﻿1
00:00:34,075 --> 00:00:35,535
‫ویکتور.

2
00:00:36,494 --> 00:00:38,538
‫ویکتور.

3
00:00:40,999 --> 00:00:41,916
‫پاشو ویکتور.

4
00:00:43,877 --> 00:00:46,129
‫تو داری کابوس می‌بینی.

5
00:00:46,212 --> 00:00:48,965
‫مگه کتابم رو نخوندی؟

6
00:00:49,049 --> 00:00:52,427
‫من گفتم آدمو بیدار نکن.

7
00:02:04,374 --> 00:02:08,044
‫از چیزی که به نظر میاد تیزتره.

8
00:02:08,128 --> 00:02:10,797
‫البته... یکم.

9
00:02:10,880 --> 00:02:13,133
‫خوبه.

10
00:02:13,216 --> 00:02:14,843
‫و این کاملا عادیه...

11
00:02:14,926 --> 00:02:18,805
‫که بخوای بیماری رو بکشی که می‌خواد
‫روان‌درمانی رو پیش‌ از موعد ترک کنه.

12
00:02:23,560 --> 00:02:26,187
‫رویات.

13
00:02:31,192 --> 00:02:33,444
‫آشویتز.

14
00:02:33,528 --> 00:02:36,489
‫ویکتور فرانکل اون‌جا دراز کشیده بود
‫و کابوس می‌دید.

15
00:02:36,573 --> 00:02:41,536
‫یادته اون توی کتابش گفته بود
‫که چه کار نکنید؟

16
00:02:41,619 --> 00:02:43,746
‫وقتی توی آشویتز هستی،

17
00:02:43,788 --> 00:02:47,667
‫واقعیت از کابوس بدتره...
‫اونو بیدار نکن.

18
00:02:47,750 --> 00:02:49,711
‫من بیدارش کردم.

19
00:02:54,299 --> 00:02:57,886
‫شاید اون رویا می‌خواد به تو بگه...

20
00:02:57,969 --> 00:03:00,847
‫که روح انسان می‌تونه پیروز بشه.

21
00:03:00,889 --> 00:03:02,390
‫تو باید به کارت ادامه بدی،

22
00:03:02,473 --> 00:03:04,225
‫به روان‌درمانگر بودن تحت هر شرایطی
‫ادامه بده.

23
00:03:04,267 --> 00:03:06,102
‫چطور از اون به چنین چیزی رسیدی؟

24
00:03:06,186 --> 00:03:09,939
‫نمی‌دونم. این توی کتابشه.

25
00:03:10,023 --> 00:03:14,527
‫یا شاید داره به من میگه
‫مثل یه گوسفند نمیر.

26
00:03:45,892 --> 00:03:48,269
‫سم!

27
00:03:51,147 --> 00:03:53,399
‫سم!

28
00:03:55,360 --> 00:03:57,278
‫می‌دونم زوده.

29
00:03:57,362 --> 00:04:00,406
‫ببخشید که بیدارت می‌کنم،
‫اما چیزایی هست...

30
00:04:00,448 --> 00:04:02,533
‫که ما باید در موردش حرف بزنیم.

31
00:04:10,792 --> 00:04:13,836
‫ما باید قبل این‌که بری سر کار حرف بزنیم.

32
00:04:13,878 --> 00:04:16,506
‫لطفا بشین.

33
00:04:23,680 --> 00:04:26,891
‫من فکر نمی‌کنم خوب باشه که تو بری
‫و یه روانشناس جدید رو ببینی.

34
00:04:27,850 --> 00:04:30,937
‫بعضی وقتا این درسته، یه بیمار
‫باید یه نفر جدید رو امتحان کنه.

35
00:04:30,979 --> 00:04:34,691
‫اما بعضی وقتا این نوعی فرار از مشکله.

36
00:04:34,774 --> 00:04:35,942
‫و من فکر می‌کنم که...

37
00:04:35,984 --> 00:04:37,652
‫این اتفاقی هست که این‌جا
‫داره رخ میده.

38
00:04:37,694 --> 00:04:40,780
‫و من فکر می‌کنم که ما
‫پیشرفت خوبی کردیم.

39
00:04:40,822 --> 00:04:45,326
‫تو بیشتر از همیشه داری
‫خودت رو بروز میدی.

40
00:04:45,368 --> 00:04:48,288
‫تو سعی می‌کنی جلوی
‫تکانه‌های خودت رو بگیری،

41
00:04:48,371 --> 00:04:53,209
‫حتی با این‌که ما هنوز چیزی که موثر باشه
‫پیدا نکردیم.

42
00:04:53,251 --> 00:04:55,586
‫می‌دونم همه چیز داره بدتر میشه.

43
00:04:55,628 --> 00:04:58,256
‫این بخشی از فراینده.

44
00:04:58,339 --> 00:05:00,550
‫کلیشه از همین‌جا میاد،

45
00:05:00,591 --> 00:05:03,636
‫اوضاع قبل این‌که بهتر بشن، بدتر میشن.

46
00:05:04,804 --> 00:05:07,181
‫من به جایی رسیدم که بهت اهمیت میدم، سم.

47
00:05:07,265 --> 00:05:09,642
‫مثل همیشه که به مراجعینم اهمیت میدم.

48
00:05:09,684 --> 00:05:13,021
‫من و تو یه رابطه‌ای رو با هم
‫ساختیم.

49
00:05:13,104 --> 00:05:16,482
‫علیرغم این‌که توی وضعیت عجیبی هستیم،

50
00:05:16,524 --> 00:05:18,026
‫حقیقت اینه.

51
00:05:18,067 --> 00:05:22,905
‫روانشناس‌ها و مراجعین احساسات واقعی
‫نسبت به هم پیدا می‌کنن.

52
00:05:22,989 --> 00:05:27,243
‫می‌دونم احساساتی وجود داره،
‫اما...

53
00:05:31,164 --> 00:05:32,832
‫بهت گفتم، این جواب نمیده.

54
00:05:32,915 --> 00:05:36,461
‫و من قراره هفته‌ی بعد
‫آقای بوچلا رو ببینم.

55
00:05:36,502 --> 00:05:39,047
‫با این حال هنوز یه هفته وقت داریم.

56
00:05:39,130 --> 00:05:42,050
‫بذار ببینیم به چی می‌تونیم برسیم، چطوره؟

57
00:05:42,133 --> 00:05:46,220
‫حداقل این‌جوری می‌تونیم تو رو در
‫بهترین حالت ممکن بفرستیم پیش اون.

58
00:05:46,304 --> 00:05:49,557
‫من می‌دونم تو می‌خوای چه کار کنی.

59
00:05:49,640 --> 00:05:53,603
‫البته، من یه انسانم.

60
00:05:53,686 --> 00:05:55,897
‫من نمی‌خوام تو بری
‫سراغ یه روانشناس دیگه...

61
00:05:55,938 --> 00:05:57,106
‫و بعد منو بکشی.

62
00:05:58,900 --> 00:06:01,277
‫سم، تو هر وقتی می‌تونی
‫این اتاق رو ترک کنی،

63
00:06:01,319 --> 00:06:02,820
‫تو به زمین زنجیر نشدی،

64
00:06:02,862 --> 00:06:04,822
‫اما من حرفایی برای گفتن دارم.

65
00:06:06,532 --> 00:06:10,161
‫من می‌خوام به تو در مورد
‫مردی به اسم ویکتور فرانکل بگم.

66
00:06:10,203 --> 00:06:14,540
‫اون در دهه‌ی ۳۰ و ۴۰ توی اتریش
‫یه روانپزشک بود.

67
00:06:14,582 --> 00:06:16,834
‫اون از اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها
‫جون سالم بدر برد،

68
00:06:16,876 --> 00:06:21,547
‫و یه کتاب نوشت به اسم
‫جستجوی انسان به دنبال معنا.

69
00:06:21,589 --> 00:06:23,925
‫و حرف اصلیش این بود که...

70
00:06:24,008 --> 00:06:27,512
‫مردم توی زندگیشون به معنا نیاز دارن،

71
00:06:27,595 --> 00:06:30,681
‫احتمالا بیشتر از هر چیز دیگه‌ای.

72
00:06:30,765 --> 00:06:35,645
‫و فکر می‌کنم این راهی برای تو هست
‫که قدم بعدی رو برداری.

73
00:06:35,686 --> 00:06:39,982
‫خب، عمیق‌ترین جایی که ما بتونیم
‫معنا پیدا کنیم...

74
00:06:40,024 --> 00:06:42,902
‫توی رابطه‌هاست.

75
00:06:42,985 --> 00:06:48,282
‫همه‌ی ما به دوست و روابط عاشقانه
‫و کسایی که بهشون نزدیک باشیم نیاز داریم.

76
00:06:48,366 --> 00:06:50,618
‫برای هر کسی این چیزیه که
‫درون ما رو پر می‌کنه.

77
00:06:50,660 --> 00:06:53,496
‫این چیزیه که زندگی کردن رو خوشایند می‌کنه.

78
00:06:53,579 --> 00:06:57,959
‫و بدون اون، هر کسی می‌تونه
‫به جاهای تاریکی برسه.

79
00:07:01,671 --> 00:07:03,005
‫منظورت کسی مثل مریه.

80
00:07:03,089 --> 00:07:05,550
‫آره، مثلا مری.

81
00:07:08,386 --> 00:07:12,348
‫وقتی من با اون بودم،‌
‫حس متفاوتی نداشتم.

82
00:07:12,390 --> 00:07:15,059
‫درک می‌کنم، اما تو الان داری تغییر می‌کنی.

83
00:07:15,143 --> 00:07:17,770
‫اگه الان یه دوست داشتی،

84
00:07:17,812 --> 00:07:19,856
‫مطمئنم اوضاع فرق می‌کرد.

85
00:07:19,939 --> 00:07:22,775
‫به دلیلی من...

86
00:07:22,817 --> 00:07:25,111
‫خیلی توی آشنایی با زن‌ها مهارت ندارم.

87
00:07:26,237 --> 00:07:27,738
‫چطور با مری آشنا شدی؟

88
00:07:28,781 --> 00:07:31,409
‫ما با هم به یه دبیرستان می‌رفتیم.

89
00:07:31,492 --> 00:07:35,204
‫ما یه جورایی دوست بودیم.

90
00:07:35,246 --> 00:07:39,375
‫و بعد مادرم برای فیزیوتراپی
‫رفت پیش اون...

91
00:07:39,417 --> 00:07:41,669
‫و اون مچ مامانم رو شکوند.

92
00:07:41,711 --> 00:07:44,922
‫و مامانم بهش شماره‌ی من رو داد.

93
00:07:45,006 --> 00:07:47,091
‫این خوبه.

94
00:07:47,175 --> 00:07:49,969
‫مشخصا وقتی اون با تو تماس گرفت
‫خوب باهاش رفتار کردی.

95
00:07:50,052 --> 00:07:52,638
‫شاید مهارت ارتباطی تو با زن‌ها
‫بهتر از چیزیه که فکر می‌کنی.

96
00:07:53,514 --> 00:07:56,309
‫چه چیزی تو رو جذب مری کرد؟

97
00:08:02,023 --> 00:08:05,485
‫میشه لطفا در مورد مری حرف نزنیم؟

98
00:08:05,526 --> 00:08:08,654
‫چرا؟

99
00:08:19,665 --> 00:08:22,793
‫اون نمی‌خواست زندگی مشترک ما
‫به پایان برسه.

100
00:08:22,835 --> 00:08:26,380
‫اما نمی‌دونست من عاشقش بودم یا نه.

101
00:08:26,464 --> 00:08:28,925
‫عاشق واقعی منظورمه.

102
00:08:31,969 --> 00:08:34,597
‫شاید من بتونم از هارا یه معنایی پیدا کنم.

103
00:08:34,680 --> 00:08:36,516
‫بچه‌مون توی بنگلادش.

104
00:08:36,557 --> 00:08:39,143
‫من و مری بعضی وقتا روی تخت دراز می‌کشیدیم،

105
00:08:39,227 --> 00:08:42,480
‫و اون وانمود می‌کرد
‫که همه‌ی ما با هم هستیم.

106
00:08:42,563 --> 00:08:44,106
‫ما و هارا.

107
00:08:44,148 --> 00:08:46,609
‫این خوب به نظر میاد.

108
00:08:46,651 --> 00:08:49,403
‫اما وقتای دیگه اگه اون چیزی که می‌خواستم
‫بهش بگم رو...

109
00:08:49,487 --> 00:08:52,240
‫درک نمی‌کرد یا باهاش موافق نبود،

110
00:08:52,323 --> 00:08:55,952
‫اون خیلی ناراحت میشد.

111
00:08:57,036 --> 00:09:02,583
‫اون... بهت گفتم که همیشه غر میزد؟

112
00:09:02,667 --> 00:09:04,919
‫اون این‌جوری نبود که...

113
00:09:05,670 --> 00:09:07,838
‫اون چه جوری نبود؟

114
00:09:08,589 --> 00:09:10,883
‫نمی‌دونم.

115
00:09:13,469 --> 00:09:16,764
‫شاید اون توی زندگیش به اندازه‌ی کافی
‫معنا نداشته.

116
00:09:20,268 --> 00:09:22,520
‫کاش می‌تونستم باهاش ملاقات کنم.

117
00:09:22,562 --> 00:09:24,021
‫چرا؟

118
00:09:24,105 --> 00:09:26,816
‫اگه شما ۲ تا رو با هم ببینم،

119
00:09:26,857 --> 00:09:29,819
‫می‌تونم به این کمک کنم که بفهمیم...

120
00:09:29,902 --> 00:09:32,113
‫این برای تو مسیر درستی هست یا نه.

121
00:09:32,196 --> 00:09:35,741
‫روانشناس‌ها می‌تونن بفهمن که
‫۲ نفر به هم می‌خورن یا نه؟

122
00:09:35,783 --> 00:09:38,119
‫پیش‌بینی کردن این‌که چه نوع زوج‌هایی
‫به هم میخورن سخته.

123
00:09:38,202 --> 00:09:41,622
‫اما بعضی وقتا میشه تا
‫حدود زیادی درست حدس زد...

124
00:09:41,706 --> 00:09:42,873
‫که کدوما بهم نمیخورن.

125
00:09:44,875 --> 00:09:47,795
‫این یکم عجیب به نظر میاد.

126
00:09:47,837 --> 00:09:52,925
‫اما می‌خواستم بدونم راهی هست که بتونم
‫باهاش ملاقات کنم؟

127
00:09:54,594 --> 00:09:56,679
‫منظورم حضوری نیست...

128
00:09:56,721 --> 00:09:58,222
‫تلفنی؟

129
00:09:58,306 --> 00:10:00,391
‫آره، شاید، یا...

130
00:10:02,351 --> 00:10:05,771
‫شاید بتونی اونو برای...

131
00:10:05,855 --> 00:10:08,316
‫شام یا ناهار به طبقه‌ی بالا دعوت کنی.

132
00:10:08,399 --> 00:10:13,738
‫می‌تونی در رو باز بذاری، بلند حرف بزنی.

133
00:10:13,821 --> 00:10:14,822
‫این ایده‌ی خیلی بدیه.

134
00:10:14,905 --> 00:10:18,284
‫آره، آره.

135
00:10:19,702 --> 00:10:21,746
‫یا، می‌دونی...

136
00:10:21,829 --> 00:10:26,709
‫دخترم، برای بچه‌هاش
‫یه دوربین پرستار گرفته.

137
00:10:26,751 --> 00:10:29,086
‫و اون می‌تونه همه چیزایی رو که...

138
00:10:29,128 --> 00:10:30,921
‫اونا توی اتاقشون انجام میدن رو ببینه.

139
00:10:30,963 --> 00:10:33,299
‫شاید بتونی یکی از اونا رو بگیری.

140
00:10:33,382 --> 00:10:35,384
‫و من بتونم تعامل شما دو نفر رو...

141
00:10:35,426 --> 00:10:36,927
‫ببینم و بشنوم.

142
00:10:36,969 --> 00:10:39,972
‫و بعد می‌تونم نظر حرفه‌ایم رو بهت بگم.

143
00:10:43,434 --> 00:10:46,604
‫این‌جوری به نظر میاد که این...

144
00:10:46,687 --> 00:10:48,564
‫صادقانه نیست.

145
00:10:49,357 --> 00:10:52,193
‫معمولا جاسوسی کردن از بقیه
‫کار سالمی نیست،

146
00:10:52,234 --> 00:10:55,655
‫مخصوصا کسی که سعی می‌کنی...

147
00:10:55,738 --> 00:10:58,658
‫یه ارتباط مبنی بر اعتماد
‫رو باهاش کاوش کنی.

148
00:10:58,741 --> 00:11:02,870
‫اما الان شرایط خاصی داریم.

149
00:11:10,711 --> 00:11:13,547
‫مامان؟!

150
00:11:13,631 --> 00:11:16,842
‫میشه بیای پایین؟

151
00:11:24,058 --> 00:11:25,393
‫من مری رو دعوت می‌کنم این‌جا...

152
00:11:25,434 --> 00:11:27,103
‫برای وعده‌ی نیم‌چاشت.

153
00:11:27,144 --> 00:11:28,104
‫چی؟

154
00:11:28,145 --> 00:11:31,107
‫من مری رو برای وعده‌ی نیم‌چاشت
‫دعوت می‌کنم.

155
00:11:31,148 --> 00:11:34,652
‫دکتر استراوس می‌خواد اونو ملاقات کنه،
‫با دوربین پرستار اونو تماشا می‌کنه.

156
00:11:34,735 --> 00:11:37,947
‫من مطمئن نیستم که...

157
00:11:39,073 --> 00:11:41,283
‫می‌خوای مری بیاد این‌جا؟

158
00:11:41,325 --> 00:11:45,830
‫من داشتم به سم می‌گفتم که اون باید
‫روابط بیشتری رو توی زندگیش شکل بده،

159
00:11:45,871 --> 00:11:47,540
‫تا بتونه معنای زندگیش...

160
00:11:47,581 --> 00:11:49,166
‫رو گسترش بده.

161
00:11:49,208 --> 00:11:52,420
‫من فکر می‌کنم چنین
‫معنایی می‌تونه کمک کنه...

162
00:11:52,503 --> 00:11:54,422
‫به عقده‌های مشکل‌سازش.

163
00:11:54,505 --> 00:11:56,924
‫اما... مری؟

164
00:11:57,007 --> 00:12:00,469
‫- نباید یه شخص جدیدی باشه؟
‫- شاید.

165
00:12:00,553 --> 00:12:04,098
‫اما فکر من اینه که اون در رابطه با مری...

166
00:12:04,140 --> 00:12:05,975
‫تا حد زیادی پیش رفته.

167
00:12:06,016 --> 00:12:07,852
‫و در این مقطع اون یه نیاز شدید داره به...

168
00:12:07,935 --> 00:12:09,353
‫اون میاد.

169
00:12:09,395 --> 00:12:12,940
‫فردا ساعت ۱۰.

170
00:12:14,442 --> 00:12:16,318
‫خب...

171
00:12:16,360 --> 00:12:18,446
‫من همیشه از مری خوشم میومد.

172
00:12:50,352 --> 00:12:53,189
‫تو تا همین‌جاش الیاس رو به کشتن دادی.

173
00:12:53,272 --> 00:12:56,066
‫اون کاملا تقصیر تو نبود.

174
00:12:56,108 --> 00:12:58,652
‫اما اگه سم مری رو خفه کنه.

175
00:12:58,694 --> 00:13:00,946
‫این صددرصد گردن توئه.

176
00:13:00,988 --> 00:13:02,531
‫می‌خوای من چه کار کنم؟

177
00:13:02,615 --> 00:13:04,575
‫من ترمیناتور نیستم.

178
00:13:04,658 --> 00:13:07,119
‫من این چیز چاقومانند رو بهش فرو می‌کنم،

179
00:13:07,203 --> 00:13:11,081
‫بعدش چی؟ اون همین‌جوری روی زمین میمونه
‫و از خونریزی می‌میره؟

180
00:13:11,165 --> 00:13:13,209
‫اگه حتی بتونم یه ضربه‌ی خوب بهش بزنم
‫شانس آوردم.

181
00:13:13,250 --> 00:13:17,254
‫اما وقتی مری طبقه‌ی بالاست،
‫من می‌تونم به اون حمله کنم،

182
00:13:17,296 --> 00:13:19,131
‫و جیغ بزنم تا مری به پلیس زنگ بزنه.

183
00:13:19,215 --> 00:13:21,717
‫این‌که اون راضی به این‌ کار شده
‫یه معجزه‌ست.

184
00:13:21,759 --> 00:13:24,094
‫یه هدیه از طرف خداست.

185
00:13:24,136 --> 00:13:26,388
‫جز این‌که تو فرض می‌کنی وقتی...

186
00:13:26,472 --> 00:13:29,558
‫با تیوپ کرم پات بهش حمله کنی
‫و برای کمک گرفتن جیغ بزنی...

187
00:13:29,642 --> 00:13:33,187
‫مامانش با یه ماهیتابه نمی‌کوبه
‫روی سر مری.

188
00:13:33,229 --> 00:13:35,773
‫درسته، این چیزیه که فرض گرفتم.

189
00:13:35,856 --> 00:13:39,568
‫درخواست کمک از مریم مقدس با مری.

190
00:14:05,553 --> 00:14:06,887
‫صدامو می‌شنوی؟

191
00:14:06,929 --> 00:14:08,889
‫می‌تونم صداتو بشنوم!

192
00:14:17,565 --> 00:14:21,277
‫وقتی بچه‌های من کوچیک بودن
‫از این چیزا نبود.

193
00:14:24,572 --> 00:14:26,824
‫دکتر استراوس.

194
00:14:26,866 --> 00:14:30,035
‫تو ک....

195
00:14:31,120 --> 00:14:32,663
‫تو احتمالا فکر می‌کنی...

196
00:14:32,705 --> 00:14:35,916
‫چون من به مری اهمیت میدم
‫بهش صدمه نمیزنم.

197
00:14:36,709 --> 00:14:39,169
‫و این حقیقت داره.

198
00:14:42,214 --> 00:14:46,260
‫اما اگه تو کار احمقانه‌ای کرده باشی...

199
00:14:46,343 --> 00:14:48,804
‫و اون بفهمه که تو این پایین بودی...

200
00:14:48,846 --> 00:14:52,308
‫اگه تو وضعیتی ایجاد کنی که من
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشته باشم، من...

201
00:14:52,391 --> 00:14:55,519
‫سم، تنها هدف من...

202
00:14:55,603 --> 00:14:58,647
‫اینه که این قرار نیم‌چاشت
‫برای تو خوب پیش بره.

203
00:15:06,071 --> 00:15:08,324
‫- چه غذایی براش میاری.
‫- غذای هندی از رستوران ماروتی.

204
00:15:08,407 --> 00:15:10,409
‫مری از غذای هندی خوشش میاد؟

205
00:15:10,492 --> 00:15:11,619
‫نه، نه خیلی.

206
00:15:11,702 --> 00:15:15,247
‫سم، من تو رو تشویق می‌کنم...

207
00:15:15,289 --> 00:15:17,499
‫که به چیزی فکر کنی که اون شاید
‫خوشش بیاد بخوره.

208
00:15:17,583 --> 00:15:19,293
‫تو میزبان هستی،

209
00:15:19,376 --> 00:15:22,254
‫و تو می‌خوای اون بهش خوش بگذره، درسته؟

210
00:15:23,464 --> 00:15:24,632
‫آره.

211
00:15:25,799 --> 00:15:27,176
‫این ایده‌ی خوبیه.

212
00:15:35,643 --> 00:15:37,478
‫من چی بهش بگم؟

213
00:15:37,561 --> 00:15:42,441
‫خب... شما قبلا با هم حرف میزدین، درسته؟

214
00:15:42,483 --> 00:15:44,985
‫آره.

215
00:15:46,153 --> 00:15:48,530
‫مشکلی با نقش بازی کردن نداری؟

216
00:15:48,614 --> 00:15:49,698
‫توی نقش‌بازی کردن تو وضعیتی...

217
00:15:49,782 --> 00:15:51,909
‫که قراره توش قرار بگیری رو تمرین می‌کنی.

218
00:15:51,992 --> 00:15:53,410
‫من می‌تونم نقش مری رو بازی کنم،

219
00:15:53,494 --> 00:15:56,956
‫و ما می‌تونیم یه مکالمه‌ای رو داشته باشیم.

220
00:15:57,039 --> 00:15:59,833
‫مثل یه مکالمه‌ی واقعی؟

221
00:15:59,875 --> 00:16:02,086
‫آره.

222
00:16:02,127 --> 00:16:06,507
‫چطوره که بگی "حالت چطوره؟"

223
00:16:07,925 --> 00:16:09,635
‫حالت چطوره؟

224
00:16:09,718 --> 00:16:13,138
‫چطور... چطور... حالت چطوره؟

225
00:16:13,222 --> 00:16:15,808
‫حالت چطوره؟

226
00:16:15,849 --> 00:16:19,186
‫خوبم، تو چی؟

227
00:16:20,938 --> 00:16:23,732
‫خوبم، خوبم.

228
00:16:23,816 --> 00:16:27,987
‫خوبم، من خیلی خوبم.

229
00:16:28,070 --> 00:16:30,030
‫من خیلی خوبم. میشه من مری باشم؟

230
00:16:30,072 --> 00:16:32,074
‫البته، بله.

231
00:16:32,157 --> 00:16:34,952
‫بیا اینو امتحان کنیم.

232
00:16:34,994 --> 00:16:39,289
‫خیلی خوبه که دوباره می‌بینمت، مری.
‫حالت چطوره؟

233
00:16:42,751 --> 00:16:45,045
‫خوبم، تو چطور؟

234
00:16:45,129 --> 00:16:47,798
‫من بد نیستم.

235
00:16:47,840 --> 00:16:50,134
‫خیلی درگیر کارم هستم.

236
00:16:50,175 --> 00:16:52,511
‫اوضاع سر کار تو چطور پیش میره؟

237
00:16:54,638 --> 00:16:57,057
‫خوبه.

238
00:17:00,102 --> 00:17:01,770
‫من نمی‌خوام این کارو بکنم.

239
00:17:16,118 --> 00:17:17,494
‫دکتر استراوس.

240
00:17:18,871 --> 00:17:20,456
‫اگه...

241
00:17:21,373 --> 00:17:24,334
‫اگه من و مری بچه‌دار بشیم...

242
00:17:26,253 --> 00:17:29,089
‫اون مثل من میشه؟

243
00:17:32,426 --> 00:17:36,221
‫هیچ کسی نمی‌دونه که بچه‌هاش
‫چطور بار میان، سم.

244
00:19:31,503 --> 00:19:33,964
‫این سالاد والدورف از رستوران میلو هست.

245
00:19:34,006 --> 00:19:36,717
‫اوه... من عاشق اینم.

246
00:19:36,800 --> 00:19:39,553
‫اما لازم نبود برای من یه چیز خاص بگیری.

247
00:19:39,595 --> 00:19:42,556
‫وقتی غذای هندی می‌خوری
‫نفخ معده میگیری.

248
00:20:50,958 --> 00:20:52,292
‫سالاد عالیه.

249
00:21:08,183 --> 00:21:11,645
‫یه یهودی به مرگ محکوم میشه.

250
00:21:12,938 --> 00:21:15,732
‫یه بریتانیایی میگه...

251
00:21:15,774 --> 00:21:17,067
‫نه، اون فرانسویه.

252
00:21:17,109 --> 00:21:18,986
‫یه فرانسوی.

253
00:21:19,069 --> 00:21:22,489
‫یه فرانسوی میگه اونو با گیوتن بکشن.

254
00:21:22,572 --> 00:21:24,700
‫اونم محکوم به مرگ شده بود.

255
00:21:24,783 --> 00:21:27,869
‫همه‌شون... بعد بریتانیاییه...

256
00:21:27,911 --> 00:21:29,621
‫یه بریتانیایی دیگه اون‌جا بود و...

257
00:21:29,705 --> 00:21:34,209
‫بریتانیاییه... که محکوم به مرگ بود...

258
00:21:34,251 --> 00:21:36,169
‫اون می‌خواست بهش شلیک بشه...

259
00:21:36,253 --> 00:21:39,339
‫به سرش، اون میگه...

260
00:21:39,423 --> 00:21:40,966
‫"به من شلیک کنید"

261
00:21:41,049 --> 00:21:42,551
‫برای همین به سرش شلیک می‌کنن.

262
00:21:42,592 --> 00:21:47,306
‫و یهودیه... اونا میگن "چطوری؟"

263
00:21:47,347 --> 00:21:49,308
‫اونا میگن "چطوری؟"

264
00:21:49,349 --> 00:21:54,438
‫و بعد یهودیه میگه "پیری."

265
00:22:00,610 --> 00:22:02,070
‫من الان برمیگردم.

266
00:22:08,368 --> 00:22:09,661
‫بازم چیزی می‌خوای؟

267
00:22:09,745 --> 00:22:10,871
‫نه، میل ندارم. ممنون.

268
00:22:15,167 --> 00:22:16,501
‫من چند چای مختلف دارم.

269
00:22:16,585 --> 00:22:18,920
‫یه کابینت پر چای.

270
00:22:19,004 --> 00:22:21,006
‫اصلا یادم نمیاد که کی اونا رو خریدم.

271
00:22:22,841 --> 00:22:24,551
‫خیلی بد داره پیش میره.

272
00:22:24,593 --> 00:22:27,429
‫من نمی‌دونم چی بگم.

273
00:22:27,512 --> 00:22:30,057
‫من فکر می‌کنم تو بهتره سعی
‫کنی ازش یه سوال بپرسی.

274
00:22:30,140 --> 00:22:34,394
‫یا این‌که اوضاع سر کارش چطور پیش میره
‫یا خانواده‌اش چطوره.

275
00:22:36,063 --> 00:22:38,440
‫خیلی خب.

276
00:22:38,523 --> 00:22:40,317
‫والدینت چطورن، مری؟

277
00:22:40,400 --> 00:22:43,028
‫معمولین، به نظرم.

278
00:22:43,111 --> 00:22:44,571
‫چرا این‌قدر سخته؟

279
00:22:44,654 --> 00:22:47,741
‫این‌جوریه دیگه. برای همه سخته.

280
00:22:47,824 --> 00:22:49,534
‫بابات حالش خوبه؟

281
00:22:49,618 --> 00:22:51,536
‫آره، حالش خوبه.

282
00:22:51,578 --> 00:22:54,623
‫اون دیگه مثل قبل راه نمیره.

283
00:22:54,706 --> 00:22:57,417
‫مامان فکر می‌کنه اون باید چشمش رو عمل کنه.

284
00:22:59,628 --> 00:23:01,338
‫توی سن ما، همه چی...

285
00:23:01,421 --> 00:23:04,007
‫تک تک از کار میفته، اما
‫مطمئنم حالش خوب میشه.

286
00:23:04,091 --> 00:23:06,218
‫آره، اونم میگه "خوب میشم."

287
00:23:06,259 --> 00:23:08,595
‫ولی وسط شام...

288
00:23:09,638 --> 00:23:12,432
‫تو اون دختر رو به کشتن میدی.

289
00:23:13,809 --> 00:23:16,853
‫قدرشو ندونستن آسونه.

290
00:23:19,147 --> 00:23:21,233
‫من سعی می‌کردم بیشتر ورزش کنم.

291
00:23:21,316 --> 00:23:23,360
‫خوب می‌کنی.

292
00:23:23,443 --> 00:23:25,737
‫من باید برگردم بالا.

293
00:23:26,988 --> 00:23:28,949
‫خیلی حوصله‌سربره.

294
00:23:31,034 --> 00:23:33,203
‫تو از ماهی دودی و بیگل خوشت نمیاد؟

295
00:23:33,286 --> 00:23:35,038
‫کاش این‌جوری بود.

296
00:23:35,122 --> 00:23:36,331
‫یه روزی میشه.

297
00:23:36,415 --> 00:23:38,667
‫غذای هندی رو ترجیح میدم.

298
00:23:39,501 --> 00:23:41,795
‫شاید به توصیه‌های بیشتری
‫احتیاج داشته باشم.

299
00:23:41,837 --> 00:23:46,508
‫با اون قرصی که جلوی حمله‌ی قلبی
‫رو می‌گیره آشنایی داری؟

300
00:23:46,591 --> 00:23:47,968
‫کلی آدم هستن...

301
00:23:48,051 --> 00:23:51,346
‫که هر چیزی که می‌خوان میخورن،
‫ورزش نمی‌کنن،

302
00:23:51,388 --> 00:23:54,808
‫و بعد این قرص‌هایی که
‫اسمشون استاتینه رو می‌خورن.

303
00:23:56,226 --> 00:23:57,519
‫شاید این باید نقشه‌ی جانبی من باشه.

304
00:23:57,602 --> 00:24:00,105
‫احتمالا.

305
00:24:00,981 --> 00:24:03,483
‫ولی حمله‌ی قلبی خیلی...

306
00:24:03,567 --> 00:24:05,152
‫منو نمی‌ترسونه.

307
00:24:05,193 --> 00:24:07,696
‫ولی سکته بحثش جداست.

308
00:24:07,779 --> 00:24:09,573
‫فکر نکنم ارثی باشه،

309
00:24:09,656 --> 00:24:12,159
‫اما کسی چه میدونه؟

310
00:24:17,164 --> 00:24:20,000
‫اخیرا اوضاع کارت چطور بوده؟

311
00:24:20,041 --> 00:24:21,710
‫خوب بوده.

312
00:24:21,751 --> 00:24:24,504
‫تو کارولینا رو یادته؟

313
00:24:24,588 --> 00:24:28,133
‫اون حدود ۲ ماه پیش رفت
‫و اونا کسی رو جاش نیاوردن،

314
00:24:28,216 --> 00:24:29,801
‫برای همین من همه‌ی کارا رو می‌کنم.

315
00:24:29,885 --> 00:24:31,470
‫قراره یکی رو جاش بیارن؟

316
00:24:31,553 --> 00:24:34,639
‫هنوز حتی درخواست همکاری ندادن.

317
00:24:34,681 --> 00:24:37,851
‫تو می‌خوای به انجام
‫همه‌ی کارهاش ادامه بدی.

318
00:24:37,934 --> 00:24:38,685
‫این منصفانه نیست.

319
00:24:38,727 --> 00:24:42,731
‫خب، منصفانه...

320
00:24:47,861 --> 00:24:50,322
‫تو حرفمو باور نمی‌کنی، اما...

321
00:24:50,405 --> 00:24:53,241
‫من دلم برای اون مبل راحتیت تنگ شده.

322
00:24:54,618 --> 00:24:56,036
‫آدم روش خیلی راحته.

323
00:24:56,119 --> 00:24:58,455
‫آره.

324
00:24:58,497 --> 00:25:01,625
‫من می‌تونم اونو برگردونم...

325
00:25:01,666 --> 00:25:02,667
‫- اگه می‌خوای.
‫- اوه، نه. عیب نداره.

326
00:25:02,709 --> 00:25:04,336
‫- نه؟
‫- نه.

327
00:25:04,377 --> 00:25:09,174
‫من صندلی‌های خوب دیگه‌ای رو دارم،
‫مبل هم هست.

328
00:25:09,216 --> 00:25:11,551
‫اون صندلی مال پدرش بود.

329
00:25:14,429 --> 00:25:16,556
‫پدرم منو خیلی کتک میزد.

330
00:25:17,432 --> 00:25:19,392
‫وقتی بچه بودم.

331
00:25:19,434 --> 00:25:22,562
‫برای همین رفتم روان‌درمانی.

332
00:25:23,522 --> 00:25:24,981
‫اوه...

333
00:25:25,065 --> 00:25:28,068
‫سم.

334
00:25:31,821 --> 00:25:33,823
‫والدین من یه گربه‌ی جدید گرفتن.

335
00:25:35,200 --> 00:25:38,078
‫اون گربه‌ی قبلی، خب...
‫اون پیر نیست...

336
00:25:39,871 --> 00:25:41,957
‫بذار کمکت کنم، بعدش باید برم خونه.

337
00:25:42,040 --> 00:25:43,917
‫نه، عزیزم. بذار من انجامش بدم.

338
00:25:47,254 --> 00:25:50,674
‫کمکم کن، مری، من این پایین
‫زندانی سم هستم!

339
00:25:50,757 --> 00:25:52,759
‫به پلیس زنگ بزن! کمک!

340
00:26:09,609 --> 00:26:13,113
‫خب، بذار تا ماشینت بیام.

341
00:27:11,630 --> 00:27:13,798
‫مری رفت.

342
00:27:15,091 --> 00:27:16,843
‫اون گفت...

343
00:27:16,926 --> 00:27:22,140
‫اون فکر می‌کنه برای کسایی که جدا شدن
‫خوبه که رابطه‌ی دوستانه داشته باشن.

344
00:27:23,058 --> 00:27:26,978
‫و فکر می‌کنه ما باید
‫سالی یه بار این کارو بکنیم.

345
00:27:29,314 --> 00:27:30,857
‫تو چه حسی داری؟

346
00:27:30,940 --> 00:27:34,819
‫مری برنمیگرده پیش من.

347
00:27:35,904 --> 00:27:38,907
‫این باعث میشه چه حسی داشته باشی؟

348
00:27:38,990 --> 00:27:40,200
‫بد.

349
00:27:42,035 --> 00:27:44,079
‫ناراحت‌کننده.

350
00:27:47,874 --> 00:27:51,920
‫این یه اشتباه بود،
‫اومدن اون به این‌جا...

351
00:27:52,003 --> 00:27:53,880
‫چرا مجبورم کردی این‌کارو بکنم؟

352
00:27:53,963 --> 00:27:56,633
‫نه، اشتباه می‌کنی.

353
00:27:56,675 --> 00:27:58,968
‫این یه اشتباه نبود.

354
00:27:59,052 --> 00:28:01,221
‫این برای تو خیلی مهمه.

355
00:28:01,262 --> 00:28:05,725
‫که رابطه‌های معنادار پیدا کنی.

356
00:28:05,767 --> 00:28:09,938
‫این یعنی ریسک کردن و صدمه دیدن.

357
00:28:10,021 --> 00:28:12,941
‫بعد دوباره ریسک کردن و دوباره صدمه دیدن.

358
00:28:13,024 --> 00:28:16,361
‫تا بالاخره روابطی پیدا کنی که جواب میدن.

359
00:28:16,444 --> 00:28:19,322
‫و لازمه‌ی زندگی دقیقا همینه.

360
00:28:19,406 --> 00:28:23,618
‫- من حس خوبی ندارم.
‫- بله، این بخشی از زندگیه.

361
00:28:23,702 --> 00:28:26,413
‫و اون درد به تو یک چیزی رو میگه.

362
00:28:26,496 --> 00:28:29,582
‫تو در یه مسیر اشتباه قرار داشتی.

363
00:28:29,666 --> 00:28:33,253
‫اما حالا که داری خودت رو بهتر می‌شناسی،

364
00:28:33,294 --> 00:28:35,505
‫این به تو میگه که باید کجا بری.

365
00:28:35,588 --> 00:28:37,674
‫من قول میدم.

366
00:28:37,757 --> 00:28:40,760
‫مهم نیست.

367
00:28:40,802 --> 00:28:43,930
‫من هفته‌ی بعد میرم آقای بوچلا رو می‌بینم.

368
00:28:47,642 --> 00:28:49,018
‫می‌خوای بهش چی بگی؟

369
00:28:49,060 --> 00:28:51,396
‫من همون‌ چیزایی که به تو گفتم رو میگم.

370
00:28:51,479 --> 00:28:54,357
‫اما امیدوارم با اون به یه راه حل برسم.

371
00:28:54,441 --> 00:28:55,859
‫می‌دونی...

372
00:28:55,900 --> 00:29:00,113
‫سم، توی روان‌درمانی نمی‌تونی
‫به آدما فشار بیاری.

373
00:29:00,196 --> 00:29:02,615
‫باید بذاری اونا در زمانی
‫که خودشون می‌خوان...

374
00:29:02,699 --> 00:29:04,409
‫به بینش خودشون برسن.

375
00:29:04,492 --> 00:29:09,122
‫با این‌حال، من پیشنهاد می‌کنم...

376
00:29:09,205 --> 00:29:12,292
‫که با آقای بوچلا...

377
00:29:12,375 --> 00:29:14,294
‫به‌طور ویژه در مورد کاری که
‫پدرت باهات انجام داد حرف بزنی.

378
00:29:16,171 --> 00:29:18,423
‫من به تو در مورد پدرم گفتم.

379
00:29:18,506 --> 00:29:20,467
‫این اولین چیزی بود که بهت گفتم.

380
00:29:20,508 --> 00:29:21,968
‫درسته.

381
00:29:22,051 --> 00:29:24,387
‫اما تو برای ارائه‌ی جزئیات دچار مشکل بودی.

382
00:29:24,429 --> 00:29:27,390
‫برات سخت بود که کل قضیه رو به من بگی.

383
00:29:27,474 --> 00:29:30,435
‫و برای این‌که بتونی با آقای بوچلا...

384
00:29:30,518 --> 00:29:33,605
‫یا هر کس دیگه‌ای پیش بری،
‫فکر می‌کنم خیلی مهمه...

385
00:29:33,688 --> 00:29:35,231
‫که سعی کنی

386
00:29:35,273 --> 00:29:38,318
‫به اون خاطرات و اون احساسات‌ عمیق‌تر
‫در مورد پدرت دسترسی پیدا کنی.

387
00:29:38,401 --> 00:29:40,737
‫من مشکلی در مورد دسترسی به خاطرات...

388
00:29:40,820 --> 00:29:43,406
‫یا احساساتم ندارم.
‫من همه چیز رو به یاد میارم.

389
00:29:43,490 --> 00:29:46,201
‫تو فکر می‌کنی من یادم نمیاد؟

390
00:29:46,284 --> 00:29:48,369
‫من همیشه بهش فکر می‌کنم،
‫من به...

391
00:29:48,411 --> 00:29:52,207
‫هر باری که منو زد فکر می‌کنم،
‫به هر باری که به من نگاه کرد فکر می‌کنم،

392
00:29:52,248 --> 00:29:54,793
‫به نحوه‌ی نگاهش فکر می‌کنم،
‫به نفرتش از خودم فکر می‌کنم.

393
00:29:54,876 --> 00:29:56,294
‫یعنی چی...

394
00:29:56,377 --> 00:30:00,757
‫این... سم، اتفاقی که الان داره میفته،

395
00:30:00,840 --> 00:30:02,425
‫احساسی که داری...

396
00:30:02,509 --> 00:30:06,679
‫وقتی اون‌قدری عصبانی
‫میشی که به یه نفر صدمه میزنی،

397
00:30:06,763 --> 00:30:09,808
‫اون نسخه‌ای از اتفاقی هست که
‫همین الان داره میفته.

398
00:30:09,849 --> 00:30:12,685
‫و همون‌طور که در موردش حرف زدیم
‫ریشه‌ی اون پدرته.

399
00:30:12,769 --> 00:30:17,232
‫تو از دست آدمایی که بهشون آسیب میزنی
‫عصبانی نیستی، از پدرت عصبانی هستی.

400
00:30:22,487 --> 00:30:25,990
‫پس فکر می‌کن من به‌خاطر بابام آدم می‌کشم؟

401
00:30:26,074 --> 00:30:29,285
‫میشه گفت به جای اون آدمای دیگه رو می‌کشی.

402
00:30:31,287 --> 00:30:32,455
‫اوه.

403
00:30:35,875 --> 00:30:37,877
‫فهمیدم.

404
00:30:57,939 --> 00:31:01,109
‫این یه نفره به اسم ادموند کمپر.

405
00:31:01,192 --> 00:31:05,989
‫اون کسیه که درکش می‌کنم،
‫تنها کسیه که درکش می‌کنم.

406
00:31:06,072 --> 00:31:08,867
‫اینو تماشا کن.

407
00:31:09,659 --> 00:31:13,204
‫بهار بود، ماه آپریل.

408
00:31:13,246 --> 00:31:16,499
‫۲ ماه بود که من کسی رو
‫نکشته بودم.

409
00:31:16,541 --> 00:31:19,377
‫و من گفتم این اتفاق برای دخترای دیگه‌ای
‫رخ نمیده.

410
00:31:19,419 --> 00:31:22,171
‫این قضیه باید بین من و مادرم بمونه.

411
00:31:22,255 --> 00:31:25,592
‫این یه هفته قبل این‌ بود که من
‫مادرم رو به قتل برسونم.

412
00:31:25,675 --> 00:31:30,305
‫من گفتم یا اون باید بمیره، یا دخترای دیگه
‫باید بمیرن.

413
00:31:30,388 --> 00:31:33,349
‫و اون موقع بود که تصمیم گرفتم
‫که مادرم رو به قتل برسونم.

414
00:31:33,433 --> 00:31:36,686
‫در مورد اون، خودش علنی
‫گفت که این مادرش بود...

415
00:31:36,769 --> 00:31:38,354
‫که در تمام این مدت داشت می‌کشت.

416
00:31:38,396 --> 00:31:41,024
‫و وقتی مادرش رو کشت پایان کار بود.

417
00:31:41,107 --> 00:31:42,525
‫این یه رصد روانشناختی عمیق...

418
00:31:42,609 --> 00:31:44,777
‫از خودش هست.
‫شاید خیلی دقیق باشه.

419
00:31:44,861 --> 00:31:46,988
‫تلفن رو برداشته و خودش رو تحویل داده.

420
00:31:47,071 --> 00:31:49,115
‫اون گفت وقتش رسیده بود که
‫این قتل‌ها به پایان برسه.

421
00:31:49,115 --> 00:31:51,326
‫من از مادرم اومدم بیرون.

422
00:31:51,367 --> 00:31:53,745
‫و با خشم به اون‌جا برگشتم.

423
00:31:53,828 --> 00:31:55,997
‫من سرش رو بریدم.

424
00:31:56,039 --> 00:31:59,083
‫و جسدش رو تحقیر کردم.

425
00:31:59,125 --> 00:32:00,877
‫اون جمجمه‌ی مادرش رو خورد کرد.

426
00:32:00,919 --> 00:32:05,506
‫باید تموم میشد، باید تموم میشد.
‫وقتی مادرم مرد،

427
00:32:05,590 --> 00:32:07,967
‫در اون مقطع این یه
‫فرایند روانپالایانه بود.

428
00:32:08,009 --> 00:32:10,845
‫- من از نظر فیزیکی...
‫- دیدی؟

429
00:32:10,929 --> 00:32:12,597
‫کمپر گفت هر کسی که کشته...

430
00:32:12,680 --> 00:32:16,184
‫داشته مادرش رو بارها
‫می‌کشته، منم همین‌طور.

431
00:32:16,267 --> 00:32:18,144
‫منم در مورد پدرم همین‌طورم.

432
00:32:18,186 --> 00:32:20,146
‫- فکر نمی‌کنم این...
‫- تو کسی بودی که گفتی من مردم رو...

433
00:32:20,188 --> 00:32:24,233
‫به‌جای اون می‌کشم، پس
‫اگه اونو بکشم، همه چی تمومه.

434
00:32:24,317 --> 00:32:25,944
‫من لازم نیست کس دیگه‌ای رو بکشم.

435
00:32:26,027 --> 00:32:28,029
‫- سم.
‫- و اگه فقط یه نفر باشه که...

436
00:32:28,071 --> 00:32:29,530
‫چنین چیزی حقش باشه، اونه.

437
00:32:29,614 --> 00:32:30,990
‫سم!

438
00:32:31,074 --> 00:32:33,618
‫سم، تو نمی‌تونی و نباید پدرت رو بکشی.

439
00:32:33,701 --> 00:32:35,453
‫این خوبه.

440
00:32:35,495 --> 00:32:40,833
‫حس می‌کنم... بالاخره
‫می‌دونم باید چه کار کنم.

441
00:32:40,875 --> 00:32:42,001
‫سم، ما باید به حرف زدن ادامه بدیم.

442
00:32:42,043 --> 00:32:44,754
‫ما باید به حرف زدن ادامه بدیم، سم.

443
00:32:44,837 --> 00:32:46,255
‫من می‌خوام پدرمو بکشم،

444
00:32:46,339 --> 00:32:50,343
‫سرش رو ببرم و جمجمه‌اش رو خورد کنم.

445
00:32:53,554 --> 00:32:56,182
‫شوخی کردم، من نمی‌خوام
‫جمجمه‌ی اونو خورد کنم.
