﻿1
00:00:45,000 --> 00:00:48,500
‫« ویـــــچـــر »
‫ " فصل سوم - قسمت پنجم "

2
00:00:48,708 --> 00:00:50,458
‫مطمئنی؟

3
00:00:51,041 --> 00:00:53,541
‫تو چی؟

4
00:01:01,291 --> 00:01:04,333
‫نمی‌دونم دلم بیشتر چی می‌خواد،
‫که این لباس رو تیکه پاره کنم؟

5
00:01:04,416 --> 00:01:06,833
‫یا با دم دست‌ترین مجسمهٔ یخی به جون استرگوبور بیفتم.

6
00:01:06,916 --> 00:01:08,916
‫ببین چطوری مثل کنه چسبیده بهش.

7
00:01:11,166 --> 00:01:13,041
‫به به، گرگ سفید.

8
00:01:13,083 --> 00:01:16,166
‫- گلدا! بیا اینجا.
‫- چه عالی

9
00:01:19,958 --> 00:01:21,375
‫ممنون که اومدی.

10
00:01:21,458 --> 00:01:22,500
‫همم!

11
00:01:23,458 --> 00:01:24,500
‫درسته!

12
00:01:25,250 --> 00:01:27,708
‫- همیشه این‌قدر زل می‌زنن؟
‫- نه

13
00:01:27,833 --> 00:01:29,708
‫- بیا اینجا!
‫- همه‌ش به‌خاطر خودمونه

14
00:01:30,208 --> 00:01:33,250
‫بهش عادت کن.
‫کل شب ما رو تماشا می‌کنن.

15
00:01:33,333 --> 00:01:34,458
‫عه. خوبه!

16
00:01:34,958 --> 00:01:37,583
‫قبل از این‌که وارد جمع بشی
‫ بهتره بدونی چی در انتظارته.

17
00:01:37,833 --> 00:01:40,958
‫ویلگفورتز، که علی‌رغم بی‌میلی‌ام
‫ازش خوشم اومده.

18
00:01:41,041 --> 00:01:43,166
‫تیسیا د وریس، که خودت می‌شناسی

19
00:01:43,291 --> 00:01:44,708
‫و گرهارت از ایل.

20
00:01:44,791 --> 00:01:45,666
‫- داشتم می‌گفتم...
‫- چی؟

21
00:01:45,791 --> 00:01:47,583
‫پیرترین جادوگر زنده.

22
00:01:48,083 --> 00:01:50,541
‫انتظار داری همهٔ این اسما رو یادم بمونه؟

23
00:01:51,041 --> 00:01:52,583
‫فکر کردم رفته بودی آکسنفورت؟

24
00:01:52,666 --> 00:01:53,916
‫هوم.

25
00:02:01,083 --> 00:02:02,666
‫فکرشم نکن.

26
00:02:06,833 --> 00:02:08,875
‫تا طلوع آفتاب توی لاکسیا جاش امنه.

27
00:02:09,750 --> 00:02:12,708
‫وقتی جشن تموم بشه و انجمن واقعی شروع بشه...

28
00:02:12,750 --> 00:02:15,125
‫اون‌وقت کارمون رو شروع می‌کنیم.

29
00:02:15,666 --> 00:02:17,083
‫
‫- همیشه درست رفتار می‌کنم.

30
00:02:17,208 --> 00:02:19,208
‫احیاناً مهمونی‌ام توی ریند رو یادت رفته؟

31
00:02:19,708 --> 00:02:22,875
‫دیگه اسمی از جوجه‌ تیغی‌های افسون شده
‫و قانون غافل‌گیری نبرم.

32
00:02:23,958 --> 00:02:25,208
‫اون داستان داره.

33
00:02:25,333 --> 00:02:26,708
‫خب، این نداره.

34
00:02:27,375 --> 00:02:29,583
‫باید این مراسم بدون مشکل پیش بره

35
00:02:29,625 --> 00:02:32,000
‫پس لطفاً... عزیزم

36
00:02:32,083 --> 00:02:34,208
‫مثل غول غذا ندیده نیفت به جون خوراکی‌ها.

37
00:02:35,708 --> 00:02:39,708
‫وقتی یکی می‌خواد باهات صحبت کنه،
‫باید سریعاً قبول کنی.

38
00:02:41,500 --> 00:02:45,750
‫و مهم نیست لباس‌شون چقدر مضحکه،
‫زل نزن.

39
00:02:46,583 --> 00:02:47,708
‫ینیفر

40
00:02:51,875 --> 00:02:53,208
‫و ویچرش.

41
00:02:54,375 --> 00:02:56,458
‫هنوز افتخار آشنایی با هم رو نداشتیم.

42
00:02:59,000 --> 00:03:00,750
‫گرالت، ایشون سابرینا گلویسیگ

43
00:03:00,791 --> 00:03:03,583
‫از آرد کَری هستن، دوست دوران مدرسه‌ام.

44
00:03:03,708 --> 00:03:07,250
‫تعدادی جاسوس، قاتل و دزد توی آریتوزا حضور داشتن،

45
00:03:08,083 --> 00:03:10,583
‫ولی اولین باره که میزبان یه ویچر هستیم.

46
00:03:11,916 --> 00:03:15,416
‫به‌نظرم ین امشب خیلی تو دل بروئه

47
00:03:15,416 --> 00:03:16,541
‫موافق نیستی؟

48
00:03:19,791 --> 00:03:22,541
‫و حتی دروغ هم نمیگه،
‫چه خسته کننده.

49
00:03:22,583 --> 00:03:24,958
‫سابرینا، این‌جوری که با مهمون رفتار نمی‌کنن.

50
00:03:25,041 --> 00:03:26,958
‫تجربه‌ش توی تله‌پاتی خیلی کمه.

51
00:03:29,916 --> 00:03:31,958
‫فیلیپا، چه‌ عجب!

52
00:03:34,083 --> 00:03:35,958
‫امشب چیزی شکار کردی؟

53
00:03:36,083 --> 00:03:38,958
‫ویلگفورتز، تیسیا.

54
00:03:39,000 --> 00:03:42,000
‫اینجایی پس. خدا رو شکر.

55
00:03:42,083 --> 00:03:44,458
‫- معلومه که از دستش نمی‌دادم.
‫- خوش برگشتی.

56
00:03:44,541 --> 00:03:46,458
‫یادت نره که باید امشب با آرتوریس هم

57
00:03:46,500 --> 00:03:48,958
‫رابطه‌ت رو خوب کنی، نه فقط استرگوبور.

58
00:03:49,666 --> 00:03:53,375
‫حالا که داریم هم دیگه رو سؤال جواب می‌کنیم،
‫خودت پیشرفتی داشتی؟

59
00:03:55,333 --> 00:03:58,083
‫... درست مثل باقی آدمای دروغ‌گو و پر افاده این لونه

60
00:03:58,166 --> 00:04:00,458
‫امیدوارم قانعش کرده باشی درست رفتار کنه.

61
00:04:00,458 --> 00:04:01,833
‫امشب فرصت اشتباه نداریم.

62
00:04:01,916 --> 00:04:03,541
‫- تیسیا....
‫- چیه؟

63
00:04:03,541 --> 00:04:06,333
‫به چیزی که می‌بینی اعتماد کن، خب؟

64
00:04:06,416 --> 00:04:09,458
‫حداقل دو ساعت به ینیفر
‫وقت بده که همه رو عصبی کنه.

65
00:04:09,541 --> 00:04:11,041
‫ببخشید.

66
00:04:11,166 --> 00:04:12,708
‫- دیکسترا...
‫- برو کنار، جادوگر

67
00:04:14,208 --> 00:04:16,416
‫- حتماً یه دلیلی داره.
‫- اهم...

68
00:04:17,541 --> 00:04:19,583
‫می‌دونی، فیلیپا... باید سرزنشت کنم

69
00:04:19,625 --> 00:04:21,916
‫که تنهایی داری کل وقت ویچر رو می‌گیری.

70
00:04:23,583 --> 00:04:27,083
‫گرالت از ریویا، خوشحالم یه برادر بی‌جادوی دیگه

71
00:04:27,166 --> 00:04:29,958
‫و اگه اشکال نداره بگم،
‫یه عوام دیگه اینجا حضور داره.

72
00:04:33,708 --> 00:04:36,791
‫فیلیپا، باید تنهایی با ویچر صحبت کنم.

73
00:04:37,791 --> 00:04:38,791
‫مرد و مردونه.

74
00:04:39,666 --> 00:04:40,666
‫هوم.

75
00:04:46,458 --> 00:04:48,750
‫نه فقط سراسر اقلیم، بلکه اینجا توی آریتوزا هم همینه.

76
00:04:49,625 --> 00:04:52,000
‫این انجمن شاید جادوگران رو جمع کرده باشه

77
00:04:52,125 --> 00:04:54,416
‫ولی چیزی که بدیهیه رو نمی‌تونه عوض کنه.

78
00:04:54,500 --> 00:04:57,791
‫آدمِ باهوش بی‌طرفی رو کنار می‌ذاره
‫و از یه طرف حمایت می‌کنه.

79
00:04:57,875 --> 00:05:01,166
‫ردینیا تنها امیدت واسه در امون نگه داشتن توله شیره.

80
00:05:02,000 --> 00:05:04,125
‫یه جوری بگو منم بفهمم، دیکسترا

81
00:05:05,250 --> 00:05:07,250
‫یادت نره داری با یه رعیت صحبت می‌کنی.

82
00:05:07,291 --> 00:05:08,541
‫هوم.

83
00:05:09,041 --> 00:05:12,541
‫رک و پوست کنده میگم،
‫دختره رو رد کن بیاد، تا دیر نشده.

84
00:05:12,625 --> 00:05:14,000
‫نه. با اجازه.

85
00:05:22,083 --> 00:05:24,041
‫خدایا، خیلی خوشحالم می‌بینمت.

86
00:05:24,083 --> 00:05:25,250
‫باید باهات صحبت کنم.

87
00:05:37,041 --> 00:05:39,666
‫تیسیا گفت که وقتی جادوگرای جوونی بودن
‫ با هم دوست بودن

88
00:05:42,416 --> 00:05:43,416
‫میگن هیچ عشقی تو دنیا

89
00:05:44,166 --> 00:05:45,458
‫مثل عشق اولی نیست، درسته؟

90
00:05:49,333 --> 00:05:50,541
‫اگه اجازه بدی....

91
00:05:51,416 --> 00:05:52,541
‫اختیار داری

92
00:05:54,041 --> 00:05:56,541
‫فردا حسابی توی انجمن موفق باشی، ویچر.

93
00:06:05,916 --> 00:06:07,750
‫- کجا بودی؟
‫- ایسترد چی گفت؟

94
00:06:08,875 --> 00:06:11,000
‫وقت واسه این کارا نداریم.

95
00:06:11,041 --> 00:06:12,875
‫ملانژ در شرُف آغازه

96
00:06:16,375 --> 00:06:18,250
‫ایول!

97
00:06:18,916 --> 00:06:18,958
‫- یالا، آرتود
‫- کیرا

98
00:06:18,958 --> 00:06:21,333
‫کل شب سعی داشتی دل ین رو به دست بیاری.

99
00:06:21,375 --> 00:06:22,041
‫انکار می‌کنی؟

100
00:06:22,166 --> 00:06:23,958
‫واسه چی انکارش کنم؟

101
00:06:24,458 --> 00:06:26,333
‫- خودش می‌دونه من مرد بهتری‌ام!
‫- عه!

102
00:06:26,416 --> 00:06:27,708
‫پس ثابت کن.

103
00:06:34,666 --> 00:06:35,916
‫باورم نمیشه.

104
00:06:40,041 --> 00:06:41,041
‫بزدل.

105
00:06:56,666 --> 00:06:58,291
‫هو!

106
00:07:01,291 --> 00:07:04,000
‫- بالأخره یه‌کم سرگرم می‌شیم!
‫- ویچر....

107
00:07:04,041 --> 00:07:06,750
‫به ین قول دادم که امشب رو خراب نکنم.

108
00:07:06,791 --> 00:07:08,041
‫بزن اونو داغون کن.

109
00:07:08,125 --> 00:07:09,791
‫پس نمی‌کنم.

110
00:07:11,375 --> 00:07:12,375
‫آتش‌ بس؟

111
00:07:12,375 --> 00:07:16,208
‫یا... به‌جای قتل یکی از اعضای معتبر انجمن برادری

112
00:07:16,333 --> 00:07:17,833
‫جلوی کل قلمروی شمالی...

113
00:07:19,083 --> 00:07:20,083
‫صبر می‌کنیم.

114
00:07:20,625 --> 00:07:22,500
‫امشب دنبال مدرک می‌گردیم.

115
00:07:22,583 --> 00:07:25,208
‫فردا استرگوبور رو توی انجمن رسوا می‌کنیم.

116
00:07:26,458 --> 00:07:27,625
‫محاکمه میشه.

117
00:07:28,208 --> 00:07:30,708
‫تا اون‌‌موقع، اگه قراره اونی که

118
00:07:30,833 --> 00:07:33,500
‫خودت می‌دونی کیه، اینجا آینده‌ای داشته باشه،
‫باید مراعات کنیم.

119
00:07:34,125 --> 00:07:36,125
‫دیدم که با اون دخترا چی‌کار کرد، ین.

120
00:07:36,875 --> 00:07:39,333
‫تا مطمئنم نشم جای سیری اینجا امنه نمیرم.

121
00:07:40,208 --> 00:07:42,000
‫می‌فهمم. ولی گرالت....

122
00:07:43,458 --> 00:07:44,458
‫بهم اعتماد کن

123
00:07:45,750 --> 00:07:48,083
‫همم

124
00:07:51,166 --> 00:07:52,333
‫تو خدمتکاری.

125
00:07:52,458 --> 00:07:54,708
‫و مثل یه خدمتکار هم...

126
00:07:56,750 --> 00:07:58,083
‫قصاب.

127
00:08:01,958 --> 00:08:04,083
‫مونده بودم که دوباره می‌بینمت یا نه.

128
00:08:04,750 --> 00:08:07,333
‫منم تو فکرش بودم که
‫سرت رو رو نیزه ببینم.

129
00:08:07,833 --> 00:08:09,208
‫دلم شکست، گرالت

130
00:08:09,833 --> 00:08:13,458
‫هر چی نباشه، من نبودم که خنجرم رو
‫توی بدن رنفریِ بی‌چاره فرو کردم.

131
00:08:14,458 --> 00:08:16,708
‫کاری می‌کنم تقاص همهٔ
‫کارهایی که کردی رو پس بدی.

132
00:08:17,583 --> 00:08:19,500
‫دارم اقلیم رو نجات میدم.

133
00:08:20,333 --> 00:08:22,625
‫مثل خودت دارم موجودات مرگباری که

134
00:08:22,666 --> 00:08:24,750
‫همه‌مون رو تهدید می‌کنن، ریشه‌کن می‌کنم.

135
00:08:26,583 --> 00:08:27,708
‫من اصلاً...

136
00:08:28,583 --> 00:08:29,625
‫شبیه تو نیستم.

137
00:08:30,708 --> 00:08:32,333
‫پس نشونم بده، ویچر

138
00:08:33,958 --> 00:08:36,750
‫می‌خوام ببینم دقیقاً
‫چه‌قدر با هم فرق داریم.

139
00:08:37,750 --> 00:08:38,833
‫هوم.

140
00:08:51,541 --> 00:08:53,958
‫خدایا، خوشحالم می‌بینمت.
‫باید صحبت کنیم.

141
00:08:54,000 --> 00:08:56,958
‫- چه خبره؟
‫- یه عتیقه هست

142
00:08:57,000 --> 00:08:59,750
‫کتاب مونولیت‌ها، با متون الفی باستانی.

143
00:09:00,583 --> 00:09:01,750
‫چیزی ازش نشنیدم

144
00:09:01,833 --> 00:09:04,000
‫جای تعجب نداره.
‫توی آریتوزا بهمون یاد ندادن.

145
00:09:04,083 --> 00:09:07,458
‫ولی هر کسی که کتاب رو دستش بگیره،
‫توانایی سفر در زمان و مکان رو داره.

146
00:09:07,500 --> 00:09:10,333
‫- چطور ممکنه؟
‫- نمی‌دونم. باید غیر ممکن باشه

147
00:09:10,375 --> 00:09:14,500
‫ولی تریس و من رد کتاب رو تا اینجا زدیم
‫و استرگوبور داردش

148
00:09:15,125 --> 00:09:16,833
‫و می‌دونیم کجا قایمش کرده.

149
00:09:17,333 --> 00:09:20,208
‫به ایسترد گفتم که توی توهم بهت حمله شده.

150
00:09:20,958 --> 00:09:24,250
‫این فرصت ماست، ین.
‫می‌تونیم به‌خاطر همهٔ کاراش دستش رو رو کنیم.

151
00:09:24,333 --> 00:09:26,583
‫یکی باید بدون دیده شدن بره دفترش...

152
00:09:26,625 --> 00:09:27,500
‫با اجازه...

153
00:09:27,583 --> 00:09:29,958
‫- و کتاب رو قبل از این‌که ازش استفاده‌ کنه ازش بگیره.
‫- اختیار داری

154
00:09:30,083 --> 00:09:31,958
‫حسابی توی انجمن فردا موفق باشی.

155
00:09:35,208 --> 00:09:37,083
‫آهنگ مورد علاقمه.

156
00:09:39,000 --> 00:09:40,875
‫- کجا بودی؟
‫- ایسترد چی بهت گفت؟

157
00:09:40,958 --> 00:09:43,333
‫وقت این حرفا رو نداریم.

158
00:09:43,375 --> 00:09:45,208
‫ببین، بی‌خیال حرفای قبل شو.

159
00:09:45,250 --> 00:09:47,833
‫استرگوبور یه کتاب خیلی خطرناک رو دزدیده

160
00:09:47,875 --> 00:09:49,333
‫و برنامه‌هایی براش داره.

161
00:09:49,458 --> 00:09:50,416
‫همچنین واسه سیری

162
00:10:16,041 --> 00:10:18,041
‫وای... خدایا

163
00:10:21,583 --> 00:10:23,541
‫- حالا بهم مشت بزن.
‫- وای لامصب....

164
00:10:29,791 --> 00:10:31,041
‫هو!

165
00:10:31,083 --> 00:10:32,458
‫یکی دیگه بهش بزن.

166
00:10:33,666 --> 00:10:35,208
‫یالا

167
00:10:36,458 --> 00:10:37,458
‫آتش بس؟

168
00:10:59,041 --> 00:11:01,416
‫بدش من، دو رگه!

169
00:11:09,833 --> 00:11:11,666
‫تو لیاقت اینجا بودن رو نداری!

170
00:11:11,791 --> 00:11:13,458
‫اصلاً نمی‌خواستم مزاحم بشم.

171
00:11:14,458 --> 00:11:16,208
‫استرگوبور، مرتیکهٔ آشغال

172
00:11:16,791 --> 00:11:19,458
‫از اولشم متحد شدن به یه ورت بود، مگه نه؟

173
00:11:19,541 --> 00:11:21,125
‫صرفاً ازش به عنوان یه حواس پرتی واسه

174
00:11:21,166 --> 00:11:23,166
‫کاری که واسه انجامش برگشتی استفاده کردی.

175
00:11:23,208 --> 00:11:24,833
‫یعنی با خاک یکسان کردن اریتوزا.

176
00:11:26,166 --> 00:11:28,166
‫گونهٔ شما هیچ‌وقت عوض نمیشه.

177
00:11:28,291 --> 00:11:30,791
‫با این‌حال، رهبران سست‌عنصر ما
‫مدام شما رو می‌بخشن.

178
00:11:30,916 --> 00:11:33,416
‫خب، من اهل رحم کردن نیستم.

179
00:11:33,458 --> 00:11:34,708
‫منم نیستم.

180
00:11:36,041 --> 00:11:37,666
‫حسابی مشغول بودی، مگه نه؟

181
00:11:37,708 --> 00:11:40,791
‫خراب کردن دریچه‌ها، دزدیدن نوآموزها

182
00:11:40,833 --> 00:11:42,916
‫اون دخترا رو شکنجه کردی که
‫به سیری برسی.

183
00:11:42,958 --> 00:11:45,208
‫قضیه به تو مربوط نیست، ویچر.

184
00:11:45,291 --> 00:11:48,208
‫منم پشیزی به اون دخترک لوس سینترایی نمیدم.

185
00:11:48,291 --> 00:11:48,458
‫به امید خدا تا الان دیگه به درک واصل شده.

186
00:11:48,458 --> 00:11:50,541
‫به امید خدا تا الان دیگه به درک واصل شده.

187
00:11:50,625 --> 00:11:53,500
‫اون دخترک لوس سینترایی
‫قدرتی داره که تو خوابتم نمی‌تونی ببینی.

188
00:11:54,125 --> 00:11:58,250
‫یا تو نمی‌تونی تو خوابت ببینی.
‫روحت هم خبر نداره با چی سر و کار داری.

189
00:11:58,875 --> 00:12:01,416
‫تنها تهدیدی که تو داری توی خون کثیفته

190
00:12:01,500 --> 00:12:04,875
‫تو یه هیولایی که به زودی به سزای اعمالت می‌رسی.
‫ولی دختره...

191
00:12:06,416 --> 00:12:10,375
‫دختره به احتمال زیاد طعم مرگ رو...

192
00:12:10,500 --> 00:12:12,916
‫توسط دست‌های خودِ جهش یافته‌ات بچشه.

193
00:12:13,000 --> 00:12:15,500
‫- خودم می‌کشمت.
‫- صبر کنید!

194
00:12:17,541 --> 00:12:20,250
‫همین‌که فهمیدیم هر دوتون نیستید، اومدیم.

195
00:12:21,625 --> 00:12:26,125
‫- حالا وقتشه که توضیح بدین.
‫- بله، لطفاً بدین.

196
00:12:26,625 --> 00:12:30,875
‫استرگوبور لیستی از شاگردان الفی رو نگه داشته...

197
00:12:30,916 --> 00:12:32,416
‫و همچنین متعلقاتشون

198
00:12:32,500 --> 00:12:35,500
‫همونایی که این ماه گم شدن.
‫نیسا

199
00:12:36,791 --> 00:12:38,166
‫- الیزابت
‫- ترین

200
00:12:38,750 --> 00:12:41,166
‫روشون آزمایش‌هایی انجام می‌داده.

201
00:12:41,250 --> 00:12:42,750
‫ذهن‌شون رو کنترل می‌کرده.

202
00:12:42,875 --> 00:12:44,916
‫چی؟ مسخره‌ست.

203
00:12:45,000 --> 00:12:47,500
‫سعی کرد با استفاده از یه دریچهٔ دستکاری شده منو بکشه.

204
00:12:50,416 --> 00:12:52,666
‫واقعاً می‌خواید یه کلمه از حرفاش رو باور کنید؟

205
00:12:52,750 --> 00:12:56,166
‫و معتقدیم هدف نهایی‌اش سیریلا از سینتراست

206
00:12:57,875 --> 00:13:00,541
‫- مدرکی واسه حرفاتون دارین؟
‫- داریم

207
00:13:05,166 --> 00:13:07,125
‫انتظار داری چی پیدا کنی اونجا؟

208
00:13:21,791 --> 00:13:24,250
‫کتاب مونولیت‌ها.
‫یه کتاب الفیِ باستانی.

209
00:13:24,375 --> 00:13:25,166
‫ولی...

210
00:13:25,250 --> 00:13:27,541
‫شایعه شده شامل دانشیه که
‫حتی بیش از پیوستگی کره‌ها قدمت داره.

211
00:13:27,625 --> 00:13:28,500
‫ولی...

212
00:13:28,541 --> 00:13:31,375
‫این کتاب جواب چگونگیِ
‫یکی شدن دنیای انسان‌ها و الف‌ها رو داره

213
00:13:31,500 --> 00:13:34,416
‫مهم‌تر از همه این‌که چطور انسان‌ها
‫می‌تونن دوباره از شر الف‌ها خلاص بشن.

214
00:13:35,041 --> 00:13:36,875
‫و تو دزدیدیش، مگه نه؟

215
00:13:37,416 --> 00:13:40,500
‫این‌که می‌خوام شر تو و
‫هم نوعانت رو از اینجا کم کنم؟ بله.

216
00:13:40,625 --> 00:13:43,000
‫- ولی گمانه‌زنی در این‌مورد که...
‫- ولی نداریم

217
00:13:43,875 --> 00:13:46,000
‫اینا اتهامات خیلی جدی‌ای هستن.

218
00:13:47,791 --> 00:13:50,291
‫پیشنهاد می‌کنم استرگوبور
‫رو تا زمان اتمام انجمن زندانی کنیم

219
00:13:50,375 --> 00:13:52,375
‫که بتونیم یه محاکمه کامل داشته باشیم.

220
00:13:52,416 --> 00:13:55,416
‫- موافقم.
‫- البته که موافقی.

221
00:13:55,500 --> 00:13:56,625
‫آرتوریوس؟

222
00:14:01,250 --> 00:14:04,875
‫زمانی که به اتحاد نیاز بود
‫به هم نوعان‌مون پشت کردی، استرگوبور

223
00:14:05,750 --> 00:14:07,125
‫منم امروز نمی‌تونم کنارت باشم.

224
00:14:07,791 --> 00:14:10,625
‫ولم کن.
‫دیوونه شدین

225
00:14:11,250 --> 00:14:12,250
‫همه‌تون دیوونه شدین.

226
00:14:12,750 --> 00:14:14,750
‫یه مشت دروغ.

227
00:14:14,791 --> 00:14:16,666
‫اینو یه جای امن مخفی می‌کنم.

228
00:14:17,666 --> 00:14:20,291
‫مطمئن بشم که دوباره
‫دست آدمای اشتباه نیفته.

229
00:14:27,291 --> 00:14:28,916
‫گل کاشتی.

230
00:14:30,625 --> 00:14:31,625
‫تو هم.

231
00:14:32,791 --> 00:14:34,625
‫بریم از جشن‌مون لذت ببریم.

232
00:14:47,041 --> 00:14:48,083
‫باید نوشیدنی بخورم.

233
00:14:49,666 --> 00:14:51,041
‫یا دوازده‌تا

234
00:14:53,458 --> 00:14:56,875
‫من عاشق همچین شب‌هایی هستم، تو چطور؟

235
00:14:59,500 --> 00:15:02,333
‫اگه قضیه در مورد سیری‌ـه،
‫قرار نیست دستت بهش برسه.

236
00:15:02,375 --> 00:15:04,125
‫هوم.

237
00:15:04,208 --> 00:15:05,958
‫همه‌چی به وقتش، ین.

238
00:15:07,083 --> 00:15:10,375
‫ولی واسه اون تو رو نکشوندم اینجا.

239
00:15:13,708 --> 00:15:15,625
‫هوم. طفلکی.

240
00:15:16,333 --> 00:15:17,708
‫لیدیا ون بردوورت؟

241
00:15:17,833 --> 00:15:18,833
‫اوهوم.

242
00:15:19,500 --> 00:15:21,708
‫اخیراً فهمیده‌ام که دل شکسته‌ست

243
00:15:22,583 --> 00:15:24,000
‫حاضر بود همه جا رو دنبال معشوقش بره

244
00:15:24,083 --> 00:15:26,583
‫حتی اگه ازش می‌خواست
‫کور کورانه تا پای مرگ می‌رفت.

245
00:15:28,583 --> 00:15:30,458
‫واسه‌ام سؤال بود که
‫حقیقت رو می‌دونستی یا نه.

246
00:15:32,583 --> 00:15:34,458
‫که چه اتفاقی بین من تیسیا رخ داد.

247
00:15:36,000 --> 00:15:39,958
‫تیسیا گفت که دوستی‌تون سرد شده
‫هیچ‌وقت از جزئیاتش چیزی نگفت.

248
00:15:41,083 --> 00:15:42,125
‫عه.

249
00:15:42,208 --> 00:15:45,375
‫وفاداری‌اش سخت به دست میاد.

250
00:15:45,458 --> 00:15:47,750
‫و سخت هم از دست میره.

251
00:15:47,833 --> 00:15:50,458
‫با گذشت زمان فقط با هم صمیمی‌تر شدیم.

252
00:15:50,583 --> 00:15:53,333
‫تا روزهای منتهی اولین جنگ شمالی.

253
00:15:53,458 --> 00:15:54,333
‫نبرد سادن؟

254
00:15:55,833 --> 00:15:58,708
‫سعی کردم تیسیا رو قانع کنم نره.

255
00:15:59,833 --> 00:16:01,833
‫که با ویلگفورتز هم‌پیمان نشه.

256
00:16:02,375 --> 00:16:05,958
‫که بذاره اقلیم نبرد محال خودش رو داشته باشه.
‫ولی قبول نکرد.

257
00:16:06,083 --> 00:16:08,083
‫- و بردیم.
‫- ولی به چه قیمتی؟

258
00:16:09,750 --> 00:16:13,125
‫جون همه‌شون به یه مو بند بود.
‫تا این‌که تو جادوی آتش رو انجام دادی.

259
00:16:14,208 --> 00:16:17,208
‫تا تو شروع کردی جادوگرای خیلی زیادی از دست رفتن.

260
00:16:18,208 --> 00:16:19,958
‫و تو هم عزیزانی رو از دست دادی، مگه نه؟

261
00:16:20,000 --> 00:16:23,625
‫تیسیا همین‌جوری که از ویلگفورتز پیروی نمی‌کرد.

262
00:16:23,708 --> 00:16:25,583
‫داشت واسه انجمن برادری می‌جنگید

263
00:16:26,083 --> 00:16:28,125
‫واسه شمال،
‫درست مثل کاری که الان می‌کنیم.

264
00:16:28,208 --> 00:16:30,333
‫داری روی کشتی در حال غرق شدن می‌جنگی.

265
00:16:31,708 --> 00:16:35,000
‫برادری جایی در آیندهٔ اقلیم نداره.

266
00:16:36,083 --> 00:16:37,458
‫تیسیا نیت خیر داره

267
00:16:37,583 --> 00:16:41,458
‫ولی وفاداریش به این وطن فرضی،
‫باعث سقوطش میشه.

268
00:16:42,250 --> 00:16:43,250
‫و سقوط من.

269
00:16:44,208 --> 00:16:46,083
‫بگو چرا امشب اومدی؟

270
00:16:46,125 --> 00:16:48,333
‫اگه این‌قدر مطمئنی
‫که اریتوزا به فنا رفته؟

271
00:16:49,083 --> 00:16:53,083
‫چون من و تو مثل تیسیا نیستیم.

272
00:16:54,708 --> 00:16:57,375
‫ما قوانین رو زیر پا می‌ذاریم.
‫از قدرت نمی‌ترسیم.

273
00:16:58,500 --> 00:17:00,000
‫هنوز برات امید هست.

274
00:17:01,083 --> 00:17:03,250
‫خیانتکارها همین الانشم دارن
‫با نیلفگارد همکاری می‌کنن.

275
00:17:03,333 --> 00:17:06,333
‫- از اولشم همین کار رو می‌کردن.
‫- هر جوری دلت می‌خواد فکر کن

276
00:17:07,458 --> 00:17:09,833
‫ولی اگه تو و تیسیا به این نقشه ادامه بدین

277
00:17:10,333 --> 00:17:13,208
‫عاقبت هیچ‌کدوم‌تون بهتر از
‫لیدیای بیچاره نمیشه.

278
00:17:13,958 --> 00:17:16,750
‫عاشق زهری می‌شید که ذره ذره
‫شما رو می‌کشه.

279
00:17:18,083 --> 00:17:19,333
‫ببین، می‌فهمم چی میگی.

280
00:17:20,333 --> 00:17:21,333
‫واقعاً.

281
00:17:21,375 --> 00:17:24,958
‫ولی تیسیا و من تجربهٔ
‫درگیری‌های داخلی برادری رو داشتیم

282
00:17:26,583 --> 00:17:29,625
‫فردا پیروز می‌شیم.
‫همون‌طور که توی نبرد سادن شدیم.

283
00:17:30,125 --> 00:17:33,458
‫و با این‌که دلم می‌خواست اون‌روز
‫توی میدون جنگ میومدی پیش‌مون

284
00:17:34,833 --> 00:17:36,583
‫دوباره بدون تو می‌جنگیم.

285
00:17:38,458 --> 00:17:41,708
‫وقتی جلسات فردا مناطق شمالی رو
‫متحد کرد، واقعاً امیدوارم

286
00:17:41,750 --> 00:17:44,208
‫متوجه بشی که هنوز یه چیزایی هست
‫که ارزش محافظت کردن داشته باشه.

287
00:17:46,833 --> 00:17:48,333
‫ممنون که امشب اومدی.

288
00:17:49,833 --> 00:17:50,958
‫خیلی با ارزشه.

289
00:17:50,958 --> 00:17:53,583
‫امشب واسه ما هم خیلی با ارزشه

290
00:17:57,000 --> 00:17:57,958
‫استادانه ساخته شده.

291
00:17:58,708 --> 00:18:00,875
‫بدجوری زخمی شد، و حالا دیگه

292
00:18:00,875 --> 00:18:02,458
‫نمی‌تونه با صدای بلند صحبت کنه.

293
00:18:03,125 --> 00:18:05,000
‫فقط می‌تونه ارتباط ذهنی برقرار کنه.

294
00:18:05,750 --> 00:18:07,208
‫«اون زنه که صدای عجیبی داشت»

295
00:18:07,958 --> 00:18:10,250
‫- هوم؟
‫- یه چیزی که ترین گفت

296
00:18:10,333 --> 00:18:13,125
‫- هنوز دستبند تیسیا رو داری؟
‫- همینجاهاست

297
00:18:17,833 --> 00:18:20,708
‫وقتی داشتم می‌رفتم به «تالار افتخار» از کنار لیدیا رد شدم

298
00:18:21,583 --> 00:18:23,750
‫فکر کنم گوشواره‌هاش هم از همین ساخته شدن.

299
00:18:23,833 --> 00:18:25,458
‫اون بالا چی‌کار می‌کردی؟

300
00:18:25,500 --> 00:18:27,750
‫بعد از این‌که کم مونده بود
‫استرگوبور رو بکشم رفتم بالا

301
00:18:27,833 --> 00:18:29,875
‫- بعد از چی؟
‫- نکشتم که

302
00:18:32,250 --> 00:18:34,375
‫رفتم که یه‌کم آروم بشم.

303
00:18:49,625 --> 00:18:50,791
‫اولین ورود به خشکی

304
00:18:51,666 --> 00:18:54,000
‫وقتی یان بکر قدرت رو در مشتش گرفت.

305
00:18:55,500 --> 00:18:59,625
‫امواج‌ها رو آروم کرد، و ثابت کرد جادو
‫لزوما مخرب و شرورانه نیست.

306
00:18:59,750 --> 00:19:03,791
‫بکر انجمنی تشکیل داد که
‫از اون روز به بعد برادری نامیده شد.

307
00:19:05,000 --> 00:19:06,125
‫اثر هنری مورد علاقه‌ام.

308
00:19:07,250 --> 00:19:10,000
‫مُشتی مطرود، زیر یه پرچم مشترک متحد شدن

309
00:19:12,000 --> 00:19:13,125
‫داستان درخوریه.

310
00:19:14,500 --> 00:19:18,250
‫تنها چیزی که درخور بود، مجموعه اتفاقاتی بود
‫که امشب شاهدشون بودم.

311
00:19:19,750 --> 00:19:22,375
‫واقعاً ارزش نقاشی شدن رو داشتن.

312
00:19:23,500 --> 00:19:24,625
‫اسمش رو می‌ذاشتن:

313
00:19:25,625 --> 00:19:29,375
‫«گرالت خنده‌کنان جزایر تاند را ترک می‌کند»

314
00:19:31,166 --> 00:19:36,291
‫گیریم همین باشه، امیدوارم امشب
‫بتونیم با هم صحبت کنیم، گرالت.

315
00:19:37,125 --> 00:19:39,750
‫شرط می‌بندم بیشتر از چیزی که بدونی
‫با هم نقاط مشترک داریم.

316
00:19:40,875 --> 00:19:44,291
‫بعید می‌دونم که شباهات بین ما
‫کاملاً مشابه باشن.

317
00:19:48,250 --> 00:19:49,750
‫هر دومون مطرود هستیم.

318
00:19:57,750 --> 00:20:02,250
‫مثل تو، منم خودم رو نمی‌تونم صرفاً
‫انسان، جادوگر یا کاهن بدونم.

319
00:20:04,791 --> 00:20:06,250
‫بیش‌تر از هر چیزی

320
00:20:06,791 --> 00:20:07,875
‫یه یتیم بودم.

321
00:20:08,750 --> 00:20:10,750
‫ولم کردن که توی یه جوب در لان اکستر بمیرم.

322
00:20:12,250 --> 00:20:16,500
‫ هر موجود هیولاصفتی که فکرش رو بکنی
‫توی این دنیای بی‌رحم به پستم خورده.

323
00:20:17,250 --> 00:20:18,416
‫بیشترشون انسان بودن.

324
00:20:19,250 --> 00:20:20,750
‫تا این‌که خودمم بی‌رحم شدم.

325
00:20:22,125 --> 00:20:24,500
‫و به‌جای این‌که یه جهش یافتهٔ ناخواسته باشم

326
00:20:25,625 --> 00:20:27,625
‫تصمیم گرفتم که ساحر بشم.

327
00:20:28,416 --> 00:20:29,416
‫از سر کینه.

328
00:20:30,250 --> 00:20:31,875
‫مراقب باش، ویلگفورتز.

329
00:20:32,541 --> 00:20:35,625
‫مراقب باش شباهاتی که بدجوری دنبال‌شون می‌گردی

330
00:20:35,666 --> 00:20:37,000
‫باعث نشن زیاده‌روی کنی.

331
00:20:37,125 --> 00:20:41,416
‫نگران نباش، ویچر.
‫فقط یه شباهت داریم که مونده.

332
00:20:41,500 --> 00:20:43,625
‫از اون روزی که عاشق تیسیا شدم،

333
00:20:43,666 --> 00:20:45,875
‫دیگه اون پسر کله‌شق نیستم.

334
00:20:46,000 --> 00:20:49,625
‫اون پیوند، اون حس خونواده بودن عوضم کرد.

335
00:20:49,666 --> 00:20:53,375
‫و می‌دونم همین اتفاق واسه تو
‫و ینیفر از ونگبرگ افتاده.

336
00:20:56,375 --> 00:20:58,916
‫انگاری چیزای خیلی زیادی می‌دونی.

337
00:20:59,000 --> 00:21:02,041
‫پس هر وقت اشتباه گفتم اصلاحم کن.

338
00:21:02,916 --> 00:21:05,500
‫هر چقدر ینیفر توی اریتوزا بمونه،

339
00:21:05,500 --> 00:21:07,375
‫انجمن برادری قوی‌تر میشه.

340
00:21:08,125 --> 00:21:09,541
‫و این‌جوری احتمالش بیشتره که جلوی

341
00:21:09,583 --> 00:21:12,000
‫قدرت‌هایی که اقلیم
‫رو تهدید می‌کنن بایستیم

342
00:21:13,375 --> 00:21:17,250
‫تا حالا مجذوب هنر افسونگری شدی، گرالت؟

343
00:21:18,125 --> 00:21:20,375
‫- هوم.
‫- تا حالا بهش فکر کردی که تو هم بیای اینجا پیشش؟

344
00:21:21,500 --> 00:21:23,875
‫اگه می‌خوای از چیزی که عاشقشی محافظت کنی

345
00:21:24,416 --> 00:21:26,375
‫در نبردی که تو راهه، طرف ما باش.

346
00:21:29,625 --> 00:21:31,625
‫اون بچه مدت زیادی جاش امن نیست،

347
00:21:31,666 --> 00:21:35,750
‫ و منفعل بودن تو چیزی نیست
‫که بتونی باهاش نجاتش بدی.

348
00:21:36,916 --> 00:21:40,625
‫باور نکردنیه که بی‌طرفیِ من
‫چقدر همه رو خشمگین کرده.

349
00:21:42,291 --> 00:21:45,375
‫چطور باعث میشه بهم
‫پیشنهادهای بیعت و توافق بدن...

350
00:21:45,416 --> 00:21:48,375
‫و در مورد لزوم تصمیم گرفتن و ملحق شدن

351
00:21:48,416 --> 00:21:50,125
‫به طرفِ درست نبرد سخن‌رانی کنن.

352
00:21:52,000 --> 00:21:54,291
‫من تو این بازی شریک برابرت نیستم.

353
00:21:54,375 --> 00:21:56,916
‫پس نه، مسیر خودم رو ادامه میدم

354
00:21:58,125 --> 00:21:59,791
‫به وقایع واکنش نشون میدم.

355
00:21:59,875 --> 00:22:02,125
‫و خودم رو با تغییرات دنیا وفق میدم.

356
00:22:02,916 --> 00:22:06,625
‫متوجهم، ویچر.
‫ولی وفق دادن شاید کافی نباشه.

357
00:22:07,666 --> 00:22:10,375
‫فقط بدون که فقط یه راه هست
‫که از دستش ندی.

358
00:22:12,875 --> 00:22:14,625
‫و اگه قبول نکنم طرف شما باشم چی؟

359
00:22:17,875 --> 00:22:20,125
‫مهم نیست کجا بری، چی‌کار کنی

360
00:22:21,000 --> 00:22:23,666
‫همیشه دشمنانی هستن که منتظرتن.

361
00:22:25,083 --> 00:22:26,458
‫نبردی که در راهه؟

362
00:22:27,458 --> 00:22:29,875
‫ویلگفورتز واسه تضمین صلح،
‫ما رو به تشکیل انجمن ترغیب کرد.

363
00:22:31,750 --> 00:22:33,458
‫شاید فکر نمی‌کرده ممکن باشه.

364
00:22:36,333 --> 00:22:37,500
‫آمونیت قرمز.

365
00:22:38,375 --> 00:22:40,375
‫شایعه شده که از عزیزان آدم محافظت می‌کنه.

366
00:22:40,458 --> 00:22:41,958
‫و دارایی‌های با ارزش.

367
00:22:42,083 --> 00:22:45,500
‫آمونیت قرمز فقط توی معادن ردینیا غربی پیدا میشه.

368
00:22:47,375 --> 00:22:49,708
‫همونجا بود که اون دخترا رو
‫که توی اون قلعه زندانی شدن پیدا کردم.

369
00:22:49,750 --> 00:22:52,375
‫گرالت، نقاشی.
‫اولین ورود به خشکی.

370
00:22:52,458 --> 00:22:55,000
‫وقتی بهم حمله شد
‫دریچهٔ دستکاری شده منو به اونجا برد.

371
00:22:55,083 --> 00:22:57,333
‫یه کوه سیاه که زیرش آب بود.

372
00:22:57,375 --> 00:22:58,958
‫نقاشی مورد علاقهٔ ویلگفورتزه.

373
00:22:59,000 --> 00:23:02,625
‫اون دستبند رو به تیسیا داده.
‫و شک ندارم اون جواهر رو هم به لیدیا داده.

374
00:23:05,583 --> 00:23:06,708
‫لیدیا عاشقشه.

375
00:23:07,458 --> 00:23:09,208
‫«زهری که ذره ذره تو رو می‌کشه»

376
00:23:10,583 --> 00:23:13,000
‫- این اتفاقا زیر سر استرگوبور نبوده.
‫- کار ویلگفورتز بوده

377
00:23:16,833 --> 00:23:18,791
‫- ین، چی‌کار می‌کنی؟
‫- سعی می‌کنم تیسیا رو پیدا کنم

378
00:23:18,833 --> 00:23:21,583
‫- اگه تو خطر باشه، باید بدونم.
‫- وقت نداریم.

379
00:23:21,708 --> 00:23:24,916
‫من ولش نمی‌کنم.
‫مطمئن شو مسیر امنه.

380
00:23:46,250 --> 00:23:47,958
‫از تالار بزرگ حفاظت کنید.

381
00:23:49,000 --> 00:23:50,958
‫برو! یه نفر رو بذار اونجا!

382
00:24:00,833 --> 00:24:02,708
‫باید به یکی از طرفین ملحق می‌شدی، ویچر.
