﻿1
00:00:06,256 --> 00:00:08,717
‫یه فاجعه در راهه و
‫و ما اصلاً براش آماده نیستیم.
آنچه گذشت 

2
00:00:08,717 --> 00:00:11,386
‫ اگوین از اکثرمون قوی‌تره،

3
00:00:11,386 --> 00:00:13,471
‫ اما قدرت تو ده برابر قدرتِ اگوینه، ناینیو.

4
00:00:13,471 --> 00:00:18,226
‫می‌خوام ببینم
‫انقدر قدرتمند شدی که هیچ آدمی

5
00:00:18,351 --> 00:00:19,019
‫توی دنیا نتونه از پا دربیارتت.

6
00:00:19,102 --> 00:00:20,603
‫شش ماهی می‌شه
‫که به اون خنجر دست نزدم.

7
00:00:20,603 --> 00:00:21,187
‫من تهدیدی برای تو نیستم.

8
00:00:21,271 --> 00:00:22,147
‫ساده‌لوحی برازندۀ تو نیست.

9
00:00:22,147 --> 00:00:24,274
‫درمورد مردی که توی
‫بندر شمالی ملاقات کردی، خبر دارم.

10
00:00:24,357 --> 00:00:26,860
‫راهت رو بکش و برو، وگرنه به
‫خواهران سرخت می‌گم که محل زندگیـش کجاست.

11
00:00:26,860 --> 00:00:30,822
‫چیز زیادی درمورد این ردیابه نمی‌دونم

12
00:00:31,197 --> 00:00:33,199
‫که لرد اینتگار اجیرش کرده.

13
00:00:33,324 --> 00:00:34,617
‫یه خشمی درونمه.

14
00:00:34,701 --> 00:00:35,994
‫وقتی پیداش کردن،
‫کل صفحه توی یه شعری

15
00:00:35,994 --> 00:00:37,245
‫که با خون نوشته شده بود،
‫پوشونده شده بود.

16
00:00:37,245 --> 00:00:38,288
‫ وقتی پیوندمون فعال بود همه‌چی راحت‌تر بود.

17
00:00:38,288 --> 00:00:40,707
‫ انگار یه نفر سوم باهامون بود
‫که هیچوقت و هیچ‌جا ترک‌مون نمی‌کرد،

18
00:00:40,874 --> 00:00:42,125
‫الانم که سکوت مطلق.

19
00:00:46,212 --> 00:00:48,089
‫چی رو داری ازم پنهون می‌کنی؟

20
00:00:48,173 --> 00:00:49,090
‫راسته نه؟
‫چیزهایی که می‌گن...

21
00:00:49,382 --> 00:00:50,842
‫درمورد مردهایی که
‫می‌تونن قدرت احضار کنن؟

22
00:00:50,925 --> 00:00:52,886
‫که سرآخر، دیوونه می‌شن،

23
00:00:52,927 --> 00:00:53,595
‫همۀ آدم‌ها و عزیزانـشون رو می‌کشن،
‫حقیقت داره؟

24
00:00:53,595 --> 00:00:54,512
‫همینطوره.

25
00:00:54,596 --> 00:00:55,680
‫بهشون بگو من مُردم.

26
00:00:55,764 --> 00:00:57,057
‫بهشون بگو جون سالم به در نبردم.

27
00:01:13,364 --> 00:01:14,491
‫نه!

28
00:01:37,722 --> 00:01:39,933
‫بگیر پسر جان.

29
00:01:44,229 --> 00:01:47,565
‫هی بگیر دوست من.

30
00:01:54,030 --> 00:01:57,367
‫ کایریان، فورگیت 

31
00:02:50,128 --> 00:02:52,088
‫صدام رو می‌شنوی؟

32
00:02:52,505 --> 00:02:56,176
‫تو متعلق به من هستی رند آل‌ثور.

33
00:02:58,136 --> 00:03:04,434
‫ چــرخ زمان 
‫  فصل دوّم، قسمت دوّم  

34
00:03:25,121 --> 00:03:28,291
‫عه لن.

35
00:03:30,376 --> 00:03:32,462
‫مطمئنی دیگه
‫نیازی به درمان نداری؟

36
00:03:32,462 --> 00:03:33,379
‫حالم خوبه.

37
00:03:33,379 --> 00:03:34,923
‫واست آب میارم.

38
00:03:36,257 --> 00:03:38,301
‫شانس بهت رو کرده.

39
00:03:38,927 --> 00:03:40,970
‫من و خواهرم تصمیم گرفتیم
‫که همراهیت کنیم.

40
00:03:45,808 --> 00:03:47,101
‫گمون کنم مقصد اولت
‫برج سفیده، درسته؟

41
00:03:47,101 --> 00:03:48,770
‫گمون کنم مقصد اولت
‫برج سفیده، درسته؟

42
00:03:48,770 --> 00:03:50,563
‫من از برج تبعید شدم.

43
00:03:51,731 --> 00:03:53,691
‫خبر دارم.

44
00:04:19,801 --> 00:04:21,678
‫صبر کن.

45
00:04:22,470 --> 00:04:25,515
‫اگه بخوایم تا قبل از غروب خورشید
‫به اسکله برسیم، باید راه بیفتیم.

46
00:04:27,141 --> 00:04:29,102
‫همینجوریـشم کلی از
‫زمانـم رو از دست دادم.

47
00:04:30,603 --> 00:04:32,522
‫مقصدمون دقیقاً کجاست؟

48
00:04:32,522 --> 00:04:34,148
‫برج سفید.

49
00:04:34,565 --> 00:04:36,901
‫- نمی‌تونی...
‫- به توماس بگو اسبـم رو آماده کنه.

50
00:04:36,901 --> 00:04:38,903
‫هنوز بعد از درمانت
‫بهبودی کاملت رو بدست نیاوردی.

51
00:04:40,571 --> 00:04:43,074
‫نمی‌خوام زینـم به مشکل بر بخوره.

52
00:04:59,674 --> 00:05:02,844
‫قطعا دستـمون بهشون نمی‌رسه

53
00:05:02,927 --> 00:05:05,847
‫اگه این آشغال لعنتی
‫سوار اسب نشه.

54
00:05:05,847 --> 00:05:08,016
‫از روی اسب،
‫ردِّ کسی رو زدن کار آسونی نیست.

55
00:05:08,099 --> 00:05:11,936
‫فقط داره هوا رو بو می‌کِشه.
‫این که اسمش ردیابی نشد.

56
00:05:12,145 --> 00:05:13,813
‫خب به لطفِ اون
‫تونستیم ردِّ فین رو بزنیم.

57
00:05:13,813 --> 00:05:14,814
‫ساکت باشید.

58
00:05:29,620 --> 00:05:30,830
‫از اینجا عبور کردن.

59
00:05:33,499 --> 00:05:35,710
‫یه مشکلی وجود داره.

60
00:05:38,921 --> 00:05:39,964
‫بیاید از اینجا رد بشیم.

61
00:05:40,631 --> 00:05:42,175
‫از هرجا که شد.

62
00:05:42,800 --> 00:05:44,510
‫تو پیش اسب‌ها بمون سازنده.

63
00:05:44,510 --> 00:05:45,928
‫هر چی شما بگی.

64
00:05:55,521 --> 00:05:57,148
‫پخش بشید،
‫محوطه رو بگردید.

65
00:05:57,148 --> 00:05:58,941
‫امکان داره مخفیگاهِ پیروان تاریکی باشه.

66
00:06:29,680 --> 00:06:31,891
‫یه زن توی اون خونه‌ست.

67
00:06:56,332 --> 00:06:58,543
‫شرمنده. نگران بودیم که شاید...

68
00:07:37,206 --> 00:07:38,374
‫همینجا اتفاق افتاد.

69
00:07:40,835 --> 00:07:43,171
‫- وای خدا...
‫- پرین؟ پرین حالت خوبه؟

70
00:07:47,425 --> 00:07:49,135
‫هیچکسی اینجا نیست.

71
00:07:49,135 --> 00:07:50,011
‫بیاید بریم.

72
00:07:54,348 --> 00:07:55,850
‫لازمه که...

73
00:07:55,850 --> 00:07:59,812
‫فرق بین واقعیت و توهم
‫رو تشخیص بدی.

74
00:08:01,230 --> 00:08:02,648
‫به همین راحتی خودت رو گم نمی‌کنی.

75
00:08:07,111 --> 00:08:08,821
‫هرکاری که داری با من می‌کنی،

76
00:08:08,821 --> 00:08:10,698
‫نمی‌خوام دخلی بهش داشته باشم.

77
00:08:12,575 --> 00:08:14,660
‫اینطوری‌ها نیست.

78
00:08:19,332 --> 00:08:22,001
‫ظاهراً فین و دوستانـش
‫با عجله از اینجا رفتن.

79
00:08:22,001 --> 00:08:25,463
‫احتمالاً متوجه شدن
‫که بهشون نزدیک شدیم.

80
00:08:26,005 --> 00:08:29,634
‫هرچیزی که فراریـشون داده،
‫مطمئن باشید ما نبودیم.

81
00:08:30,176 --> 00:08:32,720
‫یه چیزی هست
‫که باید ببینید.

82
00:08:35,515 --> 00:08:37,266
‫وقتی که این کار رو باهاش کردن،
‫زنده بوده.

83
00:08:37,517 --> 00:08:39,435
‫حداقل زمان شروع این کارشون.

84
00:08:45,149 --> 00:08:48,194
‫چی می‌تونه چنین بلایی
‫به سر یه سایه بیاره؟

85
00:08:49,946 --> 00:08:51,447
‫روحمم خبر نداره.

86
00:08:52,031 --> 00:08:54,367
‫به نظرت کارِ پدن فین بوده؟

87
00:08:59,705 --> 00:09:02,208
‫برم پیش اسب‌ها.

88
00:09:02,291 --> 00:09:04,544
‫امشب توی روستای
‫نزدیکِ رودخونه مستقر می‌شیم.

89
00:09:11,968 --> 00:09:13,678
‫نه! نه!

90
00:09:14,178 --> 00:09:15,471
‫آییلی!

91
00:09:15,721 --> 00:09:18,140
‫خنجرم کو؟

92
00:09:18,224 --> 00:09:19,517
‫یکی عجله کنه!

93
00:09:19,600 --> 00:09:21,727
‫آییل‌ها از دیوار عبور کردن!

94
00:09:22,395 --> 00:09:24,730
‫- فقط منم ارول.
‫- اسمم رو از کجا بلدی؟

95
00:09:25,147 --> 00:09:26,691
‫چطوری از جلوی نگهبان‌ها رد شدی؟

96
00:09:26,857 --> 00:09:29,026
‫مثل همیشه،
‫نگهبان‌ها اجازه دادن بیام.

97
00:09:31,320 --> 00:09:33,322
‫جنگِ آییل تموم شده دوست من.

98
00:09:33,406 --> 00:09:35,616
‫بیست سال گذشته الان.

99
00:09:36,450 --> 00:09:38,119
‫می‌خوای بریم یه قدمی بزنیم؟

100
00:09:39,036 --> 00:09:41,581
‫قبلا با همدیگه آشنا شدیم؟

101
00:09:41,831 --> 00:09:42,832
‫همینطوره.

102
00:09:42,832 --> 00:09:45,209
‫یه حقۀ مسخره نیست؟

103
00:09:45,293 --> 00:09:47,670
‫نه، اصلا به خوابم نمی‌دیدم.

104
00:09:57,680 --> 00:10:00,433
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫شاهد روزی باشم.

105
00:10:01,475 --> 00:10:03,603
‫که آییلی‌ها بینِ ما قدم بردارن.

106
00:10:04,228 --> 00:10:07,607
‫توی کل ماجرا،
‫هیچکس ککشم نگزید.

107
00:10:09,900 --> 00:10:11,986
‫اومدی من رو ببری قدم بزنیم.

108
00:10:12,737 --> 00:10:15,656
‫هر روز باید از نو شروع کنیم.

109
00:10:18,909 --> 00:10:21,162
‫ولی همیشه سربلند ازش بیرون میایم.

110
00:10:23,205 --> 00:10:24,332
‫درست می‌گم؟

111
00:10:37,887 --> 00:10:39,722
‫مردمـتون مبارزهای بی‌رحمی هستن.

112
00:10:41,057 --> 00:10:45,978
‫یکیـشون رو دیدم که
‫دست‌تنها کل یه جمعیت رو ناکار کرد.

113
00:10:47,688 --> 00:10:49,857
‫- و زنانـتون...
‫- بدترن نه؟

114
00:10:50,274 --> 00:10:51,984
‫آره بدترن.

115
00:10:52,068 --> 00:10:53,819
‫تعجب می‌کنم که جون سالم به در بردی.

116
00:10:54,362 --> 00:10:56,238
‫تحریکم نکن پسرجون.

117
00:10:57,114 --> 00:11:00,117
‫همیشه ارباب شمشیرزنی بودم.

118
00:11:01,160 --> 00:11:04,664
‫حتی اگه شمشیر ماهی‌خوار نشانـم
‫رو گم کرده باشم.

119
00:11:05,081 --> 00:11:08,834
‫دوباره سعی می‌کنم
‫یواشکی شمشیرم رو با خودم بیارم.

120
00:11:08,918 --> 00:11:11,754
‫می‌تونی چندتا شیوه‌ی
‫جدید یادم بدی، درسته؟

121
00:11:13,547 --> 00:11:14,799
‫هر کدوم که دوست داری رو انتخاب کن.

122
00:11:17,093 --> 00:11:18,761
‫تکه پاره کردن ابرها،

123
00:11:19,512 --> 00:11:21,097
‫بوسیدن مار افعی...

124
00:11:26,602 --> 00:11:28,312
‫دست مثل روزهای باشکوهِ قدیم،
‫درسته پیرمرد؟

125
00:11:28,604 --> 00:11:30,272
‫- از اینجا برو.
‫- بیخیال بابا.

126
00:11:30,272 --> 00:11:31,816
‫این یکی عصبی کردنـش کار آسونیه.

127
00:11:32,400 --> 00:11:34,568
‫همیشه گزینۀ مناسبی واسه خندیدنه.

128
00:11:34,568 --> 00:11:37,196
‫یکی از همین روزها
‫به تورِ آدم بدی می‌خوری.

129
00:11:37,279 --> 00:11:38,989
‫کی؟ تو؟

130
00:11:39,156 --> 00:11:41,742
‫هر روز خدا،
‫خراب‌کاری این پیرمرد رو تمیز می‌کنی.

131
00:11:41,826 --> 00:11:43,452
‫حداقل توی باغچۀ اینجا،

132
00:11:43,536 --> 00:11:46,706
‫می‌تونم چند نفری از
‫اهالیِ معروف رو ببینم.

133
00:11:47,790 --> 00:11:51,377
‫خب، و البته خورشید.

134
00:11:58,008 --> 00:11:59,176
‫هی.

135
00:11:59,260 --> 00:12:01,220
‫هی.

136
00:12:02,722 --> 00:12:04,181
‫اون آشغال.

137
00:12:05,850 --> 00:12:08,602
‫غافلگیرمون کرده.

138
00:12:09,478 --> 00:12:12,273
‫دفعۀ بعدی،
‫خودم رو آماده می‌کنم.

139
00:12:12,606 --> 00:12:14,608
‫بگو ببینم برای شروع،
‫با چی بهش ضربه می‌زدی؟

140
00:12:18,571 --> 00:12:20,489
‫حرکت شکاف ابریشم

141
00:12:21,282 --> 00:12:24,034
‫تا تعادلـش رو از دست بده.

142
00:12:24,118 --> 00:12:28,873
‫بعدشم قبل از اینکه به حالت عادی برگرده،
‫حرکت دروی جو رو روش می‌زنم.

143
00:12:29,123 --> 00:12:31,542
‫مستقیماً توی قلبـش.

144
00:12:32,793 --> 00:12:35,296
‫خودتـم خیلی بی‌رحمی‌ها پیرمرد.

145
00:12:46,390 --> 00:12:47,308
‫ناینیو کجاست؟

146
00:12:47,308 --> 00:12:49,435
‫لیاندرین سدای شخصاً اومد دنبالـش و بردش.

147
00:12:50,060 --> 00:12:51,353
‫کجا بردش؟

148
00:13:02,406 --> 00:13:03,616
‫تب استخوان‌شکن.

149
00:13:05,075 --> 00:13:07,244
‫عذر می‌خوام آی‌سدای.
‫تمایل دارید؟

150
00:13:07,328 --> 00:13:10,164
‫به کارت ادامه بده دخترم.
‫ما فقط برای تماشا اومدیم.

151
00:13:10,581 --> 00:13:11,707
‫ریشۀ خارسرخ.

152
00:13:12,166 --> 00:13:14,502
‫- قرار نیست که...
‫- معلومه که قرار نیست.

153
00:13:15,002 --> 00:13:17,630
‫شاید توی محل زندگیِ شما،
‫تب استخوان‌شکن کشنده باشه،

154
00:13:17,713 --> 00:13:19,256
‫ولی اینجا به راحتی درمان می‌شه.

155
00:13:19,924 --> 00:13:22,927
‫خارسرخ رو نرم می‌کنیم،
‫باعث می‌شه دردشون آروم بگیره.

156
00:13:22,927 --> 00:13:24,678
‫ولی روندِ بهبودی،
‫همچنان دردناک هست.

157
00:13:25,679 --> 00:13:27,515
‫وقتی دارم کارم رو می‌کنم
‫می‌تونید دستـش رو بگیرید؟

158
00:14:00,965 --> 00:14:02,508
‫شگفت‌آور بود.

159
00:14:04,510 --> 00:14:07,012
‫تمرینات زیادی داشتم.

160
00:14:14,061 --> 00:14:14,728
‫بیا.

161
00:14:18,774 --> 00:14:22,278
‫وقتی که مثل اون خانم جوان، پذیرفته بشی،

162
00:14:22,278 --> 00:14:23,195
‫از هرکدوم از آژاها در خصوص

163
00:14:23,195 --> 00:14:25,573
‫تخصص و هدفـشون
‫درس می‌گیری.

164
00:14:25,656 --> 00:14:27,825
‫مثلا می‌تونی با قهوه‌ای‌ها
‫از کتابخونۀ بزرگـمون استفاده کنی،

165
00:14:27,908 --> 00:14:29,410
‫یا از... خاکستری‌ها
‫درمورد ادارۀ کشور و

166
00:14:29,493 --> 00:14:31,245
‫سیاستمداری درس بگیری.

167
00:14:31,328 --> 00:14:33,831
‫و وقتی که اینجا باشی،
‫خواهران زرد بهت آموزش می‌دن

168
00:14:33,914 --> 00:14:36,125
‫که درمان... فرآیندیـه

169
00:14:36,208 --> 00:14:38,752
‫برای درمان علائم و بیماری‌هایی
‫که باهاشون روبه‌رو می‌شی.

170
00:14:38,836 --> 00:14:40,546
‫ولی آژای من؟

171
00:14:40,546 --> 00:14:42,923
‫اما نوع من،
‫ما از ریشۀ بیماری رو از بیخ و بُن می‌سوزونیم.

172
00:14:44,425 --> 00:14:46,927
‫مردهایی که بتونن قدرت رو احضار کنن،
‫بیمار نیستن.

173
00:14:49,471 --> 00:14:51,223
‫منم توی یه دهکدۀ کوچک بزرگ شدم.

174
00:14:51,307 --> 00:14:52,892
‫وقتی به اینجا اومدم،
‫زمان زیادی طول کشید

175
00:14:52,975 --> 00:14:54,810
‫تا بتونم این موضوع
‫رو درک کنم

176
00:14:54,810 --> 00:14:58,564
‫که نجاتِ جون یه دختربچه،
‫با اینکه خیلی موضوع بزرگیـه...

177
00:14:58,647 --> 00:15:00,983
‫در مقایسه با توانایی‌هام ناچیزه.

178
00:15:01,066 --> 00:15:03,944
‫با استفاده از قدرت یگانه...
‫رویۀ پیری کُند پیش می‌ره،

179
00:15:04,028 --> 00:15:06,155
‫باعث می‌شه آی‌سدای‌ها
‫چند صد سال عمر کنن.

180
00:15:06,238 --> 00:15:08,073
‫توانایی‌ـمون فرای واکنش‌هاست.

181
00:15:08,157 --> 00:15:10,743
‫می‌تونیم مسیر خودِ تاریخ رو تغییر بدیم.

182
00:15:11,201 --> 00:15:13,537
‫مطمئنم دخترهای بی‌شماری

183
00:15:13,621 --> 00:15:17,333
‫که اصلا حتی قرار نیست ببینمشون،
‫اصلا نیازی به کمک نداشتن.

184
00:15:21,003 --> 00:15:23,213
‫از بانوی نوآموزها خواستم

185
00:15:23,297 --> 00:15:25,090
‫که تحصیلت رو به من بسپاره.

186
00:15:26,133 --> 00:15:28,052
‫شنیدم اجازه نداری
‫به نوآموزها درس بدی.

187
00:15:28,677 --> 00:15:31,388
‫درمورد «منحنی‌ها» شنیدی؟

188
00:15:33,641 --> 00:15:36,393
‫آزمونی که نوآموزها برای
‫قبولی توش شرکت می‌کنن؟

189
00:15:36,477 --> 00:15:38,395
‫اگه خواهرانم ازت پرسیدن
‫که آماده‌ای یا نه،

190
00:15:38,479 --> 00:15:40,397
‫پیشنهاد می‌کنم که جواب مثبت بدی.

191
00:15:41,440 --> 00:15:44,109
‫بعدش کارمون می‌تونه شروع بشه.

192
00:15:44,193 --> 00:15:45,819
‫اجازه دارم
‫که به پذیرفته‌شده‌ها آموزش بدم.

193
00:15:45,819 --> 00:15:46,362
‫کیک می‌خواید آی‌سدای؟

194
00:15:51,408 --> 00:15:52,660
‫ممنونم.

195
00:16:12,680 --> 00:16:13,681
‫واسه من آوردیشون؟

196
00:16:14,348 --> 00:16:16,684
‫کیک شیرینـه.
‫احساس بخشندگی دارم.

197
00:16:16,684 --> 00:16:19,311
‫- مسموم... کردیـشون؟
‫- اگه می‌خواستم بمیری که پسرجون،

198
00:16:19,311 --> 00:16:20,980
‫می‌تونستم به گزینه‌های
‫خلاقانۀ بهتری فکر کنم.

199
00:16:29,363 --> 00:16:31,031
‫پس از من چی می‌خوای؟

200
00:16:31,031 --> 00:16:32,825
‫ما فقط تحت‌نظر داریمت
‫تا مطمئن بشیم آثارِ خنجرِ

201
00:16:32,825 --> 00:16:37,121
‫شدار لوگوث به صورت کامل
‫از بدنت خارج شده باشه.

202
00:16:37,997 --> 00:16:39,873
‫بخاطر همینم هست
‫که در رو قفل می‌کنی؟

203
00:16:40,624 --> 00:16:42,543
‫از کیک‌ها لذت ببر مت.

204
00:17:54,656 --> 00:17:57,201
‫می‌تونی بذاریشون اونجا.
‫خیلی ممنونم.

205
00:17:59,328 --> 00:18:00,913
‫می‌شه لطفاً
‫وسایلتون رو دم اتاقـم نذارید؟

206
00:18:01,538 --> 00:18:03,332
‫عه شمام کارآموزی؟

207
00:18:03,707 --> 00:18:04,833
‫دیگه داشتم فکر می‌کردم من رو

208
00:18:04,833 --> 00:18:06,335
‫توی یه بخشِ دیگه‌ای از برج گذاشتن.

209
00:18:06,418 --> 00:18:08,337
‫از وقتی‌که رسیدم هیچکسی رو ندیدم.

210
00:18:08,420 --> 00:18:10,422
‫اینجا همه زود از خواب بیدار می‌شن.

211
00:18:10,506 --> 00:18:12,674
‫و بله کارآموزم، ولی
‫ممنون می‌شم اگه...

212
00:18:12,674 --> 00:18:14,635
‫نشونـم می‌دی که چطوری
‫اتاقت رو چیدی لطفا؟

213
00:18:14,927 --> 00:18:16,970
‫آخه، اینجا خیلی کوچکه
‫و چیدمان کار غیرممکنیـه.

214
00:18:16,970 --> 00:18:18,430
‫کمدهای بزرگتری هم دیدم.

215
00:18:20,891 --> 00:18:23,769
‫عه پس تو هم تازه اومدی.

216
00:18:23,852 --> 00:18:26,146
‫واقعا خدا رو شکر که
‫تنها من نیستم که امروز روز اولمه.

217
00:18:26,230 --> 00:18:28,148
‫منم واقعا فکر می‌کردم
‫قبل از رسیدنـم

218
00:18:28,232 --> 00:18:30,609
‫اینجا رو تر و تمیز کرده باشن،
‫تو هم همینطور؟

219
00:18:30,692 --> 00:18:32,361
‫اتاق منم پُر از آشغال بود.

220
00:18:35,114 --> 00:18:36,073
‫اوه.

221
00:18:36,156 --> 00:18:38,700
‫نه، متوجه شدم.

222
00:18:38,784 --> 00:18:40,744
‫تازه از راه نرسیدی.

223
00:18:41,245 --> 00:18:43,330
‫همینطوره.

224
00:18:46,500 --> 00:18:48,418
‫گلدوزی قشنگیـه.

225
00:18:48,585 --> 00:18:51,296
‫طرح آندورای غربیـه، نه؟

226
00:18:51,630 --> 00:18:53,257
‫دو رود؟

227
00:18:55,342 --> 00:18:56,260
‫آم...

228
00:18:58,387 --> 00:18:59,721
‫چرا اونجوری لبخند می‌زنی؟

229
00:18:59,930 --> 00:19:01,265
‫فقط اینکه...

230
00:19:01,265 --> 00:19:02,933
‫خیلی خوشحالم.

231
00:19:03,016 --> 00:19:04,977
‫اصلا فکرشم نمی‌کردم که اجازه بدن

232
00:19:05,102 --> 00:19:06,395
‫پیشِ بقیۀ نوآموزها مستقر بشم.

233
00:19:06,395 --> 00:19:08,021
‫چرا نباید اجازه بدن
‫پیش بقیۀ نوآموزها بمونی؟

234
00:19:09,022 --> 00:19:12,901
‫می‌دونی،
‫بخاطر ماجرای وارث بودنم.

235
00:19:17,406 --> 00:19:20,159
‫من ایلین ترکندم...

236
00:19:20,993 --> 00:19:24,246
‫وارث... تاج و تخت آندور؟

237
00:19:26,248 --> 00:19:29,877
‫تو... رعیتِ منی.

238
00:19:32,462 --> 00:19:34,089
‫من اگوین ال‌وایرم.

239
00:19:34,464 --> 00:19:36,258
‫خب از آشنایی باهات خوشحال شدم اگوین.

240
00:19:37,050 --> 00:19:39,344
‫می‌دونی، می‌گن که...

241
00:19:39,428 --> 00:19:40,846
‫بعضی از بزرگترین دوستی‌های

242
00:19:40,929 --> 00:19:42,431
‫تاریخ، توی خوابگاه‌های

243
00:19:42,431 --> 00:19:44,224
‫نوآموزها شکل می‌گیره.

244
00:19:44,308 --> 00:19:47,769
‫کدسوین ملیدرین و النا کتاب
‫درست همینطوری با همدیگه آشنا شدن.

245
00:19:48,520 --> 00:19:50,856
‫واست جالب نیست که بدونی
‫در آینده چه اتفاقی بینـمون رخ می‌ده؟

246
00:19:59,573 --> 00:20:01,533
‫آرینوار نتونست بیاد؟

247
00:20:01,617 --> 00:20:03,493
‫آم...

248
00:20:04,870 --> 00:20:07,289
‫یه مسائلی هست که
‫بهتره بین خواهرها بمونه.

249
00:20:12,628 --> 00:20:15,005
‫پیشنهادِ لیاندرین خیلی خطرناکه.

250
00:20:15,088 --> 00:20:18,133
‫هفتۀ پیش، اصلا اجازه نداشت
‫که نزدیکِ نوآموزها بشه.

251
00:20:18,217 --> 00:20:20,552
‫و حالا می‌خواد که ناینیو
‫توی منحنی‌ها شرکت بکنه؟

252
00:20:20,636 --> 00:20:23,388
‫ناینیو قدرتمندترین
‫احضارکننده‌ایه که تا بحال...

253
00:20:23,388 --> 00:20:25,474
‫- توی این برج...
‫- هزار ساله، درسته.

254
00:20:25,807 --> 00:20:27,309
‫همه همین حرف رو می‌زنن.

255
00:20:27,392 --> 00:20:29,394
‫همچنان نمی‌تونه
‫منبع قدرت رو به آغوش بکشه

256
00:20:29,478 --> 00:20:31,480
‫مگر اینه خشمگین یا ترسیده باشه،

257
00:20:31,563 --> 00:20:33,357
‫- اون موقع هم به سختی می‌شه.
‫- ممکنه توی منحنی‌ها

258
00:20:33,357 --> 00:20:35,525
‫جونـش رو از دست بده.
‫قبلا زیاد چنین اتفاقی افتاده.

259
00:20:35,984 --> 00:20:37,194
‫شاید.

260
00:20:37,194 --> 00:20:38,654
‫- با قدرتی که داره، شک دارم از پسش برنیاد.
‫- می‌دونی چرا

261
00:20:38,654 --> 00:20:41,698
‫این زن‌ها و مردها متولد می‌شن خواهر؟

262
00:20:42,074 --> 00:20:44,576
‫با قدرتی فراتر از
‫اون چیزی که قبلاً شاهدش بودیم؟

263
00:20:44,576 --> 00:20:48,956
‫نه فقط ناینیو، بلکه
‫اگوین و وارث دختر هم هستن.

264
00:20:48,956 --> 00:20:51,959
‫و اژدهایانِ اشتباه،
‫لوگین، مزریم تیم.

265
00:20:51,959 --> 00:20:54,586
‫الگو داره بهمون سلاح می‌ده.

266
00:20:55,003 --> 00:20:57,130
‫برای جنگیدن درمقابلـش.

267
00:20:59,466 --> 00:21:01,677
‫نبردِ نهایی نزدیکـه خواهر.

268
00:21:07,516 --> 00:21:11,395
‫و قبول نمی‌کنی ناینیو در کنار ما...
‫باهاش بجنگه؟

269
00:21:11,478 --> 00:21:13,730
‫بانوی نوآموزها شمایی.

270
00:21:15,524 --> 00:21:17,526
‫مسئولیت این دخترها
‫به گردن شماست.

271
00:21:20,612 --> 00:21:24,866
‫لیاندرین درخواست
‫رای‌گیری داده آلانا.

272
00:21:24,950 --> 00:21:27,577
‫و متاسفانه، توی تالار،

273
00:21:28,287 --> 00:21:31,331
‫شما به جای خودت رای می‌دی و نه سه نفر.

274
00:21:36,545 --> 00:21:39,339
‫اینم در صورتیـه که اصلا
‫بخوای بیای اونجا و نظرت رو بگی.

275
00:21:48,557 --> 00:21:50,183
‫می‌خوای بمونی؟

276
00:21:50,475 --> 00:21:53,103
‫نه. مورین...

277
00:21:53,729 --> 00:21:56,189
‫بهمون احتیاج داره.

278
00:22:05,449 --> 00:22:07,326
‫چه خوب. واسه کمک اومدی؟

279
00:22:07,576 --> 00:22:10,579
‫نه، لیاندرین گفت یه سر می‌تونم بیام.

280
00:22:10,662 --> 00:22:11,705
‫اینجا...

281
00:22:11,705 --> 00:22:13,206
‫لیاندرین سدای همین الان رفت.

282
00:22:13,206 --> 00:22:14,791
‫اگه عجله کنی،
‫شاید بتونی بهش برسی.

283
00:23:39,751 --> 00:23:41,420
‫امشب اینجا می‌مونیم.

284
00:23:42,003 --> 00:23:45,382
‫ببین کسی فین یا هرچیزی که
‫اون سایه رو کشته، رو دیده یا نه.

285
00:24:05,777 --> 00:24:07,654
‫خدای من، عجب بویی.

286
00:24:08,029 --> 00:24:09,990
‫مزه‌اش بهتره از بوشه.

287
00:24:10,365 --> 00:24:11,783
‫بفرمایید.

288
00:24:11,783 --> 00:24:13,243
‫بشقاب اول رو مهمونِ مایید.

289
00:24:15,912 --> 00:24:17,372
‫- برو، برو، برو، برو! برو داخل!
‫- همم.

290
00:24:28,008 --> 00:24:29,217
‫ما نوشیدنی لازمیم،

291
00:24:29,634 --> 00:24:32,471
‫نه یه دیوماهی بوگندو.

292
00:24:32,554 --> 00:24:33,763
‫راستش من خیلی شیرماهی دوست دارم.

293
00:24:33,763 --> 00:24:36,558
‫طعم و مزۀ تخمیریِ خاصی داره

294
00:24:36,641 --> 00:24:38,518
‫که خیلی خوشمزه‌اش می‌کنه.

295
00:24:38,852 --> 00:24:40,729
‫چرا غافلگیر نشدم؟

296
00:24:41,104 --> 00:24:42,355
‫نمیای؟

297
00:24:43,315 --> 00:24:45,942
‫ترجیح می‌دم زیر نور ستاره‌ها بخوابم.

298
00:24:46,526 --> 00:24:48,737
‫هرطور راحتی.

299
00:24:48,737 --> 00:24:51,072
‫می‌دونی که به این آدم‌ها تعلق نداری.

300
00:24:51,740 --> 00:24:53,742
‫شایناری‌ها رو می‌گم.

301
00:25:01,958 --> 00:25:03,793
‫شگفت‌انگیزه که می‌تونی برج

302
00:25:03,793 --> 00:25:05,253
‫رو از اینجا ببینی، مگه نه؟

303
00:25:10,717 --> 00:25:12,427
‫من و ادلیاز به همدیگه قول دادیم

304
00:25:12,511 --> 00:25:14,763
‫که به اونجا برنگردیم تا زمانی‌که...

305
00:25:14,846 --> 00:25:17,557
‫ تاریخچۀ جهان از زمان نابودی 
‫تکمیل بشه.

306
00:25:17,557 --> 00:25:19,726
‫- و با این حال اینجایی.
‫- آره.

307
00:25:19,935 --> 00:25:22,354
‫نیازی نیست تاریخ مکتوب بشه
‫وقتی که داره خلق می‌شه.

308
00:25:23,939 --> 00:25:26,983
‫سه سایه در حال شکارِ
‫یه آی‌سدایِ تنهان؟

309
00:25:26,983 --> 00:25:29,486
‫چشم ارباب تاریکی گرفتدت خواهر.

310
00:25:29,486 --> 00:25:31,738
‫فکر نکردی که
‫دلیلـش رو می‌پرسیم؟

311
00:25:34,824 --> 00:25:36,743
‫گمونم یکی از همون پسرهاییه که

312
00:25:36,826 --> 00:25:38,411
‫پاییز پارسال به تار والون آوردی؟

313
00:25:40,747 --> 00:25:41,748
‫اژدها؟

314
00:25:51,550 --> 00:25:52,926
‫دیگه کی خبر داره؟

315
00:25:56,221 --> 00:25:58,139
‫ادلیاز؟

316
00:25:58,723 --> 00:25:59,933
‫توماس؟

317
00:26:00,475 --> 00:26:02,143
‫به اندازۀ کافی نزدیک بود.

318
00:26:09,067 --> 00:26:10,235
‫خوبه.

319
00:26:11,444 --> 00:26:13,405
‫می‌خواستم بدونم حاضری
‫چقدر بخاطر اژدها پیش بری

320
00:26:13,572 --> 00:26:15,407
‫اگه رهبرش به سمتِ پیروزی باشی.

321
00:26:19,744 --> 00:26:23,665
‫خواهرانـمون می‌خوان که اژدها
‫رو بگیرن و بال‌هاش رو ببندن.

322
00:26:24,291 --> 00:26:27,085
‫ترسـشون از اینکه دوباره
‫دنیا رو نابود می‌کنه، چشمشون رو

323
00:26:27,168 --> 00:26:28,336
‫به روی این حقیقت بسته

324
00:26:29,963 --> 00:26:33,883
‫که بعد از این همه سال،
‫دنیامون همچنان نابود شده‌ست،

325
00:26:34,676 --> 00:26:37,554
‫و حالا نیاز داریم که
‫دوباره یکپارچه‌اش کنیم.

326
00:26:37,554 --> 00:26:41,725
‫خب، چیزی که نابود شده،
‫همیشه قابلیت ترمیم نداره.

327
00:26:44,561 --> 00:26:47,188
‫باید سوگندِ اتحاد بخوری خواهر.

328
00:26:48,189 --> 00:26:49,816
‫سوگند به چی اونوقت؟

329
00:26:50,859 --> 00:26:52,902
‫که هرگز بهت خیانت نمی‌کنم؟

330
00:26:52,902 --> 00:26:54,654
‫یا که هرگز به اون خیانت نمی‌کنم؟

331
00:26:55,113 --> 00:26:58,074
‫هیچکدوممون خبر نداره
‫که آینده چی تو چنته داره.

332
00:26:58,908 --> 00:27:03,204
‫خیانت به هرکدومتون
‫ممکنه یه روزی لازم باشه.

333
00:27:03,288 --> 00:27:08,209
‫و حتی خودِ سوگندهام،
‫شکاف‌هایی دارن که می‌شه ازشون استفاده کرد.

334
00:27:09,878 --> 00:27:13,548
‫فعلا تو باید بهم اعتماد کنی

335
00:27:14,090 --> 00:27:15,258
‫و منم به تو.

336
00:27:17,010 --> 00:27:19,429
‫کتاب‌هایی توی برج هستن
‫که ممکنه به درد بخور باشن.

337
00:27:20,055 --> 00:27:22,766
‫پیشگویی‌هایی درمورد تومن‌هد،

338
00:27:23,266 --> 00:27:26,519
‫نبردهایی در آسمان،
‫شمشیری آتشین

339
00:27:26,603 --> 00:27:28,521
‫و دستِ آهنینی که
‫حملش می‌کنه.

340
00:27:29,564 --> 00:27:30,982
‫پیداشون می‌کنم.

341
00:27:34,152 --> 00:27:35,695
‫بیا.

342
00:27:35,695 --> 00:27:38,198
‫بیا کنار آتش، پیشمون بشین.

343
00:28:56,443 --> 00:28:59,487
‫نه. نه. نه...

344
00:29:16,588 --> 00:29:18,548
‫و باغچه‌ها
‫به شهر ختم می‌شن،

345
00:29:18,548 --> 00:29:21,134
‫ولی بدون اجازه نمی‌تونیم
‫از برج خارج بشیم.

346
00:29:21,342 --> 00:29:23,261
‫خودم به زور تنهایی
‫چند ساعتی توی تار والون بودم.

347
00:29:23,261 --> 00:29:23,970
‫وارث دختر.

348
00:29:23,970 --> 00:29:26,139
‫فرینا سدای.

349
00:29:27,265 --> 00:29:28,516
‫واقعا نیازی نداشتی

350
00:29:28,516 --> 00:29:30,268
‫که من اطراف برج
‫رو نشونت بدم، مگه نه؟

351
00:29:30,435 --> 00:29:31,561
‫خب نه.

352
00:29:31,644 --> 00:29:33,646
‫بچه که بودم شش تا
‫تابستون رو اینجا گذروندم،

353
00:29:33,730 --> 00:29:35,440
‫که باعث شد مثل کف دستم
‫همه‌جا رو یاد بگیرم.

354
00:29:35,440 --> 00:29:37,358
‫ولی نمی‌خواستم
‫فرصتِ شناختِ بهترت

355
00:29:37,358 --> 00:29:38,568
‫رو از دست بدم.

356
00:29:38,651 --> 00:29:39,569
‫سریعاً به اتاق من ببریدشون.

357
00:29:39,569 --> 00:29:41,613
‫عه شریام سدای، من...

358
00:29:41,613 --> 00:29:43,990
‫کی اجازه داد ندیمه‌هاتون
‫این همه مزخرف

359
00:29:43,990 --> 00:29:44,991
‫وارد خوابگاه نوآموزها بکنن؟

360
00:29:44,991 --> 00:29:46,659
‫اوه، من...

361
00:29:46,659 --> 00:29:47,994
‫شاید مقدّر شده باشه

362
00:29:47,994 --> 00:29:49,412
‫که وارث تاج و تخت
‫کامیلین باشی بچه،

363
00:29:49,579 --> 00:29:50,538
‫ولی اینجا

364
00:29:50,538 --> 00:29:51,748
‫تو یه کارآموزی،

365
00:29:51,956 --> 00:29:53,792
‫درست مثل همۀ بچه‌های دیگه،

366
00:29:54,501 --> 00:29:55,794
‫اسم اون زن رو بگو.

367
00:29:56,169 --> 00:29:57,045
‫فوراً.

368
00:29:58,254 --> 00:30:00,465
‫فقط خواست که
‫به مادرم لطفی کرده باشه.

369
00:30:01,466 --> 00:30:02,675
‫اسمش رو بگو.

370
00:30:04,928 --> 00:30:06,888
‫اگه قراره بخاطر
‫کاری که کرده مجازات بشه،

371
00:30:06,888 --> 00:30:08,181
‫خودم جورش رو می‌کشم.

372
00:30:08,181 --> 00:30:10,558
‫پس توی سه ماه آینده
‫هر روز صبح

373
00:30:10,558 --> 00:30:11,893
‫باید توی دفترم باشی،

374
00:30:12,769 --> 00:30:14,729
‫تا طعم تازیانه رو بچشی.

375
00:30:14,729 --> 00:30:16,231
‫حتما شریام سدای.

376
00:30:16,981 --> 00:30:18,858
‫قبل صبحونه یا بعدش؟

377
00:30:21,319 --> 00:30:22,320
‫قبلش.

378
00:30:22,403 --> 00:30:24,030
‫هرچی شما بگید.

379
00:30:24,030 --> 00:30:24,864
‫و شما.

380
00:30:25,448 --> 00:30:27,367
‫ناینیو ال‌میرا کجا داره می‌ره؟

381
00:30:28,660 --> 00:30:31,371
‫ببخشید، نمی‌دونم شریام سدای.

382
00:30:31,454 --> 00:30:33,331
‫هروقت برگشت،
‫بهش بگو سریعاً

383
00:30:33,414 --> 00:30:35,375
‫به اتاقـم بیاد.

384
00:30:35,542 --> 00:30:36,501
‫چشم.

385
00:30:38,753 --> 00:30:41,047
‫شرمنده که مجبور شدی
‫شاهدی چنین چیزی باشی.

386
00:30:41,047 --> 00:30:43,174
‫حداقل بهت توجه می‌کنه.

387
00:30:43,591 --> 00:30:45,593
‫آی‌سدای‌ها فقط
‫وقت‌هایی مخاطب قرارم می‌دن

388
00:30:45,635 --> 00:30:47,345
‫که بخوان درمورد
‫دوستـم بپرسن.

389
00:30:52,642 --> 00:30:53,643
‫اتاقت.

390
00:30:54,519 --> 00:30:55,353
‫خب...

391
00:30:56,020 --> 00:30:57,564
‫می‌خواستی تمیزش کنی.

392
00:31:35,810 --> 00:31:37,729
‫عشقم.

393
00:31:37,812 --> 00:31:39,731
‫عزیزکـم،

394
00:31:39,731 --> 00:31:41,190
‫بیدار شو.

395
00:31:41,357 --> 00:31:43,443
‫دیگه پیشتـم.

396
00:31:43,526 --> 00:31:44,652
‫من اینجام.

397
00:31:56,414 --> 00:32:00,043
‫حالا باید سعی کنی
‫یکمی از این بخوری.

398
00:32:00,460 --> 00:32:02,420
‫باعث می‌شه دردت آروم بشه.

399
00:32:08,843 --> 00:32:10,428
‫بیا، بیا، بیا.

400
00:32:10,511 --> 00:32:12,138
‫آره، هیس.

401
00:32:14,223 --> 00:32:15,934
‫بهتر شد، بهتر شد.

402
00:32:16,017 --> 00:32:18,019
‫هیس.

403
00:32:20,188 --> 00:32:21,522
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

404
00:32:21,522 --> 00:32:23,066
‫خارسرخ، من...

405
00:32:23,232 --> 00:32:24,943
‫فکر می‌کردم که
‫سعی داشتی بکشیش.

406
00:32:25,318 --> 00:32:26,653
‫فکر می‌کردم مردیه که
‫می‌تونه قدرت احضار کنه.

407
00:32:26,653 --> 00:32:28,279
‫- من...
‫- از اینجا برو

408
00:32:28,279 --> 00:32:30,323
‫قبل از اینکه کاری کنم
‫که هردوی ما پشیمون بشیم.

409
00:32:31,991 --> 00:32:33,034
‫داره درد می‌کشه.

410
00:32:33,743 --> 00:32:35,536
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

411
00:32:36,412 --> 00:32:37,914
‫نمی‌تونم درمانـش کنم.

412
00:32:39,874 --> 00:32:41,084
‫دستـش.

413
00:32:41,918 --> 00:32:42,877
‫گرفته.

414
00:32:47,548 --> 00:32:49,425
‫یعنی قلبش هم درد گرفته.

415
00:32:49,425 --> 00:32:51,928
‫خارسرخ در این مورد
‫تاثیری نداره.

416
00:32:52,762 --> 00:32:54,389
‫وقتی بری هم درد می‌کشه.

417
00:32:54,472 --> 00:32:56,808
‫برای رفع التهاب
‫شیر زردچوبه باید بخوره.

418
00:32:56,891 --> 00:32:58,434
‫برو بیرون!

419
00:32:58,434 --> 00:33:00,812
‫برو بیرون تا نکشتمت!

420
00:33:02,105 --> 00:33:04,440
‫گمشو دخترۀ احمق!

421
00:33:06,317 --> 00:33:08,152
‫گمشو، برو بیرون!

422
00:33:08,486 --> 00:33:09,737
‫اوه...

423
00:33:11,406 --> 00:33:12,991
‫ببخشید.

424
00:33:13,074 --> 00:33:14,909
‫خیلی شرمنده‌ام.

425
00:33:14,993 --> 00:33:16,077
‫نمی‌دونستم

426
00:33:16,160 --> 00:33:17,453
‫که اذیتت می‌کنه.

427
00:33:17,537 --> 00:33:20,206
‫نمی‌خواستم
‫ولت کنم تا درد بکشی.

428
00:33:21,416 --> 00:33:24,127
‫خیلی شرمنده‌ام، پسر... پسرم.

429
00:33:24,210 --> 00:33:26,337
‫پسر نازنینـم.

430
00:33:26,421 --> 00:33:28,214
‫ببخشید.

431
00:34:16,512 --> 00:34:18,222
‫یه سلولِ دیگه.

432
00:34:19,640 --> 00:34:20,975
‫گندش بزنن.

433
00:34:23,853 --> 00:34:24,937
‫چی؟

434
00:34:25,772 --> 00:34:27,523
‫پس اون موشی که

435
00:34:27,523 --> 00:34:28,983
‫دیوارم رو چنگ می‌کشه، تویی.

436
00:34:28,983 --> 00:34:30,943
‫بگو ببینم تو چیکار کردی
‫که بلوندخانم رو ناراحت کردی؟

437
00:34:31,319 --> 00:34:32,236
‫هیچ کار.

438
00:34:32,278 --> 00:34:33,988
‫تو کی هستی؟

439
00:34:33,988 --> 00:34:36,157
‫و چرا اینجا افتادی؟

440
00:34:36,991 --> 00:34:38,826
‫بازم از اون‌ها داری؟

441
00:34:50,797 --> 00:34:52,465
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.

442
00:34:52,548 --> 00:34:54,550
‫دست‌کم نگیرش.

443
00:34:54,550 --> 00:34:56,385
‫اون موقع‌ها توماس

444
00:34:56,385 --> 00:34:58,054
‫جذابیت خودش رو داشت.

445
00:34:59,263 --> 00:35:00,389
‫ولی ورین عزیز رو انتخاب کرد.

446
00:35:04,060 --> 00:35:06,062
‫شما دو تا چی؟

447
00:35:06,395 --> 00:35:09,357
‫تا حالا درمورد آشناییتون
‫چیزی نگفتید.

448
00:35:14,821 --> 00:35:16,197
‫بیا خواهر.
‫دیر شده، بهتره، آم...

449
00:35:16,489 --> 00:35:18,116
‫توی سرزمین‌های مرزی رخ داد،

450
00:35:18,116 --> 00:35:19,909
‫مگه نه؟ هوم؟

451
00:35:19,909 --> 00:35:21,160
‫احتمالاً دیدیش که

452
00:35:21,494 --> 00:35:24,747
‫توی صحرا سوار بر اسب
‫سیاهش جولان می‌ده،

453
00:35:24,747 --> 00:35:27,416
‫شمشیرش رو درمیاره،
‫موهاش توی باد می‌رقصه...

454
00:35:27,416 --> 00:35:28,751
‫حومۀ چاچین اتفاق افتاده.

455
00:35:33,798 --> 00:35:36,801
‫کل روز توی جاده
‫دنبالـش راه افتاده بودم.

456
00:35:37,885 --> 00:35:40,138
‫هی برمی‌گشت و
‫یه نگاهی بهم می‌انداخت.

457
00:35:40,596 --> 00:35:42,306
‫فکر می‌کردم یکی از
‫پیروان تاریکیـه.

458
00:35:42,306 --> 00:35:43,975
‫فکر می‌کردم یه مزدوره

459
00:35:43,975 --> 00:35:45,518
‫لب برکه دیدمش

460
00:35:45,601 --> 00:35:47,061
‫که داشته مراقبه می‌کرده.

461
00:35:47,145 --> 00:35:49,021
‫صورتش بی‌حرکت بود، ولی

462
00:35:49,105 --> 00:35:50,356
‫لبریز از خشم بود.

463
00:35:50,356 --> 00:35:51,941
‫مراقبه هرگز
‫کار راحتی برای من نبوده.

464
00:35:52,024 --> 00:35:53,276
‫مخصوصا وقتی که
‫نقشۀ کشتنِ

465
00:35:53,276 --> 00:35:54,152
‫یه آی‌سدای رو کشیده باشی.

466
00:35:54,152 --> 00:35:56,571
‫نمی‌دونستم که آی‌سدایی.

467
00:35:57,405 --> 00:35:58,531
‫همیشه شنیده بودم
‫که پیر و  ...

468
00:35:59,615 --> 00:36:00,616
‫...و بدخلق‌ان.

469
00:36:02,785 --> 00:36:04,162
‫شمشیرش رو روی

470
00:36:04,203 --> 00:36:05,413
‫یه سنگی نزدیکـش گذاشته بود.

471
00:36:06,080 --> 00:36:08,499
‫ولی به محض اینکه
‫دستـم به غلاف خورد،

472
00:36:08,499 --> 00:36:09,792
‫از 9 متری دوید...

473
00:36:11,043 --> 00:36:12,920
‫...گردنـم رو گرفت

474
00:36:14,297 --> 00:36:15,756
‫و پرتم کرد توی آب.

475
00:36:18,634 --> 00:36:21,095
‫تو مورین سدای رو پرت کردی توی آب؟

476
00:36:21,220 --> 00:36:23,931
‫جدا کردنِ یک مرد از
‫شمشیرش کار عاقلانه‌ای نیست.

477
00:36:26,976 --> 00:36:29,437
‫و اون موقع بود که فهمیدی؟

478
00:36:30,438 --> 00:36:34,233
‫هر نگهبان پیری می‌تونه
‫ازت درمقابل یه ترولوک محافظت کنه.

479
00:36:34,734 --> 00:36:36,569
‫اما این یکی،

480
00:36:36,652 --> 00:36:39,155
‫می‌تونه از تو
‫در مقابل خودت محافظت کنه.

481
00:36:49,624 --> 00:36:52,293
‫همه‌جا رو یه شکل کردن نه؟

482
00:36:54,378 --> 00:36:57,465
‫حالا می‌خوای بگی که چرا اینجایی؟

483
00:37:00,176 --> 00:37:02,136
‫من معمولاً از
‫تار والون دوری می‌کنم.

484
00:37:02,220 --> 00:37:04,847
‫قایقی که سوارش بودم
‫توی طوفان تغییرجهت می‌ده،

485
00:37:04,931 --> 00:37:06,265
‫بخاطر همینم با خودم فکر کردم،
‫چرا که نه؟

486
00:37:06,349 --> 00:37:07,892
‫توی شهر بزرگ
‫کار توی میخونه زیاده.

487
00:37:07,975 --> 00:37:09,268
‫ولی شانسم اینجوری شد

488
00:37:09,352 --> 00:37:12,438
‫که یکی از قرمزهایی که
‫نوشیدنی‌خوره، من رو می‌شناسه.

489
00:37:12,521 --> 00:37:14,232
‫واسه همینم پام به اینجا باز می‌شه.

490
00:37:14,232 --> 00:37:15,775
‫ولی چرا دنبالت بودن؟

491
00:37:18,236 --> 00:37:19,111
‫یه سری چیزها رو می‌بینم.

492
00:37:19,862 --> 00:37:20,821
‫مثلا چی؟

493
00:37:21,989 --> 00:37:23,115
‫گذرهایی از الگو.

494
00:37:23,532 --> 00:37:24,617
‫مثل آینده؟

495
00:37:24,992 --> 00:37:25,993
‫اوهوم.

496
00:37:26,202 --> 00:37:26,994
‫به به.

497
00:37:27,245 --> 00:37:29,413
‫راستش، با اختلاف از چیزی که

498
00:37:29,497 --> 00:37:30,873
‫انتظارش رو داشتم مسخره‌تره.

499
00:37:30,957 --> 00:37:33,876
‫امید داشتم حداقل قتلی،

500
00:37:33,960 --> 00:37:36,003
‫یا رابطۀ مخفیانه‌ای با
‫یه آی‌سدایی چیزی باشه.

501
00:37:36,003 --> 00:37:38,547
‫چی می‌گی، پیش‌بینی کردن
‫واست جالب نیست؟

502
00:37:39,340 --> 00:37:39,882
‫اوهوم.

503
00:37:41,467 --> 00:37:43,761
‫واقعا دوست نداری بدونی
‫وقتی نگاهت می‌کنم، چی می‌بینم؟

504
00:37:44,053 --> 00:37:46,973
‫اگه درمورد خارج شدنـم
‫از اینجا نباشه...

505
00:37:48,766 --> 00:37:51,143
‫ابداً.

506
00:37:51,143 --> 00:37:52,687
‫نه، ترجیح می‌دم

507
00:37:52,687 --> 00:37:56,816
‫ندونم چه بلایی قراره به سرم بیاد.

508
00:37:58,401 --> 00:37:59,443
‫ولی...

509
00:37:59,443 --> 00:38:00,820
‫به نظرم کاملاً مشخصه.

510
00:38:20,840 --> 00:38:22,800
‫حالت خوبه مین؟

511
00:38:30,224 --> 00:38:31,475
‫حالا که حرف دوست شد،

512
00:38:31,976 --> 00:38:33,185
‫شریام سدای

513
00:38:33,269 --> 00:38:36,147
‫اونجا درمورد ناینیو ال‌میرا
‫ازت پرسید؟

514
00:38:36,605 --> 00:38:38,024
‫می‌شناسیش؟

515
00:38:39,608 --> 00:38:41,527
‫پس تو هم می‌شناسیش.

516
00:38:42,987 --> 00:38:44,905
‫فقط...

517
00:38:44,989 --> 00:38:47,033
‫همه می‌گن که خیلی قدرتمنده.

518
00:38:50,661 --> 00:38:52,747
‫هستی اگوین؟

519
00:38:52,830 --> 00:38:54,540
‫با همدیگه به اینجا اومدیم.

520
00:38:54,623 --> 00:38:56,334
‫دوست صمیمیمه.

521
00:38:56,417 --> 00:38:57,668
‫خدایا! چه هیجان‌انگیز...

522
00:38:57,918 --> 00:38:59,378
‫خسته‌کننده.

523
00:39:02,214 --> 00:39:05,301
‫نه، نه، نه، این...

524
00:39:05,551 --> 00:39:07,720
‫موضوع این نیست.

525
00:39:07,803 --> 00:39:09,555
‫اگوین؟

526
00:39:09,555 --> 00:39:12,391
‫دقیقاً هیچ کاری انجام نمی‌ده.

527
00:39:13,392 --> 00:39:14,977
‫ولی گمونم مسئله همینجاست.

528
00:39:15,644 --> 00:39:16,896
‫من همیشۀ خدا

529
00:39:16,979 --> 00:39:18,439
‫درس می‌خونم،

530
00:39:18,522 --> 00:39:21,317
‫خودم رو می‌کشم
‫تا از قوانین پیروی کنم،

531
00:39:21,400 --> 00:39:23,277
‫درحالیکه اون همیشه کلاس‌ها رو می‌پیچونه،

532
00:39:23,361 --> 00:39:25,780
‫و ادعا می‌کنه اصلا دلش نمی‌خواد
‫که اینجا باشه.

533
00:39:26,072 --> 00:39:27,948
‫سخت‌ترین جای ماجرا اینه

534
00:39:27,948 --> 00:39:29,742
‫که می‌گه بخاطر من به اینجا اومده

535
00:39:30,659 --> 00:39:32,078
‫تا ازم محافظت کنه.

536
00:39:34,663 --> 00:39:36,916
‫کاری که همیشه انجام می‌ده.

537
00:39:37,666 --> 00:39:39,168
‫چه بخوام چه نخوام.

538
00:39:41,087 --> 00:39:43,589
‫ولی الان کجاست
‫وقتی که واقعا بهش نیاز دارم؟

539
00:39:47,218 --> 00:39:49,345
‫با نگهبان‌ها می‌چرخه

540
00:39:49,720 --> 00:39:52,181
‫یا که شده نورچشمیِ لیاندرین و با اونه.

541
00:39:53,724 --> 00:39:54,892
‫واقعا احساس می‌کنم...

542
00:39:56,018 --> 00:39:57,853
‫...هرچی بیشتر تلاش کنم،

543
00:39:58,354 --> 00:40:00,314
‫بیشتر عقب میفتم.

544
00:40:01,690 --> 00:40:03,401
‫و هرچی اون کمتر تلاش می‌کنه...

545
00:40:05,694 --> 00:40:07,738
‫...بیشتر ازم جلو می‌زنه.

546
00:40:08,781 --> 00:40:09,865
‫اگوین.

547
00:40:09,949 --> 00:40:11,409
‫هوم؟

548
00:40:11,492 --> 00:40:13,494
‫می‌دونم که فقط داریم
‫با همدیگه آشنا می‌شیم،

549
00:40:13,494 --> 00:40:15,704
‫پس امیدوارم که من رو ببخشی
‫بخاطر اینکه بگم...

550
00:40:17,123 --> 00:40:18,582
‫...حسادت...

551
00:40:20,334 --> 00:40:22,128
‫...اصلا برازندۀ تو نیست.

552
00:40:25,089 --> 00:40:26,215
‫من حسودی نمی‌کنم.

553
00:40:26,298 --> 00:40:27,216
‫اگوین.

554
00:40:27,675 --> 00:40:29,260
‫من وارث دخترِ

555
00:40:29,343 --> 00:40:32,054
‫قدرتمندترین سرزمین دنیام.

556
00:40:33,347 --> 00:40:35,724
‫حسادت رو از صد فرسخی تشخیص می‌دم.

557
00:40:47,403 --> 00:40:50,614
‫حرفی باهات ندارم اگوین.

558
00:40:53,868 --> 00:40:55,244
‫لیاندرین سدای.

559
00:40:55,327 --> 00:40:57,246
‫- اگه موضوع درمورد...
‫- اگه می‌تونستم

560
00:40:57,246 --> 00:40:58,873
‫چیزی که قراره بهت پیشنهاد بدم
‫رو پس بگیرم، حتما این کار رو می‌کردم،

561
00:40:59,081 --> 00:41:00,291
‫ولی از قبل ترتیبِ برنامه‌ها رو دادم،

562
00:41:00,374 --> 00:41:01,667
‫پس راهِ پس کشیدن نداریم.

563
00:41:01,750 --> 00:41:03,085
‫دنبالـم بیا.

564
00:41:10,885 --> 00:41:12,511
‫فقط بهم بگو کجا داریم می‌ریم.

565
00:41:25,149 --> 00:41:26,901
‫کی رو با خودت آوردی خواهر؟

566
00:41:26,901 --> 00:41:29,528
‫داوطلب جدیدی برای دریافت پذیرش خواهر.

567
00:41:31,697 --> 00:41:32,615
‫برای رویارویی

568
00:41:32,698 --> 00:41:33,991
‫با منحنی‌ها آماده‌ست؟

569
00:41:34,074 --> 00:41:35,409
‫آماده‌ست

570
00:41:35,493 --> 00:41:37,077
‫که خودِ قبلیـش رو پشت‌سر بگذاره،

571
00:41:37,161 --> 00:41:38,412
‫و تنهایی،

572
00:41:38,496 --> 00:41:39,747
‫در مسیر ترس‌هایش قدم برداره،

573
00:41:39,830 --> 00:41:41,624
‫تا پذیرش رو بدست بیاره.

574
00:41:42,625 --> 00:41:44,502
‫شناختی به ترس‌هاش داره؟

575
00:41:44,877 --> 00:41:46,795
‫تا به حال باهاشون روبه‌رو نشده

576
00:41:46,879 --> 00:41:48,672
‫ولی حالا مصممه.

577
00:41:49,715 --> 00:41:53,093
‫پس اجازه می‌دیم
‫با ترس‌هایش روبه‌رو بشه.

578
00:41:53,469 --> 00:41:55,679
‫زمان منتظر هیچ زنی نمی‌مونه.

579
00:42:59,535 --> 00:43:01,662
‫باید احساس می‌کردم
‫که سایه‌ها دارن میان.

580
00:43:04,331 --> 00:43:05,624
‫باید...

581
00:43:06,333 --> 00:43:07,001
‫متاسفم.

582
00:43:10,087 --> 00:43:12,506
‫می‌دونی کِی بود که واقعا
‫تصمیم گرفتم نگهبانم باشی؟

583
00:43:14,174 --> 00:43:16,385
‫بعد از چاچین بود.

584
00:43:17,386 --> 00:43:18,971
‫توی مسیرمون به سمتِ برج بودیم

585
00:43:19,054 --> 00:43:20,431
‫و توی یه روستای کوچکی
‫توقف کرده بودیم.

586
00:43:20,431 --> 00:43:22,057
‫اسمش رو یادم نیست ولی...

587
00:43:22,808 --> 00:43:24,184
‫ولی سرِ سه تا ترولوک

588
00:43:24,685 --> 00:43:26,645
‫روی نیزه‌های بیرونِ شهر بود.

589
00:43:28,689 --> 00:43:29,857
‫یه هشدار بود.

590
00:43:32,651 --> 00:43:34,278
‫ولی نترسوندتت.

591
00:43:35,321 --> 00:43:36,947
‫توی «آفت» با
‫تعداد زیادیـشون مواجه شده بودی،

592
00:43:36,989 --> 00:43:39,742
‫و شجاعتت برای مقابله با سایه‌ها
‫اونم دست خالی

593
00:43:39,825 --> 00:43:41,702
‫فقط با یه شمشیر...

594
00:43:42,578 --> 00:43:44,038
‫توی مخیله‌ام نمی‌گنجید.

595
00:43:44,913 --> 00:43:47,041
‫اون موقع بود که فهمیدم.

596
00:43:48,167 --> 00:43:49,835
‫چون می‌دونستم وقتـش که برسه،

597
00:43:49,918 --> 00:43:51,670
‫می‌تونی روی پاهای خودت وایسی.

598
00:43:54,340 --> 00:43:56,300
‫تو به برج برو

599
00:43:56,842 --> 00:43:58,677
‫و من به تنهایی مسیرم رو ادامه می‌دم.

600
00:44:02,264 --> 00:44:03,390
‫من تنهات نمی‌ذارم.

601
00:44:03,390 --> 00:44:04,767
‫من در اشتباه بودم لن.

602
00:44:04,767 --> 00:44:06,518
‫درمورد همه‌چیز اشتباه کردم.

603
00:44:08,395 --> 00:44:10,272
‫«نبرد نهایی» نزدیکه،

604
00:44:10,272 --> 00:44:12,524
‫و از قبل باختیمش.

605
00:44:12,816 --> 00:44:14,985
‫کوئندیلاری که چشم دنیا رو شکست،

606
00:44:15,069 --> 00:44:18,113
‫همون قفلی بود که
‫ایشامیل رو محبوس نگه داشته بود.

607
00:44:18,364 --> 00:44:20,074
‫ایشامیل؟

608
00:44:20,491 --> 00:44:21,283
‫طردشدگان؟

609
00:44:21,367 --> 00:44:23,243
‫ارباب تاریکی رو شکست ندادیم،

610
00:44:23,327 --> 00:44:25,329
‫قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردیم.

611
00:44:26,997 --> 00:44:29,249
‫طردشدگان سه هزار سال قدمت دارن.

612
00:44:29,333 --> 00:44:30,793
‫قدرتمندترین احضارکننده‌هایی
‫هستن که تابحال وجود داشتن،

613
00:44:30,793 --> 00:44:33,587
‫و ممکنه ایشامیل در حال
‫بیدار کردنِ بقیه‌ـشون باشه.

614
00:44:34,588 --> 00:44:36,173
‫توانایی‌هاشون با استفاده
‫از قدرتِ یگانه

615
00:44:36,256 --> 00:44:39,468
‫در مقایسه با آی‌سدای‌ها
‫مثل اینه که ما جادوگرهای سرگردانی هستیم

616
00:44:39,551 --> 00:44:41,804
‫که از توی آستین‌هامون
‫پرنده در میاریم.

617
00:44:41,887 --> 00:44:45,015
‫توی یه چشم بر هم زدن،
‫من رو از نیروم جدا کرد.

618
00:44:45,015 --> 00:44:47,393
‫ولی برای جدا کردن کسی از نیروش،
‫باید 8 تا آی‌سدای حضور داشته باشن.

619
00:44:47,643 --> 00:44:49,103
‫به تنهایی نمی‌تونست،
‫اهمیتی نداره که...

620
00:44:49,186 --> 00:44:51,105
‫ابداً نمی‌تونی قدرتی که
‫دارن رو تصور کنی.

621
00:44:51,188 --> 00:44:52,189
‫خب پس بهم بگو.

622
00:44:53,565 --> 00:44:55,776
‫ما با همدیگه وارد این مسیر شدیم.

623
00:44:55,859 --> 00:44:57,444
‫هر قدمش رو با هم برداشتیم.

624
00:44:57,528 --> 00:44:59,321
‫هر تصمیمی، هر قربانی...

625
00:44:59,321 --> 00:45:01,448
‫ما هرگز با همدیگه
‫وارد این مسیر نشدیم.

626
00:45:02,825 --> 00:45:03,951
‫تو هیچوقت نتونستی خودِ

627
00:45:04,034 --> 00:45:05,035
‫واقعیـش رو ببینی

628
00:45:05,119 --> 00:45:06,161
‫چون من هیچوقت نشونت ندادم.

629
00:45:06,161 --> 00:45:07,955
‫می‌دونم سعی داری چیکار بکنی.

630
00:45:09,665 --> 00:45:10,833
‫نمی‌تونی من رو از خودت دور کنی.

631
00:45:12,584 --> 00:45:13,836
‫رند زنده‌ست.

632
00:45:19,216 --> 00:45:20,592
‫نه.

633
00:45:21,802 --> 00:45:22,511
‫خودت گفتی که مُرده.

634
00:45:22,845 --> 00:45:24,179
‫تو اینطور فکر می‌کردی.

635
00:45:24,680 --> 00:45:26,890
‫کاری که باید برای
‫تولد دوبارۀ اژدها انجام می‌دادم

636
00:45:26,974 --> 00:45:28,600
‫رو انجام دادم چون وفاداریِ من فقط

637
00:45:28,684 --> 00:45:29,601
‫و فقط

638
00:45:29,685 --> 00:45:31,395
‫متعلق به خودشه.

639
00:45:36,275 --> 00:45:38,360
‫من سوگند خوردم که مدافع تو باشم.

640
00:45:40,237 --> 00:45:41,238
‫که جونم رو برات بدم.

641
00:45:41,321 --> 00:45:42,406
‫و بدون اون پیوند،

642
00:45:42,489 --> 00:45:43,824
‫نمی‌تونی به سوگندت پایبند بمونی.

643
00:45:43,824 --> 00:45:46,493
‫- من همچنان نگهبان توئم.
‫- نه، تو ناامیدم کردی.

644
00:45:46,577 --> 00:45:48,871
‫بدون ورین و ادلیاز، من می‌میرم.

645
00:45:52,791 --> 00:45:54,251
‫اجازه نمی‌دم دوباره از پیشم بری.

646
00:45:54,251 --> 00:45:55,836
‫می‌دونم.

647
00:46:00,466 --> 00:46:02,134
‫آلانا تا برج همراهیت می‌کنه.

648
00:46:02,468 --> 00:46:04,094
‫اگه لازم باشه ازش می‌خوام
‫که به زور پیوندمون

649
00:46:04,178 --> 00:46:05,304
‫رو قطع کنه.

650
00:46:06,305 --> 00:46:09,057
‫چون بهت اعتماد داشتم
‫بهت سوگند خوردم.

651
00:46:10,851 --> 00:46:14,271
‫چون فکر می‌کردم
‫توی این داستان با همیم.

652
00:46:14,354 --> 00:46:15,981
‫برابریم.

653
00:46:16,231 --> 00:46:18,317
‫هرگز چنین چیزی درست نبود، نه مورین؟

654
00:46:18,400 --> 00:46:20,569
‫یه آی‌سدای نمی‌تونه دروغ بگه.

655
00:46:21,820 --> 00:46:23,405
‫پس حقیقت رو بهم بگو.

656
00:46:27,868 --> 00:46:29,828
‫ما هرگز برابر نبودیم.

657
00:46:36,502 --> 00:46:38,796
‫نور پشتیبانت باشد...

658
00:46:40,506 --> 00:46:42,090
‫ال‌لن ماندراگورن.

659
00:47:42,109 --> 00:47:45,070
‫یالا! بکش!

660
00:48:42,794 --> 00:48:44,379
‫مقاومت کنید!

661
00:49:10,697 --> 00:49:11,990
‫نجاتش بده!

662
00:49:57,703 --> 00:49:59,955
‫شاینارانی‌ها با من بیاید!

663
00:50:33,321 --> 00:50:34,614
‫پناه بگیرید!

664
00:51:04,728 --> 00:51:06,521
‫عقب بمونید!

665
00:51:13,487 --> 00:51:14,529
‫تکون نخورید.

666
00:51:17,157 --> 00:51:18,575
‫داری چیکار می‌کنی؟

667
00:51:18,575 --> 00:51:19,493
‫برگرد اینجا.

668
00:51:54,903 --> 00:51:56,279
‫حاضرن؟

669
00:52:03,829 --> 00:52:05,580
‫باید حاضر باشن، مگه نه؟

670
00:52:28,436 --> 00:52:29,938
‫دیشب توی فورگیت
‫به ین حمله شده،

671
00:52:29,938 --> 00:52:32,107
‫بنابراین از تو می‌خوایم
‫که جایگزینش بشی.

672
00:52:32,190 --> 00:52:33,525
‫وظایفت با کارهایی که

673
00:52:33,608 --> 00:52:35,110
‫قبلاً انجام می‌دادی،
‫فرق چندانی نمی‌کنه.

674
00:52:35,193 --> 00:52:36,820
‫فقط مسئول خونواده‌های ثروتمندتر

675
00:52:36,903 --> 00:52:39,156
‫یا مددجوهای خاص می‌شی، همین.

676
00:52:39,156 --> 00:52:40,448
‫و یکم هوای تازه می‌خوری.

677
00:53:17,235 --> 00:53:20,405
‫دیشب دستیار همیشگیتون
‫درگیر اتفاق وحشتناکی شدن،

678
00:53:20,488 --> 00:53:23,992
‫بنابراین برای چند ماه آینده،
‫من از شما مراقبت می‌کنم.

679
00:53:30,457 --> 00:53:33,084
‫احساس می‌کنم من و شما
‫نقاط اشتراکِ بیشتری داریم.
