﻿1
00:00:18,727 --> 00:00:20,437
‫تابحال روح دیدی؟

2
00:00:21,396 --> 00:00:24,816
‫گاهی روح آدمایی که کُشتم رو می‌‌بینم

3
00:00:25,191 --> 00:00:27,527
‫چون اونا معتقدن با بی‌انصافی مُردن

4
00:00:29,070 --> 00:00:32,949
‫این دنیا پر از اوناست

5
00:00:39,205 --> 00:00:42,709
‫« تایلند، بانکوک
‫1127 کیلومتری ویتنام »

6
00:00:44,002 --> 00:00:46,254
‫- تاکسی می‌خواید، آقا؟
‫- واو!

7
00:00:46,296 --> 00:00:48,965
‫- به خونه خوش برگشتی، پسرم
‫- استراتژی شبیخونت

8
00:00:49,007 --> 00:00:50,258
‫- اوه
‫- هنوزم رودست نداری

9
00:00:50,300 --> 00:00:52,594
‫شما رو نگاه!
‫خوش برگشتید، آقایون

10
00:00:52,635 --> 00:00:55,263
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫ویتنام نیست.

11
00:00:55,263 --> 00:00:56,389
‫سرزمین مادری‌تون فرود اومدید

12
00:00:56,431 --> 00:01:00,268
‫ولی هیچی جز یه لائوس جدید کمونیست
‫سر راهتون نیست

13
00:01:00,310 --> 00:01:02,562
‫ولی بنازم، همین الانش توی
‫منطقه‌ی زمانی درستی هستید

14
00:01:02,562 --> 00:01:04,689
‫بریم تو کارش،
‫بریم تو کارش

15
00:01:04,731 --> 00:01:06,566
‫بریم عشق و حال کنیم، یالا!

16
00:01:10,236 --> 00:01:12,864
‫« فرودگاه بانکوک »

17
00:01:13,198 --> 00:01:14,991
‫«بریم عشق و حال کنیم»

18
00:01:15,241 --> 00:01:19,829
‫همه‌مون مثل احمق‌ها تکرار کردیم و
‫ترس و نگرانی‌مون رو فراموش کردیم

19
00:01:19,996 --> 00:01:25,043
‫ولی هیچ‌کدوم‌‌مون، حتی ارواح، تصورش رو هم
‫نمی‌کردیم اوضاع قراره چقدر ناجور بشه

20
00:01:28,129 --> 00:01:29,506
‫پایان

21
00:01:34,719 --> 00:01:36,930
‫نوشتن پایان داستان سختـه، نه؟

22
00:01:39,849 --> 00:01:43,603
‫چرا یه حس شومی بهم میگه که
چندان از این پایان خوشتون نیومده؟

23
00:01:44,604 --> 00:01:46,106
‫چقدر حیف...

24
00:01:46,523 --> 00:01:48,817
‫اگه قابل‌قبول بود، شاید...

25
00:01:49,692 --> 00:01:52,779
‫شاید می‌دادیمش به کمیسر که بخونه

26
00:01:58,910 --> 00:02:02,539
‫فرمانده، الان 12 ماهـه که
‫دارم روی اعترافم کار می‌کنم

27
00:02:02,664 --> 00:02:06,126
‫چرا اعترافاتت رو با این تصویر نحس
‫از اون به اصطلاح ارواح تموم می‌کنی؟

28
00:02:06,251 --> 00:02:07,627
‫اونا اونجا بودن

29
00:02:08,128 --> 00:02:12,924
‫اون ارواح مثل نماد ادبی بودن یا
موجودات خرافی واقعی می‌دیدی؟

30
00:02:13,049 --> 00:02:14,717
‫هیچ‌وقت ازشون نپرسیدم

31
00:02:14,843 --> 00:02:17,804
‫راستش رو بخواید، تا جایی که امکان داشت
‫از حرف زدن باهاشون طفره می‌رفتم

32
00:02:19,556 --> 00:02:23,226
‫نباید اعترافاتت رو با رسیدن به بانکوک
‫یا ارواح تموم کنی

33
00:02:23,852 --> 00:02:27,188
‫برگرد به اتاقت.
‫داستان رو به زمان حال برسون.

34
00:02:27,730 --> 00:02:29,524
‫با جزئیاتِ کامل

35
00:02:31,943 --> 00:02:35,321
‫« پایان »

36
00:02:42,162 --> 00:02:43,329
‫فردا صبحش،

37
00:02:43,371 --> 00:02:45,707
‫ما رو با کامیون بردن به مرز شمالی

38
00:02:45,748 --> 00:02:47,167
‫ولی نبرد برای من،

39
00:02:47,208 --> 00:02:50,795
‫اون شب از کلوب «هِل‌هول» شروع شد

40
00:02:51,504 --> 00:02:52,881
‫«کلوب هِل‌هول»

41
00:02:59,345 --> 00:03:00,680
‫از همون اولش،

42
00:03:00,722 --> 00:03:03,224
‫شستم خبردار شده بود که قراره چی بشه

43
00:03:08,813 --> 00:03:10,023
‫یا خدا

44
00:03:10,064 --> 00:03:11,316
‫امشب رو حال کنید، پسرها

45
00:03:11,357 --> 00:03:12,984
‫دولت آمریکا حساب می‌کنه

46
00:03:17,864 --> 00:03:20,200
‫خب، این مأموریت...

47
00:03:20,241 --> 00:03:23,328
‫احتمال موفقیتش...

48
00:03:23,369 --> 00:03:24,871
‫صفر نیست که، مگه نه؟

49
00:03:25,538 --> 00:03:28,208
‫هیچی توی دنیا احتمالش صفر نیست

50
00:03:30,376 --> 00:03:32,587
‫- البته. درسته
‫- آره

51
00:03:37,926 --> 00:03:39,719
‫آهای! خودت رو جمع و جور کن!

52
00:03:40,011 --> 00:03:41,471
‫درگیر نشو و

53
00:03:41,512 --> 00:03:42,889
‫جنگیدن رو بذار به عهده‌ی این شل‌مغزها

54
00:03:42,931 --> 00:03:44,182
‫شنیدی؟

55
00:03:53,107 --> 00:03:55,443
‫برات سؤالـه این عملیات
به موفقیت ختم میشه یا نه

56
00:03:55,777 --> 00:03:59,447
‫طبق تجربه‌ام، موفقیت هر عملیاتِ مخفی‌ای

57
00:03:59,447 --> 00:04:02,659
‫به این بستگی داره که چقدر محرمانه بمونه

58
00:04:02,659 --> 00:04:05,954
‫من کمونیستم

59
00:04:05,995 --> 00:04:09,165
‫سال‌هاست که مأمور انقلابم

60
00:04:09,540 --> 00:04:11,584
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا
‫چوب لای چرخ‌شون بذارم

61
00:04:11,626 --> 00:04:13,920
‫در واقع، اینکه الان این اسناد رو
‫دو دستی تقدیمت کردم

62
00:04:13,962 --> 00:04:17,131
‫بخشی از راهبرد ضدِ ضدِ انقلابیمـه

63
00:04:17,173 --> 00:04:19,425
‫می‌خوای بگم من هم کمونیستم؟

64
00:04:19,467 --> 00:04:21,427
‫برای یه بارم که شده روراستم

65
00:04:23,054 --> 00:04:25,265
‫- چیه؟
‫- توی این مناطق باکتری خیلی شایع‌ـه

66
00:04:25,765 --> 00:04:29,811
‫واسه 48 ساعت، باعث میشه شدیداً
دچار اسهال و استفراغ بشی

67
00:04:30,353 --> 00:04:34,190
‫میندازیم گردنِ نودل و
‫گوشت خوکی که فقط خودت خوردی

68
00:04:34,857 --> 00:04:36,651
‫بخورش

69
00:04:37,193 --> 00:04:40,196
‫- چرا؟
‫- چون دارم راه خلاصی جلوی پات می‌ذارم

70
00:04:41,447 --> 00:04:42,699
‫از زیر بار مسئولیت در میری

71
00:04:42,740 --> 00:04:44,909
‫بهمون فرصت میده که راحت صحبت کنیم و

72
00:04:44,951 --> 00:04:48,663
‫وقتی به تمام اشتباهاتت اعتراف کردی،

73
00:04:48,705 --> 00:04:52,709
‫می‌فهمی که خطاهای جزئی رو
‫راحت زیر سبیلی رد می‌کنم

74
00:04:58,131 --> 00:04:58,965
‫بخورش

75
00:05:18,860 --> 00:05:21,029
‫چه اینجا بمیریم، چه موقع فرار،
‫هیچ فرقی نداره

76
00:05:21,863 --> 00:05:24,991
‫لین، عشقم، به من اعتماد کن!

77
00:05:36,753 --> 00:05:39,380
‫شما محاصره‌ شدید! تسلیم شید!

78
00:05:40,006 --> 00:05:41,799
‫الکی نمیرید!

79
00:05:47,513 --> 00:05:51,059
‫نه، این کار رو نکن! نکن!

80
00:05:51,642 --> 00:05:54,020
‫ولم کن! فقط ولم کن!

81
00:05:54,145 --> 00:05:58,566
‫نه رفیق، بس کن!
‫بیا زنده بمونیم، بان... بیا زنده بمونیم!

82
00:06:22,340 --> 00:06:24,008
‫ای  احمق

83
00:06:25,343 --> 00:06:29,013
‫اگه همراهمون نمیومدی،
‫می‌تونستم همینجا بمیرم

84
00:06:31,391 --> 00:06:34,018
‫شما محاصره‌اید! تسلیم شید!

85
00:06:34,811 --> 00:06:36,187
‫الکی نمیرید!

86
00:06:37,105 --> 00:06:39,524
‫توضیحاتت وضعیت رو ناامیدکننده نشون میده،

87
00:06:39,649 --> 00:06:43,986
‫در حالی که واقعاً این شروع رستگاریت بود

88
00:06:44,112 --> 00:06:47,573
‫سخته که از زاویه‌ی دید منِ زندانی
‫ناامیدکننده به نظر نیاد

89
00:06:48,366 --> 00:06:51,744
‫زندانی نیستی، چند بار بهت بگم؟
‫بازآموز هستی

90
00:07:08,177 --> 00:07:14,892
‫« مکان نامعلوم، ویتنام »

91
00:07:24,026 --> 00:07:26,362
‫میشه با مافوقت صحبت کنم؟

92
00:07:26,779 --> 00:07:28,865
‫هیچکس بالاتر از دیگری نیست

93
00:07:30,116 --> 00:07:33,661
‫این یکی از درس‌هاییـه که اینجا یاد می‌گیرید

94
00:07:39,083 --> 00:07:43,629
‫من تموم کردم. ازم پرسیده درجه‌ام
‫توی «ارتش دست‌نشانده» چی بود،

95
00:07:43,796 --> 00:07:47,008
‫ولی من افسر ارتش جمهوری ویتنام بودم

96
00:07:48,217 --> 00:07:49,594
‫بان، نکن

97
00:07:50,428 --> 00:07:53,055
‫ازم خواسته افرادی که کُشتم رو لیست کنم،

98
00:07:53,431 --> 00:07:54,932
‫ولی من هیچ‌وقت کسی رو نکُشتم...

99
00:07:56,309 --> 00:07:58,478
‫مگه اینکه یه کمونیستِ  بوده باشه

100
00:07:58,936 --> 00:08:01,189
‫پس... من دیگه اینجا کاری ندارم

101
00:08:05,860 --> 00:08:08,070
‫چرا این صحنه رو توی اعترافاتت آوردی؟

102
00:08:09,030 --> 00:08:11,824
‫یجوری نوشتی انگار یه سری حیوون خشن هستیم

103
00:08:13,409 --> 00:08:14,785
‫این قسمت رو کامل حذف کن

104
00:08:29,342 --> 00:08:31,636
‫باید اعترافت با رسیدنت
‫به این اردوگاه و قولِ رستگاریت

105
00:08:31,761 --> 00:08:33,554
‫تموم بشه

106
00:08:33,721 --> 00:08:37,475
‫یا از این هم بهتر،
‫توی لحظه‌ای که تسلیم شدی تمومش کن

107
00:08:37,600 --> 00:08:39,393
‫کمیسر می‌خواد همین رو ببینه

108
00:08:40,895 --> 00:08:43,272
‫لحظه‌ی پیروزی واقعیـه

109
00:08:43,397 --> 00:08:44,774
‫به هدفت رسیدی

110
00:08:45,066 --> 00:08:46,859
‫هر دو زنده اسیر شدید

111
00:08:52,281 --> 00:08:56,035
‫به نظرم کمیسر دوست داره
ادامه‌اش رو هم بخونه

112
00:09:07,463 --> 00:09:08,965
‫شاید تو مافوقی نداشته باشی،

113
00:09:09,298 --> 00:09:11,092
‫ولی حتماً یکی رئیسـه

114
00:09:16,556 --> 00:09:18,349
‫چرا مزاحم خوابم شدی؟

115
00:09:18,599 --> 00:09:23,563
‫اتلافِ این مقدار برق هم
‫بار اضافی روی شبکه‌ی برق‌رسانیـه

116
00:09:24,063 --> 00:09:26,941
‫کشش نده
‫آها!

117
00:09:27,817 --> 00:09:29,193
‫فهمیدم می‌خوای چی بگی

118
00:09:29,694 --> 00:09:34,615
‫می‌خوای اعترافت رو با اولین لحظه‌ی
‫ملاقات‌مون به پایان برسونی، مگه نه؟

119
00:09:37,952 --> 00:09:40,246
‫قصد داشتم یکم جلوتر از این ببرمش

120
00:09:41,372 --> 00:09:42,957
‫من کمونیستم

121
00:09:43,165 --> 00:09:46,502
‫سال‌هاست که مأمور انقلابم

122
00:09:46,961 --> 00:09:48,170
‫به پلیس مخفی نفوذ کردم...

123
00:09:48,170 --> 00:09:49,922
‫مثلاً این قراره خشونتت رو

124
00:09:49,922 --> 00:09:52,758
‫علیه هم‌رزم‌مون توی نگهبانی زندان توجیه کنه؟

125
00:09:54,010 --> 00:09:56,304
‫مجازات میشی

126
00:09:57,722 --> 00:10:01,934
‫بعلاوه من بودم که راپورتِ جوخه‌ی شناسایی دشمن
‫که دیروز به وطن‌مون نفوذ کرد رو دادم

127
00:10:03,060 --> 00:10:04,645
‫اگه این درست باشه،

128
00:10:05,605 --> 00:10:07,565
‫چرا سرِ خود اومدی اینجا؟

129
00:10:08,065 --> 00:10:10,901
‫احتمالش خیلی زیاد بود
‫توی درگیری کُشته بشی

130
00:10:11,193 --> 00:10:12,570
‫بلند شو

131
00:10:12,778 --> 00:10:14,155
‫ایشون کمیسر هستن

132
00:10:14,447 --> 00:10:16,198
چرا این وقتِ شب اومدید بیرون؟

133
00:10:16,324 --> 00:10:17,992
‫باید مراقب سلامتی‌تون باشید، کمیسر

134
00:10:19,910 --> 00:10:21,287
‫چرا اومدم اینجا؟

135
00:10:21,704 --> 00:10:23,205
‫اومدم که از دوستم محافظت کنم

136
00:10:25,458 --> 00:10:27,585
‫چطوره بهش دستور بدیم
‫یه اعتراف برامون بنویسه؟

137
00:10:29,045 --> 00:10:33,215
‫موافقم. هیچکس نمی‌تونه
‫از زیر دستِ شما در بره، کمیسر

138
00:10:33,382 --> 00:10:38,220
‫بندازیدش توی انفرادی، محض احتیاط
‫اگه ادعاش درست در اومد و طرفِ ما بود

139
00:10:39,096 --> 00:10:44,060
‫اگه خبرش درز کنه، بقیه‌ی بازآموزها
‫قصدِ جونش رو می‌کنن

140
00:10:44,435 --> 00:10:45,936
‫صادقانه بنویس،

141
00:10:46,312 --> 00:10:50,524
‫چون چیزی که در واقع می‌تونه
،به نفع یا به ضررت باشه

142
00:10:51,150 --> 00:10:53,444
‫ممکنه با چیزی که
‫فکر می‌کنی فرق داشته باشه

143
00:10:56,113 --> 00:11:00,534
‫با دقت بنویس، چون ما اصلاً عجله نداریم

144
00:11:08,584 --> 00:11:13,381
‫«‫من یه جاسوسم، یه نفوذی،
‫یه مأمور مخفی و یه مرد دوچهره...»

145
00:11:30,106 --> 00:11:34,110
‫چرا هنوزم بعد از این همه مدت
با من سر جنگ داری؟

146
00:11:35,236 --> 00:11:37,238
‫از اون روز یه سال گذشته

147
00:11:55,172 --> 00:11:58,092
‫هنوز آماده نیست که کمیسر ببینه؟

148
00:12:36,589 --> 00:12:37,965
‫چرا نمی‌خوری؟

149
00:12:39,467 --> 00:12:41,886
‫داری سبک‌سنگین می‌کنی که توی دراز مدت

150
00:12:42,011 --> 00:12:46,056
‫به نفعت هست عذاب وجدانت رو
‫نسبت به مرگِ یه هم‌رزم نشون بدی یا نه؟

151
00:13:09,955 --> 00:13:11,499
‫بذارید بازنویسیش کنم

152
00:13:12,833 --> 00:13:15,044
‫ولش کن

153
00:13:21,008 --> 00:13:23,594
‫یعنی... دیگه تمومـه؟

154
00:13:30,559 --> 00:13:32,144
‫دیگه با گذشته کاری نداری

155
00:13:38,484 --> 00:13:42,154
‫از این به بعد، بازپروریت واسه زمانِ حالـه

156
00:14:06,637 --> 00:14:08,013
‫به چی نگاه می‌کنن؟

157
00:14:08,722 --> 00:14:10,516
‫اگه اجازه داشتن، تشویقت می‌کردن

158
00:14:13,185 --> 00:14:14,562
‫چیکار کردم؟

159
00:14:15,855 --> 00:14:17,231
‫جون سالم به در بردی

160
00:14:17,648 --> 00:14:19,441
‫یه سال توی انفرادی بودی

161
00:14:24,154 --> 00:14:26,782
‫دوست من، تو هم جون سالم به در بردی

162
00:14:31,954 --> 00:14:32,955
‫آهای...

163
00:14:36,083 --> 00:14:39,503
‫انگار نتونستن روحیه‌ی
‫جنگنده‌ی تو رو هم خرد کنن

164
00:14:39,962 --> 00:14:41,589
‫خیلی موندم به تو برسم

165
00:14:42,506 --> 00:14:44,508
‫از کجا می‌دونی من چی کشیدم؟

166
00:14:46,218 --> 00:14:48,888
‫نسبت به بقیه، دو برابر بیشتر پیر شدی

167
00:14:49,722 --> 00:14:51,390
‫آقای کامل‌تر از کامل

168
00:14:55,519 --> 00:14:58,814
‫صبح بخیر، بازآموزها. امروز،

169
00:14:58,939 --> 00:15:02,526
‫ادامه‌ی بحث دیروز رو از سر می‌گیریم و

170
00:15:02,651 --> 00:15:05,988
‫راجع به پیوند بین انقلاب و فرد صحبت می‌کنیم

171
00:15:07,865 --> 00:15:10,159
‫همونطور که «هوشی‌مین» یادمون آورد،

172
00:15:10,492 --> 00:15:17,041
‫بدترین و خطرناک‌ترین بقایای
‫جامعه‌ی قدیمی، فردگراییـه

173
00:15:17,166 --> 00:15:20,794
‫خلاف اخلاق انقلابیـه

174
00:15:20,961 --> 00:15:22,880
‫چرا اونو کشیده سرش؟

175
00:15:23,297 --> 00:15:25,799
‫می‌ترسن اگه چهره‌اش رو نشون بده،
‫جذبه‌اش بینِ ما کمرنگ بشه

176
00:15:28,177 --> 00:15:34,558
‫بعضیا هم میگن اونقدر بی‌نقص نیست که
‫رهبر فکری و پیشروی ما باشه

177
00:15:34,808 --> 00:15:40,606
‫در مقابل، فردگرایی خیانتـه

178
00:15:41,023 --> 00:15:43,525
‫چون آدم رو به قهقرا می‌کِشونه

179
00:15:44,026 --> 00:15:47,488
‫- همه‌مون می‌دونیم راحت‌تره که...
‫- ما که همگی جدا جدا غذا می‌خوریم!

180
00:15:48,238 --> 00:15:54,787
‫پس جمع‌گرایی توی تشکیلاتی که
‫سرِ جیره‌ی غذایی ناخن‌خشکی می‌کنه و

181
00:15:55,245 --> 00:16:00,417
‫باعث میشه افراد برای بقای
‫خودشون بجنگن، چطور جواب میده؟

182
00:16:05,798 --> 00:16:07,299
‫خوشحالم می‌بینمت، رفیق

183
00:16:16,517 --> 00:16:18,060
‫بازآموز بان رو ببرید توالت

184
00:16:18,185 --> 00:16:21,063
‫تا کودهای مزارع رو جدا کنه

185
00:16:21,355 --> 00:16:22,898
‫حرف «هوشی‌مین» رو یادتون باشه،

186
00:16:23,023 --> 00:16:26,485
‫که نقد و انتقاد از خود یه نیاز دائمیـه،

187
00:16:26,819 --> 00:16:28,988
‫مثل نیاز انسان به اکسیژن

188
00:16:29,321 --> 00:16:31,115
‫لطفاً برگردید سر غذاتون

189
00:16:32,491 --> 00:16:33,867
‫فرمانده

190
00:16:34,994 --> 00:16:36,370
‫شما مرتکب یه اشتباهی شدید

191
00:16:39,748 --> 00:16:45,254
‫نقل قولی که اشاره کردید از
‫«هوشی‌مین» نبود، بلکه از استالین بود

192
00:16:50,134 --> 00:16:52,761
‫ممنون بابت اطلاعات عمومیت

193
00:16:54,263 --> 00:16:58,809
‫خیلی مشتاقم بیشتر حرفای کمیسر رو
‫راجع به موضوع امروز بشنوم،

194
00:16:59,518 --> 00:17:00,894
‫ولی اگه اجازه بدید،

195
00:17:02,021 --> 00:17:06,316
‫می‌خوام زیباترین جمله‌ای رو که بلدم

196
00:17:07,026 --> 00:17:12,781
‫که رابطه‌ بین افراد و جامعه رو
‫تعریف می‌کنه باهاشون در میون بذارم

197
00:17:14,575 --> 00:17:15,951
‫اجازه هست؟

198
00:17:20,164 --> 00:17:22,583
‫- بگو
‫- ممنون

199
00:17:26,003 --> 00:17:29,631
‫♪ با همدیگه سوسیالیسم رو برای آینده می‌سازیم ♪

200
00:17:29,757 --> 00:17:33,010
‫‏♪ مصمم برای نبرد و پیروزی
‫راهِ هوشی‌مین رو دنبال می‌کنیم ♪‏‎

201
00:17:33,385 --> 00:17:36,930
‫♪ برای مردم خودمون رو فدا کردیم ♪
‫♪ تا بدون ترس از خطر بجنگیم ♪

202
00:17:37,056 --> 00:17:40,100
‫‏♪ کوه‌ها و رودخونه‌ها آواز
‫لشکرکشی ما رو می‌خونن‏ ♪‏

203
00:17:40,559 --> 00:17:43,937
‫♪ حزب، بهاری تازه و گرمایی‏
‫محو نشدنی برای ما به ارمغان آورده ♪‏

204
00:17:44,063 --> 00:17:47,191
‫♪ مصمم هستیم که زیر پرچم
‫صلح زندگی کنیم یا بمیریم ♪

205
00:17:47,608 --> 00:17:50,986
‫♪ زود باشید، برادرانی که هر جا ♪
‫♪ هستید و می‌خواید بیاید اینجا ♪

206
00:17:51,111 --> 00:17:54,281
‫♪ دوشادوش، دست در دست،‏‏ ♪
‫♪ در کنار هم،‏ ذهن متحد ♪

207
00:17:54,907 --> 00:17:58,660
‫♪ همه برای یکی، ♪
‫♪ یکی برای همه! ♪

208
00:17:58,994 --> 00:18:02,623
‫♪ همه برای یکی، ♪
‫♪ یکی برای همه! ♪

209
00:18:02,956 --> 00:18:08,879
‫♪ همه برای یکی، ♪
‫♪ یکی برای همه! ♪

210
00:18:17,763 --> 00:18:20,349
‫تنبیه اون یکی بازآموز زیادی آسون بود

211
00:18:20,516 --> 00:18:23,685
‫اونو بندازید توی سلول انفرادی و
‫این بازآموز رو بفرستید بالا پیش من

212
00:18:27,856 --> 00:18:29,525
‫به  فنا رفتی، پسر!

213
00:19:00,013 --> 00:19:01,807
‫همه‌ی چرک‌نویس‌های اعترافاتم اینجا هستن

214
00:19:04,393 --> 00:19:05,769
همه اینجان

215
00:19:06,103 --> 00:19:08,105
‫همه رو خوندم

216
00:19:13,110 --> 00:19:16,029
‫فرمانده بهم گفت واسه
‫خوندنِ شما اصلاً آماده نیستن

217
00:19:16,655 --> 00:19:22,077
‫گفت چرک‌نویس‌هام رو دادن به بازآموزها
برای دستمال 

218
00:19:38,927 --> 00:19:45,017
‫فکرشو می‌کردی بعد این همه وقت
نذارم هیچ خط و خشی روشون بیفته؟

219
00:19:56,361 --> 00:20:00,032
‫- چطور...؟
‫- توی «روز اتحاد» اینطور شد،

220
00:20:00,949 --> 00:20:02,326
‫روز جشن

221
00:20:02,951 --> 00:20:04,828
‫باید یکی از دندون‌های
‫ژنرال فو رو می‌کِشیدم و

222
00:20:05,704 --> 00:20:09,833
‫داشتم می‌رفتم خونه، که دیدم تانک‌های
‫ارتش آزادی‌بخش دارن از روی پل پیشروی می‌کنن

223
00:20:10,459 --> 00:20:12,252
‫نمی‌تونستم جلوی خوشحالیم رو بگیرم

224
00:20:14,338 --> 00:20:18,383
‫ولی بعدش، دیدم یه جنگنده‌ی فانتوم
‫داره نزدیک میشه،

225
00:20:19,051 --> 00:20:21,094
‫توی ارتفاع پرواز می‌کرد
‫تا بهش شلیک نشه

226
00:20:21,720 --> 00:20:26,099
‫اونقدر ارتفاعش زیاد بود که
‫فکر نمی‌کردم بتونه تانک‌ها رو بزنه

227
00:20:29,519 --> 00:20:30,896
واقعاً هم نتونست

228
00:20:31,980 --> 00:20:34,233
‫یه بمب ناپالم انداخت روی من

229
00:20:35,234 --> 00:20:38,195
‫پایین اومدنش رو مثل صحنه آهسته دیدم

230
00:20:39,071 --> 00:20:41,740
‫خیلی... می‌دونی،

231
00:20:44,034 --> 00:20:45,410
‫ناخوشایند بود

232
00:20:47,746 --> 00:20:50,290
واسه همین گاهی طول می‌کشید
جواب نامه‌هات رو بدم

233
00:20:56,004 --> 00:20:57,881
‫چرا همین رو توی نامه نگفتی؟

234
00:20:58,006 --> 00:21:01,343
‫اون‌وقت چیکار می‌کردی؟
‫برام داروی آمریکایی می‌فرستادی؟

235
00:21:05,806 --> 00:21:07,182
‫توی ظاهر،

236
00:21:07,933 --> 00:21:11,770
‫خونه‌مون زمین تا آسمون با تصوراتم فرق داره

237
00:21:14,273 --> 00:21:15,941
‫بهت گفتم برنگرد

238
00:21:38,463 --> 00:21:40,882
.تو ادعا می‌کنی که مأموری
.یه مرد دو چهره

239
00:21:41,008 --> 00:21:44,303
...آره، راست میگی
ولی من میگم که یه مأمور دوجانبه‌ای

240
00:21:44,594 --> 00:21:46,596
تو اطلاعات ما رو هم
به آمریکایی‌ها دادی، مگه نه؟

241
00:21:47,931 --> 00:21:49,725
یالا. وقتشـه حقیقت رو بگی

242
00:21:51,351 --> 00:21:52,728
...من اعتراف می‌کنم که

243
00:21:53,353 --> 00:21:55,147
کاملاً باهاتون صادق نبودم

244
00:21:56,940 --> 00:22:04,239
من یه سالِ تموم این رو
...ازتون مخفی کردم که

245
00:22:07,117 --> 00:22:11,204
تو احمقی هستی که
بویی از عقل نبردی

246
00:22:11,830 --> 00:22:13,206
شرمنده

247
00:22:15,000 --> 00:22:16,793
ما فکر نمی‌کنیم توی اعترافت دروغ گفتی

248
00:22:17,419 --> 00:22:19,546
مسئله چیزیـه که بهش اعتراف نکردی

249
00:22:20,088 --> 00:22:22,674
نمیگیم عمداً داری چیزی رو پنهان می‌کنی

250
00:22:22,799 --> 00:22:24,676
بلکه باید چیزی که
فراموش کردی رو یادت بیاد

251
00:22:24,801 --> 00:22:27,679
چیزی که فراموش شده رو که
دیگه نمی‌تونی یادت بیاری، کودن

252
00:22:28,138 --> 00:22:29,931
فراموش کردن» یعنی از یاد بردن»

253
00:22:31,516 --> 00:22:34,978
واسه همین می‌خوایم بهت کمک کنیم

254
00:22:38,231 --> 00:22:39,608
جناب دکتر؟

255
00:22:54,748 --> 00:22:57,501
...هی، برادر، گوش کن

256
00:23:33,912 --> 00:23:37,582
خوش اومدی. لطف کردی اومدی پیش ما

257
00:23:37,624 --> 00:23:38,959
هنوز نیومده

258
00:23:39,000 --> 00:23:42,045
ولی شرط می‌بندم خیلی زود
خدا خدا می‌کنه بیاد پیش ما

259
00:23:46,299 --> 00:23:48,510
همین الان هم می‌خوام

260
00:23:53,432 --> 00:23:55,892
سه روزه که اینجاست. سه روز

261
00:23:56,017 --> 00:23:58,979
می‌دونید چقدر برق داریم اینجا هدر می‌دیم؟

262
00:23:59,312 --> 00:24:04,359
یادت رفته دو روز دیگه
باید برم پولیتبورو؟

263
00:24:04,609 --> 00:24:07,070
،می‌خوام قبل اینکه برم
این قضیه حل و فصل بشه

264
00:24:10,991 --> 00:24:14,202
ذهنش مثل یه نارنگیِ پوست‌کلفتـه

265
00:24:14,411 --> 00:24:17,456
باید ناخن‌هامون رو تیز کنیم تا
به چیزی که می‌خوایم برسیم

266
00:24:17,581 --> 00:24:21,626
.خواهش می‌کنم
.حداقل...چراغ‌ها رو خاموش کنید

267
00:24:24,337 --> 00:24:26,256
شدنی نیست

268
00:24:27,007 --> 00:24:28,467
باید بتونی ببینی

269
00:24:28,633 --> 00:24:30,343
،اگه تمام چراغ‌های دنیا رو هم بیاریم

270
00:24:30,469 --> 00:24:33,305
بازم نمی‌تونه ببینه

271
00:24:33,430 --> 00:24:38,602
انقدر زیرِ زمین مونده که
عملاً کور شده

272
00:24:48,945 --> 00:24:51,114
خدای من، این همه جریان برق

273
00:24:52,782 --> 00:24:54,910
خواهش می‌کنم. کمکم کن

274
00:24:56,286 --> 00:24:59,956
تو که اعترافم رو خوندی

275
00:25:00,248 --> 00:25:06,630
تو نوشته بودی چطوری بین خطوط
پیغام‌های مخفی می‌فرستادی

276
00:25:09,674 --> 00:25:11,301
...من الان

277
00:25:11,426 --> 00:25:14,721
اون خاطرات مخفیِ بین خطوط رو می‌خوام

278
00:25:20,685 --> 00:25:24,564
یادت میاد کجای داستان رو
اشتباه نوشتی؟

279
00:25:26,024 --> 00:25:28,860
ببین...الان وقت شوخی نیست

280
00:25:37,202 --> 00:25:38,703
مارماهی برقی

281
00:25:47,462 --> 00:25:50,757
♪ مهمان‌های بندر زیر لب ♪
♪ با هم احوالپرسی می‌کنن ♪

282
00:25:53,885 --> 00:25:58,557
♪ خیابون با آغوش باز از من می‌خواد که ♪
♪ برم و خوش بگذرونم ♪

283
00:26:01,351 --> 00:26:02,936
!سلام، دوست من

284
00:26:04,062 --> 00:26:07,315
،هر بار من رو می‌فرستی اینجا
خودت میای بهم سر می‌زنی

285
00:26:07,524 --> 00:26:14,531
خب، حیف که نمی‌تونم نیازهای
سادیستیت رو برآورده کنم

286
00:26:14,531 --> 00:26:20,954
هی، رفیق...انرژیت رو هدر نده

287
00:26:30,255 --> 00:26:34,676
♪ زندگی چقدر قشنگـه و ♪
♪ !پر از موضوعات شاعرانه‌ست ♪

288
00:26:40,807 --> 00:26:43,101
چطور تونستی همچین کاری باهام بکنی؟

289
00:26:44,352 --> 00:26:45,812
چیکار کردم؟

290
00:26:46,021 --> 00:26:47,647
اینکه زنده نگهت داشتم؟

291
00:26:48,523 --> 00:26:51,276
هیچکس داوطلب نمیشه که
بیاد به این جهنم

292
00:26:51,401 --> 00:26:56,740
،ولی وقتی شنیدم شما دوتا رو آوردن اینجا
خودم درخواست این مقام رو کردم

293
00:26:58,033 --> 00:27:00,327
...هر کاری هم که تونستم کردم

294
00:27:03,413 --> 00:27:06,124
تا بی‌خود و بی‌جهت اذیت نشی

295
00:27:06,333 --> 00:27:08,710
ولی قدرت من محدودیت‌هایی داره

296
00:27:09,044 --> 00:27:11,087
حزب حواسش بهمون هست

297
00:27:12,297 --> 00:27:14,049
تو هم کمک چندانی نکردی

298
00:27:14,549 --> 00:27:18,386
من ثابت کردم یه انقلابی واقعی‌ام

299
00:27:18,637 --> 00:27:21,389
اونی که باید قانعش کنی من نیستم

300
00:27:21,890 --> 00:27:23,767
فرمانده‌ست

301
00:27:24,309 --> 00:27:27,062
ولی تو که مافوقشی

302
00:27:29,689 --> 00:27:32,859
انقلابی‌ها یه ترس ذاتی از همدیگه دارن

303
00:27:38,406 --> 00:27:39,824
مرسی

304
00:27:40,367 --> 00:27:44,871
اون می‌تونه گزارش بده که
وظایفم رو درست انجام نمیدم

305
00:27:45,413 --> 00:27:47,999
ولی من به همه چی اعتراف کردم

306
00:27:48,541 --> 00:27:51,044
همیشه یه چیز دیگه
برای اعتراف کردن هست

307
00:27:51,670 --> 00:27:54,506
ماهیت اعتراف همینـه

308
00:27:58,218 --> 00:28:01,137
بهتره خوب نقشت رو بازی کنی

309
00:28:03,098 --> 00:28:05,141
چون من هم همین کار رو می‌کنم

310
00:28:10,939 --> 00:28:12,440
به خاطر بیار

311
00:28:37,841 --> 00:28:41,469
مامان...پدر من کیـه؟

312
00:28:43,221 --> 00:28:46,057
چرا من دورگه‌ام؟

313
00:28:55,191 --> 00:28:58,528
می‌خوای یه رازی رو بهت بگم؟

314
00:28:59,279 --> 00:29:02,073
من و تو چشم‌هامون عین همـه

315
00:29:04,909 --> 00:29:08,580
...نگاه کن
یکی می‌خوای؟

316
00:29:11,583 --> 00:29:13,293
می‌تونم هر چقدر می‌خوای برات بیارم

317
00:29:13,334 --> 00:29:15,253
هر ماه می‌تونی هر چقدر می‌خوای بخوری

318
00:29:15,295 --> 00:29:16,755
هر ماه  -
هر ماه  -

319
00:29:16,755 --> 00:29:19,257
اگه به هیچکس نگی  -
اگه به هیچکس نگی  -

320
00:29:19,299 --> 00:29:20,884
می‌تونی اینکارو بکنی؟  -
می‌تونی اینکارو بکنی؟  -

321
00:29:20,925 --> 00:29:23,553
می‌تونی مرد باشی؟  -
می‌تونی مرد باشی؟  -

322
00:29:23,595 --> 00:29:25,597
و یه راز رو نگه داری؟  -
و یه راز رو نگه داری؟  -

323
00:29:28,016 --> 00:29:29,559
منو یادت نره، پسرم

324
00:29:33,855 --> 00:29:35,940
دیدی؟ نگفتم؟

325
00:29:57,378 --> 00:29:59,422
مشکلت اینـه که استخون داری

326
00:29:59,464 --> 00:30:01,341
چون ما نداریم

327
00:30:07,472 --> 00:30:09,474
پس بیا شر استخون‌هات رو کم کنیم

328
00:30:25,156 --> 00:30:28,827
برو بالا. دختره منتظرتـه

329
00:30:38,086 --> 00:30:39,629
دختره؟

330
00:31:17,208 --> 00:31:18,918
عه، سلام

331
00:31:19,460 --> 00:31:21,004
یه نوشیدنی می‌خوای؟

332
00:31:21,379 --> 00:31:23,381
فکر کنم یه چیزی برای
رفع تشنگیت دارم

333
00:31:31,890 --> 00:31:35,935
این فقط نسخه شونزده میلی‌متریشـه که
،برای تماشا توی هواپیماهاست

334
00:31:36,311 --> 00:31:37,896
ولی انقدری خوب هست که بشه نگاش کرد

335
00:31:41,149 --> 00:31:43,234
یاد اون دوران نمیفتی؟

336
00:31:45,445 --> 00:31:46,821
بیا

337
00:31:47,071 --> 00:31:49,115
این رو مخصوص این صحنه آماده کردم

338
00:31:58,708 --> 00:32:02,754
مجبور شدم چند بار تماشاش کنم تا
تمام مرگ‌های مختلف بان رو بشمرم

339
00:32:04,672 --> 00:32:07,634
دیالوگ‌های ویتنامی‌ها زیاده؟

340
00:32:08,009 --> 00:32:11,220
انگار دامیانوس سعی کرده
به قولی که بهت داده عمل کنه

341
00:32:12,388 --> 00:32:16,267
راستش...از دمیانوس خوشم اومده

342
00:32:16,559 --> 00:32:18,478
،این فیلم آشغالیـه

343
00:32:19,062 --> 00:32:21,856
ولی فقط از دید ما اینطوریـه

344
00:32:22,732 --> 00:32:24,400
اون آمریکاییـه

345
00:32:24,525 --> 00:32:26,611
...از دید یه آمریکایی هم

346
00:32:27,987 --> 00:32:29,364
خیلی از زمان خودش جلوتره

347
00:32:30,531 --> 00:32:32,200
...ولی بازم

348
00:32:32,742 --> 00:32:35,995
تماشای چنین صحنه‌ای برای ما
تقریباً غیرقابل‌تحملـه

349
00:32:39,540 --> 00:32:42,543
!زانو بزن

350
00:32:50,176 --> 00:32:52,637
تو رو یاد چیزی نمیندازه؟

351
00:32:59,894 --> 00:33:02,689
به خاطر بیار. تجربه‌اش کن

352
00:33:04,524 --> 00:33:06,025
قبولش کن

353
00:33:13,032 --> 00:33:15,034
...خیلی زود سایگون سقوط می‌کنه و

354
00:33:16,703 --> 00:33:19,330
همه‌ی شما خائن‌ها که این مارصفت‌ها رو
،توی خونه‌ی خودتون راه دادید

355
00:33:19,455 --> 00:33:22,834
به دست و پاشون میفتید تا
عین ترسوها فراری‌تون بدن

356
00:33:23,626 --> 00:33:25,837
ولی حتی اونموقع هم ول‌کنِ شما نیستیم

357
00:33:25,962 --> 00:33:29,090
موشک‌های کاتیوشامون
تا آخر آسمون دنبال شما میان و

358
00:33:29,215 --> 00:33:32,885
هواپیماهاتون رو تیکه‌تیکه می‌کنن و
عین دل و روده‌ی خوک سوخاری‌تون می‌کنن

359
00:33:55,408 --> 00:33:56,784
باشه، خودت خواستی

360
00:34:06,961 --> 00:34:08,463
اینجا خیلی گرمـه

361
00:34:11,716 --> 00:34:13,509
فکر نمی‌کنم این کار لازم باشه

362
00:34:15,470 --> 00:34:19,891
لازم نیست، ولی باید انجام بشه

363
00:34:21,726 --> 00:34:23,186
!این کار لازم نیست

364
00:34:23,478 --> 00:34:26,481
یه ساعت من رو باهاش تنها بذارید

365
00:34:27,065 --> 00:34:28,775
!می‌خواد خودش اولین نفر باشه

366
00:34:30,359 --> 00:34:32,403
گروهبان! چی گفتی؟

367
00:34:32,695 --> 00:34:34,113
!دوباره بگو ببینم

368
00:34:34,655 --> 00:34:36,074
شوخی کردم بابا

369
00:34:36,282 --> 00:34:37,700
ای آشغال

370
00:34:41,079 --> 00:34:43,831
دختر بیچاره انگار باید یه نوشیدنی بخوره

371
00:34:44,457 --> 00:34:45,917
نظرت چیـه، سروان؟

372
00:34:49,003 --> 00:34:51,756
چیزی که می‌خواد رو بهش بدیم؟

373
00:35:23,621 --> 00:35:25,873
دوباره می‌پرسم. اون نوار فیلم رو کی بهت داد؟

374
00:35:37,135 --> 00:35:38,511
چی دیدی؟

375
00:35:38,636 --> 00:35:40,138
همه چی رو

376
00:35:41,222 --> 00:35:42,640
تعریف کن

377
00:35:43,641 --> 00:35:45,810
،همینطوری داشت بطری رو فرو می‌برد

378
00:35:46,561 --> 00:35:48,688
...تا اینکه فکّش باز شد و

379
00:35:49,188 --> 00:35:52,316
از کنار لبش خون ریخت بیرون

380
00:35:52,483 --> 00:35:55,653
...نمی‌تونستم تحمل کنم. خیلی ترسیده بودم

381
00:35:56,154 --> 00:36:00,366
که با لب‌های پاره‌شده‌اش
اسمم رو به زبون بیاره

382
00:36:02,118 --> 00:36:05,913
...یا...چیزی که تحمل دیدنش رو نداشتم

383
00:36:29,228 --> 00:36:32,648
بهتره الان نوشته‌های همدیگه رو بخونید

384
00:36:34,150 --> 00:36:39,447
،اون مثل تو نویسنده‌ی خوبی نیست
ولی جاسوس بهتریـه

385
00:36:39,864 --> 00:36:44,785
،اون همه چی رو تحمل کرد
ولی جاسوس بودنت رو افشا نکرد

386
00:37:30,831 --> 00:37:35,253
حالا چی؟ اعترافت چندان
دقیق نبود، مگه نه؟

387
00:37:38,547 --> 00:37:39,966
نه

388
00:37:44,262 --> 00:37:47,431
توی دهنش نبود، مگه نه؟

389
00:37:48,808 --> 00:37:51,894
...ولی من...ولی من

390
00:37:53,145 --> 00:37:55,773
گروهبان! چی گفتی؟

391
00:37:55,982 --> 00:37:57,358
دوباره بگو ببینم

392
00:37:57,483 --> 00:37:59,026
شوخی کردم بابا

393
00:38:00,444 --> 00:38:03,072
خواهش می‌کنم، وانمود نکن از اونا بهتری

394
00:38:14,959 --> 00:38:16,585
حالا شد

395
00:38:18,045 --> 00:38:20,298
ولی من...دوباره نشستم سر جام

396
00:38:28,931 --> 00:38:31,309
یه کلمه هم علیه من ننوشتی

397
00:38:35,146 --> 00:38:38,107
می‌خواستم باور کنم رازی که
نگه داشتم باارزشـه

398
00:38:41,777 --> 00:38:47,158
حتماً خیلی ناامید شدی که فهمیدی
به خاطر من بوده، نه؟

399
00:38:48,951 --> 00:38:53,247
دیگه هیچی نمی‌تونه ناامیدم کنه

400
00:39:29,992 --> 00:39:33,662
تنها جایی که افراد فرمانده نمی‌گشتن همین بود

401
00:39:34,622 --> 00:39:36,832
باید از یه آدم درست‌حسابی
بخوای ازتون عکس بگیره، احمق

402
00:39:36,957 --> 00:39:39,543
می‌بینی فوکوسِ دوربین روی پس‌زمینه‌ست؟

403
00:39:40,127 --> 00:39:43,964
شاید سرگرد می‌خواسته با این روش، کشمکشِ

404
00:39:44,090 --> 00:39:47,301
...بین فرد و محیطش رو به تصویر

405
00:39:47,551 --> 00:39:49,178
!باز زیر سؤال بردن رو شروع کردی

406
00:39:49,678 --> 00:39:51,138
با اون رفتار پرافاده‌ات

407
00:39:51,263 --> 00:39:52,765
واسه همینـه فرمانده
بهت اعتماد نداره

408
00:39:52,890 --> 00:39:56,644
زبون خودمون رو جوری حرف می‌زنی که
انگار از انگلیسی ترجمه شده

409
00:39:57,269 --> 00:39:59,855
شرط می‌بندم مادرت هم توی
خواب‌هات انگیسی حرف می‌زنه

410
00:40:00,689 --> 00:40:03,776
!همین الان داری به انگلیسی فکر می‌کنی

411
00:40:07,696 --> 00:40:10,908
بگو ببینم، به نظرت چیزی
ارزشمندتر هست؟

412
00:40:11,534 --> 00:40:14,745
«هیچی از استقلال و آزادی ارزشمندتر نیست»

413
00:40:17,748 --> 00:40:20,418
منظورت چیـه؟ هیچی نیست

414
00:40:21,585 --> 00:40:25,423
جدی؟ هیچی ارزشمندتر نیست؟

415
00:40:25,881 --> 00:40:30,469
مثلاً...خوشحالی؟ -
مگه همچین چیزی هم داریم؟ -

416
00:40:30,636 --> 00:40:32,388
عشق؟ -
خدایی؟ -

417
00:40:32,596 --> 00:40:34,890
حتی پول؟ -
محالـه -

418
00:40:35,015 --> 00:40:38,060
جدی به نظرت هیچی از استقلال و آزادی
ارزشمندتر نیست؟

419
00:40:38,561 --> 00:40:41,480
خدایی؟
خوب فکر کن، دوست من

420
00:40:41,814 --> 00:40:44,066
یه چیزی هست که خیلی ارزشمندتره

421
00:40:49,029 --> 00:40:50,948
!معلومـه که نه

422
00:40:51,407 --> 00:40:54,618
من همه چی رو برای استقلال و
آزادیِ کشورم فدا کردم

423
00:40:54,827 --> 00:40:57,288
حالا میگی یه چیزی هست که
از اینا ارزشمندتره؟

424
00:40:57,788 --> 00:40:59,165
چطور می‌تونی همچین چیزی بگی؟

425
00:40:59,290 --> 00:41:02,793
،فقط وقتی توی این امتحان قبول شی
می‌تونی از اینجا بری

426
00:41:03,794 --> 00:41:05,379
سه‌تا حدس داری

427
00:41:16,932 --> 00:41:18,559
ایمان؟

428
00:41:20,436 --> 00:41:23,898
شوخی می‌کنی؟
دوتا حدس برات مونده

429
00:41:25,858 --> 00:41:28,944
خانواده؟  -
ارزشمندترش هم هست  -

430
00:41:29,069 --> 00:41:30,696
آخرین فرصتتـه

431
00:41:31,822 --> 00:41:33,949
جمله رو با دقت بخون

432
00:41:34,116 --> 00:41:36,243
جواب توی صورت‌مسئله‌ست

433
00:41:39,914 --> 00:41:42,208
هیچی از استقلال و آزادی ارزشمندتر نیست

434
00:41:47,546 --> 00:41:50,382
هیچی از استقلال و آزادی ارزشمندتر نیست

435
00:41:57,598 --> 00:41:59,517
هیچی از استقلال و آزادی ارزشمندتر نیست

436
00:41:59,934 --> 00:42:02,520
هیچی از استقلال و آزادی ارزشمندتر نیست

437
00:42:03,687 --> 00:42:05,314
ارزشمندتر نیست استقلال و آزادی

438
00:42:05,356 --> 00:42:07,233
از هیچی

439
00:42:07,274 --> 00:42:08,776
ارزشمندتر نیست استقلال و آزادی

440
00:42:08,817 --> 00:42:11,278
از هیچی

441
00:42:11,987 --> 00:42:13,614
از هیچی

442
00:42:14,448 --> 00:42:16,116
هیچی

443
00:42:17,284 --> 00:42:18,953
هیچی

444
00:42:22,122 --> 00:42:23,916
جواب همینـه

445
00:42:23,958 --> 00:42:25,960
جواب هیچی و پوچیـه

446
00:42:26,794 --> 00:42:28,379
هیچی

447
00:42:33,509 --> 00:42:35,970
،چیزی که از استقلال و آزادی ارزشمندتره

448
00:42:36,011 --> 00:42:37,972
هیچیـه

449
00:42:38,013 --> 00:42:42,017
آره...معلومـه. دیگه چی می‌تونه باشه؟

450
00:42:44,895 --> 00:42:46,605
...متأسفم که

451
00:42:47,690 --> 00:42:50,568
مجبورت کردم واسه یاد گرفتنِ
این درس، انقدر سختی بکشی

452
00:42:53,195 --> 00:42:55,072
من خودم فهمیدم که

453
00:42:55,781 --> 00:43:00,703
،اگه می‌خوای واقعاً این رو درک کنی
باید از راه سختش یاد بگیری

454
00:43:09,545 --> 00:43:11,880
دیگه دیده نمیشه، مگه نه؟

455
00:43:15,342 --> 00:43:18,137
لابد عهدی هم که باهاش بستیم هم
دیگه از بین رفته

456
00:43:23,225 --> 00:43:27,062
هنوز زیر پوستم، توی اعماق وجودم هست

457
00:43:32,568 --> 00:43:36,196
ما نمی‌تونیم انقدر احساساتی باشیم، کمیسر

458
00:43:40,659 --> 00:43:44,121
بیاید به جاش یه کار مثبت بکنیم

459
00:43:46,832 --> 00:43:48,959
تو رو خدا گورتون رو گم کنید

460
00:43:50,169 --> 00:43:52,880
اینکه زن و بچه‌ام رو بردید
پیش خودتون کافی نبود؟

461
00:43:53,631 --> 00:43:57,009
لعنتیا، برید پی کارتون

462
00:43:58,135 --> 00:44:00,387
نمی‌بینید اینجا چقدر تنگـه؟

463
00:44:02,056 --> 00:44:05,559
!با بی‌انصافی مُردید که مُردید

464
00:44:06,185 --> 00:44:09,229
!توی جنگ که کسی منصفانه نمی‌میره

465
00:44:09,938 --> 00:44:12,441
!برادر  -
بازش کن  -

466
00:44:25,287 --> 00:44:26,705
می‌تونی بری

467
00:44:59,571 --> 00:45:03,492
یه بدبختیـه که روز پایان جنگ بمبارون شده

468
00:45:03,867 --> 00:45:06,954
هنوزم انقدر درد می‌کشه که هر روز
باید به خودش مورفین تزریق کنه

469
00:45:07,871 --> 00:45:10,916
انگار این  هم
مثل ما آدم بدبختیـه

470
00:46:13,562 --> 00:46:15,564
یه چیزایی رو باید بهت بگم

471
00:46:17,775 --> 00:46:20,152
یه چیزایی رو ازت پنهان کردم

472
00:46:20,277 --> 00:46:22,029
...حقت این نیست که  -
نگو  -

473
00:46:22,154 --> 00:46:23,530
نمی‌خوام بدونم

474
00:46:23,655 --> 00:46:25,574
دیگه اعتراف بسـه

475
00:46:25,991 --> 00:46:31,371
اونجا...مجبورم کردن چیزایی بگم که
بهشون اعتقاد نداشتم

476
00:46:32,998 --> 00:46:34,833
فکرهایی بکنم که باور نداشتم

477
00:46:35,626 --> 00:46:38,629
برام مهم نیست اونجا
مجبورت کردن چی بگی

478
00:46:40,881 --> 00:46:42,382
تو دوست منی

479
00:46:44,384 --> 00:46:46,804
...و  -
...می‌خواستم بهت بگم که  -

480
00:46:48,597 --> 00:46:51,892
...می‌دونم الان کاریش نمی‌تونی بکنی ولی

481
00:46:52,017 --> 00:46:55,646
خیلی بوی گندی میدی، می‌دونستی؟
!جدی میگم

482
00:46:55,771 --> 00:46:59,107
.توی سایگون هم همین بود
.حتی وقتی بچه بودیم

483
00:46:59,483 --> 00:47:03,612
من و مان اون زمان همش جلوی بقیه
...سر این شوخی می‌کردیم. مثلاً

484
00:47:03,737 --> 00:47:07,991
وقتی یه ژاپنی، یه چینی و بان
با هم برن توی طویله چی میشه؟

485
00:48:22,190 --> 00:48:24,151
!بچه رو ساکت کن

486
00:48:30,741 --> 00:48:35,871
♪ هر شب صدای توپ‌ها ♪
♪ توی شهر طنین‌انداز میشه ♪

487
00:48:35,996 --> 00:48:42,252
♪ رفتگر از جارو زدن دست می‌کشه ♪
♪ تا به صداشون گوش بده ♪

488
00:48:42,377 --> 00:48:46,757
♪ توپ‌ها رد میشن و ♪
♪ مامان بیدار میشه ♪

489
00:48:46,882 --> 00:48:51,261
♪ توپ‌ها رد میشن و ♪
♪ بچه‌ها گریه می‌کنن ♪

490
00:48:51,386 --> 00:48:56,808
♪ موشک‌های نیمه‌شب ♪
♪ کوهستان رو روشن می‌کنن ♪

491
00:48:57,309 --> 00:49:01,647
♪ هر شب صدای توپ‌ها ♪
♪ توی شهر طنین‌انداز میشه ♪

492
00:49:01,772 --> 00:49:07,402
♪ رفتگر از جارو زدن دست می‌کشه ♪
♪ تا به صداشون گوش بده ♪

493
00:49:07,861 --> 00:49:12,366
♪ با صدای هر هواپیما ♪
♪ یه بچه‌ست که می‌ترسه ♪

494
00:49:12,491 --> 00:49:16,745
♪ ،پناهگاه‌های عاری از حیات ♪
♪ ای پوستِ زرد رنگ ♪

495
00:49:16,870 --> 00:49:22,209
♪ چشم‌های میهن‌مون به تمام ♪
♪ این شب‌های روشن دوخته شده ♪

496
00:49:23,085 --> 00:49:27,255
♪ هزاران موشک روستاهامون رو ♪
♪ با خاک یکسان می‌کنن ♪

497
00:49:27,381 --> 00:49:31,468
♪ هزاران بمب روی مزارع‌مون فرود میان ♪

498
00:49:32,260 --> 00:49:37,516
♪ درهای خونه‌های دهکده‌مون ♪
♪ توی آتیش می‌سوزن ♪

499
00:49:37,766 --> 00:49:41,812
♪ هزاران کامیون در حال حمل مین هستن ♪

500
00:49:41,937 --> 00:49:46,149
♪ ،هزاران کامیون دارن به شهر برمی‌گردونن ♪

501
00:49:46,274 --> 00:49:51,822
♪ گوشت و استخون مادرها و بچه‌ها رو ♪

502
00:50:06,545 --> 00:50:10,173
خدا می‌دونه مقصدمون کجاست

503
00:50:10,215 --> 00:50:13,218
فقط می‌دونم که میریم جایی دور از خونه

504
00:50:14,511 --> 00:50:16,346
به مقصدمون می‌رسیم؟

505
00:50:16,388 --> 00:50:20,308
قایقران میگه که
شانس‌مون پنجاه‌پنجاهـه

506
00:50:20,851 --> 00:50:23,520
بان میگه احتمال خیلی خوبیـه

507
00:50:24,187 --> 00:50:26,857
با وجود تمام اتفاقات گذشته و
،آینده‌ای سرشار از پوچی

508
00:50:26,857 --> 00:50:29,860
من همچنان یه انقلابی‌ام

509
00:50:29,901 --> 00:50:31,695
،بازپروریم تموم شده

510
00:50:31,695 --> 00:50:34,156
ولی هر روز می‌نویسم

511
00:50:34,865 --> 00:50:38,076
این بار برای خودم، برای ما

512
00:50:40,037 --> 00:50:41,705
بازنویسی

513
00:50:41,747 --> 00:50:43,206
تجربه‌ی دوباره

514
00:50:44,082 --> 00:50:45,542
شروعی تازه
