﻿1
00:00:42,416 --> 00:00:43,333
‫بیدار شدی که.

2
00:00:47,416 --> 00:00:48,916
‫و مثل همیشه جذابی.

3
00:00:50,041 --> 00:00:51,208
‫خیر آقای ویچر.

4
00:00:51,291 --> 00:00:53,666
‫خبری از نیلفگارد و اون دختره نیست.

5
00:00:53,708 --> 00:00:55,041
‫و نخیرم، از کسی نپرسیدم.

6
00:00:55,916 --> 00:00:58,041
‫سوال اشتباهی از دهنت درآد،
‫حلق‌آویزت می‌کنن.

7
00:00:58,083 --> 00:01:02,291
‫بعدش دیگه چطوری می‌خواستیم
‫اینجوری... با همدیگه هر روز خوش و بش کنیم؟

8
00:01:08,416 --> 00:01:09,291
‫سیاه‌خروس.

9
00:01:09,791 --> 00:01:11,166
‫مخصوصا واسه خودت گرفتم.

10
00:01:12,916 --> 00:01:14,166
‫نمی‌خوامش.

11
00:01:16,041 --> 00:01:17,208
‫معلومه که نمی‌خوای.

12
00:01:17,916 --> 00:01:19,291
‫مرتیکۀ نمک‌نشناس.

13
00:01:22,166 --> 00:01:23,416
‫هنوزم چیزی نمی‌خوره؟

14
00:01:23,458 --> 00:01:26,083
‫مطمئنی لایق کمکـت هست؟

15
00:01:26,166 --> 00:01:27,458
‫تصمیمش رو بذار به پای ما.

16
00:01:28,291 --> 00:01:30,041
‫همونطوری که برای تو تصمیم گرفتیم،

17
00:01:30,083 --> 00:01:32,791
‫و «اسکویاتل»ـی که ازمون خواستی
‫زیر بال و پرش رو بگیریم.

18
00:01:35,041 --> 00:01:37,041
‫من هرگز بهت امر و نهی نمی‌کنم میلوا.

19
00:01:37,541 --> 00:01:39,666
‫به ترس و وحشت‌های زندگیِ
‫گذشته‌ات هم برنمی‌گردونمت.

20
00:01:41,166 --> 00:01:43,166
‫ولی تو دِینی به گردنت داری.

21
00:01:44,291 --> 00:01:46,166
‫زنده نگه‌ش دار.

22
00:01:46,208 --> 00:01:47,666
‫چرا انقدر خاصـه؟

23
00:01:48,541 --> 00:01:52,458
‫تو تنها کسی نیستی که از
‫ارواح گمشده حفاظت می‌کنه.

24
00:01:54,791 --> 00:01:57,916
‫خیلی از چنین افرادی
‫خودشون غمگین و دلشکسته‌ان.

25
00:02:00,041 --> 00:02:03,291
‫الان خبر آوردن که یه کالسکۀ
‫سلطنتی نیلفگاردی رو در حین سفر دیدن.

26
00:02:03,333 --> 00:02:06,416
‫چقدر طول می‌کشه تا
‫به دستِ امهیر بیفته؟

27
00:02:06,958 --> 00:02:08,708
‫منـم اندازۀ تو خبر دارم.

28
00:02:10,916 --> 00:02:13,791
‫- می‌خوایم چیکار کنیم گرالت؟
‫- کمک کن بلند شم.

29
00:02:13,833 --> 00:02:15,666
‫باشه، آروم باش.

30
00:02:16,166 --> 00:02:17,416
‫- بسه!
‫- ولش کن آوازه‌خوان.

31
00:02:17,541 --> 00:02:19,916
‫- آروم...
‫- کمرش شکسته‌ها، به پاش یه نگاه بنداز.

32
00:02:20,416 --> 00:02:23,916
‫همونطور که گفتم، تا حالت بهتر نشه
‫نمی‌تونی از اینجا بری.

33
00:02:24,041 --> 00:02:26,583
‫و اگه نذاری بهت کمک کنیم،
‫اصلا بهتر نمی‌شی.

34
00:02:26,666 --> 00:02:29,791
‫باید بیشتر آب شفابخش بنوشی
‫و کُلی هم استراحت کنی.

35
00:02:31,291 --> 00:02:32,166
‫سیاه‌خروس رو بیارم؟

36
00:02:34,333 --> 00:02:35,916
‫سیاه‌خروس کوفتی رو واسم بیار.

37
00:02:36,041 --> 00:02:37,666
‫عه الان اشتهات وا شده.

38
00:02:40,708 --> 00:02:43,333
‫انرژی خیلی عجیبی
‫بین شما دو تا وجود داره.

39
00:02:47,041 --> 00:02:49,541
‫نمی‌خوام بهشون بگم
‫چطوری وظایف خودشون رو انجام بدن،

40
00:02:49,666 --> 00:02:52,083
‫ولی مطمئنیم که این درمانگرها...

41
00:02:54,791 --> 00:02:55,916
‫...واجد شرایط هستن؟

42
00:03:04,291 --> 00:03:05,583
‫هی، حالت خوبه؟

43
00:03:32,541 --> 00:03:34,541
‫آب‌ها تاثیری نداشتن.

44
00:03:34,583 --> 00:03:36,916
‫روی موجودات طبیعی تاثیر می‌ذارن،
‫نه جهش‌یافته‌ها.

45
00:03:37,791 --> 00:03:39,916
‫وسیله‌هات رو جمع کن.
‫صبح راه میفتیم.

46
00:03:39,958 --> 00:03:42,166
‫خوبه، آره. آم... می‌شه
‫پیشنهاد بدم که صبر کنیم

47
00:03:42,291 --> 00:03:45,708
تا عفونت پات انقدر تابلو نباشه؟

48
00:03:46,208 --> 00:03:49,666
‫با این شرایط نمی‌تونی از جنگل بگذری،
‫دیگه چه برسه به قاره!

49
00:03:49,791 --> 00:03:52,083
‫اصلا می‌تونی اون شمشیر کوفتی
‫رو دستت بگیری؟

50
00:03:52,833 --> 00:03:53,916
‫می‌خوای جلوش رو بگیری یا نه؟

51
00:03:54,041 --> 00:03:57,708
‫ماه‌هاست که دارم بهش می‌گم یکم به فکرِ
‫خودش هم باشه، نه فقط سیری.

52
00:03:57,791 --> 00:04:00,583
‫- اوه پس کاملا هم بی‌خاصیت نیستی؟
‫- ولی در اشتباه بودم.

53
00:04:01,708 --> 00:04:04,416
‫مراقبت از اون دختر و خونواده‌اش توی خونـشه.

54
00:04:05,041 --> 00:04:06,666
‫برای متوقف کردنـش
‫باید بکشمش.

55
00:04:06,791 --> 00:04:08,666
‫و حتی با این شرایط غم‌انگیزش،

56
00:04:08,791 --> 00:04:12,166
‫کاملا مطمئنم که می‌تونه با یه بشکن
‫کارم رو بسازه، پس خیر.

57
00:04:13,166 --> 00:04:15,166
‫من سدِّ راهـش نمی‌شم.

58
00:04:15,208 --> 00:04:16,583
‫اگه به کمکـم نیاز داشته باشه،

59
00:04:17,291 --> 00:04:18,333
‫پس من با تمام قوا در اختیارشم.

60
00:04:19,583 --> 00:04:21,208
‫پس هردوتاتون مغز ندارین!

61
00:04:24,083 --> 00:04:26,666
‫به نظرت واقعا آماده‌ای
‫که بری دنبال دخترت؟

62
00:04:27,416 --> 00:04:30,166
‫چون به همین راحتی می‌میری.

63
00:04:56,250 --> 00:05:04,375
‫«ویچـــــر»
‫[فصل سوّم، قسمت هشتم/پایانی]

64
00:05:07,208 --> 00:05:08,416
‫بفرستـش پایین!

65
00:05:09,708 --> 00:05:10,916
‫بگیرش!

66
00:05:13,791 --> 00:05:15,291
‫کرکن کریت!

67
00:05:17,041 --> 00:05:18,666
‫هی، هی، شیرۀ قند!

68
00:05:19,166 --> 00:05:21,166
‫پس قطعا خودتی دیگه!

69
00:05:22,041 --> 00:05:24,541
‫هیچ ردّی از سیری
‫توی اسکلیگن شرقی نیست.

70
00:05:25,666 --> 00:05:28,208
‫- خبر دیگه‌ای از بقیۀ ناوگانـت نشده؟
‫- اوه خوبه!

71
00:05:29,208 --> 00:05:31,166
‫- من نیـ...
‫- نمُرده، می‌تونم حسش کنم.

72
00:05:31,208 --> 00:05:33,791
‫بله، ولی باقیِ حدسیات
‫خیلی بهتر از مُردن نیستن.

73
00:05:33,833 --> 00:05:37,708
‫توی جنوب شایعه شده که سیری
‫عازم نیلفگارد شده.

74
00:05:37,791 --> 00:05:38,791
‫یالا!

75
00:05:40,291 --> 00:05:41,916
‫خب، هیچوقت به اختیار خودش
‫حاضر نمی‌شه اونجا بره.

76
00:05:44,416 --> 00:05:45,416
‫ویلگه‌فورتز.

77
00:05:46,666 --> 00:05:48,333
‫یه جادوگرِ آریتوزاییه سرکش شده.

78
00:05:48,833 --> 00:05:50,333
‫داره پیش امهیر می‌بردش.

79
00:05:50,416 --> 00:05:53,541
‫گوش کن، شورا می‌خواد
‫دربارۀ مذاکرات صلح صحبت کنه.

80
00:05:53,666 --> 00:05:55,541
‫اگه سیری سمتِ نیلفگارد قرار بگیره،

81
00:05:56,791 --> 00:05:57,916
‫ما مجبوریم که بهشون ملحق بشیم.

82
00:05:58,791 --> 00:06:01,041
‫- حاضری برای نیلفگارد بجنگی؟
‫- معلومه که نه!

83
00:06:01,791 --> 00:06:03,666
‫حداقل با میل خودم نه.

84
00:06:04,458 --> 00:06:08,666
‫ولی سیری شاهدخت بروژ
‫و کلی تبعۀ دست‌نشوندۀ دیگه‌ست.

85
00:06:09,791 --> 00:06:12,458
‫اون لردهای فربه،
‫دعوا و درگیری راه نمی‌اندازن.

86
00:06:12,541 --> 00:06:14,291
‫اگه سیری به نیلفگارد بپیونده،

87
00:06:14,833 --> 00:06:16,333
‫کل قاره تغییر جهت می‌ده.

88
00:06:16,416 --> 00:06:17,833
‫قبل از این اتفاق، پیداش می‌کنم.

89
00:06:20,333 --> 00:06:23,041
‫خب پس شاید اینطوری این
‫پچ‌پچ‌های تسلیم شدن تموم شن.

90
00:06:24,583 --> 00:06:27,208
‫می‌دونی این ویلگه‌فورتز
‫کجا پنهونـش کرده؟

91
00:06:44,541 --> 00:06:45,833
‫سیری؟

92
00:06:46,666 --> 00:06:48,083
‫اینجایی سیری؟

93
00:06:49,416 --> 00:06:50,416
‫وای خدا!

94
00:06:53,041 --> 00:06:54,333
‫اینجا چه خبر شده؟

95
00:06:57,541 --> 00:06:58,791
‫این‌ها دخترهای ما هستن.

96
00:07:02,208 --> 00:07:03,583
‫بدتر از چیزیه که
‫گرالت تعریف کرده بود.

97
00:07:03,666 --> 00:07:06,458
‫اگه دنبال ویلگه‌فورتز اومدید،
‫از اینجا رفته.

98
00:07:07,291 --> 00:07:10,541
‫- ما به دنبال سیری اومدیم.
‫- پس بذار کمکت کنم وقتت رو هدر ندی.

99
00:07:11,041 --> 00:07:12,833
‫من قلعه رو گشتم، کلا کسی اینجا نیست.

100
00:07:12,916 --> 00:07:14,791
‫چجور جادویی می‌تونه
‫چنین کاری بکنه؟

101
00:07:14,916 --> 00:07:17,458
‫- جادویی نیست که ما آموزش دیده باشیم.
‫- مثالـش رو اصلا به خواب هم ندیدیم.

102
00:07:17,541 --> 00:07:20,541
‫چطوریه که تا حالا ندیدیمش؟
‫خودِ واقعیِ ویلگه‌فورتز رو.

103
00:07:20,583 --> 00:07:21,541
‫بعضی‌هامون دیدیم.

104
00:07:23,166 --> 00:07:25,166
‫برای معکوس کردن این طلسم
‫همگی باید دست به دست هم بدیم.

105
00:07:27,083 --> 00:07:28,041
‫با همدیگه.

106
00:07:30,458 --> 00:07:31,708
‫لیاقتـش رو دارن.

107
00:08:13,041 --> 00:08:14,000
‫نیسا.

108
00:08:14,750 --> 00:08:17,000
‫ایوا. الیزابت.

109
00:08:17,125 --> 00:08:18,625
‫باشد که به آرامش برسند.

110
00:08:24,500 --> 00:08:26,625
‫می‌خوام تا جایی‌که ممکنه
‫از اینجا دور شم.

111
00:08:26,666 --> 00:08:27,875
‫کار درستی نیست.

112
00:08:28,000 --> 00:08:30,500
‫اگه دلت می‌خواد بمون.
‫من باید به ترتگور برگردم.

113
00:08:30,625 --> 00:08:31,750
‫وایسید!

114
00:08:31,791 --> 00:08:33,750
‫نمی‌شه که همینجوری رهاشون کنیم!

115
00:08:33,875 --> 00:08:35,875
‫حق دارن که به شیوۀ درست
‫خاکسپاریـشون کنیم.

116
00:08:36,750 --> 00:08:37,750
‫برای ادای احترام بهشون.

117
00:08:39,916 --> 00:08:40,791
‫برای به یاد آوردنـشون.

118
00:08:40,875 --> 00:08:43,166
‫الان یادت افتاده به یاد بیاریـشون.

119
00:08:43,250 --> 00:08:45,041
‫هرچقدر می‌خوای سرزنشـمون کن.

120
00:08:45,750 --> 00:08:48,250
‫اما این دخترها اینجا
‫توی ریدینیا کشته شدن.

121
00:08:48,375 --> 00:08:50,041
‫ویلگه‌فورتز جلوی چشم تو
‫این کارها رو کرد.

122
00:08:50,125 --> 00:08:51,750
‫بله و هرگز نمی‌تونست
‫به اینجا بکشوندشـون

123
00:08:51,875 --> 00:08:54,500
‫اگه این خانم توی آریتوزا
‫به درستی ازشون مراقبت می‌کرد.

124
00:08:56,125 --> 00:09:00,750
‫همیشۀ خدا از برادری حمایت کردی
‫بخاطر اینکه برای محافظت از جادوی آشوب اهمیت داشتن.

125
00:09:00,875 --> 00:09:03,875
‫اما درمورد ویلگه‌فورتز،
‫خیلی راحت و بی‌چون‌وچرا از این آقا حمایت کردی.

126
00:09:04,000 --> 00:09:07,875
‫احترام خودت رو نگه دار.
‫می‌دونم اشتباه کردم ولی خودت هم مثل منی.

127
00:09:08,875 --> 00:09:10,250
‫یالا، به ترتگور فرار کن.

128
00:09:10,375 --> 00:09:13,625
‫یادت نره تو کسی بودی که می‌خواستی
‫برادری رو به کل نابود کنی.

129
00:09:13,666 --> 00:09:15,625
‫و اونـم چرا؟ بخاطر آشوب نبوده. نخیر.

130
00:09:15,666 --> 00:09:19,500
‫بقیه رو نابود کردی تا
‫ویزمیر تو رو زیر سایۀ دیکسترا ببینه.

131
00:09:19,625 --> 00:09:20,541
‫تو...

132
00:09:24,291 --> 00:09:25,625
‫ما همکاریـم.

133
00:09:26,625 --> 00:09:29,875
‫- من می‌تونم به دیکسترا اعتماد کنم.
‫- آره، درست مثل اعتمادِ من به ویلگه‌فورتز.

134
00:09:31,250 --> 00:09:33,041
‫ولی مشکل اعتماد هم همینه.

135
00:09:33,875 --> 00:09:35,875
‫هست تا وقتی‌که کلا از دستش بدی.

136
00:09:36,000 --> 00:09:37,250
‫لطفا بس کنید.

137
00:09:38,041 --> 00:09:41,375
‫هر دقیقه که می‌گذره،
‫ویلگه‌فورتز به نیلفگارد نزدیکتـر می‌شه.

138
00:09:43,250 --> 00:09:46,250
‫نمی‌دونم اون و امهیر از
‫جونِ سیری چی می‌خوان،

139
00:09:47,666 --> 00:09:49,625
‫ولی نگاه کنید چه بلایی
‫به سر اون دخترها آورده.

140
00:09:51,916 --> 00:09:53,625
‫به آریتوزا برمی‌گردونیمـشون.

141
00:09:54,250 --> 00:09:55,500
‫بهشون آرامش هدیه می‌کنیم.

142
00:09:58,250 --> 00:10:00,791
‫بعدش... می‌جنگیم.

143
00:10:01,625 --> 00:10:03,625
‫تا مطمئن بشیم که
‫دیگه چنین اتفاقی تکرار نمی‌شه.

144
00:10:24,291 --> 00:10:25,916
‫دروازه‌ها رو ببندید!

145
00:10:46,125 --> 00:10:47,000
‫حرکت کن!

146
00:10:47,125 --> 00:10:48,791
‫از این بابت مطمئنی؟

147
00:10:48,875 --> 00:10:50,875
‫به پیش!

148
00:10:54,666 --> 00:10:56,375
‫نیلفگارد حرکتـش رو زده.

149
00:10:57,625 --> 00:10:58,875
‫حالا نوبت ماست.

150
00:11:05,500 --> 00:11:09,166
‫بیشتر فشار بیارید. باید دیلینجن رو
‫برای تامین امنیت جبهۀ غربی تصرف کنیم.

151
00:11:09,666 --> 00:11:10,791
‫فرینجیلا.

152
00:11:12,416 --> 00:11:16,125
‫ظاهرا به موقع از مرگ برگشتی.
‫تنهامون بذارید.

153
00:11:17,000 --> 00:11:18,416
‫روزتون بخیر سرورم.

154
00:11:18,500 --> 00:11:21,041
‫سربازهام بهم گفتن که

155
00:11:21,791 --> 00:11:24,791
‫رسیدنـتون به آریتوزا

156
00:11:24,875 --> 00:11:28,750
‫باعث شد چیزی که بعضی‌ها ممکنه
‫پیروزی به حساب بیارنـش، رو تضمین کرده.

157
00:11:30,000 --> 00:11:31,000
‫همینطوره.

158
00:11:32,250 --> 00:11:35,625
‫توی جزیرۀ تاند بخاطر فداکاری الف‌ها
‫پیروز میدان شدیم.

159
00:11:35,666 --> 00:11:38,750
‫به لطف اون‌هاست که
‫برادری شیر تو شیر شده.

160
00:11:39,500 --> 00:11:42,416
‫با این حال، شمال
‫همچنان یک دشمن درست و حسابیـه.

161
00:11:43,500 --> 00:11:47,041
‫باید امنیت بنادر زینتریا رو تامین کنیم
‫و کنترل یاروگا رو بدست بیاریم.

162
00:11:47,125 --> 00:11:50,375
‫حیاتی‌ترین زنجیرۀ تامینِ تمریاست.
‫از دستـش بدی...

163
00:11:51,916 --> 00:11:53,000
‫بازندۀ جنگی.

164
00:11:54,041 --> 00:11:56,875
‫به یکی نیاز داری، کسی که
‫از همه‌چیز زینتریا باخبر باشه.

165
00:11:57,000 --> 00:12:00,125
‫کسی که قلباً به منافع نیلفگارد اهمیت می‌ده.

166
00:12:00,166 --> 00:12:04,291
‫پس پیشنهادت اینه که گناهان گذشته‌ات
‫رو ببخشم و به زینترا برگردونمت؟

167
00:12:05,875 --> 00:12:07,916
‫منظورم ما هستیم سرورم.

168
00:12:08,500 --> 00:12:09,625
‫دوش به دوش همدیگه.

169
00:12:10,750 --> 00:12:13,791
‫سیریلا داره به وطنـش برمی‌گرده.
‫خواستۀ همۀ ما همین بوده.

170
00:12:14,416 --> 00:12:17,416
‫و همونطوری که می‌خواستید،
‫در کنار شما سلطنت می‌کنه.

171
00:12:17,500 --> 00:12:18,416
‫و اون...

172
00:12:20,375 --> 00:12:22,916
‫به شما اینجا، توی نیلفگارد نیاز داره.

173
00:12:23,750 --> 00:12:27,541
‫پس اجازه بدید من به عنوان
‫حکمران امپراطوری زینتریا بهتون خدمت کنم،

174
00:12:27,625 --> 00:12:31,541
‫و فرانچسکا... می‌تونه به مردمـش
‫سرپناهـی که حقـشون هست رو اعطا کنه.

175
00:12:31,625 --> 00:12:34,500
‫فرینجیلا باید بگم،
‫که مرگ برازندۀ شماست.

176
00:12:37,791 --> 00:12:41,291
‫همونطوری که ایمان دارم
‫حکمران امپراتوری شدن برازنده‌اتـه.

177
00:12:41,875 --> 00:12:45,291
‫مخصوصا حالا که... ملکۀ
‫الف‌ها در کنارته.

178
00:12:48,375 --> 00:12:49,875
‫اسکویاتل به آرامش نیاز داره.

179
00:12:50,000 --> 00:12:52,041
‫اسکویاتل؟

180
00:12:52,125 --> 00:12:53,000
‫نه.

181
00:12:55,875 --> 00:13:01,125
‫شما می‌تونید فرماندهی الف‌های پیر، مریض،
‫الف‌هایی که قادر به جنگیدن نیستن رو به عهده بگیرید،

182
00:13:01,166 --> 00:13:03,125
‫ولی الف‌های اسکویاتل، با ما می‌مونن.

183
00:13:03,166 --> 00:13:06,375
‫خیلی خوب زمین رو می‌شناسن.
‫نیروی موثری توی شمال هستن.

184
00:13:06,416 --> 00:13:08,375
‫منظورت اینه که بی‌مصرف‌ان.

185
00:13:10,375 --> 00:13:11,500
‫قبول نمی‌کنن.

186
00:13:12,375 --> 00:13:13,750
‫نه تا وقتی‌که به من خدمت می‌کنن.

187
00:13:13,791 --> 00:13:14,916
‫پس مَنعـشون کن.

188
00:13:18,791 --> 00:13:21,250
‫یا در راهِ جنگیدن

189
00:13:21,291 --> 00:13:22,375
‫برای ما می‌میرن،

190
00:13:23,041 --> 00:13:25,250
‫تا که بقیۀ... مردمتون بتونن زندگی کنن،

191
00:13:25,375 --> 00:13:28,416
‫یا همۀ مردمت در راه جنگیدن

192
00:13:28,500 --> 00:13:30,041
‫برای زنده موندن می‌میرن.

193
00:13:31,500 --> 00:13:33,375
‫الف‌ها چیزهای زیادی رو فدا کردن.

194
00:13:33,875 --> 00:13:35,625
‫اجازه نده بخاطر هیچ و پوچ بوده باشه.

195
00:14:01,916 --> 00:14:02,791
‫برید.

196
00:14:04,500 --> 00:14:05,375
‫برو.

197
00:14:06,250 --> 00:14:10,125
‫فکر کردم مُردی دیگه دیکسترا،
‫انگار دیروز بود که فرستادم دنبالت.

198
00:14:10,250 --> 00:14:11,875
‫در سریعتـرین زمان ممکن خودم رو رسوندم.

199
00:14:12,791 --> 00:14:14,750
‫جسدها زودتر از تو رسیدن،
‫شوخی می‌کنی دیگه.

200
00:14:15,375 --> 00:14:18,291
‫بگذریم. از جبهه چه خبر؟

201
00:14:18,375 --> 00:14:23,125
‫نیلفگارد شهرهای ایدرن، لیریا
‫و سیداریس رو تصرف کرده.

202
00:14:23,250 --> 00:14:24,750
‫و از رادوید چه خبر؟

203
00:14:26,250 --> 00:14:28,291
‫هرکسی که می‌شد رو برای
‫پیدا کردنـش فرستادیم.

204
00:14:30,666 --> 00:14:32,750
‫این شرایطی نبود که
‫قولـش رو بهم داده بودی.

205
00:14:36,375 --> 00:14:38,291
‫- همشون احتمال بودن.
‫- بله.

206
00:14:42,416 --> 00:14:45,500
‫قرار بود برادری رو پاکسازی کنی
‫و قهرمانانه برگردی.

207
00:14:45,625 --> 00:14:48,250
‫در عوض، آریتوزا
‫با خاک یکسان شده،

208
00:14:48,291 --> 00:14:50,500
‫دیگه چیزی به اسم
‫برادری وجود نداره،

209
00:14:50,625 --> 00:14:53,541
‫و معلوم نیست جسد برادرم توی
‫کدوم قبرستونی افتاده.

210
00:14:53,625 --> 00:14:55,750
‫می‌دونم می‌خوای دهنت رو باز کنی.

211
00:14:55,875 --> 00:14:58,000
‫نکن، سعی نکن که بازیـم بدی.

212
00:15:01,250 --> 00:15:02,375
‫تو نه سیگیسموند.

213
00:15:04,000 --> 00:15:05,000
‫همم.

214
00:15:07,041 --> 00:15:09,500
‫توی زندگی‌هامون،
‫شانس نقش مهمی داره.

215
00:15:10,625 --> 00:15:15,125
‫و تا جایی‌که می‌تونستم تلاش کردم
‫این نقشش رو بی‌تاثیر کنم ولی تو تاند بدشانسی آوردیم.

216
00:15:16,375 --> 00:15:17,750
‫چند دقیقه دیرتر رسیدیم.

217
00:15:17,875 --> 00:15:20,291
‫پیامی برای تقویت نیروهای
‫دریایی دریافت نشد.

218
00:15:20,375 --> 00:15:21,916
‫یه ویچر کوفتی پیداش شد.

219
00:15:23,375 --> 00:15:26,625
‫ولی اطلاعاتـمون درست بود
‫و نقشۀ مناسبی داشتیم.

220
00:15:26,750 --> 00:15:29,125
‫هیچ‌کدوم از این‌ها مانع از شک مردمم به من نمی‌شه.

221
00:15:32,625 --> 00:15:36,000
‫من و تو روزهای سختی رو پشت‌سر گذاشتیم،
‫ولی این یکی بی‌سابقه‌ست.

222
00:15:36,500 --> 00:15:37,791
‫باید درس عبرت بسازیم.

223
00:15:41,041 --> 00:15:42,250
‫از صمیم قلب متاسفم.

224
00:15:47,375 --> 00:15:49,625
‫چون می‌دونم که چقدر
‫فیلیپا رو دوست داری.

225
00:15:51,000 --> 00:15:52,416
‫ولی یکی باید تقاص پس بده.

226
00:15:58,875 --> 00:16:00,541
‫دوباره ناامیدم نکن.

227
00:16:56,666 --> 00:16:58,000
‫آخ!

228
00:16:59,666 --> 00:17:00,916
‫با این حرکت می‌مُردی.

229
00:17:02,000 --> 00:17:03,541
‫برو استراحت کن ویچر.

230
00:17:13,250 --> 00:17:14,375
‫داره می‌ره.

231
00:17:15,250 --> 00:17:16,875
‫با من یا بدون من.

232
00:17:17,000 --> 00:17:19,500
‫کاملا سرپا شده؟
‫البته که نه.

233
00:17:19,541 --> 00:17:22,541
‫به پاش نگاه کن،
‫شبیه یه جوراب پُر از سنگ و کلوخـه،

234
00:17:22,625 --> 00:17:24,500
‫بخاطر همینـم به یکی نیاز داره

235
00:17:25,791 --> 00:17:27,625
‫تا زمانی‌که بهتر بشه
‫ازش مراقبت کنه.

236
00:17:29,416 --> 00:17:30,750
‫تو دوستـش نیستی.

237
00:17:31,250 --> 00:17:34,750
‫همراهـش می‌ری تا زمان مرگـش یه
‫ترانه‌ای چیزی واسه خودت بنویسی.

238
00:17:36,500 --> 00:17:37,500
‫چطور جرئت می‌کنی؟

239
00:17:40,625 --> 00:17:43,416
‫با مرگـش حداقل سه تا ترانه می‌نویسم.

240
00:17:43,500 --> 00:17:45,666
‫و شایدم یه شعر حماسی، پس...

241
00:17:48,916 --> 00:17:49,916
‫آم...

242
00:17:53,250 --> 00:17:54,625
‫تو بی‌مصرفی.

243
00:17:54,666 --> 00:17:56,666
‫و اینـم واقعا بی‌مصرفـه.

244
00:17:56,750 --> 00:17:59,166
‫هیچکدوم از شما به دردِ
‫مُردۀ اون دختر هم نمی‌خورید.

245
00:17:59,916 --> 00:18:03,375
‫هر روزی که اینجا می‌گذرونم،
‫یه روز دیگه‌ایه که سیری در خطره.

246
00:18:04,375 --> 00:18:06,291
‫فقط بخاطر اینکه تو
‫داری خودت رو از دنیا پنهون می‌کنی

247
00:18:07,500 --> 00:18:09,000
‫دلیل نمی‌شه که
‫منم باید چنین کاری بکنم.

248
00:18:16,750 --> 00:18:17,541
‫باشه.

249
00:18:18,250 --> 00:18:19,125
‫بردی.

250
00:18:22,625 --> 00:18:23,541
‫صبر کن.

251
00:18:35,000 --> 00:18:36,375
‫نمی‌خوام چیزی بشنوم.

252
00:18:50,375 --> 00:18:51,625
‫اشتباه فهمیدی.

253
00:18:52,500 --> 00:18:54,000
‫من ترس از رفتن ندارم.

254
00:18:54,875 --> 00:18:56,750
‫از این می‌ترسم که اگه برم،
‫چه بلایی...

255
00:19:00,500 --> 00:19:02,250
‫به سر آدم‌هایی که بهم آسیب زدن،

256
00:19:02,375 --> 00:19:03,500
‫می... میارم.

257
00:19:04,541 --> 00:19:06,250
‫طعم این ترس رو چشیدم.

258
00:19:07,500 --> 00:19:09,750
‫این آب‌ها طوری‌ان که باعث می‌شن
‫همه‌چیز رو فراموش کنی.

259
00:19:10,500 --> 00:19:12,500
‫گمونم روی من هم تاثیری نداشتن.

260
00:19:22,166 --> 00:19:24,375
‫تو رو به یاد کسی
‫که از دست دادی می‌اندازه؟

261
00:19:25,500 --> 00:19:26,791
‫مهم به نظر می‌رسه.

262
00:19:31,875 --> 00:19:33,666
‫من رو به یاد کسی می‌اندازه که کشتمش.

263
00:19:41,791 --> 00:19:44,041
‫همیشه سعی داشتم
‫از دعوا و درگیری فاصله بگیرم.

264
00:19:44,083 --> 00:19:45,916
‫- هیولا!
‫- سلاخ!

265
00:19:45,958 --> 00:19:47,291
‫از همه‌چیز فاصله بگیرم.

266
00:19:51,333 --> 00:19:53,708
‫و زندگی همیشه یه راهی پیدا می‌کنه
‫که دستـم رو ببنده.

267
00:19:54,916 --> 00:19:56,958
‫ویچر! موجودات اشتباهی رو می‌کشی!

268
00:19:57,791 --> 00:19:59,333
‫یا مجبورت می‌کنه انتخاب کنی.

269
00:19:59,958 --> 00:20:00,916
‫می‌دونم.

270
00:20:05,041 --> 00:20:06,541
‫هر کاری که باهات کردن...

271
00:20:08,416 --> 00:20:09,583
‫امیدوام تقاصش رو پس بدن.

272
00:20:14,916 --> 00:20:16,791
‫انگار که سرنوشت اینجوری پیش می‌ره.

273
00:20:32,541 --> 00:20:33,583
‫تیسیا.

274
00:20:41,166 --> 00:20:42,416
‫به من نگاه کن تیسیا.

275
00:20:42,458 --> 00:20:45,416
‫همین الان بهم خبر رسیده که
‫ریدینا و کیدون توی یه نبرد دیگه شکست خوردن.

276
00:20:45,458 --> 00:20:47,416
‫از کِی تا حالا حرکتِ سربازها واست مهم شده؟

277
00:20:47,541 --> 00:20:50,541
‫از همون وقتی‌که مسئولیتِ مرگ تک تکِ
‫اون سربازها به گردنِ من افتاده.

278
00:20:51,583 --> 00:20:53,083
‫این جنگ قریب‌الوقوع بود.

279
00:20:54,333 --> 00:20:55,166
‫واقعا؟

280
00:20:55,291 --> 00:20:59,166
‫می‌تونستی سرِ سیری رو به پادشاهان تقدیم کنی
‫تا حمایتـشون رو بدست بیاری.

281
00:20:59,666 --> 00:21:00,666
‫اما این کار رو نکردی.

282
00:21:01,541 --> 00:21:02,416
‫نه.

283
00:21:03,208 --> 00:21:04,666
‫نه، هرگز حاضر نمی‌شدم چنین کاری بکنم.

284
00:21:06,583 --> 00:21:08,291
‫درد تو دردِ منـه.

285
00:21:10,166 --> 00:21:11,791
‫درد من دردِ توئه.

286
00:21:22,291 --> 00:21:24,041
‫مجبورمون می‌کنن
‫چیزهای زیادی رو فدا کنیم.

287
00:21:25,958 --> 00:21:27,416
‫هزینۀ یادگیریِ جادوئه.

288
00:21:29,666 --> 00:21:33,291
‫زمانی‌که من به آریتوزا اومدم، اگه ساحره‌ای
‫باردار می‌شد از اونجا اخراجـش می‌کردن.

289
00:21:34,291 --> 00:21:35,666
‫بهش می‌گفت

290
00:21:37,458 --> 00:21:38,541
‫«تقسیم وفاداری».

291
00:21:40,166 --> 00:21:42,166
‫پس من مجبورشون کردم
‫که جدی بگیرنـمون.

292
00:21:43,666 --> 00:21:46,166
‫این طلسم هیچوقت هدفـش
‫دسترسی آسونـتـر به جادوی آشوب نبود.

293
00:21:46,208 --> 00:21:48,291
‫مسئله جزوی از انجمن شدن بود.

294
00:21:48,416 --> 00:21:50,541
‫و انجمن من رو جسور خطاب می‌کرد.

295
00:21:54,041 --> 00:21:55,416
‫من فقط درمونده بودم.

296
00:21:56,916 --> 00:21:58,166
‫اولین اشتباه از باقی اشتباهاتـم.

297
00:21:58,208 --> 00:22:00,916
‫- بس کن.
‫- یه نگاه به اطراف بنداز، همه‌چیز نابود شده.

298
00:22:01,041 --> 00:22:02,833
‫فراموشش کن،
‫به بروکیلان برو.

299
00:22:02,916 --> 00:22:06,041
‫- خودت رو با ویچر نجات بده.
‫- گرالت داره بهبود پیدا می‌کنه.

300
00:22:06,666 --> 00:22:08,208
‫تمرکز من اینجا روی سیری‌ـه.

301
00:22:08,916 --> 00:22:11,041
‫اگه بدون سیری برم پیش ویچر،
‫یعنی شکست خوردم.

302
00:22:11,083 --> 00:22:12,708
‫شکست‌های بدتری هم وجود دارن.

303
00:22:13,291 --> 00:22:15,416
‫انقدر مزخرف درمورد تنفر از خودت بهم نگو.

304
00:22:16,916 --> 00:22:18,916
‫این احساس تاسفی که برای خودت داری،

305
00:22:18,958 --> 00:22:22,041
‫اینکه اجازه می‌دی ویلگه‌فورتز
‫خودِ واقعیت رو زیرسوال ببره.

306
00:22:23,083 --> 00:22:24,166
‫تو چنین آدمی نیستی!

307
00:22:26,166 --> 00:22:27,166
‫من تو رو می‌شناسم.

308
00:22:28,666 --> 00:22:29,916
‫خوب هم می‌شناسمت.

309
00:22:31,291 --> 00:22:34,166
‫هرکاری که کردم، هر بلایی
‫که به سرم اومده،

310
00:22:34,208 --> 00:22:36,333
‫بخاطر ایمان تو نجات پیدا کردم.

311
00:22:37,333 --> 00:22:40,041
‫تو قدرتمندترین نیرویی هستی
‫که تا بحال می‌شناختم.

312
00:22:42,291 --> 00:22:43,708
‫قدرتت رو بخاطر بیار.

313
00:22:44,666 --> 00:22:48,416
‫تو تیسیا از وریسی،
‫تو مادرِ مایی و ما بهت نیاز داریم.

314
00:22:49,208 --> 00:22:50,166
‫من بهت نیاز دارم.

315
00:23:01,916 --> 00:23:03,458
‫خاکسپاری کارآموزهاست.

316
00:23:04,041 --> 00:23:05,041
‫وقتـش رسیده.

317
00:23:08,291 --> 00:23:10,916
‫برو. من خودم رو جمع و جور می‌کنیم و میام.

318
00:23:12,916 --> 00:23:13,916
‫ممنونـم.

319
00:23:43,125 --> 00:23:45,541
‫اینه که همیشه
‫عواقبی به همراه داره.

320
00:23:50,041 --> 00:23:52,000
‫این جادو بهایی داره.

321
00:23:53,500 --> 00:23:55,416
‫و در پایان، همۀ ما
‫باید بهاش رو بپردازیم.

322
00:23:58,375 --> 00:23:59,875
‫موهبت نیست.

323
00:24:01,666 --> 00:24:02,750
‫یه تجارتـه.

324
00:24:04,625 --> 00:24:07,125
‫و اغلب مواقع، این تجارت
‫ما رو به مکان‌های تاریک می‌کشونه.

325
00:24:09,166 --> 00:24:11,291
‫ولی همیشه روزنه‌های روشنایی وجود دارن.

326
00:24:13,375 --> 00:24:16,500
‫آموزش شما همیشه همون
‫روزنۀ روشناییِ زندگیِ من بوده.

327
00:24:18,625 --> 00:24:21,875
‫و دوست دارم که شما رو
‫در مرحلۀ دوم از مسیر زندگیـتون ببینم.

328
00:24:22,666 --> 00:24:25,791
‫مطمئنم که دست به کارهای
‫بزرگی می‌زنی دخترم.

329
00:24:29,375 --> 00:24:31,375
‫ولی متاسفانه من دیگه نمی‌تونم.

330
00:24:34,791 --> 00:24:37,250
‫بهایی هست که باید بپردازم.

331
00:24:44,375 --> 00:24:45,625
‫گاهی‌اوقات یه گل...

332
00:24:48,500 --> 00:24:49,875
‫فقط یه گلـه.

333
00:24:55,666 --> 00:24:57,875
‫و بهترین کاری که می‌تونه برای ما انجام بده

334
00:24:58,875 --> 00:24:59,750
‫مُردنـه.

335
00:26:12,750 --> 00:26:13,791
‫گرالت.

336
00:26:17,875 --> 00:26:20,125
‫ین؟ اومدی.

337
00:26:21,500 --> 00:26:22,875
‫خودمم.

338
00:26:27,291 --> 00:26:28,166
‫متاسفم.

339
00:26:29,250 --> 00:26:30,625
‫خیلی متاسفم.

340
00:26:30,666 --> 00:26:31,875
‫پیش من نیست.

341
00:26:33,416 --> 00:26:34,250
‫نه.

342
00:26:38,875 --> 00:26:40,166
‫تقصیر منـه.

343
00:26:42,541 --> 00:26:44,500
‫من اجازه دادم ویلگه‌فورتز ازم پیشی بگیره.

344
00:26:49,750 --> 00:26:51,333
‫نتونستم ازش مراقبت کنم.

345
00:26:53,583 --> 00:26:54,416
‫تیسیا.

346
00:26:56,666 --> 00:26:57,916
‫مُرده.

347
00:27:01,166 --> 00:27:02,208
‫می‌دونم منصفانه نیست ولی...

348
00:27:04,583 --> 00:27:06,166
‫خیلی از دستـش عصبانی‌ام.

349
00:27:10,083 --> 00:27:11,333
‫حالا دیگه کی واسه‌مون مونده؟

350
00:27:13,666 --> 00:27:15,041
‫تو رو داریم ین.

351
00:27:17,166 --> 00:27:18,791
‫من سیری رو پیدا می‌کنم.

352
00:27:19,791 --> 00:27:21,916
‫اون جادوگرها بدون تو
‫از پسش برنمیان.

353
00:27:24,541 --> 00:27:26,250
‫ازت می‌خوام که درمانـم کنی ین.

354
00:27:26,750 --> 00:27:30,750
‫- پری‌های جنگلی نهایت تلاششـون رو کردن ولی...
‫- زخم‌هایی هستن که جادو نمی‌تونه درمانـشون کنه.

355
00:27:33,041 --> 00:27:33,875
‫می‌دونم.

356
00:27:35,750 --> 00:27:38,250
‫کاری می‌کنم ویلگه‌فورتز تقاص پس بده.

357
00:27:38,750 --> 00:27:40,291
‫و واسم مهم نیست که امپراتوره،

358
00:27:41,500 --> 00:27:43,000
‫کاری می‌کنم امهیر هم تقاص پس بده.

359
00:27:47,000 --> 00:27:49,291
‫بگو این آخرین باری نیست
‫که می‌بینمت.

360
00:27:51,125 --> 00:27:53,000
‫بگو.

361
00:27:55,625 --> 00:27:57,250
‫من بهت نیاز داریم گرالت.

362
00:28:03,250 --> 00:28:04,750
‫منم بهت نیاز دارم ین.

363
00:28:31,833 --> 00:28:35,208
‫آره. آره. باید بهایی پرداخت بشه.

364
00:28:43,750 --> 00:28:45,875
‫خدای من، حقیقت داره.
‫تو اینجایی!

365
00:28:46,708 --> 00:28:47,833
‫تو زنده‌ای!

366
00:28:53,250 --> 00:28:54,500
‫اوه عجب اثر فاخری.

367
00:28:55,000 --> 00:28:57,208
‫نه، واقعا اثر فاخریه‌ها.

368
00:28:59,833 --> 00:29:02,875
‫خیلی نگران شده بودم.
‫هرگز نباید تنهات می‌ذاشتن.

369
00:29:02,958 --> 00:29:05,000
‫نگران نباش، با عواقبِ
‫کارشون روبه‌رو می‌شن.

370
00:29:05,750 --> 00:29:08,000
‫- فیلیپا...
‫- پیدام کرد و کمکـم کرد به خونه برگردم.

371
00:29:08,083 --> 00:29:09,458
‫اعلی‌حضرت.

372
00:29:10,083 --> 00:29:13,083
‫تا از در امان بودنـش مطمئن نمی‌شدم،
‫نمی‌تونستم چشم رو هم بذارم.

373
00:29:14,125 --> 00:29:17,458
‫می‌دونم تاند یه ضربه‌ای
‫برای هدف ما به نظر می‌رسه،

374
00:29:18,208 --> 00:29:20,708
‫ولی باور کنید،
‫کودتا کاملا هم شکست نخورده.

375
00:29:21,583 --> 00:29:23,375
‫ما خائن نیفگاردی رو رسوا کردیم

376
00:29:23,458 --> 00:29:26,875
‫و یک خلأ قدرت در برادری ایجاد کردیم
‫که فقط خودمون می‌تونیم پُرش کنیم.

377
00:29:26,958 --> 00:29:28,083
‫یک خلأ قدرت؟

378
00:29:28,750 --> 00:29:31,083
‫برادری و شمال رو به تباهی‌ان!

379
00:29:31,125 --> 00:29:35,583
‫درسته. خب نقشۀ جدیدی
‫برای ریدینیا دارم سرورم.

380
00:29:36,458 --> 00:29:37,375
‫خواهید دید.

381
00:29:41,750 --> 00:29:45,500
‫بله، خواهی دید زنیکۀ جهش‌یافته.

382
00:29:45,583 --> 00:29:48,083
‫ظاهرت افتضاحه و بوی گند می‌دی.

383
00:29:48,208 --> 00:29:50,083
‫بیا سریع یه حموم کن.

384
00:29:50,208 --> 00:29:51,583
‫من نمی‌مونم.

385
00:29:53,583 --> 00:29:56,333
‫- چی؟
‫- اومدم تا ازت بخوام...

386
00:29:56,875 --> 00:29:57,833
‫بذاری برم.

387
00:29:57,875 --> 00:30:00,083
‫کجا بری؟ محض اطلاعت
‫باید بگم همه‌جا جنگ شده.

388
00:30:00,208 --> 00:30:01,500
‫و منـم به هیچ دردی نمی‌خورم.

389
00:30:02,625 --> 00:30:05,250
‫سال‌ها بود که سعی داشتی
‫برای اینجا بودنـم هدفی پیدا کنی.

390
00:30:06,083 --> 00:30:07,958
‫من رو وارد کارهای مترسکی کردی.

391
00:30:09,958 --> 00:30:11,333
‫من جاسوس ماهری نیستم.

392
00:30:13,208 --> 00:30:14,458
‫حتی شاهزادۀ خوبی هم نیستم.

393
00:30:15,458 --> 00:30:18,958
‫ولی بالاخره چیزی پیدا کردم
‫که بهم میاد.

394
00:30:19,833 --> 00:30:20,625
‫البته یک شخصی.

395
00:30:21,958 --> 00:30:23,250
‫و به کمکـم نیاز داره.

396
00:30:27,000 --> 00:30:28,708
‫حموم رو براتون آماده کردم اعلی‌حضرت.

397
00:30:28,750 --> 00:30:32,125
‫شنل‌های من رو پیدا کن، هرچیزی که خز داره،
‫ببرشون پیش خراز،

398
00:30:32,208 --> 00:30:35,333
‫به بالاترین قیمت ممکن بفروششـون
‫و سکه‌ها رو واسم بیار.

399
00:30:36,500 --> 00:30:39,083
‫بله جدی‌ام.
‫نه، برادرمم نمی‌ده دخلت رو بیارن.

400
00:30:40,083 --> 00:30:41,208
‫خب.

401
00:30:42,000 --> 00:30:43,958
‫به نظر میاد که دیگه به ما بستگی داره.

402
00:30:55,083 --> 00:30:56,625
‫اوه. حالت خوبـه؟

403
00:31:02,333 --> 00:31:04,125
‫ویزیمیر.

404
00:31:05,208 --> 00:31:06,833
‫مثل همیشه در اشتباه نیست.

405
00:31:09,833 --> 00:31:10,708
‫ما گند زدیم.

406
00:31:11,958 --> 00:31:13,833
‫ما وعدۀ برادری رو بهش دادیم.

407
00:31:13,875 --> 00:31:15,458
‫مهمتـر از همه ریدینیا!

408
00:31:15,500 --> 00:31:18,583
‫ما چهار قدم جلو بودیم
‫ولی ویلگه‌فورتز یک قدم از ما جلوتر بود.

409
00:31:18,625 --> 00:31:21,750
‫می‌دونم فکر می‌کنی ویزیمر احمقه،
‫اما هنوز شاه‌مونه.

410
00:31:22,708 --> 00:31:25,291
‫و وقتی جواب می‌خواد...

411
00:31:27,416 --> 00:31:29,541
‫بهش می‌رسه.

412
00:31:30,208 --> 00:31:31,833
‫یکی باید تاوانِ...

413
00:31:33,833 --> 00:31:34,833
‫تاند رو بده.

414
00:31:43,125 --> 00:31:45,666
‫به ویزیمر بگو تقصیر خودم بود.

415
00:31:46,583 --> 00:31:47,833
‫آره.
‫آره.

416
00:31:49,875 --> 00:31:52,583
‫می‌دونستم می‌تونم سر جونم
‫بهت اعتماد کنم.

417
00:31:55,916 --> 00:31:57,833
‫اما نه استراتژیم.

418
00:31:58,708 --> 00:32:01,166
‫- چی؟
‫- نقشه‌هایی کشیدم که از جفت‌مون محافظت می‌کنه.

419
00:32:01,250 --> 00:32:02,708
‫منظورت چیه؟

420
00:32:23,875 --> 00:32:25,625
‫همه‌چیز سر جاشه.

421
00:32:25,708 --> 00:32:29,833
‫انتظار مزاحمت نداره.
‫نه توی مراسم و نه از طرف ما.

422
00:32:30,708 --> 00:32:31,958
‫ما جلو وایمیسیم.

423
00:32:33,458 --> 00:32:36,083
‫توی موقعیت برنده.
‫هروقت سیری اومد، می‌گیریمش.

424
00:32:36,166 --> 00:32:37,166
‫- تو هم...
‫- بس کن.

425
00:32:38,833 --> 00:32:42,166
‫- تا همین الانش هم فداکاری‌های زیاد کردیم.
‫- نه، نه... چی میگی؟

426
00:32:44,708 --> 00:32:46,750
‫- معامله امهیر رو قبول می‌کنم.
‫- فرانچسکا.

427
00:32:47,666 --> 00:32:50,541
‫نمی‌تونی معامله‌ای رو قبول کنی
‫که اصلاً توی نقشه نبوده.

428
00:32:50,541 --> 00:32:52,125
‫ممکنه جواب بده.

429
00:32:53,000 --> 00:32:56,208
‫- می‌تونیم باهمدیگه هدایتش کنیم.
‫- و باز هم زیر سلطه اون باشیم؟

430
00:32:57,583 --> 00:33:02,458
‫می‌خوام راحت شم.
‫از شر اینجا، از شر این جنگ و از شر این کره.

431
00:33:02,583 --> 00:33:03,833
‫سیری هم...

432
00:33:04,708 --> 00:33:05,833
‫می‌تونه این رو بهمون بده.

433
00:33:05,916 --> 00:33:07,958
‫می‌تونه دول بلاتانا رو بهت بده.

434
00:33:08,458 --> 00:33:11,333
‫- منتظرته...
‫- نه، نیست.

435
00:33:11,416 --> 00:33:12,666
‫دول بلاتانا...

436
00:33:14,333 --> 00:33:15,583
‫یه ‌جای واقعی بود.

437
00:33:16,583 --> 00:33:18,250
‫دست‌یافتنی بود.
‫اسمش رو نقشه بود.

438
00:33:19,000 --> 00:33:20,583
‫تا همه دنیا اون رو ببینن.

439
00:33:21,875 --> 00:33:23,333
‫اما از دستش دادیم.

440
00:33:24,875 --> 00:33:27,166
‫خونه به جایی میگن
‫که مردم من جاشون امن باشه فرینجیلا.

441
00:33:27,250 --> 00:33:31,208
‫نه تو یه کره نامعلوم
‫و تو دستای دختری که قدرت‌های نامعلومی داره.

442
00:33:31,333 --> 00:33:33,083
‫پشتوانه نداره.

443
00:33:34,583 --> 00:33:36,750
‫مخصوصاً وقتی که می‌دونم
‫ تحت حفظت نیلفگاردیم.

444
00:33:36,833 --> 00:33:38,583
‫نه، نه، نه!
‫مگه یادت رفته؟

445
00:33:39,208 --> 00:33:41,250
‫که جای همه
‫اونجا امن نیست؟

446
00:33:42,875 --> 00:33:44,208
‫چرا،
‫می‌دونم معنیش چیه.

447
00:33:45,083 --> 00:33:47,000
‫اسکویاتل‌ها رو به مرگ محکوم می‌کنم.

448
00:33:48,375 --> 00:33:50,750
‫- با این کار جون بقیه رو نجات میدم.
‫- گوش کن ببین چی میگم.

449
00:33:50,833 --> 00:33:52,500
‫گفتم نه.

450
00:33:53,750 --> 00:33:55,083
‫امهیر بی‌رحمه.

451
00:33:55,166 --> 00:33:56,875
‫همه آدم‌ها بی‌رحمن.

452
00:33:56,958 --> 00:33:59,083
‫- اما حداقل امهیر روراسته.
‫- نه که نیست.

453
00:33:59,166 --> 00:34:01,583
‫دروغگوئه!
‫می‌دونی که بچه‌ات رو کشته؟

454
00:34:01,666 --> 00:34:03,583
‫برای این کار هم می‌خواست
‫ من رو انتخاب کنه.

455
00:34:11,416 --> 00:34:12,833
‫امهیر بچه‌مون رو کشته؟

456
00:34:17,833 --> 00:34:18,916
‫آره،‌
‫کار اون بوده.

457
00:34:20,000 --> 00:34:23,250
‫بعدش هم می‌خواست با ردینیا
‫سرت رو شیره بماله.

458
00:34:23,333 --> 00:34:25,583
‫امهیر بچه‌مون رو کشته
‫و تو خبر داشتی؟

459
00:34:27,916 --> 00:34:29,416
‫منظورت چیه
‫ که تو رو انتخاب کرده؟

460
00:34:29,500 --> 00:34:32,833
‫فرانچسکا، اوضاع اصلاً خوب نبود.
‫امهیر داشت میومد سینترا.

461
00:34:33,916 --> 00:34:35,500
‫من هم باید رضایتش رو جلب می‌کردم.

462
00:34:35,583 --> 00:34:37,833
‫برای همین بهش گفتم که با بچه‌ات...

463
00:34:41,375 --> 00:34:42,583
‫...میشه تو رو اینجا نگه داشت.

464
00:34:42,666 --> 00:34:44,000
‫تا به جنگ ادامه بدیم.

465
00:34:46,875 --> 00:34:49,583
‫امهیر بچه‌ام رو کشته.

466
00:34:51,583 --> 00:34:53,083
‫برادرم،

467
00:34:53,625 --> 00:34:54,583
‫شوهرم،

468
00:34:55,416 --> 00:34:57,458
‫و صدها نفر از مردمم رو

469
00:34:59,166 --> 00:35:00,250
‫به‌خاطر دروغ تو از دست دادم؟

470
00:35:00,250 --> 00:35:02,083
‫نمی‌تونم کاری که کردم رو پس بگیرم.

471
00:35:05,750 --> 00:35:07,333
‫لیاقتش همینه.

472
00:35:08,666 --> 00:35:12,833
‫لیاقت داره که مثل تو
‫زجر بکشه.

473
00:35:13,458 --> 00:35:14,375
‫از پسش برمیایم.

474
00:35:14,458 --> 00:35:17,375
‫یه بچه به ازای یه‌نفر دیگه.
‫اینطوری برای الف‌ها صلح ابدی برقرار می‌کنی.

475
00:35:17,458 --> 00:35:19,958
‫- از پسش برمیایم. فقط باید...
‫- به من دست نزن.

476
00:35:22,083 --> 00:35:25,083
‫اون معنی زجر کشیدن رو نمی‌دونه.

477
00:35:27,208 --> 00:35:28,208
‫اما می‌فهمه.

478
00:35:31,625 --> 00:35:32,833
‫تو هم همینطور.

479
00:35:46,500 --> 00:35:48,833
‫- وایسا سر جات!
‫- یکی رو بیارین!

480
00:35:50,083 --> 00:35:51,416
‫عجله کنین،
‫کمک بیارین!

481
00:36:00,583 --> 00:36:02,833
‫ - قلعه رو بگردین.
.بله قربان -

482
00:36:02,916 --> 00:36:04,333
‫- همین حالا!
‫- بیاین دنبالم!

483
00:36:04,416 --> 00:36:06,208
‫- به دنبال من!
‫- چطوری این اتفاق افتاد؟

484
00:36:06,333 --> 00:36:09,833
‫- خروجی‌ها رو ببندین!
‫- نمی‌دونم. اما می‌فهمم.

485
00:36:09,875 --> 00:36:12,416
‫و هرکسی که مسئول این فاجعه‌اس
‫تاوانش رو پس میده.

486
00:36:12,500 --> 00:36:14,625
‫باید سریع اقدام کنیم.

487
00:36:14,708 --> 00:36:18,250
‫دشمنان‌مون این فاجعه رو بزرگ جلوه میدن
‫و میگن که بی‌رهبر شدیم.

488
00:36:20,208 --> 00:36:22,916
‫- نگهبان‌ها رو صدا کنین!
‫- بیاین دنبالم!

489
00:36:23,000 --> 00:36:26,625
‫نباید بذاریم شایعات اوضاع رو بدتر کنن.

490
00:36:31,750 --> 00:36:34,375
‫بخت باهامون یار بوده

491
00:36:34,375 --> 00:36:38,333
‫که رادوید به سلامت پیش‌مون برگشته.

492
00:36:40,708 --> 00:36:44,375
‫با دل و روحیه‌ای مستحکم،

493
00:36:46,333 --> 00:36:48,958
‫برای ردینیای کبیر،

494
00:36:49,916 --> 00:36:51,375
‫یکصدا میگیم،

495
00:36:52,458 --> 00:36:57,666
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

496
00:36:59,166 --> 00:37:02,125
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

497
00:37:02,625 --> 00:37:05,666
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

498
00:37:06,583 --> 00:37:09,458
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

499
00:37:10,750 --> 00:37:13,416
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

500
00:37:14,500 --> 00:37:17,333
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

501
00:37:18,333 --> 00:37:20,750
‫جاوید باد پادشاه رادوید!

502
00:37:27,000 --> 00:37:30,208
‫از سمت اتاق ناهار خوری بیا.
‫از این سمت!

503
00:37:36,000 --> 00:37:38,125
‫نمیشه باور کرد که تو یه هفته

504
00:37:39,166 --> 00:37:41,125
‫این همه اتفاق افتاد.

505
00:37:41,125 --> 00:37:42,666
‫که چقدر ضرر کردی.

506
00:37:48,708 --> 00:37:49,875
‫همه‌مون ضر کردیم.

507
00:37:53,791 --> 00:37:56,125
‫سرزمین‌مون.
‫تاریخ‌مون.

508
00:38:00,375 --> 00:38:01,541
‫کسایی که عاشق‌شونیم.

509
00:38:04,125 --> 00:38:05,791
‫هفته‌ی فوق‌العاده‌ای برای جادو نبود.

510
00:38:10,875 --> 00:38:13,916
‫ببخشید.
‫بدون تیسیا قرار نیست مثل سابق بشه.

511
00:38:14,625 --> 00:38:15,500
‫می‌دونم.

512
00:38:16,791 --> 00:38:19,125
‫- دیگه اشکی برام نمونده که سرازیر بشه.
‫- بهتر.

513
00:38:21,416 --> 00:38:23,791
‫چون نیوردم‌تون اینجا
‫که غصه بخوریم.

514
00:38:24,375 --> 00:38:26,666
‫اگه خودش بود خیلی بدش میومد.

515
00:38:30,666 --> 00:38:31,708
‫آوردم‌تون اینجا

516
00:38:31,791 --> 00:38:34,791
‫تا به همدیگه قول شرف بدیم
‫که نذاریم باز هم این اتفاق تکرار شه.

517
00:38:35,875 --> 00:38:37,250
‫اریتوزا از بین رفته.

518
00:38:38,166 --> 00:38:41,166
‫آینده‌ی جادو تاحالا در این حد
.بی‌ثبات نبوده

519
00:38:42,625 --> 00:38:43,708
‫باید ازش محافظت کنیم.

520
00:38:43,791 --> 00:38:45,708
‫خطرناک‌ترین جادوگری که تاحالا دیدیم

521
00:38:45,791 --> 00:38:50,208
‫قوی‌ترین منبعی که این اقلیم
‫تاحالا به خودش دیده رو در اختیار داره.

522
00:38:51,375 --> 00:38:53,416
‫باید ویلگه‌فورتز رو نابود کنیم.

523
00:38:54,416 --> 00:38:55,958
‫نگهبان قدیمی از بین رفته.

524
00:38:58,000 --> 00:39:00,125
‫همه‌چی به خودمون بستگی داره.

525
00:39:01,208 --> 00:39:03,125
‫خودمون تصمیم می‌گیریم
‫که پیشروی کنیم

526
00:39:08,708 --> 00:39:11,125
‫♪ سواری کن ای ویچر،
‫سواری کن ♪

527
00:39:12,708 --> 00:39:13,625
‫♪ همراه با... ♪

528
00:39:13,708 --> 00:39:15,750
‫♪ همراه با باد ♪

529
00:39:17,416 --> 00:39:18,625
‫♪ بادِ... ♪

530
00:39:18,708 --> 00:39:19,666
‫باد زوزه‌کش؟

531
00:39:21,041 --> 00:39:23,250
‫حس می‌کنم قبلاً استفاده شده.
‫باد زوزه‌کش؟

532
00:39:24,000 --> 00:39:25,666
‫♪ سواری کن ای... ♪

533
00:39:26,625 --> 00:39:30,791
‫هیچوقت وسط بارش فکری معنوی یه هنرمند،
‫مزاحمش نشو...

534
00:39:34,750 --> 00:39:36,000
‫تو رو می‌شناسم.

535
00:39:36,625 --> 00:39:39,791
‫دارا ام.
‫اون روز بهم کمک کردی تا به زینتریا برسم.

536
00:39:39,875 --> 00:39:40,750
‫دارا.

537
00:39:42,875 --> 00:39:44,000
‫آره یادمه.

538
00:39:45,750 --> 00:39:47,125
‫مقدر شدی تا کارهای بزرگ بکنی.

539
00:39:49,125 --> 00:39:51,125
‫البته این دقیقاً چیزی نبود
‫که بهش فکر می‌کردم.

540
00:39:53,166 --> 00:39:56,208
‫توی شراود بودم.
‫با اسکویاتل‌ها می‌جنگیدم.

541
00:39:56,708 --> 00:40:00,125
‫بعد این که اعضای خانوادم کشته شدن،
‫تا مدت طولانی‌ای تنها بودم.

542
00:40:00,125 --> 00:40:04,666
‫و وقتی مردم خودم رو پیدا کردم،
‫با خودم گفتم باید چیزی که از دست دادم رو برگردونم.

543
00:40:06,166 --> 00:40:07,666
‫هدف، امید، خونواده.

544
00:40:07,750 --> 00:40:08,750
‫صلح.

545
00:40:09,625 --> 00:40:10,916
‫اما اونا

546
00:40:11,500 --> 00:40:13,750
‫با «شعله سفید» توافق کردن
‫تا جنگی رو شروع کنن.

547
00:40:13,875 --> 00:40:15,375
‫من هم نتونستم این کار رو بکنم.

548
00:40:15,416 --> 00:40:16,750
‫برای همین فرار کردم.

549
00:40:17,500 --> 00:40:19,250
‫اشکالی نداره بترسی.

550
00:40:19,375 --> 00:40:22,291
‫نترسیدم.
‫فقط از فرار کردن خسته شدم.

551
00:40:22,375 --> 00:40:25,291
‫اگه این نفرت رو با خودم نگه دارم،

552
00:40:26,375 --> 00:40:27,416
‫من رو می‌کشه.

553
00:40:30,666 --> 00:40:32,375
‫آره.
‫همینطوره.

554
00:40:36,625 --> 00:40:38,416
‫من سیری رو می‌شناختم.

555
00:40:39,958 --> 00:40:42,375
‫اولین کسی بود
‫که کنارش احساس امنیت می‌کردم.

556
00:40:50,416 --> 00:40:51,750
‫اگه باز هم دیدیش...

557
00:40:53,875 --> 00:40:55,375
‫بهش بگو که بخشیدمش.

558
00:40:56,416 --> 00:40:57,625
‫و ازش معذرت‌خواهی کن.

559
00:41:10,625 --> 00:41:13,791
‫یادم نمیاد که دستورالعمل‌های وزمیر برای اکسیر

560
00:41:13,875 --> 00:41:15,458
‫توش اینقدر...

561
00:41:17,125 --> 00:41:18,625
‫...کرم داشته باشه.

562
00:41:18,708 --> 00:41:19,625
‫نداره.

563
00:41:20,750 --> 00:41:23,500
‫اما نزدیک‌ترین چیز به زهر ایگرنه
‫که می‌تونستم پیدا کنم.

564
00:41:24,125 --> 00:41:26,000
‫بیخیال...
‫آخه نگاش کن.

565
00:41:27,875 --> 00:41:29,125
‫شرمنده رفیق.

566
00:41:30,041 --> 00:41:32,125
‫باهاش آروم برخورد کن...

567
00:41:32,208 --> 00:41:35,125
‫قدرتش به اندازه اکسیر وزمیر نمیشه.

568
00:41:37,166 --> 00:41:39,500
‫اما باید حواس رو تقویت کنه.

569
00:42:12,875 --> 00:42:13,791
‫با این بزنش...

570
00:42:26,666 --> 00:42:27,708
‫آره!

571
00:42:29,458 --> 00:42:30,625
‫نه...

572
00:42:37,458 --> 00:42:39,208
‫الان باید مرده باشی.

573
00:42:39,208 --> 00:42:40,375
‫همم.

574
00:42:41,708 --> 00:42:42,708
‫باید بریم.

575
00:42:43,208 --> 00:42:44,208
‫باشه.

576
00:43:19,916 --> 00:43:21,416
‫روز فرخنده‌ایه سرورم.

577
00:43:22,375 --> 00:43:23,375
‫به لطف تو.

578
00:43:29,125 --> 00:43:34,500
‫امپراتور امهیر وار امریس،
‫شعله سفیدی که روی قبر دشمنانش می‌رقصد،

579
00:43:35,125 --> 00:43:38,916
ورود سیریلا فیونا الن ریانون
.را خوشامد می‌گوید

580
00:43:40,125 --> 00:43:43,500
‫- ملکه‌ی سینترا، شاهدخت بروژ...
‫- آره، آره، اومد!

581
00:43:43,625 --> 00:43:45,291
‫...بانوی دوک سادن

582
00:43:45,375 --> 00:43:50,125
‫بدین وسیله به عناوین
‫دوشس روان و ایملاک

583
00:43:50,166 --> 00:43:53,708
‫و بانوی قصر دارن روان
.ملقب می‌گردند

584
00:43:53,791 --> 00:43:55,541
‫مهمان محترم‌مان

585
00:43:56,041 --> 00:43:58,625
‫که امید است با حضور ایشان

586
00:43:58,708 --> 00:44:02,708
‫شاهد دوران آرام‌تر و شادتری باشیم.

587
00:44:11,000 --> 00:44:12,916
‫به خونه خوش اومدی.

588
00:44:12,916 --> 00:44:14,791
‫جایی هستی که بهش تعلق داری.

589
00:44:18,000 --> 00:44:20,416
‫باعث افتخاره،
‫اعلی‌حضرت.

590
00:44:45,791 --> 00:44:48,291
‫جاوید باد شاهدخت سیریلا!

591
00:44:48,791 --> 00:44:51,875
‫جاوید باد شاهدخت سیریلا!

592
00:44:53,916 --> 00:44:56,583
‫هوی،
‫موطلایی.

593
00:44:59,875 --> 00:45:01,416
‫موطلایی...

594
00:45:03,375 --> 00:45:05,916
‫به به،
‫بالاخره بیدار شدی.

595
00:45:06,458 --> 00:45:08,125
‫می‌خوای از اینجا در بری؟

596
00:45:08,666 --> 00:45:10,666
‫- می‌خوریش؟
‫- آره بابا.

597
00:45:10,750 --> 00:45:12,750
‫یه دور دیگه.

598
00:45:17,208 --> 00:45:18,958
‫چوب لای چرخ...

599
00:45:19,041 --> 00:45:20,875
‫چوب لای چرخ...

600
00:45:20,916 --> 00:45:23,500
‫هی، موطلایی.

601
00:45:25,458 --> 00:45:26,708
‫نظرت چیه؟

602
00:45:27,375 --> 00:45:28,208
‫تو کی هستی؟

603
00:45:28,291 --> 00:45:30,125
‫پادشاه ابینگ کوفتی‌ام.

604
00:45:31,750 --> 00:45:33,541
‫حالا هم دقیقاً کاری که میگم رو بکن.

605
00:45:33,625 --> 00:45:34,875
‫کیلی.
‫اسمش به گوشت خورده؟

606
00:45:35,750 --> 00:45:37,041
‫یکی از اعضای گروه «موش‌ها»ست.

607
00:45:37,041 --> 00:45:39,916
‫رئیس واسه دستگیری باندش
‫جایزه گنده‌ای گذاشته.

608
00:45:40,958 --> 00:45:44,250
‫- فقط واسه همینه که نکشتمش.
‫- کیلی؟

609
00:45:45,125 --> 00:45:48,625
‫رئیس احتمالاً نازیت کنه
‫و یه بشکه نوشیدنی بهت بده.

610
00:45:51,041 --> 00:45:53,666
‫جایزه‌مون.
‫پرنده کوچولوی استثنایی.

611
00:45:54,666 --> 00:45:57,250
‫دخترک نیلفگاردی‌ای که همه دنبالشن.

612
00:45:57,375 --> 00:45:59,791
‫تو به اندازه یه احمق توی قهوه خونه،
‫به دردنخوری.

613
00:45:59,875 --> 00:46:01,125
‫دختره رو پیدا کردن.

614
00:46:01,208 --> 00:46:04,375
‫نه، اگه پیداش کردن
‫پس چرا هنوز می‌خوان جایزه بدن؟

615
00:46:04,416 --> 00:46:07,416
‫ارزشش فقط به‌خاطر اسم و رسمشه.

616
00:46:07,500 --> 00:46:10,125
‫با این حال بدم نمیاد تحویلش بدم.

617
00:46:11,875 --> 00:46:14,458
‫- یکم از اون‌ غذاها واسه ما نیست؟
‫- کارد بخوره به شکمت!

618
00:46:15,375 --> 00:46:16,541
‫خوب بود.

619
00:46:20,166 --> 00:46:21,208
‫گشنه‌مونه.

620
00:46:34,958 --> 00:46:35,916
‫دیدین؟

621
00:46:37,250 --> 00:46:38,916
‫اشرافی‌ایه.

622
00:46:40,625 --> 00:46:43,500
‫- عجب احمقی هستی.
‫- بهت که گفت گشنشه، احمق

623
00:46:44,416 --> 00:46:45,458
‫اسکوملک!

624
00:46:45,458 --> 00:46:48,458
‫هرکاری خواستی با دختره بکن،
‫اما «موشه» واسه منه!

625
00:46:49,166 --> 00:46:52,625
‫یه بار دیگه دستت بهش بخوره،
‫چشمت رو از حدقه در میارم!

626
00:46:52,666 --> 00:46:53,666
‫بشین سر جات.

627
00:46:53,750 --> 00:46:56,166
‫- تکون نخور.
‫- خیلی حرف میزنی بچه‌جون.

628
00:46:56,250 --> 00:46:57,541
‫- آره.
‫- گرفتیش؟

629
00:47:01,125 --> 00:47:03,041
‫پس اونقدر هم به‌دردنخور نیستی.

630
00:47:03,125 --> 00:47:04,541
‫خوب شد فهمیدم.

631
00:47:05,208 --> 00:47:06,875
‫حالا بندازش سمت من.

632
00:47:08,166 --> 00:47:10,125
‫از تو گنده‌تره بچه.

633
00:47:10,125 --> 00:47:12,166
‫- مامانت که شکایتی نداشت.
‫- جدی میگم. بلند شو.

634
00:47:12,250 --> 00:47:14,750
‫بلند شین.
‫نشونم بدین بچه‌ها.

635
00:47:14,875 --> 00:47:16,166
‫بدو دیگه!

636
00:47:16,250 --> 00:47:18,125
‫بدون ما مهمونی گرفتین؟

637
00:47:18,166 --> 00:47:20,166
‫این دیگه چه خریه؟

638
00:47:23,750 --> 00:47:24,666
‫موش‌ها!

639
00:47:25,458 --> 00:47:26,958
‫موش‌ها 

640
00:47:27,041 --> 00:47:28,541
‫من این خانم‌ کوچولو رو برمی‌دارم
.و میرم

641
00:47:30,291 --> 00:47:31,500
‫میسل،
‫پشت سرت!

642
00:47:33,375 --> 00:47:34,916
‫کجا با این عجله؟

643
00:47:39,458 --> 00:47:41,958
‫- نمی‌ذارم!
‫- کیلی!

644
00:47:43,500 --> 00:47:46,166
‫می‌دونستم زنده‌ای!

645
00:47:59,000 --> 00:48:01,041
‫بکش عقب!
‫اونا مال منن!

646
00:48:08,375 --> 00:48:09,500
‫بیا اینجا ببینم!

647
00:48:21,125 --> 00:48:22,208
‫ایول ریف!

648
00:48:28,125 --> 00:48:28,916
‫گمشو!

649
00:48:46,875 --> 00:48:48,416
‫سلام وروجک!

650
00:48:49,375 --> 00:48:50,541
‫خودم به حسابش می‌رسم!

651
00:49:01,041 --> 00:49:03,666
‫نظرت چیه یه مبارزه منصفانه بکنیم؟

652
00:49:35,708 --> 00:49:38,500
‫تاوانش رو پس میدی،
‫اشرافی!

653
00:49:49,083 --> 00:49:50,250
‫داره باهاش بازی می‌کنه.

654
00:50:28,166 --> 00:50:29,875
‫یکی یکی برین.

655
00:50:29,958 --> 00:50:32,375
‫- به موقع نمی‌رسیم.
‫- راه بیفت.

656
00:50:33,500 --> 00:50:34,583
‫تو صف وایسین!

657
00:50:35,958 --> 00:50:38,708
‫شما باید مدارک شناسایی بیشتری نشون بدین.
‫جیب‌هاتون رو خالی کنین.

658
00:50:38,708 --> 00:50:40,833
‫اگه رد نشیم
‫به سیری نمی‌رسیم.

659
00:50:40,875 --> 00:50:42,500
‫وگرنه زنت رو می‌برم اون گوشه،

660
00:50:42,583 --> 00:50:45,250
‫تا ببینیم می‌تونه قانعم کنه
‫که بذارم رد شین یا نه.

661
00:50:45,750 --> 00:50:47,625
‫باید یه راه دیگه هم باشه.

662
00:50:47,708 --> 00:50:49,416
‫- چندروز طول می‌کشه.
‫- بفرمایین.

663
00:50:50,875 --> 00:50:52,208
‫چه مرد باهوشی.
‫راه بیفت.

664
00:50:55,625 --> 00:50:56,750
‫تشکر.

665
00:50:56,833 --> 00:50:57,958
‫صبح‌تون بخیر!

666
00:50:58,083 --> 00:51:00,458
‫- سلام، حال‌تون... چطوره؟
‫- مدارک.

667
00:51:00,583 --> 00:51:02,583
‫- گم‌شون کردیم.
‫- اما...

668
00:51:02,625 --> 00:51:04,708
‫خوشحال میشیم که
‫زحمات‌تون رو...

669
00:51:04,833 --> 00:51:07,416
‫جبران کنیم...

670
00:51:07,500 --> 00:51:08,416
‫ام...

671
00:51:09,375 --> 00:51:10,916
‫یه لحظه.

672
00:51:12,625 --> 00:51:14,166
‫یه وقت کمک نکنی‌ها...

673
00:51:14,250 --> 00:51:15,666
‫می‌خوای رد شی؟
‫پول بده.

674
00:51:16,625 --> 00:51:19,375
‫این دو اورن هم خدمت شما!

675
00:51:23,916 --> 00:51:26,083
‫باید یکم دیگه سر کیسه رو شل کنی،
‫عوضی.

676
00:51:27,708 --> 00:51:28,833
‫این قشنگه.

677
00:51:30,083 --> 00:51:31,083
‫وایسا.

678
00:51:33,500 --> 00:51:34,833
‫بابت زحمات‌تون.

679
00:51:37,666 --> 00:51:39,750
‫- رفیق.
‫- نه گرالت. این نه.

680
00:51:42,916 --> 00:51:43,750
‫خیلی خوشگله.

681
00:51:45,000 --> 00:51:45,916
‫راه بیفتین.

682
00:51:46,958 --> 00:51:49,333
‫- ممنونم. واقعاً مچکرم.
‫- باعث افتخار بود.

683
00:51:53,083 --> 00:51:54,208
‫دوست عزیزم،

684
00:51:54,875 --> 00:51:56,500
‫یه بار خوابی رو برام تعریف کردی

685
00:51:57,375 --> 00:51:59,583
‫که داشتی از مزارعی بی‌کران

686
00:51:59,666 --> 00:52:01,916
‫به سمت ابلیسکی که
‫ اسم «مردگان» روش حک شده بود، می‌رفتی.

687
00:52:01,916 --> 00:52:04,500
‫- بابت عوارضه.
‫- نه! نه!

688
00:52:04,583 --> 00:52:08,208
‫زنی با چشم‌های آبی‌رنگ
‫دنبالت بود.

689
00:52:08,333 --> 00:52:11,583
‫اگه یه بار دیگه ببینم‌تون،
‫بچه‌تون رو یتیم می‌کنم.

690
00:52:12,625 --> 00:52:15,583
‫می‌شناختیش،
‫چون پا به پا دنبالت اومده بود.

691
00:52:16,333 --> 00:52:17,458
‫ما راه‌مون رو میریم.

692
00:52:19,333 --> 00:52:21,500
‫گرالت،
‫باید سیری رو پیدا کنیم. گرالت...

693
00:52:21,583 --> 00:52:23,375
‫ازش پرسیدی که،
‫«چرا؟»

694
00:52:24,583 --> 00:52:26,458
‫چون تقدیر این بوده که تنها باشی؟

695
00:52:26,583 --> 00:52:29,208
‫چرا دست از سر اون دختر
‫و خونوادش برنمی‌داری؟

696
00:52:29,333 --> 00:52:30,500
‫گمشو.

697
00:52:31,000 --> 00:52:34,208
‫وگرنه می‌برمش خونه
‫تا ببینم از پس چه کارایی بر میاد.

698
00:52:34,708 --> 00:52:37,958
‫به‌خاطر این بود که می‌خواست بترسی؟
‫ویچری که به هیچکس

699
00:52:39,375 --> 00:52:40,583
‫محتاج نبود؟

700
00:52:42,375 --> 00:52:43,708
‫راستش رو بهش گفتی.

701
00:52:44,875 --> 00:52:46,416
‫همیشه می‌ترسیدی.

702
00:52:47,583 --> 00:52:48,416
‫تا الان.

703
00:52:49,625 --> 00:52:51,916
‫چون همه‌چیزت رو ازت گرفته بود،

704
00:52:52,000 --> 00:52:54,125
‫که یعنی ترس رو هم ازت گرفته.

705
00:52:56,583 --> 00:53:00,833
‫من و تو الان می‌دونیم که نیاز چه معنایی داره.
‫عشق ورزیدن چه معنایی داره.

706
00:53:02,208 --> 00:53:04,125
‫که از دست دادن همه‌چیز،
‫ چه معنایی داره.

707
00:53:04,416 --> 00:53:06,000
‫لعنت به بی‌طرفی.

708
00:53:07,833 --> 00:53:09,416
‫ما دیگه نمی‌ترسیم.

709
00:53:21,666 --> 00:53:23,083
‫گرالت،
‫شمشیرت!

710
00:53:25,083 --> 00:53:27,166
‫یه کمک بکنی بد نیست‌ها!

711
00:53:27,666 --> 00:53:28,500
‫بیا.

712
00:53:32,458 --> 00:53:34,083
‫همه برن زیر ارابه!

713
00:53:45,500 --> 00:53:46,583
‫بگیرینش!

714
00:53:47,000 --> 00:53:48,833
‫می‌کشمش...

715
00:53:59,833 --> 00:54:01,583
‫نمی‌‌خواد بگی،
‫خودم می‌دونم،

716
00:54:02,625 --> 00:54:03,916
‫تا الان باید مرده باشم.

717
00:54:05,625 --> 00:54:07,083
‫زمانی بوده که گم شده باشم.

718
00:54:08,333 --> 00:54:09,916
‫اتنه میگه هنوز هم پیدا نشدم.

719
00:54:11,375 --> 00:54:12,916
‫خیلی دوست داشتم...

720
00:54:13,000 --> 00:54:16,583
‫یکی اینطوری که تو دنبال دخترتی،
‫دنبالم باشه.

721
00:54:17,083 --> 00:54:18,166
‫همه سالمن.

722
00:54:21,666 --> 00:54:22,583
‫همه‌چی مرتبه؟

723
00:54:23,708 --> 00:54:24,625
‫نه هنوز.

724
00:54:24,708 --> 00:54:25,666
‫یکی رو جا انداختی.

725
00:54:26,833 --> 00:54:27,916
‫نه.

726
00:54:35,458 --> 00:54:36,416
‫بلند شو.

727
00:54:38,333 --> 00:54:41,083
‫اگه تونستی قبل از من به نیلفگارد برسی...

728
00:54:45,333 --> 00:54:47,916
‫به اون امهیر میگی

729
00:54:48,833 --> 00:54:50,458
‫هرچقدر ارتشش بزرگ باشه،

730
00:54:51,166 --> 00:54:52,833
‫و هرچقدر دیوارهاش بلند باشن،

731
00:54:53,833 --> 00:54:56,333
‫سیری رو آزاد می‌کنم.

732
00:54:58,708 --> 00:54:59,750
‫حالیته؟

733
00:55:30,916 --> 00:55:33,166
‫گرالت،
‫مثل روز برام روشنه،

734
00:55:33,250 --> 00:55:34,583
‫که سیری رو پیدا می‌کنی.

735
00:55:37,375 --> 00:55:40,875
‫من هم تضمین می‌کنم
‫که اون رو به یه دنیای امن برگردونم.

736
00:55:45,375 --> 00:55:48,750
‫اگه هم مجبور باشیم
‫تا با چشمان آبی‌رنگ مرگ رو در رو بشیم،

737
00:55:50,458 --> 00:55:51,458
‫ترسی نداریم.

738
00:55:52,625 --> 00:55:55,250
‫اما آخرین افرادی خواهیم بود
‫که شکست می‌خورن.

739
00:55:56,250 --> 00:55:57,583
‫از این بابت مطمئنم.

740
00:56:04,583 --> 00:56:05,750
‫دوست‌دار تو...

741
00:56:07,708 --> 00:56:08,666
‫ینیفر.

742
00:56:15,333 --> 00:56:18,208
‫- دفعه آخره نجاتت میدیم.
‫- دروغ میگی و جفت‌مون هم خوب می‌دونیم.

743
00:56:18,333 --> 00:56:21,208
‫دهنت رو ببند
‫و هر وسیله‌ی با ارزشی که دیدی رو بردار.

744
00:56:28,416 --> 00:56:30,208
‫کسی نمی‌خواد درباره دختره حرف بزنه؟

745
00:56:30,208 --> 00:56:33,333
‫- لاله؟
‫- اینقدر هولش نکن.

746
00:56:35,083 --> 00:56:37,083
‫میگن حس بدیه.

747
00:56:38,583 --> 00:56:39,708
‫که جون یکی رو بگیری.

748
00:56:46,833 --> 00:56:47,833
‫اما نیست.

749
00:56:48,416 --> 00:56:49,583
‫باید راه بیفتیم.

750
00:56:49,666 --> 00:56:52,208
‫- تنهاس؟
‫- شمشیرزنی بلده.

751
00:56:55,583 --> 00:56:56,708
‫اسمت چیه؟

752
00:57:06,333 --> 00:57:07,583
‫فالکا صدام بزن.
