﻿1
00:00:20,854 --> 00:00:22,480
‫اجرای عدالت رو حس می‌کنی؟

2
00:00:25,567 --> 00:00:27,861
‫آره. حس می‌کنم.

3
00:00:30,655 --> 00:00:32,115
‫حس می‌کنم پاک شدم.

4
00:00:33,867 --> 00:00:34,868
‫خوبه.

5
00:00:37,662 --> 00:00:39,748
‫آخه الان دیگه قصد دارن بکشنمون.

6
00:00:40,832 --> 00:00:42,333
‫فکر نکنم بکشنمون.

7
00:00:43,793 --> 00:00:45,545
‫- پدر گفته بود...
‫- پدر اشتباه می‌کرد.

8
00:00:46,588 --> 00:00:48,840
‫اون با این دنیا غریبه است فریدیس.

9
00:00:48,923 --> 00:00:51,384
‫خبر نداره اینجا بعد از رفتنش چقدر عوض شده.

10
00:00:51,468 --> 00:00:53,053
‫پس به رئیس هاکون باور دارم.

11
00:00:55,764 --> 00:00:57,640
‫نمی‌ذاره بکشنمون. قویه‌ها.

12
00:00:57,724 --> 00:01:00,268
‫ولی الان با شرایط وخیمی مواجه شده.

13
00:01:00,351 --> 00:01:02,937
‫اگه آزادمون کنه، جنگ راه می‌اندازه.

14
00:01:04,522 --> 00:01:06,483
‫مسیحیان کاتگات رو
‫با خاک یکسان می‌کنن...

15
00:01:06,524 --> 00:01:08,234
‫و تعداد زیادی از مردمش می‌میرن.

16
00:01:09,903 --> 00:01:12,238
‫کشتن ما به صلاحشونه.

17
00:01:17,452 --> 00:01:18,787
‫ولی بدون در نظر گرفتن این شرایط،

18
00:01:21,039 --> 00:01:22,207
‫بهت افتخار می‌کنم.

19
00:01:28,671 --> 00:01:29,756
‫ممنون.

20
00:01:37,597 --> 00:01:39,224
‫ساکت باشین!

21
00:01:40,975 --> 00:01:43,353
‫فریدیس اریکسداتر،
‫جناب‌عالی به قتل مردی...

22
00:01:43,353 --> 00:01:45,647
‫که ادعا می‌کنی بهت
‫حمله کرده، متهم شدی.

23
00:01:45,730 --> 00:01:47,398
‫می‌تونی ادعات رو به طریقی ثابت کنی؟

24
00:01:47,482 --> 00:01:49,067
‫خودم کمرم رو زخم کردم؟

25
00:01:49,150 --> 00:01:51,653
‫ممکنه کار یکی ازافرادت بوده باشه!

26
00:01:51,736 --> 00:01:53,071
‫خدایان از حقیقت خبر دارن.

27
00:01:53,154 --> 00:01:54,197
‫خدایان دروغین رو می‌گه!

28
00:01:56,032 --> 00:01:59,202
‫- یه خدای دروغین بیشتر نداریم!
‫- ساکت باشین!

29
00:01:59,285 --> 00:02:00,328
‫اون هم خدای مسیحیت خودتونه.

30
00:02:00,411 --> 00:02:01,788
‫ساکت باشین!

31
00:02:02,413 --> 00:02:03,414
‫هوم.

32
00:02:05,416 --> 00:02:09,921
‫طبق قوائد دوران قدیم،
‫حق داشتی انتقام بگیری.

33
00:02:11,256 --> 00:02:12,841
‫ولی الان دیگه دوره و زمونه عوض شده.

34
00:02:14,259 --> 00:02:16,427
‫یه سری از حضار...

35
00:02:16,511 --> 00:02:19,931
‫حس می‌کنن باید ادعات رو
‫با مدرک محکم‌تری ثابت کنی.

36
00:02:21,224 --> 00:02:22,392
‫می‌تونی مدرک ارائه بدی؟

37
00:02:23,143 --> 00:02:24,352
‫دادرسی رزمی برگزار کنیم.

38
00:02:25,478 --> 00:02:27,689
‫اگه دروغ گفته باشم،
‫خدایان ازم محافظت نمی‌کنن.

39
00:02:27,772 --> 00:02:30,316
‫رزمی؟ با من بجنگی؟

40
00:02:33,486 --> 00:02:36,156
‫خودت بهش اتهام زدی دیگه. می‌ترسی؟

41
00:02:42,704 --> 00:02:43,872
‫شاه کانوت.

42
00:02:43,955 --> 00:02:45,832
‫اعمال این زن
‫باعث شده بخش ارزشمندی...

43
00:02:45,832 --> 00:02:47,458
‫از نیروهاتون رو از دست بدین.

44
00:02:47,542 --> 00:02:52,172
‫عدم حضور گونر جون کل حضار
‫این تالار رو به خطر می‌اندازه،

45
00:02:52,255 --> 00:02:54,924
‫مسیحی و کافر هم نداره.

46
00:02:56,342 --> 00:03:01,472
‫به همین خاطر به خودتون
‫و حکمران کاتگات التماس می‌کنم...

47
00:03:02,557 --> 00:03:04,225
‫ضرر وارده رو درک کرده...

48
00:03:04,976 --> 00:03:07,312
‫و تقاصش رو با اعدامش پس بگیرین.

49
00:03:15,820 --> 00:03:18,072
‫رئیس هاکون، اجازه هست یه چیزی بگم؟

50
00:03:21,576 --> 00:03:24,871
‫استدلال رئیس اولاف کاملا درسته.

51
00:03:25,914 --> 00:03:28,124
‫واقعا بخش مهمی از راهبردمون
‫به گونر بستگی داشت...

52
00:03:28,208 --> 00:03:30,084
‫و قطعا از دست دادنش
‫شرایطمون رو دشوار می‌کنه.

53
00:03:31,044 --> 00:03:33,755
‫ولی برادرم می‌تونست
‫راه‌حل بهتری هم ارائه بده.

54
00:03:35,340 --> 00:03:36,466
‫از اون‌جایی که این زن...

55
00:03:36,466 --> 00:03:38,593
‫یکی از المان‌های اساسی
‫مأموریتمون رو حذف کرده،

56
00:03:39,344 --> 00:03:42,013
‫نباید چیزی بهمون ارائه بده
‫که ارزشش بیشتر...

57
00:03:42,096 --> 00:03:44,098
‫یا حداقل در همون حد باشه؟

58
00:03:45,225 --> 00:03:46,434
‫مثلا چی ارائه بده؟

59
00:03:49,103 --> 00:03:52,023
‫برادرش، لیف اریکسون رو ارائه بده...

60
00:03:53,441 --> 00:03:56,527
‫که پسر اریک قرمز، برزرکر کبیره.

61
00:03:57,612 --> 00:04:02,075
‫یکی از بهترین و شاید حتی بهترین
‫ناخدای همین جمع باشه.

62
00:04:02,742 --> 00:04:05,787
‫خودش کشتیش رو از گرینلند
‫تا اینجا هدایت کرد...

63
00:04:05,870 --> 00:04:08,539
‫و از دل طوفانی که منجر به مرگ
‫کلی آدم دیگه شد، زنده بیرون اومد.

64
00:04:10,124 --> 00:04:13,002
‫خودم می‌تونم شخصا در راستای
‫مهارت رزمیش شهادت بدم.

65
00:04:13,086 --> 00:04:16,005
‫ولی واسه این که انگیزه‌اش رو
‫زیر سوال نبریم،

66
00:04:16,089 --> 00:04:19,926
‫می‌گیم در راه جون...
‫خواهرش مبارزه کنه.

67
00:04:35,733 --> 00:04:39,862
‫لیف اریکسون، خواهرت رو
‫دست شاه کانوت می‌سپارم.

68
00:04:40,780 --> 00:04:42,657
‫باید در راه رسیدن به هدفشون،

69
00:04:42,699 --> 00:04:44,951
‫بهشون خدمت کنی
‫تا دینش رو ادا کنی.

70
00:04:46,244 --> 00:04:47,954
‫شرایط حکممون رو قبول می‌کنی؟

71
00:04:51,874 --> 00:04:52,875
‫قبول می‌کنم.

72
00:04:53,334 --> 00:04:56,087
‫پس... تمومه دیگه.

73
00:05:01,551 --> 00:05:02,552
‫تکون بخور!

74
00:05:26,367 --> 00:05:27,493
‫پادشاه.

75
00:05:30,913 --> 00:05:33,583
‫- [انگلستان، دانلای سابق.]
‫- یه سال پیش، به فرمان خودم...

76
00:05:34,792 --> 00:05:36,961
‫حکمی شرعی صادر کرده بودن...

77
00:05:37,045 --> 00:05:41,007
‫که کل دانمارکی‌های ساکن این جزیره
‫به عادلانه‌ترین شکل ممکن...

78
00:05:42,300 --> 00:05:45,053
‫قلع و قمع بشن.

79
00:05:47,013 --> 00:05:48,890
‫گروهی متشکل از ساکنین اسکاندیناوی...

80
00:05:49,849 --> 00:05:53,644
‫همون روز سرنوشت‌ساز
‫به این حرم خداوند حمله کرده...

81
00:05:54,604 --> 00:05:58,399
‫و عمدا به آتش کشیده و نابودش کردن.

82
00:05:59,484 --> 00:06:05,782
‫در نهایت هم خودشون
‫طی مجازاتی بیهوده نابود شدن.

83
00:06:06,699 --> 00:06:12,455
‫امروز شاهد رستاخیز
‫این محل عبادت هستیم...

84
00:06:12,538 --> 00:06:17,919
‫که اینجانب، اتلرد، با مرحمت خداوند،
‫شکوه و جلال سابقش رو...

85
00:06:21,047 --> 00:06:22,423
‫احیا کردم.

86
00:06:29,222 --> 00:06:30,848
‫خدا خیرتون بده قربان.

87
00:06:38,940 --> 00:06:40,066
‫به صف بشین!

88
00:06:42,276 --> 00:06:43,444
‫به پیش!

89
00:06:51,953 --> 00:06:53,037
‫به خط بشین!

90
00:07:00,044 --> 00:07:01,796
‫از یه چیزی خبر داری...

91
00:07:03,131 --> 00:07:04,882
‫که بهم نمی‌گی.

92
00:07:08,177 --> 00:07:09,470
‫جاسوسانمون تو شمال می‌گن...

93
00:07:09,512 --> 00:07:11,264
‫وایکینگ‌ها دارن
‫تدارکات حمله می‌چینن.

94
00:07:11,848 --> 00:07:13,349
‫امان از دست اشرافی‌ها.

95
00:07:13,433 --> 00:07:15,268
‫اون‌ها که قسم خورده بودن
‫اهالی اسکاندیناوی...

96
00:07:15,268 --> 00:07:16,727
‫این‌قدر مشغول
‫مبارزه با خودشونن...

97
00:07:16,811 --> 00:07:19,397
‫که به ما کاری ندارن.
‫من هم حرفشون رو باور کردم.

98
00:07:19,480 --> 00:07:21,732
‫لازم بود واسه فرمان‌بردار موندنشون
‫همون کار رو می‌کردی دیگه.

99
00:07:21,816 --> 00:07:25,653
‫درسته، ولی وایکینگ‌ها که نمی‌خوان
‫سر اون‌ها رو به نیزه بکشن.

100
00:07:26,571 --> 00:07:28,239
‫دنبال سر خودم هستن.

101
00:07:32,535 --> 00:07:33,870
‫دختره درست می‌گفت.

102
00:07:35,830 --> 00:07:37,540
‫می‌دونست میان اینجا.

103
00:07:46,215 --> 00:07:47,758
‫کشتی پدرم بود.

104
00:07:49,010 --> 00:07:51,053
‫سرعتش بالاست،
‫بدنه‌اش هم محکمه.

105
00:07:53,014 --> 00:07:54,265
‫الان دیگه مال شماست.

106
00:08:01,856 --> 00:08:03,316
‫آماده‌ایم بریم انگلستان.

107
00:08:03,900 --> 00:08:05,318
‫پس اون طنابه رو برام بنداز، زود باش.

108
00:08:08,112 --> 00:08:09,405
‫قایق خوبیه.

109
00:08:10,156 --> 00:08:11,491
‫خوشحالم که به نظرتون خوبه،

110
00:08:13,242 --> 00:08:15,328
‫ولی کشتی من اون یکیه.

111
00:08:17,872 --> 00:08:19,832
‫کشتی هارالد، پادشاه نروژه، ها؟

112
00:08:21,542 --> 00:08:22,543
‫یه روزی پادشاه می‌شم.

113
00:08:28,257 --> 00:08:29,675
‫درود بر کانوت!

114
00:08:33,221 --> 00:08:34,847
‫راگنور، پرچممون رو به اهتزاز دربیار.

115
00:09:04,252 --> 00:09:07,046
‫اگه انتظار داری ازت تشکر کنم،
‫ناامید می‌شی‌ها.

116
00:09:10,508 --> 00:09:12,593
‫به هر حال خواهش می‌کنم.

117
00:09:13,177 --> 00:09:15,930
‫من بهت گفته بودم دنبال چی هستم،
‫ولی تو ازم سواستفاده کردی.

118
00:09:17,390 --> 00:09:19,559
‫هنوز معلوم نیست کدوممون
‫از اون یکی سواستفاده کردیم.

119
00:09:22,395 --> 00:09:24,939
‫- می‌تونستی کمکم کنی‌ها.
‫- می‌تونستم بدم بکشنت.

120
00:09:25,022 --> 00:09:26,315
‫ولی کلا یه کار دیگه کردی.

121
00:09:30,069 --> 00:09:31,487
‫چه‌جور مردی چنین کاری می‌کنه؟

122
00:09:34,240 --> 00:09:35,825
‫مردی که شیفته‌ات شده باشه.

123
00:09:42,665 --> 00:09:43,958
‫خب، واسه چی اومدی؟

124
00:09:47,461 --> 00:09:50,006
‫احتمالش هست که پنج ماه
‫یا بیشتر کاتگات نباشیم.

125
00:09:51,299 --> 00:09:53,009
‫باید از یه عده خداحافظی کنی.

126
00:10:08,649 --> 00:10:11,193
‫به درگاه اودین قربانی می‌کنم
‫که سالم و سلامت برگردی.

127
00:10:11,277 --> 00:10:15,114
‫چیزیم نمی‌شه.
‫تو مواظب خودت باش، خب؟

128
00:10:28,210 --> 00:10:29,337
‫خداحافظ اسکارده.

129
00:10:36,761 --> 00:10:37,762
‫زود می‌بینمت.

130
00:10:39,055 --> 00:10:39,972
‫ایول بابا!

131
00:10:42,683 --> 00:10:44,518
‫- برو دخلشون رو بیار اولف.
‫- حتما.

132
00:10:46,687 --> 00:10:47,688
‫تو هم بیا بغلم لیو.

133
00:10:51,317 --> 00:10:52,693
‫مراقبش باش.

134
00:10:53,527 --> 00:10:54,528
‫هستم.

135
00:11:01,160 --> 00:11:02,620
‫مواظب همدیگه باشین.

136
00:11:03,371 --> 00:11:04,830
‫شما هم همین‌طور.

137
00:11:21,764 --> 00:11:23,099
‫شاهزاده نروژ!

138
00:11:34,443 --> 00:11:35,861
‫پنج ماه خیلی طول می‌کشه.

139
00:12:04,181 --> 00:12:06,559
‫خب، شما گرینلندی هستین؟

140
00:12:07,852 --> 00:12:11,147
‫- آره.
‫- واقعا خیلی سرسبزه؟

141
00:12:12,189 --> 00:12:16,318
‫شک نکن بابا.
‫حداقل سالی دو روز سرسبزه.

142
00:12:20,656 --> 00:12:23,075
‫یوهان هستم.
‫ایشون هم توماسه.

143
00:12:24,368 --> 00:12:25,369
‫اسکارده هستم.

144
00:12:32,960 --> 00:12:34,712
‫- سلام رئیس گورم.
‫- سلام هارالد.

145
00:12:35,254 --> 00:12:36,338
‫سلام آرنه.

146
00:12:36,422 --> 00:12:39,717
‫خب، ناخدای جوانی که می‌گفتی، ایشونه؟

147
00:12:39,800 --> 00:12:40,801
‫لیف اریکسونه.

148
00:12:41,385 --> 00:12:42,595
‫پدرت رو می‌شناسم.

149
00:12:43,262 --> 00:12:45,931
‫دریانورد شجاع و به شدت معتقدیه.

150
00:12:46,015 --> 00:12:47,183
‫هنوز هم همون شکلیه؟

151
00:12:47,266 --> 00:12:49,810
‫اگه پدرم رو می‌شناسین، خودتون می‌دونین
‫که اصلا عوض نمی‌شه دیگه.

152
00:12:49,894 --> 00:12:50,895
‫خوبه.

153
00:12:50,978 --> 00:12:52,730
‫خدایا، سفر بی‌دردسری داشته باشیم.

154
00:12:53,397 --> 00:12:55,107
‫شاهزاده هارالاد،
‫من قبول کرده بودم...

155
00:12:55,149 --> 00:12:57,777
‫کنار مسیحیان بجنگم،
‫قبول نکرده بودم کنارشون پارو بزنم.

156
00:13:02,573 --> 00:13:04,450
‫هر طور راحتی رئیس گورم.

157
00:13:05,159 --> 00:13:06,702
‫ولی ما داریم راه می‌افتیم...

158
00:13:06,744 --> 00:13:09,038
‫و شنا کردن تا انگلستان
‫هم خیلی طول می‌کشه.

159
00:13:11,123 --> 00:13:12,124
‫اسکارده.

160
00:13:14,668 --> 00:13:17,087
‫اسکارده، این رو بذار پشت کشتی.

161
00:13:24,053 --> 00:13:25,054
‫گوش کنین!

162
00:13:25,763 --> 00:13:27,765
‫کل خنجرها و تبرهاتون رو بذارین تو بشکه.

163
00:13:28,641 --> 00:13:30,059
‫هیچ‌کس مسلح پارو نمی‌زنه.

164
00:13:30,142 --> 00:13:32,186
‫من خنجرم رو جلوی هیچ‌کس کنار نمی‌ذارم.

165
00:13:32,269 --> 00:13:34,522
‫پارو زدن با سلاح یه دلیل بیشتر نداره،

166
00:13:35,147 --> 00:13:37,483
‫اون هم کشتن یکی از افراد تو کشتیه.

167
00:13:38,567 --> 00:13:40,027
‫دشمن جناب‌عالی اینجا نیست.

168
00:13:40,110 --> 00:13:41,445
‫اگه باشه چی؟

169
00:13:43,948 --> 00:13:45,157
‫در اون صورت خودم ردیفش می‌کنم.

170
00:13:46,242 --> 00:13:47,827
‫من که اینجا با کسی دشمنی ندارم.

171
00:14:00,673 --> 00:14:01,799
‫تبرتون رو بندازین این تو.

172
00:14:05,636 --> 00:14:08,597
‫نه، خوشم نمیاد. بنداز تو بشکه.

173
00:14:09,974 --> 00:14:11,392
‫آره، مال من رو هم بنداز.

174
00:14:13,477 --> 00:14:15,396
‫بذارین تو بشکه و برگردین سر کارتون.

175
00:14:18,315 --> 00:14:19,441
‫مستقر بشین.

176
00:15:15,122 --> 00:15:16,957
‫پارو بزنین!

177
00:15:17,833 --> 00:15:19,960
‫ایول!

178
00:15:20,878 --> 00:15:22,922
‫ایول!

179
00:15:23,005 --> 00:15:24,632
‫ایول!

180
00:15:35,643 --> 00:15:37,311
‫برین کنار که ملکه رد بشن!

181
00:15:39,521 --> 00:15:40,564
‫برین کنار.

182
00:15:44,026 --> 00:15:48,572
‫[لندن.]

183
00:15:55,955 --> 00:15:58,123
‫حالشون خوب نیست اعلیحضرت.

184
00:15:58,207 --> 00:16:01,043
‫نگرانی حمله پیش‌رو
‫وضع سرفه‌هاشون رو وخیم‌تر کرده.

185
00:16:01,835 --> 00:16:05,297
‫شاید بتونین ترسشون
‫از ساکنین اسکاندیناوی رو کاهش بدین.

186
00:16:06,423 --> 00:16:07,424
‫ممنون.

187
00:16:19,019 --> 00:16:20,187
‫برین.

188
00:16:27,903 --> 00:16:29,029
‫با اجازه اعلیحضرت.

189
00:16:37,329 --> 00:16:39,331
‫آمین.

190
00:16:39,415 --> 00:16:40,416
‫بلند شو ادموند.

191
00:16:46,672 --> 00:16:47,673
‫سلام اما.

192
00:16:51,135 --> 00:16:52,469
‫دارن میان.

193
00:16:54,096 --> 00:16:55,097
‫خبرش رو شنیدم.

194
00:16:55,806 --> 00:16:57,224
‫به کمک گادوین،

195
00:16:58,559 --> 00:16:59,560
‫یه...

196
00:17:01,270 --> 00:17:05,315
‫یه سری شرایط وضع کردم
‫که بهشون ابلاغ کنی.

197
00:17:06,734 --> 00:17:10,112
‫همیشه با طلا راضی می‌شن.

198
00:17:11,864 --> 00:17:14,408
‫من اصلا قصد ندارم
‫باهاشون مذاکره کنم.

199
00:17:18,287 --> 00:17:20,289
‫قصد داری چیکار کنی؟

200
00:17:21,915 --> 00:17:22,916
‫مبارزه کنم.

201
00:17:24,418 --> 00:17:26,378
‫قصد دارم ادموند رو بفرستم مرسیا.

202
00:17:27,046 --> 00:17:28,714
‫به دستور شما ایدریک استرونا رو...

203
00:17:28,797 --> 00:17:31,008
‫احضار می‌کنه که ارتشش رو
‫به لندن اعزام کنه.

204
00:17:31,091 --> 00:17:36,055
‫ضمنا، سعی می‌کنه تاج و تخت رو
‫از چنگ ادموند دربیاره.

205
00:17:36,138 --> 00:17:40,184
‫سعی که می‌کنه، ولی قبلش
‫وایکینگ‌ها رو شکست می‌دیم.

206
00:17:40,267 --> 00:17:42,853
‫خب، برادرت تو نرماندی چی؟

207
00:17:44,271 --> 00:17:46,231
‫ازمون حمایت می‌کنه؟

208
00:17:46,315 --> 00:17:48,692
‫اگه خودمون به داد خودمون نرسیم،
‫کمکمون نمی‌کنه.

209
00:17:50,152 --> 00:17:53,530
‫یه کابوس برات به ارث گذاشتم.

210
00:17:54,990 --> 00:17:56,450
‫با یه نورمن ازدواج کردی‌ها.

211
00:17:57,326 --> 00:17:58,994
‫ما خودمون کابوس‌سازیم.

212
00:18:12,424 --> 00:18:15,385
‫خب، تا حالا تجربه یورش وایکینگی نداشتی؟

213
00:18:16,470 --> 00:18:17,554
‫مضطربی؟

214
00:18:18,889 --> 00:18:20,349
‫پدرم یورشگر بود.

215
00:18:21,517 --> 00:18:23,268
‫بهم گفته بود برزرکر بوده.

216
00:18:25,187 --> 00:18:28,774
‫یعنی جنگجوی قدرتمندی بوده
‫و کلی آدم کشته.

217
00:18:29,650 --> 00:18:30,734
‫عین هارالد.

218
00:18:31,777 --> 00:18:33,445
‫واسه چی رفته بود گرینلند؟

219
00:18:33,529 --> 00:18:36,532
‫آخه وقتی مشغول یورش نبود
‫هم ملت رو می‌کشت.

220
00:18:37,199 --> 00:18:39,076
‫خودت تا حالا کسی رو کشتی؟

221
00:18:40,119 --> 00:18:42,704
‫نه. تا حالا دلیلش پیش نیومده.

222
00:18:46,667 --> 00:18:49,837
‫اولین بارش واسه بعضی‌ها دشواره.

223
00:18:50,420 --> 00:18:52,589
‫با کشتن بقیه موجودات زنده که فرقی نداره.

224
00:18:52,673 --> 00:18:55,467
‫انسان فرق می‌کنه. مقاومت می‌کنه.

225
00:18:56,135 --> 00:18:57,594
‫خرس قطبی هم مقاومت می‌کنه.

226
00:19:10,482 --> 00:19:11,483
‫سلام سرورم.

227
00:19:22,578 --> 00:19:27,332
‫[لندن، استحکامات امپراتوری روم.]

228
00:19:29,501 --> 00:19:30,711
‫علیاحضرت.

229
00:19:32,337 --> 00:19:34,631
‫اصلا خبر نداشتم که می‌خواین
‫عملیات‌های نظامیمون رو...

230
00:19:34,673 --> 00:19:35,924
‫به این شهر قدیمی منتقل کنین.

231
00:19:36,592 --> 00:19:39,887
‫هیچ دژی تو لندن رقیب ناحیه منتخب
‫امپراتوری روم نمی‌شه.

232
00:19:40,637 --> 00:19:42,931
‫تعجب می‌کنم که چندین سال متروکه بوده.

233
00:19:43,724 --> 00:19:46,894
‫آخه خیال می‌کنن ارواحشون
‫اینجا رو تسخیر کردن.

234
00:19:48,061 --> 00:19:50,355
‫گمون نکنم ارواح بتونن
‫بهم آسیبی برسونن گادوین.

235
00:19:51,815 --> 00:19:53,775
‫ولی باور دارم که وایکینگ‌ها
‫می‌تونن بهم آسیب برسونن.

236
00:19:57,029 --> 00:19:59,198
‫ولی اگه نیروهامون رو
‫تو جنوب متمرکز کنیم،

237
00:19:59,281 --> 00:20:02,743
‫امواج رود و مرداب‌ها
‫پناهگاه طبیعی محسوب می‌شن.

238
00:20:03,243 --> 00:20:05,287
‫مطمئنین فکر خوبیه؟

239
00:20:05,871 --> 00:20:06,872
‫مطمئنم.

240
00:20:08,123 --> 00:20:11,460
‫آخه انتظار دارم ساکنین اسکاندیناوی هم
‫دقیقا عین خودت عمل کنن.

241
00:20:11,543 --> 00:20:12,711
‫یعنی چجوری عمل کنن؟

242
00:20:13,587 --> 00:20:14,838
‫یعنی من رو دست‌کم بگیرن.

243
00:20:17,257 --> 00:20:20,010
‫عذر می‌خوام علیاحضرت،
‫بیخود که احضارم نکرده بودیم.

244
00:20:20,093 --> 00:20:21,178
‫چه خدمتی ازم ساخته است؟

245
00:20:21,762 --> 00:20:25,265
‫دارم ادموند رو می‌فرستم مرسیا
‫که از ایدریک استرونا کمک بگیره.

246
00:20:26,433 --> 00:20:28,185
‫استرونا در ازای چنین لطفی
‫کلی درخواست می‌کنه.

247
00:20:28,268 --> 00:20:30,270
‫واسه همین تو باید همراه شاهزاده بری...

248
00:20:30,354 --> 00:20:31,980
‫و اطمینان حاصل کنی
‫که چنین کاری نمی‌کنه.

249
00:20:33,732 --> 00:20:35,234
‫علیاحضرت، می‌شه صادقانه صحبت کنم؟

250
00:20:36,151 --> 00:20:38,153
‫همه می‌دونن که شما قبلا
‫زیاد از من خوشتون نمی‌اومده،

251
00:20:38,195 --> 00:20:39,488
‫چه برسه که بخواین
‫بهم اعتماد کنین.

252
00:20:40,155 --> 00:20:42,157
‫می‌تونین کلی آدم دیگه رو اعزام کنین.

253
00:20:42,241 --> 00:20:45,118
‫- پس چرا پادشاه بعدی رو به تو می‌سپارم؟
‫- سوالم همین بود.

254
00:20:45,202 --> 00:20:47,412
‫ضرورت موجب می‌شه آدم
‫متحدین غیرعادی پیدا کنه.

255
00:20:47,955 --> 00:20:52,125
‫اگه مقابل وایکینگ‌ها از مرسیا کمک نگیریم،
‫انگلستان از دست می‌ره.

256
00:20:53,293 --> 00:20:56,046
‫اگه انگلستان از دست بره،
‫ما هم از دست می‌ریم.

257
00:20:58,882 --> 00:21:00,050
‫روسیاهتون نمی‌کنم.

258
00:21:00,550 --> 00:21:01,760
‫روسیاهم که نه...

259
00:21:02,511 --> 00:21:03,512
‫روسیاهمون نمی‌کنی.

260
00:21:11,687 --> 00:21:14,439
‫اعزام ارتش ایدریک استرونا به لندن
‫و پیروی کردنش...

261
00:21:14,523 --> 00:21:16,149
‫از دستورات ما خیلی حیاتیه.

262
00:21:16,233 --> 00:21:18,902
‫- اگه بابت کمک کردنش شرط گذاشت چی؟
‫- قبول نکن.

263
00:21:18,986 --> 00:21:21,738
‫به خودت اجازه نده
‫ترغیب بشی مذاکره کنی.

264
00:21:21,822 --> 00:21:23,073
‫ولی اگه اصرار کرد چی؟

265
00:21:23,156 --> 00:21:25,867
‫شما که نمی‌خواین تقاضای کمک کنین اعلیحضرت.

266
00:21:25,951 --> 00:21:28,495
‫دارین دستور پدرتون،
‫پادشاه رو ابلاغ می‌کنین.

267
00:21:29,204 --> 00:21:30,539
‫به حرف گادوین گوش بده.

268
00:21:46,263 --> 00:21:48,473
‫وقتی برگردم، پدرم دیگه زنده نیست، مگه نه؟

269
00:21:48,557 --> 00:21:49,683
‫نه.

270
00:21:50,559 --> 00:21:52,602
‫وقتی برگردی، خودت شاه می‌شی.

271
00:21:54,438 --> 00:21:57,858
‫ولی اگه موفق نشی،
‫حکمرانیت زود به اتمام می‌رسه.

272
00:22:01,820 --> 00:22:02,863
‫دروازه رو باز کنین.

273
00:22:20,213 --> 00:22:22,716
‫بگو ببینم منظورت چیه امیر اولاف.

274
00:22:23,550 --> 00:22:25,677
‫این پل از وقتی رومی‌ها
‫شهره رو ساختن،

275
00:22:25,761 --> 00:22:29,014
‫خیلی مهم و حیاتی بوده.

276
00:22:29,097 --> 00:22:30,599
‫همه‌جا با همین پل به هم وصل شدن...

277
00:22:30,682 --> 00:22:34,436
‫و اگه از سمت شمال بهشون فشار بیاریم،
‫از همین طریق فرار می‌کنن.

278
00:22:34,519 --> 00:22:36,563
‫یعنی بهتره نابودش کنیم؟

279
00:22:36,646 --> 00:22:37,731
‫امکانش نیست.

280
00:22:38,357 --> 00:22:40,776
‫وقتی مشاور شاه اتلرد بودم،
‫تحقیق کرده بودم.

281
00:22:41,485 --> 00:22:43,362
‫نه، اگه بخوایم لندن رو شکست بدیم،

282
00:22:43,403 --> 00:22:45,864
‫باید کاری بکنیم که
‫وایکینگ‌ها تا حالا نکردن؟

283
00:22:45,947 --> 00:22:49,034
‫از جنوب حمله می‌کنیم.

284
00:22:50,160 --> 00:22:52,579
‫بیخود نیست که تا حالا
‫چنین کاری نکردن برادر.

285
00:22:52,662 --> 00:22:54,664
‫جنوب پر از مردابه.

286
00:22:54,748 --> 00:22:58,377
‫- واسه همین اتلرد انتظارش رو نداره دیگه.
‫- تو از کجا می‌دونی؟

287
00:23:00,545 --> 00:23:03,465
‫آخه خودم قانعش کرده بودم
‫حمله از جنوب غیرممکنه.

288
00:23:04,424 --> 00:23:06,843
‫محکمش کنین!

289
00:23:24,152 --> 00:23:27,155
‫- بادبان رو جمع کنین.
‫- بادبان رو جمع کنین!

290
00:23:33,078 --> 00:23:34,830
‫حواست رو جمع کن مسیحی.

291
00:23:34,871 --> 00:23:37,958
‫شاید بهتر باشه دعا کنی
‫که حواس‌جمع‌تر بشی.

292
00:23:38,041 --> 00:23:41,128
‫- عمدا انداختیش.
‫- نه‌خیر.

293
00:23:41,211 --> 00:23:42,504
‫خودم دیدم.

294
00:23:43,088 --> 00:23:45,507
‫منظورت اینه که دروغگوئم؟ ها؟

295
00:23:46,758 --> 00:23:49,219
‫بیا جلو و بگو دروغگوئم. نظرت چیه؟

296
00:23:49,302 --> 00:23:52,139
‫بشینین و پارو بزنین.

297
00:23:57,978 --> 00:23:59,771
‫با دستورم مشکلی داری؟

298
00:23:59,855 --> 00:24:01,231
‫مشکلی ندارم.

299
00:24:04,401 --> 00:24:08,071
‫خیال می‌کردم تو هم عین
‫پدرت پیرو خدایان باستانی.

300
00:24:08,155 --> 00:24:09,322
‫همین‌طوره.

301
00:24:09,406 --> 00:24:12,868
‫پس واسه چی به جای حرف پسرم،
‫حرف مسیحی جماعت رو باور کردی؟

302
00:24:12,951 --> 00:24:15,078
‫چون پسرت دروغگوئه رئیس گورم.

303
00:24:16,913 --> 00:24:19,958
‫بهتره محکم بشینی.
‫الان طوفان شدیدی می‌شه.

304
00:24:21,460 --> 00:24:22,961
‫پارو بزنین!

305
00:24:28,967 --> 00:24:30,385
‫سلام امیر هاکون.

306
00:24:33,555 --> 00:24:36,057
‫می‌خواین واسه عزیزتون قربانی کنین؟

307
00:24:36,141 --> 00:24:37,267
‫واسه برادرم.

308
00:24:38,393 --> 00:24:39,769
‫سوار یکی از کشتی‌هاشونه.

309
00:24:40,479 --> 00:24:42,647
‫این یکی خیلی خاصه.

310
00:24:43,732 --> 00:24:46,860
‫از جنس شاخه یکی از درختان مقدس اوپسالاست.

311
00:24:50,530 --> 00:24:51,781
‫از جنس شاخه ایگدراسیله؟

312
00:24:51,865 --> 00:24:54,117
‫درخت جهان که تو اوپسالا نیست.

313
00:24:55,035 --> 00:24:58,622
‫احتمالا از جنس درخت کنار مقبره اودین باشه.

314
00:24:58,705 --> 00:25:01,458
‫هم تابستون، هم زمستون سرسبزه.

315
00:25:01,541 --> 00:25:03,710
‫کشیش‌هاشون هم متبرکش کردن.

316
00:25:10,926 --> 00:25:12,302
‫ولی| اصلا پول ندارم.

317
00:25:14,304 --> 00:25:15,805
‫با دستبندت معاوضه‌اش می‌کنم.

318
00:25:18,141 --> 00:25:19,518
‫با گردنبندم چی؟

319
00:25:21,228 --> 00:25:22,229
‫قبوله.

320
00:25:33,657 --> 00:25:35,075
‫چرا اون‌ها رو می‌فروشین؟

321
00:25:36,660 --> 00:25:39,412
‫هر چی روح آدم رو آروم کنه، می‌فروشم.

322
00:25:40,413 --> 00:25:41,748
‫مسیحی هستین؟

323
00:25:41,831 --> 00:25:43,959
‫خانواده‌ام پیرو مذهب باستان بودن.

324
00:25:44,626 --> 00:25:46,878
‫ولی الان دیگه هر دینی
‫که مجبور باشم رو قبول می‌کنم.

325
00:25:48,463 --> 00:25:49,464
‫ممنون.

326
00:25:53,009 --> 00:25:56,471
‫وایکینگ‌ها بیش از اکثر مردم سفر کردن.

327
00:25:57,347 --> 00:26:01,768
‫درسته، یورش می‌کردیم،
‫ولی تجارت هم می‌کردیم.

328
00:26:02,686 --> 00:26:06,523
‫کاتگات ذی‌نفع تجارتمونه.

329
00:26:07,566 --> 00:26:12,445
‫تنوع افراد و اعتقادات اینجا
‫از همه‌جا بیشتره.

330
00:26:14,114 --> 00:26:16,491
‫یعنی نسبت به اعتقاداتشون
‫احساس خطر نمی‌کنین؟

331
00:26:18,451 --> 00:26:19,452
‫خودم رو باش.

332
00:26:20,203 --> 00:26:24,165
‫مادربزرگم فرزند
‫خاندان آفریقایی ارجمندی بود.

333
00:26:24,916 --> 00:26:29,254
‫پدربزرگم تو اسکندریه
‫عاشقش شد و آوردش اینجا.

334
00:26:29,838 --> 00:26:32,340
‫فرزندشون، پدر من،

335
00:26:33,133 --> 00:26:35,343
‫جنگجوی خیلی بزرگ‌تری شد،

336
00:26:36,636 --> 00:26:40,181
‫من هم که الان حکمران کاتگاتم.

337
00:26:41,433 --> 00:26:44,894
‫اگه پذیرای افکار جدید باشیم،
‫امکان انجام هر کاری هست.

338
00:27:11,504 --> 00:27:14,549
‫ایمانت خیلی راسخه فریدیس.

339
00:27:17,135 --> 00:27:22,349
‫مطمئنم اگیر و ران
‫مراقب برادر و دوستانت هستن.

340
00:27:23,016 --> 00:27:24,142
‫مطمئنم همین‌طوره.

341
00:27:25,602 --> 00:27:28,938
‫این روزها اعتقادات کمتر کسی
‫عین خودت خالصه.

342
00:27:31,650 --> 00:27:32,859
‫کل زندگیم همینه.

343
00:27:34,527 --> 00:27:36,696
‫شوهرم تو ترومسه مشغول تجارت بود...

344
00:27:37,947 --> 00:27:40,408
‫که مسیحیان کشتیش رو متوقف کردن.

345
00:27:40,992 --> 00:27:43,787
‫شوهر من هم عین خودت خیلی مذهبی بود.

346
00:27:44,704 --> 00:27:48,541
‫وقتی فهمید خودش و افرادش
‫به مذهب باستان اعتقاد دارن،

347
00:27:49,376 --> 00:27:51,586
‫بهش دستور دادن دینش رو تغییر بده.

348
00:27:52,170 --> 00:27:53,338
‫قبول نکرد.

349
00:27:54,047 --> 00:27:56,466
‫مسیحیان تصمیم گرفتن
‫درس عبرت بقیه باشه...

350
00:27:56,549 --> 00:27:58,301
‫و به امید این که زجر کشیدن شوهرم...

351
00:27:58,885 --> 00:28:04,307
‫افرادش رو ترغیب کنه دینشون رو تغییر بدن،
‫جلوشون شکنجه‌اش کردن.

352
00:28:08,186 --> 00:28:10,105
‫ولی تأثیرش دقیقا برعکس بود.

353
00:28:13,108 --> 00:28:14,442
‫تک‌تکشون رو...

354
00:28:16,403 --> 00:28:17,821
‫کشتن.

355
00:28:28,957 --> 00:28:31,960
‫شرمنده‌ام که با دیدن پیشکشیم
‫چنین خاطرات بدی یادت افتاد.

356
00:28:34,754 --> 00:28:38,717
‫شرایط رو به تغییره، ما هم باید آماده باشیم.

357
00:29:03,032 --> 00:29:04,033
‫اعلیحضرت؟

358
00:29:07,162 --> 00:29:08,163
‫حالتون خوبه؟

359
00:29:10,498 --> 00:29:12,417
‫قرار نبود بیام اینجا.

360
00:29:13,626 --> 00:29:15,420
‫- جانم قربان؟
‫- قرار بود برادرانم بیان.

361
00:29:16,296 --> 00:29:19,549
‫خیال نمی‌کردم جفتشون بمیرن
‫و این شکلی بشه.

362
00:29:24,304 --> 00:29:25,930
‫شاه بودن به من نمی‌خوره.

363
00:29:28,308 --> 00:29:30,602
‫- از کجا می‌دونین؟
‫- چی رو؟

364
00:29:31,603 --> 00:29:34,647
‫از کجا می‌دونین انگلستان الان دقیقا
‫به پادشاهی چون شما نیاز نداره؟

365
00:29:35,940 --> 00:29:38,109
‫همین که شکم رو ادا کردم...

366
00:29:38,193 --> 00:29:40,487
‫بی‌کفایتیم رو به حد کافی ثابت می‌کنه دیگه.

367
00:29:44,324 --> 00:29:46,117
‫طبق تجربیات من،

368
00:29:46,201 --> 00:29:49,954
‫افرادی که اصلا شکشون رو
‫ادا نمی‌کنن، شارلاتان هستن.

369
00:29:51,706 --> 00:29:55,376
‫به نظر من کند و کاو روح آدم
‫نشانه قدرته، نشانه ضعف نیست.

370
00:29:55,460 --> 00:29:58,505
‫مواجهه با شک و ترس،
‫اولین قدم کسب شجاعته.

371
00:29:59,964 --> 00:30:01,925
‫بیشتر از همه از چی می‌ترسین؟

372
00:30:02,967 --> 00:30:03,968
‫از شکست.

373
00:30:06,429 --> 00:30:07,680
‫واقعا آدم رو فلج می‌‎کنه.

374
00:30:08,473 --> 00:30:10,266
‫طبق غرایزتون عمل می‌کنین؟

375
00:30:11,726 --> 00:30:12,727
‫گمون کنم همین‌طور باشه.

376
00:30:13,311 --> 00:30:17,690
‫در اون صورت، بالاخره یه روزی
‫غریزه عمل کردن...

377
00:30:18,441 --> 00:30:20,193
‫و بقا یافتنتون به ترستون...

378
00:30:21,528 --> 00:30:22,570
‫از شکست غلبه می‌کنه.

379
00:30:23,154 --> 00:30:25,907
‫اگه طبق غریزه‌تون عمل کنین،
‫موفق می‌شین.

380
00:30:31,371 --> 00:30:32,705
‫شبتون به خیر اعلیحضرت.

381
00:30:47,637 --> 00:30:49,514
‫تو انگلستان می‌بینمتون دوستان.

382
00:30:51,766 --> 00:30:53,434
‫خب، هنوز از گرینلندیه خبری نشده؟

383
00:30:54,853 --> 00:30:58,273
‫شاید بهتره باشه یه پیشکشی
‫به درگاه اگیر اهدا کنی...

384
00:30:58,273 --> 00:31:00,316
‫که قایقت سالم و سلامت برگرده.

385
00:31:00,400 --> 00:31:03,111
‫اصلا از این همه حرف مسخره خسته نمی‌شی؟

386
00:31:03,903 --> 00:31:08,032
‫مثلا گوشزد کردن اشتباه برادرم رو می‌گی؟
‫نه‌خیر. اصلا خسته نمی‌شم.

387
00:31:25,216 --> 00:31:28,303
‫چه خصوصیتی تو وجود این گرینلندیه دیدی
‫که بهش اعتماد می‌کنی؟

388
00:31:28,386 --> 00:31:31,264
‫نمی‌دونم. شاید به خاطر شجاعتش باشه.

389
00:31:34,726 --> 00:31:36,644
‫اینجا که کلی آدم شجاع داریم.

390
00:31:38,062 --> 00:31:39,063
‫شجاعت اون فرق می‌کنه.

391
00:31:40,481 --> 00:31:43,484
‫شجاعتش با سخنرانی
‫و سپر کوبیدن شکل نگرفته.

392
00:31:44,694 --> 00:31:47,530
‫فقط با اعتماد به نفسش
‫نسبت به مهارت خودش شکل گرفته.

393
00:31:49,574 --> 00:31:51,659
‫طبق تجربیات من، چنین آدمی کم پیدا می‌شه.

394
00:31:59,876 --> 00:32:06,132
‫[انگلستان، مرسیا، قلعه تامورث.]

395
00:32:06,341 --> 00:32:07,342
‫یارنسیدا،

396
00:32:08,718 --> 00:32:11,137
‫بی‌استخوان و اریک یکم...

397
00:32:12,722 --> 00:32:14,015
‫اشخاص بزرگی بودن.

398
00:32:14,891 --> 00:32:17,393
‫می‌دونین وجه اشتراک همگیشون
‫چی بوده اعلیحضرت؟

399
00:32:18,853 --> 00:32:19,854
‫همگیشون مرده‌ان.

400
00:32:25,109 --> 00:32:28,988
‫به پدرتون بگین می‌تونم پنج‌هزار تن سرباز
‫و هزار اسب بهشون بدم،

401
00:32:29,072 --> 00:32:31,741
‫ولی اعزامشون به لندن کار اشتباهیه.

402
00:32:31,824 --> 00:32:32,825
‫واسه چی؟

403
00:32:33,284 --> 00:32:35,578
‫دویست ساله که مرسیایی‌ها
‫یا وایکینگ‌ها در جنگن...

404
00:32:35,662 --> 00:32:37,205
‫و درس‌های زیادی گرفتیم.

405
00:32:37,288 --> 00:32:40,541
‫شک ندارم که کانوت می‌خواد
‫به لندن حمله کنه،

406
00:32:40,625 --> 00:32:44,963
‫ولی از شمال به شهرتون حمله می‌کنه،
‫یعنی از مرسیا عبور می‌کنه.

407
00:32:45,046 --> 00:32:48,216
‫اگه بخواین تو لندن شکستش بدین،
‫باید اول همین‌جا جلوش رو بگیرین.

408
00:32:49,425 --> 00:32:51,302
‫ملکه اما می‌گن این‌طور نیست.

409
00:32:52,762 --> 00:32:54,639
‫از نظر ایشون، وایکینگ‌ها از جای
‫دیگه‌ای حمله می‌کنن.

410
00:32:55,556 --> 00:32:56,557
‫ملکه اما؟

411
00:32:59,227 --> 00:33:00,937
‫پدرتون ناخوشن؟

412
00:33:01,729 --> 00:33:05,858
‫پادشاه صحیح و سالم هستن،
‫ولی همون‌طور که می‌دونین، همسرشون نورمنه.

413
00:33:06,526 --> 00:33:08,903
‫کی بهتر از یکی از نوادگان خود رولو...

414
00:33:08,987 --> 00:33:11,406
‫می‌تونه دفاع مقابل وایکینگ‌ها رو بچینه؟

415
00:33:13,616 --> 00:33:14,742
‫گادوین.

416
00:33:15,785 --> 00:33:18,204
‫یه اشرافی گادوین نامی اهل ساسکس می‌شناختم.

417
00:33:20,206 --> 00:33:21,207
‫پدرم بودن.

418
00:33:21,791 --> 00:33:24,752
‫اگه اشتباه نکنم،
‫آخر و عاقبت خوشی نداشت، مگه نه؟

419
00:33:24,836 --> 00:33:28,715
‫طرف حساب شما که پدرم نیست،
‫خودم هستم.

420
00:33:35,930 --> 00:33:39,934
‫- پادشاه کارشون رو خوب بلدن.
‫- به نظرتون بلدن؟

421
00:33:40,601 --> 00:33:43,312
‫به نظر من که این‌طور نیست.

422
00:33:44,188 --> 00:33:45,940
‫به نظر من که هیچ نقشه‌ای نریختن...

423
00:33:46,024 --> 00:33:49,277
‫و آینده انگلستان رو به یه ملکه خارجی،

424
00:33:49,360 --> 00:33:52,280
‫یه شاهزاده کم سن و سال
‫و مشاوری سپرده...

425
00:33:52,280 --> 00:33:54,741
‫که پدرش آبروی خاندانشون رو برده.

426
00:33:55,992 --> 00:33:57,326
‫پس هیچ کاری نکن.

427
00:33:59,996 --> 00:34:04,083
‫اگه خودت می‌خوای،
‫هیچ کاری نکن ایدریک استرونا.

428
00:34:05,501 --> 00:34:10,465
‫ولی حاضر باش پای تصمیمت بمونی،
‫آخه یه روزی خودم پادشاه می‌شم...

429
00:34:12,050 --> 00:34:14,969
‫و قول می‌دم هم شکت به دربار،

430
00:34:15,053 --> 00:34:18,097
‫هم رد کردن دستور پادشاه رو یادم بمونه.

431
00:34:23,561 --> 00:34:26,105
‫کی گفته من از احضاریه پادشاه اطاعت نمی‌کنم؟

432
00:34:27,690 --> 00:34:30,693
‫به پدرتون و مادر ناتنیتون بگین...

433
00:34:32,820 --> 00:34:36,199
‫مرسیا طبق دستور ایشون
‫نیرو اعزام می‌کنه.

434
00:35:39,220 --> 00:35:40,805
‫گم شدیم، مگه نه؟

435
00:35:42,140 --> 00:35:45,017
‫تا حالا نرفته بودی انگلستان
‫و کاری کردی گم بشیم.

436
00:35:45,101 --> 00:35:47,436
‫- ما که گم نشدیم.
‫- ای دروغگو!

437
00:35:47,520 --> 00:35:52,650
‫تقصیر تو و کل این مسیحی‌ها
‫و خدای دروغینشونه.

438
00:35:52,733 --> 00:35:54,735
‫خدایان الان دارن مسخره‌مون می‌کنن.

439
00:35:54,819 --> 00:35:56,154
‫خفه شو کافر.

440
00:35:57,822 --> 00:36:00,491
‫- چی صدام کردی؟
‫- گفتم خفه شو.

441
00:36:01,200 --> 00:36:03,452
‫عین یه بچه وحشت‌زده صحبت می‌کنی.

442
00:36:05,663 --> 00:36:07,498
‫بس کنین!

443
00:36:07,582 --> 00:36:08,666
‫دیگه پارو نزنین.

444
00:36:10,751 --> 00:36:13,921
‫چی دیدی که باعث شده فکر کنی گم شدیم؟

445
00:36:14,005 --> 00:36:15,256
‫چی دیدم؟

446
00:36:16,799 --> 00:36:18,551
‫اصلا خشکی ندیدم!

447
00:36:18,634 --> 00:36:20,761
‫ببین، وجه تفاوتمون همینه دیگه.

448
00:36:21,679 --> 00:36:23,764
‫من از رو آسمون می‌فهمم
‫داریم می‌ریم سمت غرب.

449
00:36:24,432 --> 00:36:25,933
‫از پرواز ماهی‌گیرک‌ها و سفیدغازها...

450
00:36:26,017 --> 00:36:29,854
‫تو ارتفاع بالا می‌فهمم
‫آب و هوا رو به بهدوده.

451
00:36:34,609 --> 00:36:36,485
‫پس بقیه قایق‌ها کجان؟

452
00:36:37,320 --> 00:36:40,698
‫مسئولیت بقیه قایق‌ها با من نیست.

453
00:36:42,158 --> 00:36:44,911
‫مسئولیت همین قایقی که سوارشی...

454
00:36:46,204 --> 00:36:49,207
‫یا منه.

455
00:36:52,501 --> 00:36:55,588
‫با اطلاعات کنونی،
‫بقیه قایق‌ها گم شدن، نه ما.

456
00:36:56,297 --> 00:36:59,133
‫خب، به مسیرمون ادامه می‌دیم!

457
00:37:00,009 --> 00:37:01,344
‫پاروهاتون رو بدین بیرون و پارو بزنین!

458
00:37:02,720 --> 00:37:08,601
‫ضمنا، رئیس گورم، این‌قدر ترس خودت رو
‫گردن مسیحیان ننداز، خب؟

459
00:37:19,278 --> 00:37:20,529
‫چیکار می‌کنی؟

460
00:37:20,613 --> 00:37:22,156
‫مسیحیان نفرینمون کردن!

461
00:37:22,240 --> 00:37:24,825
‫- تک‌تکشون باید بمیرن!
‫- بیرگر.

462
00:37:28,287 --> 00:37:29,622
‫قایق رو تصاحب می‌کنم.

463
00:37:30,373 --> 00:37:32,875
‫- ولشون کنین! ولشون کنین!
‫- سلاح‌هامون رو بردارین.

464
00:37:33,960 --> 00:37:36,504
‫- ولشون کنین!
‫- وگرنه چیکار می‌کنی گرینلندی؟

465
00:37:37,046 --> 00:37:38,256
‫می‌خوای من رو بکشی؟

466
00:37:38,339 --> 00:37:42,551
‫من که خرس نیستم.
‫تو هم وایکینگ نیستی.

467
00:37:43,844 --> 00:37:47,390
‫گمون نکنم جگر کشتن من رو داشته باشی.

468
00:37:50,017 --> 00:37:52,061
‫خرس قطبی هم قبل از مرگش
‫همین خیال رو می‌کنه.

469
00:38:03,489 --> 00:38:06,117
‫این رو بکشم بیرون، می‌میری.

470
00:38:06,867 --> 00:38:09,787
‫تا بیرون نکشیدم،
‫به افراد بگو چی می‌بینی.

471
00:38:12,248 --> 00:38:13,291
‫بگو دیگه.

472
00:38:14,458 --> 00:38:16,168
‫انگلستانه.

473
00:38:19,630 --> 00:38:20,715
‫دیگه نوبت کیه؟

474
00:38:24,677 --> 00:38:25,886
‫استرونا واسه چی...

475
00:38:25,970 --> 00:38:29,015
‫گفته بود پدرت آبروی خاندانتون رو برده؟

476
00:38:29,098 --> 00:38:30,641
‫پدرم حاکم بود.

477
00:38:30,725 --> 00:38:33,185
‫همسن تو که بودم، بیست و چهارتا
‫از کشتی‌های پادشاه رو برداشت...

478
00:38:33,269 --> 00:38:34,895
‫که به مقاصد جاه‌طلبانه خودش برسه.

479
00:38:35,730 --> 00:38:37,815
‫به خاطر همین کارش،
‫زمین‌هاش، ثروتش...

480
00:38:37,898 --> 00:38:41,610
‫و مقامش رو ازش گرفتن
‫و براش حبس ابد بریدن.

481
00:38:42,862 --> 00:38:46,115
‫پس چطور شد که خودت الان
‫یکی از مطلع‌ترین مشاورین پدرمی؟

482
00:38:47,116 --> 00:38:49,702
‫آخه شکست پدرم رو
‫اصلا گردن من ننداختن.

483
00:38:50,369 --> 00:38:53,247
‫ضمنا، اشرافیان اطرافش
‫نمی‌تونن خدمات من رو ارائه بدن.

484
00:38:53,873 --> 00:38:54,915
‫چه خدماتی؟

485
00:38:56,542 --> 00:38:58,127
‫من حقیقت رو بیان می‌کنم اعلیحضرت.

486
00:39:07,762 --> 00:39:10,639
‫گوش کنین. یعنی چی؟

487
00:39:13,142 --> 00:39:14,643
‫یعنی حکمرانمون الان شمایین.

488
00:39:15,853 --> 00:39:17,813
‫درود بر پادشاه ادموند.

489
00:39:17,897 --> 00:39:22,193
‫درود بر پادشاه ادموند.
‫درود بر پادشاه ادموند.

490
00:39:22,276 --> 00:39:25,988
‫خدا یار و همراه پادشاهمون باشه.
‫خدا یار و همراه انگلستان باشه.

491
00:39:26,072 --> 00:39:29,492
‫خدا یار و همراه پادشاهمون باشه.
‫خدا یار و همراه انگلستان باشه.

492
00:39:29,575 --> 00:39:31,202
‫سختی کارمون تازه شروع شد.

493
00:39:46,884 --> 00:39:48,636
‫چرا خنجرم رو پس دادی؟

494
00:39:49,512 --> 00:39:51,389
‫واسه سفر زیارتیتون لازمتون می‌شه.

495
00:39:51,931 --> 00:39:56,018
‫می‌فرستمت اوپسالا
‫که سرنوشتت رو پیدا کنی.

496
00:39:59,855 --> 00:40:01,357
‫متوجه نمی‌شم.

497
00:40:01,440 --> 00:40:04,443
‫اوپسالا مقدس‌ترین ناحیه دنیای وایکینگ‌هاست.

498
00:40:05,152 --> 00:40:06,445
‫هرچی اونجا هست، مقدسه.

499
00:40:07,405 --> 00:40:09,281
‫هر نه سال یه بار،
‫اونجا به درگاه خدایانی...

500
00:40:09,281 --> 00:40:10,908
‫که محافظمون هستن،
‫قربانی می‌کنیم.

501
00:40:11,534 --> 00:40:14,286
‫شما هم که این همه راه اومدین،

502
00:40:14,370 --> 00:40:16,831
‫باید شخصا برین
‫اونجا و تا مسیحیان...

503
00:40:16,831 --> 00:40:19,291
‫با خاک یکسانش نکردن،
‫از نزدیک ببینینش.

504
00:40:21,252 --> 00:40:22,795
‫واقعا امکانش هست؟

505
00:40:23,421 --> 00:40:26,924
‫برخی می‌گن رگناروک یا فرجام خدایان...

506
00:40:27,007 --> 00:40:28,926
‫تا قبل از مرگ ما رخ می‌ده.

507
00:40:30,177 --> 00:40:31,345
‫خودت باور داری که رخ می‌ده؟

508
00:40:34,807 --> 00:40:36,559
‫به نظر من باید آماده باشیم.

509
00:41:11,677 --> 00:41:12,928
‫شیپور رو بزنین.

510
00:41:17,057 --> 00:41:21,854
‫[انگلستان، کنت.]

511
00:42:18,786 --> 00:42:19,787
‫وایکینگی.
