﻿1
00:00:06,339 --> 00:00:08,174
‫اسمش «گذرگاه»ـه.
‫یه‌سری مسیرهای باستانی.

2
00:00:08,258 --> 00:00:08,341
‫یه قدم اشتباه بردارید، سر از
‫خلأ بی نهایت در میارید

3
00:00:08,341 --> 00:00:10,593
‫یه قدم اشتباه بردارید، سر از
‫خلأ بی نهایت در میارید

4
00:00:10,677 --> 00:00:12,887
‫اون دوتا رو برام بیارید.

5
00:00:12,971 --> 00:00:14,639
‫- قربان اینکارو نکنید.
‫- من رو «فرزندْ والدا» صدا کنید.

6
00:00:14,723 --> 00:00:16,099
‫نـه!

7
00:00:18,685 --> 00:00:19,936
‫اون‌ها کی‌ان؟ چی می‌خوان؟

8
00:00:21,229 --> 00:00:23,356
‫کسانی که سوگند یاد نمی‌کنند،

9
00:00:23,440 --> 00:00:25,608
‫برایشان سوگند یاد می‌شود.

10
00:00:26,985 --> 00:00:28,194
‫ پرین و لویال دستگیر شدن.

11
00:00:28,361 --> 00:00:30,363
‫- لیاندرین سـدای!
‫- بابت این کار معذرت‌ می‌خوام

12
00:00:31,990 --> 00:00:33,450
‫- ما دقیقاً چی هستیم؟
‫- گرگ‌برادر

13
00:00:33,450 --> 00:00:34,951
‫با این اسم صدامون می‌کنن.

14
00:00:35,035 --> 00:00:36,453
‫- یالا بریم.
‫- از تو خوشش میاد.

15
00:00:36,536 --> 00:00:37,704
‫«هاپـر»

16
00:00:37,787 --> 00:00:38,997
‫اسمش هـاپـرـه.

17
00:00:39,080 --> 00:00:40,665
‫باید سوگندِ اتحاد بخوری.

18
00:00:40,749 --> 00:00:42,417
‫فعلاً تو باید بهم اعتماد کنی.

19
00:00:42,584 --> 00:00:44,669
‫- کسایی رو می‌کشن که عاشق‌شونن.
‫- یعنی میگی که عاشقمی؟

20
00:00:46,671 --> 00:00:47,589
‫کُشتیش!

21
00:00:47,672 --> 00:00:48,715
‫نتونستم.

22
00:00:48,798 --> 00:00:49,799
‫چون اون «لنفیر»ـه.

23
00:00:49,883 --> 00:00:51,009
‫خطرناک‌ترینِ عضو طردشده‌ها.

24
00:00:51,009 --> 00:00:52,719
‫عجله کن!

25
00:01:56,658 --> 00:02:00,453
‫عالی‌جناب توراک، فرمانده سلطنتی «هایلین»...

26
00:02:00,453 --> 00:02:03,957
‫بـانو «سوروث» در حضور عالی‌جناب
‫باید خودشون حرف بزنن.

27
00:02:05,917 --> 00:02:09,504
‫هـرچه عالی‌جناب امر بفرمایند.

28
00:02:09,587 --> 00:02:11,589
‫تـو از دستورات سرپیچی کردی.

29
00:02:11,673 --> 00:02:14,217
‫بدون اجازه مـا به یک روستا حمله‌ور شدید.

30
00:02:14,300 --> 00:02:16,261
‫اما با یک برده‌ «اوگر»

31
00:02:16,344 --> 00:02:18,555
‫و یک‌ جنگجوی شایناری بازگشتم.

32
00:02:18,638 --> 00:02:20,348
‫به چه حقی به خودت اجازه دادی

33
00:02:20,390 --> 00:02:21,766
‫بدون اجازه سرورـت تصمیم‌گیری کنی؟

34
00:02:23,393 --> 00:02:25,603
‫شاید سرورم این دفعه اشتباه کرده باشن.

35
00:02:29,023 --> 00:02:31,025
‫من هرگز اشتباه نمی‌کنم.

36
00:02:32,068 --> 00:02:33,987
‫«نـور» راهنمای من بوده.

37
00:02:34,070 --> 00:02:36,030
‫ما ماموریتی داریم.

38
00:02:36,114 --> 00:02:38,700
‫متحد کردن تمام مردم جـهان
‫ زیر سایه ملکه‌مون...

39
00:02:38,783 --> 00:02:41,995
‫تا همه با هم به جنگ با سایه‌ها بپردازیم.

40
00:02:42,078 --> 00:02:45,373
‫ماموریتی که با تسخیر کردن
‫یک روستای دورافتاده...

41
00:02:45,456 --> 00:02:49,169
‫با کمال بی‌احتیاطی به خطر انداختی‌ش.

42
00:02:49,252 --> 00:02:51,629
‫روستایی که از عهده رهبری‌ش بر نمیایم.

43
00:02:52,672 --> 00:02:55,967
‫از سرورم تقاضای بخشش می‌کنم.

44
00:02:57,093 --> 00:02:59,888
‫بانو سوروث، شما تا زمانی که دوباره

45
00:02:59,971 --> 00:03:01,431
‫شرایط خدمت‌گذاری رو دارا نباشید،

46
00:03:01,514 --> 00:03:04,809
‫از حضور در این شـورا منع خواهید شد، زانو بزن.

47
00:03:10,565 --> 00:03:11,482
‫زانو بزن.

48
00:03:38,176 --> 00:03:40,803
‫ببریدش به اتاق‌ش.

49
00:03:59,822 --> 00:04:01,032
‫سرورم،

50
00:04:01,115 --> 00:04:02,450
‫یه چیز دیگه.

51
00:04:02,533 --> 00:04:04,744
‫برای شما از روستایی که تسخیر کردیم
‫هدیه‌ای آوردیم.

52
00:04:04,827 --> 00:04:07,664
‫بنده می‌دونم که شما به جمع‌آوری
‫اشیای باستانی علاقه دارید.

53
00:04:24,055 --> 00:04:26,933
‫عالی‌جناب توراک؛ این شما و این...

54
00:04:27,016 --> 00:04:29,852
‫شاخ والری.

55
00:05:09,892 --> 00:05:12,395
‫به وسیله این...

56
00:05:12,478 --> 00:05:15,606
‫تمام جهان از آن ما خواهد شد.

57
00:05:25,283 --> 00:05:31,289
‫«چـــرخ زمـــان»
‫" فصل دوم - قسمت پنجم "

58
00:05:47,930 --> 00:05:49,557
‫چرا داریم فرار می‌کنیم؟ مگه نکشتیش؟

59
00:05:49,557 --> 00:05:51,601
‫ضربه‌ای که زدم فقط برای مدتی
‫سرعت‌ش رو کم می‌کنه.

60
00:05:51,684 --> 00:05:52,852
‫عجله کن.

61
00:06:32,975 --> 00:06:35,061
احمق

62
00:07:04,507 --> 00:07:05,675
‫نمی‌فهمم.

63
00:07:05,758 --> 00:07:06,926
‫اونم یه طردشده‌ست؟ چطوری آخه...

64
00:07:06,926 --> 00:07:08,886
‫اگه امشب جون سالم به در ببریم،
‫همه‌چی رو برات توضیح میدم.

65
00:07:11,848 --> 00:07:13,474
‫اونجا.

66
00:07:21,774 --> 00:07:24,026
‫آهای!

67
00:07:24,110 --> 00:07:26,070
‫اول باید پول بدید.

68
00:07:26,154 --> 00:07:27,738
‫از طـرف شخص «آمریل سیت» و «برج سفید»

69
00:07:27,738 --> 00:07:29,532
‫قصد دارم سریع‌ترین اسب شما رو
‫در اختیار بگیرم.

70
00:07:29,615 --> 00:07:31,242
‫عمراً بذارم حتی دست به اسب‌هـام بزنی.

71
00:07:31,242 --> 00:07:32,994
‫خودتم باهامون بیا، و قسم می‌خورم اگه تا

72
00:07:32,994 --> 00:07:35,788
‫دو دقیقه دیگه این اسب‌ها زین نشده باشن،
‫از عدم همکاری‌ات پشیمون می‌شی.

73
00:07:35,872 --> 00:07:38,624
‫تا آخر عمـرت.

74
00:07:42,879 --> 00:07:43,713
‫برج سفید؟

75
00:07:43,713 --> 00:07:44,505
‫می‌خوایم برگردیم اونجا...

76
00:07:46,841 --> 00:07:48,342
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- چهار تا اسب اینجاست.

77
00:07:48,426 --> 00:07:50,219
‫نمی‌خوام بذارم با اسب چهارم بیفته دنبال‌مون.

78
00:08:25,963 --> 00:08:27,465
‫هوشمندانه بود.

79
00:08:34,847 --> 00:08:36,390
‫شب خوش بانوی من.

80
00:08:36,474 --> 00:08:38,392
‫کمکی از دستم برمیاد؟

81
00:08:38,476 --> 00:08:40,686
‫راستش رو بخواید بله.

82
00:08:41,771 --> 00:08:43,105
‫ممنون که پرسیدید.

83
00:08:44,148 --> 00:08:45,733
‫می‌دونید این مسیر به کجا ختم می‌شه؟

84
00:08:45,816 --> 00:08:48,778
‫به «تار والون»، چـرا؟

85
00:08:49,820 --> 00:08:52,615
‫قطعاً همینطوره.

86
00:08:52,698 --> 00:08:54,116
‫اسب‌تون چی...

87
00:08:58,538 --> 00:09:00,248
‫آخه اسب؟

88
00:09:00,331 --> 00:09:03,459
‫مگه از اسب کُندتـر هم داریم؟

89
00:09:21,894 --> 00:09:25,147
‫چشم‌های من منم مثل تو
‫کاملاً رنگی می‌شه؟

90
00:09:25,231 --> 00:09:27,149
‫به مرور زمان.

91
00:09:27,233 --> 00:09:29,777
‫اگه خوش‌شانس باشی بزودی.

92
00:09:29,860 --> 00:09:31,821
‫چشم آدم نمی‌تونه گوزن‌های
‫مخفی شده توی علف‌زار رو ببینه،

93
00:09:31,904 --> 00:09:34,031
‫توی شب نمی‌تونه ببینه چی جلوی پاشه،
‫کلاً به‌دردنخوره.

94
00:09:34,115 --> 00:09:36,701
‫مثل بقیه ویژگی‌های بی‌خاصیتی
‫که باهاشون متولد می‌شیم.

95
00:09:36,784 --> 00:09:39,412
‫شرط می‌بندم بعضی‌وقت‌ها دلت برای
‫تعامل با آدم‌ها تنگ می‌شه.

96
00:09:40,454 --> 00:09:42,748
‫دلم برای نوشیدنی تنگ می‎شه.

97
00:09:54,135 --> 00:09:56,137
‫اون چیه؟

98
00:10:00,391 --> 00:10:02,226
‫اینجا «آسیاب آتوان»ـه.

99
00:10:03,519 --> 00:10:06,314
‫وقتی اون سربازها بهمون حمله کردن
‫همینجا بودیم.

100
00:10:06,397 --> 00:10:08,316
‫ما دنبالِ کاروان نیستیم.

101
00:10:08,399 --> 00:10:10,693
‫داریم راه رو برمی‌گردیم.
‫تو بهم دروغ گفتی!

102
00:10:10,776 --> 00:10:13,404
‫بهترین از این بود که بمیری یا به
‫بردگی گرفته بشی.

103
00:10:13,487 --> 00:10:15,573
‫- یعنی مثل بقیه دوست‌هام؟
‫- تو به اون آدم‌ها تعلق نداری.

104
00:10:15,656 --> 00:10:18,451
‫همینطور به آدم‌هایی که توی
‫«دو رود» زندگی می‌کنن.

105
00:10:21,454 --> 00:10:23,122
‫اون دخترـه هم معشوق‌ـت نبود.

106
00:10:25,750 --> 00:10:30,212
‫نه، نه، نه. تو هیچی از زندگی و آدم‌هایی
‫که باهاشون سر و کار دارم نمی‌دونی.

107
00:10:52,360 --> 00:10:54,362
‫من می‌رم دوست‌هام رو پیدا کنم.

108
00:10:55,905 --> 00:10:57,198
‫برام هم مهم نیست کی گرفته‌تشون.

109
00:10:58,491 --> 00:11:01,285
‫نمی‌تونی از چیزی که هستی
‫فرار کنی پسر جون.

110
00:11:48,040 --> 00:11:50,584
‫یک یا دو روز طول می‌کشه تا بفهمه
‫ما اونجا نیستیم.

111
00:11:52,086 --> 00:11:53,212
‫اگه شانس باهامون یار باشه.

112
00:11:57,049 --> 00:12:01,554
‫یه‌جورایی می‌دونستم؛
‫می‌دونستم که میای دنبالم.

113
00:12:01,637 --> 00:12:03,597
‫راستشو بهم بگو.

114
00:12:03,681 --> 00:12:05,683
‫همه‌چی رو تعریف کن.

115
00:12:09,478 --> 00:12:12,314
‫توی «چشم جهان» که بودیم،
‫ارباب تاریکی رو شکست ندادی.

116
00:12:14,191 --> 00:12:16,777
‫بلکه قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردی

117
00:12:16,861 --> 00:12:20,448
‫اشامیل! رهبر طردشدگان.

118
00:12:24,577 --> 00:12:26,620
‫اما مگه طردشدگان در بـند نبودن؟

119
00:12:26,704 --> 00:12:31,167
‫خودت گرفته بودی‌شون، توی زندگی قبلی‌ات.
‫اما الان اشامیل آزاد شده...

120
00:12:31,250 --> 00:12:34,003
‫و «لنفیر» رو هم آزاد کرده.

121
00:12:34,086 --> 00:12:36,130
‫بقیه‌شون چی؟

122
00:12:36,213 --> 00:12:38,132
‫اگه همه‌شون رو آزاد کنه،

123
00:12:38,215 --> 00:12:41,719
‫راستش دیگه هیچ امیدی به پیروزی‌مون
‫در «نبرد نهایی» نیست.

124
00:13:11,665 --> 00:13:12,750
‫چی شده؟

125
00:13:28,474 --> 00:13:30,559
‫بهت که گفتم!

126
00:13:30,643 --> 00:13:33,187
‫قرار نیست برگردیم اونجا.

127
00:13:33,270 --> 00:13:35,314
‫باید بفهمیم لویال و...

128
00:13:35,397 --> 00:13:38,025
‫اینگار رو کجا بردن، همینطور...

129
00:13:45,950 --> 00:13:47,284
‫اونو؟

130
00:13:52,373 --> 00:13:54,458
‫حتی خاک‌ش هم نکردن.

131
00:14:06,136 --> 00:14:08,556
‫همین‌جا منتظرم بمون.

132
00:14:58,188 --> 00:15:00,858
‫صدای بلندی می‌ده‌ها، پسرک غربی.

133
00:15:02,902 --> 00:15:05,404
‫تو که نمی‌خوای از حضورت با خبر بشن.

134
00:15:12,661 --> 00:15:14,496
‫جـات بودم زیاد به این زن نزدیک نمی‌شدم.

135
00:15:18,125 --> 00:15:20,002
‫آخرین مردی که به قفس‌ش نزدیک شد،
‫دست‌ش شکست

136
00:15:20,044 --> 00:15:22,129
‫و تقریباً از جا در اومد.

137
00:15:22,880 --> 00:15:25,215
‫به آییلی‌ها نمی‌شه اعتماد کرد.

138
00:15:29,136 --> 00:15:30,971
‫یکم آب برات آوردم.

139
00:15:34,433 --> 00:15:36,018
‫چیکار کرده؟

140
00:15:36,101 --> 00:15:38,187
‫شانچن‌ها اینکارو باهاش کردن؟

141
00:15:40,189 --> 00:15:41,690
‫پس باهاشون ملاقات کردی.

142
00:15:46,111 --> 00:15:47,696
‫فعلاً ساعت خاموشیه.

143
00:15:48,697 --> 00:15:50,616
‫باید امشب رو اینجا بمونی.

144
00:15:50,699 --> 00:15:53,202
‫بیا. من تـا...

145
00:15:53,285 --> 00:15:56,872
‫نزدیک‌ترین مسافرخونه شهر می‌برمت.

146
00:16:10,928 --> 00:16:13,138
‫کسی زیاد به «آسیاب آتوان» نمیاد.

147
00:16:13,222 --> 00:16:16,141
‫فقط از اینجا رد می‌شن و
‫به سفرشون ادامه می‌دن.

148
00:16:16,225 --> 00:16:18,894
‫به‌خاطر انگشترت حدس می‌زنم
‫اهل «دو رود» باشی.

149
00:16:20,104 --> 00:16:22,690
‫اما سر از سمت اشتباهی «کوهستان مه» در آوردی.

150
00:16:25,567 --> 00:16:28,904
‫یکم پیش یه حرفی درمورد اون غریبه‌ها زدی...

151
00:16:33,242 --> 00:16:35,703
‫آهای متصدی، بازم نوشیدنی بیار.

152
00:16:40,374 --> 00:16:42,042
‫چیکار کرده؟

153
00:16:42,126 --> 00:16:44,128
‫اون زن آییلی رو می‌گیم.

154
00:16:44,211 --> 00:16:47,965
‫توی زمان اشتباه، وارد شهر اشتباهی شد.

155
00:16:49,008 --> 00:16:51,593
‫سعی نکن بهش کمک کنی «دو رود»ـی.

156
00:16:51,677 --> 00:16:53,971
‫کارش از این حرف‌ها گذشته.

157
00:16:54,972 --> 00:16:56,974
‫می‌گیری چی می‌گم؟

158
00:16:58,851 --> 00:17:01,311
‫لیدی برگرد اینجا.

159
00:17:01,395 --> 00:17:04,231
‫لیدی برگرد اینجا!
‫ببخشید جناب اون...

160
00:17:04,314 --> 00:17:05,607
‫هیچوقت اینطوری نمی‌کنه.

161
00:17:13,157 --> 00:17:16,326
‫الان که فکرشو می‌کنم،
‫شب رو می‌مونم.

162
00:17:18,037 --> 00:17:21,582
‫متصدی، اتاق دوست جدیدمون رو حاضر کرد.

163
00:17:21,665 --> 00:17:24,126
‫به‌روی چشم، فرزند بورن‌هلد.

164
00:17:24,209 --> 00:17:25,419
‫ممنونم.

165
00:17:26,462 --> 00:17:28,130
‫لیدی بیا بریم.

166
00:17:30,299 --> 00:17:32,801
‫امیدوارم بتونی برگردی خونه‌ات، دو رود.

167
00:17:37,347 --> 00:17:40,601
‫صاحب قبلی اینجا خانم ایمودی کجاست؟

168
00:17:40,684 --> 00:17:44,188
‫رفت دنبال کاروانی که نوه‌ـش رو بردن.

169
00:17:44,271 --> 00:17:46,148
‫سفیدپوشان چی؟

170
00:17:46,231 --> 00:17:49,902
‫چند روز پیش شانچن‌ها رو فرستادن رد کارشون.

171
00:17:49,985 --> 00:17:53,906
‫راستشو بخوام بگم، اوضاع‌ وقتی
‫شانچن‌ها بودن بهتر بود.

172
00:17:53,989 --> 00:17:55,616
‫وقتی که سوگند یاد می‌کنی،

173
00:17:55,699 --> 00:17:58,285
‫یه‌جورایی دیگه باهات کاری ندارن.

174
00:17:58,368 --> 00:18:00,537
‫اما «پرسش‌گران»...

175
00:18:00,621 --> 00:18:03,540
‫قرار شد حتی آب هم بهش ندی،
‫فرزند بورن‌هلد!

176
00:18:13,133 --> 00:18:16,220
‫یازده‌ها نفر از پرسش‌گرهاتون
‫باهاش مقابله می‌کردن

177
00:18:16,303 --> 00:18:17,763
‫و پنج نفر دیگه به‌زور انداختنش
‫توی قفس.

178
00:18:17,846 --> 00:18:19,473
‫برای اینکه راضی‌ش کنی

179
00:18:19,556 --> 00:18:22,726
‫به سوال‌هات جواب بده، باید دو برابر اون
‫تعداد رو بندازی به جونش.

180
00:18:22,810 --> 00:18:24,728
‫به‌نظرت این اتفاقیه

181
00:18:24,812 --> 00:18:27,523
‫درست زمانی که اون غریبه‌ها
‫سر و کله‌شون پیدا شده،

182
00:18:27,606 --> 00:18:31,110
‫در این قسمت از «اسپاین» به یک
‫آییلی برخوردیم؟

183
00:18:31,193 --> 00:18:35,155
‫هرچه بیشتر به این قضیه فکر می‌کنم
‫بیشتر بـودار تـر می‌شه.

184
00:18:36,198 --> 00:18:40,452
‫غریبه‌ها فعلاً توی «فالم» اقامت دارن.

185
00:18:40,536 --> 00:18:42,121
‫دقیقاً از همونجا...

186
00:18:42,204 --> 00:18:43,872
‫دوباره برشون می‌گردیم به دریا.

187
00:18:43,872 --> 00:18:45,666
‫کی اونجاست؟

188
00:18:47,835 --> 00:18:49,962
‫نگران نباش والدا.

189
00:18:50,045 --> 00:18:52,005
‫اینجا گُرگ‌مُرگ نداریم.

190
00:18:52,089 --> 00:18:55,175
‫پسری که زندگی‌ش به عزت پدرـش بستگی داره؛
‫همیشه می‌ترسه.

191
00:18:55,259 --> 00:18:58,846
‫اون روز رو هم می‌بینیم که اسم پدرـت
‫دیگه سپر بلاـت نیست.

192
00:18:58,929 --> 00:19:01,056
‫دین بورن‌هلد.

193
00:19:33,172 --> 00:19:34,590
‫کجـان؟

194
00:19:34,673 --> 00:19:36,133
‫کی؟

195
00:19:37,176 --> 00:19:39,595
‫مرد و زنی که باهات همسفر بودن.

196
00:19:39,678 --> 00:19:41,430
‫بهم گفتن اسب‌ها رو با نهایت سرعت

197
00:19:41,430 --> 00:19:44,516
‫به برج سفید ببرم. حتی اگه
‫خسته شدن بودن و نایی نداشتن.

198
00:19:44,600 --> 00:19:46,602
‫مدت طولانی‌ای بدون استراحت
‫مسیر رو طی می‌کردن،

199
00:19:46,685 --> 00:19:48,687
‫- با این حال که من بهشون...
‫- کافیه.

200
00:19:49,730 --> 00:19:51,023
‫این حقه کوچیک...

201
00:19:51,106 --> 00:19:53,525
‫فکرِ کی بود؟

202
00:19:53,609 --> 00:19:55,485
‫اون آی‌سدای‌ـیه.

203
00:19:55,569 --> 00:19:57,487
‫مردی جوانی که باهاش بود
‫انگار نمی‌دونست چه‌خبرـه،

204
00:19:57,571 --> 00:20:01,158
‫- فقط به حرف اون...
‫- البته که همینطوره.

205
00:20:01,241 --> 00:20:02,993
‫هنوز جوانه و خـام.

206
00:20:03,076 --> 00:20:05,162
‫باید این رو به یـاد داشته باشم.

207
00:20:09,791 --> 00:20:13,712
‫مـورین از چیزی که فکر می‌کردم بی‌رحم ترـه،
‫از تو به عنوان یه طعمه استفاده کرده.

208
00:20:14,755 --> 00:20:18,592
‫بیخیال. اون‌ها هرچی نباشه
‫به خواب نیاز دارن. نـه؟

209
00:20:20,052 --> 00:20:21,595
‫وقتی خواب‌ـن می‌رم بالا سرشون.

210
00:20:23,347 --> 00:20:26,058
‫چقدر عالی بانوی من.
‫من به هیچکس نمی‌گم

211
00:20:26,141 --> 00:20:28,852
‫- شما دنبال‌شون می‌گشتید.
‫- می‌دونم که نمی‌گی.

212
00:21:18,443 --> 00:21:20,487
‫ورین! برگشتی!

213
00:21:20,570 --> 00:21:22,447
‫تا کی می‌مونی؟ چرا اومدی؟

214
00:21:22,531 --> 00:21:24,032
‫یعنی بازنشسته‌ها نمی‌تونن

215
00:21:24,116 --> 00:21:25,909
‫بدون هیچ دلیل خاصی به دیدنتون بیان؟

216
00:21:25,993 --> 00:21:27,703
‫این چه حرفیه آخه!

217
00:21:27,786 --> 00:21:29,705
‫نائومی...

218
00:21:32,416 --> 00:21:35,502
‫دنبال چندتا چیز بودم تو «کتابخانه بزرگ»

219
00:21:59,401 --> 00:22:01,403
‫دست و پاتون بسته‌ست.

220
00:22:03,030 --> 00:22:05,240
‫بهت هشدار میدم دست از پا خطا نکنید، وگرنه...

221
00:22:15,000 --> 00:22:17,169
‫چطور تونستی
‫ با «قدرت واحد» بهمون حمله کردی؟

222
00:22:19,004 --> 00:22:20,505
‫تو از «سه سوگند» سرپیچی کردی.

223
00:22:20,589 --> 00:22:23,216
‫من از خیلی بیشتر از اون سرپیچی کردم.

224
00:22:33,310 --> 00:22:35,312
‫می‌دونی چرا آی‌سدای‌ها همون اول
‫قبل همه‌چی،

225
00:22:35,354 --> 00:22:37,481
‫«سه سوگند» رو یاد می‌کنن؟

226
00:22:40,067 --> 00:22:43,111
‫هزاران سال پیش،

227
00:22:43,195 --> 00:22:44,988
‫یه پادشاهی تهدید می‌کنه که اگه باهاش

228
00:22:45,072 --> 00:22:47,115
عهد و پیمان نکنیم و سوگند نخوریم
‫برج رو با خاک یکسان می‌کنه

229
00:22:49,534 --> 00:22:52,954
‫اونقدری که ذات انسانی ما اون رو می‌ترسوند؛
‫از قدرت واحد نمی‌ترسید.

230
00:22:53,038 --> 00:22:55,207
‫برای همینه که برج سفید این همه قانون و...

231
00:22:55,290 --> 00:22:57,042
‫دم و تشکیلات داره.

232
00:22:57,125 --> 00:23:01,004
‫اگه غیرانسانی و قابل ‌پیش‌بینی باشیم

233
00:23:01,088 --> 00:23:03,006
‫درست مثلِ جزر و مد،

234
00:23:03,090 --> 00:23:06,468
‫ هرگز قدرت‌شون رو با ما
‫مقایسه نمی‌کنن،

235
00:23:06,551 --> 00:23:08,720
‫چاره‌ای ندارن جز نابود کردن ما که نمی‌تونن.

236
00:23:12,599 --> 00:23:15,227
‫تو نمی‌خواستی من رو به آژای قرمز
‫جذب کنی.

237
00:23:17,104 --> 00:23:19,564
‫می‌خواستی به ارباب تاریکی جذب‌ام کنی.

238
00:23:21,358 --> 00:23:23,568
‫همه این‌ها مقابله با اتفاقات آینده رو
‫برات آسون‌تر می‌کنه.

239
00:23:23,652 --> 00:23:25,862
‫ترجیح می‌دم بمیرم اما تن به
‫عهد و پیمان با تاریکی ندم.

240
00:23:25,946 --> 00:23:29,241
‫مهم نیست چیکار می‌کنی و چی می‌گی
‫یا ما رو کجا می‌بری،

241
00:23:29,324 --> 00:23:31,410
‫هر زنی یه قیمتی داره.

242
00:23:34,037 --> 00:23:37,374
‫بـاری که از به‌دوش کشیدنش خسته شده،

243
00:23:37,457 --> 00:23:39,668
‫امیدی برای آینده

244
00:23:41,586 --> 00:23:44,047
‫چیزی که توی این دنیا غیرممکنه.

245
00:23:45,632 --> 00:23:47,467
‫پسرـت داره می‌میره.

246
00:23:48,927 --> 00:23:51,263
‫تو به خواهرانت خیانت کنی،

247
00:23:51,346 --> 00:23:53,265
‫و نشستی توی تاریکی داری

248
00:23:53,348 --> 00:23:55,934
‫خودت رو برای زنی که دزدیدی
‫توجیه می‌کنی.

249
00:23:57,769 --> 00:23:59,896
‫قیمت‌ـت از تمام این‌ها کمتر بود؟

250
00:24:13,118 --> 00:24:15,745
‫آلوین، لطفاً تنهامون بذارید.

251
00:24:28,592 --> 00:24:30,093
‫هنوز قهری؟

252
00:24:32,762 --> 00:24:37,225
‫تو بودی که گفتی به اون روستای
‫مسخره به‌دردنخور حمله کنیم.

253
00:24:37,309 --> 00:24:39,227
‫واسه چی؟

254
00:24:39,311 --> 00:24:43,273
‫برای یه اوگر؟ یا برای داشتن
‫یه حیوان‌خانگی؟

255
00:24:43,356 --> 00:24:45,567
‫خواسته‌های من به خودم مربوط ‌ان.

256
00:24:45,650 --> 00:24:47,486
‫اما تقاص‌شون رو من دارم می‌دم.

257
00:24:49,571 --> 00:24:52,908
‫بهتره توراک رو بکشیم و به همه
‫این‌ها پایان بدیم.

258
00:24:52,991 --> 00:24:56,119
‫و آتش جنگ داخلی رو
‫توی امپراتوری روشن کنیم؟

259
00:24:57,829 --> 00:25:00,457
‫به‌نظرت می‌رسه اون هم
‫مثل ناتوانی‌ات،

260
00:25:00,540 --> 00:25:02,542
‫ توی کنترل کردن
‫خشم‌ت تاثیر زیادی داره.

261
00:25:06,671 --> 00:25:11,218
‫تو به ارتش من برای جنگ نیاز داری.

262
00:25:11,301 --> 00:25:14,221
‫به کشتی‌ها و دسـتور من.

263
00:25:15,722 --> 00:25:17,682
‫شاید یک برگزیده باشی،

264
00:25:17,766 --> 00:25:20,060
‫اما با شان‌چن‌ها هم‌خون نیستی.

265
00:25:20,143 --> 00:25:23,647
‫به دعوت من اینجا حضور داری.

266
00:25:23,730 --> 00:25:29,361
‫من هم خوب می‌دونم چـرا به ارباب تاریکی
‫سوگند خوردی.

267
00:25:37,452 --> 00:25:39,704
‫حد و حدودم رو فراموش کردم سرورم.

268
00:25:46,461 --> 00:25:49,756
‫«تارمون گایدون»

269
00:25:49,839 --> 00:25:53,093
‫«آخرین نبرد» رو درست همینجا پیروز می‌شیم،

270
00:25:53,176 --> 00:25:57,264
‫توی «فالم»، این رو روی آسمان‌ها نوشته.

271
00:25:57,347 --> 00:25:59,099
‫اژدها با ما یـار خواهد شد.

272
00:26:03,520 --> 00:26:05,939
‫راستش برای تو هم هدیه‌ای دارم.

273
00:26:06,022 --> 00:26:07,607
‫الان‌هاست که برسن.

274
00:26:51,693 --> 00:26:53,570
‫صبرکن.

275
00:27:10,712 --> 00:27:12,714
‫حالت خوبه؟

276
00:27:12,797 --> 00:27:14,257
‫می‌تونی راه بری؟

277
00:27:15,925 --> 00:27:18,261
‫ببین، باید هرچه‌زودتر از اینجا بریم.

278
00:27:18,345 --> 00:27:20,847
‫اگه بخوام کولت کنم نمی‌تونیم
‫زیاد دور شیم.

279
00:27:22,474 --> 00:27:24,517
‫یه غربی من رو زندانی می‌کنه

280
00:27:24,601 --> 00:27:26,853
‫و یه غربی دیگه آزادم می‌کنه.

281
00:27:27,937 --> 00:27:29,189
‫چرا بهم کمک می‌کنی؟

282
00:27:32,233 --> 00:27:34,944
‫چون مردم نباید توی قفس باشن.

283
00:27:48,875 --> 00:27:50,919
‫من «آوی‌یندا» هستم.

284
00:27:51,002 --> 00:27:53,922
‫یک آییل‌ تِرادی از دیـار ««نُــه دره»

285
00:27:54,005 --> 00:27:55,715
‫از گروه زنان سرنیزـه دار.

286
00:27:56,633 --> 00:28:00,303
‫منم پرین آیبرا هستم.

287
00:28:03,181 --> 00:28:05,058
‫ببین، الان باید بریم.

288
00:28:14,150 --> 00:28:16,861
‫بهت که گفتم ولش کن.

289
00:28:18,154 --> 00:28:20,031
‫ما دنبال جنگ و دعوا نیستیم.

290
00:28:20,115 --> 00:28:21,366
‫راه‌مون رو می‎‌کشیم و می‌ریم.

291
00:28:21,449 --> 00:28:22,450
‫ببخشید.

292
00:28:23,493 --> 00:28:25,578
‫با علامت مـن همه با هم حمله کنید.

293
00:28:25,662 --> 00:28:27,872
‫اگه یکی یکی حمله کنید
‫دخل‌تون رو میاره.

294
00:28:42,137 --> 00:28:44,347
‫نه!

295
00:28:47,726 --> 00:28:51,396
‫پرین آیبرا...

296
00:28:51,479 --> 00:28:53,481
‫دوست داری برقصی؟

297
00:30:18,775 --> 00:30:20,527
‫صبرکن!

298
00:30:25,990 --> 00:30:27,742
‫اون بهت آب داد!

299
00:30:28,660 --> 00:30:30,954
‫بهمون کمک کرد، یادت نمیاد؟

300
00:30:33,248 --> 00:30:34,249
‫تو دیگه چی هستی؟

301
00:30:36,709 --> 00:30:37,710
‫ولش کن.

302
00:30:40,463 --> 00:30:41,923
‫همین الان.

303
00:30:44,175 --> 00:30:45,510
‫الان بقیه‌شون می‌ریزن سرـمون.

304
00:30:45,593 --> 00:30:46,928
‫باید سریعاٌ از اینجا بریم.

305
00:30:54,561 --> 00:30:56,563
‫می‌فهمه اینجاییم.

306
00:30:56,646 --> 00:30:59,232
‫ما به غذا و لباس و دوتا اسب چابک نیاز داریم.

307
00:30:59,315 --> 00:31:01,734
‫بعدش چند روز مستقیم به مسیر ادامه
‫می‌دیم و ازش فاصله می‌گیریم.

308
00:31:01,734 --> 00:31:03,486
‫خـواب چی؟ نباید یکم بخوابیم؟

309
00:31:03,570 --> 00:31:05,864
‫نه. خوابیدن خطرناک‌ترین کاریه که توی
‫این شرایط می‌تونیم انجام بدیم.

310
00:31:06,614 --> 00:31:08,241
منظورت چیه؟

311
00:31:08,324 --> 00:31:10,743
‫لین‌فیر بین طردشدگان به دو چیز معروف بود.

312
00:31:10,827 --> 00:31:12,662
‫بی‌رحمی مطلق‌ش

313
00:31:12,745 --> 00:31:14,414
‫و تسلطی که به «تلاران‌ریود» داشت.

314
00:31:14,497 --> 00:31:16,165
‫تلاران چی؟

315
00:31:16,249 --> 00:31:18,167
‫دنیای خواب و رویاها.
‫وقتی خوابی...

316
00:31:18,251 --> 00:31:20,378
‫خیلی راحت مثل این دنیا،
‫می‌تونه نابودت کنه.

317
00:31:20,461 --> 00:31:22,297
‫به محض اینکه بخوابی،

318
00:31:22,380 --> 00:31:24,173
‫میاد سراغت.

319
00:31:24,257 --> 00:31:26,759
‫مگه نمی‌تونی با «قدرت واحد»
‫کاری کنی هرگز به خواب نریم؟

320
00:31:26,843 --> 00:31:28,845
‫درست نمی‌گم؟

321
00:31:30,263 --> 00:31:32,056
‫نه.

322
00:31:41,524 --> 00:31:42,817
‫بانوی من، شما آسیب دیدید!

323
00:31:42,901 --> 00:31:44,360
‫خواهرم کجاست؟

324
00:31:44,444 --> 00:31:45,987
‫ایشون توی آشپزخونه‎ان، اما...

325
00:31:46,070 --> 00:31:48,281
‫اما خواهرزاده‌تون پیششونه.

326
00:31:48,364 --> 00:31:49,407
‫خواهرزاده؟

327
00:31:51,242 --> 00:31:53,578
‫وای، خداروشکر که برگشتی.

328
00:31:53,661 --> 00:31:55,580
‫دوستت هم با خودت آوردی.

329
00:31:55,663 --> 00:31:57,332
‫خاله مورین!

330
00:31:58,708 --> 00:32:00,084
‫وقتی مامانم گفت اومدین

331
00:32:00,168 --> 00:32:02,045
‫اصلاً باورم نمی‌شد،

332
00:32:02,128 --> 00:32:04,547
‫بیست سال گذشته!

333
00:32:04,631 --> 00:32:07,967
‫فکرکنم آخرین باری که دیدمت
‫هم‌قد این میز بودی.

334
00:32:08,051 --> 00:32:10,011
‫شما...
‫شما...

335
00:32:10,094 --> 00:32:12,680
‫حتی یه ذره هم تغییر نکردید.

336
00:32:12,764 --> 00:32:14,349
‫البته یکم کثیف‌تر.

337
00:32:14,432 --> 00:32:16,392
‫بعید می‌دونم برای...

338
00:32:16,476 --> 00:32:19,187
‫- خوردن غذاهای عروسی سلطنتی اومده باشین.
‫- مامان بیخیال.

339
00:32:19,187 --> 00:32:21,439
‫خاله قطعاً کارهای مهم‌تری تا تظاهر کردن به

340
00:32:21,522 --> 00:32:24,150
‫تشخیص تفاوت مزه تمشک عادی
‫و تمشک انگشتی داره.

341
00:32:25,193 --> 00:32:28,112
‫فکرکنم شما محافظ خاله‌ام باشید.

342
00:32:28,196 --> 00:32:29,405
‫من محافظ نیستم.

343
00:32:29,489 --> 00:32:31,074
‫ایشون...

344
00:32:32,158 --> 00:32:33,785
‫رندـه.

345
00:32:35,119 --> 00:32:36,913
‫از دیدنتون خوشحالم رند.

346
00:32:36,996 --> 00:32:39,248
‫من «بارتانس دامودرد» هستم.

347
00:32:39,332 --> 00:32:40,792
‫- و ایشون هم...
‫- ما هم رو می‌شناسیم.

348
00:32:44,420 --> 00:32:46,506
‫به دوتا اسب نیاز داریم.

349
00:32:46,589 --> 00:32:48,007
‫اگه امکان‌ش هست چابک و تندرو باشن.

350
00:32:48,091 --> 00:32:49,926
‫می‌گم براتون بیارن.

351
00:32:50,009 --> 00:32:52,011
‫بهترین اسب‌ها روی توی اصطبل‌مون داریم.

352
00:32:52,095 --> 00:32:53,429
‫ملکه بهمون هدیه داده.

353
00:32:53,513 --> 00:32:55,306
‫باید حتماً عروسی‌ام بیای.

354
00:32:55,390 --> 00:32:57,475
‫چند هفته دیگه‌ست.

355
00:32:57,558 --> 00:33:00,144
‫باورتون می‌شه دارم با
‫ملکه گالدرین ازدواج می‌کنم؟

356
00:33:00,228 --> 00:33:02,563
‫با این ازدواج من پادشاه‌تون می‌‌شم.

357
00:33:02,647 --> 00:33:06,275
‫برای همین ازتون انتظار دارم
‫یک‌سرـه در اختیار من باشید.

358
00:33:07,360 --> 00:33:09,153
‫امیدوارم خوشبخت بشین.

359
00:33:09,237 --> 00:33:12,073
‫نام دامودردها همچنان با عزتی
‫ثابت می‌درخشه.

360
00:33:12,156 --> 00:33:14,909
‫همین خودش به تنهایی کافیه.

361
00:33:15,952 --> 00:33:16,953
‫خب...

362
00:33:18,371 --> 00:33:20,248
‫بهتره برم حموم کنم.

363
00:33:20,331 --> 00:33:22,250
‫اگه امکان‌ش هست رند تا اون موقع یه غذایی
‫چیزی بخوره

364
00:33:22,333 --> 00:33:24,711
‫یه دست هم لباس نـو بهش بدید
‫قبل از اینکه از اینجا بریم.

365
00:33:24,794 --> 00:33:26,337
‫بله حتماً.

366
00:33:26,421 --> 00:33:28,506
‫از کمد خودم یه لباس مناسب براش پیدا می‌کنم.

367
00:33:28,589 --> 00:33:30,258
‫ممنون.

368
00:33:32,760 --> 00:33:34,679
‫خونی شدی؟

369
00:33:34,762 --> 00:33:38,016
‫واقعا از دیدنت خوشحال شدم خواهرزاده.

370
00:33:38,099 --> 00:33:39,600
‫یا...

371
00:33:39,684 --> 00:33:41,728
‫بهتره سرورم صداتون کنم.

372
00:34:01,831 --> 00:34:03,916
‫اوه

373
00:34:04,000 --> 00:34:07,420
‫باعث دلگرمیـه که می‌بینم
‫اونجا رو خاک گرفته خواهرجان.

374
00:34:07,503 --> 00:34:10,131
‫در همین حد بذار بگم،
‫که با اینکه قرن‌ها

375
00:34:10,214 --> 00:34:11,924
‫از این موضوع می‌گذره،
‫ولی هنوزم پُشتم مجازات‌های سریل سدای

376
00:34:12,008 --> 00:34:13,968
‫رو بخاطر میاره.

377
00:34:14,052 --> 00:34:16,888
‫به به ورین سدای.

378
00:34:16,971 --> 00:34:19,182
‫نمی‌دونستم که
‫قراره به دیدنـمون بیای.

379
00:34:19,265 --> 00:34:20,850
‫نیازی نیست بخاطرم از جات بلند شی.

380
00:34:20,933 --> 00:34:22,894
‫من با این تشریفات بزرگ شدم.

381
00:34:22,977 --> 00:34:24,520
‫داری باعث می‌شی
‫احساسِ پیری بکنم.

382
00:34:24,604 --> 00:34:27,106
‫چطوری می‌تونم بهت کمک بکنم خواهر؟

383
00:34:27,190 --> 00:34:29,817
‫امیدوار بودم بتونم با دو تا
‫از دخترهایی که زیر نظرت هستن

384
00:34:29,901 --> 00:34:32,820
‫ملاقات بکنم، اگوین ال‌ویر

385
00:34:32,904 --> 00:34:35,114
‫و ناینیو ال‌میرا.

386
00:34:35,198 --> 00:34:37,909
‫می‌دونی ممکنه کجا پیداشون بکنم؟

387
00:34:37,992 --> 00:34:40,787
‫احتمالاً سرگرم انجام
‫کارهای روزمره‌ـشون هستن.

388
00:34:40,870 --> 00:34:42,955
‫راستش اینطور نیست.

389
00:34:43,039 --> 00:34:46,375
‫نه سر کلاس‌هاشونن،
‫و نه توی اتاق‌خواب‌هاشون.

390
00:34:46,459 --> 00:34:50,296
‫و... آم... همچنین
‫وارثِ تاج و تختِ آندور هم

391
00:34:50,379 --> 00:34:52,632
‫خبری ازش نیست.

392
00:34:52,715 --> 00:34:55,301
‫احتمالش هست که
‫برج رو ترک کرده باشن؟

393
00:34:56,344 --> 00:34:59,055
‫- وارث تاج و تخت؟
‫- ارزش بررسی کردن رو داره، درسته؟

394
00:34:59,138 --> 00:35:00,890
‫اوه.

395
00:35:00,973 --> 00:35:02,850
‫آم...

396
00:35:05,228 --> 00:35:07,605
‫خدای من، بله. اینجاست.

397
00:35:07,688 --> 00:35:10,483
‫یه سری به خونه‌اش توی الین رفته.

398
00:35:10,566 --> 00:35:13,528
‫هر سه‌تاشون چند روز پیش
‫اینجا رو امضا زدن.

399
00:35:13,611 --> 00:35:16,239
‫چیزی نیست که
‫بشه فراموشش کرد.

400
00:35:17,240 --> 00:35:19,200
‫همینطوره.

401
00:35:19,283 --> 00:35:21,786
‫من، آم...

402
00:35:21,869 --> 00:35:24,038
‫راستش واقعاً نمی‌تونم
‫چطوری از خاطرم رفته.

403
00:35:24,122 --> 00:35:25,832
‫خیلی غیرعادیـه.

404
00:35:25,915 --> 00:35:27,917
‫درسته.

405
00:35:28,918 --> 00:35:31,129
‫ولی ظاهراً هر سه‌تاشون
‫همراه با سربازهای ملگه مورگیس

406
00:35:31,212 --> 00:35:33,214
‫راهی این مسیر شدن،

407
00:35:33,297 --> 00:35:35,341
‫پس مطمئنم که حال همگیـشون خوبه،

408
00:35:35,424 --> 00:35:38,010
‫و تا چند روز دیگه،
‫از کیملین خبرش می‌رسه.

409
00:35:38,094 --> 00:35:39,887
‫بله، قطعاً همینطوره.

410
00:35:39,971 --> 00:35:42,890
‫آها بله، یه سوالِ
‫دیگه هم دارم.

411
00:35:42,974 --> 00:35:45,268
‫توی کتابخونه داشتم

412
00:35:45,351 --> 00:35:47,645
‫دنبال کتابِ «تعمقی بر آتشِ سوزان»
‫می‌گشتم.

413
00:35:47,728 --> 00:35:50,606
‫آها آره، می‌خواستم برگردونمـش.

414
00:35:50,690 --> 00:35:52,817
‫درواقع توی اتاقمـه.
‫لازمش داری؟

415
00:35:52,900 --> 00:35:56,028
‫فقط برای اینکه به بخش
‫آمیرلین تتسوان یه نگاهی بندازم...

416
00:35:56,112 --> 00:35:58,281
‫اگه مشکلی نداره.

417
00:35:58,364 --> 00:36:00,366
‫اوهوم.

418
00:36:43,409 --> 00:36:46,454
‫حالا توی چنین مواقعی،
‫حافظۀ مُثُلیـم به درد می‌خوره.

419
00:36:46,537 --> 00:36:48,873
توی ‫صفحۀ 72 یادداشت‌ها،

420
00:36:48,956 --> 00:36:50,917
‫یادداشتی درموردِ خروج
‫این سه دختر نوشته

421
00:36:51,000 --> 00:36:52,501
‫که ظاهراً بخاطر شرکت توی

422
00:36:52,585 --> 00:36:54,795
‫مراسم نام‌گذاریِ
‫برادر الین یعنی گوین هست.

423
00:36:54,879 --> 00:36:57,340
‫اما موضوع جالـبش اینجاست

424
00:36:57,423 --> 00:36:59,884
‫که یه لرزش کوچولو
‫توی این بخش وجود داره.

425
00:36:59,967 --> 00:37:01,219
‫نشونـم بده.

426
00:37:03,512 --> 00:37:06,098
‫ببین این دست خطِ معمولِ شریامـه.

427
00:37:07,183 --> 00:37:09,185
‫ولی اینجا...

428
00:37:09,268 --> 00:37:11,437
‫انگار که دستـش داشته
‫آهسته‌تر می‌نوشته.

429
00:37:11,520 --> 00:37:12,980
‫یا شایدم

430
00:37:13,064 --> 00:37:14,607
‫کسی سعی داشته که
‫دست‌خطـش رو جعل کنه؟

431
00:37:14,607 --> 00:37:17,401
‫نه، شریام یادش بود
‫که خودش نوشته.

432
00:37:17,485 --> 00:37:18,861
‫آها.

433
00:37:26,702 --> 00:37:28,704
‫به نظرت جوریه که انگار...

434
00:37:30,706 --> 00:37:33,834
‫...از قدرتِ عدم‌اختیار درش استفاده شده؟

435
00:37:35,002 --> 00:37:37,088
عدم‌اختیار؟

436
00:37:38,172 --> 00:37:40,299
باید ‫«سه‌سوگند» رو زیر پا بذارن.

437
00:37:41,300 --> 00:37:44,262
‫این یعنی که یکی از افرادی که توی برج مستقره
‫پیرو ارباب تاریکیـه.

438
00:37:44,345 --> 00:37:46,347
‫که...

439
00:37:48,099 --> 00:37:50,559
‫...آژاهای سیاه واقعیت دارن.

440
00:37:53,312 --> 00:37:55,273
‫به اسامیِ تموم آی‌سدای‌هایی که

441
00:37:55,356 --> 00:37:57,608
‫طی چند روز گذشته به هر دلیلی از
‫برج خارج شدن

442
00:37:57,692 --> 00:37:59,694
‫نیاز داریم.

443
00:39:00,629 --> 00:39:02,715
‫دو ساعت پیش منتظرت بودیم.

444
00:39:02,798 --> 00:39:05,259
‫رابط‌ها غیرقابل‌پیش‌بینی هستن.

445
00:39:06,344 --> 00:39:08,637
‫انتظار داشتم اربابـمون
‫خودش به دیدنـم بیاد.

446
00:39:08,721 --> 00:39:11,098
‫اربابـمون سرگرم کارهای مهمتـری هست

447
00:39:11,182 --> 00:39:13,184
‫تا اینکه بخواد با سگش ور بره.

448
00:39:14,685 --> 00:39:17,980
‫کاری که با این دخترها می‌کنی، نفرت‌انگیزه.

449
00:39:19,857 --> 00:39:22,234
‫شاید بهتر باشه مردم شانچن
‫یاد بگیرن که به قدرت واحد

450
00:39:22,318 --> 00:39:24,570
‫- احترام بذارن.
‫- دقیقاً برعکسشه،

451
00:39:24,653 --> 00:39:27,323
‫انقدر به قدرت واحد احترام می‌ذاریم که

452
00:39:27,406 --> 00:39:29,617
‫معتقدیم هیچکسی نباید حق احضارش
‫رو صرفاً بخاطر

453
00:39:29,700 --> 00:39:31,494
‫ویژگی مادرزادیـش داشته باشه.

454
00:39:31,577 --> 00:39:34,163
سولدام‌های ما سال‌ها آموزش می‌بینن

455
00:39:34,246 --> 00:39:36,040
‫تا ارزش خودشون رو اثبات کنن.

456
00:39:36,123 --> 00:39:37,875
‫خودشون حقـشون رو بدست میارن.

457
00:39:37,958 --> 00:39:40,753
‫درست برعکس آی‌سدای.

458
00:39:42,421 --> 00:39:44,632
‫می‌دونی، تمایلاتِ اربابـمون

459
00:39:44,715 --> 00:39:47,718
‫به مرور زمان تغییر خواهد کرد.

460
00:39:47,802 --> 00:39:50,179
‫و در پایان،
‫تموم «ماراث‌دامنه»ها

461
00:39:50,262 --> 00:39:52,807
‫آزاد خواهند شد.

462
00:39:52,890 --> 00:39:55,643
‫شاید من کسی باشم که
‫قلاده رو

463
00:39:55,726 --> 00:39:58,813
‫به گردنِ خوشگلت ببندم.

464
00:39:58,896 --> 00:40:01,315
‫تمایلاتِ اربابـمون تغییر خواهد کرد.

465
00:40:03,234 --> 00:40:05,653
‫روزی که در مقابلـم زانو می‌زنی...

466
00:40:05,736 --> 00:40:08,280
‫بهت یادآوری می‌کنم.

467
00:40:25,589 --> 00:40:27,842
‫البته اگه تا اون موقع دووم بیاری.

468
00:40:40,771 --> 00:40:43,107
‫یه کاری بکن.

469
00:40:43,357 --> 00:40:44,608
‫نمی‌تونم.

470
00:40:49,155 --> 00:40:50,531
‫فرار کنید!

471
00:41:14,680 --> 00:41:16,682
‫صبر کن. اگوین کو؟

472
00:41:37,203 --> 00:41:39,622
‫رقصت با نیره‌ها بدک نیست‌ها،

473
00:41:39,705 --> 00:41:41,248
‫پرین آیبارا.

474
00:41:44,919 --> 00:41:47,671
‫فکر می‌کردم مردمت
‫هرگز صحرا رو ترک نکردن.

475
00:41:47,755 --> 00:41:49,215
‫آییل‌های غربی بهش می‌گن «صحرا».

476
00:41:49,298 --> 00:41:51,300
‫اسمش سرزمین سه‌گانه‌ست.

477
00:41:51,383 --> 00:41:53,719
‫که ما رو به سنگی منعطف تبدیل می‌سازه،

478
00:41:53,802 --> 00:41:55,763
‫زمینی که ارزشـمون رو اثبات می‌کنه،

479
00:41:55,846 --> 00:41:58,349
‫و مجازاتی برای گناهـه.

480
00:41:58,432 --> 00:41:59,975
‫چه گناهی؟

481
00:42:00,059 --> 00:42:02,770
‫هیچکسی بخاطر نمیاره،
‫برای مدت‌ها پیشـه.

482
00:42:05,523 --> 00:42:07,525
‫تو چرا رهاش کردی؟

483
00:42:09,193 --> 00:42:11,654
‫به دنبال «کاراکارن» هستم.

484
00:42:11,737 --> 00:42:14,615
‫رهبرِ... رهبرانـمون.

485
00:42:16,575 --> 00:42:18,536
‫یعنی مسیرت کدوم طرفیـه پس؟

486
00:42:18,619 --> 00:42:20,788
‫هرجایی که تو بری غربی.

487
00:42:22,540 --> 00:42:25,751
‫حالا... بگو ببینم الان عازم کجایی؟

488
00:42:27,711 --> 00:42:29,046
‫«فالم».

489
00:43:16,969 --> 00:43:18,679
‫این شهر...

490
00:43:18,762 --> 00:43:21,390
‫«فالم» توی «تومن‌هد»ـه.

491
00:43:21,473 --> 00:43:24,643
‫هزاران کیلومتر با برج سفید
‫فاصله داریم ناینیو.

492
00:43:24,727 --> 00:43:26,520
‫فالم.

493
00:43:26,604 --> 00:43:28,314
‫لیاندرین گفته بود که
‫پرین و لویال

494
00:43:28,397 --> 00:43:29,607
‫رو دارن به اینجا میارن.

495
00:43:34,153 --> 00:43:36,196
‫- بجنب، باید بفهمیم...
‫- صبر کن.

496
00:43:38,449 --> 00:43:40,951
‫کاری نکن
‫توجهِ کسی بهمون جلب بشه.

497
00:43:41,035 --> 00:43:43,162
‫به دنبالـمون میان.

498
00:43:43,245 --> 00:43:44,955
‫باید خیلی مراقب باشیم.

499
00:43:53,422 --> 00:43:56,717
‫این سربازها اهلِ فالم یا تومن‌هد

500
00:43:56,800 --> 00:43:58,886
‫نیستن.

501
00:43:58,969 --> 00:44:00,846
‫بیگانه هستن.

502
00:44:00,929 --> 00:44:02,890
‫- اشغالگرن.
‫- واسم مهم نیست که اهل کجان.

503
00:44:02,973 --> 00:44:05,225
‫تنها چیزی که واسم مهمه، پیدا کردنِ
‫اگوین و خارج شدن از اینجاست.

504
00:44:22,159 --> 00:44:24,787
‫بس کن. هر دو تاییـمون
‫رو به کشتن می‌دی.

505
00:44:24,870 --> 00:44:26,455
‫اول باید لباس‌هامون رو عوض کنیم.

506
00:44:26,538 --> 00:44:28,749
‫لباس‌هامون؟
‫به اندازۀ کافی برازندۀ شما نیستن؟

507
00:44:28,832 --> 00:44:30,542
‫اون سربازهایی که دم دروازه بودن
‫داشتن دنبال ما می‌گشتن.

508
00:44:30,542 --> 00:44:32,586
‫همچنان هم به دنبالـمون می‌گردن.

509
00:44:32,670 --> 00:44:35,047
‫- دنبالـم بیا...
‫- من از تو دستور نمی‌گیرم

510
00:44:35,130 --> 00:44:36,715
‫شاهدخت عزیز.
‫من اصلا حتی نمی‌شناسمت.

511
00:44:45,516 --> 00:44:46,892
‫خواهر!

512
00:44:46,975 --> 00:44:48,435
‫اوه، برگشتی که.

513
00:44:48,519 --> 00:44:50,270
‫ظاهراً فقط من نیستم که برگشتم.

514
00:44:52,189 --> 00:44:55,776
‫کتاب فوق‌العاده طولانی و خسته کنندۀ
‫تاریخت رو تموم کردی؟

515
00:44:55,859 --> 00:44:58,529
‫فکر می‌کردم به جورین رفتی

516
00:44:58,612 --> 00:45:01,281
‫تا مرد جوانی که مشکوک
‫به احضار شده رو بگیری.

517
00:45:01,365 --> 00:45:03,492
‫خوشبختانه چیز خاصی نبود.

518
00:45:03,575 --> 00:45:05,994
‫ولی... تونستم...

519
00:45:06,078 --> 00:45:08,497
‫یکم مارچوبۀ سفید بیارم.

520
00:45:08,580 --> 00:45:11,208
‫می‌خوای؟
‫توی اون روستا خیلی پرطرفدار بود.

521
00:45:11,291 --> 00:45:12,793
‫- می‌شه فقط...
‫- توی چنین وقت از سال

522
00:45:12,876 --> 00:45:14,920
‫- اونجا پیداشون کرد.
‫- بله.

523
00:45:17,589 --> 00:45:20,509
‫گفتی چی باعث شد به برج برگردی خواهر؟

524
00:45:20,592 --> 00:45:23,137
‫مطمئناً بخاطر مارچوبۀ سفید نبوده.

525
00:45:23,220 --> 00:45:24,555
‫هرچند می‌دونم که شکمویی.

526
00:45:24,638 --> 00:45:26,890
‫نه، من، آم...

527
00:45:26,974 --> 00:45:30,227
‫امیدوارم که بتونم
‫چند تا از نوآموز‌هامون رو ببینم.

528
00:45:30,310 --> 00:45:32,396
‫که اگه درست شنیده باشم،

529
00:45:32,479 --> 00:45:33,731
‫قدرتِ فوق‌العاده‌ای دارن.

530
00:45:33,814 --> 00:45:36,483
‫اگوین ال‌ویر
‫و ناینیو ال‌میرا.

531
00:45:36,567 --> 00:45:37,776
‫بله.

532
00:45:37,860 --> 00:45:39,611
‫واقعاً خارق‌العاده‌ان.

533
00:45:39,695 --> 00:45:41,822
‫مخصوصاً اونی که حکیمه.

534
00:45:41,905 --> 00:45:43,115
‫به همین زودی قبول شده.

535
00:45:44,158 --> 00:45:45,826
‫متاسفانه، اینجا نیستن.

536
00:45:45,909 --> 00:45:47,619
‫عجیبه.

537
00:45:47,703 --> 00:45:50,205
‫نوآموز‌ها اجازه ندارن که...

538
00:45:50,289 --> 00:45:51,582
‫خب، ظاهراً به یه مراسم...

539
00:45:51,665 --> 00:45:54,334
‫نام‌گذاری توی کیملین رفتن.

540
00:45:54,418 --> 00:45:58,088
‫توی راه برگشت شنیدم که
‫یه فرستادۀ سلطنتی که عازم کیملین بود،

541
00:45:58,172 --> 00:45:59,465
‫توی جنوب اینجا بهش حمله کردن.

542
00:45:59,548 --> 00:46:01,133
‫کی حمله کرده؟

543
00:46:01,216 --> 00:46:03,552
‫یه سربازی توی کاروانسرا گفت که...

544
00:46:03,635 --> 00:46:05,179
‫یا دزد بودن یا سفیدپوشان.

545
00:46:05,262 --> 00:46:06,597
‫ولی اگه دخترها همراهشون بوده باشن...

546
00:46:07,806 --> 00:46:10,058
‫بیا، باید سریعاً با نگهبان صحبت کنیم.

547
00:46:11,852 --> 00:46:14,188
‫ارزش اون دخترها بیشتر از
‫خود طلاست.

548
00:46:15,189 --> 00:46:16,190
‫عجله کن.

549
00:46:28,786 --> 00:46:30,454
آیا ‫حقیقت داره؟

550
00:46:31,622 --> 00:46:34,208
‫مطمئنی، به دور از هر شک و شبهه‌ای،

551
00:46:34,291 --> 00:46:36,543
‫که حقیقت داره؟

552
00:46:36,627 --> 00:46:38,587
‫مطمئنی، به دور از هر شک و شبهه‌ای،

553
00:46:38,670 --> 00:46:41,048
‫که رند به محافظتت نیاز داره؟

554
00:46:54,978 --> 00:46:57,105
‫نصیحتِ محشری بوده نه؟

555
00:46:58,440 --> 00:47:00,692
‫توی 40 سال اخیر،
‫خیلی به دردم خورده.

556
00:47:00,901 --> 00:47:03,987
‫رند فهمید که نگهبان کاروانسرا
‫بودنت واقعی نیست.

557
00:47:04,071 --> 00:47:05,405
‫چطوری بهش گفتی؟

558
00:47:05,489 --> 00:47:06,698
‫من نگفتم.

559
00:47:06,782 --> 00:47:08,617
‫کار مورین بود.

560
00:47:10,369 --> 00:47:12,788
‫تعجب کردم که چرا گذاشتی
‫اصلا زنده بمونه.

561
00:47:14,331 --> 00:47:16,333
‫آی‌سدایِ مُرده بی‌فایده‌ست.

562
00:47:16,416 --> 00:47:18,210
‫و آی‌سدایِ بدون قدرت فایده‌ای داره؟

563
00:47:18,293 --> 00:47:21,630
‫عجز و ناتوانی ذهن رو به سمتِ تصمیمات...

564
00:47:21,713 --> 00:47:24,383
‫...جالبی می‌کشونه.

565
00:47:24,466 --> 00:47:26,760
‫درست مثل خودت.

566
00:47:27,970 --> 00:47:28,971
‫همم.

567
00:47:29,972 --> 00:47:31,974
‫نگران نیستی که بهت خیانت کنم؟

568
00:47:37,020 --> 00:47:38,730
‫می‌کنی؟

569
00:47:41,066 --> 00:47:42,568
‫قطعاً.

570
00:47:47,322 --> 00:47:50,242
‫می‌دونی چرا ارباب تاریکی
‫اول من رو بیدار کرد؟

571
00:47:50,325 --> 00:47:51,869
‫که چرا فقط با من صحبت می‌کنه؟

572
00:47:53,662 --> 00:47:55,956
‫چون...

573
00:47:56,039 --> 00:47:57,624
‫موگدین دیوونه‌ست،

574
00:47:57,708 --> 00:47:58,792
‫گریندال یه احمق تموم‌عیاره

575
00:47:58,876 --> 00:48:00,544
‫و اون پسرها
‫حتی اگه زیر نظر قدرتِ عدم‌اختیار

576
00:48:00,627 --> 00:48:02,379
‫هم بوده باشن،
‫از پس یه نقشه برنمی‌اومدن.

577
00:48:04,214 --> 00:48:05,549
‫چون...

578
00:48:05,632 --> 00:48:07,843
‫تنها در بین همۀ برگزیده‌ها...

579
00:48:08,886 --> 00:48:11,889
‫...منم که واقعاً به تاریکی ایمان دارم.

580
00:48:11,972 --> 00:48:14,474
‫باور دارم تنها راه برای
‫تموم کردن همۀ این رنج و عذاب‌ها...

581
00:48:15,475 --> 00:48:18,395
‫...اینه که جلوی خودِ چرخ زمان رو بگیریم.

582
00:48:20,439 --> 00:48:22,274
‫پس چرا آزادم کردی؟

583
00:48:26,528 --> 00:48:28,030
‫چیزی که همیشه می‌خواستی چیه.

584
00:48:30,073 --> 00:48:31,283
‫داری توی دنیای خواب

585
00:48:31,283 --> 00:48:32,618
‫ماهرتر می‌شی.

586
00:48:32,701 --> 00:48:34,620
‫چیزی که زیاد دارم زمانـه.

587
00:48:38,999 --> 00:48:40,667
‫رند...

588
00:48:40,751 --> 00:48:42,002
‫نرم و نازکتـره.

589
00:48:43,003 --> 00:48:46,673
‫نسبت به حق مادرزادیـش غروری نداره
‫و قدرتش رو پس می‌زنه.

590
00:48:50,135 --> 00:48:51,720
‫و دخترها چی؟

591
00:48:52,763 --> 00:48:55,849
‫آی‌سدای جونت داره
‫دخترها رو توی مسیر قرار می‌ده؟

592
00:48:55,933 --> 00:48:57,768
‫من فقط دورهم جمعـشون کردم.

593
00:49:01,229 --> 00:49:02,814
‫ولی یکیـشون حرص قدرت داره

594
00:49:02,898 --> 00:49:04,608
‫و اون یکی ازش هراس داره.

595
00:49:04,691 --> 00:49:06,443
‫و پسرها چطور؟

596
00:49:06,526 --> 00:49:08,612
‫خب مت که مادرزادی توی چنگـمه،

597
00:49:08,695 --> 00:49:12,491
‫و پرین هم به زودی به
‫گرگ تبدیل می‌شه و دیگه انسان نیست.

598
00:49:20,999 --> 00:49:23,085
‫به نظرت رند چیکار می‌کنه
‫وقتی ببینه

599
00:49:23,168 --> 00:49:24,419
‫دوستانـش همگی خودشون رو گم کردن؟

600
00:49:30,634 --> 00:49:32,386
‫متلاشی می‌شه.

601
00:49:38,100 --> 00:49:39,559
‫سرورم.

602
00:49:40,644 --> 00:49:41,895
‫وقتِ رفتنـته.

603
00:49:42,938 --> 00:49:44,523
‫سرورم.

604
00:49:46,525 --> 00:49:47,859
‫متاسفم سرورم.

605
00:49:47,943 --> 00:49:51,029
‫ارباب اعظم توراک
‫تقاضای ملاقات با شما رو دارن.

606
00:49:52,197 --> 00:49:53,365
‫اوهوم.

607
00:49:54,408 --> 00:49:56,159
‫شما از خون سلطنتی نیستید.

608
00:49:56,243 --> 00:49:57,494
‫همینطوره.

609
00:49:58,495 --> 00:50:00,247
‫یا حتی اهل سرزمین ما هم نیستید.

610
00:50:00,330 --> 00:50:02,582
‫اهل کجایید؟

611
00:50:03,667 --> 00:50:06,837
‫تا حالا هیچ غربی‌ای
‫پاش رو به سرزمین‌های ما نذاشته.

612
00:50:07,879 --> 00:50:09,756
‫سال‌ها پیش وطنـم رو ترک کردم،

613
00:50:09,840 --> 00:50:11,174
‫که به سختی چیزی ازش
‫بخاطر میارم.

614
00:50:11,258 --> 00:50:14,761
‫و با این حال، به سرعت
‫در جامعۀ ما رشد کردی.

615
00:50:14,845 --> 00:50:18,682
‫یهویی از ناکجاآباد
‫پا توی سرزمین سوروث گذاشتی.

616
00:50:18,765 --> 00:50:20,767
‫و خودت بودی، درست می‌گم؟

617
00:50:20,851 --> 00:50:23,020
‫اولین نفری که شاهد پیشگویی‌ای بود

618
00:50:23,103 --> 00:50:27,357
‫که ما رو به سمتِ بازگشتـمون
‫به سرزمین مادری باستانیـمون سوق داد؟

619
00:50:27,441 --> 00:50:28,567
‫سرورم،

620
00:50:28,650 --> 00:50:31,486
‫چشمان بندۀ حقیر
‫توان دیدن چنین چیزهایی رو نداره.

621
00:50:31,570 --> 00:50:33,488
‫تنها ملکه‌ـمون،

622
00:50:33,572 --> 00:50:35,615
‫در تالارِ نُه‌قمرش،

623
00:50:35,699 --> 00:50:38,452
‫توانایی ناظر بودن و شناختن
‫پیشگویی‌هایی که وجود دارن رو داره.

624
00:50:42,497 --> 00:50:43,957
‫با این...

625
00:50:44,958 --> 00:50:47,461
‫...توجه‌ام رو به خودت جلب کردی.

626
00:50:50,130 --> 00:50:52,049
‫می‌تونی یه درخواستی ازم بکنی.

627
00:50:54,634 --> 00:50:57,637
‫بانوی اعظم سوروث
‫هدیه‌ای برای شما آورده.

628
00:50:57,721 --> 00:51:00,557
‫ازتون تقاضا دارم
‫با حسن نیت بپذیریدش.

629
00:51:19,326 --> 00:51:20,535
‫الین؟

630
00:51:33,298 --> 00:51:34,925
‫تو کی هستی؟

631
00:51:35,008 --> 00:51:36,343
‫رایما،

632
00:51:36,426 --> 00:51:38,595
‫از آژاهای زرد.

633
00:51:42,724 --> 00:51:45,727
‫و نگهبانـم درست به موقع پیداتون کرد.

634
00:51:45,811 --> 00:51:48,396
‫بانوی اعظم سوروث مشخصاتتون
‫رو توی شهر پخش کرده

635
00:51:48,480 --> 00:51:51,691
‫و همه دارن دنبال شما می‌گردن.

636
00:51:51,775 --> 00:51:53,944
‫اصلا خبر دارید

637
00:51:54,027 --> 00:51:57,114
‫این شانچن‌ها با زن‌هایی که می‌تونن
‫احضار کنن، چیکار می‌کنن؟

638
00:52:18,760 --> 00:52:21,263
‫یه هدیه‌ای براتون آوردم سرورم.

639
00:52:26,852 --> 00:52:28,061
‫نوآموز‌ی بود که

640
00:52:28,145 --> 00:52:31,356
‫توی برج سفید تحت آموزش بوده.

641
00:52:31,439 --> 00:52:33,900
‫سولدامم می‌گه
‫از هر زن دامنی که

642
00:52:33,984 --> 00:52:36,486
‫مدت‌هاست دیدیم،

643
00:52:36,570 --> 00:52:38,780
‫قدرتـش بیشتره.

644
00:52:42,159 --> 00:52:43,952
‫قلاده بزنیدش.
‫باید رام بشه.

645
00:53:23,533 --> 00:53:24,701
‫چی شده؟

646
00:53:24,784 --> 00:53:27,871
‫مطمئنی که نمی‌خوای یکمی بخوابی؟

647
00:53:27,954 --> 00:53:29,122
‫وقت رفتنه؟

648
00:53:29,206 --> 00:53:30,832
‫راستش نه.

649
00:53:31,833 --> 00:53:34,002
‫اینجا می‌مونیم.

650
00:53:36,838 --> 00:53:38,423
‫گفتی نباید بخوابم
‫وگرنه پیدام می‌کنه.

651
00:53:38,423 --> 00:53:40,175
‫بله.

652
00:53:40,258 --> 00:53:41,301
‫همینطوره.

653
00:53:43,094 --> 00:53:46,348
‫اگه قصدش صدمه زدن بهت بود،
‫واسه این کار کلی فرصت داشته.

654
00:53:46,431 --> 00:53:47,599
‫ولی اقدامی نکرده.

655
00:53:47,682 --> 00:53:48,683
‫چی می‌خواد؟

656
00:53:48,767 --> 00:53:50,018
‫نمی‌دونم.

657
00:53:52,979 --> 00:53:54,314
‫اگه چند روز پیش ازم می‌پرسیدی،

658
00:53:54,397 --> 00:53:56,149
‫می‌گفتم که خودم رو می‌خواد.

659
00:53:57,150 --> 00:53:58,109
‫می‌خواد باهام باشه.

660
00:54:03,698 --> 00:54:06,660
‫حالا چی، می‌خوای کاری کنی
‫که فکر کنه موفق شده؟

661
00:54:06,743 --> 00:54:08,828
‫می‌خوای وانمود کنم که عاشق
‫یکی از طردشدگانـم؟

662
00:54:08,912 --> 00:54:10,956
‫لنفیر و ایشامیل دستـشون
‫توی یه کاسه‌ست.

663
00:54:11,039 --> 00:54:13,875
‫این ممکنه تنها فرصتـمون باشه
‫برای اینکه بفهمیم خواسته‌اش چیه.

664
00:54:13,959 --> 00:54:15,502
‫- از دروغـم سردرمیاره.
‫- شاید.

665
00:54:15,502 --> 00:54:16,878
‫شاید بتونه بفهمه.

666
00:54:18,630 --> 00:54:20,173
‫مطمئن نیستم.

667
00:54:23,093 --> 00:54:26,846
‫هرچیزی که هست، فکر نکنم
‫تموم چیزهایی که بینـمون بوده، دروغ بوده باشه.

668
00:54:29,474 --> 00:54:31,101
‫تصمیمش با توئه رند.

669
00:54:33,353 --> 00:54:34,521
‫این دفعه جدی گفتمـش.

670
00:54:46,157 --> 00:54:47,367
‫اینجا می‌مونم.

671
00:54:51,162 --> 00:54:53,373
‫اگه به نظر رسید که داره
‫بهت آسیب می‌رسونه...

672
00:54:54,374 --> 00:54:55,792
‫...بیدارت می‌کنم.

673
00:54:56,793 --> 00:54:58,628
‫و اگه خوابت ببره چی؟

674
00:54:58,712 --> 00:54:59,629
‫خیلی خسته‌ای.

675
00:54:59,713 --> 00:55:01,548
‫نمی‌تونم چنین کاری کنم.

676
00:55:38,001 --> 00:55:39,836
‫بالاخره اومدی.
