﻿1
00:00:15,416 --> 00:00:21,166
‫« فصل چهارم »
‫« قسمت اول: چیزی که نکُشتت، قوی‌ترت می‌کنه »

2
00:00:21,750 --> 00:00:25,666
‫مدالیون زیر نور ماه روی گردن گرالت لرزید

3
00:00:26,166 --> 00:00:30,625
‫طبق روایت‌ها،
‫مرگ سایه به سایه‌اش قدم برمی‌داشت

4
00:00:31,666 --> 00:00:35,250
‫اما ویچرِ قصه‌ی ما از چیزی اِبا نداشت

5
00:01:34,375 --> 00:01:35,666
‫بدک نبود

6
00:01:37,625 --> 00:01:42,375
‫این بود قصه‌ی قصاب بلاویکن

7
00:01:43,375 --> 00:01:44,500
‫دیروقت شده

8
00:01:45,000 --> 00:01:46,375
‫پاشید برید

9
00:01:46,875 --> 00:01:48,625
‫یالا. پاشید برید. برید. برید!

10
00:01:50,666 --> 00:01:51,750
‫هی!

11
00:01:55,500 --> 00:01:57,750
‫مُردم از دستت!

12
00:01:57,750 --> 00:01:59,375
‫اشتباه تعریف می‌کنی

13
00:02:01,250 --> 00:02:03,791
‫اِی نیموئه، باز که تویی

14
00:02:03,791 --> 00:02:05,458
‫این داستان مال صد سال پیشـه

15
00:02:05,500 --> 00:02:08,375
‫درست و غلط معنا نداره

16
00:02:09,625 --> 00:02:10,750
‫اون کتاب من نیست؟

17
00:02:12,750 --> 00:02:13,958
‫کِش رفتمش

18
00:02:14,000 --> 00:02:16,000
‫- چی؟
‫- تو که اصلاً نمی‌خونیش

19
00:02:17,750 --> 00:02:19,583
‫« نیم قرن شاعری »
‫« نوشته‌ی جولیان آلفرد پانکراتز ویکنت لتن‌هوف »

20
00:02:19,625 --> 00:02:22,291
‫به قولِ یسکیر، بهترین دوستِ گرالت،

21
00:02:22,291 --> 00:02:26,166
‫راوی حقیقیِ سرگذشتش:

22
00:02:27,625 --> 00:02:29,250
‫«حتی یه کیکیمورا هم

23
00:02:30,791 --> 00:02:32,000
‫حریفِ گرالت نمیشه»

24
00:02:37,625 --> 00:02:39,500
‫وامونده!

25
00:02:46,625 --> 00:02:48,750
‫خوبـه. بیشتر

26
00:03:45,916 --> 00:03:48,416
‫اگه همه‌ی داستان‌ها رو از بَری،

27
00:03:48,416 --> 00:03:49,875
‫با من چیکار داری دیگه؟

28
00:03:50,500 --> 00:03:51,500
‫که بهم گوش بدی

29
00:04:00,500 --> 00:04:01,833
‫عشق گرالت و ینیفر
‫ابدی و جاودانه بود

30
00:04:01,833 --> 00:04:03,541
‫تقصیرِ اون گریفینه‌ست که
‫قصد جونم رو کرده بود

31
00:04:03,541 --> 00:04:06,375
‫کاش دو دقیقه هم که شده
‫کله‌خربازی در نمی‌آوردی

32
00:04:06,416 --> 00:04:08,416
‫من کله‌خر باشم، تو کله‌چی میشی؟

33
00:04:08,416 --> 00:04:10,208
‫هیچ حیوونی به این عظمت پیدا نمیشه

34
00:04:10,208 --> 00:04:12,208
‫گمشو. دیگه نمی‌خوام ریختت رو ببینم

35
00:04:12,208 --> 00:04:14,541
‫من بدون تو نمی‌تونم

36
00:04:15,541 --> 00:04:16,666
‫بلکه روایتِ سرنوشت بود

37
00:04:17,416 --> 00:04:19,833
‫آره، اگه به اینجور چیزها اعتقاد داشته باشی

38
00:04:19,833 --> 00:04:22,916
‫همین سرنوشت، اونها رو به
‫قسمت موردعلاقه‌ی من تو کل این قصه رسوند...

39
00:04:29,041 --> 00:04:30,541
‫سیریلای سینترا

40
00:04:34,916 --> 00:04:36,208
‫دخترخونده‌اش

41
00:04:39,791 --> 00:04:41,791
‫تکمیل‌کننده‌ی خانواده‌شون

42
00:04:45,208 --> 00:04:48,833
‫اما پایان خوش قصه‌ها
‫تاریخ رو نمی‌سازه

43
00:04:49,333 --> 00:04:51,041
‫دشمن‌هاش دست‌بردار نبودن

44
00:04:53,791 --> 00:04:55,166
‫هِی بین‌شون جدایی می‌انداختن

45
00:04:56,541 --> 00:04:57,666
‫نیلفگاردی‌ها

46
00:04:59,208 --> 00:05:00,541
‫اسکویاتل‌ها

47
00:05:04,166 --> 00:05:05,125
‫با هیولاها

48
00:05:07,250 --> 00:05:08,500
‫اون هم یه عالمه

49
00:05:12,500 --> 00:05:14,625
‫اما سخت‌ترین بخش ماجرا
‫هنوز نرسیده بود

50
00:05:15,750 --> 00:05:19,500
‫گرالت ناچار شد برای محافظت از خانواده‌اش
‫تنهاشون بذاره و بره

51
00:05:20,416 --> 00:05:22,875
‫تا با پلیدترین هیولای عالم روبرو بشه

52
00:05:26,291 --> 00:05:27,666
‫ویلگه‌فورتزِ روگوین

53
00:06:08,750 --> 00:06:10,583
‫تموم شد

54
00:06:10,625 --> 00:06:12,041
‫سیری مال منـه

55
00:06:18,750 --> 00:06:21,625
‫«آوارگی تقدیرِ ما نیست، سرنوشت ما رو به هم می‌رسونه»

56
00:06:22,250 --> 00:06:25,666
‫آخرین قول گرالت این بود که
‫سرانجام دوباره کنار هم قرار می‌گیرن

57
00:06:31,500 --> 00:06:32,708
‫تموم نشد که

58
00:06:32,750 --> 00:06:35,250
‫- چرا مکث کردی؟
‫- چون از اتفاقِ بعدش متنفرم

59
00:06:36,625 --> 00:06:39,916
‫تور لارا که با جادو منفجر شد،
‫سیری هم غیب شد

60
00:06:42,916 --> 00:06:44,833
‫خودش رو مقصر همه چی می‌دونست

61
00:06:44,875 --> 00:06:46,625
‫من از تموم قدرتم می‌گذرم!

62
00:06:47,625 --> 00:06:48,833
‫اسمم فالکاست

63
00:06:48,875 --> 00:06:51,500
‫باورش شده بود که
‫مایه‌ی بدبختی خانواده‌اشـه

64
00:06:53,000 --> 00:06:55,416
‫اینکه این فصل از زندگیش دیگه تموم شده

65
00:06:58,375 --> 00:06:59,791
‫اما این حقیقت نداشت

66
00:07:03,875 --> 00:07:05,291
‫مسیرِ سیری،

67
00:07:06,750 --> 00:07:08,250
‫مسیر همه‌شون

68
00:07:09,000 --> 00:07:10,125
‫تازه داشت شروع می‌شد

69
00:07:10,125 --> 00:07:11,875
‫رو چه حساب
‫این حرف رو می‌زنی؟

70
00:07:12,625 --> 00:07:16,000
‫می‌دونی که سیری رو دوست دارم.
‫کل این حماسه رو.

71
00:07:17,000 --> 00:07:19,500
‫با دیدنِ این، حس می‌کنم

72
00:07:20,375 --> 00:07:22,250
‫قراره نقشی توی این داستان ایفا کنم

73
00:07:23,375 --> 00:07:25,000
‫حس می‌کنم اون منم

74
00:07:27,125 --> 00:07:28,125
‫خب،

75
00:07:29,375 --> 00:07:32,166
‫دستِ تقدیر چه بازی‌ها که با آدم نمی‌کنه

76
00:07:33,166 --> 00:07:35,291
‫منتها قبل اینکه به اونجا برسیم،

77
00:07:35,291 --> 00:07:39,541
‫تو... چندتا نکته‌ی مهم رو از قلم انداختی

78
00:07:40,416 --> 00:07:41,416
‫ایناهاش

79
00:07:42,416 --> 00:07:45,000
‫«درست زمانی‌ که به نظر می‌رسید
‫همه چیز از دست رفته،

80
00:07:45,625 --> 00:07:49,125
‫گرالت، دوباره به پا خاست»

81
00:08:10,750 --> 00:08:11,833
‫نیلفگارد

82
00:08:11,875 --> 00:08:13,666
‫همچنان باید بریم شرق

83
00:08:13,666 --> 00:08:17,000
‫فقط کافیـه رد دهکده‌های سوخته رو
‫تا قلعه‌ی امهیر دنبال کنیم

84
00:08:19,625 --> 00:08:23,916
‫وقتی قاره رو به توبره می‌کشه تا تصاحبش کنه،
‫دیگه ببین با سیری چه‌ها که نمی‌کنه!

85
00:08:41,833 --> 00:08:44,583
‫بگو ببینم
‫این دیگه کدوم موهبت نوبرانه‌ی جنگـه؟

86
00:08:47,208 --> 00:08:49,208
‫هاوکارها

87
00:08:49,875 --> 00:08:51,833
‫اینها کین اونوقت؟

88
00:08:51,833 --> 00:08:55,083
‫جماعت سوداگری که جیب مُرده‌ها رو خالی می‌کنن و
‫تو مزایده به بقیه می‌فروشن

89
00:08:55,083 --> 00:08:57,000
‫خدا کنه چهارتا چیز هم
‫واسه ما مونده باشه

90
00:08:57,000 --> 00:09:00,250
‫خدا کنه! من یکی که دلم غذا می‌خواد،

91
00:09:00,250 --> 00:09:02,541
‫چون هم روده‌بزرگه‌ی من و هم شماها

92
00:09:02,583 --> 00:09:04,208
‫داره روده‌کوچیکه رو می‌خوره

93
00:09:04,208 --> 00:09:06,750
‫وای، اونها رو نگاه

94
00:09:06,750 --> 00:09:09,708
‫بیا. نترس. آفرین

95
00:09:10,208 --> 00:09:12,791
‫یسکیر، ما لاشخور نیستیم.
‫جلوی شکمت رو بگیر.

96
00:09:12,833 --> 00:09:18,291
‫با این میشه دل و روده‌ی قربانی رو
‫قیمه‌قیمه کرد

97
00:09:18,333 --> 00:09:20,875
‫چه قشنگ. می‌فرمودید؟

98
00:09:21,583 --> 00:09:24,041
‫خیلی‌خب، ببینیم چی اینجا داریم

99
00:09:24,083 --> 00:09:26,083
‫وای!

100
00:10:02,083 --> 00:10:03,708
‫می‌خواستم امتحانش کنم

101
00:10:06,958 --> 00:10:09,500
‫خب، انگار که معامله‌شون نتیجه‌بخش نبوده

102
00:10:10,291 --> 00:10:12,250
‫بریم ببینیم
‫چی اینقدر برای نیلفگاردی‌ها مهم بوده

103
00:10:13,625 --> 00:10:15,166
‫عه، جنازه‌ست

104
00:10:15,166 --> 00:10:17,375
‫عجب ضدحالی

105
00:10:19,375 --> 00:10:21,416
‫جنازه‌ی تسخیرشده؟

106
00:10:22,125 --> 00:10:23,500
‫مگه وجود داره؟ نمی...

107
00:10:28,791 --> 00:10:29,791
‫تو!

108
00:10:30,375 --> 00:10:32,750
‫- خودشـه
‫- نیلفگاردیِ کثافت!

109
00:10:32,750 --> 00:10:34,250
‫- گرالت!
‫- می‌کشمت

110
00:10:34,250 --> 00:10:37,208
‫تو مسبب تموم شب‌هایی هستی که
‫سیری با جیغ و وحشت از خواب می‌پرید

111
00:10:37,250 --> 00:10:39,500
‫امهیر تو رو فرستاده بود دنبالش دیگه؟

112
00:10:39,500 --> 00:10:41,208
‫سربازها دارن میان

113
00:10:41,250 --> 00:10:42,541
‫باید بریم تو جاده

114
00:10:42,541 --> 00:10:44,541
‫هر کسی که سد راهم بشه رو می‌کشم تا

115
00:10:44,541 --> 00:10:46,791
‫بالاخره دستم به اون امپراتور برسه و
‫اون رو هم خلاصش کنم

116
00:10:46,791 --> 00:10:49,375
‫گرالت. گرالت، خواهش می‌کنم

117
00:10:50,000 --> 00:10:51,250
‫بدبخت خودش اسیره

118
00:10:52,250 --> 00:10:56,375
‫شاید الان فرصتی باشه وحشی‌گری رو کمتر کنیم

119
00:11:01,750 --> 00:11:04,250
‫چون سیری توی جزیره از خونت گذشت،
‫من هم می‌گذرم

120
00:11:04,250 --> 00:11:06,250
‫همین یه دفعه

121
00:11:06,250 --> 00:11:10,625
‫ولی اگه دوباره چشمم بهت بیفته،
‫از وسط دو شقه‌ات می‌کنم جلوی خودم جون بدی

122
00:11:14,875 --> 00:11:16,000
‫بریم

123
00:11:16,000 --> 00:11:18,875
‫خب، خوبـه. بریم

124
00:11:36,500 --> 00:11:37,750
‫دخترکم،

125
00:11:38,916 --> 00:11:42,125
‫از اون روز شوم توی تاند،
‫دیگه نتونستم وجودت رو حس کنم

126
00:11:44,250 --> 00:11:45,500
‫گرالت که از پا دراومد و

127
00:11:46,166 --> 00:11:48,041
‫برج منفجر شد

128
00:11:48,041 --> 00:11:49,125
‫هیزم!

129
00:11:49,125 --> 00:11:50,791
‫باهات وداع کردم؛

130
00:11:50,791 --> 00:11:55,333
‫غافل از اینکه اون برات دام پهن کرده بود

131
00:11:55,375 --> 00:11:57,291
‫دنبال ویلگه‌فورتزِ روگوین هستم

132
00:11:57,875 --> 00:12:01,541
‫من خیالم از بابتت راحتـه.
‫هم از قدرتت و هم روحیه‌ی جنگاوریت...

133
00:12:02,250 --> 00:12:04,291
‫مطمئنم زنده‌ای

134
00:12:04,291 --> 00:12:06,041
‫با این حال، غرقِ تشویشم

135
00:12:07,666 --> 00:12:10,083
‫بنیان این قاره در حال لرزیدنـه

136
00:12:10,125 --> 00:12:13,166
‫با چیزی خطرناک و شوم

137
00:12:13,166 --> 00:12:15,500
‫- چی می‌خوای، جادوگر؟
‫- این دستبند

138
00:12:16,500 --> 00:12:18,791
‫از جنس سنگ آمونیتِ معادن شماست

139
00:12:19,291 --> 00:12:21,958
‫کسی از بین شما با مردی که اینو خرید
‫هم‌کلام شد؟

140
00:12:22,000 --> 00:12:22,916
‫نه

141
00:12:22,916 --> 00:12:25,000
‫نمی‌دونید کجاست؟

142
00:12:25,791 --> 00:12:29,708
‫هر خوابی که ویلگه‌فورتز برای ماها دیده،
‫تعبیرش به تو ختم میشه

143
00:12:29,750 --> 00:12:32,333
‫برای رسیدن به هدفش،
‫دست به هر کاری می‌زنه،

144
00:12:32,375 --> 00:12:34,708
‫پا تو هر جایی و رو هر کسی هم میذاره

145
00:12:34,750 --> 00:12:36,458
‫- این دیگه چه کوفتیـه؟
‫- پورتال!

146
00:12:36,500 --> 00:12:39,041
‫حرص و ولعش برای قدرت تو سیری‌ناپذیره

147
00:12:39,041 --> 00:12:40,291
‫هوی، اون مال منـه!

148
00:12:43,500 --> 00:12:46,041
‫اما عزم و اراده‌ی من هم
‫حد و مرز نمی‌شناسه

149
00:12:46,041 --> 00:12:48,625
‫هوی! تو دیگه کدوم خری هستی؟

150
00:13:01,500 --> 00:13:05,291
‫ناامید نشو، سیری.
‫گرالت پیدات می‌کنه و

151
00:13:06,041 --> 00:13:10,958
‫من هم نمیذارم
‫دیگه ویلگه‌فورتز دستش بهت برسه

152
00:13:11,000 --> 00:13:12,916
‫بهت قول میدم

153
00:13:12,916 --> 00:13:14,375
‫گوش کنید...

154
00:13:14,375 --> 00:13:16,791
‫تاوان کاری که با میخونه‌ام کردید رو
‫پس می‌دید!

155
00:13:16,791 --> 00:13:18,458
‫وای!

156
00:13:18,500 --> 00:13:19,708
‫دِ یالا!

157
00:13:21,000 --> 00:13:23,291
‫- یالا
‫- دزدهای آشغال!

158
00:13:24,041 --> 00:13:25,833
‫بریم، بریم، بریم!

159
00:13:25,875 --> 00:13:27,583
‫- فالکا
‫- برید!

160
00:13:29,250 --> 00:13:30,666
‫بیا اینجا ببینم

161
00:13:30,708 --> 00:13:31,958
‫اسبش رو بگیر

162
00:13:31,958 --> 00:13:34,125
‫بریم! بدویید

163
00:13:39,500 --> 00:13:41,458
‫هی!

164
00:13:41,458 --> 00:13:42,750
‫بریم!

165
00:13:42,750 --> 00:13:43,416
‫آره!

166
00:13:57,041 --> 00:13:59,250
‫ظاهراً جای خوبیـه که
‫شب اتراق کنیم

167
00:13:59,291 --> 00:14:01,958
‫ببخشید، میشه درباره‌ی گوهی که
‫الان خوردیم صحبت کنیم؟

168
00:14:01,958 --> 00:14:03,416
‫عجیب ترکوندیم

169
00:14:03,416 --> 00:14:05,791
‫دیدید گیز چطوری از پشت
‫اون مردک رو آبکش کرد؟

170
00:14:05,791 --> 00:14:08,916
‫من که محو تماشای ایسا بودم که
‫تموم کاسه‌ها رو دونه‌دونه رو سرشون خرد کرد

171
00:14:08,916 --> 00:14:11,166
‫اون یه سر و گردن از
‫همه‌ی ما بالاتره

172
00:14:11,666 --> 00:14:12,666
‫خوشگل‌تر هم هست

173
00:14:16,208 --> 00:14:17,208
‫من باید برم

174
00:14:19,791 --> 00:14:20,916
‫کجا بری؟

175
00:14:21,666 --> 00:14:23,041
‫نمی‌دونم

176
00:14:25,208 --> 00:14:26,291
‫شمال؟

177
00:14:26,916 --> 00:14:30,916
‫باز خوبـه که اسبت درست‌درمونـه.
‫تا اون‌ورِ ولدا می‌رسونتت.

178
00:14:30,916 --> 00:14:34,000
‫- ولی یه شنل گرم‌تر لازم داره
‫- همچنین غذا

179
00:14:34,041 --> 00:14:36,416
‫جنگـه. شمال پُره از یه مُشت لاشخور ولگرد

180
00:14:36,416 --> 00:14:39,166
‫گلیم خودشو از آب می‌کشه بیرون

181
00:14:40,166 --> 00:14:41,416
‫فقط یه سلاح‌ لازم داره

182
00:14:42,166 --> 00:14:43,791
‫ما هم که سلاح زیاد داریم

183
00:14:45,958 --> 00:14:47,916
‫واسه چی می‌خواید کمکم کنید؟

184
00:14:47,916 --> 00:14:49,541
‫چرا نکنیم؟

185
00:14:51,416 --> 00:14:52,916
‫یه نصیحت از

186
00:14:52,916 --> 00:14:55,708
‫مایی که تا چشم باز کردیم
‫از عالم و آدم فراری بودیم

187
00:14:56,916 --> 00:14:58,583
‫تا خروس‌خون صبر کن

188
00:14:58,583 --> 00:14:59,958
‫قبل رفتن هم حسابی مست کن

189
00:15:01,166 --> 00:15:02,583
‫شاید هم فقط من اینجوری‌ام

190
00:15:02,583 --> 00:15:06,041
‫وایسا ببینم، ما که داشتیم میومدیم،
‫از کنار اون انباریه که بزن‌وبکوب به راه بود، رد نشدیم؟

191
00:15:06,541 --> 00:15:09,083
‫- دهاتیـه، اما مطمئنم چیزهای به‌دردبخوری دارن
‫- آره!

192
00:15:09,083 --> 00:15:11,166
‫- مثلاً غذا؟
‫- نه بابا!

193
00:15:11,666 --> 00:15:12,958
‫فیس‌تک

194
00:15:12,958 --> 00:15:14,166
‫- بریم
‫- بیاید

195
00:15:14,166 --> 00:15:15,541
‫بریم

196
00:15:15,541 --> 00:15:17,916
‫- هوس رقص کردم
‫- بریم خودمون رو خالی کنیم

197
00:15:17,916 --> 00:15:19,708
‫- حقمونـه
‫- پیاده چقدر راهـه؟

198
00:15:19,708 --> 00:15:21,458
‫خب، با اسب بریم دیگه

199
00:15:22,541 --> 00:15:24,041
‫یالا! برو جلو

200
00:15:25,000 --> 00:15:26,291
‫این سلاح جدیدتـه

201
00:15:29,125 --> 00:15:30,125
‫ممنونم

202
00:15:33,500 --> 00:15:35,250
‫دنیا که به آدم پشت می‌کنه،

203
00:15:36,250 --> 00:15:37,541
‫باید هوای هم رو داشته باشیم

204
00:15:38,416 --> 00:15:39,500
‫مگه نه؟

205
00:15:54,000 --> 00:15:57,333
‫یعنی رادوید داشت
‫واسه یه مطرب زار می‌زد؟

206
00:15:57,375 --> 00:15:58,666
‫جالبـه

207
00:15:58,666 --> 00:16:00,875
‫درستـه پادشاه ویزیمیر مرحوم
‫بی‌عقل بود؛

208
00:16:00,875 --> 00:16:05,291
‫ولی اقلاً شعورش می‌رسید
‫سر و گوشش تو دربار بجنبه

209
00:16:05,291 --> 00:16:09,250
‫جاسوس‌هام همچنان شورای
‫پادشاهان شمال رو زیر نظر دارن،

210
00:16:09,250 --> 00:16:10,916
‫منتها با این رادویدی که تو رأس اموره...

211
00:16:11,916 --> 00:16:13,541
‫بلتین نرسیده، شمال تو مشت‌مونـه

212
00:16:17,625 --> 00:16:18,666
‫زارتیسیوس

213
00:16:19,250 --> 00:16:21,500
‫بگو ببینم از کاهیر چه خبر؟

214
00:16:21,500 --> 00:16:23,000
‫ردی ازش پیدا شد؟

215
00:16:23,000 --> 00:16:23,958
‫خیر، سرورم

216
00:16:24,000 --> 00:16:26,875
‫یحتمل توی تاند مُرده

217
00:16:27,666 --> 00:16:30,625
‫چه بهتر. زیادی می‌دونست.
‫از جبهه‌ی جنگ چه خبر؟

218
00:16:30,625 --> 00:16:35,083
‫شمال در برابر
‫ارتش شجاع نیلفگارد به لرزه افتاده

219
00:16:35,125 --> 00:16:37,000
‫هر آنچه مقدر بود،

220
00:16:37,500 --> 00:16:38,541
‫رقم خواهد خورد

221
00:16:39,125 --> 00:16:43,125
‫حتی یه رمّال هم باید بدونه که
‫با خرافات نمیشه پیروزِ جنگ شد

222
00:16:43,750 --> 00:16:47,833
‫- بلکه با ارتش میشه
‫- چه ارتش‌ها که ظهور و افول نکردن، سرورم

223
00:16:47,875 --> 00:16:50,750
‫این سرنوشتـه که جاودانه‌ست

224
00:16:51,416 --> 00:16:54,625
‫اما شما صاحب اختیارید؛
‫به هر چه صلاح می‌دونید، متوسل بشید

225
00:16:54,625 --> 00:16:57,083
‫راستی، سرورم

226
00:16:57,125 --> 00:17:00,916
‫ایشون درخواست کردن شرفیاب شن. بیا جلو!

227
00:17:02,500 --> 00:17:05,041
‫حامل پیغامی عاجل برای امپراتورن

228
00:17:05,541 --> 00:17:06,541
‫اعلی‌حضرت امپراتور

229
00:17:07,625 --> 00:17:11,000
‫پیغام از طرف اون تخم شیطان، گرالتِ ریویاست

230
00:17:14,166 --> 00:17:16,833
‫مگه ویچر توی تاند سقط نشد؟!

231
00:17:16,875 --> 00:17:19,416
‫ویلگه‌فورتز فریب‌مون داد

232
00:17:19,416 --> 00:17:24,500
‫حتماً حال و روز گرالت بهتر از
‫چیزی بود که ویلگه‌فورتز به ما گفت

233
00:17:25,500 --> 00:17:27,791
‫تموم نگهبان‌های ایست بازرسی ما رو
‫تار و مار کرد

234
00:17:27,791 --> 00:17:30,291
‫از جون من گذشت تا
‫به شما خبر بدم داره میاد سراغ‌تون

235
00:17:30,791 --> 00:17:32,166
‫قصدش کشتن شماست، سرورم

236
00:17:33,625 --> 00:17:34,958
‫جدی؟

237
00:17:35,000 --> 00:17:36,000
‫خب...

238
00:17:45,125 --> 00:17:46,625
‫پس تو هم در نهایتِ

239
00:17:47,125 --> 00:17:49,000
‫وفاداری این هشدار رو به ما رسوندی

240
00:17:51,416 --> 00:17:54,458
‫هرچند اگه درجا کشته بودیش،
‫دیگه نیازی به هشداردادن هم نبود

241
00:17:54,500 --> 00:17:55,916
‫سعی کردم باهاش بجنگم

242
00:17:58,625 --> 00:18:00,416
‫تو بودی چیکار می‌کردی، سیریلا؟

243
00:18:03,125 --> 00:18:04,250
‫سیریلا؟

244
00:18:05,125 --> 00:18:07,541
‫اعلی‌حضرت

245
00:18:08,916 --> 00:18:10,000
‫لطفاً جوابم رو بده

246
00:18:10,000 --> 00:18:13,666
‫این مردک، تهدیدی علیه امپراتورش شنیده و

247
00:18:13,666 --> 00:18:16,166
‫با خفّت و خواری پا به فرار گذاشته

248
00:18:17,250 --> 00:18:21,541
‫بگو ببینم، مادربزرگت جواب همچین
‫بی‌وفایی‌ای رو چجوری می‌داد؟

249
00:18:24,666 --> 00:18:25,750
‫اون...

250
00:18:28,541 --> 00:18:29,541
‫مجازاتش می‌کرد

251
00:18:31,500 --> 00:18:32,541
‫البته

252
00:18:34,625 --> 00:18:35,625
‫صد البته

253
00:18:39,875 --> 00:18:44,083
‫شقه‌شقه‌اش کنید و
‫بندازیدش جلوی خوک‌ها. فوراً

254
00:18:44,125 --> 00:18:45,541
‫سرورم، تمنا می‌کنم...

255
00:18:45,541 --> 00:18:49,250
‫مردی که شرافت سرش نمیشه،
‫لیاقت گور نداره که براش سوگواری بشه

256
00:18:49,250 --> 00:18:51,958
‫سرورم، خواهش می‌کنم. به پاتون میفتم!

257
00:18:52,000 --> 00:18:54,458
‫سرورم!

258
00:18:54,500 --> 00:18:56,708
‫خودم گرالت رو پیدا می‌کنم!

259
00:18:56,750 --> 00:18:59,250
‫سرش رو براتون میارم! سرورم!

260
00:19:27,750 --> 00:19:30,291
‫گرالت! بریم دیگه!

261
00:19:40,250 --> 00:19:43,000
‫امروز سکوتت از همیشه گوش‌خراش‌تره، ویچر

262
00:19:43,000 --> 00:19:45,666
‫قضیه‌ی اون یارو توی تابوت چیـه؟
‫نمی‌خوای در موردش حرف بزنیم؟

263
00:19:48,625 --> 00:19:51,250
‫اسیر همونیـه که بهت حمله کرد

264
00:19:51,250 --> 00:19:53,833
‫- دشمنِ دشمنت...
‫- دشمنتـه

265
00:19:53,875 --> 00:19:56,000
‫بعدِ امهیر،
‫بهترین گزینه‌ی ممکنـه

266
00:19:56,000 --> 00:19:57,875
‫اسمش کاهیر بود

267
00:19:57,875 --> 00:20:00,166
‫سرباز نیلفگاردی‌ای که
‫سیری رو دزدیده بود

268
00:20:00,166 --> 00:20:02,750
‫- دلیلی نمی‌بینم کارهام رو توجیه کنم
‫- آره!

269
00:20:02,750 --> 00:20:05,208
‫- ولی نقشه‌ات رو چرا
‫- برسم یاروگا

270
00:20:05,250 --> 00:20:08,708
‫با قایق میرم سمتِ دلتای رودخونه تا
‫برسم جنوب

271
00:20:08,750 --> 00:20:12,791
‫تازه باید از خط مقدم هم دور بمونی که
‫با این جابجایی مداومش، غیرممکنـه

272
00:20:12,791 --> 00:20:14,833
‫- دوری از ارتش...
‫- هیولاها که جای خود دارن

273
00:20:14,875 --> 00:20:17,416
‫- دزدها، راهزن‌ها
‫- بیماری و قحطی

274
00:20:17,416 --> 00:20:20,625
‫با اینکه جنابعالی هِی منم‌منم می‌کنی،

275
00:20:20,625 --> 00:20:23,625
‫ولی این خطرها هم برای ماست و هم برای تو

276
00:20:24,625 --> 00:20:28,541
‫خیلی‌خب، پس باید سریع‌تر پیش بریم

277
00:20:29,166 --> 00:20:30,250
‫آره

278
00:20:30,750 --> 00:20:32,458
‫حواس‌پرتی نداریم

279
00:20:32,500 --> 00:20:37,375
‫هیچ چیزی توی این قاره نمی‌تونه
‫حواسم رو از این مأموریت پرت...

280
00:20:39,750 --> 00:20:41,375
‫من عاشق این ترانه‌ام!

281
00:20:41,375 --> 00:20:44,875
‫- این ترانه رو شنیدید؟

282
00:21:17,625 --> 00:21:19,458
‫معرکه بود!

283
00:21:19,500 --> 00:21:20,833
‫خاک بر سرم

284
00:21:20,875 --> 00:21:22,291
‫این که گرگ سپیده!

285
00:21:22,875 --> 00:21:24,625
‫زولتان چیوی هستم

286
00:21:25,125 --> 00:21:26,458
‫آها

287
00:21:26,500 --> 00:21:29,208
‫این رفیق دماغ قلمبه‌ی ما هم
‫پرسیوال شوتنباخـه

288
00:21:30,791 --> 00:21:31,833
‫ببند منقارو!

289
00:21:33,750 --> 00:21:35,916
‫پرنده‌ی تیزیـه، منتها ادب نداره

290
00:21:35,916 --> 00:21:37,750
‫سلطان وراجیـه

291
00:21:38,750 --> 00:21:41,750
‫اونهایی هم که توی گاری‌ان،
‫پناهنده‌های کرناو هستن

292
00:21:42,250 --> 00:21:43,708
‫خوشا به این دیدار، ای مسافران

293
00:21:43,750 --> 00:21:45,000
‫بنده هم، همونطور که مستحضر هستید،

294
00:21:45,000 --> 00:21:47,458
‫جولیان آلفرد پانکراتز ویکنت لتن‌هوف هستم

295
00:21:47,500 --> 00:21:50,250
‫ایشون هم میلوای...

296
00:21:50,791 --> 00:21:52,166
‫جنگلیـه و

297
00:21:52,166 --> 00:21:54,083
‫گرالت هم که معرف حضور هست؟

298
00:21:54,125 --> 00:21:57,375
‫عجب دل و جرأتی دارید که
‫تو جاده‌ی اصلی آواز سر دادید

299
00:21:57,375 --> 00:21:59,791
‫بهتر از اینـه که کل راه رو زار بزنیم

300
00:22:01,625 --> 00:22:04,500
‫روز به روز تعداد جنازه‌های
‫توی جاده بیشتر میشه

301
00:22:05,000 --> 00:22:07,375
‫بوی تند و تلخ آتیش هنوز تو هواست

302
00:22:08,875 --> 00:22:11,375
‫جز امیدی چیزی برامون نمونده

303
00:22:11,875 --> 00:22:13,125
‫- کجا میرید؟
‫- نیلفـ...

304
00:22:13,125 --> 00:22:14,666
‫- هیچ جا
‫- هیچ جا که...

305
00:22:16,250 --> 00:22:17,625
‫که اینطور. خب،

306
00:22:18,250 --> 00:22:19,750
‫اگه مقصدتون نیلفگارده،

307
00:22:19,750 --> 00:22:21,625
‫باید بگم که اونجا اوضاع بدجور قمر در عقربـه

308
00:22:21,625 --> 00:22:23,000
‫اونجا چه خبره آخه؟

309
00:22:23,000 --> 00:22:24,541
‫- برای نجات دختر...
‫- هیچ خبری

310
00:22:24,541 --> 00:22:26,750
‫هیچ خبری. بی‌خبر...

311
00:22:29,000 --> 00:22:31,708
‫گویا سر پاره‌ای از مسائل با هم اختلاف دارید

312
00:22:31,750 --> 00:22:33,666
‫به هر حال، ما مسیرمون شرقـه

313
00:22:33,666 --> 00:22:36,333
‫تا جایی که هم‌مسیریم،
‫با هم پیش بریم؟

314
00:22:36,375 --> 00:22:37,375
‫نه

315
00:22:37,916 --> 00:22:39,666
‫مسیرمون به‌شدت خطرناکـه

316
00:22:39,666 --> 00:22:42,583
‫چه بهتر. هر چی تعدادمون بیشتر،
‫امنیت‌مون بالاتر

317
00:22:42,625 --> 00:22:44,875
‫آقایون، بی‌نهایت شرمنده، ولی ما واقعاً...

318
00:22:44,875 --> 00:22:45,916
‫غذا داریم ها...

319
00:22:45,916 --> 00:22:47,875
‫قبولـه! قطعاً... امنیت

320
00:22:47,875 --> 00:22:51,208
‫امنیت با تعدادِ بالاست... همون که ایشون گفت

321
00:22:51,250 --> 00:22:53,125
‫- بریم، پگاسوس
‫- هی!

322
00:22:53,125 --> 00:22:55,041
‫راه بیفت، پگاسوس

323
00:23:07,500 --> 00:23:09,750
‫- در رو باز کنید!
‫- پست‌فطرت!

324
00:23:09,750 --> 00:23:12,541
‫- آشغال‌ها!
‫- دروازه رو باز کنید!

325
00:23:12,541 --> 00:23:15,291
‫- ساحره‌ها! دروازه‌ها رو باز کنید!
‫- تمومش کنید!

326
00:23:15,291 --> 00:23:16,750
‫این چه بساطیـه؟

327
00:23:16,750 --> 00:23:18,291
‫خون ما گردنِ شماست!

328
00:23:18,291 --> 00:23:20,583
‫- لعنت به شما!
‫- بذارید بیایم تو!

329
00:23:20,625 --> 00:23:22,041
‫باز کنید!

330
00:23:22,041 --> 00:23:23,500
‫برگشته!

331
00:23:23,500 --> 00:23:25,500
‫دروازه‌ها رو براش باز می‌کنم

332
00:23:28,500 --> 00:23:31,000
‫- یالا! باز کنید!
‫- شما بهمون نارو زدید!

333
00:23:31,000 --> 00:23:33,083
‫- ین!
‫- گمشید عقب!

334
00:23:33,083 --> 00:23:35,166
‫- ما دشمن‌تون نیستیم!
‫- بذارید بیایم تو!

335
00:23:35,208 --> 00:23:37,708
‫- این از قماش اوناست! ساحره!
‫- این هم از اوناست!

336
00:23:39,250 --> 00:23:42,166
‫- داره میره پیش‌شون! بگیریدش!
‫- پدرتون رو در میاریم!

337
00:23:42,208 --> 00:23:44,666
‫- خائن!
‫- برید کنار ببینم!

338
00:23:44,708 --> 00:23:46,041
‫تُف تو روت، ساحره

339
00:23:46,083 --> 00:23:48,166
‫ینیفر، سریع بیا تو!

340
00:23:48,208 --> 00:23:50,125
‫- خودشـه!
‫- جادوگرهای لجن!

341
00:23:50,125 --> 00:23:52,916
‫- بکشیدش!
‫- بانیِ این خون و خونریزی شمایید!

342
00:23:52,958 --> 00:23:55,375
‫ین، بیا تو! ین!

343
00:23:55,375 --> 00:23:57,583
‫- ساحره!
‫- گمشو، خائن!

344
00:23:59,875 --> 00:24:01,125
‫ویلگه‌فورتز

345
00:24:01,125 --> 00:24:03,083
‫- آها، فرار کن!

346
00:24:03,083 --> 00:24:04,916
‫کجا داره میره؟ ین!

347
00:24:04,958 --> 00:24:06,333
‫ینیفر!

348
00:24:10,875 --> 00:24:13,291
‫- گفت مقاومت می‌کنی
‫- چه مقاومتی؟

349
00:24:13,333 --> 00:24:14,708
‫قهرمان نخواستیم!

350
00:24:15,333 --> 00:24:18,208
‫چرا فرستادتت اینجا؟
‫سیری کجاست؟

351
00:24:18,208 --> 00:24:20,583
‫با من بیا تا از نقشه‌اش باخبر بشی

352
00:24:20,583 --> 00:24:21,791
‫بذار برم بیرون!

353
00:24:21,833 --> 00:24:23,208
‫باید کمکش کنیم

354
00:24:23,208 --> 00:24:24,375
‫بذارید بیایم تو!

355
00:24:24,375 --> 00:24:26,333
!برید عقب

356
00:24:26,333 --> 00:24:28,916
!برید عقب! ینیفر

357
00:24:28,958 --> 00:24:30,666
!بکُشید‌شون -
!تمومش کن -

358
00:24:30,708 --> 00:24:32,750
!همشون رو بکُشید -
...ینیفر -

359
00:24:32,791 --> 00:24:34,750
!نه

360
00:24:38,958 --> 00:24:40,708
!نه! نه

361
00:24:40,708 --> 00:24:42,458
!خائنِ عوضی 

362
00:24:43,833 --> 00:24:45,000
!فرار کنید

363
00:24:45,000 --> 00:24:47,125
.بهت هشدار داده بودم
.از این کارِت پشیمون میشی

364
00:24:47,291 --> 00:24:48,875
اون می‌دونه من همچین آدمی نیستم

365
00:24:48,916 --> 00:24:50,666
!راه فراری نیست

366
00:24:53,291 --> 00:24:54,875
!بکُشیدشون

367
00:24:56,083 --> 00:24:57,541
جایی تشریف می‌بری، ین؟

368
00:24:57,583 --> 00:24:59,625
بازم تو! ویلگه‌فورتز برنده نمیشه

369
00:25:00,000 --> 00:25:01,750
!بهش بگو. بهش بگو

370
00:25:01,750 --> 00:25:03,791
یا به ما ملحق میشی یا شکستت حتمیـه

371
00:25:14,916 --> 00:25:16,708
اولین باری که همدیگه رو دیدیم رو یادتـه؟

372
00:25:17,416 --> 00:25:19,750
در مورد اون وایورنِ وحشی درست می‌گفتی

373
00:25:21,208 --> 00:25:23,333
یه جوری اومدی داخل انگار مال باباتـه

374
00:25:25,291 --> 00:25:28,625
،از ما گفتن بود، اینجا کجا
گورس‌ولن کجا؟

375
00:25:30,166 --> 00:25:31,625
گم شدی یا چی؟

376
00:25:34,833 --> 00:25:37,000
سرنوشتم با آوارگی گره خورده

377
00:25:38,041 --> 00:25:39,541
داستان زندگیم همینـه

378
00:25:40,625 --> 00:25:41,916
ما هم همینیم

379
00:25:43,208 --> 00:25:44,833
نظرت چیـه پیش‌مون بمونی؟

380
00:25:46,875 --> 00:25:49,416
چی؟ با دار و دسته‌ی شما؟

381
00:25:49,458 --> 00:25:51,291
گمون نکنم

382
00:25:52,000 --> 00:25:53,375
چون دزدیم؟

383
00:25:54,000 --> 00:25:56,875
نه. اونش برام مهم نیست -
خوبـه -

384
00:25:57,750 --> 00:26:00,583
دار و دسته هم نیستیم. خانواده‌ایم

385
00:26:00,583 --> 00:26:03,166
آها... یه خانواده از دزدها

386
00:26:04,375 --> 00:26:07,916
چطوری هست حالا؟
منظورم اینجوری زندگی کردنـه

387
00:26:07,916 --> 00:26:09,750
اینکه واسه خودمون زندگی می‌کنیم؟

388
00:26:11,416 --> 00:26:13,083
به کسی جواب پس نمی‌دیم؟

389
00:26:13,416 --> 00:26:15,416
آقابالاسر نداریم؟

390
00:26:15,750 --> 00:26:17,958
جوری زندگی می‌کنیم انگار فردا زنده نیستیم

391
00:26:18,416 --> 00:26:21,000
اینقدر بهمون خوش می‌گذره که
دلمون می‌خواد مخفی بمونیم

392
00:26:24,375 --> 00:26:25,750
خوشت اومد

393
00:26:26,625 --> 00:26:28,000
اعتراف کن

394
00:26:32,041 --> 00:26:33,708
نگاه به جثه‌اش نکن

395
00:26:35,125 --> 00:26:36,166
بامزس؟

396
00:26:37,666 --> 00:26:39,291
همه‌ی مَردها و بیشترِ زن‌ها
چشم‌شون دنبالِ ایسکرائـه

397
00:26:39,291 --> 00:26:41,041
حقیقتاً خیلی ترسناکـه

398
00:26:41,708 --> 00:26:46,166
کِیلی. خیلی عوضیـه، ولی همیشه با
یکی دوتا انفجار به دادمون می‌رسه

399
00:26:46,583 --> 00:26:48,375
اون گنده‌بکه اِیساست

400
00:26:48,416 --> 00:26:51,000
با اسب‌ها بیشتر خو می‌گیره تا آدم‌ها

401
00:26:51,041 --> 00:26:54,208
،از وقتی خواهرش رو تو شورش ابینگ از دست داد
بیشتر از قبل منزوی شد

402
00:26:55,083 --> 00:26:57,208
تو اون شورش همه چیزمون رو از دست دادیم

403
00:26:58,833 --> 00:27:01,416
خودت چی؟

404
00:27:05,416 --> 00:27:07,083
من اونی‌ام که می‌تونی بهش اعتماد کنی

405
00:27:13,958 --> 00:27:15,375
...یالا

406
00:27:17,750 --> 00:27:21,666
انگار لازم داری یکی دیگه یادت بده
چطوری خوش بگذرونی

407
00:27:48,000 --> 00:27:49,750
درد داری، ویچر؟

408
00:27:51,333 --> 00:27:52,458
نه

409
00:27:53,208 --> 00:27:54,333
دروغ میگی

410
00:27:54,375 --> 00:27:56,500
وقتی می‌دونی، چرا می‌پرسی؟

411
00:27:57,708 --> 00:27:59,500
کلاً گفتگوها همینجوریـه

412
00:28:01,208 --> 00:28:03,958
نگفتی توی بروکیلون چی شد

413
00:28:04,958 --> 00:28:07,583
هیولا بود؟ -
صد رحمت به اسم هیولا -

414
00:28:11,333 --> 00:28:12,500
از چه نوعی؟

415
00:28:12,500 --> 00:28:13,833
بدترین نوعش

416
00:28:15,583 --> 00:28:16,708
آدمیزاد بود

417
00:28:18,458 --> 00:28:20,625
!اینا رو ببینن خیلی باهات عشق می‌کنن، پرسی

418
00:28:20,625 --> 00:28:22,500
!آقایون

419
00:28:22,500 --> 00:28:25,125
چی واسمون آوردید؟ -
اجازه بدید... نمک -

420
00:28:25,125 --> 00:28:27,125
جدی؟ -
!خیلی‌خب -

421
00:28:27,708 --> 00:28:30,958
!پنیر -
آره! چقدر هم بزرگـه -

422
00:28:30,958 --> 00:28:32,250
!آها -
نون -

423
00:28:32,250 --> 00:28:33,333
!ایول

424
00:28:33,375 --> 00:28:35,416
!به همراه هاگیس -
!نه -

425
00:28:35,458 --> 00:28:39,125
تو رو خدا معده‌ی گوسفند به خوردم ندید

426
00:28:39,125 --> 00:28:42,666
عذاب وجدان ندارید که
از بقیه‌ی مسافرها دزدی می‌کنید؟

427
00:28:44,083 --> 00:28:46,125
از بچگی یادم دادن کارهای بد نکنم

428
00:28:46,500 --> 00:28:47,958
چاره‌ی دیگه‌ای هم نداشتم

429
00:28:48,500 --> 00:28:50,375
ولی من منطقی‌ام

430
00:28:50,375 --> 00:28:54,416
...اگه بخوام با عالم و آدم خوب رفتار کنم

431
00:28:55,458 --> 00:28:57,625
انگار دارم آب تو هاون می‌کوبم

432
00:28:58,208 --> 00:29:01,625
نه، ترجیح میدم فقط جاهایی
کار خِیر بکنم که فایده داشته باشه

433
00:29:01,625 --> 00:29:06,083
برای همین، با دوستان و افراد نزدیکم
خوب رفتار می‌کنم که

434
00:29:06,583 --> 00:29:09,208
الان شامل تو و دوستانت هم میشه

435
00:29:10,250 --> 00:29:11,375
هوم

436
00:29:15,208 --> 00:29:19,166
مشخصاً آدم احساساتی و
کم‌حرفی هستی پس

437
00:29:19,208 --> 00:29:20,708
همین یه جمله رو میگم و تمام

438
00:29:21,333 --> 00:29:23,208
،اگه خیلی مصممی که بری جنوب

439
00:29:23,208 --> 00:29:27,333
به پرسی و بچه‌ها میگم یه اسلحه‌ی
درجه‌یک واست بدزدن، عینهو واسه خودم

440
00:29:29,500 --> 00:29:31,291
شمشیر خودم چشـه؟

441
00:29:31,541 --> 00:29:33,291
!آشغالـه

442
00:29:33,333 --> 00:29:35,125
!به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خوره

443
00:29:35,458 --> 00:29:38,583
به نظرت چرا حاضر بودم با
اون هاوکارها همراه بشم؟

444
00:29:38,625 --> 00:29:40,708
خیال کردم داری سلاح‌هات رو امتحان می‌کنی

445
00:29:41,250 --> 00:29:43,708
دروغ گفتم خب -
هوم -

446
00:29:47,500 --> 00:29:48,958
سپیده‌دم حرکت می‌کنیم

447
00:29:53,458 --> 00:29:55,458
ناراحت شد؟ -
نه، نه، نه، نه -

448
00:29:55,458 --> 00:29:56,583
نه، نه، نه

449
00:29:58,125 --> 00:30:00,500
فقط بعد از جراحاتش دیگه اون آدم سابق نشد

450
00:30:02,208 --> 00:30:04,208
بعد از مرگ عزیزانش

451
00:30:05,083 --> 00:30:07,333
،آره، اگه عزیزش رو از دست داده

452
00:30:08,208 --> 00:30:09,750
نباید هم مثل قبل بشه

453
00:30:11,833 --> 00:30:12,833
نه

454
00:30:14,833 --> 00:30:16,875
نه، گمونم نباید -
آره -

455
00:30:18,125 --> 00:30:22,958
پادشاه رادوید، لازمـه بهتون یادآوری کنم که
،نیلفگارد لیریا رو شکست داده

456
00:30:22,958 --> 00:30:24,291
،ایدرین رو خلع سلاح کرده

457
00:30:24,333 --> 00:30:27,375
،ونگربرگ رو به آتیش کِشیده
وردن رو مطیع خودش کرده و

458
00:30:27,375 --> 00:30:30,458
همین الان داره به بروژ و سادن یورش می‌بره؟

459
00:30:30,458 --> 00:30:33,875
همه جا هستن و
داریم تو همه‌ی جبهه‌ها شکست می‌خوریم

460
00:30:33,875 --> 00:30:36,208
در جبهه‌هایی که حتی انتظارش رو نداشتیم

461
00:30:36,625 --> 00:30:37,750
مثلاً؟

462
00:30:37,750 --> 00:30:41,000
قرار بود نیروهام رو از یاروگا رد کنم ولی

463
00:30:41,000 --> 00:30:42,791
همچنان صعب‌العبوره

464
00:30:42,833 --> 00:30:44,291
پُلی چیزی اون اطراف نیست؟

465
00:30:44,333 --> 00:30:49,000
حرفم اینـه که شاید بهتر باشه دنبال راه‌های
دیگه‌ای برای تضمین پیروزی‌مون باشیم

466
00:30:49,000 --> 00:30:51,250
شاید بهتر باشه از دیکسترا کمک بگیریم -
!نه -

467
00:30:51,750 --> 00:30:53,083
از غریبه‌ها کمک نمی‌گیریم

468
00:30:53,750 --> 00:30:57,458
،یه بار تیسیا دیوریز رو وارد شورامون کردیم
چی عایدمون شد؟

469
00:30:57,625 --> 00:31:01,583
خب، نیلفگارد از دو جهت قراره حمله کنه و

470
00:31:02,125 --> 00:31:05,208
من هم نیروهام رو برای
دفاع از یک جبهه می‌برم

471
00:31:05,208 --> 00:31:06,416
اون یکی جهبه کی؟

472
00:31:07,333 --> 00:31:08,375
رادوید؟

473
00:31:09,583 --> 00:31:10,958
نظرت چیـه؟

474
00:31:13,708 --> 00:31:14,708
...آه

475
00:31:15,333 --> 00:31:18,458
حتما باید بیاد سمتت تا متوجه شی 

476
00:31:19,708 --> 00:31:22,458
نه حالم خوب  نیست

477
00:31:28,125 --> 00:31:31,708
،یه روزِ نه چندان دور
تو هم به سرنوشتِ داداش بی‌مغزت دچار میشی و

478
00:31:31,708 --> 00:31:33,875
اینجوری کارها خیلی بهتر پیش میره

479
00:31:34,958 --> 00:31:36,250
ادامه میدیم

480
00:31:37,333 --> 00:31:39,458
خبر تازه‌ای از ازدواج امهیر و

481
00:31:39,458 --> 00:31:41,250
اون اهلِ سینترا نداری؟

482
00:31:41,291 --> 00:31:43,375
،اگه ازدواج‌شون صورت بگیره
عملاً صاحب شمال میشه

483
00:31:43,375 --> 00:31:44,791
کل قاره

484
00:31:44,833 --> 00:31:47,208
کافیـه، بی‌عرضه‌های بی‌بخار

485
00:31:48,500 --> 00:31:50,166
هوم -
...ما باید -

486
00:31:50,208 --> 00:31:53,041
،اگه رادوید به بچه‌بازی‌هاش ادامه بده

487
00:31:53,083 --> 00:31:55,500
باید یه پستونک بکنیم تو دهنش و
برگردونیمش تو گهواره‌اش

488
00:31:55,500 --> 00:31:58,041
با خودت هم همین کار رو می‌کنن، عزیزم

489
00:31:59,208 --> 00:32:01,500
وقتی رسیدیم قیافه‌هاشون رو دیدی؟

490
00:32:02,250 --> 00:32:03,916
اینجا چشم دیدنت رو ندارن

491
00:32:04,250 --> 00:32:07,041
باعث برداشت‌های غلط میشه -
چه برداشتی؟ -

492
00:32:07,458 --> 00:32:09,250
که جادوگر‌جماعت قابل‌اعتماد نیست

493
00:32:09,958 --> 00:32:11,333
منظورت چیـه؟

494
00:32:22,083 --> 00:32:23,458
،دارم میگم، به لطف تو

495
00:32:23,458 --> 00:32:27,333
پادشاه مملکتم به جای اینکه تو میدون نبرد
،در حال سلاخی سربازهای نیلفگارد باشه

496
00:32:27,333 --> 00:32:30,750
داره واسه یه آوازه‌خوان
مثل ابر بهار اشک می‌ریزه

497
00:32:30,750 --> 00:32:32,375
که یعنی

498
00:32:32,875 --> 00:32:36,916
بهترین موقع‌ست که کودتا کنیم

499
00:32:36,958 --> 00:32:39,083
براندازیِ رادوید راه‌حل نیست

500
00:32:39,541 --> 00:32:41,625
،اگه اون شکست بخوره
یعنی ردانیا شکست خورده و

501
00:32:41,625 --> 00:32:44,125
شمال جنگ رو می‌بازه

502
00:32:46,083 --> 00:32:47,833
باید پُشتش باشیم -
!هوم -

503
00:32:48,958 --> 00:32:50,208
ما؟

504
00:32:52,500 --> 00:32:53,583
من

505
00:32:56,458 --> 00:32:57,916
نقشه‌مون این نبود

506
00:32:59,208 --> 00:33:01,166
کُشتن ویزیمیر هم جزو نقشه‌مون نبود

507
00:33:03,250 --> 00:33:06,125
اعلی‌حضرت، قراره همونطور که
صحبت کردیم وارد جنگ بشیم؟

508
00:33:06,125 --> 00:33:07,333
الانـه که بالا بیارم

509
00:33:11,083 --> 00:33:12,416
پس قراره بجنگیم

510
00:33:15,583 --> 00:33:17,916
پس اگه نمی‌خوای پادشاه جدیدمون بفهمه که

511
00:33:17,958 --> 00:33:20,958
،کی دستور مرگ برادرش رو صادر کرده

512
00:33:21,583 --> 00:33:23,083
یه نقشه‌ی جدید بکِش

513
00:33:30,125 --> 00:33:31,833
صبح اول وقت، دفن‌شون می‌کنیم

514
00:33:31,833 --> 00:33:35,208
بعد از ماجرای تاند، فکر می‌کردم دیگه
کسی رو از دست نمی‌دیم

515
00:33:35,833 --> 00:33:37,625
گمونم تازه اولشـه

516
00:33:42,208 --> 00:33:43,833
دوتا جادوگر اونجا بودن

517
00:33:44,333 --> 00:33:46,500
از ما نبودن. سرخود عمل می‌کردن

518
00:33:47,291 --> 00:33:49,541
ازم خواستن بهشون ملحق شم -
به کی؟ -

519
00:33:49,750 --> 00:33:50,750
ویلگه‌فورتز

520
00:33:51,208 --> 00:33:53,916
،وقتی دنبالش بودم
پورتال‌ها به کل از کار افتادن

521
00:33:53,958 --> 00:33:56,000
نمی‌تونستم جایی برم -
منظورت چیـه؟ -

522
00:33:56,000 --> 00:33:57,333
پورتال‌ها کار نمی‌کنن

523
00:33:57,708 --> 00:33:59,166
حداقل ما نمی‌تونیم پورتال درست کنیم

524
00:33:59,208 --> 00:34:01,041
ولی ویلگه‌فورتز با پورتال

525
00:34:01,708 --> 00:34:04,125
جادوگرها رو فرستاد اینجا و بینِ مردم

526
00:34:04,125 --> 00:34:05,625
حتماً داره کنترل‌شون می‌کنه

527
00:34:05,625 --> 00:34:08,583
پورتال‌ها یا مردم رو؟ -
گمونم جفت‌شون رو -

528
00:34:08,583 --> 00:34:10,958
.با عقل جور در نمیاد
،بعد از ماجرای تاند پا به فرار گذاشت

529
00:34:10,958 --> 00:34:13,666
جلوت رو گرفت که دنبالش نکنی ولی
حالا خودش افتاده دنبالت

530
00:34:13,708 --> 00:34:14,708
چرا؟

531
00:34:15,416 --> 00:34:16,666
بیاید بفهمیم چرا

532
00:34:20,458 --> 00:34:23,000
!اون برای ویلگه‌فورتز کار می‌کنه -
برنیتا؟ -

533
00:34:23,000 --> 00:34:24,666
!ولی اون که از ماست

534
00:34:24,708 --> 00:34:26,333
در برابرش شانسی ندارید

535
00:34:26,333 --> 00:34:27,375
سرنوشتش

536
00:34:27,916 --> 00:34:29,333
بگو کجاست و

537
00:34:29,625 --> 00:34:31,666
چه نقشه‌ای تو سرشـه - 

538
00:34:36,708 --> 00:34:38,958
!ین! نه

539
00:34:38,958 --> 00:34:40,166
سیری گم شده

540
00:34:42,041 --> 00:34:45,083
همش همین نیست. انجمن برادری؟ از بین رفته

541
00:34:45,125 --> 00:34:47,791
قلمروهامون. میراث‌مون

542
00:34:48,750 --> 00:34:49,875
همه از بین رفته

543
00:34:52,916 --> 00:34:55,333
نمی‌ذاریم تهِ ماجرا فقط خودش باقی بمونه

544
00:35:03,375 --> 00:35:05,000
،چندین بار اون پایین...

545
00:35:05,000 --> 00:35:07,708
،ولی بدتر از همه وقتی بود که کیلی
،بیرون پرپلوت

546
00:35:07,750 --> 00:35:10,541
قبل از اینکه برسیم به مسیرمون
روی یه کالسکه بالا آورد

547
00:35:10,541 --> 00:35:11,750
!خفه شو

548
00:35:13,250 --> 00:35:15,000
واقعاً احترام سرتون نمیشه

549
00:35:17,250 --> 00:35:19,875
نترس. منم

550
00:35:22,375 --> 00:35:23,625
نترسیدم

551
00:35:24,875 --> 00:35:26,500
امشب خوش گذشت ها

552
00:35:27,291 --> 00:35:29,375
بالاخره آروم گرفتی

553
00:35:29,875 --> 00:35:31,041
مگه نه، بلوندی؟

554
00:35:32,416 --> 00:35:34,875
از خنده اشکت در اومد

555
00:35:36,625 --> 00:35:38,416
که جالبـه، چون

556
00:35:39,250 --> 00:35:43,000
می‌دونم حاکم آماریلو رو سرت جایزه گذاشته

557
00:35:45,750 --> 00:35:48,166
به ظاهر یه دختربچه‌‌ی معصومی که گُم شده

558
00:35:48,875 --> 00:35:50,375
ولی در اصل داری فرار می‌کنی

559
00:35:52,625 --> 00:35:55,166
داری تهدیدم می‌کنی؟ -
معلومـه که نه -

560
00:35:57,458 --> 00:35:59,958
چرا باید کسی رو تهدید کنم که
جونم رو نجات داده؟

561
00:36:02,791 --> 00:36:04,000
ولش کن

562
00:36:04,041 --> 00:36:05,916
می‌خواستم بفهمه

563
00:36:09,416 --> 00:36:10,916
مسخره‌ها

564
00:36:15,041 --> 00:36:16,041
خوبی؟

565
00:36:19,333 --> 00:36:20,916
روز سختی بود

566
00:36:23,291 --> 00:36:25,625
تا مقصد بعدیت هم راه سختی در پیش داری

567
00:36:27,416 --> 00:36:28,416
می‌دونم

568
00:36:30,458 --> 00:36:33,916
نمی‌دونم داری به سمت چیزی میری یا

569
00:36:34,708 --> 00:36:36,291
داری از چیزی فرار می‌کنی

570
00:36:38,166 --> 00:36:39,583
لازم نیست بهم بگی

571
00:36:42,666 --> 00:36:45,916
ولی الان بهترین چیز اینـه که

572
00:36:47,375 --> 00:36:49,083
تنها نمونی

573
00:36:50,583 --> 00:36:51,958
یکی کنارت باشه

574
00:36:53,916 --> 00:36:55,208
بی کس و کار نیستم

575
00:37:23,250 --> 00:37:26,333
کجا میری؟ -
جنوب -

576
00:37:26,375 --> 00:37:29,916
باز شروع کردی؟
چطوری می‌خوای تنهایی برسی؟

577
00:37:29,916 --> 00:37:32,833
.یه کاریش می‌کنم
.بیشتر از این نمی‌تونم وقت تلف کنم

578
00:37:32,875 --> 00:37:35,666
،درد داری
حتی اگه غرورت اجازه نده اعتراف کنی

579
00:37:36,000 --> 00:37:38,291
چیزی هم که نخوری

580
00:37:38,291 --> 00:37:40,875
شمشیرت هم که... چه عرض کنم

581
00:37:40,875 --> 00:37:41,916
هوم

582
00:37:42,666 --> 00:37:44,916
،اگه می‌خوای دخترت رو نجات بدی
این راهش نیست

583
00:37:44,916 --> 00:37:47,875
.تابحال از کسی کمک نگرفتم
.خودم تنهایی از پسش برمیام

584
00:37:49,625 --> 00:37:52,375
پس چرا کمر همت بستی که
برگردی پیش خانوادت؟

585
00:38:00,375 --> 00:38:01,666
دیشب کابوس دیدم

586
00:38:02,375 --> 00:38:03,875
دوباره؟

587
00:38:04,416 --> 00:38:05,416
آره

588
00:38:07,041 --> 00:38:11,125
،داشت می‌رقصید
تابحال اینقدر خوشحال ندیده بودمش

589
00:38:11,875 --> 00:38:14,666
صدای موسیقی میومد و
اون هم در حال پایکوبی بود

590
00:38:15,791 --> 00:38:17,791
به نظر که رؤیای قشنگی میاد

591
00:38:18,541 --> 00:38:20,250
...جز اینکه درست بغل دستش

592
00:38:22,083 --> 00:38:23,958
مرگ هم داشت باهاش می‌رقصید

593
00:38:25,750 --> 00:38:28,166
.گرالت، تو که به خواب و خیال اعتقادی نداری
.هیچوقت نداشتی

594
00:38:28,208 --> 00:38:29,750
مشکل همینجاست

595
00:38:31,000 --> 00:38:32,875
مطمئن نیستم، ولی می‌تونم حسش کنم

596
00:38:34,000 --> 00:38:35,083
چی رو؟

597
00:38:35,125 --> 00:38:36,916
اینکه سرنوشتش از نو نوشته شده

598
00:38:38,125 --> 00:38:40,583
سایه‌ی مرگ دنبالشـه و
شعله‌ی آتش هم جلوی پاش

599
00:38:41,791 --> 00:38:43,000
اونوقت من اینجام

600
00:38:47,750 --> 00:38:49,375
اگه نتونم نجاتش بدم چی؟

601
00:38:58,000 --> 00:39:00,083
خب، نیلفگارد که از جاش تکون نمی‌خوره

602
00:39:02,375 --> 00:39:03,541
راه بیفتیم؟

603
00:39:04,041 --> 00:39:05,041
صبح بخیر

604
00:39:05,916 --> 00:39:07,125
گفتی قراره راه بیفتیم؟

605
00:39:14,500 --> 00:39:15,875
باید دوباره امتحان کنم

606
00:39:19,375 --> 00:39:22,625
چند ساعت گذشته. نم پس نمیده -
چرا، میده -

607
00:39:22,625 --> 00:39:25,375
چند لحظه مونولیت‌ها رو دیدم

608
00:39:26,041 --> 00:39:28,125
.تاریکی محض
.هنوزم هست

609
00:39:28,166 --> 00:39:30,916
می‌تونم اعماق ذهنش رو بگردم

610
00:39:31,000 --> 00:39:33,666
ین، خواهش می‌کنم. صدمه می‌بینی -
!نه -

611
00:39:33,666 --> 00:39:35,125
تو که اینقدر بی‌رحم نبودی

612
00:39:36,541 --> 00:39:38,208
تیسیا یه بار این کار رو کرد

613
00:39:39,250 --> 00:39:40,541
دنبال تو می‌گشت

614
00:39:41,291 --> 00:39:42,750
بی‌رحم نبود

615
00:39:42,750 --> 00:39:44,250
مصمم بود

616
00:39:46,125 --> 00:39:47,291
ما کنارتیم

617
00:40:09,291 --> 00:40:10,625
کجاست؟

618
00:40:11,125 --> 00:40:13,250
کجاست؟

619
00:40:19,125 --> 00:40:21,666
به قدر کافی عزیزانت رو از دست ندادی، ینیفر؟

620
00:40:22,625 --> 00:40:23,916
ویلگه‌فورتز

621
00:40:24,250 --> 00:40:28,041
،ترسوی بزدل. بقیه رو می‌فرستی جلو
خودت عین موش قایم میشی

622
00:40:28,041 --> 00:40:30,708
یه چشمه از دنیای بیرون رو بهت نشون دادم

623
00:40:30,791 --> 00:40:32,666
کل قاره ازت بیزارن

624
00:40:33,500 --> 00:40:35,708
بهم ملحق شو، می‌تونم ازت محافظت کنم

625
00:40:36,166 --> 00:40:37,833
بمیرم هم قبول نمی‌کنم

626
00:40:38,750 --> 00:40:41,833
جون اونا هم برات مهم نیست؟ -
هنوز کارم تموم نشده -

627
00:40:42,625 --> 00:40:45,875
اینقدر تو ذهنش می‌گردم تا پیدات کنم

628
00:40:46,666 --> 00:40:48,625
بالاخره میام سراغت

629
00:40:55,500 --> 00:40:57,500
چه اتفاقی داره میفته؟ -
...ینیفر -

630
00:41:02,666 --> 00:41:03,666
!نه

631
00:41:05,291 --> 00:41:06,500
!نه

632
00:41:06,500 --> 00:41:07,750
...ین -
!نه -

633
00:41:07,750 --> 00:41:10,250
!ین! ین -
!نه -

634
00:41:11,625 --> 00:41:13,291
،حالا هر کاری که داره می‌کنه

635
00:41:13,291 --> 00:41:16,125
ما که خونه‌ای نداریم، خودمون تنهاییم

636
00:41:16,791 --> 00:41:18,250
اینجوری نمی‌تونیم شکستش بدیم

637
00:41:18,291 --> 00:41:19,291
!می‌تونیم

638
00:41:21,583 --> 00:41:22,625
می‌تونیم

639
00:41:23,416 --> 00:41:25,500
فقط کافیـه ارتش خودمون رو دست و پا کنیم

640
00:41:51,916 --> 00:41:54,916
شمشیرِ سرنوشت دو لبه‌ست

641
00:41:57,416 --> 00:41:59,208
اینجا کجاست؟

642
00:42:00,208 --> 00:42:03,541
یه احتمالـه. می‌تونه یکی از
بی‌شمار آینده‌های در انتظارت باشه

643
00:42:04,458 --> 00:42:06,250
بستگی داره چه تصمیمی بگیری

644
00:42:06,291 --> 00:42:08,166
تو توله شیرِ سینترایی

645
00:42:08,666 --> 00:42:10,333
سرنوشت دنیا تو دستای توئـه

646
00:42:10,958 --> 00:42:14,000
باید یه راه دیگه‌ای هم باشه

647
00:42:18,291 --> 00:42:20,375
،اگه به ندای قلبت گوش می‌دادی

648
00:42:21,750 --> 00:42:23,083
عاقبتت چی میشد؟

649
00:42:25,416 --> 00:42:26,833
‫آوارگی تقدیرِ ما نیست،

650
00:42:30,375 --> 00:42:32,583
من قدرت این رو دارم که
دنیا رو از این رو به اون رو کنم

651
00:42:36,791 --> 00:42:41,625
،سرنوشتت تو دستای خودتـه
نه کس دیگه

652
00:42:42,166 --> 00:42:44,000
باید تصمیمت رو بگیری

653
00:42:50,333 --> 00:42:51,375
فالکا

654
00:42:53,458 --> 00:42:55,333
خواستم بهت بگم داریم میریم

655
00:42:59,583 --> 00:43:02,958
هر پایانی

656
00:43:04,166 --> 00:43:06,500
مقدمه‌ی یه شروعِ جدیده

657
00:43:16,458 --> 00:43:17,458
باهاتون میام

658
00:43:46,000 --> 00:43:47,750
یه بویی میاد -
ها؟ -

659
00:43:48,708 --> 00:43:49,750
هلیم

660
00:43:49,750 --> 00:43:52,083
!همینطور شیر

661
00:43:55,583 --> 00:43:57,583
!یه گاو این نزدیکی‌هاست

662
00:43:57,583 --> 00:44:00,791
...عمراً اگه بوی گاو رو تشخیص

663
00:44:00,791 --> 00:44:02,416
عه، اونجا رو، گاو

664
00:44:03,041 --> 00:44:04,833
همینجوریش هم یه روز کامل عقبیم

665
00:44:04,833 --> 00:44:08,083
.خب، پس بیاید وقت تلف نکنیم
.گاوه رو برداریم و الفرار

666
00:44:08,125 --> 00:44:10,583
گاوها بدو بدو هم می‌کنن؟
جدی می‌پرسم چون نمی‌دونم

667
00:44:10,583 --> 00:44:12,833
من داوطلب میشم که
برم خونهه رو بگردم

668
00:44:12,833 --> 00:44:15,291
.عینهو سنجاب می‌مونی
.در جا می‌کُشنت

669
00:44:15,291 --> 00:44:16,625
بذار زورشون رو بزنن

670
00:44:16,625 --> 00:44:17,750
من میرم

671
00:44:22,875 --> 00:44:24,625
یه جای کار می‌لنگه

672
00:44:25,208 --> 00:44:28,458
.نه! همونجا بمون
.نزدیک‌تر نیا

673
00:44:28,458 --> 00:44:31,375
!من آبله دارم
از اینجا برو

674
00:44:31,833 --> 00:44:35,041
!آبله! آبله داره

675
00:44:35,083 --> 00:44:37,708
.برمی‌گردیم به راه خودمون
.اینجا چیزی دستگیرمون نمیشه

676
00:44:38,333 --> 00:44:39,875
بریم

677
00:44:52,208 --> 00:44:53,333
سربازها

678
00:44:55,750 --> 00:44:59,416
بگو ببینم چی داری؟ -
جلو نیاید. من آبله دارم -

679
00:44:59,458 --> 00:45:02,541
جدی میگم. نیاید جلو -
از آبله نمی‌ترسن -

680
00:45:02,583 --> 00:45:06,041
.ترس واسه آدمیزاده
.اونا دیگه انسانیت‌شون رو از دست دادن

681
00:45:06,416 --> 00:45:09,500
دل و روده‌شون که سر جاشونـه -
شنیدید ویچر چی گفت -

682
00:45:09,500 --> 00:45:12,083
!تو رو خدا نیاید جلو -
یه روز عقبیم. بیاید راه بیفتیم -

683
00:45:12,083 --> 00:45:13,208
!جلو نیاید

684
00:45:15,000 --> 00:45:17,333
!یالا -
!نه! نه -

685
00:45:17,333 --> 00:45:19,833
ای بابا. ویچر. جون هممون رو تو خطر میندازی

686
00:45:20,291 --> 00:45:21,500
گرالت؟

687
00:45:28,541 --> 00:45:30,125
!بکُشیدش -
!نه -

688
00:45:34,750 --> 00:45:35,875
!بیا اینجا ببینم

689
00:45:37,375 --> 00:45:38,375
!بکُشیدش

690
00:46:11,166 --> 00:46:12,375
نه! نه

691
00:46:12,875 --> 00:46:14,583
!نه! نه! نه! نه

692
00:46:14,625 --> 00:46:16,250
!نه

693
00:46:49,750 --> 00:46:51,125
گندش بزنن

694
00:46:54,000 --> 00:46:56,166
.نمی‌تونیم بریم داخل
پس آبله چی؟

695
00:46:56,166 --> 00:46:59,625
.کسی آبله نداره
.دروغ می‌گفت تا کسی کاریش نداشته باشه

696
00:47:04,833 --> 00:47:06,250
خوبی؟

697
00:47:09,250 --> 00:47:11,000
می‌خوای ببریمت جایی؟

698
00:47:16,125 --> 00:47:17,583
انسان‌های نمک‌نشناس

699
00:47:17,625 --> 00:47:20,791
دقیقاً واسه چی باید تشکر کنه؟

700
00:47:21,291 --> 00:47:24,833
اینکه این بار نجاتش دادیم و
به طرز وحشیانه‌ای نکشتنش 

701
00:47:24,916 --> 00:47:28,125
اینکه تونسته توی این دنیای
درب و داغون زنده بمونه؟

702
00:47:29,250 --> 00:47:30,541
حرف حساب جواب نداره

703
00:47:34,291 --> 00:47:35,750
!لعنتی

704
00:47:42,208 --> 00:47:43,958
!تو -
!ویچر -

705
00:47:43,958 --> 00:47:47,041
گفته بودم اگه یه بار دیگه
ریختت رو ببینمت، می‌کُشمت

706
00:47:47,083 --> 00:47:48,083
!گرالت

707
00:47:48,291 --> 00:47:50,833
!دشمنِ دشمنت پشت‌مون وایساد

708
00:47:57,333 --> 00:47:58,333
...خب

709
00:48:00,083 --> 00:48:01,208
برگردیم به مسیرمون؟

710
00:48:07,166 --> 00:48:08,875
مگه نگفتی که

711
00:48:08,875 --> 00:48:11,541
دیگه نباید مثل وحشی‌ها رفتار کنیم؟

712
00:48:12,416 --> 00:48:13,583
دیگه نه

713
00:48:14,875 --> 00:48:16,083
!بریم

714
00:48:16,875 --> 00:48:17,875
باشه
