﻿1
00:00:39,873 --> 00:00:43,585
‫اگه می‌تونی جلو خودتو بگیر
‫و از این نخور

2
00:00:43,960 --> 00:00:45,795
‫پیراشکی گوشت خوک

3
00:00:45,837 --> 00:00:48,339
‫از رستوران چیان

4
00:00:57,807 --> 00:01:00,435
‫چیه، نمی‌خوای باهام حرف بزنی؟

5
00:01:03,521 --> 00:01:06,941
‫از یه روانکاو این رفتار بعیده

6
00:01:07,025 --> 00:01:10,236
‫من دیگه روانکاوت نیستم
‫الان زندانیتم

7
00:01:10,278 --> 00:01:13,740
‫درک می‌کنم چرا همچین فکری می‌کنی. ولی...

8
00:01:14,866 --> 00:01:17,452
‫تو باید...

9
00:01:33,468 --> 00:01:35,845
‫نترس
‫توش کله آدم یا همچین چیزایی نیست

10
00:01:35,929 --> 00:01:38,431
‫اوه، خدا رو شکر

11
00:01:40,934 --> 00:01:43,186
‫تا حالا اسم «جان دوِ قاتل»
‫رو شنیدی؟

12
00:01:43,269 --> 00:01:44,813
‫فکر کنم

13
00:01:44,854 --> 00:01:46,898
‫کل نقشه‌ش این بود که صحنه جرم
‫رو شبیه سرقت جلوه بده

14
00:01:46,981 --> 00:01:49,818
‫که پلیس هم نیروهای ویژه رو
‫وارد عمل نکنه

15
00:01:49,859 --> 00:01:52,987
‫برای همین، منم...
‫همه اینا رو برداشتم

16
00:01:53,029 --> 00:01:55,448
‫و...

17
00:01:55,532 --> 00:01:58,326
‫طولی نکشید که به منم
‫لقب جان دوِ قاتل دادن

18
00:01:58,409 --> 00:01:59,661
‫چون بعضی وقتا چند روز طول می‌کشید تا...

19
00:01:59,744 --> 00:02:01,371
‫بدون کارت شناسایی و وسایلشون...

20
00:02:01,412 --> 00:02:02,831
‫بفهمن اون آدم‌ها کی بودن

21
00:02:02,914 --> 00:02:06,167
‫و حالا یه جورایی بهش عادت کردم

22
00:02:06,251 --> 00:02:07,460
‫حالا باورت شد؟

23
00:02:07,544 --> 00:02:09,546
‫تو فکر می‌کنی حرفت رو باور نکردم؟

24
00:02:09,629 --> 00:02:11,756
‫درک می‌کنم که چرا واست
‫آسونتره که فکر کنی...

25
00:02:11,798 --> 00:02:14,217
‫من باهات صادق نیستم

26
00:02:14,300 --> 00:02:17,512
‫من حرفت رو باور می‌کنم

27
00:02:26,938 --> 00:02:27,981
‫دوست داری یکی از ساعت‌ها رو برداری؟

28
00:02:28,064 --> 00:02:29,315
‫نه، ممنون

29
00:02:29,399 --> 00:02:31,317
‫می‌تونی حساب زمان رو داشته باشی

30
00:02:31,401 --> 00:02:33,069
‫هنوزم کار می‌کنن

31
00:02:33,111 --> 00:02:35,405
‫بیشترشون

32
00:02:40,827 --> 00:02:44,914
‫«بـیمار: قسمت دوم»

33
00:03:09,898 --> 00:03:13,026
‫دفعه اول برای همه سخته

34
00:03:13,067 --> 00:03:14,986
‫و مخصوصا برای یکی مثل تو

35
00:03:15,278 --> 00:03:16,529
‫یکی مثل من

36
00:03:16,613 --> 00:03:18,198
‫کسی که غرق افکارشه

37
00:03:19,157 --> 00:03:23,536
‫خب همه چیز از ذهن شروع میشه
‫مراقبه هم همینطور

38
00:03:23,995 --> 00:03:26,789
‫همونطور که گفتم
‫برای یکی مثل تو سخته

39
00:03:51,731 --> 00:03:54,108
‫تا قبل ساعت 5 برمی‌گردم

40
00:04:47,537 --> 00:04:49,706
‫زود باش دیگه

41
00:04:59,340 --> 00:05:01,968
‫لعنتی

42
00:05:30,538 --> 00:05:32,540
‫آه

43
00:05:32,623 --> 00:05:34,542
‫خب

44
00:06:21,297 --> 00:06:23,132
‫امشب غذای تایلندی داریم

45
00:06:24,926 --> 00:06:26,886
‫سوپ ماهی گرفتم

46
00:06:26,969 --> 00:06:30,890
‫این رستوران با دل و رودۀ تخمیر شدۀ ماهی
‫سس مخصوص خودشون رو درست می‌کنن

47
00:06:30,932 --> 00:06:33,976
‫می‌دونم چِندش به نظر میاد
‫اما کلی طعم و مزه بهش میده

48
00:06:34,060 --> 00:06:37,146
‫بعدش هم کاستارد تایلندی

49
00:06:37,230 --> 00:06:39,607
‫اینم با گیاه تارو و تخم اردک درست می‌کنن
‫دسره

50
00:06:39,649 --> 00:06:42,026
‫معمولا این طرفا نمی‌تونی از اینا
‫گیر بیاری

51
00:07:08,302 --> 00:07:11,722
‫فکر نمی‌کنم بتونی اونو با
‫چنگال پلاستیکی باز کنی

52
00:07:24,026 --> 00:07:26,863
‫بعد از اینکه انجامش میدم...

53
00:07:27,113 --> 00:07:30,408
‫من...فقط...

54
00:07:31,200 --> 00:07:33,244
‫شرط می‌بندم اکثر مردم نمی‌تونن...

55
00:07:33,327 --> 00:07:35,872
‫همچین حسی داشته باشن

56
00:07:35,955 --> 00:07:38,207
‫حس نرمالی نیست

57
00:07:39,000 --> 00:07:42,837
‫بیشتر شبیه... مرگه

58
00:07:42,920 --> 00:07:45,339
‫باید درمان بشم

59
00:07:45,423 --> 00:07:47,967
‫مگه تو از این کار لذت نمیبری؟

60
00:07:48,050 --> 00:07:52,680
‫منظورم مداوای مردمه؟

61
00:07:54,599 --> 00:07:57,685
‫من تو رو آوردم اینجا
‫که بتونیم با هم کار کنیم

62
00:07:59,479 --> 00:08:02,982
‫می‌دونم از من متنفری. ولی...

63
00:08:03,065 --> 00:08:06,527
‫اگر قرار نیست قسمتی از این پروسه باشی...

64
00:08:06,527 --> 00:08:09,405
‫چه چاره‌ای واسه‌مون باقی می‌مونه؟

65
00:08:59,747 --> 00:09:03,960
‫روانکاویِ موفق نیاز به فضای امن داره

66
00:09:04,043 --> 00:09:08,089
‫بیمار و روانکاو باید قادر باشن...

67
00:09:08,172 --> 00:09:12,426
‫به عمق مسائل احساسیِ پیچیده نفوذ کنن

68
00:09:12,468 --> 00:09:17,265
‫بدون چیزی مثل ترس...

69
00:09:17,348 --> 00:09:20,393
‫که روی هر جلسه، سایه انداخته باشه

70
00:09:23,271 --> 00:09:25,940
‫نمی‌دونم در این مورد چکار می‌تونم بکنم

71
00:09:30,361 --> 00:09:32,196
‫حداقل ازت می‌خوام...

72
00:09:32,280 --> 00:09:36,951
‫بهم قول بدی، در زمانی که
‫باهم دورۀ روانکاوی رو انجام میدیم...

73
00:09:37,034 --> 00:09:41,998
‫هیچگونه رفتار خشونت‌آمیز فیزیکی...

74
00:09:42,081 --> 00:09:45,459
‫با من یا هر کس دیگه‌ای انجام ندی

75
00:09:45,501 --> 00:09:47,837
‫مگر اینکه قبلش با من صحبت کرده باشی

76
00:09:47,920 --> 00:09:50,631
‫منظورت اینه که می‌خوای باهات صحبت کنم
‫قبل اینکه...

77
00:09:50,631 --> 00:09:52,174
‫بله

78
00:09:52,174 --> 00:09:54,594
‫- که بتونی منو منصرف کنی؟
‫- برای اینکه...

79
00:09:54,635 --> 00:09:57,597
‫بتونم سعی کنم و کمکت کنم

80
00:09:58,139 --> 00:10:00,057
‫از فکرش بیرون بیایی

81
00:10:00,141 --> 00:10:03,853
‫که با هم بتونیم سعی کنیم
‫و بفهمیم...

82
00:10:03,936 --> 00:10:08,190
‫این نیاز وحشتناک از کجا ناشی میشه
‫و بتونیم بهش بپردازیم

83
00:10:09,442 --> 00:10:12,111
‫تو هیچ نمی‌دونی چه حسی داره

84
00:10:12,361 --> 00:10:14,488
‫- متوجه‌م
‫- این آدم‌ها

85
00:10:14,488 --> 00:10:18,326
‫من با خیلی از این آدم‌ها کار کردم که...

86
00:10:18,326 --> 00:10:21,412
‫وسواس‌های خیلی جدی دارن
‫و تقریبا واسشون غیرممکنه در برارشون مقاوت کنن

87
00:10:22,079 --> 00:10:26,751
‫دادن همچین تعهدی برای این پروسه کلیدیه

88
00:10:28,794 --> 00:10:32,423
‫- فکر نمی‌کنم مورد من مثل بقیه باشه
‫- من نمیگم مثل بقیه‌ست

89
00:10:38,596 --> 00:10:40,681
‫تمام سعی‌ام رو می‌کنم

90
00:11:29,438 --> 00:11:32,233
‫و در اصل، ایدۀ همسرم بود

91
00:11:32,316 --> 00:11:35,069
‫تمام عمرش با مادر خاوا آشنا بوده

92
00:11:35,152 --> 00:11:39,740
‫پس اگه قرار باشه از کسی تشکر کنیم
‫اون همسر رَبی‌ـه
‫[آموزگار یهودی]

93
00:11:39,824 --> 00:11:41,701
‫خاوا چیزی از پسرت کم نداره

94
00:11:41,742 --> 00:11:44,954
‫هم از نظر ذکاوت هم شوخ‌طبعی

95
00:11:45,037 --> 00:11:47,123
‫اوه

96
00:11:47,873 --> 00:11:49,166
‫خیلی ببخشید

97
00:11:49,500 --> 00:11:51,210
‫بهتر بود یه چاقوی حسابی بیارم

98
00:11:51,252 --> 00:11:52,211
‫- اوه، نه
‫- نه

99
00:11:52,253 --> 00:11:53,587
‫چیزی نیست

100
00:12:08,519 --> 00:12:10,688
‫- می‌خواستم بخورمش
‫- این موضوع شوخی نیست

101
00:12:10,896 --> 00:12:14,567
‫منم ناراحتم
‫ولی باید به حال خودش بذاریمش

102
00:12:14,650 --> 00:12:16,110
‫خواهش می‌کنم بهم نگو که به اندازۀ من...

103
00:12:16,193 --> 00:12:17,445
‫از این موضوع بدت نمیاد

104
00:12:17,528 --> 00:12:19,071
‫داره یاغی‌گری می‌کنه، بث

105
00:12:19,113 --> 00:12:20,823
‫همه اینکارو می‌کنن

106
00:12:39,008 --> 00:12:41,969
‫خب، باید بیشتر در مورد زندگیم بهت بگم؟

107
00:12:42,052 --> 00:12:43,846
‫حتما

108
00:12:49,602 --> 00:12:50,936
‫یه آقایی هست

109
00:12:51,020 --> 00:12:54,231
‫که نمی‌تونم بهش فکر نکنم

110
00:12:54,315 --> 00:12:57,318
‫کاش می‌تونستی حسم رو درک کنی

111
00:12:57,359 --> 00:12:59,570
‫چند وقت پیش یه بازرسی داشتم

112
00:12:59,653 --> 00:13:03,324
‫از یه رستوران یونایی
‫توی گارتن

113
00:13:03,365 --> 00:13:06,076
‫رستوران یونانی، اما به سبک مدرن

114
00:13:06,160 --> 00:13:09,705
‫یه پیراشکی گوشت درست می‌کنن

115
00:13:09,747 --> 00:13:13,042
‫که تو دهنت آب میشه

116
00:13:13,083 --> 00:13:14,919
‫راستش با همسرم اونجا می‌رفتیم

117
00:13:14,960 --> 00:13:16,587
‫حتی قبل از اینکه ازش بازرسی کنم

118
00:13:16,670 --> 00:13:18,798
‫تو متاهلی؟

119
00:13:18,839 --> 00:13:20,883
‫بودم

120
00:13:21,967 --> 00:13:24,720
‫این یکی از چیزهاییه که بهت نگفته بودم

121
00:13:24,804 --> 00:13:26,263
‫چون نمی‌تونستم کاملا صادق باشم

122
00:13:26,347 --> 00:13:30,351
‫بگذریم...
‫یه سری مواد توی یخچالشون بود که...

123
00:13:30,434 --> 00:13:31,936
‫تاریخ نداشت

124
00:13:32,019 --> 00:13:34,772
‫و لاستیک درزگیر یخچال هم باید عوض میشد

125
00:13:34,855 --> 00:13:37,233
‫و اینا موارد غیرمعمولی نیستن

126
00:13:37,274 --> 00:13:38,734
‫اما لازمه که درموردشون تذکر داده بشه

127
00:13:38,776 --> 00:13:41,445
‫و توی امتیاز رستوران تاثیر داره

128
00:13:41,529 --> 00:13:44,323
‫من همه اینا رو برای اون آقایی
‫که رستوران رو اداره می‌کرد توضیح دادم

129
00:13:44,406 --> 00:13:46,992
‫که پسر صاحب رستوران بود

130
00:13:47,076 --> 00:13:50,371
‫اونم تصور کرد مسئله بزرگی نیست

131
00:13:50,454 --> 00:13:52,581
‫بهش گفتم که مهمه

132
00:13:52,665 --> 00:13:55,459
‫بهم گفت که یه هفته دیگه برگردم اونجا

133
00:13:55,501 --> 00:13:57,169
‫و همه چیز رو درست می‌کنه

134
00:13:57,253 --> 00:13:59,380
‫بهش گفتم زمان انتظار فعلیِ برای بازرسی مجدد

135
00:13:59,463 --> 00:14:01,799
‫توی شهرستان لینکون، هفت ماهه

136
00:14:03,592 --> 00:14:06,053
‫فکر کرد می‌خوام ازش رشوه بگیرم

137
00:14:06,846 --> 00:14:09,598
‫و با لحن تمسخر‌آمیزی...

138
00:14:09,682 --> 00:14:11,934
‫شروع به حرف زدن باهام کرد

139
00:14:13,519 --> 00:14:16,105
‫انگار اون می‌دونه روند کار چطوریه

140
00:14:16,105 --> 00:14:18,315
‫و من نمی‌دونم

141
00:14:18,399 --> 00:14:20,901
‫و من صرفا یه آدم آشغالم

142
00:14:21,777 --> 00:14:24,446
‫و وقتی مردم باهام اینطوری حرف می‌زنن

143
00:14:31,245 --> 00:14:33,289
‫بگذریم، من از اونجا رفتم

144
00:14:33,372 --> 00:14:36,375
‫که همیشه در این شرایط همین کار رو می‎کنم

145
00:14:39,086 --> 00:14:41,213
‫بعد چند هفته بعدش
‫رییسم، کایل...

146
00:14:41,297 --> 00:14:45,175
‫بهم گفت دوباره برگردم همونجا

147
00:14:45,259 --> 00:14:48,137
‫و بازرسی رو مجدد انجام بدم
‫هیچ دلیلی هم ذکر نکرد

148
00:14:48,178 --> 00:14:50,556
‫و وقتی رفتم همه چیز درست شده بود

149
00:14:50,639 --> 00:14:52,850
‫و اون آقا هم به زور بهم نگاه می‌کرد

150
00:14:53,809 --> 00:14:55,561
‫از خودراضی

151
00:15:00,608 --> 00:15:01,942
‫این ماجرا چه زمانی بود؟

152
00:15:02,026 --> 00:15:04,403
‫نمی‌دونم

153
00:15:04,486 --> 00:15:06,739
‫حدود چهار ماه پیش

154
00:15:06,739 --> 00:15:09,158
‫و هنوز نتونستم...

155
00:15:09,992 --> 00:15:12,453
‫فکرش رو از سرم بیرون کنم

156
00:15:14,663 --> 00:15:16,999
‫هر روز

157
00:15:19,460 --> 00:15:21,712
‫دارم سعی می‌کنم...

158
00:15:24,340 --> 00:15:27,509
‫معمولا نمی‌تونم بهش فکر نکنم. ولی...

159
00:15:33,265 --> 00:15:35,351
‫نمی‌دونم که دیگران هم همچین
‫حسی دارن

160
00:15:35,434 --> 00:15:36,936
‫آدم‌های دیگه هم اینطوری هستن؟

161
00:15:37,019 --> 00:15:40,648
‫آدم‌ها در مورد برخوردهایی که با دیگران داشتن
‫ممکنه دچار وسواس بشن. بله

162
00:15:43,359 --> 00:15:45,819
‫دوباره به اون رستوران رفتم...

163
00:15:47,613 --> 00:15:50,491
‫همون شب
‫و روبروی رستوران پارک کردم

164
00:15:50,532 --> 00:15:52,910
‫و صبر کردم تا رستوران تعطیل شد

165
00:16:00,376 --> 00:16:04,046
‫تا حالا کاری نکردم که پلیس
‫بتونه ردپای منو پیدا کنه

166
00:16:04,046 --> 00:16:06,548
‫اما اون شب. من...
‫انگار که من...

167
00:16:14,807 --> 00:16:17,685
‫بلایی سرش نیاورم

168
00:16:21,605 --> 00:16:23,857
‫فکر می‌کنی چطور تونستی جلوی
‫خودتو بگیری؟

169
00:16:25,693 --> 00:16:27,277
‫نمی‌دونم

170
00:16:27,403 --> 00:16:29,947
‫نمی‌خواستم دستگیر بشم
‫فکر می‌کنم این موضوع بهم کمک کرد

171
00:16:30,823 --> 00:16:33,993
‫و گفتی این ماجرا مربوط به چهار ماه پیش بوده؟

172
00:16:34,535 --> 00:16:35,786
‫آره

173
00:16:35,786 --> 00:16:38,288
‫درست قبل از اینکه بیایی پیش من

174
00:16:38,622 --> 00:16:42,209
‫و فکر کردی من می‌تونم کمکت کنم
‫که به اون آدم صدمه نزنی

175
00:16:46,630 --> 00:16:48,215
‫اوهوم

176
00:16:50,634 --> 00:16:54,263
‫من یه کاغذ و قلم برای یادداشت‌برداری
‫نیاز دارم

177
00:16:57,933 --> 00:16:59,727
‫من واقعا به همه چیزایی که...

178
00:16:59,727 --> 00:17:00,561
‫اینجا نیاز داری فکر کردم

179
00:17:00,561 --> 00:17:03,022
‫به یه کاغذ و قلم نیاز دارم

180
00:17:03,939 --> 00:17:08,152
‫نترس نمی‌خوام با یه تیکه کاغذ
‫بهت حمله کنم

181
00:17:08,235 --> 00:17:12,281
‫و می‌تونی یه خودکاری بهم بدی
‫که واست نگران‌کننده نباشه

182
00:17:14,783 --> 00:17:17,036
‫آدمی که توی رستوران بود

183
00:17:18,620 --> 00:17:21,248
‫هرچی بیشتر میگذره...

184
00:17:21,749 --> 00:17:25,419
‫کمتر احتمال داره ارتباطی بین من و اون محل
‫پید کنن

185
00:17:26,211 --> 00:17:29,089
‫فکر می‌کنم مهمه که توجه کنیم
‫تو بهش صدمه نزدی

186
00:17:29,298 --> 00:17:31,925
‫ولی می‌خوام

187
00:17:32,426 --> 00:17:34,845
‫همین الان می‌خوام اینکارو بکنم

188
00:17:36,138 --> 00:17:38,474
‫تو بهم گفتی قبلش باهات صحبت کنم

189
00:17:39,516 --> 00:17:42,352
‫دارم باهات صحبت می‌کنم

190
00:17:45,105 --> 00:17:47,441
‫واقعا چندان کمکی بهم نمی‌کنه

191
00:17:51,987 --> 00:17:55,741
‫تو چهار ماهه این حس رو درون خودت
‫نگه داشتی، سم

192
00:17:55,741 --> 00:17:57,993
‫درک می‌کنم که چرا سخته

193
00:18:39,993 --> 00:18:42,329
‫خدای من

194
00:18:56,301 --> 00:18:58,137
‫دیرم شده باید برم سر کار

195
00:18:58,137 --> 00:19:00,681
‫بذار بعد شام هم یه جلسه داشته باشیم

196
00:19:38,343 --> 00:19:40,304
‫سلام؟

197
00:19:44,016 --> 00:19:46,059
‫سلام

198
00:19:59,239 --> 00:20:02,034
‫می‌تونید صدای منو بشنوید؟

199
00:20:02,367 --> 00:20:04,453
‫من صداتون رو می‌شنوم

200
00:20:08,665 --> 00:20:10,792
‫حالتون خوبه؟

201
00:20:14,421 --> 00:20:16,131
‫می‌تونی صحبت کنی؟

202
00:20:40,781 --> 00:20:43,116
‫سلام
