﻿1
00:01:15,408 --> 00:01:17,118
‫مسافران پرواز 542

2
00:01:17,202 --> 00:01:19,704
‫از ایبیزا، اسپانیا
‫به مقصد شیکاگو، فرودگاه "اوهر"

3
00:01:19,788 --> 00:01:21,915
‫گیت خروجی تغییر کرده است

4
00:01:21,998 --> 00:01:24,709
‫پرواز اکنون از گیت سی3 حرکت خواهد کرد

5
00:01:29,130 --> 00:01:31,299
‫آخرین باری که دیدمت خیلی کوچولوتر نبودی؟

6
00:01:31,299 --> 00:01:33,760
‫با این نوشته‌ی مسخره اینجا وایساده بودم
‫پس خفه‌خون بگیر

7
00:01:35,678 --> 00:01:37,430
‫منم دلم برات تنگ شده بود

8
00:01:44,604 --> 00:01:47,065
‫« هانیبال - چسترفیلد »
‫« سه کیلومتر »

9
00:01:57,951 --> 00:02:00,161
‫با قبلاً فرق کردی

10
00:02:00,537 --> 00:02:02,497
‫- معلومه
‫- لباس‌های بهتر می‌پوشی

11
00:02:02,497 --> 00:02:04,707
‫قدیما مثل احمقا لباس می‌پوشیدی

12
00:02:07,919 --> 00:02:11,172
‫خب... تمام روز دقیقاً چیکار می‌کنی؟

13
00:02:11,923 --> 00:02:14,926
‫- برام سوال شده بود
‫- دنبال‌ داستان‌ها می‌گردم

14
00:02:15,677 --> 00:02:17,720
‫میفتم توی خیابونا

15
00:02:17,720 --> 00:02:19,931
‫پس خودت زمان‌بندی خودتو تعیین می‌کنی

16
00:02:20,390 --> 00:02:22,100
‫کمابیش آره

17
00:02:22,100 --> 00:02:24,310
‫ولی بازم وقت نمی‌کنی زنگ بزنی خونه

18
00:02:30,233 --> 00:02:32,443
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫تمام گندکاری‌های من به کنار...

19
00:02:33,820 --> 00:02:36,030
‫تو حالت خوبه؟

20
00:02:37,115 --> 00:02:39,325
‫حالم فراز و نشیب داره

21
00:02:41,119 --> 00:02:43,329
‫نشیب زیاد داره

22
00:02:43,955 --> 00:02:47,167
‫بابا مجبور شد عقیده‌ی 
‫"به افسردگی اعتقاد ندارم"‌ـش رو بذاره کنار

23
00:02:47,167 --> 00:02:49,419
‫- کی گفته به افسردگی اعتقاد نداره
‫- تو از کجا می‌دونی

24
00:02:51,754 --> 00:02:53,965
‫قبل از اینکه اوضاع ناجور بشه رفتی

25
00:02:54,966 --> 00:02:58,094
‫بگذریم، رفتم سراغ فعالیت‌های مختلف

26
00:02:59,929 --> 00:03:02,223
‫وقتی فعالم مامان بابا کمتر نگران میشن

27
00:03:03,892 --> 00:03:06,102
‫آها راستی، میشه ازت بخوام
‫یه لطفی در حقم بکنی؟

28
00:03:07,187 --> 00:03:09,397
‫- بابت مقاله‌ی مدرسه
‫- آخ آخ

29
00:03:09,981 --> 00:03:13,651
‫بیا با انجمن خبرنگاری صحبت کن
‫و من همچین سوالاتی ازت می‌پرسم...

30
00:03:14,694 --> 00:03:17,655
‫"خب، توی ژاپن دوست‌ داری؟"

31
00:03:22,202 --> 00:03:26,206
‫آره، می‌دونستم! زن و بچه‌ داری
‫ولی بهمون نگفتی

32
00:03:34,214 --> 00:03:36,424
‫هنوز خیلی تا این چیزا فاصله دارم...

33
00:03:47,560 --> 00:03:49,771
‫خوش اومدین

34
00:04:41,906 --> 00:04:46,911
‫ایشیدو محتاط بود
‫شرایط رو باثبات نگه می‌داشت

35
00:04:49,289 --> 00:04:51,499
‫ولی اون یکی...

36
00:04:52,625 --> 00:04:56,587
‫موقتیه. تا اینکه "تاناکا" 
‫رئیس جدیدی انتخاب کنه

37
00:04:59,590 --> 00:05:02,176
‫امیدوارم سالم و سرحال بمونه

38
00:05:02,510 --> 00:05:05,805
‫به‌خصوص با توجه به اینکه توزاوا برگشته

39
00:05:07,348 --> 00:05:10,810
‫افراد توزاوا دارن بیشتر میشن

40
00:05:12,437 --> 00:05:16,399
‫حس می‌کنم ممکنه همه‌مون
‫مجبور بشیم سر تعظیم فرود بیاریم

41
00:05:17,608 --> 00:05:22,280
‫وگرنه آخر عاقبت‌مون مثل ایشیدا میشه

42
00:05:49,223 --> 00:05:51,893
‫بابت فوت رئیس‌تون متاسفم

43
00:05:52,602 --> 00:05:54,812
‫بایدم باشی

44
00:05:56,314 --> 00:05:58,566
‫بذار حالا که عزاداری
‫یک نصیحتی بهت بکنم

45
00:05:59,609 --> 00:06:02,862
‫غم ممکنه باعث بشه شتاب‌زده عمل کنیم

46
00:06:04,238 --> 00:06:06,783
‫باید جلوی این وسوسه‌ها مقاومت کنی

47
00:06:09,702 --> 00:06:11,913
‫دستتو بکش

48
00:06:12,205 --> 00:06:14,415
‫وگرنه گلوت رو جر میدم

49
00:06:14,624 --> 00:06:16,834
‫به‌زودی می‌بینمت

50
00:06:25,093 --> 00:06:26,052
‫ بی‌شرف!

51
00:06:26,052 --> 00:06:27,720
‫ بی‌شرف!

52
00:06:29,013 --> 00:06:31,974
‫توی مراسم ختم خودش لطفش رو جبران می‌کنم

53
00:06:33,142 --> 00:06:35,895
‫ساتو، به افراد بگو
‫اسلحه‌هاشون رو آماده کنن

54
00:06:36,145 --> 00:06:39,774
‫با کمال احترام عرض می‌کنم
‫توزاوا تکذیب کرده که پشت قتل رئیس بوده

55
00:06:40,441 --> 00:06:42,777
‫داری طرف اون رو می‌گیری؟

56
00:06:42,777 --> 00:06:46,447
‫اگر بدون مدرک حمله کنیم
‫ممکنه بقیه‌ی گروه‌ها باهامون دشمن بشن

57
00:06:49,117 --> 00:06:51,577
‫توصیه می‌کنم صبر کنیم

58
00:06:51,744 --> 00:06:57,333
‫صبر کردن کار بزدل‌هاست

59
00:06:58,167 --> 00:07:00,378
‫کدوم‌تون فکر می‌کنین ساتو درست میگه؟

60
00:07:03,297 --> 00:07:05,508
‫کایتو، تو چطور؟

61
00:07:07,176 --> 00:07:09,387
‫جواب منو بده!

62
00:07:12,515 --> 00:07:14,725
‫هرچی شما بگین درسته، جناب معاون

63
00:07:17,437 --> 00:07:23,484
‫رئیس جوری بزرگ‌مون کرده
‫که از سایه‌ی خودمون بترسیم؟

64
00:07:24,485 --> 00:07:29,907
‫یا وقتی کسی بهمون حمله می‌کنه
‫انتقام می‌گیریم؟

65
00:07:30,491 --> 00:07:32,702
‫درسته قربان!

66
00:07:36,038 --> 00:07:38,749
‫حس می‌کنی نمی‌تونی 
‫از دستوراتم پیروی کنی؟

67
00:07:41,711 --> 00:07:43,921
‫نه، قربان

68
00:07:49,886 --> 00:07:52,597
‫چند تا سوال دیگه ازت داشتیم
‫چندان وقتت رو نمی‌گیریم

69
00:07:59,437 --> 00:08:01,647
‫کمکی از دستم برمیاد؟

70
00:08:04,984 --> 00:08:08,863
‫اینا خالکوبی‌هایی بودن که دیدی؟

71
00:08:16,746 --> 00:08:18,956
‫آره

72
00:08:20,666 --> 00:08:23,127
‫سوال دیگه‌ای ندارین؟

73
00:08:24,212 --> 00:08:26,756
‫دفعه‌ی قبل ازت خواستیم
‫تیرانداز‌ها رو توصیف کنی

74
00:08:28,007 --> 00:08:32,261
‫به فکرت نرسید بگی
‫خالکوبی‌های مشابه داشتن؟

75
00:08:32,261 --> 00:08:34,555
‫تازه یک تیراندازی رو تجربه کرده بودم

76
00:08:34,764 --> 00:08:38,559
‫همچنین گفتی چندان معماره رو نمی‌شناختی

77
00:08:39,602 --> 00:08:45,233
‫ولی طبق گفته‌ی روزنامه‌ها 
‫با هم دوست بودید

78
00:08:45,233 --> 00:08:49,278
‫اگر سوالی ازم دارین
‫بهم بگین بیام اداره‌ی پلیس

79
00:08:49,820 --> 00:08:52,823
‫خانم پورتر، داریم سعی می‌کنیم
‫ اطلاعات‌مون رو کامل کنیم

80
00:08:52,823 --> 00:08:54,242
‫- من تحت بازجوییم؟
‫- نه

81
00:08:54,242 --> 00:08:59,497
‫ولی باید ازت بخوایم
‫بدون اطلاع ما از شهر خارج نشی

82
00:09:01,874 --> 00:09:04,085
‫روزت خوش، خانم پورتر

83
00:09:34,865 --> 00:09:37,243
‫به محض اینکه از در وارد شدم
‫شروع میشه، مگه نه؟

84
00:09:37,243 --> 00:09:38,869
‫- پسر، آروم باش
‫- اوه

85
00:09:38,869 --> 00:09:41,581
‫نمی‌دونستم قراره بیای یا نه
‫چون هی برنامه‌ت عوض می‌شد

86
00:09:41,581 --> 00:09:43,416
‫- اوه، می‌دونم، شرمنده
‫- این کت‌و‌شلوار رو ببین

87
00:09:43,416 --> 00:09:45,710
‫به تنت زار می‌زنه

88
00:09:45,710 --> 00:09:50,214
‫اونجا چی می‌خوری؟
‫تکه‌های کوچیک ماهی خام؟

89
00:09:50,214 --> 00:09:51,716
‫این که غذا نیست

90
00:09:51,716 --> 00:09:53,926
‫طعمه‌ی ماهیگیریه

91
00:09:54,343 --> 00:09:56,554
‫غذا می‌خورم. غذا می‌خورم
‫جدی میگم

92
00:09:57,388 --> 00:10:00,099
‫خیلی‌خب. بابات توی حیاط پشتیه

93
00:10:01,058 --> 00:10:02,435
‫- نوشیدنی‌ها رسیدن؟
‫- بله قربان

94
00:10:02,435 --> 00:10:05,938
‫ممنون. آره، باید بذاریمشون زیر سایه‌بون

95
00:10:09,525 --> 00:10:12,737
‫لامپ 60 واتی باید کافی باشه

96
00:10:17,700 --> 00:10:20,620
‫مراقب باش، پیرمرد
‫نمی‌خوای که توی همچین روز مهمی بیفتی

97
00:10:20,620 --> 00:10:22,830
‫سلام. سلام

98
00:10:27,877 --> 00:10:29,879
‫به‌نظر سالم و سرحال میای

99
00:10:29,879 --> 00:10:32,089
‫- عه، واقعاً؟ مامان که چیز دیگه‌ای گفت
‫- خب...

100
00:10:35,760 --> 00:10:39,388
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- اوه، خودمون... انجامش می‌دیم

101
00:10:40,014 --> 00:10:41,641
‫حتماً خسته‌ای
‫پروازت چند ساعت بود؟

102
00:10:41,641 --> 00:10:44,977
‫خیلی زیاد بود، ولی خب
‫از خط روزگردان گذشتم

103
00:10:44,977 --> 00:10:47,188
‫پس یجورایی در زمان به عقب سفر کردم

104
00:10:47,521 --> 00:10:49,732
‫ای‌کاش همچین چیزی ممکن بود

105
00:10:51,108 --> 00:10:53,319
‫- بهتره بری یه دوشی بگیری
‫- آره

106
00:10:54,278 --> 00:10:56,489
‫میرم همین‌کارو بکنم

107
00:11:03,120 --> 00:11:05,331
‫بابات خوشحاله

108
00:11:06,332 --> 00:11:08,542
‫منم همینطور

109
00:11:09,585 --> 00:11:12,380
‫میرم طبقه‌ی بالا
‫دوش بگیرم و لباسمو عوض کنم

110
00:11:12,797 --> 00:11:15,716
‫- جاش؟
‫- مامان، بگو جیک

111
00:11:16,884 --> 00:11:19,178
‫آها. خوشحالم می‌بینم
‫خانواده‌ت رو در اولویت قرار دادی

112
00:11:26,477 --> 00:11:28,688
‫می‌تونست از اینم بدتر باشه

113
00:12:25,870 --> 00:12:28,164
‫قربان

114
00:12:28,164 --> 00:12:30,374
‫هیچ خبری نبود، رئیس

115
00:12:30,833 --> 00:12:33,043
‫ببخشید

116
00:12:38,883 --> 00:12:42,261
‫چیزی که بین من و جیک دیدی
‫چیزی نیست که فکر می‌کنی

117
00:12:43,846 --> 00:12:45,473
‫داشتم باهاش خداحافظی می‌کردم

118
00:12:45,473 --> 00:12:47,767
‫و باید بابت این‌کارت تحسینت کنیم؟

119
00:12:47,767 --> 00:12:50,478
‫درهرحال توزاوا از دستم خسته شده

120
00:12:50,478 --> 00:12:54,023
‫با دختر بعدی آشنا شده
‫دختره جوون‌تره و آماده‌ست جای منو بگیره

121
00:12:54,023 --> 00:12:56,233
‫حرفات تمام شد؟

122
00:12:58,027 --> 00:13:02,615
‫رئیس گفته اینجا رو امضا کنی

123
00:13:06,577 --> 00:13:09,497
‫اگر نکنی، به رئیس میگم امضا نکردی

124
00:13:09,497 --> 00:13:12,541
‫می‌تونم خیلی چیزا رو بهش بگم

125
00:13:27,556 --> 00:13:29,767
‫کی بهت گفت خونه‌م کجاست؟

126
00:13:30,518 --> 00:13:33,354
‫هیچکس. پیدا کردن محل زندگی یک پلیس
‫چندان سخت نیست

127
00:13:34,897 --> 00:13:37,107
‫در طی یورش پلیس به گروه‌تون

128
00:13:37,399 --> 00:13:40,236
‫چرا وقتی فرصتش رو داشتی
‫بهم شلیک نکردی؟

129
00:13:42,238 --> 00:13:44,448
‫می‌تونستی قسر در بری

130
00:13:46,784 --> 00:13:48,994
‫من قاتل نیستم

131
00:13:49,161 --> 00:13:52,581
‫بی‌رحمانه ایشیدا رو کشتی

132
00:13:52,873 --> 00:13:54,959
‫فکر می‌کنی دلم می‌خواست اون‌کارو بکنم؟

133
00:13:54,959 --> 00:13:57,169
‫اون یکی تقصیر شماست

134
00:13:57,419 --> 00:14:01,173
‫وقتی تو و اون زنه گروهم رو
‫دستگیر کردین، جایی برای رفتن نداشتم

135
00:14:01,924 --> 00:14:03,759
‫پولی نداشتم

136
00:14:03,759 --> 00:14:05,052
‫هیچی نداشتم

137
00:14:05,052 --> 00:14:07,221
‫فکر کردی کسی مثل من
‫می‌تونه شغل دیگه‌ای گیر بیاره؟

138
00:14:07,221 --> 00:14:09,723
‫این چه ربطی به ایشیدا داره؟

139
00:14:09,723 --> 00:14:12,226
‫توزاوا اومد یه پیشنهاد بهم داد

140
00:14:12,226 --> 00:14:13,811
‫"ایشیدا رو بکش"

141
00:14:13,811 --> 00:14:16,522
‫"منم اونقدر بهت پول میدم
‫که تا همیشه این زندگی رو کنار بذاری"

142
00:14:20,234 --> 00:14:22,444
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

143
00:14:33,747 --> 00:14:36,667
‫اسلحه‌ای که توی کافه 
‫ازش استفاده کردی رو کجا گذاشتی؟

144
00:14:37,710 --> 00:14:39,670
‫منو ببر توی طرح محافظت از شاهدین

145
00:14:39,670 --> 00:14:41,463
‫تا هرچی می‌خوای بهت بگم

146
00:14:42,798 --> 00:14:45,092
‫زیادی فیلمای آمریکایی تماشا می‌کنی

147
00:14:45,134 --> 00:14:47,428
‫توی ژاپن طرح محافظت از شاهدین نداریم

148
00:14:48,304 --> 00:14:51,307
‫و هیچ "معامله‌ی اتهامی"‌ هم نداریم
‫(اقرار در ازای تخفیف مجازات)

149
00:14:53,893 --> 00:14:56,770
‫کشتن دو نفر برای اعدام شدن کافیه

150
00:14:56,812 --> 00:14:58,314
‫چهار نفر کشته شدن

151
00:15:00,649 --> 00:15:03,861
‫ولی اگر همکاری کنی...

152
00:15:05,404 --> 00:15:09,992
‫ممکنه بشه اتهامت رو به قتل غیرعمد تقلیل داد

153
00:15:09,992 --> 00:15:15,247
‫توی زندان از دست توزاوا در امانی 
‫تا 20 سال آینده

154
00:15:15,247 --> 00:15:17,458
‫بیست سال؟

155
00:15:17,708 --> 00:15:21,337
‫بیست سال حبس یا مرگ

156
00:15:22,046 --> 00:15:24,256
‫انتخابش با خودته

157
00:15:27,760 --> 00:15:32,181
‫بیا با این شروع کنیم
‫که اسلحه رو کجا گذاشتی...

158
00:15:37,686 --> 00:15:40,356
‫سلام. بیاین یه نوشیدنی بردارین

159
00:15:40,356 --> 00:15:43,484
‫حوادث فصلیه. این وقت سال
‫مدام باهامون تماس می‌گیرن

160
00:15:43,484 --> 00:15:47,529
‫- این‌دفعه دلیل مرگش چی بوده؟
‫- اصابت تیر اسلحه‌ی شکاری. پشت جمجمه

161
00:15:47,905 --> 00:15:51,533
‫جیک. پسرم، پاول لوتهولد رو یادته؟
‫از همکارهام بود

162
00:15:51,992 --> 00:15:55,037
‫شرمنده. دکتر لوتهولد، خوشحالم می‌بینمتون

163
00:15:55,037 --> 00:15:59,083
‫وقتی جاش بودی من دکتر لوتهولد بودم
‫پاول صدام کن. به خونه خوش اومدی

164
00:16:00,501 --> 00:16:02,836
‫دلشون برات تنگ شده بود

165
00:16:02,836 --> 00:16:05,047
‫تا ببینیم فردا چه حسی نسبت بهم دارن

166
00:16:05,255 --> 00:16:08,759
‫اینم "فیل هدلی"ـه
‫توی کلانتری شهرستان "بون" کار می‌کنه

167
00:16:08,759 --> 00:16:11,845
‫خوشبختم، جیک. توی ژاپن
‫کباب‌پزون مدل کانزاسی ندارن، درست میگم؟

168
00:16:12,471 --> 00:16:14,723
‫آره، ولی بیماری قلبی مزمن هم ندارن

169
00:16:16,225 --> 00:16:17,726
‫شنیدم توکیو خیلی با اینجا فرق می‌کنه

170
00:16:17,726 --> 00:16:21,188
‫مردمش مودب‌تر و یجورایی خجالتی هستن، درسته؟

171
00:16:21,188 --> 00:16:23,107
‫خب، اینو به رئیس گروه خلافکاری ژاپنی بگو

172
00:16:23,107 --> 00:16:25,818
‫که هفته‌ی قبل 
‫از پنجره‌ی پنت‌هاوسش پرتش کردن بیرون

173
00:16:26,443 --> 00:16:28,946
‫خب بگو ببینم، زندگی توی خاور دور چطوره؟

174
00:16:29,530 --> 00:16:34,076
‫خب، موزهاشون پلاستیک دورشه
‫و بابت هندونه 100 دلار پول میدی

175
00:16:34,076 --> 00:16:36,370
‫- اوه، داری اغراق می‌کنی
‫- به‌خدا راست میگم

176
00:16:36,370 --> 00:16:38,247
‫و خبری از اسلحه نیست

177
00:16:38,247 --> 00:16:41,375
‫با کارآگاهی کار می‌کنم
‫که یکی رو به‌خاطر داشتن یک گلوله دستگیر کرد

178
00:16:41,375 --> 00:16:42,292
‫شوخی می‌کنی؟

179
00:16:42,292 --> 00:16:44,461
‫- از بابات شنیدم توی بخش جنایی کار می‌کنی
‫- آره، درسته

180
00:16:44,461 --> 00:16:46,839
‫حتماً بعد از غروب آفتاب
‫چیزهای عجیب‌غریبی می‌بینین

181
00:16:46,839 --> 00:16:48,590
‫آره

182
00:16:48,590 --> 00:16:50,009
‫شاید نه چیزی که تو فکرته

183
00:16:50,009 --> 00:16:54,346
‫قتل چندانی نیست، بیشتر... دنیای گذراست

184
00:16:54,388 --> 00:16:56,140
‫دنیای گذرا؟

185
00:16:56,140 --> 00:17:00,811
‫شاعرانه به‌نظر میاد. ولی کافه هایی رو تصور 
‫کنین که مخصوص  ادم ها هستش ...

186
00:17:00,811 --> 00:17:03,856
‫ ببخشید مامان ولی دوست دارن با مترو برن

187
00:17:04,398 --> 00:17:07,985
‫برای همین کافه رو جوری می‌سازن
‫که شبیه واگن مترو باشن، و همینطوری می‌ایستی

188
00:17:10,279 --> 00:17:12,489
‫- دقیقاً
‫- عجب

189
00:17:43,645 --> 00:17:45,856
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- خبر خوب

190
00:17:46,023 --> 00:17:47,566
‫اسلحه رو پیدا کردم

191
00:17:47,566 --> 00:17:49,777
‫خبرای خوب دیگه‌ای هم هست

192
00:17:49,777 --> 00:17:52,821
‫دادستان بخش قتل غیرعمد رو قبول کرد

193
00:17:52,821 --> 00:17:56,867
‫می‌خوان تیرانداز‌مون دو ساعت دیگه بره دادگاه
‫تا ازش شهادت بگیرن

194
00:17:56,867 --> 00:17:59,161
‫بیا خودمون با نیروی کمکی
‫تا دادگاه ببریمش

195
00:17:59,912 --> 00:18:02,748
‫و به هیچکس نگو

196
00:18:02,998 --> 00:18:05,834
‫از طرز فکرت خوشم میاد، کارآگاه

197
00:18:14,551 --> 00:18:16,762
‫سلام. اشکالی نداره کنارت بشینم؟

198
00:18:17,054 --> 00:18:20,265
‫رسماً با هم آشنا نشدیم
‫دین کودیچ هستم

199
00:18:21,391 --> 00:18:24,311
‫صبر کن ببینم، سردبیر "سنت‌لوئیس دیسپچ"؟

200
00:18:25,270 --> 00:18:27,856
‫نه بابا! من با "دیسپچ" بزرگ شدم

201
00:18:28,107 --> 00:18:29,274
‫لطف داری

202
00:18:29,274 --> 00:18:32,069
‫به‌خاطر شما عاشق خبرنگاری شدم

203
00:18:32,820 --> 00:18:35,030
‫وقتی توی "سربرنیتسا" بودین
‫تمام مقاله‌هاتون رو خوندم

204
00:18:35,280 --> 00:18:37,324
‫خب، منم مقاله‌های تو رو خوندم

205
00:18:37,324 --> 00:18:41,829
‫مقاله‌ی تحقیقیت در مورد سرقت موتورسیکلت‌ها
‫واقعاً قوی بود

206
00:18:41,829 --> 00:18:44,039
‫وایسا ببینم، از کجا...؟

207
00:18:44,039 --> 00:18:47,000
‫اوه، "میچو" یک نسخه‌ی انگلیسی
‫توی آمریکا منتشر می‌کنه

208
00:18:47,000 --> 00:18:49,336
‫می‌دونستم بچه‌ی "ادی" هستی
‫برای همین خوندمش

209
00:18:49,336 --> 00:18:52,965
‫- تحت‌تاثیر قرار گرفتم
‫- عجب. ممنون. ممنونم

210
00:18:53,048 --> 00:18:55,551
‫می‌دونی، وقتی توی "سربرنیتسا" بودم
‫دو نوع خبرنگار اونجا بودن...

211
00:18:57,219 --> 00:19:01,598
‫اونایی که بی‌صبرانه منتظر بودن برگردن خونه
‫و اونایی که هرگز نمی‌تونستن برگردن خونه

212
00:19:02,808 --> 00:19:06,436
‫و بعد از یه مدت، می‌تونستم فوراً تشخیص بدم 
‫هرکس جزو کدوم دسته‌ست

213
00:19:07,312 --> 00:19:09,523
‫می‌دونی از کجا می‌فهمیدم؟

214
00:19:13,277 --> 00:19:16,738
‫اونایی که موندنی بودن، بامزه بودن

215
00:19:17,698 --> 00:19:20,450
‫بی‌پروا بودن، نترس بودن
‫سرزنده بودن

216
00:19:21,577 --> 00:19:23,954
‫شخصیت‌هایی رو خلق می‌کردن
‫که می‌خواستن باشن

217
00:19:24,830 --> 00:19:27,040
‫و بعد به عنوان اون اشخاص زندگی می‌کردن

218
00:19:29,001 --> 00:19:31,211
‫و مشکل اینجاست که...

219
00:19:31,795 --> 00:19:34,256
‫وقتی حسابش از دستت در میره
‫که قبلاً کی بودی...

220
00:19:35,632 --> 00:19:37,843
‫برگشتن به خونه سخت‌تر میشه

221
00:19:40,929 --> 00:19:44,099
‫- شاید اونجا شادتر بودن
‫- شاید

222
00:19:46,310 --> 00:19:48,520
‫یا شاید فقط گم شده بودن

223
00:19:50,606 --> 00:19:54,484
‫می‌دونی، هرموقع برگشتی که بمونی...
‫من دنبال خبرنگار می‌گردم

224
00:19:57,112 --> 00:20:00,115
‫- خوشحال شدم، جیک
‫- از دیدنت خوشحال شدم، دین

225
00:20:12,544 --> 00:20:13,837
‫سلام، مارویاما هستم

226
00:20:13,837 --> 00:20:17,507
‫سلام، زنگ زدم خبر خیلی مهمی بهتون بدم

227
00:20:19,509 --> 00:20:21,261
‫چه خبری دقیقاً؟

228
00:20:21,261 --> 00:20:23,388
‫شنیدم شینگو موراتا

229
00:20:23,388 --> 00:20:26,433
‫توانایی قابل‌توجهی برای پیدا کردن

230
00:20:26,433 --> 00:20:30,646
‫ بهترین بیرون‌بر "کاری" توی توکیو رو داره

231
00:20:30,646 --> 00:20:32,314
‫به‌نظرم نیازه در موردش تحقیق کنین

232
00:20:32,314 --> 00:20:34,775
‫به یکی میگم در موردش پرس‌و‌جو کنه

233
00:20:35,859 --> 00:20:38,070
‫از دیدن برادرت خیلی خوشحال شدم

234
00:20:43,075 --> 00:20:45,118
‫اونم از دیدنت خیلی خوشحال شد

235
00:20:45,118 --> 00:20:48,038
‫عالیه. خوشحالم

236
00:20:49,790 --> 00:20:52,584
‫بیا به‌زودی بازم دور هم جمع بشیم

237
00:20:52,751 --> 00:20:54,962
‫آره. باید ببینیم

238
00:20:56,296 --> 00:20:58,507
‫نگاه دقیق‌تری به فعالیت‌های

239
00:20:58,507 --> 00:21:01,218
‫خارج از کار رئیست انداختی؟

240
00:21:05,430 --> 00:21:09,268
‫آره، ولی جاهای زیادی برای گشتن هست
‫دارم سعی می‌کنم ببینم تمرکزم رو کجا بذارم

241
00:21:09,434 --> 00:21:12,437
‫کمک خواستن خجالت نداره‌ها

242
00:21:12,646 --> 00:21:17,859
‫از خودت بپرس "به کی می‌تونم اعتماد کنم
‫که اندازه‌ی من علاقه داشته باشه به میچو باشه؟"

243
00:21:22,406 --> 00:21:24,616
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

244
00:21:27,202 --> 00:21:29,413
‫میای اینجا؟

245
00:21:32,249 --> 00:21:36,128
‫کوریهیرا، از نظرم آدم
‫رازدار و قابل اعتمادی هستی

246
00:21:37,004 --> 00:21:38,755
‫ممنونم

247
00:21:38,755 --> 00:21:40,966
‫ازت می‌خوام تحقیقی برام انجام بدی
‫توی خود روزنامه

248
00:21:41,675 --> 00:21:46,096
‫به‌نظرم یکی از همکارهامون کارهایی کرده
‫که به ضرر روزنامه‌مونه

249
00:21:56,898 --> 00:22:00,444
‫ازت می‌خوام تمام مقالاتش رو
‫از آرشیو دربیاری

250
00:22:01,111 --> 00:22:02,988
‫ازشون کپی بگیر و به هیچکس نگو

251
00:22:02,988 --> 00:22:05,198
‫می‌دونم می‌تونم بهت اعتماد کنم

252
00:22:05,699 --> 00:22:07,909
‫روت حساب می‌کنم

253
00:22:08,827 --> 00:22:11,038
‫چشم

254
00:22:30,640 --> 00:22:32,893
‫« به سلامتی مردی که 
‫در تولد 60 سالگیش همه‌چی داره »

255
00:22:32,934 --> 00:22:34,936
‫« دوستت داریم، ادی »
‫« دوستان و خانواده‌ت»

256
00:22:36,980 --> 00:22:38,482
‫سخنرانی کن!

257
00:22:52,954 --> 00:22:55,165
‫فقط...

258
00:22:55,457 --> 00:22:57,667
‫از پسش برمیای، ادی

259
00:22:58,960 --> 00:23:01,129
‫- توام باید یه چیزی بگی
‫- می‌خوام تشکر کنم...

260
00:23:01,129 --> 00:23:02,631
‫من؟

261
00:23:02,631 --> 00:23:03,924
‫به کمکت احتیاج داره

262
00:23:03,965 --> 00:23:05,509
‫برو، برو، برو، برو، برو

263
00:23:05,509 --> 00:23:07,302
‫تو می‌تونی، ادی!

264
00:23:07,302 --> 00:23:09,513
‫ما کنارتیم، رفیق

265
00:23:17,896 --> 00:23:20,107
‫سلام. من...

266
00:23:21,358 --> 00:23:23,568
‫پسرشم، معلومه

267
00:23:23,944 --> 00:23:26,154
‫می‌خواستم یکم صحبت کنم

268
00:23:28,698 --> 00:23:31,326
‫خب، از همگی ممنونم که تشریف آوردین

269
00:23:31,952 --> 00:23:34,037
‫حضورتون خیلی برای خانواده‌م باارزشه

270
00:23:34,037 --> 00:23:36,998
‫و... برای من هم باارزشه

271
00:23:39,626 --> 00:23:42,337
‫ولی معلومه که اومدین
‫ناسلامتی "ادی ادلستین"ـه

272
00:23:43,797 --> 00:23:46,007
‫استاد بزرگ یوکللی
‫(نوعی گیتار کوچک)

273
00:23:48,844 --> 00:23:52,139
‫من... خیلی چیزا از پدرم یاد گرفتم

274
00:23:53,598 --> 00:23:56,977
‫اینکه دوران بچگیم منو به‌زور می‌برد
‫سر صحنه‌های جرم، اصلاً داغونم نکرد

275
00:23:59,396 --> 00:24:02,482
‫به‌جاش... باعث شد کنجکاو بار بیام

276
00:24:03,859 --> 00:24:06,695
‫پدرم... پدرم بهم یاد داد...

277
00:24:07,320 --> 00:24:11,908
‫که نه تنها سوال پرسیدن مهمه
‫بلکه پرسیدن سوالات درست هم مهمه

278
00:24:13,452 --> 00:24:15,454
‫و اینم بهم یاد داد

279
00:24:15,454 --> 00:24:20,041
‫که اشکالی نداره اگر
‫از صمیم قلب به کارت اهمیت بدی...

280
00:24:23,003 --> 00:24:26,131
‫به‌خصوص اگر موضوع کارت مردم باشن
‫چه مرده چه زنده

281
00:24:27,090 --> 00:24:29,426
‫چون می‌دونین، هرچی بیشتر آدما

282
00:24:30,218 --> 00:24:32,888
‫به بقیه‌ی آدما اهمیت بدن، بهتره

283
00:24:34,514 --> 00:24:36,725
‫و...

284
00:24:37,100 --> 00:24:38,727
‫ادی ادلستین...

285
00:24:38,727 --> 00:24:41,021
‫قلب خیلی بزرگی داره

286
00:24:42,564 --> 00:24:44,774
‫که توش برای همه جا هست

287
00:24:51,698 --> 00:24:53,909
‫باعث افتخارمه که پسرتم

288
00:24:55,035 --> 00:24:57,162
‫پس، از طرف همه‌مون...

289
00:24:57,662 --> 00:24:59,414
‫دوستت داریم

290
00:24:59,456 --> 00:25:01,958
‫دوستت داریم، ادی

291
00:25:19,142 --> 00:25:22,437
‫به‌نظرت چقدر طول می‌کشه
‫که پولمو از بیمه بگیرم؟

292
00:25:23,647 --> 00:25:25,857
‫حداقل 3 ماه

293
00:25:26,399 --> 00:25:29,694
‫خیلی سریع‌تر لازمش دارم

294
00:25:30,779 --> 00:25:34,991
‫من وظیفه‌م ارزیابی خسارات
‫و ثبت مطالبه‌ی خسارته

295
00:25:35,325 --> 00:25:38,537
‫پس باید با یکی دیگه صحبت کنم

296
00:25:39,538 --> 00:25:45,210
‫باید توی چندین بخش بررسی بشه
‫این چیزها زمان می‌بره

297
00:25:45,210 --> 00:25:47,420
‫باهات تماس می‌گیریم

298
00:26:13,572 --> 00:26:15,782
‫ظاهراً حالش بهتر شده

299
00:26:17,492 --> 00:26:19,703
‫یکم پیشرفت می‌کنه، یکم پسرفت

300
00:26:21,830 --> 00:26:24,040
‫چقدر پسرفت؟

301
00:26:25,917 --> 00:26:28,128
‫نیاز شد بستری بشه

302
00:26:28,420 --> 00:26:31,506
‫فقط برای چند هفته
‫دوباره حالش بهتر شد

303
00:26:33,466 --> 00:26:35,885
‫بستری شده بود و هیچکس به من نگفت؟

304
00:26:37,220 --> 00:26:39,431
‫اگر می‌فهمیدی برمی‌گشتی؟

305
00:26:43,351 --> 00:26:45,228
‫جس در مورد کنفرانس مدرسه‌ش بهت گفته؟

306
00:26:46,605 --> 00:26:49,941
‫آره، یک جلسه‌ی سوال و جواب
‫جلوی اعضای روزنامه‌ی مدرسه‌ست، آره؟

307
00:26:50,400 --> 00:26:52,068
‫براش خیلی مهمه، جیک

308
00:26:52,068 --> 00:26:54,946
‫اولین چیزیه که این مدت
‫بابتش هیجان‌زده شده

309
00:26:55,280 --> 00:26:57,115
‫- حتماً میرم، بابا

310
00:26:58,700 --> 00:27:00,910
‫مشکل کاری داری
‫یا مشکل دیگه ای داری؟

311
00:27:05,081 --> 00:27:07,292
‫اگر جفتش با هم باشه چی؟

312
00:27:07,876 --> 00:27:10,086
‫- دختره کیه؟
‫- دختره...

313
00:27:13,673 --> 00:27:17,177
‫توی یک‌جور شرایط پیچیده‌ست
‫ و می‌خواد ازش دربیاد

314
00:27:17,636 --> 00:27:19,846
‫خشونت خانگیه؟

315
00:27:22,057 --> 00:27:25,018
‫طرف، آدم خیلی خشنیه

316
00:27:25,894 --> 00:27:30,982
‫مطمئن نیستم رفتارش با دختره هم 
‫خشنه یا نه، ولی... ممکنه باشه

317
00:27:31,316 --> 00:27:33,526
‫و تو داری بهش کمک می‌کنی؟

318
00:27:34,736 --> 00:27:36,613
‫دارم سعیمو می‌کنم

319
00:27:36,613 --> 00:27:38,823
‫ولی بهش حس پیدا کردی

320
00:27:38,823 --> 00:27:41,034
‫بهش حس پیدا کردم

321
00:27:42,160 --> 00:27:44,371
‫پسر خوبی هستی، جیک

322
00:27:45,538 --> 00:27:47,749
‫واقعاً میگم

323
00:27:48,041 --> 00:27:50,210
‫در دنیای پر از شک و تردید مداوم

324
00:27:50,251 --> 00:27:52,045
‫این چیزیه که بهم آرامش میده

325
00:27:52,962 --> 00:27:55,173
‫می‌دونم پسر خوبی بزرگ کردم

326
00:28:00,470 --> 00:28:02,681
‫امیدوارم یه روزی برگردی اینجا

327
00:28:03,431 --> 00:28:05,642
‫ازدواج کنی، بچه‌دار بشی

328
00:28:06,518 --> 00:28:09,646
‫می‌دونم به‌ اندازه‌ی کارهایی که 
‫داری اونجا می‌کنی جذاب به‌نظر نمیاد

329
00:28:09,646 --> 00:28:11,981
‫ولی به‌نظرم می‌تونی خوشبخت بشی

330
00:28:13,149 --> 00:28:15,360
‫اونجا خوشبختم

331
00:28:16,444 --> 00:28:18,655
‫قضیه همین‌جاست، پسرم

332
00:28:18,697 --> 00:28:20,156
‫اینکه اونجایی

333
00:28:21,449 --> 00:28:24,285
‫و ما نمی‌دونیم
‫چون بخشی از زندگیت نیستیم

334
00:28:27,539 --> 00:28:29,749
‫می‌خوام از این به بعد باشین

335
00:28:45,473 --> 00:28:47,726
‫یکی از این چاقوها رفته بود توی شکمم

336
00:28:49,018 --> 00:28:51,229
‫پونزده سانت تمام

337
00:28:52,105 --> 00:28:54,315
‫می‌دونم

338
00:28:55,150 --> 00:28:59,195
‫می‌دونم می‌خوای 
‫توی چیز بااهمیتی نقش داشته باشی

339
00:28:59,195 --> 00:29:03,283
‫تو هایاما رو درک نمی‌کنی

340
00:29:07,662 --> 00:29:11,791
‫طرف شرف نداره

341
00:29:19,340 --> 00:29:21,551
‫بیا

342
00:29:29,809 --> 00:29:32,687
‫رئیس ما رو برای کاری فرستاد ناگانو

343
00:29:34,689 --> 00:29:37,567
‫هایاما حالش بد شد و طرف کشت

344
00:29:38,777 --> 00:29:41,446
‫یکی از برادرهای سابق‌مون به اسم "اوتا" بود

345
00:29:42,614 --> 00:29:44,824
‫بعد از اون، به تو هم دروغ گفت

346
00:29:45,617 --> 00:29:47,827
‫من هرگز هدف بعدی توزاوا نبودم

347
00:29:48,077 --> 00:29:51,414
‫هایاما اینو گفت که راضی بشی بهش حمله کنی

348
00:29:52,373 --> 00:29:55,376
‫برای جونت هیچ ارزشی قائل نیست

349
00:29:57,212 --> 00:29:58,296
‫کایتو

350
00:30:00,882 --> 00:30:03,092
‫اگر راهی پیدا کردم که از گروه درت بیارم

351
00:30:04,010 --> 00:30:06,471
‫بگو که میری

352
00:30:10,683 --> 00:30:12,894
‫می‌تونی بری

353
00:30:31,287 --> 00:30:33,915
‫وقتی رسیدیم دادگاه
‫برو دم در پشتی

354
00:30:35,041 --> 00:30:37,252
‫منتظرمون هستن؟

355
00:30:37,418 --> 00:30:39,629
‫فقط افراد خودمون. نه کس دیگه‌ای

356
00:30:42,465 --> 00:30:44,676
‫یه سیگار بهم میدی؟

357
00:30:45,343 --> 00:30:47,554
‫خودت سیگار نیاوردی؟

358
00:30:48,721 --> 00:30:50,932
‫پس بی‌نصیب می‌مونی

359
00:31:27,260 --> 00:31:29,053
‫درخواست کمک داریم

360
00:31:29,053 --> 00:31:31,264
‫درخواست کمک داریم

361
00:31:37,604 --> 00:31:39,814
‫- سلام
‫- سلام

362
00:31:40,356 --> 00:31:42,942
‫لونا. از زمان آنیکس تا الان ندیدمت

363
00:31:42,942 --> 00:31:44,986
‫اوضاع کلوپ فاجعه‌ست
‫پلیس‌ها مدام میان سراغم

364
00:31:44,986 --> 00:31:47,322
‫فکر می‌کنن درگیر  دعوا  بودم
‫که منجر به قتل شده

365
00:31:47,655 --> 00:31:49,657
‫شرکت بیمه داره لفتش میده

366
00:31:49,657 --> 00:31:54,120
‫راستشو بخوای، بابت همدردی بهت زنگ نزدم
‫البته ممنون که همدردی می‌کنی

367
00:31:55,663 --> 00:31:57,874
‫امیدوار بودم بتونی بهم کمک کنی

368
00:31:58,416 --> 00:32:01,586
‫اگر بتونی توی آنیکس 
‫جایی برای دخترهام جور کنی، موقتاً...

369
00:32:01,586 --> 00:32:04,005
‫نه، شرمنده. نمی‌تونم

370
00:32:04,005 --> 00:32:07,717
‫میزبان‌های فوق العاده‌ای هستن
‫هرجا باشن سنگ تموم می‌ذارن

371
00:32:08,718 --> 00:32:10,553
‫فقط با دوک صحبت کن
‫برای خودم نمیگم، برای اونا میگم

372
00:32:10,553 --> 00:32:11,304
‫فقط با دوک صحبت کن
‫برای خودم نمیگم، برای اونا میگم

373
00:32:11,304 --> 00:32:13,181
‫- متاسفم، خب؟
‫- چرا نمیشه؟

374
00:32:13,181 --> 00:32:17,560
‫چون چند نفر توی کافه ات کشته شدن

375
00:32:17,977 --> 00:32:21,606
‫داستانت همه‌جا پیچیده
‫و هرکس که الان با تو در ارتباط باشه

376
00:32:21,606 --> 00:32:23,733
‫پای اونا هم به داستان باز میشه

377
00:32:23,733 --> 00:32:27,028
‫بهت گفتم شراکت با یاکوزا
‫آخر عاقبت خوشی نداره

378
00:32:27,028 --> 00:32:29,781
‫- و ای‌کاش توی آنیکس می‌موندی
‫- من خوشحالم رفتم

379
00:32:30,573 --> 00:32:35,161
‫خودم یه چیزی ساختم. توی این‌کار مهارت دارم
‫نمی‌خوام ازش دست بکشم

380
00:32:36,871 --> 00:32:38,831
‫اگر میشه بذارین یه عکس بگیرم...

381
00:32:38,831 --> 00:32:40,959
‫- ایشونم یکی از میزبان‌های کافه شماست؟
‫- از کشور خارج میشین؟

382
00:32:40,959 --> 00:32:43,169
‫عکس نگیرین! برید پی کارشون!

383
00:32:43,753 --> 00:32:46,798
‫کاری به اون نداشته باشین!
‫اون ارتباطی با این قضایا نداره!

384
00:32:47,215 --> 00:32:48,800
‫گفتم عکس نگیرین!

385
00:32:48,800 --> 00:32:51,010
‫گفتم بس کنین!

386
00:32:51,636 --> 00:32:53,846
‫گفتم عکس نگیرین!

387
00:32:54,722 --> 00:32:56,933
‫سامانتا-سان!

388
00:33:01,771 --> 00:33:05,984
‫جفت تیراندازها مردن
‫شاهد دیگه‌ای وجود نداره

389
00:33:06,734 --> 00:33:08,778
‫حتماً توزاوا دستور قتلش رو داده

390
00:33:08,778 --> 00:33:11,406
‫حتماً یکی از بچه‌های اداره ما رو فروخته

391
00:33:13,908 --> 00:33:16,869
‫هنوز اسلحه‌ش رو تحویل ندادی؟

392
00:33:20,331 --> 00:33:22,125
‫خوبه. تحویل نده

393
00:33:22,125 --> 00:33:24,627
‫با این اوضاع، ممکنه ناپدید بشه

394
00:33:27,463 --> 00:33:29,507
‫با شنود تلفن‌های توزاوا به کجا رسیدیم؟

395
00:33:29,507 --> 00:33:31,426
‫تنها سرنخیه که برامون مونده

396
00:33:31,426 --> 00:33:34,470
‫تماس‌های چند روز مونده 
‫که باید بررسی‌شون کنیم

397
00:33:35,179 --> 00:33:37,390
‫ولی فعلاً چیز غیرعادی توشون نبوده

398
00:33:39,225 --> 00:33:43,146
‫بیا هرچی داریم رو بررسی کنیم
‫تا اینکه یه چیزی پیدا کنیم

399
00:33:47,775 --> 00:33:50,403
‫عزیزم، صدای سرازیر شدن آب دهنت رو می‌شنوم

400
00:33:51,279 --> 00:33:53,489
‫مدت‌ها خواب این غذا رو می‌دیدم

401
00:33:53,948 --> 00:33:58,077
‫هندونه‌های 100 دلاری
‫و کافه های مختلف داشتی

402
00:33:58,077 --> 00:33:58,995
‫مامان

403
00:33:58,995 --> 00:34:01,873
‫ولی نمی‌تونی برای صبحونه
‫یک بشقاب تخم‌مرغ و بیکن گیر بیاری؟

404
00:34:01,873 --> 00:34:04,083
‫نه جوری که مامانم درستشون می‌کنه

405
00:34:10,590 --> 00:34:12,800
‫دیشب دیدم داشتی با دین صحبت می‌کردی

406
00:34:13,342 --> 00:34:15,553
‫- آره، دین کودیچ هم بود
‫- آره

407
00:34:16,345 --> 00:34:18,556
‫بهت پیشنهاد کار داد؟

408
00:34:19,015 --> 00:34:21,934
‫نه. خب، یجورایی آره...

409
00:34:23,436 --> 00:34:27,482
‫برای آینده
‫ولی شغلش اینجاست، طبیعتاً

410
00:34:28,524 --> 00:34:32,445
‫- بذار حدس بزنم. می‌خوای قبولش کنم
‫- ولی عمراً قبول نمی‌کنی

411
00:34:34,447 --> 00:34:36,407
‫منظورت از این حرف چیه؟

412
00:34:36,407 --> 00:34:38,618
‫خیلی تلاش کردی که از اینجا دور بشی

413
00:34:39,494 --> 00:34:41,621
‫- مامان
‫- آره خب

414
00:34:41,621 --> 00:34:44,373
‫می‌دونم به‌خاطر... به‌خاطر ما نیست
‫یا کمابیش می‌دونم

415
00:34:44,373 --> 00:34:45,583
‫می‌دونم به‌خاطر... به‌خاطر ما نیست
‫یا کمابیش می‌دونم

416
00:34:46,250 --> 00:34:48,461
‫کاری که لازم داشتی انجام دادی

417
00:34:49,545 --> 00:34:52,590
‫تخم‌مرغ آماده‌ست
‫بشقابت رو بیار، جیک

418
00:34:55,635 --> 00:34:56,928
‫بهم گفتی جیک؟

419
00:34:56,928 --> 00:35:00,890
‫آره، اونقدر اینجا نبودی که
‫گمونم... بزرگ شدی و تبدیل به جیک شدی

420
00:35:54,527 --> 00:35:55,820
‫ترسوندیم

421
00:35:55,820 --> 00:35:58,114
‫مال خط تلفن سوئیت هتل توزاواست

422
00:36:09,000 --> 00:36:10,001
‫سلام

423
00:36:10,001 --> 00:36:13,462
‫سلام. مارج هستم
‫از مرکز پزشکی جنوب مینه‌سوتا

424
00:36:13,462 --> 00:36:17,300
‫بابت بدهی پرداخت نشده‌ی
‫جراحی آقای تاناکا تماس گرفتم

425
00:36:20,386 --> 00:36:23,222
‫- الو؟
‫- اشتباه گرفتین

426
00:36:26,642 --> 00:36:28,811
‫مارج از کجا؟

427
00:36:28,811 --> 00:36:31,022
‫مرکز پزشکی جنوب مینه‌سوتا

428
00:36:31,022 --> 00:36:35,318
‫فکر می‌کردم توزاوا نتونسته
‫اسمشو از لیست پرواز ممنوع دربیاره

429
00:36:35,318 --> 00:36:37,403
‫نتونسته بره آمریکا

430
00:36:37,403 --> 00:36:39,113
‫بر اساس گفته‌های شیگه‌ماتسو

431
00:36:39,113 --> 00:36:41,324
‫ظاهراً تونسته وارد آمریکا بشه

432
00:36:42,700 --> 00:36:44,911
‫بر اساس حرف‌های مارج آره

433
00:36:56,589 --> 00:36:57,590
‫ساتو!

434
00:36:58,925 --> 00:37:01,135
‫من شرف ندارم؟

435
00:37:14,106 --> 00:37:15,858
‫بهت که گفتم

436
00:37:15,858 --> 00:37:18,069
‫همه‌جا چشم و گوش دارم

437
00:37:26,285 --> 00:37:28,412
‫راهتو بکش و برو

438
00:37:28,412 --> 00:37:30,122
‫برای همیشه

439
00:37:30,122 --> 00:37:32,333
‫وگرنه...

440
00:37:32,541 --> 00:37:36,504
‫همین‌جا گلوی برادرت رو
‫ گوش ‌تا گوش می‌برم

441
00:37:45,513 --> 00:37:48,391
‫رئیس ایشیدا بهم هشدار داده بود

442
00:37:48,766 --> 00:37:53,145
‫که دروغگو و بزدلی

443
00:37:58,818 --> 00:38:01,028
‫از این به بعد تبعیدی

444
00:38:04,657 --> 00:38:09,704
‫دیگه این‌طرفا آفتابی نشو...

445
00:38:10,579 --> 00:38:12,790
‫وگرنه می‌کشمت

446
00:38:13,833 --> 00:38:16,043
‫حالا گمشو برو پی کارت

447
00:39:09,930 --> 00:39:12,224
‫و بعد می‌خوام ازت در مورد...

448
00:39:12,266 --> 00:39:15,895
‫دستگاه‌های فروش خودکار سوال بپرسم

449
00:39:17,480 --> 00:39:20,399
‫خب، از نظر یک سوال خبری
‫بن‌بست حساب میشه، می‌دونی که

450
00:39:20,900 --> 00:39:22,860
‫جوابش اینه که، آره، وجود دارن

451
00:39:22,860 --> 00:39:24,779
‫- حالم بهم خورد. خیلی‌خب...
‫- در مورد اونا سوال نپرس

452
00:39:24,779 --> 00:39:26,989
‫الان داری روی چی کار می‌کنی؟

453
00:39:27,448 --> 00:39:31,077
عمیقاً وارد فعالیت‌های غیرقانونی
 گروه‌های موتورسوار شدم

454
00:39:31,994 --> 00:39:34,205
‫پس می‌تونی در مورد این ازم بپرسی

455
00:39:37,666 --> 00:39:39,877
‫و...

456
00:39:40,294 --> 00:39:43,089
‫در مورد نزدیک شدن بیش از حد
‫ به یک منبع خبری

457
00:39:44,590 --> 00:39:48,260
‫- جاشوا جیک ادلستین، پسر قانون‌شکن
‫- چه انتظاری داشتی؟

458
00:39:50,721 --> 00:39:55,017
‫- بیشتر از همه عاشق چه چیز شغلت هستی؟
‫- خیلی‌خب

459
00:39:57,853 --> 00:40:01,315
‫گمونم... غیرقابل پیش‌بینی بودنش
‫هرگز نمی‌دونی قراره چه اتفاقی بیفته

460
00:40:02,858 --> 00:40:05,903
‫وقتی اینجا زندگی می‌کردم
‫همه‌چی به‌نظر از پیش طراحی شده میومد

461
00:40:06,112 --> 00:40:10,366
‫یکسان بودن همه‌چیز... یجورایی اذیتم می‌کرد

462
00:40:16,622 --> 00:40:19,166
‫- تو چی؟
‫- منظورت چیه؟

463
00:40:19,375 --> 00:40:21,252
‫خب... اینجا خوشحالی؟

464
00:40:21,293 --> 00:40:24,088
‫می‌خوای بعد از دبیرستان بمونی؟

465
00:40:26,215 --> 00:40:29,677
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫دبیرستان رو تموم کنم

466
00:40:31,011 --> 00:40:33,222
‫نمی‌تونم به بعدش فکر کنم

467
00:40:37,935 --> 00:40:40,146
‫خودم جواب میدم

468
00:40:44,692 --> 00:40:46,902
‫- منزل ادلستین بفرمایید
‫- جیک

469
00:40:48,195 --> 00:40:50,364
‫- کاتاگیری-سان؟
‫- می‌تونی صحبت کنی؟

470
00:40:50,364 --> 00:40:52,575
‫آره

471
00:40:52,741 --> 00:40:56,245
‫مدرکی پیدا کردیم که توزاوا 
‫برای عمل کبد رفته مینیاپولیس

472
00:40:57,955 --> 00:41:02,877
‫چطور ممکنه؟ 
‫لیست متقاضی‌های پیوند کیلومتریه

473
00:41:03,502 --> 00:41:04,712
‫مردم سال‌ها منتظر می‌مونن

474
00:41:04,712 --> 00:41:06,964
‫و حتی بازم تضمینی نیست
‫که عضو مناسبی پیدا کنن

475
00:41:06,964 --> 00:41:08,883
‫حتماً به کسی رشوه داده

476
00:41:08,883 --> 00:41:11,719
‫یا تهدیدش کرده
‫درهرحال می‌تونیم ازش استفاده کنیم

477
00:41:11,719 --> 00:41:12,887
‫آره

478
00:41:12,887 --> 00:41:15,473
‫باشه. هرچیزی پیدا کردین بهم خبر بده

479
00:41:15,473 --> 00:41:19,768
‫جیک، مینیاپولیس با پرواز
‫نود دقیقه با سنت‌لوئیس فاصله داره

480
00:41:23,355 --> 00:41:26,484
‫تازه دیشب رسیدم اینجا

481
00:41:26,484 --> 00:41:30,112
‫خدا می‌دونه اگر توزاوا فکر کرد
‫همچین اطلاعاتی داریم چیکار می‌کنه

482
00:41:32,907 --> 00:41:35,117
‫تو اونجایی

483
00:41:35,367 --> 00:41:37,578
‫جز تو راه دیگه‌ای ندارم

484
00:41:37,578 --> 00:41:41,290
‫جیک، نمی‌تونم به کس دیگه‌ای اعتماد کنم

485
00:41:45,878 --> 00:41:47,546
‫برای مصاحبه برمی‌گردی، مگه نه؟

486
00:41:47,546 --> 00:41:49,673
‫معلومه. نهایتاً یک روز توی مینیاپولیس باشم

487
00:41:49,673 --> 00:41:54,803
‫عزیزم، عزیزم، نمی‌فهمم...
‫نمی‌فهمم چرا نتونستن کس دیگه‌ای رو پیدا کنن

488
00:41:54,803 --> 00:41:55,804
‫چون من اینجام، مامان

489
00:41:55,804 --> 00:41:57,056
‫اونا اونجان، خیلی فاصله دارن

490
00:41:58,098 --> 00:41:59,225
‫- چه کمکی از من برمیاد؟
‫- کمک؟ از چه نظر؟

491
00:41:59,391 --> 00:42:00,017
‫- چه کمکی از من برمیاد؟
‫- کمک؟ از چه نظر؟

492
00:42:00,059 --> 00:42:02,228
‫چند نفری رو 
‫توی بیمارستان "سنت‌مری" می‌شناسم

493
00:42:02,228 --> 00:42:06,065
‫رئیس بخش عصب‌شناسی‌شون از دوستان قدیمیمه
‫و حتماً می‌شناسه...

494
00:42:06,482 --> 00:42:09,610
‫- گفتی با کی کار داری؟ رئیس بخش کبدشناسی؟
‫- آره، بخش کبدشناسی

495
00:42:09,902 --> 00:42:13,197
‫- خب، می‌تونم بهش زنگ بزنم
‫- واقعاً ممنون میشم، بابا

496
00:42:13,948 --> 00:42:16,700
‫دیدی؟ بابات اونقدرها هم 
‫بی‌مصرف نیست، مگه نه؟

497
00:42:18,744 --> 00:42:20,955
‫اگر جوون‌تر بودم، باهات میومدم

498
00:42:20,955 --> 00:42:23,749
‫خب، امیدوارم توی این مورد
‫نیازی به پزشک قانونی نداشته باشم، بابا

499
00:42:24,124 --> 00:42:25,501
‫- به‌زودی می‌بینمتون
‫- خداحافظ

500
00:42:25,501 --> 00:42:28,754
‫- فردا می‌بینمت
‫- مراقب خودت باش

501
00:42:44,812 --> 00:42:49,942
‫زنان این کشور لطف و سخاوت بی‌اندازه‌ای
‫نسبت به من نشون دادن

502
00:42:51,402 --> 00:42:56,240
‫آکرا-سان، شما قبلاً
‫بهترین میزبان توکیو بودی

503
00:42:56,240 --> 00:42:58,826
‫و حالا شخصیت معروف تلوزیونی هستی؟

504
00:42:58,826 --> 00:42:59,743
‫آره درسته

505
00:42:59,743 --> 00:43:02,246
‫امروز خیلی خوشتیپ شدی

506
00:43:03,038 --> 00:43:06,000
‫قیمت لباس‌ها و زیورآلاتت چقدره؟

507
00:43:06,000 --> 00:43:11,380
‫نمی‌تونم قیمتشون رو بگم
‫ولی برای خرید یک ماشین لوکس کافیه

508
00:43:11,964 --> 00:43:15,759
‫ولی شوخی به‌کنار، شکایتی ندارم

509
00:43:16,135 --> 00:43:18,846
‫جت‌های شخصی، کالاهای لوکس

510
00:43:18,887 --> 00:43:21,557
‫صبحانه‌های همراه با نوشیدنی

511
00:43:21,557 --> 00:43:25,936
‫زندگی خوبیه، و من خوش‌شانسم

512
00:43:25,936 --> 00:43:29,398
‫خوش‌شانس... و پولدار

513
00:43:37,823 --> 00:43:40,659
‫« مرکز پزشکی جنوب مینه‌سوتا »

514
00:43:42,953 --> 00:43:45,497
‫خب، پس بابات بیل رو می‌شناسه، ها؟

515
00:43:46,457 --> 00:43:48,250
‫آره، عالیه
‫عجب دنیای کوچیکیه

516
00:43:48,250 --> 00:43:51,211
‫آره. ممنون که به این سرعت
‫ وقت گذاشتین باهام صحبت کنین

517
00:43:51,211 --> 00:43:53,255
‫خب، چند دقیقه بیشتر وقت ندارم

518
00:43:53,255 --> 00:43:56,008
‫- ولی گفتی داری یک مقاله می‌نویسی؟
‫- آره، چند دقیقه بیشتر لازم ندارم

519
00:43:56,008 --> 00:43:58,093
‫برای روزنامه‌ی "میچو" توی "توکیو"ـه

520
00:43:58,093 --> 00:44:00,804
‫داریم داستانی در این مورد می‌نویسیم
‫که چطور نوآوری‌های پزشکی آمریکا

521
00:44:00,804 --> 00:44:02,306
‫به ژاپن می‌رسن

522
00:44:02,306 --> 00:44:03,932
‫خب، هر کمکی از دستم بربیاد
‫با کمال میل انجام میدم

523
00:44:03,932 --> 00:44:07,186
‫خب، برای شروع، در مورد لیست 
‫متقاضیان پیوند چی می‌تونی بهم بگی؟

524
00:44:07,770 --> 00:44:10,898
‫خب، لیستش طولانیه
‫الان حدوداً 400 نفر توش هستن

525
00:44:12,358 --> 00:44:15,861
‫و فقط آمریکایی‌ها هستن
‫یا شهروندهای کشورهای دیگه هم هستن؟

526
00:44:15,861 --> 00:44:18,322
‫اینجا خارجی‌ها رو درمان نمی‌کنیم
‫این لیست مختص آمریکایی‌هاست

527
00:44:18,822 --> 00:44:21,450
‫و متوسط زمان انتظار
‫برای یک کبد چقدره؟

528
00:44:23,452 --> 00:44:25,663
‫خب، اینجا، می‌تونه تا 5 سال باشه

529
00:44:32,753 --> 00:44:35,798
‫خب، امیدوارم کمکت کرده باشم
‫شرمنده عجله می‌کنم، ولی باید برگردم

530
00:44:35,798 --> 00:44:38,008
‫- نه، خیلی ممنون که وقت گذاشتی
‫- خواهش می‌کنم

531
00:44:38,175 --> 00:44:40,886
‫- چه ساعت قشنگی داری
‫- اوه. آره، ممنون

532
00:44:41,178 --> 00:44:45,307
‫دکتر واکر، چه درصدی از مریض‌های توی لیست
‫در انتظار کبدی

533
00:44:45,516 --> 00:44:47,226
‫که هرگز نمیاد می‌میرن؟

534
00:44:47,226 --> 00:44:49,520
‫خب، حدوداً 10 درصدی میشه

535
00:44:51,313 --> 00:44:53,524
‫و این ساعت واشرون کنستانتین
‫رو از کجا آوردی؟

536
00:44:55,234 --> 00:44:56,318
‫جانم؟

537
00:44:56,318 --> 00:44:58,821
‫ساعتت. مارک واشرون کنستانتینه، درسته؟

538
00:44:59,488 --> 00:45:01,782
‫- تعداد زیادی ازشون تولید نمی‌کنن
‫- متوجه منظورت نمیشم

539
00:45:01,782 --> 00:45:02,783
‫قضیه اینجاست

540
00:45:02,783 --> 00:45:04,326
‫خوشحال میشم مقاله‌ای بنویسم

541
00:45:04,368 --> 00:45:06,912
‫که چقدر تو و بیمارستان
‫سنت‌مری بی‌نظیر هستین

542
00:45:07,204 --> 00:45:09,331
‫ترجیح میدم در مورد این ساعت

543
00:45:09,331 --> 00:45:11,542
‫و اینکه هدیه‌ی
‫ یک خلافکار رده‌بالای ژاپنی بوده

544
00:45:11,542 --> 00:45:13,752
‫که اومده اینجا، توی لیست انتظار جلو زده
‫و تو عملش کردی، مقاله ننویسم

545
00:45:13,961 --> 00:45:16,547
‫- ببین، من چاره‌ای نداشتم
‫- ولی اگر بهم کمک نکنی، می‌‌نویسم

546
00:45:17,339 --> 00:45:20,050
‫و بعد می‌تونی حرفه‌ت رو ببوسی بذاری کنار

547
00:45:29,601 --> 00:45:31,812
‫« ادوارد واکر، رئیس بخش پیوند »

548
00:45:35,983 --> 00:45:37,151
‫کاتاگیری-سان

549
00:45:37,151 --> 00:45:38,944
‫- جیک
‫- آماده‌ای بهت بگم؟

550
00:45:38,944 --> 00:45:42,281
‫نه تنها توزاوا توی بیمارستان سنت‌مری
‫پیوند کبد انجام داده

551
00:45:42,489 --> 00:45:44,533
‫به محض اینکه کبدی پیدا شده

552
00:45:44,533 --> 00:45:46,952
‫فرداش برای عمل آماده بوده

553
00:45:47,828 --> 00:45:50,038
‫- کی اینو بهت گفته؟
‫- دکتر جراحش...

554
00:45:50,789 --> 00:45:54,668
‫دکتر واکر. میگه مریضش
‫سرتاپا پر از خالکوبی بوده

555
00:45:55,043 --> 00:45:56,670
‫به‌زحمت انگلیسی بلد بوده

556
00:45:56,670 --> 00:45:59,840
‫بیرون اتاق جراحی و بیرون بخش ریکاوری
‫نگهبان گذاشته بوده

557
00:46:00,007 --> 00:46:04,428
‫و مریض به اسم، اینجا رو داشته باش
‫"اسپنسر تاناکا" ثبت شده بوده

558
00:46:04,470 --> 00:46:06,472
‫اس.ت

559
00:46:06,472 --> 00:46:09,558
‫و بعد از عمل، چند تا ژاپنی کت‌و‌شلوار پوش

560
00:46:09,558 --> 00:46:11,977
‫به واکر یک ساعت 250 هزار دلاری دادن

561
00:46:11,977 --> 00:46:14,354
‫و بهش گفتن ممنون میشن
‫اگر صداش رو درنیاره

562
00:46:14,354 --> 00:46:16,273
‫پس قضیه از این جریان بوده

563
00:46:16,273 --> 00:46:17,816
‫سوال اصلی اینجاست

564
00:46:17,816 --> 00:46:20,235
‫توزاوا چطوری تونسته
‫لیست پرواز ممنوع رو دور بزنه؟

565
00:46:21,236 --> 00:46:23,822
‫به کی رشوه داده
‫که بتونه همچین کاری بکنه؟

566
00:46:25,699 --> 00:46:28,410
‫- یک داستان توی این قضیه هست
‫- و سوالات بی‌شمار

567
00:46:29,119 --> 00:46:32,456
‫- کی برمی‌گردی ژاپن؟
‫- چهار روز دیگه اینجا هستم

568
00:46:32,706 --> 00:46:35,292
‫جیک، ما 4 روز وقت نداریم

569
00:46:35,292 --> 00:46:37,127
‫من 4 روز وقت ندارم!

570
00:46:37,127 --> 00:46:40,255
‫نمی‌تونم ول کنم و برم
‫خانواده‌م منو می‌کشن

571
00:46:40,255 --> 00:46:43,300
‫جیک، توزاوا داره قدرتش رو تثبیت می‌کنه

572
00:46:43,300 --> 00:46:45,928
‫الان مدرک مهمی
‫بر علیهش پیدا کردی!

573
00:46:49,389 --> 00:46:51,600
‫متاسفم که اینو ازت می‌خوام...

574
00:46:52,017 --> 00:46:54,186
‫ولی اگر این قضیه رو تمام نکنیم

575
00:46:54,186 --> 00:46:56,688
‫ممکنه افراد خیلی بیشتری اینجا بمیرن

576
00:46:57,314 --> 00:46:59,733
‫ازت می‌خوام بیای توکیو. همین الان

577
00:47:12,538 --> 00:47:14,748
‫منزل ادلستین بفرمایید

578
00:47:15,916 --> 00:47:18,752
‫سلام. اوضاع چطور پیش میره؟
‫چیزی که می‌خواستی پیدا کردی؟

579
00:47:19,920 --> 00:47:21,255
‫خوشحالم

580
00:47:21,255 --> 00:47:23,757
‫بی‌صبرانه منتظرم کل جریان رو بشنوم
‫داری برمی‌گردی؟

581
00:47:27,803 --> 00:47:30,013
‫کجا؟ توی دالاس چیکار می‌کنی؟

582
00:47:33,600 --> 00:47:37,980
‫جیک، پس... به جس قول دادی

583
00:47:37,980 --> 00:47:40,732
‫اگر تو نباشی اون چیکار...؟
‫منتظرت بوده که...

584
00:47:44,862 --> 00:47:48,490
‫آدم اینطوری کار انجام نمیده
‫به مامانت چی بگم؟

585
00:47:51,577 --> 00:47:55,747
‫می‌فهمم که بهت نیاز دارن
‫ولی همیشه مسائل مهم‌تر

586
00:47:55,747 --> 00:47:58,458
‫و ضروری‌تر از خانواده‌ت پیدا میشه

587
00:47:58,500 --> 00:48:01,211
‫به‌شرطی که خودت این اجازه رو بدی

588
00:48:05,674 --> 00:48:07,885
‫مراقب خودت باش

589
00:48:35,954 --> 00:48:38,165
‫بهش شلیک کن!

590
00:48:44,880 --> 00:48:47,090
‫لعنتی! بیا بریم!
