﻿1
00:01:09,069 --> 00:01:09,903
زنده‌ست؟

2
00:01:10,487 --> 00:01:13,823
ممنون -
،متأسفم. پسرتون زنده‌ست -

3
00:01:13,907 --> 00:01:16,826
ولی مغزش آسیبِ دائمی
و غیر قابل بهبودی دیده

4
00:01:16,910 --> 00:01:18,203
چرا مزخرف میگی؟

5
00:01:18,912 --> 00:01:21,081
،بدنِ دیوید کاملاً فعاله

6
00:01:21,164 --> 00:01:24,626
ولی هرگز نمی‌تونه حرف بزنه
و حرکت یا فکر کنه

7
00:01:25,210 --> 00:01:26,461
دیگه هرگز

8
00:01:26,544 --> 00:01:28,630
صحبت کردن در این مورد
،هیچوقت آسون نیست

9
00:01:28,713 --> 00:01:32,842
...ولی اهدای عضو نعمتیه که

10
00:01:41,059 --> 00:01:44,187
می‌خواید داستانِ کوتاه «دست راست
و دست چپ» رو براتون تعریف کنم؟

11
00:01:45,814 --> 00:01:47,524
داستانِ خیر و شر

12
00:01:49,943 --> 00:01:52,112
نفرت

13
00:01:52,195 --> 00:01:53,404
با این دستِ چپ بود

14
00:01:53,488 --> 00:01:55,990
که برادرِ بزرگ قابیل ضربه‌ای زد
که برادرش رو از پا در آورد

15
00:01:58,952 --> 00:02:00,537
عشق

16
00:02:01,121 --> 00:02:02,497
این انگشت‌ها رو می‌بینید، عزیزان؟

17
00:02:02,580 --> 00:02:05,583
این انگشت‌ها رگ‌هایی دارن که مستقیم
به روح انسان متصل هستن

18
00:02:06,334 --> 00:02:08,586
دستِ راست، دوستان. دستِ عشق

19
00:02:09,379 --> 00:02:11,714
حالا تماشا کنید
و داستانِ زندگی رو به شما نشون میدم

20
00:02:12,590 --> 00:02:14,092
،این انگشت‌ها، عزیزان

21
00:02:14,175 --> 00:02:16,678
همیشه با همدیگه درگیرن و کشمکش دارن

22
00:02:18,555 --> 00:02:19,639
حالا نگاهشون کنید

23
00:02:21,766 --> 00:02:25,603
...برادرِ بزرگ دست چپ
،دستِ چپ از جنگیدن متنفره

24
00:02:25,687 --> 00:02:27,313
و به نظر میاد کارِ عشق تمومه

25
00:02:28,273 --> 00:02:31,025
.ولی یه لحظه صبر کنید
.یه لحظه صبر کنید

26
00:02:31,526 --> 00:02:34,863
!خدای من، عشق پیروز میشه
!بله، آقا

27
00:02:36,281 --> 00:02:37,448
!عشقه که برنده شد

28
00:02:37,949 --> 00:02:40,743
و نفرتِ دست چپ شکست خورد

29
00:02:44,372 --> 00:02:45,748
امروز روزِ بزرگیه

30
00:02:47,167 --> 00:02:49,043
خوابم نمی‌برد. صبح زود بیدار شدم

31
00:02:50,336 --> 00:02:52,338
منتظرِ تماس چارلی هستم

32
00:02:52,881 --> 00:02:55,341
اون قراره بهم خبر بده
بایرون استالینگز کِی برمی‌گرده

33
00:02:58,469 --> 00:03:00,305
احساس می‌کنم قراره روزِ بزرگی باشه

34
00:03:01,973 --> 00:03:02,974
روزِ بزرگیه

35
00:03:28,249 --> 00:03:32,170
!بچه‌ها. بچه‌ها، بچه‌ها

36
00:03:44,849 --> 00:03:46,184
!هی، هی، هی

37
00:03:52,523 --> 00:03:54,025
هنوز خبری از کارلو نیست؟

38
00:03:55,026 --> 00:03:55,985
هیچ خبری نیست

39
00:03:56,986 --> 00:03:58,154
خیلی عجیبه، مگه نه؟

40
00:03:59,489 --> 00:04:01,282
بهتره توی یه مسافرخونه
،از هوش نرفته باشه

41
00:04:01,366 --> 00:04:03,826
وگرنه خفه اش میکنم 
و به خورد سگ‌هام میدم

42
00:04:05,036 --> 00:04:06,496
ماس چی؟

43
00:04:06,579 --> 00:04:07,914
اون توی راهه

44
00:04:07,997 --> 00:04:09,374
خیلی خب. سلام

45
00:04:09,999 --> 00:04:10,250
سلام

46
00:04:25,306 --> 00:04:27,850
هی. استالینگز تازه برگشت خونه‌اش

47
00:04:27,934 --> 00:04:29,227
صبر کن، الان داری میری اونجا؟

48
00:04:29,310 --> 00:04:31,980
آره، معلومه که الان دارم میرم اونجا -
...باشه. ولی شوگر، اون -

49
00:04:32,063 --> 00:04:34,565
اون کلید پیدا کردنِ اُلیویاست -
بایرون استالینگز آدمِ خیلی خطرناکیه -

50
00:04:34,649 --> 00:04:37,360
.روبی، نگران نباش
چیزیم نمیشه. باشه؟

51
00:04:49,247 --> 00:04:51,499
خیلی خب، کندی کراش رو بذارید کنار
و بیاید صحبت کنیم

52
00:04:52,125 --> 00:04:54,168
می‌خوام بدونم چه بلایی
سرِ دیبنیدتو اومده

53
00:04:56,087 --> 00:04:57,338
صبر کن ببینم

54
00:04:57,463 --> 00:04:58,756
چی شده؟

55
00:05:01,134 --> 00:05:02,135
برنامه عوض شد

56
00:05:03,845 --> 00:05:04,595
  بلند شید

57
00:05:22,905 --> 00:05:24,574
هی. چی داریم؟

58
00:05:25,408 --> 00:05:29,120
،آقای استالینگز، چندتا از همکارهای آشناش
.دوتا سگِ دوبرمن

59
00:05:29,203 --> 00:05:32,123
،اثری از اُلیویا سیگل نیست
.البته که نمیذارن جلوی چشم باشه

60
00:05:32,874 --> 00:05:36,669
،هر دو طرفِ خونه در هست
پشتش پله داره و مسلح هستن

61
00:05:37,337 --> 00:05:40,214
خیلی خب. اگه تا ده دقیقه برنگشتم؟

62
00:05:40,298 --> 00:05:42,675
البته. درست مثل همیشه

63
00:05:42,759 --> 00:05:43,926
مثل همیشه

64
00:06:23,257 --> 00:06:24,258
بیاید

65
00:06:27,387 --> 00:06:28,513
آفرین سگ‌های خوب

66
00:08:17,872 --> 00:08:18,998
اُلیویا

67
00:08:26,756 --> 00:08:27,757
هی

68
00:08:32,678 --> 00:08:34,388
مرد مرموز اینجاست

69
00:08:39,018 --> 00:08:40,144
...چیزی نمونده بود

70
00:08:43,606 --> 00:08:44,774
دختره رو نجات بده

71
00:08:47,568 --> 00:08:49,570
من مسلح نیستم. مسلح نیستم

72
00:08:51,113 --> 00:08:52,406
نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

73
00:08:52,490 --> 00:08:55,493
نمی‌خوای به من صدمه بزنی؟

74
00:08:55,993 --> 00:08:57,119
من دنبال خشونت نیستم

75
00:08:57,620 --> 00:08:58,913
پنج تا مشت؟

76
00:08:59,622 --> 00:09:04,919
توی قانون من اینه که الان بهت شلیک کنم

77
00:09:05,419 --> 00:09:08,339
وقتی من چکمه‌ام رو گذاشتم روی سرت
و نمیذارم وول بخوری

78
00:09:08,422 --> 00:09:10,341
تا بتونم دستت رو با ارّه قطع کنم

79
00:09:11,717 --> 00:09:14,428
یعنی، این خشونته

80
00:09:16,055 --> 00:09:19,267
.درک می‌کنم بهش جذب میشی
.جدی میگم

81
00:09:20,059 --> 00:09:22,395
اون احساس قدرت

82
00:09:23,396 --> 00:09:27,858
ولی اون چیزی نیست که برای خودم
یا هر کدوم از شماها می‌خوام، خب؟

83
00:09:27,942 --> 00:09:30,861
فقط می‌خوام اُلیویا برگرده

84
00:09:31,571 --> 00:09:33,114
لطفاً، فقط می‌خوام ببرمش خونه

85
00:09:34,615 --> 00:09:37,994
تو آدمِ عجیبی هستی، مرد

86
00:09:38,077 --> 00:09:41,414
تو به طور قانع‌کننده‌ای عجیبی

87
00:09:42,164 --> 00:09:44,208
...ولی خب برای تو، یعنی

88
00:09:45,585 --> 00:09:49,797
قبلاً تصمیم گرفته شده
در ادامه چه اتفاقی می‌افته

89
00:09:51,340 --> 00:09:52,842
کی تصمیم گرفته؟
منظورت چیه؟

90
00:09:53,426 --> 00:09:55,803
فکر نکنم این دفعه چارلی
برای نجات دادنت بیاد

91
00:09:56,429 --> 00:09:57,597
جریان چیه؟

92
00:09:57,680 --> 00:09:59,890
جریان اینه که تو کارت تمومه

93
00:10:00,933 --> 00:10:02,727
مَنی -
!نه، نکن! نکن -

94
00:10:02,810 --> 00:10:06,355
ببین، فقط بهم بگو اون کجاست

95
00:10:08,482 --> 00:10:11,819
منم میذارم خودتون رو به پلیس تحویل بدید

96
00:10:11,902 --> 00:10:17,116
مرد مرموزِ غیرمسلح
قراره بذاره خودمون رو تحویل بدیم

97
00:10:17,199 --> 00:10:18,909
ممنون -
،آره، خب، یا اینه -

98
00:10:18,993 --> 00:10:20,494
یا همه‌تون رو می‌کشم

99
00:10:20,578 --> 00:10:21,662
آهان

100
00:10:25,124 --> 00:10:26,292
بهش شلیک کن

101
00:10:26,917 --> 00:10:28,294
!چه غلطی کردی؟

102
00:10:57,073 --> 00:10:58,741
!خدا لعنتت کنه

103
00:11:15,007 --> 00:11:18,678
!یه نفر بهت گفته بود من دارم میام. کی؟

104
00:11:25,142 --> 00:11:26,977
[شوگر داره میاد همین الان برو بیرون] -
نه -

105
00:11:27,561 --> 00:11:28,771
خبرِ بدیه، هان؟

106
00:11:28,854 --> 00:11:31,816
نه، نه، نه. من اون شماره رو می‌شناسم

107
00:11:31,899 --> 00:11:35,361
.خبرِ بد حقیقت داره
.اون  ادم بدیه

108
00:11:35,444 --> 00:11:38,489
اون کجاست؟ اُلیویا کجاست؟

109
00:11:41,158 --> 00:11:42,451
من این رو نمی‌خواستم

110
00:11:44,662 --> 00:11:45,871
اُلیویا کجاست؟

111
00:11:48,582 --> 00:11:49,875
اون کجاست؟

112
00:11:49,959 --> 00:11:51,669
...من هیچی ندارم

113
00:13:16,462 --> 00:13:19,006
هی، هی، هی. عزیزم، من اومدم خونه

114
00:13:45,115 --> 00:13:46,116
سلام

115
00:13:48,494 --> 00:13:51,956
دوست‌هات مُردن

116
00:13:53,123 --> 00:13:56,377
.من میرم و هیچی نمیگم
.قسم می‌خورم

117
00:14:01,423 --> 00:14:03,425
باشه. برو

118
00:14:06,262 --> 00:14:07,263
صبر کن

119
00:14:08,472 --> 00:14:11,559
گوشی داری بهم قرض بدی؟

120
00:14:12,101 --> 00:14:13,686
مال خودم دیگه امن نیست

121
00:14:17,106 --> 00:14:18,107
مرسی

122
00:14:30,536 --> 00:14:32,162
...متأسفیم -
نه، چارلی -

123
00:14:32,246 --> 00:14:34,707
شماره‌ی مورد نظر در شبکه نیست -
اونا چارلی رو گیر انداختن -

124
00:14:40,129 --> 00:14:41,130
ملانی

125
00:14:48,178 --> 00:14:49,889
همه چی مثل فیلم نیست

126
00:14:52,266 --> 00:14:53,267
این رو می‌دونم

127
00:14:57,521 --> 00:15:00,190
گاهی یه اتفاق بدونِ هیچ دلیل خاصی رخ میده

128
00:15:00,816 --> 00:15:03,652
به طور منحصربفرد و بی‌همتا

129
00:15:05,362 --> 00:15:10,993
.و با این حال، دستِ خودم نیست
همش فکر می‌کنم کدوم فیلمه بود؟

130
00:15:13,037 --> 00:15:16,165
با بازیِ کیم بیسینگر و راسل کرو
و داستانش توی دهه‌ی 30 رخ میده

131
00:15:17,458 --> 00:15:18,542
اسمش چیه؟

132
00:15:20,336 --> 00:15:23,047
«آهان. فیلم «محرمانۀ لس‌آنجلس

133
00:15:24,089 --> 00:15:25,507
موضوع کلی فیلم خیانته

134
00:15:53,160 --> 00:15:54,328
دیوید به خودش شلیک کرده

135
00:15:59,959 --> 00:16:02,086
...هنوز زنده‌ست، ولی

136
00:16:03,712 --> 00:16:07,341
...دکترها میگن به خاطر شدتِ جراحت

137
00:16:08,592 --> 00:16:10,594
...آسیبی که به مغزش وارد شده

138
00:16:13,430 --> 00:16:14,974
بگذریم، اون هیچوقت مثل قبل نمیشه

139
00:16:19,520 --> 00:16:23,440
می‌دونی، بیش از حد زود و آسونه

140
00:16:24,400 --> 00:16:26,735
توی این وضعیت به دنیا میای
،و اون بلا سرت میاد

141
00:16:26,819 --> 00:16:29,613
و بعدش بیشتر و بیشتر، می‌دونی؟

142
00:16:30,990 --> 00:16:32,324
همش تقصیرِ اون نیست

143
00:16:35,369 --> 00:16:40,040
اولین باری رو که بردمش وگاس یادمه

144
00:16:40,833 --> 00:16:46,380
‫کنفرانس پخش فیلم بود و
‫اون فقط 12 یا 13 سالش بود

145
00:16:46,463 --> 00:16:50,426
‫و ورود زیر 18 سال
‫به طبقه‌ی کافه ممنوعـه

146
00:16:50,509 --> 00:16:55,139
‫و اون همراه من بود، از خانواده‌ی سیگل بود،
‫مسئولان کافه زیر سبیلی رد کردن

147
00:16:55,222 --> 00:16:56,348
‫خلاصه...

148
00:16:56,432 --> 00:16:59,476
‫به هر حال، هیچ کدوم از قوانین شاملش نشد و
‫بردمش میز بازی کرپس

149
00:16:59,977 --> 00:17:01,478
‫و اجازه دادم برام تاس بریزه

150
00:17:01,562 --> 00:17:05,190
‫و باید بگم الحق عجب تاس‌هایی ریخت

151
00:17:06,442 --> 00:17:09,236
‫تا یه ساعت هر چی تاس ریخت، عالی بود

152
00:17:09,319 --> 00:17:12,364
‫و اونجا... همه رد داده بودن

153
00:17:12,448 --> 00:17:15,409
‫قبل اینکه ببازه،
‫بیشتر از 40هزار دلار در آورد

154
00:17:17,536 --> 00:17:22,791
‫بعدش بردمش استیک‌هاوس تا جشن بگیریم

155
00:17:23,917 --> 00:17:24,918
‫و

156
00:17:26,795 --> 00:17:30,883
‫خیلی عالی بود. خیلی عالی بود.
‫دیوید خیلی هیجان‌زده بود.

157
00:17:30,966 --> 00:17:32,843
‫مدام می‌گفت: «حال داد. آسون بود

158
00:17:32,926 --> 00:17:34,803
‫لحظه‌شماری می‌کنم که برگردم و
‫دوباره بازی کنم.»

159
00:17:35,846 --> 00:17:40,642
‫و حس کردم چون پدرش هستم،
‫باید یه چیزی بگم

160
00:17:42,102 --> 00:17:45,230
‫به‌عنوان یه پدر. که اون اتفاق بی‌نظیر بود

161
00:17:45,314 --> 00:17:48,025
‫همچین شانسی خیلی نادره

162
00:17:51,862 --> 00:17:52,988
‫ولی نگفتم

163
00:17:54,448 --> 00:17:59,411
‫هیچی نگفتم، چون اون لحظه

164
00:18:00,829 --> 00:18:02,539
‫دیوید خوشحال بود

165
00:18:03,707 --> 00:18:07,169
‫و برای من، فقط همین مهم بود

166
00:18:09,755 --> 00:18:12,341
‫درسته که تو این احساس رو درک نمی‌کنی

167
00:18:18,597 --> 00:18:20,599
‫می‌دونی، شرمنده.
‫بی‌انصافی بود...

168
00:18:22,684 --> 00:18:25,646
‫هر کاری در توانت بود کردی. همه‌مون کردیم

169
00:18:25,729 --> 00:18:31,235
‫آخه کافی نیست. کافی نیست

170
00:18:33,821 --> 00:18:34,822
‫به هر حال

171
00:18:36,573 --> 00:18:39,493
‫من و مارگیت صحبت کردیم

172
00:18:41,120 --> 00:18:44,581
‫و دیوی رو از بند خلاص می‌کنیم

173
00:18:47,167 --> 00:18:48,794
‫اقلاً می‌تونم این کار رو براش بکنم

174
00:18:53,549 --> 00:18:54,967
‫می‌دونی، من...

175
00:18:56,468 --> 00:18:58,470
‫شرمنده که اینو بهت گفتم و رو مخت رفتم

176
00:18:59,429 --> 00:19:02,224
‫می‌تونست بمونه برای بعداً، ولی من...

177
00:19:12,109 --> 00:19:13,861
‫وای خدا

178
00:19:42,931 --> 00:19:43,932
‫منم

179
00:19:45,767 --> 00:19:48,061
‫- شوگر. چی؟
‫- در رو ببند

180
00:19:49,855 --> 00:19:50,898
‫چی شد؟

181
00:19:50,981 --> 00:19:54,318
‫خیلی‌خب، اگه مشکلی نیست،
‫یه داروخونه سر چهارراه هست

182
00:19:54,401 --> 00:19:56,904
‫چسب و بانداژ و یُد بگیر

183
00:19:56,987 --> 00:19:59,406
‫یه کیت خیاطی با دوام

184
00:19:59,489 --> 00:20:01,992
‫- یا خدا
‫- می‌دونم. بهتره راه بیفتی

185
00:20:02,075 --> 00:20:03,785
‫من هیچ جا نمیرم. زنگ می‌زنم اورژانس

186
00:20:04,369 --> 00:20:07,414
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫چیزیم نمیشه، فقط...

187
00:20:14,755 --> 00:20:16,006
‫باید به یکی زنگ بزنیم

188
00:20:16,089 --> 00:20:19,259
‫نه، نه. اورژانس بی اورژانس.
‫بیمارستان هم نه.

189
00:20:19,343 --> 00:20:21,929
‫من دکتر نیستم، شوگر.
‫نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

190
00:20:22,012 --> 00:20:25,224
‫نه، نه، نه. کارت درسته

191
00:20:25,307 --> 00:20:27,601
‫میشه کیفم رو بیاری؟

192
00:20:30,729 --> 00:20:33,690
‫یکی هست که می‌تونیم بهش زنگ بزنیم

193
00:20:35,067 --> 00:20:39,571
‫- این شماره. این هِنریـه
‫- باشه

194
00:20:40,155 --> 00:20:41,823
‫- دوستمـه
‫- باشه

195
00:20:41,907 --> 00:20:42,950
‫خودش می‌دونه چیکار کنه

196
00:20:47,287 --> 00:20:48,497
‫ممنون که اومدی

197
00:21:04,638 --> 00:21:06,932
‫خیلی‌خب. بدش من

198
00:21:08,392 --> 00:21:10,727
‫- هنری
‫- جانی

199
00:21:11,436 --> 00:21:13,855
‫ببریمش داخل دستشویی

200
00:21:13,939 --> 00:21:14,940
‫آره

201
00:21:15,649 --> 00:21:18,568
‫خیلی‌خب، پاهاش رو بگیر.
‫حاضری؟ بریم

202
00:21:19,111 --> 00:21:20,362
‫یک، دو

203
00:21:22,572 --> 00:21:24,074
‫اون رفته بود

204
00:21:25,575 --> 00:21:27,786
‫انگار نمی‌تونی از دردسر دور بمونی، نه؟

205
00:21:36,169 --> 00:21:38,880
‫ازت می‌خوام بری داروخونه و بازم بتادین بگیری

206
00:21:40,799 --> 00:21:42,217
‫همین الان، لطفاً

207
00:22:04,072 --> 00:22:05,741
‫یالا، جان. ردیفی؟

208
00:22:06,575 --> 00:22:07,576
‫جان

209
00:22:08,243 --> 00:22:12,414
‫خیلی‌خب. نه؟ خب.
‫ردیف میشی، دوست من.

210
00:22:12,497 --> 00:22:18,003
‫برو که رفتیم. پنج، چهار، سه، دو، یک

211
00:22:30,932 --> 00:22:36,521
‫براش چند تا لباس گذاشتم.
‫عرق‌گیر،هر چی.

212
00:22:38,065 --> 00:22:39,691
‫مطمئنی مشکلی نداری پیشش بمونی؟

213
00:22:40,901 --> 00:22:43,820
‫یعنی، من می‌موندم، ولی کارم...

214
00:22:43,904 --> 00:22:45,197
‫نه، البته

215
00:22:48,325 --> 00:22:49,701
‫لابد خیلی بهت اعتماد داره

216
00:22:51,078 --> 00:22:53,455
‫خیلی‌خب. اون تکون نمی‌خوره.
‫حق نداره جایی بره.

217
00:22:53,538 --> 00:22:54,539
‫توی اون تخت‌خواب می‌مونه

218
00:22:55,290 --> 00:22:57,918
‫ببخشید. چرا نمی‌تونم ببرمش بیمارستان؟

219
00:22:58,543 --> 00:22:59,795
‫چون براش امن نیست

220
00:22:59,878 --> 00:23:02,589
‫این که گفتی یعنی چی آخه؟
‫اینجا چه خبره ؟

221
00:23:05,050 --> 00:23:09,179
‫من هم می‌خواستم همین رو بپرسم.
‫فردا سر می‌زنم.

222
00:23:36,581 --> 00:23:37,582
‫درد داره

223
00:23:39,126 --> 00:23:41,044
‫بابت کاری که کردم، حقمـه

224
00:23:43,505 --> 00:23:45,006
‫روز درازی بود...

225
00:23:47,426 --> 00:23:48,844
‫تازه تموم هم نشده

226
00:24:11,032 --> 00:24:14,411
‫- سلام
‫- سلام. یه بند داشتم بهت زنگ می‌زدم

227
00:24:17,080 --> 00:24:18,373
‫آب داری؟

228
00:24:26,631 --> 00:24:27,966
‫توی خونه‌ی استالینگز چی شد؟

229
00:24:29,759 --> 00:24:31,052
‫می‌دونست دارم میرم سراغش

230
00:24:38,310 --> 00:24:40,687
‫خب چی شد؟ صدمه دیدی؟

231
00:24:40,770 --> 00:24:43,315
‫- نه، خوبم
‫- خیلی‌خب

232
00:24:43,398 --> 00:24:45,734
‫- بذار برات آسپرین...
‫- آسپرینت رو نمی‌خوام!

233
00:24:51,656 --> 00:24:53,408
‫همون اول درمورد این پرونده بهت گفتم

234
00:25:00,332 --> 00:25:01,791
‫تو به استالینگز خبر دادی

235
00:25:05,629 --> 00:25:07,005
‫پیامکش رو دیدم

236
00:25:09,466 --> 00:25:11,176
‫تو بهش خبر دادی دارم میام

237
00:25:13,178 --> 00:25:14,179
‫چرا؟

238
00:25:17,015 --> 00:25:18,767
‫- نمی‌تونم
‫- چرا؟

239
00:25:21,019 --> 00:25:22,020
‫چرا؟

240
00:25:25,482 --> 00:25:26,483
‫نمی‌تونم بگم

241
00:25:28,777 --> 00:25:30,028
‫تازه آدمی مثل اون؟

242
00:25:32,405 --> 00:25:36,284
‫قاچاق‌چی انسان؟
‫اون‌وقت آمار منو بهش دادی؟

243
00:25:42,666 --> 00:25:44,042
‫نه، بهشون گفتم برن.
‫نه که بهت حمله کنن.

244
00:25:44,125 --> 00:25:46,419
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم تو صدمه ببینی.
‫خودت این رو می‌دونی.

245
00:25:47,170 --> 00:25:49,506
‫چارلی کجاست؟ حالش خوبه؟

246
00:25:54,803 --> 00:25:55,804
‫نمی‌دونم

247
00:26:01,017 --> 00:26:03,061
‫ولی باور کن، هیچ کدوم اینا تصمیم من نبودن

248
00:26:03,144 --> 00:26:04,145
‫هیچ کدوم چی ها؟

249
00:26:07,524 --> 00:26:08,775
‫بگو

250
00:26:10,277 --> 00:26:11,278
‫نمی‌تونم

251
00:26:14,990 --> 00:26:15,991
‫نمیگم

252
00:26:23,456 --> 00:26:25,000
‫استالینگز اُلیویا رو گرفته

253
00:26:25,834 --> 00:26:30,505
‫نه برای خودش یا مشتری‌های معمولیش

254
00:26:31,965 --> 00:26:33,800
‫منظورم دیوی سیگل‌های این دنیاست

255
00:26:33,883 --> 00:26:37,429
‫نه، اون واسه یکی دیگه اُلیویا رو دزدیده

256
00:26:41,474 --> 00:26:44,060
‫یکی که نباید پیداش می‌کردم.
‫یکی که داری ازش محافظت می‌کنی.

257
00:26:49,274 --> 00:26:51,860
‫داریم از یکی محافظت می‌کنیم

258
00:26:55,739 --> 00:26:56,740
‫رو

259
00:26:57,657 --> 00:26:59,743
‫قضیه هر چی که هست

260
00:27:01,828 --> 00:27:03,246
‫داری عذاب می‌کشی.
‫دارم می‌بینم.

261
00:27:03,330 --> 00:27:06,458
‫فقط کمکم کن بفهمم

262
00:27:14,049 --> 00:27:15,634
‫نباید دنبالش بگردی

263
00:27:20,472 --> 00:27:22,223
‫فقط همینقدرش رو اجازه دارم بهت بگم

264
00:27:25,143 --> 00:27:26,436
‫بگو ببینم

265
00:27:26,519 --> 00:27:29,022
‫اونا ازت می‌خوان دیگه دنبالش نگردی

266
00:27:32,150 --> 00:27:36,112
‫«اونا» کی هستن؟ هان؟ «اونا»

267
00:27:38,156 --> 00:27:39,699
‫«اونا. ما»

268
00:27:39,783 --> 00:27:41,242
‫و اگه دست برندارم...

269
00:27:43,578 --> 00:27:45,038
‫به نظرت چیکار می‌کنن؟

270
00:27:52,128 --> 00:27:53,129
‫نمی‌دونم

271
00:28:04,766 --> 00:28:07,227
‫باید اعتماد کنیم که این به صلاحـه

272
00:28:08,269 --> 00:28:12,357
‫همه‌ی اینا، همه چی...
‫همگی به خاطر مأموریت هستن

273
00:28:16,736 --> 00:28:17,737
‫شوگر

274
00:28:17,821 --> 00:28:20,365
‫شاید الان اون آسپرین رو بدی بد نباشه

275
00:28:22,325 --> 00:28:23,410
‫آره، آره. البته

276
00:28:25,036 --> 00:28:26,663
‫گمونم آسپرین رو گذاشته بودم توی...

277
00:28:31,167 --> 00:28:33,044
‫الان برمی‌گردم. خب؟

278
00:28:51,938 --> 00:28:53,481
‫شرمنده خیلی طولش دادم. باید...

279
00:29:05,493 --> 00:29:07,495
‫«آسپرین»

280
00:29:11,040 --> 00:29:15,003
‫سختش همینجاست، ولی می‌گذره

281
00:29:15,086 --> 00:29:16,838
‫به مرور زمان همه چی می‌گذره

282
00:29:19,924 --> 00:29:20,925
‫خب

283
00:29:22,761 --> 00:29:24,971
‫اولین باری نیست که قلبم می‌شکنه

284
00:29:26,890 --> 00:29:30,518
‫باید می‌دونستم.
‫باید نشونه‌ها رو می‌دیدم.

285
00:29:32,562 --> 00:29:34,731
‫اصلاً وضعیت مناسبی نداری، پسرم.
‫بذار برات یه کاری بکنم.

286
00:29:34,814 --> 00:29:36,316
‫نه. در هر صورت ممنون

287
00:29:37,192 --> 00:29:42,113
‫ولی این پرونده، زیادی نزدیک شدم.
‫همونطور که اونا پیش‌بینی کرده بودن.

288
00:29:47,202 --> 00:29:49,829
‫الان دیگه خیلی دیره. درگیرش شدم

289
00:29:52,874 --> 00:29:54,292
‫بذار بیان سراغم

290
00:29:56,544 --> 00:29:57,879
‫من دست بردار نیستم

291
00:30:02,300 --> 00:30:07,222
‫شاید امشب... شاید
‫بد نباشه یه‌کم استراحت کنم

292
00:30:12,393 --> 00:30:14,854
‫فقط یه استراحت خیلی کوچیک

293
00:30:17,190 --> 00:30:18,399
‫فقط واسه امشب

294
00:30:19,943 --> 00:30:21,027
‫برم خونه

295
00:30:24,572 --> 00:30:25,782
‫برم خونه
