﻿1
00:00:22,188 --> 00:00:23,982
‫من دارم به چپمن هیلز میرم.

2
00:00:24,065 --> 00:00:27,694
‫کایل به من گفته که جایی رو بررسی کنم
‫که یک هفته و نیم پیش بررسی کردم.

3
00:00:29,195 --> 00:00:30,739
‫این درست نیست.

4
00:00:44,586 --> 00:00:45,962
‫سلام.

5
00:00:46,046 --> 00:00:48,089
‫سلام، سم.

6
00:00:48,173 --> 00:00:50,633
‫تو جنت رو به جایی توی چپمن هیلز...

7
00:00:50,717 --> 00:00:52,844
‫فرستادی که تازگی اون‌جا بوده.

8
00:00:52,927 --> 00:00:54,387
‫آره.

9
00:00:54,471 --> 00:00:56,139
‫و...

10
00:00:56,222 --> 00:00:59,059
‫تو منو دوباره به تورنا پتراکی فرستادی.

11
00:00:59,142 --> 00:01:01,144
‫بعضی جاها دوباره بازرسی میشن، سم.

12
00:01:01,227 --> 00:01:04,105
‫اما اونا باید منتظر نوبتشون بمونن.

13
00:01:05,023 --> 00:01:06,566
‫زمان انتظار کنونی توی منطقه‌ی لینکن...

14
00:01:06,649 --> 00:01:08,818
‫برای بازرسی دوباره تقریبا ۸ ماهه.

15
00:01:10,278 --> 00:01:12,405
‫سم...

16
00:01:12,447 --> 00:01:15,909
‫وقتی شغل منو داشته باشی،
‫می‌تونی کار منو انجام بدی،

17
00:01:15,950 --> 00:01:19,120
‫اما فعلا چطوره که نگران
‫انجام شغل خودت باشی.

18
00:01:19,204 --> 00:01:20,705
‫که توش مهارت داری،

19
00:01:20,789 --> 00:01:24,292
‫البته غیر از نحوه‌ی حرف زدنت با رئیست.

20
00:01:59,160 --> 00:02:01,371
‫یادداشت من...

21
00:02:02,831 --> 00:02:04,707
‫یه جایی دفن شده.

22
00:02:06,709 --> 00:02:08,670
‫یا توی یه رودخونه غرق شده.

23
00:02:11,923 --> 00:02:13,883
‫من از این‌جا خارج نمیشم.

24
00:02:15,844 --> 00:02:17,679
‫من هیچ‌وقت نمیرم خونه.

25
00:02:20,390 --> 00:02:23,268
‫قضیه‌ی استیک چیه؟

26
00:02:24,269 --> 00:02:25,436
‫چی؟

27
00:02:25,520 --> 00:02:27,689
‫چرا همش به استیک فکر می‌کنی؟

28
00:02:27,772 --> 00:02:29,357
‫استیک؟ من...

29
00:02:29,399 --> 00:02:33,069
‫فکر نمی‌کنم به یه...

30
00:02:33,153 --> 00:02:36,114
‫خب، دلیلش گرسنه بودنم نیست.

31
00:02:36,197 --> 00:02:37,574
‫تنها چیزی که نمی‌تونی توی این‌جا...

32
00:02:37,615 --> 00:02:39,492
‫در موردش شکایت داشته باشی، غذاست.

33
00:02:41,744 --> 00:02:43,580
‫باشه. می‌خوای در مورد استیک حرف بزنیم؟

34
00:02:43,621 --> 00:02:45,415
‫این رو مخمه.

35
00:02:46,332 --> 00:02:49,294
‫عروسم نمی‌‌تونه یه تعریف ساده
‫رو قبول کنه...

36
00:02:49,377 --> 00:02:50,670
‫یا ازرا نمی‌تونه قبولش کنه...

37
00:02:50,753 --> 00:02:53,590
‫بدون این‌که چنین چیزی رو
‫یه حمله به اون زن تبدیل کنه.

38
00:02:53,673 --> 00:02:56,259
‫باید حتما از کاه کوه بسازه.

39
00:02:56,342 --> 00:02:58,511
‫تعریفت دقیقا چی بود؟

40
00:02:58,553 --> 00:03:00,680
‫من بهش گفتم که...

41
00:03:00,722 --> 00:03:02,891
‫اون بهترین استیک کوشری
‫که تا حالا خوردم پخته.

42
00:03:02,932 --> 00:03:04,309
‫من از آشپزیش تعریف کردم.

43
00:03:04,392 --> 00:03:08,188
‫با گفتن این‌که اون بهترین استیک کوشر
‫رو درست می‌کنه.

44
00:03:13,860 --> 00:03:17,155
‫توی استیک‌های کوشر تفاوتی هست؟

45
00:03:17,238 --> 00:03:19,282
‫آره. آره، منظورت رو فهمیدم.

46
00:03:19,324 --> 00:03:21,117
‫این می‌تونه یه تعریف کنایه‌آمیز تلقی بشه.

47
00:03:21,159 --> 00:03:23,661
‫هر چیزی می‌تونه یه تعریف کنایه‌آمیز
‫تلقی بشه.

48
00:03:23,703 --> 00:03:25,455
‫این استیک خوبی بود و منم گفتمش.

49
00:03:25,538 --> 00:03:27,207
‫اون یه استیک "کوشر" خوبی بود.

50
00:03:27,248 --> 00:03:29,334
‫خیلی خب. باشه.

51
00:03:29,375 --> 00:03:32,253
‫می‌دونی، من توی محیطی هستم...

52
00:03:32,295 --> 00:03:34,047
‫که باید درک کنم همه...

53
00:03:34,088 --> 00:03:35,757
‫در حالت دفاعی قرار دارن و حساسن،

54
00:03:35,840 --> 00:03:38,551
‫و اگه هشیارتر بودم
‫باید فقط می‌گفتم "استیک".

55
00:03:38,593 --> 00:03:41,638
‫باید فقط می‌گفتم "استیک".

56
00:03:41,679 --> 00:03:44,515
‫وای خدا.

57
00:03:44,599 --> 00:03:46,893
‫چیه؟ این باعث میشه پدر بدی باشم؟

58
00:03:46,976 --> 00:03:50,230
‫این چیزیه که...

59
00:04:35,191 --> 00:04:37,485
‫اون گلایه‌ای کرد در مورد...

60
00:04:37,527 --> 00:04:38,653
‫یه کمک مالی که انجام دادی.

61
00:04:38,736 --> 00:04:39,988
‫قضیه‌ی اون چی بود؟

62
00:04:40,071 --> 00:04:42,198
‫مدرسه‌ی علوم دینی کوفتیش،

63
00:04:42,282 --> 00:04:44,200
‫توی اسرائیل.

64
00:04:45,868 --> 00:04:48,538
‫بعد دانشگاه، شوشانا رفت دانشکده‌ی پزشکی،

65
00:04:48,621 --> 00:04:52,125
‫و ازرا رفت به این مدرسه‌ی
‫علوم دینی ارتدکس کوفتی...

66
00:04:52,208 --> 00:04:54,419
‫توی اورشلیم. مشکلی نداشت.

67
00:04:54,460 --> 00:04:57,505
‫توی سال دومش بث اون‌جا یه کنفرانس داشت،

68
00:04:57,588 --> 00:05:00,717
‫برای همین گفتیم بیایم
‫و به ازرا سر بزنیم.

69
00:05:00,800 --> 00:05:04,470
‫ما رفتیم اون‌جا، قبل این‌که
‫توی مدرسه‌ی علوم دینی ببینیمش،

70
00:05:04,512 --> 00:05:07,849
‫اون یه سری دستورالعمل...

71
00:05:07,932 --> 00:05:11,519
‫در مورد نحوه‌ی لباس پوشیدن بث
‫براش فرستاد،

72
00:05:11,602 --> 00:05:15,398
‫انگار بث نمی‌دونه جلوی یهودی‌های ارتدکس
‫چطور لباس بپوشه.

73
00:05:15,481 --> 00:05:18,860
‫اون موهاش رو پوشوند،
‫هر اینچ از بدنش رو پوشوند.

74
00:05:18,901 --> 00:05:22,405
‫اون ما رو برد که خاخام رو ملاقات کنیم.
‫هر چی در مورد خاخام‌ها تو ذهنته فراموش کن.

75
00:05:22,447 --> 00:05:25,033
‫یه مرد هیکلی و جوون بود.

76
00:05:25,116 --> 00:05:26,951
‫می‌تونست بازیکن راگبی بشه.

77
00:05:27,035 --> 00:05:29,370
‫اون به ما گفت که ازرا...

78
00:05:29,454 --> 00:05:31,956
‫یه پیرو حقیقی توراته.

79
00:05:31,998 --> 00:05:33,833
‫و ازرا داشت بال در میاورد،

80
00:05:33,875 --> 00:05:37,211
‫انگار این بهترین تعریفی بوده
‫که تا حالا ازش شده.

81
00:05:37,295 --> 00:05:39,255
‫قضیه‌ی کمک مالی چی شد؟

82
00:05:39,339 --> 00:05:41,382
‫آها.

83
00:05:41,466 --> 00:05:43,593
‫من قرار بود توی اون دفتر...

84
00:05:43,676 --> 00:05:45,261
‫یه کمک مالی انجام بدم.

85
00:05:45,345 --> 00:05:47,138
‫این برای من روشن بود.

86
00:05:47,221 --> 00:05:50,850
‫خب، من یه چک به مبلغ ۱۰۰۰ دلار نوشتم.

87
00:05:50,933 --> 00:05:53,269
‫اما بعد...

88
00:05:53,353 --> 00:05:55,563
‫ما جلوی خونه بودیم،

89
00:05:55,646 --> 00:05:58,483
‫مادرش واقعا توی خونه داشت جون می‌داد،

90
00:05:58,566 --> 00:06:00,985
‫و اون گفت من بهش احترام نمیذارم.

91
00:06:01,069 --> 00:06:04,530
‫من به انتخاب‌هاش احترام نمیذارم.

92
00:06:04,614 --> 00:06:07,700
‫گفت که من به شوشانا...

93
00:06:07,784 --> 00:06:10,536
‫سالی ۴۰ هزار دلار برای
‫دانشکده‌ی پزشکی پول میدم،

94
00:06:10,578 --> 00:06:14,082
‫و من به مدرسه‌ی اون فقط
‫مبلغ ناچیز ۱۰۰۰ دلار کمک کردم.

95
00:06:15,166 --> 00:06:16,751
‫تحصیل توی مدرسه‌ی علوم دینی رایگانه؟

96
00:06:16,793 --> 00:06:18,920
‫اون هیچ وقت از من
‫نخواست که پولی بابتش بدم.

97
00:06:19,003 --> 00:06:21,130
‫اون یه شغل و یه بورسیه‌ی تحصیلی محدود
‫داشت.

98
00:06:21,214 --> 00:06:24,634
‫- اون از تو درخواست کمک مالی کرد.
‫- و منم کمک کردم.

99
00:06:25,551 --> 00:06:26,928
‫می‌دونی چه حسی داشت که...

100
00:06:26,969 --> 00:06:29,389
‫با بث توی اون مدرسه‌ی علوم دینی
‫راه بریم؟

101
00:06:29,472 --> 00:06:31,391
‫تصور کن پسرت...

102
00:06:31,474 --> 00:06:34,769
‫ساینتولوژیست بشه.
‫[عضو فرقه‌ی علم‌گرایی]

103
00:06:34,852 --> 00:06:36,729
‫و تو مجبور شی باهاش...

104
00:06:36,813 --> 00:06:40,441
‫توی مرکز ساینتولوژی قدم بزنی،

105
00:06:40,525 --> 00:06:43,069
‫و در آخر تو یه کمک مالی انجام بدی...

106
00:06:43,111 --> 00:06:45,780
‫چون می‌خواستی ادب رو به جا بیاری،

107
00:06:45,863 --> 00:06:48,449
‫و اون اینو توهین تلقی کنه.

108
00:06:48,491 --> 00:06:50,827
‫آلن،

109
00:06:50,910 --> 00:06:53,496
‫اگه الان می‌تونستی با ازرا حرف بزنی،

110
00:06:53,579 --> 00:06:55,873
‫چی بهش می‌گفتی؟

111
00:06:58,584 --> 00:07:01,504
‫"ازرا، تو خانواده‌ی ما رو متلاشی کردی."

112
00:07:03,756 --> 00:07:05,550
‫"تو فکر کردی همه‌ی جواب‌ها رو داری.

113
00:07:05,633 --> 00:07:08,136
‫تو خیلی پرهیزگار بودی.

114
00:07:08,219 --> 00:07:11,097
‫تو مادرت رو تحقیر کردی.

115
00:07:11,180 --> 00:07:14,434
‫تو اونو نابود کردی.

116
00:07:14,475 --> 00:07:16,102
‫من می‌خوام...

117
00:07:16,185 --> 00:07:17,687
‫من می‌خوام بگم تو اونو کشتی،

118
00:07:17,770 --> 00:07:20,565
‫اما می‌دونم این حقیقت نداره.

119
00:07:20,648 --> 00:07:23,359
‫تنها چیزی که مادرت می‌خواست،
‫تنها خواسته‌ی اون...

120
00:07:23,443 --> 00:07:26,028
‫این بود که بتونه دستای هر دو بچه‌اش رو...

121
00:07:26,112 --> 00:07:29,991
‫توی لحظات مرگش بگیره،
‫و حتی این کارو نتونستی انجام بدی.

122
00:07:30,032 --> 00:07:32,160
‫فکر می‌کنی نگرش تو به دنیا...

123
00:07:32,201 --> 00:07:34,412
‫باید تنها راست درست باشه.

124
00:07:34,495 --> 00:07:36,873
‫بقیه اشتباه می‌کنن."

125
00:07:44,547 --> 00:07:47,425
‫تو همیشه فکر می‌کردی ازرا خودرای هست،

126
00:07:47,467 --> 00:07:49,343
‫از همون وقتی که یه پسربچه بود.

127
00:07:49,427 --> 00:07:51,053
‫یادمه که در موردش حرف میزدی.

128
00:07:51,137 --> 00:07:52,763
‫اون همیشه همین‌طور بود.

129
00:07:52,805 --> 00:07:56,058
‫تو گفتی، "مثل مادرشه."

130
00:10:54,111 --> 00:10:56,405
‫بفرمایید.

131
00:10:56,447 --> 00:10:59,533
‫ممنون، مادربزرگ.

132
00:11:01,118 --> 00:11:02,870
‫- و گیلاس.
‫- گیلاس؟

133
00:11:02,953 --> 00:11:04,747
‫بذارش نزدیک آلن.

134
00:11:04,830 --> 00:11:06,332
‫بیا، رفیق. اینو ببین.

135
00:11:06,415 --> 00:11:08,793
‫گیلاس...

136
00:11:23,974 --> 00:11:26,602
‫من همیشه می‌دونستم اون
‫بیشتر بچه‌ی بث هست تا من.

137
00:11:28,646 --> 00:11:30,439
‫اهل موسیقیه،

138
00:11:30,481 --> 00:11:32,650
‫خیلی به مطالب مذهبی علاقه داره،

139
00:11:32,733 --> 00:11:34,777
‫حتی وقتی که کوچیک‌ بود.

140
00:11:34,819 --> 00:11:37,154
‫توی کنیسه، با بث،

141
00:11:37,196 --> 00:11:38,906
‫هر دوی اونا...

142
00:11:38,989 --> 00:11:41,200
‫خیلی به خودشون مطمئن بودن...

143
00:11:41,283 --> 00:11:42,993
‫در مورد همه چیز.

144
00:11:43,953 --> 00:11:45,871
‫شوشانا بچه‌ی من بود.

145
00:11:45,955 --> 00:11:48,416
‫منطقی بود، یه روانشناس شد.

146
00:11:48,457 --> 00:11:52,044
‫می‌تونست دیدگاه‌های بقیه رو
‫در نظر بگیره.

147
00:11:56,465 --> 00:11:58,300
‫اما، ظاهرا...

148
00:11:58,384 --> 00:12:01,387
‫این داستان چرت بود.
‫این چیزیه که داری میگی؟

149
00:12:01,470 --> 00:12:04,056
‫من چیزی نمیگم.

150
00:12:05,015 --> 00:12:08,018
‫تو فکر می‌کنی من کسی هستم
‫که خودرای هست؟

151
00:12:08,060 --> 00:12:11,439
‫من اون کسی هستم که همیشه
‫فکر می‌کنه همه چیو می‌دونه.

152
00:12:11,522 --> 00:12:14,442
‫چارلی.

153
00:12:15,568 --> 00:12:18,195
‫ممکنه این‌طور بشه، آلن.

154
00:12:18,237 --> 00:12:20,281
‫اینو در نظر بگیر.

155
00:12:27,455 --> 00:12:29,749
‫باشه. من همه‌ی جوابا رو داشتم.

156
00:12:29,832 --> 00:12:31,667
‫من کتاب نوشتم.

157
00:12:31,751 --> 00:12:33,502
‫ازرای خشک و همه چیز دان...

158
00:12:33,544 --> 00:12:36,172
‫همون‌قدری که بچه‌ی بث بود
‫بچه‌ی منم هست.

159
00:12:38,340 --> 00:12:40,843
‫حتی بیشتر شبیه منه.

160
00:12:47,850 --> 00:12:50,686
‫من در مورد انتخاب‌های مذهبیش...

161
00:12:50,770 --> 00:12:53,314
‫نگاه خود برتر بینانه بهش داشتم.

162
00:12:55,900 --> 00:12:58,527
‫من اونو سرزنش می‌کردم.

163
00:12:58,611 --> 00:13:01,238
‫سرزنش و...؟

164
00:13:04,867 --> 00:13:06,410
‫تحقیر.

165
00:13:11,332 --> 00:13:13,501
‫بله، تحقیر.

166
00:13:15,920 --> 00:13:19,340
‫اون حتما اینو حس کرده،

167
00:13:19,423 --> 00:13:22,134
‫همه‌اش رو.

168
00:13:22,218 --> 00:13:25,429
‫چی می‌خوای بهش بگی؟

169
00:13:29,016 --> 00:13:30,851
‫می‌خوام بگم...

170
00:13:32,770 --> 00:13:35,231
‫می‌خوام بگم...

171
00:13:37,107 --> 00:13:39,235
‫"چرا تو..."

172
00:13:40,820 --> 00:13:42,780
‫"چرا نتونستی..."

173
00:13:42,863 --> 00:13:44,949
‫خیلی خب.

174
00:13:47,284 --> 00:13:51,205
‫"منو ببخش، ازرا. منو ببخش."

175
00:13:51,288 --> 00:13:53,374
‫برای؟

176
00:13:53,457 --> 00:13:56,335
‫"برای این‌که اون پدری...

177
00:13:56,418 --> 00:13:58,879
‫نبودم که من..."

178
00:14:01,799 --> 00:14:04,635
‫چارلی...

179
00:14:04,718 --> 00:14:07,429
‫من نسبت به یه قاتل سریالی کوفتی،

180
00:14:07,471 --> 00:14:11,934
‫بیشتر احساس دلسوزی داشتم و درکش کردم...

181
00:14:11,976 --> 00:14:14,520
‫تا پسر خودم.

182
00:14:20,651 --> 00:14:22,820
‫اون باید اینو بشنوه.

183
00:14:24,405 --> 00:14:26,156
‫از من.

184
00:14:28,200 --> 00:14:31,537
‫حیف که قراره این‌جا بمیری.

185
00:14:47,094 --> 00:14:50,139
‫خراب شد. باید مال تو رو قرض بگیرم.

186
00:14:51,223 --> 00:14:52,558
‫بیا تو.

187
00:15:03,402 --> 00:15:05,738
‫به نظر خسته میای.

188
00:15:05,821 --> 00:15:06,822
‫بیشتر از همیشه.

189
00:15:08,407 --> 00:15:10,492
‫یه دسته‌ی دیگه رو باید بزنم.

190
00:15:10,576 --> 00:15:11,827
‫برو خونه.

191
00:15:11,869 --> 00:15:14,538
‫من انجامش میدم.

192
00:16:12,012 --> 00:16:14,807
‫ازرا، خبری نشد؟

193
00:16:14,890 --> 00:16:16,850
‫نه.

194
00:16:18,018 --> 00:16:19,478
‫خدا به همراهت.

195
00:17:05,691 --> 00:17:08,444
‫- سلام.
‫- سلام.

196
00:17:08,527 --> 00:17:11,655
‫نمی‌دونستم کی برمی‌گردی. بشین.

197
00:17:16,118 --> 00:17:17,244
‫من براتون خوراکی آوردم.

198
00:18:37,491 --> 00:18:38,826
‫کایل.

199
00:18:38,909 --> 00:18:40,577
‫سم. سلام.

200
00:18:40,619 --> 00:18:41,954
‫این‌جا چه کار می‌کنی؟

201
00:18:43,455 --> 00:18:44,581
‫رستوران جوجو.

202
00:18:44,623 --> 00:18:46,125
‫درسته. من هیچ‌وقت اون‌جا غذا نخوردم.

203
00:18:46,166 --> 00:18:47,334
‫غذاش تعریفی داره؟

204
00:18:47,417 --> 00:18:49,336
‫آره. آره، خوبه.

205
00:18:49,378 --> 00:18:51,004
‫خیلی خب.

206
00:18:51,088 --> 00:18:53,841
‫هی، رستوران ارکید رو بلدی؟

207
00:18:53,882 --> 00:18:55,676
‫اونا با هریس کارتینگ به مشکل خوردن.

208
00:18:55,759 --> 00:18:59,221
‫سطل آشغال اونا...

209
00:18:59,304 --> 00:19:01,181
‫باید اینو ببینی.

210
00:19:01,223 --> 00:19:02,683
‫تو...

211
00:19:02,724 --> 00:19:04,810
‫الان مشغول کار نیستی که؟
‫این کار برای تو...

212
00:19:04,893 --> 00:19:07,271
‫نه. نه، نه. من الان اون‌جا شام خوردم.

213
00:19:07,312 --> 00:19:09,523
‫من...

214
00:19:09,606 --> 00:19:11,900
‫بیا دیگه. باید اینو ببینی.

215
00:19:13,402 --> 00:19:14,653
‫باشه.

216
00:19:16,405 --> 00:19:18,532
‫اون‌جاست.

217
00:19:18,615 --> 00:19:19,825
‫حالت چطوره؟

218
00:19:19,867 --> 00:19:21,952
‫- من یکمی گرسنمه.
‫- واقعا؟

219
00:20:00,574 --> 00:20:01,825
‫- این‌جا؟
‫- آره.

220
00:20:01,909 --> 00:20:03,118
‫اوه.

221
00:20:04,369 --> 00:20:05,954
‫- این؟
‫- آره.

222
00:20:10,459 --> 00:20:11,627
‫این خیلی بد به نظر نمیاد.

223
00:20:11,710 --> 00:20:14,588
‫آره، فکر کنم اونا همین الان...

224
00:20:14,671 --> 00:20:16,465
‫تمیزش کردن،

225
00:20:16,506 --> 00:20:18,425
‫یا همچین چیزی.

226
00:20:18,508 --> 00:20:21,303
‫خیلی خب.

227
00:20:21,386 --> 00:20:23,180
‫خب، خیلی خب.

228
00:20:23,222 --> 00:20:25,015
‫تو...

229
00:20:25,057 --> 00:20:28,101
‫تو نباید اجازه بدی رستوران‌ها
‫قانون بازرسی مجدد رو زیر پا بذارن.

230
00:20:29,353 --> 00:20:32,481
‫چی... چت شده تو؟

231
00:20:36,026 --> 00:20:38,320
‫- تو رشوه می‌گیری؟
‫- چی؟

232
00:20:39,279 --> 00:20:41,740
‫سم، تو کاملا از حد خودت خارج شدی.

233
00:20:41,823 --> 00:20:43,408
‫با من جوری حرف نزن انگار که یه احمقم.

234
00:20:43,492 --> 00:20:46,995
‫اگه فکر می‌کنی من رشوه می‌گیرم،
‫پس واقعا احمقی.

235
00:20:53,835 --> 00:20:55,254
‫خفه شو.

236
00:20:55,337 --> 00:20:58,215
‫خفه شو، خفه شو، خفه شو.

237
00:21:12,562 --> 00:21:16,024
‫وقتی اون نامه رو بلند
‫خوندی اصلا خوشم نیومد.

238
00:22:58,710 --> 00:23:01,046
‫قدیش؟

239
00:26:06,439 --> 00:26:08,233
‫الو؟

240
00:26:08,275 --> 00:26:10,819
‫سلام، آقای بوچلا. من سم هستم.

241
00:26:10,860 --> 00:26:13,071
‫اوه. سلام، سم.

242
00:26:13,154 --> 00:26:14,656
‫چطوری؟

243
00:26:14,698 --> 00:26:16,866
‫من خوب نیستم.

244
00:26:16,950 --> 00:26:20,328
‫اوه. متاسفم که اینو می‌شنوم.

245
00:26:20,370 --> 00:26:22,706
‫من در مورد درخواستت فکر کردم،

246
00:26:22,789 --> 00:26:26,293
‫و من خوشحال میشم که روانشناس تو بشم.

247
00:26:27,919 --> 00:26:30,297
‫باشه. کی می‌تونیم شروع کنیم؟

248
00:26:30,380 --> 00:26:32,424
‫سه‌شنبه‌ی هفته‌ی بعد چطوره؟

249
00:26:32,465 --> 00:26:34,801
‫ساعت ۴:۳۰ خوبه؟

250
00:26:34,843 --> 00:26:35,927
‫البته.

251
00:26:35,969 --> 00:26:37,887
‫ما می‌تونیم توی خونه‌ی من همو ببینیم.

252
00:26:37,971 --> 00:26:40,140
‫جلساتمون ۴۵ دقیقه‌ای هست،

253
00:26:40,181 --> 00:26:43,518
‫و هزینه‌اش جلسه‌ای ۱۲۵ دلار میشه.

254
00:26:45,020 --> 00:26:46,688
‫خوبه.

255
00:26:46,730 --> 00:26:50,358
‫عالیه. خوبه. پس می‌بینمت.

256
00:27:11,838 --> 00:27:14,758
‫من حق پدر و مادرو به جا نیاوردم.
‫[به زبان عبری]

257
00:27:14,841 --> 00:27:17,385
‫- این حقیقت نداره.
‫- خب...

258
00:27:18,511 --> 00:27:20,722
‫وقتی مامان مرد،

259
00:27:20,764 --> 00:27:24,059
‫بابام...

260
00:27:24,142 --> 00:27:26,519
‫اون خیلی عصبانی بود،

261
00:27:26,603 --> 00:27:28,980
‫و من...

262
00:27:30,649 --> 00:27:32,150
‫حوا، من...

263
00:27:33,860 --> 00:27:36,488
‫من از دستش عصبانی بودم.

264
00:27:38,490 --> 00:27:40,158
‫فقط همین.

265
00:27:42,118 --> 00:27:44,412
‫و حالا...

266
00:29:18,548 --> 00:29:20,091
‫دکتر استراوس.

267
00:29:35,190 --> 00:29:37,400
‫تو پینگ‌پنگ بازی کردی؟

268
00:29:38,735 --> 00:29:39,861
‫آره.

269
00:29:39,903 --> 00:29:42,697
‫می‌خوای پینگ‌پنگ بازی کنی؟

270
00:29:43,990 --> 00:29:45,658
‫باشه.

271
00:30:21,945 --> 00:30:23,530
‫یک - هیچ.

272
00:30:44,300 --> 00:30:46,553
‫- خوبی؟
‫- آره.

273
00:30:46,636 --> 00:30:48,471
‫سه - پنج.

274
00:30:56,229 --> 00:30:58,940
‫یازده - هفت.

275
00:31:03,570 --> 00:31:05,196
‫بازی به دو.

276
00:31:10,159 --> 00:31:12,287
‫نوزده - هفده.

277
00:31:33,391 --> 00:31:35,685
‫بیست - هفده.

278
00:31:39,772 --> 00:31:42,525
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم.

279
00:31:44,360 --> 00:31:46,279
‫من دوباره انجامش دادم.

280
00:31:47,280 --> 00:31:50,450
‫اون سرپرستی که در موردش بهت گفتم.

281
00:31:50,491 --> 00:31:54,662
‫اونی که منو دوباره به اون رستوران فرستاد.

282
00:31:54,704 --> 00:31:56,205
‫کایل.

283
00:31:57,165 --> 00:31:59,709
‫سم، این...

284
00:31:59,751 --> 00:32:02,921
‫با فاصله‌ی کمی از قبلی اتفاق افتاد.
‫چنین چیزی معموله؟

285
00:32:04,547 --> 00:32:06,299
‫داره بدتر میشه.

286
00:32:07,800 --> 00:32:10,219
‫من می‌خوام تغییر کنم.

287
00:32:10,303 --> 00:32:12,305
‫می‌دونی که اینو می‌خوام، دکتر استراوس.

288
00:32:12,347 --> 00:32:13,765
‫چنین چیزی ممکنه؟

289
00:32:13,806 --> 00:32:16,893
‫ممکنه.

290
00:32:16,976 --> 00:32:19,437
‫نه فقط برای تو، بلکه آدمایی که...

291
00:32:19,520 --> 00:32:22,815
‫تو از دستشون عصبانی هستی
‫چون بدن.

292
00:32:24,233 --> 00:32:27,820
‫پنج سال، ده سال دیگه
‫اونا ممکنه آدمای متفاوتی باشن.

293
00:32:29,197 --> 00:32:30,615
‫تغییر این‌قدر طول می‌کشه؟

294
00:32:30,698 --> 00:32:34,494
‫با روان‌درمانی ممکنه سریع‌تر انجام بشه.

295
00:32:34,577 --> 00:32:37,622
‫اما زمان‌بره.

296
00:33:13,950 --> 00:33:16,160
‫این جواب نمیده.

297
00:33:16,202 --> 00:33:19,372
‫چی جواب نمیده؟

298
00:33:21,916 --> 00:33:24,377
‫روان‌درمانی.

299
00:33:24,419 --> 00:33:25,920
‫با تو.

300
00:33:27,213 --> 00:33:29,590
‫این...

301
00:33:29,632 --> 00:33:32,802
‫بدترین سه روز زندگی من بود.

302
00:33:32,844 --> 00:33:34,470
‫دو نفر...

303
00:33:34,512 --> 00:33:37,932
‫توی سه روز. من هیچ‌وقت...
‫این حس رو نداشتم.

304
00:33:40,518 --> 00:33:42,854
‫من از تو خوشم میاد، دکتر استراوس،

305
00:33:42,937 --> 00:33:45,481
‫اما این جواب نمیده.

306
00:33:47,358 --> 00:33:49,736
‫منم از تو خوشم میاد، سم.

307
00:33:49,819 --> 00:33:53,031
‫فکر کنم شاید این یه اشتباه بود...

308
00:33:53,072 --> 00:33:54,532
‫که تو رو آوردم این‌جا.

309
00:33:54,574 --> 00:33:58,161
‫من فرض می‌کردم چنین کاری جواب میده،

310
00:33:58,244 --> 00:34:01,039
‫و من به این فکر نکردم که...

311
00:34:03,875 --> 00:34:07,628
‫من هیچ وقت به کسی که دوستش داشتم
‫صدمه نزدم.

312
00:34:09,505 --> 00:34:11,758
‫فکر کنم در این مورد نمی‌تونی
‫کمکی به من بکنی.

313
00:34:13,384 --> 00:34:16,888
‫من نمی‌خوام این کارو بکنم،
‫واقعا نمی‌خوام.

314
00:34:16,929 --> 00:34:19,766
‫من چنین آدمی نیستم،

315
00:34:19,849 --> 00:34:22,810
‫و این چیزی نیست که می‌خوام،

316
00:34:22,894 --> 00:34:26,355
‫اما اگه مجبور بشم،

317
00:34:26,439 --> 00:34:28,316
‫اگه راه دیگه‌ای نباشه،

318
00:34:28,399 --> 00:34:30,943
‫و من مجبور باشم...

319
00:34:30,985 --> 00:34:33,821
‫انجامش بدم...

320
00:34:33,905 --> 00:34:35,656
‫روی تو...

321
00:34:38,409 --> 00:34:41,704
‫چطور می‌خوای که من...

322
00:34:44,248 --> 00:34:47,251
‫اون قضیه‌ی...

323
00:34:47,293 --> 00:34:50,755
‫یه فرانسوی، یه‌ انگلیسی و یه یهودی...

324
00:34:50,838 --> 00:34:52,965
‫که محکوم به مرگ شدن رو شنیدی؟

325
00:34:53,049 --> 00:34:57,178
‫اوه، نه... نه.

326
00:34:57,261 --> 00:34:59,347
‫سه نفر...

327
00:34:59,430 --> 00:35:01,390
‫محکوم به مرگ شدن و بهشون...

328
00:35:01,474 --> 00:35:03,643
‫گفته شد که می‌تونن...

329
00:35:03,726 --> 00:35:06,020
‫نوع مرگشون رو انتخاب کنن.

330
00:35:07,605 --> 00:35:09,148
‫فرانسویه میگه...

331
00:35:09,190 --> 00:35:11,651
‫"من گیوتین رو انتخاب می‌کنم."

332
00:35:11,692 --> 00:35:13,569
‫اونا یه گیوتین می‌سازن،

333
00:35:13,611 --> 00:35:16,447
‫و سرش رو قطع می‌کنن.

334
00:35:17,740 --> 00:35:20,284
‫انگلیسیه میگه...

335
00:35:20,326 --> 00:35:23,579
‫"من جوخه‌ی اعدام رو انتخاب می‌کنم"

336
00:35:23,621 --> 00:35:25,540
‫اونا یه جوخه‌ی اعدام میارن،

337
00:35:25,623 --> 00:35:27,750
‫و بهش شلیک می‌کنن.

338
00:35:29,836 --> 00:35:31,629
‫یهودیه مونده بود....

339
00:35:31,671 --> 00:35:34,882
‫من رفتم روانشناس دبیرستانم رو دیدم.

340
00:35:36,676 --> 00:35:39,554
‫اون قبول کرد که روانشناس من میشه،

341
00:35:39,637 --> 00:35:41,889
‫از هفته‌ی آینده.

342
00:35:46,727 --> 00:35:49,438
‫و یهودیه میگه،

343
00:35:49,480 --> 00:35:51,649
‫"می‌خوام از کهولت سن بمیرم."
