﻿1
00:00:31,197 --> 00:00:32,699
‫غروب رو دیدی؟

2
00:00:36,077 --> 00:00:39,164
‫آسمون خیلی رنگارنگ شده.

3
00:00:39,164 --> 00:00:42,125
‫ای خدا. غروب که اصلا از اینجا معلوم نیست.

4
00:00:42,125 --> 00:00:43,543
‫می‌تونم تصورش کنم.

5
00:00:45,628 --> 00:00:47,547
‫این‌طور که پیداست، استاد تصور کردنم.

6
00:00:48,882 --> 00:00:53,261
‫دنی، پیشم بمون. بذار کمکت کنم.

7
00:00:55,346 --> 00:00:56,931
‫اشکالی نداره. خودم ردیفش می‌کنم.

8
00:00:57,849 --> 00:00:59,017
‫نمی‌کنی.

9
00:00:59,017 --> 00:01:02,645
‫کمک لازم داری. بذار کمکت کنم.

10
00:01:05,190 --> 00:01:07,400
‫دیگه می‌تونم حضورت رو مسدود کنم.

11
00:01:07,400 --> 00:01:11,738
‫چه عالی. درود بر روان‌درمانی.

12
00:01:15,283 --> 00:01:17,410
‫دنی، بیدار شو.

13
00:01:17,410 --> 00:01:19,079
‫دنی، خواهش می‌کنم
‫بذار حضور پیدا کنم.

14
00:01:19,079 --> 00:01:22,123
‫چی؟

15
00:01:23,792 --> 00:01:25,043
‫همه‌جا ساکته.

16
00:01:33,009 --> 00:01:35,386
‫تا حالا اصلا ساکت نبوده.

17
00:01:42,685 --> 00:01:43,770
‫دنی.

18
00:01:46,481 --> 00:01:48,817
‫دنی، بیدار شو.

19
00:03:29,375 --> 00:03:37,759
‫«اتاق شلوغ»
‫«فصل یکم، قسمت دهم»

20
00:03:57,487 --> 00:03:59,489
‫ببین، ببین، ببین. بچه‌ها رو بنداز تو گونی.

21
00:04:00,281 --> 00:04:02,700
‫سفت ببندش.
‫این‌جوری قطع تنفسشون رو می‌فهمی.

22
00:04:16,589 --> 00:04:18,341
‫لطفا نفر بعدی بیاد.

23
00:04:19,467 --> 00:04:20,802
‫- سلام استن.
‫- سلام راس.

24
00:04:20,802 --> 00:04:22,679
‫باید باز هم از این بگیرم.

25
00:04:24,764 --> 00:04:26,266
‫این بسته رو که دو هفته پیش گرفتی پسر.

26
00:04:26,975 --> 00:04:28,309
‫- خب که چی؟
‫- استن.

27
00:04:29,102 --> 00:04:31,562
‫هوم.
‫ببین، کافیه این دادگاه رو پشت‌سر بذارم،

28
00:04:31,562 --> 00:04:33,690
‫بعدش دیگه نمی‌خورم. خب؟

29
00:04:34,816 --> 00:04:35,900
‫شرمنده‌ام پسر.

30
00:04:37,986 --> 00:04:39,237
‫- اذیت نکن دیگه راس.
‫- استن.

31
00:04:40,071 --> 00:04:42,198
‫داری معطلمون می‌کنی پسر. بجنب دیگه.

32
00:04:45,868 --> 00:04:48,162
‫- خودت هم می‌دونی کارتون مسخره است، مگه نه؟
‫- من که قوانین رو وضع نکردم پسر.

33
00:04:48,162 --> 00:04:50,331
‫من به کشورم خدمت کردم،
‫عین گداهای بدبخت میام اینجا،

34
00:04:50,331 --> 00:04:52,041
‫- خیلی‌خب... استن، درک می‌کـ... بس کن!
‫- ولی باز هم هیچی نصیبم نمی‌شه.

35
00:04:52,041 --> 00:04:54,544
‫- کمبود دارو دارم.
‫- آروم باش. بیرونت می‌کنن‌ها.

36
00:04:54,544 --> 00:04:57,380
‫- حقمه بهم دارو بدین!
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب. بیا اینجا. بیا اینجا!

37
00:05:08,224 --> 00:05:10,893
‫باید از دکتر وقت بگیری. خب؟

38
00:05:13,604 --> 00:05:14,605
‫خونسرد باش.

39
00:05:15,106 --> 00:05:16,107
‫مرسی.

40
00:05:40,089 --> 00:05:47,472
‫[دارین به آمریکا برمی‌گردین]
‫[منوی رستوران والنتین]

41
00:06:03,946 --> 00:06:05,656
‫بله؟

42
00:06:08,368 --> 00:06:09,369
‫جناب قاضی...

43
00:06:14,332 --> 00:06:18,127
‫مهلت ارسال پروپوزالت گذشت.
‫چندین هفته است که سر کلاس‌هات نیومدی.

44
00:06:18,127 --> 00:06:20,046
‫یعنی گزینه مناسبی
‫واسه استاد دائم شدن نیستم؟

45
00:06:20,046 --> 00:06:24,092
‫رایا، تو شهادتت رو دادی.
‫همه‌جوره به این پسر کمک کردی.

46
00:06:24,092 --> 00:06:26,344
‫وقتشه از پرونده‌اش کنار بکشی.

47
00:06:29,639 --> 00:06:30,640
‫آفرین دختر خوب.

48
00:06:32,058 --> 00:06:34,060
‫نذار احساسات مانع کارمون بشه.

49
00:06:34,060 --> 00:06:36,187
‫- چرا نذارم؟
‫- جانم؟

50
00:06:36,187 --> 00:06:39,315
‫مگه دلیل اصلی کارمون احساسات نیست؟

51
00:06:39,315 --> 00:06:42,235
‫- رایا.
‫- اگه نیست هم نباید باشه؟

52
00:06:44,112 --> 00:06:45,988
‫باید برم شام بخورم.
‫سر کلاس می‌بینمت.

53
00:06:53,579 --> 00:06:55,289
‫مرسی.

54
00:07:05,758 --> 00:07:06,759
‫استن؟

55
00:07:07,844 --> 00:07:09,053
‫اِم، باید صحبت کنیم.

56
00:07:11,305 --> 00:07:14,809
‫افکار خودکشی خیلی رایجه.
‫چطور پیش‌بینی نکرده بودم؟

57
00:07:16,727 --> 00:07:17,728
‫از این حرف‌ها نزن.

58
00:07:18,729 --> 00:07:20,148
‫تحت نظر خودم بود استن.

59
00:07:21,732 --> 00:07:25,278
‫افراد خیلی زیادی این بچه رو
‫روسیاه کردن.

60
00:07:25,278 --> 00:07:26,446
‫خودت رو مقصر ندون.

61
00:07:26,446 --> 00:07:27,864
‫تو هم دیگه روان‌شناس شدی؟

62
00:07:29,824 --> 00:07:30,825
‫منظور خاصی ندارم.

63
00:07:32,243 --> 00:07:35,455
‫فقط می‌دونیم اگه صدای افتادنش
‫از تختش رو نشنیده بودن، الان مرده بود.

64
00:07:38,875 --> 00:07:41,210
‫فعلا باید امیدوار باشیم
‫تا صبح زنده بمونه.

65
00:08:18,664 --> 00:08:21,042
‫[زندان جزیره رایکر]

66
00:08:21,042 --> 00:08:22,793
‫- به هوش اومده؟ چیز دیگه‌ای نگفتن؟
‫- نه.

67
00:08:22,793 --> 00:08:24,629
‫یکی باید به این جماعت
‫کلمات بیشتری یاد بده.

68
00:08:24,629 --> 00:08:26,589
‫- چرا. یه سری چیز دیگه هم گفتن.
‫- دیگه چی گفتن؟

69
00:08:26,589 --> 00:08:28,841
‫گفتن می‌تونه آخر هفته
‫تو دادگاه حاضر بشه.

70
00:08:28,841 --> 00:08:30,968
‫چی؟ شوخیشون گرفته؟

71
00:08:30,968 --> 00:08:32,178
‫از نظر دادگاه،

72
00:08:32,178 --> 00:08:34,514
‫دو بیانیه نهایی و یه اعلام حکم
‫بیشتر باقی نمونده.

73
00:08:34,514 --> 00:08:37,141
‫در نتیجه، سلامت جسمانیش کفایت می‌کنه.

74
00:08:37,141 --> 00:08:39,435
‫- خیلی تند راه می‌ری.
‫- ها؟

75
00:08:39,435 --> 00:08:41,312
‫- تند راه می‌ری.
‫- پام بلنده.

76
00:08:41,896 --> 00:08:42,980
‫هیئت منصفه در چه حاله؟

77
00:08:43,856 --> 00:08:47,068
‫خب، قاضی تأخیر پزشکی اعلام کرده
‫که به نفع ماست.

78
00:08:47,068 --> 00:08:49,904
‫هیئت منصفه معمولا اقدام به خودکشی رو
‫نشانه عذاب وجدان محسوب می‌کنه.

79
00:08:49,904 --> 00:08:52,698
‫ای خدا، مردم همیشه
‫نسبت به هم بدبینن، مگه نه؟

80
00:08:52,698 --> 00:08:54,575
‫آره، همیشه بدبینن؛
‫ولی تو نیستی، مگه نه؟

81
00:08:54,575 --> 00:08:56,619
‫نه‌خیر، من نیستم.
‫می‌تونی بهم پیشنهاد خرید پل بدی.

82
00:08:56,619 --> 00:08:58,412
‫می‌خرمش.

83
00:08:58,412 --> 00:08:59,330
‫آره.

84
00:09:00,581 --> 00:09:03,334
‫دنی. سلام.

85
00:09:03,334 --> 00:09:05,086
‫وای، خدا رو شکر.

86
00:09:05,086 --> 00:09:07,630
‫اینجا رو باش.
‫این بچه سالم و سلامته، مگه نه؟

87
00:09:07,630 --> 00:09:09,507
‫خوبی؟ حالت چطوره؟

88
00:09:10,716 --> 00:09:12,260
‫الان درد داری؟

89
00:09:12,260 --> 00:09:14,428
‫نمی‌خوای چیزی برات بیارم؟

90
00:09:16,722 --> 00:09:17,932
‫دنی؟

91
00:09:20,810 --> 00:09:22,478
‫دنی در امانه؛

92
00:09:23,312 --> 00:09:25,898
‫ولی نه الان اینجاست، نه بعدا میاد.

93
00:09:25,898 --> 00:09:27,775
‫تنها مقصر این شرایط هم خودتی.

94
00:09:27,775 --> 00:09:29,443
‫خواهش می‌کنم بذار باهاش صحبت کنم جک.

95
00:09:29,443 --> 00:09:31,988
‫گمون کنم همه‌مون می‌دونیم
‫نتیجه آخرین صحبتتون از چه قرار بود.

96
00:09:32,905 --> 00:09:34,156
‫بی‌انصافی نکن.

97
00:09:35,491 --> 00:09:37,118
‫من صرفا سعی کردم کمکش کنم.

98
00:09:37,118 --> 00:09:40,121
‫فرض کن دنی چند روز دیگه می‌ره زندان.

99
00:09:40,121 --> 00:09:42,790
‫با احتساب شرایط هم
‫احتمالش خیلی زیاده.

100
00:09:42,790 --> 00:09:44,500
‫موافق نیستی؟

101
00:09:44,500 --> 00:09:47,837
‫پس از خودت بپرس پسره بیش از همه
‫به کمک کی نیاز داره؟

102
00:09:47,837 --> 00:09:49,255
‫به کمک تو یا من؟

103
00:09:50,423 --> 00:09:53,551
‫نه‌خیر، به نظرم تو دیگه
‫به حد کافی کمکمون کردی،

104
00:09:53,551 --> 00:09:56,345
‫پس برو یه از دست رفته‌ی دیگه
‫واسه خودت پیدا کن.

105
00:09:57,638 --> 00:09:59,098
‫باقیش رو خودم ردیف می‌کنم.

106
00:10:00,516 --> 00:10:04,395
‫پرستار، خیلی خسته‌ام و اگه می‌شه،
‫ترجیح می‌دم استراحت کنم؛

107
00:10:04,395 --> 00:10:05,605
‫ولی از جفتتون خیلی ممنونم...

108
00:10:05,605 --> 00:10:10,276
‫که به ملاقاتم اومدین
‫دکتر و وکیل عزیز.

109
00:10:11,402 --> 00:10:12,194
‫واقعا...

110
00:10:12,236 --> 00:10:14,572
‫... خیلی لطف کردین.
‫مطمئنم باز هم می‌بینمتون.

111
00:10:16,449 --> 00:10:17,908
‫خیلی‌خب.

112
00:10:31,047 --> 00:10:33,633
‫باز هم بدجوری برام دردسر درست کردی استنلی.

113
00:10:35,092 --> 00:10:38,596
‫عین لورل و هاردی شدیم. نه؟ گمون نکنم.

114
00:10:40,306 --> 00:10:45,353
‫خب، مسلما بد نیست در آینده
‫کمی با فرهنگ عامه‌پسند آشنا بشیم.

115
00:10:48,022 --> 00:10:49,357
‫من که بهت گفته بودم این‌طوری می‌شه.

116
00:10:53,319 --> 00:10:55,321
‫دنیای بیرون به درد تو نمی‌خوره پسرم.

117
00:10:57,156 --> 00:10:58,324
‫از اولش هم به دردت نمی‌خورد.

118
00:11:01,702 --> 00:11:03,037
‫بیش از حد طاقت‌فرساست.

119
00:11:04,205 --> 00:11:06,832
‫پسر خوبی باش و همین‌جا بمون، خب؟

120
00:11:08,084 --> 00:11:09,919
‫مجبورم نکن اینجا رو پر آب کنم.

121
00:11:11,712 --> 00:11:13,089
‫زبون همدیگه رو می‌فهمیم؟

122
00:11:48,124 --> 00:11:49,125
‫بهتره غذا بخوری.

123
00:11:50,668 --> 00:11:51,752
‫گرسنه نیستم.

124
00:11:52,962 --> 00:11:57,633
‫به حدی رسیده بود که می‌تونست
‫باقی شخصیت‌هاش رو کمی کنترل کنه.

125
00:11:57,633 --> 00:11:59,510
‫حتما جک دوباره قوی‌تر شده.

126
00:11:59,510 --> 00:12:01,303
‫شاید پسره نمی‌خواست حضور داشته باشه.

127
00:12:01,303 --> 00:12:03,139
‫بعد از این همه سختی،
‫واسه چی باید حاضر بشه؟

128
00:12:04,306 --> 00:12:05,641
‫چیکار کنیم استن؟

129
00:12:07,685 --> 00:12:08,894
‫شکست می‌خوریم رایا.

130
00:12:08,894 --> 00:12:10,730
‫حتما چیزی رو از قلم انداختیم. اصلا...

131
00:12:11,939 --> 00:12:13,232
‫نامه خودکشی ننوشته بود؟

132
00:12:13,232 --> 00:12:14,650
‫نچ. ولی این...

133
00:12:16,318 --> 00:12:20,364
‫نه، وایستا.
‫ولی این یکی رو تختش کنارش بود.

134
00:12:21,907 --> 00:12:23,492
‫- آدامه.
‫- آدامه.

135
00:12:25,786 --> 00:12:29,457
‫خب، چه دردی داری که عین نقل و نبات
‫قرص می‌خوری؟

136
00:12:30,875 --> 00:12:31,876
‫به خاطر جریانات جنگه.

137
00:12:31,876 --> 00:12:33,711
‫«جریانات جنگ»؟

138
00:12:34,712 --> 00:12:36,756
‫منظورت چیه؟ می‌شه بیشتر توضیح بدی؟

139
00:12:39,925 --> 00:12:41,343
‫اختلال اضطراب پس از سانحه دارم.

140
00:12:41,343 --> 00:12:44,096
‫جوان بودم و عضو برنامه آموزشی سربازان شدم.

141
00:12:45,055 --> 00:12:47,975
‫تجربه فرماندهی نداشتم
‫و اوضاع خیلی خوب پیش نرفت.

142
00:12:48,476 --> 00:12:49,935
‫منظورت چیه؟ افرادت جون باختن؟

143
00:12:49,935 --> 00:12:53,063
‫آره. تعدادشون هم خیلی زیاد بود
‫و مسئولیتش رو قبول می‌کنم.

144
00:12:53,063 --> 00:12:54,523
‫متوجه منظورت نمی‌شم.

145
00:12:54,523 --> 00:12:57,234
‫همین الان بهت گفتم
‫عضو برنامه آموزشی شدم.

146
00:12:57,234 --> 00:13:02,156
‫یعنی خودت داوطلب شده بودی.
‫واسه همین تقصیر خودته؟

147
00:13:02,823 --> 00:13:04,992
‫- آره. می‌شه این‌طور گفت.
‫- چرا که نه؟

148
00:13:04,992 --> 00:13:08,370
‫یا می‌شه گفت وسط جنگ بودین
‫و خودت بچه بودی.

149
00:13:08,370 --> 00:13:09,288
‫- بس کن.
‫- درست نمی‌گم؟

150
00:13:09,288 --> 00:13:11,665
‫اصلا به قیافه‌ام می‌خوره
‫که مشتاق شنیدن تحلیلت باشم؟

151
00:13:11,665 --> 00:13:12,750
‫جریان از همین قراره استن.

152
00:13:12,750 --> 00:13:15,920
‫هر آسیب‌دیده‌ای واسه خودش
‫داستانی سرهم می‌کنه.

153
00:13:15,920 --> 00:13:17,588
‫«نباید شب تنها قدم می‌زدم.»

154
00:13:17,588 --> 00:13:20,007
‫- «نباید دامن کوتاه می‌پوشیدم.»
‫- آره، نباید می‌پوشیدم.

155
00:13:20,007 --> 00:13:22,802
‫«نباید عصبانی می‌شدم.»
‫«نباید حاضرجوابی می‌کردم.»

156
00:13:22,802 --> 00:13:25,221
‫خودمون رو مقصر
‫بلایایی که سرمون میاد می‌دونیم.

157
00:13:25,221 --> 00:13:27,807
‫این‌جوری خیال می‌کنیم شرایط
‫تا حدی تحت کنترلمونه، ولی نیست،

158
00:13:27,807 --> 00:13:29,183
‫آخه اتفاقات بد همیشه رخ می‌دن.

159
00:13:29,183 --> 00:13:32,895
‫پس تا قبول نکنیم
‫همه‌اش تقصیر خودمون نیست،

160
00:13:32,895 --> 00:13:34,855
‫نمی‌تونیم بهبود پیدا کنیم.

161
00:13:38,859 --> 00:13:41,153
‫حالت خوبه؟ حواست پرت شد؟

162
00:13:41,153 --> 00:13:42,947
‫وای خدایا. خودشه.

163
00:13:44,365 --> 00:13:46,283
‫بیا باقیش رو ببریم.
‫تو راه برات توضیح می‌دم.

164
00:13:46,283 --> 00:13:49,370
‫- ماشین داری؟ همین اطرافه؟
‫- اِم، همین اطراف ماشین دارم.

165
00:13:49,370 --> 00:13:52,498
‫خیلی‌خب. الان بارون می‌گیره. باید بریم.
‫می‌شه لطفا حساب کنی؟

166
00:13:56,961 --> 00:13:58,587
‫می‌شه دو بسته بیرون‌بر بدین؟

167
00:14:01,215 --> 00:14:02,842
‫خب، دلیل شکستمون...

168
00:14:02,842 --> 00:14:04,385
‫در واقع هنوز شکست نخوردیم.

169
00:14:05,344 --> 00:14:07,721
‫آره، ولی فرض کنیم خورده باشیم.
‫دلیلش چی بود؟

170
00:14:07,721 --> 00:14:11,642
‫آخه باید تعرضش رو به شکلی نشون بدیم
‫که هیئت منصفه قانع بشه.

171
00:14:11,642 --> 00:14:12,893
‫ولی کار ما برعکس بود.

172
00:14:12,893 --> 00:14:14,895
‫آره، خب، تقصیر کندی بود.

173
00:14:14,895 --> 00:14:17,398
‫حرف من هم حساب نیست،
‫آخه دنی نمی‌دونه بهش تعرض شده یا نه...

174
00:14:17,398 --> 00:14:19,149
‫- درسته. متوجهم.
‫- ... می‌گه فقط به آدام تعرض شده.

175
00:14:19,149 --> 00:14:21,944
‫داری ناموفق‌ترین
‫شهادت‌های تاریخ رو یادآوری می‌کنی؟

176
00:14:21,944 --> 00:14:23,779
‫خب، شاید شاهدمون رو
‫اشتباه انتخاب کرده بودیم.

177
00:14:25,030 --> 00:14:26,991
‫بلایی که سر دنی اومد،
‫بلایی که سر آدام اومد...

178
00:14:26,991 --> 00:14:28,659
‫اصلا تقصیر دنی نبود؛

179
00:14:29,618 --> 00:14:31,078
‫ولی خودش نمی‌دونه.

180
00:14:31,912 --> 00:14:33,080
‫عذاب وجدانش و شرمش...

181
00:14:33,080 --> 00:14:37,001
‫باعث شده نفهمه واقعا چه اتفاقی افتاده بود.

182
00:14:37,001 --> 00:14:38,419
‫واسه همین باید نشونش بدیم.

183
00:14:39,795 --> 00:14:41,297
‫این‌جوری از دنی جواب می‌گیریم.

184
00:14:42,047 --> 00:14:43,424
‫واسه همینه که خیلی نازه.

185
00:14:44,258 --> 00:14:49,763
‫با آدم دعوا می‌کنه، ولی وقتی حقیقت رو
‫نشونش بدن، بالاخره باور می‌کنه.

186
00:14:49,763 --> 00:14:52,975
‫بعدش خودش و هیئت منصفه
‫می‌فهمن واقعا چه اتفاقی افتاده.

187
00:14:56,353 --> 00:14:58,564
‫- خروجی بعدیه. یک و نیم کیلومتر دیگه است.
‫- خیلی‌خب.

188
00:15:53,077 --> 00:15:55,037
‫سلام. مگه کلاس نداشتی؟

189
00:15:55,037 --> 00:15:56,747
‫اِم، دیگه کار از کار گذشته.

190
00:15:56,747 --> 00:15:57,665
‫منظورت چیه؟

191
00:15:57,665 --> 00:15:59,833
‫به مدیرمون گفتم باید
‫یه روز دیگه هم مرخصی بگیرم،

192
00:15:59,875 --> 00:16:01,377
‫اون هم گفت باید تصمیمم رو بگیرم.

193
00:16:02,753 --> 00:16:04,964
‫- ناراحت شدم.
‫- اصلا کی می‌خواد استاد باشه؟

194
00:16:04,964 --> 00:16:07,299
‫اساتید پیرن. من نمی‌خوام پیر بشم.
‫هیچ‌کس نمی‌خواد پیر بشه.

195
00:16:07,299 --> 00:16:08,676
‫مگه نه؟

196
00:16:08,676 --> 00:16:09,760
‫آره.

197
00:16:10,260 --> 00:16:11,762
‫استن، موفق می‌شیم؟

198
00:16:11,762 --> 00:16:13,555
‫از من می‌پرسی؟

199
00:16:13,555 --> 00:16:14,807
‫سلام.

200
00:16:14,807 --> 00:16:17,434
‫اینجا کار داشتم.
‫خواستم برات آرزوی موفقیت کنم.

201
00:16:17,434 --> 00:16:19,436
‫وقتی پلیس جماعت آرزوی موفقیت کنه،
‫معلومه طرف بدبخت شده.

202
00:16:19,436 --> 00:16:21,146
‫همیشه بی‌شعور بودی کامیسا.

203
00:16:21,939 --> 00:16:23,315
‫- سلام.
‫- سلام.

204
00:16:23,315 --> 00:16:26,026
‫اِم، فرانک می‌خواست واسه تو هم
‫آرزوی موفقیت کنم. اِم...

205
00:16:26,026 --> 00:16:27,569
‫- نه‌خیر، نمی‌خواست.
‫- نه، نمی‌خواست.

206
00:16:29,446 --> 00:16:31,407
‫نتیجه همیشه باب میل آدم نیست.

207
00:16:32,658 --> 00:16:34,535
‫داری میل خودت رو می‌گی
‫یا میل من کارآگاه؟

208
00:16:36,870 --> 00:16:39,456
‫تو از جون و دل مایه می‌ذاری.
‫الان هم گذاشتی.

209
00:16:39,456 --> 00:16:42,751
‫همین بدون احتساب نتیجه کارتون
‫خیلی ارزشمنده.

210
00:16:45,796 --> 00:16:48,090
‫- مواظب خودت باش. اوهوم؟
‫- تو هم مواظب خودت باش متی.

211
00:16:48,090 --> 00:16:49,174
‫باشه.

212
00:17:07,443 --> 00:17:09,987
‫- هیئت منصفه رو بیارین.
‫- همگی بلند بشین.

213
00:17:13,824 --> 00:17:14,658
‫حضور در جایگاه پرتاب...

214
00:17:14,658 --> 00:17:18,662
‫وقتی بازی رو به اتمامه و قطعا شکست می‌خوریم
‫حس عجیبی داره.

215
00:17:19,496 --> 00:17:22,416
‫فقط کاش زودتر اومده بودم.
‫شاید لذت می‌بردم.

216
00:17:23,500 --> 00:17:24,668
‫بشینین.

217
00:17:32,468 --> 00:17:35,721
‫جناب کامیسا، دیگه حرفی ندارین؟

218
00:17:38,974 --> 00:17:40,601
‫یه شاهد دیگه هم داریم جناب قاضی.

219
00:17:40,601 --> 00:17:42,144
‫خیلی‌خب. بفرمایین.

220
00:17:43,812 --> 00:17:45,939
‫وکیل مدافع دنی سالیوان رو
‫به جایگاه احضار می‌کنه.

221
00:17:53,822 --> 00:17:54,823
‫با توئم.

222
00:18:14,551 --> 00:18:16,887
‫از صمیم قلب به درگاه خداوند
‫قسم می‌خورین...

223
00:18:16,887 --> 00:18:19,139
‫راست بگین، چیزی رو از قلم نندازین
‫و اصلا دروغ نگین؟

224
00:18:19,139 --> 00:18:20,224
‫قسم می‌خورم.

225
00:18:26,939 --> 00:18:30,692
‫لطفا اسم کامل و آدرستون رو
‫جهت ثبت در اسناد بگین.

226
00:18:32,528 --> 00:18:36,698
‫دنیل سالیوان، ساکن نیویورک، اِلم ریج،
‫خیابان اِلم، پلاک ۹ هستم.

227
00:18:38,033 --> 00:18:39,576
‫ولی دروغ می‌گی، مگه نه؟

228
00:18:40,202 --> 00:18:42,788
‫تقریبا مطمئنم آدرسم رو درست گفتم.

229
00:18:42,788 --> 00:18:44,331
‫آدرست رو نمی‌گم، اسمت رو می‌گم.

230
00:18:45,582 --> 00:18:46,792
‫تو دنی سالیوان هستی؟

231
00:18:47,709 --> 00:18:51,255
‫معلومه که دنی سالیوانم.
‫کی می‌خوام باشم؟

232
00:18:51,255 --> 00:18:52,756
‫- اسمت جک نیست؟
‫- اعتراض دارم.

233
00:18:52,756 --> 00:18:54,424
‫نمی‌دونم وکیل مدافع
‫چه بازی‌ای راه انداخته...

234
00:18:54,466 --> 00:18:55,008
‫جناب قاضی،

235
00:18:55,008 --> 00:18:57,177
‫باید فرض رو بر بیگناهی
‫دنی سالیوان قرار بدیم.

236
00:18:57,177 --> 00:18:58,679
‫حقشه چنین فرضی کنیم،
‫الان هم...

237
00:18:58,679 --> 00:19:02,266
‫باید حداقل فرض کنیم ایشون دنی نیست.

238
00:19:05,144 --> 00:19:06,645
‫- اجازه می‌دم.
‫- جناب قاضی...

239
00:19:06,645 --> 00:19:08,063
‫می‌خوام با دنی صحبت کنم.

240
00:19:08,647 --> 00:19:11,817
‫- خب، دارین می‌کنین جناب. خودم...
‫- ... هستم.

241
00:19:13,277 --> 00:19:15,863
‫حالا هم که اینجام،
‫اگه اشکالی نداشته باشه،

242
00:19:15,863 --> 00:19:17,156
‫خیلی خوشحال می‌شم...

243
00:19:17,156 --> 00:19:19,074
‫روایت خودم رو تعریف کنم.

244
00:19:20,492 --> 00:19:23,287
‫خیلی‌خب «دنی». بفرما.

245
00:19:28,917 --> 00:19:30,335
‫من از ناپدریم متنفر بودم.

246
00:19:34,131 --> 00:19:35,132
‫قبل از ورودش به زندگیمون،

247
00:19:35,132 --> 00:19:39,469
‫خودم و مامانم تنها بودیم،
‫بعدش هم خیلی باهاش بدرفتاری می‌کرد.

248
00:19:40,470 --> 00:19:42,598
‫گمون کنم می‌شه گفت
‫رفتارش خیلی توهین‌آمیز بود.

249
00:19:43,599 --> 00:19:46,435
‫التماسش می‌کردم ولش کنه،
‫ولی خیلی می‌ترسید.

250
00:19:46,435 --> 00:19:48,687
‫خب، مطمئن بود در اون صورت
‫پیداش می‌کنه و بلایی سرش میاره.

251
00:19:48,687 --> 00:19:51,023
‫گمون کنم واسه همین
‫اصلا از خونه دور نشدم.

252
00:19:53,025 --> 00:19:55,694
‫تعرضش اصلا تمومی نداشت.
‫حتی بدتر هم شد.

253
00:19:58,864 --> 00:20:02,326
‫من صرفا می‌خواستم بترسونمش.

254
00:20:04,703 --> 00:20:08,916
‫خودم می‌دونم کارم اشتباه بوده
‫و مسئولیتش رو کاملا می‌پذیرم.

255
00:20:12,836 --> 00:20:14,838
‫جناب قاضی، شاهدم معارضه.

256
00:20:14,838 --> 00:20:16,882
‫شاهد معارضتون موکل خودتونه.

257
00:20:16,882 --> 00:20:19,134
‫ولی همون‌طور که گفتم،
‫گمون نمی‌کنم موکل خودم باشه.

258
00:20:19,134 --> 00:20:20,427
‫آقای کامیسا، واقعا...

259
00:20:20,427 --> 00:20:23,889
‫خواهش می‌کنم، کافیه کمی
‫آزادی عمل بهم بدین جناب قاضی.

260
00:20:23,889 --> 00:20:26,141
‫آقای کامیسا، دارین آبروی خودتون رو می‌برین.

261
00:20:26,141 --> 00:20:27,226
‫باشه.

262
00:20:32,064 --> 00:20:35,025
‫خیلی‌خب. باهات مخالفم.

263
00:20:37,361 --> 00:20:39,154
‫ایشون آدم خوش‌تیپیه، قبول نداری؟

264
00:20:40,030 --> 00:20:40,864
‫چرا.

265
00:20:40,864 --> 00:20:42,866
‫- آقای کامیسا...
‫- خواهش می‌کنم جناب قاضی، فقط...

266
00:20:45,077 --> 00:20:47,871
‫خب، اون یکی پسر
‫تو این نقاشی کیه؟

267
00:20:55,087 --> 00:20:56,088
‫آدامه.

268
00:20:56,755 --> 00:20:58,006
‫خب، آدام کیه؟

269
00:20:58,006 --> 00:20:59,758
‫به نظرم ارتباطی نداره.

270
00:20:59,758 --> 00:21:01,927
‫ولی ریاست جلسه با تو نیست.
‫باید جواب سوالم رو بدی.

271
00:21:01,927 --> 00:21:04,263
‫سوالاتشون کاملا بی‌ثمره جناب قاضی.

272
00:21:04,263 --> 00:21:06,473
‫- جواب سوالم رو بده جک.
‫- اصلا چنین کاری نمی‌کنم.

273
00:21:15,232 --> 00:21:17,025
‫شاهد باید جواب سوال رو بده.

274
00:21:17,859 --> 00:21:22,239
‫- آدام برادر...
‫- ... دوقلوم بود.

275
00:21:22,239 --> 00:21:23,615
‫برادر دوقلوی دنی بود؟

276
00:21:23,615 --> 00:21:25,492
‫گمون کنم الان همین رو گفتم.

277
00:21:25,492 --> 00:21:26,576
‫خیلی‌خب.

278
00:21:33,166 --> 00:21:38,088
‫خب... این عکس رو به خاطر داری؟

279
00:21:40,132 --> 00:21:42,426
‫رو دیوار نشیمن خونه دنی بود، مگه نه؟

280
00:21:43,427 --> 00:21:44,928
‫- آره.
‫- عکس کیه؟

281
00:21:48,473 --> 00:21:50,600
‫عکس کندیه. عکس مـ...
‫عکس مادرم و خودمه.

282
00:21:50,600 --> 00:21:52,561
‫خب، به نظرت اصلا عکس عجیبی نیست؟

283
00:21:52,561 --> 00:21:53,729
‫متوجه منظورتون نمی‌شم.

284
00:21:53,729 --> 00:21:55,022
‫واسه چی متوجه نمی‌شی؟

285
00:21:55,022 --> 00:21:57,899
‫این عکس اصلا غیرعادی نیست؟

286
00:22:00,777 --> 00:22:01,987
‫نه.

287
00:22:02,696 --> 00:22:03,697
‫به هیچ وجه.

288
00:22:09,036 --> 00:22:10,329
‫آدام الان کجاست دنی؟

289
00:22:19,671 --> 00:22:20,797
‫دنی؟

290
00:22:24,926 --> 00:22:26,261
‫جواب سوالم رو بده دنی.

291
00:22:28,138 --> 00:22:30,515
‫فوت شده.

292
00:22:31,892 --> 00:22:32,726
‫کی فوت شده؟

293
00:22:32,726 --> 00:22:35,437
‫در دوران کودکی فوت شد.

294
00:22:35,437 --> 00:22:36,605
‫در دوران نوزادی فوت نشد؟

295
00:22:37,814 --> 00:22:39,816
‫نه، در دوران کودکی فوت شد.

296
00:22:40,484 --> 00:22:42,611
‫پس چرا تو این عکس حضور نداره؟

297
00:22:44,112 --> 00:22:47,783
‫- چرا تو این یکی حضور نداره؟
‫- نمی‌دونم.

298
00:22:47,783 --> 00:22:48,867
‫چرا...

299
00:22:48,867 --> 00:22:50,243
‫بس کن!

300
00:22:50,243 --> 00:22:51,787
‫چی رو بس کنم!
‫دیگه ازت سوال نکنم؟

301
00:22:51,787 --> 00:22:54,790
‫- نه، با شما نبودم. با...
‫- چرا تو این یکی نیست؟ تو این یکی چی؟

302
00:22:54,790 --> 00:22:58,043
‫چرا تو کل این عکس‌ها
‫یه بچه بیشتر نیست؟

303
00:23:00,295 --> 00:23:01,213
‫اِم...

304
00:23:01,213 --> 00:23:02,714
‫چی به سر آدام اومده بود دنی؟

305
00:23:04,925 --> 00:23:06,510
‫- تکرار می‌کنم، چی به سر آدام اومده بود؟
‫- نه.

306
00:23:06,510 --> 00:23:08,261
‫من که بهت گفتم چی به سر آدام
‫اومده بود مردک 

307
00:23:08,261 --> 00:23:09,304
‫آقای سالیوان،

308
00:23:09,304 --> 00:23:11,014
‫باید عفت کلام رو تو دادگاهم رعایت کنین.

309
00:23:11,014 --> 00:23:12,766
‫عذر می‌خوام جناب قاضی. اِم...

310
00:23:12,766 --> 00:23:16,103
‫خیلی‌خب. فوت شده. چطوری؟

311
00:23:16,728 --> 00:23:18,313
‫اِم... اِم... اِم...

312
00:23:20,190 --> 00:23:21,900
‫ممکنه به خاطر نداشته باشی؟

313
00:23:21,900 --> 00:23:23,318
‫وای خدا.

314
00:23:25,320 --> 00:23:26,446
‫دنی؟

315
00:23:29,866 --> 00:23:30,700
‫دنی؟

316
00:23:39,751 --> 00:23:41,503
‫چی به سر آدام اومده بود دنی؟

317
00:24:32,971 --> 00:24:34,389
‫سلام دن.

318
00:24:36,057 --> 00:24:37,058
‫آدام.

319
00:24:41,062 --> 00:24:42,898
‫چی به سر آدام اومده بود دنی؟

320
00:25:04,377 --> 00:25:05,795
‫مجبور شد بره.

321
00:25:07,964 --> 00:25:08,965
‫واسه چی؟

322
00:25:11,593 --> 00:25:12,844
‫به خاطر کارش مجبور شد.

323
00:25:16,348 --> 00:25:17,516
‫خب، مگه آدام چیکار کرده بود؟

324
00:25:22,270 --> 00:25:25,315
‫خودش می‌خواست.
‫می‌خواست مارلین کارش رو بکنه.

325
00:25:29,778 --> 00:25:32,239
‫آخه نمی‌خواست هیچ مشکلی پیش بیاد.

326
00:25:35,992 --> 00:25:39,955
‫آخه نمی‌خواست مامانمون تنها باشه.

327
00:25:44,668 --> 00:25:46,002
‫می‌خواست مارلین...

328
00:25:49,130 --> 00:25:50,924
‫هر کاری می‌خواد باهاش بکنه.

329
00:25:56,846 --> 00:25:58,807
‫اون هم بارها و بارها بهش تعرض کرد؛

330
00:26:04,646 --> 00:26:06,356
‫ولی خودش می‌خواست.

331
00:26:12,529 --> 00:26:14,072
‫واسه همین مجبور شدم
‫بفرستمش بره.

332
00:26:21,246 --> 00:26:22,330
‫آدام کیه دنی؟

333
00:26:34,801 --> 00:26:35,885
‫برادرمه.

334
00:26:37,929 --> 00:26:39,889
‫ولی تو اصلا برادر نداشتی، درسته؟

335
00:26:46,396 --> 00:26:47,397
‫درسته.

336
00:26:49,065 --> 00:26:50,233
‫آدام کیه دنی؟

337
00:26:54,362 --> 00:26:55,363
‫خودمم.

338
00:27:00,160 --> 00:27:01,369
‫آدام خودمم.

339
00:27:21,806 --> 00:27:23,141
‫دیگه سوالی ندارم جناب قاضی.

340
00:27:37,656 --> 00:27:40,909
‫اون لحظه چه حسی داشتی؟

341
00:27:42,827 --> 00:27:44,287
‫فقط سکوت حاکم رو به خاطر دارم.

342
00:27:45,747 --> 00:27:47,624
‫هیئت منصفه به نتیجه رسیده؟

343
00:27:48,208 --> 00:27:49,292
‫رسیدیم جناب قاضی.

344
00:27:49,292 --> 00:27:50,752
‫بهش عادت نداشتم.

345
00:27:50,752 --> 00:27:54,673
‫عادت نداشتم عدم وجود صدایی
‫تو ذهنم باعث نجاتم بشه؛

346
00:28:01,137 --> 00:28:02,764
‫می‌شه متهم بلند بشه؟

347
00:28:10,230 --> 00:28:13,149
‫ولی چیزی پیدا کرده بودم
‫که نجاتم داد.

348
00:28:13,149 --> 00:28:15,694
‫واقعا؟ چی پیدا کرده بودی؟

349
00:28:18,613 --> 00:28:20,699
‫آقای فورمن، می‌شه لطفا
‫حکمتون رو بخونین؟

350
00:28:21,324 --> 00:28:24,411
‫اعضای هیئت منصفه اجماعا
‫متهم دنیل سالیوان رو...

351
00:28:24,411 --> 00:28:26,204
‫به دلیل اختلال روانی...

352
00:28:27,122 --> 00:28:29,708
‫بیگناه اعلام می‌کنیم.

353
00:28:32,252 --> 00:28:33,712
‫آقای سالیوان.

354
00:28:33,712 --> 00:28:35,588
‫دنی، می‌شه خطاب به خوانندگان
‫روزنامه‌مون چیزی بگی؟

355
00:28:36,214 --> 00:28:38,550
‫می‌شه نظرت رو بگی؟
‫به نظرت...

356
00:28:39,467 --> 00:28:40,844
‫آفرین پسر.

357
00:28:44,723 --> 00:28:49,686
‫وقتی به مشکل می‌افتم،
یکی به کمکم میاد.

358
00:28:49,686 --> 00:28:53,815
‫کی نجاتت می‌ده؟
‫از آهنگ «بیتلز» نقل‌قول می‌کنی؟

359
00:28:54,524 --> 00:28:55,525
‫نه.

360
00:29:04,033 --> 00:29:05,660
‫تو رو می‌گم رایا.

361
00:29:07,537 --> 00:29:08,538
‫تو نجاتم دادی.

362
00:29:28,349 --> 00:29:29,642
‫خودت چه حسی داشتی؟

363
00:29:29,642 --> 00:29:31,936
‫می‌خواستم همزمان گریه کنم
‫و جیغ بکشم؛

364
00:29:31,936 --> 00:29:34,522
‫ولی بیش از هرچیزی خسته بودم.

365
00:29:36,566 --> 00:29:38,526
‫عجیبه که من ازت سوال بپرسم، مگه نه؟

366
00:29:40,320 --> 00:29:41,321
‫آریانا کجاست؟

367
00:29:43,406 --> 00:29:45,617
‫ولی ممنون که باهام مرورش کردی.

368
00:29:45,617 --> 00:29:46,993
‫وقتی ذهن آدم تفکیک می‌شه،

369
00:29:47,744 --> 00:29:50,371
‫حواسش از احساسات بقیه پرت می‌شه.

370
00:29:50,371 --> 00:29:52,499
‫- واقعا؟
‫- واقعا همین‌طوره.

371
00:29:53,082 --> 00:29:54,459
‫دلم هم خیلی برات تنگ شده بود.

372
00:29:58,463 --> 00:30:00,632
‫ولی اذیت نکن دیگه،
‫امکان نداره صرفا خسته بوده باشی.

373
00:30:01,174 --> 00:30:03,635
‫گمون کنم ضدحال هم خوردم.

374
00:30:05,011 --> 00:30:07,430
‫اصلا بعد از پیروزیمون
‫دم دادگاه سخنرانی نکردم.

375
00:30:08,223 --> 00:30:09,724
‫کسی ازم استقبال نکرد.

376
00:30:10,558 --> 00:30:14,312
‫بالاخره حکم آزادیت رو نگرفته بودیم،
‫خیلی جزئی‌تر بود.

377
00:30:14,312 --> 00:30:15,688
‫برات فرصت ایجاد کردیم.

378
00:30:17,023 --> 00:30:19,359
‫ولی بعدش رفتی.
‫یهو رفتی.

379
00:30:20,527 --> 00:30:23,655
‫- تصور صحبتت با روان‌شناس دیگه‌ای...
‫- [آسایشگاه روانی سن فرانسیس]

380
00:30:23,655 --> 00:30:25,949
‫اولش خیلی برام دشوار بود.

381
00:30:26,908 --> 00:30:30,829
‫از نظر عقلانی، می‌فهمیدم باید
‫رابطه جدیدی شکل بدی،

382
00:30:30,829 --> 00:30:34,415
‫درمان‌های جدیدی رو در پیش بگیری و خوب بشی.

383
00:30:36,209 --> 00:30:39,963
‫ولی راستش رو بخوای، اولش زیاد
‫از شرایط خوشم نمی‌اومد.

384
00:30:40,755 --> 00:30:41,965
‫دل من هم برات تنگ شده بود.

385
00:30:43,424 --> 00:30:46,928
‫حاضر بودم حالت رو از دکترهای جدیدت بپرسم،
‫ولی باید رازدار می‌بودن.

386
00:30:47,637 --> 00:30:50,473
‫همیشه هم نگرانت بودم.

387
00:30:52,016 --> 00:30:53,017
‫بفرمایین.

388
00:30:55,019 --> 00:30:56,688
‫ولی بعدش مادرت باهام تماس گرفت.

389
00:31:24,591 --> 00:31:25,717
‫سلام مامان.

390
00:31:28,761 --> 00:31:29,846
‫سلام دن.

391
00:31:29,846 --> 00:31:34,309
‫چی شد که بالاخره بعد از دو سال
‫گذاشتی به ملاقاتت بیاد؟

392
00:31:35,476 --> 00:31:37,937
‫آخه متوجه شدم
‫هرچقدر هم که بگذره،

393
00:31:37,937 --> 00:31:39,647
‫اصلا آمادگیش رو پیدا نمی‌کنم.

394
00:31:41,482 --> 00:31:43,985
‫واسه همین مجبور شدم
‫عواقب کارم رو بپذیرم.

395
00:31:46,613 --> 00:31:47,655
‫دیگه وقتش بود.

396
00:31:50,700 --> 00:31:54,579
‫خیلی قشنگه. چی‌ان؟ ستاره‌ان؟

397
00:31:58,499 --> 00:31:59,584
‫کرم شب‌تابن.

398
00:32:01,461 --> 00:32:02,712
‫کرم شب‌تابن؟

399
00:32:03,671 --> 00:32:05,006
‫به فکر گذشته بودم.

400
00:32:07,175 --> 00:32:08,176
‫خیلی قشنگه.

401
00:32:09,260 --> 00:32:10,595
‫می‌ذارن هر روز نقاشی کنم.

402
00:32:10,595 --> 00:32:12,055
‫می‌گن واسه درمانم مفیده.

403
00:32:12,764 --> 00:32:14,599
‫خب، نقاشیت از اولش هم خوب بود،

404
00:32:14,599 --> 00:32:17,185
‫ولی...
‫این‌ها واقعا خیلی قشنگن.

405
00:32:21,147 --> 00:32:24,651
‫راستش، احتمالش هست
‫چندتاشون رو تو نمایشگاه بذارن.

406
00:32:32,450 --> 00:32:33,701
‫عین هنرمندان واقعی می‌شی، ها؟

407
00:32:37,789 --> 00:32:38,790
‫آره.

408
00:32:41,542 --> 00:32:43,002
‫الان ساکن اوک‌ویلم.

409
00:32:43,753 --> 00:32:45,004
‫واحد کوچکی دارم.

410
00:32:46,422 --> 00:32:47,423
‫مارلین چی شد؟

411
00:32:48,633 --> 00:32:52,804
‫تا چند وقت هفته‌ای دو بار
‫می‌اومد دم ساختمونم.

412
00:32:52,804 --> 00:32:54,347
‫پلیس‌ها هم دخالت کردن.

413
00:32:55,640 --> 00:32:58,559
‫از یه روزی به بعد دیگه نیومد.

414
00:33:00,353 --> 00:33:02,981
‫الان هم بیش از یه ساله
‫که نه دیدمش، نه خبری ازش شنیدم.

415
00:33:03,731 --> 00:33:05,316
‫از اون موقع کلی مشاوره رفتم.

416
00:33:12,365 --> 00:33:13,783
‫هر روز به فکرتم.

417
00:33:15,201 --> 00:33:16,411
‫می‌خوام بدونی.

418
00:33:20,623 --> 00:33:22,917
‫البته خودم می‌دونم مامان خوبی نبودم.

419
00:33:25,086 --> 00:33:26,379
‫جفتمون می‌دونیم نبودم.

420
00:33:27,463 --> 00:33:28,631
‫جفتمون می‌دونیم در واقع...

421
00:33:32,927 --> 00:33:34,053
‫بدجوری...

422
00:33:36,848 --> 00:33:37,932
‫روسیاهت کردم.

423
00:33:43,855 --> 00:33:44,981
‫از کی خبردار شدی؟

424
00:34:01,164 --> 00:34:04,459
‫تو پدرت رو به خاطر نداری.

425
00:34:07,962 --> 00:34:08,963
‫پدر واقعیت رو می‌گم.

426
00:34:13,843 --> 00:34:16,012
‫راستش، اصلا نمی‌خواستم بهت بگم.

427
00:34:18,723 --> 00:34:20,683
‫آخه اصلا خاطره خوشی نداشتم.

428
00:34:21,434 --> 00:34:25,063
‫باردار که شدم، ۱۶ ساله بودم.

429
00:34:28,232 --> 00:34:29,942
‫زمان ازدواجمون ۱۷ ساله بودم.

430
00:34:35,656 --> 00:34:37,241
‫ولی وقتی تو ۴ ساله بودی...

431
00:34:40,453 --> 00:34:43,790
‫متوجه شدم داره...

432
00:34:49,170 --> 00:34:52,507
‫واسه همین تا می‌تونستم
‫ازش دور شدم؛

433
00:34:55,343 --> 00:34:57,720
‫ولی تک و تنها بودن...

434
00:34:58,805 --> 00:35:01,224
‫وای، اصلا از پسش برنمی‌اومدم.

435
00:35:02,600 --> 00:35:03,976
‫واسه همین وقتی مارلین...

436
00:35:07,230 --> 00:35:10,441
‫خیلی قوی پرتوان و مطمئن جلوه می‌کرد.

437
00:35:11,234 --> 00:35:13,528
‫می‌تونست ازمون مراقبت کنه.

438
00:35:14,112 --> 00:35:15,655
‫ما هم به چنین فردی نیاز داشتیم.

439
00:35:16,322 --> 00:35:17,990
‫یکی باید ازمون مراقبت می‌کرد.

440
00:35:20,993 --> 00:35:21,994
‫من به چنین فردی نیاز داشتم.

441
00:35:38,136 --> 00:35:43,141
‫گمون کنم تا مدت زیادی به خودم می‌گفتم...
‫حقیقت نداره.

442
00:35:43,141 --> 00:35:44,851
‫امکان نداره حقیقت داشته باشه.

443
00:35:44,851 --> 00:35:49,772
‫امکان نداشت باز هم پای چنین آدمی رو
‫به زندگیمون باز کرده باشم؛

444
00:35:57,113 --> 00:36:00,032
‫ولی کرده بودم...

445
00:36:04,829 --> 00:36:07,081
‫و شرمنده‌ام.

446
00:36:10,418 --> 00:36:12,879
‫بستری که من واسه آزارت فراهم کردم...

447
00:36:14,297 --> 00:36:16,007
‫حتی اگه اصلا من رو نبخشی...

448
00:36:17,216 --> 00:36:20,845
‫اصلا ازت دلخور نمی‌شم،

449
00:36:20,845 --> 00:36:24,432
‫آخه مادر باید از فرزندش محافظت کنه.

450
00:36:25,057 --> 00:36:26,392
‫ولی من شکست خوردم.

451
00:36:29,937 --> 00:36:30,938
‫شکست خوردم.

452
00:36:36,110 --> 00:36:39,947
‫می‌خوام بدونی
‫خودم می‌دونم.

453
00:36:41,157 --> 00:36:42,241
‫می‌دونم.

454
00:36:51,626 --> 00:36:52,627
‫خوشحالم که اومدی.

455
00:37:02,011 --> 00:37:03,638
‫شاید بتونم باز هم بیام؟

456
00:37:12,605 --> 00:37:14,148
‫شاید تجدید نظر کنی.

457
00:37:15,816 --> 00:37:16,984
‫شاید باز هم درخواست کنم.

458
00:37:19,237 --> 00:37:20,446
‫ولی باز هم درخواست نمی‌کنه.

459
00:37:21,906 --> 00:37:26,327
‫خب، اگه تلاشش رو بکنه،
‫اصلا می‌تونی ببخشیش؟

460
00:37:27,828 --> 00:37:28,871
‫تلاشش رو نمی‌کنه.

461
00:37:29,538 --> 00:37:30,915
‫نه، احتمالا نمی‌کنه.

462
00:37:30,915 --> 00:37:32,708
‫همه‌مون تمام توانمون رو
‫به کار می‌بریم دیگه.

463
00:37:33,209 --> 00:37:35,336
‫ولی گاهی اوقات تمام توان آدم کافی نیست.

464
00:37:39,423 --> 00:37:41,175
‫می‌گن آثار هنری دردکشیده‌ها بهتره.

465
00:37:41,175 --> 00:37:42,510
‫چرت و پرت می‌گن.

466
00:37:42,510 --> 00:37:45,054
‫موافقم.

467
00:37:45,054 --> 00:37:47,890
‫ولی حال خودت چطوره؟
‫همین الان رو می‌گم.

468
00:37:48,474 --> 00:37:51,143
‫اِم، عین سابقم.

469
00:37:52,270 --> 00:37:53,396
‫ولی فرق‌هایی هم کردم.

470
00:37:54,814 --> 00:37:57,066
‫- واسه چی بیدارم نکردی؟
‫- خودت آدم بالغی هستی.

471
00:37:57,066 --> 00:37:58,734
‫عه، یهو الان بالغ شدم؟

472
00:37:58,734 --> 00:38:01,821
‫- بفرما.
‫- وای نه. پای سیب نداریم؟

473
00:38:01,821 --> 00:38:05,241
‫از اون‌جایی که ظاهرا مسئول خریدم،
‫امروز می‌رم خرید.

474
00:38:05,783 --> 00:38:07,076
‫بشین.

475
00:38:07,076 --> 00:38:10,288
‫اولین بیمارت پنج دقیقه دیگه می‌رسه.
‫باید تا طبقه پایین بری دیگه.

476
00:38:10,288 --> 00:38:11,205
‫اذیت نکن دیگه مامان.

477
00:38:11,205 --> 00:38:12,957
‫اختلال اکتشافیت رو
‫تو کتاب «دی‌ام‌اس» ثبت کردن.

478
00:38:12,957 --> 00:38:14,250
‫نمی‌شه پنج دقیقه دیر کنی؟

479
00:38:14,250 --> 00:38:15,584
‫اولا، اسمش «دی‌اس‌ام»ـه.

480
00:38:15,584 --> 00:38:17,420
‫دوما، مطمئنم خودت می‌دونی
‫ربطی نداره.

481
00:38:18,421 --> 00:38:19,839
‫نمی‌شه به دخترم افتخار کنم؟

482
00:38:19,839 --> 00:38:21,799
‫واقعا داری افتخار می‌کنی؟

483
00:38:21,799 --> 00:38:22,883
‫لطفا برسونش مدرسه.

484
00:38:22,883 --> 00:38:24,927
‫ببین رفیق. باید بری مدرسه.

485
00:38:24,927 --> 00:38:26,512
‫خیلی دوستت دارم.

486
00:38:26,512 --> 00:38:27,722
‫مرسی مامان.

487
00:38:28,639 --> 00:38:31,642
‫دیگه استاد نیستم.
‫روان‌شناسم.

488
00:38:33,102 --> 00:38:34,228
‫مامان هم هستم.

489
00:38:34,228 --> 00:38:36,272
‫تمام تلاشم رو می‌کنم شجاع باشم.

490
00:38:37,023 --> 00:38:38,232
‫خیلی زحمت می‌بره.

491
00:38:40,651 --> 00:38:42,528
‫ادغام‌درمانی داره نتیجه می‌ده.

492
00:38:43,112 --> 00:38:45,072
‫معلومه داری شخصیت‌هات رو یکپارچه می‌کنی.

493
00:38:45,823 --> 00:38:47,033
‫چه حسی داره؟

494
00:38:48,659 --> 00:38:49,744
‫طول می‌کشه.

495
00:38:51,203 --> 00:38:52,788
‫صرفا سعی می‌کنم شجاع باش.

496
00:38:52,788 --> 00:38:53,873
‫وای، خیلی شجاعی دن.

497
00:38:56,250 --> 00:38:57,543
‫همیشه شجاع بودی.

498
00:38:58,753 --> 00:38:59,920
‫شاید همین‌طور باشه.

499
00:39:02,965 --> 00:39:04,884
‫- سلام دکتر.
‫- سلام دکتر.

500
00:39:04,884 --> 00:39:06,385
‫دن، دیگه داره وقت شام می‌شه.

501
00:39:06,886 --> 00:39:09,347
‫خیلی ممنون که گذاشتین
‫تو دفترتون صحبت کنیم.

502
00:39:09,347 --> 00:39:12,308
‫خواهش می‌کنم. خیلی خوش‌وقت شدم.

503
00:39:14,727 --> 00:39:15,936
‫تا دم آسایشگاه همراهم میای؟

504
00:39:15,936 --> 00:39:17,021
‫چرا که نه؟

505
00:39:21,317 --> 00:39:22,818
‫باغشون خیلی قشنگه.

506
00:39:23,736 --> 00:39:25,613
‫آره، از پنجره اتاقم معلومه.

507
00:39:28,074 --> 00:39:29,950
‫فصل به فصل تغییر می‌کنه.

508
00:39:31,744 --> 00:39:34,288
‫بگذریم، ممنون که امروز اومدی.

509
00:39:36,582 --> 00:39:37,958
‫بابت همه‌چی هم ازت ممنونم.

510
00:39:40,669 --> 00:39:41,879
‫هرچه گذشت، دیباچه شد.

511
00:39:44,673 --> 00:39:45,966
‫نقل‌قول از شکسپیر بود.
‫خودم بلد بودم.

512
00:39:47,093 --> 00:39:48,427
‫ببین، همه‌شون تو وجود خودتن.

513
00:39:48,427 --> 00:39:52,348
‫ذکاوت جک، دلربایی مایک
‫و اعتماد به نفس آریانا رو داری.

514
00:39:52,348 --> 00:39:53,557
‫همه‌شون خودتی.

515
00:39:54,975 --> 00:39:56,143
‫همه‌شون نیستم.

516
00:39:59,230 --> 00:40:00,481
‫منظورت چیه؟

517
00:40:02,483 --> 00:40:03,818
‫باید دینی رو ادا کنم.

518
00:40:05,903 --> 00:40:07,905
‫نوبت منه که فرشته محافظ باشم.

519
00:40:09,031 --> 00:40:11,742
‫بگذریم، دیرم شده.
‫امیدوارم به زودی ببینمت دکتر.

520
00:40:12,368 --> 00:40:13,369
‫من هم همین‌طور دن.
