﻿1
00:00:10,010 --> 00:00:12,053
‫...آنچه در زیر پل گذشت

2
00:00:12,053 --> 00:00:14,723
‫تو و راج به‌نظر خیلی با هم جور شدین

3
00:00:14,723 --> 00:00:16,141
‫طرف با ما صحبت نمی‌کنه
‫به پلیس‌ها اعتماد نداره

4
00:00:16,141 --> 00:00:17,100
‫شاید بتونم بهت کمک کنم

5
00:00:17,100 --> 00:00:18,893
‫گیب کیه؟

6
00:00:19,310 --> 00:00:21,438
‫برادرم بود
‫وقتی بچه بودیم فوت کرد

7
00:00:21,438 --> 00:00:24,649
‫اگر این‌کارو بکنم، می‌دونی که 
‫باید یه چیزی بگی توی کتابم بنویسم

8
00:00:24,649 --> 00:00:27,527
‫- تنها زندگی می‌کنی؟
‫- آره، یجورایی

9
00:00:27,527 --> 00:00:29,821
‫خب، نظرت چیه هرچی می‌خوای سفارش بدی؟
‫خودم حساب می‌کنم

10
00:00:29,821 --> 00:00:32,907
‫خیلی‌خب، پس حتماً می‌دونی
‫کی واقعاً اونو کشته

11
00:00:32,907 --> 00:00:34,409
‫بهت میگم

12
00:00:34,409 --> 00:00:36,745
‫اگر قول بدی منو ببری نیویورک

13
00:00:36,745 --> 00:00:38,246
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم

14
00:00:38,246 --> 00:00:40,749
‫اصلاً چجوری توی اون خونه زندگی می‌کنی؟

15
00:00:40,749 --> 00:00:42,584
‫عملاً اردوگاه زندانی‌هاست

16
00:00:42,584 --> 00:00:45,045
‫در مورد چیزی که نمی‌فهمی
‫ خفه‌خون بگیر!

17
00:00:45,045 --> 00:00:46,629
‫اگر اینقدر داری زجر می‌کشی

18
00:00:46,629 --> 00:00:48,256
‫راهی برای دراومدن از اونجا بلدم

19
00:00:48,256 --> 00:00:50,550
‫- بیا بیرون. بازداشتی
‫- چی؟

20
00:00:50,550 --> 00:00:53,303
‫متهم به آزار و اذیت دخترتون
‫رینا ویرک شده

21
00:01:35,595 --> 00:01:37,388
‫چرا...

22
00:01:37,388 --> 00:01:39,099
‫بخاطر تو انجامش دادم

23
00:01:41,559 --> 00:01:44,145
‫و همینطوری... اونجا ولش کردی؟

24
00:01:44,145 --> 00:01:45,522
‫آره

25
00:01:45,522 --> 00:01:47,440
‫و پیاده رفتم خونه

26
00:01:47,440 --> 00:01:50,902
یا خدا. یا خدا. یا خدا

27
00:01:50,902 --> 00:01:52,195
‫هی!

28
00:01:52,195 --> 00:01:55,198
‫شانس آوردین انجامش دادم
‫در حق همه‌مون لطف کردم

29
00:01:56,032 --> 00:01:57,659
‫چی داری میگی؟

30
00:01:57,784 --> 00:01:59,369
‫زنگ می‌زد پلیس

31
00:02:01,412 --> 00:02:02,997
‫و توام همینو می‌خواستی، مگه نه؟

32
00:02:02,997 --> 00:02:05,583
‫این. کل این جریانات
‫نقشه همین بود

33
00:02:09,254 --> 00:02:10,964
‫- آره
‫- جو

34
00:02:10,964 --> 00:02:13,299
‫- نه، من دیگه نیستم
‫- هی

35
00:02:13,299 --> 00:02:15,510
‫نمی‌تونیم وحشت کنیم
‫خودتو جمع‌و‌جور کن

36
00:02:16,427 --> 00:02:17,595
‫چطور 
‫اطراف این دختره‌ بچرخیم؟

37
00:02:17,720 --> 00:02:18,972
‫اومرتا

38
00:02:20,056 --> 00:02:21,766
‫یادته؟

39
00:02:22,600 --> 00:02:23,726
‫ما با هم خانواده‌ایم

40
00:02:26,688 --> 00:02:29,274
‫و اعضای خانواده
‫ هوای همدیگه رو دارن، مگه نه؟

41
00:02:40,660 --> 00:02:41,828
‫جو

42
00:02:41,828 --> 00:02:44,122
‫می‌دونستم اینا رو می‌خواستی

43
00:02:44,122 --> 00:02:46,207
‫به‌نظرت این آت‌وآشغالا پاک میشه؟

44
00:02:51,296 --> 00:02:52,380
‫اندازه‌م نیستن

45
00:02:58,720 --> 00:03:02,765
‫« زیــر پـــل »

46
00:03:02,765 --> 00:03:04,767
‫« وقتی که قضیه بیخ پیدا می‌کند »

47
00:03:05,059 --> 00:03:06,769
‫مرده‌ها روحی ندارند

48
00:03:07,520 --> 00:03:09,480
‫جانی ندارند

49
00:03:09,480 --> 00:03:12,275
‫ولی به این معنی نیست
‫که این پایان کار "رینا"ـست

50
00:03:13,693 --> 00:03:17,697
‫وقتی یهوه این دنیا رو
‫به شکل اصلی و بی‌نقصش دربیاره

51
00:03:18,781 --> 00:03:20,783
‫تمام فرزندان خدا، جان دوباره‌ای خواهند گرفت

52
00:03:21,868 --> 00:03:24,871
‫و زندگی ابدی رو تجربه خواهند کرد

53
00:03:26,039 --> 00:03:28,541
‫ممکنه به‌نظر خیلی غیرعادلانه بیاد
‫که مرگ می‌تونه

54
00:03:28,541 --> 00:03:30,835
‫کسی که عاشقشی رو ازت بگیره

55
00:03:30,835 --> 00:03:34,172
‫بخصوص وقتی داری
‫غم از دست دادن فرزند رو تحمل می‌کنی

56
00:03:35,882 --> 00:03:38,551
‫ولی اگر حقیقتاً فرزند خداوند باشن

57
00:03:38,551 --> 00:03:40,720
‫می‌تونید با این فکر تسلای‌خاطر پیدا کنید

58
00:03:40,720 --> 00:03:44,182
‫که به‌زودی در بهشت روی زمین
‫مجدداً همدیگه رو خواهید دید

59
00:03:44,974 --> 00:03:47,143
‫خب، چطوری می‌تونیم فرزندان خدا رو
‫از فرزندان شیطان تشخیص بدیم؟

60
00:03:48,269 --> 00:03:51,814
‫کتاب امثال سوره‌ی 4 آیه‌ی 14 بهمون میگه
‫اگر از خدا زاده شده باشید

61
00:03:51,814 --> 00:03:52,774
‫« دو ماه قبل »

62
00:03:52,774 --> 00:03:54,484
‫مرتکب گناه نخواهید شد
‫« دو ماه قبل »

63
00:03:55,109 --> 00:03:58,112
‫درحالی‌که گناه 
‫چنان در فرزندان شیطان نهادینه شده

64
00:04:00,198 --> 00:04:02,450
‫که خواب به چشمان‌شون نمیاد

65
00:04:02,450 --> 00:04:04,786
‫مگر اینکه زندگی کسی رو نابود کنند

66
00:04:13,628 --> 00:04:14,462
‫فکر می‌کردم بیدار باشی

67
00:04:16,297 --> 00:04:18,716
‫شب‌های اول همیشه ضدحالن

68
00:04:20,134 --> 00:04:22,136
‫ یکم آب میخوری؟
 حالت بهتر میشه

69
00:04:25,765 --> 00:04:28,226
‫یخ‌چای و آب معدنی 

70
00:04:30,395 --> 00:04:32,313
‫بیا حرف یزنیم

71
00:04:38,152 --> 00:04:39,988
‫تحمل ندارم یکی دیگه بهم بگه

72
00:04:39,988 --> 00:04:41,197
‫که چه مراسم قشنگی بود

73
00:04:41,197 --> 00:04:44,158
‫آره، مطمئنم رینا 
‫دلش مراسم متفاوت‌تری می‌خواست

74
00:04:44,158 --> 00:04:46,577
‫قطعاً دلش آهنگ‌های متفاوتی می‌خواست

75
00:04:46,577 --> 00:04:48,371
‫اگر بود چه آهنگی می‌ذاشت؟

76
00:04:49,539 --> 00:04:51,416
‫احتمالاً...

77
00:04:51,416 --> 00:04:53,418
‫دلم برات تنگ میشه

78
00:04:53,418 --> 00:04:55,670
‫ولی نسخه‌ی "پاف‌ ددی"

79
00:04:57,005 --> 00:04:58,673
‫بهش گفتم به‌نظرم
‫"استینگ" بهتر خونده

80
00:04:58,673 --> 00:05:00,383
‫چه جوابی داد؟

81
00:05:00,883 --> 00:05:02,135
‫"استینگ کیه؟"

82
00:05:05,847 --> 00:05:08,391
‫این ربکاست
‫نویسنده‌‌ای که بهتون گفتم

83
00:05:08,933 --> 00:05:11,728
‫داره روی پروژه‌ای در مورد رینا کار می‌کنه

84
00:05:11,728 --> 00:05:13,563
‫واقعاً بهتون تسلیت میگم

85
00:05:14,814 --> 00:05:17,650
‫داری در مورد رینا چی می‌نویسی؟

86
00:05:17,650 --> 00:05:19,652
‫هنوز دارم سعی می‌کنم
زندگیشو بهتر بفهمم

87
00:05:19,652 --> 00:05:21,529
‫ولی به‌نظرم مهمه که از هرکس

88
00:05:21,529 --> 00:05:25,491
‫به عنوان کسی که بوده یاد بشه
‫نه با اتفاقی که براش افتاده

89
00:05:26,242 --> 00:05:29,912
‫و خوشحال میشم اگر بتونم سعی کنم
‫دخترتون رو مثل شما درک کنم

90
00:05:31,080 --> 00:05:33,082
‫من رینا رو درک نمی‌کردم

91
00:05:36,794 --> 00:05:38,504
‫ببخشید

92
00:05:43,551 --> 00:05:45,303
‫ببخشید

93
00:06:03,529 --> 00:06:05,198
‫حالت خوبه؟

94
00:06:06,074 --> 00:06:08,576
‫آره. آره، خوبم

95
00:06:11,913 --> 00:06:13,623
‫چی شده؟

96
00:06:14,999 --> 00:06:17,001
‫در مورد چیزی که راج بهت گفته بود
‫تحقیق کردم

97
00:06:18,795 --> 00:06:20,505
‫همه‌ش حقیقت داره

98
00:06:21,089 --> 00:06:24,425
‫پلیس "ویو رویال" منجیت رو دستگیر کرد
‫و رینا رو گذاشت توی پرورشگاه

99
00:06:24,884 --> 00:06:26,636
‫مدرکی مبنی بر گناهکاریش داشتن؟

100
00:06:29,055 --> 00:06:30,723
‫این چه وضعشه

101
00:06:31,057 --> 00:06:34,352
‫آره، خب، پلیس مجبوره
‫ادعای آزار و اذیت رو جدی بگیره

102
00:06:34,894 --> 00:06:37,313
‫ظاهراً دوست‌های رینا
‫این فکرو توی سرش انداختن

103
00:06:37,313 --> 00:06:39,273
‫- اونا رو سرزنش کن
‫- آره

104
00:06:39,273 --> 00:06:41,859
‫انگار همیشه همه‌چی زیر سر اوناست

105
00:06:42,235 --> 00:06:45,738
‫جو درحال حاضر میونه‌ی خوبی باهام نداره
‫پس نمی‌دونم چقدر می‌تونم پرس‌ و‌ جو کنم

106
00:06:46,906 --> 00:06:48,699
‫خب، می‌تونم سعیمو بکنم

107
00:06:50,159 --> 00:06:51,911
‫باید دوباره اعتمادشو جلب کنم

108
00:06:52,036 --> 00:06:53,996
‫آره، خب، موفق باشی

109
00:06:55,415 --> 00:06:59,293
‫هی، پری اسمیت
‫چیزهایی رو به "کاپوتی" گفت

110
00:06:59,293 --> 00:07:01,379
‫که تابه‌حال به کسی نگفته بود

111
00:07:02,213 --> 00:07:05,258
‫یعنی فکر می‌کنی داری کتاب
‫ "در کمال خونسردی" رو می‌نویسی، ها؟

112
00:07:05,633 --> 00:07:10,388
‫آره، ولی "جو" که پری اسمیت نیست

113
00:07:11,097 --> 00:07:13,057
‫می‌دونیم کار اون نبوده

114
00:07:14,308 --> 00:07:18,146
‫و دیگه واقعاً خسته شدم از بس 
به یک کلاغ چهل‌کلاغ‌های این بچه‌ها گوش کردم

115
00:07:22,150 --> 00:07:24,694
‫مدرک درست‌و‌حسابی ازشون لازم داریم
‫ می‌گیری چی میگم؟

116
00:07:26,279 --> 00:07:27,989
‫از رسانه‌ها استفاده کن

117
00:07:29,574 --> 00:07:31,075
‫بترسونشون

118
00:07:31,200 --> 00:07:34,120
‫بابا ازمون می‌خواد 
‫خودمون رو هم‌نظر نشون بدیم

119
00:07:34,120 --> 00:07:35,413
‫فکر می‌کنه این‌کار آسونه

120
00:07:35,413 --> 00:07:37,665
‫خب، لازم نیست روانی‌بازی دربیاری

121
00:07:37,665 --> 00:07:41,252
‫فقط یه‌خرده بترسونشون، می‌دونی؟
‫شروع می‌کنن به سوتی دادن

122
00:07:45,506 --> 00:07:47,216
‫تو همینطوری باهاشون صحبت می‌کنی؟

123
00:07:47,967 --> 00:07:49,427
‫که ببینی چی می‌تونی گیر بیاری؟

124
00:07:51,888 --> 00:07:52,972
‫امشب خوشگل شدی

125
00:08:01,606 --> 00:08:04,150
‫- امان از دست رسانه‌ها
‫- رئیس‌پلیس! رئیس‌پلیس، بیاین اینجا!

126
00:08:04,150 --> 00:08:06,444
‫رئیس‌پلیس، حقیقت داره که این حادثه
‫مرتبط با گروه‌های خلافکاری بوده؟

127
00:08:06,444 --> 00:08:09,447
‫بهتون اطمینان میدم توی ویکتوریا
‫هیچ گروه خلافکاری نداریم

128
00:08:09,447 --> 00:08:12,450
‫بخصوص در شهری مثل سانیچ
‫خودم اینجا بزرگ شدم

129
00:08:12,450 --> 00:08:15,161
‫بچه‌هام رو اینجا بزرگ کردم
‫نزدیک به 15 ساله رئیس‌پلیس بودم

130
00:08:15,161 --> 00:08:17,371
‫این مورد هیچ ارتباطی به این مسائل نداشته

131
00:08:17,914 --> 00:08:20,458
‫رینا ویرک دختر جوونی بود
‫که هرگز نباید می‌مرد

132
00:08:20,458 --> 00:08:22,335
‫از قتل رینا دو هفته گذشته

133
00:08:22,335 --> 00:08:24,921
‫و هنوز کسی دستگیر نشده
‫سرنخی دارین؟

134
00:08:24,921 --> 00:08:27,089
‫ممکنه قومیتش
‫ انگیزه‌ای برای حمله بهش بوده باشه؟

135
00:08:27,798 --> 00:08:29,509
‫قومیتش؟

136
00:08:29,634 --> 00:08:32,053
‫رینا هم مثل تمام دخترهای دیگه بوده

137
00:08:33,012 --> 00:08:35,890
‫همونطور که می‌بینین
‫اینجا یک جامعه‌ی چندقومیتیه

138
00:08:35,890 --> 00:08:37,767
‫جامعه‌ای که پذیرای همه‌ست

139
00:08:37,767 --> 00:08:39,936
‫اینجا پذیرای همه هستیم. ممنونم

140
00:08:39,936 --> 00:08:42,647
‫با این‌وجود، نمی‌تونیم با قطعیت ردش کنیم

141
00:08:42,647 --> 00:08:45,483
‫شواهدی هست که نشون میده
‫ممکنه قومیت عاملی برای حمله بوده باشه

142
00:08:45,483 --> 00:08:47,485
‫ولی الان صحبت سر شواهد نیست

143
00:08:48,319 --> 00:08:50,488
‫مهاجم‌ها گروهی متشکل از چندین قومیت بودن...

144
00:08:50,488 --> 00:08:52,615
‫- پس مظنون‌هایی دارین؟
‫- من همچین حرفی نزدم

145
00:08:52,615 --> 00:08:55,952
‫گفتم مهاجم‌ها گروهی متشکل از
‫ چندین قومیت بودن، چیزی که می‌دونیم...

146
00:08:56,035 --> 00:08:57,036
‫ببینین، چیزی که تا الان می‌دونیم...

147
00:08:57,036 --> 00:08:58,579
‫می‌دونیم که گروهی از 
‫نوجوون‌های هم‌سن‌ رینا

148
00:08:58,579 --> 00:09:02,208
‫از جمله دخترهایی که اونا رو دوست خودش
‫می‌دونسته، در این قضیه دخیل بودن

149
00:09:04,085 --> 00:09:06,295
‫رینا ویرک کمی قبل از به‌قتل رسیدنش

150
00:09:06,295 --> 00:09:09,006
‫در مهمانی مدرسه‌ی شورلاین 
‫مورد حمله قرار گرفت

151
00:09:09,131 --> 00:09:11,676
‫در این لحظه، هرکسی 

152
00:09:11,676 --> 00:09:15,054
‫هرکسی که در حمله‌ی اولیه شرکت داشته رو
‫شریک جرم تلقی می‌کنیم

153
00:09:15,179 --> 00:09:17,056
‫و اتهامات کیفری بهشون وارد میشه

154
00:09:17,056 --> 00:09:18,766
‫ممنونم. ممنونم

155
00:09:20,184 --> 00:09:23,437
‫فقط یه سوال دیگه -
‫نه، ممنونم -

156
00:09:43,749 --> 00:09:45,751
‫میشه بهم بگی
‫منظورت از این حرف چی بود، کَم؟

157
00:09:47,503 --> 00:09:50,339
‫می‌خواستم بترسونمشون
‫می‌خوایم بچه‌ها به حرف بیان، مگه نه؟

158
00:09:50,339 --> 00:09:53,676
‫خودت می‌دونی منظورم چیه
‫حرفی که در مورد انگیزه زدی

159
00:09:55,011 --> 00:09:56,721
‫جای سیگار...

160
00:09:57,680 --> 00:10:00,016
‫روی پیشونی رینا. همه‌مون دیدیمش

161
00:10:00,016 --> 00:10:01,851
‫نمی‌دونیم منظور خاصی داشته یا نه

162
00:10:01,851 --> 00:10:03,436
‫چیه؟ بیخیال بابا

163
00:10:03,561 --> 00:10:05,146
‫می‌دونی، این آخرهفته به افسرهایی

164
00:10:05,146 --> 00:10:08,482
‫که به اتهامات منجیت ویرک
‫رسیدگی کرده بودن زنگ زدم

165
00:10:08,482 --> 00:10:11,152
‫می‌دونستی رینا اجازه نداد
‫پلیس معاینه‌ش کنه؟

166
00:10:11,152 --> 00:10:12,820
‫منظورت چیه؟

167
00:10:12,820 --> 00:10:14,947
‫وقتی به مسئول خونه‌ی سون اوکس گفت

168
00:10:14,947 --> 00:10:18,868
‫که باباش اونو بسته به صندلی
‫و با چکش کتکش زده

169
00:10:18,868 --> 00:10:20,620
‫اجازه نداد پلیس معاینه‌ش کنه

170
00:10:20,620 --> 00:10:24,081
‫نه مدرکی از کبودی داشته نه جراحت
‫چون هیچکدومشون رو نداشته

171
00:10:24,206 --> 00:10:27,668
‫- حتی یک افسر هم براش سوال...
‫- برای همین سابقه‌ش پاک شد، کَم!

172
00:10:27,668 --> 00:10:30,254
‫نشد، بابا. حتی...
‫حتی بهش شک هم نکردن

173
00:10:30,254 --> 00:10:32,173
‫فقط رفتن دستگیرش کردن و انداختنش بازداشتگاه

174
00:10:32,173 --> 00:10:34,675
‫انگار یه نفر تصمیمشو گرفته بود
‫و یه نگاه بهش انداخت و گفت

175
00:10:34,675 --> 00:10:36,052
‫"اوه، آره، خیلی‌خب، با عقل جوردرمیاد"

176
00:10:36,052 --> 00:10:38,971
‫- "این‌کار از همچین آدمی برمیاد"
‫- منظورت از این حرفا چیه، کَم؟

177
00:10:45,186 --> 00:10:48,105
‫اون افسرها با اتفاقات 
‫ زیادی روبرو شدن، عزیزدلم

178
00:10:50,107 --> 00:10:50,691
‫خود تو

179
00:10:52,360 --> 00:10:55,571
‫وقتی پیدات کردن
‫سر تا پات پر از کبودی بود

180
00:10:56,030 --> 00:10:58,074
‫باید پرونده‌ت رو می‌دیدی

181
00:10:58,199 --> 00:11:00,951
‫اون‌عکس‌ها...

182
00:11:00,951 --> 00:11:02,453
‫قلبمو شکستن

183
00:11:04,789 --> 00:11:07,875
‫ما آدم خوباییم، عزیزدلم
‫قضیه رو برعکس نپیچون

184
00:11:12,213 --> 00:11:14,757
‫یعنی چی؟ خیلی‌خب، یعنی...

185
00:11:15,966 --> 00:11:16,884
این شکلی

186
00:11:18,219 --> 00:11:21,597
‫سی... ام... سی

187
00:11:22,264 --> 00:11:23,432
‫سی‌ام‌سی

188
00:11:24,642 --> 00:11:27,895
‫- سی‌ام‌سی!
‫- آره!

189
00:11:32,066 --> 00:11:33,693
‫مارتا

190
00:11:33,693 --> 00:11:36,987
‫به پلیس زنگ نزنیا

191
00:11:40,366 --> 00:11:43,119
‫قیافه‌ی بابات چه شکلی شد...

192
00:11:44,620 --> 00:11:46,622
‫وقتی بهش دستبند زدن؟

193
00:11:50,710 --> 00:11:55,631
‫نمی‌دونم. ندیدمش

194
00:11:58,592 --> 00:12:00,845
‫عذاب وجدان داری

195
00:12:05,015 --> 00:12:06,726
‫نمی‌دونم والا

196
00:12:09,478 --> 00:12:11,188
‫تو عذاب وجدان نگرفتی؟

197
00:12:11,856 --> 00:12:15,693
‫وقتی اون دروغ‌ها رو 
‫در مورد دوست مامانت گفتی؟

198
00:12:16,694 --> 00:12:19,196
‫اینکه چه کارهایی باهات کرده؟

199
00:12:21,365 --> 00:12:23,701
‫دروغ نبودن

200
00:12:35,045 --> 00:12:36,881
‫همیشه مسخره‌م می‌کرد...

201
00:12:38,632 --> 00:12:42,470
‫بابت اینکه صورت‌زخمی
‫ و رفقای خوب و اینا نگاه می‌کردم

202
00:12:45,514 --> 00:12:47,516
‫ولی حتی نمی‌دونه که یک‌روز...

203
00:12:49,643 --> 00:12:51,437
‫قراره منم همچین کسی بشم

204
00:12:54,690 --> 00:12:57,443
‫و قراره برم سراغش

205
00:13:04,658 --> 00:13:06,202
‫سلام، از شبکه‌ی "سی‌بی‌اس" اومدم

206
00:13:06,202 --> 00:13:07,745
‫امیدوار بودم بتونیم
‫در مورد رینا ویرک صحبت کنیم

207
00:13:07,745 --> 00:13:09,705
‫می‌تونین ناشناس صحبت کنین!
‫می‌تونین خودتون اسمتونو انتخاب کنین

208
00:13:09,705 --> 00:13:12,792
‫- می‌تونین مدونا یا پاش‌اسپایس یا...
‫-گورتو گم کن

209
00:13:16,212 --> 00:13:18,631
‫- چه خبر شده؟
‫- نمی‌دونم

210
00:13:18,631 --> 00:13:21,509
‫یا خدا، دارن از تمام کسایی
‫که اون شب توی مهمونی بودن سوال می‌پرسن

211
00:13:21,509 --> 00:13:23,344
‫- به‌نظرت باید با پلیس صحبت کنم؟
‫- چی؟ نه

212
00:13:23,344 --> 00:13:26,430
‫وارن، به‌نظرم اصلاً نباید الان اینجا باشی

213
00:13:27,681 --> 00:13:29,850
‫آخه، گفتن هرکس توی اون درگیری بوده
‫دستگیر میشه

214
00:13:29,850 --> 00:13:32,561
‫و اگر حرفی بزنی... اگر اون خبردار بشه چی؟

215
00:13:35,815 --> 00:13:37,233
‫ازش می‌ترسم

216
00:13:52,122 --> 00:13:55,209
‫شرمنده، اصلاً فکر نمی‌کردم
‫اونقدرام مهم باشه

217
00:13:56,794 --> 00:13:59,797
‫بچه‌ها صف کشیدن
‫که در مورد دعوای اولی صحبت کنن

218
00:13:59,797 --> 00:14:02,132
‫هیچکس چیزی در مورد
‫حمله‌ی دوم نمی‌دونه

219
00:14:03,926 --> 00:14:06,846
‫- این چیه؟
‫- کمد 120، کلی الارد

220
00:14:32,037 --> 00:14:35,040
‫« جلز ولز »

221
00:14:43,591 --> 00:14:44,967
‫خُـر خُـر

222
00:14:49,847 --> 00:14:50,598
 این دیگه چی می‌خواد؟

223
00:14:53,934 --> 00:14:56,520
‫باید باهاتون صحبت کنم

224
00:14:56,520 --> 00:14:58,689
‫قضیه جدیه
‫لطفاً سوار شید

225
00:14:58,814 --> 00:15:00,524
‫تا دلیلشو نگفتی باهات جایی نمیایم

226
00:15:00,524 --> 00:15:02,359
‫پلیسی که توی تمام اخباره

227
00:15:02,359 --> 00:15:04,361
‫از دوستان قدیمیمه

228
00:15:04,486 --> 00:15:07,072
‫و بهم گفت که پلیس

229
00:15:07,197 --> 00:15:08,574
‫شما سه تا رو زیر ذره‌بین گرفته

230
00:15:10,701 --> 00:15:12,703
‫اگر می‌خواین فرصتی
‫برای خلاص شدن از این وضعیت پیدا کنین

231
00:15:12,703 --> 00:15:14,163
‫همین الان سوار شید

232
00:15:32,348 --> 00:15:34,058
‫خب، قضیه از این قراره

233
00:15:34,892 --> 00:15:36,810
‫پلیس‌ها می‌خوان هرچندتاتون رو
‫که می‌تونن دستگیر کنن

234
00:15:36,810 --> 00:15:39,396
‫و شواهدی دارن که نشون میده
‫همه‌تون زیر اون پل بودین

235
00:15:39,396 --> 00:15:41,857
‫از کجا بدونیم تو نبودی
‫که این قضیه رو لو دادی؟

236
00:15:41,857 --> 00:15:45,027
‫اگر لوتون دادم چرا باید
‫اینقدر به خودم زحمت بدم بیام کمکتون کنم؟

237
00:15:45,027 --> 00:15:47,446
‫همه می‌دونن شماها درگیری رو شروع کردین

238
00:15:47,446 --> 00:15:51,158
‫و قراره بگن جراحاتی که برداشته
‫منجر به مرگش شده

239
00:15:51,158 --> 00:15:53,243
‫و سعی می‌کنن همه‌شو
‫بندازن گردن شماها

240
00:15:53,243 --> 00:15:54,662
‫پس، تو چرا برات مهمه؟

241
00:15:56,121 --> 00:15:58,874
‫اگر همه‌مون بریم زندان
‫برای کتابت خوب نمیشه؟

242
00:15:58,874 --> 00:16:02,962
‫فکر نکنم انداختن یه مشت نوجوون
‫توی زندان برای هیچ‌چیزی خوب باشه

243
00:16:07,383 --> 00:16:10,052
‫می‌دونم هنوزم بابت 
‫قضیه‌ی نیویورک عصبانی هستی

244
00:16:11,428 --> 00:16:13,847
‫ولی گفتم حداقل بیام
‫یه هشداری بهت بدم

245
00:16:17,351 --> 00:16:19,269
‫خب، باید دقیقاً چیکار کنیم؟

246
00:16:19,687 --> 00:16:22,523
‫خب، اگر قضیه بیخ پیدا کرد، میریم مکزیک

247
00:16:23,524 --> 00:16:25,901
‫- چی؟
‫- گانگسترها کارشون همینه دیگه

248
00:16:27,111 --> 00:16:28,320
‫آره

249
00:16:28,320 --> 00:16:30,030
‫باید از اینجا بزنیم به چاک

250
00:16:31,865 --> 00:16:33,659
‫فردا صبح یه کشتی حرکت می‌کنه

251
00:16:33,659 --> 00:16:35,744
‫باید برم تولد بابام
‫می‌تونم برسونمتون

252
00:16:37,204 --> 00:16:39,832
‫مدرکی چیزی ندارین؟
‫هرچیزی که...

253
00:16:39,832 --> 00:16:41,500
‫دی‌ان‌ای روش داشته باشه؟

254
00:16:41,500 --> 00:16:44,586
‫لباس‌هایی که تنتون بوده
‫هرچیزی که رینا بهش دست زده باشه؟

255
00:16:51,969 --> 00:16:54,221
‫نباید با همچین چیزی مچتون رو بگیرن

256
00:16:58,350 --> 00:16:59,810
‫بدین من از شرش خلاص میشم

257
00:17:01,395 --> 00:17:03,897
‫اگر قرار باشه فرار کنیم
‫پول لازم داریم

258
00:17:07,317 --> 00:17:09,028
‫همم. بده من!

259
00:17:09,903 --> 00:17:11,613
‫همینقدر بیشتر ندارم

260
00:17:11,822 --> 00:17:13,532
‫شصت دلار؟

261
00:17:16,827 --> 00:17:18,287
‫آره، کافی نیست

262
00:17:19,121 --> 00:17:21,123
‫جایی رو بلدم که می‌تونیم
‫پول بیشتری گیر بیاریم

263
00:17:24,001 --> 00:17:26,670
‫برکا، می‌تونی ما رو برسونی دیگه، مگه نه؟

264
00:17:43,645 --> 00:17:45,773
‫هیچکس جواب نده!

265
00:17:48,609 --> 00:17:51,278
‫منجیت

266
00:17:51,278 --> 00:17:54,198
‫که پلیس به نوجوان‌هایی

267
00:17:54,198 --> 00:17:57,493
‫از ویو رویال و مناطق اطراف مظنون هستند

268
00:17:57,493 --> 00:18:00,704
‫گمان می‌روند رابطه‌ی رینا با والدینش

269
00:18:00,704 --> 00:18:03,957
‫ماه‌ها قبل از حادثه
‫به سردی گراییده است

270
00:18:04,083 --> 00:18:06,960
‫به‌ گفته‌ی یک منبع خبری در دبیرستان کولکوتز

271
00:18:06,960 --> 00:18:10,798
رینا اخیرا پدرش را متهم کرده بود

272
00:18:11,507 --> 00:18:14,259
‫...گرچه این اتهامات هنوز اثبات نشده‌اند

273
00:18:15,302 --> 00:18:17,805
‫« دو ماه قبل »

274
00:18:25,646 --> 00:18:27,272
‫وقت جلسه‌ی تعیین وثیقه‌ست

275
00:18:41,286 --> 00:18:43,080
‫شما هندیا چتونه؟

276
00:18:43,080 --> 00:18:45,165
‫همیشه بچه‌هاتون رو می‌زنین

277
00:18:46,166 --> 00:18:49,294
‫منجیت ویرک متهم به این موارد می‌باشد 

278
00:18:49,294 --> 00:18:53,048
‫کودک‌آزاری، ضرب و شتم کودک

279
00:18:53,048 --> 00:18:55,008
‫تعرض به کودک

280
00:18:55,008 --> 00:18:58,345
‫و اغفال کودک 
‫برای لمس وی 

281
00:18:59,179 --> 00:19:01,849
‫قبول نکردین وکیلتون حضور داشته باشه

282
00:19:01,849 --> 00:19:04,309
‫- چه ادعایی دارید؟
‫- بی‌گناهم

283
00:19:04,309 --> 00:19:06,895
‫متهم رو با وثیقه آزاد می‌کنم

284
00:19:07,354 --> 00:19:10,232
‫همسر متهم، خانم سومان ویرک

285
00:19:10,232 --> 00:19:12,151
‫قبول کرده کفیل ایشون باشه

286
00:19:12,901 --> 00:19:14,611
‫خانم ویرک، لطفاً بایستین

287
00:19:17,489 --> 00:19:20,325
‫خانم ویرک، به عنوان کفیل

288
00:19:20,325 --> 00:19:22,327
‫وظیفه‌ی شماست

289
00:19:22,327 --> 00:19:25,789
‫که متهم از تمام شروط وثیقه پیروی کنه

290
00:19:25,789 --> 00:19:29,626
‫نباید هیچ ارتباطی با قربانی
‫یعنی دخترش داشته باشه

291
00:19:29,626 --> 00:19:32,212
‫این وظایف رو می‌پذیرین؟

292
00:19:33,005 --> 00:19:34,798
‫بله، عالیجناب

293
00:19:34,798 --> 00:19:38,468
‫شوهرتون در طی آزادی مشروطش
‫کجا اقامت پیدا می‌کنه؟

294
00:19:38,594 --> 00:19:41,263
‫همراه من در خونه‌مون می‌مونه، عالیجناب

295
00:19:41,263 --> 00:19:44,266
‫متوجه که هستین
‫این یعنی دخترتون

296
00:19:44,266 --> 00:19:47,269
‫رینا ویرک، در پرورشگاه باقی می‌مونه؟

297
00:19:51,773 --> 00:19:54,193
‫باید دخترت رو انتخاب کنی

298
00:19:59,448 --> 00:20:01,658
‫بله متوجهم، عالیجناب

299
00:20:01,783 --> 00:20:04,453
‫به شوهرم باور دارم

300
00:20:06,205 --> 00:20:07,915
‫بیا بریم

301
00:20:14,254 --> 00:20:16,506
‫...خب، بابی، باید آروم‌تر

302
00:20:16,506 --> 00:20:18,342
‫!یا خدا -
‫- هی، جو!

303
00:20:19,092 --> 00:20:20,344
‫فکر کنم گیجم

304
00:20:24,848 --> 00:20:27,351
‫- این دیگه چیه؟
‫- علامت "سی‌ام‌سی"ـه

305
00:20:27,476 --> 00:20:29,311
‫من و جو ساختیمش

306
00:20:30,646 --> 00:20:32,481
‫تو که عضو سی‌ام‌سی نیستی

307
00:20:32,481 --> 00:20:35,108
‫فقط ماها هستیم

308
00:20:38,362 --> 00:20:40,906
‫ببین، شاید الان ساکن اینجا باشی

309
00:20:41,031 --> 00:20:42,991
‫ولی من بهترین دوست جو هستم

310
00:20:45,786 --> 00:20:47,746
‫اینجا فقط جای اعضای "سی‌ام‌سی"ـه

311
00:20:49,915 --> 00:20:51,792
‫بیا، داستی

312
00:21:08,100 --> 00:21:09,559
‫اینجاست؟

313
00:21:09,559 --> 00:21:12,104
‫آره. پاتوق "کریپ"ـه

314
00:21:13,814 --> 00:21:15,816
‫نمی‌دونستم توی کانادا هم
‫گروه‌های کریپ دارن

315
00:21:15,816 --> 00:21:18,610
‫خب، اونا هم بخشی از سی‌ام‌سی هستن یا...؟

316
00:21:19,611 --> 00:21:22,990
‫نه.  نخند
و دهنتو ببند

317
00:21:47,639 --> 00:21:49,891
‫سلام، اوضاع احوال؟

318
00:21:56,315 --> 00:21:58,025
‫این دیگه کیه؟

319
00:21:58,900 --> 00:22:00,610
‫من ربکام

320
00:22:04,531 --> 00:22:06,116
‫سلام، وارن

321
00:22:09,453 --> 00:22:12,748
‫- این خانومه رو می‌شناسی؟
‫- آره، پایه‌ست

322
00:22:12,748 --> 00:22:13,832
‫چه جالب

323
00:22:13,957 --> 00:22:16,168
‫آخه به‌نظر من که بوی پلیس میده

324
00:22:18,045 --> 00:22:19,129
‫چی گفتی الارد؟

325
00:22:19,129 --> 00:22:20,422
‫هیچی فقط میگم با پلیس‌ها می‌چرخه

326
00:22:20,422 --> 00:22:22,424
‫اوه

327
00:22:22,424 --> 00:22:23,592
‫راست میگه؟

328
00:22:25,010 --> 00:22:27,471
‫- کلز، داری چیکار می‌کنی؟
‫- هیس

329
00:22:28,263 --> 00:22:29,389
‫نه

330
00:22:32,309 --> 00:22:34,019
‫نمی‌دونم والا، می‌تونم بهتون اثبات کنم

331
00:22:34,519 --> 00:22:37,981
‫اثباتش... چطوری می‌خوای اثبات کنی؟

332
00:22:39,691 --> 00:22:43,236
‫- مواد می‌کشم
‫- مواد می‌کشی؟

333
00:22:46,073 --> 00:22:48,075
‫زنیکه، این پلیس‌طورترین حرفی بود
‫که می‌تونستی بزنی

334
00:22:49,034 --> 00:22:52,245
‫- هی! هی
‫- میگه مواد می‌کشه

335
00:22:52,371 --> 00:22:55,165
‫بذار... بذار باهاش مواد سنگین بزنم

336
00:22:55,290 --> 00:22:56,917
‫یه پلیس تا اون حد پیش نمیره، مگه نه؟

337
00:23:05,425 --> 00:23:07,386
‫بهم اعتماد کن

338
00:23:15,685 --> 00:23:17,354
‫اوه!

339
00:23:22,150 --> 00:23:24,569
‫ایول، دختر

340
00:23:25,487 --> 00:23:27,197
‫جو!

341
00:23:28,615 --> 00:23:30,492
‫کجا داری میری؟

342
00:23:33,078 --> 00:23:36,123
‫مشکلت چیه، کلی؟
‫می‌خواست بهمون کمک کنه!

343
00:23:36,706 --> 00:23:38,250
‫دیوانه ای؟

344
00:23:38,708 --> 00:23:41,044
‫یادت نیست چی گفتی؟

345
00:23:41,169 --> 00:23:43,547
‫"نمی‌تونیم جز خودمون به هیچکس اعتماد کنیم"

346
00:23:46,216 --> 00:23:48,343
‫ احتمالاً اون چکمه‌ها رو
‫مستقیم می‌برد پیش پلیس

347
00:23:48,468 --> 00:23:50,429
‫کمکمون نمی‌کنه بریم مکزیک

348
00:23:50,971 --> 00:23:53,348
‫جدی جدی که نمی‌خواین 
‫برین مکزیک، مگه نه؟

349
00:23:55,350 --> 00:23:56,643
‫پس خانواده‌هامون چی؟

350
00:23:57,477 --> 00:24:00,313
‫کدوم خانواده، داستی؟
‫تو که جز ما هیچ خانواده‌ای نداری

351
00:24:01,690 --> 00:24:03,692
‫ببینین، مجبور نمیشیم بریم مکزیک

352
00:24:03,692 --> 00:24:07,487
‫اگر بتونیم پلیس رو بندازیم به جون کسی
‫که می‌دونستن اون شب اونجا بوده

353
00:24:09,156 --> 00:24:12,075
‫اگر ما زودتر کسی رو بفروشیم
‫کسی نمی‌تونه ما رو بفروشه

354
00:24:22,836 --> 00:24:24,129
‫اداره‌ی پلیس سانیچ، بفرمایید

355
00:24:24,129 --> 00:24:26,465
‫من توی اون مهمونی شورلاین بودم

356
00:24:27,257 --> 00:24:30,218
‫دیدم رینا داشت از پل می‌گذشت

357
00:24:30,218 --> 00:24:32,137
‫و دیدم یکی داره دنبالش میره

358
00:24:33,138 --> 00:24:34,764
‫وارن گلوواتسکی بود

359
00:25:07,422 --> 00:25:09,049
‫سلام، کَم بنتلند هستم

360
00:25:09,049 --> 00:25:10,800
‫پیغام بگذارید

361
00:25:10,800 --> 00:25:12,802
‫منم. خب...

362
00:25:13,887 --> 00:25:15,597
‫دخترها منو پیچوندن

363
00:25:17,224 --> 00:25:18,475
‫و...

364
00:25:18,475 --> 00:25:20,560
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم برای شام بیام

365
00:25:22,729 --> 00:25:25,398
‫داشتم... داشتم سعی می‌کردم
‫قانع‌شون کنم بهم اعتماد کنن

366
00:25:25,398 --> 00:25:27,484
‫و فکر... فکر کنم 
‫یه‌خرده زیاده‌روی کردم

367
00:26:11,069 --> 00:26:13,113
‫سلام، بکا

368
00:26:19,494 --> 00:26:21,746
‫داری میری فضا، ها؟

369
00:26:24,624 --> 00:26:27,127
‫آره. منم همینطور

370
00:26:35,760 --> 00:26:37,637
‫سلام

371
00:26:37,637 --> 00:26:40,724
‫فکر کنم بهتره یکم منتظر بمونی
‫تا حالت بیاد سر جاش، باشه؟

372
00:26:42,183 --> 00:26:43,893
‫احتمالاً بهتره رانندگی نکنی

373
00:26:48,148 --> 00:26:49,899
‫بیا بریم

374
00:26:49,899 --> 00:26:51,735
‫داخل گرم‌تره

375
00:26:53,528 --> 00:26:55,530
‫نه، یکم دیگه حالم سرجاش میاد، گیب

376
00:27:32,734 --> 00:27:35,236
‫دیدمت، بابا. می‌دونم خونه‌ای

377
00:27:39,491 --> 00:27:42,202
‫نمی‌تونم باهات ارتباطی داشته باشم

378
00:27:44,829 --> 00:27:46,539
‫فقط چند تا لباس می‌خوام

379
00:27:47,332 --> 00:27:50,043
‫باشه؟ هوا سرده
‫کاپشن گرم‌تری لازم دارم

380
00:27:52,045 --> 00:27:54,923
‫باشه؟ دارم یخ می‌زنم
‫بذار بیام داخل

381
00:27:58,134 --> 00:27:59,844
‫اگر بذارم بیای تو

382
00:28:00,720 --> 00:28:04,224
‫- نمی‌دونم ممکنه چی بهشون بگی
‫- هیچی نمیگم

383
00:28:07,143 --> 00:28:09,729
‫بابا، لطفاً، قول میدم

384
00:28:10,355 --> 00:28:13,983
‫دیگه بهت اعتماد ندارم، رینا

385
00:28:17,779 --> 00:28:19,906
‫حالا برو، خواهش می‌کنم

386
00:29:04,909 --> 00:29:10,582
‫« خطاب به دادستانی: واقعاً متاسفم
‫اشتباه کردم، دروغ گفتم درمورد... »

387
00:29:12,584 --> 00:29:14,294
‫سلام

388
00:29:20,842 --> 00:29:23,386
‫ببین، شرمنده که پیچوندیمت
‫خیلی نامردی بود

389
00:29:23,386 --> 00:29:25,096
‫گمونم حالا دیگه
‫عضو سی‌ام‌سی هستی، ها؟

390
00:29:25,764 --> 00:29:27,474
‫خب...

391
00:29:27,640 --> 00:29:31,019
‫راستش، اجازه... اجازه ندادن
‫باهاشون برم مهمونی

392
00:29:31,019 --> 00:29:33,605
‫مجبورم کردن بیرون منتظر بمونم

393
00:29:34,397 --> 00:29:36,316
‫گفتن یه نگهبان لازم دارن

394
00:29:36,316 --> 00:29:38,109
‫ولی مایا و لیلا تونستن
‫عضو سی‌ام‌سی بشن، پس...

395
00:29:38,109 --> 00:29:40,320
‫- کیا؟
‫- دقیقاً

396
00:29:40,445 --> 00:29:43,072
‫دو تا دخترشورلاینی
‫که به‌زحمت می‌شناسیمشون

397
00:29:43,072 --> 00:29:46,242
‫و کلی "وارن" رو هم گذاشت توی لیست

398
00:29:46,242 --> 00:29:48,036
چون ازش خوشش میاد

399
00:29:48,036 --> 00:29:49,788
‫مگه هدف از گروه این نبود
‫که پسری توش نباشه

400
00:29:49,788 --> 00:29:52,665
‫آره. هرکاری دلشون بخواد انجام میدن

401
00:30:02,050 --> 00:30:04,135
‫اینا رو توی کیف جو پیدا کردم

402
00:30:27,742 --> 00:30:29,452
‫هی، "دی"

403
00:30:31,329 --> 00:30:32,872
‫بله؟

404
00:30:32,872 --> 00:30:34,999
‫کی گفته رئیس‌های این گروه
‫باید دختر لاغرمردنی باشن؟

405
00:30:41,005 --> 00:30:42,715
‫ما که نگفتیم

406
00:30:48,721 --> 00:30:52,225
‫« دو ماه بعد »

407
00:30:58,606 --> 00:31:00,400
‫خب، چی مصرف کردی؟

408
00:31:00,525 --> 00:31:03,111
‫دیگه از اون چیزا مصرف نمی‌کنم

409
00:31:05,029 --> 00:31:08,533
‫خب، قضیه چیه؟ پول لازم داری؟

410
00:31:12,495 --> 00:31:14,497
‫دیگه نمی‌خوام توی سون اوکس زندگی کنم

411
00:31:16,457 --> 00:31:19,127
‫می‌خوام اینجا پیش تو زندگی کنم

412
00:31:21,087 --> 00:31:23,006
‫- نه
‫- ببین، می‌تونم...

413
00:31:23,131 --> 00:31:25,842
‫خرج خودمو بدم
‫آشپزی می‌کنم. تمیزکاری می‌کنم

414
00:31:25,842 --> 00:31:27,760
‫از بچه‌ها مراقبت می‌کنم
‫هرکاری که بخوای. فقط...

415
00:31:27,760 --> 00:31:30,638
‫مامانی. تو رو خدا، نه

416
00:31:31,723 --> 00:31:34,058
‫عزیزم، برو با اسباب‌بازی‌هات بازی کن

417
00:31:37,395 --> 00:31:40,565
‫ببین، خیلی خیلی معذرت می‌خوام، خب؟

418
00:31:40,690 --> 00:31:42,609
‫- عه، معذرت می‌خوای؟
‫- می‌دونم بد شد 

419
00:31:42,609 --> 00:31:44,611
‫و... دلم براتون تنگ شده
‫دلم برای خانواده داشتن تنگ شده

420
00:31:44,611 --> 00:31:47,739
‫داستی، چاقو گذاشتی دم گلوی دخترم

421
00:31:47,739 --> 00:31:50,325
‫- ممکن بود بهش صدمه بزنی
‫- قضیه اینطوریام نبود

422
00:31:53,536 --> 00:31:55,246
‫یه لحظه

423
00:32:03,755 --> 00:32:05,757
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

424
00:32:07,717 --> 00:32:09,886
‫قرار حفاظت براشون صادر شده

425
00:32:11,179 --> 00:32:13,264
‫برام پلیس خبر کردی؟

426
00:32:15,058 --> 00:32:17,560
‫معذرت می‌خوام
‫دوستت دارم، ولی...

427
00:32:17,560 --> 00:32:19,562
‫باید مراقب بچه‌هام باشم

428
00:32:46,422 --> 00:32:48,925
‫می‌دونستی قرار نبوده به‌دنیا بیام؟

429
00:32:50,093 --> 00:32:52,095
‫واقعاً؟

430
00:32:58,142 --> 00:33:01,270
‫مادرم رحمش رو عمل کرده بود

431
00:33:11,197 --> 00:33:13,700
‫مامان سامارا قدیما بهم می‌گفت

432
00:33:15,410 --> 00:33:17,912
‫شاید خدا نقشه‌ای برام داره

433
00:33:23,209 --> 00:33:26,129
‫ولی فکر کنم اشتباهی به‌دنیا اومدم

434
00:33:29,966 --> 00:33:31,968
‫فکر کنم...

435
00:33:33,886 --> 00:33:35,596
‫دنیا...

436
00:33:37,056 --> 00:33:39,559
‫اگر به دنیا نمیومدم جای بهتری بود

437
00:33:45,523 --> 00:33:47,525
‫منم گاهی اوقات
‫همچین حسی پیدا می‌کنم

438
00:33:50,653 --> 00:33:52,363
‫چرا؟

439
00:34:02,081 --> 00:34:04,083
‫چون وقتی 13 سالم بود...

440
00:34:07,920 --> 00:34:11,215
‫برادرم توی اقیانوس غرق شد

441
00:34:17,430 --> 00:34:19,932
‫و همیشه حس می‌کردم تقصیر من بوده...

442
00:34:23,394 --> 00:34:25,980
‫یا اینکه می‌تونستم کاری بکنم تا...

443
00:34:28,608 --> 00:34:30,610
‫جلوش رو بگیرم

444
00:34:35,031 --> 00:34:37,533
‫و حس می‌کنم که می‌خوام...

445
00:34:39,952 --> 00:34:41,662
‫دیگه نفس نکشم...

446
00:34:43,498 --> 00:34:45,208
‫تا بتونم اون حسی...

447
00:34:47,460 --> 00:34:49,462
‫که برادرم داشته رو تجربه کنم

448
00:34:57,136 --> 00:34:59,138
‫گاهی اوقات، منم می‌خوام غرق بشم

449
00:35:17,323 --> 00:35:20,159
‫اتفاقی که برای رینا افتاد رو دیدم

450
00:35:24,497 --> 00:35:26,499
‫مردنش رو دیدم

451
00:35:36,717 --> 00:35:38,594
‫وقت ناهاره

452
00:35:38,594 --> 00:35:40,680
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

453
00:35:43,850 --> 00:35:45,852
‫نوش جان

454
00:35:51,023 --> 00:35:52,733
‫یکم سیب‌زمینی بخور

455
00:35:53,109 --> 00:35:55,027
‫تازه‌ن

456
00:35:55,027 --> 00:35:57,530
‫می‌دونم توی سون اوکس
‫چی بهتون میدن

457
00:35:57,905 --> 00:35:59,615
‫غذا خوردم

458
00:36:00,158 --> 00:36:02,702
‫رفیق نویسنده‌ی سفیدپوستت
‫برام ناهار خرید

459
00:36:03,494 --> 00:36:05,204
‫می‌دونم داره بازی‌مون میده

460
00:36:06,539 --> 00:36:08,249
‫خبرچینه

461
00:36:08,624 --> 00:36:10,626
‫من که چیزی در موردش نمی‌دونم، داستی

462
00:36:14,547 --> 00:36:16,257
‫ولی اینو می‌دونم...

463
00:36:20,636 --> 00:36:23,181
‫که تو و دوست‌هات
‫امروز بهمون زنگ زدین

464
00:36:28,227 --> 00:36:30,062
‫دیدم رینا داشت از پل می‌گذشت

465
00:36:30,062 --> 00:36:32,148
‫و دیدم یکی داره دنبالش میره

466
00:36:32,857 --> 00:36:35,067
‫وارن گلوواتسکی بود

467
00:36:38,738 --> 00:36:42,033
‫می‌دونم از مردم می‌خواین
‫...هرچی می‌دونن بهتون بگن، پس

468
00:36:43,409 --> 00:36:45,119
‫کار "وارن گ" بود

469
00:36:48,581 --> 00:36:50,374
‫...آره

470
00:36:50,374 --> 00:36:51,959
‫...فقط

471
00:36:51,959 --> 00:36:54,045
‫می‌خواستم بگم

472
00:36:54,045 --> 00:36:56,547
‫وارن گلوواتسکی بهم گفت

473
00:36:56,547 --> 00:36:58,883
‫اون کسیه که رینا ویرک رو کشته

474
00:36:58,883 --> 00:37:01,219
‫دروغ نگفتم

475
00:37:02,678 --> 00:37:04,388
‫باشه

476
00:37:06,224 --> 00:37:08,226
‫وارن چجوری کشتش؟

477
00:37:11,604 --> 00:37:14,106
‫نمی‌دونم. بهم نگفت

478
00:37:15,524 --> 00:37:17,235
‫از کجا رینا رو می‌شناخت؟

479
00:37:19,570 --> 00:37:21,656
‫اصلاً رینا رو می‌شناخت؟

480
00:37:25,910 --> 00:37:28,162
‫اونا که همراهت بودن

481
00:37:28,162 --> 00:37:30,456
‫جوزفین و کلی الارد بودن، آره؟

482
00:37:38,339 --> 00:37:40,049
‫این برات آشنا نیست؟

483
00:37:43,886 --> 00:37:47,098
‫کاشف به عمل اومد
‫کلی سابقه‌ی خشونت زیادی داره

484
00:37:47,974 --> 00:37:51,143
‫عادت داره به مردم مشت بزنه
‫موهای یه دختره رو آتیش زده

485
00:37:52,061 --> 00:37:53,771
‫و این

486
00:37:54,397 --> 00:37:56,399
‫ولی هیچوقت اخراج نشده

487
00:37:57,400 --> 00:37:59,777
‫ولی تو 3 بار اخراج شدی

488
00:38:01,070 --> 00:38:03,322
‫برای همین سر از شورلاین درنیاوردی؟

489
00:38:08,286 --> 00:38:11,747
‫آره، دخترهایی مثل ما حق ندارن
‫عصبانی بشن، مگه نه، داستی؟

490
00:38:14,500 --> 00:38:16,836
‫تظاهر نکن هیچ شباهتی به من داری

491
00:38:18,004 --> 00:38:20,631
‫کلی ازت خواست این زنگ رو بزنی، داستی؟

492
00:38:21,549 --> 00:38:24,927
‫ازش می‌ترسی؟
‫یا داری سعی می‌کنی از جوزفین محافظت کنی؟

493
00:38:25,970 --> 00:38:28,264
‫بهت که گفتم کار کی بوده

494
00:38:33,853 --> 00:38:36,647
‫پس ازت می‌خوام یه استشهادیه پر کنی

495
00:38:40,026 --> 00:38:42,528
‫هر اسمی اینجا بنویسی...

496
00:38:43,529 --> 00:38:45,948
‫دستگیرشون می‌کنیم

497
00:38:45,948 --> 00:38:49,243
‫بهشون اتهام می‌زنیم
‫و مستقیم میرن زندان

498
00:38:53,080 --> 00:38:55,082
‫زندگیشون نابود میشه

499
00:38:57,585 --> 00:38:59,587
‫و اگر دروغ بگی، داستی...

500
00:39:00,963 --> 00:39:02,965
‫این ممکنه زندگی تو رو هم نابود کنه

501
00:39:04,008 --> 00:39:05,718
‫اینو می‌فهمی؟

502
00:39:08,387 --> 00:39:11,265
‫شاید فکر کنی
‫جز این دخترها کس دیگه‌ای رو نداری

503
00:39:11,265 --> 00:39:13,976
‫ولی می‌تونی رابطه‌ت رو
‫با خواهرت ترمیم کنی

504
00:39:13,976 --> 00:39:16,562
‫ سر این قضیه
‫گند نزن به زندگیت

505
00:39:23,402 --> 00:39:25,112
‫باشه

506
00:39:32,995 --> 00:39:35,998
‫« وارن گلوواتسکی رینا ویرک رو کشت »

507
00:39:36,248 --> 00:39:37,833
‫داستی

508
00:39:40,127 --> 00:39:42,338
‫یه بلوک دورتر از سون اوکس پیاده‌م کن

509
00:40:16,789 --> 00:40:19,125
‫بعد از درگیری شورلاین

510
00:40:19,792 --> 00:40:22,294
‫رفتیم روی پل تا بهش برسیم

511
00:40:24,380 --> 00:40:27,633
‫من بودم و... کلی

512
00:40:28,717 --> 00:40:31,220
‫کلی می‌خواست ببینه
‫رینا پشیمونه یا نه

513
00:40:32,930 --> 00:40:36,517
‫برای همین، بهش گفت کفش‌هاشو دربیاره

514
00:40:39,145 --> 00:40:42,523
‫و بعد شروع کرد به لگد زدن بهش

515
00:40:42,523 --> 00:40:45,609
‫توی سرش و دنده‌هاش

516
00:40:46,819 --> 00:40:48,529
‫ای‌کاش...

517
00:40:50,698 --> 00:40:52,700
‫ای‌کاش می‌تونستم برگردم به اون لحظه

518
00:40:56,287 --> 00:40:59,790
‫بهش گفتم "بیا بریم"
‫ولی بهم گوش نمی‌کرد

519
00:41:00,791 --> 00:41:02,793
‫ول کن نبود

520
00:41:06,630 --> 00:41:10,551
‫و بعد، کلی پیرهنش رو گرفت

521
00:41:12,470 --> 00:41:14,972
‫و رینا تقریباً بیهوش بود، و...

522
00:41:17,725 --> 00:41:19,435
‫اون...

523
00:41:22,563 --> 00:41:23,772
‫چیه؟

524
00:41:23,939 --> 00:41:25,858
‫بعد از اینکه انداختمش توی آب.

525
00:41:28,986 --> 00:41:31,071
‫می‌دونی؟

526
00:41:31,071 --> 00:41:33,699
‫و همینطوری که نگهش داشته بودم
‫بهش فحش میدادم

527
00:41:33,741 --> 00:41:35,451
‫آره، چون می‌دونستم تا سیگارم تموم بشه

528
00:41:35,451 --> 00:41:36,869
‫دخلش اومده

529
00:41:40,831 --> 00:41:42,958
‫مشکلت چیه!؟

530
00:41:43,083 --> 00:41:43,501
‫چته؟ 

531
00:41:51,967 --> 00:41:53,844
‫خانوما، چیکار دارین...؟

532
00:41:53,969 --> 00:41:56,430
‫خیلی‌خب، داستی
‫بیا بریم ببینم، بجنب

533
00:42:03,187 --> 00:42:06,357
‫ممکن بود دماغمو بشکنه!

534
00:42:07,233 --> 00:42:09,735
‫- آخ!
‫- کل، نمی‌تونیم بهش اعتماد کنیم

535
00:42:09,860 --> 00:42:11,612
‫- نه بابا جوزفین!
‫- نه

536
00:42:11,737 --> 00:42:13,697
‫منظورم اینه که
‫ممکنه به حرف بیاد

537
00:42:15,282 --> 00:42:16,992
‫و به پلیس بگه

538
00:42:17,868 --> 00:42:20,162
‫شاید همین الانشم گفته باشه

539
00:42:21,789 --> 00:42:23,791
‫باید یه فکری براش بکنیم

540
00:42:39,014 --> 00:42:41,392
‫بجنب. باید وسایلتو جمع کنی

541
00:42:42,393 --> 00:42:44,103
‫قضیه چیه؟

542
00:42:44,103 --> 00:42:46,188
‫قراره واقعاً بریم مکزیک
