﻿1
00:00:32,824 --> 00:00:36,578
‫[برگرفته از اتفاقات واقعی]

2
00:00:50,258 --> 00:00:54,637
‫[فوکوشیما دایچی]
‫[جلوی ساختمان عایق ارتعاشی]

3
00:01:01,394 --> 00:01:03,146
‫در این طرف رو باز می‌کنم.

4
00:01:04,481 --> 00:01:05,690
‫یکی دیگه اینجاست.

5
00:01:08,151 --> 00:01:09,652
‫- خوبی؟
‫- خوبیم.

6
00:01:09,736 --> 00:01:12,697
‫ولی متاسفانه، یکی از افراد
‫شرکت برق زیاد خوش‌شانس نبود.

7
00:01:12,781 --> 00:01:15,366
‫- مراقب جلوی پات باش.
‫- متاسفم.

8
00:01:17,285 --> 00:01:18,745
‫مرسی. خیلی ممنونم.

9
00:01:19,996 --> 00:01:22,540
‫[فوکوشیما دایچی]
‫[ورودی ساختمان عایق ارتعاشی]

10
00:01:22,624 --> 00:01:26,336
‫یکی بهم کمک کنه!
‫بررسی تشعشع، زود باش.

11
00:01:26,419 --> 00:01:28,838
‫رهبر تیم، از منطقه تشعشع تماس می‌گیرم.

12
00:01:28,922 --> 00:01:30,256
‫کلی زخمی داریم.

13
00:01:30,340 --> 00:01:33,426
‫لطفا سریعتر تیم پزشکی رو بفرستین.
‫لطفا عجله کنین!

14
00:01:33,510 --> 00:01:35,678
‫وضعیت رو تایید کنین!

15
00:01:35,762 --> 00:01:37,013
‫تیم نجات کجاست؟

16
00:01:37,097 --> 00:01:40,558
‫شمارشگر تشعشع ضعیفه.
‫نمی‌تونیم بخونیمش.

17
00:01:41,059 --> 00:01:44,270
‫اینجا اینقدر آلوده شده که
‫حتی نمیشه پناهنده‌ها رو معاینه کرد.

18
00:02:11,965 --> 00:02:12,966
‫مراقب باشین!

19
00:02:15,301 --> 00:02:18,221
‫دود سیاه به آسمون رفته و
‫می‌تونیم شعله‌ها رو ببینیم.

20
00:02:19,389 --> 00:02:22,684
‫این دود سیاه و بزرگ رو
‫شاخصه واحد سه می‌دونین؟

21
00:02:22,767 --> 00:02:23,768
‫[دفتر مرکزی شرکت برق توکیو]

22
00:02:23,810 --> 00:02:24,894
‫جناب معاون.

23
00:02:25,603 --> 00:02:28,398
‫یه گزارش در مورد دود سفیدی که
‫از واحد سه میاد نوشتم.

24
00:02:30,316 --> 00:02:33,945
‫[در مورد دیده شدن دود سفید]
‫[بالا واحد سه فوکوشیما دایچی]

25
00:02:36,406 --> 00:02:38,658
‫اینجا چی نوشتی؟

26
00:02:43,413 --> 00:02:45,373
‫واحد سه انفجار داشته.

27
00:02:45,456 --> 00:02:48,168
‫درسته. انفجار که داشته.

28
00:02:50,837 --> 00:02:52,422
‫تلویزیون رو تماشا کردی؟

29
00:02:53,214 --> 00:02:57,468
‫تمام کشور دید که واحد سه
‫به طور زنده در تلویزیون ترکید.

30
00:02:59,262 --> 00:03:01,306
‫و نوشتی دود سفید؟

31
00:03:01,931 --> 00:03:02,932
‫ببین.

32
00:03:05,643 --> 00:03:07,020
‫یه جورایی احمقی؟

33
00:03:09,856 --> 00:03:12,650
‫ببخشید. بلافاصله دوباره می‌نویسمش.

34
00:03:23,578 --> 00:03:26,456
‫[ساختمان عایق ارتعاشی]
‫[اتاق عملیات فوری]

35
00:03:26,539 --> 00:03:27,582
‫آقای هایامی!

36
00:03:31,169 --> 00:03:32,170
‫خیلی خوشحالم...

37
00:03:33,338 --> 00:03:34,672
‫که از اونجا اومدین بیرون.

38
00:03:35,173 --> 00:03:36,174
‫چیزی نیست.

39
00:03:37,717 --> 00:03:40,136
‫تمام افسران شما اومدن بیرون؟

40
00:03:40,220 --> 00:03:41,971
‫آره. همه خوبیم.

41
00:03:43,056 --> 00:03:44,974
‫افراد گمشده شرکت برق رو پیدا کردن؟

42
00:03:45,516 --> 00:03:50,104
‫بله. هر چهل کارگر که
‫بعد از انفجار گم شده بودن...

43
00:03:50,813 --> 00:03:53,816
‫خوشبختانه تایید شده که زنده‌ن.

44
00:03:55,818 --> 00:03:58,738
‫- زخمی‌های شما چطورن؟
‫- همه خوبن.

45
00:03:59,364 --> 00:04:01,824
‫حالا مسئله کامیون آتشنشانیه.

46
00:04:01,908 --> 00:04:04,369
‫آوار درست خورده بهش و راه نمیره.

47
00:04:04,911 --> 00:04:06,579
‫خب، پمپ به کندی کار می‌کنه...

48
00:04:07,163 --> 00:04:09,666
‫پس سعی می‌کنیم آب رو
‫به بالای واحد دو برسونیم، ولی...

49
00:04:13,294 --> 00:04:16,005
‫خب، پس مسئله دریچه
‫تنظیم‌کننده بخاره.

50
00:04:21,636 --> 00:04:23,429
‫فشار رو زیاد کن!

51
00:04:24,472 --> 00:04:27,141
‫- فشار رو زیاد کن!
‫- فشار رو زیاد کن!

52
00:04:27,225 --> 00:04:29,018
‫[فوکوشیما دایچی]
‫[نزدیک ورودی آب واحد دو]

53
00:04:35,608 --> 00:04:37,193
‫بالاتر از این نمیره!

54
00:04:37,694 --> 00:04:40,947
‫دریچه بعد از برخورد ناشی
‫از انفجار بسته شده.

55
00:04:41,823 --> 00:04:46,244
‫افرادم دارن باتری‌های ماشین رو
‫جمع می‌کنن تا دوباره بازش کنن.

56
00:04:50,039 --> 00:04:51,124
‫اصلا خوب نیست.

57
00:04:51,749 --> 00:04:55,295
‫نمی‌تونیم درجه سطح آب واحد چهار
‫با سوخت مصرف شده رو بخونیم.

58
00:04:57,588 --> 00:05:00,758
‫همین الان گفتم درجه دمای استخر
‫بقیه راکتورها رو بخونن.

59
00:05:02,593 --> 00:05:03,970
‫به نظر نمیاد زیاد خوب باشه.

60
00:05:04,053 --> 00:05:09,017
‫[شمارش میله‌های سوختی]
‫[از بین رفته: ۱۰۹۲۱]

61
00:05:11,686 --> 00:05:13,938
‫تمام این استخرهایی که سوخت
‫از بین رفته کجان؟

62
00:05:14,897 --> 00:05:16,941
‫در طبقه پنجم هر راکتور هستن.

63
00:05:18,818 --> 00:05:20,695
‫این همه چیزو پیچیده می‌کنه.

64
00:05:21,321 --> 00:05:22,322
‫بله.

65
00:05:23,406 --> 00:05:25,950
‫واحد چهار بعد از واحد سه‌ست...

66
00:05:26,034 --> 00:05:30,204
‫پس باید از آوار بسیار پرتوزا
‫رد بشیم که ناشی از انفجار هستن.

67
00:05:31,039 --> 00:05:32,040
‫و در حال حاضر...

68
00:05:32,874 --> 00:05:35,418
‫حتی نمی‌تونیم آسیبی
‫که به اونجا وارد شده رو دقیق ارزیابی کنیم.

69
00:05:41,382 --> 00:05:45,011
‫فشار محفظه کنترل فشار اولیه واحد دو
‫به ۶۸۰ کیلوپاسکال رسیده!

70
00:05:45,094 --> 00:05:46,637
‫نزدیک به ۷۰۰ کیلوپاسکال!

71
00:05:47,138 --> 00:05:49,182
‫در ساعت گذشته صد تا افزایش داشته.

72
00:05:50,558 --> 00:05:52,435
‫صد تا در یک ساعت؟

73
00:05:59,275 --> 00:06:02,111
‫هر لحظه ممکنه محفظه فشار اولین بترکه.

74
00:06:06,824 --> 00:06:10,078
‫اطلاعات فشار از افرادی
‫که در صحنه هستن...

75
00:06:11,871 --> 00:06:13,664
‫هر ده دقیقه اعلامش کن.

76
00:06:14,957 --> 00:06:15,958
‫چشم، قربان.

77
00:06:17,210 --> 00:06:20,004
‫- خوبی؟ طاقت بیار.
‫- دکتر کجاست؟

78
00:06:21,089 --> 00:06:24,175
‫- جای دیگه‌ت آسیب دیده؟
‫- روش فشار میارم.

79
00:07:14,559 --> 00:07:15,560
‫قربان؟

80
00:07:17,520 --> 00:07:19,439
‫ببخشید.

81
00:07:23,192 --> 00:07:25,361
‫به واحد دو بگو هر چی
‫زودتر دریچه تنظیم‌کننده بخار رو باز کنن.

82
00:07:25,862 --> 00:07:28,239
‫و بیاین کار در واحد سه و چهار
‫رو از سر بگیریم.

83
00:07:28,322 --> 00:07:32,910
‫تازه، یکی رو بفرست تا تشعشع
‫اطراف واحد سه رو بررسی کنه.

84
00:07:36,247 --> 00:07:38,499
‫مشخصه که می‌دونم بالاست. بله.

85
00:07:42,211 --> 00:07:44,589
‫خبر دارم. فقط انجامش بده.

86
00:08:02,148 --> 00:08:03,399
‫انفجار واحد سه...

87
00:08:03,483 --> 00:08:07,487
‫همون انفجار هیدروژنی بوده که
‫در واحد اول اتفاق افتاد...

88
00:08:07,570 --> 00:08:10,990
‫و فکر می‌کنیم که هنوز محفظه
‫فشار اولیه سالم مونده.

89
00:08:11,616 --> 00:08:15,912
‫با کمک بسیاری از متخصصان
‫تونستیم به این نتیجه برسیم...

90
00:08:15,995 --> 00:08:19,790
‫که گسترش بیش از اندازه
‫تشعشع به احتمال زیاد اتفاق نمی‌افته.

91
00:08:25,087 --> 00:08:28,341
‫چقدر احتمال داره که یه انفجار هیدروژنی
‫مشابه در واحد دوم اتفاق بیافته؟

92
00:08:30,092 --> 00:08:33,095
‫برای اینکه از این اتفاق جلوگیری بکنیم...

93
00:08:33,179 --> 00:08:37,099
‫تصمیم گرفتیم که آب دریا رو
‫وارد راکتور کنیم...

94
00:08:37,183 --> 00:08:41,062
‫و یه گروه در محل هر کاری از دستشون
‫برمیاد رو انجام میدن...

95
00:08:41,145 --> 00:08:42,980
‫تا راکتور رو پایدار کنن.

96
00:08:49,695 --> 00:08:52,448
‫[فکر می‌کنی حقیقت رو میگن؟]

97
00:08:52,532 --> 00:08:55,243
‫[شنیدم که تشعشع به هوا هم رسیده]

98
00:08:55,326 --> 00:08:56,953
‫[البته که رسیده.]

99
00:08:57,036 --> 00:08:59,580
‫[ولی گفتن که احتمالش کمه.]

100
00:08:59,664 --> 00:09:01,290
‫[همین طوری می‌فهمی که شرایط بده.]

101
00:09:01,374 --> 00:09:04,043
‫[بهتره به زودی از ژاپن فرار کنیم.]

102
00:09:11,592 --> 00:09:13,177
‫[خونه خونواده کارگر واحد چهار کریهارا]

103
00:09:13,177 --> 00:09:16,138
‫یک پیام آنلاین به تازگی محبوب شده.

104
00:09:16,222 --> 00:09:19,058
‫شایعه شده...

105
00:09:19,141 --> 00:09:22,019
‫که انفجار در نیروگاه هسته‌ای
‫فوکوشیما دایچی...

106
00:09:22,103 --> 00:09:24,188
‫در اصل به خاطر خطای انسانی بوده.

107
00:09:24,689 --> 00:09:27,775
‫به ظاهر، یک سری پیام
‫آنلاین مشهور هست...

108
00:09:27,858 --> 00:09:29,860
‫که به اسم کانال هارازو منتشر میشه.

109
00:09:29,944 --> 00:09:32,280
‫مردم گزارش دادن که
‫پست‌های متنوعی...

110
00:09:32,363 --> 00:09:35,992
‫در مورد دو کارگری گذاشته که در
‫نیروگاه هسته‌ای گم شدن.

111
00:09:36,075 --> 00:09:37,535
‫بیاین به چند تا نظر نگاهی بندازیم.

112
00:09:37,618 --> 00:09:41,122
‫[- دو نفری که فرار کردن، درسته؟]
‫[- خب، واقعا فرار کردن.]

113
00:09:41,205 --> 00:09:44,292
‫[دیدم که در کوریاما داشتن استراحت می‌کردن.]

114
00:09:49,338 --> 00:09:55,595
‫[شنیدم که واحدهای خنک‌کننده رو خراب کردن]
‫[و بعد با وحشت فرار کردن.]

115
00:09:55,678 --> 00:09:59,307
‫[پس انفجار تقصیر اوناست؟]

116
00:10:04,145 --> 00:10:07,607
‫[جستجو برای حقیقت واقعی...]

117
00:10:07,690 --> 00:10:13,029
‫[این دو قطعا مجرمانی هستن که]
‫[نیروگاه هسته‌ای رو ترک کردن.]

118
00:10:13,112 --> 00:10:17,199
‫[شاید دارن با حرص ساشیمی می‌خورن]
‫[و پارچ پارچ نوشیدنی]

119
00:10:17,283 --> 00:10:21,370
‫[اما اگه اسامی‌شون منتشر بشه، مُردن.]

120
00:10:21,454 --> 00:10:25,374
‫[بهشون یه لطفی بکن]
‫[و سر و صداشو درنیار.]

121
00:10:25,458 --> 00:10:27,877
‫[اسامی‌شون توی تلویزیون گفته شده.]

122
00:10:32,089 --> 00:10:33,633
‫[یویا تاکاهیرا و کوکی کریهارا]

123
00:10:33,716 --> 00:10:36,761
‫[کوکی کریهارا]

124
00:10:41,807 --> 00:10:44,352
‫پس از این نوع پیام‌ها حرف می‌زدیم.

125
00:10:44,435 --> 00:10:47,188
‫نمی‌دونیم هنوز چقدر
‫از این اطلاعات قابل اتکاند.

126
00:10:47,271 --> 00:10:50,650
‫اما اگه این انفجار ناشی از
‫خطای انسانی نبوده...

127
00:10:50,733 --> 00:10:53,152
‫با یک مشکل بزرگ روبه‌روییم.

128
00:10:53,235 --> 00:10:56,572
‫این آدم‌ها باید محکوم و دستگیر بشن!

129
00:10:56,656 --> 00:11:01,035
‫خب، الان همه دارن در
‫مورد اسامی‌شون حرف می‌زنن...

130
00:11:01,118 --> 00:11:02,578
‫پس حتما وحشت کردن.

131
00:11:02,662 --> 00:11:05,623
‫بیخیال. از این دو نفر خواسته شده
‫که مورد بازرسی قرار بگیرن.

132
00:11:05,706 --> 00:11:09,919
‫خب، به نظر میاد حسابی داغ کردی،
‫و شاید حق هم داشته باشی...

133
00:11:10,002 --> 00:11:11,545
‫مامان؟ می‌بینی؟

134
00:11:11,629 --> 00:11:13,130
‫اصلا قابل بخشیدن نیست!

135
00:11:13,214 --> 00:11:14,256
‫حتما، بله.

136
00:11:14,340 --> 00:11:17,551
‫نمیشه همین طوری ولش کرد.
‫نمیشه چشم روی این مسائل بست...

137
00:11:17,635 --> 00:11:19,387
‫ای کاش برادرت...

138
00:11:20,721 --> 00:11:22,431
‫زده بود بیرون و فرار کرده بود.

139
00:11:52,795 --> 00:11:55,214
‫کی می‌خواین دوباره آب رو وارد کنین؟

140
00:11:55,798 --> 00:11:58,592
‫خب، دریچه تنظیم‌کننده بخار بسته شده، قربان.

141
00:11:59,176 --> 00:12:03,055
‫و همونی نیست که بشه
‫با باتری ماشین بازش کرد؟

142
00:12:03,139 --> 00:12:04,181
‫دوباره این کار رو بکنین!

143
00:12:05,850 --> 00:12:08,310
‫تا الان خیلی از باتری‌ها رو خالی کردیم.

144
00:12:11,313 --> 00:12:14,817
‫فشار محفظه کنترل واحد
‫دو به ۷۰۰ کیلوپاسکال رسید.

145
00:12:14,900 --> 00:12:16,193
‫نمیشه سطح آب رو خوند.

146
00:12:18,487 --> 00:12:19,488
‫۷۰۰؟

147
00:12:20,322 --> 00:12:21,574
‫خیلی بده، یوشیدا!

148
00:12:22,658 --> 00:12:25,953
‫خب، فقط می‌تونیم هواگیری خشک انجام بدیم.

149
00:12:26,871 --> 00:12:31,125
‫می‌دونم باعث پخش بیشتر
‫مواد پرتوزا میشه، ولی چاره‌ای نیست.

150
00:12:32,001 --> 00:12:34,211
‫بلافاصله هواگیری خشک رو انجام بدین.

151
00:12:35,463 --> 00:12:36,672
‫اجازه‌ی منو دارین.

152
00:12:38,632 --> 00:12:40,259
‫جزییات رو فراموش کنین.

153
00:12:43,888 --> 00:12:45,139
‫گوش کن، باشه.

154
00:12:46,223 --> 00:12:50,144
‫دو تا انفجار رخ داده، پس...

155
00:12:51,604 --> 00:12:53,063
‫پس با چیز طرفیم...

156
00:12:53,898 --> 00:12:55,608
‫روحیه همه بدجوری افت کرده.

157
00:12:56,150 --> 00:12:59,236
‫و تازه همه در آستانه...

158
00:12:59,779 --> 00:13:02,490
‫حداکثر تشعشع قابل تحمل هستن.

159
00:13:02,573 --> 00:13:06,786
‫بله، ولی ببین، یوشیدا، نباید فشار
‫محفظه کنترل رو از دست بدی، باشه؟

160
00:13:06,869 --> 00:13:09,705
‫پس عجله کن و حداقل
‫دریچه کوچیک رو باز کن!

161
00:13:11,165 --> 00:13:12,917
‫اون دستور رو از قبل دادم.

162
00:13:13,000 --> 00:13:16,212
‫خوبه، ولی یکی دیگه هم هست،
‫به غیر از اون دریچه کوچیک.

163
00:13:16,962 --> 00:13:18,297
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم؟!

164
00:13:19,965 --> 00:13:23,761
‫ما اینجا بودیم و بیشتر از هشتاد
‫ساعته که داریم بهش حمله می‌کنیم!

165
00:13:33,938 --> 00:13:35,606
‫کارگرانی رو در محل داریم...

166
00:13:37,233 --> 00:13:40,027
‫که تردید ندارن تا وقتی که...

167
00:13:40,110 --> 00:13:42,279
‫از شما یا نخست‌وزیر دستور بگیرن.

168
00:13:43,531 --> 00:13:44,532
‫افرادم...

169
00:13:45,282 --> 00:13:46,742
‫و تیم دفاع شخصی...

170
00:13:47,284 --> 00:13:48,494
‫دارن با هم کار می‌کنن.

171
00:13:49,537 --> 00:13:52,414
‫و دارم میگم هر کاری از
‫دستمون بربیاد انجام میدیم!

172
00:13:54,834 --> 00:13:56,126
‫فقط مزاحم کار ما نشین.

173
00:14:27,533 --> 00:14:32,454
‫[قسمت هفتم: روزها]

174
00:14:39,837 --> 00:14:43,173
‫ببخشید، قربان. اتوبوس برای
‫اونایی که از حد تشعشع گذشتن رسیده...

175
00:14:43,257 --> 00:14:44,633
‫و جلوی ساختمونه.

176
00:14:44,717 --> 00:14:45,718
‫چند تا؟

177
00:14:46,510 --> 00:14:47,595
‫بیست نفر، قربان.

178
00:14:48,095 --> 00:14:51,265
‫- براشون جا نداریم؟
‫- حتی راهروها هم پر شدن.

179
00:14:51,348 --> 00:14:53,267
‫خب، یه جایی براشون پیدا می‌کنیم.

180
00:14:54,727 --> 00:14:56,645
‫- فهمیدم. باشه.
‫- ممنونم.

181
00:14:57,229 --> 00:14:58,230
‫مراقب باش.

182
00:14:58,772 --> 00:15:01,984
‫- مطمئنی اونجا آب نیست؟
‫- داریم یه درجه شناور رو می‌خونیم.

183
00:15:02,067 --> 00:15:04,737
‫پس چرا فشار پایین نمیاد؟

184
00:15:04,820 --> 00:15:06,405
‫هنوز نمی‌تونیم ازش سر دربیاریم.

185
00:15:08,616 --> 00:15:10,910
‫میرم به محل سر بزنم. ببخشید.

186
00:15:10,993 --> 00:15:13,621
‫راستش، میزان تشعشع خیلی بالاست.

187
00:15:14,288 --> 00:15:16,248
‫بله. فهمیدم.

188
00:15:16,332 --> 00:15:19,668
‫به همه میگم از نانپی برن بیرون
‫و به ساختمون عایق ارتعاشی برسن.

189
00:15:19,752 --> 00:15:21,879
‫مطمئن نیستم که اونا پیمانکارن یا وابسته.

190
00:15:22,963 --> 00:15:25,758
‫چیزی نیست. لطفا نگران نباشین.

191
00:15:33,223 --> 00:15:34,308
‫دریافت شد.

192
00:15:50,991 --> 00:15:51,992
‫قربان!

193
00:15:53,535 --> 00:15:56,413
‫زیرزمین ساختمون توربین واحد چهار
‫پر از آب دریا شده.

194
00:15:57,790 --> 00:15:59,708
‫بیاین از همون استفاده و پمپش کنیم...

195
00:16:00,459 --> 00:16:02,211
‫تا راکتور هسته‌ای رو سرد کنیم.

196
00:16:12,012 --> 00:16:13,013
‫فکر خوبیه.

197
00:16:14,598 --> 00:16:15,849
‫هی، ارزش امتحان کردن رو داره.

198
00:16:17,351 --> 00:16:20,688
‫بیاین کامیون آتشنشانی رو
‫به جلوی واحد پنج و شش ببریم.

199
00:16:21,647 --> 00:16:24,483
‫و بیاین آوار رو بذاریم کنار
‫تا یکم جا باز بشه.

200
00:16:25,192 --> 00:16:27,361
‫و بعدش همزمان...

201
00:16:28,070 --> 00:16:31,865
‫در واحد چهار، درهای قسمت بار رو بشکنیم.

202
00:16:33,409 --> 00:16:35,494
‫می‌تونیم کامیون رو از اونجا رد کنیم.

203
00:16:36,620 --> 00:16:38,747
‫بله، قربان!

204
00:16:41,208 --> 00:16:43,836
‫بسیار خب، تیم. بیاین بریم. البته.

205
00:16:52,469 --> 00:16:59,101
‫[فوکوشیما دایچی]
‫[جلوی ساختمان توربین واحد چهار]

206
00:17:18,662 --> 00:17:20,622
‫خوب نیست.

207
00:17:20,706 --> 00:17:21,707
‫چی؟

208
00:17:26,045 --> 00:17:27,755
‫- ایگاوا!
‫- بله؟

209
00:17:28,297 --> 00:17:30,132
‫- از اون طرف برو.
‫- بله، قربان.

210
00:17:36,430 --> 00:17:39,099
‫- سطح تشعشع چقدره؟
‫- هنوز خوبه.

211
00:17:39,183 --> 00:17:40,559
‫- کوروکاوا
‫- بله؟

212
00:17:40,642 --> 00:17:42,603
‫- شلنگ رو میندازیم.
‫- باشه!

213
00:17:48,567 --> 00:17:49,777
‫آره، خودشه!

214
00:17:51,653 --> 00:17:52,863
‫کوروکاوا؟

215
00:17:52,946 --> 00:17:53,989
‫کوروکاوا!

216
00:17:54,656 --> 00:17:56,658
‫- بله؟
‫- خوب نیست؟

217
00:17:57,701 --> 00:17:59,495
‫سطح آب خیلی پایینه!

218
00:18:01,872 --> 00:18:03,040
‫نمی‌تونیم بیشترش کنیم؟

219
00:18:03,540 --> 00:18:06,418
‫اینا تنها شلنگ‌هایی
‫هستن که خراب نشدن.

220
00:18:12,591 --> 00:18:15,719
‫- چند متر لازم داریم؟
‫- یه نگاه میندازم!

221
00:18:33,237 --> 00:18:35,656
‫[شرکت برق، کوکی کریهارا]

222
00:18:39,034 --> 00:18:40,119
‫و مطمئنی؟

223
00:18:42,830 --> 00:18:47,417
‫هر دوشون هنوز کارت شناسایی داشتن.
‫هنوز آب اونا رو نبرده بود.

224
00:18:51,755 --> 00:18:52,798
‫نه، این...

225
00:18:55,843 --> 00:18:57,636
‫اونا گم شده بودن...

226
00:18:58,762 --> 00:19:01,723
‫از وقتی که درست بعد از
‫زلزله برای بازرسی واحد چهار رفته بودن.

227
00:19:02,891 --> 00:19:03,892
‫قطعی ـه.

228
00:19:04,810 --> 00:19:07,229
‫می‌دونن که تاکاهیرا و کریهارا هستن.

229
00:19:15,320 --> 00:19:18,699
‫به نظر میاد وقتی توی
‫زیرزمین بودن سونامی از راه رسیده.

230
00:19:27,791 --> 00:19:28,959
‫اونا رو اوردن بالا؟

231
00:19:31,837 --> 00:19:35,757
‫سطح تشعشع خیلی زیاده
‫که بتونیم وارد آب بشیم.

232
00:19:37,176 --> 00:19:38,886
‫ولی سعی می‌کنیم بیاریم‌شون بیرون.

233
00:19:48,061 --> 00:19:49,688
‫تاکاهیرا و کریهارا.

234
00:19:52,816 --> 00:19:54,067
‫فقط بیست سال‌شون بود، درسته؟

235
00:19:56,153 --> 00:19:58,071
‫تاکاهیرا ۲۴ ساله بود...

236
00:19:59,031 --> 00:20:01,158
‫و کریهارا ۲۱ ساله.
بـــــــامابـین

237
00:20:16,465 --> 00:20:17,341
‫آقای یوشیدا!

238
00:20:17,424 --> 00:20:20,594
‫آقای ماجیما از اتاق کنترل
‫واحدهای یک و دو پشت خطن.

239
00:20:32,397 --> 00:20:33,398
‫چی شده؟

240
00:20:34,983 --> 00:20:37,653
‫میله‌های سوختی واحد دو
‫کاملا از آب بیرون اومدن.

241
00:20:52,292 --> 00:20:53,293
‫و فشار؟

242
00:20:58,298 --> 00:21:00,133
‫۷۰۰ کیلوپاسکال.

243
00:21:22,030 --> 00:21:23,907
‫چند تا اتوبوس بزرگ می‌تونی بیاری؟

244
00:21:25,575 --> 00:21:26,994
‫دو تا اینجان...

245
00:21:27,077 --> 00:21:31,748
‫و می‌تونیم احتمالا یه اتوبوس دیگه
‫از خارج اینجا بیاریم.

246
00:21:42,050 --> 00:21:43,802
‫وقتشه که برای بدترین
‫حالت آماده بشیم.

247
00:21:46,680 --> 00:21:50,058
‫سعی کن همه رو آروم نگه داری...

248
00:21:51,184 --> 00:21:53,645
‫و توضیح بده وقتشه آماده بشیم.

249
00:22:20,213 --> 00:22:23,008
‫[فوکوشیما دایچی]
‫[اتاق ارتباطی عملیات اضطراری]

250
00:22:28,513 --> 00:22:29,514
‫بله؟

251
00:22:29,890 --> 00:22:31,767
‫چیزی هست که نمی‌تونی
‫جلوی دوربین بگی؟

252
00:22:33,185 --> 00:22:34,186
‫بله.

253
00:22:46,823 --> 00:22:47,866
‫چی شده؟

254
00:22:49,242 --> 00:22:51,703
‫به اصول شما برای
‫تخلیه اینجا نیاز دارم.

255
00:22:52,537 --> 00:22:53,538
‫چی کار کنی؟

256
00:22:54,581 --> 00:22:56,416
‫مشخصه که من اینجا می‌مونم...

257
00:22:57,459 --> 00:23:00,504
‫و خدمه اصلی رو هم نگه میدارم...

258
00:23:01,630 --> 00:23:04,299
‫تا تزریق آب رو ادامه بدیم، ولی...

259
00:23:06,551 --> 00:23:07,552
‫میشه...

260
00:23:08,428 --> 00:23:11,390
‫لطفا اجازه بدین کارگرها
‫میزان تشعشع رو اندازه بگیرن...

261
00:23:11,473 --> 00:23:14,017
‫غذا پخش کنن، تدارکات رو تهیه کنن...

262
00:23:14,976 --> 00:23:16,061
‫تا الان تخلیه بشن؟

263
00:23:19,856 --> 00:23:23,443
‫به خصوص پیمانکارها و
‫کارمندهای جوون.

264
00:23:25,487 --> 00:23:27,531
‫لطفا هر چی زودتر بذارین اونا برن.

265
00:23:31,243 --> 00:23:32,702
‫واقعا؟ اینقدر بده؟

266
00:23:35,080 --> 00:23:38,500
‫لطفا، ازتون می‌خوام
‫که بهش فکر کنین.

267
00:23:44,840 --> 00:23:46,007
‫حقیقت رو بهتون میگم...

268
00:23:47,634 --> 00:23:50,220
‫هیچ جوره نمی‌تونیم
‫پیش‌بینی کنیم...

269
00:23:52,055 --> 00:23:53,140
‫اینجا چه اتفاقی می‌افته.

270
00:23:55,142 --> 00:23:58,645
‫و هر کاری از دستمون بربیاد
‫انجام میدیم، ولی...

271
00:23:59,938 --> 00:24:02,983
‫به طور کامل نابود شدیم
‫چون نیروگاه بهم ریخته.

272
00:24:07,988 --> 00:24:10,866
‫اگه نتونیم نیروگاه رو کنترل کنیم...

273
00:24:11,741 --> 00:24:13,827
‫آسیب ده برابر بدتر...

274
00:24:14,703 --> 00:24:16,163
‫آسیب چرنوبیل میشه.

275
00:24:18,540 --> 00:24:21,251
‫هر کسی که اینجاست رو از دست میدیم.

276
00:24:27,924 --> 00:24:30,051
‫و نمی‌تونم به کارمندها بگم...

277
00:24:31,052 --> 00:24:35,098
‫چون هر کسی که برای شرکت برق
‫کار می‌کنه همینجا باید بمیره.

278
00:24:39,436 --> 00:24:43,064
‫به عنوان مدیر ایستگاه تا آخر می‌مونم.

279
00:24:45,358 --> 00:24:47,777
‫و فکر کنم برخی از همکاران پرسابقه‌م...

280
00:24:50,322 --> 00:24:51,865
‫پشت من می‌مونن.

281
00:24:55,243 --> 00:24:56,286
‫پس با هم...

282
00:24:57,412 --> 00:24:58,413
‫همه‌مون...

283
00:24:59,664 --> 00:25:02,083
‫سعی می‌کنیم راکتور رو خنک کنیم...

284
00:25:03,543 --> 00:25:04,961
‫تا لحظه آخر.

285
00:25:15,764 --> 00:25:16,765
‫خب، قربان...

286
00:25:18,642 --> 00:25:19,893
‫باید آماده بشیم...

287
00:25:21,228 --> 00:25:22,896
‫تا بذارین بقیه‌شون برن.

288
00:25:51,174 --> 00:25:52,175
‫باشه.

289
00:26:01,184 --> 00:26:02,185
‫آقای کینوشیتا؟

290
00:26:03,728 --> 00:26:05,814
‫در مورد اون اتوبوس‌ها؟

291
00:26:07,190 --> 00:26:08,191
‫درسته، ببخشید.

292
00:26:09,234 --> 00:26:10,777
‫همونطور که داشتم می‌گفتم...

293
00:26:10,860 --> 00:26:13,196
‫اتوبوس‌ها به جلوی ساختمون میان.

294
00:26:14,281 --> 00:26:19,452
‫مسئله اینه که ممکنه دستور
‫تخلیه ساختمون رو بگیریم.

295
00:26:19,536 --> 00:26:22,872
‫اگه اینطور باشه، یکی از اتوبوس‌ها باید
‫به ایستگاه داینی فوکوشیما بره.

296
00:26:24,082 --> 00:26:25,083
‫فهمیدم.

297
00:26:33,967 --> 00:26:35,552
‫بسیار خب. همین دیگه.

298
00:26:36,303 --> 00:26:37,304
‫باشه.

299
00:26:57,741 --> 00:27:03,079
‫[فوکوشیما دایچی، واحدهای]
‫[یک تا شش، لیست عملگران اتاق کنترل]

300
00:27:05,999 --> 00:27:08,585
‫[توشیو کامی، ایسامو کینوشیتا]

301
00:27:08,668 --> 00:27:11,963
‫[ریو شیروتا، کوجی فورویا،]
‫[تومیو سکیگوچی]

302
00:27:12,047 --> 00:27:14,924
‫[شینجی ماجیما،]
‫[آکیرا شینکاوا]

303
00:27:15,008 --> 00:27:17,135
‫[تاکنوری میوشی،]
‫[توشیهیرو اوسوگی، اکیهیکو کویاتانی]

304
00:27:19,429 --> 00:27:21,640
‫[شینسوکه آیدا، هیروفومی تسودا،]
‫[تومونوبو کیمورا]

305
00:27:24,809 --> 00:27:27,270
‫[کوزو هارایاما،]
‫[ساتوشی تاتنو]

306
00:27:29,481 --> 00:27:31,900
‫[تاکومی یوندا، هیروشی فوتاگاوا،]
‫[سیجی تدوروکی]

307
00:27:31,983 --> 00:27:34,444
‫[شینگو تودا، واتارو نوزاکی،]
‫[کنجی ماکوتا]

308
00:27:42,410 --> 00:27:43,411
‫بچه‌ها...

309
00:27:44,287 --> 00:27:45,288
‫متاسفم.

310
00:27:49,876 --> 00:27:51,252
‫با من در اینجا می‌میرین؟

311
00:28:04,683 --> 00:28:07,018
‫آقای نخست‌وزیر! یه مشکلی داریم!

312
00:28:07,519 --> 00:28:08,353
‫چیه؟

313
00:28:08,436 --> 00:28:12,732
‫رییس شرکت برق، نیشیمورا،
‫می‌خواد تایید تخلیه رو بدین.

314
00:28:39,718 --> 00:28:42,178
‫رییس نیشیمورا رسیدن،
‫آقای نخست‌وزیر.

315
00:28:47,684 --> 00:28:49,394
‫تخلیه اصلا امکانپذیر نیست!

316
00:28:53,732 --> 00:28:56,151
‫البته که تسلیم
‫شدن کامل رو درنظر نمی‌گیریم.

317
00:29:01,114 --> 00:29:04,576
‫پس چی داری میگی؟
‫فکر کردم درخواست تخلیه داری.

318
00:29:05,326 --> 00:29:10,165
‫نه، وقتی گفتم می‌خوام
‫اونا رو تخلیه کنم، من...

319
00:29:10,832 --> 00:29:12,125
‫منظورم این بود...

320
00:29:13,668 --> 00:29:15,712
‫باید بعضی‌هاشونو بکشیم بیرون.

321
00:29:17,881 --> 00:29:21,301
‫پس پیشنهاد نمیدی که
‫به طور کامل کنار بکشین؟

322
00:29:21,384 --> 00:29:22,761
‫نه، البته که نه.

323
00:29:23,261 --> 00:29:26,181
‫این فکر حتی به ذهنم خطور نکرد.

324
00:29:28,767 --> 00:29:32,061
‫باشه، پس. قربان، باید بذاریم
‫به واکنش‌شون برسن؟

325
00:29:32,562 --> 00:29:34,481
‫باید اینو بهمون می‌گفتی!

326
00:29:35,273 --> 00:29:37,817
‫بله، قربان. خیلی متاسفم.

327
00:29:38,401 --> 00:29:39,402
‫اشکالی نداره.

328
00:29:40,403 --> 00:29:42,280
‫با مراکزمون مشورت می‌کنیم.

329
00:29:56,169 --> 00:29:57,170
‫کاتائوکا!

330
00:30:00,256 --> 00:30:03,510
‫گوش کنین. نخست‌وزیر رو آروم کنین.

331
00:30:04,302 --> 00:30:05,637
‫کارت همینه، پس انجامش بده.

332
00:30:08,765 --> 00:30:09,766
‫چشم قربان.

333
00:30:24,239 --> 00:30:25,240
‫از این طرف لطفا.

334
00:30:26,074 --> 00:30:28,535
‫- ببخشید.
‫- راه رو باز کنین. برین کنار.

335
00:30:29,160 --> 00:30:31,871
‫- مراقب باش.
‫- نخست‌وزیر، از این طرف.

336
00:30:34,457 --> 00:30:35,458
‫از این طرف.

337
00:30:39,504 --> 00:30:40,672
‫لطفا از این طرف.

338
00:30:48,304 --> 00:30:50,515
‫لطفا بفرمایین. میز مرکزی.

339
00:30:52,100 --> 00:30:53,101
‫بفرمایین.

340
00:30:53,434 --> 00:30:54,435
‫لطفا.

341
00:31:15,415 --> 00:31:16,541
‫بفرمایین، قربان.

342
00:31:20,795 --> 00:31:22,881
‫همه دقیقا می‌دونین...

343
00:31:23,506 --> 00:31:25,758
‫در نیروگاه هسته‌ای دایچی چه خبره.

344
00:31:26,968 --> 00:31:28,595
‫بر طبق قانون...

345
00:31:29,178 --> 00:31:31,180
‫دولت یه مرکز فرماندهی
‫برای رسیدگی تشکیل داده...

346
00:31:31,264 --> 00:31:33,182
‫ولی با ما ارتباط ندارین.

347
00:31:33,266 --> 00:31:35,643
‫برای اینکه وضعیت رو
‫درست کنترل کنیم...

348
00:31:36,895 --> 00:31:40,982
‫اینجا مراکزی رو بوجود میاریم
‫تا مطمئن بشیم همه چی مرتب باشه

349
00:31:42,483 --> 00:31:43,568
‫من فرماندهی می‌کنم.

350
00:31:44,319 --> 00:31:46,946
‫معاون‌های من یوشیرویا و نیشیمورا هستن.

351
00:31:51,701 --> 00:31:53,536
‫آسیبی که وارد شده شدیده.

352
00:31:56,331 --> 00:31:59,292
‫با این وضعی که پیش میره،
‫ژاپن محکوم به فناست.

353
00:32:01,002 --> 00:32:02,587
‫تسلیم شدن چاره کار نیست!

354
00:32:03,338 --> 00:32:04,589
‫باید جون خودتونو به خطر بندازین.

355
00:32:05,715 --> 00:32:07,634
‫فکر می‌کنه تمام این
‫مدت چی کار می‌کردیم؟

356
00:32:09,135 --> 00:32:11,429
‫اگه تخلیه کنین، شرکت برق کارش تمومه.

357
00:32:12,013 --> 00:32:14,474
‫نباید از واقعیت فرار کنین،
‫مهم نیست به کجا فرار کنین.

358
00:32:15,183 --> 00:32:19,062
‫اطلاعاتی که از شرکت برق اومده
‫اگه حقیقت نداشته باشه، دقیق نیست.

359
00:32:19,771 --> 00:32:23,566
‫انفجار هیدروژنی در واحد یک
‫در تلویزیون نمایش داده شد...

360
00:32:24,317 --> 00:32:27,862
‫ولی دولت تا یک ساعت بعد
‫هیچ گزارشی رو دریافت نکرد.

361
00:32:28,571 --> 00:32:30,198
‫نمی‌تونیم همین طوری بهش نگاه کنیم.

362
00:32:30,782 --> 00:32:32,492
‫وقتشه که جلوتر بهش فکر کنیم.

363
00:32:34,452 --> 00:32:38,581
‫بیشتر کارگران ارشد باید مثل
‫من در فداکاری پیشقدم باشن.

364
00:32:43,503 --> 00:32:46,381
‫رییس شرکت برق هم باید
‫همین کار رو بکنه.

365
00:33:40,935 --> 00:33:44,772
‫باشه، بچه‌ها، برگردین
‫به کاری که می‌کردین.

366
00:33:46,274 --> 00:33:47,608
‫سر جاهاتون برگردین.

367
00:33:47,692 --> 00:33:48,735
‫بله، قربان.

368
00:34:23,394 --> 00:34:25,271
‫دوباره درجه فشار رو به باتری وصل می‌کنم.

369
00:34:25,354 --> 00:34:26,355
‫لطفا.

370
00:34:32,361 --> 00:34:34,363
‫- وصل شد!
‫- فهمیدم.

371
00:35:03,976 --> 00:35:07,105
‫تقریبا زمان جمع‌آوری
‫اطلاعات برنامه‌ریزی شده رسیده.

372
00:35:07,188 --> 00:35:10,608
‫بیا امیدوار باشیم حداقل
‫فشار یکم پایین اومده باشه.

373
00:35:20,493 --> 00:35:23,746
‫حواستون باشه!
‫همگی پناه بگیرین!

374
00:35:23,830 --> 00:35:26,082
‫- بله، قربان!
‫- پناه بگیرین!

375
00:35:27,083 --> 00:35:28,751
‫سطح تشعشع چقدره؟

376
00:35:28,835 --> 00:35:29,836
‫بله، قربان.

377
00:35:33,131 --> 00:35:34,132
‫آقای ماجیما!

378
00:35:35,299 --> 00:35:36,217
‫آقای یوشیدا!

379
00:35:36,300 --> 00:35:39,512
‫یه انفجار رو شنیدن.
‫اتاق کنترل واحد یک و دوست!

380
00:35:42,723 --> 00:35:43,558
‫انفجار؟

381
00:35:43,641 --> 00:35:46,310
‫ساعت ۶:۱۴ صبح صدای
‫یه انفجار رو شنیدیم...

382
00:35:46,394 --> 00:35:49,230
‫و فشار اتاقک واحد دو به صفر رسید.

383
00:35:50,064 --> 00:35:52,024
‫اتاقک فشار.
‫فکر می‌کنی سوراخ شده؟

384
00:35:52,900 --> 00:35:54,235
‫مطمئن نیستم.

385
00:35:54,318 --> 00:35:56,821
‫فقط می‌دونم فشار افت کرد
‫و میزان تشعشع افزایش پیدا کرد.

386
00:35:57,655 --> 00:35:59,574
‫- تمام پارامترها رو بررسی کن.
‫- چشم، قربان.

387
00:36:01,200 --> 00:36:03,161
‫یه انفجار هم در کنترل واحد سه و چهار شنیدن.

388
00:36:03,244 --> 00:36:04,328
‫انفجار؟

389
00:36:10,626 --> 00:36:12,253
‫بیاین بلافاصله تشعشع رو بررسی کنیم.

390
00:36:12,336 --> 00:36:14,338
‫اگه اتاقک فشار سوراخ شده باشه...

391
00:36:14,422 --> 00:36:17,592
‫مقدار خیلی زیادی از مواد
‫پرتوزا میان بیرون.

392
00:36:18,092 --> 00:36:20,011
‫- سطوح رو بررسی کنین!
‫- باشه، بچه‌ها.

393
00:37:06,015 --> 00:37:08,142
‫دفتر مرکزی! صدامو می‌شنوی؟

394
00:37:11,604 --> 00:37:14,440
‫اجازه تخلیه افراد در محل رو می‌خوام.

395
00:37:18,027 --> 00:37:19,028
‫اجازه دارم؟

396
00:37:40,007 --> 00:37:41,884
‫گروه تزریق آب می‌مونن.

397
00:37:42,593 --> 00:37:44,387
‫بقیه در ساختمون...

398
00:37:45,096 --> 00:37:46,097
‫می‌تونن برن بیرون.

399
00:37:58,859 --> 00:38:00,486
‫بچه‌ها، لطفا توجه کنین. مرسی.

400
00:38:08,369 --> 00:38:12,373
‫در هر بخشی فقط باید اعضای اصلی بمونن.

401
00:38:13,124 --> 00:38:14,125
‫خودشه.

402
00:38:17,336 --> 00:38:19,005
‫بقیه تخلیه بشن.

403
00:38:19,547 --> 00:38:21,507
‫و روسای بخش تصمیم می‌گیرن...

404
00:38:22,633 --> 00:38:24,051
‫کی رو نگه دارن و کی بره.

405
00:38:54,123 --> 00:38:55,124
‫هر کسی...

406
00:38:56,125 --> 00:38:58,127
‫که در حال حاضر درگیر...

407
00:38:59,211 --> 00:39:01,505
‫کارهای دم دستی نیست،
‫شما بقیه...

408
00:39:03,841 --> 00:39:05,217
‫می‌تونین همین الان برین.

409
00:39:09,764 --> 00:39:10,765
‫و همه...

410
00:39:12,433 --> 00:39:13,434
‫مایلم...

411
00:39:15,311 --> 00:39:16,645
‫دوست دارم از همه‌تون تشکر کنم.

412
00:39:36,499 --> 00:39:38,793
‫همین طوری بیا! بیا!

413
00:39:38,876 --> 00:39:39,877
‫باشه، وایستا!

414
00:39:42,880 --> 00:39:46,550
‫- آروم. هل ندین.
‫- عجله کنین، لطفا. نفر بعدی.

415
00:39:48,302 --> 00:39:49,387
‫لطفا سریع حرکت کنین.

416
00:39:50,805 --> 00:39:52,390
‫اول صندلی‌های عقب رو پر کنین.

417
00:39:53,099 --> 00:39:56,602
‫از این طرف بیاین سوار اتوبوس‌هایی
‫بشین که به سمت ساختمون عایق ارتعاشی میرن!

418
00:39:58,396 --> 00:40:01,607
‫جلیقه‌هاتونو در بیارین و از
‫این طرف بیاین. اینجا خطرناکه.

419
00:40:02,900 --> 00:40:04,026
‫باشه، مراقب باشین.

420
00:40:04,944 --> 00:40:06,070
‫بزن بریم، بچه‌ها.

421
00:40:06,153 --> 00:40:07,655
‫الان اشکالی نداره. نگران نباش.

422
00:40:12,243 --> 00:40:15,913
‫آفرین بهت، بچه.
‫بیاین تا وقتی آرومه نوشیدنی بخوریم.

423
00:40:15,996 --> 00:40:17,289
‫- حتما.
‫- باشه.

424
00:40:24,630 --> 00:40:25,631
‫مراقب باشین.

425
00:40:42,731 --> 00:40:44,942
‫ها؟ نوزاکی کجاست؟

426
00:40:46,610 --> 00:40:48,696
‫نوزاکی؟ جایی نمی‌بینمش.

427
00:40:48,779 --> 00:40:50,656
‫- کجا رفته؟
‫- نوزاکی!

428
00:40:51,240 --> 00:40:53,284
‫- نوزاکی!
‫- نوزاکی!

429
00:40:56,912 --> 00:40:58,038
‫چی کار می‌کنی؟

430
00:41:00,916 --> 00:41:01,959
‫دستور رو شنیدی.

431
00:41:03,419 --> 00:41:04,420
‫از اینجا برو بیرون.

432
00:41:08,841 --> 00:41:10,926
‫نه، اینجا می‌مونم.

433
00:41:28,903 --> 00:41:29,987
‫یه دستوره.

434
00:41:30,070 --> 00:41:31,197
‫نه!

435
00:41:33,866 --> 00:41:35,618
‫احمق نشو، بچه.

436
00:41:38,496 --> 00:41:39,663
‫فقط بهمون اجازه...

437
00:41:40,831 --> 00:41:43,209
‫بذار ما قدیمی‌ها
‫به اینجا برسیم، باشه؟

438
00:41:44,835 --> 00:41:47,421
‫تمام شما جوونک‌ها باید از اینجا برین.

439
00:41:54,762 --> 00:41:55,971
‫ازتون می‌خوایم...

440
00:41:56,931 --> 00:41:58,307
‫انرژی‌تونو حفظ کنین...

441
00:41:59,141 --> 00:42:01,143
‫چون، می‌دونی، قراره یه...

442
00:42:02,186 --> 00:42:04,230
‫تلاش خیلی حسابی برای
‫بهبودی داشته باشیم.

443
00:42:11,570 --> 00:42:12,947
‫روی شما حساب می‌کنیم.

444
00:42:25,626 --> 00:42:26,544
‫چشم، قربان.

445
00:42:26,627 --> 00:42:28,963
‫خوبه.

446
00:42:31,590 --> 00:42:32,591
‫باشه.

447
00:42:54,154 --> 00:42:57,408
‫ببخشید که باید تنهات بذارم.

448
00:43:01,161 --> 00:43:02,329
‫زود باش. از اینجا برو.

449
00:43:03,956 --> 00:43:05,833
‫به اندازه کافی خونواده‌تو نگران کردی.

450
00:43:05,916 --> 00:43:07,334
‫شرط می‌بندم همسرت خیلی کفری شده.

451
00:43:14,967 --> 00:43:17,344
‫می‌دونی، اگه زنده نمونیم
‫تا این داستان رو تعریف کنیم...

452
00:43:18,262 --> 00:43:19,263
‫تو مسئولی.

453
00:43:37,990 --> 00:43:39,116
‫بچه‌ها، برین جلو!

454
00:43:41,035 --> 00:43:42,328
‫به خاطر همه چی ممنون.

455
00:43:44,455 --> 00:43:45,956
‫- مرسی
‫- متاسفم.

456
00:43:48,751 --> 00:43:49,960
‫متاسفم، رییس.

457
00:43:51,128 --> 00:43:52,546
‫به ما بسپارش، باشه؟

458
00:43:53,339 --> 00:43:56,050
‫زود باش، این قیافه رو به
‫خودت نگیر. داری حالمو بد می‌کنی.

459
00:43:58,052 --> 00:43:59,136
‫باشه، آفرین بهت.

460
00:44:00,596 --> 00:44:02,181
‫کارتون عالیه. مرسی، بچه‌ها.

461
00:44:07,978 --> 00:44:09,188
‫مراقب جلوی پات باش.

462
00:44:10,314 --> 00:44:13,567
‫لطفا به اتوبوس‌های
‫ساختمون عایق ارتعاشی برین.

463
00:44:13,651 --> 00:44:15,486
‫عجله نکنین. آروم باشین.

464
00:44:16,654 --> 00:44:17,655
‫مراقب باشین!

465
00:45:51,957 --> 00:45:55,836
‫متاسفم، قربان. قبل از اینکه سر
‫کار برگردیم، میشه یه کاری بکنم؟

466
00:45:56,920 --> 00:45:58,505
‫می‌خوام برای خونواده‌م نامه بنویسم.

467
00:46:28,160 --> 00:46:29,244
‫اوه.

468
00:46:33,081 --> 00:46:35,751
‫متاسفم. فقط می‌خوام یه پیام...

469
00:46:36,752 --> 00:46:37,753
‫برای خونواده‌م بفرستم.

470
00:46:38,879 --> 00:46:39,963
‫شرمنده. البته.

471
00:46:58,649 --> 00:47:05,656
‫[مراقب بچه‌ها باش.]
‫[منو یه مرد خوشحال کردی. ممنونم.]

472
00:47:23,757 --> 00:47:30,764
‫[مسخره نشو. حتما به خونه میای.]

473
00:47:50,242 --> 00:47:57,249
‫[کازوکی، باید بمونم. مراقب مادربزرگ]
‫[و مامان عصبانیت باش.]

474
00:48:18,020 --> 00:48:21,940
‫[چی داری میگی، بابا؟]
‫[اگه بمیری، نمی‌بخشمت.]

475
00:48:29,990 --> 00:48:35,370
‫[دوباره میریم بیرون نوشیدنی]
‫[بخوریم، بابا.]

476
00:48:59,561 --> 00:49:01,021
‫هی، وقت عوض کردنه.

477
00:49:02,564 --> 00:49:05,150
‫- آفرین بهت.
‫- هی، ممنون.

478
00:50:04,876 --> 00:50:06,294
‫پسر، خیلی گشنمه.

479
00:50:08,046 --> 00:50:09,464
‫غذا بخوریم، بچه‌ها؟

480
00:50:11,508 --> 00:50:14,636
‫خب، یکم سنبی پیدا کردم.

481
00:50:15,303 --> 00:50:17,806
‫- وای، ممنونم!
‫- چیز دیگه‌ای این اطراف هست؟

482
00:50:18,306 --> 00:50:20,726
‫اینجا پر شده از غذاهای مختلف.

483
00:50:20,809 --> 00:50:21,810
‫آره، پیداشون کردم!

484
00:50:21,852 --> 00:50:24,479
‫هی، رییس. کلی غذا اینجا داریم.

485
00:50:25,313 --> 00:50:27,441
‫آره، زود باش.
‫بیا اینا رو دست به دست کن.

486
00:50:28,734 --> 00:50:31,528
‫هی، فکر می‌کنی تمام اینا آلوده شده؟

487
00:50:31,611 --> 00:50:32,696
‫الان نگرانی؟

488
00:50:33,280 --> 00:50:35,532
‫نه.

489
00:50:37,659 --> 00:50:39,494
‫آب پیدا کردی؟

490
00:50:39,578 --> 00:50:40,829
‫یکم دیگه اینجا داریم.

491
00:50:40,912 --> 00:50:43,206
‫بیا، اینو بخور. بفرما، قربان.

492
00:50:43,290 --> 00:50:45,000
‫- عالیه. ممنونم.
‫- بفرمایین.

493
00:50:45,083 --> 00:50:46,084
‫ممنونم.

494
00:50:46,960 --> 00:50:49,921
‫نمی‌دونستم شما موندی.

495
00:50:50,005 --> 00:50:51,173
‫نمی‌دونستم تو موندی.

496
00:50:51,923 --> 00:50:54,801
‫درسته. همزمان استخدام شدین.

497
00:50:54,885 --> 00:50:57,512
‫آره. ولی یه مدتی میشه ایشون رو ندیدم.

498
00:50:58,680 --> 00:50:59,931
‫- بیا.
‫- ممنونم.

499
00:51:01,016 --> 00:51:02,434
‫بفرمایین. آب.

500
00:51:19,159 --> 00:51:20,160
‫ما...

501
00:51:21,036 --> 00:51:23,288
‫اینجا نموندیم تا بمیریم.

502
00:51:25,582 --> 00:51:27,542
‫اینجاییم چون کلی کار داریم.

503
00:51:34,674 --> 00:51:37,344
‫حالا بیاین نیروگاه رو تحت کنترل نگه داریم.

504
00:51:39,262 --> 00:51:40,263
‫و بعدش...

505
00:51:41,973 --> 00:51:42,974
‫شاید...

506
00:51:44,518 --> 00:51:45,769
‫بتونیم همه برگردیم خونه.
