,440
‫حق با توئه
‫هیچکدوم از این‌ها اتفاقی نیست

440
00:46:25,840 --> 00:46:28,120
‫اطلاعات آلمان خبر داره که تو استازی هستی

441
00:46:30,200 --> 00:46:35,080
‫- چی؟
‫- باید فرار کنی، همین الان فرار کن!
