﻿1
00:00:34,240 --> 00:00:37,680
‫- آماده باشید
‫- کارت‌های شناساییـتون رو دربیارید

2
00:01:20,280 --> 00:01:25,200
‫- از کجا گیرش آوردی؟
‫- مثل همیشه، به لطفِ معاملات

3
00:01:27,160 --> 00:01:32,000
‫- نوار به دستش رسیده؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم

4
00:01:35,280 --> 00:01:38,360
‫اگه خبری بشه،
‫اولین نفر تو خبردار می‌شی

5
00:01:40,360 --> 00:01:42,720
‫اطلاعات آلمان فکر می‌کنه
‫هدف یه کنیسه توی شهر بُن‌ـه

6
00:01:42,800 --> 00:01:45,560
دارن یه عملیات راه می‌اندازن
به ارتباطاتـشون متصل شدیم

7
00:02:08,760 --> 00:02:11,720
‫[در 1958 ارتش جماهیر شوروی رومانی را ترک کرد]

8
00:02:19,200 --> 00:02:22,920
‫[در 1964 رومانی شوروی را
‫از سیاست‌های خارجی خود جدا کرد]

9
00:02:23,720 --> 00:02:26,760
‫[در 1965 نیکولای چائوشسکو به قدرت رسید]

10
00:02:35,840 --> 00:02:39,720
‫[در 1967 رومانی سفارت‌خانه‌ای در آلمان غربی تأسیس کرد]

11
00:02:39,920 --> 00:02:43,800
‫[در 1969 رئیس جمهور آمریکا نیکسون،
‫به رومانی سفر کرد]

12
00:02:49,280 --> 00:02:54,800
‫[در 1977 چائوشسکو به مذاکرات صلح بین مصر و اسرائیل سرعت بخشید]

13
00:03:10,880 --> 00:03:15,520
‫«جاسوس برتر»
‫«فصل اوّل، قسمت ششم - پایانی»

14
00:03:19,160 --> 00:03:24,000
‫چیکار کردی ویکتور؟
‫چیکار کردی؟ تنهامون گذاشتی!

15
00:03:24,040 --> 00:03:28,720
‫بچه‌ام رو ازم گرفتی!
‫بچه‌ام رو ازم گرفتی!

16
00:03:28,840 --> 00:03:31,320
‫بچه‌ام رو ازم گرفتی!

17
00:03:35,680 --> 00:03:39,760
‫ادلا رو بردن تیمارستان؟
‫حتما داره ادا درمیاره

18
00:03:39,840 --> 00:03:43,520
‫یه کاری کرد دخترش فرار کنه،
‫حالا نوبت فرار خودشه

19
00:03:48,280 --> 00:03:50,280
‫نیکولای

20
00:03:52,040 --> 00:03:53,880
‫می‌شه بهم نگاه کنی؟

21
00:03:54,000 --> 00:03:58,680
‫به من گوش نکردی
‫بهت گفتم چطوری باید ویکتور رو عذاب بدیم

22
00:03:58,720 --> 00:04:00,760
‫باید دخترش رو بکشی

23
00:04:00,840 --> 00:04:04,880
‫به نیروهای امنیتی بگو
‫مخفیگاه ایلانا رو پیدا کنن

24
00:05:18,000 --> 00:05:22,760
‫تو کی هستی؟
‫ما کجاییـم؟

25
00:05:26,120 --> 00:05:27,640
‫این رو بخون

26
00:05:27,640 --> 00:05:29,520
‫از طرفِ مادرتـه

27
00:05:36,160 --> 00:05:39,920
‫نترس!
‫من یکی از دوست‌های نزدیکِ ادلام

28
00:05:39,960 --> 00:05:43,840
‫ما دو تا مظنون داریم
‫عمر فهیم و جبار حسن

29
00:05:43,920 --> 00:05:45,920
‫اما ممکنه تعدادشون بیشتر باشه

30
00:05:46,040 --> 00:05:49,040
‫حتما مسلح
‫و شدیدا خطرناک هستن

31
00:05:49,160 --> 00:05:51,160
‫از شهروندها مراقبت کنید

32
00:05:51,240 --> 00:05:54,800
‫نمی‌خوایم با این مسئله،
‫حمام خون به راه بیفته

33
00:06:21,040 --> 00:06:23,080
‫تک‌تیراندازها موضع گرفتن

34
00:06:25,160 --> 00:06:27,680
‫به همه‌جای ساختمون داریم نیرو می‌فرستیم

35
00:06:28,720 --> 00:06:31,280
‫هنوز مظنونی دیده نشده

36
00:06:37,840 --> 00:06:39,600
‫حالا داریم وارد کنیسه می‌شیم

37
00:06:49,720 --> 00:06:55,520
‫کنیسه داره تخلیه می‌شه
‫همچنان اثری از عمر و جبار نیست

38
00:06:55,600 --> 00:07:01,240
‫- حالا چی؟ نمی‌دونم چیکار کنم
‫- جبار میاد

39
00:07:21,280 --> 00:07:25,400
‫- مامورین در جای خود هستن
‫- تفهیم شد، همه آماده باش‌ان

40
00:07:26,600 --> 00:07:29,240
‫همه‌شون دارن می‌رن
‫باید انجامش بدیم

41
00:07:29,280 --> 00:07:30,720
‫باشه

42
00:07:37,400 --> 00:07:40,600
‫بمب رو پیدا کردیم
‫داریم خنثی می‌کنیمـش

43
00:07:42,280 --> 00:07:44,280
‫الله با ماست

44
00:07:53,040 --> 00:07:56,840
‫نه توروخدا! چی شده؟

45
00:07:56,920 --> 00:07:59,040
‫- بمب خنثی شده
‫- خوبه

46
00:07:59,160 --> 00:08:01,600
‫این پایان کار نیست
‫هنوز باید اونا رو پیدا کنیم

47
00:08:01,720 --> 00:08:03,680
‫تازه شروعـشه، درسته؟

48
00:08:03,720 --> 00:08:05,960
‫غیرممکنـه، می‌رم بررسی کنم

49
00:08:07,480 --> 00:08:12,160
‫هنوز مظنون‌ها رو دستگیر نکردیم
‫همه‌جا رو داریم می‌گردیم

50
00:08:12,280 --> 00:08:14,600
‫مطمئنم جبار میاد

51
00:08:14,680 --> 00:08:16,920
‫باید صبر کنن تا...

52
00:08:17,000 --> 00:08:20,400
‫یادتون باشه مسلح و خطرناک‌ان

53
00:08:31,160 --> 00:08:37,400
‫من چیزی نمی‌بینم، شما اینجا بمونید
‫متوجه شدید؟

54
00:08:38,880 --> 00:08:42,120
‫حواست باشه
‫تعدادشون بیشتر از ماست

55
00:08:45,400 --> 00:08:47,120
‫ویکتور

56
00:08:49,280 --> 00:08:54,000
‫توی قسمت تدارکات بهت نیاز دارن
‫یه چیزی درموردِ نوار دخترتـه

57
00:08:54,040 --> 00:08:57,120
‫ارتباطتون رو قطع کنید
‫هیچ صدایی ازتون درنیاد

58
00:09:02,000 --> 00:09:05,440
‫- مظنون مشاهده شد
‫- بگیریدیشون! بکشیدشون

59
00:09:34,920 --> 00:09:38,680
‫مظنون داره سلاحش رو درمیاره
‫بهش شلیک کنید

60
00:09:40,120 --> 00:09:43,920
‫مظنون کشته شد
‫تکرار می‌کنم، عمر فهیم کشته شد

61
00:09:45,200 --> 00:09:46,440
‫ویکتور کجاست؟

62
00:09:47,640 --> 00:09:51,760
‫ببخشید، مشکلی نداره
‫تا قسمت تدارکات راهنماییشون کنید؟

63
00:09:51,800 --> 00:09:54,040
‫واقعا شرمنده، ممنونم

64
00:10:30,440 --> 00:10:32,560
‫چه کوفتی شده؟

65
00:10:59,920 --> 00:11:01,640
‫- ویکتور رو دیدی؟
‫- آره

66
00:11:01,680 --> 00:11:05,520
‫- با یکی از نیروهای دریایی به قسمت تدارکات رفت
‫- چی؟ چرا؟

67
00:11:05,560 --> 00:11:08,920
‫یه تماسی گرفتن، یه چیزی
‫درمورد نوار دخترش گفتن

68
00:11:09,000 --> 00:11:12,640
‫- کی زنگ زد؟
‫- دبی؟

69
00:11:12,680 --> 00:11:15,640
‫دبی از قسمت تدارکات و ارسال
‫تماس می‌گیرم

70
00:11:15,680 --> 00:11:17,520
‫سلام عزیزم، جانم؟

71
00:11:17,640 --> 00:11:24,160
‫خب یه نواری با برچسب
‫ویکتور گو... گودانو دستمه؟

72
00:11:24,200 --> 00:11:26,560
‫باید برای دخترش
‫به رومانی ارسال بشه

73
00:11:26,680 --> 00:11:29,160
‫- ویکتور رو می‌شناسید؟
‫- بله، بله می‌شناسم

74
00:11:29,280 --> 00:11:32,920
‫بسیارخب، عزیزم من
‫به یه مشکل فنی کوچک برخوردم

75
00:11:33,000 --> 00:11:35,280
‫می‌تونید بهشون بگید
‫به دیدنـم بیان؟

76
00:11:35,400 --> 00:11:37,920
‫خیلی طول نمی‌کشه،
‫بعدش سریعا نوارش رو ارسال می‌کنیم

77
00:11:38,000 --> 00:11:41,000
‫اون نوار توی کشوی میز منه لویس
‫حتما گیج شدی

78
00:11:41,040 --> 00:11:45,440
‫گمون کنم، اجازه بدید با قسمت تدارکات تماس بگیرم،
‫و خبرش رو بهتون بدم

79
00:12:03,520 --> 00:12:07,160
‫ممنون
‫مرخصید، باقیش با من

80
00:12:41,560 --> 00:12:43,520
‫ماشۀ کوفتی رو بکش دیگه

81
00:12:46,000 --> 00:12:49,800
‫عجله داری شما؟ من که ندارم

82
00:12:51,160 --> 00:12:55,320
‫می‌خوام دلیلـش رو بدونم
‫چرا خیانت کردی؟

83
00:12:58,400 --> 00:13:00,280
‫دونستنش نفعی هم داره؟

84
00:13:01,680 --> 00:13:05,040
‫نه، واسه تو یکی که نه

85
00:13:05,160 --> 00:13:07,680
‫ولی برای من، میرچا،

86
00:13:07,760 --> 00:13:11,200
‫و همۀ مامورهایی که بخاطر تو
‫مُردن مثل سورین آره،

87
00:13:11,280 --> 00:13:14,400
‫می‌خوایم دلیلـش رو بدونیم

88
00:13:14,440 --> 00:13:17,680
‫حتی از اون معشوقۀ استازیِ بلوندتم محافظت نکردی

89
00:13:17,800 --> 00:13:20,040
‫به هرچیزی دست بزنی نابود می‌شه

90
00:13:20,160 --> 00:13:24,160
‫چرا؟ چرا به کشورت خیانت کردی؟

91
00:13:26,520 --> 00:13:29,040
‫بخاطر خودم این کار رو کردم خب؟

92
00:13:30,920 --> 00:13:34,680
‫به دولت مزخرفی خیانت کردم
‫که ازش خسته شدم

93
00:13:35,920 --> 00:13:38,400
‫خسته شدی؟

94
00:13:38,520 --> 00:13:40,160
‫از حکومت کردن خسته شدی،

95
00:13:40,200 --> 00:13:43,800
‫واسه همینم فکر کردی اگه واسه
‫آمریکایی‌ها کار کنی، بهتره؟

96
00:13:43,920 --> 00:13:46,520
‫فکر می‌کردم باهوشتـر از این حرف‌هایی

97
00:13:47,680 --> 00:13:49,680
‫در اشتباه بودی

98
00:13:51,000 --> 00:13:55,680
‫راضی شدی؟
‫یه احمق رو گرفتید

99
00:13:56,800 --> 00:14:02,520
‫قراره اینطوری توی تاریخ ازت یاد بشه
‫هم‌رزم ویکتور

100
00:14:02,560 --> 00:14:07,520
‫یه نامرد که به کشورش، دوست‌هاش،

101
00:14:07,560 --> 00:14:10,920
‫و به دخترش پشت کرد

102
00:14:47,160 --> 00:14:52,560
‫گفته بودم که ما روسی‌ها
‫تا تهش وفادار می‌مونیم

103
00:15:34,560 --> 00:15:37,320
‫- اینگرید؟
‫- اینگرید اینجا نیست، رفته

104
00:15:42,040 --> 00:15:44,120
‫- ممنون، ممنونم
‫- چی تو چنته داریم؟

105
00:15:44,160 --> 00:15:47,880
‫نیروهای امنیتی داره همۀ ساختمون‌ها
‫رو اتاق به اتاق بررسی می‌کنن

106
00:15:47,920 --> 00:15:50,000
‫برو دم ورودی پرس و جو کن،
‫شاید کسی دیدتـش

107
00:15:50,040 --> 00:15:52,200
‫عه؟ چشم قربان

108
00:15:54,760 --> 00:15:56,800
‫- فرنک‌، بفرمایید
‫- منم

109
00:15:56,880 --> 00:16:00,160
‫- کجایی؟
‫- توی خیابون‌ها، چارۀ دیگه‌ای نداشتم

110
00:16:00,280 --> 00:16:03,040
‫منظورت چیه چاره‌ای نداشتی؟
‫بعد از اون همه بدبختی که برای آوردنت کشیدیم!

111
00:16:03,160 --> 00:16:07,040
‫- فقط بگو ببینم گرفتیـشون؟
‫- بمب رو خنثی کردیم

112
00:16:07,160 --> 00:16:08,560
‫جبار چی؟

113
00:16:08,680 --> 00:16:11,800
‫نه، عمر با دو تای دیگه‌شون،
‫کریم و عبدل رو گرفتیم

114
00:16:11,880 --> 00:16:14,160
‫باید جبار رو پیدا کنیم

115
00:16:14,280 --> 00:16:17,160
‫ماجرا هنوز تموم نشده
‫من می‌شناسمش، حتما یه نقشۀ دیگه داره

116
00:16:17,200 --> 00:16:20,120
‫خیله‌خب پس برگرد
‫آلمانی‌ها رو توجیه می‌کنیم

117
00:16:20,160 --> 00:16:24,040
‫من به آلمانی‌ها اعتماد ندارم
‫جبار همیشه یک قدم جلوتر از بقیه‌ست

118
00:16:24,160 --> 00:16:27,280
‫بیا توی پارکینگ
‫باید اینگرید رو پیدا کنم

119
00:16:30,280 --> 00:16:34,880
‫خوشبختانه، زخم‌هاتون خوب می‌شه
‫اما لو رفتی

120
00:16:34,920 --> 00:16:37,920
‫برای شوهرت یادداشتی گذاشتی؟

121
00:16:39,040 --> 00:16:44,200
‫من... خیلی عجله‌ای رفتم
‫اصلا وقت نداشتم

122
00:16:44,280 --> 00:16:46,520
‫که اینطور

123
00:16:46,560 --> 00:16:51,720
‫بهش زنگ بزن
‫بهش بگو که عاشق یکی دیگه شدی

124
00:16:51,840 --> 00:16:54,160
‫و نباید بیاد دنبالت بگرده

125
00:16:56,640 --> 00:16:58,560
‫همین الان این کار رو بکن

126
00:16:59,560 --> 00:17:01,560
‫اوه، گریه هم بکن

127
00:17:01,640 --> 00:17:06,680
‫همیشه زنی که گریه می‌کنه
‫بخشیده می‌شه...

128
00:17:06,720 --> 00:17:09,080
‫پس فقط زنگ بزن

129
00:17:11,880 --> 00:17:13,320
‫حالا

130
00:18:24,000 --> 00:18:26,120
‫سلام! شما کی هستید؟

131
00:18:26,160 --> 00:18:28,400
‫فرنک جکسون از سازمان سیام
‫کاری باهاتون نداریم

132
00:18:28,440 --> 00:18:30,400
‫من هیچ کاری نکردم،
‫من... من فقط تمیزکاری می‌کنم

133
00:18:30,440 --> 00:18:32,760
‫اینگرید کجاست؟

134
00:18:32,880 --> 00:18:36,120
‫خونۀ مادرشوهرش
‫مریض شدن

135
00:18:36,160 --> 00:18:39,000
‫- جبار کجاست؟
‫- نمی‌دونم کجاست

136
00:18:39,120 --> 00:18:41,120
‫من مثل برادرم نیستم

137
00:18:43,920 --> 00:18:45,280
‫یالا جواب بده

138
00:18:47,280 --> 00:18:50,160
‫- گوستاو؟
‫- اینگرید، من...

139
00:18:50,200 --> 00:18:52,480
‫اینگرید

140
00:18:52,600 --> 00:18:54,280
‫وی... ویکتور؟

141
00:18:57,880 --> 00:19:01,000
‫توی... توی خونۀ من چیکار داری؟

142
00:19:04,840 --> 00:19:06,080
‫حالت خوبه؟

143
00:19:07,440 --> 00:19:11,680
‫نگران شده بودم
‫فکر کردم شاید...

144
00:19:12,880 --> 00:19:17,840
‫من... من... من اشتباه کردم

145
00:19:17,920 --> 00:19:21,000
از... نظرشون مُهرۀ سوخته‌ام
‫من...

146
00:19:22,960 --> 00:19:26,400
‫فکر نکنم کلا بتونم به خونه برگردم

147
00:19:26,440 --> 00:19:29,280
‫می‌تونم کمکت کنم
‫می‌تونم امنیتت رو تامین کنم

148
00:19:29,400 --> 00:19:32,160
‫بهم بگو کجایی

149
00:19:32,200 --> 00:19:35,680
‫می‌تونم سابقه‌ات رو پاک کنم
‫و به یه جای امن ببرمت

150
00:19:35,760 --> 00:19:39,200
‫و همۀ این کارها رو می‌تونی
‫از آمریکا انجام بدی، نه؟

151
00:19:39,240 --> 00:19:42,520
‫بهم گوش بده
‫ما بمب رو پیدا کردیم

152
00:19:42,640 --> 00:19:46,160
‫و توی این مسئله نقش مهمی داشتی،
‫می‌تونم ازش استفاده کنم

153
00:19:48,440 --> 00:19:50,920
‫شایدم بتونی همراهِ من بیای

154
00:19:53,680 --> 00:19:55,280
‫خداحافظ ویکتور

155
00:19:56,760 --> 00:19:58,200
‫خداحافظ، عز...

156
00:20:04,400 --> 00:20:05,920
‫بیا!

157
00:20:10,520 --> 00:20:12,600
‫فقط می‌خوام پسرم در امان باشه

158
00:20:12,680 --> 00:20:16,000
‫اگه بهمون کمک کنید، بهتون اطمینان می‌دم
‫که هم خودت و هم پسرت در امان باشید

159
00:20:25,480 --> 00:20:29,760
‫انبارش توی «لاونگاس 41»ـه

160
00:20:30,840 --> 00:20:34,840
‫به اداره پلیس برو و بهشون بگو
‫که باید با «ورنر باومگارتن» صحبت کنی

161
00:20:34,920 --> 00:20:39,000
‫مال اطلاعات آلمانه، با هیچکس دیگه صحبت نکنی‌ها
‫بگو که فرنک جکسون فرستادتت

162
00:21:13,680 --> 00:21:18,440
‫نترس
‫من نیومدم که بهت آسیبی برسونم

163
00:21:18,520 --> 00:21:22,000
‫شنیدم که نمی‌خوای
‫با پدرت به آمریکا بری

164
00:21:22,120 --> 00:21:25,440
‫نمی‌خوام آدم‌هایی که دوستشون دارم
‫رو رها کنم

165
00:21:26,600 --> 00:21:29,920
‫البته باید یه چیزی رو درک کنی

166
00:21:30,000 --> 00:21:33,240
‫که هیچ راه برگشتی نداری

167
00:21:33,360 --> 00:21:38,920
‫اگه اصرار به برگشتن داشته باشی،
‫می‌شه ترتیبش رو داد

168
00:21:39,000 --> 00:21:43,680
‫اما... سر از تیمارستان درمیاری

169
00:21:44,960 --> 00:21:46,960
‫یا حتی بدترش

170
00:21:48,200 --> 00:21:50,440
‫عمرا دووم بیاری

171
00:21:51,680 --> 00:21:54,280
‫اگه دختر اون پدری...

172
00:21:56,200 --> 00:21:57,720
‫...خودت می‌دونی

173
00:22:01,840 --> 00:22:06,640
‫- از من چی می‌خواید؟
‫- فعلا هیچی

174
00:22:08,080 --> 00:22:12,520
‫فقط یه قول کافیه...
‫برای این که به آمریکا برسی

175
00:22:17,200 --> 00:22:20,840
‫می‌تونی بری
‫بوریس ازت مراقبت می‌کنه

176
00:22:27,680 --> 00:22:31,720
‫از پرترۀ چائوشسکوت خوشم اومد

177
00:22:31,840 --> 00:22:33,520
‫افسوس که مادرت سوزوندش

178
00:23:25,720 --> 00:23:29,680
‫اینجا نیست
‫از هدف دوم نشونی هست؟

179
00:23:34,080 --> 00:23:35,720
‫نه

180
00:23:41,840 --> 00:23:46,960
‫نگاه کن ویکتور، چرا باید
‫پاسپورت رومانی داشته باشن؟

181
00:23:47,080 --> 00:23:48,880
‫بذار ببینم

182
00:23:53,920 --> 00:23:56,920
‫- کجا پیداشون کردی؟
‫- همینجا روی میز

183
00:23:57,000 --> 00:24:00,440
‫انگار یکی عمدا اینجا گذاشتـدشون،
‫می‌خواستن که پیدا بشن

184
00:24:00,480 --> 00:24:02,880
‫دشمن‌های چائوشسکوئن

185
00:24:40,240 --> 00:24:41,760
‫کنفرانس بین‌المللی

186
00:24:41,880 --> 00:24:44,480
‫تاثیرگذاری بر مبارزه با فقر دوران کودکی

187
00:25:14,280 --> 00:25:17,440
‫به سفارتخونۀ آمریکا خوش اومدید
‫در خدمتـم

188
00:25:17,520 --> 00:25:19,200
‫ویکتور گودانو؟

189
00:25:22,840 --> 00:25:27,080
‫من ایلانا گودانو هستم
‫دخترشون

190
00:25:27,320 --> 00:25:30,040
‫ساشا کنوین

191
00:25:30,120 --> 00:25:32,160
‫یه چیزی پیدا کردم فرنک

192
00:25:35,760 --> 00:25:38,200
‫فکر کنم این یارو ساشا
‫احتمالا هدف دومـه

193
00:25:38,320 --> 00:25:39,600
‫سفارتخونه‌ست

194
00:26:00,760 --> 00:26:04,120
‫- جان میلر هستم
‫- فرنک کجاست؟

195
00:26:04,160 --> 00:26:05,920
‫رفته تا جایی... میاد

196
00:26:06,040 --> 00:26:09,920
‫همین الان ایلانا گودانو وارد سفارتخونه شد
‫ویکتور رو برسون

197
00:26:10,040 --> 00:26:12,800
‫بسه سیمپسون
‫انقدر زر نزن، قطع کن!

198
00:26:15,120 --> 00:26:16,880
‫از همۀ شما حضار محترم

199
00:26:16,920 --> 00:26:19,200
‫برای شرکت در این کنفرانس
‫از خیریۀ بین‌المللی کمال تشکر رو دارم

200
00:26:19,320 --> 00:26:22,320
‫مفتخرم سخنرانِ بعدیمون
‫رو خدمتتون معرفی کنم،

201
00:26:22,360 --> 00:26:24,120
‫بازماندۀ هولوکاست،

202
00:26:24,160 --> 00:26:28,120
‫و شخصی که دهه‌هاست
‫دوست خطابـش کردم

203
00:26:28,160 --> 00:26:31,080
‫آقای ساشا کنوین تنها یک بازمانده نیست

204
00:26:31,120 --> 00:26:32,880
‫مدت‌هاست با عنوان بهترین

205
00:26:32,920 --> 00:26:37,880
‫بازیکن بسکتبال دنیا شناخته شده

206
00:26:37,960 --> 00:26:41,080
‫لطفا بفرمایید... بنشینید

207
00:26:45,920 --> 00:26:49,800
‫آخه چطوری به بُن رسیدید؟

208
00:26:52,920 --> 00:26:54,360
‫جان میلر هستم

209
00:26:54,400 --> 00:26:57,200
‫جان من فرنکم، گوش بده بهم
‫یه بمب دیگه هم هست

210
00:26:57,320 --> 00:27:00,040
‫- هدفـش سفارتخونۀ آمریکاست
‫- چی؟

211
00:27:00,120 --> 00:27:02,880
‫تموم مدت کنفرانس
‫هدفِ جبار بوده

212
00:27:02,960 --> 00:27:04,360
‫تازه ویکتور سر از کارش درآورده

213
00:27:04,440 --> 00:27:07,680
‫باید همه رو از اونجا خارج کنی
‫و دنبال جبار بگردی

214
00:27:07,800 --> 00:27:09,680
‫و مراقب باش،
حتما بمب همراهـشه

215
00:27:09,800 --> 00:27:12,160
‫- فورا ساختمون رو تخلیه کنید
‫- چشم، باشه

216
00:27:12,280 --> 00:27:13,640
‫- فرنک؟
‫- بله؟

217
00:27:13,760 --> 00:27:15,840
‫- ایلانا گودانو اومده اینجا
‫- چی؟

218
00:27:15,880 --> 00:27:18,400
‫آره، توی دفترت نشسته

219
00:27:19,640 --> 00:27:21,800
‫الان حرکت می‌کنم
‫مراقبـش باش تا برسم

220
00:27:21,880 --> 00:27:25,280
‫- بقیه رو از اونجا خارج کن!
‫- حتما

221
00:27:25,360 --> 00:27:27,120
‫- چی؟
‫- دخترت

222
00:27:27,160 --> 00:27:29,560
‫همین الان به سفارتخونه رفته

223
00:27:29,600 --> 00:27:32,520
‫- مطمئنی؟
‫- جان پیشـشه، بیا بریم

224
00:27:32,600 --> 00:27:35,880
‫باید همین الان عکس
‫چهرۀ جبار حسن رو فتوکپی کنیم

225
00:27:35,960 --> 00:27:37,440
‫- چشم
‫- باشه

226
00:27:41,120 --> 00:27:43,120
‫هنوزم ویکتور رو پیدا نکردی؟

227
00:27:43,200 --> 00:27:47,200
‫پیش فرنکـه
‫یه سرنخی رو تا کلن دنبال کردن

228
00:27:47,320 --> 00:27:50,560
‫الان فرنک تماس گرفت
‫ظاهرا جبار با بمب توی سفارتخونه‌ست

229
00:27:50,600 --> 00:27:52,040
‫ظاهرا چی؟

230
00:27:52,120 --> 00:27:55,200
‫مدرکی دارن مبنی بر اینکه
‫همین الان جبار اینجاست

231
00:27:56,360 --> 00:27:57,800
‫مراقبـش باش

232
00:27:57,880 --> 00:27:59,960
‫وقتی که توی اردوگاه‌های آموزشی
‫با عمر آشنا شدی،

233
00:28:00,080 --> 00:28:03,800
‫یه وقتی واسش پاسپورت رومانی
‫که جور نکردی، کردی؟

234
00:28:06,840 --> 00:28:10,440
‫من تا حالا اون پاسپورت‌ها رو ندیدم،
‫اگه سوالت اینه

235
00:28:12,800 --> 00:28:14,880
‫ساشا کنوین!

236
00:28:23,200 --> 00:28:25,680
‫هدفـمون جبار حسنــه

237
00:28:25,800 --> 00:28:29,160
‫ممکنه شش تیغه کرده باشه،
‫شایدم خودش رو شبیه به اسرائیلی‌ها کرده

238
00:28:29,280 --> 00:28:32,880
‫احتمال خیلی زیاد هم اسمش رو تغییر داده
‫فورا پیداش کنید

239
00:28:32,920 --> 00:28:35,920
‫...برای کمک به این جوانان
‫که رویاهای بزرگتری در سر داشته باشن،

240
00:28:36,040 --> 00:28:40,440
‫در زمینۀ ورزشی بهتر بشن
‫و برای خودشون آینده‌ای بسازن

241
00:28:40,560 --> 00:28:45,640
‫همونطور که خبر دارید، چنین فرصت‌هایی
‫برای نسلِ من وجود نداشته

242
00:28:45,760 --> 00:28:47,280
‫کاملا برعکس بوده

243
00:28:50,880 --> 00:28:52,840
‫با عرض پوزش، گزارش دادن

244
00:28:52,880 --> 00:28:56,280
‫توی زیرزمین سفارتخونه
‫نشتی گاز شده

245
00:28:56,360 --> 00:28:59,440
‫متاسفانه همگی باید
‫ساختمون رو تخلیه کنیم

246
00:28:59,560 --> 00:29:03,680
‫کنفرانس بعد از رسیدگی به
‫این مسئله، ادامه پیدا می‌کنه

247
00:29:03,800 --> 00:29:05,960
بفرمایید، بفرمایید

248
00:29:19,680 --> 00:29:24,360
‫قربان؟ ساک دستیتون رو فراموش کردید

249
00:29:49,440 --> 00:29:51,000
‫خودشه!

250
00:30:08,200 --> 00:30:10,840
‫از این بابت متاسفم

251
00:30:10,920 --> 00:30:14,680
‫معمولا اینطوری شلوغ پلوغ نمی‌شه

252
00:30:14,760 --> 00:30:17,440
‫واقعا اینجا اکثرا یکنواخته

253
00:30:19,760 --> 00:30:21,920
‫اصلا نمی‌فهمی چی دارم می‌گم، نه؟

254
00:30:36,000 --> 00:30:39,280
‫- نه، نه، نه، ولش کن
‫- بذار برم!

255
00:30:40,920 --> 00:30:44,200
‫هیچکس به من نزدیک نشه، من یه بمب دارم!
‫تا دو دقیقۀ دیگه منفجر می‌شه!

256
00:30:44,240 --> 00:30:48,200
‫- تفنگت رو بذار زمین! فورا!
‫- هرکاری می‌گه بکن

257
00:30:50,840 --> 00:30:52,640
‫بندازش این طرف

258
00:30:55,400 --> 00:30:59,200
‫روی زمین دراز بکشید!
‫روی زمین دراز بکشید! فورا!

259
00:31:13,400 --> 00:31:15,760
‫بخوابید روی زمین!

260
00:31:15,880 --> 00:31:17,400
‫بسه!

261
00:31:18,680 --> 00:31:22,640
‫خوبی؟ والتر ببرش
‫لطفا به یه جای امن ببرش!

262
00:31:22,680 --> 00:31:24,440
‫برو، برو، برو!

263
00:31:37,960 --> 00:31:42,040
‫- قربان... قربان... من بودم این کار رو نمی‌کردم
‫- می‌دونی باید کدومشون رو ببُری؟

264
00:31:42,160 --> 00:31:47,000
‫واحد تسلیحاتی گذروندم
‫روشی که برای ساخت این چیزها دارن،

265
00:31:47,120 --> 00:31:50,360
‫اینه که یا واقعا پیچیده‌ست
‫و به ظاهر ساده می‌سازنش،

266
00:31:50,440 --> 00:31:54,640
‫یا اینکه ساده‌ست و
‫به ظاهر پیچیده می‌سازنش

267
00:31:54,680 --> 00:31:56,200
‫خب؟

268
00:32:02,440 --> 00:32:04,960
‫گمونم مدل پیچیده‌اشون بوده

269
00:32:34,840 --> 00:32:36,920
‫کسی این پایین اومد الان؟
‫یه آقای مصری؟

270
00:32:36,960 --> 00:32:38,720
‫نه، هیچکسی نیومد

271
00:33:28,960 --> 00:33:30,960
‫دوباره با همدیگه روبه‌رو شدیم

272
00:33:32,240 --> 00:33:37,280
‫باز هم توی جای اشتباهی
‫و در زمان اشتباهیـه

273
00:33:41,360 --> 00:33:43,600
‫شاکاروف برای این کار فرستادتت؟

274
00:33:45,000 --> 00:33:48,640
‫نمی‌دونستم دخترت قراره اینجا باشه

275
00:33:50,280 --> 00:33:52,320
‫مگه مهم بود اصلا؟

276
00:33:53,600 --> 00:33:55,640
‫اهمیت داشت که یه چاقو
‫زیر گلوش گذاشتی؟

277
00:33:55,760 --> 00:34:00,800
‫بیخیال ویکتور!
‫تو عضو کاگ‌‌ب هستی
‫(سرویس اطلاعات شوروی سابق)

278
00:34:00,880 --> 00:34:06,280
‫فکر نمی‌کردی که رویای آمریکاییت
‫رو ارزون بدست بیاری...

279
00:34:07,800 --> 00:34:09,360
‫درست می‌گم؟

280
00:34:31,400 --> 00:34:34,400
‫- همه حالـشون خوبه؟
‫- پدرم کجاست؟

281
00:34:34,440 --> 00:34:38,000
‫یه جسد پیدا شده، مظنون شناسایی شده
‫مرگش تایید شده

282
00:34:38,080 --> 00:34:39,640
‫بابا!

283
00:34:43,760 --> 00:34:45,600
‫من رو ببخش

284
00:34:48,000 --> 00:34:49,800
‫لطفا من رو ببخش

285
00:35:33,720 --> 00:35:35,400
‫فرنک جکسون هستم

286
00:35:35,440 --> 00:35:36,960
‫کارتر مدارک رو امضا کرد

287
00:35:37,040 --> 00:35:40,040
‫دو ساعت دیگه می‌تونیم
‫سوار هواپیماش کنیم

288
00:35:40,120 --> 00:35:43,120
‫عجب عوضیِ رو مخی هستی تو بخدا،
‫ترکوندی فرنک!

289
00:35:43,240 --> 00:35:44,800
‫هیچوقت ایمانـم رو از دست ندادم اسکات

290
00:35:44,880 --> 00:35:47,960
‫- توی واشنگتن می‌بینمت
‫- باشه

291
00:35:52,920 --> 00:35:55,160
‫کاری نکن که پشیمون بشم ویکتور

292
00:36:04,920 --> 00:36:09,560
‫بفرما عزیزم
‫می‌تونم پیشتون بشینم؟

293
00:36:29,880 --> 00:36:32,160
‫خب چطوری به آلمان اومدی؟

294
00:36:35,920 --> 00:36:38,440
‫می‌خواد بدونه چطوری به اینجا اومدی؟

295
00:36:40,400 --> 00:36:43,520
‫یکی از دوست‌های مامانـم
‫بهم کمک کرد

296
00:36:43,600 --> 00:36:45,000
‫توی یه ماشین مخفیـم کرد

297
00:36:45,080 --> 00:36:49,280
‫تا اینکه به اتریش رسیدم
‫و بعدش با ماشین به اینجا اومدم

298
00:36:49,360 --> 00:36:51,560
‫یکی از دوستانِ مادرش

299
00:36:51,640 --> 00:36:55,120
‫توی یه ماشین مخفیش کردن
‫و بعدش از اتریش تا اینجا رو با ماشین اومد

300
00:36:56,520 --> 00:36:59,120
‫بهت پاسپورت جعلی
‫و مدارک دادن؟

301
00:36:59,240 --> 00:37:02,240
‫بهت پاسپورت یا مدرکی چیزی دادن؟

302
00:37:02,320 --> 00:37:05,400
‫اصلا روحمم خبر نداره سر مرز
‫چی بهشون نشون دادن، من خوابیده بودم

303
00:37:05,440 --> 00:37:08,160
‫خبر نداره، خواب بود

304
00:37:08,280 --> 00:37:10,000
‫و بعدش اینجا پیاده‌ات کردن؟

305
00:37:10,080 --> 00:37:13,760
‫- خودشون دم سفارتخونه رسوندنت؟
‫- دو چهارراه اونورتر

306
00:37:13,840 --> 00:37:15,640
‫دو تا چهارراه اونورتر

307
00:37:21,640 --> 00:37:26,760
‫- این دوست مامان کیه؟ من رو می‌شناخت؟
‫- نه، حرفی ازت نزد

308
00:37:29,120 --> 00:37:32,480
‫این دوست یه خانـمه
‫ولی اسمش رو هم نمی‌دونه

309
00:37:34,080 --> 00:37:36,000
‫تا حالا قبلا دیده بودتـش؟

310
00:37:36,080 --> 00:37:37,840
‫قبلا تا حالا دیدیش؟

311
00:37:37,920 --> 00:37:41,440
‫چند باری که با مامان بیرون
‫رفته بودم، دیدمش

312
00:37:41,520 --> 00:37:44,640
‫فقط یه چندباری با مامانـش

313
00:37:47,160 --> 00:37:52,440
‫در ازای اینکه تا اینجا بیارنش
‫ازش چیزی خواستن؟

314
00:37:52,520 --> 00:37:56,560
‫چیزی تحویل بده؟
‫قولی بده؟

315
00:37:56,640 --> 00:37:58,440
‫در مقابل چیزی ازت خواستن؟

316
00:37:58,520 --> 00:38:01,320
‫چیزی بیاری
‫یا قولی بدی؟

317
00:38:06,240 --> 00:38:10,000
‫ممنون، دیگه سوالی ندارم

318
00:38:14,080 --> 00:38:17,960
‫هی، یه هدیه از طرف بابات آوردم برات

319
00:38:18,040 --> 00:38:20,520
‫نشد که به مقصد برسه

320
00:38:26,040 --> 00:38:28,040
‫تنهات می‌ذارم

321
00:38:31,040 --> 00:38:34,960
‫ایلانای عزیزتر از جانـم،

322
00:38:35,040 --> 00:38:39,000
‫نمی‌تونم تصور کنم بخاطر من
‫چه‌ها که نکشیدی

323
00:38:39,080 --> 00:38:45,160
فقط ازت می‌خوام حرف‌های اون شبـم رو
آویزۀ گوشت بکنی

324
00:38:45,280 --> 00:38:49,520
برای ‫نجات پیدا کردن،
‫فقط بخاطر همین رفتم

325
00:38:50,920 --> 00:38:55,240
‫من رفتم چون می‌خوام زندگیـت
‫عاری از هرگونه رمز و راز باشه

326
00:38:56,960 --> 00:39:01,240
‫آخرین شانسِ من برای
‫تقدیم کردنِ این زندگی به تو بوده

327
00:39:08,960 --> 00:39:13,440
‫توی آمریکا بالاخره آزاد خواهی بود
‫آزادیـش مثل رومانی نیست

328
00:39:14,920 --> 00:39:16,840
‫توی رومانی،
‫باید خودمون رو به فساد می‌کشیدیم

329
00:39:16,920 --> 00:39:20,960
‫تا یه رژیم فاسد سر پا بمونه

330
00:39:21,040 --> 00:39:27,280
‫منم همینکار رو کردم، احتمالا شنیدی
‫که متهم به چه اتهاماتی شدم

331
00:39:27,360 --> 00:39:31,280
‫اما تو زندگیِ متفاوتی خواهی داشت

332
00:39:31,360 --> 00:39:34,920
‫بهت قول می‌دم که آزاد و رها باشی

333
00:40:09,760 --> 00:40:13,600
‫خب بالاخره به آزادی رسیدن
‫چه احساسی داره؟

334
00:40:13,720 --> 00:40:19,640
‫من هرگز آزاد نخواهم بود
‫چائوشسکو تا روز مرگـش، دنبالـم می‌گرده

335
00:40:19,760 --> 00:40:22,960
‫هیچوقت دستش بهت نمی‌رسه
‫دیگه الان سازمان سیا پشتــته

336
00:40:23,040 --> 00:40:26,480
‫قراره با هویت جدید
‫به یه جای امن برای زندگی بفرستیمت

337
00:40:27,920 --> 00:40:31,240
‫نگران نباش ویکتور
‫به اون رویا می‌رسی

338
00:40:32,960 --> 00:40:35,360
‫از کدوم رویا حرف می‌زنی؟

339
00:40:35,440 --> 00:40:37,000
بعنوان یک شهروند توی آمریکا پیر می‌شی

340
00:40:37,640 --> 00:40:40,920
‫گمونم سعی کنم از این یه مورد
هم جون سالم به در ببرم

341
00:40:54,880 --> 00:40:57,880
‫در 17 سپتامبر سال 1978،
‫مذاکرات کمپ دیوید با امضای دو چارچوب

342
00:40:57,960 --> 00:41:00,960
‫مبنی بر صلح در خاورمیانه توسط رئیس‌جمهور سادات

343
00:41:01,040 --> 00:41:03,880
‫و نخست وزیر به نتیجه رسید
