﻿1
00:01:12,572 --> 00:01:16,076
چرا داری اون کار رو می‌کنی؟ -
چی‌کار؟ -

2
00:01:16,117 --> 00:01:19,621
چرا داری سعی می‌کنی یه پیراهن تنِ یه هات‌داگ وامونده بکنی؟

3
00:01:19,662 --> 00:01:21,581
بچه‌ها عاشق هات‌داگ‌ان، خنگول‌خان

4
00:01:21,623 --> 00:01:24,542
می‌دونم. واسه همین قراره هات‌داگِ وامونده درست کنیم، خنگول‌خان

5
00:01:24,542 --> 00:01:26,669
آره، دقیقاً، پسرخاله. فروش توأم

6
00:01:26,711 --> 00:01:28,046
این پُخ حکم تبلیغ رو داره، جیگر

7
00:01:28,088 --> 00:01:29,714
لازم نکرده چیزی رو تبلیغ کنی

8
00:01:30,799 --> 00:01:33,885
یه هات‌داگ وامونده توی یه پیراهن «بیف»ـه

9
00:01:33,885 --> 00:01:37,097
ته خنده‌ست -
برو پروپان برام بیار -

10
00:01:37,097 --> 00:01:38,515
،می‌دونی چیه، اولاً

11
00:01:38,556 --> 00:01:40,725
الآن نمی‌خوام این شِروْوِر رو انجام بدم

12
00:01:40,767 --> 00:01:45,897
خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟ پس از سیسرو پولی قرض نگیر که نمی‌تونی پس
بدی، اون‌وقت مجبور نیستیم جشن‌تولد توله‌ها رو سورسات‌رسونی کنیم

13
00:01:45,897 --> 00:01:47,732
اون چطوره؟ -
!من هیچی قرض نگرفتم، پسرخاله -

14
00:01:47,774 --> 00:01:53,071
می‌دونی چیه؟ اصلاً مهم نیست. الآن دیگه گردن منه. دل‌م
نمی‌خواد پاهام بشکنه، پس خواهشاً خفه‌خون بگیر وْ کمک‌م کن

15
00:01:53,113 --> 00:01:56,324
اگه اون حتی نزدیک‌مون هم بشه، می‌زنم نفله‌ش می‌کنم

16
00:01:56,366 --> 00:01:59,369
خیلی‌خب، ببین، فقط کمک‌م کن. بیا درست انجام‌ش بدیم. قال‌ش کنده شده بره

17
00:01:59,369 --> 00:02:04,082
ببین، دوماً، تو روح‌ت هم از میزان مکاتبات اداری‌ای
که امروز اون‌تو باید انجام بدم خبر نداره، باشه؟

18
00:02:04,124 --> 00:02:05,416
مُخ آدم سوت می‌‌کِشه

19
00:02:05,458 --> 00:02:08,169
مکاتبات؟ راست می‌گی؟ -
،آره. می‌دونی -

20
00:02:08,211 --> 00:02:15,009
،خوش‌ت میاد گند بزنی به سیستم من، ولی مدیریت من سفت‌وْسخته
و در اسرع وقت با همکارها وْ شرکام مکاتبه می‌کنم

21
00:02:15,009 --> 00:02:16,928
خیلی‌خب، یه لطفی در حق من بکن. فقط یکی از همکارهات رو اسم ببر

22
00:02:16,970 --> 00:02:17,971
...اسم

23
00:02:18,012 --> 00:02:20,849
اسم یکی از شرکات رو بگو. فقط یه نفر رو. اگه تونستی

24
00:02:20,849 --> 00:02:23,101
...تیموتی، ولی من... من

25
00:02:23,101 --> 00:02:24,185
یه دستی برسون

26
00:02:24,185 --> 00:02:25,436
جا نمی‌شه. جا نمی‌شه، پسرخاله

27
00:02:25,478 --> 00:02:28,606
!چرا، می‌شه -
!جا نمی‌شه -

28
00:02:28,648 --> 00:02:30,733
می‌شه فقط کمک کنی؟ -
!جا نمی‌شه -

29
00:02:30,775 --> 00:02:33,236
!وامونده جا نمی‌شه

30
00:02:33,653 --> 00:02:35,113
!یالا

31
00:02:37,365 --> 00:02:38,449
!مردک

32
00:02:42,036 --> 00:02:44,330
!آره! آره! بچۀ وامونده

33
00:02:44,372 --> 00:02:46,499
!بچۀ وامونده! بچۀ وامونده

34
00:02:46,499 --> 00:02:48,042
صبح به‌خیر

35
00:02:54,716 --> 00:02:58,303
ببین چی کردی. بچۀ وامونده

36
00:03:00,555 --> 00:03:04,475
خیلی‌خب، می‌رم زاپاس رو از زیرزمین بیارم

37
00:03:04,475 --> 00:03:06,311
هی، مارکوس، از فضای پیشخان لذت می‌بری؟

38
00:03:06,352 --> 00:03:09,480
آره، منظورم اینه، همین‌که دیگه مجبور نیستم نون بزنم، آخرت‌شه

39
00:03:09,522 --> 00:03:12,442
!سرآشپزها، لیست جدیدِ آماده‌سازی زده شده! لطفاً یه نگاه بندازید

40
00:03:12,483 --> 00:03:13,651
ممنون

41
00:03:13,693 --> 00:03:16,112
سرآشپز، می‌شه یه لطفی کنی این رو امتحان کنی؟

42
00:03:16,154 --> 00:03:17,488
آره، چرا که نه

43
00:03:22,577 --> 00:03:24,579
وای -
وای خوب؟ -

44
00:03:24,579 --> 00:03:26,581
وای عالی

45
00:03:26,581 --> 00:03:28,249
خوبه -
ممنون، سرآشپز -

46
00:03:32,587 --> 00:03:34,422
...هی. آ

47
00:03:34,464 --> 00:03:37,300
پورۀ سیب‌زمینی رو یادت موند؟ فقط خواستم چک کنم

48
00:03:37,342 --> 00:03:40,178
آ... یادت موند گفتم چرت نگو؟

49
00:03:40,178 --> 00:03:41,679
خیلی‌خب. «چرت نگو» که بله نیست

50
00:03:41,721 --> 00:03:43,514
خب، «چرت نگو» یعنی خودم بلدم

51
00:03:43,556 --> 00:03:45,058
...باشه، خب، دستورپخت جدیده

52
00:03:45,099 --> 00:03:46,935
الآن چی گفتم؟ -
،باشه، خب -

53
00:03:46,935 --> 00:03:48,853
...فقط خاطرجمع شو وقتی انجام‌ش می‌دی، شعله‌ش زیاد نباشه

54
00:03:48,895 --> 00:03:52,315
من به جف جواب‌گوئم. سیستم

55
00:03:52,357 --> 00:03:55,735
گوش کن، من... من سعی ندارم خشک‌وْمقرراتی باشم

56
00:03:55,777 --> 00:04:00,782
نمی‌خوام فکر کنی که مثلاً موی دماغ‌ت‌ام -
...نه -

57
00:04:00,782 --> 00:04:02,450
من فقط دارم کاری که ازم خواسته شده رو انجام می‌دم

58
00:04:02,492 --> 00:04:06,496
...و می‌دونم چه حسی داره

59
00:04:06,537 --> 00:04:11,125
...توی آشپزخونه یه زن باشی وْ -
می‌دونی چه حسی داره توی آشپزخونه یه زن باشی؟ عجب -

60
00:04:11,167 --> 00:04:18,216
چه شگفت‌انگیز. گوش کن. من از قبل از این‌که تو به دنیا
بیای، توی این آشپزخونه بوده‌ام، پس برو بذار باد بیاد

61
00:04:19,259 --> 00:04:20,385
!عذر می‌خوام

62
00:04:28,476 --> 00:04:30,645
!هی! هی

63
00:04:30,687 --> 00:04:33,398
اوه خدای من. پسرخاله، باید این رو ببینی

64
00:04:33,439 --> 00:04:39,237
هی، این پسره سعی داره این نِرده رو به
!فنا بده، و این نِرد وامونده زد پاچوندش، دادا

65
00:04:39,279 --> 00:04:43,866
هی، توی «کنِدی» چیکار میکنی؟ -
آرام باش. سیسرو «نِیپرْویل» می‌شینه -

66
00:04:43,866 --> 00:04:45,868
...نه! بابا

67
00:04:45,910 --> 00:04:47,870
سیسرو الآن «ویلمت» می‌شینه

68
00:04:47,912 --> 00:04:51,833
...باید بندازی توی «ایدنز»ِ وامونده -
تُف. نه، نه، درسته. درسته. روم سیاه -

69
00:04:51,874 --> 00:04:55,920
ولی مشکلی نیست. من عجله‌ای واسه دیدن اون ندارم

70
00:04:55,962 --> 00:04:59,632
به خدا قسم، پسرخاله، اگه من رو «ریک» صدا کنه، آمپر می‌چسبونم

71
00:04:59,674 --> 00:05:01,676
پسرخاله، گوش کن، یه لطفی در حق من بکن، باشه؟

72
00:05:01,676 --> 00:05:03,886
من سعی دارم از این مخمصه درمون بیارم، خب؟

73
00:05:03,928 --> 00:05:06,764
می‌خوام امروز بی‌دردسر پیش بره. لطفاً اون رو نکِش وسط

74
00:05:07,098 --> 00:05:09,934
شُل کن. قرار نیست چیزی رو بکِشم وسط، خب؟

75
00:05:09,976 --> 00:05:14,856
!نه، اشتباه متوجه شدی -
!به‌معنای واقعی کلمه راحت‌ترین کاریه که یه نفر می‌تونه بکنه -

76
00:05:14,897 --> 00:05:18,234
...من تنها کسی‌ام که توی روی قناس‌ت وایمی‌سته -
...گوشی زنگ می‌خوره، یه مشکلی هست -

77
00:05:18,276 --> 00:05:20,778
!تلفن من نبود -
!زنگ می‌زنی یه برق‌کار یا یه لوله‌کِش، تموم شد رفت -

78
00:05:20,820 --> 00:05:23,281
!من چند سال آزگاره دارم این زر رو می‌زنم! تلفن بی‌صحاب من نبود

79
00:05:23,281 --> 00:05:25,950
،اوه، سیسرو! من آدم‌ت‌ام! من دیگه بچه دارم»
«سیسرو. یه کار درست‌حسابی نیاز دارم

80
00:05:25,950 --> 00:05:27,869
به‌خیال‌ت من بلد نیستم جوابِ یه تلفن بی‌صحاب رو بدم؟

81
00:05:27,910 --> 00:05:29,912
«اوه، سیسرو، می‌شه بلیت «شیرشاه» برام جور کنی؟»

82
00:05:29,954 --> 00:05:34,083
به‌خیال‌ت من بلد نیستم جوابِ یه تلفن بی‌صحاب رو بدم
و ما اصلاً نمی‌دونیم اون چجوری از پله‌ها افتاد پایین

83
00:05:35,710 --> 00:05:37,712
...می‌خوای وسایل رو از پشت ببریم داخل یا

84
00:05:37,712 --> 00:05:39,881
...می‌خوای چطوری

85
00:05:39,881 --> 00:05:42,216
آره، از پشت برام می‌برید؟

86
00:05:42,216 --> 00:05:44,093
از پشت، حتماً -
آره، ممنون، ریک -

87
00:05:44,093 --> 00:05:46,179
!متنفرم به‌م می‌گی ریک

88
00:05:46,220 --> 00:05:48,890
!من هم متنفرم جواب تلفن‌ت رو نمی‌دی

89
00:05:48,931 --> 00:05:50,475
!غذا اومده، بچه‌ها

90
00:05:52,101 --> 00:05:54,812
آفرین. ممنون از اون بابت. خوب بود

91
00:06:04,530 --> 00:06:06,240
کارمن؟ توئی؟

92
00:06:06,282 --> 00:06:08,951
سلام، آقای زورسکی. چطورید؟

93
00:06:08,993 --> 00:06:11,162
فکر می‌کردم خودت رو کُشتی

94
00:06:11,204 --> 00:06:13,831
نه. قربان، اون برادرم بود

95
00:06:23,925 --> 00:06:26,219
هی، زمان‌بندی‌ت حرف نداشت. من دیگه همۀ کارها رو کردم، نفهم

96
00:06:26,260 --> 00:06:28,304
خیال کرده کیه؟ می‌دونی که اصلاً ایتالیایی نیست، درسته؟

97
00:06:28,346 --> 00:06:30,181
‏‏‏100% لهستانی. از صدتا فحش بدتره

98
00:06:30,181 --> 00:06:31,974
می‌دونی که خودت هم ایتالیایی نیستی، درسته؟

99
00:06:32,016 --> 00:06:33,976
آره. از اون یارو که ایتالیایی‌ترم

100
00:06:34,018 --> 00:06:35,686
منقل رو روشن کن. باید هات‌داگ‌ها رو بذارم رو آتیش

101
00:06:35,728 --> 00:06:38,773
فقط... یه لحظه مهلت بده

102
00:06:38,815 --> 00:06:40,191
ریچی، اون چیه؟

103
00:06:40,233 --> 00:06:42,610
آروم باش. کنترل‌شده‌ست

104
00:06:42,652 --> 00:06:46,572
من از اضطراب وْ وحشت رنج می‌برم

105
00:06:46,614 --> 00:06:48,574
کی نمی‌بره؟ -
یه نصفه می‌خوای؟ -

106
00:06:48,616 --> 00:06:50,701
نه

107
00:06:50,743 --> 00:06:52,245
سُس گوجه‌فرنگی رو توی کدوم جعبه گذاشتی؟

108
00:06:52,286 --> 00:06:54,997
هوم؟ -
سُس گوجه‌فرنگی. کدوم جعبه؟ -

109
00:06:55,039 --> 00:06:56,999
سُس گوجه‌فرنگی نیاوردم

110
00:06:56,999 --> 00:06:59,043
چرا سُس گوجه‌فرنگی نیاوردی؟

111
00:06:59,085 --> 00:07:03,131
کدوم احمقی سُس گوجه‌فرنگی می‌زنه به هات‌داگ؟

112
00:07:03,172 --> 00:07:05,633
بچه، ریچی

113
00:07:05,675 --> 00:07:06,592
بچه

114
00:07:08,010 --> 00:07:09,971
تو یه عوضی بچه‌ای

115
00:07:10,012 --> 00:07:13,224
هی، هی، پسرخاله، قضیۀ این میوه‌ چیه؟

116
00:07:13,266 --> 00:07:15,184
اِکتو-کولر» خونگی، »

117
00:07:15,226 --> 00:07:16,310
اوه... تُف

118
00:07:18,855 --> 00:07:21,023
راست‌ش خیلی محشره

119
00:07:23,067 --> 00:07:24,694
روح‌ت شاد، هرولد

120
00:07:29,782 --> 00:07:33,077
یه گاز از دونات، شادی زیادی به بار میاره

121
00:07:33,077 --> 00:07:35,079
دو گاز، غم به بار میاره

122
00:07:36,747 --> 00:07:39,876
منظورم اینه، هیچ‌کس اون گاز اول از دونات رو دوست نداره

123
00:07:39,917 --> 00:07:41,961
بچه که بودم موردعلاقه‌م بود

124
00:07:43,296 --> 00:07:46,674
شیرین‌مزاج بودی؟ -
آره، ولی نه حتی به‌خاطر مزه‌ش -

125
00:07:46,716 --> 00:07:50,178
فقط عاشق نگاه‌کردن‌شون بودم. رنگ‌ها وْ بافت‌شون

126
00:07:50,219 --> 00:07:54,098
قدیم‌ها یه دونات دوست داشتم که نمی‌تونستم از سرـم بیرون‌ش کنم

127
00:07:54,140 --> 00:07:58,352
ژله‌ای، بنفش روشن، شیرین وْ تندوْتیز

128
00:07:58,394 --> 00:08:00,897
آره. هر موقع دونات می‌گرفتیم، خانواده کِیف‌ش کوک بود

129
00:08:00,938 --> 00:08:03,316
سخته نباشی، مرد جوان -
آره، آره -

130
00:08:03,357 --> 00:08:05,818
!داداشی‌های خودم -
وای. چستر، بله -

131
00:08:05,860 --> 00:08:07,069
عجب. دست‌ت درد نکنه -
آره -

132
00:08:07,111 --> 00:08:08,779
می‌خوام‌ت -
البته، دادا -

133
00:08:08,821 --> 00:08:10,823
می‌خوام‌ت، مشتی -
آره! اِبرا -

134
00:08:10,865 --> 00:08:12,074
چستر -
سلام، عزیزم -

135
00:08:12,116 --> 00:08:13,826
چه خبرها، تی؟ چی داری اون‌جا؟

136
00:08:13,826 --> 00:08:16,662
پورۀ سیب‌زمینی -
ایولا! دل‌م خواست -

137
00:08:16,662 --> 00:08:20,082
اوه... نسخۀ جدید. همۀ رنگ‌های تازه

138
00:08:20,124 --> 00:08:23,211
روی 24-32-18 علامت زدم

139
00:08:23,252 --> 00:08:25,922
!رنگ ارکیدی تابناکه که خفن شیکه

140
00:08:25,963 --> 00:08:28,174
هی، خیلی ممنون. پس‌ش می‌دم

141
00:08:28,216 --> 00:08:30,384
پشتِ‌سر! از گوشت گاو چه خبر؟

142
00:08:30,426 --> 00:08:32,094
اوه، بله، سرآشپز

143
00:08:32,136 --> 00:08:34,180
الآن درش میارم -
ممنون -

144
00:08:35,139 --> 00:08:37,683
خبرمبر... سلام -
سلام -

145
00:08:37,725 --> 00:08:39,227
ببخشید، شما؟ -
اوه، ببخشید -

146
00:08:39,268 --> 00:08:41,229
چستر، این سرآشپز سیدنی‌ـه

147
00:08:41,270 --> 00:08:42,980
آ... سیدنی، این هم‌خونه‌ای منه، چستر

148
00:08:43,022 --> 00:08:43,814
سلام

149
00:08:43,814 --> 00:08:45,983
ایول. آ... این‌جا چی‌کار می‌کنی؟ ببخشید

150
00:08:46,025 --> 00:08:47,568
اوه، به داداشی‌م می‌رسم

151
00:08:47,568 --> 00:08:49,487
محتوای الهام‌بخش تحویل می‌دم

152
00:08:49,529 --> 00:08:51,572
اون طراحه -
!اوه -

153
00:08:52,698 --> 00:08:54,742
چی طراحی می‌کنی؟ -
همه‌ش رو -

154
00:08:56,953 --> 00:08:58,829
ما رفتیم. خونه می‌بینم‌ت، دادا

155
00:08:58,829 --> 00:09:00,581
آره، آره، آره. دست‌ت درست. پس‌ش می‌دم

156
00:09:00,581 --> 00:09:01,582
حرف‌ش رو هم نزن

157
00:09:01,624 --> 00:09:02,500
خوش‌وقت شدم، سرآشپز سیدنی -
همچنین -

158
00:09:06,003 --> 00:09:07,338
خیلی‌خب، ما رفتیم

159
00:09:09,882 --> 00:09:15,304
هاه. رنگ‌های «پانتون»؟ -
آره، توی فکرش بودم شاید بتونم یه دونات کلاسیک واسه «بیف» بزنم؟ -

160
00:09:15,346 --> 00:09:17,390
البته که سوای کارهای دیگه‌م

161
00:09:17,431 --> 00:09:19,559
آره -
ولی، منظورم اینه، ممکنه بگیره -

162
00:09:19,600 --> 00:09:26,399
،آره. منظورم اینه، دونات‌ها به‌طرز عجیبی سخت‌ان
ولی... می‌دونی، تجهیزات زیادی هم لازم دارن

163
00:09:26,440 --> 00:09:29,569
مطمئن نیستم این‌جا مجهزترین جای دنیا باشه

164
00:09:29,569 --> 00:09:32,822
می‌خوام بی‌عیب‌وْنقص باشه. عین اون آلوئه

165
00:09:32,863 --> 00:09:36,117
همونی که کارمی داشت برامون تعریف می‌کرد -
هوم. «میشلن»ی؟ -

166
00:09:36,158 --> 00:09:39,870
آره. منظورم اینه، نمی‌دونم. ممکنه مثلاً به‌صورت محدودی چیزی باشه

167
00:09:39,912 --> 00:09:43,165
اگه تو طلبه‌ش باشی، من هم طلبه‌ش‌ام

168
00:09:43,207 --> 00:09:44,792
خبر کن واسه چه کاری کمک لازم داری، خب؟

169
00:09:44,792 --> 00:09:47,044
خیلی‌خب. با کمال میل. ممنون، سرآشپز -
خیلی‌خب -

170
00:09:47,587 --> 00:09:49,338
موفق باشی -
خیلی‌خب -

171
00:09:51,882 --> 00:09:53,259
هی، همه‌چیز مرتبه؟

172
00:09:53,301 --> 00:09:55,511
همه‌چیز مرتبه، سرآشپز -
همه‌چیز مرتبه، سرآشپز -

173
00:09:55,553 --> 00:09:57,555
ایول. آ... غذای خانوادگی رو سوئیپس آماده می‌کنه

174
00:09:57,555 --> 00:09:59,557
انجل، با سالاد چطوری؟

175
00:09:59,599 --> 00:10:02,268
قطعاً، سرآشپز -
عالی. دست‌ت درد نکنه -

176
00:10:02,310 --> 00:10:05,354
به‌نظرت امروز غذای خانوادگی به من می‌رسه؟ -
خودت می‌دونی که این‌جا کار نمی‌کنی -

177
00:10:09,317 --> 00:10:12,486
هی، سرآشپز. چطور پیش می‌ره؟ -
خوب، سرآشپز -

178
00:10:12,528 --> 00:10:14,447
کیک شکلاتی جدید رو امتحان کردی؟ -
اوه، آره -

179
00:10:14,488 --> 00:10:15,615
...و

180
00:10:15,656 --> 00:10:18,284
خیلی به مارکوس اعتمادبه‌نفس دادی

181
00:10:18,326 --> 00:10:19,493
باریکلا

182
00:10:57,156 --> 00:11:01,202
پس، هیچ‌کدوم از این‌ها رو درست نکردی، یا همین‌ها رو درست کردی؟ -
نه، نه، هنوز درست نکردم -

183
00:11:01,243 --> 00:11:03,245
فقط سعی دارم یه تحقیقاتی بکنم، می‌دونی

184
00:11:03,287 --> 00:11:06,165
ته‌توی بافت‌ها رو درآرم، ببینم چی به چیه

185
00:11:06,207 --> 00:11:10,336
اوه، چه خوبه. از... حس حرف زدی؟ -
آره -

186
00:11:10,336 --> 00:11:11,671
...آره، می‌بینی، این‌یکی خوبه. انگار

187
00:11:11,712 --> 00:11:13,673
اون‌یکی خوبه؟ -
آره به‌نظرم -

188
00:11:13,673 --> 00:11:15,257
اوه، چه خوبه

189
00:11:15,299 --> 00:11:16,967
چی می‌شنوی؟ -
،صدای چیزی رو می‌ده که، می‌دونی -

190
00:11:17,009 --> 00:11:19,804
وقتی می‌ری خونۀ مامان‌بزرگ‌ت، و بالش رو گذاشته روی نشیمنگاه توالت؟

191
00:11:19,845 --> 00:11:20,888
آره

192
00:11:20,888 --> 00:11:22,515
می‌شینی روـش -
...اوه آره. مثلاً بادش خیلی ریز خالی می‌شه -

193
00:11:22,556 --> 00:11:25,559
و بوی «پوپوری» می‌ده، ولی از طرفی بوی مامان‌بزرگ هم می‌ده -
آره -

194
00:11:37,071 --> 00:11:38,447
هی! چه خبرها، جقی؟

195
00:11:38,489 --> 00:11:40,491
هی! سلام! چه خبر، فرانک؟ خوش‌حال شدم دیدم‌ت

196
00:11:40,533 --> 00:11:44,453
نیویورک، درسته. سلام. چطورید. سلام

197
00:11:44,495 --> 00:11:46,664
اوه، اون‌یکی رو ندیده‌ام

198
00:11:47,873 --> 00:11:49,417
سُس گوجه‌فرنگی؟ سُس گوجه‌فرنگی؟

199
00:11:49,458 --> 00:11:51,335
!نمی‌بینی؟ اینو 

200
00:11:51,377 --> 00:11:52,837
وقتی هوار می‌زنی صدات رو نمی‌شنوم

201
00:11:52,878 --> 00:11:54,755
!دارن همۀ کادوهام رو باز می‌کنن

202
00:11:54,797 --> 00:11:56,716
!شماها خیلی عجیب‌غریب‌اید

203
00:11:56,757 --> 00:11:59,510
چرا دارید وسایل بقیه رو باز می‌کنید؟

204
00:11:59,510 --> 00:12:02,388
!کرول، می‌شه لطفاً یه کمکی بکنی؟ این‌جا واقعاً داغونه

205
00:12:02,430 --> 00:12:04,181
!هی، هی، هی! من یکی دارم

206
00:12:04,181 --> 00:12:05,850
!من یه سؤال دارم -
بله؟ -

207
00:12:05,891 --> 00:12:07,518
پس، توی رستوران کار می‌کنی دیگه، درسته؟

208
00:12:07,560 --> 00:12:08,894
من توی رستوران کار می‌کنم. درسته

209
00:12:08,894 --> 00:12:11,522
بی‌عرضه‌بودن چه حسی داره؟ هان؟

210
00:12:13,733 --> 00:12:16,777
!هی، هی، بچه‌ها! بچه‌ها! هی

211
00:12:16,777 --> 00:12:20,740
‫این کارمی‌ای که می‌بینید، سرآشپز بهترین رستوران دنیا بوده

212
00:12:20,781 --> 00:12:22,658
‫خب؟ اغراق نمی‌کنم

213
00:12:22,700 --> 00:12:26,162
‫به‌معنای واقعی کلمه بهترین رستوران دنیا

214
00:12:26,162 --> 00:12:28,706
‫خب، لااقل سایت «ایتر» (غذاخور) که این رو گفته

215
00:12:50,436 --> 00:12:51,979
‫نیومدم بیرون که با تو حرف بزنم، خب؟

216
00:12:51,979 --> 00:12:54,565
‫نمی‌خوام یکی‌به‌دو کنم. فقط به سکوت نیاز دارم

217
00:12:54,607 --> 00:12:56,859
‫من حرفی ندارم که به‌ت بزنم

218
00:12:56,901 --> 00:12:59,361
‫به‌جز...

219
00:12:59,403 --> 00:13:02,448
‫- حواس‌ت باشه، می‌دونی، پیت این‌جاست
‫- اوه،‌ می‌دونم

220
00:13:03,616 --> 00:13:05,284
‫شوگر بهتره مراقب شوهرش باشه

221
00:13:05,326 --> 00:13:07,745
‫شوگر درگیر کاره

222
00:13:07,787 --> 00:13:09,914
‫احمق یه کادو آورده، حالا مگه می‌ره

223
00:13:09,914 --> 00:13:12,792
‫وای خدا. اَه‌اَه

224
00:13:12,792 --> 00:13:14,460
‫اَه‌اَه رو خوب اومدی

225
00:13:14,460 --> 00:13:16,086
‫همیشه قیافه‌ش جوریه که انگار...

226
00:13:16,295 --> 00:13:18,798
‫می‌خواد زنگ بزنه به پلیس لومون بده، می‌دونی چی می‌گم؟

227
00:13:18,839 --> 00:13:21,217
‫- مثل یه خبرچین
‫- دقیقاً

228
00:13:21,467 --> 00:13:23,511
‫مثل یه خبرچین وامونده

229
00:13:25,471 --> 00:13:27,765
‫- سلام، فیل!
‫- سلام، جیمی

230
00:13:30,226 --> 00:13:33,270
‫- ریچارد
‫- سلام، چطوری، فیل

231
00:13:39,485 --> 00:13:41,445
‫خب، چقدر عجیب بود

232
00:13:43,364 --> 00:13:44,990
‫چیه، ملک‌وْاملاک اون رو هم به فنا دادی؟

233
00:13:45,032 --> 00:13:47,409
‫راست‌ش نه. چون می‌دونی چیه، جیمی؟

234
00:13:47,451 --> 00:13:49,620
‫- من ملک‌‌وْاملاک به فنا نمی‌دم، می‌دونی
‫- اوه

235
00:13:49,662 --> 00:13:54,375
‫بعضی وقت‌ها، مردم فکر می‌کنن که برای تعمیر توالت‌شون
‫به من زنگ زده‌ان، اما درواقع، به یکی دیگه زنگ زده‌ان

236
00:13:54,416 --> 00:13:56,377
‫فقط لازم بود گوشی وامونده رو برداری، پسر

237
00:13:56,418 --> 00:13:59,380
‫- بابا اصلاً کسی به‌م زنگ نزد!
‫- اوه، جدی؟ واقعاً؟

238
00:14:01,715 --> 00:14:04,385
‫خیلی‌خب. این چیزیه که گفته

239
00:14:06,262 --> 00:14:07,805
‫«نتونستم آب سینک رو بند بیارم.

240
00:14:07,847 --> 00:14:09,431
‫«آب داره همه‌جا چکه می‌کنه.

241
00:14:09,473 --> 00:14:10,933
‫«کسی رو پیدا نکردم.

242
00:14:10,975 --> 00:14:14,311
‫- چرت‌وْپرت محضه، پسر
‫- چند بار به ریک زنگ زدم...

243
00:14:14,311 --> 00:14:18,691
‫با شمارۀ 0186-555-847»

244
00:14:18,732 --> 00:14:22,444
‫- شماره‌ش آشنا به نظر میاد، ریکی؟
‫- آره...

245
00:14:22,486 --> 00:14:24,530
‫چون این شمارۀ مایکل‌ـه

246
00:14:26,532 --> 00:14:29,743
‫دیگه کسی به رقم‌های بی‌صحاب نگاه نمی‌کنه. مال من 312 داره، مشتی

247
00:14:34,957 --> 00:14:36,959
‫اون بچه، پسر

248
00:14:39,670 --> 00:14:41,380
‫اون بچه

249
00:14:59,690 --> 00:15:01,358
‫اه...

250
00:15:03,068 --> 00:15:04,612
‫- هی، سرآشپز؟
‫- چیه؟

251
00:15:04,653 --> 00:15:07,364
‫می‌شه دفعۀ بعدی توی نمک بذاری همون‌طور که خواستم؟

252
00:15:07,406 --> 00:15:09,867
‫چرا همیشه زیرنظرم داری؟

253
00:15:09,909 --> 00:15:12,411
‫چون یه‌جورایی کارم همینه. همچنین، آم...

254
00:15:12,453 --> 00:15:17,666
‫شاید بهتر باشه از حوله‌های کثیف آشپزخونه استفاده نکنیم

255
00:15:17,708 --> 00:15:19,960
‫- ایرادگیر
‫- می‌تونیم از چاقو استفاده کنیم

256
00:15:20,002 --> 00:15:22,379
‫- فکر نکنم ایرادگیری باشه
‫- سخت‌گیر...

257
00:15:22,379 --> 00:15:24,924
‫به‌نظرم کلاً برای سلامت وْ ایمنیه

258
00:15:24,924 --> 00:15:26,967
‫آم... خوبه، پس...

259
00:15:27,009 --> 00:15:29,094
‫- باشه، گرفتم
‫- فقط می‌خوام کمک کنم

260
00:15:29,094 --> 00:15:30,763
‫آره، مرسی. گرفتم

261
00:15:30,804 --> 00:15:33,349
‫- گرفتم! گرفتم
‫- ممنون، سرآشپز

262
00:16:12,179 --> 00:16:14,473
‫جفت این کودن‌های عوضی،

263
00:16:14,515 --> 00:16:16,058
‫زنگ زدن به آمبولانس، خب؟

264
00:16:16,100 --> 00:16:19,103
‫جفت‌شون توی آمبولانس‌ها دارن می‌رن «بیمارستان احیای سلامت»

265
00:16:19,144 --> 00:16:23,816
‫و بعد یکی از متخصص‌های پزشکی که داری
وقت‌ش رو هدر می‌دی، به‌ت چی می‌گه؟

266
00:16:23,857 --> 00:16:26,443
‫می‌گه: «آخه چرا همچین کاری کردی؟»

267
00:16:28,070 --> 00:16:31,448
‫یعنی چی آخه؟ فکر می‌کنی مال اون‌ها تند نبوده؟

268
00:16:31,448 --> 00:16:33,075
‫آخه چرا باید درموردش دروغ بگن؟ می‌دونی؟

269
00:16:34,910 --> 00:16:36,787
‫- چه خبر، داداشی‌ها؟
‫- هی

270
00:16:36,829 --> 00:16:38,163
‫چه خبر، پسر؟

271
00:16:40,165 --> 00:16:42,084
‫شماها همین‌طوری این‌جا زدید زیر خنده؟

272
00:16:42,126 --> 00:16:43,293
‫نچ

273
00:16:45,170 --> 00:16:47,881
‫- هی، توی کلمن چیه؟
‫- «اکتو-کولر» درست کردم

274
00:16:47,923 --> 00:16:50,592
‫- شوخی نکن! مثل فیلم «شکارچیان روح»؟
‫- آره

275
00:16:53,637 --> 00:16:56,348
‫اوه، انگار دوباره باید پُرش کنی

276
00:16:56,390 --> 00:16:58,642
‫آره، آره. الآن پُرش می‌کنم

277
00:16:59,768 --> 00:17:01,437
‫لعنت، پسر

278
00:17:01,437 --> 00:17:03,731
‫جشن‌تولد باحالیه، ها؟

279
00:17:06,525 --> 00:17:09,528
‫وای، امکان نداره! با بیرون هیچ فرقی نداره، داداش!

280
00:17:09,528 --> 00:17:11,155
‫خوبه، خوبه. مرسی

281
00:17:11,196 --> 00:17:13,157
‫♪ شکار حال‌م رو خوب می‌کنه! ♪

282
00:17:13,198 --> 00:17:15,743
‫از اون آهنگه

283
00:17:15,784 --> 00:17:19,621
‫- نه، من... یادمه
‫- آره

284
00:17:19,663 --> 00:17:21,415
‫چی شده، وقت چُرتی چیزیه؟

285
00:17:21,457 --> 00:17:22,583
‫هان؟

286
00:17:26,920 --> 00:17:30,174
‫- عجیبه
‫- هاه

287
00:17:30,174 --> 00:17:33,635
‫- ریچی، حال‌وْاحوال، پسر؟
‫- من باید...

288
00:17:33,677 --> 00:17:35,679
‫- می‌دونی
‫- عالی، عالی، عالی، عالی

289
00:17:39,683 --> 00:17:41,769
‫وای، پسر. این خیلی خوش‌مزه‌ست، داداش

290
00:17:41,810 --> 00:17:45,522
‫- خوبه. خوبه. مرسی، پسر
‫- ترکوندی

291
00:17:45,564 --> 00:17:48,692
‫هی، می‌دونی، می‌دونم که بعضی وقت‌ها اوضاع با چیز عجیب‌غریب می‌شه...

292
00:17:48,692 --> 00:17:49,777
‫اوه، لازم... لازم نیست حرف‌ش رو بزنیم

293
00:17:49,818 --> 00:17:50,944
‫آره

294
00:17:50,986 --> 00:17:52,738
‫ولی می‌دونی، من هم تا حدی اهل غذام

295
00:17:52,780 --> 00:17:55,115
‫- وای خدا، پیت
‫- چیه؟

296
00:17:55,157 --> 00:17:57,159
‫باشه، می‌دونم خفن وْ این‌جور چیزها نیست،

297
00:17:57,201 --> 00:18:02,915
‫ولی... می‌دونی، من فقط... می‌خوام بگم حواس‌م
‫به هر کاری که اون‌جا می‌کردی بود، رفیق، و...

298
00:18:03,165 --> 00:18:04,875
‫فقط...

299
00:18:04,875 --> 00:18:07,711
‫می‌دونم چقدر باید دل‌وْجرئت به خرج می‌دادی، پس...

300
00:18:08,754 --> 00:18:10,589
‫و...

301
00:18:10,631 --> 00:18:12,758
‫فقط برات هیجان‌زده بودم، می‌دونی؟

302
00:18:15,052 --> 00:18:20,599
‫مطمئن‌ام خیلی از آدم‌ها متوجه نیستن که،
‫چقدر کار وْ فداکاری قطعاً پشت‌ش بوده یا هرچی،

303
00:18:20,641 --> 00:18:25,104
‫و خب فقط... به نظر من که عالی بود، پسر

304
00:18:25,145 --> 00:18:28,148
‫و خواهرت واقعاً برات هیجان‌زده بود

305
00:18:28,190 --> 00:18:30,859
‫واقعاً واقعاً هیجان‌زده بود. آره

306
00:18:30,901 --> 00:18:34,613
‫اما می‌دونی، خیلی هم دل‌تنگ‌ت شده بود

307
00:18:35,989 --> 00:18:38,117
‫- ممنون. ممنون، پیت
‫- قربون‌ت، پسر

308
00:18:39,660 --> 00:18:42,246
‫یهویی چقدر خسته شدم

309
00:18:42,287 --> 00:18:45,165
‫پس، واقعاً سر کار مشغول نیست، ها؟

310
00:18:45,207 --> 00:18:47,251
‫اوه، نه، ازت دل‌خوره

311
00:18:49,753 --> 00:18:50,838
‫آره، یه زنگ به‌ش بدهکارم

312
00:18:50,879 --> 00:18:53,715
‫یا هم می‌دونی، 50 تا زنگ

313
00:18:53,757 --> 00:18:57,302
‫می‌دونی، نمی‌خوام خودم رو قاتیِ چیزی بکنم یا هرچی، ولی...

314
00:18:57,344 --> 00:19:00,180
‫خب برای اون هم سخت بود، می‌دونی؟

315
00:19:00,222 --> 00:19:02,015
‫ببین، من باید این‌ها رو آماده کنم، باشه؟

316
00:19:02,015 --> 00:19:04,184
‫آره، نه، مشکلی نیست. من... می‌رم داخل،

317
00:19:04,226 --> 00:19:06,061
‫ولی، قبل از این‌که راه بیوفتی می‌بینم‌ت؟

318
00:19:06,061 --> 00:19:07,813
‫- آره. آره
‫- باشه. عالی، عالی

319
00:19:10,023 --> 00:19:12,943
‫این رو باش. ته خنده‌ست

320
00:19:26,915 --> 00:19:30,586
‫- یه‌کم دیگه سُس گوجه‌فرنگی گیر آوردم
‫- مرسی

321
00:19:31,837 --> 00:19:33,172
‫آم...

322
00:19:33,922 --> 00:19:35,299
‫چیه؟

323
00:19:36,758 --> 00:19:38,760
‫من رو نکُشی...

324
00:19:38,760 --> 00:19:40,762
‫اوه، بی‌صبرانه منتظرم

325
00:19:40,804 --> 00:19:42,181
‫ما...

326
00:19:42,222 --> 00:19:45,267
‫یه بطری قرص «زاناکس» ریختیم این‌تو
‫[ برای درمان اضطراب و بی‌خوابی ]

327
00:19:55,360 --> 00:19:57,988
‫چی شده، سَقَط شده‌ان؟

328
00:19:58,030 --> 00:20:00,991
‫نه، نه، نه. فکر کنم که،

329
00:20:01,033 --> 00:20:02,659
‫فقط خوابیده‌ان؟

330
00:20:04,703 --> 00:20:05,787
‫هوم

331
00:20:05,829 --> 00:20:07,706
‫راست‌ش یه‌جورایی باهاش حال می‌کنم

332
00:20:09,082 --> 00:20:11,084
‫- جدی؟
‫- اوه، آره

333
00:20:13,378 --> 00:20:15,589
‫همین‌طور ادامه بده. کارـت حرف نداره!

334
00:20:15,589 --> 00:20:16,965
‫باشه

335
00:20:20,260 --> 00:20:22,221
‫خب، سرآشپزها،

336
00:20:22,262 --> 00:20:24,306
‫برای مزه‌کردن سیب‌زمینی‌ها آماده شید!

337
00:20:39,279 --> 00:20:41,615
‫اوه، بی‌خیال. بی‌خیال، بی‌خیال، بی‌...

338
00:20:50,874 --> 00:20:52,709
‫پشتِ‌سر!

339
00:20:52,751 --> 00:20:54,878
‫بی‌خیال!

340
00:20:54,878 --> 00:20:57,756
‫شرمنده. شرمنده، شرمنده

341
00:20:57,798 --> 00:21:00,133
‫- مشکلی نیست
‫- بی‌خیال، تینا!

342
00:21:13,355 --> 00:21:15,399
‫چرا این کار رو کردی؟

343
00:21:15,440 --> 00:21:17,859
‫چون وقت مسخره بازی ندارم

344
00:21:17,859 --> 00:21:19,361
‫خواهش می‌کنم، سرآشپز

345
00:21:34,584 --> 00:21:36,336
‫قهوه؟

346
00:21:36,378 --> 00:21:37,713
‫نه. نه، نمی‌خوام

347
00:21:41,883 --> 00:21:44,511
‫هی، این مال کِیه؟

348
00:21:44,553 --> 00:21:47,472
‫مهمونی تجدیدِدیدار، «گرانت پارک»، سال 1992

349
00:21:49,558 --> 00:21:51,560
‫دل‌ت براش تنگ هم می‌شه؟

350
00:21:51,601 --> 00:21:53,687
‫راست‌ش اون‌قدر نمی‌شناختم‌ش که دل‌م براش تنگ بشه

351
00:21:54,730 --> 00:21:56,523
‫تو؟

352
00:21:56,565 --> 00:21:58,442
‫بعضی وقتا

353
00:21:58,483 --> 00:22:00,861
‫می‌دونی، از لحاظ سنی خیلی نزدیک بودیم، بیش‌تر شبیه...

354
00:22:00,902 --> 00:22:03,864
‫بیش‌تر شبیه دوست بودیم تا خانواده. می‌دونی، ما...

355
00:22:03,905 --> 00:22:07,200
‫هم‌زمان مشکلات مشابهی داشتیم. ما...

356
00:22:07,242 --> 00:22:08,660
‫کُلی حرف برای زدن داشتیم

357
00:22:09,786 --> 00:22:11,455
‫قشنگ به نظر می‌رسه

358
00:22:14,374 --> 00:22:15,834
‫بود

359
00:22:18,253 --> 00:22:19,838
‫آخرین بار کِی باهاش صحبت کردی؟

360
00:22:20,630 --> 00:22:22,591
‫آ...

361
00:22:22,632 --> 00:22:24,593
‫حول‌وْحوش 20 سال پیش

362
00:22:24,634 --> 00:22:27,471
‫دعوای ناجوری کردیم، پسر

363
00:22:27,512 --> 00:22:30,182
‫- سر چی بود؟
‫- خیلی چیزها

364
00:22:31,350 --> 00:22:37,230
‫می‌دونی، مواد، بیش‌تر به‌خاطر این بود
که اصرار داشت همیشه ‌کاری‌های احمقانه بکنه

365
00:22:38,482 --> 00:22:42,402
‫می‌دونی هر 10 دقیقه سرِ یه کار جدید می‌رفت؟

366
00:22:43,278 --> 00:22:47,324
‫می‌خواست کارگزار بشه، و بعد می‌خواست مربی خط دفاع بشه

367
00:22:47,366 --> 00:22:48,950
‫جدی می‌گم ها

368
00:22:48,992 --> 00:22:50,786
‫و بعد،

369
00:22:50,827 --> 00:22:56,583
‫یه کثافت روی رستوران «اد دِبِویک» سرمایه‌گذاری
کرد، و می‌دونی، یکهو شد رستوران‌دار

370
00:22:58,418 --> 00:23:01,421
‫- درست به نظر میاد
‫- آره

371
00:23:01,421 --> 00:23:04,883
‫واقعاً مامان بیچاره‌ت رو اون‌جا گیر انداخت. پسر

372
00:23:04,925 --> 00:23:08,678
‫یعنی، به‌نظرت غیرممکن نیست که روزی 24 ساعت اون داخل باشی؟

373
00:23:08,720 --> 00:23:12,516
‫من پنج دقیقه می‌رم اون‌تو، فکرهای بد می‌زنه به کلّه‌م

374
00:23:12,557 --> 00:23:14,559
‫شاید برای همین این‌قدر دوست‌ش دارم

375
00:23:14,601 --> 00:23:16,937
‫آره. احتمالاً برای همین هم می‌خوای راست‌وْریس‌ش کنی

376
00:23:18,814 --> 00:23:20,649
‫احتمالاً

377
00:23:20,690 --> 00:23:22,818
‫فقط، می‌دونی...

378
00:23:22,859 --> 00:23:28,031
‫فقط اگه لزوماً این‌طور نشد... زیاد سرخورده نشی. باشه؟

379
00:23:29,699 --> 00:23:31,576
‫می‌دونی که قرار نیست به‌ت بفروشم‌ش، درسته؟

380
00:23:31,618 --> 00:23:32,994
‫می‌دونم

381
00:23:35,455 --> 00:23:37,624
‫یه بار خواب بابات رو دیدم

382
00:23:39,459 --> 00:23:41,837
‫توی یه جایی...

383
00:23:41,837 --> 00:23:44,464
‫مثل دریاچۀ «جنوا» بودیم...

384
00:23:44,506 --> 00:23:46,716
‫یا یه جای دیگه، و داشتیم با هم می‌رفتیم

385
00:23:46,758 --> 00:23:49,719
‫با هم سوار ماشین بودیم، یه شاسی‌بلند گنده

386
00:23:49,761 --> 00:23:53,974
‫اون صندلی شاگرد نشسته بود، و سرعت‌مون زیاد بود، یعنی واقعاً زیاد بود

387
00:23:54,015 --> 00:23:56,726
‫و نمی‌تونستم ماشین رو کنترل کنم

388
00:23:56,726 --> 00:23:59,646
‫می‌دونی، مثل ماشین‌های کوبندۀ شهربازی که این‌وَروْاون‌وَر می‌پّرن

389
00:23:59,688 --> 00:24:01,523
‫کمربندش رو نمی‌بست

390
00:24:02,899 --> 00:24:05,444
‫یهو، یه بچه...

391
00:24:05,444 --> 00:24:07,737
‫یه پسربچه، اومد درست وسط جاده

392
00:24:07,779 --> 00:24:10,574
‫با تمام قدرت پام رو گذاشتم روی ترمز

393
00:24:10,615 --> 00:24:12,826
‫ماشین یک‌میلی‌متری‌ش متوقف شد

394
00:24:14,369 --> 00:24:15,871
‫بابات ولی،

395
00:24:15,871 --> 00:24:17,956
‫از شیشۀ جلو پرواز کرد رفت،

396
00:24:18,874 --> 00:24:20,542
‫اما اصلاً فرود نیومد

397
00:24:21,918 --> 00:24:24,588
‫همین‌طور پرواز می‌کرد

398
00:24:29,092 --> 00:24:30,719
‫چه بلایی سر بچه اومد؟

399
00:24:32,053 --> 00:24:33,972
‫همون‌جا وایستادم وْ براش دست تکون دادم

400
00:24:41,354 --> 00:24:44,399
‫خب، نکتۀ خوش‌حال‌کننده‌تر اینه که...

401
00:24:45,942 --> 00:24:48,028
‫از بدهی‌ت 2هزار تا کم شد. تبریک

402
00:24:48,653 --> 00:24:53,658
‫- قشنگ حساب رو از کتاب سوا می‌کنی
من سلطان سواسازی‌ام -

403
00:24:53,700 --> 00:24:58,622
‫- خب، الآن چقدر به‌ت بدهکاریم؟ 298هزار؟
298050 -

404
00:24:58,622 --> 00:25:01,625
‫- 50ش برای چیه دیگه؟
‫- حمل‌وْنقل وْ جابه‌جایی

405
00:25:09,633 --> 00:25:10,634
‫یالا

406
00:25:12,761 --> 00:25:14,513
‫سرآشپز، سیب‌زمینی‌ها چقدر دیگه حاضره؟

407
00:25:14,554 --> 00:25:16,473
‫یک دقیقه!

408
00:25:46,586 --> 00:25:48,672
‫- مزه کن. قال‌ش رو بکّن
‫- قال چی رو بکّنم؟

409
00:25:48,713 --> 00:25:51,758
‫امتحان‌ش کن وْ بگو بد مزس

410
00:25:54,594 --> 00:25:56,096
‫- عالیه. ممنون، سرآشپز
‫- چی؟

411
00:25:57,681 --> 00:26:00,433
‫عالیه. ممنون، سرآشپز

412
00:26:00,475 --> 00:26:03,228
‫حالا، سریع بریم صاف‌شون کنیم تا خودمون صاف نشدیم، باشه؟

413
00:26:22,622 --> 00:26:24,583
‫ممنون، جف. شف (سرآشپز)

414
00:26:47,772 --> 00:26:49,733
‫خیلی‌خب. بیا گورمون رو گم کنیم از این‌جا

415
00:26:49,774 --> 00:26:51,443
‫حتی فرصت نشد چیزی بخورم

416
00:26:51,443 --> 00:26:54,154
‫- من هم. مثل سگ گشنه‌مه
‫- هی! کارـتون عالی بود امروز، رفقا

417
00:26:54,195 --> 00:26:56,156
‫- جدی می‌گم
‫- خوش‌حال شدم، عمو جک

418
00:26:56,197 --> 00:26:58,575
‫- دوست‌ت دارم، بِر
‫- دوست‌ت دارم

419
00:27:03,038 --> 00:27:06,708
‫- فعلاً، ریچارد
‫- خیلی‌خب. تا دیدار بعد، جیمز

420
00:27:06,750 --> 00:27:09,878
‫هی، می‌خواید یه چیز حال‌به‌هم‌زن ببینید؟

421
00:27:11,671 --> 00:27:14,049
‫نمی‌فهمم. خیلی برام جای سؤاله

422
00:27:14,090 --> 00:27:18,261
‫- این‌جا دراز کشیده، مثل بچه‌ها خوابیده. می‌خوام بزنم خون بالا بیاره
‫- آره. دقیقاً

423
00:27:18,261 --> 00:27:21,014
‫- می‌دونی؟
‫- دقیقاً

424
00:27:25,935 --> 00:27:28,021
‫مرسی که گذاشتید عضوی از این خانواده باشم

425
00:27:31,941 --> 00:27:33,902
‫هیچ‌وقت این خاطره رو فراموش نمی‌کنم

426
00:27:33,943 --> 00:27:38,490
‫پسر، خفه‌خون بگیر، اون‌جا بخواب

427
00:27:40,241 --> 00:27:42,494
‫- برگشتیم؟
‫- آره

428
00:27:49,751 --> 00:27:50,919
‫شرمنده، پیت

429
00:28:18,113 --> 00:28:20,699
‫هی، هی! دسر خانوادگی آوردم

430
00:28:20,740 --> 00:28:22,575
‫اوه! آره، آره

431
00:28:31,626 --> 00:28:34,587
‫به همه‌مون کیک می‌رسه، چون رفیق صمیمی‌ایم

432
00:28:34,587 --> 00:28:36,715
‫- مرسی
‫- باشه

433
00:28:36,756 --> 00:28:38,717
‫هی

434
00:28:38,758 --> 00:28:40,218
‫سرآشپز
