﻿1
00:00:35,400 --> 00:00:36,766
‫بی‌حرکت!

2
00:00:45,733 --> 00:00:47,433
‫حالت چطوره؟

3
00:00:47,500 --> 00:00:48,766
‫وحشت زده‌ام.

4
00:00:50,133 --> 00:00:52,566
‫اون الان بیرونه...

5
00:00:53,033 --> 00:00:54,833
‫و جسد الیاس رو یه جایی میذاره.

6
00:01:00,200 --> 00:01:02,700
‫اونا یه وقتی توی فردا صبح پیداش می‌کنن.

7
00:01:08,133 --> 00:01:10,666
‫پزشک قانونی یادداشت رو پیدا می‌کنه.

8
00:01:12,066 --> 00:01:16,000
‫و بعد یه وقتی توی فردا...

9
00:01:16,066 --> 00:01:17,200
‫پلیس میاد.

10
00:01:19,733 --> 00:01:22,133
‫من ب اون پارچ بهش ضربه می‌زنم.

11
00:01:22,200 --> 00:01:23,166
‫پارچ شکسته رو بهش فرو می‌کنم.

12
00:01:23,200 --> 00:01:25,833
‫و پلیس‌ها سرشو می‌ترکونن.

13
00:01:27,333 --> 00:01:28,533
‫خیلی خب.

14
00:01:28,600 --> 00:01:32,233
‫یا اون الان یه جایی داره
‫جسد رو سر به نیست می‌کنه،

15
00:01:32,300 --> 00:01:34,600
‫و در حالی که اونو از پتو در میاره،

16
00:01:34,666 --> 00:01:36,633
‫یادداشت من از دهنش در میاد.

17
00:01:36,700 --> 00:01:39,000
‫بعد...

18
00:01:48,966 --> 00:01:50,933
‫خب، اگه این اتفاق بیفته چه کار می‌کنی؟

19
00:01:51,000 --> 00:01:52,933
‫اگه اون یه چاقو رو توی گلوم فرو کنه؟

20
00:01:53,000 --> 00:01:56,300
‫نمی‌دونم، در اسرع وقت می‌میرم.

21
00:01:56,366 --> 00:01:58,666
‫خب دستات که بسته نیستن، مگه نه؟

22
00:01:58,733 --> 00:02:02,466
‫من همین الان یه یادداشت رو
‫توی گلوی یه پسر بیچاره فرو کردم.

23
00:02:02,533 --> 00:02:04,666
‫این خیلی خوب بود.

24
00:02:04,733 --> 00:02:06,700
‫شرمنده که از مهارت‌هام...

25
00:02:06,766 --> 00:02:08,400
‫به عنوان یه کشتی‌گیر دبیرستانی معمولی...

26
00:02:08,466 --> 00:02:11,533
‫برای کشتن یه قاتل روانی استفاده نکردم.

27
00:02:11,600 --> 00:02:14,333
‫ چارلی. من پیر شدم.

28
00:02:14,400 --> 00:02:17,100
‫تو چندین بار به سن بالا...

29
00:02:17,166 --> 00:02:18,600
‫و ضعفت اشاره کردی.

30
00:02:18,666 --> 00:02:20,200
‫این خیلی مربوطه به این قضیه.

31
00:02:20,266 --> 00:02:22,433
‫موافقم. ما باید در موردش حرف بزنیم.

32
00:02:23,833 --> 00:02:25,266
‫اگه چیز بیشتری نباشه، احتمالا...

33
00:02:25,333 --> 00:02:27,800
‫جالب‌ترین موردی هست که تا حالا داشتی.

34
00:02:29,500 --> 00:02:31,533
‫من یه کتاب می‌نویسم.

35
00:02:31,600 --> 00:02:33,100
‫درمان سم.

36
00:02:33,166 --> 00:02:36,166
‫اینم از عنوانش.

37
00:02:49,400 --> 00:02:52,500
‫تا حالا در مورد کنی چسنی چیزی شنیدی؟

38
00:02:53,533 --> 00:02:54,633
‫نه.

39
00:02:54,700 --> 00:02:56,200
‫اون یه خواننده‌ی سبک کانتری وسترنه.

40
00:02:56,266 --> 00:02:59,666
‫سم خیلی عشق اونو داره.

41
00:02:59,733 --> 00:03:01,666
‫زیاد به کنسرت اون میره.

42
00:03:01,733 --> 00:03:04,900
‫فکر می‌کنم توی یه اجتماع
‫با طرفدارای دیگه هست.

43
00:03:05,200 --> 00:03:08,900
‫یه دنیای مجازی موازی، واقعیه
‫اما در عین حال این‌طور نیست

44
00:03:09,600 --> 00:03:11,533
‫اون‌جا می‌تونه مثل بقیه باشه.

45
00:03:13,466 --> 00:03:16,066
‫من یه خوابی دیدم.

46
00:03:16,133 --> 00:03:17,766
‫من توی یه اردوگاه کار اجباری بودم.

47
00:03:17,833 --> 00:03:20,700
‫فکر کنم آشویتز بود.

48
00:03:20,766 --> 00:03:22,966
‫من وارد خوابگاه شدم.

49
00:03:23,033 --> 00:03:25,866
‫این یهودی‌های دعای قدیش رو می‌خوندن.

50
00:03:26,800 --> 00:03:28,900
‫اونا ارتدکس بودن، شکل
‫و تیپشونم همون‌جوری بود.

51
00:03:30,566 --> 00:03:31,666
‫خیلی خب.

52
00:03:32,633 --> 00:03:34,333
‫خب، من یه یهودیم.

53
00:03:34,400 --> 00:03:37,433
‫من توی یه زیرزمین با یه قاتل گیر افتادم.

54
00:03:37,500 --> 00:03:42,100
‫قاتلی که خودش می‌خواد قدیش رو بخونه.

55
00:03:43,066 --> 00:03:46,066
‫من دلم برای همسرم تنگ شده.
‫دلم برای ازرای ارتدوکس تنگ شده.

56
00:03:46,133 --> 00:03:48,100
‫همه‌اش خیلی واضحه.

57
00:03:48,900 --> 00:03:51,100
‫بعضی وقتا در مورد یه خواب واضح...

58
00:03:51,166 --> 00:03:53,633
‫تفسیرش اهمیت کمتری داره،

59
00:03:53,700 --> 00:03:55,833
‫و "می‌خوای باهاش چه کار کنی؟" مهم‌تره.

60
00:03:57,433 --> 00:03:59,600
‫می‌خوای به من بگی که من باید دوباره بجنگم؟

61
00:03:59,666 --> 00:04:01,333
‫منظورت رو فهمیدم.

62
00:04:01,400 --> 00:04:02,933
‫نه.

63
00:04:03,000 --> 00:04:04,566
‫پس چی؟

64
00:04:04,633 --> 00:04:06,666
‫کار.

65
00:04:06,733 --> 00:04:09,000
‫کاری که همیشه می‌کردی.

66
00:04:10,033 --> 00:04:12,666
‫خودت رو ببین، آلن.

67
00:04:12,733 --> 00:04:16,533
‫نمی‌خوای این پرده‌ها برداشته بشه؟

68
00:04:16,600 --> 00:04:19,766
‫اونا هیچ فایده‌ای برات ندارن.

69
00:04:22,800 --> 00:04:24,333
‫نمی‌تونم.

70
00:04:24,400 --> 00:04:25,866
‫می‌تونی.

71
00:04:25,933 --> 00:04:27,500
‫فایده‌اش چیه؟

72
00:04:27,566 --> 00:04:29,100
‫بث مرده.

73
00:04:29,166 --> 00:04:32,500
‫ازرا توی یه فرقه‌ی مذهبی ...

74
00:04:32,566 --> 00:04:34,300
‫و از من متنفره.

75
00:04:34,366 --> 00:04:37,566
‫احتمالا تا فردا من مرده‌ام.

76
00:04:37,633 --> 00:04:42,133
‫خب با این روزی که برات
‫مونده می‌خوای چه کار کنی؟

77
00:04:57,500 --> 00:05:00,000
‫تو یه آدم بالغی. تو برای
‫خودت تصمیم می‌گیری.

78
00:05:00,066 --> 00:05:02,200
‫تو داری به یه فرقه ملحق میشی.

79
00:05:02,266 --> 00:05:05,266
‫خب، من فکر نمی‌کنم که...

80
00:05:05,333 --> 00:05:08,200
‫شما یه رابطه‌ی واقعی با خدا داشته باشین.

81
00:06:55,633 --> 00:06:57,133
‫چه کار می‌کنی؟

82
00:06:57,900 --> 00:07:01,566
‫من داشتم برای همسرم قدیش رو می‌خوندم.

83
00:07:02,500 --> 00:07:04,433
‫من نمی‌تونم...

84
00:07:04,500 --> 00:07:06,300
‫من نمی‌تونم کلمات دعا رو به‌خاطر بیارم.

85
00:07:13,766 --> 00:07:15,633
‫من می‌خوام باهات حرف بزنم.

86
00:07:16,933 --> 00:07:20,100
‫شب و روز سختی رو پشت سر گذاشتیم.

87
00:07:20,166 --> 00:07:22,700
‫من خسته‌ام.

88
00:07:56,033 --> 00:07:58,166
‫چاقوی شکاری نذاشت زیر گلوت؟

89
00:07:58,233 --> 00:07:59,166
‫هنوز نه.

90
00:07:59,600 --> 00:08:00,966
‫خوبه که زنده‌ای.

91
00:08:01,533 --> 00:08:02,666
‫حسودی می‌کنی؟

92
00:08:03,366 --> 00:08:04,333
‫آماده‌ای؟

93
00:08:04,966 --> 00:08:07,266
‫من الان خیلی استرس دارم.

94
00:08:07,333 --> 00:08:10,866
‫جسد، یادداشت، انتظار...

95
00:08:44,933 --> 00:08:47,166
‫زودباشید .

96
00:09:02,633 --> 00:09:03,966
‫سلام.

97
00:09:06,333 --> 00:09:08,133
‫آقای بوچلا.

98
00:09:08,200 --> 00:09:10,800
‫صبر کن ببینم، من تو رو یادم میاد.

99
00:09:11,333 --> 00:09:12,133
‫آره، من سم هستم.

100
00:09:12,366 --> 00:09:13,500
‫درسته. آره.

101
00:09:14,366 --> 00:09:15,800
‫- سم فورتنر.
‫- درسته.

102
00:09:15,866 --> 00:09:18,400
‫درسته. سم.

103
00:09:19,733 --> 00:09:21,433
‫نمی‌دونستم هنوز این‌جایی یا نه.

104
00:09:21,800 --> 00:09:23,700
‫آره، هنوز هستم.

105
00:09:29,166 --> 00:09:32,333
‫یادته وقتی که آقای شوب...

106
00:09:32,400 --> 00:09:35,600
‫توی کلاس جیغ و داد می‌کرد،

107
00:09:35,666 --> 00:09:38,166
‫و اون یه صندلی رو پرت کرد
‫که نزدیک بود به سیندی پرز بخوره؟

108
00:09:38,233 --> 00:09:41,666
‫و بعد تو اومدی و خواستی
‫توی راهرو باهاش حرف بزنی؟

109
00:09:42,633 --> 00:09:44,966
‫و بعد این‌که تو باهاش حرف زدی برگشت...

110
00:09:45,033 --> 00:09:47,933
‫و از ما عذرخواهی کرد؟

111
00:09:48,200 --> 00:09:50,566
‫آره. آره، یادمه.

112
00:09:51,733 --> 00:09:53,166
‫اون سال بعد برنگشت سر کلاس.

113
00:09:53,233 --> 00:09:54,800
‫تو کاری کردی اخراج شه؟

114
00:09:59,366 --> 00:10:00,300
‫آره.

115
00:10:00,966 --> 00:10:02,666
‫آره، همین‌کارو کردم.

116
00:10:05,133 --> 00:10:07,300
‫خب، از دیدنت خوشحال شدم، سم.

117
00:10:07,933 --> 00:10:10,200
‫من باید برم همسرم رو سوار کنم.

118
00:10:10,433 --> 00:10:12,500
‫من فکر نمی‌کنم زندگیم خوب باشه.

119
00:10:14,900 --> 00:10:15,666
‫عه؟

120
00:10:16,766 --> 00:10:19,166
‫انگار... درست پیش نمیره.

121
00:10:19,800 --> 00:10:21,100
‫و من نمی‌تونم...

122
00:10:22,966 --> 00:10:27,166
‫این درست پیش نمیره و من راضی نیستم.

123
00:10:27,266 --> 00:10:29,533
‫من نمی‌دونم چطور...

124
00:10:32,633 --> 00:10:34,900
‫تو می‌دونستی این اتفاق میفته؟

125
00:10:36,100 --> 00:10:38,833
‫از اون وقتی که بچه بودم؟

126
00:10:41,066 --> 00:10:42,866
‫نه.

127
00:10:42,933 --> 00:10:45,166
‫نه راستش.

128
00:10:45,233 --> 00:10:47,100
‫متاسفم که اینو می‌شنوم.

129
00:10:47,866 --> 00:10:50,566
‫می‌دونستم یکم متفاوتی.

130
00:10:50,633 --> 00:10:53,366
‫تو سختی‌هایی رو پشت سر گذاشته بودی.

131
00:10:53,433 --> 00:10:57,633
‫اما همیشه امید داشتی که اوضاع بهتر میشه.

132
00:10:59,533 --> 00:11:01,766
‫میشه روانشناس من بشی؟

133
00:11:03,500 --> 00:11:05,933
‫تو دنبال مشاوره‌ای؟

134
00:11:10,833 --> 00:11:14,100
‫خب، نمی‌دونم...

135
00:11:14,166 --> 00:11:17,700
‫من در طی این سال‌ها چند تا
‫مراجعه‌کننده از بیرون مدرسه داشتم.

136
00:11:17,766 --> 00:11:21,566
‫اما اونا در حال تحصیل بودن.

137
00:11:21,633 --> 00:11:24,066
‫اما یه محصل سابق؟

138
00:11:26,833 --> 00:11:28,433
‫شاید.

139
00:11:31,666 --> 00:11:34,700
‫بذار بهش فکر کنم، سم.

140
00:11:34,766 --> 00:11:36,900
‫من...

141
00:11:37,466 --> 00:11:40,366
‫من باید برم دنبال همسرم.

142
00:11:45,633 --> 00:11:48,366
‫این شماره‌ی منه، چند روز دیگه بهم زنگ بزن.

143
00:11:48,433 --> 00:11:50,666
‫باشه.

144
00:11:52,066 --> 00:11:53,733
‫هی، آقای بوچلا.

145
00:11:55,433 --> 00:11:59,166
‫نظرت در مورد کسی که با
‫روانشناسش زندگی می‌کنه چیه؟

146
00:12:00,466 --> 00:12:02,500
‫این کمک می‌کنه؟

147
00:12:03,933 --> 00:12:06,833
‫این فکر خوبی نیست.

148
00:13:03,500 --> 00:13:05,300
‫- شماها تشنه‌اید؟
‫- آره.

149
00:13:48,066 --> 00:13:49,433
‫الو؟

150
00:13:49,500 --> 00:13:51,300
‫سلام.

151
00:13:51,366 --> 00:13:56,600
‫تا حالا به ذهنت رسیده که من یه مشکلی دارم؟

152
00:13:57,400 --> 00:13:58,833
‫منظورت چیه؟

153
00:13:59,166 --> 00:14:02,633
‫نمی‌دونم، یه چیزی...

154
00:14:02,700 --> 00:14:06,166
‫مثلا یه مشکلی داشته باشم...

155
00:14:08,433 --> 00:14:09,800
‫یا متفاوت باشم؟

156
00:14:10,266 --> 00:14:13,266
‫تو شوهرم بودی، سم. و بعد ما جدا شدیم.

157
00:14:13,333 --> 00:14:17,100
‫فکر می‌کنم مشکلات زیادی داشتی.

158
00:14:17,866 --> 00:14:21,266
‫کل زندگی تو حول محور غذا می‌چرخه.

159
00:14:22,833 --> 00:14:27,166
‫من هیچ‌وقت مطمئن نبودم که منو دوست داری.

160
00:14:28,500 --> 00:14:32,600
‫می‌دونم که دوسم داشتی، اما منظورم...

161
00:14:32,666 --> 00:14:36,066
‫عشق واقعی بود.

162
00:14:37,533 --> 00:14:41,066
‫اما در کل...

163
00:14:41,133 --> 00:14:43,900
‫من می‌دونم تو آدم خوبی هستی.

164
00:14:45,466 --> 00:14:48,166
‫باشه. خداحافظ.

165
00:16:04,300 --> 00:16:06,233
‫الان آماده‌ای؟

166
00:16:26,766 --> 00:16:29,500
‫پدرزن کوفتیش، خایم.

167
00:16:29,566 --> 00:16:31,766
‫کل روز رو می‌نشست و...

168
00:16:31,833 --> 00:16:35,733
‫روی پاکت‌ها و جعبه‌ها تمبر میزد،

169
00:16:35,800 --> 00:16:38,433
‫وقتی که مشغول خوندن تلمودش نبود.
‫[کتاب مقدس]

170
00:16:38,500 --> 00:16:42,500
‫ازرا این زندگی مسخره رو انتخاب کرده بود.

171
00:16:43,333 --> 00:16:45,800
‫اون همه‌ی ما رو ول کرد.

172
00:16:45,866 --> 00:16:49,333
‫کل اون خانواده‌ی زنش...

173
00:16:49,400 --> 00:16:52,200
‫دائما توی خونه‌اش بودن.

174
00:16:52,266 --> 00:16:55,400
‫به نگهداری از بچه‌ها کمک می‌کردن،
‫هر چی می‌خواستن براشون فراهم می‌کردن.

175
00:16:55,466 --> 00:16:59,533
‫انگار با هم توی یه اشتتل زندگی می‌کنن.
‫[اجتماعات یهودی کوچیک توی اروپای شرقی]

176
00:16:59,600 --> 00:17:01,266
‫هر وقتی که ما سر می‌زدیم...

177
00:17:01,333 --> 00:17:05,100
‫ما مثل شهروندای درجه دو بودیم.

178
00:17:06,533 --> 00:17:10,400
‫انگار ما به اندازه‌ی کافی یهودی نبودیم.

179
00:17:10,466 --> 00:17:15,066
‫بث، کسی که زندگی و شغلش
‫رو برای دین یهود وقف کرده بود...

180
00:17:15,133 --> 00:17:18,033
‫یهودیت لیبرال، اما با این حال...

181
00:17:18,100 --> 00:17:20,933
‫اون به اندازه‌ی کافی یهودی نبود.

182
00:17:21,933 --> 00:17:24,866
‫و ما لبخند می‌زدیم و به
‫این کار ادامه می‌دادیم.

183
00:17:28,066 --> 00:17:30,200
‫وقتی مریض شد،

184
00:17:30,733 --> 00:17:33,200
‫ازرا هنوز نمی‌تونست احساساتشو کنار بذاره.

185
00:17:33,466 --> 00:17:35,933
‫همیشه باید حرف آخرو اون می‌زد.

186
00:17:36,000 --> 00:17:40,300
‫بث اون‌جا روی تخت دراز کشیده بود...

187
00:17:42,600 --> 00:17:46,200
‫و درد می‌کشید، به حدی که
‫از دهنش کف میومد بیرون.

188
00:17:46,266 --> 00:17:48,933
‫اون می‌خواست جوری که خودش دوست داره بمیره،

189
00:17:49,000 --> 00:17:51,700
‫خانواده‌اش کنارش باشن.

190
00:17:51,766 --> 00:17:53,533
‫ما قرص‌ها رو گرفتیم.

191
00:17:54,533 --> 00:17:56,166
‫همه چی آماده بود.

192
00:17:56,233 --> 00:17:58,866
‫و می‌دونی اون ...

193
00:17:58,933 --> 00:18:01,100
‫اون عوضی چی به من گفت؟

194
00:18:01,166 --> 00:18:03,100
‫"این غیرقانونیه."

195
00:18:03,166 --> 00:18:06,933
‫نه تنها علیه حرف خداست، بلکه غیرقانونیه.

196
00:18:07,000 --> 00:18:09,066
‫انگار ما مجرمیم.

197
00:18:09,133 --> 00:18:12,433
‫و اون نمی‌خواست توی این نقشی داشته باشه.

198
00:18:12,500 --> 00:18:14,000
‫قضاوت می‌کرد.

199
00:18:15,866 --> 00:18:18,566
‫اون روز، روز آخر،

200
00:18:18,633 --> 00:18:22,000
‫بث اون‌جا دراز کشیده بود در حالی
‫که ازرا برای ما جانماز آب می‌کشید،

201
00:18:22,066 --> 00:18:23,766
‫و از خونه رفت بیرون.

202
00:18:23,833 --> 00:18:27,000
‫من رفتم دنبالش، بیشتر
‫برای این‌که باهاش حرف بزنم.

203
00:18:27,066 --> 00:18:29,266
‫قانعش کنم برگرده داخل.

204
00:18:29,333 --> 00:18:32,233
‫"کاری نکن که برای باقی عمرت از انجامش...

205
00:18:32,300 --> 00:18:33,833
‫پشیمون بشی."

206
00:18:34,866 --> 00:18:36,833
‫و این جوابو ازش گرفتم.

207
00:18:36,900 --> 00:18:38,866
‫من هیچ وقت اونو درک نکردم.

208
00:18:38,933 --> 00:18:40,500
‫من هیچ وقت هواشو نداشتم.

209
00:18:40,566 --> 00:18:43,300
‫من از وقتی که ارتدکس
‫شد باهاش بدرفتاری کردم.

210
00:18:43,400 --> 00:18:46,100
‫من چیز ناشایستی رو به خاخام...

211
00:18:46,166 --> 00:18:47,466
‫توی مراسم ختنه‌ی پسراش گفتم.

212
00:18:47,533 --> 00:18:50,200
‫من به اندازه‌ی کافی به یشیوای کوفتی اون...
‫[مدرسه‌ی علوم دینی یهودی]

213
00:18:50,266 --> 00:18:52,900
‫توی اسرائیل کمک مالی نکردم.

214
00:18:53,966 --> 00:18:55,633
‫من یه بار گفتم...

215
00:18:55,700 --> 00:18:58,466
‫که همسرش بهتر استیک کوشری...
‫[حلال در دین یهود]

216
00:18:58,533 --> 00:18:59,900
‫که تا حالا خوردم رو درست کرده.

217
00:18:59,966 --> 00:19:02,533
‫این چطور بود؟ از همسرش تعریف کردم.

218
00:19:05,700 --> 00:19:08,833
‫درک می‌کردم که اذیت بود.

219
00:19:08,900 --> 00:19:12,066
‫کل زندگیش علیه مادرش طغیانگری کرد.

220
00:19:12,133 --> 00:19:15,600
‫البته من از طغیانگری
‫حمایت می‌کنم، درکش می‌کنم.

221
00:19:15,666 --> 00:19:18,000
‫و مادرش...

222
00:19:18,066 --> 00:19:20,033
‫دلایل زیادی برای طغیان‌
‫علیه اون وجود داشت.

223
00:19:20,100 --> 00:19:23,000
‫تفرد زیادی باید انجام می‌شد.
‫[فرایند روانشناسی]

224
00:19:24,066 --> 00:19:24,900
‫اما در یه مقطعی،

225
00:19:24,966 --> 00:19:27,766
‫تو باید کوتاه بیای.

226
00:19:27,833 --> 00:19:29,566
‫باید بزرگ شی.

227
00:19:31,966 --> 00:19:33,333
‫خب، این‌طور به نظر میاد که انگار...

228
00:19:33,933 --> 00:19:37,800
‫با وجود همه‌ی احساسات و رنج‌هایی
‫که در مورد مرگ بث وجود داشت،

229
00:19:37,866 --> 00:19:40,633
‫ازرا توی وضعیت بدی قرار گرفت.

230
00:19:40,700 --> 00:19:42,700
‫تو هم همین‌طور.

231
00:19:44,233 --> 00:19:47,033
‫اما ما می‌دونیم این چیزا گذار هستن.

232
00:19:47,100 --> 00:19:50,300
‫این گذرا نبود.

233
00:19:50,400 --> 00:19:54,466
‫اون روث بث می‌خواست در حالی
‫که خانواده‌اش کنارشن بمیره،

234
00:19:54,533 --> 00:19:58,500
‫و ازرا این‌جوری اوقات تلخی کرد.

235
00:19:59,666 --> 00:20:03,433
‫اون سعی می‌کرد درد مرگ مادرش رو هضم کنه.

236
00:20:03,500 --> 00:20:05,333
‫باشه. اما اون همیشه این‌جوری بود.

237
00:20:05,400 --> 00:20:07,966
‫اون یه چیزی میگه، و
‫نمی‌تونه راه دیگه‌ای رو...

238
00:20:08,033 --> 00:20:11,166
‫غیر از دیدگاه خودش متصور بشه.

239
00:20:11,233 --> 00:20:13,733
‫تعجبی نداره که ارتدکس شد.

240
00:20:19,433 --> 00:20:22,566
‫من بارها سعی کردم باهاش ارتباط برقرار کنم.

241
00:20:23,666 --> 00:20:25,200
‫هیچی نشد.

242
00:20:27,900 --> 00:20:31,033
‫می‌دونم غم می‌تونه چنین کاری بکنه، اما...

243
00:21:04,866 --> 00:21:07,166
‫من می‌خوام اون دعایی
‫که یادت نمیاد رو چاپ کنم.

244
00:21:07,900 --> 00:21:10,000
‫از اینترنت.

245
00:21:10,200 --> 00:21:12,400
‫خیلی ممنونم.

246
00:21:14,700 --> 00:21:19,533
‫و می‌خوام بدونی که این یه نمونه‌ی
‫عملی رحم و مروته.

247
00:21:19,833 --> 00:21:21,166
‫همینه.

248
00:21:21,600 --> 00:21:23,266
‫تو خودت رو جای من میذاری،

249
00:21:23,633 --> 00:21:27,633
‫تو دیدی من چی نیاز دارم،
‫و اونو برام انجامش میدی.

250
00:21:30,133 --> 00:21:32,333
‫آره. من...

251
00:21:34,533 --> 00:21:35,866
‫بگو.

252
00:21:37,766 --> 00:21:39,833
‫بگو.

253
00:21:40,333 --> 00:21:42,433
‫من حس خوبی ندارم.

254
00:22:10,133 --> 00:22:11,533
‫اون چه چاپگریه؟

255
00:22:13,033 --> 00:22:16,433
‫هیولت پاکارد.
‫[اچ‌پی]

256
00:22:28,766 --> 00:22:33,800
‫سم، امروز روز سخت و
‫احتمالا خسته‌کننده‌ای بوده.

257
00:22:33,866 --> 00:22:38,233
‫اما می‌خوام با تو در
‫مورد اتفاقی که میفته...

258
00:22:38,300 --> 00:22:40,533
‫وقتی اونا جسد الیاس رو پیدا کنن حرف بزنم.

259
00:22:42,733 --> 00:22:45,700
‫مطمئنم این توی اخبار
‫اعلام میشه و تو می‌بینیش.

260
00:22:45,766 --> 00:22:49,833
‫و دچار احساسات پیچیده‌ای میشی.

261
00:22:49,900 --> 00:22:52,100
‫من نمی‌خوام بهت بگم اون احساسات چی هستن.

262
00:22:52,166 --> 00:22:53,500
‫تو باید اینو به من بگی.

263
00:22:53,600 --> 00:22:59,066
‫اما می‌خوام آماده بشی...

264
00:22:59,133 --> 00:23:02,500
‫که احساسات گوناگونی رو تجربه کنی...

265
00:23:02,566 --> 00:23:05,000
‫و من در مورد کار کردن
‫روی اونا بهت کمک می‌کنم.

266
00:23:08,100 --> 00:23:10,400
‫توی اخبار پخش نمیشه، دکتر استراوس.

267
00:23:14,066 --> 00:23:16,566
‫من کاری که بهم گفتی رو نکردم.

268
00:23:17,133 --> 00:23:19,933
‫من داشتم می‌رفتم که انجامش بدم.

269
00:23:20,366 --> 00:23:23,933
‫من یه جای خوبی رو انتخاب
‫کردم که اونا پیداش می‌کردن.

270
00:23:25,033 --> 00:23:25,866
‫اما تقریبا داشتم می‌رسیدم به اون‌جا،

271
00:23:25,933 --> 00:23:28,466
‫و یه کامیون پشت چراغ قرمز کنارم وایساد.

272
00:23:28,533 --> 00:23:32,866
‫و من دیدم که راننده داره...

273
00:23:32,933 --> 00:23:35,133
‫پشت وانت منو نگاه می‌کنه که...

274
00:23:35,200 --> 00:23:37,133
‫جسد توی اون‌جا بود.

275
00:23:37,200 --> 00:23:39,433
‫و من...

276
00:23:41,166 --> 00:23:43,933
‫و من فکر کردم...

277
00:23:44,000 --> 00:23:46,300
‫اگه این فردا توی اخبار پخش بشه،

278
00:23:46,366 --> 00:23:49,800
‫و اون راننده یادش بیاد که یه چیزی دیده،

279
00:23:49,866 --> 00:23:53,066
‫وانت منو دیده...

280
00:23:53,466 --> 00:23:55,666
‫برای همین انجامش ندادم.

281
00:23:57,433 --> 00:23:59,633
‫می‌دونم این کارم خلاف رحم و مروت بوده.

282
00:24:08,266 --> 00:24:10,800
‫چه کارش کردی؟

283
00:24:10,866 --> 00:24:13,000
‫من اونو یه جایی گذاشتم.

284
00:24:14,400 --> 00:24:16,800
‫هیچ کسی پیداش نمی‌کنه.

285
00:24:26,100 --> 00:24:28,433
‫چطور تلفظش می‌کنی؟ کدیش؟

286
00:24:28,500 --> 00:24:32,700
‫- قدیش.
‫- قدیش.

287
00:24:45,533 --> 00:24:47,533
‫می‌تونم در حالی که اونو می‌خونی بشنوم؟

288
00:24:49,266 --> 00:24:51,600
‫شخصیه.

289
00:25:51,066 --> 00:25:54,266
‫آمین.

290
00:26:19,766 --> 00:26:23,700
‫آمین.

291
00:26:31,600 --> 00:26:33,966
‫آمین.

292
00:26:45,066 --> 00:26:48,066
‫آمین.
