﻿1
00:00:28,080 --> 00:00:31,000
هادی به دنیازاد
خدیجه و نورهن کمک کرد تا فرار کنن

2
00:00:32,880 --> 00:00:35,760
هادی با پدرش حسن صباح مخالفت کرد

3
00:00:36,280 --> 00:00:39,160
او قوی‌ترین مرد روی زمین رو به چالش کشید

4
00:00:40,360 --> 00:00:42,920
این شجاعت هادی نیست
که بهش اجازه اینکارو داد

5
00:00:43,640 --> 00:00:47,080
بخاطر عشق او به مادر و خواهرش
و ترس اونا از پدرش بود

6
00:00:47,760 --> 00:00:49,480
به خانه عمرخیام خوش آمدید

7
00:00:50,680 --> 00:00:53,080
 هادی همه اینا رو نزد پدرش اعتراف می‌کنه

8
00:00:54,040 --> 00:00:56,640
مادرم، خدیجه و نورهن

9
00:00:57,320 --> 00:00:58,320
اینجا نیستن

10
00:00:58,960 --> 00:01:01,280
آتش حسن صباح شعله ور شده

11
00:01:02,440 --> 00:01:05,040
دنیازاد و خدیجه تو قلعه الموت نیستن

12
00:01:06,640 --> 00:01:08,640
و کمک کردی تا از دست من فرار کنن؟

13
00:01:08,640 --> 00:01:10,720
نه تنها بخاطر فرار همسر و دخترش

14
00:01:13,840 --> 00:01:17,120
بلکه چون پسر و وارث‌ش بهش خیانت کرد

15
00:01:19,000 --> 00:01:20,080
این اتاق توئه

16
00:01:21,040 --> 00:01:22,600
و ممکنه قبرت هم باشه

17
00:01:23,360 --> 00:01:25,960
یا دوباره متولد می‌شی
یا مرگ گناهانت رو پاک می‌کنه

18
00:01:29,160 --> 00:01:30,880
باید وارثی وجود داشته باشه

19
00:01:32,520 --> 00:01:34,360
قوی‌تر و شجاع‌تر از هادی

20
00:01:48,200 --> 00:01:50,520
"حشاشین"

21
00:05:04,320 --> 00:05:06,640
"قسمت 25"
"دختر چوپان"

22
00:05:30,600 --> 00:05:32,080
بذار در آرامش بمیرم

23
00:05:32,120 --> 00:05:33,520
نمی‌خوام تو بمیری

24
00:05:34,920 --> 00:05:38,080
می‌خوام صبر کنی تا کسی رو 
که قدرتت رو پس می‌گیره، ببینی

25
00:05:38,120 --> 00:05:39,400
تو رو نمی‌خوام

26
00:05:40,000 --> 00:05:41,680
نمی‌خوام وارث تو باشم

27
00:05:41,720 --> 00:05:43,600
ولی من می‌خوام تو وارث من باشی

28
00:06:43,920 --> 00:06:45,600
گفتم باید تموم تلاشم رو بکنم

29
00:06:45,600 --> 00:06:47,040
و بیام ببینم اوضاع چطوره

30
00:06:47,760 --> 00:06:50,280
انگار که... مهمون داری

31
00:06:51,480 --> 00:06:53,240
فکر کردم تو دردسر افتادی

32
00:06:53,840 --> 00:06:55,200
نه تو دردسر نیفتادم

33
00:06:57,440 --> 00:06:58,920
دردسر اومده پیش من

34
00:06:58,920 --> 00:07:01,720
معماهای تو عمرخیام، طاقت فرساست

35
00:07:03,360 --> 00:07:05,000
می‌تونی یه راز رو 
نگه داری، خدمتکار حموم؟

36
00:07:05,640 --> 00:07:07,360
درسته که خدمتکار حموم سواد نداره

37
00:07:07,760 --> 00:07:09,520
ولی می‌تونه یه راز رو نگه داره، خیام

38
00:07:11,080 --> 00:07:12,280
حسن صباح

39
00:07:13,720 --> 00:07:16,000
اونه که پیام داده؟
همسرش

40
00:07:17,200 --> 00:07:19,640
 به همراه بقیه
 از دستش فرار کرده اومده اینجا

41
00:07:20,320 --> 00:07:22,240
و نتونستم در رو براشون باز نکنم

42
00:07:22,520 --> 00:07:24,280
تو یه مرد نجیب و 
سرشار از جوانمردی هستی

43
00:07:24,280 --> 00:07:26,360
اگه وزیر یا سلطان بفهمن چی؟

44
00:07:26,640 --> 00:07:29,280
آشنایی با تو رو انکار می‌کنم
تو رو شهید به حساب میارم

45
00:07:29,280 --> 00:07:30,920
حتی سر قبرت هم نمیام

46
00:07:31,280 --> 00:07:33,680
اگه حسن صباح که
از دستش فرار کردن، زودتر بفهمه چی؟

47
00:07:33,920 --> 00:07:35,160
اینکه خیلی بدتره

48
00:07:35,320 --> 00:07:37,240
یکی از پیروانش رو 
می‌فرسته تا تو رو بکشه

49
00:07:37,240 --> 00:07:39,880
در اون صورت سلطان هم می‌فهمه
و می‌خواد دوباره تو رو بکشه

50
00:07:40,040 --> 00:07:41,160
من که رفتم

51
00:07:41,200 --> 00:07:43,160
شرافتت کجا رفت که باعث شد
بیای به دوستت سر بزنی، سحبان؟

52
00:07:43,200 --> 00:07:46,160
گوش کن چیزهایی
فراتر از نجابت و جوانمردی هم هست

53
00:07:47,120 --> 00:07:48,120
توصیه تو چیه؟

54
00:07:49,280 --> 00:07:51,240
تنهایی... فرار کن

55
00:07:53,000 --> 00:07:54,120
برو خونه سحبان

56
00:07:54,760 --> 00:07:56,200
برو خونه و راز رو نگهدار

57
00:07:57,880 --> 00:07:59,600
خدا با این همه دردسر کمکت کنه

58
00:08:01,960 --> 00:08:02,960
بذار اینو ببرم

59
00:08:30,600 --> 00:08:31,840
سرورم، سلطان

60
00:08:37,240 --> 00:08:38,240
تو یحیی؟

61
00:08:38,640 --> 00:08:39,920
بله، سرورم، سلطان

62
00:08:39,920 --> 00:08:41,920
چرا نقشه صباح رو اجرا نکردی؟

63
00:08:42,600 --> 00:08:44,000
و مولایم خلیفه رو بکشی؟

64
00:08:45,480 --> 00:08:47,160
من زندگی با شرافت رو انتخاب کردم

65
00:08:47,200 --> 00:08:49,160
در مورد نورهن که صباح نگه داشته چی؟

66
00:08:51,040 --> 00:08:52,880
فکر کردم بدون شرافت وجود نداره

67
00:08:52,920 --> 00:08:54,520
شرف یحیی پسر مؤذن چیه؟

68
00:08:54,560 --> 00:08:56,040
فرماندهی یه ارتش

69
00:08:56,440 --> 00:08:58,520
برای نابودی قلعه الموت
و کشتن دیو قلعه

70
00:08:58,880 --> 00:08:59,720
می‌تونی؟

71
00:08:59,760 --> 00:09:01,920
من ورود و خروج‌های قلعه رو بلدم

72
00:09:01,920 --> 00:09:03,320
و قوی‌ترین سلاح رو دارم

73
00:09:03,600 --> 00:09:04,680
گرفتن انتقام

74
00:09:06,960 --> 00:09:08,800
می‌دونم که سرنوشت نورهن مرگـه

75
00:09:09,760 --> 00:09:11,640
ولی هیچی با ارزش‌تر از انتقام نیست

76
00:09:11,680 --> 00:09:14,640
و همانطور که خدا بهم توفیق داد
 تا قاتل پدر و مادرم رو بکشم

77
00:09:14,640 --> 00:09:16,600
این توانایی رو بهم میده
تا قاتل نورهن رو بکشم

78
00:09:16,640 --> 00:09:18,680
و انتقام بسیاری از اونایی رو که
 به سوی مرگ فرستادن

79
00:09:18,720 --> 00:09:20,520
پیروزی یا شکست برام مهم نیست

80
00:09:21,480 --> 00:09:22,880
مهم اینه که اونو بکشم

81
00:09:23,120 --> 00:09:24,920
حتی اگه بعدش هزار بار بمیرم

82
00:09:24,960 --> 00:09:27,760
کسی که از مرگ نمی‌ترسه
بارها تونسته شکستش بده

83
00:09:28,320 --> 00:09:29,640
مرگ از اون می‌ترسه

84
00:09:29,680 --> 00:09:32,120
چی بهمون این اطمینان رو میده که
کل داستان تو حقیقت داره؟

85
00:09:32,640 --> 00:09:33,880
شاید دروغگو باشی

86
00:09:33,920 --> 00:09:36,360
یا جاسوس صباح؟

87
00:09:41,160 --> 00:09:43,600
از همه کوچه‌های اصفهان
...و مسجدش درباره پدرم

88
00:09:44,120 --> 00:09:46,360
سعید بن عوفی بپرسین
 که ​​چه کسی اونو کشته

89
00:09:47,000 --> 00:09:50,040
در آخرین جنگ قلعه بن‌حافظ
 از سربازهایی که برگشتن بپرسین

90
00:09:50,080 --> 00:09:53,320
درباره جنگجویی که با باطنی‌ها
 وارد قلعه شد، ولی برای کی ‌جنگید؟

91
00:10:13,240 --> 00:10:14,520
به نظر صادق میای، یحیی

92
00:10:15,240 --> 00:10:16,400
نیت خوبی داری

93
00:10:19,000 --> 00:10:21,000
ولی دولت‌های بزرگ با نیات اداره نمی‌شن

94
00:10:22,920 --> 00:10:25,000
ما تعداد زیادی از کسانی رو که
از صباح برگشته بودن، گرفتیم

95
00:10:25,200 --> 00:10:27,280
همه اولش ادعای حسن نیت داشتن

96
00:10:29,640 --> 00:10:30,720
ببرش زندان

97
00:11:07,080 --> 00:11:09,200
سالها عمر در داخل قلعه گذشته، برزک

98
00:11:09,720 --> 00:11:11,840
کاری که آقای ما در داخل قلعه انجام داده

99
00:11:11,880 --> 00:11:13,880
نه سلطان و نه خلیفه نتونستن انجام بدن

100
00:11:14,680 --> 00:11:16,080
در پایان، من اینجام

101
00:11:17,200 --> 00:11:18,480
زندانی قلعه

102
00:11:18,480 --> 00:11:21,000
آقای ما می‌تونه 
هر جا که بخواد حضور داشته باشه

103
00:11:21,760 --> 00:11:23,440
...هیچ مکان و زمانی وجود نداره

104
00:11:23,480 --> 00:11:25,280
که بتونه حسن صباح رو زندانی کنه

105
00:11:26,000 --> 00:11:28,400
روح من در آرزوی بیرون اومدن‌ـه، برزک

106
00:11:30,680 --> 00:11:31,880
می‌خوام نفس بکشم

107
00:11:33,560 --> 00:11:37,240
می‌خوام مسیرهای طولانی رو پیاده برم
تا خسته بشم و روی شن‌های بیابان استراحت کنم

108
00:11:38,480 --> 00:11:40,920
می‌خوام بوی دنیای
 بیرون قلعه الموت رو استشمام کنم

109
00:11:42,160 --> 00:11:43,320
از تنهایی متنفر بودم

110
00:11:45,720 --> 00:11:46,760
آزادی

111
00:11:48,120 --> 00:11:49,440
آزادی، برزک

112
00:11:50,000 --> 00:11:51,480
آقای ما تموم عمر آزاد بوده

113
00:11:54,000 --> 00:11:55,000
اینطور فکر نمی‌کنم

114
00:11:56,480 --> 00:11:58,880
یا در زندان سلجوقی منو ملاقات می‌کنی

115
00:11:59,440 --> 00:12:02,320
یا در زندان بدر الدین جمالی
یا در زندان تفکر

116
00:12:02,800 --> 00:12:03,880
زندان تفکر؟

117
00:12:04,200 --> 00:12:06,280
هر ذهن بزرگی اسیر تفکر خودشه

118
00:12:06,280 --> 00:12:07,880
تا زمانی که بتونه بهش برسه

119
00:12:08,800 --> 00:12:11,280
و هر بار که به فکر فرو میره
 از زندان میاد بیرون

120
00:12:11,600 --> 00:12:13,320
و وارد زندان یه تفکر جدید میشه

121
00:12:14,920 --> 00:12:16,120
هرچه آقای ما دستور بدن

122
00:12:31,560 --> 00:12:33,280
خب حالا بریم سراغ پشت

123
00:12:34,640 --> 00:12:36,160
نه نه نه نه نه

124
00:12:36,200 --> 00:12:38,200
درد شدیدش اینجاست، سحبان

125
00:12:38,200 --> 00:12:40,000
درد بخاطر ایستادن و نگهبانی دادنـه

126
00:12:40,400 --> 00:12:42,640
و سحبان کمر درد رو تسکین میده

127
00:12:42,640 --> 00:12:44,480
باشه عمو سحبان، فقط آروم

128
00:12:44,520 --> 00:12:47,920
!می‌دونم چطور کار کنم
 درضمن اگه آروم کار کنم، خوابت می‌بره

129
00:12:47,960 --> 00:12:49,400
اگه بخوابم مشکلی نیست

130
00:12:49,920 --> 00:12:52,560
حداقل یه مدت استراحت کنم
هرچقدر می‌خوای بخواب

131
00:12:53,120 --> 00:12:55,880
نگهبانی‌ت کجاست؟
در ورودی قصر سلطان

132
00:12:55,880 --> 00:12:59,080
پس درمان خاصی لازم داری، درست بشین

133
00:13:00,760 --> 00:13:02,560
تنها چیزی که نیاز داری یه داستانـه

134
00:13:02,560 --> 00:13:04,480
از داستان‌های شگفت انگیز سحبان

135
00:13:04,520 --> 00:13:06,400
برای ورود به دنیای رویاها

136
00:13:06,400 --> 00:13:09,240
بگو استاد سحبان
روزی روزگاری

137
00:13:09,440 --> 00:13:11,480
در روزگاران و زمان‌های قدیم

138
00:13:11,520 --> 00:13:14,720
یه آدم وحشتناک به اسم حسن صباح بود

139
00:13:15,200 --> 00:13:16,880
همون باطنی ساکن قلعه؟

140
00:13:17,400 --> 00:13:19,600
می‌دونم
البته نمی‌دونم می‌دونی یا نه

141
00:13:19,960 --> 00:13:21,280
حسن صباح

142
00:13:21,520 --> 00:13:23,520
بزرگان سلطنت رو کشت

143
00:13:23,840 --> 00:13:26,840
وزیر ملک‌شاه، نظام الملک و دیگران و دیگران

144
00:13:26,840 --> 00:13:30,800
نظام الملک و عمرخیام
نزدیکترین دوستاش بودن

145
00:13:31,160 --> 00:13:32,400
عمر خیام؟

146
00:13:32,880 --> 00:13:36,440
اون شاعر و فیلسوف‌ـه
یه بار تو قصر سلطان دیدمش

147
00:13:36,840 --> 00:13:38,160
حسن صباح

148
00:13:38,440 --> 00:13:40,680
 همسر بسیار زیبایی داشت

149
00:13:40,720 --> 00:13:43,040
البته
از الموت فرار کرده و ولش کرده

150
00:13:43,040 --> 00:13:44,160
واقعا؟

151
00:13:44,200 --> 00:13:46,680
به کی پناه می‌بره
 کی در رو به روش باز می‌کنه؟

152
00:13:46,680 --> 00:13:47,560
کی؟

153
00:13:47,600 --> 00:13:49,560
عمر خیام دوست من

154
00:13:49,840 --> 00:13:51,200
حالا یه مقدار آبگرم

155
00:13:51,520 --> 00:13:53,080
باعث میشه حالت بهتر بشه

156
00:14:08,920 --> 00:14:10,200
سرورم سلطان

157
00:14:11,040 --> 00:14:13,480
قضيه اون جوان 
يحيي بن سعيد درسته، سرورم

158
00:14:13,960 --> 00:14:15,560
معلوم شد که واقعا صادق بوده

159
00:14:15,600 --> 00:14:18,640
و اینکه واقعا همراه سربازان ما
تو قلعه بن‌حافظ می‌جنگیده

160
00:14:19,040 --> 00:14:20,040
عالیه

161
00:14:20,720 --> 00:14:22,760
برای صباح یه دشمن جدید پیدا کردیم

162
00:14:23,760 --> 00:14:25,800
که همه ریزه‌کاری‌های قلعه رو بلده

163
00:14:27,840 --> 00:14:29,800
کسی تو قلعه از رفتن من خبر داره؟

164
00:14:30,200 --> 00:14:32,360
نه، آقای من، این یه رازه

165
00:14:33,120 --> 00:14:35,200
کسی چیزی در مورد آقای ما نمی‌دونـه

166
00:14:35,600 --> 00:14:36,640
عالیه

167
00:14:37,640 --> 00:14:40,800
منو تنها بذار و به قلعه برگرد
نمی‌خوام کسی تغییر رو احساس کنه

168
00:14:41,160 --> 00:14:42,720
چطور می‌تونم برم، آقای من؟

169
00:14:43,240 --> 00:14:44,360
برای شما خطرناکـه

170
00:14:45,120 --> 00:14:47,280
این سفر رو باید تنهایی برم، گوش کن، برزک

171
00:14:47,320 --> 00:14:50,120
وظیفه تو پیروی از دستوراتـه
من نمیرم، مگه اینکه بمیرم

172
00:14:50,480 --> 00:14:51,600
اطاعت کن، برزک

173
00:14:53,720 --> 00:14:54,840
کی برمی‌گردین؟

174
00:14:55,840 --> 00:14:56,840
درست به موقع

175
00:14:59,280 --> 00:15:00,400
چشم آقای من

176
00:15:13,640 --> 00:15:16,200
پس اطلاعاتی که رسیده درسته؟
بله، سرورم

177
00:15:16,680 --> 00:15:19,080
همسر حسن صباح به من پناه آورده

178
00:15:19,080 --> 00:15:21,480
اون با دخترش
و یه دختر دیگه به اسم نورهن

179
00:15:22,320 --> 00:15:25,400
همه از دست حسن فرار کردن
و نتونستم در رو براشون باز نکنم

180
00:15:26,040 --> 00:15:27,440
چرا بهمون اطلاع ندادی؟

181
00:15:28,600 --> 00:15:30,560
...جوانمردی و کمک به زن‌ها

182
00:15:31,240 --> 00:15:32,480
گزارش لازم داره؟

183
00:15:32,520 --> 00:15:35,400
وقتی موضوع به بزرگترین
 دشمن سلطان مربوط میشه

184
00:15:35,960 --> 00:15:37,120
مجوز لازمه

185
00:15:37,560 --> 00:15:38,840
شاعر ما عمر

186
00:15:39,280 --> 00:15:41,760
کاری که بعنوان یه جوانمرد
 مناسب بود رو انجام دادی

187
00:15:44,520 --> 00:15:46,400
کار بزرگت رو ستایش می‌کنم، عمر

188
00:15:47,400 --> 00:15:50,200
ولی باید از مهمون‌هات بازجویی کنیم، عمر

189
00:15:51,360 --> 00:15:53,160
منظورت اینه که می‌خوای
مهمونامو تحویل بدم؟

190
00:15:53,640 --> 00:15:55,640
بازجویی از زنان درسته؟

191
00:15:57,120 --> 00:15:59,120
موضوع از مهمان‌نوازی فراتر رفته

192
00:15:59,800 --> 00:16:01,840
...این موضوع، بالاتر از علاقه به

193
00:16:02,480 --> 00:16:04,200
بازجویی از زن‌هاست

194
00:16:04,520 --> 00:16:07,000
اگه موضوع به مصلحت دولت باشه

195
00:16:07,600 --> 00:16:10,480
 حق داریم از هر کسی بازجویی کنیم

196
00:16:10,480 --> 00:16:14,400
از اعتراض شما و رد درخواست
از طرف شما تعجب می‌کنم

197
00:16:14,920 --> 00:16:17,240
چه کسی می‌تونه در اینجا دستور بده

198
00:16:17,680 --> 00:16:20,880
فکر می‌کردم دستورات اینجا
فقط به سلطان اعظم مربوطه میشه

199
00:16:22,840 --> 00:16:24,360
تو کاری رو که باید انجام دادی، عمر

200
00:16:25,160 --> 00:16:27,120
تو از کسانی که 
بهت پناه آودن استقبال کردی

201
00:16:28,160 --> 00:16:29,520
ولی من حاکم اینجام

202
00:16:30,520 --> 00:16:32,600
و من باید ازشون استقبال می‌کردم

203
00:16:34,200 --> 00:16:37,280
همسر و دختر صباح
تحت حفاظت و سرپرستی به اینجا میان

204
00:16:39,080 --> 00:16:41,120
به نظرم نباید به این دستور اعتراض کرد

205
00:17:02,640 --> 00:17:04,320
 شما همسر حسن صباح هستین؟

206
00:17:05,120 --> 00:17:06,120
بله بانوی من

207
00:17:06,920 --> 00:17:10,560
چی باعث میشه زنی که با چنین مرد
 قوی و خطرناکی ازدواج کرده فرار کنه؟

208
00:17:11,960 --> 00:17:12,960
نفرت

209
00:17:13,680 --> 00:17:15,440
چه چیزی عشق رو به نفرت تبدیل می‌کنه؟

210
00:17:17,920 --> 00:17:20,240
اون پسرمو کشت
پسرت؟

211
00:17:21,400 --> 00:17:22,400
پسر خودش؟

212
00:17:24,040 --> 00:17:25,040
بله

213
00:17:25,680 --> 00:17:27,440
چی باعث میشه پدری پسرش رو بکشه؟

214
00:17:29,440 --> 00:17:31,040
جنون و عشق به خودش

215
00:17:32,720 --> 00:17:34,560
عشق به صاحب کلید بهشت ​​بودن

216
00:17:34,600 --> 00:17:36,680
کسی که جرأت می‌کنه 
پسرش رو در صورت خطا بکشه

217
00:17:38,280 --> 00:17:40,640
تا اطرافیانش بهش ایمان بیارن

218
00:17:40,880 --> 00:17:42,160
یعنی بهش اعتماد کنن؟

219
00:17:42,200 --> 00:17:43,480
بهش ایمان داشته باشن

220
00:17:44,440 --> 00:17:47,080
حسن صباح فقط یه رهبر یا حاکم نیست

221
00:17:48,240 --> 00:17:49,280
یه خداست

222
00:17:50,600 --> 00:17:52,280
 واقعا اینو در مورد خودش باور داره

223
00:17:52,920 --> 00:17:54,120
چه داستان عجیبی

224
00:17:56,160 --> 00:17:57,240
 دختر شماست؟

225
00:17:58,520 --> 00:17:59,520
بله

226
00:18:00,600 --> 00:18:02,240
و این نورهن مظلومـه

227
00:18:05,080 --> 00:18:06,880
داستانت کاملا یه حکایت شده، دنیازاد

228
00:18:08,560 --> 00:18:10,400
شما میهمان من و سلطان هستین

229
00:18:11,040 --> 00:18:12,280
 اینجا جاتون امنه

230
00:18:14,000 --> 00:18:15,240
داستانت چیه نورهن؟

231
00:18:26,600 --> 00:18:30,240
هر که بیاد و ادعا کنه
که مولای ما حسن الصباح‌ـه

232
00:18:30,280 --> 00:18:32,200
و دستور بده که دروازه قلعه رو باز کنین

233
00:18:32,480 --> 00:18:33,760
فورا کشته می‌شه

234
00:18:34,200 --> 00:18:35,400
دستور آقای ماست

235
00:19:10,120 --> 00:19:11,240
همون جا وایسا

236
00:19:13,920 --> 00:19:15,200
باطنی، تکون نخور

237
00:19:17,080 --> 00:19:18,160
اسلحه‌ات رو بنداز

238
00:19:18,920 --> 00:19:20,000
اسلحه ندارم

239
00:19:23,680 --> 00:19:24,800
اونو بکش

240
00:19:40,160 --> 00:19:41,560
یحیی به بغداد نرفت

241
00:19:42,440 --> 00:19:45,400
وارد اصفهان شد و
خودشو به سلطان برکیارق تسلیم کرد

242
00:19:47,080 --> 00:19:50,720
بانو دنیازاد و همراهانش
هم تو قصر سلطان هستن

243
00:19:53,320 --> 00:19:55,680
نمی‌خوام کنار بقیه مؤمنان باشین

244
00:19:56,000 --> 00:19:57,840
شما الان جایگاه بالاتری دارین

245
00:19:57,880 --> 00:19:59,160
شما حافظ یه راز هستین

246
00:19:59,840 --> 00:20:01,160
پس سرنوشت‌مون چی میشه؟

247
00:20:05,080 --> 00:20:06,360
یه ترفیع بزرگ

248
00:20:06,920 --> 00:20:09,160
به دستور آقا صاحب کلید بهشت

249
00:20:09,880 --> 00:20:11,200
چیزی بزرگتر از شهادت

250
00:20:11,960 --> 00:20:13,280
همونطور که بهتون قول داده بودم

251
00:20:13,720 --> 00:20:15,360
دوباره به رویای بهشت ​​برمی‌گردین

252
00:20:17,040 --> 00:20:18,160
حالا برید

253
00:20:39,560 --> 00:20:43,320
ترجیح میدی بمیری و بندازنت تو صحرا 
و گوشتت غذای پرندگان گرسنه بشه

254
00:20:43,560 --> 00:20:45,480
یا منو به محل مولای خودت راهنمایی می‌کنی؟

255
00:20:45,480 --> 00:20:47,280
مولای من کیه؟ من مولا ندارم

256
00:20:47,560 --> 00:20:49,520
همون شیطان کافر 
که تو قلعه زندگی می‌کنه

257
00:20:49,760 --> 00:20:51,960
کسی که ادعا می‌کنه
صاحب کلید بهشتـه

258
00:20:52,440 --> 00:20:53,440
حسن صباح

259
00:20:54,040 --> 00:20:55,400
کی جاش رو بلده؟

260
00:20:56,520 --> 00:20:58,840
ای خبیث! لباست نشون میده 
که یکی از پیروانش هستی

261
00:20:59,480 --> 00:21:00,960
بله، ولی پیروان زیادی داره

262
00:21:01,720 --> 00:21:04,800
اعتراف می کنی؟
چرا وقتی لباس‌هام نشون میده دروغ بگم؟

263
00:21:05,760 --> 00:21:07,440
 ورودی‌های قلعه رو بلدی؟

264
00:21:07,480 --> 00:21:08,680
همه‌شون

265
00:21:10,800 --> 00:21:13,200
یه ورودی بهم نشون بده
که به دیو قلعه منتهی می‌شه

266
00:21:13,560 --> 00:21:15,120
و خودتو از کشته شدن نجات بده

267
00:21:15,600 --> 00:21:16,640
دروغگو

268
00:21:18,080 --> 00:21:19,200
صبر کن

269
00:21:21,720 --> 00:21:25,080
چرا بهم گفتی دروغگو؟
چون بعد از اینکه راهنمایی‌ت کردم منو می‌کشی

270
00:21:25,600 --> 00:21:27,520
اگه منم جای تو بودم
همین کار رو می‌کردم

271
00:21:28,000 --> 00:21:29,040
یه آدم خبیثی

272
00:21:29,760 --> 00:21:32,160
چرا نمیگی توسط 
یه عالم بزرگ تربیت شدی؟

273
00:21:33,280 --> 00:21:35,720
این عالم بزرگ باطنی کیه؟

274
00:21:36,720 --> 00:21:37,720
حسن صباح

275
00:21:40,560 --> 00:21:41,760
ولی من به قولم پایبندم

276
00:21:42,320 --> 00:21:43,880
و حرف‌مون با عمل‌مون یکی‌ـه

277
00:21:43,920 --> 00:21:45,600
مثل تو نیست، که معنای دوگانه داره

278
00:21:46,120 --> 00:21:48,360
ورودی قلعه رو بهم نشون بده

279
00:21:48,720 --> 00:21:50,240
جایی که نگهبانی ضعیفی داره

280
00:21:50,760 --> 00:21:52,120
بعد می‌ذارم زنده بمونی

281
00:21:53,200 --> 00:21:55,200
همه اینها فقط برای
 رسیدن به حسن صباح؟

282
00:21:55,200 --> 00:21:56,560
جوری میگی که انگار چیزی نیست

283
00:21:56,960 --> 00:21:59,400
کشتنش به معنای پایان دعوت 

284
00:21:59,840 --> 00:22:01,200
پایان خود شیطان

285
00:22:01,400 --> 00:22:04,640
چی میشه اگه کسی تو رو به
خود حسن صباح و محلش برسونه

286
00:22:04,680 --> 00:22:06,480
بدون اینکه مجبور باشی به قلعه بری؟

287
00:22:10,600 --> 00:22:11,600
باشه

288
00:22:12,200 --> 00:22:14,560
منو ببر پیشش
من حسن صباح هستم

289
00:22:21,000 --> 00:22:22,560
منم خلیفه عباسی هستم

290
00:22:23,640 --> 00:22:24,960
اونم سلطان سلجوقی

291
00:22:25,520 --> 00:22:27,160
اینم همسر سلطان سلجوقی

292
00:22:29,360 --> 00:22:31,560
من اول بهت احترام گذاشتم
و بهت قول دادم

293
00:22:31,800 --> 00:22:32,800
ولی متاسفانه

294
00:22:33,480 --> 00:22:34,840
هیچکدوم‌تون راستگو نیستین

295
00:22:35,320 --> 00:22:36,600
همه باطنی‌ها اینجوری‌ان

296
00:22:37,120 --> 00:22:38,480
من ادعا کردم که خودشم

297
00:22:38,880 --> 00:22:40,160
و حتی مدرک هم دارم

298
00:22:40,480 --> 00:22:41,640
حسن صباح

299
00:22:42,480 --> 00:22:43,760
قلعه‌اش رو ترک می‌کنه

300
00:22:43,800 --> 00:22:45,560
و به همین راحتی خودشو تسلیم می‌کنه؟

301
00:22:45,600 --> 00:22:47,600
چون من چیزی رو می‌دونم که تو نمی‌دونی

302
00:22:48,400 --> 00:22:50,600
چون من چیزی رو می‌بینم که تو نمی‌بینی

303
00:22:51,160 --> 00:22:52,560
عالیه حسن صباح

304
00:22:53,600 --> 00:22:55,160
بذار تا آخر گفتگو با تو باشم

305
00:22:56,360 --> 00:22:57,720
خب مدرکت چیه

306
00:22:58,040 --> 00:22:59,640
ای صاحب کلید بهشت؟

307
00:23:00,240 --> 00:23:02,600
به حلقه تو دستام و حکاکی اون نگاه کن

308
00:23:10,080 --> 00:23:12,200
اگه خودت باشی
بزرگترین شکار عمر منه

309
00:23:12,560 --> 00:23:13,840
از کجا می‌دونی؟

310
00:23:14,360 --> 00:23:16,800
نمیشه به جای اینکه منو بکشی
... خدا منو پیش تو فرستاده

311
00:23:17,080 --> 00:23:18,080
تا تو رو هدایت کنم؟

312
00:23:18,400 --> 00:23:20,040
شیطانی که مؤمنان رو هدایت می‌کنه؟

313
00:23:20,440 --> 00:23:22,200
یا امامی که گناهکاران رو هدایت می‌کنه

314
00:23:22,960 --> 00:23:25,080
فرصت رو غنیمت بشمار
خدا به روش‌های خاص خودش کار می‌کنه

315
00:23:31,080 --> 00:23:32,400
چطور ما رو هدایت می‌کنی؟

316
00:23:33,840 --> 00:23:36,360
بذار حرفات رو بشنوم تا بتونم
با دلیل روشن تو رو بکشم

317
00:23:38,120 --> 00:23:39,280
شیخ شما مریضه

318
00:23:40,160 --> 00:23:42,640
بخاطر بیماریش مدتیه نتونسته نماز بخونه

319
00:23:43,440 --> 00:23:46,080
اگه حرف من درسته
سریع منو ببر پیشش تا درمانش کنم

320
00:23:46,080 --> 00:23:47,760
و اگه گفتار من دروغه منو بکش

321
00:24:00,520 --> 00:24:01,800
زود خوب شو

322
00:24:10,600 --> 00:24:11,600
تلخـه

323
00:24:12,880 --> 00:24:13,880
خیلی تلخـه

324
00:24:15,000 --> 00:24:16,280
رازش در تلخی‌ـه

325
00:24:16,960 --> 00:24:19,080
ظاهر تلخی و باطن بهبودی

326
00:24:20,160 --> 00:24:21,360
ستایش خدا

327
00:24:23,840 --> 00:24:25,520
از کجا از بیماری من باخبر شدی؟

328
00:24:26,880 --> 00:24:28,760
این موضوع بین من و خداست

329
00:24:29,720 --> 00:24:31,000
لطف خدا فراوانـه

330
00:24:31,400 --> 00:24:32,760
الان سه ساله

331
00:24:33,160 --> 00:24:36,080
من به جوانان در مورد 
آموزه‌های نادرست شما هشدار دادم

332
00:24:36,400 --> 00:24:37,800
دنیا محل فتنه‌ست

333
00:24:38,240 --> 00:24:40,320
شما در مورد من شنیدی
ولی هرگز به حرفام گوش نکردی

334
00:24:40,320 --> 00:24:41,320
بله

335
00:24:41,680 --> 00:24:43,200
فقط می‌خوام درمان بشی

336
00:24:43,600 --> 00:24:45,920
حتی اگه به جوان‌ها دستور دادی
منو بکشن، من راضیم

337
00:24:45,960 --> 00:24:48,920
خدای ناکرده هرگز مردی رو 
که به خدا ایمان داره نمی‌کشم

338
00:24:49,800 --> 00:24:51,200
ولی یه سوال دارم

339
00:24:52,560 --> 00:24:54,400
چرا شیخ حسن صباح

340
00:24:54,640 --> 00:24:55,920
شیخ کوهستان

341
00:24:56,640 --> 00:24:58,120
قلعه خودشو ترک می‌کنه

342
00:24:58,680 --> 00:24:59,960
قلعه الموت

343
00:25:00,960 --> 00:25:01,960
و بیاد اینجا؟

344
00:25:02,000 --> 00:25:04,280
در حالی که در خلوت نماز می‌خوندم
ندای الهی منو صدا زد

345
00:25:04,520 --> 00:25:06,000
صدا آروم و واضح بود

346
00:25:06,960 --> 00:25:09,600
:به من فرمود
ابن صباح برو و شیخ طیب رو شفا بده

347
00:25:09,960 --> 00:25:12,080
بسم الله الرحمن الرحیم

348
00:25:12,080 --> 00:25:14,520
ان شاء الله 
"هیچ قدرت و نیرویی جز به خدا نیست"

349
00:25:14,920 --> 00:25:15,960
ستایش خدا

350
00:25:16,360 --> 00:25:18,280
...یعنی من

351
00:25:18,920 --> 00:25:20,280
قادرم بلند بشم

352
00:25:20,880 --> 00:25:21,880
وضو بگیرم

353
00:25:22,440 --> 00:25:23,520
و نماز بخونم؟

354
00:25:23,720 --> 00:25:25,440
به خواست خدای رحمان، قادر هستی

355
00:25:25,720 --> 00:25:26,720
ستایش خدا

356
00:25:27,640 --> 00:25:28,640
ستایش خدا

357
00:25:30,560 --> 00:25:33,800
شیخ رو تا جایی که می‌خواد همراهی کن

358
00:25:34,400 --> 00:25:35,400
و همه شما

359
00:25:35,800 --> 00:25:36,960
باید در خدمتش باشین

360
00:25:38,000 --> 00:25:40,320
ممنون، نمی‌خوام کسی منو همراهی کنه

361
00:25:41,240 --> 00:25:43,760
هدف من شفای تو بود
و به تنهایی به سفرم ادامه میدم

362
00:25:44,280 --> 00:25:45,480
با برکت بود

363
00:25:46,320 --> 00:25:47,480
در امان خدا

364
00:25:48,760 --> 00:25:49,840
در امان خدا

365
00:25:59,520 --> 00:26:00,520
ستایش خدا

366
00:26:01,480 --> 00:26:02,480
ستایش خدا

367
00:26:06,120 --> 00:26:07,280
کجا میری؟

368
00:26:07,560 --> 00:26:08,800
تو خوش شانسی

369
00:26:09,360 --> 00:26:10,560
سلطان تو رو خواسته

370
00:26:11,680 --> 00:26:13,280
انگار زندگی طولانی در پیش رو داری

371
00:26:48,960 --> 00:26:50,280
تو صادق بودی، یحیی

372
00:26:51,720 --> 00:26:52,720
ستایش خدا

373
00:26:53,760 --> 00:26:55,480
 برای بازگشتت به سوی ما
 چه پاداشی می‌تونم بهت بدم؟

374
00:26:55,480 --> 00:26:57,800
بهم اجازه بدین که لشکری ​​رو 
به سمت قلعه الموت هدایت کنم

375
00:26:59,440 --> 00:27:01,240
این موضوع یه برنامه‌ریزی بلند مدتـه

376
00:27:02,160 --> 00:27:03,800
چه چیزی الان خوشحالت می‌کنه؟

377
00:27:08,360 --> 00:27:10,360
به دیدار مولایم ابوحامد غزالی برم

378
00:27:10,640 --> 00:27:11,880
 اون عالم تو بوده؟

379
00:27:11,920 --> 00:27:13,240
اون عالم و مولای من بود

380
00:27:14,040 --> 00:27:15,200
باشه

381
00:27:16,280 --> 00:27:18,800
ولی من برات پاداشی دارم 
که مطمئنم خوشحالت می‌کنه

382
00:29:10,280 --> 00:29:11,320
!منو ببخش

383
00:29:13,320 --> 00:29:14,400
تو خوبی؟

384
00:29:15,520 --> 00:29:16,520
حالت خوبه؟

385
00:29:17,120 --> 00:29:18,120
!دخترم

386
00:29:18,440 --> 00:29:19,480
من خوبم

387
00:29:20,320 --> 00:29:21,440
خدا رو شکر

388
00:29:24,320 --> 00:29:25,760
حمد و سپاس از آن توست، پروردگارا

389
00:29:38,440 --> 00:29:40,560
چه خوب که از این دردسر خلاص شدی

390
00:29:40,600 --> 00:29:41,720
پس خدا رو شکر

391
00:29:42,480 --> 00:29:44,040
بله، ولی سلطان از کجا فهمید؟

392
00:29:44,320 --> 00:29:45,600
حتما وزیر فهمیده

393
00:29:45,960 --> 00:29:47,320
یعنی من تحت نظرم

394
00:29:47,360 --> 00:29:49,040
در این که شکی نیست

395
00:29:50,080 --> 00:29:51,960
اگه تحت نظر بودم
همون روز اول می‌دونستن

396
00:29:51,960 --> 00:29:52,960
عمر

397
00:29:53,200 --> 00:29:54,480
اینها آدم‌های بزرگی هستن

398
00:29:54,720 --> 00:29:58,280
یعنی یه نگهبان... فرض کنیم
اونی که اینو فهمیده یه نگهبانـه

399
00:29:58,280 --> 00:30:00,400
اون نمی‌تونه همین الان بره
 و به سلطان خبر بده

400
00:30:00,400 --> 00:30:02,120
اون باید به رئیس نگهبان‌ها خبر بده

401
00:30:02,160 --> 00:30:04,200
و رئیس نگهبان‌ها به یکی دیگه خبر بده

402
00:30:04,240 --> 00:30:07,440
تا خبر به دست وزیر برسه کار بزرگیه

403
00:30:09,160 --> 00:30:11,160
یا کسی از خدمتکار حموم شنیده باشه

404
00:30:12,640 --> 00:30:13,640
چی شده؟

405
00:30:14,040 --> 00:30:16,080
من تنها کسی هستم که
راز رو می‌دونم، عمر

406
00:30:16,080 --> 00:30:17,720
تو هم هرگز راز رو فاش نمی‌کنی

407
00:30:18,080 --> 00:30:19,800
نمی‌ذاری با آرامش غذا بخورم

408
00:30:19,840 --> 00:30:21,160
 گوش کن، مرد

409
00:30:21,160 --> 00:30:24,200
من ممکنه خدمتگار حموم باشم
ولی اصول و اخلاق دارم

410
00:30:24,640 --> 00:30:25,640
درسته

411
00:30:26,040 --> 00:30:27,880
اگه شکنجه هم بشی هرگز چیزی نمیگی

412
00:30:27,920 --> 00:30:30,520
حتی اگه چشمام هم دربیارن
هرگز حرفی نمی‌زنم

413
00:30:30,800 --> 00:30:32,000
گوش کن عمر

414
00:30:32,200 --> 00:30:33,920
راز شرافت مرد همینه

415
00:30:35,240 --> 00:30:36,360
راست میگی سحبان

416
00:30:36,680 --> 00:30:37,960
بذار غذامو تموم کنم

417
00:30:38,200 --> 00:30:41,280
چرا ظرف میوه اینقدر دوره؟
چرا چیزها رو نزدیک نمی‌ذاری

418
00:30:41,640 --> 00:30:43,200
اینو بگیر، بگیر

419
00:30:51,880 --> 00:30:52,880
هرچی خدا بخواد

420
00:30:54,040 --> 00:30:55,640
بچه‌های چوپان قوی‌ان

421
00:30:55,840 --> 00:30:57,160
اونا جنگجو بدنیا اومدن

422
00:30:57,440 --> 00:31:00,920
طبیعت بیابان چیزیه که اونا رو قوی‌تر می‌کنه

423
00:31:01,920 --> 00:31:03,840
آموزش سخت قهرمان می‌سازه

424
00:31:04,600 --> 00:31:06,080
آموزش واقعی با مادرهاست

425
00:31:06,440 --> 00:31:09,960
مادرها تو این منطقه
 قوی و محکم هستن

426
00:31:10,160 --> 00:31:12,200
ازشون پسر سرسخت و قوی بار میاد

427
00:31:12,360 --> 00:31:13,640
و البته یه دختر سرسخت

428
00:31:14,120 --> 00:31:17,400
می‌شه کمکت کنم؟
نه من از تو قوی‌تر و جوان‌ترم

429
00:31:17,720 --> 00:31:20,600
دوست ندارم کسی جز خودم
 بار منو به دوش بکشه

430
00:31:21,080 --> 00:31:23,080
می‌تونی از پسش بر بیای؟
بله، البته، می‌تونم

431
00:31:25,200 --> 00:31:26,680
انگار اینجا غریبی

432
00:31:27,600 --> 00:31:28,800
واقعا یه غریبه‌ام

433
00:31:29,440 --> 00:31:30,640
غریب مهمون منه

434
00:31:31,160 --> 00:31:32,280
بیا جای من استراحت کن

435
00:31:32,760 --> 00:31:34,200
می‌ترسم سربارت باشم

436
00:31:34,480 --> 00:31:35,480
نه

437
00:31:35,760 --> 00:31:37,400
یه لقمه نون برای همه هست

438
00:31:37,840 --> 00:31:40,040
و یه جرعه آب می‌تونه
تشنگی زیاد رو برطرف کنه

439
00:31:40,480 --> 00:31:41,600
بیا استراحت کن

440
00:31:42,120 --> 00:31:43,520
اسب رو ببند، جابر

441
00:31:43,800 --> 00:31:45,120
لطفا بفرمایید داخل

442
00:31:52,400 --> 00:31:53,400
گوش بده

443
00:31:53,880 --> 00:31:55,520
می‌خوام زیاد بخوری

444
00:31:55,800 --> 00:31:57,440
هرچقدر می‌خوای بخور

445
00:31:58,480 --> 00:32:00,640
من مهمون خجالتی رو دوست ندارم

446
00:32:01,920 --> 00:32:04,480
بسيار خوب
بسم الله الرحمن الرحیم

447
00:32:05,920 --> 00:32:07,560
 شیر رو بیار، بدرالبودور

448
00:32:09,480 --> 00:32:11,160
خوبه که بهش محبت نشون بدی

449
00:32:11,840 --> 00:32:14,840
نه، من بهش محبت می‌کنم
 این اسم واقعی اونه

450
00:32:16,040 --> 00:32:17,160
مادرش فوت کرد

451
00:32:18,400 --> 00:32:21,360
و برادرش ازدواج کرد
و رفت دنبال امرار معاش

452
00:32:31,360 --> 00:32:32,520
چرا نمی‌خوری؟

453
00:32:34,960 --> 00:32:36,360
اون لذت زندگی منه

454
00:32:36,960 --> 00:32:38,160
اسمش بدرالبودوره

455
00:32:40,800 --> 00:32:42,320
اجازه میدی با دخترت ازدواج کنم؟

456
00:32:47,360 --> 00:32:48,600
اجازه بدم باهاش ازدواج کنی؟

457
00:32:50,040 --> 00:32:51,440
من هنوز تو رو نشناختم

458
00:32:52,720 --> 00:32:53,840
اسم من حسن‌ـه

459
00:32:54,320 --> 00:32:55,400
وطنم دوره

460
00:32:56,120 --> 00:32:58,440
همسرم فوت کرده و 
حاضرم هر مهریه‌ای که بخوای بپردازم

461
00:32:59,800 --> 00:33:01,680
اگه موافق باشه اونو به عقد تو در میارم

462
00:33:02,800 --> 00:33:06,000
رضایت اون برای من مهمتر
از مهریه یا هر چیز دیگه‌ایـه

463
00:33:06,680 --> 00:33:07,720
حق با توئه

464
00:33:09,800 --> 00:33:11,240
ولی اون تنها چیزیه که دارم

465
00:33:12,120 --> 00:33:13,400
اونو راه دوری می‌بری؟

466
00:33:14,120 --> 00:33:16,240
ما اینجا ازدواج می‌کنیم و
بعد ببینیم که اوضاع چطور پیش میره

467
00:33:20,000 --> 00:33:21,000
ازش می‌پرسم
