﻿1
00:00:26,568 --> 00:00:28,194
‫دوباره پیدام کردی

2
00:00:32,115 --> 00:00:33,491
‫داری می‌میری

3
00:00:41,624 --> 00:00:43,334
‫با تیر سمی بهت شلیک کرد

4
00:00:43,877 --> 00:00:46,087
‫قبلا دندونپزشک بود

5
00:00:53,470 --> 00:00:55,180
‫پادزهرش اینه

6
00:00:55,346 --> 00:00:56,848
‫بده!

7
00:01:04,397 --> 00:01:05,940
‫صبر کن

8
00:02:00,870 --> 00:02:02,455
‫هی، جیو

9
00:02:03,206 --> 00:02:04,791
‫بله؟

10
00:02:08,169 --> 00:02:10,630
‫هنوز از تاریکی می‌ترسی؟

11
00:02:11,965 --> 00:02:13,675
‫آره

12
00:02:47,250 --> 00:02:50,753
‫-مثل سفینه فضایی می‌مونه!

13
00:02:54,966 --> 00:02:56,759
‫قراره سرد بشه

14
00:03:09,189 --> 00:03:10,690
‫جیون

15
00:03:13,902 --> 00:03:15,612
‫چیزی نمیشه

16
00:03:15,695 --> 00:03:17,739
‫همین الان گفتی 

17
00:03:20,450 --> 00:03:23,203
‫تا بهار برسه ما هم غذامون تموم میشه

18
00:03:25,163 --> 00:03:27,874
‫اونایی که زنده بمونن
‫با هم دعواشون میشه

19
00:03:29,500 --> 00:03:31,169
‫باید به فکر آینده باشیم

20
00:03:31,461 --> 00:03:34,756
‫باید بریم، چون این...

21
00:03:35,882 --> 00:03:37,467
‫نباید ادامه پیدا بکنه.

22
00:03:43,806 --> 00:03:49,187
‫«ایستگاه یازده»

23
00:03:50,688 --> 00:03:52,398
‫با چشم کوچیکم می‌بینم یه...

24
00:03:52,398 --> 00:03:53,775
‫به جیون گفتم بیاد پیشت!

25
00:03:53,775 --> 00:03:55,818
‫باید پیش هم باشین!

26
00:03:56,110 --> 00:03:59,072
‫نه، نه، نه، نه...

27
00:03:59,364 --> 00:04:00,615
‫نه، نمی‌خوام اینجا باشه

28
00:04:00,615 --> 00:04:02,700
‫برام مهم نیست که جیون رو نمی‌خوای...

29
00:04:04,494 --> 00:04:06,412
‫پس به نگهبان میگم جلوش رو بگیره!

30
00:04:41,990 --> 00:04:44,450
‫عصر بخیر آقای چادری، این
‫پایین فردی به اسم جیون هست

31
00:04:44,659 --> 00:04:46,619
‫میگه برادر شماست، به همراه خواهرزاده‌تون

32
00:04:46,828 --> 00:04:47,829
‫می‌خوان بیان بالا،

33
00:04:47,829 --> 00:04:49,330
‫یه سری وسایل برای
‫مهمونی کریسمستون آوردن...

34
00:04:49,330 --> 00:04:52,709
‫سلام، فرنک!-
‫-سلام دایی فرنک!

35
00:04:52,709 --> 00:04:54,085
‫بفرستشون بالا...

36
00:05:08,766 --> 00:05:10,727
‫فرنک! در رو باز کن، فرنک!

37
00:05:10,727 --> 00:05:12,478
‫-صبر کن...
‫-زود باش!

38
00:05:12,478 --> 00:05:14,063
‫-صبر کن!
‫-بازش کن!

39
00:05:16,399 --> 00:05:19,694
‫جیو... دختر کوچولوی سفیدپوست!

40
00:05:19,736 --> 00:05:21,946
‫باشه، داریم میاریمشون داخل... برو عقب!

41
00:05:22,697 --> 00:05:24,657
‫فرنک، این کرستنه.
‫کرستن، این فرنکه!

42
00:05:24,699 --> 00:05:26,909
‫-سلام
‫-بنظر میاد در حال حاضر

43
00:05:26,909 --> 00:05:28,995
‫با یک سری مشکلات
‫فنی مواجه هستیم...

44
00:05:28,995 --> 00:05:31,289
‫سلام، متیو هستم... در حقیقت...

45
00:05:31,289 --> 00:05:33,708
‫پاریس دیگه اساسا به آتیش کشیده شده!

46
00:05:35,168 --> 00:05:37,253
‫و تو چین کودتا کردن...

47
00:05:39,047 --> 00:05:40,798
‫-سعی کردن.
‫-گزارشی مبنی بر

48
00:05:40,798 --> 00:05:42,675
‫مرگ بیش از ده هزار نفر
‫امشب به دستمون رسیده...

49
00:05:42,675 --> 00:05:44,677
‫آره، شاید بهتر باشه خاموشش کنی.

50
00:05:44,969 --> 00:05:47,513
‫هنوز هیچ خبر دقیق و واضحی ندادن...

51
00:05:49,265 --> 00:05:50,641
‫خبری که اینجا داریم تینا

52
00:05:50,641 --> 00:05:51,976
‫در رابطه با سرعت کشتن این ویروس...

53
00:05:51,976 --> 00:05:53,728
‫تصور کن اونطوری بمیری...

54
00:05:53,728 --> 00:05:55,813
‫خب از نظر من،

55
00:05:56,230 --> 00:05:57,565
‫برق نرفته،

56
00:05:57,565 --> 00:05:59,275
‫یعنی تا چند روز آینده همه‌چیز

57
00:05:59,275 --> 00:06:00,902
‫به روال عادی برمی‌گرده.

58
00:06:03,112 --> 00:06:06,657
‫متیو این اخبار یک تشدید رادیکالی

59
00:06:06,657 --> 00:06:08,868
‫از چیزهاییه که قبلا شنیدیم...

60
00:06:10,370 --> 00:06:14,499
‫آه بله، درسته تینا...

61
00:06:14,499 --> 00:06:15,958
‫چیه؟

62
00:06:17,543 --> 00:06:22,006
‫نشسته اینجا و داره کم کم
‫می‌فهمه که پدر و مادرش مرده‌ان...

63
00:06:23,925 --> 00:06:26,636
‫من خودم هم دارم
‫کم کم می‌فهمم فرنک...

64
00:06:27,929 --> 00:06:30,431
‫که خواهر خودم هم مرده.

65
00:06:34,060 --> 00:06:35,937
‫و دوستم...

66
00:06:38,398 --> 00:06:40,316
‫ما دوتا آدم بالغیم...

67
00:06:40,858 --> 00:06:43,736
‫باید تظاهر کنیم که نترسیدیم.

68
00:06:48,908 --> 00:06:50,576
‫کرستن،

69
00:06:51,494 --> 00:06:55,832
‫شاید... دلت می‌خواد یه کم بخوابی؟

70
00:06:56,290 --> 00:06:58,042
‫یه اتاق‌خواب اضافه هست...

71
00:07:03,631 --> 00:07:05,800
‫هروقت مامان و بابام زنگ زدن بهت خبر میدم.

72
00:07:06,467 --> 00:07:08,594
‫شب بخیر جیون، شب بخیر فرنک

73
00:07:18,229 --> 00:07:20,189
‫خب، مثل اینکه بچه‌داری آسونه...

74
00:07:46,215 --> 00:07:48,009
‫قراره چی بشه؟

75
00:07:49,469 --> 00:07:51,053
‫جدی؟

76
00:07:55,057 --> 00:07:56,809
‫نمی‌دونم

77
00:07:58,769 --> 00:08:00,271
‫ولی خوشحالم که اینجایی.

78
00:08:05,067 --> 00:08:06,777
‫"شاه لیر" چطور بود؟

79
00:08:12,533 --> 00:08:16,704
‫"66 روز قبل از نمایش"

80
00:08:17,246 --> 00:08:18,372
‫فرنک؟

81
00:08:22,126 --> 00:08:23,836
‫کریسمس مبارک

82
00:08:26,547 --> 00:08:28,216
‫درسته...

83
00:08:28,966 --> 00:08:31,010
‫من... یادم رفته بود.

84
00:08:32,220 --> 00:08:34,430
‫چیزی برات نگرفتم

85
00:08:35,515 --> 00:08:37,141
‫اشکالی نداره

86
00:08:38,309 --> 00:08:40,061
‫میشه بهم پسش بدی؟

87
00:08:40,144 --> 00:08:41,979
‫"ایستگاه یازده" رو؟

88
00:08:42,438 --> 00:08:43,856
‫البته

89
00:08:45,566 --> 00:08:47,109
‫فقط به خوندنش ادامه دادم...

90
00:08:48,110 --> 00:08:50,112
‫باید به کارم برسم

91
00:08:50,821 --> 00:08:52,532
‫کتاب خوبیه ولی

92
00:08:52,823 --> 00:08:54,367
‫باهاش ارتباط برقرار می‌کنم.

93
00:08:54,367 --> 00:08:56,118
‫با کدوم شخصیت؟

94
00:08:59,163 --> 00:09:01,123
‫همشون.

95
00:09:16,889 --> 00:09:18,933
‫پادزهر رو توی جعبه کادو گذاشتی؟

96
00:09:19,141 --> 00:09:21,227
‫باید برگردم. کجاست؟

97
00:09:21,769 --> 00:09:23,646
‫کجاست؟

98
00:09:24,230 --> 00:09:26,190
‫فقط یه چیزی براش درست کردم

99
00:09:30,820 --> 00:09:32,822
‫اگر دلت می‌خواد بری می‌تونی بری

100
00:09:34,991 --> 00:09:37,493
‫پادزهر رو تو جیبت قایم کردم

101
00:09:42,832 --> 00:09:44,584
‫می‌دونستم اونجا رو چک نمی‌کنی

102
00:10:10,526 --> 00:10:12,486
‫نه، می‌تونم یه کم دیگه بمونم

103
00:10:20,411 --> 00:10:22,038
‫وقت هست...

104
00:10:30,046 --> 00:10:35,217
‫"75 روز قبل از نمایش"

105
00:10:37,845 --> 00:10:39,805
‫داره میره تو کمد

106
00:10:41,974 --> 00:10:45,019
‫چرا همه‌ی بچه‌ها دوست دارن
‫اتاقشون مثل اتاق هری پاتر باشه؟

107
00:10:47,188 --> 00:10:48,564
‫تا دنیا رو کوچیک‌ جلوه بدن.

108
00:10:51,692 --> 00:10:53,486
‫فکر می‌کنی حالش خوبه؟

109
00:10:53,944 --> 00:10:55,821
‫تازه فهمیده که پدر و مادرش مرده‌ان

110
00:10:55,821 --> 00:10:59,283
‫هشت سالشه، آسیب روحی دیده...

111
00:10:59,700 --> 00:11:01,327
‫هر سه‌تامون همینیم.

112
00:11:06,582 --> 00:11:08,501
‫اوه زود باش دیگه...

113
00:11:09,377 --> 00:11:11,754
‫این چشه؟ این چیز چشه؟

114
00:11:11,754 --> 00:11:14,715
‫جدی میگم چطوری این
‫همه تو زندگیت جلو رفتی؟

115
00:11:16,717 --> 00:11:18,427
‫باتری داری؟

116
00:11:19,261 --> 00:11:20,763
‫کشوی خرت و پرت‌ها رو چک کن...

117
00:11:43,285 --> 00:11:45,746
‫فرنک، میشه چند لحظه
‫خصوصی باهات صحبت کنم؟

118
00:11:46,080 --> 00:11:48,958
‫-بازم برامون معجون تخم مرغ درست کن...
‫-طرز تهیه‌ش رو دارین؟

119
00:11:49,083 --> 00:11:51,210
‫  نوشیدنی بریز تو معجون

120
00:12:05,516 --> 00:12:07,393
‫-چه غلطا، فرنک؟
‫-این...

121
00:12:07,393 --> 00:12:09,437
‫ببخشیدا، مواد ؟ ما
‫که اهل مواد  نیستیم!

122
00:12:09,437 --> 00:12:11,147
‫ما حتی مواد هم نمی‌کشیم!

123
00:12:11,230 --> 00:12:12,732
‫تو قبلا جوایز مختلف بردی...

124
00:12:12,732 --> 00:12:14,191
‫ترک کردم، پاکم... چیزی نیست.

125
00:12:14,191 --> 00:12:15,401
‫هیچکس همینجوری  مواد
‫رو ترک نمی‌کنه، فرنک!

126
00:12:15,401 --> 00:12:16,694
‫الان علائم ترک نداری؟

127
00:12:16,694 --> 00:12:18,529
‫سرما نخوردم...

128
00:12:20,406 --> 00:12:23,534
‫-اصلا کی شروع کردی؟
‫-ده ماه پیش...

129
00:12:26,912 --> 00:12:28,914
‫ناراحت‌کننده نیست، جیون... فقط...

130
00:12:28,914 --> 00:12:30,916
‫چیز خوبی نیست فرنک!

131
00:12:35,463 --> 00:12:38,674
‫نمی‌تونم تو حالت
‫هوشیار سایه‌نویسی کنم.

132
00:12:39,133 --> 00:12:40,676
‫پس سایه‌نویسی رو بذار کنار!

133
00:12:40,676 --> 00:12:42,136
‫تنها کاریه که بهم میدن!

134
00:12:42,136 --> 00:12:44,138
‫فرنک، شغل دیگه‌ای نمونده!

135
00:12:44,138 --> 00:12:45,431
‫باشه...

136
00:12:45,598 --> 00:12:48,559
‫وضعیت بیرون، هرچیزی که
‫هست به این قضیه ربطی نداره

137
00:12:48,726 --> 00:12:50,936
‫چون دو ساله که برای
‫ماموریت بیرون نرفتم...

138
00:12:52,146 --> 00:12:54,982
‫هرچیزی که قبلا داشتم، دیگه نیست.

139
00:12:55,858 --> 00:12:57,443
‫برمی‌گرده...

140
00:12:57,568 --> 00:12:59,862
‫روزنامه‌نگارها باید بیرون برن ...

141
00:12:59,862 --> 00:13:02,573
‫-پس رمان بنویس!
‫-نمی‌تونم چیزی از خودم در بیارم.

142
00:13:13,876 --> 00:13:16,337
‫اگر مجبور باشیم بریم، با هم میریم

143
00:13:16,337 --> 00:13:18,005
‫حالت بهتر میشه. مفصل رانت...

144
00:13:18,005 --> 00:13:21,425
‫مشکل از مفصلم نیست، جیون...

145
00:13:31,310 --> 00:13:33,062
‫الان دیگه یه بچه داریم

146
00:13:59,964 --> 00:14:01,465
‫گوش کن بهم

147
00:14:02,049 --> 00:14:03,592
‫نمایشنامه رو ننویس!

148
00:14:03,926 --> 00:14:05,594
‫هی کرستن!

149
00:14:06,053 --> 00:14:08,305
‫باید یه روز زودتر از اینجا می‌رفتین!

150
00:14:17,815 --> 00:14:20,860
‫فکر می‌کنم مرحله به
‫مرحله اتفاق بیوفته...

151
00:14:21,277 --> 00:14:24,947
‫تلویزیون و شبکه‌ها همین الان
‫هم پخششون رو متوقف کردن

152
00:14:25,447 --> 00:14:29,618
‫احتمالا بعدی سیستم مخابراته...
‫که همین الان هم ضعیف شده!

153
00:14:30,870 --> 00:14:33,038
‫جریان برق و اینترنت قطع نمیشه

154
00:14:33,038 --> 00:14:35,833
‫و افرادی که از ترس پنهان شده‌ان

155
00:14:35,833 --> 00:14:37,459
‫همدیگه رو تو اینترنت پیدا می‌کنن

156
00:14:37,501 --> 00:14:40,504
‫ولی این کار فقط یک
‫حقیقت رو می‌پوشونه،

157
00:14:40,504 --> 00:14:43,132
‫اینکه دیگه همه‌چیز تموم شده.

158
00:14:45,134 --> 00:14:48,304
‫ما با آنفولانزایی مواجه
‫شدیم که شدتش کم نمیشه

159
00:14:48,304 --> 00:14:50,139
‫فقط منفجر میشه.

160
00:14:50,931 --> 00:14:54,602
‫ما آمادگی این رو نداشتیم که از
‫هر هزار نفر یک نفر زنده بمونه.

161
00:14:55,936 --> 00:14:59,899
‫شیکاگو... دیگه شیکاگو نیست

162
00:15:00,733 --> 00:15:03,611
‫فقط دو و نیم میلیون جسده و...

163
00:15:08,282 --> 00:15:10,117
‫"79 روز قبل از نمایش"

164
00:15:10,117 --> 00:15:12,494
‫خبری از پدر و مادرت نشد؟

165
00:15:15,331 --> 00:15:16,832
‫فرنک هستم...

166
00:15:17,166 --> 00:15:18,709
‫برادر جیون

167
00:15:19,501 --> 00:15:21,211
‫یادته؟

168
00:15:26,842 --> 00:15:30,346
‫می‌دونی، اولین صبحی که اینجا بودم

169
00:15:30,346 --> 00:15:33,766
‫یادمه که آفتاب داشت بالای
‫دریاچه طلوع می‌کرد و...

170
00:15:34,808 --> 00:15:38,020
‫می‌دونستم که می‌خوام
‫برای همیشه اینجا باشم.

171
00:15:43,984 --> 00:15:46,111
‫ پنجره‌های رو به شرق... می‌دونی؟

172
00:15:48,405 --> 00:15:50,074
‫تازه اومدی اینجا؟

173
00:15:51,575 --> 00:15:52,868
‫ده ماه پیش

174
00:15:52,868 --> 00:15:54,828
‫شغلت چیه؟

175
00:15:55,704 --> 00:15:57,957
‫سایه‌نویسم.

176
00:15:58,374 --> 00:15:59,959
‫چی سایه‌نویسی می‌کنی؟

177
00:16:00,668 --> 00:16:02,711
‫یه خود زندگی‌نامه

178
00:16:03,712 --> 00:16:06,590
‫مگه هرکسی نباید
‫"خودزندگی‌نامه" خودش رو بنویسه؟

179
00:16:07,091 --> 00:16:08,926
‫اگر پولدار باشی نه.

180
00:16:16,558 --> 00:16:18,894
‫آم...

181
00:16:21,146 --> 00:16:24,984
‫گوش کن کرستن، برادرم...

182
00:16:25,150 --> 00:16:27,611
‫گاهی کارای عجیبی می‌کنه

183
00:16:29,279 --> 00:16:33,534
‫یه بار... یه پرنده با گردن
‫شکسته تو پیاده رو پیدا کرد

184
00:16:33,784 --> 00:16:35,703
‫و آوردش خونه.

185
00:16:35,911 --> 00:16:37,955
‫پرستار بچه‌ی خوبی نیست

186
00:16:37,955 --> 00:16:43,377
‫و منم منزوی هستم اما... جامون امنه.

187
00:16:46,588 --> 00:16:48,465
‫بچه‌ها غذا چی می‌خورن؟

188
00:16:53,387 --> 00:16:56,056
‫-پیراشکیت چطوره؟
‫-من یه برادر داشتم.

189
00:16:59,268 --> 00:17:01,687
‫قبل از اینکه به دنیا بیاد مرد

190
00:17:02,479 --> 00:17:04,690
‫شاید وقتی جیون سعی
‫داشت من رو به خونه ببره

191
00:17:04,690 --> 00:17:07,067
‫اون هم با پرستارش تو خونه بود.

192
00:17:07,067 --> 00:17:09,737
‫من سعی می‌کنم به موضوعاتی
‫که توش "شاید" داره فکر نکنم.

193
00:17:10,863 --> 00:17:12,531
‫پات چی شده؟

194
00:17:14,491 --> 00:17:17,619
‫-یکی سعی کرد منفجرم کنه.
‫-چرا؟

195
00:17:17,953 --> 00:17:19,997
‫جای اشتباهی بودم...

196
00:17:20,289 --> 00:17:21,498
‫سری‌لانکا...

197
00:17:21,498 --> 00:17:23,792
‫اونجا یه جنگی هست
‫که هرگز تموم نمیشه.

198
00:17:24,585 --> 00:17:26,754
‫اونجا چی کار می‌کردی؟

199
00:17:26,795 --> 00:17:30,215
‫برای یه مجله‌ای مقاله می‌نوشتم.

200
00:17:30,591 --> 00:17:32,426
‫چه مجله‌ای؟

201
00:17:32,426 --> 00:17:34,386
‫"ونیتی فیر"

202
00:17:34,970 --> 00:17:36,555
‫شنیدی راجع بهش؟

203
00:17:36,555 --> 00:17:38,098
‫نمی‌دونم

204
00:17:39,183 --> 00:17:42,603
‫خب،من اجازه نداشتم تو اون کشور بمونم

205
00:17:44,480 --> 00:17:48,025
‫و رفته بودم به یه  کافه...

206
00:17:48,442 --> 00:17:51,904
‫شروع کردم به صحبت با محلی‌ها...

207
00:17:51,904 --> 00:17:54,490
‫می‌دونی، با غریبه‌ها...
‫موضوع مشخصی نداشت...

208
00:17:55,741 --> 00:17:59,661
‫با یکی حرف زدم یه مدت... به
‫عنوان راهنمام استخدامش کردم...

209
00:17:59,953 --> 00:18:01,580
‫قدم زدیم

210
00:18:02,456 --> 00:18:04,625
‫تقریبا نصف روز رو قدم زدیم

211
00:18:05,959 --> 00:18:08,462
‫آخرین چیزی که از قبلش یادمه...

212
00:18:11,715 --> 00:18:14,927
‫به راهنمام نگاه کردم و
‫دیدم داره فرار می‌کنه...

213
00:18:14,968 --> 00:18:18,555
‫پس یه قدم برداشتم و بوم...

214
00:18:21,183 --> 00:18:22,810
‫زیر پام منفجر شد...

215
00:18:24,019 --> 00:18:25,771
‫پرت شدم تو هوا

216
00:18:31,568 --> 00:18:35,155
‫-بعد چی شد؟
‫-بعد تو بیمارستان بیدار شدم

217
00:18:37,449 --> 00:18:39,326
‫نمی‌دونستم کجام یا چی شده

218
00:18:39,326 --> 00:18:41,286
‫همه‌جام رو با بانداژ بسته بودن

219
00:18:41,328 --> 00:18:43,580
‫13 تا ترکش تو رونم بود

220
00:18:43,580 --> 00:18:45,916
‫شروع کردم به فریاد زدن برای کمک

221
00:18:45,916 --> 00:18:48,919
‫و پایین رو نگاه کردم
‫دیدم جیون اونجاست...

222
00:18:49,461 --> 00:18:51,964
‫روی زمین خوابیده بود

223
00:18:52,840 --> 00:18:55,717
‫پس با خودم فکر کردم...
‫که یا مردم یا خونه‌ام.

224
00:18:56,718 --> 00:19:00,764
‫-کجا بودی؟
‫-تو یه پایگاه نظامی تو سنگاپور

225
00:19:00,764 --> 00:19:04,560
‫با کارت سیا بلیت هواپیما
‫خرید و 24 ساعت تو راه بود.

226
00:19:06,145 --> 00:19:08,564
‫در ضمن فرست کلس گرفتم ...

227
00:19:11,191 --> 00:19:13,068
‫هیچ‌وقت نفهمید.

228
00:19:14,570 --> 00:19:15,863
‫فهمید.

229
00:19:15,988 --> 00:19:17,698
‫واقعا؟

230
00:19:32,713 --> 00:19:35,090
‫"44 روز قبل از نمایش"

231
00:19:38,051 --> 00:19:39,636
‫هی فرنک؟

232
00:19:41,597 --> 00:19:43,432
‫می‌خوای تو نمایشم اجرا کنی؟

233
00:19:44,975 --> 00:19:46,727
‫دیگه کیا توش اجرا می‌کنن؟

234
00:19:46,727 --> 00:19:50,189
‫پس فکر می‌کنم...

235
00:19:51,315 --> 00:19:52,566
‫ببخشید

236
00:19:52,566 --> 00:19:55,986
‫فکر می‌کنم باید تو اتاق
‫اضافه آتیش روشن کنیم

237
00:19:56,570 --> 00:19:57,988
‫چی؟

238
00:19:59,489 --> 00:20:00,824
‫صبر کن... هی جیو!

239
00:20:00,824 --> 00:20:04,411
‫میشه جفتتون ده دقیقه دیگه
‫سر میز بشینین صحبت کنیم؟

240
00:20:04,870 --> 00:20:06,496
‫باید یه چیزی نشونتون بدم

241
00:20:06,955 --> 00:20:10,042
‫-آره
‫-باشه

242
00:20:19,051 --> 00:20:20,677
‫اون روز داشتم کار می‌کردم

243
00:20:20,677 --> 00:20:22,471
‫به نوارهایی که برام
‫فرستاده بود گوش می‌دادم...

244
00:20:22,471 --> 00:20:24,139
‫و یه چیزی شنیدم

245
00:20:26,934 --> 00:20:30,687
‫نحوه‌ی خندیدنش بود...

246
00:20:30,729 --> 00:20:33,148
‫نمی‌تونستم واقعا.... باورش کنم

247
00:20:33,565 --> 00:20:36,693
‫پس تقویت و دستکاریش کردم...

248
00:20:36,693 --> 00:20:41,615
‫واقعیه... یه راهیه برای
‫سرحال نگه داشتن خودمون...

249
00:20:53,919 --> 00:20:55,921
‫♪ قبلنا که نوجوون بودم ♪

250
00:20:55,921 --> 00:20:58,548
‫♪ قبل از اینکه مقام و پیجری داشته باشم ♪

251
00:20:58,590 --> 00:21:01,134
‫♪ می‌تونستی ببینی که اکثرا به ♪
‫♪ آهنگای هیپ‌هاپ گوش میدن ♪

252
00:21:01,134 --> 00:21:03,011
‫♪ بابام می‌گفت که اون یاد ♪
‫♪ موسیقی بیباپ می‌ندازتش ♪

253
00:21:03,011 --> 00:21:04,179
‫-نه...
‫-♪ من گفتم خب بابایی... ♪

254
00:21:05,847 --> 00:21:09,476
‫"روز قبل نمایش"

255
00:21:09,685 --> 00:21:12,896
‫می‌دونم... می‌دونم
‫گفتی شصت روز ولی...

256
00:21:15,232 --> 00:21:17,192
‫راستی فکر نمی‌کنم آنفولانزا
‫هنوز بیرون پخش باشه

257
00:21:17,192 --> 00:21:19,361
‫تو که هیچ اطلاعاتی نداری!

258
00:21:20,529 --> 00:21:23,073
‫گفته بودی تا چند وقت غذا داریم فرنک؟

259
00:21:25,993 --> 00:21:27,911
‫-90 روز
‫-اوه 90 روز؟

260
00:21:27,911 --> 00:21:30,205
‫پس چقدر مونده... 12 روز
‫مونده تا از گشنگی بمیریم؟

261
00:21:30,205 --> 00:21:32,833
‫بیا اینم اطلاعاتت! باید بریم!

262
00:21:33,000 --> 00:21:34,710
‫فردا اولین کارمون همینه!

263
00:21:35,419 --> 00:21:37,254
‫خودزندگی‌نامه‌م تموم نشده

264
00:21:38,338 --> 00:21:40,465
‫نمایشنامه‌ی من هم همینطور،
‫ولی تقریبا تمومه...

265
00:21:40,465 --> 00:21:42,592
‫حس می‌کنم هیچ کدومتون
‫قرار نیست تمومش کنین.

266
00:21:49,850 --> 00:21:52,519
‫اون فیلم رو یادتونه... همونی که توش...

267
00:21:53,353 --> 00:21:55,522
‫یه تیم فوتبال بود که
‫همدیگه رو خوردن؟

268
00:21:55,522 --> 00:21:57,524
‫تو که یادت نمیاد، هشت سالته... فرنک؟

269
00:21:59,609 --> 00:22:01,611
‫-"زنده زنده"؟
‫-زنده زنده؟

270
00:22:01,611 --> 00:22:03,613
‫-آره، تیم راگبی بود...
‫-باشه، عالیه

271
00:22:03,613 --> 00:22:05,615
‫-خیلی فعال بودن...
‫-به اطلاعات بیشتری احتیاج داری

272
00:22:05,615 --> 00:22:07,576
‫یه برنامه داشتن، یه
‫جایی برای رفتن داشتن

273
00:22:07,576 --> 00:22:09,453
‫نقشه داشتن، می‌دونستن که...

274
00:22:09,453 --> 00:22:13,206
‫فرنک... این چیزیه که می‌دونیم...

275
00:22:15,208 --> 00:22:16,877
‫اونا نجات پیدا کردن.

276
00:22:27,888 --> 00:22:29,473
‫نجات پیدا کردن...

277
00:22:32,267 --> 00:22:34,853
‫آره، مجبور شدن همدیگه
‫رو بخورن، ولی زنده موندن.

278
00:22:35,187 --> 00:22:36,980
‫هی

279
00:22:37,773 --> 00:22:39,316
‫خوبی؟

280
00:22:39,608 --> 00:22:41,443
‫کجا بودی؟

281
00:22:43,820 --> 00:22:47,324
‫-نگاه می‌کردم...
‫-با چشم کوچیکم می‌بینم یه...

282
00:22:47,783 --> 00:22:50,327
‫فکر می‌کردم حرف زدن با خودش رو

283
00:22:50,327 --> 00:22:51,620
‫از وقتی رفتیم تو کابین شروع کرد.

284
00:22:52,037 --> 00:22:54,623
‫-اینجا شروعش کرد...
‫-نمی‌فهمم

285
00:22:55,248 --> 00:22:56,875
‫آره، دارم سعی می‌کنم

286
00:22:57,501 --> 00:23:00,462
‫سیا، نمی‌دونم... نمی‌کنه... این فرنکه!

287
00:23:00,462 --> 00:23:02,547
‫-کابین چیه؟
‫-بهم گوش نمیده

288
00:23:02,547 --> 00:23:04,841
‫نمی‌دونم سیا... ولی
‫قانعش می‌کنم، باشه؟

289
00:23:04,841 --> 00:23:05,884
‫میاد

290
00:23:05,884 --> 00:23:07,844
‫راضیش می‌کنم یا...

291
00:23:07,969 --> 00:23:11,765
‫کرستن با نمایشش راضیش می‌کنه.

292
00:23:13,975 --> 00:23:15,685
‫یه چیزی دارن

293
00:23:16,353 --> 00:23:18,563
‫نمی‌دونم! یه چیزی دارن!

294
00:23:20,232 --> 00:23:21,942
‫سیا

295
00:23:22,150 --> 00:23:23,902
‫آره

296
00:23:23,985 --> 00:23:25,904
‫آره، می‌دونم

297
00:23:27,406 --> 00:23:29,574
‫من فقط؛ باشه...

298
00:23:29,616 --> 00:23:32,244
‫میرم اون سمت سالن و
‫سمت غرب رو نگاه می‌کنم

299
00:23:32,494 --> 00:23:36,164
‫براش اطلاعات گیر میارم...

300
00:23:36,706 --> 00:23:38,291
‫خب، سیا... بله

301
00:23:38,291 --> 00:23:39,918
‫وضع خرابه، باید برم...

302
00:23:41,336 --> 00:23:43,088
‫فرنک

303
00:23:44,297 --> 00:23:45,799
‫دارم در رو باز می‌کنم

304
00:23:45,799 --> 00:23:47,884
‫فرنک، اشکالی نداره؟

305
00:23:50,011 --> 00:23:51,596
‫عالیه

306
00:24:03,525 --> 00:24:04,734
‫سلام...

307
00:24:06,528 --> 00:24:11,158
‫ببین، می‌دونم این
‫ترسناک و سخته، اما...

308
00:24:13,577 --> 00:24:17,789
‫یا از گشنگی می‌میریم یا از سرما...

309
00:24:20,959 --> 00:24:23,879
‫و نمی‌تونیم صبر کنیم تا حالش بهتر بشه

310
00:24:23,879 --> 00:24:26,214
‫و نمی‌تونیم فقط
‫نمایشنامه و کتاب بنویسیم.

311
00:24:26,214 --> 00:24:28,216
‫من تموم کردم...

312
00:24:29,468 --> 00:24:31,261
‫اوه

313
00:24:31,720 --> 00:24:34,639
‫می‌تونیم فردا اجراش کنیم، بعد بریم

314
00:24:37,642 --> 00:24:39,352
‫ولی باید اجراش کنیم!

315
00:24:39,394 --> 00:24:41,605
‫باشه، می‌تونیم اجرا کنیم...
‫اما میشه الان... انجامش بدیم؟

316
00:24:41,980 --> 00:24:43,815
‫لباس‌ها آماده نیستن!

317
00:24:44,983 --> 00:24:48,195
‫فردا! قول میدم!

318
00:24:50,864 --> 00:24:52,574
‫چی کار می‌کردی اگر از قبل

319
00:24:53,200 --> 00:24:55,494
‫خبر داشتی که آنفولانزا قراره بیاد؟

320
00:24:59,331 --> 00:25:01,666
‫زودتر از ال‌ای می‌رفتم خونه

321
00:25:02,375 --> 00:25:05,170
‫و با مادرم قبل از

322
00:25:06,671 --> 00:25:08,381
‫اینکه بمیره و با...

323
00:25:10,675 --> 00:25:12,677
‫سیا وقت می‌گذروندم

324
00:25:14,387 --> 00:25:17,390
‫و با اون احمق! و پیش هم می‌موندیم

325
00:25:19,643 --> 00:25:21,353
‫من فقط...

326
00:25:24,689 --> 00:25:27,234
‫همون کاری رو می‌کردم که
‫دلم می‌خواست بکنم، می‌دونی؟

327
00:25:33,490 --> 00:25:35,492
‫همیشه دیر به همه‌چیز می‌رسم!

328
00:25:37,327 --> 00:25:38,995
‫تو چی؟

329
00:25:41,540 --> 00:25:43,542
‫با آرتور خداحافظی می‌کردم

330
00:25:46,336 --> 00:25:49,130
‫نتونستم با کسی خداحافظی کنم

331
00:25:53,718 --> 00:25:56,346
‫آره، خب... الان خداحافظی کن

332
00:25:57,639 --> 00:25:58,974
‫نمی‌تونه صدام رو بشنوه

333
00:25:58,974 --> 00:26:03,061
‫فرنک، دارم در رو باز می‌کنم!

334
00:26:06,690 --> 00:26:09,401
‫یعنی، ما حتی خبر نداریم
‫شیکاگو الان چطوریه

335
00:26:09,442 --> 00:26:11,194
‫شاید باحال باشه

336
00:26:57,574 --> 00:26:59,117
‫سلام، لولی!

337
00:27:01,995 --> 00:27:03,788
‫لولی!

338
00:27:30,815 --> 00:27:32,067
‫سلام؟

339
00:28:09,396 --> 00:28:11,690
‫"لا کامپانلا"

340
00:28:57,610 --> 00:28:59,487
‫بوی خیلی بدی میاد

341
00:29:00,029 --> 00:29:01,364
‫بخاطر جسدهاست.

342
00:29:03,450 --> 00:29:05,493
‫اوه، بهش عادت می‌کنی

343
00:29:06,119 --> 00:29:09,831
‫هی، برو با فرنک حرف بزن... باشه؟

344
00:29:10,623 --> 00:29:12,292
‫در رو ببند

345
00:29:26,264 --> 00:29:27,599
‫اون چیه؟

346
00:29:28,349 --> 00:29:31,811
‫خب، باید بهت یه هدیه میدادم، مگه نه؟

347
00:29:35,398 --> 00:29:39,778
‫این رو از دادو گرفتم... پدر بزرگمون.

348
00:29:40,695 --> 00:29:43,907
‫اون روزی که پامو روی
‫مین گذاشتم تو جیبم بود...

349
00:29:44,783 --> 00:29:46,284
‫قطب‌نماست.

350
00:29:49,287 --> 00:29:52,707
‫فردا داریم میریم... فقط بیا.

351
00:29:54,959 --> 00:29:56,628
‫شکسته

352
00:30:03,218 --> 00:30:04,511
‫فرقی نداره به کدوم سمت بمونی

353
00:30:04,552 --> 00:30:06,387
‫بهت میگه داری به شرق نگاه می‌کنی

354
00:30:10,183 --> 00:30:12,602
‫جیو باعث شد به یادش بیوفتم

355
00:30:12,936 --> 00:30:16,564
‫و اون روز، وقتی داشتی به
‫طلوع خورشید نگاه می‌کردی...

356
00:30:20,109 --> 00:30:22,028
‫حس خوبی داشت.

357
00:30:36,251 --> 00:30:38,378
‫کل نمایش رو به صحنه‌ی مرگ تبدیل کردم ...

358
00:30:40,421 --> 00:30:41,965
‫من کیم؟

359
00:30:42,382 --> 00:30:44,175
‫لونگن

360
00:30:44,384 --> 00:30:47,971
‫پس... صحنه‌ی مرگ منه

361
00:31:00,400 --> 00:31:02,235
‫یه چیزی پیدا کردم

362
00:31:02,944 --> 00:31:04,737
‫پسره‌ی عاشق اطلاعات!

363
00:31:07,699 --> 00:31:09,951
‫فرنک فکر می‌کنه باید بریم شرق

364
00:32:00,585 --> 00:32:02,503
‫ظهر نمایش شروع میشه

365
00:32:06,549 --> 00:32:09,093
‫باشه کرستن... این واقعا طولانیه

366
00:32:09,677 --> 00:32:11,930
‫و اینجا نور زیادی نیست

367
00:32:13,640 --> 00:32:16,643
‫پس...

368
00:32:20,939 --> 00:32:22,482
‫آره

369
00:32:22,815 --> 00:32:25,234
‫آره، این مال الانه... الانه...

370
00:32:28,613 --> 00:32:32,158
‫-سلام؟
‫-ترسیده بودم... کجایین؟

371
00:32:32,492 --> 00:32:34,410
‫مینیاپولیس

372
00:32:34,452 --> 00:32:37,080
‫پس هنوز چیزی فاسد نشده؟

373
00:32:37,372 --> 00:32:39,832
‫ میسیسیپی از جسد پر شده...

374
00:32:40,041 --> 00:32:41,125
‫نمی‌دونم چطور اونجا جمع شدن

375
00:32:41,125 --> 00:32:42,335
‫ولی کاملا پر شده.

376
00:32:42,335 --> 00:32:45,338
‫می‌تونی بیای اینجا و
‫خودت سر بزنی اگر...

377
00:32:45,338 --> 00:32:47,966
‫نیا اینجا! امن نیست...

378
00:32:52,595 --> 00:32:54,430
‫فقط یه حساب کتاب می‌خواد!

379
00:33:00,269 --> 00:33:02,689
‫داری تنهام می‌ذاری.

380
00:33:06,192 --> 00:33:08,027
‫نه.

381
00:33:12,615 --> 00:33:15,660
‫اگر به جفتمون کمک کنی زنده نمی‌مونی

382
00:33:17,578 --> 00:33:19,706
‫ولی اون نمی‌تونه بدون تو زنده بمونه

383
00:33:21,624 --> 00:33:26,170
‫این تنها راهیه که تو تنها نمونی.

384
00:33:32,719 --> 00:33:34,429
‫بیاین نمایش رو اجرا کنیم

385
00:33:36,389 --> 00:33:39,600
‫از گشتن بین خرابه‌ها خسته شدم

386
00:33:41,561 --> 00:33:44,230
‫و منم از دیدن گشتن تو خسته شدم!

387
00:33:46,315 --> 00:33:48,359
‫دنبال چی می‌گردی؟

388
00:33:48,985 --> 00:33:50,862
‫اون بیرون هیچی نیست.

389
00:33:54,741 --> 00:33:57,035
‫"نمایش"

390
00:33:57,035 --> 00:33:58,995
‫هر چیزی که نشکسته باشه

391
00:34:01,414 --> 00:34:02,957
‫نگران نباش

392
00:34:02,999 --> 00:34:04,500
‫نیستم

393
00:34:04,917 --> 00:34:08,296
‫تو باید بری... اون خیلی چندشه!

394
00:34:08,337 --> 00:34:10,465
‫-چیزی نیست.
‫-چرا من رو سوار کردی؟

395
00:34:11,007 --> 00:34:13,134
‫چرا گذاشتی بیام اینجا؟

396
00:34:13,760 --> 00:34:15,178
‫بخاطر پروتکل‌ها...

397
00:34:18,431 --> 00:34:19,682
‫پادزهر کجاست؟

398
00:34:19,682 --> 00:34:21,350
‫بهش فکر نکن.

399
00:34:22,101 --> 00:34:24,145
‫یا اینکه تنها بودم...

400
00:34:26,856 --> 00:34:30,276
‫این دوران عجیب و افتضاح...

401
00:34:31,360 --> 00:34:33,738
‫شادترین دوران زندگیم بود!

402
00:34:44,415 --> 00:34:47,126
‫تو تنها دوستی هستی
‫که تا به حال داشتم!

403
00:34:52,298 --> 00:34:54,634
‫تو میمیری... و من
‫نمی‌تونم جلوش رو بگیرم!

404
00:34:56,052 --> 00:34:58,137
‫این برای همه صدق می‌کنه!

405
00:35:00,848 --> 00:35:02,100
‫نکته‌ی خوبی بود.

406
00:35:10,149 --> 00:35:12,151
‫تو از کجا اومدی "یازده" ؟

407
00:35:13,611 --> 00:35:18,282
‫اون بیرون تنها و شناور
‫چی کار می‌کردی؟

408
00:35:18,783 --> 00:35:21,244
‫سعی داشتم بیام خونه

409
00:35:22,203 --> 00:35:26,749
‫تو تنها کسی هستی که
‫من رو از قبل می‌شناسه

410
00:35:27,125 --> 00:35:29,418
‫موتورها رو روشن کن!

411
00:35:31,963 --> 00:35:33,923
‫نمی‌تونم

412
00:35:34,090 --> 00:35:35,716
‫چرا؟

413
00:35:37,468 --> 00:35:39,470
‫از شنیدن این جواب خسته شدم

414
00:35:47,854 --> 00:35:50,148
‫باید گوش می‌کردی!

415
00:35:52,275 --> 00:35:55,987
‫احمق! برای زنده موندن بهش نیاز داری!

416
00:36:05,204 --> 00:36:07,373
‫خدانگهدار "یازده"...

417
00:36:12,461 --> 00:36:14,130
‫دیالوگت رو بگو

418
00:36:17,049 --> 00:36:18,801
‫بگو

419
00:36:35,902 --> 00:36:37,278
‫جیو

420
00:36:39,363 --> 00:36:40,823
‫لولی؟

421
00:36:47,163 --> 00:36:49,665
‫جیون! فرنک!

422
00:36:52,752 --> 00:36:54,670
‫کرستن! همین الان فرار کن!

423
00:36:54,670 --> 00:36:56,047
‫-در رو قفل کن!
‫-در رو قفل کن!

424
00:36:59,759 --> 00:37:02,094
‫هی، چیزی نیست... چیزی نیست!

425
00:37:02,428 --> 00:37:06,349
‫هر چیزی که نیاز داری مرد...
‫باشه. ما خطری نداریم! خطری نداره!

426
00:37:09,518 --> 00:37:11,145
‫لطفا برین.

427
00:37:22,365 --> 00:37:24,450
‫حالا دیگه من اینجا زندگی می‌کنم.

428
00:37:26,244 --> 00:37:27,995
‫باشه

429
00:37:29,080 --> 00:37:30,873
‫مشکلی نیست، اینجا مال خودت.

430
00:37:30,873 --> 00:37:33,584
‫وسایلمون رو جمع
‫کردیم، داشتیم می‌رفتیم...

431
00:37:33,584 --> 00:37:35,211
‫درسته فرنک؟

432
00:37:42,426 --> 00:37:44,303
‫زود باش فرنک... بیا بریم.

433
00:37:50,017 --> 00:37:51,686
‫وسایلمون رو از قبل جمع
‫کردیم، داشتیم می‌رفتیم.

434
00:37:51,686 --> 00:37:52,853
‫مشکلی نیست!

435
00:37:56,190 --> 00:37:58,192
‫خیلی متاسفم مرد...

436
00:37:58,609 --> 00:38:00,278
‫نکن!

437
00:38:02,446 --> 00:38:03,656
‫من نمیرم مرد...

438
00:38:03,656 --> 00:38:04,991
‫نه، فرنک!

439
00:38:04,991 --> 00:38:06,409
‫این خونه‌ی منه

440
00:38:24,468 --> 00:38:26,220
‫"و فرار کردن..."

441
00:38:28,597 --> 00:38:30,391
‫"خونم‌م رو."

442
00:38:41,068 --> 00:38:42,903
‫فرنک!

443
00:38:43,029 --> 00:38:45,156
‫بمون تو اتاقت!

444
00:38:46,407 --> 00:38:47,825
‫جیون!

445
00:38:48,576 --> 00:38:51,996
‫چیزی نیست... اون زنده می‌مونه

446
00:38:52,288 --> 00:38:54,123
‫باهاش از اینجا میری

447
00:38:56,125 --> 00:38:57,710
‫فرنک هم همینطور؟

448
00:38:59,545 --> 00:39:01,756
‫می‌تونی دوباره ببینیش...

449
00:39:06,844 --> 00:39:09,138
‫نباید نمایش رو اجرا می‌کردم

450
00:39:10,264 --> 00:39:12,683
‫این بخاطر این نیست که
‫تو نمایش رو اجرا کردی

451
00:39:13,392 --> 00:39:15,603
‫این تقصیر تو نیست

452
00:39:16,395 --> 00:39:19,273
‫این فقط اتفاقیه که افتاده...

453
00:40:06,070 --> 00:40:08,989
‫فرنک! فرنک! فرنک!

454
00:40:09,323 --> 00:40:12,076
‫خوبم... زرهم...

455
00:40:12,076 --> 00:40:14,203
‫اوه خدا... نمی‌دونم...

456
00:40:14,203 --> 00:40:16,080
‫نمیشه فقط اونجوری بکشیش بیرون

457
00:40:16,080 --> 00:40:17,540
‫فکر نکنم فرنک...

458
00:40:19,500 --> 00:40:21,168
‫سیا... سیا...

459
00:40:21,168 --> 00:40:25,047
‫سیا! سیا! زود باش!

460
00:40:25,047 --> 00:40:27,007
‫سیا مرده، جیو...

461
00:40:27,007 --> 00:40:31,095
‫نه، نه، نه...

462
00:40:31,220 --> 00:40:33,055
‫نه، فرنک!

463
00:40:35,349 --> 00:40:37,643
‫می‌خوام توی تختم...

464
00:40:38,269 --> 00:40:39,895
‫دراز بکشم.

465
00:40:44,525 --> 00:40:48,195
‫فرنک، فرنک!

466
00:40:58,581 --> 00:41:02,418
‫نه!

467
00:41:53,677 --> 00:41:55,554
‫اون مرده رفت؟

468
00:41:58,599 --> 00:42:00,684
‫جامون امنه، آره!

469
00:42:07,066 --> 00:42:09,151
‫بنظرم نمایشت خیلی خوب بود

470
00:42:59,410 --> 00:43:02,329
‫هی، بیا اینجا...

471
00:43:27,062 --> 00:43:29,023
‫تو خیلی کارت خوب بود...

472
00:43:30,107 --> 00:43:32,026
‫تو نقش "دکتر یازده".

473
00:43:37,740 --> 00:43:39,825
‫نزدیک بود نقش "لونگن" رو بدم بهت!

474
00:43:46,749 --> 00:43:48,709
‫خب، بعدش چی میشه...

475
00:43:51,378 --> 00:43:53,088
‫تو کتابت؟

476
00:43:53,964 --> 00:43:55,924
‫داستان اون دوتاست...

477
00:43:56,133 --> 00:43:59,178
‫"دکتر یازده" و "رهبر شورشی زیر دریا"

478
00:44:01,472 --> 00:44:02,973
‫برای یه مدت

479
00:44:07,686 --> 00:44:09,647
‫بیا

480
00:44:10,064 --> 00:44:11,940
‫فقط بیا

481
00:44:17,488 --> 00:44:19,782
‫در رو باز کن

482
00:44:23,702 --> 00:44:25,454
‫باید با جیون بری

483
00:45:06,870 --> 00:45:08,789
‫خداحافظ فرنک
