﻿1
00:00:27,440 --> 00:00:28,840
شیطان در قلعه

2
00:00:30,240 --> 00:00:32,560
یحیی شیطانی در بهشت صباح بود

3
00:00:32,960 --> 00:00:33,960
یحیی

4
00:00:36,760 --> 00:00:38,600
یه دوست جدید پیدا کن تا وحشتی که
الان شاهدش بودی، باهاش در میون بذاری

5
00:00:41,000 --> 00:00:44,720
حسن از روز اول می‌دونست که یحیی
یه شورشی‌ـه و برای انتقام وارد قلعه شده

6
00:00:44,880 --> 00:00:46,240
منتظر آقامون هستیم

7
00:00:46,280 --> 00:00:48,720
ولی نابسامانی درون قلعه الموت

8
00:00:49,280 --> 00:00:51,840
به حسن اجازه داد که
از حضور یحیی بعنوان بازیچه استفاده کنه

9
00:00:52,840 --> 00:00:54,320
بازیچه‌ای برای آقای قلعه

10
00:00:54,680 --> 00:00:58,240
تو تونستی کاری رو بکنی که
بزرگترین دشمنان نتونستن انجام بدن، یحیی

11
00:00:58,240 --> 00:01:01,720
او مهارت‌های متقاعدسازی و پیشنهاد
و توهم خودشو آزمایش می‌کنه

12
00:01:01,760 --> 00:01:02,760
یه اسم زیبا

13
00:01:04,320 --> 00:01:05,520
مناسب برای شهید

14
00:01:05,920 --> 00:01:07,720
پس بودن‌شون
بین جوانان مؤمن اشکالی نداره؟

15
00:01:08,400 --> 00:01:09,400
تحت نظر ما

16
00:01:09,600 --> 00:01:11,880
و به این ترتیب، قلعه
یه جنگجوی قدرتمند داره

17
00:01:11,880 --> 00:01:12,960
مخصوصا یحیی

18
00:01:12,960 --> 00:01:14,640
چی می‌گین، مولای من؟
!ساکت

19
00:01:14,680 --> 00:01:17,040
حسن می‌خواد خودشو
در یه آزمون عجیب

20
00:01:17,640 --> 00:01:18,960
و یه چالش جدیدی قرار بده

21
00:01:19,240 --> 00:01:20,280
هدفش چیه؟

22
00:01:20,880 --> 00:01:22,320
می‌دونم که اون دشمن منه

23
00:01:22,360 --> 00:01:24,240
اونو امتحان می‌کنه یا من؟

24
00:01:26,320 --> 00:01:27,760
اون انسان رو متحول می‌کنه

25
00:01:28,760 --> 00:01:30,400
کسی که پدر و مادرش رو کشته

26
00:01:31,480 --> 00:01:33,120
تبدیل به یه پیرو وفادار می‌کنه

27
00:01:45,440 --> 00:01:47,920
"حشاشین"

28
00:05:02,400 --> 00:05:04,760
قسمت 19
"رویای جهنم"

29
00:05:13,560 --> 00:05:14,560
امر بفرما، آقای من

30
00:05:23,520 --> 00:05:24,520
یحیی

31
00:05:26,360 --> 00:05:28,280
عزیز ما زید بن سیحون رو می‌شناسی؟

32
00:05:34,960 --> 00:05:36,240
اولین باره که می‌بینمش

33
00:05:36,600 --> 00:05:37,600
تو دوستش خواهی داشت

34
00:05:38,440 --> 00:05:39,520
چون من دوستش دارم

35
00:05:41,320 --> 00:05:42,320
و تو زید

36
00:05:43,480 --> 00:05:44,560
یحیی رو می‌شناسی؟

37
00:05:47,960 --> 00:05:49,560
اولین باره که می‌بینمش
آقای من

38
00:05:49,560 --> 00:05:50,680
تو هم دوستش خواهی داشت

39
00:05:52,600 --> 00:05:53,600
بیا یحیی

40
00:05:53,640 --> 00:05:55,200
از دو دوستت بهم بگو

41
00:05:55,720 --> 00:05:58,360
اونا هم مثل تو مؤمن هستن یا
به عشق دوست‌شون وارد قلعه شدن؟

42
00:05:59,120 --> 00:06:00,400
مومنانی مثل من و بیشتر

43
00:06:00,640 --> 00:06:02,520
رویاشون این بود که وارد قلعه بشن

44
00:06:03,160 --> 00:06:04,160
زیباست

45
00:06:04,960 --> 00:06:06,560
اینجا رویاها به حقیقت تبدیل میشه

46
00:06:08,080 --> 00:06:09,640
می‌تونی بری و استراحت کنی

47
00:06:10,040 --> 00:06:12,200
و برای مأموریتی که
بهت محول می‌کنم آماده بشی

48
00:06:13,000 --> 00:06:14,120
چشم، آقای من

49
00:06:26,680 --> 00:06:28,320
گفت تو رو نمی‌شناسه

50
00:06:30,200 --> 00:06:31,360
مطمئن باش

51
00:06:51,440 --> 00:06:52,640
ترسو، یحیی

52
00:06:55,480 --> 00:06:58,520
قاتل پدر و مادرت
جلوی چشمت بود و کاری نکردی

53
00:06:59,920 --> 00:07:00,920
منتظر چی هستی؟

54
00:07:01,800 --> 00:07:03,960
حسن صباح تو رو می‌شناسه
و داره باهات بازی می‌کنه

55
00:07:04,480 --> 00:07:06,200
منتظری تا بهت ماموریت بده؟

56
00:07:06,720 --> 00:07:08,440
یا قبلا ماموریتی بهت داده؟

57
00:07:30,160 --> 00:07:31,200
هدفش چیه؟

58
00:07:32,880 --> 00:07:36,080
بازی با دو عروسک زید و یحیی
تو دستاش که باهاشون بازی می‌کرد

59
00:07:36,560 --> 00:07:37,920
هدفش همینه برزک؟

60
00:07:39,120 --> 00:07:40,760
ببین تو رو می‌شناسه یا نه

61
00:07:41,040 --> 00:07:43,000
مرد جوان گفت تو رو نمی‌شناسه

62
00:07:44,040 --> 00:07:46,040
سالها گذشته و تو عوض شدی

63
00:07:46,480 --> 00:07:47,480
چرا نگرانی؟

64
00:07:48,240 --> 00:07:49,520
راستی چرا نگرانم؟

65
00:07:51,040 --> 00:07:54,320
مردی که خونواده‌اش رو کشتم
با من تو یه قلعه زندگی می‌کنه

66
00:07:55,880 --> 00:07:57,320
دقیقا چی نگرانم می‌کنه؟

67
00:07:59,720 --> 00:08:00,920
ما توی قلعه خودمون هستیم

68
00:08:01,320 --> 00:08:02,600
تو لونه خودمون

69
00:08:03,040 --> 00:08:04,400
و اونم طعمه ماست

70
00:08:05,360 --> 00:08:06,440
پس کی باید نگران باشه؟

71
00:08:06,760 --> 00:08:07,800
تو یا اون؟

72
00:08:09,200 --> 00:08:11,000
من نگران جنونم، برزک عمید

73
00:08:12,360 --> 00:08:15,480
جنون حسن صباح که باعث میشه
 جوری با من بازی کنه انگار عادیه

74
00:08:15,720 --> 00:08:16,960
مواظب زبونت باش، زید

75
00:08:17,760 --> 00:08:19,200
آقای ما صباح، دیوونه نیست

76
00:08:19,560 --> 00:08:22,960
وقتی منو به این مرد نزدیک می‌کنه
و با لبخند بهمون نگاه می‌کنه، یعنی دیوونگی

77
00:08:23,240 --> 00:08:25,960
حرفات نشونه بزدلی و ترسه، زید

78
00:08:26,920 --> 00:08:30,040
وقتی به مولای‌مان شک می‌کنی یا
با حرف‌هات بهش توهین می‌کنی، تو دیوونه‌ای

79
00:08:30,640 --> 00:08:32,920
و وقتی از یه جوان که
 تو قلعه‌ات اسیر شده می‌ترسی

80
00:08:33,160 --> 00:08:34,160
تو یه ترسویی

81
00:08:34,840 --> 00:08:36,720
نه نامردی و نه دیوونه

82
00:08:37,040 --> 00:08:39,640
شایسته یکی از سه نفر
مهم در قلعه الموت باش

83
00:09:08,680 --> 00:09:09,680
گریه بسه

84
00:09:10,160 --> 00:09:11,400
خودتو می‌کشی

85
00:09:12,880 --> 00:09:14,200
زندگی چه ارزشی داره؟

86
00:09:16,680 --> 00:09:18,280
مرگ آسون‌تر از زندگیه

87
00:09:24,000 --> 00:09:25,600
آدما تو یه چشم بهم زدن می‌میرن

88
00:09:27,080 --> 00:09:28,120
این سرنوشت اوناست

89
00:09:29,320 --> 00:09:31,000
هیچ سرنوشت ناعادلانه‌ای وجود نداره

90
00:09:32,240 --> 00:09:33,800
از بی‌عدالتی آدماست

91
00:09:34,680 --> 00:09:36,200
ما اینجا بهشتی هستیم

92
00:09:36,240 --> 00:09:38,640
و اگه آثار اشک تو چشمات باقی بمونه

93
00:09:38,680 --> 00:09:40,080
الینار دست از سرت برنمی‌داره

94
00:09:40,120 --> 00:09:41,160
مثل ناز تو رو می‌کشه

95
00:09:41,200 --> 00:09:42,560
برام مهم نیست

96
00:09:44,320 --> 00:09:46,000
جوونی و زندگی‌ت مال خودت نیست

97
00:09:50,440 --> 00:09:52,280
مرگ آسونتر از بردگی‌ـه

98
00:09:53,880 --> 00:09:55,920
مرگ آسونتر از انتظار مرگـه

99
00:10:01,000 --> 00:10:02,680
!ناز مُرده، جوریا

100
00:10:14,040 --> 00:10:16,200
خندیدیم
سرگرم شدیم و شعر شنیدیم

101
00:10:17,160 --> 00:10:18,720
نقشه رو کشیدی عمر؟

102
00:10:21,680 --> 00:10:23,480
یه بار تو گذشته به کفر متهم شدم

103
00:10:24,200 --> 00:10:26,960
و در مقابل علما ثابت‌قدم
 و بی‌اعتنا ایستادم

104
00:10:28,400 --> 00:10:32,120
من خونه و ثروتم رو جا گذاشتم و به فقر یا
تنهایی هیچ اهمیتی ندادم، رئیس جاسوسان

105
00:10:34,280 --> 00:10:35,840
من عزیزان زیادی رو از دست دادم

106
00:10:36,760 --> 00:10:38,560
دلم دیگه
بخاطر از دست دادن چیزی نمی‌ترسه

107
00:10:39,800 --> 00:10:41,680
و می‌تونم با صراحت بهتون بگم

108
00:10:42,760 --> 00:10:44,000
هیچ نقشه ای وجود نداره

109
00:10:46,000 --> 00:10:49,360
 از صباح سرکش
علیه کشور و سلطان حمایت می‌کنی

110
00:10:50,760 --> 00:10:53,240
نه، من از عمرخیام در برابر
 ترس‌هاش حمایت می‌کنم، قربان

111
00:10:53,840 --> 00:10:55,360
اولا اینکه هیچی یادم نمیاد

112
00:10:55,880 --> 00:10:56,880
دوما

113
00:10:57,680 --> 00:10:59,040
نمی‌تونم خوار و حقیر باشم

114
00:10:59,760 --> 00:11:02,120
مثل رفتار حسن صباح با نظام الملک

115
00:11:02,120 --> 00:11:04,160
یا رفتار نظام الملک با حسن صباح

116
00:11:05,440 --> 00:11:07,120
من یکی از اون سه تا دوست هستم

117
00:11:07,360 --> 00:11:09,040
که تصمیم گرفتم باهاشون نباشم

118
00:11:10,240 --> 00:11:11,640
ولی بر ضدشون هم نیستم

119
00:11:12,080 --> 00:11:13,800
تو با دولتی دشمنی می‌کنی، عمر

120
00:11:14,440 --> 00:11:16,000
که بهت پناه میده و احترام می‌گذاره

121
00:11:16,720 --> 00:11:18,440
و بهت مقام و مکان میده

122
00:11:18,720 --> 00:11:19,880
خونه من جسم منه

123
00:11:20,640 --> 00:11:23,600
و خراب کردن خونه
یعنی کشتن جسم، فقط دست خداست

124
00:11:23,800 --> 00:11:25,040
و من نه خونه می‌خوام

125
00:11:25,320 --> 00:11:26,920
و نه مقام و جا و مکان

126
00:11:29,080 --> 00:11:30,720
من چیزی جز عمر خیام نمی‌خوام

127
00:11:32,240 --> 00:11:34,080
و عمرخیام اینجا پیش شماست

128
00:11:34,120 --> 00:11:36,280
و تصمیم با شماست و عظمت سلطان

129
00:11:37,280 --> 00:11:38,360
که اونو بکشین

130
00:11:38,400 --> 00:11:39,960
یا زندانی کنین و یا ببخشین

131
00:11:41,360 --> 00:11:43,160
هر تصمیمی که باشه، من راضی‌ام

132
00:11:44,400 --> 00:11:46,040
 عمرخیام راضیه

133
00:11:46,600 --> 00:11:47,600
و این مهمه

134
00:11:53,040 --> 00:11:54,400
این حرف آخر شماست؟

135
00:11:59,840 --> 00:12:01,200
هر جور راحتی، عمر

136
00:12:08,560 --> 00:12:10,200
روحت رو به مرگ محکوم کردی

137
00:12:10,800 --> 00:12:12,600
خودتو به کشتن دادی، خیام

138
00:12:15,680 --> 00:12:17,120
خودمو نجات دادم، سحبان

139
00:12:42,720 --> 00:12:45,440
بالاخره همدیگه رو دیدیم و
به سلامت به قلعه ما رسیدی

140
00:12:47,840 --> 00:12:49,600
چیزی که قبلا غیرممکن بود

141
00:12:49,640 --> 00:12:52,160
کسی که پدرش
شاهزاده بزرگ سلجوقیـه

142
00:12:52,920 --> 00:12:54,480
و در کنار شما ایستاده، مولای من

143
00:12:54,720 --> 00:12:56,640
پروردگار بندگانش رو هدایت می‌کنه

144
00:12:59,000 --> 00:13:00,440
کتاب‌هاتون به دستم رسید

145
00:13:01,440 --> 00:13:03,520
ماه‌هاست در مورد شما می‌خونم

146
00:13:03,520 --> 00:13:05,640
شما رو دنبال می‌کنم
 و اخبار شما رو می‌شنوم

147
00:13:06,040 --> 00:13:07,520
راه هدایت عجیبه

148
00:13:08,880 --> 00:13:11,200
گفتم دیگه در مورد شما از دیگران نشنوم

149
00:13:12,080 --> 00:13:13,600
بهتره خودم بیام

150
00:13:14,160 --> 00:13:15,400
و از خودتون بشنوم

151
00:13:16,240 --> 00:13:17,600
می‌دونی، سراج الدین

152
00:13:18,480 --> 00:13:20,240
دروغ ممکنه صداش بلند باشه

153
00:13:21,120 --> 00:13:22,880
ممکنه بر تخت سلطان بشینه

154
00:13:23,800 --> 00:13:26,480
و شاید اسمش
خلیفه مسلمین در بغداد باشه

155
00:13:27,320 --> 00:13:28,880
ولی حقیقت کمیابـه

156
00:13:29,600 --> 00:13:31,640
مردمش ممکنه در اقلیت باشن

157
00:13:32,080 --> 00:13:34,840
ولی همیشه قوی‌ترین
باهوش‌ترین و خطرناک‌ترین هستن

158
00:13:35,800 --> 00:13:36,960
...حقیقت همینه

159
00:13:37,960 --> 00:13:40,320
اینو مولای من
بعد از خوندن کتاب متوجه شدم

160
00:13:41,240 --> 00:13:42,640
و پیروانت رو دنبال کردم

161
00:13:42,680 --> 00:13:44,080
بعد از اینکه چشمام شما رو دید

162
00:13:44,520 --> 00:13:45,840
اینو فهمیدم

163
00:13:46,200 --> 00:13:47,400
شما یکی از ما هستین

164
00:13:47,880 --> 00:13:49,520
و توبه همه چی رو پاک می‌کنه

165
00:13:50,320 --> 00:13:51,960
حتی اگه تا دیروز دشمنِ هم بودیم

166
00:13:52,000 --> 00:13:55,120
امروز در مقام
برادر و دوست هستیم، سراج الدین

167
00:13:55,920 --> 00:13:58,000
و همونطور که بهشت ​​در آخرت مال ماست

168
00:13:58,320 --> 00:14:00,160
در این دنیا هم به شما وعده میدم

169
00:14:01,520 --> 00:14:03,320
من نیازی به وعده ندارم، آقای ما

170
00:14:03,960 --> 00:14:05,480
تا زمانی که قلبم آرامش داشته باشه

171
00:14:05,480 --> 00:14:06,720
مطمئن باش

172
00:14:07,760 --> 00:14:09,280
می‌خوام یه سرباز مخفی باشی

173
00:14:09,880 --> 00:14:12,040
در کنار سلطان، تا ابد به ما وفادار باشی

174
00:14:12,400 --> 00:14:13,840
مثل سایه همراهش باشی

175
00:14:14,440 --> 00:14:15,800
همیشه اونو ستایش کن

176
00:14:16,400 --> 00:14:18,120
ستایش راز اعتماده

177
00:14:19,000 --> 00:14:20,760
سلطانت رو ستایش کن
 و اونو تو چنگ داشته باش

178
00:14:21,400 --> 00:14:23,360
می‌خوام دیواری باشی
که اونو احاطه کرده

179
00:14:23,400 --> 00:14:24,920
دیواری که بهش تکیه کرده

180
00:14:25,640 --> 00:14:27,600
بنابراین، لحظه‌ای که
دستوراتم رو صادر می‌کنم

181
00:14:28,280 --> 00:14:30,240
اون خودشو تنها، بی‌دفاع و برهنه می‌بینه

182
00:14:30,960 --> 00:14:31,960
همینطوره

183
00:14:32,880 --> 00:14:34,720
به خواست خدا
همینطور میشه، مولای من

184
00:14:36,280 --> 00:14:37,600
بهش نزدیک می‌شم

185
00:14:38,280 --> 00:14:39,640
نزدیکتر از خودش

186
00:14:40,040 --> 00:14:42,240
و شما هدایایی فراتر از تصور بدست میاری

187
00:14:43,440 --> 00:14:44,600
...مولای من

188
00:14:44,600 --> 00:14:45,960
شما عاشق بزرگی هستین

189
00:14:46,760 --> 00:14:49,040
من دوست دارم، عاشق رو
در سعادت و خوشبختی ببینم

190
00:14:50,560 --> 00:14:53,560
وقتشه که عاشق بره و به
سلطان سلجوقی خدمت کنه

191
00:14:54,280 --> 00:14:56,680
با تمام صداقت، عشق و اعتماد

192
00:15:03,920 --> 00:15:04,960
خدیجه

193
00:15:05,720 --> 00:15:06,720
بیا اینجا

194
00:15:16,400 --> 00:15:17,920
از این در میری بیرون

195
00:15:19,320 --> 00:15:21,600
و درخواست می‌کنی
که می‌خوای پدرت رو ببینی

196
00:15:22,520 --> 00:15:24,480
نگهبان‌ها تو رو می‌برن پیشش

197
00:15:26,240 --> 00:15:27,720
خودتو بنداز تو آغوشش

198
00:15:28,360 --> 00:15:29,560
و تو گوشش آهسته میگی

199
00:15:30,280 --> 00:15:32,640
بهش میگی که مادرم می‌خواد تو رو ببینه

200
00:15:33,800 --> 00:15:35,680
دلش برات تنگ شده
 و تو رو بخشیده

201
00:15:36,800 --> 00:15:38,680
و می‌خواد باهات شام بخوره

202
00:15:39,280 --> 00:15:40,640
و میخواد تو را ببینه

203
00:15:42,680 --> 00:15:43,680
دوباره میگم

204
00:15:45,040 --> 00:15:46,560
از این در میری بیرون

205
00:15:47,680 --> 00:15:50,120
و درخواست می‌کنی
که می‌خوای پدرت رو ببینی

206
00:15:51,120 --> 00:15:53,240
نگهبان‌ها تو رو می‌برن پیشش

207
00:15:54,000 --> 00:15:55,640
خودتو بنداز تو آغوشش

208
00:15:56,120 --> 00:15:57,120
و تو گوشش آهسته میگی

209
00:15:58,120 --> 00:15:59,320
بهش میگی

210
00:16:00,160 --> 00:16:01,600
مادرم می‌خواد تو رو ببینه

211
00:16:02,880 --> 00:16:05,160
تو رو بخشیده و می‌خواد
باهات شام بخوره

212
00:16:06,640 --> 00:16:07,800
و اشتی کنه 

213
00:16:10,960 --> 00:16:11,960
دوباره میگم

214
00:16:13,520 --> 00:16:15,120
از این در میری بیرون

215
00:16:37,800 --> 00:16:39,640
...من واقعا نمی‌خواستم

216
00:16:40,040 --> 00:16:41,640
شاعر بزرگ‌مون اینجا باشه

217
00:16:41,640 --> 00:16:43,480
ولی تو منو مجبور به این کار کردی

218
00:16:44,680 --> 00:16:46,840
زندگی پر از تجربه‌ست، چناب وزیر

219
00:16:48,360 --> 00:16:50,600
سعادت و سفر رو تجربه کردم

220
00:16:51,360 --> 00:16:54,160
و فقر و ثروت
و این‌بار، زندان رو تجربه کردم

221
00:16:55,840 --> 00:16:57,760
هر تجربه‌ای به زندگی معنا می‌بخشه

222
00:16:57,800 --> 00:16:59,440
چرا خودتو در معرض زندان قرار دادی

223
00:16:59,800 --> 00:17:01,680
وقتی به هیچ کدوم از این کارها نیازی نبود؟

224
00:17:03,080 --> 00:17:07,000
جناب وزیر، این ربطی به
نقشه الموت یا حسن صباح نداره

225
00:17:07,400 --> 00:17:10,000
واقعیت اینه که
تو عمر خیام رو دوست نداری

226
00:17:11,440 --> 00:17:13,160
و چون منو دوست نداری

227
00:17:14,200 --> 00:17:17,480
دوست هم نداری که سلطان
با من با عزت و احترام رفتار کنه

228
00:17:18,080 --> 00:17:20,320
و نقشه فقط بهانه‌ای بود
برای قرار دادن من در اینجا

229
00:17:20,360 --> 00:17:22,000
و حقیقت اینه که تو راضی

230
00:17:22,480 --> 00:17:24,360
و خوشحالی که شاعری آگاه

231
00:17:25,120 --> 00:17:26,960
کسی که از نظر تو بی‌ارزشه

232
00:17:27,720 --> 00:17:29,560
تو زندان اصفهان، شکسته ببینی

233
00:17:30,720 --> 00:17:31,920
زیباست

234
00:17:33,320 --> 00:17:36,120
خوشحالم که دلیل
خوشحالی وزیر کشور شدم

235
00:17:36,120 --> 00:17:37,440
چرا باید ازت متنفر باشم؟

236
00:17:39,480 --> 00:17:41,120
روحیه تو با من سازگار نیست

237
00:17:41,120 --> 00:17:42,120
این یه حقیقته

238
00:17:42,840 --> 00:17:43,840
دلیلش رو

239
00:17:44,600 --> 00:17:46,200
اگه دوست داشتی می‌تونم بهت بگم

240
00:17:46,240 --> 00:17:47,280
ادامه بده

241
00:17:47,400 --> 00:17:50,160
وزیر قدر موسیقی
 شعر و علم رو نمی‌دونه

242
00:17:50,960 --> 00:17:52,960
او اینا رو هنرهای پیش پا افتاده می‌دونه

243
00:17:53,320 --> 00:17:56,800
و برای مثال، صنایع سودمند
برای دولت رو کشاورزی و صنعت می‌دونه

244
00:17:58,240 --> 00:18:00,160
پس استعدادهای منو تحقیر می‌کنی

245
00:18:00,560 --> 00:18:01,800
بهشون بی احترامی می‌کنی

246
00:18:02,080 --> 00:18:04,120
تو منو فردی بی‌ارزش و تنبل می‌بینی

247
00:18:04,880 --> 00:18:06,000
که باید مجازات بشه

248
00:18:06,840 --> 00:18:08,280
این ساده‌ست، جناب وزیر

249
00:18:08,800 --> 00:18:11,600
چطور اصفهان باید
این همه قدر و شکوه بهت بده

250
00:18:12,120 --> 00:18:15,160
در حالیکه هنوز
به حسن صباح خبیث وفاداری؟

251
00:18:15,160 --> 00:18:17,400
من هیچوقت به حسن صباح وفادار نبودم

252
00:18:18,200 --> 00:18:20,120
وگرنه تو قلعه الموت می‌موندم

253
00:18:20,160 --> 00:18:22,640
ولی هنوز بقایای جوانمردی دارم

254
00:18:23,600 --> 00:18:25,400
من نمی خواهم شبیه
کسی باشم که طردش کردم

255
00:18:25,440 --> 00:18:26,760
ذهن من محدوده

256
00:18:27,840 --> 00:18:29,040
مثل ذهن تو نیست

257
00:18:30,280 --> 00:18:31,280
برام توضیح بده

258
00:18:34,000 --> 00:18:35,880
حسن صباح نظام الملک رو کشت

259
00:18:36,600 --> 00:18:39,560
جناب وزیری که از شما
باهوش‌تر و ذهنی بازتر داشت

260
00:18:41,160 --> 00:18:43,400
و عمل حسن تماما ننگ و تحقیرآمیز بود

261
00:18:45,240 --> 00:18:47,040
نظام الملک به حسن امنیت داد

262
00:18:47,360 --> 00:18:50,120
و وقتی متوجه شد که
نقشه‌هایی در سر داره، زندانی‌ش کرد

263
00:18:50,440 --> 00:18:53,360
و می‌خواست که سرش رو ببره و
در خیابان‌های اصفهان بگردونه

264
00:18:56,440 --> 00:18:57,520
هردوشون

265
00:18:58,560 --> 00:19:00,640
حقوق دوستی رو رعایت نکردن

266
00:19:02,000 --> 00:19:03,960
هر دو می‌خواستن همدیگه رو بکشن

267
00:19:04,000 --> 00:19:05,720
یکی تونست و دیگری نتونست

268
00:19:08,480 --> 00:19:09,680
و عمر خیام

269
00:19:10,600 --> 00:19:11,800
دوست سوم‌شون

270
00:19:13,120 --> 00:19:14,760
اصرار داره که شبیه اونا نباشه

271
00:19:15,160 --> 00:19:17,320
منظورم این نیست که اونا
شیطان هستن و من یه فرشته، نه

272
00:19:17,320 --> 00:19:19,120
منظورم اینه که
انسانی هستم که اشتباه می‌کنم

273
00:19:20,400 --> 00:19:22,160
و نمی‌خواد به اشتباهاتش اضافه کنه

274
00:19:22,160 --> 00:19:23,240
اشتباه خیانت

275
00:19:23,360 --> 00:19:25,200
تو از خیانت به دوستت دوری می‌کنی

276
00:19:25,240 --> 00:19:27,200
ولی حاضری به کل سلطنت خیانت کنی؟

277
00:19:27,720 --> 00:19:29,080
من خودمو خوب می‌شناسم

278
00:19:29,480 --> 00:19:31,840
و می‌دونم که اگه اینکارو می‌کردم
بهش خیانت کردم

279
00:19:32,800 --> 00:19:34,560
ولی سلطنت یه نهاد بزرگتره

280
00:19:35,080 --> 00:19:36,640
ارتش قدرتمندی داره

281
00:19:37,160 --> 00:19:40,200
که براحتی می‌تونه با صباح و
قلعه‌اش مقابله کنه و حتی ویرانش کنه

282
00:19:41,840 --> 00:19:42,840
این یه تفاوت بزرگه

283
00:19:43,240 --> 00:19:44,240
عمر

284
00:19:45,160 --> 00:19:49,480
آیا توهمات در ذهنت رو رها می‌کنی
و با احترام و اطاعت نقشه رو ترسیم می‌کنی

285
00:19:51,000 --> 00:19:54,240
یا می‌خوای بخاطر بدعت و کفر
با حکم اعدام روبرو بشی؟

286
00:20:09,680 --> 00:20:11,040
این همه رضایت برای چیه؟

287
00:20:12,000 --> 00:20:13,840
وقتی خدیجه اومد پیش من
خیلی خوشحال شدم

288
00:20:22,040 --> 00:20:23,040
دلم برات تنگ شده بود

289
00:20:23,080 --> 00:20:25,400
 همیشه به قلبی که
توش زندگی می‌کنم مطمئن بودم

290
00:20:25,440 --> 00:20:27,200
با دستای خودم برات غذا درست کردم

291
00:20:27,200 --> 00:20:28,360
مهم نیست چی می‌خورم

292
00:20:29,320 --> 00:20:31,200
اگه غذای تو نباشه انگار که روزه‌ام

293
00:20:31,600 --> 00:20:32,600
امیدوارم خوشت بیاد

294
00:20:42,640 --> 00:20:44,640
من تو قلعه به غذای کم عادت کردم

295
00:20:45,240 --> 00:20:46,240
این همه برای چیه؟

296
00:20:46,400 --> 00:20:47,960
امروز روز آشتی‌ـه

297
00:20:49,520 --> 00:20:51,480
می‌خوام با اشتهای کامل غذا بخوری

298
00:20:55,640 --> 00:20:57,040
پس باهم غذا می‌خوریم

299
00:20:57,840 --> 00:20:59,240
نمی‌تونم تنهایی غذا بخورم

300
00:20:59,840 --> 00:21:00,880
منم می‌خورم

301
00:21:01,800 --> 00:21:03,480
ولی طبق معمول، بعد از تو می‌خورم

302
00:21:04,800 --> 00:21:07,280
می‌خوام ببینم که مثل گذشته
 غذای منو می‌خوری و خوشحالی

303
00:21:08,480 --> 00:21:09,600
خدیجه

304
00:21:10,000 --> 00:21:11,360
خدیجه غذا خورده

305
00:21:15,200 --> 00:21:16,400
بیا دخترم

306
00:21:17,160 --> 00:21:18,800
از غذایی که مادرت درست کرده بخور

307
00:21:18,800 --> 00:21:20,160
!بهت گفتم خورده

308
00:21:24,280 --> 00:21:26,360
فکر می‌کنی کشتن دخترم برام آسونه

309
00:21:28,200 --> 00:21:31,880
مادرت خدیجه، از روی مهربونی
تصمیم گرفته غذای پدرت رو مسموم کنه

310
00:21:32,760 --> 00:21:34,360
نه از روی نفرت از پدرت، نه

311
00:21:35,280 --> 00:21:36,360
از روی عشق

312
00:21:36,800 --> 00:21:37,880
عشق بیش از حد

313
00:21:38,120 --> 00:21:41,240
عشقش به برادرت حسین
باعث شده اینجوری ازم انتقام بگیره

314
00:21:41,560 --> 00:21:43,000
به همین دلیل تو رو می‌بخشم

315
00:21:44,320 --> 00:21:46,560
و خوشحالم که
خدیجه رو پیش من فرستادی

316
00:21:48,360 --> 00:21:49,600
چون دلم برات تنگ شده بود

317
00:21:55,600 --> 00:21:56,920
مهم نیست که چیکار می‌کنی

318
00:21:57,400 --> 00:21:59,440
و مهم نیست چقدر
تلاش می‌کنی تا روحت رو نجات بدی

319
00:21:59,480 --> 00:22:02,000
تا روز قیامت
 دشمن من می‌مـونی، حسن

320
00:22:02,720 --> 00:22:03,720
و بالاخره می‌کشمت

321
00:22:04,120 --> 00:22:05,680
یه روزی می‌کشمت

322
00:22:06,280 --> 00:22:07,840
فکر کن غذا رو خوردم و مُردم

323
00:22:08,520 --> 00:22:09,760
و منو ببخش

324
00:22:09,760 --> 00:22:11,080
!نمی‌بخشمت

325
00:22:13,560 --> 00:22:14,720
خب من می‌بخشمت

326
00:22:15,520 --> 00:22:17,600
و منتظرم دوباره دعوتم کنی

327
00:22:40,640 --> 00:22:42,160
بانو الینار می‌خواد شما رو ببینه

328
00:22:53,520 --> 00:22:54,640
مشکلی هست؟

329
00:22:55,400 --> 00:22:56,640
!بازدید عجیبی‌ـه

330
00:22:56,960 --> 00:22:58,480
به دلایلی عجیبه، مطمئنا

331
00:23:00,000 --> 00:23:01,120
دارم گوش میدم

332
00:23:01,400 --> 00:23:02,680
آخرین رویای بهشت

333
00:23:02,960 --> 00:23:06,120
پسر منتخب طبق معمول
تحت تأثیر گیاه بهشت ​​وارد اونجا شد

334
00:23:07,240 --> 00:23:08,760
تا اینجا همه چی عادی بود

335
00:23:10,000 --> 00:23:11,120
تا اون جوان

336
00:23:11,640 --> 00:23:12,880
دختر خودشو دید

337
00:23:13,120 --> 00:23:14,400
خیلی گیج شده بود

338
00:23:14,920 --> 00:23:16,640
دختره هم با دیدنش گیج شد

339
00:23:17,560 --> 00:23:18,640
...انگار اونا

340
00:23:20,560 --> 00:23:21,600
انگار چی؟

341
00:23:22,360 --> 00:23:23,920
انگار همدیگه رو می‌شناختن

342
00:23:24,640 --> 00:23:27,040
این چیزیه که اونو فراتر از
رویای بهشت ​​گیج کرده بود

343
00:23:27,440 --> 00:23:28,640
غافلگیر شدن

344
00:23:29,000 --> 00:23:31,320
لبخند عجیبی بر خلاف
تموم کسانی که قبلا اومدن

345
00:23:32,280 --> 00:23:33,640
با دختره چطور رفتار کردی؟

346
00:23:33,640 --> 00:23:34,840
اونو کشتم

347
00:23:35,640 --> 00:23:37,080
 راز نگرانی‌ت چیه؟

348
00:23:37,080 --> 00:23:38,160
چطور؟

349
00:23:39,200 --> 00:23:41,280
اگه جوان منتخب واقعا اونو می شناخته

350
00:23:41,760 --> 00:23:43,680
اونوقت رویای بهشت ​​به خطر می‌افته

351
00:23:44,080 --> 00:23:45,640
چون از خودش می‌پرسه

352
00:23:46,040 --> 00:23:47,720
اون چطور وارد رویای بهشت ​​شده؟

353
00:23:48,120 --> 00:23:49,600
و به وضوح شک می‌کنه

354
00:23:49,880 --> 00:23:51,440
که این رویای بهشتی‌ بوده؟

355
00:23:51,480 --> 00:23:52,560
یا نه

356
00:23:52,600 --> 00:23:54,240
چون اونو خوب می‌شناسه

357
00:23:54,680 --> 00:23:56,760
و می‌دونه که اون
یه دختر معمولیه، نه یه بهشتی

358
00:23:58,000 --> 00:23:59,600
موضوع خیلی خطرناکه

359
00:24:00,600 --> 00:24:02,560
و وظیفه و صداقت

360
00:24:03,040 --> 00:24:05,240
ازم می‌خواد که
همه ترس‌هام رو به شما بگم

361
00:24:05,920 --> 00:24:06,920
قطعا

362
00:24:07,680 --> 00:24:09,080
این بسیار قابل تقدیره

363
00:24:09,600 --> 00:24:10,880
به مولای‌مان اطلاع میدم

364
00:24:11,120 --> 00:24:13,080
متشکرم، ببخشید

365
00:24:13,480 --> 00:24:14,600
بفرمایید

366
00:24:27,880 --> 00:24:29,160
خیلی عجیبه

367
00:24:30,000 --> 00:24:32,960
الینار تیز و قدرتمند
از اتاق برزک عمید بیرون میاد

368
00:24:40,560 --> 00:24:43,160
وقتی زید بن سیحون
باهات حرف میزنه، جواب بده، کنیز

369
00:24:44,760 --> 00:24:45,880
من کنیز نیستم

370
00:24:46,400 --> 00:24:47,440
من آزادم

371
00:24:48,520 --> 00:24:51,320
ولی من در اینجا، یه مأموریت
 مشخص، مسئول و محترمانه دارم

372
00:24:55,520 --> 00:24:58,800
من اطلاعات بسیار مهمی رو
 به برزک عمید منتقل کردم

373
00:24:59,280 --> 00:25:01,120
بخاطر موقعیت و مقامش در قلعه

374
00:25:01,920 --> 00:25:03,400
حالا هم باید برم

375
00:25:04,200 --> 00:25:05,920
چون حضور من در اینجا ممنوعه

376
00:25:06,280 --> 00:25:08,080
و هیچ صحبتی بین من و تو نیست

377
00:25:08,840 --> 00:25:10,360
نه تو و نه هیچ کس دیگه

378
00:25:11,040 --> 00:25:13,800
باعث نمیشه که دستورات
و دستوالعمل کارم رو بشکنم

379
00:25:14,760 --> 00:25:15,760
ببخشید

380
00:25:22,400 --> 00:25:25,240
!اطلاع به برزک عمید، بخاطر مقامش

381
00:26:08,800 --> 00:26:12,640
یعنی یحیی بن سعید مؤذن، دختری
از حوریان رویای بهشت رو می‌شناسه

382
00:26:14,760 --> 00:26:16,080
!چه طنز شگفت انگیزی

383
00:26:16,640 --> 00:26:17,880
یا یه توطئه خطرناک

384
00:26:19,320 --> 00:26:22,840
ما شخصی رو توی قلعه داریم که
دعوت اصلی قلعه رو تهدید می‌کنه، برزک

385
00:26:24,840 --> 00:26:26,040
...صحبت‌های عجیب

386
00:26:26,040 --> 00:26:27,400
و خیلی خطرناک، مولای من

387
00:26:29,440 --> 00:26:30,480
دختر کشته شده؟

388
00:26:30,960 --> 00:26:31,960
بله

389
00:26:34,080 --> 00:26:36,520
الینار هم خیلی خشن برخورد می‌کنه

390
00:26:38,000 --> 00:26:39,800
پس این جوان باید سریع کشته بشه

391
00:26:43,440 --> 00:26:44,480
چرا؟

392
00:26:44,520 --> 00:26:45,760
اون یه جوان ساده نیست

393
00:26:46,560 --> 00:26:48,960
اول فکر کردیم که
فقط زید بن سیحون رو می‌شناسه

394
00:26:49,360 --> 00:26:50,640
ولی حالا، هم زید رو می‌شناسه

395
00:26:50,680 --> 00:26:51,800
و هم یه دختر

396
00:26:52,240 --> 00:26:53,440
این خیلی خطرناکه

397
00:26:53,680 --> 00:26:56,120
و معناش اینه که می‌دونه
رویای بهشت ​​واقعی نیست

398
00:26:56,320 --> 00:26:58,440
پس نه معتقد به رویای بهشتـه

399
00:26:58,680 --> 00:26:59,720
...و نه

400
00:27:02,080 --> 00:27:03,600
صاحب کلید بهشت

401
00:27:05,480 --> 00:27:06,480
دقیقا

402
00:27:06,480 --> 00:27:07,680
عالیه

403
00:27:09,120 --> 00:27:10,520
چه بازی بسیار زیبایی

404
00:27:11,880 --> 00:27:13,120
شیطانی در بهشت

405
00:27:14,640 --> 00:27:18,080
یه شورشی تو بهشت مولا
حسن صباح که می‌خوای اونو بکشی

406
00:27:18,960 --> 00:27:21,120
چرا می‌خوای این لذت رو
 از من دریغ کنی، برزک؟

407
00:28:17,120 --> 00:28:18,120
مطمئن باش

408
00:28:19,160 --> 00:28:21,240
من باید از خودت بهت نزدیک‌تر باشم

409
00:28:22,400 --> 00:28:23,600
من تو رو دوست دارم

410
00:28:24,480 --> 00:28:25,760
من گم شدم

411
00:28:26,960 --> 00:28:28,720
مهم اینه که روحت رو نجات بدی

412
00:28:29,440 --> 00:28:30,960
ایمان بالاتر از احساسه

413
00:28:32,120 --> 00:28:33,800
ایمان بالاتر از محبته

414
00:28:35,120 --> 00:28:37,360
ایمان باعث میشه که
حقیقت رو ببینی، یحیی

415
00:28:45,040 --> 00:28:46,120
مطمئن باش

416
00:29:14,240 --> 00:29:17,360
بی‌خوابی و گرسنگی بزرگترین
سلاح برای جوان مؤمنه، یحیی

417
00:29:19,480 --> 00:29:21,080
من مطیع دستورات هستم، آقای من

418
00:29:21,360 --> 00:29:22,640
دستورات خدا

419
00:29:34,920 --> 00:29:38,320
دستور دادم تو رو از غذا و
خواب محروم کنن تا روحت پاک بشه

420
00:29:40,280 --> 00:29:42,240
ممنون و سپاسگزارم، آقای من

421
00:29:42,280 --> 00:29:44,240
 روحیه‌ای در وجودت هست
 که دوستش دارم، یحیی

422
00:29:45,040 --> 00:29:46,840
چند شب بیدار بودی؟

423
00:29:50,560 --> 00:29:51,840
سه شب

424
00:29:52,920 --> 00:29:54,120
و گرسنگی؟

425
00:29:55,640 --> 00:29:56,720
روز چهارم

426
00:29:58,280 --> 00:30:00,560
هفته آینده قوی‌تر و بهتر میشی

427
00:30:01,040 --> 00:30:02,240
ولی مراقب باش

428
00:30:02,920 --> 00:30:04,720
شیطان در درونت به مبارزه ادامه میده

429
00:30:06,120 --> 00:30:08,120
و به خواست خدا، می‌تونم شکستش بدم

430
00:30:08,160 --> 00:30:09,720
بهت اطمینان دارم

431
00:30:10,400 --> 00:30:12,400
محکم بایست، مقاومت کن و ادامه بده

432
00:30:12,880 --> 00:30:15,520
چون زمان سختی و روزه، زمان معرفتـه

433
00:30:19,160 --> 00:30:21,880
هدف همیشگی من هدایت تو به بهشته

434
00:30:22,440 --> 00:30:24,880
تمام توانم رو بکار می‌گیرم
 تا تو رو به اونجا برسونم

435
00:30:25,760 --> 00:30:28,200
هدف همیشگی شیطان
 اینه که تو رو به جهنم برسونه

436
00:30:29,120 --> 00:30:31,400
با کسی بمون
که می‌خواد تو رو به بهشت ​​برسونه

437
00:31:01,520 --> 00:31:02,520
جوریا

438
00:31:03,400 --> 00:31:04,600
فردا وقت پیاده‌روی

439
00:31:04,640 --> 00:31:08,200
می‌خوام منو پوشش بدی تا خودمو
به جایی که جوانان مؤمن هستن برسونم

440
00:31:08,200 --> 00:31:09,400
البته این غیر ممکنه

441
00:31:09,400 --> 00:31:12,320
الینار اونجاست و همه نوکران
به ما چشم دوختن

442
00:31:13,320 --> 00:31:16,520
 ناهار رو از همون جایی
که به همه غذا میدن، میارن؟

443
00:31:16,760 --> 00:31:18,080
آره
خوبه

444
00:31:18,120 --> 00:31:20,120
باید به راهرویی برسم که ازش رد می‌شن

445
00:31:20,160 --> 00:31:21,880
می‌خوام ببینم غذا رو از کجا میارن

446
00:31:21,880 --> 00:31:23,160
فرض کن فهمیدی

447
00:31:23,960 --> 00:31:27,200
از راهرویی رد میشم تا
به جایی که جوانان مومن هستن برسم

448
00:31:27,200 --> 00:31:29,480
و از یه چیز مطمئن بشم
که معلوم بشه درسته یا نه

449
00:31:29,520 --> 00:31:31,160
مهم نیست، بعدش زنده باشم یا بمیرم

450
00:31:31,200 --> 00:31:33,840
عشق قدیمی‌ات
که با ناز صحبت می‌کردی؟

451
00:31:35,840 --> 00:31:37,480
اون اینجا تو قلعه‌ست، مطمئنم

452
00:31:38,000 --> 00:31:39,920
اونو تو آخرین رویای بهشت ​​دیدم

453
00:31:40,480 --> 00:31:42,560
چون همدیگه رو دیدیم، ناز کشته شد

454
00:31:42,560 --> 00:31:44,560
پس بخاطر اون
من و تو هم کشته می‌شیم

455
00:31:44,920 --> 00:31:46,120
فراموشش کن، نورهن

456
00:31:46,960 --> 00:31:47,960
جوریا

457
00:31:49,080 --> 00:31:51,920
فکر می‌کنم می‌دونی که من
رابط بین شما و الینار هستم

458
00:31:52,600 --> 00:31:55,560
می‌تونم چیزهایی در مورد تو بهش بگم
که اگه بشنوه خیلی ناراحت می‌شه

459
00:31:57,480 --> 00:31:58,480
...پس ببینم

460
00:31:58,840 --> 00:32:00,200
چیکار می‌تونم بکنم؟

461
00:32:01,320 --> 00:32:03,480
نوکر‌ها، هیچ منفعت و قدرتی ندارن

462
00:32:04,040 --> 00:32:06,720
ولی می‌دونی که، اونا دوست دارن
از تماشای ما لذت ببرن

463
00:32:07,280 --> 00:32:09,560
هنوزم در درون‌شون
عشق و تنفر وچود داره

464
00:32:10,840 --> 00:32:14,080
و همیشه یه کسی هست که
حواسش به توئه و مدام بهت نگاه می‌کنه

465
00:32:14,760 --> 00:32:16,080
مهیار، آره می‌دونم

466
00:32:16,200 --> 00:32:18,520
اون همیشه بهم نگاه می‌کنه
 می‌خنده و ابراز عشق می‌کنه

467
00:32:18,520 --> 00:32:19,520
عالیه

468
00:32:19,720 --> 00:32:20,720
مشغولش کن، جوریا

469
00:32:21,520 --> 00:32:23,840
غلامشاه هم همیشه باهاشه

470
00:32:24,200 --> 00:32:26,400
اون بی‌ادبه و مدام
سعی می‌کنه بهم دست بزنه

471
00:32:26,680 --> 00:32:27,960
هر دوتاشونو مشغول کن

472
00:32:28,240 --> 00:32:29,800
برات سخته؟
!نه

473
00:32:30,520 --> 00:32:31,560
بهت قول میدم

474
00:32:31,560 --> 00:32:33,880
با سرعت برق میرم بیرون و برمی‌گردم

475
00:32:36,560 --> 00:32:37,560
 می‌ترسم

476
00:32:40,360 --> 00:32:42,360
 به الینار چیزی نمیگی؟

477
00:32:43,680 --> 00:32:44,680
هرگز

478
00:32:44,720 --> 00:32:46,320
!هرگز
قول میدم

479
00:32:48,000 --> 00:32:49,000
باشه

480
00:33:02,040 --> 00:33:03,040
یحیی

481
00:33:04,560 --> 00:33:05,880
روش مبارزه‌ات رو دوست دارم

482
00:33:06,520 --> 00:33:07,920
خیلی مشتاقم

483
00:33:08,240 --> 00:33:10,600
منتظر مأموریتی هستم که
مولای‌مان بهم محول کنه

484
00:33:11,760 --> 00:33:14,240
مأموریتی هست که
امام ما برات تعیین کرده

485
00:33:17,880 --> 00:33:20,480
واعظان نسبت به دو نفری که
 باهات اومدن اطمینان ندارن

486
00:33:20,920 --> 00:33:22,280
تیفور و سلیمان

487
00:33:23,840 --> 00:33:24,680
چی شده؟

488
00:33:24,680 --> 00:33:26,600
شک و تردید بزرگی
در مورد ایمان‌شون وجود داره

489
00:33:26,920 --> 00:33:28,520
وظیفه تو اینه که مراقب‌شون باشی

490
00:33:28,960 --> 00:33:30,640
و یه گزارش کامل برام بنویسی

491
00:33:31,120 --> 00:33:32,360
و منم اونو به آقا میدم

492
00:33:33,280 --> 00:33:34,480
سطح صداقت‌شون

493
00:33:34,480 --> 00:33:35,680
و سطح ایمان‌شون

494
00:33:36,360 --> 00:33:37,920
و بر اساس این گزارش

495
00:33:38,320 --> 00:33:39,960
تصمیم می‌گیریم که
ماموریت‌شون چی باشه

496
00:33:41,360 --> 00:33:44,640
نباید کسی باشه که
ذره ای شک در بین مؤمنان ایجاد کنه

497
00:33:47,040 --> 00:33:48,040
چشم، مولای من

498
00:33:49,720 --> 00:33:52,440
مراقب‌شون باش و گزارشت
باید تا فردا عصر آماده بشه

499
00:33:54,160 --> 00:33:55,320
به آموزشت ادامه بده

500
00:34:40,000 --> 00:34:41,080
ای دختر

501
00:34:41,520 --> 00:34:42,840
چرا چشمت به من دوخته شده؟

502
00:34:42,880 --> 00:34:44,120
ازم چی می‌خوای؟

503
00:34:44,160 --> 00:34:45,800
مشکلی هست 

504
00:34:45,840 --> 00:34:47,000
درخواست زیادیه؟

505
00:34:47,160 --> 00:34:48,440
و بعد از همه اینا چی 

506
00:34:48,480 --> 00:34:50,080
 بیچاره، چه سودی برات داره؟

507
00:34:50,120 --> 00:34:51,240
خوشبختی

508
00:34:53,000 --> 00:34:55,280
تو خیلی مهربونی مهیار
 لبخندت هم میزنی 

509
00:34:55,680 --> 00:34:56,720
!واقعا

510
00:34:56,760 --> 00:34:57,800
متشکرم

511
00:34:58,080 --> 00:34:59,000
ممنون

512
00:34:59,040 --> 00:35:00,040
لبخندش زیباست

513
00:35:00,080 --> 00:35:01,080
من چی؟

514
00:35:01,120 --> 00:35:02,320
تو حوصله سربری

515
00:35:02,360 --> 00:35:03,560
دلت بسوزه

516
00:35:03,560 --> 00:35:06,080
 می‌تونم بلندت کنم و دنده‌هات رو بشکنم

517
00:35:06,080 --> 00:35:07,000
نمی‌تونی

518
00:35:58,560 --> 00:36:00,040
بگو ببینم چیکار کردی

519
00:36:01,880 --> 00:36:03,240
بهترین لحظه زندگیم بود

520
00:36:04,080 --> 00:36:06,720
از وقتی خونه پدر و مادرم رو
ترک کردم هرگز اینقدر خوشحال نبودم

521
00:36:08,680 --> 00:36:10,320
لحظه‌ای که یحیی رو دیدم

522
00:36:11,080 --> 00:36:12,400
همه چی رو فراموش کردم

523
00:36:13,240 --> 00:36:14,400
غم رو فراموش کردم

524
00:36:15,000 --> 00:36:16,680
حتی آرزوی مرگم رو هم فراموش کردم

525
00:36:18,280 --> 00:36:19,280
...می‌خواستم

526
00:36:19,280 --> 00:36:20,320
...می‌خواستم که

527
00:36:20,360 --> 00:36:21,600
می‌خواستی چی؟

528
00:36:22,480 --> 00:36:25,400
خواستم سمتش بدوم، 
و با تموم قدرت جیغ بزنم

529
00:36:26,560 --> 00:36:28,640
و بهش بگم من اینجام، یحیی
 من کنار توام

530
00:36:29,880 --> 00:36:32,240
تو دلیلی بر وجود
و مهربون بودن پروردگاری

531
00:36:34,840 --> 00:36:35,920
...می‌خواستم

532
00:36:35,920 --> 00:36:38,360
هر چی که از عمرم باقی مونده
  صرف تماشای یحیی کنم

533
00:36:39,600 --> 00:36:40,880
حتی اگه الینا منو ببینه

534
00:36:41,200 --> 00:36:42,680
یا حتی همه نگهبان‌ها منو ببینن

535
00:36:43,240 --> 00:36:44,280
مهم نیست

536
00:36:44,880 --> 00:36:46,400
مهم اینه که یحیی رو دیدم
