﻿1
00:00:09,467 --> 00:00:11,052
خیلی‌خب، پس می‌خواید داستان رو بشنوید یا نه؟

2
00:00:11,094 --> 00:00:12,095
آره -
بزن بریم -

3
00:00:12,137 --> 00:00:13,138
هوم؟ هوم؟

4
00:00:13,179 --> 00:00:14,180
یالا، یالا

5
00:00:14,222 --> 00:00:16,474
خیلی‌خب، برو که رفتیم. برو که رفتیم، برو که رفتیم

6
00:00:16,516 --> 00:00:21,104
پس توی «سِرِس»ایم، درسته؟ که کافه ی زیر ساختمون
بورس معاملات اختیار و آتی شیکاگو» بود، درسته؟»

7
00:00:21,146 --> 00:00:23,440
یه کافه ی نقلی توی سرسرا، درسته؟

8
00:00:23,481 --> 00:00:29,696
مسئله این‌جاست که، اون‌جا ساعت 6:30 صبح باز می‌شد تا
،وقتی معامله‌گرها وقتی بازار باز می‌شد، باخت می‌دادن

9
00:00:29,738 --> 00:00:33,158
می‌دونی، بتونن برن اون‌جا وْ توی این کافه ی نقلی قهوه بخورن بشن

10
00:00:33,158 --> 00:00:37,746
بگذریم، اسم «سِرِس»، از الهۀ کشاورزی گرفته شده
[ در اساطیر رومی و دین روم باستان، الهۀ کشاورزی :Ceres ]

11
00:00:37,787 --> 00:00:39,706
ببخشید -
امان از تو وْ داستان‌هات  -

12
00:00:39,706 --> 00:00:41,666
یه نفر حسودیش شده که دعوت نشده، هان؟

13
00:00:41,708 --> 00:00:42,917
دعوت هم می‌شدم، نمیومدم

14
00:00:42,959 --> 00:00:44,044
پس چی که میومدی

15
00:00:44,085 --> 00:00:45,128
هی، کارمی، یه‌خرده پارمیزان بزن

16
00:00:45,170 --> 00:00:46,546
آره، حله. حله

17
00:00:46,588 --> 00:00:53,136
بگذریم، نوک ساختمون، مجسمۀ «سِرِس» بود، و
پشتش، برای همۀ شما تاریخ‌ دانان، به طرف شرق بود

18
00:00:53,136 --> 00:00:56,389
«اون هم به‌خاطر اینه که همۀ معاملات منتقل شده بود به «غرب میانه

19
00:00:56,389 --> 00:01:01,811
پس طبق شایعات، معماره، جان استورز، این مجسمه رو
ساخته... حکم... حکم یه «سنگ»ِ گنده رو داشت

20
00:01:01,853 --> 00:01:05,190
یا خدا، وقتی داستان شروع شد وْ
کلاس تعطیل شد من رو بیدار کنید

21
00:01:05,190 --> 00:01:06,691
اون سعی داره داستان‌ش رو تعریف کنه

22
00:01:06,733 --> 00:01:08,068
من سعی دارم داستان رو تعریف کنم

23
00:01:08,068 --> 00:01:09,611
پس بگذریم... فقط بذار این رو اضافه کنم

24
00:01:09,611 --> 00:01:11,946
 پس، نکته‌ش اینه که تا خود
صبح بیرونیم

25
00:01:12,072 --> 00:01:14,991
!گفتیم معلومه که تنها جایی که هنوز بازه، «سِرِس»ـه

26
00:01:15,033 --> 00:01:19,913
و با توجه به این‌که ساعت 6:45 صبحه، حق داریم
فرض کنیم که اون‌جا پرنده پر نمی‌زنه، درسته؟

27
00:01:19,954 --> 00:01:22,582
نه نه نه.، شوگر -
هی، ولمون کن با اون مویزها -

28
00:01:22,582 --> 00:01:23,958
!مامان همیشه مویز اضافه می‌کرد

29
00:01:23,958 --> 00:01:26,669
مویز نمی‌زنیم توش. بگذریم، پسرخاله، پرنده پر نمی‌زد؟

30
00:01:26,711 --> 00:01:27,712
پرنده پر می‌زد

31
00:01:27,754 --> 00:01:31,007
نه‌تنها پرنده پر می‌زد، بلکه شلوغم بود

32
00:01:31,007 --> 00:01:32,217
!جای سوزن‌انداختن نبود

33
00:01:32,258 --> 00:01:34,385
این‌جوری بود... درسته؟

34
00:01:34,427 --> 00:01:37,263
همه طرفدار «بلک‌هاوکز»، و، پسرخاله، کی اون‌جا بود؟
[ «تیم هاکی روی یخ «شیکاگو بلک‌هاوکز ]

35
00:01:37,305 --> 00:01:38,473
سَوی -
!اوه -
[ لقب «دنیس ساوارد» که نام پیتزافروشی مخصوص وی نیز هست :Savvy ]

36
00:01:38,515 --> 00:01:40,683
!الکی نگو -
!سَوی نامرد -

37
00:01:40,725 --> 00:01:44,145
!دنیس ساوارا. شمارۀ 18 این‌جاست -
!شمارۀ 18 -
[ از اسطوره‌های هاکی روی یخ ]

38
00:01:44,187 --> 00:01:47,023
باشه -
ولی نه‌تنها اون. نه، نه، نه. همون‌جا تموم نمی‌شه -

39
00:01:47,065 --> 00:01:50,610
!چلیوس وْ بلفور ، بزن بریم
[ «کریس چلیوس و اد بلفور: بازیکنان سابق «شیکاگو بلک‌هاوکز ]

40
00:01:50,652 --> 00:01:51,402
نه؟ -
باشه، باحاله -

41
00:01:51,402 --> 00:01:53,947
باید وارد این جشن عظیم بشیم

42
00:01:53,988 --> 00:01:55,406
منظورم اینه، هیچکی کسی رو نمی‌شناسه، درسته؟

43
00:01:55,448 --> 00:01:56,449
قیامت بود

44
00:01:56,491 --> 00:02:00,745
،و این یارو، به‌ نحوی
 دست‌ش می‌رسه به... چی بود؟

45
00:02:00,787 --> 00:02:03,081
مثل یه جزوۀ «سِرِس» یا همچین چیزی بود؟

46
00:02:03,123 --> 00:02:04,499
آره، پشت کافه بود

47
00:02:04,541 --> 00:02:06,126
...درسته، پس اون -
پشت کافه -

48
00:02:06,167 --> 00:02:09,379
،داره بلندبلند دربارۀ سرگذشت «الهۀ کشاورزی» می‌خونه

49
00:02:09,379 --> 00:02:14,551
و به‌نحوی طی اون فرآیند به‌نحوی به این نتیجه می‌رسه
که خودش هم رابطۀ عمیقی با کشاورزی داره، درسته؟

50
00:02:14,551 --> 00:02:17,554
پس گوشی‌ش رو در میاره، و یه پیغام ارسالی می‌ذاره، درسته؟

51
00:02:17,595 --> 00:02:19,013
پیغام چی بود؟

52
00:02:19,055 --> 00:02:25,520
سلام، شما با پیغام صوتی ریچی»
«یرموویچ، الهۀ کشاورزی تماس گرفته‌اید

53
00:02:25,603 --> 00:02:26,646
احمق -
خیلی احمقانه‌ست -

54
00:02:26,646 --> 00:02:28,022
!نبوغ آمیزه

55
00:02:28,064 --> 00:02:31,985
پس این الهه‌مون سعی داره این پیغامه رو
بذاره، ولی پخمه‌ست، هی سوتی میده

56
00:02:31,985 --> 00:02:38,324
هی گوش‌خراش‌تر وْ گوش‌خراش‌تر وْ گوش‌خراش‌تر می‌شه، و به‌نحوی -
با همۀ صداهای ناهنجار وْ همۀ شِروْوِرها، با همۀ قیل‌وْقال‌ها،
      آره

57
00:02:38,366 --> 00:02:40,243
،طنین‌اندازشدن این صداهه رو می‌شنویم

58
00:02:40,285 --> 00:02:43,580
«و صداهه می‌گه: «چی‌کار داری می‌کنی؟

59
00:02:44,706 --> 00:02:45,748
درسته؟

60
00:02:45,748 --> 00:02:49,711
و درست جلوی روی ما، این یارو، برمی‌گرده؛ کی بود؟

61
00:02:49,752 --> 00:02:51,462
!بیل موری! بیل موری -
چی؟ -

62
00:02:51,504 --> 00:02:53,715
البته که بیل موری بوده

63
00:02:53,756 --> 00:02:56,134
بیل موری! همون‌جاست

64
00:02:56,134 --> 00:03:00,638
بیل موری راستی‌راستی به ریچی می‌گه
«به‌ش می‌گه: «چرا داری اون کار رو می‌کنی؟

65
00:03:00,722 --> 00:03:03,725
«و ریچی می‌گه: «چون خنده‌داره

66
00:03:03,766 --> 00:03:06,561
«اونحرف رو به بیل موری می‌زنه: «چون خنده‌داره

67
00:03:06,603 --> 00:03:07,979
«و بیل موری می‌گه: «نه، نه

68
00:03:08,021 --> 00:03:09,647
«نه، نیست» -
«اون خنده‌دار نیست» -

69
00:03:09,689 --> 00:03:11,482
«برمی‌گرده می‌گه: «گوشی‌ت رو بده من

70
00:03:11,524 --> 00:03:12,650
آره، آهان

71
00:03:12,692 --> 00:03:14,319
...و بعد برمی‌گرده می‌گه

72
00:03:15,778 --> 00:03:16,988
«اسم‌ت چیه؟»

73
00:03:17,280 --> 00:03:18,615
درسته؟

74
00:03:18,615 --> 00:03:21,201
منظورم اینه، بیل موری این رو به من می‌گه

75
00:03:21,743 --> 00:03:22,744
سلطان

76
00:03:23,203 --> 00:03:23,912
بیل موری 

77
00:03:23,953 --> 00:03:25,622
آره، نه، متوجه‌ام کی رو می‌گی

78
00:03:25,663 --> 00:03:28,416
اگه بهم زنگ بزنی، می‌شنویش

79
00:03:29,250 --> 00:03:30,460
می‌فهمم -
بهم زنگ بزن -

80
00:03:30,501 --> 00:03:31,544
...من، من، من -
هنوز هم دارمش -

81
00:03:31,586 --> 00:03:32,754
...حرف‌ت رو باور دارم -
هنوز روی گوشی‌مه -

82
00:03:32,795 --> 00:03:33,922
من راحت‌ام

83
00:03:34,505 --> 00:03:35,924
نمی‌خوای بشنویش؟

84
00:03:38,259 --> 00:03:40,970
ساعت 6:45 صبح توی کافه بودید؟

85
00:04:09,123 --> 00:04:10,500
خیلی‌خب، برو که رفتیم. اون عکس خوبیه

86
00:04:10,500 --> 00:04:11,584
!بررسی

87
00:04:11,584 --> 00:04:12,835
اون بهتره

88
00:04:12,961 --> 00:04:14,379
چشم‌هاش قشنگه

89
00:04:14,420 --> 00:04:15,922
چشم‌های قشنگی داره

90
00:04:15,922 --> 00:04:17,131
حس شوخ‌طبعی نداره، می‌دونی

91
00:04:17,173 --> 00:04:18,967
...و بدتر از اون، تینا، گفته باشم -
پشتِ‌سر -

92
00:04:19,008 --> 00:04:23,513
...حتی بدتر از اون، درکی از... -
پشتِ‌سر -

93
00:04:23,554 --> 00:04:26,975
درکی از تاریخ شیکاگو نداره، می‌دونی چی می‌گم؟

94
00:04:26,975 --> 00:04:28,601
حالا هرچی، آدم که قحط نیست

95
00:04:28,643 --> 00:04:31,354
توی یه سیارۀ دیگه می‌بینم‌ت، پوتا

96
00:04:31,354 --> 00:04:33,356
!هی، گوش کنید

97
00:04:33,398 --> 00:04:35,358
خیلی‌خب، من الآن اون‌ جوری داد زدم؟

98
00:04:35,358 --> 00:04:37,235
آره، حیفش نکن

99
00:04:37,277 --> 00:04:40,196
قبل از این‌که برسه دست ما، این نوارچسب‌های سبزرنگ رو بکّنید

100
00:04:40,196 --> 00:04:43,992
پنج ثانیه بیش‌تر کار نداره، چون وقتی صابونی
،بشه، و انگشت‌های ما خیس خورده باشن

101
00:04:43,992 --> 00:04:46,619
نمی‌تونیم این رو بکّنیم، رواله؟

102
00:04:46,703 --> 00:04:47,787
!بله، سرآشپز

103
00:04:47,829 --> 00:04:49,455
ممنون از وقت‌تون

104
00:04:49,956 --> 00:04:53,376
دو ساعت تا بازکردن، سرآشپزها

105
00:04:53,418 --> 00:04:54,627
بیا، سرآشپز، به‌نظرم این ظرف جدید بی‌کم‌ وْ کاسته

106
00:04:54,627 --> 00:04:55,628
عالی

107
00:04:55,670 --> 00:04:56,838
همونیه که درباره‌ش حرف می‌زدیم -
می‌شه بعداً درباره‌ش حرف بزنیم؟ -

108
00:04:56,838 --> 00:04:59,048
...بهتر شد -
بعداً برای من بهتره، سرآشپز -

109
00:04:59,090 --> 00:05:00,341
«ریزوتو با «اتوفی...
[ خوراکی لوئیزیانایی-فرانسوی  :Étouffée ]

110
00:05:00,341 --> 00:05:01,342
هی، تی، حواست به اون فلفل‌ها باشه

111
00:05:01,467 --> 00:05:04,137
به‌راحتی وفق‌پذیره، می‌تونیم واسه یه بیرون‌بر فوق‌العاده آماده‌ش کنیم

112
00:05:04,137 --> 00:05:05,388
داری به‌م می‌گی «ریزوتوی بیرون‌بر»؟

113
00:05:05,430 --> 00:05:07,307
من در این مقطع اصلاً مطمئن نیستم
که برای بیرون‌بر آمادگی داشته باشیم

114
00:05:07,348 --> 00:05:11,102
،فقط دارم می‌گم اگه قراره داخلْ خدمت‌رسانی کنی، بیرون‌بر هم داشته باشی
به‌علاوه ما داریم از مواد اولیه‌ای استفاده می‌کنیم که همین‌جوری افتاده‌ان این‌جا

115
00:05:11,144 --> 00:05:12,937
خیلی هوشمندانه‌ست، بیا فقط امتحان‌ش کنیم

116
00:05:12,979 --> 00:05:14,647
متوجه نمی‌شم. همین‌جاست -
سرآشپز. سرآشپز -

117
00:05:14,689 --> 00:05:15,815
سرآشپز. سرآشپز -
می‌تونی بچشی‌ش -

118
00:05:15,857 --> 00:05:20,778
هی، گوش کن چی می‌گم، لطفاً. اولا، دارم
به‌ش فکر می‌کنم. پس لطفاً صبر کن. باشه؟

119
00:05:20,820 --> 00:05:24,991
دوماً، من همۀ اون‌هایی که قبلاً براشون کار می‌کردی رو
می‌شناسم، قبل از این‌که استخدامت کنم، باهاشون تماس گرفتم

120
00:05:25,033 --> 00:05:26,659
و چرا این کار رو کردی؟

121
00:05:26,659 --> 00:05:28,786
چون کارنامت عالیه و این‌جا عالی نیست

122
00:05:28,828 --> 00:05:35,585
،همه گفتن که بشدت باهوشی، بشدت بااستعدادی
این رو هم گفتن که بشدت بی صبری وْ بشدت کم‌ تجربه

123
00:05:35,585 --> 00:05:40,089
،باشه، پس به همین خاطر کارم نگرفت
...به همین خاطر این ‌جام، به همین خاطر تو

124
00:05:40,089 --> 00:05:41,174
منظور من این نیست، نه

125
00:05:41,215 --> 00:05:42,383
پس، پس منظورت چیه؟

126
00:05:42,425 --> 00:05:44,135
منظورم اینه یه دقیقه مهلت بده

127
00:05:44,177 --> 00:05:45,553
بله، سرآشپز

128
00:05:45,595 --> 00:05:49,098
خیلی‌خب. حالا، می‌تونی بدونِ به‌هم‌خوردنِ گردشِ -
کاری این رو به ثمر برسونی
         بله، سرآشپز

129
00:05:49,140 --> 00:05:50,266
با مَنی وْ انجل صحبت کردی؟

130
00:05:50,308 --> 00:05:53,061
بله، قبلاً باهاشون صحبت کردم، سرآشپز -
سر تابه‌ها قاتی می‌کنن، باشه؟ -

131
00:05:53,102 --> 00:05:54,854
حالا، پس می‌دونی حرف حساب من چیه

132
00:05:54,854 --> 00:06:01,444
ما بالأخره این‌جا رو به جایی رسوندیم که اوضاع
یه‌جورایی، یه‌طورایی، یه‌خرده آروم شده، درسته؟

133
00:06:01,486 --> 00:06:03,863
دوست دارم تا جایی که می‌تونم اون رو حفظ کنم

134
00:06:04,113 --> 00:06:07,158
!خدا لعنت‌ش کنه، کارمی

135
00:06:07,158 --> 00:06:08,576
هی، گرفتیش؟

136
00:06:08,618 --> 00:06:11,120
دقیقاً دنبال چی می‌گردم؟

137
00:06:11,162 --> 00:06:14,916
اوه، عجب. تو استثنایی‌ای -
آره -

138
00:06:14,916 --> 00:06:19,420
می‌دونی، یه چیزی هست به اسم «سازمان
خدمات درآمد داخلی» و از انسان‌ها مالیات می‌گیرن

139
00:06:19,462 --> 00:06:20,505
این رو می‌دونم، ناتالی

140
00:06:20,505 --> 00:06:25,718
آره، و آدم‌های این‌جا پنج ساله که چیزی به اون سازمان دولتی نداده‌ان

141
00:06:25,760 --> 00:06:33,601
و من به‌نحوی مالک مشترک این کابوس‌ام و
اگه به‌شون پول ندم، خونه‌م توقیف می‌شه

142
00:06:33,643 --> 00:06:40,400
خب، پس من چند روز اخیر رو علاوه بر کار دیگم وْ زندگیم
،صرفِ مرتب‌کردن اسنادوْمدارک جناب‌عالی کرده‌ام

143
00:06:40,400 --> 00:06:43,820
تا بتونم باهاشون به یه توافقی برسم که مبلغ کم‌تری پرداخت کنیم

144
00:06:43,820 --> 00:06:48,658
پس بایستی بری اون‌تو و سوابق حقوق‌ها از سال 2018 رو در بیاری

145
00:06:48,699 --> 00:06:49,742
لطفاً می‌تونی این کار رو برام بکنی؟

146
00:06:49,784 --> 00:06:51,702
می‌تونم این کار رو بکنم. می‌تونم این کار رو بکنم -
دست‌ت درد نکنه -

147
00:06:51,702 --> 00:06:53,079
کی... خونه‌ت رو توقیف می‌کنه، شوگ؟

148
00:06:53,121 --> 00:06:55,873
اه. «خدمات درآمد داخلی»، ریچ

149
00:06:57,583 --> 00:07:00,128
شِروْوِرهای مالیاتی... ایش

150
00:07:00,169 --> 00:07:01,921
ایش توئی -
ایش توئی -

151
00:07:01,963 --> 00:07:03,089
خیلی‌خب، برو، کارمی

152
00:07:03,089 --> 00:07:05,591
می‌دونم. می‌دونم دقیقاً کجاست، خب؟ -
ممنون -

153
00:07:08,761 --> 00:07:10,513
یه دقیقه وایسا، یکی دیگه

154
00:07:11,889 --> 00:07:14,142
آخه چرا باید این‌جوری مرتب‌ش کنه؟

155
00:07:14,183 --> 00:07:16,602
نمی‌دونم. موقعی که نمُرده بود ازش می‌پرسم

156
00:07:32,493 --> 00:07:35,663
« اجاره‌ای »

157
00:07:41,627 --> 00:07:43,629
باید ماسک گاز بزنم؟

158
00:07:43,671 --> 00:07:45,089
نه، پسر، روال‌ای

159
00:07:45,131 --> 00:07:46,257
اون کیه؟

160
00:07:46,257 --> 00:07:47,592
هوم؟

161
00:07:47,592 --> 00:07:50,052
اوه، اون ریچارد هارت‌ـه

162
00:07:50,094 --> 00:07:51,929
«شیرینی‌پزی هارت» در «کپنهاگن»

163
00:07:51,929 --> 00:07:53,264
ناتوانه

164
00:07:53,973 --> 00:07:55,349
ایول

165
00:07:56,309 --> 00:07:57,977
روال‌ای، پسر؟

166
00:07:58,019 --> 00:07:59,061
آره، تو؟

167
00:07:59,103 --> 00:08:00,855
آره، آره

168
00:08:00,855 --> 00:08:03,774
،می‌دونی، اگه... چیزی لازم داشتی

169
00:08:03,774 --> 00:08:06,736
مثلاً... هرچی، می‌دونی

170
00:08:07,695 --> 00:08:09,238
مثلاً چی؟

171
00:08:09,280 --> 00:08:10,907
...نمی‌دونم، مثلاً

172
00:08:11,365 --> 00:08:11,949
اه

173
00:08:12,867 --> 00:08:20,875
ببین، پسر... من وقتی واسه «کابز» آزمون عضویت دادم، داشتم توی تیم
پرورشی بازی می‌کردم، و اون‌ها به‌م جا نمی‌دادن، و من آس وْ پاس بودم
[ «تیم بیس‌بال «شیکاگو کابز ]

174
00:08:20,875 --> 00:08:27,340
و توی پیداکردنِ... جاهایی واسه موندن خیلی وارد شدم -
داداش، من... چی؟ من خانه ‌به ‌دوش نیستم -

175
00:08:27,381 --> 00:08:28,841
پس قضیۀ اون لونه چیه؟

176
00:08:28,883 --> 00:08:31,928
اوه، فقط شروع کردم این‌جا می‌خوابم
تا توی زمان رفت‌ وْ آمدم صرفه‌جویی بشه

177
00:08:31,969 --> 00:08:35,348
چیزی نمونده قلق این دونات‌ها بیاد دست‌م، و باید بی‌عیب ‌وْ نقص باشن

178
00:08:35,389 --> 00:08:36,974
خیلی‌خب، خوبه

179
00:08:36,974 --> 00:08:38,976
پس جانی‌ای، رواله

180
00:08:39,018 --> 00:08:41,229
فقط می‌خوام بی‌عیب ‌وْ نقص باشن

181
00:08:41,270 --> 00:08:42,522
دنبال حدّکمال‌ای، داداش؟

182
00:08:42,563 --> 00:08:44,232
با یه دوش شروع کن

183
00:08:45,900 --> 00:08:47,568
اون‌قدرها هم بد نیست

184
00:08:48,027 --> 00:08:51,030
وایسا، تو قبلاً واسه «کابز» بازی می‌کردی؟

185
00:08:56,285 --> 00:08:57,286
روالی؟

186
00:08:59,205 --> 00:09:00,248
هی

187
00:09:01,415 --> 00:09:02,792
خوبی؟

188
00:09:03,417 --> 00:09:04,752
آره

189
00:09:07,505 --> 00:09:09,048
اون بیرون عجیب به نظر می‌رسه

190
00:09:11,551 --> 00:09:13,511
کافه بسته شده

191
00:09:13,553 --> 00:09:15,346
...زیاد می‌رفتی اون‌جا، یا

192
00:09:15,346 --> 00:09:16,973
نه

193
00:09:17,014 --> 00:09:19,559
من وْ صاحب اون‌جا آبمون تو یه جوب نمی‌ره

194
00:09:19,559 --> 00:09:20,560
هه

195
00:09:20,601 --> 00:09:22,520
ولی همین‌که می‌دونستم اون‌جاست، حس خوبی داشت، می‌دونی

196
00:09:23,563 --> 00:09:25,523
یه‌جورایی پای ثابت شهر بود

197
00:09:25,565 --> 00:09:32,154
«آره، مثل «میدان لوگان»... «ویکر پارک»... «پیلسن
[ مناطقی تاریخی در شیکاگو ]

198
00:09:32,196 --> 00:09:33,239
آهان

199
00:09:34,407 --> 00:09:35,658
همشون بدن

200
00:09:36,409 --> 00:09:38,452
فرق کرده‌ان

201
00:09:38,494 --> 00:09:40,830
آره، فرق کرده‌ان

202
00:09:40,830 --> 00:09:43,541
واسه همین به‌تون می‌گم این‌قدر با این‌جا راه نرید

203
00:09:43,541 --> 00:09:45,334
...می‌دونی، یه‌ذره شُل بگیری

204
00:09:46,544 --> 00:09:48,421
همه‌چی عوض می‌شه

205
00:09:48,462 --> 00:09:50,840
می‌دونی، متوجه نیستی

206
00:09:50,881 --> 00:09:52,883
...این بوم‌سازگان حساسیه

207
00:09:53,968 --> 00:10:00,182
و توسط یه سرگذشت مشترک، و عشق و احترام چسبیده به هم

208
00:10:04,478 --> 00:10:10,568
یه مجسمه نوک «بورس معاملات اختیار و آتی شیکاگو» هست، یه الهه، درسته؟

209
00:10:10,610 --> 00:10:11,861
صورت نداره

210
00:10:11,902 --> 00:10:13,946
«مردم می‌گن: «صورت‌ش کو؟

211
00:10:13,988 --> 00:10:16,616
یه... معمار، جان استورز، درسته؟

212
00:10:16,657 --> 00:10:20,911
جان استورز برمی‌گرده می‌گه: «خب، وقتی
،گذاشتیم‌ش اون بالا، مرتفع‌ترین ساختمون شهر بود

213
00:10:20,953 --> 00:10:25,458
،و هیچ‌کس قرار نبود واقعاً صورت‌ش رو ببینه
«پس به خودمون زحمت ندادیم براش صورت بذاریم

214
00:10:25,499 --> 00:10:33,215
ولی حالا، هر ساختمون لعنتی‌ای بلندتر از اون‌یکیه
...و همه به این دخترۀ بی‌صورت نگاه می‌کنن وْ

215
00:10:34,675 --> 00:10:36,510
هی، چه وضع‌شه؟

216
00:10:37,345 --> 00:10:37,928
ترسوندی ما رو؟

217
00:10:37,970 --> 00:10:39,013
همه روبه ‌راهن؟ -
خوب‌اید؟ -

218
00:10:39,055 --> 00:10:40,056
آره -
آره -

219
00:10:41,223 --> 00:10:43,017
همه روبه‌راه‌ان، آره؟ -
آره -

220
00:10:43,059 --> 00:10:44,185
صداش به هفت‌تیر می‌موند

221
00:10:44,769 --> 00:10:46,228
این دوروْبر چه خبر شده؟

222
00:10:46,228 --> 00:10:48,689
هی، ریچی، نرو بیرون. چی‌کار می‌کنی، داداش؟

223
00:11:01,452 --> 00:11:04,288
هی. جان

224
00:11:04,914 --> 00:11:06,165
چه خبر؟

225
00:11:06,207 --> 00:11:08,000
شما دیدید کی به شیشۀ من شلیک کرد؟

226
00:11:08,042 --> 00:11:09,210
من ندیدم، پسر

227
00:11:09,251 --> 00:11:11,128
ولی ترسوندمون 

228
00:11:11,170 --> 00:11:12,630
صداش به یه تیلۀ ریزه می‌خورد

229
00:11:12,672 --> 00:11:13,756
آره، درسته؟

230
00:11:13,798 --> 00:11:17,176
احتمالاً یه بچۀ داشته با کالیبر 22 باباش بازی میکرده -
آره -

231
00:11:17,968 --> 00:11:20,054
گوش کن، پسر

232
00:11:20,304 --> 00:11:22,598
می‌دونی، شماها نباید این‌جا پاتوق کنید

233
00:11:22,640 --> 00:11:24,058
ازتون خواستم اون پایین پاتوق کنید

234
00:11:24,100 --> 00:11:25,518
آره، پلیس خبر نکن

235
00:11:25,559 --> 00:11:27,978
جان... احساساتم رو جریحه ‌دار نکن

236
00:11:27,978 --> 00:11:29,146
چند وقته من رو می‌شناسی؟

237
00:11:29,146 --> 00:11:32,441
خیلی‌خب، برام مهم نیست چه غلطی میکنید یا چی 

238
00:11:32,441 --> 00:11:36,654
،تنها خواسته‌م اینه که اون‌ور انجام‌ش بدید وْ
می‌دونی، صدا رو در حد معقولی نگهش دارید

239
00:11:36,696 --> 00:11:39,573
ولی اون‌ور نمی‌تونیم پاتوق کنیم، پسر -
چرا اون‌ور نمی‌تونید پاتوق کنید؟ -

240
00:11:39,615 --> 00:11:41,283
خطرناکه -
خطرناکه؟ -

241
00:11:41,325 --> 00:11:43,202
ولی شما‌ها که مسلح‌اید

242
00:11:43,244 --> 00:11:46,372
خطرش فرق می‌کنه. خطر ساخت ‌وْ ساز

243
00:11:46,372 --> 00:11:48,666
هواکِش سرد شد، خراب‌شده 

244
00:11:48,708 --> 00:11:52,461
دارن یه «سوییت‌گرین» می‌سازن -
مسخره کردی ما رو؟ -
[ یک «فست کژوال» زنجیره‌ای که سالاد سرو می‌کند  :Sweetgreen ]

245
00:11:52,503 --> 00:11:55,297
می‌دونی، کافه هم تعطیل شد -
داره بیریخت می‌شه -

246
00:11:55,339 --> 00:11:58,300
خیلی‌خب، گوش کن چی می‌گم، یه لطفی در حق‌م بکن، باشه؟

247
00:11:58,342 --> 00:12:01,345
‫پرس‌وْجو کن، و ببین می‌تونی بو ببری کی شلیک کرده

248
00:12:02,179 --> 00:12:04,014
‫- یه سر به الیس بزن. خب؟
‫- باشه

249
00:12:04,056 --> 00:12:08,394
‫درعوض، شماها می‌تونید این‌جا پاتوق کنید، ولی زیاد شلوغش نکنید، باشه؟

250
00:12:08,436 --> 00:12:09,812
‫نمی‌خوام سروْصدایی بشنوم

251
00:12:09,812 --> 00:12:11,981
‫نمی‌خوام بازی‌های گنگستری در بگیره

252
00:12:12,022 --> 00:12:14,525
‫هرچیزی که مشتری‌هام رو بپّرونه نمی‌خوام، باشه؟

253
00:12:14,567 --> 00:12:15,693
‫- باشه، باشه
‫- ملتفت؟

254
00:12:15,735 --> 00:12:18,446
‫- ملتفت. چاکرم، خب؟
‫- باشه

255
00:12:18,487 --> 00:12:19,697
‫مرسی، رفیق

256
00:12:19,739 --> 00:12:21,449
‫شنیدید که چی گفت. باشه؟

257
00:12:26,245 --> 00:12:29,248
‫- وای، عاشق اومدن به این‌جام
شوگر -

258
00:12:32,418 --> 00:12:34,253
‫- تو خوب‌ای؟
‫- هوم، آره، تو؟

259
00:12:34,295 --> 00:12:37,131
‫آره. دیگه حتی نمی‌دونم

260
00:12:38,716 --> 00:12:40,760
‫زنگ بزنیم به پلیس؟

261
00:12:40,760 --> 00:12:41,886
‫نه

262
00:12:41,927 --> 00:12:44,180
‫- دارن شیشه‌ها رو جارو می‌کنن
‫- می‌دونم

263
00:12:44,221 --> 00:12:45,806
‫- سه‌شنبه عصر؟
‫- شوگر

264
00:12:45,848 --> 00:12:47,141
‫خونه‌م رو از دست می‌دم

265
00:12:47,183 --> 00:12:48,809
‫ضامنِ یه معتاد نشو

266
00:12:48,851 --> 00:12:50,686
‫چهل‌وْپنج دقیقه تا بازکردن، سرآشپزها!

267
00:12:50,728 --> 00:12:51,812
‫بله، سرآشپز

268
00:12:51,854 --> 00:12:55,274
همین‌طور به هضم‌ نکردن ضربۀ روحی ادامه بده، کارم -
داداش، چی؟ نمی‌تونم که ببندم -

269
00:12:55,316 --> 00:12:57,318
‫آره، به کار ادامه بده. انگار نه‌ انگار اتفاقی افتاده

270
00:12:57,359 --> 00:12:59,695
‫یه شیشه شکست، همه خوبن، تموم شد رفت

271
00:12:59,737 --> 00:13:00,863
‫چون حرف من هم همینه

272
00:13:00,905 --> 00:13:02,114
‫- ناتالی
‫- کارمی

273
00:13:03,866 --> 00:13:04,909
‫داری کُفر من رو در میاری

274
00:13:04,909 --> 00:13:06,494
‫تو هم داری کُفر من رو در میاری!

275
00:13:08,162 --> 00:13:10,581
‫ول کن برو

276
00:13:15,211 --> 00:13:16,212
‫چیه؟

277
00:13:18,672 --> 00:13:20,174
‫چیزی نگفتم که

278
00:13:24,887 --> 00:13:27,181
‫اون چیز شوگر رو پیدا...

279
00:13:27,890 --> 00:13:29,350
‫نمی‌دونم...

280
00:13:31,644 --> 00:13:33,562
‫نه. نه، پیداش نکردم

281
00:13:35,940 --> 00:13:37,525
‫آره

282
00:13:37,942 --> 00:13:40,611
‫کاغذ بازی زیاد بابِ ‌میل من نیست

283
00:13:40,611 --> 00:13:41,695
‫من هم

284
00:13:44,657 --> 00:13:48,369
‫توی «نوما» بهت حسابداری یاد ندادن؟

285
00:13:51,539 --> 00:13:52,790
‫توی دانشگاه «دی‌ورای» یادت می‌دن؟

286
00:13:52,832 --> 00:13:53,874
‫آره

287
00:13:56,961 --> 00:13:58,504
‫اون چیه، ردّ فره؟

288
00:14:00,756 --> 00:14:02,132
‫نه

289
00:14:04,260 --> 00:14:05,970
‫نه، این...

290
00:14:07,555 --> 00:14:09,431
‫جشن‌تولد 15سالگی مایکل بود

291
00:14:11,267 --> 00:14:13,185
‫یان-کارلو وْ فَک با هم درگیر شدن،

292
00:14:13,227 --> 00:14:15,479
‫خواستم جداشون کنم، افتادم توی کباب‌پز

293
00:14:18,607 --> 00:14:19,650
‫فَک

294
00:14:27,241 --> 00:14:34,540
‫برای وقتی که می‌ترسی یه اتفاق خوب بیوفته ‫چون
فکر می‌کنی بعدش اتفاق بدی میوفته، ‫اسمی هست؟

295
00:14:37,585 --> 00:14:38,794
‫نمی‌دونم

296
00:14:39,587 --> 00:14:40,588
‫زندگی؟

297
00:14:48,262 --> 00:14:53,183
‫چند شب پیش بچم ازم پرسید فامیلی واقعیم «دردسرساز»ـه

298
00:14:53,183 --> 00:14:55,144
‫دردسرساز. مثل فیلم «خرس‌های دردسرساز»؟
[ این فیلم در ایران با نام «خرس‌های بدخبر» نیز شناخته می‌شود ]

299
00:14:56,520 --> 00:15:00,190
‫گمونم مامانش توی گوشیش من رو «ریچی دردسرساز» ذخیره کرده

300
00:15:04,028 --> 00:15:05,362
‫من گفتم...

301
00:15:06,196 --> 00:15:07,781
‫«تیف، چه وضع‌شه؟»

302
00:15:08,616 --> 00:15:09,825
‫می‌دونی

303
00:15:11,201 --> 00:15:13,495
‫می‌گه من واگیردارم،

304
00:15:13,495 --> 00:15:15,456
‫فقط برای خبرهای بد وْ دردسر زنگ می‌زنم

305
00:15:21,545 --> 00:15:23,589
‫شاید اون چیزی نباشه که تو می‌گی

306
00:15:28,135 --> 00:15:29,345
‫ نمی‌دونم

307
00:16:01,418 --> 00:16:04,505
‫خیلی‌خب، بزن خلاصم کن

308
00:16:04,505 --> 00:16:05,631
بازش کن، تی

309
00:16:05,673 --> 00:16:07,716
‫هی، دست بجنبونید، سرآشپزها، باز کردیم

310
00:16:07,758 --> 00:16:08,968
‫با-دا-را-کا. برو بریم

311
00:16:09,009 --> 00:16:10,928
‫خیلی‌خب. یالا، بیاید داخل. بیاید

312
00:16:10,970 --> 00:16:13,347
‫اوه،، اون مَرده که طلا داره

313
00:16:14,264 --> 00:16:15,683
‫چطوری، تام؟

314
00:16:15,724 --> 00:16:17,768
‫خوش‌حال‌ام می‌بینمت، داداش

315
00:16:17,810 --> 00:16:20,854
‫یه گوشت گاو بده، بکن‌ش توی سُس تند وْ شیرین!

316
00:16:20,896 --> 00:16:21,939
‫مرسی، تام

317
00:16:21,981 --> 00:16:24,525
‫راستی، اون سگ‌ت چطوره؟

318
00:16:24,566 --> 00:16:25,651
‫خوبه، پسر؟

319
00:16:25,693 --> 00:16:28,529
‫اون چیزه رو در آوردی، قلادۀ مخروطی وْ این‌ها رو؟

320
00:16:28,570 --> 00:16:29,571
‫چطورید؟

321
00:16:44,336 --> 00:16:46,005
‫اوه‌اوه، سرآشپز!

322
00:16:51,760 --> 00:16:53,554
‫اوم!

323
00:16:53,554 --> 00:16:54,847
‫باریکلا

324
00:16:55,764 --> 00:16:56,974
‫ممنون، سرآشپز

325
00:16:57,016 --> 00:16:58,809
‫خب، ایبرا وْ ریچی اون بیرون‌ان

326
00:16:58,851 --> 00:17:00,894
‫تینا، تو در گردش‌ای. این پشت روال‌ایم، سرآشپزها؟

327
00:17:00,936 --> 00:17:02,062
‫- بله، سرآشپز
‫- خب

328
00:17:02,104 --> 00:17:04,023
‫باید حواس‌مون به شعلۀ اجاق باشه، بچه‌ها

329
00:17:04,064 --> 00:17:06,191
‫این مرغ‌ها دارن خیلی سیاه می‌شن، آره؟

330
00:17:06,233 --> 00:17:08,318
‫هی، سوئیپس، آخرین بار کِی چربی‌گیر رو تمیز کردی؟

331
00:17:08,318 --> 00:17:10,404
‫- داره گرفته می‌شه
‫- به‌ش نگاه می‌ندازم

332
00:17:10,404 --> 00:17:12,197
‫- هنوز دارم با مدارشکن ور می‌رم
‫- مرسی، سرآشپز

333
00:17:12,281 --> 00:17:15,325
‫خب، سرآشپز، به‌نظرت الآن وقت خوبیه که این رو امتحان کنی؟

334
00:17:15,325 --> 00:17:17,369
‫- آره، ممنون که پرسیدی
خواهش -

335
00:17:17,411 --> 00:17:19,038
‫- این‌یکی؟
‫- بله

336
00:17:29,798 --> 00:17:31,216
‫محشره، سرآشپز

337
00:17:31,258 --> 00:17:32,509
‫ممنون، سرآشپز

338
00:17:33,343 --> 00:17:34,845
‫سُس‌ش یه‌کم غلیظه

339
00:17:34,887 --> 00:17:36,263
‫آره، شیرفهم شد، ممنون

340
00:17:36,305 --> 00:17:37,306
‫اوم! اوهوم!

341
00:17:37,347 --> 00:17:40,184
‫فکر می‌کنی شاید...

342
00:17:40,225 --> 00:17:41,310
‫- حرف نداره
‫- مرسی

343
00:17:41,351 --> 00:17:42,394
‫آ...

344
00:17:42,436 --> 00:17:45,856
‫شاید به‌عنوان غذای ویژه ارائه‌ش کنیم به‌زودی؟

345
00:17:45,856 --> 00:17:48,400
‫- ببینیم چی می‌شه
‫- به‌زودی، آره

346
00:17:48,817 --> 00:17:50,986
‫چقدر... زود؟

347
00:17:51,236 --> 00:17:52,905
‫گفتم که عالیه

348
00:17:52,946 --> 00:17:55,074
‫راست‌ش اگه یادت باشه، گفتی «محشر»

349
00:17:55,074 --> 00:17:56,909
‫نگفتم بی‌نقصه

350
00:17:57,493 --> 00:18:00,454
‫خب، آره. می‌دونی خب، من دوست‌ش دارم

351
00:18:00,496 --> 00:18:03,415
‫به‌نظرم عالیه و قطعاً سُسش رو رقیق می‌کنم

352
00:18:03,457 --> 00:18:07,503
‫- سیدنی... سیدنی
‫- فقط، می‌دونی، نمی‌فهمم

353
00:18:07,544 --> 00:18:09,088
‫سرآشپز، هنوز آماده نیست

354
00:18:09,838 --> 00:18:10,923
‫متوجه‌ای؟

355
00:18:12,841 --> 00:18:14,551
‫بله، سرآشپز، متوجه‌ام

356
00:18:14,551 --> 00:18:16,345
‫- ممنون، سرآشپز
‫- مرسی، سرآشپز

357
00:18:23,018 --> 00:18:26,188
‫سلام، این گوشت دنده‌کوتاهِ آب‌پزشده با کوکاکولا وْ «ریزوتو»ـه،

358
00:18:26,855 --> 00:18:28,357
‫و مال شماست

359
00:18:28,398 --> 00:18:30,484
‫- واقعاً؟
‫- آره، یه اضافی داشتم

360
00:18:30,526 --> 00:18:32,319
‫و من سیدنی‌ام، اگه چیز دیگه لازم داشتید

361
00:18:32,319 --> 00:18:34,530
‫خب، مرسی، سیدنی

362
00:18:34,571 --> 00:18:35,989
‫روز خوش

363
00:18:40,369 --> 00:18:42,037
‫هی، شوگر، شاید این‌جا نیست

364
00:18:42,037 --> 00:18:43,997
‫- نه، همین‌جاست
‫- باشه

365
00:18:59,346 --> 00:19:02,933
‫محض اطلاع، خودم می‌دونستم ضامن‌شدن کار احمقانه‌ای بود

366
00:19:02,933 --> 00:19:04,685
‫من هم بودم همین کار رو می‌کردم

367
00:19:06,395 --> 00:19:08,397
‫- می‌خوای جروْبحث کنی؟
‫- خواهشاً

368
00:19:09,773 --> 00:19:11,942
‫- می‌دونم از دست‌م شاکی‌ای
‫- این واقعاً بی‌مسئولیتیه

369
00:19:11,984 --> 00:19:15,112
‫نه، نه، نه، نه. منظورم توی خونه‌ت بود، اون حرف‌هایی که زدی

370
00:19:15,154 --> 00:19:16,280
‫دل‌خور بودم

371
00:19:16,321 --> 00:19:17,823
‫آره، مشخص بود

372
00:19:17,865 --> 00:19:21,243
‫ببین، فکر کنم چیزی که کُفری‌م می‌کنه،

373
00:19:21,285 --> 00:19:25,038
‫چیزیه که شاید خجالت می‌کِشم به زبون بیارم

374
00:19:27,124 --> 00:19:29,960
‫اینه که تو هیچ ‌وقت نمی‌پرسی حالم چطوره

375
00:19:30,544 --> 00:19:32,254
‫یعنی هرگز

376
00:19:33,422 --> 00:19:34,923
‫می‌دونم بچگانه‌ست، ولی...

377
00:19:36,258 --> 00:19:37,801
‫برای همین از دستت شاکی‌ام...

378
00:19:38,343 --> 00:19:39,845
‫فکر کنم

379
00:19:40,387 --> 00:19:43,140
‫به‌علاوه، ما هیچ‌ وقت درست ‌وْ حسابی با هم وقت نمی‌گذرونیم  

380
00:19:43,140 --> 00:19:45,893
‫این‌جا داره ذره ‌ذره نابودت می‌کنه

381
00:19:45,934 --> 00:19:48,478
‫- تو همیشه این‌جا رو مقصر می‌دونی
منظورت چیه؟ -

382
00:19:48,520 --> 00:19:50,230
‫یعنی، رستوران رو مقصر می‌دونی، خب؟

383
00:19:50,272 --> 00:19:53,525
‫مامان رو مقصر نمی‌دونی، مایکی رو مقصر نمی‌دونی

384
00:19:53,567 --> 00:19:55,402
‫چطور می‌تونم این‌جا رو مقصر ندونم؟

385
00:19:55,402 --> 00:19:57,487
‫همین‌الآن شیشۀ خردشده رو تمیز کردم

386
00:19:57,529 --> 00:20:00,240
‫و حالا هم همه‌جام کربنی شده

387
00:20:01,450 --> 00:20:07,289
‫تمام وقت، پول و کارمون، به خوردِ این‌جا می‌ره

388
00:20:07,289 --> 00:20:12,085
‫تنها چیزی که دست‌مون رو می‌گیره، آشوب وْ رنجشه

389
00:20:19,092 --> 00:20:20,385
‫عین مامان حرف می‌زنی

390
00:20:20,427 --> 00:20:22,262
‫- جدی می‌گم
‫- من هم جدی می‌گم

391
00:20:23,388 --> 00:20:25,349
‫فقط می‌خوام همه‌چی آروم باشه

392
00:20:25,891 --> 00:20:27,893
‫فقط می‌خوام یه پشتوانه‌ای باشه

393
00:20:27,935 --> 00:20:30,229
‫- می‌خوام همه‌چی حسِ...
‫- انسجام داشته باشه

394
00:20:30,270 --> 00:20:32,147
‫آره، انسجام

395
00:20:32,856 --> 00:20:33,398
‫آره

396
00:20:35,317 --> 00:20:37,152
‫کاملاً منطقیه

397
00:20:37,194 --> 00:20:38,278
‫خب...

398
00:20:40,447 --> 00:20:42,032
‫ممنون‌ام که همچین حرفی می‌زنی

399
00:20:43,158 --> 00:20:44,868
‫آم...

400
00:20:46,912 --> 00:20:50,040
‫گمونم مدام احساس می‌کنم یه‌جورایی گیر افتاده‌ام

401
00:20:51,333 --> 00:20:56,296
‫چون نمی‌تونم حال‌م رو... توصیف کنم

402
00:20:56,338 --> 00:21:00,968
‫پس این‌که حالِ یه نفر دیگه رو بپرسم،

403
00:21:00,968 --> 00:21:02,427
‫خب به نظر...

404
00:21:05,389 --> 00:21:07,182
‫نمی‌دونم، نامعقوله؟

405
00:21:11,353 --> 00:21:12,604
‫خیلی‌خب

406
00:21:12,646 --> 00:21:16,024
‫ولی معذرت می‌خوام، می‌دونی، حق...

407
00:21:16,066 --> 00:21:18,360
‫حق با توئه. می‌خوام بدونم حالت چطوره

408
00:21:22,656 --> 00:21:24,533
‫حالت چطوره؟

409
00:21:25,701 --> 00:21:27,202
‫خیلی خوب

410
00:21:27,244 --> 00:21:28,578
‫عالیِ عالی

411
00:21:30,622 --> 00:21:31,957
‫خب

412
00:21:45,554 --> 00:21:48,765
‫هی. هی، همینه؟

413
00:21:50,309 --> 00:21:52,019
‫آ...

414
00:21:52,019 --> 00:21:53,437
‫- آره
‫- آره

415
00:21:53,478 --> 00:21:55,105
‫- درسته؟
‫- آره، آره، آره

416
00:21:55,856 --> 00:21:57,441
‫فقط...

417
00:21:57,482 --> 00:22:01,069
...روی این پرونده برچسب خورده -
«آشغال» -

418
00:22:14,166 --> 00:22:15,834
‫هی. بررسی

419
00:22:16,460 --> 00:22:18,754
‫قفسه‌های یخچال عالی‌ان، بچه‌ها

420
00:22:19,087 --> 00:22:21,131
‫اوه‌اوه! داره چی‌کار می‌‌کنه؟

421
00:22:23,008 --> 00:22:25,135
‫این لبه‌ها چرا این‌طوریه، سرآشپز؟

422
00:22:25,135 --> 00:22:26,678
‫- باید تمیزتر از این‌ها باشی
‫- چاقوش داغونه

423
00:22:27,220 --> 00:22:28,430
‫باشه، خب، باید تیزش کنی

424
00:22:28,430 --> 00:22:29,973
‫آخرین بار کِی تیزش کردی؟

425
00:22:32,142 --> 00:22:33,310
‫ تفنگ من کوش؟

426
00:22:33,352 --> 00:22:35,103
‫شما‌ها تفنگم رو برداشتید؟

427
00:22:37,731 --> 00:22:38,982
‫کارمی!

428
00:22:41,360 --> 00:22:42,527
‫الآن می‌زندش!

429
00:22:42,527 --> 00:22:43,945
‫آم...

430
00:22:43,987 --> 00:22:46,406
‫سلام به همگی. خیلی ممنون از حمایت‌تون

431
00:22:46,448 --> 00:22:47,824
‫همه‌چی تحت‌کنترله

432
00:22:47,866 --> 00:22:50,410
‫لطفاً از گوشت گاوی‌تون لذت ببرید. حواس‌تون به همون باشه

433
00:22:50,410 --> 00:22:52,120
‫امان از شیکاگو، مگه نه؟

434
00:22:53,997 --> 00:22:55,290
‫آهای،‌ آقایون!

435
00:22:55,290 --> 00:22:57,793
‫آهای! آقایون!

436
00:22:57,834 --> 00:23:00,462
‫آقایون! خفه شید! لطفاً

437
00:23:01,546 --> 00:23:02,798
‫ممنون‌ام

438
00:23:04,132 --> 00:23:05,175
‫قضیه چیه؟

439
00:23:06,259 --> 00:23:07,302
‫این‌جا محوطۀ اون نیست

440
00:23:09,846 --> 00:23:11,264
‫آره، چون تو...

441
00:23:11,306 --> 00:23:13,558
‫آهای!‌ آهای!

442
00:23:13,558 --> 00:23:16,395
‫می‌شه لطفاً صدا رو بیارید پایین؟

443
00:23:16,395 --> 00:23:17,854
‫مرسی

444
00:23:17,896 --> 00:23:19,981
‫من سیدنی‌ام، بیاید از این‌جا شروع کنیم

445
00:23:20,023 --> 00:23:21,149
‫من سیدنی‌ام

446
00:23:21,400 --> 00:23:22,442
‫جان

447
00:23:22,442 --> 00:23:23,944
‫آقای کارل

448
00:23:24,945 --> 00:23:27,447
‫خیلی‌خب، آقای کارل و جان

449
00:23:27,489 --> 00:23:31,159
‫سلام، شرکا، عصر به‌خیر

450
00:23:31,201 --> 00:23:32,202
‫آ...

451
00:23:36,873 --> 00:23:38,542
‫ ما تفنگ‌ت رو برنداشتیم، داداش

452
00:23:41,420 --> 00:23:45,590
‫ظاهراً تینا و گری رو هم می‌شناسید

453
00:23:45,590 --> 00:23:49,261
‫عالیه، پس حالا هممون به ‌نوعی همدیگه رو می‌شناسیم

454
00:23:49,302 --> 00:23:50,554
‫ایول، خیلی‌خب

455
00:23:50,595 --> 00:23:52,889
‫خب... خب، چطور این مشکل رو حل کنیم؟

456
00:23:52,931 --> 00:23:55,142
‫حل‌شدنی نیست چون این یارو نفهمه

457
00:23:55,142 --> 00:23:57,060
‫اوه، واسه بار آخر حرف زدی

458
00:23:57,102 --> 00:23:59,771
‫نه! نه!

459
00:24:19,875 --> 00:24:21,918
‫خیلی‌خب، پس هر هفته به همین منواله، باشه؟

460
00:24:22,294 --> 00:24:29,092
‫ساندویچ، گفت‌وْگوی متمدنانه، بدونِ داد وْ بیداد،
‫بدون سیگار، جایی که غذاها هست

461
00:24:29,134 --> 00:24:31,011
‫- می‌دونید منظورم چیه، خب؟
‫- باشه

462
00:24:31,052 --> 00:24:32,888
‫- باشه
‫- نوشابه هم می‌خوایم

463
00:24:32,929 --> 00:24:34,181
‫که ساندویچ‌ها رو بشوره ببره پایین

464
00:24:34,431 --> 00:24:36,433
‫«آرسی»، «گرین ریور»، هرچی که بود

465
00:24:37,225 --> 00:24:38,977
‫حتماً. عالیه

466
00:24:39,019 --> 00:24:41,396
‫فقط برای کسایی که الآن این‌جان همچین قراری گذاشتیم،

467
00:24:41,438 --> 00:24:45,609
‫پس نرید به عمه‌خاله، داداش، فک‌وْفامیل وْ رفیق‌هاتون
بگید ‫که سه‌شنبه‌ها پا شن بیان این‌جا، باشه؟

468
00:24:45,609 --> 00:24:47,235
‫- حله
‫- باشه

469
00:24:47,277 --> 00:24:49,946
‫ایول. خب، پس مشکلی نیست؟

470
00:24:49,946 --> 00:24:52,491
‫عالیه، این‌ها رو بگیرید. برم باز هم گوشت گاو بیارم

471
00:24:52,532 --> 00:24:54,326
‫رواله، پسر. در امان باشی، مشتی

472
00:24:54,367 --> 00:24:57,621
‫- هی، حالا دیگه تجملاتی شدی، داداش؟
‫- آره، پسر، خیلی

473
00:24:57,662 --> 00:25:01,333
‫وقتی «پادرز» رو جارو می‌کنی ولی آزمایش
دوپینگ‌ت مثبت می‌شه، ‫همین اتفاق میوفته
[ «تیم بیس‌بال «سن‌دیگو پادرز ]

474
00:25:01,374 --> 00:25:02,375
‫اوه!

475
00:25:04,085 --> 00:25:05,504
‫حل شد

476
00:25:10,091 --> 00:25:11,843
‫خب، فکر می‌کنی بتونیم این رو حل کنیم، آقای کارل؟

477
00:25:16,973 --> 00:25:19,643
‫این یارو دوباره نگه می‌داره، خب؟

478
00:25:19,643 --> 00:25:22,103
‫تینا، این شد چراغ‌ قرمز سوم، خب... 

479
00:25:22,145 --> 00:25:24,981
‫دو تا هات‌داگ، دو تا مرغ، سرجمع چهار تا بدید، لطفاً!

480
00:25:25,023 --> 00:25:27,150
‫دو تا هات‌داگ، دو تا مرغ، سرجمع چهار تا

481
00:25:27,192 --> 00:25:29,361
‫پس آخرش شیشه رو می‌دم پایین، خب؟

482
00:25:29,402 --> 00:25:34,699
‫و می‌گم: «یارو، یه نفس بکِش، یه هوندای سادس، یه لحظه آروم باش»

483
00:25:34,741 --> 00:25:36,159
‫شرمنده، ولی عاشق بعدی می‌شی

484
00:25:36,201 --> 00:25:37,369
‫- گوش کن...
‫- آره. من...

485
00:25:37,410 --> 00:25:39,538
‫- الآن دارم کار می‌کنم، کار می‌کنم
‫- اوه، کار می‌کنی؟

486
00:25:39,579 --> 00:25:41,122
‫- ریچی. باید پای دخل باشی...
‫- آره، یه ثانیه وایسا

487
00:25:41,164 --> 00:25:42,457
‫بذار فقط همین داستان رو تعریف کنم

488
00:25:42,457 --> 00:25:43,625
‫- ریچی!
‫- فقط یه ثانیه

489
00:25:43,667 --> 00:25:44,668
‫- ریچی!
‫- باشه، یه ثانیه

490
00:25:44,709 --> 00:25:45,794
‫- ریچی، الآن
‫- هی!

491
00:25:45,794 --> 00:25:48,338
‫یه ثانیه خفه شو!

492
00:25:48,338 --> 00:25:51,383
‫ریچارد، بیرون! برو بیرون، الآن

493
00:25:53,510 --> 00:25:56,888
‫- باشه، آره
 یه چیزی بهت میگما -

494
00:25:58,431 --> 00:26:01,059
‫تو یادته، تی، این‌جا قبلاً حال می‌داد، پسر

495
00:26:01,101 --> 00:26:03,728
‫باید بری خونه وْ خودت رو آروم کنی

496
00:26:03,728 --> 00:26:05,689
‫- چی؟
‫- باید از این‌جا بری

497
00:26:05,730 --> 00:26:07,232
عصبی شدی

498
00:26:07,274 --> 00:26:08,817
‫شوخی‌ت گرفته؟

499
00:26:09,192 --> 00:26:11,027
‫حس می‌کنم توی یه سیارۀ دیگه‌‌ام الآن

500
00:26:11,069 --> 00:26:14,656
کارـم توی دو ماه 300٪ پیشرفت کرده

501
00:26:14,698 --> 00:26:17,409
‫این، این‌جا سر وْ سامون گرفته،

502
00:26:17,450 --> 00:26:21,162
‫و، و، و تمیز شده، و، و روون، و...

503
00:26:22,622 --> 00:26:24,708
‫هی، من مایکی رو دوست دارم

504
00:26:25,083 --> 00:26:27,711
‫می‌دونی چقدر اون بچه رو دوست داشتم،

505
00:26:27,711 --> 00:26:30,297
‫ولی، این...

506
00:26:32,090 --> 00:26:35,719
‫این واقعی وْ سرزنده‌ست، و...

507
00:26:36,595 --> 00:26:37,721
‫و چی؟

508
00:26:38,763 --> 00:26:40,056
‫و خوبه

509
00:26:41,600 --> 00:26:42,976
‫خوبه

510
00:26:43,476 --> 00:26:44,644
‫تینا

511
00:26:45,061 --> 00:26:46,771
‫اون‌ها بچه‌ان، می‌دونی

512
00:26:47,105 --> 00:26:50,317
‫دختره حالیش نیست. بچه‌ست، می‌دونی

513
00:26:50,358 --> 00:26:52,319
‫قدم می‌زنه وْ فکر می‌کنه از پس کار بر میاد

514
00:26:52,527 --> 00:26:55,280
‫این یه اکوسیستم حساس بی صاحب ‌مونده‌ست!

515
00:26:58,241 --> 00:26:59,743
‫الآن طاقت این رو ندارم، واقعاً ندارم

516
00:26:59,784 --> 00:27:04,080
‫هرچی بگم کمه که الآن اصلاً طاقت این رو ندارم

517
00:27:08,793 --> 00:27:09,961
‫از کار دست می‌کِشم

518
00:27:10,295 --> 00:27:11,338
‫دست می‌کِشی؟

519
00:27:16,843 --> 00:27:18,720
‫و کجا رو داری بری، ریچی؟

520
00:27:21,097 --> 00:27:22,432
‫کجا رو داری بری؟

521
00:27:39,658 --> 00:27:42,535
‫خب، لطفاً دیگه راویولی درست نکنید، سرآشپزها

522
00:27:42,577 --> 00:27:44,245
‫راویولی لغوه، سرآشپز

523
00:27:44,287 --> 00:27:48,083
پشتِ‌سرت -
دو تا مرغ فلفلی، دو تا سوسیس فلفلی، دو تا مورتادلا آتیش کن -

524
00:27:48,124 --> 00:27:49,209
‫حله، سرآشپز

525
00:27:49,376 --> 00:27:52,128
یک سوسیس فلفلی و یک مورتادلای دیگه آتیش کن

526
00:27:52,379 --> 00:27:53,630
‫باشه

527
00:27:53,838 --> 00:27:57,175
ده تا گوشت گاو سرجمع، شیش تا تند، چهار تا شیرین. مرسی

528
00:27:57,467 --> 00:28:01,596
دو تا مرغ فلفلی، دو تا سوسیس فلفلی، دو تا مورتادلا آتیش کن

529
00:28:05,725 --> 00:28:08,770
یک سوسیس فلفلی و یک مورتادلای دیگه آتیش کن

530
00:28:14,359 --> 00:28:18,405
‫خب، سرجمع دو تا مرغ، سه تا گوشت گاو بدید، لطفاً

531
00:28:18,405 --> 00:28:20,240
‫سرجمع دو تا مرغ، سه تا گوشت گاو، سرآشپز!

532
00:28:20,240 --> 00:28:21,324
‫ممنون، سرآشپزها

533
00:28:21,366 --> 00:28:22,659
‫لازمه بدونم اون بیرون چی شد؟

534
00:28:22,701 --> 00:28:23,785
‫نه، لازم نیست

535
00:28:23,827 --> 00:28:25,662
‫فقط از ته‌مونده‌ها به چند نفر دادم

536
00:28:26,037 --> 00:28:28,498
‫گوش کن، معذرت اگه امروز گنداخلاق بودم

537
00:28:29,708 --> 00:28:30,792
‫اشکالی نداره

538
00:28:30,834 --> 00:28:32,210
‫- جدی؟
‫- هوم

539
00:28:32,627 --> 00:28:35,839
‫دو تا مرغ ‌وْ فلفل دیگه بدید، لطفاً

540
00:28:35,839 --> 00:28:38,299
‫با سبزیجات، که سرجمع می‌شه چهار تا.
‫می‌شه سرجمع چهار تا رو بشنوم، لطفاً؟

541
00:28:38,341 --> 00:28:39,843
‫- چهار تا سرجمع، سرآشپز!
‫- چهار تا سرجمع، سرآشپز!

542
00:28:39,843 --> 00:28:41,177
‫ممنون، سرآشپزها

543
00:28:41,219 --> 00:28:44,222
‫هی، سر میز 21 یه آدم مهمه، «تام اسکیلینگ»!
‫[ هواشناس تلویزیون آمریکا ]

544
00:28:44,222 --> 00:28:46,725
‫پس می‌شه یه دسر بدی، لطفاً؟

545
00:28:46,766 --> 00:28:48,309
‫هی، مارکوس، شنیدی چی گفتم؟

546
00:28:48,351 --> 00:28:49,894
‫- هوم؟
‫- دسر

547
00:28:49,894 --> 00:28:53,314
‫- بله، سرآشپز
‫- جواب بدید. خواهشاً، سرآشپزها!

548
00:28:53,356 --> 00:28:55,817
‫خب، این‌جا چهار تا گوشت گاو داریم. باید ببرید اون بیرون، لطفاً

549
00:28:55,859 --> 00:29:00,697
‫این ضرب‌آهنگ رو دوست دارم ولی. همین‌طور ادامه
بدید. یه سطح ببریدش بالاتر. فوریت بیش‌تر، لطفاً

550
00:29:00,739 --> 00:29:03,158
‫- دست می‌رسونید، لطفاً؟
‫- دست

551
00:29:03,199 --> 00:29:04,784
‫و سرآشپز سیدنی، سه تا مرغ حاضره

552
00:29:04,826 --> 00:29:06,161
‫مرسی، سرآشپز

553
00:29:06,202 --> 00:29:07,579
‫دست می‌رسونید، لطفاً؟

554
00:29:07,620 --> 00:29:08,705
‫دست!
