﻿1
00:01:09,027 --> 00:01:10,570
یه مدته خوب نمی‌خوابم

2
00:01:13,573 --> 00:01:14,699
کابوس می‌بینم

3
00:01:21,498 --> 00:01:23,458
شک دارم این روزها تنها کسی باشم که اینجوریه

4
00:01:28,213 --> 00:01:29,839
گرچه وایلی خیلی سر حال به نظر می‌اومد

5
00:01:39,849 --> 00:01:41,184
سلام -
صبح بخیر -

6
00:01:41,935 --> 00:01:43,645
صبح بخیر. همه چی روبراهه؟

7
00:01:44,229 --> 00:01:48,316
آره، فقط زنگ زدم حالت رو بپرسم
و صبح بخیر بگم

8
00:01:48,316 --> 00:01:50,276
خب، ممنون. صبح بخیر

9
00:01:51,277 --> 00:01:54,030
سگت چطوره؟ -
اون سگِ من نیست، باشه؟ -

10
00:01:54,072 --> 00:01:55,532
اون یه سگه

11
00:01:55,949 --> 00:01:58,785
و اون سگیه که توی خواب
خروپف می‌کنه و لگد می‌زنه

12
00:01:58,785 --> 00:02:01,371
...پس متأسفانه اون

13
00:02:03,039 --> 00:02:04,040
آلمانی‌ها بهش چی میگن؟

14
00:02:05,125 --> 00:02:09,629
غیر قابل تحمل»؟»
بی‌پایان»؟»

15
00:02:09,629 --> 00:02:10,964
غیر قابل تحمل

16
00:02:10,964 --> 00:02:13,049
درسته. آره، اصلاً نمیشه
این سگ رو تحمل کرد

17
00:02:15,718 --> 00:02:17,053
بهتره برم سرِ کارم

18
00:02:17,053 --> 00:02:19,806
،ولی می‌خواستم بدونم
چیزی شنیدی؟

19
00:02:20,306 --> 00:02:21,474
در مورد دخترِ سیگل؟

20
00:02:21,474 --> 00:02:22,600
آره

21
00:02:22,600 --> 00:02:24,978
منظورت از چهار ساعت پیشه که بهم زنگ زدی؟

22
00:02:24,978 --> 00:02:27,480
نه، هیچ خبری به دستم نرسیده

23
00:02:28,148 --> 00:02:30,984
خیلی خب. خوبه

24
00:02:31,025 --> 00:02:33,027
.بعداً حرف می‌زنیم
...ممنون بابتِ

25
00:02:33,111 --> 00:02:36,447
.شوگر، دوباره بهت میگم
.دوست ندارم پیگیرِ این پرونده باشی

26
00:02:38,408 --> 00:02:39,409
می‌دونم

27
00:02:43,329 --> 00:02:45,206
چرا مدام این رو بهم میگه؟

28
00:02:46,124 --> 00:02:48,293
چی انقدر نگرانش می‌کنه؟

29
00:02:48,293 --> 00:02:51,754
یعنی، غیر از داروها و خواب‌های بد
،و لرزیدنِ گهگاهی دستم

30
00:02:52,505 --> 00:02:53,506
خوبم

31
00:02:54,841 --> 00:02:56,801
یه روزِ زیبای دیگه توی کالیفرنیا

32
00:03:02,307 --> 00:03:03,391
سلام، چند بار بهت زنگ زدم

33
00:03:03,391 --> 00:03:06,561
.شرمنده. نیاز به خواب داشتم
گوشی‌ام رو خاموش کردم. چی شده؟

34
00:03:06,561 --> 00:03:08,146
...دیشب یه مردی

35
00:03:10,106 --> 00:03:13,526
.شرمنده. دارم صبحونه درست می‌کنم
،یه مردی اومد خونه‌ام

36
00:03:13,526 --> 00:03:15,486
و سراغ تو و کارمن رو گرفت - -

37
00:03:15,486 --> 00:03:16,988
.من چیزی نگفتم
.خودم رو به اون راه زدم

38
00:03:16,988 --> 00:03:19,574
مگه از خواهرم و کارش چی می‌دونم، درسته؟ -
...خب -

39
00:03:19,574 --> 00:03:21,409
فقط فکر نمی‌کنم حرفم رو باور کرده باشن

40
00:03:21,409 --> 00:03:23,161
،خیلی شرمنده که مزاحمت شدم
،ولی بچه‌هام اینجان

41
00:03:23,161 --> 00:03:25,455
و این یارو واقعاً من رو ترسوند

42
00:03:25,455 --> 00:03:27,415
عیب نداره. من الان راه افتادم -
باشه -

43
00:03:33,546 --> 00:03:34,380
جدی؟

44
00:03:34,964 --> 00:03:35,965
من... قصد نداشتم

45
00:03:41,596 --> 00:03:42,972
کارت عالی بود، تریسا

46
00:03:43,681 --> 00:03:45,266
!معرکه بود

47
00:03:54,108 --> 00:03:56,402
سلام. خوبی؟

48
00:03:56,402 --> 00:03:58,446
،خیلی معذرت می‌خوام
.ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

49
00:03:59,906 --> 00:04:04,202
ببین کی اینجاست؟
.بالأخره ملانی متیوز تشریف آورد

50
00:04:08,122 --> 00:04:11,042
« چارلی »

51
00:04:11,084 --> 00:04:13,086
چارلی یه دوستِ قدیمیه که
دوست دارم باهاش کار کنم

52
00:04:14,379 --> 00:04:15,213
آره

53
00:04:16,130 --> 00:04:17,674
غیرنظامیه، ولی بهش اعتماد دارم

54
00:04:17,674 --> 00:04:19,092
زیرِ دوش بودم

55
00:04:19,926 --> 00:04:20,927
آهان. چی شده؟

56
00:04:22,178 --> 00:04:23,221
کجا؟

57
00:04:23,221 --> 00:04:24,639
خیلی خب. الان راه می‌افتم

58
00:04:24,639 --> 00:04:27,225
الان ملانی متیوز رو زیر نظر داره

59
00:04:27,225 --> 00:04:30,186
البته نه که فکر کنم ملانی
مسئولِ ناپدید شدن اُلیویاست

60
00:04:30,228 --> 00:04:32,272
ولی بعد از صحبتی که دیروز باهاش کردم، واضحه

61
00:04:32,272 --> 00:04:34,023
اون بیشتر از اونی که نشون میده می‌دونه

62
00:04:34,023 --> 00:04:36,442
سلام. شوگر سگ گرفته؟ -
سلام، چارلی -

63
00:04:36,943 --> 00:04:38,569
اون مالِ من نیست

64
00:04:39,070 --> 00:04:40,571
چند وقته که اونجاست؟

65
00:04:41,447 --> 00:04:42,615
هشت و نیم دقیقه

66
00:04:43,199 --> 00:04:44,575
حالش چطور بود؟
چطور به نظر می‌اومد؟

67
00:04:45,076 --> 00:04:49,038
نمی‌دونم، شوگ. شبیه زنی بود که
با ماشینش از جایی به جای دیگه می‌رفت

68
00:04:49,038 --> 00:04:52,625
چیه، فکر می‌کنی اُلیویا سیگل اونجاست؟ -
نمی‌دونم کی اونجاست، چارلی -

69
00:04:53,876 --> 00:04:55,837
اون وانتِ اف-150 نو رو می‌بینی؟

70
00:04:55,837 --> 00:04:57,797
آره -
وانتِ قشنگیه، مگه نه؟ -

71
00:04:58,131 --> 00:05:00,341
آره، برای همچین محله‌ای واقعاً قشنگه -
آهان -

72
00:05:00,341 --> 00:05:03,177
اون یکی وانت رو اون طرفِ خیابون می‌بینی؟
دقیقاً همونه، اف-150

73
00:05:03,177 --> 00:05:05,138
اون مرد مشکوک رو می‌بینی که توش نشسته؟

74
00:05:05,138 --> 00:05:07,598
.آهنگ گوش نمیده. با گوشی‌اش کار نمی‌کنه
.حواسش کاملاً جمعه

75
00:05:08,099 --> 00:05:10,184
آره. داره کار می‌کنه -
آهان -

76
00:05:11,853 --> 00:05:12,854
ازش خوشم نمیاد

77
00:05:13,688 --> 00:05:14,814
میرم یه نگاهی بندازم

78
00:05:15,315 --> 00:05:17,191
...اگه تا ده دقیقه دیگه برنگشتم

79
00:05:18,401 --> 00:05:21,237
حله. اون موقع پلاک‌هاشون رو به روبی میدم

80
00:05:21,237 --> 00:05:22,322
خیلی خب

81
00:05:25,616 --> 00:05:27,910
،دوباره، همونطور که گفتم
.من روحم هم خبر نداره

82
00:05:28,578 --> 00:05:30,330
صحیح -
ولی چون دوستت کلیفورد -

83
00:05:30,330 --> 00:05:33,416
یه عوضیه که زنش رو کتک می‌زنه
و بر اساس چیزهایی که می‌بینم

84
00:05:33,416 --> 00:05:36,627
،مظنونِ اصلی پرونده‌ی قتل خواهرِ تریساست

85
00:05:36,627 --> 00:05:38,713
،اگه می‌دونستم کجاست

86
00:05:38,713 --> 00:05:42,508
خیلی قبل از این که تو ازم بپرسی
یه چیزی به پلیس‌ها می‌گفتم

87
00:05:44,135 --> 00:05:45,261
فکر کنم داری دروغ میگی

88
00:05:45,762 --> 00:05:46,929
واقعاً نمی‌دونم

89
00:05:46,929 --> 00:05:49,474
...خدای من. نمی‌تونم
.بیا یه چیز دیگه رو امتحان کنیم

90
00:05:49,974 --> 00:05:52,018
واسکز، فامیلیِ کارمن

91
00:05:52,018 --> 00:05:54,520
...آشپزِ صبحونه، میشه لطفاً

92
00:05:56,439 --> 00:05:58,024
اُلیویا با کارمن واسکز ارتباط داره

93
00:05:58,024 --> 00:06:00,860
که با کلیفورد کارتر ارتباط داره
...که به ملانی ارتباط پیدا می‌کنه

94
00:06:01,361 --> 00:06:05,198
...نه، می‌فهمم. قطعاً جور در میاد

95
00:06:05,198 --> 00:06:08,201
قسمتِ منطقیش با عقلم جور در میاد

96
00:06:09,952 --> 00:06:15,708
...ولی در یک سطح غیرمنطقی و حسی

97
00:06:19,170 --> 00:06:21,964
،که با هر خری که اون بالاست ارتباط داره

98
00:06:22,465 --> 00:06:23,758
...پس -

99
00:06:25,635 --> 00:06:27,553
الان نه. باید برم

100
00:06:27,553 --> 00:06:28,930
!الان نه

101
00:06:28,930 --> 00:06:32,642
فکر کنم داری دروغ میگی
ولی کاملاً مطمئن نیستم

102
00:06:32,642 --> 00:06:35,228
چون تو یه سری حرفِ منطقی زدی

103
00:06:38,815 --> 00:06:43,820
پس ما دستِ دوستت تریسا رو میذاریم
...توی این مخلوط‌کن

104
00:06:43,820 --> 00:06:45,405
!الان نه

105
00:06:46,447 --> 00:06:47,740
...روشنش می‌کنیم -
چی؟ -

106
00:06:47,740 --> 00:06:49,784
و می‌بینیم چه اتفاقی می‌افته -
چی؟ -

107
00:06:57,041 --> 00:06:58,960
.البته که تو جیغ می‌زنی
.این رو می‌دونیم

108
00:06:58,960 --> 00:07:00,795
...بچه‌ها صدای جیغت رو می‌شنون -
!لطفاً نکنید -

109
00:07:00,837 --> 00:07:02,088
و می‌زنن زیر گریه

110
00:07:02,964 --> 00:07:05,299
ولی تو چیکار می‌کنی؟ -
لطفاً بس کن -

111
00:07:05,299 --> 00:07:09,262
اون موقع در مورد کلیف چی میگی؟

112
00:07:09,846 --> 00:07:13,099
این چیزیه که واقعاً در موردش کنجکاوم

113
00:07:13,099 --> 00:07:14,475
یالا

114
00:07:14,475 --> 00:07:15,726
پس بذار ببینیم

115
00:07:15,726 --> 00:07:17,979
!نه، نه! خواهش می‌کنم -
!باشه بابا! بهت میگم لعنتی -

116
00:07:19,439 --> 00:07:20,481
اوه، می‌دونم -
!نه -

117
00:07:23,901 --> 00:07:25,027
!بس کن

118
00:07:26,279 --> 00:07:27,530
!تریسا، درو باز کن

119
00:07:29,198 --> 00:07:30,575
!تریسا، درو باز کن

120
00:07:31,576 --> 00:07:33,828
.تریسا، می‌دونم اونجایی
.صدات رو می‌شنوم

121
00:07:33,870 --> 00:07:35,580
درو باز کن. یالا

122
00:07:35,580 --> 00:07:36,789
هر چه بیشتر، بهتر

123
00:07:36,789 --> 00:07:38,291
یالا، تریسا

124
00:07:41,043 --> 00:07:42,336
ما در این مورد حرف زدیم، تریسا

125
00:07:42,336 --> 00:07:43,546
وقتی زنگ می‌زنم، جواب بده

126
00:07:43,546 --> 00:07:46,132
.تقصیرِ من بود که درو دیر باز کرد
.داشتیم اسموتی درست می‌کردیم

127
00:07:46,132 --> 00:07:47,633
این یاروها کی هستن؟

128
00:07:47,633 --> 00:07:48,801
تو کی هستی، رفیق؟

129
00:07:48,801 --> 00:07:50,970
.اولاً من رفیقت نیستم
.من مأمور دادگاهم

130
00:07:50,970 --> 00:07:54,015
ثانیاً تریسا واسکز تحتِ نظارت منه -
تو مأمورِ ناظر آزادی مشروطشی؟ -

131
00:07:54,056 --> 00:07:55,892
.اینجا خیلی بهم ریخته‌ست
چیکار می‌خوای بکنی؟

132
00:07:55,892 --> 00:07:58,352
یادت رفته مأمورهای حمایت از کودکان
یه ساعت دیگه میان؟

133
00:07:58,352 --> 00:08:01,898
.یادت رفته قرار داشتی
!یادت رفته. عالی شد

134
00:08:01,898 --> 00:08:05,276
!خیلی خب. همه برید بیرون. یالا
!برید بیرون. تو، تو، تو و تو بیرون

135
00:08:05,276 --> 00:08:06,986
.تو بمون و کمکش کن تمیز کنه
!برید بیرون

136
00:08:06,986 --> 00:08:08,529
وگرنه هویت‌هاتون رو چک می‌کنم

137
00:08:08,571 --> 00:08:10,323
تا ببینم ادم دیگه‌ای
تخلفی داشته یا نه

138
00:08:10,323 --> 00:08:11,199
.برید بیرون! یالا. برو
!برو بیرون، رفیق. بیرون

139
00:08:11,199 --> 00:08:12,200
!نه. نه، مرد

140
00:08:12,200 --> 00:08:13,910
نه، نه» دیگه یعنی چی؟»
!برو بیرون

141
00:08:13,910 --> 00:08:16,579
اون کت و شلوار؟
اون ساعت؟

142
00:08:16,621 --> 00:08:22,418
نه، یه مأمور ناظر آزادی مشروط واقعی
تمام عمرش کار می‌کنه

143
00:08:22,418 --> 00:08:23,753
و به این چیزها پول نمیده

144
00:08:23,753 --> 00:08:24,837
از کت و شلوارم خوشت میاد؟

145
00:08:26,714 --> 00:08:28,174
چرا بهم نمیگی واقعاً کی هستی، رفیق؟

146
00:08:29,967 --> 00:08:34,722
.دارم به طرز عجیبی وسوسه میشم
...ولی چطوره به جاش

147
00:08:36,516 --> 00:08:37,391
چیه؟

148
00:08:38,017 --> 00:08:39,268
اون چارلیه

149
00:08:40,102 --> 00:08:41,103
چی؟

150
00:08:44,148 --> 00:08:45,358
!چه غلطا

151
00:08:45,942 --> 00:08:46,859
تو با من بیا

152
00:08:48,444 --> 00:08:50,279
اونا تکون نمی‌خورن -
باشه -

153
00:08:53,157 --> 00:08:54,158
همونجا بمونید

154
00:08:59,872 --> 00:09:02,291
بچه‌ها رو بردار -
چه غلطی می‌کنی، شوگر؟ -

155
00:09:02,291 --> 00:09:03,501
دقیقاً

156
00:09:09,882 --> 00:09:11,968
بهت گفتم مثل مادرت
از این ماشین مراقبت کنی

157
00:09:11,968 --> 00:09:13,094
می‌دونم

158
00:09:13,094 --> 00:09:14,178
لعنتی

159
00:09:16,973 --> 00:09:17,974
ممنون -
خیلی خب -

160
00:09:18,474 --> 00:09:20,017
خیلی خب، چارلی. از اینجا ببرشون

161
00:09:20,226 --> 00:09:22,311
حله. هی، سگه چی؟

162
00:09:27,942 --> 00:09:29,193
رئیس

163
00:09:32,780 --> 00:09:33,781
کلک زدن

164
00:09:38,995 --> 00:09:39,996
به منی زنگ بزن

165
00:09:45,501 --> 00:09:46,502
جواب نمیده

166
00:09:52,925 --> 00:09:54,844
خیلی خب. باید بریم -
چی؟ چی؟ -

167
00:09:54,844 --> 00:09:55,928
باید بریم

168
00:09:58,848 --> 00:10:00,725
باورم نمیشه تعقیبم می‌کردی

169
00:10:02,727 --> 00:10:04,645
یالا. سوار شو. آفرین پسرِ خوب

170
00:10:06,772 --> 00:10:08,399
چیزی نیست. گرفتمت

171
00:10:24,290 --> 00:10:27,209
.خب، سلام غریبه
.چه سورپرایز قشنگی

172
00:10:27,251 --> 00:10:28,377
امیدوارم ناراحت نشی که سرزده اومدم

173
00:10:28,961 --> 00:10:30,254
نه، به هیچ وجه

174
00:10:35,217 --> 00:10:42,058
جان استیون شوگر، متولد دوم سپتامبر 1976
در شاگرین فالزِ اوهایو

175
00:10:42,933 --> 00:10:46,437
یکی از دو بچه. پدرش برق‌کار بوده

176
00:10:46,437 --> 00:10:48,689
وقتی جان 12 سالش بوده مُرده

177
00:10:48,731 --> 00:10:50,441
مادرش معلم بازنشسته‌ست

178
00:10:50,441 --> 00:10:52,526
...بذار ببینیم

179
00:10:52,818 --> 00:10:54,236
بچه‌ی باهوشی بوده

180
00:10:54,236 --> 00:10:56,489
توی مدرسه‌ی دولتی نمراتِ خوبی گرفته

181
00:10:56,489 --> 00:10:59,158
.توی کالج واسر شاگرد اول کلاسش بود
...بعد از اون... و این جالبه

182
00:10:59,158 --> 00:11:01,827
توی مؤسسه زبان وزارت دفاع شرکت کرده

183
00:11:01,827 --> 00:11:04,246
اونجا مدرسه‌ی زبان ارتش
با دوره‌های فوق فشرده‌ست

184
00:11:04,246 --> 00:11:07,375
زبان‌های روسی، اسپانیایی، اردو و هرچی

185
00:11:07,375 --> 00:11:10,127
چیزهایی رو که یاد گرفتنشون سال‌ها طول می‌کشه
توی چند هفته یاد می‌گیرن

186
00:11:10,127 --> 00:11:11,337
!نه بابا

187
00:11:11,837 --> 00:11:13,798
خب کیا به این مؤسسه میره؟ -
آدم‌های زیادی -

188
00:11:13,798 --> 00:11:16,884
،افسرهای نظامی
،مقاماتِ آینده‌ی وزارت امور خارجه

189
00:11:16,884 --> 00:11:18,886
دیپلمات‌های خارجی آینده -
جاسوس‌های آینده؟ -

190
00:11:19,762 --> 00:11:22,973
البته. این یارو کیه، کنی؟

191
00:11:22,973 --> 00:11:24,350
به تحقیق ادامه بده

192
00:11:26,352 --> 00:11:28,062
خب، خوشحالم که اتفاقی برات نیفتاد

193
00:11:29,522 --> 00:11:30,731
خوشحالم که صدمه ندیدی

194
00:11:35,778 --> 00:11:37,279
باید بهم بگی چه خبره

195
00:11:38,739 --> 00:11:39,740
چرا اونجا بودی؟

196
00:11:40,533 --> 00:11:41,534
تریسا رو از کجا می‌شناسی؟

197
00:11:47,832 --> 00:11:49,375
من داوطلبانه توی یه پناهگاه کار می‌کنم

198
00:11:49,875 --> 00:11:54,046
به زن‌ها کمک می‌کنم
از روابط سوءاستفاده‌آمیز بیرون بیان

199
00:11:54,046 --> 00:11:58,300
چند وقت پیش به تریسا کمک کردم
از شوهرِ افتضاحش دور شه

200
00:11:59,051 --> 00:12:02,722
،و بعدش یه ماه پیش
.خواهرش کارمن بهم زنگ زد

201
00:12:03,431 --> 00:12:07,017
.یعنی، هردوشون ادمای خوبی هستن
.هردو در ارتباط با مردم بدشانسی میارن

202
00:12:08,185 --> 00:12:12,022
.و اون موقع اُلیویا کمکم می‌کرد
.یعنی... عاشق این کار بود

203
00:12:12,022 --> 00:12:14,275
،اون رو از لاکش بیرون آورد
.مثل کاری که با من می‌کنه

204
00:12:14,275 --> 00:12:16,944
...آدم رو از اضطراب و فکر و خیال دور می‌کنه و

205
00:12:17,820 --> 00:12:21,323
.اون کارمن رو دوست داشت
اونا خیلی بهم نزدیک شدن

206
00:12:21,323 --> 00:12:24,326
در این مدت اُلیویا مواد مصرف نمی‌کرد؟
...اون

207
00:12:24,326 --> 00:12:25,453
اون پاک بود

208
00:12:25,953 --> 00:12:26,996
...تا این که

209
00:12:28,080 --> 00:12:30,666
چی؟ بعدش چی شد؟
.یعنی، یه اتفاقی افتاد

210
00:12:33,502 --> 00:12:35,755
اون شب، از خونه‌ی کارمن بهم زنگ زد

211
00:12:37,298 --> 00:12:38,674
اون واقعاً ترسیده بود

212
00:12:44,096 --> 00:12:45,097
اوضاع خوب نیست

213
00:12:47,349 --> 00:12:49,143
کارمن جواب نمی‌داد

214
00:12:49,143 --> 00:12:50,394
و من بهش زنگ می‌زدم

215
00:12:51,520 --> 00:12:52,980
پس تصمیم گرفتم بیام بهش سر بزنم

216
00:12:52,980 --> 00:12:54,940
...همه جا پر از خون بود و اون

217
00:12:56,233 --> 00:12:58,360
...کارمن، اون... اون

218
00:12:58,360 --> 00:13:02,198
.پس من... من داشتم به پلیس زنگ می‌زدم
.داشتم شماره رو می‌گرفتم

219
00:13:02,198 --> 00:13:03,783
،یه تفنگ روی تاقچه بود

220
00:13:03,783 --> 00:13:07,870
که اصلاً با عقل جور در نمی‌اومد
تا این مرد اومد توی خونه

221
00:13:07,870 --> 00:13:10,623
اون یه کیسه‌ی جنازه دستش بود

222
00:13:10,623 --> 00:13:14,460
یعنی، کدوم خری کیسه‌ی جنازه دمِ دست داره؟

223
00:13:14,460 --> 00:13:16,921
یعنی، کی... کی؟

224
00:13:17,630 --> 00:13:19,590
.تفنگ اونجا بود
.اون اونجا بود

225
00:13:19,590 --> 00:13:20,633
اون من رو دید

226
00:13:20,674 --> 00:13:25,012
از دیدن این که من دیدمش خوشش نیومد

227
00:13:25,095 --> 00:13:26,639
...و برای همین

228
00:13:29,141 --> 00:13:30,142
آره

229
00:13:40,361 --> 00:13:42,947
من قصد نداشتم. قصد نداشتم -
چیزی نیست -

230
00:13:45,658 --> 00:13:46,909
اون هیچ کار اشتباهی نکرده

231
00:13:48,744 --> 00:13:52,122
چرا به پلیس زنگ نزدید؟ -
،من چندین بار بهش گفتم -

232
00:13:52,122 --> 00:13:55,251
«باید زنگ می‌زدیم»
ولی اون قبول نکرد

233
00:13:55,251 --> 00:13:57,211
اون رسواییش رو نمی‌خواست -
کدوم رسوایی؟ -

234
00:13:57,211 --> 00:13:59,046
من سوابقِ کلیفورد رو دیدم

235
00:13:59,713 --> 00:14:02,049
پلیس‌ها بهش مدالِ افتخار می‌دادن
ازش تقدیر می‌کردن

236
00:14:02,049 --> 00:14:05,261
.اون به خاطر خانواده‌اش هر کاری می‌کنه
.اولویتش خانواده‌اشه

237
00:14:05,928 --> 00:14:08,097
دو ساله که اخبارشون
...توی رسانه‌های زرد نبوده

238
00:14:08,097 --> 00:14:10,349
!عجب -
و حالا این اتفاق افتاد -

239
00:14:11,559 --> 00:14:13,143
اون وحشت کرد

240
00:14:13,185 --> 00:14:15,187
هردومون وحشت کردیم

241
00:14:19,692 --> 00:14:21,735
اون آخرین باری بود که دیدمش

242
00:14:23,195 --> 00:14:25,531
یعنی، اون بچه‌ی منه

243
00:14:26,782 --> 00:14:29,243
می‌دونی، حداقل دوست دارم
اینجوری در موردش فکر کنم

244
00:14:31,954 --> 00:14:34,331
ولی احمقانه بود

245
00:14:35,541 --> 00:14:38,127
،اون کارهای احمقانه‌ی زیادی می‌کنه
.ولی خب منم همینطورم

246
00:14:38,127 --> 00:14:40,462
پس هر چه بادا باد

247
00:14:44,383 --> 00:14:45,384
تو دوستش داری

248
00:14:47,428 --> 00:14:49,763
می‌دونی، فکر کنم اگه قراره
،کارِ احمقانه‌ای بکنی

249
00:14:50,723 --> 00:14:52,308
احتمالاً این بهترین بهانه‌ست

250
00:14:57,021 --> 00:14:58,772
مثل یه متولد برج سنبله‌ی واقعی حرف زدی

251
00:15:06,697 --> 00:15:09,617
پیداش می‌کنیم. باشه؟ حتماً

252
00:15:11,827 --> 00:15:12,828
من پیداش می‌کنم

253
00:15:15,205 --> 00:15:16,040
قول میدم

254
00:15:18,667 --> 00:15:18,709
تو کی هستی، جان شوگر؟

255
00:15:18,959 --> 00:15:20,920
« دسترسی ناشناس شناسایی شد »

256
00:15:30,930 --> 00:15:31,931
« جاده‌ی 1551 لایکن، لس‌آنجلس »

257
00:15:32,306 --> 00:15:33,307
‫این کیه؟

258
00:15:33,307 --> 00:15:34,892
« آژانس امنیت ملی »
« پرونده کارمند - محرمانه »

259
00:15:34,892 --> 00:15:37,895
‫پس از این مؤسسه زبان خارج میشه
‫و به تفنگدارانِ دریایی ملحق میشه

260
00:15:41,440 --> 00:15:43,067
‫زندگی عجیبی داشته

261
00:15:43,067 --> 00:15:45,152
‫پس نه زن داره، نه بچه‌ای؟

262
00:15:46,737 --> 00:15:47,947
‫چطوری توی مُشتم بگیرمش؟

263
00:15:49,198 --> 00:15:50,783
‫همیشه یه مادری هست

264
00:15:50,783 --> 00:15:52,201
‫درسته

265
00:15:52,868 --> 00:15:54,495
‫هلن شوگر

266
00:15:54,495 --> 00:15:59,124
‫در حال حاضر توی فلگستفِ آریزونا ساکنـه

267
00:16:01,293 --> 00:16:06,131
‫من نسخه‌ی اولیه‌ی فیلم رو دیدم، برنی.
‫اون خیلی باهوشـه.

268
00:16:06,131 --> 00:16:08,509
‫بحثی سرش ندارم.
‫واقعاً عملکردش عالی بوده.

269
00:16:08,509 --> 00:16:10,219
‫این قراره زندگیش رو عوض کنه

270
00:16:10,219 --> 00:16:14,264
،پسرمون بچه که بود
.نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل شد

271
00:16:14,264 --> 00:16:16,558
‫الان هم جایزه‌ی بهترین
‫بازیگر نقش اول رو برنده میشه

272
00:16:16,767 --> 00:16:21,522
‫جدی به نظرم شانسش رو داره.
‫مشکل چیه؟

273
00:16:22,356 --> 00:16:25,234
‫ممکنه بی‌احتیاطی‌های دیوی بر ملا بشه

274
00:16:25,234 --> 00:16:27,736
‫خب، اسم دختره رو بهم بده.
‫مطمئن میشم لب وا نکنه.

275
00:16:27,736 --> 00:16:29,488
‫خیلی پیچیده‌تر از این حرفاست

276
00:16:31,448 --> 00:16:32,700
‫اون کارآگاه

277
00:16:32,700 --> 00:16:34,451
‫آره، شوگر

278
00:16:36,578 --> 00:16:38,872
‫دیوی بهم گفت در این مورد کمکت می‌کرده

279
00:16:38,872 --> 00:16:40,958
‫راستش همینطوری ول‌معطل بود
‫و حوصله‌اش سر می‌رفت

280
00:16:40,958 --> 00:16:42,584
‫وقتی هم حوصله‌اش سر میره،
‫توی دردسر میفته

281
00:16:42,584 --> 00:16:45,129
‫- پس، یه کار بهش سپردم
‫- آره

282
00:16:47,548 --> 00:16:48,632
‫چیه؟

283
00:16:48,632 --> 00:16:49,842
‫شیری یا روباه؟

284
00:16:50,342 --> 00:16:51,385
‫شیرم، داداش

285
00:16:51,385 --> 00:16:53,512
‫- خیلی عاقلانه بود
‫- ممنون

286
00:16:53,512 --> 00:16:54,596
‫بدجور

287
00:17:04,440 --> 00:17:06,233
‫خب نظرم راجع به داستانِ ملانی چیه؟

288
00:17:07,026 --> 00:17:10,821
‫نمی‌دونم. بعد از دورانِ اعتیادش

289
00:17:11,321 --> 00:17:13,449
‫اُولیویا نمی‌خواست دوباره
‫خانواده‌اش رو شرمنده کنه

290
00:17:14,366 --> 00:17:15,284
‫با عقل جور در میاد

291
00:17:16,160 --> 00:17:18,162
‫به هر حال جسد مردی که توی
‫صندوق عقب بود رو توجیه می‌کنه

292
00:17:19,288 --> 00:17:23,959
‫بعدش چی؟ وقتی وحشت از بین میره

293
00:17:23,959 --> 00:17:26,795
‫از یکی کمک می‌گیری، درسته؟

294
00:17:26,795 --> 00:17:30,257
‫ولی اُولیویا این کار رو نکرده.
‫همین قسمتش نگرانم می‌کنه.

295
00:17:31,383 --> 00:17:34,803
‫که یکی یه جایی نمی‌خواد
‫اون درخواست کمک کنه

296
00:17:34,803 --> 00:17:37,347
‫...به تنهایی موفق شد.
‫لابد یه کمکی بهش رسیده.

297
00:17:37,347 --> 00:17:39,224
‫خیلی‌خب، ظرف آبت پُره

298
00:17:39,224 --> 00:17:42,019
‫کلینتون واست شام میاره.
‫فیلمت هم که داره پخش میشه.

299
00:17:42,936 --> 00:17:44,271
‫دیوونه شدی؟

300
00:17:44,271 --> 00:17:45,689
‫اونقدرا هم دیوونه نشدم

301
00:17:47,149 --> 00:17:48,859
‫- خداحافظ، خانم دیترسون
‫- چه مرگتـه؟

302
00:17:50,152 --> 00:17:52,321
‫وای رفیق. این فیلم باحالیـه

303
00:17:54,907 --> 00:17:56,116
‫می‌خوای کلکش رو بکنی، مگه نه؟

304
00:17:56,116 --> 00:17:58,035
‫- کلاسیک
‫- چه حرفِ وحشتناکی زدی

305
00:17:58,035 --> 00:17:59,578
‫به نظرت نقش من چی بود؟

306
00:17:59,578 --> 00:18:01,538
‫کسی که وارد خونه‌ی یه ادم میشه و میگه

307
00:18:01,538 --> 00:18:03,499
‫«عصر بخیر، من بیمه‌ی حوادث
‫می‌فروشم واسه شوهرها.»

308
00:18:03,499 --> 00:18:05,417
‫واقعاً لازمه به این مهمونی برم؟

309
00:18:07,127 --> 00:18:09,797
‫آره، واقعاً باید برم

310
00:18:10,881 --> 00:18:12,382
‫به نظرم تو خبیثی

311
00:18:12,382 --> 00:18:13,926
‫- خوش‌شانسی
‫- گمونم تو معرکه‌ای

312
00:18:13,926 --> 00:18:16,178
‫- مادامی که من شوهرت نباشم
‫- برو بیرون

313
00:18:16,178 --> 00:18:18,097
‫- شک نکن میرم، عزیزم
‫- خیلی‌خب

314
00:18:18,097 --> 00:18:19,681
‫از اینجا میرم، ولی سریع

315
00:18:20,516 --> 00:18:21,892
‫منتظرم نباش

316
00:18:23,519 --> 00:18:25,562
‫اینطور نیست که از یه مهمونی خوب لذت نبرم

317
00:18:25,562 --> 00:18:29,274
‫دوستای قدیمی. موسیقی خوب.
‫کجاش بده؟

318
00:18:31,318 --> 00:18:35,989
‫به هر حال، رسیدم. غر زدن بسه.
‫بریم که تمومش کنیم.

319
00:18:47,709 --> 00:18:50,546
‫این خسته‌کننده‌ترین مهمونی‌ایـه که تابحال دیدم

320
00:18:52,589 --> 00:18:53,298
‫توجه کنید، لطفاً

321
00:18:53,298 --> 00:18:55,843
‫ما پراکنده می‌شیم و دوباره برمی‌گردیم

322
00:18:56,802 --> 00:18:59,513
‫توی دنیا سرگردان می‌شیم و
‫کارمون رو می‌کنیم

323
00:19:00,180 --> 00:19:04,768
‫کار اساسی‌مون.
‫همونی که نباید توش شکست بخوریم.

324
00:19:06,145 --> 00:19:08,730
‫ولی امشب برگشتیم پیش همدیگه

325
00:19:09,940 --> 00:19:13,277
‫از دیدن تک‌تک‌تون خوشحالم...

326
00:19:14,194 --> 00:19:17,322
‫اینجا، صحیح و سالم

327
00:19:24,163 --> 00:19:28,125
‫کلاه بزرگ می‌پوشی و
‫کرم ضد آفتاب می‌زنی

328
00:19:28,125 --> 00:19:31,753
‫ولی بازم وقتی میری بیرون

329
00:19:31,753 --> 00:19:33,422
‫پوستت خیلی سفت میشه

330
00:19:33,881 --> 00:19:34,798
‫ساحل؟

331
00:19:34,798 --> 00:19:36,383
‫- دوست داری؟
‫- آره

332
00:19:36,383 --> 00:19:38,385
‫من عاشق ساحلم

333
00:19:38,385 --> 00:19:39,678
‫ببخشید

334
00:19:56,278 --> 00:19:59,114
‫حق با روبی بود.
‫رو فرم تر از همیشه به نظر میای.

335
00:19:59,114 --> 00:20:02,367
‫سلام هنری. ندیدم اومدی

336
00:20:02,367 --> 00:20:04,411
‫نه، تازه رسیدم. امان از کار

337
00:20:04,411 --> 00:20:06,246
‫- همه چی روبراهـه؟
‫- آره، همه چی ردیفـه

338
00:20:06,246 --> 00:20:07,915
‫یالا، شنیدم کیک هست

339
00:20:20,385 --> 00:20:22,054
‫تقاطع شیبویا رو می‌شناسی؟
(واقع در توکیو)

340
00:20:22,054 --> 00:20:23,513
‫تابحال نرفتم

341
00:20:23,513 --> 00:20:27,851
‫نه، باید بری، هنری.
‫عاشقش میشی.

342
00:20:27,851 --> 00:20:29,728
‫شلوغ‌ترین تقاطع این سیاره‌ست

343
00:20:29,728 --> 00:20:32,981
‫هر دو دقیقه سه هزار نفر از خیابون رد میشن

344
00:20:32,981 --> 00:20:35,525
‫تمام روز، هر روز و تا شب

345
00:20:35,525 --> 00:20:40,113
‫توی یه کافی‌شاپ می‌شینم و
‫به این تصویر مبهم خیره میشم و

346
00:20:40,113 --> 00:20:42,991
‫یه دسته آدم راه میرن، می‌خندن

347
00:20:42,991 --> 00:20:44,326
‫خوشحال، عصبانی، ناراحت،
‫پی در پی، پی در پی

348
00:20:44,952 --> 00:20:49,289
‫ساعت‌ها اونجا نشستم، هنری،
‫فقط تماشاشون می‌کردم

349
00:20:49,957 --> 00:20:51,708
‫خب... حس‌شون می‌کردم

350
00:20:53,460 --> 00:20:54,544
‫به نظر قشنگـه

351
00:20:54,544 --> 00:20:59,883
‫آره، هر چی. تو چی؟
‫یه چیزی بگو

352
00:21:00,634 --> 00:21:04,680
‫اخیراً خوابم به هم ریخته.
‫تو خوب می‌خوابی؟

353
00:21:05,889 --> 00:21:08,183
‫راستش نه، نه زیاد

354
00:21:08,183 --> 00:21:11,561
‫آره. خب، خوابم به هم ریخته و

355
00:21:11,561 --> 00:21:17,150
‫هفته‌ی پیش، نصفه شب،
‫بیدار شدم و سیر لِه‌کُن خریدم

356
00:21:17,818 --> 00:21:18,777
‫عجب

357
00:21:18,777 --> 00:21:22,864
‫بهش زل زده بودم و
‫حس کردم، اینو می‌خوامش

358
00:21:22,864 --> 00:21:26,034
‫باید داشته باشمش.
‫تازه اصلاً از سیر هم خوشم نمیاد، پس...

359
00:21:30,080 --> 00:21:30,622
‫رفتی؟

360
00:21:30,622 --> 00:21:31,623
‫نه هنوز

361
00:21:34,084 --> 00:21:36,545
‫- کار انسان‌شناسی چطور پیش میره؟
‫- منو که می‌شناسی

362
00:21:37,254 --> 00:21:41,174
‫چند تا کتاب، نظریه و یه روپوش
‫آزمایشگاه بهم بدی، خر کیف میشم

363
00:21:41,800 --> 00:21:42,801
‫خوبه

364
00:21:43,635 --> 00:21:45,262
‫اون یکی کارت در چه حاله؟

365
00:21:45,262 --> 00:21:47,055
‫خوبه. پرونده‌ی یه دختر گمشده‌ست...

366
00:21:47,848 --> 00:21:49,975
‫- که...
‫- همه‌ی فکر و ذکرت شده؟

367
00:21:51,310 --> 00:21:54,438
‫یه زن جوون، 25 ساله

368
00:21:55,689 --> 00:21:57,566
‫- جان
‫- چیه؟

369
00:22:00,277 --> 00:22:02,821
‫فقط، لطفاً مراقب باش

370
00:22:08,452 --> 00:22:09,453
‫صحیح

371
00:22:23,675 --> 00:22:24,718
‫این چیه؟

372
00:22:26,303 --> 00:22:28,513
‫روایتی عینی از تعاملاتِ شخصیم که

373
00:22:28,513 --> 00:22:31,058
بر اثر شغل ذکر شده‌ام رخ داده

374
00:22:32,100 --> 00:22:33,393
‫جدی؟

375
00:22:33,393 --> 00:22:34,478
‫آره

376
00:22:36,521 --> 00:22:40,609
‫«من عاشق تاب خوردنِ پرده‌ها روی کولرم

377
00:22:42,611 --> 00:22:47,991
‫میگن یوفو گروه راکِ خفنیـه ولی
‫اغلب نادیده گرفته میشن و من هم موافقم.»

378
00:22:48,825 --> 00:22:51,578
‫مطمئن نیستم اینا کجاشون عینی هستن

379
00:22:51,578 --> 00:22:55,540
‫همینطور چندین یادداشت مربوط به

380
00:22:55,540 --> 00:22:59,002
‫احساست نسبت به تماشای رد شدنِ
‫مردم از خیابون توی ژاپن

381
00:22:59,002 --> 00:23:00,462
‫تقاطع شیبویا

382
00:23:00,629 --> 00:23:04,299
‫تازه این پرونده هم هست که
‫شده فکر و ذکرت

383
00:23:04,299 --> 00:23:06,927
‫- که بهت گفته بودم قبولش نکنی
‫- توش غرق نشدم

384
00:23:07,719 --> 00:23:12,474
‫«باید پیداش کنم. حس می‌کنم
‫وقتی به برنی نگاه می‌کنم،

385
00:23:12,474 --> 00:23:15,102
‫تمام چیزی که می‌بینم دروغ و عذابـه

386
00:23:15,102 --> 00:23:17,396
‫می‌ترسم از دستِ خانواده‌ی خودش
‫مخفی شده باشه.»

387
00:23:17,396 --> 00:23:20,899
‫من، من، من.
‫حس می‌کنم، حس می‌کنم، حس می‌کنم.

388
00:23:25,529 --> 00:23:29,658
‫ما کارمون زیر نظر گرفتنِ این آدماست.
‫نه مشارکت توی زندگی‌شون.

389
00:23:29,658 --> 00:23:32,119
‫- می‌دونم
‫- یعنی، این فکر خودت بود

390
00:23:32,119 --> 00:23:34,121
‫- می‌دونم
‫- به خاطر اتفاقی که واسه جن افتاد

391
00:23:35,163 --> 00:23:38,750
‫شوگر، باید تمرکزت رو حفظ کنی.
‫یادت نره کی هستی.

392
00:23:39,334 --> 00:23:40,752
‫اینم یه دفترچه جدید

393
00:23:42,003 --> 00:23:43,046
‫ممنون

394
00:23:49,553 --> 00:23:50,679
‫ازشون خبری نشده؟

395
00:23:53,682 --> 00:23:57,394
‫خب؟ چی گفتن؟

396
00:24:01,273 --> 00:24:03,066
‫گفتن رومون حساب می‌کنن

397
00:24:09,781 --> 00:24:10,991
‫ببین، می‌خواستم بپرسم

398
00:24:12,534 --> 00:24:14,369
‫اون یارویی که بیرون خونه‌ی تریسا بود

399
00:24:14,369 --> 00:24:16,538
‫عکس‌هایی که چارلی گرفته بود
‫به دستت رسیدن؟

400
00:24:16,705 --> 00:24:17,539
‫خب؟

401
00:24:17,539 --> 00:24:20,876
‫روی این دعوت‌نامه‌ی مهمونی
‫تحقیق کردم

402
00:24:20,876 --> 00:24:24,588
...معلوم شد چیزی که روی کارت دعوت نوشته شده

403
00:24:24,588 --> 00:24:28,300
«‫به فرانسوی میشه «جامعه‌ی جهانی چند زبانه‌ها

404
00:24:29,092 --> 00:24:31,803
‫خیلی‌خب. اسم رئیس‌شون «بایرون استالینگز»ـه

405
00:24:31,803 --> 00:24:33,680
‫طبعاً سابقه‌ی کیفری داره

406
00:24:33,680 --> 00:24:36,433
‫ولی سازمان توان‌بخشی کالیفرنیا
‫یه سرور رمزگذاری شده‌ی جدید داره

407
00:24:36,433 --> 00:24:39,394
‫که موی دماغم شده،
‫پس یه روز دیگه هم وقت می‌خوام. خب؟

408
00:24:39,394 --> 00:24:40,729
‫بریم سراغ این جامعه

409
00:24:40,729 --> 00:24:43,482
‫خیلی‌خب، ولی فقط سوابقش رو نمی‌خوام.
‫ببین با کیا زد و بند داشته و...

410
00:24:43,482 --> 00:24:45,066
‫حدس بزن چند زبانه یعنی چی

411
00:24:45,066 --> 00:24:46,818
‫کسی که چند تا زبان بلد باشه

412
00:24:47,903 --> 00:24:48,778
‫دقیقاً

413
00:24:48,778 --> 00:24:50,071
‫- آره، فهمیدم
‫- حله

414
00:24:50,071 --> 00:24:54,743
،کنی یه شایعه‌ای شنیده
در مورد یه گروه جاسوس از سرتاسر دنیا

415
00:24:54,743 --> 00:24:56,953
‫می‌خوام بدونم با کی حرف می‌زنه،
‫کجا، کِی، چرا

416
00:24:56,953 --> 00:24:57,954
‫- شوگر
‫- همه‌اش

417
00:24:57,954 --> 00:24:59,164
‫قبلاً دشمن بودن

418
00:24:59,164 --> 00:25:00,624
‫وقتی همگی از کارشون کنار کشیدن

419
00:25:00,624 --> 00:25:04,085
‫دور هم جمع شدن و عهد بستن
‫بر خلاف معمول یه کار خوب انجام بدن

420
00:25:04,085 --> 00:25:06,713
‫یا یه کار بد، مونده شایعه‌اش درست باشه یا نه

421
00:25:06,713 --> 00:25:08,757
‫یه بار راجع به یه گروه مخفی
‫از جاسوسان سابق که

422
00:25:08,757 --> 00:25:10,800
‫دور هم جمع شدن تا دنیا رو نجات بدن،
‫یه فیلم تهیه کردم

423
00:25:10,800 --> 00:25:11,885
‫«فرا تر از احتیاط»

424
00:25:11,885 --> 00:25:14,012
‫- فیلم بی‌نظیریـه
‫- به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورد!

425
00:25:14,012 --> 00:25:16,848
‫مسخره بود چون فرضیه‌اش دری‌وری بود

426
00:25:16,848 --> 00:25:20,185
‫ببین، من که نمیگم الان
‫همه چی رو درموردش می‌دونیم

427
00:25:20,185 --> 00:25:22,312
‫من تک‌تک جزئیات رو...

428
00:25:22,312 --> 00:25:24,814
‫- گفتم ردیفش می‌کنم. باشه
‫- خیلی‌خب. باشه

429
00:25:27,984 --> 00:25:29,027
‫شرمنده داد زدم

430
00:25:31,196 --> 00:25:32,781
‫هنوز نرفتی دیدن دکتر ویکرز؟

431
00:25:33,448 --> 00:25:36,076
‫- نه. من فقط... فقط...
‫- خیلی‌خب. باشه

432
00:25:36,076 --> 00:25:39,663
‫واسه فردا وقت می‌گیری. میری پیشش. خب؟

433
00:25:40,163 --> 00:25:41,581
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

434
00:25:41,581 --> 00:25:43,416
‫پای خیلی چیزها وسطـه

435
00:25:43,416 --> 00:25:45,085
‫می‌دونم. روش کار می‌کنم

436
00:25:45,085 --> 00:25:46,503
‫برمی‌گردی داخل؟

437
00:25:47,170 --> 00:25:48,421
‫گمونم شاید دیگه...

438
00:25:48,421 --> 00:25:51,883
‫رفع تکلیف کردی. باشه.
‫آره، می‌تونی بری خونه.

439
00:25:51,883 --> 00:25:53,802
‫- خیلی‌خب. شب بخیر
‫- شب بخیر

440
00:25:53,802 --> 00:25:56,846
‫من و کنی امشب می‌ریم آریزونا

441
00:25:57,514 --> 00:25:58,932
‫آریزونا؟

442
00:25:58,932 --> 00:26:01,142
‫فلگستف. مادر شوگر

443
00:26:02,060 --> 00:26:03,895
‫- دیوی
‫- گفتی ردیفش کنم

444
00:26:03,895 --> 00:26:05,146
‫دارم ردیفش می‌کنم

445
00:26:13,738 --> 00:26:16,616
خون ریخته توی آب
و کوسه‌ها دارن دورم می‌چرخن

446
00:26:20,328 --> 00:26:22,330
‫امروز روی مخ خیلی‌ها راه رفتم

447
00:26:23,832 --> 00:26:25,000
‫اقلاً روبی حق داره عصبانی باشه

448
00:26:25,542 --> 00:26:28,003
‫- ویکرز
‫- روبی، چی شده؟

449
00:26:28,003 --> 00:26:30,255
‫شرمنده دیر وقت زنگ زدم.
‫ولی یه مشکلی داریم.

450
00:26:31,339 --> 00:26:32,716
‫شوگر رفته توی نخ استالینگز

451
00:26:33,216 --> 00:26:35,468
‫دیر یا زود باقی ماجرا رو هم می‌فهمه

452
00:26:36,136 --> 00:26:39,097
‫خب، باید جلوش رو بگیریم.
‫وقتشه به بقیه بگیم.

453
00:26:39,097 --> 00:26:40,432
« استالینگز، سه سال پیش بازداشت شده »
« به جرم قتل، قبلاً برای گشت مرزی کار می‌کرده »

454
00:26:40,432 --> 00:26:41,266
‫بقیه

455
00:26:41,391 --> 00:26:43,810
‫هر کاری ازت بر میاد بکن،
‫ولی وقتشه میلر بدونه

456
00:26:45,604 --> 00:26:49,566
‫و اولویت با مأموریتـه.
‫در این مورد حق با اونـه.

457
00:26:51,276 --> 00:26:53,028
‫ولی من از این پرونده پا پس نمی‌کشم

458
00:27:03,830 --> 00:27:05,081
‫چی از نظرم پنهون مونده؟

459
00:27:08,793 --> 00:27:09,919
‫معمولاً یه چیز تابلوئـه

460
00:27:14,674 --> 00:27:16,801
« حذف اطلاعات، بایرن استالینگز »

461
00:27:16,801 --> 00:27:18,595
‫یه چیزی یا یه کسی

462
00:27:24,643 --> 00:27:27,646
« به آریزونا خوش آمدید؛ بخش گرند کنیون »

463
00:27:27,729 --> 00:27:29,356
دروغ‌هایی که توقع‌شون رو دارم

464
00:27:31,274 --> 00:27:32,984
دروغ‌هایی که عادی هستن

465
00:27:36,321 --> 00:27:39,074
‫چیزی که لازمه، جدا کردنِ مردم از رازهاشونـه

466
00:27:42,202 --> 00:27:45,413
‫ولی این پرونده. این سیگل‌ها

467
00:27:48,416 --> 00:27:50,001
‫یه جای کار می‌لنگه

468
00:27:55,298 --> 00:27:59,052
‫نمی‌دونم پای کی وسطه،
‫یا چطور، یا چرا

469
00:28:01,471 --> 00:28:02,555
‫هنوز نمی‌دونم

470
00:28:06,643 --> 00:28:08,645
« حذف سوابق، آر.پاویچ، تأیید »

471
00:28:14,943 --> 00:28:16,361
‫سلام علیک

472
00:28:16,361 --> 00:28:17,779
‫سلام علیک به خودت

473
00:28:26,788 --> 00:28:30,208
.داشتم به پلیس زنگ می‌زدم
...یه تفنگ بود

474
00:28:32,919 --> 00:28:36,381
‫پیداش می‌کنم. قول میدم

475
00:28:47,600 --> 00:28:49,018
‫باید خودم رو جمع و جور کنم

476
00:29:02,532 --> 00:29:04,284
‫یه چیزی که ازش می‌ترسن

477
00:29:06,828 --> 00:29:09,664
‫یه چیزی که حاضرن هر کاری بکنن
‫تا دیده نشه

478
00:29:12,834 --> 00:29:14,294
‫این قسمتش رو درک می‌کنم

479
00:29:27,891 --> 00:29:29,058
‫حتی من

480
00:29:31,186 --> 00:29:32,896
‫علی‌الخصوص من
