﻿1
00:00:19,227 --> 00:00:20,395
‫جواب نمی‌دی؟

2
00:00:22,439 --> 00:00:25,775
‫فروشنده مجله‌ان.
‫با کل بلوکمون تماس می‌گیرن.

3
00:00:31,197 --> 00:00:32,866
‫کت‌شلوارم رو تحویل گرفتی؟

4
00:00:32,949 --> 00:00:35,243
‫گفتن آماده است.
‫برگشتنی تحویلش می‌گیرم.

5
00:00:35,326 --> 00:00:36,327
‫مرسی.

6
00:00:46,671 --> 00:00:54,137
‫[کندی سالیوان، پرستار اورژانس]

7
00:00:54,179 --> 00:00:55,972
‫[خروجی]

8
00:00:56,014 --> 00:00:57,891
‫[استعمال دخانیات ممنوع است]

9
00:00:59,768 --> 00:01:03,438
‫باز هم همون استن تماس گرفته بود.
‫بهش گفتم داری به بیمار می‌رسی.

10
00:01:06,441 --> 00:01:09,235
‫پافشاریش تحسین‌برانگیزه.

11
00:01:15,617 --> 00:01:19,079
‫آره، چه بدونم عزیزم.
‫تنـ... تنگه.

12
00:01:19,662 --> 00:01:22,207
‫- به نظرت تنگ نیست؟
‫- هوم.

13
00:01:22,707 --> 00:01:23,708
‫تو که نگاه نمی‌کنی.

14
00:01:23,792 --> 00:01:25,960
‫گفتن تا جا داشت گشادش کردن.

15
00:01:28,213 --> 00:01:29,714
‫ای بابا.

16
00:01:30,882 --> 00:01:32,509
‫امان از دست این مجله‌فروش‌ها.

17
00:01:35,845 --> 00:01:37,931
‫الو؟

18
00:01:39,432 --> 00:01:40,433
‫الو؟

19
00:01:46,856 --> 00:01:48,691
‫ببین چی می‌گم،

20
00:01:48,775 --> 00:01:51,945
‫نمی‌خوام تا اتمام دادگاهش
‫جواب تلفن رو بدی.

21
00:01:53,029 --> 00:01:54,239
‫فهمیدی؟

22
00:01:59,202 --> 00:02:00,203
‫خیلی‌خب.

23
00:02:27,021 --> 00:02:29,149
‫[پلیس به دنبال مظنون تیراندازی]

24
00:04:29,102 --> 00:04:37,318
‫«اتاق شلوغ»
‫«فصل یکم، قسمت نهم»

25
00:04:50,456 --> 00:04:55,753
‫[زندان جزیره رایکر]

26
00:05:21,446 --> 00:05:23,531
‫سالیوان، بیا بریم.
‫من که وقتم رو از سر راه نیاوردم.

27
00:06:25,802 --> 00:06:28,429
‫سعی کردم برات کراوات گیره‌ای جور کنم.
‫نمی‌خوای اول دستش رو باز کنی؟

28
00:06:29,347 --> 00:06:31,349
‫جناب قاضی، می‌شه یه لحظه با موکلم صحبت کنم؟

29
00:06:32,934 --> 00:06:33,976
‫بیا اینجا.

30
00:06:34,060 --> 00:06:35,228
‫خوبه بابا.

31
00:06:35,311 --> 00:06:36,312
‫خوب نیست.

32
00:06:41,067 --> 00:06:43,277
‫خیلی‌خب. ببین.

33
00:06:44,028 --> 00:06:49,450
‫آروم باش، آخه نظر
‫هیچ‌کدوم از حضار این دادگاه مهم نیست.

34
00:06:51,494 --> 00:06:52,912
‫حداقل افراد مهم هنوز نیومدن.

35
00:06:54,664 --> 00:06:56,791
‫بذار برعکس ببندم.
‫جلوی آینه راحت‌تره.

36
00:06:58,668 --> 00:06:59,669
‫درست شد.

37
00:06:59,752 --> 00:07:02,422
‫حالا عین شهروندان شریف شدی.

38
00:07:08,636 --> 00:07:10,680
‫- آماده‌ایم جناب قاضی.
‫- هیئت منصفه رو بیارین.

39
00:07:10,763 --> 00:07:11,764
‫همگی بلند بشین.

40
00:07:12,974 --> 00:07:15,560
‫[اتاق هیئت منصفه]

41
00:07:19,689 --> 00:07:22,024
‫[توکلمان به خداست]

42
00:07:22,024 --> 00:07:24,652
‫صبحتون به خیر.
‫بنده پاتریشیا ریچاردز هستم.

43
00:07:25,361 --> 00:07:27,363
‫از دادرسان دادستانی ناحیه‌ای...

44
00:07:27,447 --> 00:07:28,990
‫ایالت نیویورک هستم.

45
00:07:29,073 --> 00:07:31,159
‫همون‌طور که قاضی پوزنر به اطلاعتون رسوندم،

46
00:07:31,993 --> 00:07:35,413
‫بار اثبات گناه در این دادگاه رو دوش منه.

47
00:07:36,789 --> 00:07:37,832
‫مسئولیتم رو با آغوش باز می‌پذیرم.

48
00:07:39,041 --> 00:07:45,256
‫با آغوش باز می‌پذیرم،
‫چون اثباتش بی چون و چراست.

49
00:07:46,299 --> 00:07:47,425
‫انکارناپذیره.

50
00:07:49,969 --> 00:07:52,722
‫هم فیلمش هست.
‫هم کلی شاهد هستن.

51
00:07:53,222 --> 00:07:55,850
‫هیچ شکی در کار نیست.

52
00:07:58,853 --> 00:08:03,316
‫دنیل سالیوان، متهم،
‫در تاریخ ۱۸ مه امسال،

53
00:08:03,399 --> 00:08:08,946
‫هفت‌تیر کالیبر ۳۸ـی رو به سمت جمعیت
‫هدف گرفته و شش بار شلیک کرد.

54
00:08:09,030 --> 00:08:11,866
‫سه نفر مجروح شدن.
‫بقیه‌شون شانس آوردن.

55
00:08:12,742 --> 00:08:16,078
‫اصلا اشتباه نکنین، صرفا چون دنیل سالیوان
‫تیراندازی بلد نیست،

56
00:08:16,746 --> 00:08:19,540
‫الان دادگاه قتل برگزار نکردیم.

57
00:08:20,208 --> 00:08:22,418
‫جاش تو زندانه؛

58
00:08:23,961 --> 00:08:27,548
‫ولی آدم با خودش می‌گه
‫حالا که مدارکمون این‌قدر...

59
00:08:27,632 --> 00:08:29,383
‫موثق و انکارناپذیره،
‫وکیل مدافعش چیکار می‌کنه؟

60
00:08:30,092 --> 00:08:32,011
‫نمی‌تونن حقایق رو انکار کنن،

61
00:08:32,094 --> 00:08:36,724
‫واسه همین با اختلالی که به قول خودشون
‫تجزیه هویت نام داره...

62
00:08:36,807 --> 00:08:42,688
‫و اصلا اثبات نشده، حواستون رو پرت می‌کنن.

63
00:08:44,524 --> 00:08:46,275
‫بذارین حرفم رو واضح و روشن بزنم،

64
00:08:46,359 --> 00:08:50,404
‫اختلالی به نام تجزیه هویت وجود نداره.

65
00:08:50,488 --> 00:08:54,659
‫اختلالی ساختگی
‫تو یکی از فیلم‌های سالی فیلده، همین و بس.

66
00:08:55,326 --> 00:08:57,662
‫ادعاشون با راهبه پرنده بودن
‫متهم فرقی نداره.

67
00:08:59,539 --> 00:09:02,708
‫وکیل مدافع به قول خودش
‫اعمال آقای سالیوان رو...

68
00:09:02,750 --> 00:09:04,794
‫گردن شخصیت دیگه‌ای می‌اندازه.

69
00:09:07,046 --> 00:09:08,798
‫البته احساسشون رو درک می‌کنم.

70
00:09:09,507 --> 00:09:12,552
‫مگه همه‌مون دلمون نمی‌خواد
‫تقصیراتمون رو گردن کس دیگه‌ای بندازیم؟

71
00:09:12,635 --> 00:09:14,470
‫اگه چراغ قرمز رد کردیم،
‫شخصیت دیگه‌ای رو مقصر بدونیم.

72
00:09:14,470 --> 00:09:16,264
‫اگه چکمون برگشت خورد،
‫شخصیت دیگه‌ای رو مقصر بدونیم.

73
00:09:17,181 --> 00:09:18,391
‫اگه به همسرمون خیانت کردیم؟

74
00:09:19,225 --> 00:09:21,352
‫خب، ببینیم چطور پیش می‌ره.

75
00:09:21,435 --> 00:09:23,521
‫ولی می‌تونین تصور کنین
‫اگه قرار بود...

76
00:09:23,604 --> 00:09:27,191
‫همه بعد از ارتکاب جرم
‫بگن «کار من نبود»،

77
00:09:28,609 --> 00:09:31,445
‫سیستم قضاییمون چه شکلی می‌شد؟

78
00:09:34,699 --> 00:09:36,075
‫الان پای همین مسئله در میونه.

79
00:09:36,659 --> 00:09:40,788
‫وکیل مدافع به هر دری زده
‫که چنین استدلالی مطرح می‌کنه.

80
00:09:40,871 --> 00:09:42,248
‫وکیل مدافع خطرناکه؛

81
00:09:43,749 --> 00:09:48,754
‫آخه مسئولیت‌پذیری شخصی
‫که پایه و اساس سیستم قضایی...

82
00:09:50,214 --> 00:09:52,550
‫و جامعه‌مونه رو نادیده گرفتن.

83
00:09:52,633 --> 00:09:57,054
‫مسئولیت اعمال آدم رو دوش خودشه.

84
00:09:57,138 --> 00:10:02,310
‫متهم گناهکاره و باید بابت گناهش مجازات بشه.

85
00:10:02,393 --> 00:10:06,439
‫در غیر این صورت، امکان نداره
‫عدالتی در کار باشه.

86
00:10:08,608 --> 00:10:09,734
‫ممنون.

87
00:10:13,821 --> 00:10:16,073
‫آقای کامیسا، وکیل مدافع، بفرمایین.

88
00:10:40,264 --> 00:10:44,143
‫«بی چون و چرا»، «انکارناپذیر»، «بدون شک».

89
00:10:48,272 --> 00:10:50,399
‫راستش، آدم با خودش می‌گه:
‫«اصلا واسه چی تا اینجا اومدم؟»

90
00:10:52,234 --> 00:10:54,403
‫خانم دادرس بیانیه آغازین جالبی ارائه دادن.

91
00:10:55,821 --> 00:10:57,531
‫پایه و اساس.

92
00:10:59,992 --> 00:11:02,078
‫خب، من هم پایه و اساسی رو
‫باهاتون در میون می‌ذارم.

93
00:11:04,080 --> 00:11:05,081
‫ایشون بیگناهه.

94
00:11:05,665 --> 00:11:08,751
‫حقش از این قراره که فرض رو
‫بر بیگناهیش بذاریم.

95
00:11:09,460 --> 00:11:12,755
‫خب، به خاطر حرف‌هایی که الان شنیدین،
‫باید حرفم رو تکرار کنم.

96
00:11:12,838 --> 00:11:18,427
‫پس بذارین اول از همه خیلی ساده
‫حقیقت رو بیان کنم.

97
00:11:20,388 --> 00:11:23,849
‫دنی سالیوان به کسی شلیک نکرده.

98
00:11:24,684 --> 00:11:28,229
‫اونجا حضور داشت.
‫به حضورش اعتراف کرده؛

99
00:11:30,398 --> 00:11:32,108
‫ولی ماشه رو نکشیده بود.

100
00:11:32,191 --> 00:11:35,736
‫دنی بچه خوبیه، ولی بیماره.

101
00:11:35,820 --> 00:11:41,200
‫اعضای گرامی هیئت منصفه،
‫کسی اختلال ساختگی ارائه نداده.

102
00:11:41,283 --> 00:11:43,619
‫البته خودم می‌فهمم
‫چطور جلوه می‌کنه.

103
00:11:45,621 --> 00:11:47,331
‫اختلال تجزیه هویت.

104
00:11:49,458 --> 00:11:53,796
‫راستش، اولش هضمش واسه خودم هم دشوار بود؛

105
00:11:54,672 --> 00:11:58,008
‫ولی به جای شوخی با مثال راهبه پرنده
‫که کار راحتیه،

106
00:11:59,260 --> 00:12:03,556
‫ذهنم رو باز نگه داشتم که کار سختیه.

107
00:12:04,849 --> 00:12:06,475
‫از شما هم می‌خوام همین کار رو بکنین.

108
00:12:08,519 --> 00:12:11,564
‫می‌خوام ذهنتون رو باز نگه دارین.

109
00:12:11,647 --> 00:12:13,482
‫به حرف متخصصان گوش بدین.

110
00:12:13,566 --> 00:12:17,278
‫به حرف شاهدان گوش بدین،
‫آخه اگه گوش بدین،

111
00:12:17,361 --> 00:12:19,905
‫شما هم عین من
‫به همین نتیجه...

112
00:12:19,989 --> 00:12:23,033
‫بی چون و چرا، انکارناپذیر
‫و بدون شک می‌رسین...

113
00:12:23,117 --> 00:12:28,456
‫که کنترل بیماری دنی و باقی شخصیت‌هاش
‫اصلا دست خودش نبوده.

114
00:12:28,998 --> 00:12:30,708
‫درسته، شخصیت‌های دیگه‌ای داره.

115
00:12:30,791 --> 00:12:35,504
‫چون صدمات غیر قابل تصوری دیده
‫و داغون شده، شخصیت‌های دیگه‌ای داره.

116
00:12:36,213 --> 00:12:37,882
‫ذهنش به چند قسمت تقسیم شده.

117
00:12:40,926 --> 00:12:44,013
‫نه‌خیر، واسه زندانی نشدنش
‫چنین حرفی نمی‌زنیم.

118
00:12:44,096 --> 00:12:49,101
‫باقی شخصیت‌هاش واقعی‌ان
‫و از دنی مجزان.

119
00:12:49,852 --> 00:12:53,522
‫حبس بریدن واسه دنی
‫بابت جرم باقی شخصیت‌هاش...

120
00:12:53,606 --> 00:12:57,401
‫با حبس بریدن واسه شما
‫بابت جرم من فرقی نداره.

121
00:12:59,904 --> 00:13:01,572
‫البته بیماری دنی نادره...

122
00:13:01,655 --> 00:13:05,117
‫و به خاطر تعرض در کودکی ایجاد شده.

123
00:13:05,743 --> 00:13:09,622
‫راستش رو بخواین، شانس آورده که زنده مونده.
‫به خاطر همین بیماریش زنده مونده.

124
00:13:10,372 --> 00:13:14,627
‫درک می‌کنم. غیرعادیه. دشواره؛

125
00:13:17,129 --> 00:13:20,174
‫ولی خواهش می‌کنم ذهنتون رو باز نگه دارین.

126
00:13:20,841 --> 00:13:23,302
‫خب، یکی از حرف‌های خانم دادرس درست بود.

127
00:13:24,011 --> 00:13:30,226
‫هدف این دادگاه مسئولیت‌پذیریه،
‫ولی مسئولیت‌پذیری شخصی نیست،

128
00:13:32,144 --> 00:13:34,146
‫مسئولیت‌پذیری اجتماعیه.

129
00:13:34,230 --> 00:13:36,482
‫می‌خواین از پایه و اساس‌ها بگیم؟

130
00:13:36,565 --> 00:13:39,109
‫چطوره از حمایت خودمون
‫از همدیگه بگیم؟

131
00:13:39,193 --> 00:13:41,529
‫چطوره از حمایت خودمون
‫از آسیب‌دیده‌ترین...

132
00:13:41,612 --> 00:13:43,989
‫و آسیب‌پذیرترین همنوعانمون بگیم؟

133
00:13:44,073 --> 00:13:46,158
‫همه این بچه رو روسیاه کردن.

134
00:13:46,242 --> 00:13:51,205
‫از والدینش گرفته تا معلم‌هاش،
‫همسایه‌هاش، دوستانش و جامعه‌اش.

135
00:13:51,288 --> 00:13:53,415
‫همه‌مون روسیاهش کردیم.

136
00:13:53,916 --> 00:13:57,086
‫پس درست کردنش حالا رو دوش خودمونه.

137
00:13:57,711 --> 00:14:02,132
‫البته من ازتون نمی‌خوام دنی رو آزاد کنین.

138
00:14:03,884 --> 00:14:06,929
‫صرفا ازتون می‌خوام
‫براش حبس نبرین...

139
00:14:07,888 --> 00:14:11,225
‫و به بیمارستانی بفرستینش
‫تا درمانش کنن.

140
00:14:11,308 --> 00:14:15,521
‫نیاز داره درمانش کنن.
‫ما مسئولیم درمانش کنیم.

141
00:14:20,192 --> 00:14:21,193
‫ممنون.

142
00:14:22,278 --> 00:14:26,073
‫پونزده دقیقه استراحت کرده
‫و بعدش شاهدان دادستانی رو احضار می‌کنیم.

143
00:14:26,156 --> 00:14:28,117
‫سرکار، لطفا هیئت منصفه رو
‫تا بیرون دادگاه همراهی کنین.

144
00:14:34,623 --> 00:14:36,250
‫واقعا خیلی خوب صحبت کردی.

145
00:14:36,333 --> 00:14:38,085
‫واقعا؟ خیلی خوب صحبت کردن مهم نیست.

146
00:14:38,752 --> 00:14:41,922
‫امان از این زندگی!
‫راستش، کندی جواب تماس‌هام رو نمی‌ده...

147
00:14:42,006 --> 00:14:44,425
‫و احضاریه‌اش رو نادیده گرفته
‫که جرم محسوب می‌شه.

148
00:14:44,508 --> 00:14:45,926
‫ترسیده. گناهکاره.

149
00:14:46,010 --> 00:14:48,679
‫کارش این‌قدر شرم‌آوره
‫که شاید حتی پیش خودش هم قبول نکنه.

150
00:14:48,762 --> 00:14:51,473
‫انصافا به نظرت حال خودش برام اهمیتی داره؟

151
00:14:52,141 --> 00:14:54,101
‫با اثبات تشخیصت
‫تو این پرونده پیروز می‌شیم...

152
00:14:54,184 --> 00:14:57,897
‫و باید به هیئت منصفه نشون بدیم
‫به دنی تعرض شده تا اثباتش کنیم.

153
00:15:00,149 --> 00:15:01,609
‫خودم الان تو دادگاه گفتم.

154
00:15:01,692 --> 00:15:05,112
‫اگه کسی رو نیاریم
‫که در این راستا شهادت بده، کارمون تمومه.

155
00:15:05,613 --> 00:15:07,740
‫دست من هم بسته است،
‫آخه نمی‌تونم موکلم رو...

156
00:15:07,823 --> 00:15:09,158
‫به خاطر مسخره‌بازیش تو جلسه‌مون
‫به جایگاه احضار کنم.

157
00:15:09,241 --> 00:15:11,410
‫- کار جک بود. کار دنی نبود.
‫- فرقی نمی‌کنه کی بود،

158
00:15:11,493 --> 00:15:13,871
‫طرف تعرض‌ها رو انکار
‫و به ارتکاب جرم اعتراف می‌کنه...

159
00:15:13,954 --> 00:15:16,165
‫که خیلی بد می‌شه.

160
00:15:16,248 --> 00:15:17,458
‫خودم می‌دونم.

161
00:15:20,711 --> 00:15:22,171
‫تو چی؟

162
00:15:22,254 --> 00:15:24,506
‫خودت که می‌دونی نمی‌تونم
‫شهادت بدم بهش تعرض شده.

163
00:15:24,590 --> 00:15:28,969
‫در واقع دنی اصلا نگفته بهش تعرض کردن.
‫اصلا چنین حرفی بهم نزده.

164
00:15:29,053 --> 00:15:31,180
‫- فقط تعرض به آدام رو گفته؟
‫- فقط تعرض به آدام رو گفته.

165
00:15:33,933 --> 00:15:36,852
‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

166
00:15:39,563 --> 00:15:40,731
‫می‌خوایم چیکار کنیم؟

167
00:15:42,066 --> 00:15:43,233
‫باید قانعش کنی.

168
00:15:44,068 --> 00:15:46,236
‫ولی تصمیمش با من نیست استن.

169
00:15:47,237 --> 00:15:49,490
‫مگه مادر جماعت نباید بچه‌اش رو
‫دوست داشته باشه؟

170
00:15:49,573 --> 00:15:50,574
‫نه.

171
00:15:52,117 --> 00:15:53,953
‫ولی این دفعه
‫همین مسئله به نفعمونه.

172
00:15:54,620 --> 00:15:55,454
‫کدوم مسئله رو می‌گی؟

173
00:15:55,537 --> 00:15:56,705
‫واقعا دوستش داره.

174
00:16:00,876 --> 00:16:02,670
‫دادستانی مارلین رید رو احضار می‌کنه.

175
00:16:18,686 --> 00:16:21,772
‫[اتاق هیئت منصفه]

176
00:16:21,772 --> 00:16:24,817
‫رابطه‌تون با پسرخونده‌تون رو
‫چطور توصیف می‌کنین؟

177
00:16:24,900 --> 00:16:29,530
‫اِم، متأسفانه باید اعتراف کنم
‫رابطه تیره و تاری داریم.

178
00:16:29,613 --> 00:16:31,156
‫ببینین، من آدم بی‌نقصی نیستم.

179
00:16:31,782 --> 00:16:35,494
‫اِم، شاید گاهی اوقات بیش از حد
‫بهش سخت گرفته باشم.

180
00:16:35,577 --> 00:16:37,997
‫شاید گاهی اوقات
‫هم به حد کافی سخت نگرفته باشم.

181
00:16:38,080 --> 00:16:39,832
‫اِم، اکثر بچه‌هایی
‫که تو اوسترویل...

182
00:16:39,873 --> 00:16:42,251
‫باهاشون سر و کار دارم،
‫پدر درست و حسابی نداشتن.

183
00:16:42,334 --> 00:16:46,505
‫ولی من می‌خواستم واسه دنی
‫پدری درست و حسابی باشم.

184
00:16:47,589 --> 00:16:50,467
‫از اوسترویل برام بگین. کارتون دشواره؟

185
00:16:50,551 --> 00:16:54,513
‫کار ارزشمندیه.
‫این بچه‌ها همه‌جوره کم و کاستی داشتن.

186
00:16:54,596 --> 00:16:58,058
‫باورتون نمی‌شه از چه اتفاقاتی
‫تو خونه‌شون و خیابون جون سالم به در بردن.

187
00:16:58,142 --> 00:16:59,393
‫درسته، مرتکب اشتباهاتی شدن.

188
00:16:59,476 --> 00:17:04,273
‫اِم، ولی واسه این کارم رو
‫خیلی دوست دارم که هنوز بچه‌ان...

189
00:17:04,940 --> 00:17:07,776
‫و دیر نشده که بخوان
‫روش صحیح زندگی رو یاد بگیرن.

190
00:17:09,153 --> 00:17:11,447
‫نظرتون راجع به دنی هم از همین قراره؟

191
00:17:11,530 --> 00:17:14,867
‫وای، من اصلا بی‌خیال دنی نمی‌شم،
‫ولی دیگه بچه نیست.

192
00:17:15,409 --> 00:17:19,621
‫با توجه به رابطه‌تون، اصلا نمی‌دونین
‫چرا چنین کاری کرده؟

193
00:17:28,714 --> 00:17:29,798
‫واقعا نمی‌دونم.

194
00:17:30,632 --> 00:17:33,635
‫راستش رو بخواین، چراهای کارهای دنی
‫اصلا مطرح نیست.

195
00:17:33,719 --> 00:17:37,306
‫وقتی تو مدرسه دعوا می‌کرد،
‫یا از من پول می‌دزدید،

196
00:17:37,389 --> 00:17:40,059
‫جنس می‌فروخت و مصرف می‌کرد،
‫دلیل کارهاش...

197
00:17:41,143 --> 00:17:43,645
‫دلیل کارهاش دنی بودنش بود.

198
00:17:45,856 --> 00:17:48,025
‫یه سوال دیگه بیشتر ندارم آقای رید.

199
00:17:48,108 --> 00:17:50,360
‫اصلا بعد از تیر خوردنتون...

200
00:17:51,487 --> 00:17:53,947
‫به مسئولین نگفتین
‫کار پسرخونده‌تون بوده؟

201
00:17:55,491 --> 00:17:57,409
‫- نه.
‫- چرا نگفتین؟

202
00:17:58,160 --> 00:18:00,329
‫چون می‌خواستم ازش محافظت کنم.

203
00:18:00,412 --> 00:18:04,083
‫اِم، چون علی‌رغم کل مشکلاتمون،

204
00:18:06,710 --> 00:18:09,129
‫عین پسر خودم دوستش دارم.

205
00:18:14,968 --> 00:18:16,345
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

206
00:18:18,013 --> 00:18:21,058
‫اولین روز دادگاه خیلی پرماجرا بود
‫و ۹ شاهد مختلف،

207
00:18:21,141 --> 00:18:23,560
‫از جمله مارلین رید، ناپدری سالیوان...

208
00:18:23,644 --> 00:18:25,229
‫که مشاور زندان کودکانه،

209
00:18:25,312 --> 00:18:27,731
‫گفتن خودش تیرانداز راکفلر سنتر بوده.

210
00:18:27,815 --> 00:18:28,941
‫می‌خواست به خودتون شلیک کنه؟

211
00:18:29,024 --> 00:18:31,735
‫نمی‌دونم؛
‫ولی تلخ‌ترین درس آدم...

212
00:18:33,529 --> 00:18:36,615
‫چه بوی خوبی میاد.

213
00:18:37,282 --> 00:18:39,243
‫بیست دقیقه دیگه حاضر می‌شه.

214
00:18:39,326 --> 00:18:40,327
‫آها.

215
00:18:42,287 --> 00:18:43,497
‫به نظرت چطور بود؟

216
00:18:45,749 --> 00:18:48,335
‫اِم. لاغر شده بود.

217
00:18:48,418 --> 00:18:50,671
‫نمی‌دونم.
‫ما که اصلا صحبت نکردیم.

218
00:18:53,715 --> 00:18:57,219
‫اِم، خودم چطور بودم؟

219
00:19:04,935 --> 00:19:06,145
‫- شوخیت گرفته دیگه، مگه نه؟
‫- چیه؟

220
00:19:06,228 --> 00:19:09,273
‫صرفا می‌خوام کار درستی بکنم.

221
00:19:09,356 --> 00:19:10,941
‫پسره بهم شلیک کرده بود کندی.

222
00:19:11,024 --> 00:19:12,526
‫ای خدا.

223
00:19:17,406 --> 00:19:19,825
‫می‌رم دوش بگیرم.

224
00:19:23,745 --> 00:19:26,915
‫ویروس سین‌سیشیال تنفسی
‫به تازگی شایع شده...

225
00:19:35,632 --> 00:19:37,676
‫این‌قدر با اینجا تماس نگیر.
‫من شهادت نمی‌دم.

226
00:19:37,759 --> 00:19:38,760
‫مامان؟

227
00:19:39,720 --> 00:19:40,721
‫سلام دنی.

228
00:19:50,772 --> 00:19:52,316
‫می‌خواستم بیام ملاقاتت.

229
00:19:53,775 --> 00:19:54,776
‫اشکالی نداره.

230
00:19:59,907 --> 00:20:01,033
‫شرمنده‌ام.

231
00:20:01,116 --> 00:20:02,534
‫عزیز دلم، تقصیر تو نیست.

232
00:20:07,789 --> 00:20:08,790
‫شرمنده‌ام.

233
00:20:34,024 --> 00:20:36,109
‫اختلاله اصلا واقعی نیست.

234
00:20:36,193 --> 00:20:39,696
‫نظریه‌ای حاشیه‌ای
‫بر پایه فیلمی تلویزیونیه.

235
00:20:39,780 --> 00:20:41,365
‫خب، نظر شما راجع به دنی چیه؟

236
00:20:41,448 --> 00:20:44,034
‫اِم، خب، همون حرفم
‫خطاب به هیئت منصفه رو تکرار می‌کنم.

237
00:20:44,117 --> 00:20:46,870
‫به نظرم آقای سالیوان داره تمارض می‌کنه.

238
00:20:46,954 --> 00:20:49,623
‫داره نقش بازی می‌کنه
‫که مجازات نشه.

239
00:20:49,706 --> 00:20:52,417
‫می‌شه واسه بیننده‌ها ساده‌تر بگین؟

240
00:20:52,501 --> 00:20:55,295
‫داره ادا درمیاره که براش حبس نبرن.

241
00:20:57,798 --> 00:20:59,549
‫سعی کردم راضیش کنم
‫منطقی عمل کنه.

242
00:20:59,633 --> 00:21:00,968
‫چطور پیش رفت؟

243
00:21:01,051 --> 00:21:02,594
‫به نظر من که خوب پیش نرفت.

244
00:21:02,678 --> 00:21:06,223
‫یهویی دماغم رو شکست
‫و دزدیدش.

245
00:21:06,306 --> 00:21:08,350
‫رفتین تفنگتون رو پس بگیرین؟

246
00:21:08,433 --> 00:21:11,478
‫آره، رفتم.
‫رفتم خونه‌اش. خیلی عصبانی بودم؛

247
00:21:11,979 --> 00:21:15,065
‫ولی آشنا بودیم.
‫با خودم گفتم می‌تونیم به توافق برسیم.

248
00:21:16,858 --> 00:21:20,404
‫ولی تا سلام کردم،
‫با چوب بیسبال بهم حمله کرد.

249
00:21:20,487 --> 00:21:21,947
‫بعدش سمتم شلیک کرد.

250
00:21:24,908 --> 00:21:27,828
‫- سوال دیگه‌ای ندارم جناب قاضی.
‫- بفرمایین آقای کامیسا.

251
00:21:27,911 --> 00:21:33,500
‫ممنون، یه سوال بیشتر ندارم آقای روئیز،
‫شما چندین ساله که با دنی آشنایین.

252
00:21:35,002 --> 00:21:37,254
‫به نظرتون رفتارش
‫در کل مدت آشناییتون عادی بوده؟

253
00:21:37,337 --> 00:21:39,798
‫عادی؟

254
00:21:39,881 --> 00:21:42,843
‫پسره روانیه.
‫به عمرم روانی‌تر ازش ندیدم.

255
00:21:42,926 --> 00:21:45,929
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

256
00:21:48,890 --> 00:21:50,058
‫ترسیده بودم.

257
00:21:51,268 --> 00:21:53,103
‫به عمرم دنی رو اون‌طوری ندیده بودم.

258
00:21:55,564 --> 00:21:56,773
‫بعدش صدای شلیک به گوشم رسید.

259
00:21:56,857 --> 00:21:59,026
‫با شنیدن صدای شلیک،
‫چه فکری به ذهنت خطور کرد؟

260
00:21:59,776 --> 00:22:01,236
‫خیال می‌کردم طرف رو کشته.

261
00:22:01,945 --> 00:22:06,575
‫باور داشتی که قتل
‫در توان دنی سالیوان هست؟

262
00:22:07,534 --> 00:22:08,744
‫آره، اون لحظه باور داشتم.

263
00:22:10,412 --> 00:22:12,080
‫سوال دیگه‌ای ندارم جناب قاضی.

264
00:22:21,715 --> 00:22:22,716
‫سلام آنابل.

265
00:22:23,592 --> 00:22:26,970
‫اِم، رفتار دنی اصلا باهات خشونت‌آمیز بوده؟

266
00:22:27,471 --> 00:22:28,472
‫نه.

267
00:22:28,555 --> 00:22:31,266
‫- اصلا بهت احساس ناامنی القا کرده؟
‫- نه.

268
00:22:31,350 --> 00:22:32,768
‫بدجنس بوده؟ بدرفتاری می‌کرده؟

269
00:22:32,851 --> 00:22:34,436
‫نه. به هیچ وجه.

270
00:22:34,978 --> 00:22:38,315
‫پس دنی، دوستت، طبق شناخت خودت
‫چه‌جور آدمی بود؟

271
00:22:39,066 --> 00:22:40,108
‫مهربون بود.

272
00:22:41,526 --> 00:22:43,945
‫بی‌سروصدا بود. خجالتی بود.

273
00:22:44,905 --> 00:22:45,906
‫معمولا خجالتی بود.

274
00:22:46,531 --> 00:22:49,993
‫- معمولا؟
‫- آره، گاهی اوقات زیاد خجالتی نبود.

275
00:22:52,329 --> 00:22:53,872
‫مقداری گیج و سردرگم بود.

276
00:22:53,955 --> 00:22:56,541
‫می‌خوام مدرک شماره چهار
‫وکیل مدافع رو به شاهد نشون بدم.

277
00:22:56,625 --> 00:22:57,626
‫راحت باشین.

278
00:23:04,758 --> 00:23:05,926
‫این نقاشی برات آشناست؟

279
00:23:07,511 --> 00:23:08,637
‫آره، دنی کشیده بودش.

280
00:23:09,554 --> 00:23:10,555
‫نقاشی توئه؟

281
00:23:11,264 --> 00:23:12,349
‫آره.

282
00:23:12,432 --> 00:23:13,433
‫قشنگه.

283
00:23:14,059 --> 00:23:16,061
‫آره، قشنگه.

284
00:23:16,144 --> 00:23:18,063
‫واقعا واسه دنی عزیز بودی، مگه نه؟

285
00:23:21,942 --> 00:23:23,068
‫خودش هم واسه من عزیز بود.

286
00:23:23,735 --> 00:23:25,404
‫همین امروز در بیاناتت...

287
00:23:26,113 --> 00:23:28,407
‫راجع به شبی که آقای روئیز اومده بود...

288
00:23:28,490 --> 00:23:32,244
‫گفتی: «به عمرم دنی رو اون‌طوری ندیده بودم.»

289
00:23:32,327 --> 00:23:37,165
‫به نظرت شناختی که خودت از دنی داشتی،
‫با رفتار اون شبش مغایرتی نداشت؟

290
00:23:37,249 --> 00:23:39,960
‫دنی مهربون، بی‌سروصدا
‫و اکثر اوقات خجالتی بود...

291
00:23:39,960 --> 00:23:41,962
‫و به هیچ وجه خشونت
‫به خرج نمی‌داد.

292
00:23:42,045 --> 00:23:43,547
‫این نقاشی رو ازت کشیده بود.

293
00:23:49,553 --> 00:23:51,680
‫به نظر نمیاد جفتشون یه نفر باشن، مگه نه؟

294
00:23:53,390 --> 00:23:54,391
‫به نظر نمیاد.

295
00:23:57,352 --> 00:23:58,812
‫سوال دیگه‌ای ندارم جناب قاضی.

296
00:24:00,021 --> 00:24:02,941
‫- دادستانی درخواست بازپرسی داره.
‫- بفرمایین.

297
00:24:04,818 --> 00:24:07,362
‫تا جایی که یادته،
‫بعد از آشناییت با دنی سالیوان،

298
00:24:07,446 --> 00:24:09,656
‫اصلا به جز شب رویارویی با آقای روئیز...

299
00:24:09,739 --> 00:24:13,034
‫خشونت به خرج نداده بود؟

300
00:24:13,118 --> 00:24:14,703
‫اعتراض دارم، سوالشون نامربوطه.

301
00:24:14,786 --> 00:24:17,998
‫راجع به سابقه اعمال خشونت‌آمیز متهم
‫سوال پرسیدم.

302
00:24:18,081 --> 00:24:19,082
‫وارد نیست.

303
00:24:19,166 --> 00:24:22,752
‫دنی سالیوان اصلا به جز
‫زمان رویارویی با آقای روئیز...

304
00:24:23,712 --> 00:24:25,964
‫خشونت به خرج نداده بود؟

305
00:24:27,007 --> 00:24:27,841
‫چرا.

306
00:24:29,050 --> 00:24:31,553
‫تو دبیرستان دوست‌ی به نام بیل داشتم.

307
00:24:32,137 --> 00:24:33,263
‫دنی حسودیش شده بود.

308
00:24:33,763 --> 00:24:36,975
‫بدجوری کتکش زد.
‫بستریش کردن.

309
00:24:37,851 --> 00:24:38,852
‫یکی دیگه رو هم کتک زده بود.

310
00:24:39,686 --> 00:24:42,481
‫اون موقع با خودم گفته بودم رد داده.

311
00:24:44,316 --> 00:24:45,442
‫شاید بیل حقش بود.

312
00:24:46,526 --> 00:24:47,777
‫الان زیاد مطمئن نیستم.

313
00:24:50,530 --> 00:24:51,740
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

314
00:25:26,608 --> 00:25:29,736
‫دارن پسرت رو دم خروجی جانبی می‌پان.

315
00:25:29,819 --> 00:25:31,821
‫ظاهرا عکس قدم زدن متهم
‫فروش روزنامه‌ها رو افزایش می‌ده.

316
00:25:31,821 --> 00:25:33,615
‫فرقی نمی‌کنه عکس همون متهم رو
‫روزی دو بار چاپ کنن.

317
00:25:34,449 --> 00:25:36,326
‫می‌خوای ببینیش؟
‫می‌تونم ببرمت پیشش.

318
00:25:37,494 --> 00:25:39,621
‫نه، اون‌جوری نمی‌بینمش.

319
00:25:42,082 --> 00:25:43,083
‫خوشحالم که اومدی.

320
00:25:45,335 --> 00:25:46,795
‫همین حوالی یه رستوران داغون هست.

321
00:25:46,878 --> 00:25:49,297
‫معمولا پاتوق وکلاست،
‫ولی این ساعت خیلی بد نیست.

322
00:25:52,592 --> 00:25:54,594
‫نمی‌دونم شما چی از جونم می‌خواین.

323
00:25:56,429 --> 00:25:58,098
‫خواهش می‌کنم بگو قانعش کردی شهادت بده.

324
00:25:58,181 --> 00:26:01,268
‫اِم، اومد دیگه، مگه نه؟
‫همین پیشرفت محسوب می‌شه.

325
00:26:01,351 --> 00:26:03,603
‫پیشرفت به درد افرادی که فرصت دارن می‌خوره.

326
00:26:03,687 --> 00:26:05,188
‫دارن طوری جلوه می‌دن که این بچه...

327
00:26:05,272 --> 00:26:07,190
‫رفته ناپدری مهربونش رو اذیت کنه،

328
00:26:07,274 --> 00:26:09,734
‫در همین حین به افراد بیگناهی شلیک کرده...

329
00:26:09,818 --> 00:26:12,571
‫و الان الکی می‌گه صداهای مختلف می‌شنوه
‫که براش حبس نبرن.

330
00:26:12,654 --> 00:26:14,239
‫به نظر من که خیلی قانع‌کننده است.

331
00:26:14,322 --> 00:26:15,657
‫تو طرف کی هستی استن؟

332
00:26:16,324 --> 00:26:18,118
‫فعلا طرف بازنده‌ام.

333
00:26:18,201 --> 00:26:20,203
‫دیگه نمی‌شه تغییر موضع بدم؟

334
00:26:20,287 --> 00:26:25,709
‫یعنی امروز دادگاه بچه‌اش رو می‌بینه
‫و برمی‌گرده خونه پیش طرف.

335
00:26:25,792 --> 00:26:26,793
‫باز هم باهاش می‌مونه.

336
00:26:27,460 --> 00:26:29,129
‫ای خدا، آخه چطور ممکنه؟

337
00:26:29,212 --> 00:26:31,673
‫شاید انسان ذاتا تنهایی دوام نمیاره.

338
00:26:31,756 --> 00:26:34,217
‫می‌دونستی مغزمون
‫گیرنده‌هایی شیمیایی داره...

339
00:26:34,301 --> 00:26:36,678
‫که وقتی با بقیه ارتباط برقرار می‌کنیم،
‫فعال می‌شن؟

340
00:26:36,761 --> 00:26:39,139
‫- عه، واقعا؟
‫- واقعا فعال می‌شه...

341
00:26:39,222 --> 00:26:41,516
‫- تا بهمون احساس امنیت دست بده.
‫- هوم.

342
00:26:42,559 --> 00:26:46,313
‫ولی گاهی اوقات بقیه
‫در امان نیستن.

343
00:26:46,396 --> 00:26:49,899
‫آره، گل گفتی.

344
00:26:49,983 --> 00:26:52,068
‫حس می‌کنم می‌خوای
‫راجع به همسر سابقت شوخی کنی.

345
00:26:52,152 --> 00:26:54,529
‫تو فکرش بودم.

346
00:26:55,071 --> 00:26:56,364
‫حرفت رو بزن.

347
00:26:56,865 --> 00:26:59,826
‫آدم‌ها می‌تونن به طرق مختلفی
‫به همدیگه آسیب بزنن.

348
00:26:59,909 --> 00:27:01,703
‫آره، حالا کجاش رو دیدی؟

349
00:27:05,957 --> 00:27:10,253
‫در موارد نادری چون دنی،
‫ذهن آدم تحت عذاب بیش از حد فرو می‌پاشه.

350
00:27:10,337 --> 00:27:11,921
‫ولی اکثر افراد...

351
00:27:12,005 --> 00:27:14,299
‫به طریقی عادی 
‫اون گیرنده‌ها رو...

352
00:27:14,382 --> 00:27:19,262
‫فعال می‌کنن،
‫از تجربه عذابشون اجتناب می‌کنن.

353
00:27:19,846 --> 00:27:22,849
‫- روش‌های مؤثری‌ان.
‫- با آدم نامناسب بودن هم مؤثره،

354
00:27:22,932 --> 00:27:25,769
‫آخه حداقل عذابشون آشناست.

355
00:27:28,229 --> 00:27:33,693
‫به نظر من، اگه رابطه‌ای
‫آدم رو از هم بپاشه،

356
00:27:33,777 --> 00:27:37,697
‫گاهی اوقات عامل بهبود یافتنش هم می‌شه.

357
00:27:38,281 --> 00:27:40,033
‫خواهش می‌کنم بگو منظورت این نیست
‫که راه‌حلش عشقه.

358
00:27:40,116 --> 00:27:42,869
‫در واقع منظورم همینه.

359
00:27:42,952 --> 00:27:43,995
‫هوم.

360
00:27:45,830 --> 00:27:48,833
‫عین همون ماجرای شلیک تیره
‫که جک به دنی گفته بود.

361
00:27:48,917 --> 00:27:52,295
‫ترس از عذاب
‫از خود عذاب خیلی بدتره.

362
00:27:53,463 --> 00:27:55,256
‫جک؟ جک خیالی رو می‌گی دیگه؟

363
00:27:55,882 --> 00:27:56,883
‫آره.

364
00:28:01,346 --> 00:28:02,764
‫همه‌مون آسیب دیدیم.

365
00:28:02,847 --> 00:28:04,057
‫بعضی‌ها بیشتر از بقیه آسیب دیدن.

366
00:28:06,810 --> 00:28:10,480
‫گاهی اوقات هم تمایل نداریم
‫به روابط مخرب خاتمه ببخشیم.

367
00:28:10,563 --> 00:28:15,068
‫گیرنده‌هامون فعال می‌شن و بهمون می‌گن
‫همینی رو که داریم از دست ندیم.

368
00:28:15,151 --> 00:28:17,445
‫عه، عه، عه. بیا اینجا.

369
00:28:17,529 --> 00:28:22,242
‫حتی گاهی به پیدا کردن
‫رابطه‌ای بهتر و سالم‌تر می‌چربه.

370
00:28:23,284 --> 00:28:24,786
‫اما حق انتخاب داریم.

371
00:28:26,621 --> 00:28:28,373
‫در واقع، همیشه حق انتخاب داریم.

372
00:28:28,957 --> 00:28:31,584
‫کافیه یادمون باشه
‫که سعی کنیم انتخابمون رو عملی کنیم.

373
00:28:31,668 --> 00:28:35,296
‫یادمون باشه ارتباط برقرار کردن
‫دو جانبه با بقیه...

374
00:28:36,506 --> 00:28:37,966
‫یکی از راه‌های خلاص شدن از عذابه.

375
00:28:41,469 --> 00:28:42,804
‫منظورم این نیست که کار راحتیه.

376
00:28:45,056 --> 00:28:46,141
‫کار سختیه.

377
00:28:46,182 --> 00:28:47,434
‫[رستوران چینی «چونگ گاردن»]
‫[دارین به ایالات متحده برمی‌گردین]

378
00:28:48,017 --> 00:28:49,018
‫کار وحشتناکیه.

379
00:28:52,731 --> 00:28:54,983
‫باید عین دنی شجاع بوده...

380
00:28:55,900 --> 00:28:57,193
‫و درخواست کمک کنیم.

381
00:28:58,820 --> 00:29:00,155
‫مجبور نیستیم تنها باشیم.

382
00:29:02,657 --> 00:29:03,658
‫خاموشیه.

383
00:29:10,999 --> 00:29:12,876
‫ازش برام بگو. چه‌جور آدمی بود؟

384
00:29:13,668 --> 00:29:17,338
‫آریانا... خیلی متفاوت بود.

385
00:29:18,339 --> 00:29:20,383
‫پس دنی رو می‌شناسین؟
‫دنی رو دیدین؟

386
00:29:20,467 --> 00:29:22,635
‫چند هفته پیش تو «رایکر» باهاش آشنا شدم.

387
00:29:22,719 --> 00:29:25,930
‫خبرش رو تو روزنامه خوندم
‫و رفتم اونجا.

388
00:29:26,014 --> 00:29:28,433
‫گمون کنم صرفا می‌خواستم
‫شرایط رو درک کنم.

389
00:29:28,516 --> 00:29:30,351
‫خب، تو «رایکر» به چه نتیجه‌ای رسیدین؟

390
00:29:34,105 --> 00:29:35,106
‫با یه غریبه مواجه شدم.

391
00:29:40,445 --> 00:29:43,823
‫آقای ویلیامز، شما اصلا با متهم
‫غذا نخورده بودین.

392
00:29:43,907 --> 00:29:46,034
‫- اصلا خونه‌اش رو ندیده بودین، مگه نه؟
‫- ندیده بودم.

393
00:29:46,117 --> 00:29:47,744
‫- اصلا دوستانش رو دیده بودین؟
‫- نه.

394
00:29:47,827 --> 00:29:49,454
‫- خانواده‌اش رو چی؟
‫- نه.

395
00:29:50,830 --> 00:29:53,166
‫چطور ممکنه این مرد رو خوب بشناسین؟

396
00:30:00,799 --> 00:30:05,595
‫[بادام‌زمینی] [رولت نیمرو]
‫[قهوه] [شیرینی]

397
00:30:05,595 --> 00:30:06,596
‫من حساب می‌کنم.

398
00:30:06,679 --> 00:30:07,806
‫آقای کامیسا...

399
00:30:07,889 --> 00:30:09,641
‫استن صدام کنین. ضمنا، من با ایشون
‫حساب و کتاب دارم.

400
00:30:09,682 --> 00:30:10,308
‫خودت بهشون بگو سم.

401
00:30:10,975 --> 00:30:12,060
‫واقعا بهم بدهکاره.

402
00:30:12,143 --> 00:30:14,687
‫مشتری دائمی اینجام.
‫زحمتی نیست. بذارین حساب کنم.

403
00:30:19,234 --> 00:30:20,610
‫قراره شکست بخوریم کندی.

404
00:30:20,693 --> 00:30:24,239
‫اختلال تجزیه هویت یه دلیل بیشتر نداره،

405
00:30:25,031 --> 00:30:27,242
‫ولی ما نمی‌تونیم وقوعش رو اثبات کنیم.

406
00:30:27,325 --> 00:30:29,911
‫تازه، دنی هم وقوعش رو انکار می‌کنه
‫که دیگه بدتر.

407
00:30:29,994 --> 00:30:31,996
‫انگار می‌خوایم بگیم یکی موجی شده،

408
00:30:32,080 --> 00:30:34,249
‫ولی خودش قسم می‌خوره
‫تا حالا جنگ رو از نزدیک ندیده.

409
00:30:34,332 --> 00:30:36,417
‫پایه و اساس دفاعیه‌مون همینه.

410
00:30:36,501 --> 00:30:38,211
‫خب، پس دفاعیه نامناسبی ارائه دادین.

411
00:30:38,294 --> 00:30:38,837
‫کندی...

412
00:30:38,878 --> 00:30:40,463
‫ضمنا، باید این شرایط رو
‫پیش‌بینی می‌کردین.

413
00:30:40,547 --> 00:30:42,799
‫خب، خیال کردی واسه چی
‫بارها باهات تماس گرفتم؟

414
00:30:42,882 --> 00:30:45,468
‫تماس با من که راهبرد حقوقی محسوب نمی‌شه.

415
00:30:45,552 --> 00:30:47,804
‫برات احضاریه هم فرستادم
‫که محسوب می‌شه.

416
00:30:48,304 --> 00:30:49,597
‫ولی تو نادیده گرفتیش.

417
00:30:50,598 --> 00:30:52,767
‫می‌تونم از قاضی بخوام
‫به خاطر اهانت به دادگاه محکومت کنه.

418
00:30:55,895 --> 00:30:59,858
‫ببین، لطفا در جایگاه حاضر شو.

419
00:30:59,941 --> 00:31:01,568
‫کافیه بهشون بگی
‫چی به سر دنی اومده.

420
00:31:02,986 --> 00:31:06,739
‫اصلا خودت می‌دونی
‫الان داری چه اتهامی وارد می‌کنی؟

421
00:31:06,823 --> 00:31:07,907
‫خب، شوهرت بیماره کنـ...

422
00:31:07,949 --> 00:31:10,118
‫به شوهرم وارد نمی‌کنی،
‫به خودم وارد می‌کنی.

423
00:31:13,037 --> 00:31:15,248
‫برو بگو به دادگاه اهانت کردم.

424
00:31:24,716 --> 00:31:30,513
‫ذهن آدم خیلی خارق‌العاده است
‫و از پس تغییرات خارق‌العاده‌ای برمیاد.

425
00:31:30,597 --> 00:31:34,100
‫صرفا تغییرات صوتی ایجاد نمی‌کنه،
‫تغییرات جسمانی و مهارتی هم ایجاد می‌کنه.

426
00:31:34,183 --> 00:31:36,311
‫از ساز زدن گرفته تا استاد شطرنج شدن،

427
00:31:36,394 --> 00:31:38,813
‫زبان خارجی یاد گرفتن
‫و جمع رو به دست گرفتن.

428
00:31:38,897 --> 00:31:41,107
‫آدم نمی‌تونه ادای چنین چیزهایی رو دربیاره.

429
00:31:41,190 --> 00:31:43,693
‫افراد مذکور پیش‌زمینه‌های مختلفی دارن.

430
00:31:43,776 --> 00:31:45,653
‫از هر نژاد و سنی هستن.

431
00:31:45,737 --> 00:31:47,238
‫تشخیص اختلالی که انگ اجتماعی...

432
00:31:47,322 --> 00:31:49,991
‫به همراه داره،
‫اصلا به نفع این افراد نیست.

433
00:31:50,074 --> 00:31:51,576
‫اختلال تجزیه هویت واقعیه.

434
00:31:51,659 --> 00:31:55,079
‫درد و عذاب بیماران دچار
‫اختلال تجزیه هویت هم...

435
00:31:55,079 --> 00:31:56,706
‫از درک اکثر ما خارجه.

436
00:31:58,124 --> 00:32:00,919
‫باید با همدلی و دلسوزی
‫باهاشون برخورد کنیم.

437
00:32:00,960 --> 00:32:02,921
‫خب، چه درد و عذابی کشیدن؟

438
00:32:03,004 --> 00:32:05,757
‫همه نمی‌تونن ادعا کنن
‫شخصیت‌های متفاوتی درونشون شکل گرفته؟

439
00:32:05,840 --> 00:32:07,133
‫توضیحاتم واضح بود.

440
00:32:07,216 --> 00:32:09,260
‫این اختلال فقط شامل حال...

441
00:32:09,344 --> 00:32:13,264
‫بیمارانی می‌شه که در کودکی
‫آسیب روانی سهمگینی دیده باشن...

442
00:32:13,973 --> 00:32:15,058
‫و معمولا ناشی از تعرض 

443
00:32:15,642 --> 00:32:17,852
‫معمولا یکی از معتمدترین افراد زندگیشون...

444
00:32:17,936 --> 00:32:19,270
‫در آسیب‌پذیرترین دوران زندگیشون...

445
00:32:19,354 --> 00:32:23,066
‫که باید ازشون محافظت می‌شد،
‫بهشون خیانت می‌کنه.

446
00:32:23,566 --> 00:32:27,195
‫مقابله با چنین اتفاقی
‫از توان ذهن کودکان خارجه.

447
00:32:27,278 --> 00:32:29,781
‫از پس تحلیل اون همه تناقض برنمیاد.

448
00:32:30,949 --> 00:32:34,869
‫در نتیجه، روانش دو نیم شده
‫و اولین شخصیت موازی ایجاد می‌شه.

449
00:32:35,370 --> 00:32:36,537
‫خود بچه کنار می‌ره.

450
00:32:37,121 --> 00:32:38,581
‫یکی دیگه سکان رو به دست می‌گیره.

451
00:32:38,665 --> 00:32:43,419
‫شخصیت جدید
‫زندگی در دنیایی وحشتناک رو بهتر بلده.

452
00:32:45,088 --> 00:32:46,547
‫همین‌جوری شروع می‌شه.

453
00:32:47,173 --> 00:32:51,803
‫ساختاری دفاعی
‫مقابل عذابی وحشتناک و تصورناپذیره.

454
00:32:53,513 --> 00:32:54,764
‫می‌شه از دنی برام بگین؟

455
00:32:57,266 --> 00:32:59,894
‫دنی رو اولین بار بعد از بازداشتش
‫تو کلانتری دیدم.

456
00:32:59,978 --> 00:33:01,437
‫ولی خود دنی نبود، جانی بود.

457
00:33:01,521 --> 00:33:02,730
‫خب، جانی کیه؟

458
00:33:02,814 --> 00:33:06,484
‫جانی یکی از شخصیت‌های متعدد دنیه.
‫واقعا تردست ماهریه.

459
00:33:07,151 --> 00:33:10,154
‫خلاصه جانی سکان رو به دست گرفت
‫که دستبندش رو باز کنه.

460
00:33:12,407 --> 00:33:14,283
‫خب، توصیفاتتون...

461
00:33:14,367 --> 00:33:19,288
‫از به اصطلاح شخصیت‌های دنی
‫حقیقت داره یا حدس و گمان خودتونه؟

462
00:33:19,372 --> 00:33:21,082
‫تشخیص پزشکی بنده است.

463
00:33:21,165 --> 00:33:24,085
‫اصلا دنی بهتون گفته
‫به نظرش چندین شخصیت مختلف داره؟

464
00:33:24,168 --> 00:33:25,003
‫نه، ولی این‌طور نـ...

465
00:33:25,086 --> 00:33:28,464
‫در واقع، خودتون اول این فکر رو
‫تو سرش ننداختین؟

466
00:33:28,548 --> 00:33:31,509
‫درسته، چون علائمش حاکی از همین اختلال بود.

467
00:33:31,592 --> 00:33:32,677
‫به قول شما این‌طوره.

468
00:33:33,261 --> 00:33:35,054
‫ولی خیلی رو این پرونده تکیه کردین، مگه نه؟

469
00:33:35,638 --> 00:33:36,639
‫گمون نکنم متوجه منظورتون شده باشم.

470
00:33:36,723 --> 00:33:39,058
‫خرج تحقیقاتتون رو کی می‌ده؟
‫درآمدتون از کجاست؟

471
00:33:39,726 --> 00:33:42,353
‫هزینه اکثر کارهام با وام تأمین می‌شه.

472
00:33:42,437 --> 00:33:44,480
‫- مثل وام رایلینگ؟
‫- درسته.

473
00:33:44,564 --> 00:33:46,524
‫- ولی پارسال مختومه اعلام شد.
‫- درسته.

474
00:33:46,607 --> 00:33:50,111
‫خب، درسته که دانشگاهتون
‫اخیرا درخواست مجدد وامتون رو...

475
00:33:50,194 --> 00:33:51,404
‫رد کرده؟

476
00:33:51,487 --> 00:33:55,033
‫بودجه‌شون محدوده،
‫ولی بهار دوباره درخواست می‌دم.

477
00:33:55,116 --> 00:33:57,243
‫- شما استاد دائم هستین؟
‫- قراره سال بعد بشم.

478
00:33:57,326 --> 00:33:59,203
‫خب، حالا که سرمایه‌تون رو به اتمامه،

479
00:33:59,287 --> 00:34:02,582
‫وامتون لغو شده
‫و پای استاد دائمی شدنتون وسطه،

480
00:34:02,665 --> 00:34:06,044
‫منصفانه است که بگیم
‫الان پرونده‌ای حیاتی دستتونه؟

481
00:34:06,127 --> 00:34:08,129
‫- اعتراض دارم.
‫- سوالم رو پس می‌گیرم.

482
00:34:08,212 --> 00:34:12,216
‫منصفانه است که بگیم
‫چنین پرونده مهمی...

483
00:34:12,300 --> 00:34:14,510
‫احتمالا فرصت مهمی براتون به ارمغان میاره؟

484
00:34:15,511 --> 00:34:17,180
‫این‌جوری فرصت دارین
‫به شهرت برسین.

485
00:34:18,139 --> 00:34:20,850
‫- من بیمارانم رو فرصت محسوب نمی‌کنم.
‫- واقعا؟

486
00:34:20,933 --> 00:34:23,519
‫خب، پس واسه چی به اون کلانتری رفتین؟

487
00:34:24,020 --> 00:34:27,440
‫به خاطر صحبت با کارآگاهی بود...

488
00:34:27,523 --> 00:34:28,775
‫که اطلاعات پرونده دنی رو
‫باهاتون در میون گذاشت؟

489
00:34:28,775 --> 00:34:29,233
‫اعتراض دارم.

490
00:34:29,317 --> 00:34:31,277
‫وارده. حواستون رو جمع کنین خانم دادرس.

491
00:34:31,861 --> 00:34:33,029
‫سوالم رو پس می‌گیرم.

492
00:34:33,905 --> 00:34:37,158
‫واسه چی تو «رایکرز» هم
‫به ملاقات متهم رفتین؟

493
00:34:37,241 --> 00:34:41,996
‫واسه وکلایی که این‌جوری پرونده جور می‌کنن،
‫لقب خاصی داریم.

494
00:34:42,080 --> 00:34:43,539
‫- بهشون می‌گیم آمبولانس‌دنبال‌کن.
‫- اعتراض دارم.

495
00:34:43,623 --> 00:34:46,042
‫- وارده.
‫- بذارین به نحو دیگه‌ای بیان کنم.

496
00:34:46,626 --> 00:34:50,797
‫وقتی به اون کلانتری رفته بودین،
‫امیدوار بودین چی نصیبتون بشه؟

497
00:34:50,880 --> 00:34:52,507
‫امیدوار نبودم چیزی نصیبم بشه.

498
00:34:52,590 --> 00:34:56,052
‫ببینین، شرمنده‌ام،
‫ولی به این راحتی باور نمی‌کنم.

499
00:34:57,011 --> 00:35:01,182
‫اطلاعی از بچه‌ای به گوشتون رسید.
‫بی‌خیال همه‌چی شدین.

500
00:35:01,265 --> 00:35:03,267
‫خودتون رو از اون سر منهتن رسوندین.

501
00:35:03,351 --> 00:35:06,062
‫-- با چی رفتین؟ با اتوبوس؟ با مترو؟
‫- با مترو رفتم.

502
00:35:06,145 --> 00:35:08,606
‫یعنی می‌گین وقتی سوار مترو بودین،

503
00:35:08,689 --> 00:35:11,109
‫امیدوار نبودین خودش باشه؟

504
00:35:11,192 --> 00:35:12,777
‫امیدوار نبودین با این یکی مشهور بشین؟

505
00:35:12,860 --> 00:35:14,946
‫امیدوار نبودین با این یکی
‫در سطح کشور مشهور بشین؟

506
00:35:15,029 --> 00:35:16,322
‫- به هیچ وجه.
‫- اعتراض دارم.

507
00:35:16,405 --> 00:35:17,740
‫بالاخره اثر کرد.

508
00:35:17,824 --> 00:35:20,034
‫جناب قاضی، شاهد که متهم نیست.

509
00:35:20,118 --> 00:35:22,537
‫وارده. ادامه بدین خانم دادرس.

510
00:35:22,620 --> 00:35:25,373
‫خیلی‌خب دکتر. یه سوال دیگه بیشتر ندارم.

511
00:35:25,456 --> 00:35:27,041
‫وکیل مدافع ادعا می‌کنه...

512
00:35:27,125 --> 00:35:33,506
‫شما ادعا می‌کنین دلیل به اصطلاح
‫اختلال تجزیه هویت دنی...

513
00:35:34,715 --> 00:35:36,467
‫تعرض در دوران کودکیه.

514
00:35:38,219 --> 00:35:40,763
‫متهم اصلا در طول جلساتتون...

515
00:35:42,140 --> 00:35:44,684
‫بهتون گفته مورد آزار و اذیت قرار گرفته؟

516
00:35:48,604 --> 00:35:51,649
‫دکتر گودوین، تا حالا کسی بهتون گفته...

517
00:35:51,732 --> 00:35:56,529
‫یا خود متهم ادعا کرده
‫بهش تعرض کردن؟

518
00:35:58,281 --> 00:36:00,324
‫پاسخ سوالم بله یا خیره.

519
00:36:04,579 --> 00:36:05,663
‫دکتر گودوین؟

520
00:36:11,711 --> 00:36:12,545
‫خیر.

521
00:36:16,507 --> 00:36:17,800
‫سوال دیگه‌ای ندارم جناب قاضی.

522
00:36:19,010 --> 00:36:20,887
‫دکتر گودوین، دکتر گودوین؟

523
00:36:23,890 --> 00:36:25,600
‫چه دفاعی از موکلتون دارین؟

524
00:36:25,683 --> 00:36:27,977
‫دکتر گودوین، چه دفاعی از خودتون دارین؟

525
00:36:44,368 --> 00:36:45,786
‫یعنی داشتی ازش سواستفاده می‌کردی؟

526
00:36:48,289 --> 00:36:50,583
‫کندی، اصلا این‌طور نیست.

527
00:36:50,666 --> 00:36:52,335
‫کامیسا هم لقمه بزرگ‌تر از دهنش برداشته.

528
00:36:52,418 --> 00:36:54,462
‫- استن وکیل خوبیه.
‫- وکیل معاضدت قضاییه.

529
00:36:54,545 --> 00:36:55,838
‫داره تمام تلاشش رو می‌کنه.

530
00:36:55,922 --> 00:36:57,465
‫داره از هم می‌پاشه.

531
00:36:57,548 --> 00:36:58,674
‫همه دارن از هم می‌پاشن.

532
00:37:00,134 --> 00:37:02,261
‫- واسه چی اومدی اینجا؟
‫- آخه می‌دونم تهش چی می‌شه.

533
00:37:02,345 --> 00:37:04,013
‫می‌دونم همه‌تون کی رو مقصر می‌دونین.

534
00:37:05,306 --> 00:37:07,767
‫ولی چرت می‌گین.
‫خودتون روسیاهش کردین.

535
00:37:11,354 --> 00:37:12,438
‫کندی، من...

536
00:37:13,314 --> 00:37:15,858
‫من واسه پسرت به هر دری زدم.

537
00:37:17,526 --> 00:37:20,613
‫دلم شکسته؛
‫ولی عذاب وجدان ندارم.

538
00:37:20,696 --> 00:37:21,530
‫من هم ندارم.

539
00:37:21,614 --> 00:37:23,991
‫اگه نداشتی،
‫تا اینجا تعقیبم نمی‌کردی.

540
00:37:25,368 --> 00:37:26,577
‫ضمنا، اشتباه می‌کنی.

541
00:37:26,661 --> 00:37:29,914
‫من به هیچ وجه تو رو مقصر نمی‌دونم.

542
00:37:42,718 --> 00:37:47,056
‫اولین سال کارآموزیم
‫بیماری به نام آنا داشتم.

543
00:37:49,642 --> 00:37:53,771
‫شش مرد مختلف طی هشت سال
‫شش بار...

544
00:37:53,854 --> 00:37:55,273
‫به آنا تعرض کرده بودن.

545
00:37:55,356 --> 00:37:57,275
‫خودش هم ۱۹ ساله بود کندی.

546
00:37:57,900 --> 00:37:59,151
‫چه توضیحی براش ارائه می‌دی؟

547
00:38:01,404 --> 00:38:04,699
‫پدیده وحشتناکی وجود داره.

548
00:38:06,075 --> 00:38:07,785
‫قربانیان تعرض دوام میارن.

549
00:38:07,868 --> 00:38:12,456
‫جون سالم به در می‌برن،
‫ولی یکی دیگه بهشون تعرض می‌کنه.

550
00:38:14,166 --> 00:38:20,089
‫من هم با شنیدن این روایات با خودم می‌گفتم:
‫«وای خدایا، چقدر بیچاره‌ان.»

551
00:38:21,090 --> 00:38:23,467
‫«بدشانس‌ترین افراد روی زمینن.»

552
00:38:24,802 --> 00:38:26,804
‫ولی به شانس ربطی نداره.

553
00:38:26,887 --> 00:38:29,515
‫تغییر وحشتناکی در ذات آدمه.

554
00:38:31,642 --> 00:38:36,647
‫آخه تو دوران کودکی مجبورشون می‌کنن

555
00:38:38,399 --> 00:38:40,943
‫بهشون یاد می‌دن مورد تعرض واقع بشن.

556
00:38:41,652 --> 00:38:46,115
‫شکارچی‌ها استاد پیدا کردن شکارشونن.

557
00:38:46,907 --> 00:38:50,077
‫خصوصیاتی رو که بقیه نمی‌بینن، تشخیص می‌دن.

558
00:38:50,661 --> 00:38:54,707
‫از خصوصیات شیمیایی گرفته تا روانی،
‫رفتاری و غیرکلامی.

559
00:38:56,959 --> 00:38:59,003
‫شکارچی جماعت همه‌شون رو
‫به وضوح تشخیص می‌ده.

560
00:38:59,503 --> 00:39:02,631
‫ضمنا، هرچقدر تکرار کنم، کم گفتم...

561
00:39:05,217 --> 00:39:09,221
‫که کنترل هیچ‌کدومشون
‫دست قربانی نیست.

562
00:39:11,515 --> 00:39:14,894
‫هیچ‌کدومشون تقصیر قربانی نیست.

563
00:39:18,689 --> 00:39:20,858
‫تو و دنی شکار محسوب می‌شدین...

564
00:39:21,817 --> 00:39:24,695
‫و گمون نکنم مارلین
‫اولین شکارچی عمرتون باشه.

565
00:39:26,280 --> 00:39:27,406
‫تقصیر خودتون هم نیست.

566
00:39:29,658 --> 00:39:31,702
‫ضمنا، من واقعا خیلی برات ناراحتم.

567
00:39:33,037 --> 00:39:35,247
‫آخه هیچ کاری نکرده بودی
‫که سزاوار چنین بلایی باشی.

568
00:39:38,167 --> 00:39:42,046
‫در نتیجه، نه‌خیر... تو رو مقصر نمی‌دونم.

569
00:39:44,298 --> 00:39:45,299
‫اصلا مقصر نمی‌دونمت؛

570
00:39:47,843 --> 00:39:52,640
‫ولی امیدوارم در جایگاه حاضر بشی...

571
00:39:53,307 --> 00:39:59,063
‫تا شاید بالاخره بتونی
‫خودت رو مقصر ندونی.

572
00:40:07,738 --> 00:40:08,739
‫مارلین.

573
00:40:16,747 --> 00:40:19,333
‫می‌فهمی داری چه درخواستی ازم می‌کنی؟

574
00:40:21,460 --> 00:40:22,920
‫توانایی تحمل...

575
00:40:25,548 --> 00:40:27,133
‫عذاب وجدانت بیشتره یا سوگ؟

576
00:40:38,477 --> 00:40:41,480
‫بیش از حد بیکن درست می‌کنی.
‫واسه سلامتیم مضره.

577
00:40:43,232 --> 00:40:45,317
‫صرفا چون خودت دوست داری
‫درست می‌کنم.

578
00:40:45,401 --> 00:40:47,695
‫آها، خب، زندگی رو هم دوست دارم.
‫پس کمتر درست کن.

579
00:40:47,778 --> 00:40:50,322
‫بیا قبول کنیم...
‫بد نیست چند کیلو کم کنم.

580
00:40:51,657 --> 00:40:53,284
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم.

581
00:40:54,827 --> 00:40:55,828
‫فعلا.

582
00:42:15,824 --> 00:42:16,825
‫سلام عزیز دلم.

583
00:42:17,451 --> 00:42:21,330
‫با خودم گفتم یه سر بیام
‫و تو دادگاه ببینمت.

584
00:42:23,958 --> 00:42:27,836
‫من آدم احمقی نیستم کندی.
‫می‌دونم واسه چی اومدی اینجا.

585
00:42:27,920 --> 00:42:29,338
‫می‌دونم می‌خوای چی بگی.

586
00:42:29,421 --> 00:42:31,632
‫حتی نمی‌خوام بهت بگم نگو.

587
00:42:31,715 --> 00:42:33,092
‫هر کاری می‌خوای بکن.

588
00:42:33,801 --> 00:42:37,596
‫ولی اگه بهت نگم
‫حرف‌هات...

589
00:42:37,680 --> 00:42:39,640
‫و این دروغ وحشتناک...

590
00:42:39,723 --> 00:42:41,725
‫کل دنیات رو تو یه چشم به زدن...

591
00:42:41,767 --> 00:42:45,646
‫از این رو به اون رو می‌کنه،
‫وظیفه خودم رو به جا نیاوردم.

592
00:42:46,855 --> 00:42:49,275
‫مثلا ملت تو فروشگاه «ای اند پی»
‫بهت زل می‌زنن...

593
00:42:49,275 --> 00:42:50,693
‫و کل مردم شهر پچ‌پچ می‌کنن:

594
00:42:50,776 --> 00:42:52,778
‫«چه‌جور مادری اجازه چنین کاری رو می‌ده؟»

595
00:42:53,487 --> 00:42:55,489
‫خب، مسلما شوهرت رو از دست می‌دی.

596
00:42:55,573 --> 00:42:58,784
‫در نهایت شغل و خونه‌ات رو
‫هم از دست می‌دی.

597
00:42:59,785 --> 00:43:02,997
‫بدتر از همه، توهم هویتت رو از دست می‌دی.

598
00:43:03,831 --> 00:43:08,419
‫همه هم بدون توهم هویتت،
‫می‌فهمن چه اجازه‌ای دادی و چه اعترافی کردی.

599
00:43:10,546 --> 00:43:11,964
‫دنی چیزی جز این نمی‌بینه.

600
00:43:13,549 --> 00:43:14,842
‫یعنی اون رو هم از دست می‌دی.

601
00:43:22,266 --> 00:43:24,059
‫دنی در دوران کودکی چه‌طور بود؟

602
00:43:24,143 --> 00:43:27,605
‫پسر خوبی بود. پسر مهربونی بود.

603
00:43:28,397 --> 00:43:31,025
‫- ولی همیشه متفاوت بود؟
‫- چه تفاوتی داشت؟

604
00:43:32,610 --> 00:43:38,616
‫گمون کنم بیش از حد حساس بود.
‫لطیف بود.

605
00:43:42,911 --> 00:43:48,167
‫دنیا جای طاقت‌فرساییه،
‫ما هم کسی رو جز خودمون نداشتیم.

606
00:43:50,836 --> 00:43:54,632
‫خانم رید، مجبورم الان
‫سوالات دشواری ازتون بپرسم.

607
00:43:54,715 --> 00:43:56,717
‫لازم نیست سریع جوابم رو بدین، خب؟

608
00:44:02,931 --> 00:44:06,977
‫به نظرتون اصلا به دنی، پسرتون،
‫تعرض  کردن؟

609
00:44:07,061 --> 00:44:08,062
‫اعتراض دارم.

610
00:44:08,145 --> 00:44:13,150
‫اگه شخصا شاهد وقوع تعرض نبوده باشن،
‫هر پاسخی حدس و گمان محسوب می‌شه.

611
00:44:13,233 --> 00:44:17,071
‫جناب قاضی، اکثر تعرضات در خفا
‫و بدون شاهد رخ می‌دن.

612
00:44:17,154 --> 00:44:20,115
‫اگه مادر بچه شاهد مناسبی واسه وقایع...

613
00:44:20,199 --> 00:44:22,910
‫خونه خودش محسوب نشه،
‫کی رو احضار کنیم؟

614
00:44:23,869 --> 00:44:26,372
‫وارد نیست. بفرمایین.

615
00:44:26,872 --> 00:44:30,000
‫خانم رید، به نظرتون
‫اصلا به دنی تعرض کردن؟

616
00:44:44,390 --> 00:44:45,391
‫نه.

617
00:44:46,892 --> 00:44:49,895
‫- عذر می‌خوام. بذارین سوالم رو تکرار کنم.
‫- به نظرم بهش تعرض نکردن.

618
00:44:51,814 --> 00:44:56,443
‫خانم رید... درک می‌کنم
‫که تحت شرایط دشواری هستین.

619
00:44:57,027 --> 00:44:59,363
‫صرفا می‌خوام بهتون یادآوری کنم
‫که سوگند یاد کردین.

620
00:45:01,240 --> 00:45:03,867
‫مطمئنین اصلا بهش تعرض نشده؟

621
00:45:03,951 --> 00:45:04,952
‫اعتراض دارم.

622
00:45:05,035 --> 00:45:06,370
‫مطمئنین هیچی به گوشتون نخورده؟

623
00:45:06,453 --> 00:45:07,496
‫سوالشون رو کردن
‫و جوابشون رو گرفتن.

624
00:45:07,579 --> 00:45:09,707
‫- مطمئنین هیچ مشاهداتی نداشـ...
‫- اعتراض وارده.

625
00:45:16,380 --> 00:45:17,381
‫خانم رید؟

626
00:45:18,590 --> 00:45:19,591
‫نه.

627
00:45:23,137 --> 00:45:24,138
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

628
00:45:25,055 --> 00:45:26,056
‫خانم ریچاردز.

629
00:45:27,474 --> 00:45:28,642
‫سوالی ندارم جناب قاضی.

630
00:45:28,726 --> 00:45:30,519
‫شاهد می‌تونه بره.

631
00:45:45,784 --> 00:45:47,911
‫جلسه امروز به اتمام می‌رسه
‫و فردا ادامه می‌دیم.

632
00:45:47,995 --> 00:45:49,371
‫لطفا هیئت منصفه رو
‫تا بیرون همراهی کنین.

633
00:45:51,290 --> 00:45:52,291
‫همگی بلند شین.

634
00:46:00,507 --> 00:46:01,759
‫دنی، بلند شو.
