﻿1
00:00:06,256 --> 00:00:08,425
  ...آنچه گذشت  

2
00:00:09,092 --> 00:00:10,927
‫آماده‌ان؟

3
00:00:11,261 --> 00:00:13,263
‫باید باشن، مگه نه؟

4
00:00:13,346 --> 00:00:14,973
‫من و تو با هم در این مسیر قدم می‌ذاریم

5
00:00:15,223 --> 00:00:16,850
‫ما هیچ‌وقت با هم در این مسیر قدم نذاشتیم

6
00:00:16,933 --> 00:00:19,269
‫من به تو سوگند وفاداری خوردم
‫چون بهت اعتماد داشتم

7
00:00:19,269 --> 00:00:19,602
‫تو ناامیدم کردی

8
00:00:19,686 --> 00:00:21,271
‫آلانا تا برج می‌بردت

9
00:00:21,312 --> 00:00:22,022
‫از من چی می‌خوای؟

10
00:00:22,022 --> 00:00:22,814
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

11
00:00:24,482 --> 00:00:25,734
‫نمی‌تونی

12
00:00:25,817 --> 00:00:27,485
‫لوگِین آبلر،

13
00:00:27,569 --> 00:00:33,658
‫تو بهوان نمونه‌ای برای تمام مردانی ‫که
جرئت کردن احضار کنن، به کار گرفته خواهی شد

14
00:00:34,284 --> 00:00:35,660
‫ایناهاش

15
00:00:35,744 --> 00:00:37,454
‫منحنی به گوشِت خورده؟

16
00:00:37,454 --> 00:00:38,788
‫اون آماده‌ست؟

17
00:00:39,456 --> 00:00:42,459
‫برای کنارگذاشتن گذشته‌ش آماده‌ست...

18
00:00:42,542 --> 00:00:45,253
‫ممکنه توی منحنی از بین بره.
‫خیلی‌ها پیش از اون مُردن

19
00:00:46,129 --> 00:00:47,672
‫می‌دونه ترس‌هاش چیه؟

20
00:00:50,258 --> 00:00:51,801
‫تابه‌حال باهاشون روبه‌رو نشده...

21
00:00:51,885 --> 00:00:53,428
‫ناینیو!

22
00:00:53,511 --> 00:00:54,804
‫...اما حالا حاضره

23
00:00:54,804 --> 00:00:56,806
‫زمان برای هیچ زنی صبر نمی‌کند

24
00:01:06,399 --> 00:01:08,068
‫اون‌ها چی‌ان؟

25
00:01:09,235 --> 00:01:11,071
‫ترآنگرل

26
00:01:12,489 --> 00:01:16,284
‫- کارشون چیه؟
‫- خیلی چیزها، فرزندم

27
00:01:16,284 --> 00:01:19,412
‫مال قبل از زمان درهم‌شکسته‌شدنه،

28
00:01:19,412 --> 00:01:23,041
‫زمانی ساخته شدن که زن‌ها می‌تونستن

29
00:01:23,124 --> 00:01:25,293
‫از خودِ قدرت واحد اشیایی رو خلق کنن

30
00:01:25,293 --> 00:01:27,253
‫برخی ترآنگرل‌ها

31
00:01:27,587 --> 00:01:30,381
‫ساخته شدن که آی‌سدای‌ها
‫باهاش کار کنن، مثل این‌یکی

32
00:01:30,465 --> 00:01:32,050
‫بقیه تنها در حضور زنی که

33
00:01:32,133 --> 00:01:34,010
‫قابلیت احضار داشته باشه، کار می‌کنن

34
00:01:34,010 --> 00:01:35,512
‫نمی‌دونیم چرا ساخته شدن

35
00:01:35,595 --> 00:01:38,515
‫اکثراً برامون به قیمت سنگینی
‫تموم شده که ازشون دوری کنیم

36
00:01:38,515 --> 00:01:42,102
‫خیلی از آی‌سدای‌ها برای فهمیدن این مسئله
‫کُشته شدن یا سوختن

37
00:01:42,102 --> 00:01:44,270
‫و ازم می‌خواید همین‌طوری از توشون رد بشم؟

38
00:01:44,270 --> 00:01:46,022
‫این‌یکی رو می‌دونیم کارش چیه

39
00:01:46,481 --> 00:01:49,567
‫تو رو با بزرگ‌ترین ترس‌هات روبه‌رو می‌کنه،

40
00:01:49,818 --> 00:01:52,737
‫و اینکه چه ترس‌هایی هستن، خودت باید بفهمی

41
00:01:52,821 --> 00:01:55,615
‫و لازم نیست بیشتر از چیزی که می‌خوای حرفی بزنی

42
00:01:55,698 --> 00:01:57,450
‫پس... چی؟

43
00:01:57,534 --> 00:02:00,078
‫همین‌طوری وارد یه منحنی بشم و بیام بیرون؟

44
00:02:00,078 --> 00:02:01,454
‫سه بار رد بشم، بعد تمومه؟

45
00:02:01,579 --> 00:02:04,415
‫اگه بخوای تا همون‌جا پیش بری...

46
00:02:04,707 --> 00:02:06,584
‫بله

47
00:02:06,584 --> 00:02:08,336
‫دو چیز رو حالا بهت می‌گیم

48
00:02:08,461 --> 00:02:11,589
‫که هیچ زنی تا زمانی که در این اتاق نباشه، نمی‌شنوه

49
00:02:11,589 --> 00:02:13,883
‫اول: به‌محض شروع،

50
00:02:14,175 --> 00:02:16,469
‫باید تا انتها ادامه بدی

51
00:02:16,553 --> 00:02:17,887
‫از ادامه سر باز بزنی،

52
00:02:17,887 --> 00:02:20,098
‫اون‌وقت از برج بیرون خواهی شد

53
00:02:20,098 --> 00:02:22,183
‫و به‌اندازۀ یک سال نقره بهت داده می‌شه

54
00:02:22,433 --> 00:02:24,602
‫اما هرگز اجازۀ بازگشت نخواهی داشت

55
00:02:24,811 --> 00:02:26,563
‫دوم:

56
00:02:26,896 --> 00:02:29,941
‫جست‌وجو، تلاش‌کردن به‌معنای شناخت خطره،

57
00:02:30,024 --> 00:02:32,402
‫و اینجا با خطر آشنا خواهی شد

58
00:02:32,485 --> 00:02:35,071
‫بعضی زن‌ها وارد شده‌ان و دیگه هیچ‌وقت برنگشته‌ان

59
00:02:37,574 --> 00:02:39,742
‫این آخرین فرصتته، فرزندم

60
00:02:40,785 --> 00:02:43,037
‫می‌تونی همین حالا برگردی،

61
00:02:43,121 --> 00:02:45,331
‫اون‌وقت فقط یک اخطار می‌گیری

62
00:02:45,331 --> 00:02:47,917
‫دو بار دیگه اجازه خواهی داشت بیای اینجا،

63
00:02:48,084 --> 00:02:50,336
‫و تنها با امتناع سوم

64
00:02:50,336 --> 00:02:51,588
‫از برج بیرون خواهی شد

65
00:02:53,381 --> 00:02:56,259
‫من خودم هم بار اول نتونستم

66
00:02:56,259 --> 00:02:58,219
‫اگه داری این کار رو برای یکی دیگه می‌کنی،

67
00:02:58,511 --> 00:02:59,679
‫ناکام می‌مونی

68
00:02:59,762 --> 00:03:01,347
‫یا برای خودت این کار رو بکن

69
00:03:01,431 --> 00:03:03,516
‫یا اصلاً انجامش نده

70
00:03:09,856 --> 00:03:11,274
‫من آماده‌ام

71
00:03:12,317 --> 00:03:13,735
‫لباست

72
00:03:31,002 --> 00:03:33,463
‫تنها باید با عقلت باهاش روبه‌رو بشی

73
00:03:34,505 --> 00:03:37,508
‫حتی قدرت واحد هم در داخل منحنی

74
00:03:37,592 --> 00:03:39,677
‫در دسترست نخواهد بود

75
00:03:41,012 --> 00:03:43,932
‫راه برگشت تنها یک بار ظاهر خواهد شد

76
00:04:45,743 --> 00:04:47,078
‫پس اینجایی

77
00:04:48,538 --> 00:04:49,664
‫بابا

78
00:04:50,832 --> 00:04:52,041
‫اون‌ها رو از کجا برداشتی؟

79
00:04:55,586 --> 00:04:56,587
‫نمی‌دونم

80
00:04:56,587 --> 00:04:58,798
‫یادم نمیاد چطوری از اینجا سر درآوردم...

81
00:05:06,180 --> 00:05:09,100
‫باید مراقب باشی، عزیزدلم

82
00:05:09,100 --> 00:05:10,727
‫سبزی‌ها ممکنه خطرناک باشن

83
00:05:11,769 --> 00:05:14,314
‫بیا. باید کافی باشه

84
00:05:14,731 --> 00:05:15,440
‫یادت نره

85
00:05:15,440 --> 00:05:18,109
‫ریشه‌های زرشکی سمی‌ان

86
00:05:18,109 --> 00:05:19,360
‫یادت باشه، قرمز یعنی مرگ

87
00:05:23,323 --> 00:05:24,324
‫اون چیه؟

88
00:05:36,627 --> 00:05:38,212
‫بابا!

89
00:05:40,089 --> 00:05:41,883
‫بکُشیدشون!

90
00:05:49,432 --> 00:05:51,225
‫نه!

91
00:05:52,101 --> 00:05:53,353
‫نه!

92
00:06:10,661 --> 00:06:11,204
‫مامان!

93
00:06:11,204 --> 00:06:13,122
‫- ناینیو، صدمه دیدی
‫- النور!

94
00:06:13,373 --> 00:06:15,625
‫- یالا
‫- فرار کنید

95
00:06:24,384 --> 00:06:25,718
‫برو

96
00:06:25,802 --> 00:06:26,928
‫زیرزمین

97
00:06:38,481 --> 00:06:41,442
‫ازت می‌خوام دختر شجاعی باشی. هر اتفاقی افتاد،

98
00:06:41,442 --> 00:06:43,069
‫نباید هیچ صدایی ازت دربیاد و همین پایین بمونی

99
00:06:43,069 --> 00:06:44,153
‫می‌تونم کمکت کنم، بابا

100
00:06:44,237 --> 00:06:47,407
‫ما به زمین خواهیم رفت...

101
00:06:47,490 --> 00:06:49,659
‫...تا فرزندانمان همیشه ما را در آغوش بگیرند...

102
00:06:49,742 --> 00:06:52,662
‫...و هرگز تنها نمانند

103
00:06:53,913 --> 00:06:56,249
‫بیرین!

104
00:06:56,332 --> 00:06:58,376
‫وایسا، بابا!

105
00:07:04,841 --> 00:07:07,760
‫راه برگشت تنها یک بار ظاهر خواهد شد...

106
00:07:19,814 --> 00:07:20,815
‫مامان!

107
00:07:31,367 --> 00:07:32,618
‫بیا اینجا!

108
00:07:41,294 --> 00:07:43,379
‫از گناهانت پاک شدی

109
00:07:49,802 --> 00:07:52,763
‫راه برگشت تنها یک بار ظاهر خواهد شد

110
00:08:24,504 --> 00:08:26,464
‫ناینیو؟

111
00:08:26,631 --> 00:08:28,007
‫تَم

112
00:08:29,050 --> 00:08:31,761
‫چی شده؟ اینجا چه خبره؟

113
00:08:31,761 --> 00:08:33,679
‫تب

114
00:08:33,679 --> 00:08:36,098
‫بعد از اینکه رفتی، توی «دو رود» شیوع پیدا کرد

115
00:08:43,064 --> 00:08:44,315
‫کی این سبزی‌ها رو بهت داده؟

116
00:08:44,941 --> 00:08:46,651
‫فرزانه

117
00:08:47,902 --> 00:08:49,779
‫چرا تَم تو رو فرزانه صدا می‌زنه؟

118
00:08:49,779 --> 00:08:51,447
‫تو خیلی وقت بود رفته بودی، ناینیو

119
00:08:51,447 --> 00:08:53,157
‫- تو متوجه نیستی این سبزی‌ها چه کارهایی می‌تونن بکنن
‫- تو ترکمون کردی

120
00:08:53,157 --> 00:08:54,492
‫شاید من فرزانه نباشم، ولی لااقل موندم

121
00:08:54,492 --> 00:08:57,453
‫شاید من فرزانه نباشم، ولی لااقل موندم

122
00:08:58,788 --> 00:09:00,248
‫مرگ بی‌دردیه

123
00:09:00,498 --> 00:09:01,666
‫امرلین...

124
00:09:01,749 --> 00:09:03,543
‫ما چند ماه پیش به امرلین سیت تو نامه فرستادیم

125
00:09:03,626 --> 00:09:05,127
‫تو اولین «خواهر»ی هستی که دیده‌ام

126
00:09:06,796 --> 00:09:08,172
‫باید یه راه دیگه‌ای باشه

127
00:09:08,172 --> 00:09:10,299
‫- نمی‌تونیم...
‫- قضاوتم نکن، دختر

128
00:09:10,550 --> 00:09:15,054
‫وظیفۀ تو حفاظت از ما بود
‫و تو ما رو ول کردی

129
00:09:15,054 --> 00:09:17,098
‫اگه می‌تونی درمانشون کنی، پس بکن

130
00:09:17,181 --> 00:09:19,559
‫درغیراین‌صورت برگرد به برجت

131
00:09:20,309 --> 00:09:22,186
‫اینجا دیگه خونۀ تو نیست

132
00:09:38,786 --> 00:09:40,204
‫طوری نیست

133
00:09:40,288 --> 00:09:42,665
‫خوش‌حالم می‌بینمت

134
00:09:42,665 --> 00:09:44,458
‫جای خالیت حس می‌شد

135
00:09:45,835 --> 00:09:47,420
‫معذرت می‌خوام

136
00:09:47,878 --> 00:09:49,463
‫رند چطوره؟

137
00:09:49,547 --> 00:09:51,173
‫راضیه؟

138
00:09:54,844 --> 00:09:56,095
‫آره

139
00:09:56,095 --> 00:09:58,431
‫ممنون که در امان نگهش می‌داری

140
00:10:00,391 --> 00:10:03,561
‫تا موقعی که گیاه‌ها کار خودشون رو بکنن، پیشم می‌مونی؟

141
00:10:03,603 --> 00:10:06,981
‫واقعاً با دیدن چهره‌ت آرامش‌خاطر پیدا کردم

142
00:10:07,982 --> 00:10:11,902
‫راه برگشت تنها یک بار ظاهر خواهد شد

143
00:10:15,990 --> 00:10:18,576
‫- ناینیو؟
‫- برمی‌گردم، باشه؟

144
00:10:18,659 --> 00:10:19,577
‫خواهش می‌کنم نرو

145
00:10:19,660 --> 00:10:20,786
‫ناینیو. ناینیو!

146
00:10:20,786 --> 00:10:22,330
‫نه! باید بریم

147
00:10:22,330 --> 00:10:25,958
‫لطفاً. به «دو رود». اونجا طاعون اومده

148
00:10:25,958 --> 00:10:26,917
‫چیزی که همه می‌تونیم درستش کنیم

149
00:10:27,001 --> 00:10:29,045
‫ترس‌های هر زنی دارایی خودشه

150
00:10:29,045 --> 00:10:30,338
‫مسئولیتش رو به ما تحمیل نکن

151
00:10:30,421 --> 00:10:32,882
‫از گناهانت پاک شدی

152
00:10:32,965 --> 00:10:34,508
‫و گناهانی که در حق تو انجام شده

153
00:10:34,508 --> 00:10:37,136
‫- با قلب و جان...
‫- باید بریم. خواهش می‌کنم

154
00:10:37,136 --> 00:10:40,014
‫به‌محض شروع، باید ادامه بدی

155
00:10:44,435 --> 00:10:45,686
‫راه برگشت

156
00:10:45,686 --> 00:10:48,314
‫تنها یک بار ظاهر خواهد شد

157
00:11:11,671 --> 00:11:13,547
‫تو زن فوق‌العاده‌ای هستی، فرزانه

158
00:11:15,091 --> 00:11:17,927
‫به زیباییِ خورشید

159
00:11:19,178 --> 00:11:21,514
‫به سختیِ یک جنگجو

160
00:11:23,265 --> 00:11:24,850
‫تو شیر هستی، فرزانه...

161
00:11:31,482 --> 00:11:32,900
‫چه اتفاقی افتاد؟

162
00:11:34,402 --> 00:11:37,196
‫یادم نمیاد چی‌کار کردم

163
00:11:40,700 --> 00:11:43,244
‫از گناهانت پاک شدی

164
00:11:43,369 --> 00:11:46,288
‫و گناهانی که در حق تو انجام شده

165
00:11:50,126 --> 00:11:52,962
‫طوری نیست. خون تو نیست

166
00:11:59,468 --> 00:12:02,638
‫- لن!
‫- گاهی اوقات بهتره که به یاد نیاری

167
00:12:02,638 --> 00:12:03,848
‫مرحبا، فرزند

168
00:12:04,014 --> 00:12:08,185
‫با قلب و جان پاک پیش ما اومدی

169
00:12:08,269 --> 00:12:10,104
‫تو ناینیو ال‌میرا هستی

170
00:12:10,187 --> 00:12:12,815
‫پذیرفته‌شدۀ برج سفید

171
00:12:13,482 --> 00:12:15,735
‫اکنون به ما تعلق داری

172
00:12:16,902 --> 00:12:17,778
‫نه

173
00:12:18,738 --> 00:12:19,947
‫نه!

174
00:12:21,699 --> 00:12:23,701
‫توی اون منحنیِ آخر چی‌کار کردم؟

175
00:12:24,493 --> 00:12:25,619
‫من رو به چه کاری مجبور کردید؟!

176
00:12:25,619 --> 00:12:28,122
‫ترس‌هات دارایی خودت هستن، فرزند

177
00:12:29,373 --> 00:12:30,416
‫من مثل تو نیستم

178
00:12:31,959 --> 00:12:35,379
‫اگه این آزمایش دربارۀ پشت‌کردن من به عزیزانمه،

179
00:12:35,379 --> 00:12:37,882
‫به افرادی که بهم اعتماد دارن تا ازشون مراقبت کنم،

180
00:12:38,299 --> 00:12:43,304
‫اگه آی‌سدای‌بودن یعنی ‫اعتماد به برج رو به
همه‌چیز ‫و همه‌کس ارجحیت بدم، این کار رو نمی‌کنم

181
00:12:43,387 --> 00:12:43,971
‫هرگز

182
00:12:44,096 --> 00:12:45,222
‫ناینیو...

183
00:12:45,973 --> 00:12:48,809
‫حلقه‌ت مال خودت. من خواهر تو نیستم

184
00:12:51,479 --> 00:12:55,733
‫اگه این اتاق رو ترک کنی، دیگه هرگز
‫اجازۀ بازگشت نخواهی داشت

185
00:13:05,409 --> 00:13:06,827
‫نباید بری

186
00:13:08,621 --> 00:13:10,247
‫من بهت نیاز دارم

187
00:13:11,540 --> 00:13:12,917
‫نداری

188
00:13:16,712 --> 00:13:19,048
‫من به‌خاطر تو اومدم اینجا، اگوین

189
00:13:19,590 --> 00:13:20,716
‫تا ازت مراقبت کنم

190
00:13:21,008 --> 00:13:23,469
‫اما حقیقت اینه که به مراقبت من نیازی نداری

191
00:13:24,887 --> 00:13:26,222
‫حالا می‌تونم ببینم

192
00:13:29,225 --> 00:13:31,602
‫انگار آخرسر یه چیزی اینجا یاد گرفتم

193
00:13:36,565 --> 00:13:39,026
‫می‌دونی معنی آی‌سدای به زبان باستانی چیه؟

194
00:13:41,821 --> 00:13:43,864
‫«خدمت‌گزار همه»

195
00:13:44,365 --> 00:13:47,493
‫تو زنی خواهی شد که شایستۀ حقیقی این عنوان باشه

196
00:13:48,661 --> 00:13:52,248
‫آی‌سدایی که باعث می‌شه
‫به ماه‌هایی که اینجا گذروندم افتخار کنم

197
00:13:55,668 --> 00:13:59,296
‫خیلی دلم برات تنگ می‌شه

198
00:14:16,230 --> 00:14:18,190
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

199
00:14:18,190 --> 00:14:20,776
‫آلانا بهم گفت می‌خوای وارد منحنی بشی

200
00:14:20,985 --> 00:14:22,820
‫با تمام سرعت اومدم

201
00:14:24,613 --> 00:14:26,240
‫نتونستم انجامش بدم

202
00:14:28,200 --> 00:14:29,618
‫کجا می‌ری؟

203
00:14:30,744 --> 00:14:32,621
‫خونه

204
00:14:32,830 --> 00:14:34,540
‫به «دو رود»

205
00:14:35,040 --> 00:14:36,500
‫نمی‌دونم اونجا چی برام مونده،

206
00:14:36,584 --> 00:14:38,043
‫ولی می‌دونم به اینجا تعلق ندارم

207
00:14:38,419 --> 00:14:40,045
‫من هم می‌تونم همراهت بیام

208
00:14:42,214 --> 00:14:43,799
‫اگه بپذیری‌م

209
00:14:46,176 --> 00:14:49,638
‫مورین چی پس؟ پیوندتون؟

210
00:14:53,601 --> 00:14:55,227
‫حالت خوبه؟

211
00:14:56,687 --> 00:14:58,981
‫انگار یه صدایی شنیدم

212
00:15:00,858 --> 00:15:02,067
‫ناینیو؟

213
00:15:07,156 --> 00:15:08,157
‫چی شده؟

214
00:15:10,993 --> 00:15:13,329
‫نمی‌دونم، من...

215
00:15:13,412 --> 00:15:15,998
‫احساس عجیبی بود. انگار...

216
00:15:16,332 --> 00:15:18,167
‫همه‌ش یه خواب بوده

217
00:15:33,557 --> 00:15:36,060
‫ناینیو ال‌میرا تصمیمش رو گرفته

218
00:15:44,944 --> 00:15:46,779
‫حق با آلانا بود

219
00:15:46,862 --> 00:15:48,572
‫اون آماده نبود

220
00:15:48,572 --> 00:15:51,825
‫ما قبلاً هم سر منحنی زن‌هایی رو از دست دادیم

221
00:15:51,992 --> 00:15:54,411
‫بعضی‌ها فقط شایستگیِ داشتن این حلقه رو ندارن

222
00:15:54,536 --> 00:15:56,664
‫نه. اون بهت اعتماد کرد

223
00:15:56,872 --> 00:16:00,000
‫به ما اعتماد کرد و ما به کشتنش دادیم

224
00:16:00,084 --> 00:16:04,546
‫امیدوارم وجدانت هرگز نذاره
‫با این مسئله کنار بیای

225
00:16:05,923 --> 00:16:07,800
‫وجدان من که نمی‌ذاره

226
00:16:42,126 --> 00:16:43,585
‫اون‌ها کی‌ان؟ چی می‌خوان؟

227
00:16:45,671 --> 00:16:48,507
‫تابه‌حال چیزی از این مردم نه خونده‌ام نه شنیده‌ام

228
00:17:32,676 --> 00:17:33,969
‫- نه! نانا!
‫- نه!

229
00:17:33,969 --> 00:17:34,803
‫چی‌کار می‌کنید؟ چی‌کار می‌کنید؟

230
00:17:34,803 --> 00:17:36,388
‫کجا می‌بریدش؟

231
00:17:36,472 --> 00:17:38,515
‫نانا!

232
00:17:40,059 --> 00:17:42,394
‫- نانا!
‫- بس کنید!

233
00:17:48,108 --> 00:17:49,985
‫مردم آسیاب آتوان،

234
00:17:50,611 --> 00:17:53,906
‫تاریخ خود را از یاد برده‌اید

235
00:17:53,947 --> 00:17:57,076
‫شما زمین دزدی را تصرف کردید

236
00:17:57,076 --> 00:17:59,995
‫زمینی که زمانی متعلق به ما بود،

237
00:18:00,120 --> 00:18:02,956
‫و دوباره مال ما خواهد بود

238
00:18:19,306 --> 00:18:22,059
‫وقتی ناوگان لوثر پندرگ

239
00:18:22,059 --> 00:18:24,019
‫از اقیانوس ارِث عبور کرد،

240
00:18:24,061 --> 00:18:26,522
‫به ما قولِ بازگشت داده شد

241
00:18:26,688 --> 00:18:30,818
‫امروز همان روزه

242
00:18:35,656 --> 00:18:38,075
‫باید یه کاری بکنیم

243
00:18:38,117 --> 00:18:40,661
‫نمی‌تونیم بذاریم همین‌طوری این دخترها رو ببرن

244
00:18:40,661 --> 00:18:42,162
‫تعدادمون کمه و مسلح نیستیم

245
00:18:42,955 --> 00:18:44,873
‫نه، این‌طور نیست

246
00:18:46,792 --> 00:18:47,709
‫ساکت

247
00:18:50,462 --> 00:18:52,756
‫هنگامی که سوگند یاد می‌کنید

248
00:18:52,756 --> 00:18:54,633
‫و در برابر بانوی عالی سوروث تعظیم می‌کنید،

249
00:18:54,716 --> 00:18:58,011
‫دِین نیاکان شما بخشوده خواهد شد

250
00:18:58,053 --> 00:19:00,722
‫در عمران بازگشت شانچن

251
00:19:00,722 --> 00:19:02,766
‫به ما خواهید پیوست

252
00:19:02,850 --> 00:19:04,601
‫از آسیاب آتوان تا فالم،

253
00:19:04,685 --> 00:19:07,688
‫تا امپراتوری بزرگ ما در آن‌سوی دریا

254
00:19:17,781 --> 00:19:18,448
‫اونو...

255
00:19:26,790 --> 00:19:29,626
‫اولین نفر چه کسی سوگند یاد می‌کند

256
00:19:29,668 --> 00:19:32,921
‫و در برابر بانوی اعظم سوروث تعظیم می‌کند،

257
00:19:33,005 --> 00:19:34,965
‫و با سلطنت بیعت می‌کند؟

258
00:19:35,716 --> 00:19:36,800
‫این مرد

259
00:19:40,220 --> 00:19:42,055
‫نه، نه، نه. دست بکشید. دست بکشید

260
00:19:43,974 --> 00:19:45,809
‫- دست بکشید!
‫- چی‌کارش می‌کنید؟

261
00:19:46,810 --> 00:19:48,979
‫نکنید! نکنید!

262
00:19:57,779 --> 00:20:01,450
‫نگاهت را پایین بیاور و زانو بزن

263
00:20:02,159 --> 00:20:04,453
‫از این کار خیلی خوشت میاد، مگه نه؟

264
00:20:06,580 --> 00:20:10,834
‫زانو بزن و سوگند یاد کن

265
00:20:19,718 --> 00:20:23,055
‫لعنت به تو و سوگندت

266
00:20:32,439 --> 00:20:34,650
‫کسانی که سوگند یاد نمی‌کنند

267
00:20:34,942 --> 00:20:37,402
‫برایشان سوگند یاد می‌شود

268
00:20:39,279 --> 00:20:42,282
‫اطاعت می‌کنم. صبر می‌کنم. خدمت می‌کنم

269
00:20:57,673 --> 00:20:58,507
‫نه!

270
00:21:23,282 --> 00:21:28,537
‫همگی تعظیم کنند

271
00:21:38,839 --> 00:21:41,591
‫غرورمون باارزش‌تر از جونمون نیست

272
00:21:51,268 --> 00:21:52,894
‫پرین...

273
00:21:54,938 --> 00:21:55,939
‫پرین

274
00:22:00,193 --> 00:22:03,322
‫سوگند می‌خورم که اطاعت کنم

275
00:22:03,405 --> 00:22:06,783
‫صبر کنم و خدمت کنم

276
00:22:06,783 --> 00:22:08,660
‫سوگند می‌خورم که اطاعت کنم

277
00:22:09,453 --> 00:22:12,831
‫صبر کنم و خدمت کنم

278
00:22:49,409 --> 00:22:51,620
‫توی ریشه‌های موهات قرمزی می‌بینم

279
00:22:53,705 --> 00:22:54,831
‫موهات رو کوتاه نگه می‌داری

280
00:22:54,831 --> 00:22:57,542
‫ولی نمی‌تونی هویت واقعی‌ت رو مخفی کنی

281
00:23:01,671 --> 00:23:03,840
‫خب اون پسر دیگه کِی برمی‌گرده؟

282
00:23:04,216 --> 00:23:06,551
‫گفتم بهتون، یه حادثه رخ داده

283
00:23:06,635 --> 00:23:08,428
‫ازاین‌به‌بعد من مراقب شما هستم

284
00:23:08,428 --> 00:23:09,721
‫خوش به حالت

285
00:23:10,472 --> 00:23:13,517
‫می‌دونی، پسر قبلیه همراه شام برام نوشیدنی میاورد،

286
00:23:13,517 --> 00:23:15,560
‫فقط برای اینکه مزۀ ترشِ این جوها رو جبران کنه

287
00:23:15,560 --> 00:23:17,229
‫فقط همین رو اجازه داریم بهتون بدیم

288
00:23:17,813 --> 00:23:19,439
‫برای سلامت خودتونه

289
00:23:24,236 --> 00:23:26,488
‫چقدر قراره منتظر بمونی؟

290
00:23:28,240 --> 00:23:29,574
‫ببخشید؟

291
00:23:29,574 --> 00:23:34,079
‫تا سؤالی که می‌خوای ازم بپرسی رو بپرسی

292
00:23:34,329 --> 00:23:35,539
‫چند روز؟

293
00:23:37,666 --> 00:23:39,042
‫چند هفته؟

294
00:23:39,042 --> 00:23:40,419
‫لابد ماه‌ها طول کشیده

295
00:23:40,419 --> 00:23:42,546
‫تا بتونی خودت رو به اینجا برسونی

296
00:23:44,172 --> 00:23:46,091
‫تو از من صبورتری

297
00:23:46,091 --> 00:23:46,967
‫نمی‌دونم از چی دارید حرف می‌زنید...

298
00:23:46,967 --> 00:23:48,844
‫دروغ تحویل من نده، پسرجان

299
00:23:54,808 --> 00:23:56,226
‫تو رو یادمه

300
00:23:56,643 --> 00:23:58,812
‫از تار والون

301
00:23:58,812 --> 00:24:04,484
‫وقتی اون زن‌ها مثل حیوون من رو با خودشون
‫توی کوچه‌ها می‌کشوندن، داشتی تماشا می‌کردی

302
00:24:04,484 --> 00:24:06,820
‫- حتماً اشتباه گرفتید
‫- نه، نه

303
00:24:07,279 --> 00:24:09,364
‫می‌تونم ببینمش

304
00:24:09,448 --> 00:24:12,617
‫وقتی یه مرد قابلیت احضار داشته باشه،
‫یه درخششی هست، و مال تو...

305
00:24:13,201 --> 00:24:15,787
‫...به عمرم درخششی به روشناییِ مال تو ندیده بودم

306
00:24:16,538 --> 00:24:18,665
‫وقتی به بالا نگاه کردم و تو رو که

307
00:24:18,748 --> 00:24:20,667
‫روی دیوار نشسته بودی رو فراموش نمی‌کنم

308
00:24:21,168 --> 00:24:24,045
‫می‌دونستم تو دنیا رو به لرزه درمیاری

309
00:24:24,129 --> 00:24:27,841
‫توی قفس خنده‌م بند نمی‌اومد

310
00:24:29,217 --> 00:24:32,596
‫و حالا بعد از این‌همه ماه و این‌همه راه

311
00:24:32,679 --> 00:24:35,056
‫اینجا هستی

312
00:24:36,933 --> 00:24:38,393
‫پس ازم بپرس...

313
00:24:42,981 --> 00:24:45,692
‫...همون چیزی رو که بابتش اومدی اینجا

314
00:25:08,548 --> 00:25:10,175
‫می‌خوام بدونم...

315
00:25:11,426 --> 00:25:13,386
‫...چطور کنترلش کنم

316
00:25:20,894 --> 00:25:22,521
‫کجاش خنده‌داره؟

317
00:25:25,607 --> 00:25:27,817
‫یه نوشیدنی برام بیار

318
00:25:29,361 --> 00:25:31,530
‫اون‌وقت چیزی که می‌خوای بدونی رو نشونت می‌دم

319
00:25:31,530 --> 00:25:32,822
‫داری جدی می‌گی؟

320
00:25:33,657 --> 00:25:35,742
‫می‌خوام یاد وطنم برام زنده بشه

321
00:25:35,742 --> 00:25:37,869
‫ما هزاران کیلومتر از گلدن فاصله داریم

322
00:25:37,994 --> 00:25:40,413
‫از کجا باید یه همچین چیزی پیدا کنم؟

323
00:25:40,413 --> 00:25:42,415
‫برای رسیدن به اینجا یه راهی پیدا کردی،

324
00:25:42,457 --> 00:25:44,918
‫مطمئنم برای این هم می‌تونی یه راهی پیدا کنی

325
00:25:47,003 --> 00:25:49,005
‫...جمعی عظیم از مردم

326
00:25:49,339 --> 00:25:52,717
‫هلهله‌های هزاران تماشاگر

327
00:25:52,801 --> 00:25:54,886
‫که از پشت‌بام‌ها

328
00:25:55,178 --> 00:25:58,348
‫و برج‌های ایلیان طنین‌انداز می‌شه

329
00:25:58,431 --> 00:26:00,141
‫صدایی نامأنوس...

330
00:26:00,225 --> 00:26:02,060
‫...در گوش هزاران شوالیه

331
00:26:02,060 --> 00:26:04,020
‫که قلب و چشمشان بابت تلاش
‫مقدسشان از شادی برق می‌زد

332
00:26:04,020 --> 00:26:08,441
‫گروه شکار بزرگِ «شاخ» به‌پیش می‌تازد،

333
00:26:08,650 --> 00:26:11,403
‫برای به‌دست‌آوردن شاخ والری

334
00:26:11,695 --> 00:26:16,116
‫تا برای نور پیکار کنند...

335
00:26:17,367 --> 00:26:19,744
‫از آخرین شکار چهار قرن می‌گذرد...

336
00:26:19,744 --> 00:26:21,580
‫قضیه چیه؟

337
00:26:21,621 --> 00:26:24,916
‫اون آشغالای بدبخت فردا
‫برای شکار شاخ راهی می‌شن

338
00:26:24,916 --> 00:26:26,626
‫شاخ؟ کدوم شاخ؟

339
00:26:27,252 --> 00:26:28,920
‫شاخ والری

340
00:26:29,337 --> 00:26:32,465
‫تو واقعاً چوپان بودی انگار

341
00:26:32,549 --> 00:26:33,800
‫هر چندصد سال یک بار،

342
00:26:33,883 --> 00:26:36,219
‫برای شاخ توی ایلیان اعلامِ شکار می‌کنن

343
00:26:36,303 --> 00:26:39,264
‫افسانه‌ها می‌گن هرکی پیداش کنه
‫می‌تونه ارتشی از مردگان رو احضار کنه

344
00:26:39,264 --> 00:26:42,225
‫ملکه نصف ثروتش رو به زن یا مردی که

345
00:26:42,309 --> 00:26:44,436
‫شاخ رو به کایرین برگردونه، وعده داده

346
00:26:45,061 --> 00:26:47,272
بجنب دیگه، دیرمون می‌شه

347
00:26:47,355 --> 00:26:50,275
نمی‌تونی یه دارویی سرهم کنی که
خوابو رو از سرمون بپرونه؟

348
00:26:50,275 --> 00:26:52,986
فکر می‌کردم تو دخترِ صاحب مهمون‌خونه هستی

349
00:26:53,111 --> 00:26:55,155
تو یکی که دیگه نباید
با نوشیدنی قوی بیگانه باشی

350
00:26:57,282 --> 00:26:58,867
نای، منم

351
00:27:01,328 --> 00:27:02,537
ناینیو؟

352
00:27:07,917 --> 00:27:09,544
اگوین

353
00:27:09,794 --> 00:27:12,881
قصد نداشتم این‌طوری خبردار بشی

354
00:27:12,881 --> 00:27:14,090
متأسفم

355
00:27:14,674 --> 00:27:15,759
چه خبر شده؟

356
00:27:15,759 --> 00:27:18,094
ناینیو کجاست؟

357
00:27:18,219 --> 00:27:21,473
امروز صبح ازش دعوت شده بود
که «پذیرفته» بشه

358
00:27:21,473 --> 00:27:24,684
وارد منحنی شد، ولی بیرون نیومد

359
00:27:26,895 --> 00:27:29,064
.نه، من همین تازگی دیدمش
...اون

360
00:27:31,775 --> 00:27:33,818
باید بریم اون داخل
!و ناینیو رو بیاریم بیرون

361
00:27:33,818 --> 00:27:35,111
منحنی این‌طوری کار نمی‌کنه

362
00:27:36,988 --> 00:27:38,657
باید یه کاری بکنیم

363
00:27:40,867 --> 00:27:42,327
این امکان نداره

364
00:27:44,037 --> 00:27:47,332
،می‌خوام رک صحبت کنم
...نه از روی بی‌رحمی

365
00:27:47,415 --> 00:27:49,292
بلکه از روی احترامی که برای تو قائلم

366
00:27:50,377 --> 00:27:52,087
ناینیو مُرده

367
00:27:52,545 --> 00:27:54,339
اون برنمی‌گرده

368
00:27:55,423 --> 00:27:58,343
این فقدان، احتمالا تو رو بیشتر از بقیه
...آشفته کنه

369
00:27:59,135 --> 00:28:01,137
ولی سوگواری تو، مال خودته

370
00:28:01,137 --> 00:28:04,891
،باهاش روبه‌رو شو، و در نهایت
قوی‌تر خواهی شد

371
00:28:04,974 --> 00:28:07,727
مثل ریشه‌های درختی که
...به سنگ برخورد می‌کنن

372
00:28:08,269 --> 00:28:11,898
یک آی‌سدای باید راهی پیدا کنه
تا روی پای خودش بایسته

373
00:28:19,572 --> 00:28:20,990
هر چقدر نیاز داری، به خودت زمان بده

374
00:28:22,701 --> 00:28:24,703
ولی اینو بدون که درد بالاخره می‌گذره

375
00:28:30,792 --> 00:28:32,919
اگوین، خیلی متأسفم

376
00:28:33,086 --> 00:28:35,672
،من ناینیو رو نمی‌شناختم
ولی می‌دونم تو خیلی دوستش داشتی

377
00:28:37,173 --> 00:28:39,676
می‌دونم که اون شجاعانه با تقدیرش روبه‌رو شده

378
00:28:42,762 --> 00:28:43,763
برو بیرون

379
00:28:44,597 --> 00:28:46,725
برو بیرون -
...اگوین -

380
00:28:46,725 --> 00:28:48,435
خواهش می‌کنم -
...اگوین، هر احساسی که داری -

381
00:28:48,435 --> 00:28:49,352
!برو بیرون

382
00:28:49,728 --> 00:28:51,688
!من اصلاً تو رو نمی‌شناسم

383
00:28:51,688 --> 00:28:53,231
.نمی‌خوام اینجا باشی
!فقط برو بیرون

384
00:28:58,153 --> 00:28:59,571
...ناینیو

385
00:29:31,186 --> 00:29:33,354
...اوه

386
00:29:35,356 --> 00:29:38,276
حالا دیگه خوابیدنم رو هم تماشا می‌کنی، آره؟

387
00:29:38,568 --> 00:29:41,863
...«این نگاهت یعنی «من اومدم تو رو بکشم

388
00:29:41,946 --> 00:29:45,116
یا «نور بزرگ، تاحالا دقت نکرده بودم تو چه‌قدر خوش‌تیپی»؟

389
00:29:45,200 --> 00:29:47,202
امروز صبح یکی از خواهرانمون رو از دست دادیم

390
00:29:48,453 --> 00:29:50,497
زنی با قدرتی فوق‌العاده

391
00:29:52,916 --> 00:29:54,667
کسی که بهش احترام می‌ذاشتم

392
00:29:54,751 --> 00:29:57,879
حداقل نیمه پر لیوان اینه که
...اون زنه احتمالا

393
00:29:57,879 --> 00:30:00,381
خیلی خیلی پیر بوده

394
00:30:00,840 --> 00:30:02,675
.در باز شده
آزادی که بری

395
00:30:06,971 --> 00:30:08,097
چه بازی‌ای راه انداختی؟

396
00:30:08,181 --> 00:30:10,058
،از وقتی آوردمت اینجا
...فقط یه‌بند گفتی که

397
00:30:10,141 --> 00:30:12,227
...مورین شما رو رها کرده

398
00:30:12,227 --> 00:30:15,021
و خودت هرگز دوستانت رو رها نمی‌کنی

399
00:30:15,480 --> 00:30:18,358
خب، اگوین همین‌جا توی همین برجه

400
00:30:18,358 --> 00:30:21,486
و اگه بیشتر از همیشه
...به یک چیز نیاز داشته باشه

401
00:30:21,820 --> 00:30:22,821
به یه دوست نیاز داره

402
00:30:22,821 --> 00:30:24,447
ولی از کجا بدونم
...خواهران تو

403
00:30:24,447 --> 00:30:26,282
بیرون این اتاق، منتظر من نیستن؟

404
00:30:26,282 --> 00:30:29,160
.برو. بمون
برای من هیچ فرقی نمی‌کنه

405
00:30:30,703 --> 00:30:31,913
ما دیگه با هم کاری نداریم

406
00:30:34,040 --> 00:30:36,835
پس بعد از پنج ماه سؤال‌پیچ‌کردن
...و بازی‌کردن با من

407
00:30:36,835 --> 00:30:37,585
کارت باهام تموم شده؟

408
00:30:37,836 --> 00:30:39,128
این مزخرفه

409
00:30:40,213 --> 00:30:42,257
یک خواهر امروز مُرد چون
...برای مقابله با بزرگ‌ترین چالشی که

410
00:30:42,549 --> 00:30:46,261
،در این برج برای یک زن وجود داره
آمادگی کافی نداشت

411
00:30:46,261 --> 00:30:47,929
اون به کمک من نیاز داشت

412
00:30:49,055 --> 00:30:51,808
...ولی من 5 ماه گذشته رو اینجا بودم

413
00:30:51,808 --> 00:30:54,811
و وقتم رو با راز کوچولوی مورین تلف می‌کردم

414
00:30:54,936 --> 00:30:57,105
...شاید مورین یه چیزی درون تو دیده

415
00:30:57,188 --> 00:31:00,400
...نور، تاریکی، اهمیت

416
00:31:01,818 --> 00:31:03,611
ولی من هیچی نمی‌بینم

417
00:31:05,029 --> 00:31:07,490
تو خطرناک نیستی

418
00:31:07,574 --> 00:31:12,287
تو فقط یه بزدل موذی هستی که
...ناکامی‌های اخلاقی خودت رو

419
00:31:12,287 --> 00:31:14,289
با هوش و زیرکی اشتباه گرفتی

420
00:31:14,372 --> 00:31:18,459
یه پسر احمق و درمونده که
...توی احساس دلسوزی برای خودش می‌غلته

421
00:31:18,585 --> 00:31:21,212
و دوستانش رو سرزنش می‌کنه
که ترکش کردن

422
00:31:24,799 --> 00:31:25,758
...من می‌شناسمت، مت کوثن

423
00:31:25,758 --> 00:31:27,677
...من می‌شناسمت، مت کوثن

424
00:31:27,886 --> 00:31:30,096
هرچند که شاید خودت خودت رو نشناسی

425
00:31:32,056 --> 00:31:34,058
تو دوستانت رو ترک کردی

426
00:31:35,143 --> 00:31:37,145
و دوباره هم این کار رو خواهی کرد

427
00:31:39,105 --> 00:31:43,610
،پس برو، اگوین رو پیدا کن
اگه حاضر بشه تو رو ببینه

428
00:31:43,610 --> 00:31:44,986
...یا هم فرار کن برو خونه

429
00:31:45,236 --> 00:31:46,946
یا توی «آفت» گرسنگی بکش

430
00:31:46,946 --> 00:31:50,658
،برام مهم نیست چی‌کار می‌کنی
چون خودت برام اهمیتی نداری

431
00:31:52,785 --> 00:31:56,080
فقط سایۀ سیاهِ هم‌نشینیِ خودت رو
از سر من بردار

432
00:31:56,205 --> 00:31:58,583
بودن با تو همین الآنش هم
به قیمت جون آدمای زیادی تموم شده

433
00:32:09,928 --> 00:32:12,221
ناینیو ال‌میرا

434
00:32:32,575 --> 00:32:34,744
اومدی که مراتب احترام رو به جا بیاری؟

435
00:32:35,995 --> 00:32:37,705
این کار تو بود

436
00:32:39,707 --> 00:32:42,335
،از وقتی وارد برج سفید شدیم
تو به ناینیو چشم داشتی

437
00:32:44,003 --> 00:32:45,755
می‌خواستی اون بمیره

438
00:32:47,757 --> 00:32:49,842
وسط حرفای من ول نکن برو

439
00:32:50,259 --> 00:32:51,761
!هنوز کارم باهات تموم نشده

440
00:32:58,518 --> 00:33:00,770
دوست تو استعداد مادرزادی داشت

441
00:33:01,354 --> 00:33:03,022
یه قدرت خام و بی‌تجربه

442
00:33:03,815 --> 00:33:06,526
ولی تو به‌حساب اونی بودی که قرار بود باهوش باشه

443
00:33:08,820 --> 00:33:13,324
دختری که می‌دونست چقدر خطرناکه که
پاش رو از گلیمش درازتر کنه

444
00:33:16,911 --> 00:33:19,497
ما آی‌سدای‌ها فقط می‌تونیم
...حقیقت رو بگیم

445
00:33:19,580 --> 00:33:21,791
پس به کلمات من گوش کن
و بدون که حقیقت دارن

446
00:33:22,375 --> 00:33:23,918
من ناینیو رو به کام مرگ نفرستادم

447
00:33:23,918 --> 00:33:27,380
،اونو به طرف منحنی فرستادم
چون بهش باور داشتم

448
00:33:30,133 --> 00:33:32,010
ولی ناینیو منو ناامید کرد

449
00:33:34,804 --> 00:33:37,140
...و همیشه قوی‌ترین زن‌ها نیستن که

450
00:33:37,223 --> 00:33:38,641
تاریخ رو می‌نویسن

451
00:33:40,268 --> 00:33:42,061
کسانی تاریخ رو می‌نویسن که زنده بمونن

452
00:33:44,355 --> 00:33:47,150
،یادت باشه جایگاهت کجاست
اون‌وقت شاید تو هم تاریخ رو بنویسی

453
00:33:51,779 --> 00:33:54,657
روحت هم خبر نداره من چه توانایی‌هایی دارم

454
00:34:03,082 --> 00:34:04,584
اینو ببین

455
00:34:05,293 --> 00:34:08,421
بانو دولین دعوتمون کرده که
هفتۀ دیگه باهاش شام بخوریم

456
00:34:08,463 --> 00:34:11,799
،نجیب‌زادگان خارجی بودیم
ازمون علیه همدیگه استفاده کنن

457
00:34:14,927 --> 00:34:19,182
مراقب دعوت‌نامۀ بانو دولین باش

458
00:34:19,265 --> 00:34:22,518
،هر جوابی که بدی
برات به یه قیمتی تموم می‌شه

459
00:34:22,935 --> 00:34:24,479
هوم

460
00:34:24,771 --> 00:34:26,689
خب، چی می‌گی؟

461
00:34:26,689 --> 00:34:29,275
بله یا نه؟

462
00:34:31,736 --> 00:34:33,112
هیچ‌کدوم

463
00:34:33,613 --> 00:34:37,575
خب، حالا دیگه واقعاً صدای پچ‌پچ خاندان‌ها بلند می‌شه

464
00:34:43,081 --> 00:34:45,500
...ارباب خارجی باشی یا نباشی

465
00:34:45,500 --> 00:34:47,043
یه چیزی باعث می‌شه
...فکر کنم که

466
00:34:47,043 --> 00:34:48,419
...تو توی فورگیت اقامت داری

467
00:34:49,504 --> 00:34:51,255
مگه نه؟

468
00:34:52,548 --> 00:34:54,592
...حتماً خیلی وحشیانه به نظر میاد

469
00:34:54,592 --> 00:34:56,219
،که اینجا این‌طوری جشن بگیریم
درحالی‌که اون مردم بینوا گرسنگی می‌کشن

470
00:34:56,219 --> 00:34:58,513
،تنها امیدی که دارن
...اون کارِ مسخره‌ست

471
00:34:58,513 --> 00:34:59,889
«شکار شاخ»

472
00:34:59,889 --> 00:35:01,974
پاداشی که ملکه قول داده
ارزش خطرکردن رو داره

473
00:35:02,391 --> 00:35:05,186
.بی‌خیال، پسرجان
پاداشی در کار نیست

474
00:35:05,186 --> 00:35:07,814
،تا جایی که من می‌دونم
شاید حتی شاخی هم در کار نباشه

475
00:35:08,231 --> 00:35:10,316
فقط می‌خواد شهرش به حالت سابق برگرده

476
00:35:11,150 --> 00:35:13,486
...بعد از جنگ آییل

477
00:35:13,569 --> 00:35:16,572
کشاورزها و دهقان‌هایی که
...از روستا جون سالم به در برده بودن

478
00:35:16,572 --> 00:35:18,282
وارد شهر شدن تا در امان باشن

479
00:35:18,324 --> 00:35:22,245
ولی نمی‌شه که مردم رو
از خونه‌هاشون انداخت بیرون

480
00:35:22,245 --> 00:35:23,996
این‌طوری شورش می‌کنن

481
00:35:23,996 --> 00:35:26,124
باید بهشون دلیلی بدی که شهر رو ترک کنن

482
00:35:27,250 --> 00:35:30,837
بیشترشون از گرسنگی و تشنگی می‌میرن
یا توی «آفت» ناپدید می‌شن

483
00:35:32,171 --> 00:35:36,884
ولی مادامی‌که پول‌دارها یه‌کم نقره
کمتر خرج کنن، این چیزها براشون مهم نیست

484
00:35:37,677 --> 00:35:41,722
یک نون‌خور فقیر کمتر
که ثروتمندان لازم نیست غذاش رو بدن

485
00:35:41,806 --> 00:35:43,266
واقعاً راهکارِ زیبا و ظریفیه

486
00:35:43,766 --> 00:35:46,018
...ببخشید که وسط حرفتون میام، بانو

487
00:35:46,102 --> 00:35:48,271
آنوره

488
00:35:48,271 --> 00:35:50,606
فکر نمی‌کنم با هم آشنا شده باشیم

489
00:35:50,606 --> 00:35:53,484
بله، من هم فکر نکنم

490
00:35:57,822 --> 00:35:59,157
چی شده؟

491
00:35:59,198 --> 00:36:01,409
شکار شاخ» الکیه»

492
00:36:02,994 --> 00:36:04,996
پاداشی در کار نیست

493
00:36:05,246 --> 00:36:08,374
همه‌ش یه دسیسه‌ست برای پاک‌سازی فورگیت

494
00:36:12,086 --> 00:36:13,838
معلومه که الکیه

495
00:36:13,838 --> 00:36:16,799
اینجا سیاسی‌ترین شهرِ دنیاست

496
00:36:16,966 --> 00:36:19,093
...اینجا، تمام حرف‌ها و کارها

497
00:36:19,177 --> 00:36:20,386
نوعی بازی یا نقشه‌ست

498
00:36:20,386 --> 00:36:22,471
حتی بانور آنوره

499
00:36:22,889 --> 00:36:26,142
کنجکاو نیستی که چرا می‌خواسته باهات حرف بزنه؟

500
00:36:26,934 --> 00:36:28,144
خودت چی؟

501
00:36:29,520 --> 00:36:31,772
برای چی کمکم می‌کنی؟

502
00:36:33,608 --> 00:36:36,736
سؤالی نپرس که خودت جوابش رو می‌دونی

503
00:36:36,819 --> 00:36:39,447
ببخشید، نباید ازت می‌خواستم کمکم کنی

504
00:36:39,530 --> 00:36:40,364
من باید برم

505
00:36:56,923 --> 00:36:58,382
به این زودی برگشتی؟

506
00:36:59,634 --> 00:37:02,220
خیلی وقته که این تمایلاتت رو سرکوب کردی

507
00:37:02,511 --> 00:37:03,930
درسته

508
00:37:05,431 --> 00:37:06,974
ولی این احساس تمومی نداره

509
00:37:09,268 --> 00:37:10,478
نمی‌تونی

510
00:37:12,772 --> 00:37:14,982
رازش همینه

511
00:37:15,858 --> 00:37:18,277
جواب سؤالی که خودت از قبل جوابش رو می‌دونستی

512
00:37:20,404 --> 00:37:22,406
نمی‌تونی این تمایل رو محدود کنی

513
00:37:22,406 --> 00:37:26,327
بالاخره، از وجودت لبریز می‌شه
و می‌ریزه بیرون

514
00:37:31,290 --> 00:37:33,084
تو دیوانه‌ای

515
00:37:35,086 --> 00:37:37,171
دیوانگی در کار نیست، پسرجان

516
00:37:37,171 --> 00:37:41,175
این دروغیه که آی‌سدای‌ها می‌گن
تا بی‌رحمی خودشون رو توجیه کنن

517
00:37:41,175 --> 00:37:43,636
اونا ذهنِ جهان نسبت به
...مردها رو مسموم می‌کنن

518
00:37:43,636 --> 00:37:45,471
تا بتونن ما رو تضعیف کنن

519
00:37:45,513 --> 00:37:47,014
...ولی خودشون هم می‌دونن

520
00:37:47,098 --> 00:37:50,893
که فقط اژدها می‌تونه
!ارباب تاریکی رو شکست بده

521
00:37:53,020 --> 00:37:55,523
تو اژدها نیستی

522
00:38:09,036 --> 00:38:10,246
نیستم؟

523
00:38:12,957 --> 00:38:17,670
خون لوییس ترین تلامون
در رگ‌های من جریان داره

524
00:38:17,753 --> 00:38:20,256
...می‌تونم احساسش کنم

525
00:38:21,424 --> 00:38:23,509
زمزمه‌هاش رو بشنوم

526
00:38:23,509 --> 00:38:25,511
من اشتباه کردم اومدم اینجا

527
00:38:26,929 --> 00:38:28,556
تو منو از اینجا میاری بیرون

528
00:38:28,556 --> 00:38:30,766
می‌دونم این کار رو می‌کنی

529
00:38:30,766 --> 00:38:32,852
من تنها کسی‌ام که می‌تونم بهت تعلیم بدم

530
00:38:36,480 --> 00:38:38,274
تو نمی‌تونی به من کمک کنی

531
00:38:41,610 --> 00:38:43,112
تو بیماری

532
00:38:47,074 --> 00:38:48,242
شاید

533
00:38:48,242 --> 00:38:50,745
ولی هیچ‌کدوممون نمی‌تونیم
از خودِ واقعی‌مون مخفی بشیم

534
00:39:50,054 --> 00:39:51,472
من نمی‌دونم کجا برم

535
00:39:52,515 --> 00:39:54,266
...این‌همه ماه اینجا بودم

536
00:39:54,683 --> 00:39:57,812
...و حالا بالاخره می‌تونم برم، و

537
00:39:57,812 --> 00:39:59,313
نمی‌دونم کجا برم

538
00:40:01,232 --> 00:40:04,276
الآن تنها مسئله مهم اینه که
...اون در بازه

539
00:40:04,276 --> 00:40:06,112
و وقتشه که ازش رد بشیم

540
00:40:08,406 --> 00:40:10,408
من هم که قطعا علّاف تو نمی‌مونم

541
00:40:36,851 --> 00:40:39,186
کم‌کم داشتم نگران می‌شدم هیچ‌وقت بیدار نشی

542
00:40:40,813 --> 00:40:42,231
تو کی هستی؟

543
00:40:42,231 --> 00:40:44,400
من مردی هستم که بین تو و
به‌میخ‌کشیده‌شدنت ایستاده

544
00:40:46,402 --> 00:40:50,114
تو دوست من، قسمتی از کاروانی هستی
که به‌مقصد فالم در حرکته

545
00:40:50,281 --> 00:40:52,783
به‌عنوان مهمان محترم
...بانو سوروث

546
00:40:52,783 --> 00:40:54,410
...اقامتگاهی در اختیارت قرار می‌گیره

547
00:40:54,702 --> 00:40:57,163
و زندگی جدیدی در کنار شانچن‌ها خواهی داشت

548
00:40:57,496 --> 00:40:59,039
...ولی بین خودمون بمونه

549
00:40:59,498 --> 00:41:01,000
این دعوت‌نامه زیاد دلپذیری نیست

550
00:41:02,293 --> 00:41:05,296
توی شهر بندری هیچ چیز خوبی در انتظارت نیست

551
00:41:08,007 --> 00:41:09,758
حتماً تشنه‌ای

552
00:41:16,765 --> 00:41:18,809
چیزی نشده

553
00:41:18,809 --> 00:41:20,352
فقط آبه

554
00:41:34,116 --> 00:41:36,911
تو یه فرقی با بقیه داری، مگه نه پرین؟

555
00:41:36,911 --> 00:41:40,414
وقتی اون چشم‌ها رو دیدم، باید فکرش رو می‌کردم

556
00:41:40,414 --> 00:41:41,832
درمورد چی حرف می‌زنی؟

557
00:41:41,832 --> 00:41:44,793
می‌دونی که یه چیزی درونت هست

558
00:41:45,127 --> 00:41:47,713
چیزی که طالبِ خونه

559
00:41:47,713 --> 00:41:50,633
چیزی که چشم‌هات رو آتشین می‌کنه

560
00:41:52,176 --> 00:41:54,178
نشونم بده، پرین

561
00:41:54,470 --> 00:41:57,223
می‌خوام هیولا رو ببینم

562
00:41:57,806 --> 00:41:59,558
تو کی هستی؟

563
00:42:00,017 --> 00:42:02,102
خودت می‌دونی من کی هستم

564
00:42:07,107 --> 00:42:08,234
تو مُردی

565
00:42:08,859 --> 00:42:10,903
رند تو رو کشت

566
00:42:10,903 --> 00:42:13,239
مورین اینو بهت گفت؟

567
00:42:18,702 --> 00:42:19,870
اونا اینجان

568
00:42:19,870 --> 00:42:21,622
!گرگ

569
00:42:41,976 --> 00:42:44,186
از من چی می‌خوای؟

570
00:42:53,904 --> 00:42:55,656
...هرچی گرگوارا‌تر رفتار کنی

571
00:42:55,948 --> 00:42:58,117
بیشتر مال من می‌شی

572
00:43:00,202 --> 00:43:03,956
پیشرفتت رو با اشتیاق زیادی تماشا خواهم کرد

573
00:43:27,438 --> 00:43:28,856
!بریم

574
00:43:36,488 --> 00:43:37,489
پا شو بریم

575
00:43:49,084 --> 00:43:51,211
فرار کن. اون نشونت می‌ده کجا بری

576
00:43:51,629 --> 00:43:53,297
پس لویال و بقیه چی می‌شن؟

577
00:43:53,297 --> 00:43:55,549
نمی‌تونی از پشت قفس به دوست‌هات کمک کنی

578
00:43:57,301 --> 00:43:58,218
!فرار کن

579
00:43:58,302 --> 00:44:00,179
!اونجاست. بگیریدش

580
00:44:06,852 --> 00:44:08,354
این اسب‌ها رو دزدیدی؟

581
00:44:08,437 --> 00:44:10,648
ترجیح می‌دم از عبارت «آزادشون کردم» استفاده کنم

582
00:44:10,981 --> 00:44:13,025
نکنه خودت چند روز کار کردی
تا این غذا رو به دست بیاری؟

583
00:44:13,025 --> 00:44:14,193
چی بگم؟

584
00:44:14,443 --> 00:44:16,362
امشب آزادی توی هوا پخش شده

585
00:44:16,904 --> 00:44:18,364
نگهش دار

586
00:44:18,364 --> 00:44:20,407
باید یه چیز دیگه هم بیارم

587
00:44:41,762 --> 00:44:42,930
خب؟

588
00:44:43,222 --> 00:44:45,432
همراهم میاد

589
00:44:45,432 --> 00:44:47,226
اصلاً بیشتر فکر خودش بود

590
00:44:47,643 --> 00:44:49,520
،خب، اون هرچی نباشه
قابل‌پیش‌بینی هست

591
00:44:49,561 --> 00:44:51,188
هوم

592
00:44:51,980 --> 00:44:54,024
راه رو بلدی؟ -
اوهوم -

593
00:44:55,901 --> 00:44:57,277
...یادت باشه

594
00:44:59,196 --> 00:45:00,489
...اگه موفق بشی

595
00:45:00,906 --> 00:45:04,993
مورین دیگه هیچ اهرم فشاری روی ما نداره

596
00:45:08,914 --> 00:45:10,332
ناامیدم نکن

597
00:45:42,030 --> 00:45:44,616
!رند. رند

598
00:45:58,922 --> 00:46:00,966
حالت خوبه؟

599
00:46:45,511 --> 00:46:47,346
تو اولین کسی نیستی که
سعی کرده این کار رو بکنه

600
00:46:47,429 --> 00:46:50,724
طی 3000 سال، بیشتر از صدها بار
...تلاش شده که

601
00:46:50,724 --> 00:46:52,684
دوست یا معشوق ازدست‌رفته رو برگردونن

602
00:46:54,728 --> 00:46:56,146
هیچ‌وقت نتیجه نمی‌ده

603
00:46:58,732 --> 00:47:01,276
و برای بازکردن منحنی، یک آی‌سدای کافی نیست

604
00:47:01,401 --> 00:47:03,111
پس یا کمکم کن یا برو

605
00:47:03,111 --> 00:47:04,112
نه

606
00:47:07,366 --> 00:47:09,576
این‌طوری به خودت آسیب می‌زنی

607
00:47:10,077 --> 00:47:12,412
حتی ممکنه بمیری

608
00:47:12,412 --> 00:47:14,706
بهترین عاقبتِ این کار اینه که
...یکی از خواهرها مچت رو بگیره

609
00:47:14,832 --> 00:47:15,916
و اخراج بشی

610
00:47:15,916 --> 00:47:18,544
فکر کردی الآن اخراج برام مهمه؟ -
آره -

611
00:47:18,961 --> 00:47:20,504
معلومه که برات مهمه

612
00:47:23,006 --> 00:47:25,509
شنیدم در «دو رود» چه اتفاقی افتاد

613
00:47:26,426 --> 00:47:27,928
حمله ترولوک‌ها

614
00:47:29,721 --> 00:47:33,141
،مردم زیادی کشته شدن
ازجمله فرزانۀ جوان

615
00:47:35,602 --> 00:47:38,188
ولی اون نمرد، درسته؟

616
00:47:38,188 --> 00:47:42,401
،زنده موند، تو رو پیدا کرد
و با تو به اینجا سفر کرد

617
00:47:42,818 --> 00:47:44,820
...«واضحه که «حلقۀ خزندۀ اعظم

618
00:47:44,903 --> 00:47:46,822
به‌راحتی روی انگشتش جا نمی‌گیره

619
00:47:47,948 --> 00:47:49,575
ولی بازم اون اومد

620
00:47:51,410 --> 00:47:52,578
به‌خاطر تو

621
00:47:54,538 --> 00:47:55,914
...واقعاً فکر می‌کنی که

622
00:47:56,123 --> 00:47:59,793
ناینیو می‌خواست تو زندگی و
...آینده خودت رو بریزی دور

623
00:47:59,877 --> 00:48:01,003
چون اون رفته؟

624
00:48:03,380 --> 00:48:06,133
اون قوی‌ترین آدمیه که توی عمرم شناخته‌ام

625
00:48:06,550 --> 00:48:09,177
چطور ممکنه شکست خورده باشه؟

626
00:48:10,804 --> 00:48:13,181
هیچ‌کس نمی‌دونه توی منحنی چه اتفاقی می‌افته

627
00:48:16,393 --> 00:48:18,061
نمی‌تونم تنهاش بذارم

628
00:48:18,437 --> 00:48:20,647
می‌رم برای خودمون پتو بیارم

629
00:48:21,773 --> 00:48:23,191
می‌تونیم شب رو بمونیم

630
00:48:24,902 --> 00:48:28,196
شاید توی اون منحنی چرخش بهتری
از این گردونه بهش پیشنهاد شده

631
00:48:51,303 --> 00:48:52,638
!مامان، نگاه کن

632
00:48:52,638 --> 00:48:54,389
پرین اینو برات درست کرد؟

633
00:48:55,974 --> 00:48:57,935
یه چیزی می‌خواست که با هیولاها بجنگه

634
00:48:58,101 --> 00:49:00,103
،اون دختر شجاعیه
درست مثل مامانش

635
00:49:00,103 --> 00:49:02,022
بابا می‌تونه یادم بده چطوری ازش استفاده کنم

636
00:49:02,314 --> 00:49:04,107
حالا ببینیم چی می‌شه

637
00:49:09,279 --> 00:49:11,031
مت اومده

638
00:49:22,793 --> 00:49:24,336
بانوی من

639
00:49:25,837 --> 00:49:27,214
من رو عفو کنید

640
00:49:27,297 --> 00:49:29,007
...متوجه نبودم که

641
00:49:29,091 --> 00:49:31,635
توی «دو رود» ارباب شمشیرزنی داریم

642
00:49:31,718 --> 00:49:33,553
منم ها

643
00:49:33,637 --> 00:49:34,721
!النور

644
00:49:36,473 --> 00:49:38,642
تو کِی این‌قدر بزرگ شدی؟

645
00:49:41,812 --> 00:49:43,814
به خونه خوش اومدی، غریبه

646
00:49:51,989 --> 00:49:53,573
...چطوره بریم ببینیم که

647
00:49:53,657 --> 00:49:55,534
بابات واسه کیک‌های عسلی کمک می‌خواد یا نه؟

648
00:49:55,534 --> 00:49:57,452
باشه؟ بریم. برو جلو

649
00:49:57,536 --> 00:49:58,745
کیک عسلی؟

650
00:49:58,829 --> 00:50:00,580
خیلی‌خب. یالا پس

651
00:50:05,168 --> 00:50:07,212
نه، نه، نه، نه، نه

652
00:50:17,472 --> 00:50:19,266
امروز یه نامه از اگوین به دستم رسید

653
00:50:20,225 --> 00:50:22,144
اون و بقیه سبزپوش‌ها دارن می‌رن شمال

654
00:50:22,728 --> 00:50:24,813
ترولوک‌ها به سالدیا حمله کردن

655
00:50:26,773 --> 00:50:28,567
خب، سالدیا از اینجا خیلی دوره

656
00:50:29,609 --> 00:50:31,611
به‌اندازۀ کافی دور نیست

657
00:50:33,989 --> 00:50:35,782
اگوین سدای می‌تونه از پس چندتا ترولوک بربیاد

658
00:50:48,879 --> 00:50:50,547
پشیمونی که برج سفید رو ترک کردی؟

659
00:50:57,554 --> 00:50:58,764
می‌شه یه کیک عسلی دیگه بخورم؟

660
00:50:59,347 --> 00:51:01,516
زیاد خوردی که

661
00:51:01,600 --> 00:51:04,561
چطوره بری به پرین و مت
...بغلِ شب‌به‌خیر بدی

662
00:51:04,644 --> 00:51:05,979
و بعد آماده بشیم که بخوابیم؟ باشه؟

663
00:51:08,356 --> 00:51:09,399
مامان؟

664
00:51:10,025 --> 00:51:10,984
برید توی سرداب

665
00:51:11,443 --> 00:51:12,861
فوراً. برید -
باشه -

666
00:51:21,912 --> 00:51:23,580
ازت می‌خوام دختر شجاعی باشی

667
00:51:23,580 --> 00:51:25,123
همین‌جا بمون و صبر کن تا برگردم

668
00:51:25,123 --> 00:51:26,291
می‌تونی این کار رو واسه من بکنی؟

669
00:52:39,322 --> 00:52:41,533
نه، نه، نه، نه، نه

670
00:52:41,616 --> 00:52:42,617
نه

671
00:52:43,618 --> 00:52:46,079
نه، نه. نه

672
00:53:02,387 --> 00:53:04,306
مامان؟

673
00:53:10,812 --> 00:53:12,981
اون چیه؟

674
00:53:19,362 --> 00:53:21,948
راه برگشت تنها یک بار ظاهر خواهد شد

675
00:53:26,953 --> 00:53:28,663
بجنب عزیزم، باید بریم

676
00:53:28,747 --> 00:53:30,457
ولی من ترسیدم

677
00:53:30,540 --> 00:53:32,375
می‌دونم

678
00:53:32,459 --> 00:53:34,628
.ولی باید بهم اعتماد کنی
می‌تونی به مامان اعتماد کنی؟

679
00:53:34,711 --> 00:53:36,546
خیلی‌خب. چشم‌هات رو ببند

680
00:53:36,630 --> 00:53:37,797
من اینجام

681
00:53:37,881 --> 00:53:40,675
همه‌چی درست می‌شه
