﻿1
00:00:27,652 --> 00:00:31,740
‫تا مدت‌ها بعد از این رو
‫به وضوح یادم نمیاد

2
00:00:32,032 --> 00:00:33,700
‫بقیه‌ش رو تعریف می‌کنم

3
00:00:33,700 --> 00:00:35,160
‫ولی از الان گفته باشم

4
00:00:35,160 --> 00:00:36,953
‫بعضی جاهاش رو درست یادم نمیاد

5
00:00:40,999 --> 00:00:44,294
‫کات. لامصب حرف نداشت!

6
00:00:44,294 --> 00:00:46,588
‫گرفتیمش، دوستان. گرفتیمش

7
00:00:46,713 --> 00:00:48,506
‫هی! این دیگه کیه؟

8
00:01:41,768 --> 00:01:44,687
‫یکی برای همه و همه برای یکی

9
00:01:47,857 --> 00:01:50,527
‫یکی برای همه و همه برای یکی

10
00:01:56,366 --> 00:01:59,285
‫یکی برای همه و همه برای یکی

11
00:01:59,744 --> 00:02:01,830
‫یکی برای همه و همه برای یکی

12
00:02:01,871 --> 00:02:03,957
‫یکی برای همه و همه برای یکی

13
00:02:04,749 --> 00:02:06,459
‫« کوئه‌لین »

14
00:02:17,887 --> 00:02:19,931
‫یکی برای هردو و هردو برای یکی

15
00:02:26,563 --> 00:02:28,231
‫هردو؟

16
00:02:33,528 --> 00:02:35,238
‫مان کجاست؟

17
00:02:36,656 --> 00:02:38,366
‫مان؟

18
00:02:38,783 --> 00:02:41,536
‫مان توی ویتنامه، یادته؟

19
00:02:43,621 --> 00:02:45,623
‫- ویتنام؟
‫- آره

20
00:02:45,790 --> 00:02:47,500
‫منظورم اینه که توی زندانه

21
00:02:48,293 --> 00:02:50,336
‫مطمئناً کمونیست‌ها زندانیش کردن

22
00:02:52,338 --> 00:02:54,090
‫ولی خب، آشغال همیشه مکار بود

23
00:02:54,591 --> 00:02:56,551
‫حتماً یه راهی برای قسر در رفتن پیدا کرده

24
00:02:58,052 --> 00:03:01,347
‫توی... یه قبرستون بودیم

25
00:03:01,472 --> 00:03:03,683
‫آره، یادته

26
00:03:04,851 --> 00:03:07,061
‫قبرستون رو منفجر کردن

27
00:03:08,146 --> 00:03:10,815
‫و خون... دیدم...

28
00:03:12,066 --> 00:03:13,985
‫سرت شکاف برداشت

29
00:03:15,028 --> 00:03:16,738
‫بعدش ما رو با پرواز برگردوندن لس‌آنجلس

30
00:03:17,197 --> 00:03:19,073
‫اون  عوضی واقعاً داغونت کرد

31
00:03:21,326 --> 00:03:22,994
‫کدوم عوضی؟

32
00:03:23,578 --> 00:03:25,288
‫خودت فکر می‌کنی کدوم عوضیو میگم؟

33
00:03:29,709 --> 00:03:31,377
‫آها، اون عوضی

34
00:03:31,377 --> 00:03:33,171
‫اون عوضی

35
00:03:33,171 --> 00:03:35,006
‫مردک بی‌شعور مردم‌آزار

36
00:03:35,715 --> 00:03:38,009
‫دستیار کارگردان داشت داد می‌زد

37
00:03:38,259 --> 00:03:41,221
‫"جلوی انفجار رو بگیر!"
‫ولی  میگه صداشو نشنیده

38
00:03:41,346 --> 00:03:43,097
غلط کردن

39
00:03:43,223 --> 00:03:45,516
‫بسه دیگه! ساکت شین

40
00:03:46,184 --> 00:03:49,812
‫ای بابا! بگذریم
‫خوشحالیم حالت بهتره، رئیس

41
00:03:49,938 --> 00:03:51,689
‫- بهتری، مگه نه؟
‫- بهتره

42
00:03:51,814 --> 00:03:53,566
‫راستی... گاومیش رو بهش بده

43
00:03:54,692 --> 00:03:58,321
‫این هدیه رو برات آوردیم

44
00:03:58,446 --> 00:04:00,406
‫- قشنگه، مگه نه؟ خودمون درستش کردیم
‫- خیلی قشنگه

45
00:04:00,531 --> 00:04:02,200
‫ازش خوشت میاد؟

46
00:04:02,617 --> 00:04:06,496
‫برای تشکر بابت اینه که
‫همیشه مراقبمون بودی

47
00:04:07,288 --> 00:04:10,458
‫از سنگ قبره درستش کردیم
‫می‌دونی، همون که مال مادرت بود

48
00:04:10,583 --> 00:04:13,086
‫خب، مطمئن که نیستیم
‫دقیقاً همون سنگ‌قبر بوده باشه

49
00:04:13,211 --> 00:04:16,089
‫- بس کن بابا!
‫- آخه تا برسیم قبرستون تخریب شده بود

50
00:04:16,214 --> 00:04:17,924
‫هی، بسه دیگه

51
00:04:22,303 --> 00:04:25,139
‫این همه راه اومدین اینجا
‫که اینو بهم بدین...

52
00:04:28,101 --> 00:04:29,811
‫کار خاصی نکردیم بابا

53
00:04:30,103 --> 00:04:32,772
‫فیلم‌برداری تموم شده بود
‫جز خونه کجا می‌خواستیم بریم؟

54
00:04:32,897 --> 00:04:35,066
‫توی راه رفتنمون به دیزنی‌لند بود

55
00:04:36,734 --> 00:04:38,444
‫بیخیال بابا، گریه نکن

56
00:04:42,073 --> 00:04:44,492
‫دورگه آشغال عوضی

57
00:04:44,534 --> 00:04:46,953
‫دورگه آشغال عوضی

58
00:05:33,708 --> 00:05:35,418
‫چته؟!

59
00:05:46,387 --> 00:05:48,097
‫قطعاً ویت‌کنگه

60
00:05:48,431 --> 00:05:51,601
‫ممکنه همونی باشه که بابامو کشت

61
00:05:58,566 --> 00:06:00,276
‫میگما

62
00:06:01,486 --> 00:06:03,154
‫اون یکی از ماهاست. هم‌وطن ماست

63
00:06:04,530 --> 00:06:06,449
‫به اونم مثل تو ظلم شده بوده

64
00:06:06,949 --> 00:06:08,618
‫به من که ظلم نشده

65
00:06:09,285 --> 00:06:11,621
‫"نیمه‌اصیل (دورگه)!"

66
00:06:11,746 --> 00:06:13,456
‫من نیمه‌ی چیزی نیستم

67
00:06:14,040 --> 00:06:15,750
‫توی همه‌چی دوبرابرم

68
00:06:16,626 --> 00:06:18,294
‫می‌خوای باهام دعوا کنی؟

69
00:06:20,797 --> 00:06:23,383
‫نه، می‌خوایم کنارت دعوا کنیم

70
00:06:24,967 --> 00:06:28,346
‫اگر کنار هم بمونیم
‫آخر عاقبتمون مثل اون نمیشه

71
00:06:29,222 --> 00:06:31,432
‫بون! نظرت چیه؟

72
00:06:35,895 --> 00:06:38,356
‫من که رای میدم
‫بهش عضویت دائم بدیم

73
00:06:39,273 --> 00:06:40,983
‫بطور تمام و کمال

74
00:06:41,567 --> 00:06:43,152
‫هی

75
00:06:43,152 --> 00:06:45,113
‫داستان سه تفنگدار رو می‌دونی، مگه نه؟

76
00:06:46,406 --> 00:06:49,492
‫یکی برای همه و همه برای یکی

77
00:06:49,534 --> 00:06:52,620
‫یکی برای همه و همه برای یکی

78
00:07:01,212 --> 00:07:02,880
‫داری گریه می‌کنی؟

79
00:07:05,091 --> 00:07:06,843
‫چیزی نیست

80
00:07:10,763 --> 00:07:13,516
‫جناب، اینجا سیگار کشیدن ممنوعه

81
00:07:14,016 --> 00:07:15,726
‫چشم، چشم

82
00:07:22,191 --> 00:07:24,193
‫« ند گادوین، نماینده‌ی حوزه‌ی 25 »
‫« زود خوب شو »

83
00:07:29,657 --> 00:07:32,243
‫« خوب شو »

84
00:07:32,368 --> 00:07:34,162
‫« خوشحال شدم شنیدم هنوز زنده‌ای »
‫« سوفیا »

85
00:07:34,287 --> 00:07:35,997
‫این حرفش یعنی چی؟

86
00:07:37,039 --> 00:07:38,833
‫سرت به‌فنا رفته

87
00:07:38,833 --> 00:07:40,501
‫مطمئنم درک می‌کنه

88
00:07:56,392 --> 00:07:58,102
‫چطوری؟

89
00:07:58,644 --> 00:08:00,354
‫خوبم

90
00:08:00,980 --> 00:08:02,690
‫خیلی حیف شد

91
00:08:03,816 --> 00:08:05,318
‫ببخشید، شما؟

92
00:08:05,318 --> 00:08:07,278
‫من نماینده‌ی استودیو هستم

93
00:08:07,278 --> 00:08:09,280
‫همونطور که وایولت الان برات توضیح داد

94
00:08:09,489 --> 00:08:12,283
‫- آها
‫- اولاً...

95
00:08:12,283 --> 00:08:16,037
‫می‌خوایم بدونی که استودیو
‫هزینه‌ی بستری شدنت رو پرداخت می‌کنه

96
00:08:16,287 --> 00:08:17,955
‫نیکوس منو جای خودش فرستاد

97
00:08:17,955 --> 00:08:19,290
‫خودش نتونست بیاد

98
00:08:19,290 --> 00:08:21,501
‫ولی برات آرزوی سلامتی می‌کنه

99
00:08:22,043 --> 00:08:24,337
‫بر اساس گزارش پزشکیت

100
00:08:24,337 --> 00:08:26,797
‫دود استنشاق کردی

101
00:08:26,797 --> 00:08:29,133
‫و دچار کبودی و سوختگی درجه دو شدی

102
00:08:29,258 --> 00:08:32,762
‫ولی برش‌نگاری رایانه‌ای (‌سی‌تی‌اسکن)
‫آسیبی رو نشون نداد

103
00:08:32,762 --> 00:08:34,180
‫پس مسئولیتی به گردن ما نیست

104
00:08:34,180 --> 00:08:38,601
‫ولی استودیو مبلغ ثابتی رو برای جبران

105
00:08:38,601 --> 00:08:42,396
‫جراحات نامشهود و غیرپزشکی

106
00:08:42,396 --> 00:08:47,485
‫مثل پریشانی ذهنی‌تون
‫که هنوز تشخیص داده نشده ارائه میده

107
00:08:53,449 --> 00:08:55,493
‫این مثلاً عذرخواهیه؟

108
00:08:55,493 --> 00:08:56,786
‫نه، نه

109
00:08:56,786 --> 00:08:58,329
‫این سه هزار دلاره

110
00:08:58,329 --> 00:08:59,956
‫مبلغ خیلی سخاوتمندانه‌ایه

111
00:08:59,956 --> 00:09:01,999
‫البته خیلی دلمون می‌خواد
‫مبلغ بیشتری رو بهتون پیشنهاد بدیم

112
00:09:01,999 --> 00:09:05,419
‫ولی حقیقتش، نمیشه استدلالی
‫برای دریافت غرامت آورد

113
00:09:05,586 --> 00:09:08,256
‫مگر اینکه صدمه‌ی وارده مشهود باشه

114
00:09:08,256 --> 00:09:09,423
‫مشهود باشه؟

115
00:09:09,423 --> 00:09:11,968
‫خب، مثل یه چشم یا یه انگشت پا

116
00:09:12,343 --> 00:09:14,595
‫ولی من چیز مشهودی رو از دست دادم

117
00:09:14,595 --> 00:09:16,973
‫- چی؟
‫- نمی‌دونم...

118
00:09:17,306 --> 00:09:19,767
‫راهم رو از دست دادم...

119
00:09:21,727 --> 00:09:24,605
‫دیگه نمی‌دونم کی هستم...

120
00:09:26,357 --> 00:09:28,484
‫فکر نکنم بتونم اینجوری ادامه بدم

121
00:09:28,484 --> 00:09:30,194
‫مثل همسر سابقم حرف می‌زنی

122
00:09:30,611 --> 00:09:33,114
‫خودم رو از دست دادم
‫همین خودش مشهوده

123
00:09:33,322 --> 00:09:35,157
‫- من همچین کسی نیستم
‫- متاسفانه

124
00:09:35,408 --> 00:09:36,993
‫حس هویت

125
00:09:36,993 --> 00:09:39,787
‫- از نظر قانون یک مسئله‌ی مادی نیست
‫- قانون؟

126
00:09:39,912 --> 00:09:41,205
‫ببخشید

127
00:09:41,205 --> 00:09:42,707
‫شما دقیقاً کی هستی؟

128
00:09:42,707 --> 00:09:45,334
‫ایشون وکیل استودیوئه

129
00:09:45,710 --> 00:09:47,628
‫گفته بودن ممکنه گیج بشه

130
00:09:47,628 --> 00:09:49,422
‫نگفت وکیله

131
00:09:49,422 --> 00:09:50,923
‫چک‌تون رو نمی‌خوام

132
00:09:50,923 --> 00:09:53,884
‫یه عذرخواهی از طرف نیکوس می‌خوام

133
00:09:54,302 --> 00:09:56,429
‫قطعاً می‌تونم سعی خودمو بکنم

134
00:09:56,596 --> 00:09:58,306
‫و سی هزار دلار

135
00:10:00,182 --> 00:10:03,102
‫- پنج هزار
‫- اگر فقط به فکر خودم بودم

136
00:10:03,352 --> 00:10:06,230
‫پنج هزار دلار کافی بود
‫ولی به عنوان یه آسیایی...

137
00:10:06,230 --> 00:10:08,649
‫- تعهدات خانوادگی دارین
‫- دقیقاً

138
00:10:08,816 --> 00:10:10,943
‫برای شماها، خانواده مهم‌ترین چیزه

139
00:10:10,943 --> 00:10:12,653
‫اینو درک می‌کنم. خودمم ایتالیایی هستم

140
00:10:12,778 --> 00:10:14,655
‫- هفت هزار دلار
‫- و وقتی خبرش پیچید

141
00:10:14,655 --> 00:10:15,906
‫که غرامت گرفتم

142
00:10:15,906 --> 00:10:17,491
‫همه‌شون مثل مور و ملخ می‌ریزن

143
00:10:17,491 --> 00:10:20,077
‫یه خاله پنجاه دلار می‌خواد
‫یه عموم صد دلار می‌خواد

144
00:10:20,286 --> 00:10:21,829
‫پس، برای اونام که شده

145
00:10:21,829 --> 00:10:23,831
‫نمی‌تونم مبلغی کمتر از...

146
00:10:24,457 --> 00:10:26,167
‫بیست هزار دلار قبول کنم

147
00:10:27,710 --> 00:10:30,671
‫اگر یک انگشت از دست بدی
‫غرامتش 15 هزار دلاره

148
00:10:30,671 --> 00:10:32,882
‫در ازای 20 هزار دلار
‫باید یک دست کامل رو از دست بدی

149
00:10:33,174 --> 00:10:34,300
‫یا یک پای کامل

150
00:10:34,300 --> 00:10:36,260
‫یا یک عضو داخلی که معادل اون‌ها باشه

151
00:10:36,260 --> 00:10:37,928
‫مثلاً یه اندام حیاتی

152
00:10:37,928 --> 00:10:40,556
‫یا یکی دو تا از حواس پنج‌گانه‌ت

153
00:10:40,556 --> 00:10:41,766
‫نه، نه، نه، نه...

154
00:10:41,766 --> 00:10:44,894
‫ده هزار دلار نهایت چیزیه که از دستم برمیاد

155
00:10:48,397 --> 00:10:49,649
‫ببخشید. چی گفتی؟

156
00:10:49,649 --> 00:10:51,567
‫فکر کنم حس شنواییم رو از دست دادم

157
00:10:53,486 --> 00:10:56,447
‫پونزده هزار دلار. پیشنهاد آخرمه

158
00:11:03,204 --> 00:11:04,914
‫نقد

159
00:11:17,843 --> 00:11:19,762
‫و یه عذرخواهی از طرف نیکوس

160
00:11:20,888 --> 00:11:22,598
‫پونزده هزار دلار

161
00:11:22,765 --> 00:11:26,227
‫به‌علاوه‌ی اولین عذرخواهی تاریخ
‫از نیکوس دامیانوس

162
00:11:26,602 --> 00:11:28,771
‫در ازای گم کردن راهت
‫ چندان هم بدک نیست

163
00:11:55,089 --> 00:11:58,509
‫زود باشین بچه‌ها. بیاین بریم

164
00:12:00,428 --> 00:12:01,971
‫هی

165
00:12:01,971 --> 00:12:05,307
‫همراهمون بمون
‫آقای "توی همه‌چی دوبرابر"

166
00:12:06,559 --> 00:12:08,227
‫دیگه واسه خودت تنهایی نچرخیا

167
00:12:08,811 --> 00:12:10,187
‫گم میشی

168
00:12:22,867 --> 00:12:24,577
‫سلام

169
00:12:25,453 --> 00:12:27,204
‫قیافه‌ت افتضاحه، بچه‌جون

170
00:12:27,204 --> 00:12:30,207
‫مثل گل شکوه‌صبح
‫که شته افتاده به جونش

171
00:12:32,626 --> 00:12:34,128
‫چند وقته اینجا نشستی؟

172
00:12:34,128 --> 00:12:35,713
‫به‌قدر کافی

173
00:12:35,713 --> 00:12:37,423
‫همینطوری بهم خیره شده بودی؟

174
00:12:37,423 --> 00:12:39,467
‫خب، دیگه چه غلطی می‌تونستم بکنم؟

175
00:12:39,467 --> 00:12:42,553
‫همون‌کاری که 11 سال اخیر می‌کردی

176
00:12:43,095 --> 00:12:45,723
‫منو از روستام درآوردی
‫و فرستادی جنوب درس بخونم

177
00:12:45,723 --> 00:12:48,267
‫و منو زیر نظر داشتی
‫بهم شکل دادی، بهم فشار آوردی

178
00:12:48,976 --> 00:12:50,895
‫گاهی اوقات نیاز داری
‫یکی بهت فشار بیاره

179
00:12:50,895 --> 00:12:52,938
‫شرمنده، آخه...

180
00:12:53,647 --> 00:12:55,357
‫یه‌خرده موجی شدم

181
00:12:55,608 --> 00:12:57,026
‫به‌معنای واقعی کلمه

182
00:12:57,026 --> 00:12:58,152
‫بیخیال بابا

183
00:12:58,152 --> 00:13:00,905
‫دکتر میگه سوختگی‌هات تقریباً درمان شدن

184
00:13:01,197 --> 00:13:04,158
‫یعنی می‌خوای پاشم و برگردم توی معرکه؟

185
00:13:04,408 --> 00:13:05,951
‫ژنرال این چند مدت مشغول بوده

186
00:13:05,951 --> 00:13:07,620
‫در این حد بهت بگم

187
00:13:08,621 --> 00:13:10,372
‫نیومده ملاقاتم

188
00:13:10,372 --> 00:13:12,291
‫- حالش چطوره؟
‫- ژنرال؟

189
00:13:12,917 --> 00:13:14,668
‫ژنرال درکل خوبه

190
00:13:15,002 --> 00:13:18,547
‫ولی درکل بخوام بگم
‫داره رفتارهای غیرمعقولی از خودش نشون میده

191
00:13:19,215 --> 00:13:20,466
‫و می‌خوای بهش سر بزنم؟

192
00:13:20,466 --> 00:13:22,968
‫نه، ازت می‌خوام از اینجا مرخص بشی

193
00:13:23,135 --> 00:13:26,055
‫این نقش علیل‌ها رو بازی کردن
‫اصلاً بهت نمیاد

194
00:13:26,222 --> 00:13:27,765
‫صبر کن

195
00:13:27,765 --> 00:13:29,892
‫و شنیدم دلتنگ وطنت شدی، آره؟

196
00:13:31,143 --> 00:13:32,311
‫بیا

197
00:13:32,311 --> 00:13:34,814
‫یه بطری شامپاین هم همراهش گیرت میاد

198
00:13:35,940 --> 00:13:39,360
‫و شایعاتی شنیدم که میگه
‫ممکنه سورپرایزهایی توی برنامه‌شون باشه

199
00:13:39,610 --> 00:13:42,112
‫پس، بابت مرخص شدن زودهنگامت
‫بهت تبریک میگم

200
00:13:42,655 --> 00:13:45,699
‫رویای... بازگشت به وطن رو دارم...

201
00:13:45,950 --> 00:13:48,035
‫به سرزمینی که در آن متولد شدم...

202
00:13:50,120 --> 00:13:52,164
‫جایی که دیگر صدای اسلحه
‫ در آن شنیده نمی‌شود...

203
00:13:53,082 --> 00:13:53,958
‫چرا که در پس فریادهای
‫شور و شادی گم می‌شوند

204
00:13:55,251 --> 00:13:56,043
‫می‌دونم که شما هم رویای من را دارید

205
00:13:56,043 --> 00:13:57,503
‫برای همین امشب اینجا جمع شدیم
‫« فانتازیا »

206
00:13:57,837 --> 00:14:00,422
‫گرچه نمی‌دونیم واقعاً
‫به وطن از دست رفته‌مون برگردیم...

207
00:14:01,006 --> 00:14:02,591
‫می‌تونیم در...

208
00:14:02,716 --> 00:14:04,677
‫فانتازیا برگردیم!

209
00:14:07,012 --> 00:14:10,641
‫سایگون... شهر غرق در ظلمت ما...

210
00:14:10,808 --> 00:14:12,810
‫می‌تونه دوباره...

211
00:14:13,853 --> 00:14:16,772
‫تبدیل به شهر ستارگان بشه

212
00:14:16,981 --> 00:14:19,233
‫خانم‌ها و آقایون...

213
00:14:19,233 --> 00:14:24,113
‫این شما و این هم
‫فرشته‌ی راهنمای ما...

214
00:14:24,238 --> 00:14:27,157
‫کوئه‌لین!

215
00:14:28,617 --> 00:14:30,703
‫وطن از دست رفته و زهرمار

216
00:14:30,870 --> 00:14:33,247
‫جای آه و ناله کردن
‫باید کمک کنن پسش بگیریم

217
00:14:33,372 --> 00:14:35,833
‫ساکت... می‌خوام آهنگشو گوش بدم

218
00:14:38,210 --> 00:14:40,379
‫یه بخش کامل رو جا انداختم

219
00:14:40,880 --> 00:14:42,131
‫شاید مغزم آسیب دیده بود

220
00:14:42,172 --> 00:14:43,632
‫ولی بهتون اطمینان میدم

221
00:14:43,674 --> 00:14:45,467
‫که وقتی از بیمارستان مرخص شدم

222
00:14:45,718 --> 00:14:49,096
‫مسائل مهم‌تری روی وجدانم سنگینی می‌کرد

223
00:14:51,098 --> 00:14:53,642
‫بابت انجام وظیفه‌م در قبال آرمان‌مون
‫احساس گناه نمی‌کردم

224
00:14:53,934 --> 00:14:56,020
‫ولی حس کردم
‫می‌تونم با بازتوزیع ثروت

225
00:14:56,145 --> 00:14:59,189
‫عواقبش رو کمتر کنم

226
00:15:01,317 --> 00:15:02,985
‫مطمئنی می‌خوای این‌کارو بکنی؟

227
00:15:07,364 --> 00:15:09,992
‫چیزی نیست، چیزی نیست

228
00:15:20,419 --> 00:15:21,879
‫پول خیلی زیادیه

229
00:15:25,925 --> 00:15:28,928
‫یک‌بار، شوهرت منو بغل کرد

230
00:15:29,053 --> 00:15:33,223
‫و بهم گفت که دورگه بودن
‫یه مزیته نه یه مانع

231
00:15:33,349 --> 00:15:35,059
‫بهش مدیونم

232
00:15:39,605 --> 00:15:41,607
‫همیشه بهم می‌گفت

233
00:15:41,941 --> 00:15:43,859
‫"سروان مرد خیلی بااستعدادیه..."

234
00:15:44,151 --> 00:15:46,403
‫"توی خوندن ذهن دشمن رودست نداره"

235
00:15:51,033 --> 00:15:52,952
‫هدیه‌ی سخاوتمدانه‌ت رو قبول می‌کنم

236
00:15:53,869 --> 00:15:57,706
‫ولی نمی‌تونم پولی که بابت مرگ شوهرم
‫ بهم رسیده رو برای خودم خرج کنم

237
00:15:58,207 --> 00:16:00,542
‫هرجور می‌خوای خرجش کن

238
00:16:02,753 --> 00:16:04,964
‫شنیدم ژنرال یه نقشه‌ای داره

239
00:16:05,839 --> 00:16:07,508
‫یه نقشه‌ی بزرگ

240
00:16:07,633 --> 00:16:09,551
‫برای پس گرفتن وطن‌مون

241
00:16:11,136 --> 00:16:13,055
‫می‌خوام این پول رو برای این‌کار...

242
00:16:13,055 --> 00:16:14,598
‫اهدا کنم

243
00:16:15,432 --> 00:16:19,603
‫- برای پس گرفتن وطن‌مون؟
‫- شایعاتی پخش شده، در مورد رستوران بانو

244
00:16:21,605 --> 00:16:23,357
‫مگه بانو رستوران داره؟

245
00:16:23,691 --> 00:16:25,651
‫روح شوهرم شاد میشه

246
00:16:25,776 --> 00:16:29,154
‫اگر این پول
‫برای همچین هدف شرافتمندانه‌ای خرج بشه

247
00:16:31,865 --> 00:16:33,242
‫راستشو بخوای...

248
00:16:33,867 --> 00:16:38,580
‫گزارش پلیس در مورد
‫نحوه‌ی مرگ شوهرم رو باور نمی‌کنم

249
00:16:38,872 --> 00:16:41,792
‫جزو نخبه‌های پلیس مخفی بود

250
00:16:41,959 --> 00:16:47,256
‫امکان نداره آدم تعلیم دیده‌ای مثل اون
‫توی یه حمله‌ی نژادی اتفاقی کشته بشه

251
00:16:49,049 --> 00:16:50,509
‫سروان...

252
00:16:51,260 --> 00:16:54,680
‫مطمئنم بخاطر دخیل بودن
‫توی نقشه‌ی ژنرال کشته شده

253
00:16:55,305 --> 00:16:57,558
‫شیاطین "هانوی" اونو کشتن
‫(پایتخت ویتنام)

254
00:16:58,058 --> 00:17:00,227
‫حتماً توام به این قضیه شک بردی...

255
00:17:00,561 --> 00:17:02,438
‫چون دشمن رو خیلی خوب می‌شناسی

256
00:17:02,896 --> 00:17:07,484
‫و برای همینه که می‌خوام
‫این رو اهدا کنم به ژنرال

257
00:17:07,651 --> 00:17:11,905
‫برای عملیاتش. که به دشمن نشون بدیم
‫پروژه‌ی عظیم‌مون شکست نمی‌خوره

258
00:17:12,031 --> 00:17:15,117
‫حتی بعد از کشته شدن
‫فوق العاده‌ترین افسرش

259
00:17:15,743 --> 00:17:18,996
‫بیا، ببر بده به ژنرال!

260
00:17:23,709 --> 00:17:25,502
‫می‌بینی مجبور بودم
‫با چجور آدمی سر کنم؟

261
00:17:27,129 --> 00:17:30,132
‫محض رضای خدا!
‫احمق پول تو دستش نمی‌مونه

262
00:17:30,257 --> 00:17:32,176
‫بیسکوئیت "پایل دئور" می‌خوری؟

263
00:17:43,729 --> 00:17:45,189
‫ممنون خانم

264
00:17:52,196 --> 00:17:53,697
‫همونطور که بهتون گفتم

265
00:17:53,697 --> 00:17:57,910
‫...اون بیسکوئیت‌های فرانسوی منو یاد

266
00:17:58,869 --> 00:18:00,579
چیز خوبی نمی‌انداخت

267
00:18:04,583 --> 00:18:09,630
‫« رستوران ویتنامی بانو »

268
00:18:12,132 --> 00:18:13,967
‫خب؟ خوشمزه‌ست؟

269
00:18:14,093 --> 00:18:19,014
‫میگی مادرت از نودل‌های
‫پهن‌تری استفاده می‌کرده

270
00:18:19,139 --> 00:18:20,516
‫دوست داری پهن باشن یا باریک؟

271
00:18:20,641 --> 00:18:24,520
‫بانو، پهنی نودل هیچ معیار خاص
‫یا درست و غلطی نداره

272
00:18:24,645 --> 00:18:26,146
‫فقط کافیه خوشمزه باشه

273
00:18:27,564 --> 00:18:29,691
‫تازه یکم "چا گیو" سرخ کردم. امتحانشون کن

274
00:18:32,319 --> 00:18:36,657
‫- باید در مورد یه سری مسائل صحبت کنیم
‫- بذار غذاشو بخوره. نمی‌بینی داره می‌خوره؟

275
00:18:36,949 --> 00:18:39,660
‫و هنوز نظرشو در مورد "چا گیو" نگفته

276
00:18:39,785 --> 00:18:42,079
‫نظرشو می‌خوای چیکار؟
‫همه‌مون که می‌دونیم خوشمزه‌ن

277
00:18:45,415 --> 00:18:48,293
‫هم‌وطن‌هامون تشنه‌ی وطن هستن

278
00:18:49,336 --> 00:18:51,171
‫چقدر پول درمیارین؟

279
00:18:51,505 --> 00:18:53,590
‫کافیه. برای هدفمون کافیه

280
00:18:56,301 --> 00:18:58,011
‫برای چه هدفی کافیه؟

281
00:19:09,773 --> 00:19:11,483
‫کی از این قضیه خبر داره؟

282
00:19:12,276 --> 00:19:14,444
‫گمونم هرکسی که توی رستورانه

283
00:19:14,736 --> 00:19:18,699
‫مردممون معشوق‌هاشون رو
‫بهتر از راز مخفی نگه می‌دارن

284
00:19:19,992 --> 00:19:22,327
‫به‌نظرت... این‌کار عاقلانه‌ست؟

285
00:19:22,578 --> 00:19:23,996
‫آخه...

286
00:19:23,996 --> 00:19:25,998
‫که اجازه بدی همه بفهمن؟

287
00:19:26,874 --> 00:19:28,917
‫مردم بخاطر هیجان این میان اینجا

288
00:19:28,917 --> 00:19:31,879
‫که سوپ‌شون با چاشنی کمک به انقلاب همراهه

289
00:19:32,838 --> 00:19:34,548
‫دارم بهشون امید میدم

290
00:19:35,215 --> 00:19:37,134
‫و همه از این قضیه خبر دارن

291
00:19:37,134 --> 00:19:39,303
‫که این انقلاب برای بازپس‌گیری وطن‌مون

292
00:19:39,303 --> 00:19:41,972
‫درواقع، یک عملیات نظامیه؟

293
00:19:42,181 --> 00:19:43,849
‫نه، فعلاً از نظر اونا

294
00:19:43,849 --> 00:19:48,061
‫عملیاتی برای ایجاد آگاهی
‫و تحریک مردمه

295
00:19:48,937 --> 00:19:50,689
‫کلاد از این قضیه خبر داره؟

296
00:19:50,814 --> 00:19:52,524
‫کلاد؟

297
00:19:52,900 --> 00:19:54,484
‫آخه یه سر اومد بیمارستان

298
00:19:54,484 --> 00:19:56,195
‫گفت باید بیام ببینم در چه حالی

299
00:19:57,779 --> 00:19:59,448
‫که جاسوسیمو بکنی؟

300
00:19:59,448 --> 00:20:01,158
‫خب، این شکلی که نگفت

301
00:20:02,075 --> 00:20:04,578
‫بگو مجانی جاسوسی نمی‌کنی

302
00:20:05,579 --> 00:20:07,122
‫و اگر پولی داد

303
00:20:07,122 --> 00:20:08,707
‫پول رو بیار بده به من

304
00:20:08,707 --> 00:20:11,501
‫که بتونیم خرج عملیاتم کنیم

305
00:20:21,511 --> 00:20:24,514
‫مطمئنم دلخور شدی
‫که نیومدم بیمارستان دیدنت

306
00:20:25,098 --> 00:20:26,808
‫بخصوص وقتی کلاد اومد

307
00:20:27,976 --> 00:20:29,686
‫راستشو بخوای...

308
00:20:30,395 --> 00:20:32,856
‫بخاطر این نیومدم...

309
00:20:38,195 --> 00:20:40,656
‫قربان، من به لانا گفتم برگرده خونه

310
00:20:40,656 --> 00:20:43,200
‫به‌خدا. حتی فکرشم نمی‌کردم...

311
00:20:47,704 --> 00:20:49,414
‫واقعاً متاسفم، قربان

312
00:20:57,547 --> 00:21:00,550
‫غرامتی که از استودیو دریافت کردم رو

313
00:21:00,550 --> 00:21:03,136
‫به همسر سرگرد دادم، ولی...

314
00:21:04,638 --> 00:21:07,266
‫ازم خواست پول رو
‫به جنبش بزرگ‌تون اهدا کنم

315
00:21:11,728 --> 00:21:13,355
‫چی؟

316
00:21:13,355 --> 00:21:15,941
‫چرا باید پولی که نزدیک بود
‫بابتش بمیری رو به اون مرد بدی؟

317
00:21:16,483 --> 00:21:18,110
‫چرا باید پولی که نزدیک بود

318
00:21:18,110 --> 00:21:20,612
‫بابتش بمیری رو به اون زن بدی؟

319
00:21:20,862 --> 00:21:22,489
‫غیر از این چیکار می‌تونستم بکنم؟

320
00:21:22,614 --> 00:21:27,911
‫از کجا می‌دونستم اون احمق خود رای
‫از ژنرال در مورد مبلغ اهداییش نمی‌پرسه؟

321
00:21:28,537 --> 00:21:30,622
‫عجب!

322
00:21:32,165 --> 00:21:34,042
‫یعنی میگی دلت براش می‌سوزه؟

323
00:21:34,793 --> 00:21:36,503
‫تاسف می‌خورم که دلم می‌سوزه

324
00:21:36,795 --> 00:21:38,714
‫ولی سعی کن درک کنی چه حسی داشت

325
00:21:38,714 --> 00:21:41,675
‫که قرار بود خون‌بهام
‫خرج اون ماموریت مزخرف بشه!

326
00:21:42,676 --> 00:21:44,678
‫عجب حرکت بزدلانه‌ای زدی!

327
00:21:45,137 --> 00:21:47,889
‫همیشه می‌دونستم همچین ضعفی توی وجودت داری

328
00:21:48,140 --> 00:21:50,600
‫دقیقاً! اصلاً چرا باید
‫اون پول رو به اون زنه می‌دادی؟

329
00:21:50,726 --> 00:21:54,855
‫فکرشو بکن در راه بازسازی وطن‌مون
‫می‌تونستیم چطور ازش استفاده کنیم!

330
00:21:55,188 --> 00:21:56,523
‫ولی مهم نیست

331
00:21:56,523 --> 00:21:58,358
‫ازش نهایت استفاده رو می‌کنم

332
00:21:58,775 --> 00:22:02,237
‫خون‌بهات به دست آدم درستی رسیده

333
00:22:09,578 --> 00:22:11,621
‫فکر کنم ساعتت اشتباه تنظیم شده

334
00:22:16,668 --> 00:22:18,337
‫خب دیگه برو

335
00:22:32,100 --> 00:22:33,769
‫یه سر رفتم بیمارستان

336
00:22:34,728 --> 00:22:36,813
‫ولی بهم گفتن مرخص شدی

337
00:22:38,106 --> 00:22:41,443
‫خوشبختانه، حالا دیگه میشه
‫ تمام پناهجوهای ویتنامی رو اینجا پیدا کرد

338
00:22:43,320 --> 00:22:44,988
‫اومدی بیمارستان؟

339
00:22:45,280 --> 00:22:46,573
‫چرا؟

340
00:22:46,615 --> 00:22:48,283
‫که بهم سر بزنی؟

341
00:22:49,493 --> 00:22:51,328
‫چرا نباید بیام بیمارستان دیدنت؟

342
00:22:51,495 --> 00:22:53,538
‫چون سه هفته توی بیمارستان بودم

343
00:22:53,872 --> 00:22:55,540
‫و نیومدی دیدنم

344
00:22:57,626 --> 00:23:01,296
‫شایعاتی بین مردم‌مون پخش شده

345
00:23:01,338 --> 00:23:03,590
‫ویتنامی‌ها؟ شایعه؟

346
00:23:04,132 --> 00:23:05,258
‫آره

347
00:23:05,300 --> 00:23:07,260
‫شایعه شده ژنرال داره یه‌جور

348
00:23:07,302 --> 00:23:10,555
‫نقشه‌ی مخفی مسخره می‌ریزه

349
00:23:11,181 --> 00:23:12,849
‫که ویتنام رو پس بگیره

350
00:23:17,646 --> 00:23:19,356
‫خب، من که اولین باره اینو می‌شنوم

351
00:23:19,564 --> 00:23:21,274
‫خودتو به خریت نزن

352
00:23:21,274 --> 00:23:22,734
‫تو دست راست ژنرالی

353
00:23:22,776 --> 00:23:25,779
‫خب، دست راست ژنرال
‫سه هفته توی بیمارستان بوده

354
00:23:26,196 --> 00:23:29,324
‫به‌علاوه، حتی اگر چیزیم می‌دونستم

355
00:23:29,616 --> 00:23:31,326
‫چرا باید به یه کمونیست بگم؟

356
00:23:31,326 --> 00:23:32,661
‫کی گفته کمونیستم؟

357
00:23:32,661 --> 00:23:34,204
‫کمونیست نیستی؟

358
00:23:34,204 --> 00:23:36,248
‫فقط چون دارم یه مقاله می‌نویسم اینو پرسیدم

359
00:23:37,040 --> 00:23:38,750
‫ژنرال داره نقشه‌ای می‌ریزه؟

360
00:23:39,584 --> 00:23:40,794
‫خب، اگر نقشه‌ای داشت

361
00:23:40,794 --> 00:23:42,421
‫مطمئنم صد سال سیاه به تو نمیگه

362
00:23:42,421 --> 00:23:44,548
‫داره به این مردم امید واهی میده

363
00:23:44,548 --> 00:23:46,425
‫ساعت رو به وقت سایگون تنظیم کرده

364
00:23:46,425 --> 00:23:48,135
‫آخه این چه کار رقت‌انگیزیه

365
00:23:49,803 --> 00:23:51,513
‫جنگ تمام شد

366
00:23:51,888 --> 00:23:54,224
‫تموم شد رفت
‫چیزی نمونده که بخواد پس بگیره

367
00:23:54,433 --> 00:23:56,893
‫حتی آمریکایی‌ها هم نتونستن
‫کمونیست‌ها رو شکست بدن

368
00:24:04,609 --> 00:24:06,319
‫جنگ‌ها هرگز تموم نمیشن

369
00:24:06,445 --> 00:24:08,155
‫فقط کمی مکث می‌کنن

370
00:24:10,866 --> 00:24:12,325
‫عجب

371
00:24:13,785 --> 00:24:15,495
‫من دشمنت نیستم

372
00:24:15,954 --> 00:24:17,289
‫ای‌کاش می‌تونستی اینو ببینی

373
00:24:17,289 --> 00:24:20,000
‫شرمنده، هیچوقت به عنوان دشمن
‫بهت نگاه نکردم

374
00:24:20,208 --> 00:24:21,918
‫چرا باید همچین...

375
00:24:30,302 --> 00:24:32,012
‫خانم‌ها و آقایون

376
00:24:32,429 --> 00:24:34,222
‫با خوشحالی اعلام می‌کنم

377
00:24:34,222 --> 00:24:36,600
‫که امروز مهمان ویژه‌ای تشریف آورده اینجا

378
00:24:36,850 --> 00:24:38,560
‫اولین بارته، مگه نه؟

379
00:24:39,853 --> 00:24:41,396
‫این شخص برام خیلی خاصه

380
00:24:41,396 --> 00:24:44,524
‫ولی حس می‌کنم
‫بقیه‌تون هم همچین حسی نسبت بهش دارین

381
00:24:44,941 --> 00:24:47,611
‫یک مرد مهربون و سخاوتمند

382
00:24:47,611 --> 00:24:50,322
‫که مثل همه‌ی ما
‫طعم تبعیض رو چشیده

383
00:24:50,447 --> 00:24:53,575
‫ولی با وقار و متانت تحملش کرده

384
00:24:53,867 --> 00:24:55,577
‫خانم‌ها و آقایون...

385
00:24:56,495 --> 00:24:58,330
‫جیمی جانسون!

386
00:25:05,754 --> 00:25:07,839
‫آره، بیا. بیا بالا، جیمی

387
00:25:13,386 --> 00:25:16,515
‫شبتون بخیر، خانم‌‌ها و آقایون
‫ممنونم

388
00:25:21,061 --> 00:25:23,313
‫ببخشید، این مدت کوئه‌لین بهم زبان یاد داده

389
00:25:23,313 --> 00:25:26,191
‫- ولی می‌دونم ویتنامیم هنوزم افتضاحه
‫- کوئه‌لین دیگه کدوم خریه؟

390
00:25:26,191 --> 00:25:27,359
‫احتمالاً چون

391
00:25:27,359 --> 00:25:29,277
‫زیبایی معلمم همه‌ش حواسمو پرت می‌کنه

392
00:25:29,277 --> 00:25:32,531
‫امیدوارم روزی بتونم
‫به زبون ویتنامی آهنگی براتون بخونم

393
00:25:32,781 --> 00:25:36,785
‫ولی تا اون ‌زمان، امیدوارم این کافی باشه

394
00:25:38,036 --> 00:25:42,666
‫هر شب با همیم

395
00:25:43,208 --> 00:25:47,629
‫حالا، تک و تنهام

396
00:25:47,629 --> 00:25:48,296
‫شهر ستارگان رو ببین

397
00:25:48,296 --> 00:25:53,510
‫چقدر خاطره با هم ساختیم

398
00:25:53,510 --> 00:25:54,636
‫ولی عشق نهفته‌ در قلب شهر

399
00:25:54,636 --> 00:25:59,683
‫شهر ستارگان رو ببین -
‫- عجب، چقدر باهمدیگه خوبن!

400
00:25:59,683 --> 00:26:04,813
‫چقدر خاطره با هم ساختیم

401
00:26:04,813 --> 00:26:08,316
‫ولی عشق نهفته‌ در قلب شهر

402
00:26:13,238 --> 00:26:15,740
‫می‌دونم درست نیست که یه ماده‌باور دیالکتیکی
‫(طرفدار فلسفه‌ی جهان‌بینی مارکسیسم-لنینیسم)

403
00:26:15,740 --> 00:26:17,242
‫برای اموات محراب بچینه

404
00:26:17,242 --> 00:26:18,910
‫می‌دونم

405
00:26:19,411 --> 00:26:21,705
‫ولی دارم حقیقت همه‌چی رو بهتون میگم

406
00:26:21,705 --> 00:26:24,291
‫که بفهمین تا اون زمان

407
00:26:24,291 --> 00:26:25,959
‫چقدر آسیب‌پذیر شده بودم

408
00:26:30,672 --> 00:26:32,048
‫بون...

409
00:26:32,632 --> 00:26:37,887
‫اون "عملیات سری" اونقدر سریه
‫که هیچوقت عملی نمیشه!

410
00:26:38,888 --> 00:26:41,516
‫واقعاً مضحکه!

411
00:27:03,913 --> 00:27:05,040
‫جناب آقای هالیوود!

412
00:27:12,255 --> 00:27:15,008
‫اینم برادرهاش هستن، جورج و ایب
‫اوایلی که اومدن اینجا

413
00:27:15,133 --> 00:27:16,843
‫بیچاره ایب

414
00:27:17,802 --> 00:27:21,765
‫گفتی توی جنگ مرد؟

415
00:27:23,391 --> 00:27:24,601
‫نه

416
00:27:24,601 --> 00:27:27,270
‫نه، با بقیه‌مون توی اردوگاه زندانی بود

417
00:27:27,646 --> 00:27:28,897
‫خب، 30 سال گذشته

418
00:27:28,897 --> 00:27:30,607
‫و برادرم هنوزم از فکر جنگ عذاب می‌کشه

419
00:27:30,857 --> 00:27:32,233
‫با اینکه هیچوقت توش نجنگید

420
00:27:32,233 --> 00:27:33,985
‫نه... جنگید خوبم جنگید

421
00:27:33,985 --> 00:27:36,446
‫نه، آخه چقدر خشم و نفرت تجربه کردیم

422
00:27:36,446 --> 00:27:38,198
‫فقط بخاطر اینکه ژاپنی بودیم

423
00:27:38,198 --> 00:27:39,658
‫و جالب اینجاست که...

424
00:27:39,658 --> 00:27:42,035
‫- مطمئن که نیستیم
‫- نه... تو که اون جاهای خالی رو

425
00:27:42,035 --> 00:27:43,662
‫توی شجره‌‌نامه‌ی خانوادگیم پیدا کردی

426
00:27:43,662 --> 00:27:44,954
‫جاهایی که عمداً خالی گذاشته بودن

427
00:27:44,954 --> 00:27:47,165
‫آره، آره. انگار مادرش
‫داشته یه چیزی رو مخفی می‌کرده

428
00:27:47,165 --> 00:27:49,209
‫یه‌جور بی‌عدالتی یا‌ ظلم

429
00:27:49,209 --> 00:27:50,919
‫من که همچین حسی دارم

430
00:27:51,044 --> 00:27:53,797
‫می‌خوایم... می‌خوایم بریم ژاپن
‫و ته و توش رو دربیاریم

431
00:27:54,047 --> 00:27:56,091
‫اوه، وقتی با یه روزنامه‌نگار تحقیقاتی

432
00:27:56,091 --> 00:27:58,510
‫- قرار می‌ذاری همین میشه دیگه، آره؟
‫- آره گمونم

433
00:27:59,052 --> 00:28:00,762
‫اینطوریاست؟

434
00:28:02,138 --> 00:28:04,099
‫خب، چرا هنوزم اینجایی، سانی؟

435
00:28:04,224 --> 00:28:05,433
‫خونه‌ش اینجاست

436
00:28:05,809 --> 00:28:07,727
‫مردمش هم اینجان

437
00:28:08,353 --> 00:28:10,730
‫- پناهجوهایی مثل تو
‫- پناهجوهایی مثل من؟

438
00:28:11,064 --> 00:28:12,482
‫من مردمشم؟

439
00:28:12,482 --> 00:28:14,234
‫می‌دونی چی باعث شد پناهجو بشم؟

440
00:28:14,234 --> 00:28:15,777
‫کمونیست‌هایی مثل اون

441
00:28:15,777 --> 00:28:18,113
‫حالا واسه من کار مهم پیدا کرده؟

442
00:28:18,446 --> 00:28:20,949
‫خیلی‌خب. این کار مهم دقیقاً چیه، سانی؟

443
00:28:23,284 --> 00:28:24,994
‫سوفیا، حق... حق با اونه

444
00:28:26,746 --> 00:28:30,375
‫منم مثل تو برای تحصیل اومدم اینجا

445
00:28:30,583 --> 00:28:32,877
‫به والدینم قول دادم
‫که یه روزی برمی‌گردم

446
00:28:32,877 --> 00:28:35,046
‫و با مدرک آمریکاییم
‫به کشورمون کمک می‌کنم

447
00:28:35,296 --> 00:28:36,965
‫از... از اون دانشم استفاده می‌کنم

448
00:28:36,965 --> 00:28:39,134
‫تا مردممون رو از دست آمریکایی‌ها خلاص کنم

449
00:28:39,843 --> 00:28:42,554
‫من یه آدم بزدل و دورو هستم

450
00:28:43,388 --> 00:28:44,723
‫و تو از من بهتری

451
00:28:44,723 --> 00:28:46,349
‫با... با نظرات سیاسیت موافق نیستم

452
00:28:46,349 --> 00:28:48,059
‫ازشون متنفرم، ولی...

453
00:28:49,728 --> 00:28:52,522
‫تو برگشتی وطنت
‫و برای آرمان‌هات جنگیدی

454
00:28:53,648 --> 00:28:54,774
‫برای مردمت

455
00:28:54,774 --> 00:28:56,484
‫و بابت این، برات احترام قائلم

456
00:28:57,819 --> 00:28:59,571
‫حرفی که بهت زدم رو پس می‌گیرم

457
00:28:59,571 --> 00:29:01,281
‫تو از من ویتنامی‌تری

458
00:29:04,075 --> 00:29:05,869
‫من چیم؟

459
00:29:05,869 --> 00:29:07,454
‫منشی یه سفیدپوستم

460
00:29:07,454 --> 00:29:09,622
‫که فکر می‌کنه  یجور تعریفه

461
00:29:10,123 --> 00:29:12,709
‫شده بهش بگم
‫گورشو گم کنه و بره به جهنم؟

462
00:29:14,002 --> 00:29:17,172
‫لبخند می‌زنم، هیچی نمیگم
‫و همینطوری واسه خودم تایپ می‌کنم

463
00:29:17,297 --> 00:29:20,091
‫من خیلی بدتر از توام، سانی

464
00:29:20,675 --> 00:29:22,385
‫برات احترام قائلم

465
00:29:24,763 --> 00:29:27,891
‫یه‌خرده خسته شدم، هم‌رزم فرمانده...

466
00:29:28,016 --> 00:29:29,726
‫فکر نکنم بتونم ادامه بدم

467
00:29:29,851 --> 00:29:33,897
‫جز اونجا نشستن و خط خطی کردن
‫و یکم یاوه‌گویی کار دیگه‌ای نداری

468
00:29:34,230 --> 00:29:35,899
‫اونوقت میگی خسته شدی؟

469
00:29:36,024 --> 00:29:39,736
‫دارم روزی 60 صفحه می‌نویسم
‫روزی 7 ساعت حرف می‌زنم

470
00:29:39,903 --> 00:29:43,198
‫تابه‌حال اینا رو
‫ با زجرهای مردم ویتنام مقایسه کردی؟

471
00:29:43,823 --> 00:29:47,786
‫به اون مردی فکر کردی
‫که روزی 18 ساعت

472
00:29:47,911 --> 00:29:51,039
‫از پله‌های زهوار در رفته‌ی
‫یک ساختمون بلند بالا پایین میره

473
00:29:51,206 --> 00:29:53,333
‫و یه گونی پر از 60 آجر رو
‫با خودش می‌بره و میاره؟

474
00:29:53,541 --> 00:29:55,460
‫قبل از آزادی کشور
‫من همچین زندگی داشتم

475
00:29:56,920 --> 00:30:00,465
‫مان! لطفاً بگید مان بیاد!

476
00:30:00,757 --> 00:30:02,717
‫مدام دارم بهت میگم، هم‌رزم

477
00:30:02,884 --> 00:30:06,930
‫حتماً تا الان توی دفتر مرکزی
‫اطلاعات هانوی به درجه‌ی بالایی رسیده

478
00:30:07,055 --> 00:30:08,515
‫می‌تونه ضمانتم کنه

479
00:30:08,640 --> 00:30:10,683
‫حتماً یه‌ جایی یه سابقه‌ای ازم هست

480
00:30:10,809 --> 00:30:13,102
‫مان می‌تونه همه‌چیزو بهتون بگه

481
00:30:13,269 --> 00:30:16,189
‫می‌تونه بگه مبارز نترسی
‫در راه آرمان‌هامون بودم

482
00:30:16,523 --> 00:30:21,569
‫که بخاطر انقلاب... از هویتم دست کشیدم

483
00:30:25,573 --> 00:30:27,742
‫این "واسط" کذاییت

484
00:30:28,576 --> 00:30:31,538
‫وقتی اومدی اینجا
‫سعی کردیم پیداش کنیم

485
00:30:32,789 --> 00:30:34,916
‫این آدم اصلاً وجود خارجی داره؟

486
00:31:16,040 --> 00:31:17,709
‫بشین

487
00:31:18,334 --> 00:31:20,420
‫ظاهراً داره از آزادی نویافته‌ش لذت می‌بره

488
00:31:20,712 --> 00:31:23,172
‫- سعی کردی منو بکشی؟
‫- تو سعی کردی منو بکشی؟

489
00:31:23,339 --> 00:31:24,674
‫حتی اگر حقیقت رو بهت بگم

490
00:31:24,674 --> 00:31:26,342
‫حرفمو باور نمی‌کنی

491
00:31:27,385 --> 00:31:29,220
‫به فیلمم گند نزنیا

492
00:31:29,220 --> 00:31:31,556
‫برای همین اومدی؟
‫که مثل روانیا انتقام بگیری؟

493
00:31:32,390 --> 00:31:34,350
‫هزاران روش برای کشتنت تصور کردم

494
00:31:34,350 --> 00:31:35,476
‫واقعاً؟ مثلاً چیا؟

495
00:31:35,476 --> 00:31:36,936
‫مین

496
00:31:36,936 --> 00:31:39,439
‫پات بره روشون، سرت می‌پره هوا

497
00:31:39,647 --> 00:31:41,316
‫منم مثل توپ فوتبال شوتش می‌کنم

498
00:31:41,691 --> 00:31:43,610
‫و قل می‌خوره میره روی یه مین دیگه

499
00:31:45,695 --> 00:31:47,155
‫می‌دونی، از اینجور چیزا

500
00:31:47,155 --> 00:31:49,073
‫خب، امیدوارم الان حالت بهتر شده باشه

501
00:31:49,365 --> 00:31:51,242
‫شنیدم غرامت سخاوتمندانه‌ای گرفتی

502
00:31:51,367 --> 00:31:52,744
‫نه کاملاً

503
00:31:52,744 --> 00:31:54,537
‫هنوز یه چیزی بهم بدهکاری

504
00:31:54,537 --> 00:31:56,331
‫خدایا، پس برای همین اومدی

505
00:31:56,331 --> 00:31:58,291
‫آقا پسر عذرخواهی می‌خواد. خیلی‌خب

506
00:31:58,833 --> 00:32:02,045
‫من عمیقاً و حقیقتاً ازت معذرت می‌خوام

507
00:32:02,045 --> 00:32:03,379
‫نه، نه، نه، نه، نه...

508
00:32:03,379 --> 00:32:04,923
‫یه چیز دیگه می‌خوام

509
00:32:04,923 --> 00:32:06,883
‫عذرخواهی تو مفت نمی‌ارزه

510
00:32:08,051 --> 00:32:12,180
‫تمام دیالوگ‌های ویتنامی‌ها رو
‫توی فیلم نگه دار

511
00:32:14,265 --> 00:32:18,603
‫داداش، حتی استودیو هم در مورد
‫نسخه‌ی نهایی فیلمم برام تعیین تکلیف نمی‌کنه

512
00:32:20,313 --> 00:32:21,814
‫می‌خوای خونم بیفته گردنت؟

513
00:32:21,856 --> 00:32:23,524
‫بیخیال، حتی شوخیشم خوب نیست

514
00:32:23,691 --> 00:32:26,027
‫فقط می‌خوام بدونم
‫اون ماه‌هایی که از لس‌آنجلس دور بودم

515
00:32:26,069 --> 00:32:27,946
‫- واسه هیچ و پوچ نبوده
‫- گمشو بیا اینجا!

516
00:32:27,987 --> 00:32:29,489
‫نمی‌دونی وقتی دوروتی اراده می‌کنه

517
00:32:29,530 --> 00:32:31,199
‫می‌تونه با چه سرعتی حرکت کنه

518
00:32:31,908 --> 00:32:33,576
‫ببین، درکت می‌کنم

519
00:32:34,160 --> 00:32:37,246
‫ولی فرایند مقدس و مرموز تدوین
‫راه خودشو میره

520
00:32:37,872 --> 00:32:40,375
‫جدی میگم، یه روز عاشق یه صحنه‌ای
‫می‌ذاریش توی نسخه نهایی، خب؟

521
00:32:40,416 --> 00:32:42,168
‫و فرداش می‌بینی به فیلم نمی‌خوره
‫و درش میاری

522
00:32:43,461 --> 00:32:45,046
‫هیچکس نمی‌دونه
‫چی توی نسخه‌ی نهایی می‌مونه

523
00:32:45,088 --> 00:32:46,506
‫حتی منم نمی‌دونم

524
00:32:46,547 --> 00:32:49,676
‫خدا رو چه دیدی، حتی ممکنه اون انفجار
‫چندین میلیون دلاری رو هم

525
00:32:49,676 --> 00:32:50,802
‫از دست بدیم

526
00:32:50,843 --> 00:32:52,011
‫خب، نظرت در این مورد چیه

527
00:32:52,053 --> 00:32:53,805
‫سعیمو می‌کنم

528
00:32:53,846 --> 00:32:56,557
‫جدی میگم، سعیمو می‌کنم
‫که ویتنامی‌ها رو توی فیلم نگه دارم

529
00:32:56,766 --> 00:32:57,850
‫بخاطر تو

530
00:32:57,892 --> 00:32:59,310
‫ولی آخه نمی‌تونم روندی که

531
00:32:59,352 --> 00:33:02,188
‫ذهنم طی می‌کنه رو پیش‌بینی کنم
‫چه برسه به روند فیلم

532
00:33:02,355 --> 00:33:04,482
‫آخه می‌دونی، تدوین

533
00:33:05,400 --> 00:33:08,820
‫هدفش فهموندن داستان
‫یا پررنگ کردن مضمون فیلم نیست

534
00:33:09,404 --> 00:33:12,907
‫هدفش نمایش روال داستان، هوس 

535
00:33:13,491 --> 00:33:15,159
‫و از اونم بهتر، مثل موسیقی جازه

536
00:33:16,411 --> 00:33:19,580
‫مثل اون تمساح و غریزه‌ی بدوی که داره

537
00:33:19,998 --> 00:33:22,959
‫حرف زدن راجع به اینا هم باعث میشه
‫دلم بخواد بداهه‌نوازی کنم

538
00:33:23,292 --> 00:33:25,044
‫مثل "دیزی" می‌مونم
‫(نوازنده‌ی ترومپت)

539
00:33:25,044 --> 00:33:26,754
‫مثل "مایلز"
‫(نوازنده‌ی ترومپت)

540
00:33:36,973 --> 00:33:39,392
‫خاله عزیزم معذرت می‌خوام که زودتر برات نامه ننوشتم

541
00:33:39,642 --> 00:33:43,271
‫خوشحالم به اطلاعت برسونم
‫که برای اولین بار از زمان اون حادثه

542
00:33:43,396 --> 00:33:45,898
‫ حس می‌کنم حواسم اومده سرجاش

543
00:33:46,274 --> 00:33:49,694
‫ژنرال داره برای یک عملیات نظامی
‫پایه‌ریزی می‌کنه

544
00:33:50,028 --> 00:33:51,904
‫امیدوارم این پایه‌ریزی‌ها

545
00:33:51,904 --> 00:33:55,199
‫...تبدیل به یک پیروزی واقعی بشه، چون

546
00:33:55,199 --> 00:33:58,286
‫بگذریم، این چیزی بود
‫که به عنوان یه ضدکمونیست

547
00:33:58,286 --> 00:34:00,830
‫در نامه‌م‌ برای خاله‌ی پاریسیم نوشتم

548
00:34:14,177 --> 00:34:15,344
‫ولی به عنوان یه کمونیست

549
00:34:15,344 --> 00:34:17,180
‫حرف‌هام رو برای "مان" رمزنگاری کردم

550
00:34:19,015 --> 00:34:20,641
‫این چیزیه که نوشتم

551
00:34:20,641 --> 00:34:22,143
‫"این پناهجوهای رقت‌انگیز"

552
00:34:22,143 --> 00:34:23,978
‫"نمی‌تونن ببینن این عملیات ژنرال"

553
00:34:23,978 --> 00:34:25,730
‫"واقعاً چیه"

554
00:34:25,730 --> 00:34:27,440
‫"گشتن دنبال نخود سیاهه"

555
00:34:35,656 --> 00:34:38,201
‫نمی‌شد عکس‌ها رو مخفی کرد

556
00:34:38,534 --> 00:34:41,996
‫برای همین فیلم عکس‌های
‫نقشه‌های ژنرال رو فرستادم هانوی

557
00:34:44,082 --> 00:34:47,126
‫عکس‌ها رفتن یه جای دیگه

558
00:35:04,060 --> 00:35:07,313
‫و برای همین نامه‌ی رمزنگاری شده‌م رو
‫به این شکل نوشتم

559
00:35:08,272 --> 00:35:09,690
‫"نگران نباش"

560
00:35:09,690 --> 00:35:11,400
‫"دارم حلش می‌کنم"

561
00:35:25,832 --> 00:35:28,251
‫امیدوارم حال خاله‌ی پاریسیت خوب باشه

562
00:35:31,170 --> 00:35:33,339
‫- آها، آره
‫- داری جایی میری؟

563
00:35:34,340 --> 00:35:37,218
‫ژنرال. باید برسونمش جایی

564
00:35:38,970 --> 00:35:41,097
‫خدایا، واقعاً میونه‌ی خوبی
‫با حیوانات نداری، مگه نه؟

565
00:35:41,389 --> 00:35:42,557
‫آقای نماینده زنگ زد

566
00:35:42,557 --> 00:35:44,976
‫و قبلش با دوست کارگردان سرکش‌مون
‫صحبت کرده بود

567
00:35:45,309 --> 00:35:46,727
‫از قضا گفت رفتی پیشش

568
00:35:46,727 --> 00:35:49,981
‫با اینکه مستقیماً بهت گفته بودم
‫این‌کارو نکنی

569
00:35:51,149 --> 00:35:52,692
‫- صحیح
‫- هرچی به اون مردک نمک‌نشناس گفتی

570
00:35:52,733 --> 00:35:54,026
‫جواب داده

571
00:35:54,068 --> 00:35:55,528
‫حس و حالش کاملاً برگشته

572
00:35:55,570 --> 00:35:57,238
‫تا ماه آینده یه نسخه از فیلم بهمون میده

573
00:35:59,157 --> 00:36:00,366
‫متوجه نمیشم

574
00:36:00,408 --> 00:36:02,076
‫- چیو؟
‫- چرا تو و آقای نماینده

575
00:36:02,118 --> 00:36:05,413
‫اینقدر به یه فیلم سخیف
‫ و احمقانه اهمیت میدین؟

576
00:36:05,454 --> 00:36:07,290
‫چون فیلم‌ها مهم هستن، درسته؟

577
00:36:07,331 --> 00:36:09,709
‫بخصوص اگر توسط
‫یک کارگردان سرشناس درست بشن

578
00:36:10,251 --> 00:36:13,921
‫ضروریه که حواسمون به این هنرمندها باشه

579
00:36:14,172 --> 00:36:16,799
‫باید اطمینان‌خاطر پیدا کنن
‫که هنجارشکن هستن

580
00:36:16,841 --> 00:36:18,759
‫ولی نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫کاملاً با دشمن همدل بشن

581
00:36:19,218 --> 00:36:23,556
‫تا وقتی توی محدوده‌ی نامشخص
‫انسان‌گرایی نگهشون داریم

582
00:36:23,598 --> 00:36:26,726
‫ولی هیچ تفکر سیاسی
‫قابل اجرایی نداشته باشن

583
00:36:26,893 --> 00:36:28,561
‫کاملاً بی‌آزارن

584
00:36:28,728 --> 00:36:30,104
‫مثلاً همین "دهکده"

585
00:36:30,146 --> 00:36:32,440
‫سربازهامون، هرازگاهی خطا می‌کنن

586
00:36:32,732 --> 00:36:34,734
‫ولی در نهایت، یک سرباز

587
00:36:34,775 --> 00:36:38,446
‫با اخلاق و جسور آمریکایی کافیه

588
00:36:38,487 --> 00:36:40,156
‫که همه رو به راه راست هدایت کنه

589
00:36:40,740 --> 00:36:42,491
‫این قدرت حقیقی این کشوره

590
00:36:42,533 --> 00:36:45,786
‫کشوری که کاملاً به وجدانش متکیه

591
00:36:48,956 --> 00:36:50,666
‫اون ‌دختره، موری؟

592
00:36:50,666 --> 00:36:52,210
‫- اسمش چی بود؟ موری...
‫- دوست‌ من نیست

593
00:36:52,210 --> 00:36:53,169
‫باشه، باشه، حالا هرچی

594
00:36:53,586 --> 00:36:56,380
‫لازمه بهت یادآوری کنم که وقتی کنارشی
‫حواست باشه چی میگی؟

595
00:36:56,505 --> 00:36:58,174
‫لازمه؟

596
00:36:58,174 --> 00:36:59,300
‫اون دو تا بهم نزدیک شدن

597
00:36:59,300 --> 00:37:00,843
‫و منظورم به خطرناک‌ترین شکل ممکنه

598
00:37:00,843 --> 00:37:02,553
‫واقعاً با هم صحبت می‌کنن

599
00:37:03,012 --> 00:37:04,722
‫یهویی دیدی یه چیزی از دهنش پرید

600
00:37:18,778 --> 00:37:21,489
‫« جنگ تمام شد، فراموشش کنید »

601
00:37:29,455 --> 00:37:32,041
‫سانی چجوری این چیزا رو می‌دونه؟

602
00:37:36,921 --> 00:37:43,094
‫مایوس‌کننده‌ترین نکته‌ی این گروه
‫امید واهیه که در دل هم‌وطن‌هامون می‌کاره

603
00:37:43,427 --> 00:37:46,973
‫امید اینکه می‌تونیم روزی
‫کشورمون رو به زور پس بگیریم

604
00:37:47,098 --> 00:37:52,436
‫چند نفر از مردممون بخاطر عطش قدرت
‫ خودخواهانه‌ی ژنرال زجر می‌کشن؟

605
00:37:55,940 --> 00:38:01,028
‫و چرا ژنرال حاضر نیست
‫مبالغ اهدایی رو علناً اعلام کنه؟

606
00:38:02,071 --> 00:38:04,907
‫یکی داره به این آشغال اطلاعات می‌رسونه

607
00:38:05,908 --> 00:38:08,160
‫خب، لازمه کارها رو عقب بندازیم، قربان؟

608
00:38:08,411 --> 00:38:10,871
‫نه، نه. حالا که این پست‌فطرت خائن

609
00:38:10,871 --> 00:38:12,748
‫این مقاله‌ی شرم‌آور رو چاپ کرده

610
00:38:12,748 --> 00:38:15,209
باید روند کارهامون رو تسریع کنیم

611
00:38:17,295 --> 00:38:19,005
‫به‌قدر کافی داوطلب داریم؟

612
00:38:19,630 --> 00:38:21,340
‫آموزش‌ها به کجا رسیده؟

613
00:38:21,674 --> 00:38:23,759
‫قربان، با توجه به اون
‫بخش‌های کوچیکی که از نقشه دیدم

614
00:38:23,759 --> 00:38:25,469
‫فکر نکنم آماده باشیم

615
00:38:27,388 --> 00:38:30,391
‫وایسا ببینم، قربان
‫فکر کنم یکی داره تعقیب‌مون می‌کنه

616
00:38:30,558 --> 00:38:32,601
‫از کجا بدونیم واقعاً خبرنگاره؟

617
00:38:32,935 --> 00:38:35,730
‫نصف خبرنگارهای سایگون
‫ هواخواه کمونیست‌ها بودن

618
00:38:35,896 --> 00:38:38,357
‫از کجا بدونیم کمونیست‌ها
‫اونو نفرستادن اینجا

619
00:38:38,357 --> 00:38:39,942
‫که نقشه‌های ما رو خراب کنه؟

620
00:38:41,110 --> 00:38:43,195
‫خب، توی دانشگاه بعضیا بهش می‌گفتن

621
00:38:43,321 --> 00:38:45,031
‫چپ‌گرای افراطی

622
00:38:45,156 --> 00:38:47,199
‫همیشه مشکلت همین بوده

623
00:38:47,450 --> 00:38:49,160
‫زیادی دلسوزی

624
00:38:49,327 --> 00:38:52,371
‫مهربون‌تر از اونی
‫که یه مامور مخفی کمونیست رو

625
00:38:52,371 --> 00:38:54,081
‫دقیقاً کنارمون تشخیص بدی

626
00:38:57,793 --> 00:38:59,503
‫اینجا بزن کنار

627
00:39:03,591 --> 00:39:05,843
‫باید یه اقدامی بکنیم، سروان

628
00:39:06,177 --> 00:39:07,887
‫قبول نداری؟

629
00:39:08,054 --> 00:39:10,348
‫بله، باید یه اقدامی بکنیم

630
00:39:55,559 --> 00:39:57,937
‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

631
00:39:57,978 --> 00:40:00,356
‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

632
00:40:00,731 --> 00:40:02,775
‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

633
00:40:02,817 --> 00:40:04,860
‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

634
00:40:05,027 --> 00:40:07,988
‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

635
00:40:08,030 --> 00:40:10,991
‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

636
00:40:11,492 --> 00:40:14,370
‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

637
00:40:14,412 --> 00:40:17,289
‫یک، دو! یک، دو! یک، دو!

638
00:40:33,347 --> 00:40:34,348
‫هی

639
00:40:34,390 --> 00:40:36,350
‫داستان سه تفنگدار رو می‌دونی، مگه نه؟

640
00:40:36,517 --> 00:40:38,436
‫نه. چی هست؟

641
00:40:38,561 --> 00:40:40,521
‫داستانی در مورد چند تا دوسته

642
00:40:40,855 --> 00:40:43,858
‫دوستانی که تو رو
‫توی همه‌چی سه‌ برابر می‌کنن
