﻿1
00:00:01,001 --> 00:00:04,838
‫« بر اساس رویدادهای واقعی »

2
00:00:04,838 --> 00:00:09,092
‫« برخی از عناصر به مقاصد نمایشی
‫به صورت داستانی درآمده‌ یا ساخته شده‌اند »

3
00:00:09,092 --> 00:00:11,094
‫آنچه در «زیر پل» گذشت.

4
00:00:12,303 --> 00:00:14,764
‫یه چیزی علیه کی الارد پیدا کردم.

5
00:00:14,973 --> 00:00:17,058
‫یه شاهد هم دارم
‫که همه‌چی رو دیده.

6
00:00:17,058 --> 00:00:18,351
‫وارن گلواتسکی.

7
00:00:19,227 --> 00:00:22,063
‫مطمئنی می‌تونم این رو بپوشم؟

8
00:00:22,105 --> 00:00:24,107
‫آره.
‫اندازه‌ی اند‌ازت هم هست.

9
00:00:24,232 --> 00:00:26,234
‫کِلی کفش‌های رینا رو نگه داشته بود.

10
00:00:26,901 --> 00:00:28,945
‫- وارن چطوری اون رو کشته؟
‫- نمی‌دونم.

11
00:00:28,987 --> 00:00:31,698
‫و اگه دروغ بگی داستی...
‫ممکنه زندگی خودت هم نابود کنی!

12
00:00:31,698 --> 00:00:34,534
‫وارن بهت گفته که
‫دوتایی رینا رو انداختن توی آب یا...

13
00:00:34,576 --> 00:00:37,454
‫کِلی تنهایی این‌کار رو کرده؟

14
00:00:37,537 --> 00:00:39,080
‫دوتاشون.

15
00:00:40,206 --> 00:00:42,667
‫شما بازداشتین.
‫به جرم قتل رینا ورک.

16
00:00:42,792 --> 00:00:46,296
‫چی‌کار داری می‌کنی؟
‫اون فقط یه بچه‌ست!

17
00:00:46,296 --> 00:00:49,716
‫گفت وارن رینا رو پرت کرده توی آب!

18
00:00:49,716 --> 00:00:52,427
‫اگه همچین کاری هم کرده باشه
‫اشتباه بوده!

19
00:00:52,427 --> 00:00:54,929
‫دنبالِ برقراری عدالت نبودی؛
‫دنبالِ مادیـات بودی!

20
00:00:54,929 --> 00:00:57,223
‫این حرفت واقعاً زشت بود.

21
00:00:57,307 --> 00:00:59,726
‫شاید واسه تو یه داستان باشه.

22
00:00:59,809 --> 00:01:03,730
‫اما واقعاً برای من یه اتفاق وحشتناکه!

23
00:01:18,995 --> 00:01:21,414
‫و حالا با گزارش ویژه‌ای از وینسنت داردیک

24
00:01:21,456 --> 00:01:23,833
‫درمورد دادگاه قتل رینا ورک،
‫همراه هستیم.

25
00:01:23,917 --> 00:01:26,127
‫چهار ماه پیش،
‫شب چهاردهم نوامبر،

26
00:01:26,211 --> 00:01:28,213
‫زیر همین پل بود که

27
00:01:28,296 --> 00:01:30,423
‫قتل رینا ورک ۱۴ ساله آغاز شد.

28
00:01:30,507 --> 00:01:33,593
‫درست توی همین نقطه
.دعوا کردن

29
00:01:33,676 --> 00:01:37,180
‫شش نوجوان که به «شش متهم شورلاین»
‫معروف شدن،

30
00:01:37,180 --> 00:01:40,600
‫به ورک هجوم آوردن و وحشیانه کتک‌ـش زدن
‫و خونی و کبود رهاش کردن.

31
00:01:40,642 --> 00:01:42,977
‫امروز صبح،
‫چهار نوجوانی که ورک رو کتک زده بودن

32
00:01:43,061 --> 00:01:46,064
‫و بعد هم محل رو ترک کردن،
‫به‌جرم ضرب و شتم، گناهکار شناخته شدن

33
00:01:46,064 --> 00:01:49,317
‫و هرکدام به یک سال حبس
‫در زندان جوانان ویکتوریا محکوم شدن،

34
00:01:49,317 --> 00:01:51,277
‫یک مجموعه‌ی کانون اصلاح و تربیت مختلط.

35
00:01:51,277 --> 00:01:54,531
‫به‌نظرم این مجازات حق‌شون بود ولی...

36
00:01:54,614 --> 00:01:56,825
‫اونا یه روزی آزاد میشن

37
00:01:56,866 --> 00:01:59,327
‫و یه زندگی مجدد نصیب‌شون میشه.

38
00:01:59,452 --> 00:02:01,704
‫چیزی که به دختر من نمی‌رسه.

39
00:02:01,746 --> 00:02:03,790
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم ببینمش...

40
00:02:04,874 --> 00:02:07,836
‫دعا می‌کنم که والدین این بچه‌ها

41
00:02:07,919 --> 00:02:10,296
‫تفاوت بین این دو رو
‫بهشون بفهمونن.

42
00:02:10,421 --> 00:02:13,883
‫از نتیجه رضایت کامل داریم،
‫اما نباید هیچ اشتباهی بکنیم،

43
00:02:13,967 --> 00:02:17,053
مسئولیت اصلی این اتفاق
‫به دوش دو مجرم دیگه افتاده.

44
00:02:17,137 --> 00:02:18,304
‫اون دو مجرم...

45
00:02:18,346 --> 00:02:20,306
‫که ظاهراً کار ورک رو یک‌سره کردن،

46
00:02:20,431 --> 00:02:22,934
‫وارن گلواتسکی و کلی الارد،

47
00:02:23,017 --> 00:02:25,436
‫هر کدوم به قتل درجه‌ی دوم محکوم شدن.

48
00:02:25,520 --> 00:02:28,189
‫گلواتسکی دوشنبه آتی قراره که
‫در جایگاه شهود بایسته.

49
00:02:28,273 --> 00:02:30,316
‫و به دنبال اون،
‫دادگاه الارد برگزار میشه.

50
00:02:30,316 --> 00:02:34,237
‫اگه فقط به‌خاطر شایعات
‫این جوان‌ها پشت میله‌های زندان بیفتن،

51
00:02:34,362 --> 00:02:37,407
‫صادقانه بگم، این کشور رو به نابودی میره.
‫ممنونم. فقط همین.

52
00:02:37,490 --> 00:02:39,868
‫یک زن هم داره
‫ همه‌ی این اتفاقات رو ثبت می‌کنه.

53
00:02:39,868 --> 00:02:42,495
‫ربکا گادفری،
‫نویسنده‌ای از نیویورک سیتی

54
00:02:42,495 --> 00:02:44,914
‫برای یک کتاب با انتشاراتِ
‫سایمون اند شوستر قرارداد امضا کرده

55
00:02:44,914 --> 00:02:46,666
‫تونستم مقداری با وارن آشنا شم.

56
00:02:46,791 --> 00:02:48,877
‫و باور عموم اینه که

57
00:02:48,960 --> 00:02:51,004
‫در پرونده‌ی وارن کمبود مدرک وجود داره.

58
00:02:51,087 --> 00:02:54,924
‫و اگه قرار باشه که گناهکاری یک نفر رو
‫بر اساس مدارک بررسی نکنیم

59
00:02:54,966 --> 00:02:56,593
‫پس بر اساس چی بکنیم؟

60
00:02:56,593 --> 00:02:58,553
‫یه مشت چرندیات.

61
00:02:58,636 --> 00:03:00,805
‫وارن یه بچه‌ی بی‌حمایت‌ـه.

62
00:03:00,847 --> 00:03:03,349
‫کِلی الارد خونواده‌ی قدرتمندی داره.

63
00:03:03,433 --> 00:03:05,685
‫بهترین وکیل بریتیش کلمبیا رو داره.

64
00:03:05,727 --> 00:03:07,395
‫اگه کسی متوجه این عدم تعادل نشه،

65
00:03:07,395 --> 00:03:10,106
‫پس ما عدالت رو برای رینا ورک
‫رعایت نکردیم.

66
00:03:10,106 --> 00:03:13,651
‫برای همین به‌نظرم انسانیت در حق وارن،
‫زیر سوال میره

67
00:03:14,569 --> 00:03:19,574
‫« زیر پل »

68
00:03:19,574 --> 00:03:20,617
‫« سه و هفت »

69
00:03:20,617 --> 00:03:22,076
‫آره، کاری نمی‌تونم بکنم.

70
00:03:22,076 --> 00:03:24,120
‫پارک گفته تخلیه کنیم.

71
00:03:24,704 --> 00:03:27,582
‫خب من چی‌کار کنم بابا؟
‫اینجا زندگی می‌کنم.

72
00:03:27,999 --> 00:03:30,877
‫خب...
‫یه جا دیگه پیدا می‌کنی.

73
00:03:31,461 --> 00:03:33,713
‫وسایل‌مون رو چی‌کار می‌‌کنن؟

74
00:03:33,713 --> 00:03:35,215
‫خب، اگه چیزی می‌خوای

75
00:03:35,215 --> 00:03:38,176
‫بهتره همین حالا برش داری.

76
00:03:38,259 --> 00:03:42,222
‫گوش کن، اون زنه بود که بهت گفتم،
‫از «سیرکوس سیرکوس».

77
00:03:44,015 --> 00:03:47,310
‫دارم باهاش ازدواج می‌کنم
‫و می‌خوام همیشه اینجا زندگی کنم.

78
00:03:49,103 --> 00:03:50,521
‫باشه.

79
00:03:51,689 --> 00:03:54,317
‫همم،
‫تو هم می‌خوای بیای؟

80
00:03:55,693 --> 00:03:59,155
‫فکر نکنم.
‫از ویو رویال خوشم میاد.

81
00:04:00,406 --> 00:04:02,450
‫نمی‌خوام از پیش سامارا برم.

82
00:04:02,533 --> 00:04:05,787
‫آره خب،
‫بهتره مدرسه‌ـت رو تموم کنی.

83
00:04:05,870 --> 00:04:07,956
‫گوش کن.
‫من باید برم.

84
00:04:08,039 --> 00:04:09,916
‫ظهر میان و خونه رو می‌گیرن.

85
00:04:38,736 --> 00:04:43,324
‫« دستور تخلیه به علت عدم پردخت اجاره »
‫« ۱۴ نوامبر ۱۹۹۷ »

86
00:04:43,324 --> 00:04:47,120
‫«چهاردهم نوامبر بود،
‫روزی که رینا ورک کشته می‌شد،

87
00:04:47,203 --> 00:04:55,920
‫و بی‌خانمان شده بود.
وارن هم مثل بیشتر بچه‌ها
‫نمی‌تونست احساسش رو توصیف کنه
.

88
00:04:56,629 --> 00:05:00,925
‫وارن نمی‌دونست احساسات
.حقارت و خجالت هم وجود دارن

89
00:05:01,009 --> 00:05:03,011
‫برای همین فکر می‌کرده که عصبانی‌ـه.

90
00:05:04,012 --> 00:05:07,390
‫این حسی بود که اون لحظه بهش دست داد
‫و نمی‌دونست بعداً قراره پشیمون بشه.»

91
00:05:07,390 --> 00:05:09,517
‫دوشنبه‌ی آتی شاهد لحظه‌ای کلیدی

92
00:05:09,600 --> 00:05:11,352
‫در دادگاه قتل رینا ورک خواهیم بود،

93
00:05:11,352 --> 00:05:13,938
‫چرا که وارن گلواتسکی
‫ در جایگاه شهود می‌ایسته...

94
00:05:14,564 --> 00:05:16,357
‫باورم نمیشه دارن اسمم رو میگن.

95
00:05:16,441 --> 00:05:19,360
‫- این رو خاموش کن جو.
‫- شوخیت گرفته؟

96
00:05:19,485 --> 00:05:21,487
‫رفتیم تو کانال ۷.

97
00:05:21,529 --> 00:05:24,365
‫- البته حداقل تو رفتی.
‫- برام مهم نیست.

98
00:05:24,449 --> 00:05:26,326
‫نمی‌خوام درموردش بشنوم.

99
00:05:26,409 --> 00:05:29,454
‫...جنایتی که اواخر ماه نوامبر
‫کشور را در شوک فرو برد.

100
00:05:29,454 --> 00:05:31,289
‫چه مرگته؟
‫داشتم می‌دیدم‌ها!

101
00:05:31,289 --> 00:05:32,999
‫آره، من هم اصلاً خواب به چشمام نمیاد!

102
00:05:32,999 --> 00:05:34,792
‫همش کابوس می‌بینم.

103
00:05:35,960 --> 00:05:38,212
‫گلواتسکی!
‫ملاقاتی داری.

104
00:05:39,464 --> 00:05:40,965
‫امروز؟

105
00:06:04,989 --> 00:06:06,532
‫محافظت‌ـه؟

106
00:06:13,164 --> 00:06:14,832
‫چیشده؟

107
00:06:15,208 --> 00:06:17,085
‫هیچی،
‫چیزیم نیست.

108
00:06:17,168 --> 00:06:18,878
‫فقط...

109
00:06:18,920 --> 00:06:21,339
‫معمولاً آخرهفته‌ها نمیای برای همین...

110
00:06:21,964 --> 00:06:25,468
‫فکر کردم بابام یا سامارا باشی.

111
00:06:26,552 --> 00:06:28,262
‫سامارا هنوز نیومده ملاقاتت؟

112
00:06:28,346 --> 00:06:30,515
‫نمی‌خواد باهام حرف بزنه.

113
00:06:35,478 --> 00:06:37,897
‫از کانر مواد گرفتم.

114
00:06:37,980 --> 00:06:39,982
خوبه.

115
00:06:40,650 --> 00:06:42,110
‫خوابت رو بهم ریخته؟

116
00:06:42,235 --> 00:06:44,153
‫فکر کنم.

117
00:06:44,237 --> 00:06:46,447
سردردمو بدتر کرده 

118
00:06:47,156 --> 00:06:49,158
‫- کارش همینه.
‫- آره.

119
00:06:50,618 --> 00:06:51,869
‫بعدش هم رفتم دونات فروشی.

120
00:06:51,994 --> 00:06:53,830
‫- رفتی دونات فروشی!
‫- یه دونات گرفتم.

121
00:06:53,913 --> 00:06:55,540
‫- خب.
‫- خیلی خوب بود.

122
00:06:55,665 --> 00:06:57,333
‫- حرف ندارن.
‫- حالم خوب بودم،

123
00:06:57,417 --> 00:06:59,669
‫اما احتمالاً بهترین دوناتی بود
‫که تاحالا خوردم.

124
00:06:59,669 --> 00:07:02,463
‫گفتم که!

125
00:07:02,463 --> 00:07:04,507
‫کسی...

126
00:07:04,590 --> 00:07:06,467
‫کسی خونه‌ی کانر نبود؟

127
00:07:06,467 --> 00:07:08,886
‫آره، دیمیتری اونجا بود،
‫خواست بهت بگم که

128
00:07:08,886 --> 00:07:11,389
‫سلام رسوند
‫و دلش هم برات تنگ شده.

129
00:07:12,265 --> 00:07:14,225
‫من هم دلم براش تنگ شده.

130
00:07:15,059 --> 00:07:17,270
‫فکر کنم گفتش که قراره...

131
00:07:17,353 --> 00:07:20,398
‫- بورسیه بسکتبال بگیره.
‫- چی؟

132
00:07:22,817 --> 00:07:25,445
‫عالیه.
‫چه خوب.

133
00:07:26,904 --> 00:07:29,532
‫همیشه سر این قضیه شوخی می‌کردیم
‫که یه دانشگاه میریم.

134
00:07:31,576 --> 00:07:34,454
‫البته من هیچوقت تکالیفم رو
‫ انجام نمی‌دادم برای همین...

135
00:07:37,498 --> 00:07:39,542
‫به گمونم هیچ‌کدوم‌ـش دیگه مهم نیستن.

136
00:07:42,795 --> 00:07:44,464
‫قراره زندگی کنی.

137
00:07:45,673 --> 00:07:47,800
‫هنوز چیزی تموم نشده.

138
00:07:47,884 --> 00:07:48,926
‫نمی‌دونم.

139
00:07:50,470 --> 00:07:52,013
‫واسه دوشنبه نگرانی؟

140
00:07:52,847 --> 00:07:56,017
‫فکر می‌کنم دیگه چیزی رو حس نمی‌کنم.

141
00:07:57,560 --> 00:08:00,438
‫اگه گول‌ـم بزنن که حرفای اشتباه بزنم چی؟

142
00:08:02,356 --> 00:08:04,650
‫اگه راستش رو بگی،
‫گولت نمی‌زنن

143
00:08:04,734 --> 00:08:05,860
‫که حرفای اشتباه بزنی.

144
00:08:05,985 --> 00:08:08,529
‫کِلی مسئول این کاره وارن.

145
00:08:09,447 --> 00:08:11,240
‫آره، فقط...

146
00:08:12,992 --> 00:08:14,660
‫نمی‌دونم.

147
00:08:14,744 --> 00:08:16,913
‫فقط می‌دونم من هرچی هم که بگم

148
00:08:16,996 --> 00:08:19,248
‫بقیه به چشم یه هیولا بهم نگاه می‌کنن.

149
00:08:19,290 --> 00:08:20,666
‫اشتباه می‌کنی.

150
00:08:21,000 --> 00:08:23,836
‫تک تک کسایی که باهاشون حرف زدن
‫تو رو دوست دارن.

151
00:08:26,797 --> 00:08:28,382
‫اما نه بابا مامان رینا.

152
00:08:33,137 --> 00:08:35,890
‫به‌خاطر اینه که نمی‌شناسنت.

153
00:08:38,392 --> 00:08:40,102
‫یادمه چون

154
00:08:40,186 --> 00:08:42,104
‫وارن گفت که پای رینا رو دیده...

155
00:08:43,898 --> 00:08:45,983
‫که خیلی هم پرمو بوده.

156
00:08:47,068 --> 00:08:50,238
‫چیزی‌ـه که لازم داریم.
‫سامارا باید همین رو تو جایگاه تکرار کنه.

157
00:08:50,238 --> 00:08:52,031
‫خب، یه مشکلی هست.

158
00:08:52,490 --> 00:08:56,035
‫طبق آخرین اطلاعات، انگار با مامانش
‫یه جایی توی آلبرتای شمالی‌ـه.

159
00:08:56,118 --> 00:08:59,705
‫عجیب هم نیست.
‫درست قبل شهادت تو دادگاه دوستش

160
00:08:59,789 --> 00:09:02,250
‫- از شهر فرار کرده؟
‫- به‌خاطر درمان سرطان‌ـه.

161
00:09:03,376 --> 00:09:06,754
‫- دکترا ماه پیش تشخیص دادن.
‫- خب چطوری میشه سر وقت برش گردونیم؟

162
00:09:06,754 --> 00:09:09,507
‫- دختره مهم‌ترین شاهدمون‌ـه.
‫- آره، داریم تلا‌ش می‌کنیم.

163
00:09:09,507 --> 00:09:12,134
‫- نتونستیم باهاش تماس بگیریم.
‫- باز هم تلاش کنین. باید برش گردونیم.

164
00:09:12,134 --> 00:09:14,220
‫شاید هم لازم نباشه.
‫داستی پیس رو یادته؟

165
00:09:15,096 --> 00:09:17,139
‫بهت گفتم.
‫الان تو کانون اصلاح و تربیت‌ـه.

166
00:09:17,265 --> 00:09:18,474
‫- آره، آره.
‫- خیلی‌خب.

167
00:09:18,558 --> 00:09:21,519
‫ ادعا کرده که گلواتسکی
‫همه‌چی رو بهش گفته، با تموم جزئیات...

168
00:09:21,519 --> 00:09:22,520
‫آره، ادعا کرده.

169
00:09:22,520 --> 00:09:26,357
‫تو بهترین حالت یه شایعه‌ـس.
‫داستی عمراً نمیره تو جایگاه شهود.

170
00:09:26,357 --> 00:09:28,609
‫نه وقتی که تهدید
.به جرمِ اهانت به دادگاه بشه

171
00:09:28,609 --> 00:09:30,194
‫اینطوری میاد.

172
00:09:30,278 --> 00:09:32,989
‫کَـم، بهتر نیست بری ببینیش؟
‫باهاش حرف بزن.

173
00:09:33,948 --> 00:09:35,491
‫الان که باهام حرف نمی‌زنه.

174
00:09:35,491 --> 00:09:38,411
‫هی، داستی پیس نقشه‌ی خودت بود.
‫خودت باید تموم‌ـش کنی.

175
00:09:44,125 --> 00:09:47,253
‫راهی پیدا نکردی تا از اینجا بیاریم بیرون؟

176
00:09:48,462 --> 00:09:52,008
‫می‌دونم که واقعاً‌ اینجا داری عذاب می‌کشی.

177
00:09:52,049 --> 00:09:55,011
‫خب چرا بهشون پول نمیدین؟
‫عین تو فیلم‌ها.

178
00:09:55,094 --> 00:09:57,305
‫عزیزم، بدون امکان پرداخت وثیقه
‫محکومت کردن.

179
00:09:57,388 --> 00:10:00,349
‫از دادگاه خواستیم تا تجدید نظر کن

180
00:10:00,349 --> 00:10:01,892
‫و مثل بزرگسال‌ها باهات رفتار نکنن.

181
00:10:01,892 --> 00:10:04,228
‫اگه برنده شیم،

182
00:10:04,228 --> 00:10:07,315
‫شاید بهت اجازه بدن که
‫تا پایان محاکمه، خونه بمونی.

183
00:10:07,398 --> 00:10:09,400
‫اما منصفانه نیست.

184
00:10:11,444 --> 00:10:14,280
‫- من فقط یه دختربچه‌ـم.
‫- می‌دونم کِلی.

185
00:10:14,363 --> 00:10:18,659
‫وظیفه‌ی من‌ـه که «دولت‌ سلطنتی» رو
‫مجاب کنم این قضیه رو هم درنظر بگیرن.

186
00:10:19,160 --> 00:10:20,828
‫نه، نمی‌تونم.

187
00:10:20,870 --> 00:10:22,830
‫نمی‌تونم.
‫اینجا مثل جهنم می‌مونه.

188
00:10:22,913 --> 00:10:25,207
‫نمی‌ذارن با هیشکی حرف بزنم.
‫حتی با جو.

189
00:10:29,045 --> 00:10:32,048
‫ببین بقیه بچه‌ها چی به دیوارم چسبوندن.

190
00:10:39,138 --> 00:10:40,681
‫« نزدیک الارد نشین »

191
00:10:47,104 --> 00:10:49,398
‫از بقیه جدات کردن؟

192
00:10:51,484 --> 00:10:52,526
‫آره.

193
00:10:55,613 --> 00:10:57,073
‫کِلی.

194
00:10:57,156 --> 00:10:59,533
‫اینجا احساس ناامنی کامل می‌کنی؟

195
00:11:00,409 --> 00:11:02,453
‫مثلاً جوری که جونت تو خطر باشه؟

196
00:11:08,959 --> 00:11:12,296
بعد از این که دولت سلطنتی، شاهد کلیدی‌ـش
یعنی سامارا بیلی رو از دست داد، ‫سرنوشت پسر...

197
00:11:12,380 --> 00:11:16,550
‫- باورم نمیشه تا هشت ماه باید این مزخرف رو بخوریم
‫- می‌تونیم اعتصاب غذا کنیم.

198
00:11:16,550 --> 00:11:18,594
‫جدی میگم.

199
00:11:21,597 --> 00:11:23,474
‫- جو.
‫- چیه؟

200
00:11:23,557 --> 00:11:25,309
‫- نمی‌بینم جو.
‫- جوزفین.

201
00:11:25,559 --> 00:11:28,145
‫« یه نقشه واسه بیرون رفتن
« از اینجا دارم

202
00:11:28,145 --> 00:11:29,438
‫گوش می‌کنی؟

203
00:11:31,440 --> 00:11:33,275
‫- چی نوشته بود؟
‫- هیچی.

204
00:11:33,359 --> 00:11:36,278
‫- هیچی؟
‫- ای دختره ‌ی مرموز.

205
00:11:38,406 --> 00:11:40,116
‫ساعت ۲.
‫این هم از نشان‌ـم.

206
00:11:40,199 --> 00:11:42,118
‫دفعه‌ی آخری که واسه‌ـش پول فرستادم،

207
00:11:42,118 --> 00:11:44,203
‫بهش نرسیده بود،
‫برای همین نمی‌دونم.

208
00:11:44,203 --> 00:11:46,205
‫بسپارینش به من.
‫شما می‌تونین برین.

209
00:12:08,769 --> 00:12:11,939
‫شنیدم اینجا خیلی محبوب‌ـی.

210
00:12:13,899 --> 00:12:15,359
‫با کسی کاری ندارم.

211
00:12:17,319 --> 00:12:20,114
‫اینجا کتابخونه دارن.

212
00:12:20,197 --> 00:12:21,574
‫ارباب حلقه‌ها خوندی؟

213
00:12:27,955 --> 00:12:31,000
‫دارم کتاب دوم‌ـش رو می‌خونم.
‫خیلی باحال‌ـه.

214
00:12:31,000 --> 00:12:33,335
‫باید یه نگاه بهش بندازی.

215
00:12:38,507 --> 00:12:39,508
‫باشه، شاید خوندم.

216
00:12:48,809 --> 00:12:52,313
‫داستی، ازت می‌خوان که
‫تو دادگاه وارن شهادت بدی.

217
00:12:56,108 --> 00:12:57,234
‫خیلی‌خب.

218
00:12:57,902 --> 00:12:59,403
‫کِی باید بریم؟

219
00:13:00,529 --> 00:13:03,491
‫هنوز مشخص نیست.
‫دادگاه دوشنبه شروع میشه.

220
00:13:06,076 --> 00:13:08,829
‫درمورد اون اظهارنامه‌ی کتبی ازت می‌پرسن.

221
00:13:10,247 --> 00:13:11,749
‫درمورد وارن.

222
00:13:12,917 --> 00:13:15,211
‫که بهت گفته رینا رو کشته.

223
00:13:21,425 --> 00:13:22,802
‫می‌دونن دروغ‌ـه؟

224
00:13:33,979 --> 00:13:36,607
‫فرضاً اگه بگیم که

225
00:13:37,775 --> 00:13:41,070
‫چیزایی که تو اون اظهارنامه نوشتی
‫ دروغ بوده.

226
00:13:41,070 --> 00:13:43,322
‫برای پلیس یه اظهارنامه‌ی قسم‌خورده بوده.

227
00:13:44,323 --> 00:13:46,534
‫اگه قبول کنی که دروغ گفتی

228
00:13:48,035 --> 00:13:50,162
‫شاید حکم‌ـت رو سنگین‌تر بکنن.

229
00:13:51,664 --> 00:13:53,457
‫پس یعنی میگی شهادت ندم؟

230
00:13:55,209 --> 00:13:56,710
‫نه.

231
00:13:58,504 --> 00:14:02,383
‫اگه قبول نکنی،
‫بهت اتهام اهانت به دادگاه می‌‌زنیم.

232
00:14:02,466 --> 00:14:04,969
‫این یعنی سنگین‌تر هم میشه.

233
00:14:07,388 --> 00:14:09,390
‫اما اگه برم اونجا و شهادت بدم

234
00:14:09,473 --> 00:14:12,184
‫که هرچی تو اون اظهارنامه‌ـم گفتم
‫حقیقت داشته...

235
00:14:13,227 --> 00:14:14,353
‫دروغ گفتم.

236
00:14:15,855 --> 00:14:17,106
‫آره.

237
00:14:18,774 --> 00:14:20,025
‫بهش میگن شهادت دروغ.

238
00:14:23,571 --> 00:14:25,865
‫یعنی درهرصورت به فنا میرم؟

239
00:14:30,119 --> 00:14:31,829
‫شرمنده.

240
00:14:33,998 --> 00:14:35,499
‫من فقط...

241
00:14:36,625 --> 00:14:39,628
‫خواستم بدونی که چه‌خبره...

242
00:14:41,922 --> 00:14:43,549
‫تا بتونی...

243
00:14:46,010 --> 00:14:47,553
‫تا بتونی تصمیم‌ـت رو بگیری.

244
00:14:52,892 --> 00:14:54,518
‫رینا بهم اعتماد کرده بود.

245
00:14:56,729 --> 00:14:58,397
‫بهم اعتماد کرده بود...

246
00:15:00,190 --> 00:15:03,444
‫چون دوست همدیگه بودیم و...

247
00:15:10,659 --> 00:15:13,203
‫اگه اون شب پشت‌ـش در میومدم...

248
00:15:18,167 --> 00:15:20,085
‫هنوز زنده بود.

249
00:15:25,007 --> 00:15:28,427
‫هر بلایی که می‌خواد سرم بیاد،
‫من فقط می‌خوام کار درست رو بکنم.

250
00:15:42,399 --> 00:15:45,486
‫بهتره موقع محاکمه‌ـت زیر آب کِلی رو نزنی.

251
00:15:45,569 --> 00:15:47,947
‫فقط بگو بعد دعوا رفتی خونه.

252
00:15:50,616 --> 00:15:53,118
‫به‌نظرت اگه برم زندان
‫سامارا ولم می‌کنه؟

253
00:15:54,119 --> 00:15:55,579
‫احتمالاً آره.

254
00:15:56,288 --> 00:15:57,998
‫مثلاً چطوری می‌خواین برین سر قرار؟

255
00:15:59,750 --> 00:16:02,252
‫شاید فقط کافی باشه یه چندسال صبر کنه.

256
00:16:03,420 --> 00:16:05,589
‫وقتی آزاد شدیم
‫می‌تونیم با هم باشیم.

257
00:16:07,883 --> 00:16:09,635
‫اگه من بودم، منتظرت نمی‌موندم.

258
00:16:12,054 --> 00:16:13,806
‫اگه هم کلاً چیزی نگی

259
00:16:13,889 --> 00:16:16,850
‫هیشکی نمی‌تونه ثابت کنه که اونجا بودی
‫و احتمالاً آزاد میشی.

260
00:16:17,518 --> 00:16:19,728
‫اینطوری تا ابد می‌تونی با سامارا باشی.

261
00:16:24,942 --> 00:16:27,361
‫« عشق اول »
‫« عشق حقیقی »

262
00:16:27,361 --> 00:16:30,948
‫«دفعه‌ی اوله پسری رو می‌بینم
‫که انگار از یه افسانه بیرون اومده.

263
00:16:30,990 --> 00:16:35,327
‫همیشه میشد که توی چهره‌ـش
‫اون اشتیاق و امید رو ببینی.

264
00:16:35,828 --> 00:16:37,830
‫با وجود شیفتگی‌ـش به گروه‌های خلافکاری

265
00:16:37,830 --> 00:16:40,708
‫و مشکلات خانوادگی پرتنش‌ـش،

266
00:16:40,749 --> 00:16:43,711
‫وارن به‌شکل انکارناپذیری...

267
00:16:43,794 --> 00:16:45,379
‫معصوم بود.

268
00:16:46,755 --> 00:16:48,132
‫نظرت چیه؟

269
00:16:49,591 --> 00:16:51,552
‫کار خودش بوده، نه؟

270
00:16:51,635 --> 00:16:54,888
‫شاید.
‫اصلاً مشخص نیست،

271
00:16:54,972 --> 00:16:57,975
‫اما این حرفایی که زدم هم دروغ نیستن.

272
00:17:03,522 --> 00:17:06,025
‫نمی‌خوام انتقاد کنم
‫اما کنجاوم بدونم که چرا...

273
00:17:06,775 --> 00:17:09,028
‫دیدگاه اون رو انتخاب کردی.

274
00:17:09,069 --> 00:17:12,489
‫چون دارم خواننده رو
‫به این چالش می‌کشم که ببینه

275
00:17:12,489 --> 00:17:14,825
یه کار بد،
‫نشون دهنده‌ی ذات آدم نیست.

276
00:17:14,825 --> 00:17:18,954
‫آدم‌‌ها می‌تونن وحشتناک‌ترین کارها رو بکنن
‫و ذاتاً شرور نباشن.

277
00:17:20,581 --> 00:17:24,460
‫و تنها گزینه‌ی دیگه‌ای که برام می‌مونه
‫اینه که یه داستان غم‌انگیز

278
00:17:24,543 --> 00:17:26,545
‫درمورد دختری که نمی‌شناختم، بنویسم.

279
00:17:29,673 --> 00:17:33,218
‫متوجه شدم که اصلاً اسمی از رینا
‫تو این صفحات آورده نشده ربکا.

280
00:17:33,969 --> 00:17:36,221
‫یعنی چی؟

281
00:17:36,305 --> 00:17:40,392
‫خب، پُر واضحه که داری ازش دوری می‌کنی.

282
00:17:44,688 --> 00:17:46,815
‫راج بهم گفت که خونواده ورک خواستن

283
00:17:46,899 --> 00:17:48,901
‫بین وارن و رینا،
‫یکی رو انتخاب کنم.

284
00:17:50,319 --> 00:17:51,320
‫خب؟

285
00:17:51,862 --> 00:17:54,073
‫خب...

286
00:17:55,783 --> 00:17:57,910
‫واسه این کار راحت نیستم.

287
00:17:58,702 --> 00:18:01,038
‫راحت نیستی

288
00:18:01,038 --> 00:18:04,208
‫یا نمی‌خوای حرفایی که می‌زنن رو بشنوی؟

289
00:18:09,338 --> 00:18:10,964
‫چطور می‌خوان این بچه رو بفرستن زندان؟

290
00:18:10,964 --> 00:18:13,092
‫هیچ مدرکی علیه وارن ندارن.

291
00:18:13,092 --> 00:18:15,552
‫هیشکی شهادت نداده.

292
00:18:15,552 --> 00:18:17,805
‫باید سریع به پرونده خاتمه بدن.

293
00:18:17,888 --> 00:18:20,182
‫اونجا بوده.
‫مگه همه ندیدن که بهش لگد زده؟

294
00:18:20,265 --> 00:18:22,226
‫آره، ولی کی این رو تو دادگاه میگه؟

295
00:18:22,226 --> 00:18:24,019
‫مطمئنم بابای رینا خیلی خوشحاله

296
00:18:24,144 --> 00:18:26,647
‫هیشکی دیگه درموردِ
‫ تجاوز به دخترش حرف نمی‌زنه

297
00:18:43,580 --> 00:18:45,082
‫ممنون که در رو روم باز کردین.

298
00:18:50,838 --> 00:18:52,840
‫راج گفته که شما مهربون بودین.

299
00:18:53,382 --> 00:18:55,217
‫به‌نظر بهتون اعتماد داره.

300
00:18:55,717 --> 00:18:58,178
‫خب، ایشون...
‫لطف دارن.

301
00:19:00,097 --> 00:19:02,391
‫و بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم
‫شبیه به هم هستیم...

302
00:19:05,644 --> 00:19:07,646
‫فقط می‌خوام بدونیـد چیزهایی که رسانه داره

303
00:19:07,729 --> 00:19:10,023
‫درمورد شما می‌گه واقعاً وحشتناکـه

304
00:19:10,107 --> 00:19:11,984
‫من عمراً همچین چیزی
‫رو توی کتابم بنویسم آقای ورک.

305
00:19:13,986 --> 00:19:15,320
‫ممنون.

306
00:19:16,113 --> 00:19:18,740
‫مصاحبه‌ت رو توی تلوزیون دیدیم.

307
00:19:18,824 --> 00:19:22,536
‫گفتی که می‌خوای عدالت برای دخترم اجرا بشه.

308
00:19:25,372 --> 00:19:27,833
‫به‌نظرت کتابت می‌تونه
‫این‌کار رو بکنه؟

309
00:19:28,417 --> 00:19:30,919
‫خب راستش؛ خیلی شرایطِ
‫سختیه اما از نگاه من خیلی مهمه که

310
00:19:31,003 --> 00:19:33,088
‫مردم حقیقت رو بدونن و بفهمن
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاده.

311
00:19:34,089 --> 00:19:35,591
‫خب چه اتفاقی افتاده؟

312
00:19:35,674 --> 00:19:39,052
‫هنوز به نتیجه مشخصی نرسیدم.

313
00:19:39,136 --> 00:19:40,137
‫هنوز.

314
00:19:41,180 --> 00:19:43,974
‫اما توی اخبار گفتی یه مدت

315
00:19:44,057 --> 00:19:45,350
‫پیش وارن گلواتسکی بودی...

316
00:19:46,018 --> 00:19:47,227
‫- آره
‫- پس،

317
00:19:47,311 --> 00:19:49,229
‫یعنی می‌خوای درمورد
‫دخترم کتاب بنویسی

318
00:19:49,313 --> 00:19:51,982
‫درحالی که با قاتلـش دوست شدی؟

319
00:19:52,399 --> 00:19:56,111
‫من با وارن دوست نیستم.

320
00:19:56,195 --> 00:19:58,447
‫خب پس حرفی به شما نزده؟

321
00:20:00,407 --> 00:20:02,451
‫خب راستش قسمتِ سخت‌ش همین‌جاست

322
00:20:02,534 --> 00:20:05,162
‫این‌که هر کدوم از اون بچه‌ها
‫یه حرفی می‌زنن

323
00:20:05,245 --> 00:20:07,748
‫متوجه‌ام؛ اما منظورم اینه که

324
00:20:07,831 --> 00:20:10,209
‫شما و وارن یک مدت پیش هم بودین...

325
00:20:10,292 --> 00:20:11,919
‫وارن چه چیزایی به‌تون گفته؟

326
00:20:12,711 --> 00:20:15,214
‫باهاش درمورد اون شب حرف نزدم.

327
00:20:15,297 --> 00:20:19,009
‫از هر کدوم‌شون یه ذره از داستان رو فهمیدم

328
00:20:19,092 --> 00:20:22,012
‫اما فعلاً چیزی نیست که بتونم با
‫اطمینان کامل

329
00:20:24,348 --> 00:20:26,516
‫- باهاتون درمیون بذارم.
‫- ریـنا چی؟

330
00:20:27,601 --> 00:20:29,811
‫دوست‌هاش درموردش چی می‌گن؟

331
00:20:29,895 --> 00:20:32,022
‫این‌که مثلاٌ چطور دختری بود؟

332
00:20:36,568 --> 00:20:38,946
‫اگه راستش رو بخواین، تا الان
‫با هرکسی که صحبت کردم

333
00:20:39,738 --> 00:20:41,240
‫اونقدرها...

334
00:20:41,949 --> 00:20:44,117
‫رینا رو به‌طور دقیق نمی‌شناخته.

335
00:20:53,001 --> 00:20:55,879
‫با یکی از معلم‌هاش صحبت کردم
‫که می‌گفت...

336
00:20:59,091 --> 00:21:01,093
‫ظاهراً خیلی تنها بوده.

337
00:21:02,803 --> 00:21:04,805
‫به‌عنوان کسی که می‌خواد
‫درمورد دخترم کتاب بنویسه

338
00:21:04,888 --> 00:21:07,015
‫ظاهراً چیز زیادی ازش نمی‌دونی...

339
00:21:20,112 --> 00:21:22,406
‫چه غلطی می‌خوای
‫بکنی کلی؟

340
00:21:22,489 --> 00:21:24,408
‫جو گفت می‌خوای همه تقصیرها
‫رو بندازی گردن مـا.

341
00:21:24,491 --> 00:21:25,701
‫خـب؟

342
00:21:25,784 --> 00:21:28,745
‫دادگاه منه؛ هر چی دلم بخواد می‌گم!

343
00:21:28,829 --> 00:21:31,748
‫واقعاً فکر کردین حرف شما دوتا رو باور می‌کنن؟

344
00:21:31,832 --> 00:21:33,292
‫تو واقعاً رد دادی...

345
00:21:33,375 --> 00:21:35,752
‫شما دو نفر همیشه با مردم دعوا دارین!

346
00:21:36,628 --> 00:21:39,256
‫خیلی راحت باورشون می‌شه
‫کار شما بوده!

347
00:21:39,339 --> 00:21:41,800
‫تو واقعاً مریضی! می‌دونستی؟

348
00:21:41,883 --> 00:21:44,636
‫خب پس! بیا من رو بزن.

349
00:21:46,388 --> 00:21:48,724
‫بزن دیگه
! زودباش.

350
00:21:48,807 --> 00:21:50,726
‫زودباش!
‫بیا من رو بزن دیگه!

351
00:21:56,273 --> 00:21:57,983
‫واقعاً فکر کرد نمی‌زنیمش؟

352
00:21:58,734 --> 00:21:59,735
‫مریض روانی.

353
00:22:01,695 --> 00:22:04,114
‫آهای! چی شده؟

354
00:22:05,574 --> 00:22:06,658
‫حالـت خوبه؟

355
00:22:08,076 --> 00:22:10,662
‫- دارن اذیت‌ام می‌کنن! کمکم کنید.
‫- راست می‌گه!

356
00:22:11,246 --> 00:22:12,372
‫من شاهـدم.

357
00:22:30,724 --> 00:22:33,143
‫- سلام بابا.
‫- سلام.

358
00:22:33,226 --> 00:22:34,603
‫پس اومدی.

359
00:22:40,609 --> 00:22:42,444
‫ببین، بابات هنوز مثل قدیم قـویه‌ها!

360
00:22:42,986 --> 00:22:45,447
‫خب، با پیس صحبت کردی؟
‫آماده‌ست؟

361
00:22:45,530 --> 00:22:47,991
‫داستی شهادت نمی‌ده.

362
00:22:48,075 --> 00:22:50,786
‫جز این انتخابی نداره؛ بهش بگو اگه
‫شهادت نده دخـلش رو میاری.

363
00:22:51,953 --> 00:22:54,289
‫نه؛ قرار نیست روی داستی مانور بدیم.

364
00:22:55,916 --> 00:22:58,877
‫اما ما بهش نیاز داریم. اون یه برگه
‫امضا کرده که گلواتسکی، رینا رو کشته

365
00:23:00,962 --> 00:23:03,048
‫به‌زور بود.

366
00:23:08,762 --> 00:23:09,763
منظورت چیه؟

367
00:23:13,558 --> 00:23:15,977
‫تحت فشـارش گذاشتم
‫تا اون حرف رو بزنه.

368
00:23:16,061 --> 00:23:17,270
‫تهدیدش کردم.

369
00:23:20,774 --> 00:23:22,567
‫کم...

370
00:23:23,527 --> 00:23:25,570
‫تو فقط هرکاری از دستت
‫برمیومده انجام دادی

371
00:23:25,654 --> 00:23:27,364
‫تا از زیر زبون‌ش حرف بکشی.

372
00:23:28,573 --> 00:23:29,866
‫هیچ مشکلی نداره.

373
00:23:32,244 --> 00:23:33,537
‫اگه امضـاش رو جعل کرده باشـم چی؟

374
00:23:33,620 --> 00:23:36,123
‫چرند نگو؛ می‌دونم همچین کاری نکردی.

375
00:23:36,206 --> 00:23:38,625
‫اگه شهادت بده، پای منم به
‫قضیه باز می‌شه و باید اعتراف کنم

376
00:23:42,671 --> 00:23:44,297
‫ممکنه اخراج بشی کـم!

377
00:23:44,381 --> 00:23:46,216
‫می‌دونم.

378
00:23:47,384 --> 00:23:49,970
‫می‌خوای به‌خاطر یه‌دختر به‌دردنخور شغلی
‫که این‌همه براش زحمت کشیدی رو به باد بدی؟

379
00:23:50,053 --> 00:23:51,471
‫اینطوری درموردش حرف نزن!

380
00:23:51,555 --> 00:23:53,432
‫باشه. ببخشید، ببخشید.

381
00:23:53,515 --> 00:23:56,601
‫تو خیلی واسه این پرونده زحمت کشیدی!

382
00:23:56,685 --> 00:23:59,729
‫نمی‌تونی که لحظه آخری ولش کنی
‫به امـون خدا.

383
00:23:59,813 --> 00:24:02,816
‫- ونکوور چی پس؟
‫- آره الان مثلاً چقدر هم مهمه...

384
00:24:06,236 --> 00:24:08,864
‫خب الان چی می‌شه؟
‫داستی پیس که نه...

385
00:24:08,947 --> 00:24:11,533
‫سامارا بیلی هم که نـه؛

386
00:24:11,616 --> 00:24:13,743
‫وارن گلواتسکی هم
‫که می‌گی بگیم کاری نکرده.

387
00:24:13,827 --> 00:24:17,289
‫ورک‌ها چی؟
‫به‌نظرت چه حسی به‌شون دست می‌ده؟

388
00:24:17,372 --> 00:24:20,375
‫باور کن منم نمی‌خوام گلواتسکی
‫قسر در بره!

389
00:24:21,543 --> 00:24:24,129
‫دلم نمی‌خواد این دخترها بیشتر
‫از این عذاب بکشن...

390
00:24:24,212 --> 00:24:26,089
‫فقط یه‌دختر این وسط عذاب کشیده!

391
00:24:32,053 --> 00:24:35,098
‫گلواتسکی رو به عنوان
‫یکی از مظنون های اصلی معرفی می‌کنیم.

392
00:24:35,182 --> 00:24:37,100
‫حالا هرچی که شد، شد دیگه.

393
00:24:37,184 --> 00:24:39,144
‫بچه‌ها از پل فاصله گرفتن؛
‫دونفرشون برگشتن.

394
00:24:39,144 --> 00:24:41,605
دیگه ما کاری نداریم؛ تصمیم نهایی با قاضیه

395
00:24:44,441 --> 00:24:47,444
‫داری مثل ربکا گادفـری صحبت می‌کنی!

396
00:25:02,292 --> 00:25:04,002
‫هیچکس باور نمی‌کنه
‫همچین قتلی در حال

397
00:25:04,085 --> 00:25:06,630
‫رخ دادن باشه و پسـره اون‌ور
وایستـه و هیچ‌کاری نکنـه!

398
00:25:06,838 --> 00:25:09,382
‫اصلاً کلی الارد مگه چند کیلوئـه؟
‫35 کیلو؟

399
00:25:09,466 --> 00:25:11,510
‫مگه نشنیدین جسد رینا رو
‫توی چه وضعیتی پیدا کردن؟

400
00:25:11,593 --> 00:25:13,887
‫امکان نداره کلی به‌تنهایی
‫این‌کارو کرده باشه.

401
00:25:13,970 --> 00:25:16,723
‫پسره قشنگ داره نقش بازی می‌کنه.

402
00:25:16,806 --> 00:25:20,101
‫قطعاً توی دادگاه می‌خواد بگه خیلی یهویی
‫رفتم اون‌جا و از این حرف‌ها که...

403
00:25:48,630 --> 00:25:50,131
‫هی...

404
00:25:51,883 --> 00:25:54,594
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد
‫باهامون حرف بزنی،

405
00:25:54,678 --> 00:25:57,806
‫اما شنیدم که تو
‫قرار نیست شهادت بدی.

406
00:25:58,139 --> 00:26:00,976
‫- آره.
‫- تو چطوری...

407
00:26:01,518 --> 00:26:03,186
‫چطوری نمی‌خوان ازت شهادت بگیرن؟

408
00:26:04,729 --> 00:26:06,106
‫نمی‌دونم.

409
00:26:06,773 --> 00:26:08,191
‫هیچ‌کاری نکردم.

410
00:26:15,282 --> 00:26:16,783
‫می‌دونی...

411
00:26:17,742 --> 00:26:19,744
‫منم درمورد رینـا کابوس می‌دیدم

412
00:26:20,620 --> 00:26:21,871
‫اون اوایل که اومده بودیم.

413
00:26:23,164 --> 00:26:25,625
‫اما می‌دونی چی باعث شد
‫دیگه کابوس نبینم؟

414
00:26:26,001 --> 00:26:28,587
‫تصمیم گرفتم با خودم درمورد اون شب
‫صادق باشم.

415
00:26:29,588 --> 00:26:32,382
‫ما گند زدیم و اون مُرد.

416
00:26:34,384 --> 00:26:36,886
‫واسه همین حداقل باید
گناهی که کردیم رو قبول کنیم

417
00:26:43,643 --> 00:26:46,938
‫درست بعد از این‌که ماهواره‌ی روسی
‫توی آسمون منفجر شد،

418
00:26:47,022 --> 00:26:49,733
‫سامارا بیلی سوار اتوبوس شد
‫تا برگرده خونه‌شون،

419
00:26:49,816 --> 00:26:52,819
‫و وارن گلواتسکی هم رفت زیـر پل پیش دوستاش.

420
00:26:54,029 --> 00:26:55,739
‫شاهدان عینی متعددی شهادت دادن کـه

421
00:26:55,822 --> 00:26:57,866
‫وارن توی اولـین دعوا هم دخیل بوده.

422
00:26:57,949 --> 00:27:01,786
‫توی کتک زدن رینا؛
‫دختری که اصلاً نمی‌شناخته

423
00:27:01,870 --> 00:27:04,372
‫درحالی که رینا التماس می‌کرده ولش کنن،
‫به سرش ضربه می‌زنه

424
00:27:05,540 --> 00:27:07,917
‫اما تصمیم وی برای تعقیب ریـنا روی پل

425
00:27:08,001 --> 00:27:11,004
‫به‌همراه کلی الارد و هر
‫اتفاقی که اون شب افتاده،

426
00:27:11,087 --> 00:27:14,132
‫چیزهایی هستند که فقط خود
‫متهم جواب‌شون رو می‌دونه

427
00:27:14,799 --> 00:27:16,426
‫نقشه‌مون رو یادت نره.

428
00:27:16,509 --> 00:27:18,887
‫هیچکس نمی‌تونه بهت بگه
‫چی رو به یاد میاری یا نمیاری!

429
00:27:31,608 --> 00:27:32,609
‫دلم برات تنگ شده بود.

430
00:27:33,985 --> 00:27:37,113
‫آهای! جوزفین کجاست؟

431
00:27:37,197 --> 00:27:39,324
‫اوه! ظاهراً یکی قراره کتک بخوره

432
00:27:41,201 --> 00:27:43,578
‫آره! بهتره فرار کنی.

433
00:27:44,746 --> 00:27:45,747
‫بریم!

434
00:27:49,334 --> 00:27:51,586
‫اون کـی بود؟

435
00:27:52,545 --> 00:27:53,546
‫نمی‌دونم.

436
00:27:54,714 --> 00:27:55,757
‫می‌خوای بریم نگاه کنیم؟

437
00:27:57,509 --> 00:27:58,593
‫نه وارن.

438
00:27:59,177 --> 00:28:01,179
‫حاجی کی بود اون؟

439
00:28:09,729 --> 00:28:13,149
‫وارن، عصر روز 14 نوامبر رو به یاد داری؟

440
00:28:13,233 --> 00:28:15,026
‫ام...

441
00:28:17,654 --> 00:28:19,948
‫من اون روز به‌شدت حالم بد بود.

442
00:28:20,031 --> 00:28:22,200
‫تازه فهمیده بودم کانکسی که
‫توش زندگی می‌کردیم از بین رفته

443
00:28:22,283 --> 00:28:25,912
‫خب توی بحثِ دعوا با رینا
‫و کتک‌کاری زیر پل،

444
00:28:25,995 --> 00:28:27,372
‫از اون صحنه چی یادت میاد؟

445
00:28:31,376 --> 00:28:33,712
‫من از اون شب هیچی یادم نمیاد.

446
00:28:39,676 --> 00:28:42,178
‫سوال دیگه‌ای ندارم آقای قاضی.

447
00:28:47,058 --> 00:28:49,728
‫وارن، یعنی می‌خوای به قاضی بگی

448
00:28:49,811 --> 00:28:52,230
‫لحظه‌ای ریـنا ورک زیرِ پل کریگ‌فلاور
‫داشته کتک می‌خورده

449
00:28:52,313 --> 00:28:53,815
‫رو به هیچ عنوان یادت نمیاد؟

450
00:28:57,026 --> 00:28:58,069
‫من خیلی بدحال بودم.

451
00:28:58,987 --> 00:29:01,281
‫درسته. پس یادت نمیاد تو

452
00:29:01,364 --> 00:29:03,074
‫و کلی الارد اون شب چیکار کردین؟

453
00:29:04,075 --> 00:29:06,745
‫و هیچکس دیگه قرار نیست بفهمه
‫چه بلایی سر رینـا اومده؟

454
00:29:09,372 --> 00:29:10,874
چطور می‌تونی با این موضوع کنار بیای؟

455
00:29:18,214 --> 00:29:20,842
‫- نمی‌دونم.
‫- ببین؛ گوش کن.

456
00:29:20,925 --> 00:29:22,802
‫بیا...

457
00:29:22,886 --> 00:29:25,180
‫بیا آروم پیش بریم. باشه؟
‫تا یادت بیاد اون شب چی شده...

458
00:29:27,807 --> 00:29:30,769
‫چرا تا جایی که یادت مـیاد اتفاقات اون شب رو

459
00:29:30,852 --> 00:29:33,438
‫برامون تعریف نمی‌کنی؟
‫عجله نکن.

460
00:29:54,000 --> 00:29:55,251
‫اشکالی نداره وارن.

461
00:29:55,710 --> 00:29:59,297
‫حقیقت رو بگو؛ و دیگه نیازی نیست
‫نگران چیزی باشی.

462
00:30:07,722 --> 00:30:10,725
‫یادم میاد که چند نفر رفتن زیر پل.

463
00:30:25,198 --> 00:30:26,616
‫وای!

464
00:30:37,418 --> 00:30:40,171
‫داداش خوبی؟

465
00:30:40,255 --> 00:30:41,840
‫آره خوبم.

466
00:30:41,923 --> 00:30:43,883
‫یه چیزی بخور داداش. ناراحت نباش.

467
00:30:43,967 --> 00:30:45,718
‫واقعاً دیگه از این موضوع خسته شدیم!

468
00:30:45,802 --> 00:30:46,803
‫ما یعنی کی دقیقاً؟

469
00:30:55,270 --> 00:30:56,646
‫خوردش کن کلی!

470
00:31:01,192 --> 00:31:04,445
‫وارن چه غلطی می‌کنی؟
‫تو حتی نمی‌شناسیش! برو پی کارت.

471
00:31:24,674 --> 00:31:26,259
‫وارن.

472
00:31:26,342 --> 00:31:28,344
‫وارن.

473
00:31:28,887 --> 00:31:31,681
‫دختره رینا داره می‌ره سمت پل؛
‫بیا بریم دنبالش.

474
00:31:34,559 --> 00:31:35,810
‫چرا؟

475
00:31:37,562 --> 00:31:39,564
‫می‌خوام ببینم حالش چطوره

476
00:31:48,031 --> 00:31:50,033
‫ببینم از کارش پشیمونه یا نـه

477
00:31:52,368 --> 00:31:54,370
‫می‌خوام بگـه «ببخشید»

478
00:32:02,337 --> 00:32:04,339
‫زودباش. بیا بریم.

479
00:32:14,557 --> 00:32:17,518
‫باشه بریم.

480
00:32:42,669 --> 00:32:44,420
‫وارن؛ ازت پرسیدم وقتی رسیدین اون سمت پل

481
00:32:44,504 --> 00:32:46,130
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد...

482
00:32:48,132 --> 00:32:50,259
‫کلی باز هم رینا رو کتک زد.

483
00:32:54,889 --> 00:32:56,891
‫بعد هم پرتش کرد توی آب

484
00:32:58,142 --> 00:33:00,019
‫غرقـش کرد!

485
00:33:01,396 --> 00:33:04,524
‫بسـه! گفتم بسـه.

486
00:33:04,607 --> 00:33:06,985
‫لطفاً آروم باشید.

487
00:33:07,443 --> 00:33:09,362
‫وارن.

488
00:33:09,445 --> 00:33:12,949
‫آیا بعد از این‌که رینا از پل رد شد،
‫کتکش زدی؟

489
00:33:13,032 --> 00:33:15,076
‫نه قربان.

490
00:33:16,035 --> 00:33:17,870
‫به کلی گفتی بـس کنه؟

491
00:33:17,954 --> 00:33:20,331
‫آره.

492
00:33:20,415 --> 00:33:22,375
‫چندبار.

493
00:33:22,458 --> 00:33:25,628
‫آیا به‌طور فیزیکی، سعی کردی جلوی
‫کلی رو بگیری تا رینـا رو غرق نکنه؟

494
00:33:33,302 --> 00:33:34,804
‫آم...

495
00:33:37,974 --> 00:33:38,975
‫نه.

496
00:33:41,686 --> 00:33:43,688
‫پس اونقدرها هم دوست نداشتی
‫کلی از کارش دست بکشه...

497
00:33:46,858 --> 00:33:48,401
‫چون از اون صحنه لذت می‌بردی؟

498
00:33:49,277 --> 00:33:50,653
‫از تماشا کردن رینا در حال مُردن، لذت بردی؟

499
00:33:52,739 --> 00:33:53,740
‫نه.

500
00:33:56,701 --> 00:33:58,411
‫وارن.

501
00:33:58,494 --> 00:34:01,706
‫آیا به کلی کمک کردی که
‫رینا رو بندازه توی آب؟

502
00:34:07,170 --> 00:34:08,504
‫من...

503
00:34:11,758 --> 00:34:14,343
‫نمی‌خوام حرفی بزنم که
‫برای خودم بد بشه...

504
00:34:14,427 --> 00:34:16,095
‫وارن بی‌خیال...

505
00:34:17,430 --> 00:34:20,224
‫اگه می‌گی کاری نکردی که
‫برای خودت بد نمی‌شه!

506
00:34:26,147 --> 00:34:28,316
‫ریـنا رو انداختی توی آب، درسته؟

507
00:34:36,991 --> 00:34:39,035
‫نمی‌دونم.

508
00:34:51,047 --> 00:34:53,841
‫لباس‌ رینا توی آب‌های گورج پیدا شده.

509
00:34:56,719 --> 00:34:59,722
‫آیا شبی که رینا به قتل رسید،
‫لباسش رو دیده بودی؟

510
00:35:02,892 --> 00:35:04,393
‫نمی‌دونم

511
00:35:05,978 --> 00:35:08,773
‫در اظهارات سامارا بیلی به پلیس

512
00:35:09,273 --> 00:35:11,984
‫اون گفته که تو بهش گفتی

513
00:35:12,068 --> 00:35:13,778
‫بدن رینا پر از مـو بوده.

514
00:35:13,861 --> 00:35:15,071
‫نه، نه، من گفتم...

515
00:35:15,154 --> 00:35:18,324
‫تو کمک کردی یه دختر رو بندازین توی
‫آب تا بمیره و تنها چیزی که توی ذهنت مونده

516
00:35:19,117 --> 00:35:21,327
‫اینه ‌که بدنش یه‌ذره مـو داشته؟

517
00:35:23,830 --> 00:35:26,707
‫به‌خاطر این‌که رینا رو اون لحظه به چشم
‫یک حیوان دیدی که می‌تونی به راحتی

518
00:35:26,791 --> 00:35:28,376
‫بکشیش و هیچ عواقبی نداشته باشه
‫اینطور فکر کردی؟

519
00:35:28,459 --> 00:35:30,670
‫- نه
‫- خب وارن، بگو ببینم

520
00:35:31,170 --> 00:35:33,756
‫در پرونده مرگ رینا ورک،

521
00:35:33,840 --> 00:35:37,135
‫از یک تا ده، چقدر تو مقصر بودی و چقدر کلی؟

522
00:35:41,722 --> 00:35:42,974
‫آم...

523
00:35:47,395 --> 00:35:49,188
‫فکر می‌کنم...

524
00:35:49,272 --> 00:35:51,315
‫سه و هفت.

525
00:35:52,567 --> 00:35:54,527
‫سه و هفت؟

526
00:35:54,610 --> 00:35:56,612
‫سه از ده؟

527
00:35:57,572 --> 00:35:58,573
‫دقیقاً برای چه کاری؟

528
00:36:04,203 --> 00:36:07,707
‫چون زیر پل زدمش.

529
00:36:12,253 --> 00:36:14,630
‫چون که اون‌جا بودم.

530
00:37:03,471 --> 00:37:05,556
‫می‌شه بیام داخل کـم؟

531
00:37:08,017 --> 00:37:09,518
‫خوابم نمی‌بره.

532
00:37:21,697 --> 00:37:25,368
‫وارن، بهم گفت این رو بهت برگردونم.

533
00:37:26,994 --> 00:37:28,996
‫همون شبی که دستگیرش کردم.

534
00:37:38,881 --> 00:37:41,050
‫مال گیـبه، نـه؟

535
00:37:52,937 --> 00:37:54,438
‫ببین...

536
00:37:57,566 --> 00:38:01,404
‫بکا، نمی‌تونم جوری رفتار کنم که انگار
‫می‌دونم دقیقاً توی ذهنت چی می‌گذره اما

537
00:38:03,948 --> 00:38:07,618
‫خودت هم می‌دونی گیب و وارن
‫اصلاً شبیه هم نیستن.

538
00:38:08,577 --> 00:38:10,579
‫آره؛ می‌دونم.

539
00:38:15,668 --> 00:38:18,170
‫فقط...یه پسر بچه رو می‌بینم
‫که بهم نیاز داره.

540
00:38:23,050 --> 00:38:25,469
‫اما نمی‌دونم چرا اینقدر برای بقیه سخته

541
00:38:25,553 --> 00:38:27,388
‫اون بخش از شخصیت‌ش که کاملاً

542
00:38:27,471 --> 00:38:30,349
‫از اون آدمی که همچین
‫اشتباهی کرده جداست رو ببینن.

543
00:38:30,433 --> 00:38:32,685
‫بکا، باید بدونی که اشتباه نبوده.

544
00:38:32,768 --> 00:38:35,771
‫یعنی به‌نظرت آدم‌ها کارهایی انجام
‫نمی‌دن که بعداً پشیمون بشن؟

545
00:38:54,707 --> 00:38:57,710
‫تو هنوز فکر می‌کنی اگه من نبودم،
‫گیب الان زنده بود نـه؟

546
00:39:04,633 --> 00:39:05,843
‫ببین من...

547
00:39:05,926 --> 00:39:08,804
‫وقتی این حرف رو بهت زدم
‫خیلی بچه بودم.

548
00:39:12,975 --> 00:39:15,269
‫حس می‌کنم هنوزم همچین حسی داری.

549
00:39:28,032 --> 00:39:30,534
‫نمی‌دونم.

550
00:39:42,338 --> 00:39:44,340
‫فقط چند دقیقه تا حـکم دادگاه

551
00:39:44,423 --> 00:39:47,051
‫رینا ورک فاصله داریم.

552
00:39:48,386 --> 00:39:49,387
‫جـو؟

553
00:39:50,513 --> 00:39:51,764
‫حدس بزن چی شده؟

554
00:39:52,890 --> 00:39:54,225
‫نقشه‌ام جواب داد.

555
00:39:54,308 --> 00:39:55,810
‫وکیل‌ام قاضی رو متقاعد کرد

556
00:39:55,893 --> 00:39:59,230
‫که جون من این‌جا در خطـره و این حرف‌ها...

557
00:39:59,313 --> 00:40:00,564
‫آزاد می‌شم!

558
00:40:01,190 --> 00:40:04,652
‫فکر می‌کردم قرار بود دوتامون آزاد بشیم.

559
00:40:04,735 --> 00:40:06,362
‫می‌دونم.

560
00:40:06,445 --> 00:40:08,155
‫این قدم اول بود؛

561
00:40:08,239 --> 00:40:10,491
‫بعدش تو رو آزاد می‌کنه.

562
00:40:14,745 --> 00:40:17,748
‫یادته وارن گفت درمورد رینا کابوس می‌بینه و این‌ها؟

563
00:40:18,707 --> 00:40:19,750
‫تو هم کابوس می‌بینی؟

564
00:40:20,459 --> 00:40:22,420
‫وارن دیوونس بابا.

565
00:40:28,008 --> 00:40:29,885
‫خب، قدم بعدی چیـه؟

566
00:40:29,969 --> 00:40:32,263
‫دیگه نیازی نیست بری دادگاه؟

567
00:40:32,346 --> 00:40:34,348
‫چرا بابا.

568
00:40:35,724 --> 00:40:37,893
‫واقعاً مسخره‌ست که
‫هنوزم باید برم دادگاه.

569
00:40:37,977 --> 00:40:40,479
‫الارد! مامانت اومده.

570
00:40:40,563 --> 00:40:42,064
‫خداروشکر.

571
00:40:46,819 --> 00:40:48,529
‫می‌دونم واقعاً سخته اما...

572
00:40:50,197 --> 00:40:52,533
‫تو هم بزودی آزاد می‌شی.

573
00:40:53,826 --> 00:40:56,036
‫«کریپ مافیا کارتل» تا ابد!

574
00:41:31,739 --> 00:41:35,493
‫حداقل الان می‌دونیم چرا
‫همچین بلایی سرش آوردن.

575
00:41:38,287 --> 00:41:40,414
‫رینا رو به چشم یه حیوون می‌دیده!

576
00:41:44,418 --> 00:41:45,544
‫چرا اینطوری می‌گی؟

577
00:41:47,963 --> 00:41:49,757
‫مگه نشنیدی چی گفت؟

578
00:41:50,674 --> 00:41:52,968
‫این‌که از رینا چی یادش می‌اومد...

579
00:41:54,053 --> 00:41:57,556
‫به‌نظرت اگه رینا شبیه تو بود،
‫بازم این‌کار رو باهاش می‌کرد؟

580
00:42:04,730 --> 00:42:08,234
‫توی اخبار گفتی دلت می‌خواد بدونی
‫چرا رینا رو کشتن...

581
00:42:11,695 --> 00:42:13,697
‫چون عصبانی بود

582
00:42:14,990 --> 00:42:18,869
‫رینا هم جلوی چشمش بوده؛
‫یه آدم ضعیف‌تر...

583
00:42:19,578 --> 00:42:22,373
‫کسی که براش هیچ اهمیتی نداشته.
‫کسی که می‌تونسته...

584
00:42:23,249 --> 00:42:24,625
‫قربانی‌ش کنه.

585
00:42:28,671 --> 00:42:32,341
‫درک کردن این موضوع تنها راهِ
‫کتاب نوشتن درمورد زندگی دخترمه!

586
00:42:38,806 --> 00:42:40,849
‫وارن گلواتسکی؛ لطفاً بایست.

587
00:42:45,104 --> 00:42:48,107
‫خشونت، یک فعالیتِ تفریحی نیست.

588
00:42:49,233 --> 00:42:53,195
‫از نگاه من، شهادت های گلواتسکی
‫ناقص و غیر محتمل بود.

589
00:42:53,279 --> 00:42:57,116
‫معقدم فقط مقدار کمی از حرف‌هایی
‫که زد، حقیقت داره

590
00:42:57,199 --> 00:43:00,160
‫و به‌طور قطع از این موضوع اطمینان دارم که

591
00:43:00,244 --> 00:43:03,706
‫گلواتسکی قصد صدمه بدنی به
‫رینا ورک را داشته،

592
00:43:03,789 --> 00:43:07,209
‫و نسبت به این‌که آیا این عمل، به مرگ
‫وی ختم می‌شود یا نه، بی‌اهمیت بوده

593
00:43:07,293 --> 00:43:10,254
‫و به همین دلیل، بنده آقای گلواتسکی رو

594
00:43:11,130 --> 00:43:13,799
‫به قتل درجه دو متهم می‌کنم.

595
00:43:25,060 --> 00:43:28,897
‫شما به حبس ابد، بدون آزادی مشروط محکوم می‌شوید

596
00:43:28,981 --> 00:43:32,943
‫تا زمانی که دولت سلطنتی و دادگاه تعیین کنه.

597
00:44:04,350 --> 00:44:05,601
 راهرو رو ترک کنید
‫- خداحافظ.
