﻿1
00:00:50,008 --> 00:00:53,887
‫« سیگار بزرگ »

2
00:01:06,900 --> 00:01:09,110
‫میگن اینجا قانون حاکم‌ـه

3
00:01:10,028 --> 00:01:15,450
‫اما تنها قانونی که به جهان حاکم‌‌ـه
‫قانون تناقض‌هاست

4
00:01:16,326 --> 00:01:21,164
‫طوری که من، هیوئی پی نیوتون،
‫با زندانی شدن، آزاد شدم

5
00:01:22,582 --> 00:01:25,043
‫طوری که عکس‌ها آدم‌ها رو به تصویر می‌کشن

6
00:01:25,043 --> 00:01:30,965
‫تناقض‌هایی که من رو به جنوب مرز برد
‫تا برای نجات جونم فرار کنم

7
00:01:32,759 --> 00:01:35,678
‫تناقض‌های نفرت،
‫مجبور شدن به فرار با عشق واقعی‌ـم

8
00:01:35,678 --> 00:01:36,638
‫بنیان‌گذاری حزب پلنگ سیاه
‫به همرا دو تا تهیه‌کننده‌ی هالیوودی

9
00:01:38,431 --> 00:01:42,268
‫درحالی که حکومت،
‫این به اصطلاح کشور آزاد و خوشبخت...

10
00:01:43,269 --> 00:01:47,107
‫ما رو به‌خاطر رعایت حقوق‌مون
‫بر اساس قوانین خودشون، مجرم می‌دونه

11
00:01:48,149 --> 00:01:53,279
‫تناقض‌ها. مامورهای قاتل اف‌بی‌آی
‫که تظاهر می‌کنن هیپی‌های صلح‌طلب‌ـن

12
00:01:53,279 --> 00:01:57,659
‫کشور جنگ‌طلبی که ما رو به‌عنوانِ
‫ بزرگ‌ترین تهدید امنیتی‌ـش معرفی می‌کنه

13
00:01:58,910 --> 00:02:01,579
‫تمام قدرت برای مردم!

14
00:02:02,997 --> 00:02:06,543
‫تناقض‌ها. وقتی که سر جاشون وایمیسن،
‫ زندگی متوقف میشه.

15
00:02:08,711 --> 00:02:12,549
‫و بر خلاف باوری که به بقیه تحمیل شده،
‫من برای مُردن زندگی نمی‌کنم

16
00:02:13,341 --> 00:02:17,178
‫اما زندگی بدون آزادی رو هم نمی‌خوام

17
00:02:19,889 --> 00:02:22,267
‫داستانی که می‌خوام براتون تعریف کنم
‫حقیقت داره

18
00:02:22,809 --> 00:02:26,146
‫حداقل میشه گفت که تقریباً...
‫حداقل جوری که خودم یادمه

19
00:02:27,272 --> 00:02:32,527
« ۱۹۴۷ - بورلی هیلز »
‫پس باید ببینیم که تا چه اندازه
‫از داستان‌ـم رو می‌خوان نشون بدن

20
00:02:32,777 --> 00:02:34,070
‫هیوئی؟

21
00:02:35,238 --> 00:02:36,906
‫چه‌خبره؟
‫چرا اینطوری لباس پوشیدی؟

22
00:02:37,782 --> 00:02:41,035
‫اف‌بی‌آی دنبالمه.
‫میگن یه دختره رو کشتم. زر می‌زنن

23
00:02:42,120 --> 00:02:43,663
‫نباید تو خیابونا آفتابی شم

24
00:02:43,663 --> 00:02:44,873
‫تعقیب‌ـت کردن؟

25
00:02:45,707 --> 00:02:46,708
‫فکر نکنم

26
00:02:46,708 --> 00:02:48,751
‫هی جفری.
‫برگرد، از پرچین‌ها یه نگاه بنداز

27
00:02:48,751 --> 00:02:50,879
‫ببین آدم مشکوکی
‫ماشینش رو تو خیابون پارک نکرده؟

28
00:02:50,879 --> 00:02:51,963
باشه بابا

29
00:02:51,963 --> 00:02:53,965
‫- چه‌‌خبر شده؟
‫- براش پاپوش دوختن

30
00:02:54,591 --> 00:02:56,551
‫- می‌دونی که مامورای فدرال حواس‌شون به من هم هست
‫- منظورت چیه؟

31
00:02:56,843 --> 00:02:59,470
‫از وقتی از چین برگشتیم،
‫تموم حرکاتم رو زیرنظر دارن

32
00:02:59,470 --> 00:03:01,181
‫یه نسخه از پرونده اف‌بی‌آی‌ـم رو دارم

33
00:03:01,181 --> 00:03:03,433
‫- می‌بینی؟
‫- چیزی نیست

34
00:03:03,433 --> 00:03:05,894
‫تا صبح نشده، نفر اول فهرستِ
‫ افراد تحت تعقیب‌شون میشی

35
00:03:05,894 --> 00:03:07,729
‫اولین جایی که میان سراغش
‫اینجاس

36
00:03:07,729 --> 00:03:09,731
‫راست میگی.
‫خب کجا باید برم؟

37
00:03:10,773 --> 00:03:13,568
‫برت من و گوئن رو برد پیش کسی که
‫گندکاری‌های خودش رو

38
00:03:14,819 --> 00:03:16,946
‫شریک فیلم‌سازیش،
‫استیو بلانر

39
00:03:18,072 --> 00:03:19,908
‫نمی‌دونستم مهمون دارم

40
00:03:21,659 --> 00:03:22,660
‫بیاین تو

41
00:03:29,209 --> 00:03:35,882
‫تعقیب و گریزی عظیم
‫ در سراسر کشور در حال وقوعه

42
00:03:35,882 --> 00:03:40,511
‫به جرم تیر اندازی به یک زن ۱۷ ساله‌
‫ در منطقه خلیج، تحت تعقیب‌ـه

43
00:03:45,433 --> 00:03:48,394
‫وقتی هفت‌سالم بود، خونوادم از لوئیزیانا
‫به اوکلند نقل مکان کردن،
« ۱۹۴۹ - اوکلند »

44
00:03:48,394 --> 00:03:50,605
‫انتظار داشتن جای متفاوتی باشه

45
00:03:50,605 --> 00:03:51,481
‫دو ساعت نشده

46
00:03:51,481 --> 00:03:55,318
‫پلیس‌ها بابام رو از ماشین پیاده کردن
‫و زدن جلوی ما لت و پارش کردن

47
00:03:56,444 --> 00:03:58,238
‫شاید فکر کنی پلیس محافظ مردم‌ـه

48
00:03:58,238 --> 00:04:02,033
‫اما از نظر ما، اونا یه ارتش اشغالگر
‫توی جامعه‌ـن

49
00:04:02,033 --> 00:04:04,577
‫اگه بپریم به سال ۱۹۶۷،
‫هیچی عوض نشده

50
00:04:04,577 --> 00:04:06,329
‫اگه بپریم به سال ۱۹۶۷،
‫هیچی عوض نشده
« ۱۹۶۷ - اوکلند »

51
00:04:06,329 --> 00:04:09,707
‫پلیس هنوز داشت سیاه‌پوست‌ها رو
‫تو خیابون‌ها آش و لاش می‌کرد

52
00:04:09,707 --> 00:04:12,377
‫اما من و بابی تصمیم گرفتیم
‫که ساکت نشینیم

53
00:04:12,377 --> 00:04:17,131
‫پس قانون کالیفرنیا میگه که
‫شلیک کردن به یه نهنگ

54
00:04:17,131 --> 00:04:20,218
از ماشین یا یه ماشین‌سم‌پاش‌ـی،
‫ غیرقانونی‌ـه؟

55
00:04:20,218 --> 00:04:21,427
‫ماشین سم‌پاش؟
‫نه بابا

56
00:04:21,427 --> 00:04:24,264
‫شلیک به هر حیوون شکاری یا پستاندار دریایی
‫ از یه ماشین غیرقانونی‌ـه

57
00:04:24,264 --> 00:04:25,473
‫مگه این که نهنگ باشه

58
00:04:26,015 --> 00:04:27,684
‫قانون ۳۰۰۲

59
00:04:27,684 --> 00:04:31,813
‫
‫واسه چی این قانون رو گذاشتن؟

60
00:04:31,813 --> 00:04:33,690
‫سوال بهتر اینه که
‫تو از کجا می‌دونی؟

61
00:04:33,690 --> 00:04:35,608
‫سرم تو کتاب‌هاس رفیق

62
00:04:36,776 --> 00:04:39,487
‫بگو ببینم...
‫نظرت درباره‌ی...

63
00:04:39,487 --> 00:04:42,198
‫«حزب پلنگ سیاه برای فعالیت انقلابی» چیه؟

64
00:04:43,032 --> 00:04:45,743
‫چی بگم آخه برادر؟
‫خیلی طولانی‌ـه

65
00:04:48,997 --> 00:04:50,581
‫هی برادر،
‫بنزین داره تموم میشه

66
00:04:50,581 --> 00:04:52,959
‫- چقدر دیگه باید این کار رو بکنی؟
‫- اونجاس

67
00:05:16,065 --> 00:05:17,567
‫لیل بابی از مرکزه

68
00:05:24,907 --> 00:05:25,992
‫چه خبره؟

69
00:05:27,577 --> 00:05:29,329
‫فکر کردی کدوم خری هستی؟

70
00:05:29,329 --> 00:05:31,789
‫- حزب پلنگ سیاه برای دفاع شخصی
‫- چی؟

71
00:05:33,875 --> 00:05:35,793
‫- شنیدی چی گفتم
‫- سلاح‌هاتون رو بندازین

72
00:05:38,463 --> 00:05:41,632
‫اومدیم اینجا تا مطمئن بشیم
حقوق این شهروند نقض نمیشه

73
00:05:41,632 --> 00:05:43,551
‫با هیچ قانونی نمی‌تونی سلاح‌ـم رو بگیری

74
00:05:43,551 --> 00:05:45,762
‫قانون ۱۱۹.۲ کالیفرنیا میگه که

75
00:05:45,762 --> 00:05:48,431
‫من حق دارم این سلاح رو
‫توی اماکن عمومی

76
00:05:48,431 --> 00:05:51,893
‫تا وقتی که مخفی نشده یا به‌طور تهدیدآمیز
‫ روی کسی کشیده نشده،‌ حمل کنم

77
00:05:54,187 --> 00:05:55,313
‫درخواست نیروی پشتیبانی بده

78
00:05:55,313 --> 00:05:58,107
‫پسر، پلیسه اصلاً خوشش نیومد

79
00:05:59,233 --> 00:06:00,902
‫اما اجتماع چرا

80
00:06:00,902 --> 00:06:02,653
‫و محبوبیت حزب زیاد شد

81
00:06:03,571 --> 00:06:07,075
‫داشتم به این فکر می‌کردم
‫که واسه خودم تفنگ بگیرم

82
00:06:07,075 --> 00:06:09,452
‫و پیش تو و بابی باشم
‫و حواس‌ـم به پلیس باشه

83
00:06:09,994 --> 00:06:11,996
‫کار درست همینه

84
00:06:14,248 --> 00:06:16,834
‫یکم آروم‌تر جوون.
‫فرصتت از راه می‌رسه

85
00:06:18,961 --> 00:06:21,714
‫خودت حسابش رو بکن رفیق.
‫حزب یه سازمان‌ـه، خب؟

86
00:06:22,590 --> 00:06:25,968
‫و سازمان‌ها ساختار دارن.
‫اعضا، مقام دارن

87
00:06:26,969 --> 00:06:28,888
‫و هرکسی باید به نوبه‌ی خودش مشارکت کنه

88
00:06:30,098 --> 00:06:33,059
‫مامانت راست گفته که ریاضی‌ـت خیلی خوبه؟

89
00:06:33,393 --> 00:06:35,478
من به چشم یه خزانه‌دار می‌بینمت

90
00:06:35,478 --> 00:06:40,108
‫خب اگه بخوای می‌تونم خزانه‌دار باشم
‫اما این اصلاً انقلابی نیست

91
00:06:40,942 --> 00:06:42,860
‫من هم می‌خوام تو خیابون‌ها باشم

92
00:06:42,860 --> 00:06:45,947
‫آره...
‫چه رو می‌بینی؟

93
00:06:47,532 --> 00:06:49,659
‫چه هم یه انقلابی و یه دکتر بود

94
00:06:50,660 --> 00:06:53,413
‫فانون هم انقلابی و روان‌پزشک بود

95
00:06:53,413 --> 00:06:57,750
‫حالا هم لیل بابی می‌تونه انقلابی
‫و خزانه‌دار باشه. حالیته؟

96
00:06:59,210 --> 00:07:01,754
‫بگو ببینم...
‫چی باعث شده که...

97
00:07:01,754 --> 00:07:04,257
‫اینقدر آماده رفتن به خیابون‌ها
‫و به خطر انداختن جونت باشی؟

98
00:07:04,257 --> 00:07:08,469
‫خسته شدم از این که سفیدپوست‌ها
‫ اندازه سه‌پنجم‌ یه انسان باهامون رفتار می‌کنن

99
00:07:08,469 --> 00:07:11,514
‫خسته شدم از این که پلیس‌ها
‫بهمون پس‌گردنی می‌زنن

100
00:07:11,514 --> 00:07:13,933
‫و از کَپَک‌های تو خونه‌ـم خسته شدم

101
00:07:15,226 --> 00:07:17,270
‫می‌خوام همه‌شون رو عوض کنم

102
00:07:18,104 --> 00:07:20,606
‫نظرت چیه؟
‫به‌نظرت ممکنه؟

103
00:07:22,358 --> 00:07:26,362
‫به‌نظرم اگه بتونیم مردم رو سازماندهی کنیم،

104
00:07:27,488 --> 00:07:29,115
‫اگه بتونیم به حرف مردم گوش کنیم

105
00:07:29,115 --> 00:07:30,741
‫و بتونیم واسه مردم مبارزه کنیم...

106
00:07:30,741 --> 00:07:33,536
‫و اگه گربه‌سیاه‌هایی مثل تو
‫برن بیرون و باتوم بگیرن دست‌شون،

107
00:07:33,536 --> 00:07:36,122
‫فکر نکنم بتونیم به چیزی برسیم.
‫حالیته؟

108
00:07:36,706 --> 00:07:37,874
‫- آره
‫- آره

109
00:07:39,083 --> 00:07:42,462
‫از همه‌جا بهمون اضافه می‌شدن.
‫بچه‌هایی مثل لیل بابی

110
00:07:43,171 --> 00:07:47,508
‫اما وقتی که سفیدپوست‌ها، سیاه‌پوستا رو
‫با تفنگ دیدن، رونالد ریگان قاتی کرد

111
00:07:47,508 --> 00:07:50,344
‫دلیلی نمی‌بینم که امروزه توی خیابون‌ها

112
00:07:50,344 --> 00:07:53,431
‫یه شهروند تفنگ پُری رو با خودش حمل کنه

113
00:07:53,431 --> 00:07:56,392
‫رفتیم ساختمان کنگره
‫تا لایحه رو بررسی کنیم

114
00:07:56,392 --> 00:07:58,519
‫و ما معتقدیم که
‫ هدف وضع این قانون نژادپرستانه

115
00:07:58,519 --> 00:08:01,481
‫غیرمسلح نگه‌داشتن سیاه‌پوست‌ها
‫علیه نیروهای فاشیست پلیس است

116
00:08:01,481 --> 00:08:04,275
‫که هرروز با وحشی‌گری به ما حمله می‌کنند

117
00:08:04,275 --> 00:08:08,905
‫اما انجمن ملی سلاح و حزب جمهوری‌خواه
‫ متحد شدن تا قوانین کنترل اسلحه رو تصویب کنن

118
00:08:10,448 --> 00:08:11,741
‫باز هم تناقض

119
00:08:12,575 --> 00:08:16,370
‫وقتی بیوه‌ی مالکوم ایکس،
‫برای سالگرد فوت همسرش حاضر شد،

120
00:08:16,370 --> 00:08:19,040
‫رفتیم توی فرودگاه تا محافظش باشیم

121
00:08:20,458 --> 00:08:22,585
‫همین زمان بود که اِلدریج کلیور
‫عضوی از پلنگ‌ها شد

122
00:08:22,585 --> 00:08:25,296
‫و من هم سمبل این حزب شدم

123
00:08:25,296 --> 00:08:31,677
‫که باعث شد من هدف
‫  تفنگ همه‌ی پلیس‌ها بشم
« شش ماه بعد »

124
00:08:37,099 --> 00:08:38,809
‫دوباره شروع شد

125
00:08:39,310 --> 00:08:40,478
‫آشغال ترسو

126
00:08:44,941 --> 00:08:49,195
‫خب، خب. هیوئی پی نیوتون کبیر.
‫از ماشین بیا پایین

127
00:08:49,946 --> 00:08:53,616
‫- واسه چی؟ عمراً پیاده نمیشم
‫- از ماشین پیاده شو

128
00:08:53,616 --> 00:08:56,369
‫دلیل بیرون آوردنم چیه؟
‫قانونی رو زیر پا گذاشتم؟

129
00:08:56,369 --> 00:08:57,828
‫از ماشین بیا پایین

130
00:08:58,329 --> 00:09:00,122
‫آروم باش رفیق.
‫آروم باش

131
00:09:00,540 --> 00:09:02,500
‫« حقوق کیفری »

132
00:09:02,959 --> 00:09:05,127
‫- همینجا کافیه
‫- واسه چی داری اذیت‌ـم می‌کنی؟

133
00:09:05,127 --> 00:09:07,672
‫- وایسا
‫- واسه چی داری اذیت‌ـم می‌کنی؟

134
00:09:07,672 --> 00:09:09,882
‫- ببخشید؟ چی گفتی؟
‫- من بازداشتم؟

135
00:09:09,882 --> 00:09:12,093
‫- من بازداشتم؟
‫- تفنگت کجاس هیوئی؟

136
00:09:12,093 --> 00:09:14,345
‫- فکر کردم تفنگ داری
‫- کسی حرفی از تفنگ نزده

137
00:09:14,345 --> 00:09:16,889
‫- خودت تفنگ داری
‫- فکر کنم شما  تفنگ همراه‌تون‌ـه

138
00:09:16,889 --> 00:09:19,433
‫این  نژادپرست
‫داره حرف تفنگ می‌زنه

139
00:09:19,433 --> 00:09:22,478
‫آخه خوک کثیف،‌ اگه تفنگ هم داشتم
‫حق مسلمم بوده

140
00:09:22,478 --> 00:09:24,522
‫- اصل یک، بخش یک...
‫- این دیگه چیه؟

141
00:09:24,522 --> 00:09:25,856
‫...قانون اساسی کالیفرنیا

142
00:09:25,856 --> 00:09:29,860
‫حق من برای دفاع از خودم،
‫جانم و آزادی‌ـم رو تضمین کرده

143
00:09:29,860 --> 00:09:32,029
‫گور بابای جون و آزادیت

144
00:09:32,029 --> 00:09:34,657
‫- من طبق متمم دوم قانون اساسی...
‫- کاکاسیاه تفنگ داره

145
00:09:34,657 --> 00:09:37,243
‫- خوک کثیف نژادپرست
‫- تفنگ داره. این کاکاسیاه تفنگ داره

146
00:09:37,243 --> 00:09:39,912
‫- کاکاسیاه؟ گفتی کاکاسیاه؟
‫- آره، تو...

147
00:09:47,962 --> 00:09:50,506
‫گفتن تفنگ همراهمه.
‫اما نبود

148
00:09:51,591 --> 00:09:53,342
‫گفتن یه پلیس رو کشتم

149
00:09:54,385 --> 00:09:57,471
‫اون شب کلی گلوله شلیک شد
‫اما هیچکدوم‌شون از من نبود

150
00:09:58,639 --> 00:09:59,849
‫اهمیتی نداشت

151
00:10:04,437 --> 00:10:06,439
‫پرتم کردن تو انفرادی

152
00:10:08,524 --> 00:10:09,734
آشغال عوضی

153
00:10:10,568 --> 00:10:13,738
‫سه سال به‌خاطر قتلی که مرتکب نشدم
‫افتادم تو انفرادی

154
00:10:17,825 --> 00:10:21,495
‫ذهنم متلاشی شده بود

155
00:10:22,538 --> 00:10:26,959
‫به‌خاطر تموم اشتباهات و افسوس‌ها و ترس‌هام

156
00:10:36,177 --> 00:10:39,263
‫بعدش به گوشم رسید
‫که چه بلایی سر لیل بابی اومده

157
00:10:39,639 --> 00:10:41,641
‫می‌خواستن نابود شدنم رو ببینن

158
00:10:41,641 --> 00:10:44,435
‫آزادی ما برای زندانیان سیاسی...

159
00:10:45,353 --> 00:10:47,313
‫ما خواهان پایان خشونت پلیسیم...

160
00:10:48,022 --> 00:10:49,315
‫پایان خشونت پلیس

161
00:10:49,982 --> 00:10:51,400
‫اما این رو بهشون ندادم

162
00:10:52,151 --> 00:10:55,529
‫اما یه چیزی از اعماق وجودم می‌گفت
‫که مجبورم مبارزه کنم

163
00:10:55,529 --> 00:10:58,491
‫برای اون و همه‌ی کسایی که بهمون نیاز داشتن

164
00:11:02,370 --> 00:11:06,624
‫یه جوری اون پیام و ایده‌ها برم گردوندن

165
00:11:07,833 --> 00:11:11,003
‫می‌خواستن من رو در هم بشکونن
‫اما موفق نشدن

166
00:11:11,003 --> 00:11:12,922
‫عقلم اومد سر جاش

167
00:11:15,132 --> 00:11:17,593
‫بعدش محکومیت‌ـم لغو شد،
‫برای همین اون کار رو کردن،

168
00:11:17,593 --> 00:11:19,428
‫کاری که مجبور بودن بکنن

169
00:11:19,428 --> 00:11:22,181
‫یه دستی به سر و روم کشیدن
‫و گفتن که آزادم

170
00:11:22,807 --> 00:11:25,059
‫آزاد؟
‫آره، درسته

171
00:11:25,559 --> 00:11:30,189
‫بعد از آزادی یه شخصیت مهم
‫و از همه مهم‌تر یه بُت شده بودم

172
00:11:34,110 --> 00:11:37,613
‫هیوئی رو آزاد کنین!
‫هیوئی رو آزاد کنین!

173
00:11:39,156 --> 00:11:42,118
‫« ۱۹۷۰ »

174
00:11:59,343 --> 00:12:00,845
‫قدرت برای مردم!

175
00:12:10,146 --> 00:12:11,355
‫قدرت بیشتر برای مردم!

176
00:12:13,315 --> 00:12:14,859
‫کاری که باید بکنیم رو می‌کنیم

177
00:12:14,859 --> 00:12:18,279
‫- برت، استودیو بدلکار می‌خواد
‫- مانتی لندیس رو می‌خوان

178
00:12:18,279 --> 00:12:21,031
‫- به‌نظرم باید راک رو درنظر بگیریم
‫- هادسن؟

179
00:12:21,031 --> 00:12:22,366
‫نه، راک جبل‌الطارق

180
00:12:22,366 --> 00:12:23,409
‫سلبریتی بودن هم یه جور زندان بود

181
00:12:23,409 --> 00:12:24,243
‫اما تهیه‌کننده‌ها همینطوری متوجه شدن

182
00:12:24,243 --> 00:12:27,204
‫- برت اشنایدر و استیو بلانر
‫- من آزادم!

183
00:12:27,997 --> 00:12:29,623
‫بابای برت صاحب شرکت کلمبیا بود

184
00:12:29,623 --> 00:12:36,088
« ۱۹۶۷ - کلمبیا پیکچرز »
‫اما می‌خواست با ساخت یه فیلم موتورسواری
‫غاز تخم‌طلاش رو بکشه

185
00:12:36,088 --> 00:12:40,092
آخه تو چی کم داری؟

186
00:12:40,718 --> 00:12:42,803
‫نمیشه بیخیالش بشی
‫و از زندگیت لذت ببری؟

187
00:12:44,805 --> 00:12:46,515
‫مثل کاری که خودت کردی بابا؟

188
00:12:46,515 --> 00:12:50,019
‫پدر برت موقع دادگاه‌های مک‌کارتی
‫ساکت مونده بود

189
00:12:50,019 --> 00:12:53,355
‫بعضی‌ها هستن که نمی‌تونن همینطوری
‫ بشینن یه گوشه و کاری نکنن

190
00:12:57,276 --> 00:13:00,863
‫این فیلم مسخره‌ی موتورسواری رو پخش می‌کنم
‫اما پولی بابتش نمیدم

191
00:13:00,863 --> 00:13:02,615
‫پول خودته

192
00:13:03,616 --> 00:13:05,910
‫البته من روی ورشکسته‌شدنت شرط می‌بندم

193
00:13:07,077 --> 00:13:10,456
‫مزخرفه. ‫مطمئن باش مردم
واسه دیدنش صف می‌بندن

194
00:13:10,456 --> 00:13:13,876
‫معلوم شد که اون فیلم موتورسواری مسخره
‫ «ایزی رایدر» بوده

195
00:13:13,876 --> 00:13:16,295
‫و صد البته هم مردم صف بستن

196
00:13:17,838 --> 00:13:21,175
‫مردم درمورد ستاره حرف می‌زنن.
‫این طرف یه ستاره‌ی واقعیه

197
00:13:21,967 --> 00:13:22,885
‫دوباره شروع شد

198
00:13:23,928 --> 00:13:26,138
‫برت از انقلاب‌های فرهنگی خسته شده بود،

199
00:13:26,138 --> 00:13:29,308
‫و وقتی به من نگاه کرد،
‫یه سینما - حقیقت دید

200
00:13:30,142 --> 00:13:31,977
‫- انقلاب واقعی
‫- ایول!

201
00:13:31,977 --> 00:13:34,271
‫هو شی مینِ وطنی

202
00:13:35,147 --> 00:13:37,024
‫هیچوقت هم نتونست بیخیالش شه

203
00:13:40,945 --> 00:13:43,906
‫بگو ببینم،
‫اینا دیگه کی‌ان؟

204
00:13:43,906 --> 00:13:46,283
‫نصف کسایی که اینجان رو نمی‌شناسم.
‫گوئن کجاس؟

205
00:13:46,283 --> 00:13:48,536
‫گوئن پیش بچه‌‌هاس،
‫اما خوشحالیم برگشتی پیش‌مون برادر

206
00:13:48,661 --> 00:13:50,913
‫هنوز کامل آزاد نشدم رفیق.
‫یه دادگاه دیگه مونده

207
00:13:50,913 --> 00:13:52,706
‫یه دادگاه اضافی دیگه

208
00:13:52,706 --> 00:13:57,086
‫بین تو، اریکا، جورج جکسون،
‫و دسته‌ی «سیت دلا رازا»، با هم جور در میاد

209
00:13:58,128 --> 00:13:59,713
‫بنزین لازم داریم

210
00:13:59,713 --> 00:14:01,215
‫باید به دوستامون کمک کنیم
‫تا هم‌رزم‌هامون تو زندان رو ببینیم

211
00:14:01,298 --> 00:14:03,050
‫می‌دونم می‌شنوی
‫اما گوش هم میدی؟

212
00:14:03,050 --> 00:14:04,593
‫داریم کم میاریم

213
00:14:05,261 --> 00:14:11,141
‫یکی رو می‌شناسم که می‌تونه برامون
پول و بنزین و هرچی می‌خواین رو فراهم کنه

214
00:14:11,141 --> 00:14:12,518
‫هرچیزی که لازم‌‌ دارین

215
00:14:12,518 --> 00:14:15,479
‫ترسا یه ستاره‌ی نوظهور توی حزب‌مون بود

216
00:14:16,689 --> 00:14:18,232
‫برتوم جروم دیگه کیه؟

217
00:14:18,232 --> 00:14:20,401
‫برت اشنایدر.
‫یکی از دوستای الین‌ـه

218
00:14:20,401 --> 00:14:23,028
‫- از کارخونه‌ی نون‌پزی واندربرد؟
‫- همون کارخونه‌ی گنده

219
00:14:23,028 --> 00:14:26,365
‫تهیه‌کننده‌ی فیلم‌ـه.
‫«ایزی رایدر»، «پنج قطعه آسان».

220
00:14:26,866 --> 00:14:28,742
‫آخر پاییز هم یه فیلم دیگه‌‌ـش میاد،
‫به اسم «آخرین نمایش فیلم»

221
00:14:31,704 --> 00:14:36,083
‫حزب می‌تونه از پول برت کمک بگیره
‫تا از برنامه‌های بقا حمایت کنه

222
00:14:36,083 --> 00:14:38,586
‫هالیوود میون‌بر عضویت
‫تو گروه کاپیتالیست‌هاس

223
00:14:38,961 --> 00:14:40,379
‫درست میگی

224
00:14:40,379 --> 00:14:43,173
‫تندروهای سفیدپوست
‫ جنبش‌شون رو شروع کردن برادر

225
00:14:43,507 --> 00:14:46,135
‫«مسافران آزادی» رو نگاه کن.
‫«میهن‌پرستان جوان» هم همینطور

226
00:14:46,135 --> 00:14:48,345
‫اگه بخوان بازی کنن
‫نقش واسه‌شون رزرو شده

227
00:14:49,179 --> 00:14:51,223
‫میشه بهش فکر کرد برادر هیوئی

228
00:14:54,476 --> 00:14:57,104
‫بذارین یه چیزی رو براتون توضیح بدم

229
00:14:57,897 --> 00:15:00,649
‫سفیدپوست‌های آپالاش

230
00:15:00,649 --> 00:15:02,318
‫اراذل طبقه‌ی کارگر

231
00:15:03,485 --> 00:15:08,365
‫اونا که هالیوود نیستن.
‫یه مشت بدبخت عین خودمونن. حالیتونه؟

232
00:15:09,074 --> 00:15:10,200
‫پلیس‌ها هم عین ما
‫دمار از روزگارشون در آوردن

233
00:15:10,200 --> 00:15:14,580
‫توی دیوارهاشون موش می‌ذارن
‫و تو صبحونه‌هاشون سوسک می‌ریزن، عین ما

234
00:15:14,580 --> 00:15:17,708
‫اونا نمی‌خوان تو جنبش شرکت کنن برادر.
‫می‌فهمی؟

235
00:15:19,043 --> 00:15:20,628
‫نمی‌خوان تو جنبش شرکت کنن.

236
00:15:20,628 --> 00:15:22,046
‫اونا فقط می‌خوان زنده بمونن

237
00:15:22,922 --> 00:15:25,215
‫بعداً می‌فهمن که جنبش پلنگ سیاه

238
00:15:25,215 --> 00:15:28,761
‫بیشتر از هر افسر پلیس و
‫سیاست‌مدار سفیدپوستی، بهشون کمک می‌کنه

239
00:15:29,345 --> 00:15:30,262
‫ایول

240
00:15:31,805 --> 00:15:33,057
‫حق با برادر دیویده

241
00:15:34,391 --> 00:15:36,185
‫باید یه راه دیگه پیدا کنیم

242
00:15:37,436 --> 00:15:40,689
‫نمی‌خوام درگیر هالیوود بشیم

243
00:15:49,448 --> 00:15:51,492
‫به بابات بگو پول همش پرداخت شده

244
00:15:51,492 --> 00:15:52,493
‫- خیلی‌خب
‫- خوبه

245
00:15:55,245 --> 00:15:59,208
‫زده به سرت؟
‫تنهایی اومدی اینجا؟ بدون محافظ

246
00:15:59,959 --> 00:16:02,503
‫نمیشه وقتی مردم خودمون کنارمونن،
‫ از توی خیابون بودن بترسم ترسا

247
00:16:02,503 --> 00:16:03,587
‫آره

248
00:16:04,088 --> 00:16:06,799
‫- تمام قدرت برای مردم
‫- تمام قدرت برای مردم برادر

249
00:16:09,343 --> 00:16:14,431
‫بابای من از هرکسی که تو زندگی‌ـم می‌شناسم
‫بیشتر کار کرده

250
00:16:14,974 --> 00:16:17,601
‫- خوشحالم به خونه برگشتی برادر
‫- ممنون آجی

251
00:16:17,601 --> 00:16:21,105
‫همزمان دو سه جا کار می‌کرد.
‫همیشه پول قبض‌هاش رو می‌داد

252
00:16:22,231 --> 00:16:24,191
‫هیچوقت مشکل قانونی پیدا نکرد.
‫هیچوقت...

253
00:16:24,191 --> 00:16:25,693
‫- هفته بعد تو تجمعات می‌بینمت
‫- خیلی‌خب

254
00:16:29,446 --> 00:16:32,658
‫هیچوقت هم پیشرفت نکرد.
‫همیشه یه قدم با ورشکستگی فاصله داشت

255
00:16:33,575 --> 00:16:36,745
‫اگه واسه برنامه‌هات پول بگیری،
‫می‌تونی همه‌ـش رو تغییر بدی

256
00:16:37,371 --> 00:16:39,540
‫- برادر لری...
‫- برادر لری اُسکله

257
00:16:39,540 --> 00:16:42,126
‫تو حرف زدن استاده
‫اما تو هیچ مبارزه‌ای نبوده

258
00:16:42,126 --> 00:16:44,962
‫- همیشه که به مبارزه کردن نیست
‫- همیشه به مبارزه کردن‌ـه ترسا

259
00:16:45,838 --> 00:16:48,716
‫پدرم همیشه میگفت، «همیشه تو چشماشون
‫ نگاه کن. همیشه پیشروی کن»

260
00:16:48,716 --> 00:16:51,927
‫اگه مبارزه کردن یه مرد رو ببینم،
می‌تونم همه‌چی رو درموردش بفهمم

261
00:16:52,469 --> 00:16:58,434
‫هیوئی، بابای من مثل بابای تو سختی نکشید.
‫اون ول کرد و رفت

262
00:16:59,184 --> 00:17:03,564
‫مامانم با بزرگ کردن ماها
‫و کار کردن‌، سختی‌ـش دو برابر بود

263
00:17:03,564 --> 00:17:06,692
‫به همه‌ کارهایی که کرد
‫ تا من به اینجا برسم فکر می‌کنم

264
00:17:07,568 --> 00:17:11,905
‫و این که چقدر برام ارزش داره
‫که یکم بارش رو سبک کنم

265
00:17:12,656 --> 00:17:14,074
‫یه فرصت بهش بده هیوئی

266
00:17:28,464 --> 00:17:30,924
‫از یکی شنیدم که
‫جک نیکلسون قراره اینجا باشه

267
00:17:36,638 --> 00:17:38,390
‫داره زور می‌زنه به پلنگ‌ها نزدیک شه؟

268
00:17:38,390 --> 00:17:39,767
‫- آره، داره تلاش می‌کنه برادر
‫- بعید می‌دونم موفق شه

269
00:17:39,892 --> 00:17:42,519
‫بگو ببینم.
‫نظرت درمورد این سفیدپوستا چیه؟

270
00:17:42,561 --> 00:17:44,813
‫بهترین دلیل برای جداسازی نژادی اومد

271
00:17:44,813 --> 00:17:48,859
‫ریچارد پرایر در نقش هیوئی پی نیوتون
‫توی فیلم «داستان هیوئی نیوتون»

272
00:17:49,401 --> 00:17:50,611
‫مگه شبیه هم نیستیم؟

273
00:17:53,113 --> 00:17:55,115
‫- نه خیلی
‫- عجب

274
00:17:55,741 --> 00:18:00,412
‫حالا که یه بار خواستم یه سفیدپوست نتونه ما رو
‫ از هم تشخیص بده، پلنگ‌مون رنگ‌ـش پریده

275
00:18:00,412 --> 00:18:03,165
‫احتمالاً وارن بیتی رو واسه شخصیت‌ـش
‫ انتخاب می‌کنی

276
00:18:03,165 --> 00:18:06,001
‫و رو صورتش واکس می‌زنی،
‫مگه نه؟

277
00:18:06,335 --> 00:18:08,378
‫من میرم شما درمورد کار حرف بزنین

278
00:18:08,378 --> 00:18:10,214
‫به بچه‌های محل میگم امشب تو رو دیدم

279
00:18:10,214 --> 00:18:12,591
‫- تعجب می کنن
‫- منم همینطور برادر

280
00:18:12,591 --> 00:18:14,009
‫مودب باشی‌ها

281
00:18:15,219 --> 00:18:16,386
‫- آروم باش
‫- آرومم

282
00:18:19,098 --> 00:18:20,099
‫بیا اطراف رو نشونت بدم

283
00:18:20,099 --> 00:18:21,517
‫به‌نظرم همین کافیه

284
00:18:22,101 --> 00:18:24,686
‫چیز خاصی هم نداره.
‫ممکنه فردا همش بسوزه

285
00:18:24,686 --> 00:18:27,523
‫چی بگم.
‫بهت نمی‌خوره زندگی سختی داشته باشی

286
00:18:28,857 --> 00:18:30,400
‫چرا می‌خوای دور و بر ما بپلکی؟

287
00:18:31,485 --> 00:18:33,278
‫می‌خوام بودجه انقلاب رو تامین کنم

288
00:18:35,489 --> 00:18:37,908
‫قراره خطرناک‌ترین مرد آمریکا بشی

289
00:18:37,908 --> 00:18:41,036
‫از «جی. ادگار هوور» بپرس،
‫میگه که همین الانش هم هستم

290
00:18:42,663 --> 00:18:44,414
‫هرکاری که حزب بخواد انجام میدم

291
00:18:44,414 --> 00:18:45,874
‫برای مردم تبلیغ می‌کنم

292
00:18:47,376 --> 00:18:49,128
‫اگه حکومت بیاد سراغت

293
00:18:49,128 --> 00:18:51,046
‫یا استودیوها دیگه بهت محل ندن چی میشه؟

294
00:18:51,046 --> 00:18:53,549
‫من همیشه موقع انتخاب پروژه‌ها
‫یه جمله میگم

295
00:18:53,549 --> 00:18:56,218
‫«اگه ارزش این رو نداشته باشه که همه‌چیزت رو
‫ به‌خطر بندازی، پس کلاً ارزشش رو نداره»

296
00:18:56,218 --> 00:18:57,845
‫درسته.
‫زندگی خودت چی؟

297
00:18:59,096 --> 00:19:00,639
‫حاضری واسه چی بمیری برت؟

298
00:19:00,639 --> 00:19:03,684
‫فکر کنم سوال اصلیت اینه که

299
00:19:03,684 --> 00:19:05,060
‫که چقدر دارم خالی می‌بندم؟

300
00:19:06,812 --> 00:19:11,358
‫انگار همیشه اعمالم رو با عقایدم می‌سنجم

301
00:19:12,192 --> 00:19:13,193
‫و کم میارم

302
00:19:16,488 --> 00:19:18,824
‫اگه این پول رو بگیرم
‫به کی باید جواب پس بدم؟

303
00:19:19,408 --> 00:19:20,742
‫هیشکی

304
00:19:21,326 --> 00:19:22,578
‫من اینطوری کار نمی‌کنم

305
00:19:22,578 --> 00:19:25,831
‫بهترین هنرمندها رو استخدام می‌کنم.
‫بهشون آزادی مطلق میدم

306
00:19:25,831 --> 00:19:28,041
‫مگه نه جک؟

307
00:19:28,041 --> 00:19:30,752
‫چک رو می‌نویسه
‫و می‌کشه کنار

308
00:19:31,253 --> 00:19:33,422
‫می‌ذارم با استعدادها داستان رو روایت کنن

309
00:19:33,422 --> 00:19:34,923
‫درسته

310
00:19:34,923 --> 00:19:38,260
‫- آره. اون‌وقت تو استعداد رو تو چی می‌بینی؟
‫- خب، به‌نظرم مشخص‌ـه

311
00:19:38,802 --> 00:19:40,971
‫تو باید چهره‌ی این انقلاب باشی

312
00:19:40,971 --> 00:19:43,015
‫و منظورت از من...

313
00:19:44,558 --> 00:19:47,060
‫کسیه که نشسته رو صندلی
‫و تفنگ و نیزه گرفته دستش

314
00:19:48,145 --> 00:19:50,272
‫آره

315
00:19:53,233 --> 00:19:54,234
‫بهش فکر کن

316
00:19:56,445 --> 00:19:58,030
‫چیشده؟
‫حرف اشتباهی زدم؟

317
00:19:58,614 --> 00:20:02,659
‫نــه. فقط به‌نظرش تصمیم درستی
‫ برای مسیر حزب نیست

318
00:20:02,659 --> 00:20:04,703
‫چه مسیری؟
‫من که تو مسیرش پول می‌ریزم

319
00:20:04,703 --> 00:20:06,538
‫می‌تونه هرکاری دلش می‌خواد بکنه

320
00:20:06,538 --> 00:20:08,373
‫نمی‌خواد با هالیوود هم‌کاسه بشه

321
00:20:08,373 --> 00:20:10,751
‫بذار بیام اونجا
‫و یه بار دیگه ببینمش

322
00:20:10,751 --> 00:20:12,002
‫- فقط پنج‌دقیقه، این رو بهم بدهکاره
‫- بدهکار؟

323
00:20:12,002 --> 00:20:13,212
‫هیوئی!
‫هیوئی!

324
00:20:14,254 --> 00:20:15,380
‫تعقیبم می‌کنی؟

325
00:20:16,590 --> 00:20:17,424
‫نه

326
00:20:17,883 --> 00:20:19,927
‫میشه لطفاً فقط پنج دقیقه بهم وقت بدی؟

327
00:20:19,927 --> 00:20:21,386
‫من فقط می‌خوام کمک کنم

328
00:20:21,386 --> 00:20:23,096
‫می‌تونم بهت کمک کنم
‫ساخت خونه‌ها رو تموم کنی

329
00:20:23,096 --> 00:20:25,891
‫می‌تونم کمکت کنم مدرسه بسازی.
‫می‌تونم کمکت کنم درمانگاه بسازی

330
00:20:25,891 --> 00:20:27,351
‫خب.
‫بعدش چی؟

331
00:20:27,351 --> 00:20:29,561
‫می‌خوای اسمت رو روی سردرش بنویسی؟

332
00:20:29,561 --> 00:20:30,562
‫معلومه که نه

333
00:20:33,273 --> 00:20:35,108
‫آره،
‫الان این رو میگی

334
00:20:35,108 --> 00:20:37,986
‫اما به محض این که چک رو بنویسی
‫یه چیزی در ازاش می‌خوای

335
00:20:37,986 --> 00:20:39,071
‫مثلاً چی؟

336
00:20:39,863 --> 00:20:42,157
‫می‌خوای مردم بدونن

337
00:20:42,699 --> 00:20:43,867
‫تو مرامم نیست

338
00:20:44,868 --> 00:20:48,538
‫می‌دونم نیتت خیره
‫اما مسئله اینجاس که

339
00:20:48,538 --> 00:20:50,874
‫از الان به بعد
‫از مردم خودمون پول می‌گیریم

340
00:20:51,416 --> 00:20:53,752
‫برای همین تو این جنبش دیگه جایی

341
00:20:53,752 --> 00:20:56,380
‫واسه یه پسر سفیدپوست هالیوودی نیست،
‫حالیته؟

342
00:21:00,550 --> 00:21:02,552
‫- هیوئی، اون...
‫- شروع نکن ترسا

343
00:21:02,552 --> 00:21:03,679
‫هیچی نمیگم

344
00:21:03,679 --> 00:21:04,763
‫هی،‌ گوش کن

345
00:21:06,682 --> 00:21:10,352
‫فقط مردم‌ـن که می‌تونن جامعه رو عوض کن ترسا.
‫نه سوپراستارها

346
00:21:10,519 --> 00:21:12,980
‫نه، نمی‌خوام هالیوود ما رو
‫ از مسیرمون منحرف کنه

347
00:21:12,980 --> 00:21:14,523
‫این به حزب آسیب می‌رسونه

348
00:21:15,524 --> 00:21:18,652
‫نگرانی که مسیر جنبش منحرف شه
‫یا خودت منحرف شی؟

349
00:21:19,236 --> 00:21:20,445
‫فرقی ندارن

350
00:21:26,451 --> 00:21:28,537
‫گزارش رسیده که دارین پرسه می‌زنین

351
00:21:28,537 --> 00:21:29,746
‫چی‌کار دارین می‌کنین؟

352
00:21:29,746 --> 00:21:32,249
‫- طبق حقوق کیفری ۶۴۷ه...
‫- حقوق کیفری

353
00:21:32,249 --> 00:21:34,710
‫...اگر شخصی در ملک شخص دیگری
‫پرسه بزند...

354
00:21:34,710 --> 00:21:35,377
‫- چی داری میگی...
‫آشغال...

355
00:21:35,794 --> 00:21:36,878
‫من مراقب حرف زدنم باشم؟

356
00:21:36,878 --> 00:21:38,171
‫- به من میگی  سفیدآب؟
‫- آره خوک کثیف

357
00:21:38,171 --> 00:21:39,965
‫- آره، آَشغال سفیدآب
‫- آروم باش

358
00:21:39,965 --> 00:21:41,216
‫زده به سرت...

359
00:21:41,216 --> 00:21:42,551
‫دستت به اون نخوره

360
00:21:42,551 --> 00:21:45,220
‫چرا همیشه با ما مشکل دارین؟
‫چرا همیشه با ما مشکل دارین؟

361
00:21:45,220 --> 00:21:47,472
‫چی‌کار دارین می‌کنین؟ زد به سرتون؟
‫بازداشت‌تون می‌کنیم

362
00:21:47,472 --> 00:21:48,724
‫- گورت رو از اینجا گم کن

363
00:21:48,724 --> 00:21:51,727
‫گور بابای تو و تموم کاکاسیاه‌هایی که
‫ ازت پیروی می‌کنن

364
00:21:54,521 --> 00:21:55,522
‫هی جناب پلیس!

365
00:21:55,522 --> 00:21:57,649
‫- اونا که کاری نکردن
‫- دستت رو بکش

366
00:21:58,900 --> 00:22:00,360
‫- نزدیک نشو!
‫- من برت اشنایدرم

367
00:22:00,360 --> 00:22:01,486
‫از لس‌آنجلس اومدم

368
00:22:01,987 --> 00:22:03,739
‫بکش عقب!

369
00:22:03,739 --> 00:22:05,949
‫دستت رو بکش.
‫به من دست نزن!

370
00:22:05,949 --> 00:22:07,075
‫گور بابات!

371
00:22:12,539 --> 00:22:14,875
‫- دیگه گرفتینش. لازم نیست...
‫- بکش عقب!

372
00:22:28,680 --> 00:22:30,057
‫مسخره‌ـس

373
00:23:01,338 --> 00:23:04,883
‫تعقیب و گریزی عظیم
‫ در سراسر کشور در حال وقوعه

374
00:23:04,883 --> 00:23:08,470
‫هیوئی پی نیوتون، به جرم تیر اندازی
‫ به یک زن ۱۷ ساله در منطقه‌ی خلیج...‌

375
00:23:08,470 --> 00:23:10,889
« ۱۹۷۴ - بل ایر »
‫اینطوری بود که کارم به اینجا کشید

376
00:23:10,889 --> 00:23:12,265
‫بهشون می‌خوره خیلی مطمئن باشن

377
00:23:12,265 --> 00:23:16,144
‫ایالت گفته که پوکه‌ی گلوله،
‫گزارش پزشکی قانونی و شاهد عینی دارن

378
00:23:16,144 --> 00:23:17,354
‫همه‌ـش پاپوشه بیل

379
00:23:17,354 --> 00:23:19,689
‫شاهد عینی‌شون یه زن 

380
00:23:20,857 --> 00:23:22,901
‫احتمالاً همه زورشون رو سرش خالی کردن

381
00:23:22,901 --> 00:23:24,403
‫هیوئی که اون دختره رو نکشته

382
00:23:24,403 --> 00:23:25,779
‫تله‌ـس

383
00:23:26,279 --> 00:23:28,615
‫باید تا جایی که می‌تونی
‫از این پرونده دوری کنی

384
00:23:28,615 --> 00:23:30,325
‫داری به یه فراری پناه میدی

385
00:23:30,325 --> 00:23:32,035
‫اگه مدرکی رو از بین ببری...

386
00:23:34,621 --> 00:23:36,748
‫مدرکی رو که از بین نبردی؟

387
00:23:38,959 --> 00:23:41,336
‫تاحالا اسمی از «هیوئی» یا «نیوتون» نشنیدی

388
00:23:41,336 --> 00:23:44,214
‫- باید ماشین رو دفن کنیم
‫- خفه‌خون بگیر. داری ازم دزدی می‌کنی

389
00:23:44,214 --> 00:23:45,132
‫فروخته شد!

390
00:23:46,425 --> 00:23:47,467
‫- معلومه که نه
‫- نه بابا

391
00:23:47,467 --> 00:23:49,970
‫- چرا باید همچین کاری کنیم؟
‫- از حرفت ناراحت شدم

392
00:23:50,470 --> 00:23:51,471
‫خوبه

393
00:23:54,141 --> 00:23:57,436
‫تنها کاری که هیوئی باید بکنه
‫اینه که خودش رو تسلیم کنه

394
00:23:58,687 --> 00:23:59,896
‫دیوونه شدی

395
00:23:59,896 --> 00:24:03,608
‫تا بازداشت نشده باشه
‫نمی‌تونم به شواهدشون نگاه کنم و دفاع کنم

396
00:24:03,608 --> 00:24:06,445
‫اون ۳۴ ماه تو انفرادی بود.
‫ترجیح میده بمیره

397
00:24:06,445 --> 00:24:08,071
‫پس احتمالاً همه‌تون هم می‌میرین

398
00:24:08,071 --> 00:24:09,698
‫جانم؟

399
00:24:10,198 --> 00:24:12,826
‫اگه همش فرار کنه،
‫پیداش می‌کنن

400
00:24:12,826 --> 00:24:15,078
‫خودش و هرکی که باهاش باشه رو می‌کشن

401
00:24:18,123 --> 00:24:21,710
‫یگان ویژه رو مخصوص یورش
‫ به «پلنگ‌ها» تاسیس کردن

402
00:24:22,294 --> 00:24:24,838
‫این فیلم نیست برت.
‫در خونه رو نمی‌زنن

403
00:24:24,838 --> 00:24:26,882
‫بهت حکم نشون نمیدن.
‫فقط...

404
00:24:29,134 --> 00:24:30,510
‫شنیدی؟

405
00:24:32,929 --> 00:24:34,139
‫چی؟
‫تو شنیدی؟

406
00:24:34,139 --> 00:24:35,265
‫بریم

407
00:24:35,265 --> 00:24:36,516
‫صدای چی بود؟

408
00:24:37,142 --> 00:24:38,268
‫برت، بیا بریم

409
00:24:38,852 --> 00:24:40,854
‫- باید بریم
‫- گندش بزنن

410
00:24:44,191 --> 00:24:46,109
‫- سریع! سریع! سریع!
‫- لعنتی

411
00:24:48,778 --> 00:24:49,863
‫لعنتی!

412
00:25:03,919 --> 00:25:05,712
‫یه همچین اتفاقی میفته

413
00:25:11,051 --> 00:25:14,137
‫اگه هیوئی رو دوست داری،
‫نذار خودش رو به کشتن بده

414
00:25:14,930 --> 00:25:16,890
‫مجبورش کن این کار رو بکنه

415
00:25:19,643 --> 00:25:22,604
‫می‌فهمم.
‫جلوی دید همه قایم شدی

416
00:25:22,604 --> 00:25:25,023
‫گفتم آخرین جایی که میان دنبالم، اینجاس

417
00:25:30,403 --> 00:25:31,780
‫این رو از بیگ‌ باب گرفتم

418
00:25:33,990 --> 00:25:36,076
‫می‌دونستی عوضی رو تو یه کوچه دیدم؟

419
00:25:36,660 --> 00:25:39,704
‫از اون  آشغالاس

420
00:25:40,205 --> 00:25:43,083
‫تاحالا دیدی لبخند بزنه؟

421
00:25:43,833 --> 00:25:46,211
‫این هم از سهم من تو این انقلاب

422
00:25:48,088 --> 00:25:49,172
‫دمت گرم برادر

423
00:25:53,093 --> 00:25:54,094
‫ترسیدی؟

424
00:25:55,762 --> 00:25:58,223
‫من بعضی‌وقتا حتی با جک گفتن
‫برای مردم هم استرس می‌گیرم

425
00:25:58,223 --> 00:26:01,101
‫نمی‌تونم حالت رو بفهمم

426
00:26:02,185 --> 00:26:04,020
‫بعد از مالکوم و مارتین

427
00:26:04,020 --> 00:26:07,857
‫همیشه می‌دونستم که وقت کمی برام مونده

428
00:26:07,857 --> 00:26:10,569
‫همیشه می‌دونستم که
‫قراره واسه این انقلاب بمیرم

429
00:26:13,196 --> 00:26:15,115
‫اما به این معنی نیست که ترسیدم

430
00:26:15,615 --> 00:26:17,659
‫این تعریف شجاعت‌ـه

431
00:26:17,659 --> 00:26:19,452
‫این که درهرصورت کارت رو بکنی

432
00:26:19,452 --> 00:26:21,079
‫یا با شجاعت،
‫یا از سر جنون

433
00:26:21,788 --> 00:26:24,666
‫نمی‌تونم از هم تشخیص‌شون بدم

434
00:26:25,917 --> 00:26:26,918
‫منم همینطور رفیق

435
00:26:30,046 --> 00:26:31,047
‫اوه اوه

436
00:26:33,008 --> 00:26:35,468
‫خیلی کندی بابا

437
00:26:35,468 --> 00:26:37,596
‫- باشه، گرفتیم
‫- سلام عزیزای خودم

438
00:26:37,596 --> 00:26:39,264
‫عاشق این زوجم

439
00:26:39,264 --> 00:26:42,642
‫خب مایک. نظرت چیه بذاریم
‫ عمو برت و هیوئی حرفاشون رو بزنن؟

440
00:26:42,642 --> 00:26:43,602
‫بیا

441
00:26:44,102 --> 00:26:45,979
‫- خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب، باشه

442
00:26:45,979 --> 00:26:47,814
‫- خدافظ هیوئی
‫- بزن قدش

443
00:26:49,274 --> 00:26:50,734
‫- خب دیگه
‫- نذار بگیرمت. بدو

444
00:26:51,693 --> 00:26:53,737
‫کانستلر چطوره؟

445
00:26:53,737 --> 00:26:55,238
‫آماده‌ی مبارزه هست یا نه؟

446
00:26:59,242 --> 00:27:01,036
‫میگه باید خودت رو تسلیم کنی

447
00:27:04,539 --> 00:27:06,625
‫تو هم بهش گفتی بره گمشه دیگه؟

448
00:27:13,715 --> 00:27:15,133
‫فهمیدم چیشد

449
00:27:18,595 --> 00:27:20,138
‫بعد از این همه ماجرا؟

450
00:27:20,722 --> 00:27:23,058
‫می‌گفتی، «دلم می‌خواد تا همیشه
‫ پای این جنبش بمونم»

451
00:27:23,058 --> 00:27:26,269
‫اما سر بزنگاه جا می‌زنی؟

452
00:27:27,354 --> 00:27:28,355
‫گوئن

453
00:27:30,315 --> 00:27:31,316
‫گوئن!
‫داریم میریم!

454
00:27:33,985 --> 00:27:37,197
‫ببین، هیشکی دلش نمی‌خواد تو زندان ببینتت
‫هیشکی هم نمی‌خواد بمیری

455
00:27:37,197 --> 00:27:39,699
‫راستش خیلی‌ها می‌خوان بمیرم برت

456
00:27:39,699 --> 00:27:42,369
‫فکر می‌کنی پلیس‌ها تو زندان
‫ کاکاسیاه‌ها رو نمی‌کشن؟

457
00:27:43,787 --> 00:27:46,206
‫«هرکاری لازم باشه می‌کنم
‫تا این جنبش برقرار بمونه هیوئی»

458
00:27:46,206 --> 00:27:47,832
‫اینا رو خودت گفتی

459
00:27:49,376 --> 00:27:51,336
‫همون موقع که گفتی
‫فهمیدم دری‌وری‌ـه

460
00:27:51,336 --> 00:27:53,755
‫مُردنت چه دردی رو
از این جنبش دوا می‌کنه؟

461
00:27:54,005 --> 00:27:56,508
‫هیچ‌جا تو این کشور نیست که قایم شی
‫و نتونن پیدات کنن

462
00:27:56,508 --> 00:27:58,510
‫برای همین دارم از کشور میرم

463
00:28:05,642 --> 00:28:07,769
‫- فایده‌ای نداره
‫- واسه چی؟

464
00:28:12,023 --> 00:28:14,317
‫سر تموم مرزها منتظرتن

465
00:28:14,317 --> 00:28:17,779
‫لباس مبدل و وسیله
‫و کلی خرت و پرت دیگه می‌خوای

466
00:28:17,779 --> 00:28:19,489
‫وقتی رسیدی جایی که می‌خوای بری
‫کجا می‌خوای بمونی؟

467
00:28:19,489 --> 00:28:21,866
چطوری می‌تونیم نذاریم
که برت گردونن؟

468
00:28:21,866 --> 00:28:24,786
‫- اصلاً غیرممکن‌ـه
‫- آره خب، یه کاریش می‌کنم برت

469
00:28:25,370 --> 00:28:26,663
‫به این سادگی‌ها نیست

470
00:28:27,247 --> 00:28:31,167
‫تو اون تهیه‌کننده‌ی زبر و زرنگی.
‫می‌خوای یه چیزی بسازی؟ این رو بساز

471
00:28:36,131 --> 00:28:38,216
‫نظرت چیه توی کانادا
‫سوار یه ماشینت کنیم...

472
00:28:38,216 --> 00:28:41,052
‫نه، مثل ودرمن دخل‌ـم رو میارن

473
00:28:41,052 --> 00:28:44,264
‫خب، مکزیک هم نمی‌تونیم بریم.
‫با اون فاشیست‌هایی که الان روی کارن

474
00:28:44,264 --> 00:28:46,391
‫بگین که دارین شوخی می‌کنین

475
00:28:46,391 --> 00:28:48,977
‫- داره خوب پیش میره
‫- جانم؟ اینجا مگه خونه‌ی من نیست؟

476
00:28:48,977 --> 00:28:50,854
‫باید کشوری باشه که برت نگردونن

477
00:28:50,854 --> 00:28:53,106
‫- باید کمونیستی باشه. تانزانیا یا...
‫- چین؟

478
00:28:53,857 --> 00:28:54,691
‫الجزایر

479
00:28:54,691 --> 00:28:56,776
‫اصلاً.
‫الدریج اونجاس

480
00:28:58,695 --> 00:28:59,696
‫کوبا

481
00:29:02,073 --> 00:29:03,283
‫کوبا

482
00:29:04,451 --> 00:29:06,453
‫مطمئنیم که مظنون توی خونه‌ـس

483
00:29:06,453 --> 00:29:09,539
‫باید مسلح و خطرناک باشه.
‫تمامی واحدها با احتیاط عمل کنن

484
00:29:13,334 --> 00:29:15,253
‫۱۵۰ کیلومتری سواحل فلوریداس

485
00:29:15,253 --> 00:29:18,256
‫- کاسترو با آغوشی باز ازت استقبال می‌کنه
‫- یه لحظه صبر کن

486
00:29:18,256 --> 00:29:20,508
‫واقعاً دارین به این قضیه فکر می‌کنین؟

487
00:29:20,508 --> 00:29:21,593
‫برت، چی‌کار می‌خواد بکنه؟

488
00:29:21,593 --> 00:29:23,553
‫نه، تو رو خدا بگو هیوئی،
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟

489
00:29:23,553 --> 00:29:25,430
‫می‌خوای هواپیما بدزدی؟
‫برنامه اینه؟

490
00:29:25,430 --> 00:29:28,850
‫این واسه یه انقلابی با چنین جایگاهی
‫افت کلاس داره

491
00:29:28,850 --> 00:29:30,059
‫یه راه دیگه پیدا می‌کنیم

492
00:29:30,059 --> 00:29:31,686
‫هنوز مطمئن نیستم چطوری

493
00:29:31,686 --> 00:29:33,438
‫مهم نیست.
‫همش طرح و اجراس.

494
00:29:33,438 --> 00:29:35,523
‫اجرایی در کار نیست.
‫اعدام‌مون می‌کنن

495
00:29:35,523 --> 00:29:36,858
‫کوبا جواب میده

496
00:29:36,858 --> 00:29:39,402
‫جواب نمیده برت.
‫مامورای فدرال حواس‌شون بهمون هست

497
00:29:39,402 --> 00:29:40,779
‫گوش کنین،
‫این کار رو می‌کنیم...

498
00:29:40,779 --> 00:29:43,698
‫یه جوری نشون‌ـش میدیم
‫که انگار یکی از فیلماته

499
00:29:44,699 --> 00:29:46,409
‫فقط بچه‌ها فیلم‌برداری می‌کنن

500
00:29:46,409 --> 00:29:49,287
‫دقیقاً. مامورهای فدرال فکر می‌کنن
‫که صحنه‌ی فیلم‌برداری‌ـه

501
00:29:49,287 --> 00:29:53,541
آرایش مو و لباس و سفر
و سوپراستار که داریم

502
00:29:53,541 --> 00:29:54,667
‫زنگ بزن کارن کارپنتر

503
00:29:54,667 --> 00:29:55,710
‫- پول نقد لازم داریم
‫- نه

504
00:29:55,710 --> 00:29:57,796
‫نه، نباید افراد زیادی رو خبر کنیم

505
00:29:57,796 --> 00:29:59,255
‫نه... نه...

506
00:29:59,255 --> 00:30:00,590
‫بس کنین آقایون

507
00:30:01,508 --> 00:30:02,592
‫سریع! سریع! سریع!

508
00:30:02,592 --> 00:30:04,385
‫شنیدی که کانستلر چی گفت؟

509
00:30:04,385 --> 00:30:05,470
‫این فیلم نیست

510
00:30:05,470 --> 00:30:08,515
‫گلوله‌ها واقعی‌ان.
‫می‌ریزن تو خونه‌ـت و تموم میشه

511
00:30:11,643 --> 00:30:13,728
‫- استیو
‫- استیو استو نکن

512
00:30:14,312 --> 00:30:15,563
‫- به اون نگاه نکن
‫- استیو

513
00:30:15,563 --> 00:30:17,482
‫من دارم باهات حرف می‌زنم عزیزم.
‫دست بردار

514
00:30:17,482 --> 00:30:19,400
‫برت،
‫به خودت بیا

515
00:30:19,400 --> 00:30:20,485
‫- استیو
‫- دست بردار رفیق

516
00:30:20,485 --> 00:30:22,320
‫بیا برگردیم سر پروژه‌های خودمون

517
00:30:22,320 --> 00:30:25,281
‫- بریم سراغ فیلم بزرگ بعدی‌مون
‫- استیو، دیگه تمومه

518
00:30:25,782 --> 00:30:26,866
‫دیگه برام مهم نیست

519
00:30:26,866 --> 00:30:29,369
‫تو فیلم‌ها انقلاب به‌پا کردیم،
‫کارمون هم خیلی بزرگ بود

520
00:30:29,369 --> 00:30:33,122
‫این مبارزه‌ی هیوئی
‫زندگی واقعی‌ـه

521
00:30:33,122 --> 00:30:35,625
‫چیزیه که ارزشِ
‫ به‌خطر انداختن همه‌چی رو داره

522
00:30:36,668 --> 00:30:38,336
‫این فیلم بزرگ بعدی‌مون‌ـه

523
00:30:46,803 --> 00:30:47,887
‫درها رو بررسی کنین

524
00:30:48,596 --> 00:30:50,056
‫بریم این آشغال رو بگیریم

525
00:30:55,520 --> 00:30:58,273
‫چی‌کار کردیم؟
‫این فقط یه نمایش مدرسه‌ای‌ـه

526
00:30:58,273 --> 00:31:00,650
‫پس اشنایدر و نیوتون کجان؟

527
00:31:00,650 --> 00:31:03,236
‫بگین که دارین شوخی می‌کنین

528
00:31:03,736 --> 00:31:07,365
‫درسته. اون مامور فدرال هیپی
‫که دنبالم بود رو یادتونه؟

529
00:31:08,950 --> 00:31:10,034
‫به سلامتی کوبا

530
00:31:10,034 --> 00:31:11,536
‫- به سلامتی کوبا
‫- به سلامتی کوبا

531
00:31:11,536 --> 00:31:13,955
‫تا پیروزی. همیشه!
