﻿1
00:00:06,506 --> 00:00:08,466
‫ارباب تاریکی داره بیدار میشه
[آنچه در فصل قبل گذشت]

2
00:00:08,550 --> 00:00:10,593
‫هنوز هیچی نشده داره توی سرمون زمزمه می‌کنه

3
00:00:12,137 --> 00:00:14,055
‫اما یک نفر هست که می‌تونه جلوی اون بایسته

4
00:00:15,890 --> 00:00:17,517
‫اژدها دوباره متولد شده

5
00:00:17,851 --> 00:00:20,061
‫- و اون یکی از شماهاست.
‫- عقلت رو از دست دادی!

6
00:00:20,145 --> 00:00:21,271
‫از پیوندی که بین...

7
00:00:21,271 --> 00:00:22,814
‫محافظ هر چی آی‌سدای‌اش حس کنه رو حس می‌کنه

8
00:00:22,981 --> 00:00:25,608
‫هیچ امید و هدفی برای
‫ ادامه و گذروندن زندگی نداشتم

9
00:00:27,360 --> 00:00:30,155
‫این قدرت متعلق به زن‌هاست

10
00:00:30,238 --> 00:00:31,531
‫فقط برای زنان!

11
00:00:31,614 --> 00:00:33,491
وقتی شما مردها لمش می‌کنید،

12
00:00:33,700 --> 00:00:36,119
‫آلوده‌ش می‌کنین.

13
00:00:36,202 --> 00:00:37,871
‫ارباب تاریکی، «قدرت واحـد» رو خراب کرد

14
00:00:37,871 --> 00:00:41,374
‫تا هر کسی ازش استفاده کرد کارش به جنون بکشه

15
00:00:41,458 --> 00:00:43,209
‫باید حواس‌تون رو جمع کنید.

16
00:00:43,293 --> 00:00:45,336
‫من ارتباطش با خنجر رو درمان کردم،

17
00:00:45,420 --> 00:00:47,589
‫ولی دقیقاً به اندازه‌ای که
‫ اون از تاریکی خنجر تغذیه می‌کرد

18
00:00:47,881 --> 00:00:49,132
‫خنجر هم داشت از تاریکی درونش سـود می‌برد

19
00:00:49,215 --> 00:00:51,509
‫اگه دوباره بهش دست بزنه،
‫ممکنه برای همیشه از دست بـره.

20
00:00:52,469 --> 00:00:53,511
‫خیلی نگرانشم،

21
00:00:53,511 --> 00:00:55,638
‫وقتی والـدا داشت شکنجه‌ش می‌داد

22
00:00:55,722 --> 00:00:57,223
‫چشم‌هاش طلایی شد،
‫درست مثل چشم گرگ‌

23
00:00:57,307 --> 00:00:59,726
‫- من آی‌سدای نیستم
‫- اما می‌تونی باشی!

24
00:00:59,809 --> 00:01:01,770
‫تو به باد گوش نمی‌دی اگوین،

25
00:01:01,853 --> 00:01:04,147
‫بـاد به تو گوش می‌ده!

26
00:01:05,690 --> 00:01:06,900
‫قدرتمندترین احضارکنندۀ قدرتی

27
00:01:07,025 --> 00:01:09,110
‫که در هزار سال اخیر دیدیم!

28
00:01:09,194 --> 00:01:11,446
‫اگه من همون‌قدری که می‌گید قدرتمندم

29
00:01:11,529 --> 00:01:14,741
‫شاید شما آی‌سدای‌ها نباید من
‫رو دست کم بگیرین، نه من شما رو.

30
00:01:14,824 --> 00:01:16,910
‫چرخ زمان تو رو به این ماجرا فراخونده

31
00:01:16,993 --> 00:01:18,286
‫چه بتونی تحمل‌ش کنی چه نه

32
00:01:18,286 --> 00:01:20,246
‫نبرد پایانی نزدیکه!

33
00:01:25,627 --> 00:01:26,503
‫این چـیه؟

34
00:01:26,503 --> 00:01:27,754
‫«شــاخ والـری»

35
00:01:28,421 --> 00:01:29,631
‫که در آخرین نبرد دمیده بشه!

36
00:01:31,466 --> 00:01:32,509
‫پیـروان تاریکی از مـرز رد شدن!

37
00:01:32,592 --> 00:01:34,803
‫اگه همین حالا که ارباب تاریکی
‫قدرت خاصی نداره

38
00:01:34,886 --> 00:01:36,221
‫جلـوش رو نگیریم،

39
00:01:36,304 --> 00:01:38,765
‫تمام دنیا به تاریکی رو میارن.

40
00:01:38,848 --> 00:01:41,476
‫مــت؟

41
00:01:41,559 --> 00:01:43,228
‫می‌خوام یه پیام به برج فرستاده بشه.

42
00:01:43,228 --> 00:01:45,688
‫مردی هست که باید پیداش کنن

43
00:01:45,772 --> 00:01:47,107
‫مـت کاثن.

44
00:01:47,190 --> 00:01:48,942
‫این پیام رو به کی بفرستم؟

45
00:01:48,942 --> 00:01:50,110
‫به «آژای قـرمز»

46
00:01:50,193 --> 00:01:52,278
‫مـورین پیوندمون رو قطع کرده.

47
00:01:53,905 --> 00:01:55,824
‫نمی‌تونی از سرنوشتت فرار کنی.

48
00:01:55,907 --> 00:01:58,368
‫تـو اژدهای دوباره متولد شده‌ای!

49
00:01:58,368 --> 00:01:59,452
‫همینجا بود!

50
00:01:59,994 --> 00:02:01,287
‫همون وسط.

51
00:02:01,955 --> 00:02:02,539
‫اگوین؟

52
00:02:03,706 --> 00:02:04,374
‫خـوب حسش کردم!

53
00:02:04,457 --> 00:02:05,625
‫جـنون رو می‌گم

54
00:02:05,834 --> 00:02:06,709
‫بهشون بگو من مُردـم.

55
00:02:06,793 --> 00:02:08,545
‫بـگو نتونستم زنده برگردم.

56
00:02:08,920 --> 00:02:09,546
‫رند کجاست؟

57
00:02:10,130 --> 00:02:10,797
‫مُرده.

58
00:02:11,881 --> 00:02:13,341
‫پیوندمون رو دوباره وصل کن.

59
00:02:13,424 --> 00:02:14,926
‫دیگه به قدرت...

60
00:02:14,926 --> 00:02:16,219
‫دسترسی ندارم!

61
00:02:18,429 --> 00:02:19,305
‫ این کوئیلدیاره  

62
00:02:19,764 --> 00:02:20,431
‫فکر می‌کردم سنگ‌ قلب

63
00:02:20,431 --> 00:02:21,474
‫هیچ طوریش نمی‌شه،

64
00:02:22,475 --> 00:02:23,977
‫حتی قدرت واحد هم نمی‌تونه
‫بشکونتش!

65
00:02:24,853 --> 00:02:25,770
منم همینطور فکر می‌کردم.

66
00:02:26,396 --> 00:02:27,105
‫یعنی چی؟

67
00:02:27,105 --> 00:02:28,606
‫یعنی این نبرد پایانی نبود!

68
00:02:30,817 --> 00:02:32,694
‫می‌ترسم اولین نبرد بوده باشه...

69
00:03:47,477 --> 00:03:50,897
کجـاست؟
کسی که الان توی این دنیا سرگردونه!

70
00:03:50,980 --> 00:03:53,691
‫کسی که از اول اژدها بوده و
‫خواهد بود،

71
00:03:53,775 --> 00:03:56,694
‫اما فعلاً قدرت درونش شکل نگرفته،

72
00:03:56,778 --> 00:03:58,112
‫رند ال‌ثور؟

73
00:03:58,196 --> 00:04:00,114
‫شخصی که من رو از چـشم جـهان آزاد کرد،

74
00:04:00,198 --> 00:04:02,867
‫و فکر می‌کنه می‌تونه خودش رو قایم کنه.

75
00:04:02,951 --> 00:04:04,619
‫نمی‌تونه.

76
00:04:04,702 --> 00:04:05,995
‫قصد داریم کارش رو یه ‌سره کنیم؟

77
00:04:06,079 --> 00:04:09,624
‫شاید به یه دردی بخوره.

78
00:04:09,707 --> 00:04:12,210
‫دیـر یا زود که گیرش می‌اندازیم،

79
00:04:12,293 --> 00:04:13,920
‫حالا توی این عصر یا عصر دیگه‌ای.

80
00:04:14,003 --> 00:04:15,463
‫مامان؟

81
00:04:16,464 --> 00:04:17,840
‫ببخشید!

82
00:04:18,549 --> 00:04:21,052
‫ما وسـط جلسه‌ایم!

83
00:04:21,135 --> 00:04:22,762
‫یه جلسه خیلی خیلی مهم.

84
00:04:25,390 --> 00:04:26,683
‫آهان...

85
00:04:26,766 --> 00:04:28,518
‫بذار حدس بزنم.

86
00:04:28,601 --> 00:04:29,769
‫یه‌چیزی اون بیرون ترسوندتـت نه؟

87
00:04:31,854 --> 00:04:33,648
‫هیولایی، چیزی؟

88
00:04:37,485 --> 00:04:38,945
‫بیا بیرون.

89
00:04:42,699 --> 00:04:45,785
‫البته خیلی‌ها هم به من می‌گن هـیولا.

90
00:04:46,744 --> 00:04:50,290
‫درکنار بقیه نام‌های پلـیدی که بهم دادن.

91
00:04:50,373 --> 00:04:51,833
‫«مردی از جنس دروغ»

92
00:04:51,916 --> 00:04:53,793
‫«نابودکنـنده امید»

93
00:04:53,876 --> 00:04:56,004
‫«طرد شده»

94
00:04:56,087 --> 00:04:58,298
‫می‌دونی چـرا من و بقیه طـردشدگان

95
00:04:58,381 --> 00:04:59,757
‫رو اینطوری صدا می‌زنن؟

96
00:04:59,841 --> 00:05:01,009
‫نه.

97
00:05:01,092 --> 00:05:03,344
‫چـون اگه من رو با اسم واقعی‌ام صدا بزنن،

98
00:05:03,720 --> 00:05:04,762
‫هیچکس دیگه ازم نمی‌ترسه.

99
00:05:14,272 --> 00:05:17,734
جدای این‌ها؛ چطور می‌شه ثابت کرد
‫آدم بدی نیستی؟

100
00:05:17,817 --> 00:05:20,903
‫چطور می‌شه ثابت‌ کرد کارهایی که داری
‫انجام می‌دی، خوب‌ـن یا بد؟

101
00:05:22,447 --> 00:05:23,823
‫درست هستن یا اشتباه؟

102
00:05:25,783 --> 00:05:27,994
‫این موجود رو ببین.

103
00:05:28,453 --> 00:05:29,662
‫نصف انسانه،

104
00:05:30,413 --> 00:05:32,248
‫نصف حیوان.

105
00:05:32,540 --> 00:05:35,501
‫همیـشه، بینِ چیزی بودن خیلی سخته.

106
00:05:39,297 --> 00:05:40,673
‫اگه آدم بدی نباشه چی؟

107
00:05:41,758 --> 00:05:43,885
‫اگه کاری که می‌کنه اشتباه نباشه چی؟

108
00:05:44,719 --> 00:05:45,887
‫شاید همه این‌ها به‌خاطر اینه که...

109
00:05:46,554 --> 00:05:47,180
‫فقط گشنشه؟

110
00:05:51,934 --> 00:05:53,644
‫حالا من رو ببین.

111
00:05:55,063 --> 00:05:57,565
‫من شبیه هیولاهـام؟

112
00:06:00,068 --> 00:06:01,277
‫نـه.

113
00:06:04,238 --> 00:06:05,573
‫می دونستم از تو خوشم میاد.

114
00:06:14,374 --> 00:06:15,792
‫دیدی؟

115
00:06:15,875 --> 00:06:17,543
‫هیچی نشد.

116
00:06:18,461 --> 00:06:19,087
‫حالا نوبت توئه.

117
00:06:19,170 --> 00:06:20,922
‫انجامش بده.

118
00:06:42,193 --> 00:06:48,324
‫ چـــرخ زمـــان 
‫  فصل دوم - قسمت اول  

119
00:08:39,519 --> 00:08:40,478
‫دیر کردی.

120
00:08:40,853 --> 00:08:44,190
‫ورین! مجبوری اینقدر بلند صحبت کنی؟

121
00:08:44,190 --> 00:08:45,316
‫بـاز هم مریضی؟

122
00:08:46,108 --> 00:08:48,694
‫دارم با عادی‌ترین لـحن ممکن حرف می‌زنم.

123
00:08:48,694 --> 00:08:50,821
‫می‌شه یه‌ذره بیای این‌ور تر؟

124
00:08:51,739 --> 00:08:53,199
‫عالی شد.

125
00:08:54,951 --> 00:08:56,494
‫لـن؟

126
00:08:56,702 --> 00:08:58,621
‫امروز هوا خیلی گَرمه،

127
00:08:58,704 --> 00:09:00,998
‫و حتماً تمرین شمشیر با همچین...

128
00:09:01,082 --> 00:09:04,544
‫شلوار پشمی و زخیمی خیلی
‫کار طاقت‌فرساییه نه؟

129
00:09:05,211 --> 00:09:06,254
‫یکی داره میاد.

130
00:09:06,796 --> 00:09:09,006
‫دوباره اومدن مورین رو ببینن نه؟

131
00:09:09,465 --> 00:09:10,216
‫حتماً.

132
00:09:11,217 --> 00:09:13,094
‫این 20میـن نفره!

133
00:09:13,177 --> 00:09:15,012
‫مورین هنوز نگفته این‌ها کی‌ان

134
00:09:15,054 --> 00:09:16,722
‫یا چه پیغامی میارن؟

135
00:09:17,139 --> 00:09:18,808
‫توروخدا نگاهم نکن.

136
00:09:18,891 --> 00:09:20,768
‫هرچی به تو می‌گه
‫به منم همون‌ها رو می‌گه.

137
00:09:33,948 --> 00:09:36,075
‫دوباره اومدن شما رو ببینن.

138
00:09:36,158 --> 00:09:37,660
‫بفرستش داخل.

139
00:09:39,662 --> 00:09:41,163
‫این یکی از «ایلیان» اومده.

140
00:09:42,164 --> 00:09:43,666
‫بفرستش داخل.

141
00:09:53,301 --> 00:09:54,635
‫مـورین سدای.

142
00:09:55,803 --> 00:09:56,429
‫بفرمایید.

143
00:09:57,680 --> 00:09:58,222
‫بشینید.

144
00:09:58,222 --> 00:10:00,057
‫همیشه مشتری‌هام میان پیش من،

145
00:10:00,057 --> 00:10:02,226
‫نه اینکه من بـرم پیش‌شون.

146
00:10:02,560 --> 00:10:04,228
‫مخصوصاً همچین جایی که
‫تا نزدیک‌ترین بندر یه دنیا فاصله داره.

147
00:10:04,395 --> 00:10:05,771
‫و با این حال اومدین.

148
00:10:06,063 --> 00:10:07,732
‫ظاهراً چون چاره دیگه‌ای نداشتم، درسته؟

149
00:10:08,107 --> 00:10:10,735
‫آقای دومون هرکسی می‌تونه
‫برای خودش تصمیم بگیره.

150
00:10:11,569 --> 00:10:13,946
‫و هر تصمیمی هم عواقبی در پی داره.

151
00:10:15,740 --> 00:10:16,157
‫در رو ببند.

152
00:10:21,829 --> 00:10:23,539
‫حالا...

153
00:10:24,832 --> 00:10:25,750
‫اگه سخنرانی‌ات تموم شده،

154
00:10:25,750 --> 00:10:27,710
‫بهتره بریم سر اصل مطلب.

155
00:12:05,683 --> 00:12:07,476
‫نخندهـا.

156
00:12:10,521 --> 00:12:11,731
‫آمرلین برگشته؟

157
00:12:12,231 --> 00:12:12,815
‫باهاش حرف نزدی؟

158
00:12:14,483 --> 00:12:15,568
‫نـه.

159
00:12:16,902 --> 00:12:17,820
‫اون اول که اومدیم اینجا،

160
00:12:17,903 --> 00:12:20,239
‫بهمون گفت چـرخ زمان ما رو فرا خوانده.

161
00:12:20,573 --> 00:12:22,241
‫اما از اون موقع تا حالا مفیدترین کاری که کردیم

162
00:12:22,241 --> 00:12:23,492
‫تمیزکاری بوده.

163
00:12:23,576 --> 00:12:25,828
‫همه تازه‌کارها باید همچین
‫دورانی رو بگذرونن.

164
00:12:26,203 --> 00:12:28,080
‫تک تک آی‌سدای‌ها این تجربه رو دارن،

165
00:12:28,080 --> 00:12:29,457
‫حتی خود آمرلین.

166
00:12:31,041 --> 00:12:32,376
‫شخصیتت رو...شکل می‌ده.

167
00:12:32,376 --> 00:12:34,754
‫راضی‌ام به همینی که هست.

168
00:12:36,297 --> 00:12:37,298
‫مـیز رو خلوت کنید.

169
00:12:43,095 --> 00:12:45,097
‫به اون دست نزن.

170
00:12:46,515 --> 00:12:48,851
‫پنج رشته حیاتی قدرت واحد چیا بودن؟

171
00:12:50,519 --> 00:12:51,353
‫بـاد،

172
00:12:51,437 --> 00:12:53,272
‫خـاک، آتش،

173
00:12:54,565 --> 00:12:55,024
‫روح

174
00:12:55,107 --> 00:12:56,817
‫- و آب.
‫- آفرین.

175
00:12:57,651 --> 00:12:58,861
‫وقتی این رشته‌ها رو لمس می‌کنید،

176
00:12:58,944 --> 00:13:01,822
‫باید اون‌ها رو از دِل طبیعت و
‫محیط اطراف‌تون بیرون بکشید.

177
00:13:02,114 --> 00:13:03,407
‫تا پایان امروز، شما ها فقط باید

178
00:13:03,407 --> 00:13:06,076
‫از آب درون این لیوان‌ها بنوشید.

179
00:13:09,163 --> 00:13:12,333
‫اون‌هایی که به این بافـت مسلط بشن، وضعیت
‫بسیار بهتری

180
00:13:12,416 --> 00:13:14,794
‫از کسانی که این بافت
‫رو بلد نمی‌شن خواهند داشت.

181
00:13:15,419 --> 00:13:16,337
‫حالا اینجا رو ببینید.

182
00:13:17,755 --> 00:13:20,341
‫از تک‌تک سنگ‌های موجود در این برج،

183
00:13:20,591 --> 00:13:23,886
‫رشته‌های خـاک رو با دست راست‌تون
‫فرا بخوانید.

184
00:13:24,303 --> 00:13:27,306
‫بعد با دست چپ‌تون، رشته‌های آب رو

185
00:13:27,389 --> 00:13:30,893
‫از رطوبت هوا یا حتی همین یک لیوان
‫آب فرا بخوانید.

186
00:13:30,976 --> 00:13:34,814
‫حالا با هم تلفیق‌شون می‌کنیم

187
00:13:40,653 --> 00:13:43,239
‫بعد لیوان آب‌تون رو بردارید،

188
00:13:43,322 --> 00:13:45,324
‫بریزیدش روی بافت‌ها.

189
00:14:02,341 --> 00:14:03,217
‫نوبت شماست.

190
00:14:04,677 --> 00:14:08,848
‫بارها طول می‌کشه تا نهایتاً
‫آبی پاک داشته باشید.

191
00:14:11,684 --> 00:14:13,269
‫اما به مرور زمان
‫بهش مسلط می‌شین.

192
00:14:16,272 --> 00:14:17,189
‫بزنم به تخته دوتا دست توانا داری،

193
00:14:17,273 --> 00:14:19,942
‫ازشون استفاده کن تا کارت راحت‌تر بشه.

194
00:14:20,276 --> 00:14:22,486
‫من برای آسونی و راحتی نیومدم اینجا.

195
00:14:26,282 --> 00:14:27,825
‫چرا چشم‌هات رو به من دوختی؟

196
00:14:28,325 --> 00:14:30,661
‫هـنوز حتی بـافت رو فرا نخواندی.

197
00:14:31,036 --> 00:14:33,414
‫می‌خوام ببینم تا کِی می‌خوای
‫همینطوری مثل پروانه دورم بگردی!

198
00:14:36,458 --> 00:14:38,836
‫یه شاخه گل...

199
00:14:39,253 --> 00:14:40,754
‫توی ذهنت تصور کن.

200
00:14:42,548 --> 00:14:43,716
‫با رنگ صورتی.

201
00:14:46,093 --> 00:14:46,468
‫و بسیار ظریف.

202
00:14:46,468 --> 00:14:48,512
‫- آماده برای اینکه...
‫- کار نمی‌کنه.

203
00:14:48,762 --> 00:14:50,306
‫- دوباره تلاش کن.
‫- دوباره تلاش کردم!

204
00:14:55,644 --> 00:14:59,064
‫توی فال‌دارا، شما دونفر پتانسیل واقعی‌تون
‫رو شاهد بودین.

205
00:14:59,356 --> 00:15:03,193
‫«بـانو آمالیسا» یک لشکر کامل از ترولوک‌ها
‫رو با خاک یکسان کرد.

206
00:15:03,485 --> 00:15:04,403
‫با استفاده از قدرت شما،

207
00:15:04,737 --> 00:15:05,779
‫نه خودش!

208
00:15:06,155 --> 00:15:07,072
‫قدرت شما!

209
00:15:07,865 --> 00:15:09,408
‫سال‌ها طول می‌کشه تا یاد بگیرید

210
00:15:09,491 --> 00:15:11,035
‫چطور اون‌چنان قدرتی ایجاد کنید،

211
00:15:11,118 --> 00:15:13,120
‫اما از پسش برمیاین.

212
00:15:14,371 --> 00:15:15,831
‫همچین قدرتی نباید در
‫اختیار کسی قرار بگیره.

213
00:15:16,123 --> 00:15:18,208
‫یا چیزی که هستی رو قبول می‌کنی،

214
00:15:18,459 --> 00:15:19,960
‫یا ازش می‌ترسی و دوری می‌کنی.

215
00:15:20,169 --> 00:15:21,337
‫اگوین دختر قوی‌ایه،

216
00:15:21,420 --> 00:15:23,172
‫حتی از اکثرمون قوی‌تر،

217
00:15:23,422 --> 00:15:24,381
‫اما تو...

218
00:15:24,798 --> 00:15:27,134
‫قدرت تو ده برابر قدرتِ اگوینه، ناینیو

219
00:15:27,217 --> 00:15:29,136
‫چه بخوای، چه نخوای.

220
00:15:30,346 --> 00:15:33,432
‫پنج ماهه توی این برجی و حتی یک‌بار هم...

221
00:15:34,016 --> 00:15:34,892
‫قدرت رو احضار نکردی.

222
00:15:36,310 --> 00:15:37,853
‫هرچیزی که داره جلـوت رو می‌گیره،

223
00:15:37,937 --> 00:15:40,022
‫بهتره از سر راهت بزنیش کنار.

224
00:15:41,982 --> 00:15:45,069
‫تا همه یه لیوان آب‌‌شون رو نخوردن
‫هیچکس از اینجا خارج نمی‌شه.

225
00:15:46,236 --> 00:15:48,072
‫حالا چشم‌هات رو ببند.

226
00:15:52,534 --> 00:15:54,870
‫چشم‌هات رو ببند.

227
00:16:15,516 --> 00:16:17,768
‫نگفتی که حتماً باید آبِ زلال باشه.

228
00:16:26,151 --> 00:16:27,861
‫اگوین آل‌ویر...

229
00:16:28,153 --> 00:16:29,071
‫اوضاع‌ش چطوره؟

230
00:16:29,154 --> 00:16:31,824
‫باید آروم آروم بره جلو...

231
00:16:32,032 --> 00:16:35,369
‫یکم.
‫البته ناینیو ال‌میرا...

232
00:16:35,703 --> 00:16:36,745
‫هنوز نمی‌تونه؟

233
00:16:36,829 --> 00:16:38,080
‫از روزی که اومده اینجا؛

234
00:16:38,288 --> 00:16:40,249
‫حتی یک‌بار هم نـور رو احضار نکرده.

235
00:16:40,916 --> 00:16:42,710
‫شاید باید یه معلم بهتر بالا سرش باشه.

236
00:16:45,337 --> 00:16:46,839
‫همه‌مون خیلی تلاش کردیم.

237
00:16:47,798 --> 00:16:49,049
‫عذر می‌خوام...

238
00:16:49,800 --> 00:16:52,511
‫اما بهتره بگیم همه‌مون جز اون‌هایی
‫که از احضار کردن منع شدن.

239
00:16:54,013 --> 00:16:55,889
‫مگه اینکه بانوی اول فرزانه‌ها این یک‌بار رو

240
00:16:55,973 --> 00:16:58,183
‫استثنا قائل بشن و بذارن بنده تلاش کنم.

241
00:16:58,767 --> 00:17:01,061
‫آخرین فرزانه‌ای که تحت مراقبت تو بود مُرد.

242
00:17:02,604 --> 00:17:04,857
‫خب قدرت واحد خطرناکه،
‫استفاده ازش واقعاً دل و جرئت می‌خواد

243
00:17:04,857 --> 00:17:06,442
‫حتی از دست دادن یک‌ نفر هم کُلی به ضررمونه.

244
00:17:07,985 --> 00:17:09,945
‫قبلاً توی این برج جای سوزن انداختن نبود.

245
00:17:11,196 --> 00:17:13,073
‫اما هرسال که گذشت،
‫دخترانی کمتری به اینجا بودن

246
00:17:13,407 --> 00:17:14,658
‫- با قدرت‌های نه چندان قوی.
‫- به‌هرحال...

247
00:17:14,742 --> 00:17:17,036
‫دنیای ما در آشوبه.

248
00:17:18,162 --> 00:17:19,288
‫ایلیان‌ها در به‌ در افتادن دنبال «شاخ والری»

249
00:17:19,371 --> 00:17:21,415
‫ترولوک‌ها به آرافل حمله کردن،

250
00:17:21,498 --> 00:17:24,001
‫و یه اژدهای دروغین دیگه توی «سلدسیا»
‫قد علم کرده.

251
00:17:24,501 --> 00:17:27,046
‫می‌گن حتی از لوگین هم قوی‌ترـه.

252
00:17:27,129 --> 00:17:28,505
‫همه می‌تونیم حسش کنیم.

253
00:17:29,089 --> 00:17:30,382
‫یه اتفاقی در راهه...

254
00:17:30,466 --> 00:17:32,176
‫و ما اصلاً براش آماده نیستیم.

255
00:17:33,427 --> 00:17:35,721
‫ناینیو قوی‌ترین سلاحیه
‫که طی تمام این سال‌ها

256
00:17:35,804 --> 00:17:38,265
‫می‌تونیم ازش بر علیه نیروهای تاریکی استفاده کنیم

257
00:17:39,683 --> 00:17:41,435
‫حداقل بذارید باهاش صحبت کنم.

258
00:17:46,356 --> 00:17:47,191
‫فقط صحبت.

259
00:17:47,649 --> 00:17:49,068
‫فقط همین، حالا از اینجا برید

260
00:17:49,151 --> 00:17:51,070
‫همه‌تون.

261
00:17:51,862 --> 00:17:53,489
‫این کار اشتباهه خواهر!

262
00:18:08,921 --> 00:18:10,047
‫دارن اسب‌ها رو زین می‌کنن.

263
00:18:11,673 --> 00:18:12,633
‫الان میام.

264
00:18:15,469 --> 00:18:18,388
‫یه نامه دیگه از بانو ال‌میرا و الویرا؟

265
00:18:22,351 --> 00:18:24,812
‫الان که رنـد مُرده، جز

266
00:18:25,145 --> 00:18:26,855
‫اگوین و ناینیو

267
00:18:30,025 --> 00:18:31,068
‫کسی رو ندارم.

268
00:18:33,487 --> 00:18:34,571
‫مـت هم که خدا می‌دونه کجاست.

269
00:18:36,824 --> 00:18:39,409
‫همه‌ش پیگیرشم ببینم کجاست اما...

270
00:18:43,205 --> 00:18:44,206
‫یالا.

271
00:18:44,998 --> 00:18:46,917
‫جست‌وجوی شاخ والری...

272
00:18:47,000 --> 00:18:48,502
‫در انتظارمونه.

273
00:18:49,711 --> 00:18:53,090
‫ردیاب جدیدی که لـورد اینگـتار استخدام کرده
‫با دود آتش بهمون علامت داد.

274
00:18:53,257 --> 00:18:54,299
‫حتماً یه‌چیزی پیدا کرده.

275
00:18:55,926 --> 00:18:57,136
‫«اونو» از شنیدن این خبر خوشحال نمی‌شه.

276
00:19:32,212 --> 00:19:33,755
‫عجب ردیاب باهوشی

277
00:19:34,214 --> 00:19:36,925
‫با علامت دادن با دود آتش قشنگ پدن‌فین

278
00:19:36,925 --> 00:19:40,387
‫و پیروان تاریکی می‌فهمن کدوم گوری هستیم.

279
00:19:40,846 --> 00:19:43,265
‫یه‌چیزایی درمورد این ردیاب جدید شنیدم،

280
00:19:43,348 --> 00:19:46,935
‫می‌گن با حس بویایی‌ش ردیابی می‌کنه.

281
00:19:47,144 --> 00:19:50,939
‫اما مطمئم که در مقابل
‫شما عددی نیست، ارباب نومیسا.

282
00:19:51,023 --> 00:19:53,192
‫با اینکه هفته‌هاست از آخرین خبری که
‫از فین داشتیم می‌گذره،

283
00:19:53,275 --> 00:19:57,154
‫به‌نظر می‌رسه شما هر لحظه کشفیات
‫جدیدی در این رابطه رو می‌کنید،

284
00:19:57,154 --> 00:19:58,614
‫هندونه می‌ذاری زیر بغلم؟

285
00:19:59,364 --> 00:20:00,032
‫نه!

286
00:20:00,532 --> 00:20:01,408
‫اون اصلاً اهل این کارها نیست.

287
00:20:02,743 --> 00:20:06,371
‫دوباره اون ماجرای «واچ هـیل» رو
‫برامون تعریف کنید.

288
00:20:06,455 --> 00:20:08,999
‫اینقدر به پدن‌فـین نزدیک بودم که

289
00:20:09,082 --> 00:20:12,502
‫می‌تونستم بوی بدن کثیف‌ش که با
‫نور به لرزه میافته رو حس کنم.

290
00:20:12,586 --> 00:20:14,338
‫اگه شما احمق‌ها مثل گله گاوی که

291
00:20:14,421 --> 00:20:16,757
‫از رودخانه عبور می‌کنن نپریده بودین وسط،

292
00:20:16,840 --> 00:20:19,968
‫جـسدش رو می‌کشیدم روی آتیش و کاری می‌کردم

293
00:20:20,052 --> 00:20:22,471
‫ با صدای جیغ و دادش شـاخ والری
‫ دمیده بشه و مرده‌ها زنده بشه

294
00:20:24,723 --> 00:20:26,642
‫دارین مسخره‌ام می‌کنین!

295
00:20:27,142 --> 00:20:29,561
‫- نفهم های بیشعور!
‫- اونو!

296
00:20:40,197 --> 00:20:41,031
‫الیاس...

297
00:20:42,241 --> 00:20:44,451
‫می‌شه تا فین و دار و دسته‌ش
‫ رو نکشوندی اینجا

298
00:20:44,534 --> 00:20:48,956
‫دخل‌مون رو بیارن آتیشت رو خاموش کنی؟

299
00:20:49,498 --> 00:20:50,540
‫آتیش من نیست!

300
00:20:58,548 --> 00:21:00,050
‫از این سمت

301
00:21:17,401 --> 00:21:19,945
‫باشد که گرداننده خلقت آن‌ها را بیامرزد.

302
00:21:40,257 --> 00:21:43,260
‫یه دختربچه از بین‌شون زنده مونده.

303
00:22:06,116 --> 00:22:08,368
‫این سگه ازش محافظت می‌کرده.

304
00:22:08,910 --> 00:22:10,996
‫یکی از پیروانِ فین.

305
00:22:11,079 --> 00:22:13,457
‫به‌نظر می‌رسه اهل «شایناران»ـه.

306
00:22:14,624 --> 00:22:17,419
‫احتمالاً یکی از کساییه که به فین
‫کمک کردن به «فال‌دارا» نفوذ کنه.

307
00:22:17,502 --> 00:22:20,047
‫از زمان جریانات فال‌دارا هم‌سفر بودن.

308
00:22:22,549 --> 00:22:23,258
‫خائن عوضی!

309
00:22:23,258 --> 00:22:24,301
‫کافیه.

310
00:22:26,219 --> 00:22:28,138
‫جسدها رو خاک می‌کنیم

311
00:22:28,388 --> 00:22:29,389
‫و صبح به راه‌مون ادامه می‌دیم.

312
00:22:41,568 --> 00:22:43,904
‫مطمئنی برای زمانِ قبل از فروپاشیه؟

313
00:22:46,281 --> 00:22:49,242
‫سال‌ها از عمرم با ساکنان دریا
‫سر و کار داشتم،

314
00:22:50,535 --> 00:22:52,245
‫و کارشون رو  دست نداره.

315
00:22:52,913 --> 00:22:55,165
‫اگه از این خوشت نیومد،

316
00:22:55,791 --> 00:22:57,709
‫این یکی دقیقاً همون چیزیه که می‌خوای.

317
00:23:07,511 --> 00:23:08,887
‫سنگ‌های کوئیلدیار واقعاً کم‌یاب‌ـن، درسته

318
00:23:08,970 --> 00:23:10,806
‫اما از کجا می‌دونی این چیزیه که
‫دنبالشم؟

319
00:23:11,390 --> 00:23:12,808
‫چون این شکسته،

320
00:23:13,141 --> 00:23:14,226
‫و...؟

321
00:23:14,434 --> 00:23:17,062
‫با استفاده از خـود قدرت واحـد ساخته شده.

322
00:23:18,063 --> 00:23:20,565
و ‫من و تو هردومون

323
00:23:20,649 --> 00:23:23,485
‫ویژگی بارزـش رو می‌دونیم.

324
00:23:25,570 --> 00:23:27,114
هرچی هم بشه قدرت‌ش از بین نمی‌ره.

325
00:23:40,585 --> 00:23:41,670
‫وقتی پیوندمون فعال بود همه‌چی راحت‌تر بود،

326
00:23:42,879 --> 00:23:44,423
‫انگار یه نفر سوم باهامون بود

327
00:23:44,506 --> 00:23:46,007
‫که هیچوقت و هیچ‌جا ترک‌مون نمی‌کرد،

328
00:23:46,258 --> 00:23:48,718
‫احساسات و عواطف‌مون رو
‫بدون اینکه حرف بزنیم بهمون می‌گفت

329
00:23:48,844 --> 00:23:50,387
‫می‌فهمیدم خستشه، گرسنه‌ست یا نه

330
00:23:50,470 --> 00:23:52,973
‫عصبانیه، ترسیده...

331
00:23:56,393 --> 00:23:57,352
‫الانم که سکوت مطلق.

332
00:23:59,312 --> 00:24:00,313
‫بهت نمی‌خوره مردی باشی که

333
00:24:00,397 --> 00:24:01,690
‫از سکوت می‌ترسه.

334
00:24:11,700 --> 00:24:12,576
‫می‌خواد ولش کنم.

335
00:24:14,995 --> 00:24:15,704
‫می‌تونی ولش کنی.

336
00:24:16,746 --> 00:24:18,373
‫یه آی‌سدای همیشه به
‫محافظش نیاز داره.

337
00:24:19,499 --> 00:24:21,126
‫«آدلیاس» که بدون محافظ کَـک‌ش هم نمی‌گزه.

338
00:24:21,209 --> 00:24:22,586
‫چون تو حواست بهش هست.

339
00:24:23,420 --> 00:24:24,880
‫حواسم به مورینم هست.

340
00:24:25,881 --> 00:24:27,466
‫اگه بهم نیاز داشته باشه.

341
00:24:35,891 --> 00:24:36,766
‫من جایی نمی‌رم.

342
00:24:37,642 --> 00:24:38,643
‫هرطور مایلی.

343
00:24:43,190 --> 00:24:45,442
‫تو هم یه‌جورایی مثل مورین لج‌بازی.

344
00:24:50,113 --> 00:24:50,906
‫یه‌جورایی.

345
00:24:54,534 --> 00:24:56,203
‫چند وقته پیداش کردی؟

346
00:24:56,453 --> 00:24:58,371
‫چـند ماه پیش.

347
00:24:58,747 --> 00:24:59,456
‫کجا؟

348
00:24:59,664 --> 00:25:01,041
‫حومه‌ی کایریان.

349
00:25:01,416 --> 00:25:04,503
‫یه شب تو بهار امسال،
‫قرص قمر قدیمی در هم شکست.

350
00:25:09,883 --> 00:25:12,469
‫می‌دونم افرادت رو فرستادی دنبالم.

351
00:25:13,553 --> 00:25:15,096
‫اونا هم باید برن.

352
00:25:15,096 --> 00:25:16,932
‫از همراه ناخواسته خوشم نمیاد.

353
00:25:16,932 --> 00:25:19,017
‫دشمنای تو فقط دشمن خودتن.

354
00:25:20,227 --> 00:25:21,895
‫انگار چیزی روش نوشته شده.

355
00:25:21,895 --> 00:25:23,605
‫آره.

356
00:25:23,939 --> 00:25:27,150
‫وقتی قمر رو پیدا کردن،
‫یه شعر دورش رو پوشونده بود.

357
00:25:27,526 --> 00:25:28,735
‫با خون نوشته شده.

358
00:25:29,986 --> 00:25:31,112
‫با زبان باستانی.

359
00:25:32,489 --> 00:25:34,658
‫راستش یه نسخه هم دارم.

360
00:25:34,741 --> 00:25:36,409
‫اگه علاقه‌مند باشی.

361
00:25:39,329 --> 00:25:41,122
‫عاشق شعرهای قشنگم.

362
00:25:42,123 --> 00:25:45,752
‫نه، نه، نه.
‫فکر می‌کنم به اندازه کافی سوال پرسیدی.

363
00:25:46,086 --> 00:25:48,338
‫قلب ‌سنگ رو...

364
00:25:48,713 --> 00:25:50,590
‫۵۰ مارک بهت می‌فروشم.

365
00:25:50,799 --> 00:25:52,676
‫اما شعر...

366
00:25:53,385 --> 00:25:54,386
‫۵ مارک دیگه هم برات در میاد.

367
00:25:54,469 --> 00:25:56,346
‫- پنج؟
‫- اوهوم.

368
00:25:56,638 --> 00:25:58,515
‫واسه یه شعر؟

369
00:25:58,932 --> 00:26:00,976
‫با این پول می‌تونم
‫ بهترین اسب مسابقه دومانی رو بخرم.

370
00:26:00,976 --> 00:26:02,477
‫کاملاً درسته.

371
00:26:05,397 --> 00:26:06,648
‫پس یه مارک برای شعر.

372
00:26:06,731 --> 00:26:08,775
‫اما سر قلب‌ سنگ اصلاً چونه نزن.

373
00:26:08,858 --> 00:26:10,527
‫۵۰ مارک

374
00:26:10,902 --> 00:26:13,113
‫وگرنه می‌ذارمش جیبم
‫و میرم.

375
00:26:37,387 --> 00:26:38,888
‫همین بسمه.

376
00:26:44,477 --> 00:26:46,563
‫ممنون بابت زمان
‫ و راهی که تا اینجا اومدی.

377
00:26:46,896 --> 00:26:47,772
‫اما قلب سنگ...

378
00:26:47,772 --> 00:26:49,816
‫مردم اهل دریا شاید بازی رو خوب بلد باشن،
‫استاد دومون

379
00:26:49,816 --> 00:26:53,069
‫اما آی‌سدای‌ها بودن
‫که اختراعش کردن.

380
00:26:53,361 --> 00:26:55,780
‫مواظب باش به کی توهین می‌‌کنی.

381
00:27:07,000 --> 00:27:09,169
‫به گمونم حقم همین باشه.

382
00:27:14,049 --> 00:27:15,884
‫این افرادی که دنبالتن،

383
00:27:15,967 --> 00:27:17,302
‫چه شکلی‌ان؟

384
00:27:17,385 --> 00:27:19,429
‫فقط از دور یه نگاه بهشون کردم.

385
00:27:20,305 --> 00:27:22,932
‫همون موقع که از اسکله «پل سفید» رفتیم

386
00:27:23,016 --> 00:27:25,268
‫دو مرد با ردای مشکی سوار اسب بودن.

387
00:27:25,268 --> 00:27:27,479
‫صورت‌هاشون رو ندیدی؟

388
00:27:28,063 --> 00:27:29,230
‫نه.

389
00:27:29,689 --> 00:27:31,358
‫کلاه‌هاشون جلوی صورت‌شون بود.

390
00:27:31,691 --> 00:27:34,110
‫برگرد به قایقت.
‫همین حالا.

391
00:27:34,194 --> 00:27:36,571
‫برو ایلیان،
‫و پشت سرت هم نگاه نکن.

392
00:27:36,655 --> 00:27:38,239
‫بعدش هم برو توی دریا.

393
00:27:38,239 --> 00:27:41,284
‫تا جایی که می‌تونی دور شو
‫و با بیشترین سرعت به شرق یا غرب حرکت کن.

394
00:27:41,284 --> 00:27:42,285
‫اسپری یه قایق رودخونه‌ایه.

395
00:27:42,285 --> 00:27:44,788
‫بعدش هم تو سایه‌ها بمون،
‫اما برو، همین حالا.

396
00:27:45,747 --> 00:27:47,916
‫این هم ده مارک برای تدارکاتت.

397
00:27:52,587 --> 00:27:53,922
‫من رو قاتی چه ماجرایی کردی؟

398
00:27:53,922 --> 00:27:55,423
‫چرخ هرجوری که بخواد می‌دوزه و می‌بافه

399
00:27:55,423 --> 00:27:56,508
‫استاد دومون.

400
00:27:59,135 --> 00:28:00,470
‫نور همراهت باشه.

401
00:28:19,781 --> 00:28:22,075
‫می‌دونستم باید
‫با همون شمشیرهای چوبی کار می‌کردیم.

402
00:28:22,075 --> 00:28:23,868
‫واسه چی؟
‫کارش که خوبه.

403
00:28:23,868 --> 00:28:25,704
‫- زده بودمت.
‫- مراقب باش.

404
00:28:25,704 --> 00:28:28,873
‫قبل این که خودت آی‌سدای بشی
‫باید باهاشون پیوند داشته باشی.

405
00:28:28,873 --> 00:28:31,292
‫خطر آی‌سدای شدن تهدیدم نمی‌کنه.

406
00:28:31,543 --> 00:28:34,546
‫انگار کلاس امروز
‫مطابق برنامه پیش نرفته.

407
00:28:36,339 --> 00:28:38,091
‫می‌دونم خیلی دوستش دارین،
‫اما آلانا خیلی...

408
00:28:38,174 --> 00:28:40,176
‫تو باید بگی آلانا سدای.

409
00:28:43,304 --> 00:28:46,850
‫به‌خاطر اون نیست...

410
00:28:47,225 --> 00:28:49,394
‫به‌خاطر کل اینجاس.

411
00:28:50,186 --> 00:28:51,521
‫نمی‌دونم.

412
00:28:54,065 --> 00:28:55,316
‫اولین ماه تمرینات نگهبانی،

413
00:28:55,316 --> 00:28:58,236
‫مجبورت می‌کنن تنهایی
‫با ده نفر دیگه مبارزه کنی.

414
00:28:58,236 --> 00:29:00,780
معمولاً فقط فرصت داری یک

415
00:29:00,947 --> 00:29:02,198
یا شاید دوتا ضربه بخوری،

416
00:29:02,198 --> 00:29:04,534
بعدش دیگه اینقدر می‌زننت
که با مرگ فاصله‌ای نداری.

417
00:29:04,534 --> 00:29:07,245
‫فقط یه چیزه
‫که واسه ادامه دادن بهت انگیزه میده.

418
00:29:08,037 --> 00:29:10,832
‫دلیلی که همون اولش تو رو آورده اینجا.

419
00:29:11,750 --> 00:29:13,084
‫اون وقت چی هست؟

420
00:29:13,084 --> 00:29:15,044
‫مال هرکسی فرق می‌کنه.

421
00:29:15,044 --> 00:29:16,421
‫واسه تو چی بود؟

422
00:29:16,421 --> 00:29:18,923
‫عاشق یه نگهبان شدم.

423
00:29:19,174 --> 00:29:20,383
‫تو چی؟

424
00:29:20,383 --> 00:29:22,761
‫من عاشق یه آی‌سدای شدم.

425
00:29:22,761 --> 00:29:25,680
‫همیشه باعث میشی احساس کنم
‫که موی دماغ‌تونم.

426
00:29:30,477 --> 00:29:32,562
‫آی‌سدای تکنیک‌های شکنجه مخصوصی رو

427
00:29:32,562 --> 00:29:34,647
‫واسه هرکسی به طور جدا طراحی می‌کنه.

428
00:29:34,647 --> 00:29:36,608
‫اما خیالت راحت باشه،

429
00:29:36,941 --> 00:29:39,194
‫نیتش خیره.

430
00:29:40,862 --> 00:29:44,240
‫پس اگه به این سوال ساده جواب بدی،

431
00:29:44,324 --> 00:29:46,785
‫نه وقتت رو هدر میدی

432
00:29:46,951 --> 00:29:50,955
‫و نه درد می‌کشی.

433
00:29:52,874 --> 00:29:54,709
‫چرا اومدی اینجا؟

434
00:30:02,884 --> 00:30:03,968
‫اگوین؟

435
00:30:06,262 --> 00:30:06,846
‫اگوین؟

436
00:30:13,853 --> 00:30:15,021
‫بیا تو.

437
00:30:34,666 --> 00:30:36,543
‫گرسنته؟

438
00:30:36,543 --> 00:30:38,211
‫نه،
‫مرسی.

439
00:30:39,003 --> 00:30:41,631
‫می‌خواستم درمورد اتفاقی که
‫ صبح افتاد، باهاتون حرف بزنم.

440
00:30:43,007 --> 00:30:45,009
‫با یه تیر دو نشون بزنم،

441
00:30:45,301 --> 00:30:47,762
‫هرکاری که بکنم،
‫حس می‌کنم...

442
00:30:49,389 --> 00:30:50,390
‫بهم‌ریخته‌اس.

443
00:30:50,974 --> 00:30:54,644
‫اون اوایل که آزمون و خطا می‌کردم،

444
00:30:55,103 --> 00:30:59,190
برام خیلی سخت بود
.که حواسم رو چندجا جمع کنم

445
00:30:59,524 --> 00:31:02,986
‫باید آروم باشی

446
00:31:03,778 --> 00:31:06,197
‫و بیخیال انتظارات بشی.

447
00:31:07,073 --> 00:31:09,242
‫وقتی به داشتن یه شریک عادت می‌کنیم،

448
00:31:09,242 --> 00:31:12,996
‫پذیرفتن این ایده که دوتا شریک داشته باشیم،
‫برامون خیلی دشواره.

449
00:31:14,747 --> 00:31:17,292
‫- شریک؟
‫- توصیه من اینه...

450
00:31:17,792 --> 00:31:20,628
‫روی لذت خودت تمرکز کن.

451
00:31:21,087 --> 00:31:24,966
‫وقتی که احساس خوبی داشتی،
‫برو دنبالش.

452
00:31:26,926 --> 00:31:30,763
‫- بذار تو اعماق وجودت شکوفا شه.
‫- می‌بخشید.

453
00:31:30,763 --> 00:31:33,600
‫فکر می‌کنم اشتباه برداشت کردین.

454
00:31:33,683 --> 00:31:36,394
‫داشتم درمورد...

455
00:31:36,477 --> 00:31:37,937
‫کلاس بافت امروز حرف می‌زدم.

456
00:31:38,021 --> 00:31:40,815
‫سخته که همزمان روی رشته‌های خاکی

457
00:31:40,899 --> 00:31:45,820
‫- و رشته‌های آبی تمرکز کنم.
‫- اوه.

458
00:31:46,654 --> 00:31:48,740
‫در اون صورت،
‫احتمالاً به‌جای این که

459
00:31:48,823 --> 00:31:52,076
‫به‌عنوان یه توده، روی خاک‌ تمرکز کنی،
‫به‌صورت جداگانه روشون تمرکز می‌کنی.

460
00:31:52,076 --> 00:31:55,747
‫بجای این که فقط از دوتا بافت استفاده کنی،
‫از صدتا استفاده می‌کنی.

461
00:31:55,747 --> 00:31:57,540
‫با عقل جور در میاد.

462
00:31:57,540 --> 00:32:01,419
‫خیلی بابت...

463
00:32:01,794 --> 00:32:03,504
‫- کمک‌تون ممنونم.
‫- اگوین؟

464
00:32:07,342 --> 00:32:11,220
‫یادت نره که چیزها قبل این که بی‌نظیر باشن
‫بهم‌ریخته‌ان.

465
00:32:12,430 --> 00:32:16,434
‫هیچ‌چیز باارزشی،
‫تمیز و مرتب نیست.

466
00:32:36,412 --> 00:32:37,789
‫اینچا چی‌کار می‌‌کنی؟

467
00:32:39,791 --> 00:32:42,168
‫این مدت حواسم بهم بوده.

468
00:32:42,168 --> 00:32:43,962
‫و میخوام باهات رک باشم،

469
00:32:43,962 --> 00:32:46,839
‫واقعاً ناامیدم کردی.

470
00:32:47,840 --> 00:32:49,884
‫با شمشیر فقط وقتت رو تلف می‌‌کنی.

471
00:32:49,884 --> 00:32:51,761
‫حد تو بالاتر از این چیزهاس.

472
00:32:51,970 --> 00:32:53,680
‫تو پنج‌ ماه گذشته،
‫نگهبان‌ها

473
00:32:53,680 --> 00:32:55,556
‫از تموم خواهرانت رو هم رفته،
‫بیشتر بهم چیز یاد دادن

474
00:32:55,640 --> 00:32:57,684
‫آره، شمشیر واسه ضعیف هاس،
‫برای مرداس.

475
00:32:58,017 --> 00:33:00,645
‫اگه یه مرد با شمشیر بیاد سراغم،

476
00:33:01,187 --> 00:33:03,773
‫می‌تونم با یه شمشیر دیگه آشناش کنم.

477
00:33:05,149 --> 00:33:07,151
‫از هوا ساخته شده،

478
00:33:07,235 --> 00:33:09,779
‫از بیشتر شمشیرهای فولادی بهتره
‫اما با این‌حال...

479
00:33:10,154 --> 00:33:11,447
‫خیلی به‌درد بخور نیست،

480
00:33:11,739 --> 00:33:14,993
‫چون الان باید با دستام بجنگم،

481
00:33:15,076 --> 00:33:17,245
‫و قدرتم رو کم کنم.

482
00:33:17,245 --> 00:33:19,664
‫و خودم رو تو موقعیت آسیب‌پذیری قرار بدم.

483
00:33:22,667 --> 00:33:25,586
‫نمی‌خوام مبارزه منصفانه‌ای باشه.

484
00:33:27,505 --> 00:33:29,674
‫می‌خوام برنده شم.

485
00:33:37,724 --> 00:33:39,225
‫ولم کن!

486
00:33:39,475 --> 00:33:41,894
‫یه بار ازم پرسیدی
‫که چرا سرخ‌ها نگهبان ندارن.

487
00:33:43,771 --> 00:33:47,233
‫چون اونا مایه‌ی حواس‌پرتی‌ان،
‫مایه‌ی ضعفن.

488
00:33:48,151 --> 00:33:50,862
‫ما می‌تونیم از خودمون محافظت کنیم.

489
00:33:50,862 --> 00:33:54,032
‫نگهبان‌ها مثل سگ‌های مجلل می‌مونن.

490
00:33:55,408 --> 00:33:57,160
‫پا به پای خواهرا‌ن‌شون حرکت می‌کنن.

491
00:33:57,160 --> 00:33:59,787
‫هرثانیه تحسین‌شون می‌کنن،
‫و باعث افزایش عزت نفس‌شون میشن.

492
00:34:00,288 --> 00:34:02,582
‫و بیشتر نگهبان‌های وفادار،

493
00:34:02,999 --> 00:34:04,292
‫مثل لن عزیزت،

494
00:34:04,375 --> 00:34:08,296
‫معمولاً هم تو نبردهایی قربانی میشن

495
00:34:08,379 --> 00:34:10,590
‫که آی‌سدای‌شون اصلاً یادش نیست که...

496
00:34:10,882 --> 00:34:12,717
‫بس کن!

497
00:34:14,719 --> 00:34:16,429
‫حالا شد.

498
00:34:19,432 --> 00:34:22,518
‫فقط یه بار اون بافت رو دیدی،
‫و تونستی تقلیدش کنی.

499
00:34:22,977 --> 00:34:25,063
‫اگه همین حالا ولم نکنی...

500
00:34:29,901 --> 00:34:30,902
‫چی‌کارم کردی؟

501
00:34:30,902 --> 00:34:33,112
‫از منبع قدرت جلوت رو گرفتم.

502
00:34:34,405 --> 00:34:37,992
‫هنوز حسش می‌کنی،
‫اما نمی‌تونی لمسش کنی، مگه نه؟

503
00:34:39,994 --> 00:34:41,746
‫داره عصبانیت می‌کنه.

504
00:34:43,706 --> 00:34:46,084
‫از این عصبانیت استفاده کن.

505
00:34:46,834 --> 00:34:48,461
‫خواهرانم سعی می‌کنن قانعت کنن

506
00:34:48,461 --> 00:34:50,963
‫که فقط یک راه
‫ برای احضار قدرت وجود داره،

507
00:34:50,963 --> 00:34:54,217
‫یک راه برای آی‌سدای شدن.

508
00:34:55,384 --> 00:34:57,136
‫اما اشتباه می‌کنن.

509
00:34:57,136 --> 00:34:58,971
‫اومدی اینجا تا یاد بگیری.

510
00:34:59,055 --> 00:35:02,016
‫نه که درمورد تسفیه آب
‫یا شمشیر یاد بگیری،

511
00:35:02,517 --> 00:35:03,976
‫بلکه درمورد قدرت‌ها یاد بگیری.

512
00:35:05,645 --> 00:35:08,356
‫می‌خوام ببینم
‫ اینقدر قدرتمند شدی

513
00:35:08,439 --> 00:35:11,984
‫که هیچ مرد و زنی

514
00:35:12,068 --> 00:35:14,904
‫هیچوقت نتونه اون رو از چنگت در بیاره.

515
00:35:18,324 --> 00:35:20,243
‫حتی من.

516
00:36:14,130 --> 00:36:16,048
‫چرا داری این کار رو در حقش می‌کنی؟

517
00:36:16,132 --> 00:36:17,466
‫اون که به همه‌تون خیانت کرد.

518
00:36:17,550 --> 00:36:19,385
‫دوست تاریکی بود.

519
00:36:19,677 --> 00:36:21,804
‫تمام انسان‌ها لایق یه خاکسپاری شایسته‌ان.

520
00:36:22,305 --> 00:36:25,266
‫اگه تصمیم با اونو بود،
‫جنازش رو مینداخت جلوی لاشخورها.

521
00:36:25,266 --> 00:36:27,935
‫برای همینه که رئیس منم
‫و اونو نیست.

522
00:36:30,605 --> 00:36:31,981
‫اذیتت می‌کنه؟

523
00:36:32,273 --> 00:36:34,358
‫که یه کوچولو بهش رحم کردم؟

524
00:36:34,650 --> 00:36:37,528
‫صدها نفر از مردمت توی فال دارا کشته شدن،

525
00:36:37,612 --> 00:36:39,989
‫به‌خاطر این که این مرد
‫دروازه‌ها رو باز کرد.

526
00:36:41,157 --> 00:36:42,867
‫و این خشمگینت نمی‌کنه؟

527
00:36:43,201 --> 00:36:45,161
‫نمی‌خوای انتقام بگیری؟

528
00:36:45,244 --> 00:36:48,497
‫اگه شایناری‌ها دنبال این بودن که انتقامِ
‫ تموم بی‌عدالتی‌هایی که در حق‌مون شده رو بگیرن،

529
00:36:48,497 --> 00:36:51,667
‫شایناری‌ای تو سرزمین‌های مرزی باقی نمی‌موند.

530
00:36:52,335 --> 00:36:55,504
‫و اون خشمی که گفتی...

531
00:36:57,757 --> 00:37:00,301
‫افرادم رو زنده نمی‌کنه.

532
00:37:02,303 --> 00:37:07,350
‫مردم «دو رود»
‫ به پدن فین خیلی لطف کردن.

533
00:37:07,683 --> 00:37:09,518
‫همیشه وایمیسادیم
‫و گپ می‌زدیم.

534
00:37:10,811 --> 00:37:15,358
‫بهش نوشیدنی،
‫غذای گرم،

535
00:37:15,441 --> 00:37:17,193
‫و سرپناه می‌دادیم.

536
00:37:17,777 --> 00:37:19,779
‫از جمله خودم.

537
00:37:22,031 --> 00:37:26,494
‫نمی‌تونم دست تکون دادن‌هاش
‫ برای همسرم رو از ذهنم خارج کنم

538
00:37:29,914 --> 00:37:34,752
‫لیلا هم که لبخندی به پهنای صورتش داشت،

539
00:37:35,419 --> 00:37:36,545
‫براش دست تکون می‌داد.

540
00:37:39,340 --> 00:37:41,550
‫و عوض تموم لطف‌هایی که بهش کردیم،

541
00:37:41,717 --> 00:37:44,011
‫ترولوک‌ها رو آورد پیش‌مون.

542
00:37:58,317 --> 00:38:00,820
‫یه خشمی درونمه.

543
00:38:02,613 --> 00:38:06,826
‫و هرچی به پیدا کردنش نزدیک میشیم،
‫بیشتر و بیشتر میشه.

544
00:38:09,578 --> 00:38:12,707
‫از لحظه‌ای می‌ترسم
‫که بالاخره رو در رو بشیم.

545
00:38:12,790 --> 00:38:15,418
‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.

546
00:38:16,085 --> 00:38:16,877
‫برای چی؟

547
00:38:16,961 --> 00:38:18,671
‫که بکشمش.

548
00:38:19,714 --> 00:38:23,175
‫ببینم که جلوی چشمام جون بده،
‫درست مثل لیلا.

549
00:38:32,935 --> 00:38:35,021
‫شاید فین دلیلی داشته.

550
00:38:38,357 --> 00:38:39,483
‫به‌خاطر کاری که کرده.

551
00:38:42,445 --> 00:38:46,365
‫شاید از جوابش خوشت نیاد،

552
00:38:46,824 --> 00:38:50,077
‫اما ارزشش رو داره
‫که ازش سوال کنی.

553
00:39:08,763 --> 00:39:09,972
‫چیشد؟

554
00:39:20,274 --> 00:39:21,817
‫اون کی بود،
‫مورین؟

555
00:39:21,901 --> 00:39:23,235
‫بیل دومون.

556
00:39:24,862 --> 00:39:26,739
‫یه قایقران ایلیانی.

557
00:39:27,365 --> 00:39:28,240
‫واسه چی اومده بود اینجا؟

558
00:39:28,240 --> 00:39:29,658
‫چی ازش می‌خواستی؟

559
00:39:29,825 --> 00:39:32,244
‫آی‌سدای‌ها نمی‌تونن راز نگه دارن؟

560
00:39:35,623 --> 00:39:37,083
‫واسه من لبخند نزن.

561
00:39:37,333 --> 00:39:39,960
‫بهم محل نمی‌ذاری
‫و من رو از خودت دور می‌کنی،

562
00:39:40,044 --> 00:39:43,672
‫به چه جراتی یه جوری بهم لبخند می‌زنی
‫که انگار هیچی نشده،

563
00:39:44,298 --> 00:39:46,509
‫که انگار نمی‌دونی
‫دقیقاً داری چی‌کار می‌کنی.

564
00:40:11,033 --> 00:40:12,910
‫امشب شامم رو اینجا می‌خورم.

565
00:40:17,540 --> 00:40:18,874
‫خودت درست کن.

566
00:40:23,462 --> 00:40:25,714
‫هرچی هم می‌خوای درست کن.

567
00:41:03,377 --> 00:41:05,963
‫ببین پرین چی فرستاده.

568
00:41:09,008 --> 00:41:10,509
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

569
00:41:11,552 --> 00:41:12,678
‫عید بل تاینه.

570
00:41:14,597 --> 00:41:15,264
‫امروز؟

571
00:41:18,601 --> 00:41:19,852
‫باورم نمیشه یادم نبود.

572
00:41:22,605 --> 00:41:23,814
‫تو نامه چی نوشته؟

573
00:41:31,363 --> 00:41:32,907
‫میگه که هنوز دنبال پدن فین

574
00:41:32,907 --> 00:41:36,118
‫و شاخ والرینن،
‫اما ردشون رو گم کردن.

575
00:41:39,788 --> 00:41:40,623
‫چیشد؟

576
00:41:45,169 --> 00:41:48,797
‫  کنار این سربازها بودن عالمی داره.

577
00:41:49,215 --> 00:41:50,549
‫یه‌ ضرب‌المثل درمورد شمشیرها

578
00:41:50,633 --> 00:41:52,927
‫و سپرها و حمله دشمن دارن.

579
00:41:53,177 --> 00:41:55,846
‫خیلی پیچیده‌اس
‫و کلی پرنده و اینا توش داره...

580
00:41:57,431 --> 00:41:59,058
‫...اما ایده کلیش

581
00:41:59,225 --> 00:42:00,976
‫اینه که اگه تنها با یه سپر وایسی،

582
00:42:01,435 --> 00:42:03,479
‫بدنت هنوز در معرض خطره.

583
00:42:03,604 --> 00:42:04,396
‫اما اگه گروه تشکیل بدی

584
00:42:04,480 --> 00:42:06,649
‫و با سپرهاتون همدیگه رو پوشش بدین،

585
00:42:06,857 --> 00:42:08,692
‫دست هیچکسی بهتون نمی‌رسه.

586
00:42:11,987 --> 00:42:14,698
‫باعث شد یاد خودمون بیفتم،

587
00:42:14,907 --> 00:42:15,991
‫همه‌مون،

588
00:42:16,283 --> 00:42:18,369
‫که چطوری با همدیگه
‫با ناممکن‌ها روبرو شدیم

589
00:42:19,787 --> 00:42:21,914
‫اما حالا،
‫که هرکدوم‌مون تو یه گوشه از این دنیاییم،

590
00:42:21,997 --> 00:42:24,208
‫انگار هرروز در معرض خطریم.

591
00:42:31,799 --> 00:42:36,095
‫این هم یه سخنرانی طولانی
‫برای این که بگم دلم برای جفت‌تون تنگ شده.

592
00:42:38,389 --> 00:42:41,183
‫و رند،
‫لیلا.

593
00:42:41,475 --> 00:42:43,894
‫به‌خصوص حالا
‫که خیلی تا عید بل تاین زمانی نمونده.

594
00:42:45,604 --> 00:42:47,064
‫بهم دیگه قول بدیم که سال بعد،

595
00:42:47,064 --> 00:42:49,275
‫چهارنفری با هم جشن می‌گیریم.

596
00:42:51,402 --> 00:42:53,445
‫من و لویال می‌تونیم
‫ توی تار والون ببینیم‌تون.

597
00:42:55,155 --> 00:42:58,701
‫و اگه شانس‌مون بگه،
‫مت هرجا که باشه،

598
00:42:59,451 --> 00:43:02,246
‫ نیفته توی دردسر
‫و اون هم بتونه بهمون اضافه بشه.»

599
00:43:05,958 --> 00:43:07,418
‫ دلم برای جفت‌تون تنگ شده

600
00:43:07,585 --> 00:43:09,837
‫و رند،
‫لیلا.

601
00:43:10,129 --> 00:43:13,007
‫به‌خصوص حالا
‫که خیلی تا عید بل تاین زمانی نمونده.

602
00:43:13,340 --> 00:43:15,050
‫بهم دیگه قول بدیم که سال بعد،

603
00:43:15,259 --> 00:43:18,554
‫چهارنفری با هم جشن می‌گیریم.

604
00:43:18,804 --> 00:43:22,850
‫من و لویال می‌تونیم
‫ توی تار والون ببینیم‌تون. 

605
00:43:24,268 --> 00:43:25,936
‫همم.

606
00:43:26,478 --> 00:43:27,813
‫باید دردناک باشه.

607
00:43:28,314 --> 00:43:32,318
‫ده‌ها نامه رد و بدل شده
‫اما کوچیک‌ترین اشاره‌ای به مت کوثن نشده.

608
00:43:33,319 --> 00:43:36,196
‫به گمونم براشون سخته

609
00:43:37,531 --> 00:43:41,910
‫که بتونن ببخشنت...
‫به‌خاطر این که ترک‌شون کردی.

610
00:43:46,081 --> 00:43:47,916
‫چی از جونم می‌خوای؟

611
00:43:49,043 --> 00:43:50,669
‫ساده‌ لوحی به تو نمیاد.

612
00:43:50,961 --> 00:43:53,505
‫شش ماهه به اون خنجر دست نزدم.

613
00:43:56,425 --> 00:44:00,387
‫برای تو یا خواهران سرخت،

614
00:44:00,763 --> 00:44:04,183
‫یا مورین
‫یا کل این دنیای کوفتی، خطری ندارم.

615
00:44:11,565 --> 00:44:13,692
‫بل تاین مبارک،
‫مت.

616
00:45:25,180 --> 00:45:28,434
‫دلم خیلی واسه رند تنگ شده.

617
00:45:33,063 --> 00:45:35,274
‫هرچقدر هم به‌خاطر اینجا غر بزنم،

618
00:45:35,941 --> 00:45:36,900
‫هیچ‌جا نمیرم.

619
00:45:41,655 --> 00:45:44,366
‫کنارت می‌مونم.
‫همیشه می‌مونم.

620
00:46:08,015 --> 00:46:09,600
‫برای رند.

621
00:46:09,892 --> 00:46:12,728
‫باشد که روحش راه بازگشت به ما را پیدا کند،

622
00:46:13,020 --> 00:46:14,980
‫در این زندگی
‫یا زندگی بعدی.

623
00:46:17,649 --> 00:46:20,360
‫اون جونش رو برای نجات ما
‫ از دست ارباب تاریکی فدا کرد.

624
00:46:21,779 --> 00:46:24,114
‫افتخار می‌کنم که اون رو
‫ دوست خودم می‌دونستم.

625
00:46:47,971 --> 00:46:48,972
‫ممنون.

626
00:47:07,407 --> 00:47:09,493
‫- باید منتظر بمونیم؟
‫- آره.

627
00:47:11,662 --> 00:47:13,580
‫- امشب میاد.
‫- بله، البته.

628
00:47:13,872 --> 00:47:15,332
‫مطمئنم که زودی میاد.

629
00:47:15,624 --> 00:47:20,420
‫شاید برخلاف عادتش
‫دیرتر ناهار خورده.

630
00:47:27,177 --> 00:47:31,807
‫لن،
‫به گمونم داری الکی به خودت می‌گیری.

631
00:47:34,059 --> 00:47:37,729
‫این هیچ ربطی به تو نداره.

632
00:47:37,729 --> 00:47:40,774
‫فقط اگه خودت اجازه بدی
‫روت تاثیر می‌ذاره،

633
00:47:40,774 --> 00:47:44,361
‫و مطلقاً هیچ تاثیری روی من نمی‌ذاره.

634
00:47:44,444 --> 00:47:46,530
‫- تو نگهبانش نیستی.
‫- نه.

635
00:47:47,322 --> 00:47:48,782
‫- اما تو خونه‌م زندگی می‌کنه.
‫- خونه‌مون.

636
00:47:48,782 --> 00:47:53,161
‫عملاً خونه‌ی منه
‫که می‌ذارم تو هم توش زندگی کنی.

637
00:48:02,796 --> 00:48:06,633
‫وقتی زنی که می‌تونه قدرت احضار کنه
‫از قدرت واحد منع میشه،

638
00:48:06,925 --> 00:48:10,512
‫انگار حمله وحشیانه‌ای بهش کردن.

639
00:48:10,971 --> 00:48:14,349
‫انگار دیگه بدنت مال خودت نیست.

640
00:48:15,100 --> 00:48:18,520
‫ذهن بارها و بارها این آسیب رو مجسم می‌کنه،

641
00:48:18,520 --> 00:48:22,900
‫و بهت یادآوری می‌کنه که یک زمانی چه آدمی بودی
‫و دیگه همچین آدمی نمیشی.

642
00:48:22,983 --> 00:48:24,902
‫بله.

643
00:48:25,193 --> 00:48:27,112
‫بیشتر زن‌ها نمی‌تونن شفا پیدا کنن.

644
00:48:29,448 --> 00:48:30,949
‫بیشتر زن‌ها می‌میرن.

645
00:48:31,658 --> 00:48:33,702
‫اما نه مورین سدای.

646
00:48:34,494 --> 00:48:37,080
‫اون هرروز می‌جنگه.

647
00:48:37,164 --> 00:48:40,876
‫بیدار میشه،
‫آروم آروم و به سختی راه میره.

648
00:48:41,335 --> 00:48:42,836
‫سطل‌ها رو پر می‌کنه،

649
00:48:43,170 --> 00:48:45,464
‫مهم نیست که چندبار تا چاه باید بره.

650
00:48:45,547 --> 00:48:48,842
‫مهم نیست که تو راه
‫چقدر آب می‌ریزه.

651
00:48:50,260 --> 00:48:54,014
‫نمی‌تونم به مورین سدای
‫به‌عنوان یه زن خودخواه نگاه کنم.

652
00:48:54,348 --> 00:48:56,934
‫وقتی می‌بینمش
‫استحکام می‌بینم.

653
00:48:57,017 --> 00:49:00,270
‫استحکامی که هیچ کدوم‌مون رو همدیگه
‫نمی‌تونیم بهش برسیم.

654
00:49:02,356 --> 00:49:05,567
پیوند بین یه آی‌سدای
‫و نگهبانش

655
00:49:05,776 --> 00:49:08,278
‫یه راه برای برقرار کردن ارتباط‌مونه،

656
00:49:09,112 --> 00:49:10,614
‫اما تنها راه نیست.

657
00:49:13,367 --> 00:49:15,494
‫بیست سالی که در کنار هم بودین

658
00:49:15,577 --> 00:49:17,913
‫زبان مشترکیه
‫که با هم حرف می‌زنین.

659
00:49:19,122 --> 00:49:23,627
‫شاید به‌جای این که
‫ مجبورش کنی حرف بزنه،

660
00:49:24,169 --> 00:49:28,382
‫وقتش رسیده که ساکت باشی
‫و خوب گوش کنی.

661
00:49:35,305 --> 00:49:37,307
‫فکر می‌کنم دفعه اوله
‫که تو زندگیم

662
00:49:38,392 --> 00:49:40,727
‫یکی بهم گفته
‫که باید ساکت باشم.

663
00:52:58,842 --> 00:53:00,635
‫لن...

664
00:53:27,204 --> 00:53:28,246
‫لن.

665
00:54:53,540 --> 00:54:55,458
‫گوشات رو بگیر!

666
00:55:20,442 --> 00:55:22,944
‫چیه که بهم نمیگی؟

667
00:55:41,880 --> 00:55:45,759
آنچه در این فصل خواهید دید

668
00:55:47,594 --> 00:55:50,430
‫که چطوری با همدیگه
‫با ناممکن‌ها روبرو شدیم.

669
00:55:51,931 --> 00:55:54,184
‫اما حالا،
‫که هرکدوم‌مون تو یه گوشه از این دنیاییم،

670
00:55:54,184 --> 00:55:55,810
‫انگار هرروز در معرض خطریم.

671
00:56:02,400 --> 00:56:04,194
‫تو چشم دنیا،

672
00:56:04,194 --> 00:56:05,362
‫ارباب تاریکی رو شکست ندادیم.

673
00:56:05,487 --> 00:56:07,155
‫قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردیم.

674
00:56:07,238 --> 00:56:09,407
‫«آخرین نبرد» نزدیکه.

675
00:56:12,702 --> 00:56:14,913
‫و از قبل باختیمش.

676
00:56:16,498 --> 00:56:18,375
‫چرخ هیچوقت به کسی
‫ چیزی که می‌خواد رو نمیده.

677
00:56:20,251 --> 00:56:21,920
‫- آماده‌ام.
‫- می‌ذاریم با ترس‌هاش روبرو شه.

678
00:56:21,920 --> 00:56:22,379
‫نه!

679
00:56:23,922 --> 00:56:26,424
‫جستجوی شاخ والری در انتظارمونه.

680
00:56:26,508 --> 00:56:29,260
‫با این،
‫صاحب کل دنیا میشیم.

681
00:56:30,387 --> 00:56:32,847
‫دوستانش همه‌شون رو
‫ به تاریکی تبدیل می‌کنن.

682
00:56:33,098 --> 00:56:35,475
‫خشمی درونمه.

683
00:56:40,188 --> 00:56:41,898
‫من میرم.
‫لازم نیست بیای.

684
00:56:41,981 --> 00:56:43,817
‫اگه دوستامون تو دردسر باشن،
‫چرا فکر کردی

685
00:56:43,858 --> 00:56:45,777
‫اینجا می‌مونم؟

686
00:56:46,236 --> 00:56:49,114
‫همیشه اینطوری نیست که قدرتمندترین‌ها تاریخ رو بنویسن.

687
00:56:49,114 --> 00:56:51,574
‫کسانی می‌نویسن که زنده بمونن.

688
00:56:54,285 --> 00:56:58,081
‫مسیرهای زیادی برای گذر از شب وجود داره.

689
00:56:58,790 --> 00:56:59,916
‫دنبال این نیستم که شکست‌هام رو تکرار کنم.

690
00:56:59,916 --> 00:57:01,501
‫به کاری که می‌کنی ایمان دارم.

691
00:57:02,001 --> 00:57:04,087
‫دیگه از پره‌ی چرخ بودن خسته شدم.

692
00:57:04,087 --> 00:57:05,964
‫تو پره نیستی.

693
00:57:06,840 --> 00:57:08,800
‫تو آبی هستی

694
00:57:08,800 --> 00:57:10,760
‫که خودش به چرخ تبدیل میشه.

695
00:57:11,761 --> 00:57:13,680
‫یا تیکه تیکه و نابود میشه.

696
00:57:19,060 --> 00:57:21,229
‫به دنیا اومدی
‫ تا از این دنیا محافظت کنی.

697
00:57:21,229 --> 00:57:23,231
‫نه فقط عزیزانت.‫

698
00:57:24,816 --> 00:57:27,277
‫قهرمانان امروز،
‫ چیزیه که الان هستیم.

699
00:57:27,277 --> 00:57:29,821
‫وقتشه مثل اون‌ها عمل کنیم.
