﻿1
00:00:10,719 --> 00:00:13,722
‫[اوپسالا - سوئد]

2
00:01:59,702 --> 00:02:00,829
‫اسمت چیه؟

3
00:02:03,456 --> 00:02:04,791
‫فریدیس اریکسداتر

4
00:02:07,252 --> 00:02:09,671
‫اولین باره به اوپسالا میایی؟

5
00:02:10,713 --> 00:02:11,714
‫بله

6
00:02:13,716 --> 00:02:16,886
‫جارل هاکون منو اینجا فرستاد
‫تا در مورد خدایان یاد بگیرم

7
00:02:21,724 --> 00:02:22,809
‫با من بیا

8
00:02:24,727 --> 00:02:28,398
‫اینجا، به معنای حقیقی در محضر خدایان هستی

9
00:02:28,982 --> 00:02:29,983
‫اودین

10
00:02:32,277 --> 00:02:33,278
‫ثور

11
00:02:34,195 --> 00:02:35,238
‫و فریا

12
00:02:41,703 --> 00:02:43,246
‫دلیل دیگۀ اینجا اومدنت چیه؟

13
00:02:53,590 --> 00:02:54,924
‫تا از سرنوشتم خبردار بشم

14
00:03:23,661 --> 00:03:25,580
‫بیا، برادر! بیا تمامش کنیم

15
00:03:25,663 --> 00:03:27,665
‫برو، هارلد. انتقامت رو بگیر
‫این حق مال توئه!

16
00:03:33,713 --> 00:03:34,714
‫با من بیا

17
00:03:50,104 --> 00:03:51,940
‫خدایا. ما رو نجات بده!

18
00:03:58,571 --> 00:04:01,074
‫چرا که همیشه همراه من خواهی بود، خدایا

19
00:04:09,290 --> 00:04:11,793
‫شما ملکۀ انگلستان رو پیدا کردین

20
00:04:11,876 --> 00:04:14,003
‫می‌خوام با کنوت ملاقات کنم

21
00:04:15,922 --> 00:04:17,548
‫من واست کافی نیستم؟

22
00:04:18,549 --> 00:04:19,676
‫اولاف

23
00:04:46,661 --> 00:04:48,288
‫خوش اومدی، سرورم

24
00:05:08,891 --> 00:05:10,977
‫اشراف‌زادگان انگلستان!

25
00:05:12,061 --> 00:05:15,106
‫من هارلد سیگوردسن هستم

26
00:05:17,608 --> 00:05:19,360
‫برادرم، استن

27
00:05:20,153 --> 00:05:22,613
‫از محافظان سابق پادشاه بود

28
00:05:22,697 --> 00:05:26,492
‫مردی که شغلش
‫محافظت تمام و کمال از پادشاه...

29
00:05:26,576 --> 00:05:28,411
‫و خانوادۀ اون در برابر تمامی خطرات بود

30
00:05:29,412 --> 00:05:31,789
‫و چطور پاداش این وفاداری رو دادن؟

31
00:05:33,082 --> 00:05:34,125
‫اینجوری

32
00:05:37,754 --> 00:05:43,176
‫مردان انگلستان، من اینجا نیومدم برای
‫پول یا زمین‌های شما

33
00:05:43,259 --> 00:05:47,430
‫من فقط و فقط برای یک چیز اینجا اومدم

34
00:05:48,765 --> 00:05:50,266
‫اونم سر پادشاه‌ست

35
00:05:55,104 --> 00:05:57,774
‫قبل از اینکه سر پدرت رو از گردن جدا کنم
‫مرگ این فرصت رو از من گرفت

36
00:05:57,857 --> 00:06:00,109
‫ولی سر تو هم واسم کفایت میکنه

37
00:06:00,193 --> 00:06:02,195
‫هارلد، اونو زنده می‌خوام

38
00:06:10,703 --> 00:06:13,414
‫نه، تو بهم قول دادی

39
00:06:13,498 --> 00:06:15,166
‫نظرم عوض شد

40
00:06:15,249 --> 00:06:16,709
‫می‌خوای بگی بهم دروغ گفتی

41
00:06:16,793 --> 00:06:19,879
‫یه ارتش از اونطرف دریا با خودم آوردم
‫برای این لحظه

42
00:06:19,962 --> 00:06:21,589
‫الان نمی‌تونی این فرصت رو ازم بگیری

43
00:06:21,672 --> 00:06:24,175
‫می‌تونم و اینکارو می‌کنم

44
00:06:32,642 --> 00:06:34,352
‫اگر ضربه‌ای با اون شمشیر بزنی...

45
00:06:35,395 --> 00:06:37,939
‫سر خودت هم در کنار سر اون به زمین میافته

46
00:06:50,576 --> 00:06:51,911
‫اوضاع عوض میشه

47
00:06:51,994 --> 00:06:53,913
‫ما هم باید با اونا عوض بشیم

48
00:06:54,622 --> 00:06:57,917
‫باید انتقام رو فدای قدرت کنی

49
00:07:23,943 --> 00:07:26,571
‫شاهزاده هارلد. من همونی هستم
‫که روز برایس مقدس شما رو نجات دادم

50
00:07:49,635 --> 00:07:51,429
‫لیو، حالت خوبه؟

51
00:07:51,512 --> 00:07:54,640
‫ها؟ بقیه چی شدن؟

52
00:07:59,353 --> 00:08:03,649
‫اونا رو از آب بیرون کشیدم
‫ولی نتونستم بیشتر از این بیارمشون

53
00:08:07,612 --> 00:08:08,613
‫خوبی؟

54
00:08:09,405 --> 00:08:10,865
‫هی

55
00:08:15,453 --> 00:08:17,580
‫نه، نه، نه

56
00:08:17,663 --> 00:08:19,790
‫نه، نه بیا بریم

57
00:08:23,753 --> 00:08:25,630
‫با تیر دو شاخه بهش شلیک کردن

58
00:08:25,713 --> 00:08:29,008
‫اگه از بدنش خارجش کنی
‫بلافاصله می‌میره

59
00:08:29,091 --> 00:08:32,011
‫اگر هم تیر توی بدنش بمونه،
‫عفونت می‌کنه و به آرامی می‌میره

60
00:08:32,678 --> 00:08:34,180
‫اگر از اون طرف بدنش درش بیارم چی؟

61
00:08:36,474 --> 00:08:37,975
‫خیلی ضعیفه که بتونه تحمل کنه

62
00:08:41,896 --> 00:08:44,148
‫همینکار رو بکن

63
00:08:45,733 --> 00:08:47,860
‫اونقدر قوی نیستی
‫اینکار تو رو میکشه

64
00:08:49,237 --> 00:08:51,739
‫بذار خودم تصمیم بگیرم

65
00:08:52,448 --> 00:08:54,408
‫نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم، لیو

66
00:08:54,492 --> 00:08:55,618
‫از دست نمیدی

67
00:09:09,507 --> 00:09:10,716
‫- یواش
‫- امم

68
00:09:12,176 --> 00:09:13,719
‫آروم، آروم، آروم

69
00:09:19,225 --> 00:09:20,768
‫خب

70
00:09:25,189 --> 00:09:26,941
‫آروم

71
00:09:39,412 --> 00:09:40,913
‫آروم

72
00:09:58,306 --> 00:09:59,307
‫دست‌بندش رو باز کن

73
00:10:14,155 --> 00:10:15,239
‫تبریک میگم

74
00:10:16,699 --> 00:10:17,742
‫مسخره‌م می‌کنی

75
00:10:17,825 --> 00:10:20,119
‫نه اصلا. تحسینت می‌کنم

76
00:10:22,121 --> 00:10:26,542
‫تو جنگجویی بی‌نظیر
‫و نقشه‌پرداز جنگیِ ماهری هستی

77
00:10:30,838 --> 00:10:33,174
‫شبیخونی توی مارشیس زدید...

78
00:10:35,593 --> 00:10:37,011
‫چه جوری این ایده به ذهنت رسید؟

79
00:10:37,762 --> 00:10:39,388
‫مشخص بود شما به اونجا حمله می‌کنید

80
00:10:41,807 --> 00:10:42,808
‫که اینطور

81
00:10:44,685 --> 00:10:47,313
‫و بکار بردن «دندان اژدها» توی رودخانه؟

82
00:10:48,064 --> 00:10:50,608
‫تا از امواج هم به عنوان سلاح استفاده کنید

83
00:10:52,276 --> 00:10:53,277
‫زیرکانه‌ست

84
00:10:54,820 --> 00:10:55,821
‫ممنون

85
00:10:56,197 --> 00:10:59,867
‫ولی بهترین کارت
‫فرستادن ارتش مرسیا به پشت سربازهای ما بود

86
00:11:00,660 --> 00:11:01,661
‫در حقیقت،

87
00:11:03,496 --> 00:11:05,206
‫اگر دست به حمله میزدن

88
00:11:07,583 --> 00:11:09,168
‫شاید ما رو نابود می‌کردی

89
00:11:09,251 --> 00:11:10,419
‫دقیقا

90
00:11:31,649 --> 00:11:35,444
‫منو بازی نده

91
00:11:37,947 --> 00:11:38,948
‫بچه جون

92
00:11:39,990 --> 00:11:42,201
‫هیچکدوم از اونا نقشۀ تو نبود

93
00:11:44,036 --> 00:11:46,163
‫زنی که روی دیوار قلعه بود کی بود؟

94
00:11:46,247 --> 00:11:47,581
‫اِما اهل نورماندی

95
00:11:50,167 --> 00:11:51,168
‫بیوۀ پدرم

96
00:11:52,211 --> 00:11:53,337
‫الان کجاست؟

97
00:11:53,421 --> 00:11:54,672
‫اصلا نمی‌دونم

98
00:12:07,351 --> 00:12:08,728
‫راحتی؟

99
00:12:16,068 --> 00:12:19,280
‫وقتی مشاور همسرت بودم
‫اینجا اتاق من بود

100
00:12:23,200 --> 00:12:25,327
‫کوچیکه اما دنجه

101
00:12:26,746 --> 00:12:29,665
‫اولاف، از من چی می‌خوای؟

102
00:12:29,749 --> 00:12:31,375
‫شوهرت بود که ایدۀ آوردن مسیحیت...

103
00:12:31,459 --> 00:12:33,836
‫به شمال رو توی سرم انداخت

104
00:12:35,379 --> 00:12:37,798
‫این چالش بزرگ زندگیِ منه

105
00:12:37,882 --> 00:12:39,759
‫فکر می‌کنی ساده‌ست؟

106
00:12:40,760 --> 00:12:44,764
‫که ایدۀ چند صد سالۀ خدایان و افسانه‌هاشون رو
‫در ذهن مردم از بین ببریم؟

107
00:12:50,811 --> 00:12:54,398
‫شجاعت و پشتکار نیاز داره

108
00:12:56,108 --> 00:12:57,193
‫- و...
‫- طلا

109
00:13:00,654 --> 00:13:02,406
‫پس می‌دونی چی می‌خوام

110
00:13:04,033 --> 00:13:05,409
‫گنجینۀ شوهرت

111
00:13:05,493 --> 00:13:06,702
‫اون یه افسانه‌ست

112
00:13:06,786 --> 00:13:08,704
‫نه، من دیدمش

113
00:13:09,830 --> 00:13:12,708
‫یاقوت و زمردهایی به اندازۀ گردو

114
00:13:13,501 --> 00:13:17,630
‫شمش‌های طلا به اون سنگینی
‫که یه نفر به تنهایی نمیتونه بلندشون کنه

115
00:13:17,713 --> 00:13:22,384
‫کپه‌های سکه‌های نقره به ارتفاعی
‫که میشه در اون شنا کرد

116
00:13:24,053 --> 00:13:26,972
‫اگر شوهرم، اونطور که میگی
‫گنجی قایم کرده بود

117
00:13:27,056 --> 00:13:29,183
‫در مورد مکانش چیزی به من نگفته

118
00:13:31,393 --> 00:13:34,188
‫فکر می‌کنم دروغ میگی

119
00:13:37,900 --> 00:13:41,654
‫اِما، از آخرین باری که دیدمت
‫خیلی تغییر کردی

120
00:13:41,737 --> 00:13:46,325
‫از یه دختر اهل نورمندی
‫که نه حقوقی داشت و نه زمینی...

121
00:13:46,408 --> 00:13:49,620
‫فقط قسمتی از داراییِ پدرش بود
‫تبدیل شدی به این

122
00:13:51,455 --> 00:13:53,791
‫ملکۀ انگلستان

123
00:13:55,417 --> 00:13:56,794
‫اینکار مهارت می‌خواد

124
00:13:59,255 --> 00:14:01,465
‫خیلی حیف میشه
‫که دوباره به نورمندی برگردی

125
00:14:01,549 --> 00:14:04,009
‫جایی که دوباره تبدیل به
‫قسمتی از مایملک کسی میشی

126
00:14:04,593 --> 00:14:06,637
‫این یه تهدیده؟

127
00:14:06,720 --> 00:14:07,721
‫نه

128
00:14:08,639 --> 00:14:09,640
‫این تهدیده

129
00:14:10,307 --> 00:14:11,433
‫هالبیورن

130
00:14:15,354 --> 00:14:16,939
‫- ماما!
‫- مامان!

131
00:14:20,651 --> 00:14:23,320
‫ماموریت من قربانی لازم داره

132
00:14:28,450 --> 00:14:33,998
‫اگه اینکارو بکنی
‫دیگه هیچ دلیلی برای همکاریِ من باقی نمی‌ذاری

133
00:14:41,255 --> 00:14:43,048
‫اجازه میدم بهش فکر کنی

134
00:14:50,222 --> 00:14:51,557
‫زیاد بهش فکر نکن

135
00:14:52,349 --> 00:14:54,935
‫اگر بدون کمک تو گنج رو پیدا کنم

136
00:14:55,019 --> 00:14:58,397
‫دیگه به تو یا اونا نیازی ندارم

137
00:16:05,214 --> 00:16:06,215
‫فریدیس

138
00:16:09,218 --> 00:16:13,097
‫- فریدیس! فریدیس! خواهش می‌کنم
‫- فریدیس!

139
00:16:13,180 --> 00:16:15,766
‫- نرو
‫- فریدیس!

140
00:16:15,849 --> 00:16:17,559
‫- فریدیس!
‫- برگرد!

141
00:16:17,643 --> 00:16:19,019
‫کمکمون کن!

142
00:16:21,814 --> 00:16:22,898
‫فریدیس!

143
00:17:13,824 --> 00:17:14,825
‫پادشاه کنوت

144
00:17:35,262 --> 00:17:38,057
‫الان، با من تنها بودن
‫در یه اتاق، کار عاقلانه‌ای نیست

145
00:17:38,140 --> 00:17:39,224
‫می‌دونم عصبانی هستی

146
00:17:39,308 --> 00:17:43,187
‫عصبانی؟ من عصبانی نیستم
‫خون جلوی چشمام رو گرفته

147
00:17:43,270 --> 00:17:47,524
‫شاید اینطور باشه، ولی متاسفانه
‫این خطریه که باید به جون بخرم

148
00:17:48,817 --> 00:17:49,985
‫به کمکت نیاز دارم

149
00:17:50,569 --> 00:17:51,570
‫کمک من؟

150
00:17:52,571 --> 00:17:55,574
‫باید قبل از اینکه دربارۀ ادموند
‫بهم دروغ بگی، بهش فکر می‌کردی

151
00:17:55,657 --> 00:17:58,285
‫تو از اول دست راست من بود

152
00:17:59,578 --> 00:18:00,579
‫هنوزم بهت نیاز دارم

153
00:18:00,621 --> 00:18:05,751
‫هیچی نمیتونی الان بگی
‫که باعث بشه بهت کمک کنم

154
00:18:09,713 --> 00:18:11,882
‫اگر بگم می‌تونم تو رو پادشاه نروژ کنم چی؟

155
00:18:16,678 --> 00:18:18,013
‫برای اینکار نیازی به کمک تو ندارم

156
00:18:21,058 --> 00:18:23,143
‫من و برادرم باهم توافق کردیم

157
00:18:23,977 --> 00:18:26,063
‫وقتی بمیره، تاج و تخت به من میرسه

158
00:18:27,856 --> 00:18:29,233
‫یا به پسرش میرسه

159
00:18:35,864 --> 00:18:36,865
‫آه

160
00:18:39,868 --> 00:18:44,039
‫می‌بینم اونقدر که فکر می‌کنی
‫به اولاف نزدیک نیستی

161
00:18:50,003 --> 00:18:51,713
‫اسم پسرش مگنوسه

162
00:18:52,464 --> 00:18:54,633
‫دوازده سالشه و در سلامت کامله

163
00:18:54,716 --> 00:18:58,804
‫و از اونجایی که برادرت تصمیم گرفته
‫در موردش چیزی به تو نگه

164
00:18:58,887 --> 00:19:00,305
‫خیلی احمقی که فکر کنی...

165
00:19:00,389 --> 00:19:05,144
‫تاج و تخت نروژ رو برای پسرش نمی‌خواد

166
00:19:10,649 --> 00:19:13,443
‫تو شانس رسیدن خانوادۀ من
‫به عدالت رو گرفتی

167
00:19:15,571 --> 00:19:17,531
‫حالا هم می‌خوای بینمون تفرقه بندازی

168
00:19:24,246 --> 00:19:26,331
‫اولاف همین الانم داره اینکارو میکنه

169
00:19:30,377 --> 00:19:31,962
‫چرا منتظر بمونی تا نوبتت برسه...

170
00:19:34,173 --> 00:19:36,341
‫اونم زمانی که من می‌تونم سرنوشتت رو تضمین کنم؟

171
00:19:46,310 --> 00:19:47,895
‫دنبال چی هستی؟

172
00:20:04,870 --> 00:20:05,913
‫چرا منو نجات دادی؟

173
00:20:07,289 --> 00:20:09,041
‫کم کم داره برای خودمم سوال میشه

174
00:20:19,009 --> 00:20:20,886
‫سربازهای پادشاه
‫توی لنگرگاه جلوی منو گرفتن

175
00:20:22,054 --> 00:20:23,263
‫و می‌دونستن من کی‌ام

176
00:20:24,640 --> 00:20:27,976
‫با اینحال تو وساطت کردی
‫و اجازه دادی به لندن فرار کنم

177
00:20:28,936 --> 00:20:32,522
‫با اینکه کاملا می‌دونستی وقتی
‫بفهمم چه اتفاقی افتاده...

178
00:20:33,232 --> 00:20:35,901
‫برای انتقام اون قتل عام
‫با یه ارتش برمی‌گردم

179
00:20:38,237 --> 00:20:39,238
‫چرا؟

180
00:20:40,781 --> 00:20:42,991
‫تو رو نجات دادم
‫چون نمی‌تونستم انگلستان رو نجات بدم

181
00:20:44,868 --> 00:20:46,453
‫خونه‌ای که از بنیاد خراب باشه
‫قابل تعمیر نیست

182
00:20:46,536 --> 00:20:48,830
‫باید کاملا تخریب بشه
‫تا بشه خونۀ بهتری به جاش ساخت

183
00:20:49,915 --> 00:20:51,166
‫بذار حدس بزنم...

184
00:20:52,125 --> 00:20:55,212
‫در این خونۀ بهتری که میگی...
‫جایی برای تو هم هست؟

185
00:20:55,295 --> 00:20:59,132
‫شاهزاده هارلد، من یه بازمانده‌م
‫همیشه جایی پیدا می‌کنم

186
00:21:02,094 --> 00:21:04,096
‫کنوت دنبال ملکه اِما می‌گرده

187
00:21:05,097 --> 00:21:06,682
‫نتونستن پیداش کنن

188
00:21:07,599 --> 00:21:09,601
‫اونم یه بازماندۀست

189
00:21:10,352 --> 00:21:12,062
‫احتمالا داره از طلاهاش محافظت میکنه

190
00:21:12,729 --> 00:21:13,730
‫طلاهاش؟

191
00:21:14,231 --> 00:21:17,025
‫ملکه یکی از ثروتمندترین زنان اروپاست.
‫مطمئنا اینو می‌دونستی

192
00:21:17,109 --> 00:21:18,110
‫نه

193
00:21:20,737 --> 00:21:22,781
‫ولی یکی رو می‌شناسم که می‌دونه

194
00:21:25,617 --> 00:21:26,702
‫صبر کن

195
00:21:28,161 --> 00:21:29,246
‫من جونت رو نجات دادم

196
00:21:31,248 --> 00:21:32,457
‫و منم از گرفتن جونت صرف نظر کردم

197
00:21:55,105 --> 00:21:56,523
‫منو پیدا کردی

198
00:21:59,443 --> 00:22:00,444
‫تو کی هستی؟

199
00:22:01,862 --> 00:22:06,033
‫من گذشته، حال و آینده‌م

200
00:22:06,116 --> 00:22:08,744
‫دلیل اینجا بودن تو هستم

201
00:22:09,369 --> 00:22:10,579
‫آخرین فرد؟

202
00:22:10,662 --> 00:22:15,167
‫باید بشینی، چون بزودی خسته میشی

203
00:22:17,961 --> 00:22:20,047
‫در راه سفرت چی دیدی؟

204
00:22:22,007 --> 00:22:24,009
‫چیزهای زیبایی دیدم

205
00:22:26,261 --> 00:22:27,846
‫چیز دیگه‌ای هم دیدی

206
00:22:29,014 --> 00:22:30,682
‫جنگ بزرگی بود

207
00:22:31,808 --> 00:22:33,894
‫همه جا آتش و مرگ بود

208
00:22:34,686 --> 00:22:36,813
‫و اونا ازت خواستن بهشون کمک کنی

209
00:22:37,898 --> 00:22:38,815
‫بله

210
00:22:38,899 --> 00:22:40,734
‫و تو چطوری جواب دادی؟

211
00:22:40,817 --> 00:22:42,027
‫من نمی‌دونستم چی می‌خوام

212
00:22:42,069 --> 00:22:44,696
‫سوال من این نبود. تو چکار کردی؟

213
00:22:47,240 --> 00:22:48,784
‫- فرار کردم
‫- چرا؟

214
00:22:48,867 --> 00:22:50,952
‫- نمی‌دونم چرا؟
‫- از جواب دادن طفره میری

215
00:22:51,036 --> 00:22:52,037
‫نمی‌دونم

216
00:22:52,079 --> 00:22:54,956
‫می‌دونی. داری بهم دروغ میگی
‫همونطوری که به خودت دروغ میگی

217
00:22:55,916 --> 00:22:58,168
‫فکر می‌کنی ما با دانا و با بصیرت
‫به دنیا میاییم؟

218
00:22:58,251 --> 00:23:01,004
‫ما ابزاری که نیاز داریم می‌سازیم

219
00:23:06,843 --> 00:23:11,139
‫از اینجا هیچ راه برگشتی نیست
‫تنها به پیش میشه رفت

220
00:23:12,015 --> 00:23:17,938
‫و صدای شیون‌هایی که شنیدی
‫بلندتر خواهد شد. تا جایی که...

221
00:23:25,904 --> 00:23:28,240
‫دیگه دنبال من نیا

222
00:23:33,995 --> 00:23:36,498
‫صبر کن، کجایی؟

223
00:24:04,693 --> 00:24:05,694
‫پادشاه کنوت

224
00:24:08,655 --> 00:24:11,825
‫من ادریک استرونا هستم.
‫حاکم مرسیا

225
00:24:12,576 --> 00:24:14,286
‫خوش اومدی. ادریک استرونا

226
00:24:15,162 --> 00:24:16,705
‫پرچم‌هاتون رو شناختم

227
00:24:17,539 --> 00:24:19,416
‫جان سربازان من
‫در دست شما بود

228
00:24:20,333 --> 00:24:21,626
‫و جانشون رو بهشون بخشیدی

229
00:24:23,128 --> 00:24:25,380
‫بابت تصمیمت ازت ممنونم

230
00:24:27,007 --> 00:24:28,508
‫ولی کنجکاوم دلیل شما رو بدونم

231
00:24:29,176 --> 00:24:32,095
‫گاهی بدون جنگ هم میشه
‫به پاداش رسید

232
00:24:37,517 --> 00:24:38,518
‫درسته

233
00:24:40,604 --> 00:24:44,357
‫خواهش می‌کنم امشب
‫مهمان ضیافت ما باشید

234
00:24:44,441 --> 00:24:48,737
‫و شاید بتونیم در مورد پاداشی در خور شما
‫صحبت کنیم

235
00:25:02,375 --> 00:25:05,086
‫ملکه اِما. من هارلد سیگاردسون هستم

236
00:25:05,795 --> 00:25:07,130
‫چطور منو پیدا کردی؟

237
00:25:07,797 --> 00:25:10,884
‫دوست دارم بگم کار سختی بود
‫ولی من برادر کوچکتر اولاف هستم

238
00:25:11,718 --> 00:25:13,595
‫وقتی برای دید و بازدید میومدم
‫توی این اتاق می‌خوابیدم

239
00:25:13,678 --> 00:25:16,306
‫اون موقع به نظرم دلگیر بود
‫و الان بیشتر از قبل دلگیره

240
00:25:17,557 --> 00:25:18,725
‫باید بریم

241
00:26:45,270 --> 00:26:46,354
‫خداحافظ دوستان من

242
00:26:48,648 --> 00:26:50,108
‫راه زیادی رو بخاطر من اومدید

243
00:26:53,320 --> 00:26:55,238
‫امیدوارم در آغوش «رَن» به آرامش برسید
‫[خدای دریاها]

244
00:26:56,197 --> 00:26:58,783
‫و به ارواح کسانی که دوسشون
‫داشتید ملحق بشید

245
00:27:05,206 --> 00:27:06,207
‫دلم واستون تنگ میشه

246
00:27:19,471 --> 00:27:21,556
‫لیف اریکسون؟ باید با ما بیای

247
00:27:22,766 --> 00:27:24,351
‫برو پی کارت. دستم بنده

248
00:27:26,186 --> 00:27:27,437
‫درخواست نبود

249
00:28:06,559 --> 00:28:08,561
‫دوستان!

250
00:28:10,230 --> 00:28:12,148
‫پیروزیِ بزرگی کسب کردیم

251
00:28:15,694 --> 00:28:16,695
‫و شماها...

252
00:28:17,362 --> 00:28:21,574
‫که در این ماموریت مقدس
‫صادقانه منو حمایت کردید

253
00:28:23,284 --> 00:28:24,661
‫دستمزد شما مهیا شده

254
00:28:30,166 --> 00:28:31,501
‫آره!

255
00:28:50,478 --> 00:28:53,857
‫اما اجازه بدید در این پیروزی
‫بخیل نباشیم

256
00:28:53,940 --> 00:28:57,694
‫پادشاه جوان ادموند
‫حق داشت تا از شرافت پدرش دفاع کنه

257
00:28:58,403 --> 00:29:00,238
‫و دلیرانه اینکار رو کرد

258
00:29:01,114 --> 00:29:03,032
‫بیایید بخاطر رشادتش جام‌ها رو بالا ببریم

259
00:29:09,330 --> 00:29:13,460
‫از اون مهمتر، اجازه بدید کسی که
‫نقشۀ حمله‌ش تقریبا...

260
00:29:14,461 --> 00:29:16,755
‫باعث شکستمون شد
‫بشناسیم

261
00:29:26,473 --> 00:29:28,808
‫ملکه اِما از نورماندی

262
00:29:39,235 --> 00:29:40,236
‫ممنون

263
00:29:45,867 --> 00:29:48,953
‫قبل از این‌که جنگ فرمانده‌های جنگی
‫...خودم رو با این غنایم، مفتخر کنم

264
00:29:51,414 --> 00:29:54,751
‫بدهی‌هایی هست که باید پرداخته بشن

265
00:29:55,418 --> 00:29:58,296
‫...از شما می‌پرسم، به مردی که برادری رو

266
00:29:58,379 --> 00:30:01,758
‫بالاتر از اطاعت از یک پادشاه
‫قرار میده، چی می‌گید؟

267
00:30:07,013 --> 00:30:10,308
‫ما بهش میگیم گرین‌لندی

268
00:30:11,684 --> 00:30:15,730
‫این مردی هست که رویای
‫پایین‌کشیدن پُل لندن رو در سر داشت

269
00:30:15,814 --> 00:30:16,981
‫!و انجامش هم داد

270
00:30:21,986 --> 00:30:24,489
‫!گرین‌لندی -
‫!گرین‌لندی -

271
00:30:26,449 --> 00:30:27,909
‫لیف اریکسون

272
00:30:32,705 --> 00:30:36,376
‫بدهی خواهرت به طور کامل پرداخت شد

273
00:30:37,126 --> 00:30:38,962
‫دیگه چه چیز دیگه‌ای از من می‌خوای؟

274
00:30:39,045 --> 00:30:41,714
‫کدوم زمین‌ها؟ چه غنایم جنگی؟

275
00:30:44,717 --> 00:30:45,969
‫من چیزی که به خاطرش
‫اومده بودم رو گرفتم

276
00:30:48,555 --> 00:30:50,223
‫بله، درسته

277
00:30:51,474 --> 00:30:52,475
‫و بیش‌تر

278
00:30:54,769 --> 00:30:59,482
‫باشد که اسم اون، هیچ‌وقت
‫...در میان مردم ما فراموش نشه

279
00:31:03,444 --> 00:31:07,866
‫و دوباره فکر کردن در موردش
‫به عنوان پسر یک‌نفر دیگه

280
00:31:22,881 --> 00:31:24,883
‫افتخار چی حسی داره، برادر؟

281
00:31:25,758 --> 00:31:26,759
‫مثل طلا

282
00:31:27,218 --> 00:31:29,762
‫نه، بهتر

283
00:31:30,680 --> 00:31:32,432
‫و هارلد سیگوردسن

284
00:31:33,016 --> 00:31:38,229
‫هم‌رزم شجاع‌ لیف که پیروزی رو
‫برای من به ارمغان آورد

285
00:31:40,607 --> 00:31:43,860
‫قدردانی من بیش‌تر از طلا ارزش داره

286
00:31:44,903 --> 00:31:46,237
‫!بیش‌تر از طلا

287
00:31:47,113 --> 00:31:48,740
‫همه‌تون این رو شنیدید؟

288
00:31:52,327 --> 00:31:53,870
‫و من بهش بسنده می‌کنم

289
00:31:58,625 --> 00:31:59,876
‫...و بدهی دیگه

290
00:32:00,585 --> 00:32:05,798
‫،مهمان محترم ما از شمال
‫...بزرگ مرسیا، ادریک استرونا

291
00:32:06,424 --> 00:32:10,678
‫که همیشه قدردانی من رو بابت
‫عقب‌نگه‌داشتن ارتش خودش به همراه داره

292
00:32:10,762 --> 00:32:15,808
‫هر چند، فکر می‌کنم که چیزی
‫بیش از قدردانی رو ترجیح میده

293
00:32:17,060 --> 00:32:18,394
‫می‌بینی؟ حق با من‌ـه

294
00:32:19,771 --> 00:32:21,606
‫صحبت کن، ادریک استرونا

295
00:32:23,775 --> 00:32:25,443
‫ممنون، شاه کنوت

296
00:32:27,195 --> 00:32:29,447
‫چیزی که درخواست می‌کنم
‫همین‌طور یک هدیه برای شماست

297
00:32:30,323 --> 00:32:32,700
‫وقتی شما و جنگجویان بزرگ‌تون
‫...به اسکاندیناوی برگردید

298
00:32:32,784 --> 00:32:36,120
‫به یک متحد در این سرزمین نیاز دارید
‫که بتونید روی حمایت اون، تکیه کنید

299
00:32:37,622 --> 00:32:39,248
‫یه فرمانروا که بتونید روی اون حساب کنید

300
00:32:40,708 --> 00:32:44,337
‫داری خودت رو برای این جایگاه
‫پیشنهاد میدی، ادریک استرونا؟

301
00:32:44,420 --> 00:32:45,421
‫بله

302
00:32:46,965 --> 00:32:49,884
‫بهتره که یک دوست قوی
‫...پشت خودتون داشته باشید

303
00:32:49,968 --> 00:32:52,053
‫تا یک پسر عجول

304
00:32:54,430 --> 00:32:55,431
‫هوم

305
00:32:58,893 --> 00:33:01,646
‫این... این یه هدیه‌ست

306
00:33:02,230 --> 00:33:06,234
‫خوبه به حرف مردی گوش بدی
‫...که اندیشه‌ی خودش رو می‌دونه

307
00:33:07,193 --> 00:33:09,028
‫و جرئت این رو داره که در موردش صحبت کنه

308
00:33:11,572 --> 00:33:16,285
‫و، اولاف، شجاع‌ترین شجاعان

309
00:33:17,412 --> 00:33:20,540
‫،که کشتی‌های قدرتمند اون
‫...بر خلاف جریان‌ها حرکت کردند

310
00:33:20,623 --> 00:33:23,126
‫و اون پُل عظیم رو پایین کشیدند

311
00:33:25,795 --> 00:33:27,296
‫یه بار هم شده لبخند بزن

312
00:33:29,882 --> 00:33:33,886
‫ما اختلاف‌نظرهای خودمون رو داریم
‫...ولی امشب برادران پیروز هستیم

313
00:33:33,970 --> 00:33:37,640
‫...و... هیچ هدیه‌ای برای چنین برادر

314
00:33:37,724 --> 00:33:40,643
‫و دوستی، خیلی بزرگ نیست

315
00:33:45,815 --> 00:33:51,779
‫می‌بینید، این ضیافت در مورد نزاع‌های قدیمی
‫نیست، بلکه برای شروع‌های جدید هست

316
00:33:52,739 --> 00:33:57,702
‫ولی شروع‌های جدید با وجود
‫یک خائن در میان ما، امکان‌پذیر نیست

317
00:34:16,345 --> 00:34:18,681
‫...شخصی که همراه خودش

318
00:34:19,974 --> 00:34:24,645
‫بوی تعفن خیانت و تهدید رو میاره

319
00:34:25,813 --> 00:34:28,566
‫...اینجا، در همین اتاق

320
00:34:29,942 --> 00:34:33,780
‫...که اتلرد در مقابل اتحاد وایکینگ‌ها قرار گرفت

321
00:34:33,863 --> 00:34:39,535
‫یک‌بار دیگه، یک پیمان‌شکن در بین ما وجود داره

322
00:34:41,913 --> 00:34:46,292
‫می‌تونم بوی جاه‌طلبی اون‌ها رو حس بکشم

323
00:34:46,375 --> 00:34:48,127
‫...می‌تونم بوی خیانت رو

324
00:34:50,296 --> 00:34:52,090
‫حس کنم

325
00:34:55,051 --> 00:34:57,678
‫...می‌تونم طمع اون‌ها رو

326
00:34:58,596 --> 00:35:02,558
‫حس کنم

327
00:35:04,560 --> 00:35:07,230
‫!دست نگه دارید! دست نگه دارید
‫!افراد من شما رو به خاطر این‌کار می‌کُشن

328
00:35:07,313 --> 00:35:10,566
‫افراد تو مُرده‌ان
‫و ارتش تو محاصره شده

329
00:35:11,234 --> 00:35:13,194
‫چرا؟ چرا داری این‌کار رو می‌کنی؟

330
00:35:13,778 --> 00:35:19,033
‫...چون این منم، ادریک استرونا

331
00:35:19,659 --> 00:35:21,202
‫...نه تو

332
00:35:21,285 --> 00:35:25,248
‫!که قراره پادشاه بعدی انگلستان باشم

333
00:35:44,892 --> 00:35:51,023
‫گفتی قصد طلب تاج‌وتخت انگلستان رو داری؟

334
00:35:51,107 --> 00:35:52,108
‫بله

335
00:35:52,650 --> 00:35:55,319
‫و مشترکاً با شاه ادموند، فرمانروایی خواهم کرد

336
00:35:57,321 --> 00:35:58,531
‫مشکلی هست؟

337
00:35:59,657 --> 00:36:00,658
‫بله

338
00:36:10,501 --> 00:36:14,672
‫همین‌الان یورش به انگلستان رو سخت‌تر کردی

339
00:36:25,933 --> 00:36:27,185
‫!حالا جشن می‌گیریم

340
00:36:40,364 --> 00:36:42,909
‫دقیقاً فکر می‌کنی این توافق چه‌طور ممکنه؟

341
00:36:42,992 --> 00:36:44,827
‫تو حمایت اشراف‌زاده‌ها رو داری

342
00:36:45,411 --> 00:36:49,707
‫که برای من مهم هست
‫و وظیفه‌ی توئه که مدیریتش کنی

343
00:36:49,790 --> 00:36:53,252
‫تا زمانی که درست انجامش بدی
‫خوب با هم کنار میایم

344
00:36:56,797 --> 00:36:58,716
‫آروم باش، ادموند

345
00:37:00,051 --> 00:37:01,886
‫...اگه شکی در مورد تو داشتم

346
00:37:02,720 --> 00:37:05,932
‫دو کُنده‌ی درخت می‌آوردم

347
00:37:06,849 --> 00:37:08,059
‫از دست تو عصبانی‌ام

348
00:37:09,977 --> 00:37:11,729
‫و چرا، برادر؟

349
00:37:11,812 --> 00:37:13,231
‫خودت می‌دونی چرا

350
00:37:16,859 --> 00:37:22,573
‫و هنوز هم نمی‌خوای خودت رو به زحمت بندازی
‫که بهم بگی من عموی پادشاه بعدی نوروژ هستم

351
00:37:26,285 --> 00:37:29,497
‫پسرم هیچ‌چیز رو بین ما عوض نمی‌کنه

352
00:37:29,580 --> 00:37:31,499
‫مردی داره این رو بهم میگه که بهم دروغ گفت

353
00:37:36,754 --> 00:37:38,172
‫تو زن باهوشی هستی

354
00:37:38,923 --> 00:37:40,591
‫و تو مرد بی‌رحمی هستی

355
00:37:41,217 --> 00:37:42,385
‫منظورت استروناست؟

356
00:37:43,552 --> 00:37:46,430
‫نه. من مرد عمل‌گرایی‌ام

357
00:37:47,348 --> 00:37:50,476
‫نمی‌تونستم با وجود همچین
‫مرد خائنی پشت سرم، آسوده باشم

358
00:37:51,060 --> 00:37:52,395
‫و تو هم نمی‌تونستی

359
00:37:52,478 --> 00:37:54,313
‫من نگران اون نبودم

360
00:37:55,982 --> 00:37:57,233
‫نگران من هستی؟

361
00:38:02,280 --> 00:38:03,322
‫آره

362
00:38:03,906 --> 00:38:05,700
‫نگران بچه‌هام هستم

363
00:38:06,826 --> 00:38:10,663
‫اون‌ها رو از من گرفته‌ان
‫و ترس جون اون‌ها رو دارم

364
00:38:16,377 --> 00:38:18,963
‫باز هم برای ملکه نوشیدنی بیار -
‫بله، کنوت -

365
00:38:20,298 --> 00:38:21,299
‫بهم بگو

366
00:38:22,591 --> 00:38:23,592
‫نمی‌تونم

367
00:38:25,052 --> 00:38:26,762
‫کسی که اون‌ها رو اسیر کرده روی همین میزه

368
00:38:27,555 --> 00:38:30,766
‫و اگه خبردار بشه که از تو طلب کمک کردم
‫بی‌درنگ اون‌ها رو به قتل می‌رسونه

369
00:38:32,393 --> 00:38:33,561
‫اون‌ها رو برات پیدا می‌کنم

370
00:38:42,486 --> 00:38:45,239
‫بلند شو. یه درخواست فوری دارم

371
00:38:45,323 --> 00:38:46,991
‫پس برو از کسی بخواه که براش مهم باشه

372
00:38:48,200 --> 00:38:49,910
‫باید بچه‌های اِما رو پیدا کنم

373
00:38:50,494 --> 00:38:54,540
‫،خب، همون‌طور که داری می‌بینی
‫اون‌ها پیش من نیستن

374
00:38:54,623 --> 00:38:55,916
‫می‌دونم پیش اولاف هستن

375
00:38:56,709 --> 00:38:58,377
‫...باید سریع پیدا بشن

376
00:38:58,461 --> 00:39:00,755
‫و تو یکی از معدود مردانی هستی
‫که قابلیت این کار رو داری

377
00:39:07,386 --> 00:39:11,432
‫اگه یک جا توی خونه‌ی جدیدی که داری
‫می‌سازی رو بهت قول بدم، چی؟

378
00:39:12,224 --> 00:39:14,727
‫قبلاً بهم نشون دادی که
‫قول‌هات چه‌قدر بی‌ارزش هستن

379
00:39:15,686 --> 00:39:17,188
‫یکی دیگه رو پیدا کن تا بهت کمک کنه

380
00:39:38,667 --> 00:39:40,336
‫یه قول از جانب من چی؟

381
00:39:42,588 --> 00:39:45,508
‫اون‌ها دیدن که تبر خودت رو بلند کردی و فرار کردن

382
00:39:45,591 --> 00:39:47,927
‫!اسلحه‌هاشون رو انداختن و فرار کردن

383
00:39:48,010 --> 00:39:52,807
‫،چه‌طور می‌تونی از شاه محافظت کنی
‫!وقتی با گریه و زاری از دست یوثرا در میری

384
00:39:54,475 --> 00:39:55,476
‫چه‌طور؟

385
00:40:24,296 --> 00:40:26,590
‫اولاف من رو فرستاد تا مراسم
‫عشای ربانی برای بچه‌ها اجرا کنم

386
00:40:27,967 --> 00:40:28,968
‫ببخشید، پدر روحانی

387
00:40:29,552 --> 00:40:31,137
‫نیازی به عذرخواهی نیست

388
00:40:33,139 --> 00:40:37,017
‫پسرها، چشم‌هاتون رو ببندید
‫و با صدای بلند دعا کنید

389
00:40:42,648 --> 00:40:44,567
‫امروز مراسم عشای ربانی داشتید؟

390
00:40:44,650 --> 00:40:45,776
‫نه

391
00:40:45,860 --> 00:40:46,402
‫زانو بزنید 

392
00:40:46,944 --> 00:40:49,363
‫بلندتر، تا خداوند بتونه صدای شما رو بشنوه

393
00:41:02,501 --> 00:41:05,379
‫.همین‌طور درسته. خوب دعا می‌کنید
‫وقت رفتن‌ـه. سریع

394
00:41:07,465 --> 00:41:08,591
‫چه بلایی سر اون‌ها اومد؟

395
00:41:09,258 --> 00:41:11,343
‫اون‌ها رفتن بهشت. بجنب

396
00:41:31,280 --> 00:41:32,281
‫اون کجاست؟

397
00:41:32,364 --> 00:41:34,950
‫بیرون. باید برای یکی دیگه جا باز می‌کردیم

398
00:41:55,846 --> 00:41:56,931
‫به‌نظر شگفت‌زده میای

399
00:41:57,014 --> 00:41:59,808
‫درسته. تو نمُردی

400
00:42:00,726 --> 00:42:03,312
‫بهت که گفتم، سرسخت‌تر از
‫اونی هستم که فکر می‌کنی

401
00:42:05,231 --> 00:42:07,983
‫تو... کسی هستی که
‫پُل لندن رو آوردی پایین

402
00:42:09,276 --> 00:42:10,736
‫اون حالا معروف‌ـه

403
00:42:10,819 --> 00:42:15,115
‫در موردت ترانه‌هایی می‌سازن
‫و کنوت سرتاپای توی رو طلا می‌گیره

404
00:42:23,207 --> 00:42:25,543
‫کنوت سرتاپات رو طلا گرفت؟

405
00:42:25,626 --> 00:42:28,796
‫بهتر، آزادی فریدیس رو بهمون داد

406
00:42:33,050 --> 00:42:34,385
‫پس می‌تونیم بریم خونه

407
00:42:40,307 --> 00:42:41,308
‫...لیو، من

408
00:42:44,228 --> 00:42:45,938
‫من برنمی‌گردم گرین‌لند

409
00:42:48,107 --> 00:42:49,608
‫اون‌جا هیچی برای من نیست

410
00:42:50,859 --> 00:42:54,947
‫و بین این افراد برای خودم
‫اسم و رسمی دست‌وپا کردم

411
00:42:56,073 --> 00:42:57,241
‫یه مرد قوی

412
00:43:03,247 --> 00:43:04,498
‫و می‌خوام باهام باشم

413
00:43:20,347 --> 00:43:21,599
‫دنبال این می‌گردی؟

414
00:44:09,271 --> 00:44:10,272
‫بیا داخل

415
00:44:13,609 --> 00:44:14,485
‫شاه کنوت

416
00:44:14,568 --> 00:44:15,819
‫عذرخواهی می‌کنم

417
00:44:15,903 --> 00:44:18,447
‫...ببخشید که این‌موقع مزاحم شما شدم

418
00:44:19,198 --> 00:44:22,284
‫فکر نمی‌کردم که بخواید تا صبح
‫برای شنیدن این اخبار منتظر بمونید

419
00:44:26,914 --> 00:44:28,332
‫مامان -
‫!مادر -

420
00:44:33,837 --> 00:44:34,838
‫هوم

421
00:44:36,882 --> 00:44:37,925
‫شاه کنوت

422
00:44:42,054 --> 00:44:43,055
‫ممنونم

423
00:44:43,972 --> 00:44:45,432
‫خواهش می‌کنم، ملکه اِما

424
00:44:48,686 --> 00:44:49,687
‫شب‌به‌خیر

425
00:45:06,203 --> 00:45:08,414
‫تو کسی بودی که سعی داشتی
‫پادشاه جوان رو نجات بدی؟

426
00:45:08,997 --> 00:45:10,290
‫درسته -
‫هوم -

427
00:45:10,374 --> 00:45:12,501
‫...و به جز آزادی خودت

428
00:45:13,085 --> 00:45:14,128
‫درخواست دیگه‌ای از من داری؟

429
00:45:14,712 --> 00:45:16,714
‫نه، اعلی‌حضرت، هیچ خواسته‌ای ندارم

430
00:45:17,214 --> 00:45:21,135
‫ولی معتقدم که می‌تونم اینجا در انگلستان
‫به شما خدمت کنم. باید بهش نیاز داشته باشید

431
00:45:25,055 --> 00:45:26,974
‫اسم تو چیه؟ -
‫گادوین -

432
00:45:28,225 --> 00:45:29,226
‫هوم

433
00:45:31,019 --> 00:45:32,062
‫گادوین

434
00:45:38,527 --> 00:45:39,611
‫!اوه، قهرمان بزرگ

435
00:45:41,029 --> 00:45:45,367
‫بیا با مردی که با شیطان
‫...معامله کرد و شرافت خودش رو

436
00:45:45,909 --> 00:45:48,704
‫در ازای 30 سکه‌ی نقره فروخت، نوشیدنی بنوش

437
00:45:55,919 --> 00:45:57,546
‫نمی‌دونم یعنی چی

438
00:45:58,797 --> 00:46:03,177
‫یعنی شرافت برادرم استن رو
‫با تاج‌وتخت نوروژ معامله کردم

439
00:46:06,096 --> 00:46:07,931
‫خب، حتماً دلیل خوبی داشتی

440
00:46:08,015 --> 00:46:09,767
‫آره، همین‌طوره

441
00:46:10,517 --> 00:46:12,019
‫به اولاف اعتماد ندارم

442
00:46:13,187 --> 00:46:14,188
‫هوم

443
00:46:14,229 --> 00:46:15,981
‫...پس فقط زمان مشخص می‌کنه

444
00:46:16,982 --> 00:46:19,985
‫تو بودی که معامله‌ی بهتری کردی، یا شیطان

445
00:46:23,363 --> 00:46:24,865
‫ممنون، دوست من

446
00:46:24,948 --> 00:46:26,200
‫حرف‌زدن در مورد من کافیه

447
00:46:26,950 --> 00:46:28,035
‫چی تو رو به‌هم ریخته؟

448
00:46:28,827 --> 00:46:30,496
‫تو یه قهرمانی -
‫آره -

449
00:46:30,579 --> 00:46:32,414
‫و زنده‌ای، وقتی خیلی‌ها مُرده‌ان

450
00:46:32,998 --> 00:46:34,458
‫!«لیف خوش‌شانس»

451
00:46:34,541 --> 00:46:35,542
‫هوم

452
00:46:40,172 --> 00:46:41,173
‫من خوش‌شانس نبودم

453
00:46:44,885 --> 00:46:46,386
‫دیدی چه اتفاقی افتاد

454
00:46:46,470 --> 00:46:51,099
‫،تیرها، مثل بارون می‌باریدن
‫ولی روی من نمی‌اُفتادن

455
00:46:54,937 --> 00:46:58,690
‫...این‌طور بود که انگار یه چیزی یا یه کسی

456
00:47:02,361 --> 00:47:03,695
‫داشت از من محافظت می‌کرد

457
00:47:05,447 --> 00:47:06,573
‫این رو چه‌طور گیر آوردی؟

458
00:47:07,574 --> 00:47:08,826
‫...توی مرداب‌ها

459
00:47:08,909 --> 00:47:12,079
‫،درست قبل از این‌که من رو نجات بدی
‫یه دختر کوچولو اون رو گذاشت توی دستم

460
00:47:14,289 --> 00:47:16,500
‫...گذاشتمش پیش لیو وقتی داشت می‌مُرد و

461
00:47:18,794 --> 00:47:20,045
‫حالا بهتر شده

462
00:47:21,046 --> 00:47:24,424
‫بهم بگو، شاهزاده، اون شانس‌ـه؟

463
00:47:25,926 --> 00:47:29,429
‫نه. اسمش «معجزه» هست

464
00:47:35,227 --> 00:47:36,812
‫یه کلمه‌ی مسیحی‌ـه

465
00:47:37,813 --> 00:47:41,108
‫وقتی یه چیزی اتفاق می‌اٌفته که فقط
‫به وسیله‌ی خداوند قابل توضیح‌ـه

466
00:47:45,445 --> 00:47:47,281
‫اگه به خدای شما اعتقاد نداشته باشم، چی؟

467
00:47:49,741 --> 00:47:51,285
‫شاید اون به تو اعتقاد داره

468
00:47:53,829 --> 00:47:55,789
‫...ولی محض هشدار، برادر

469
00:47:56,665 --> 00:48:01,837
‫...معجزه‌ها مثل معامله‌های با شیطان

470
00:48:01,920 --> 00:48:03,630
‫با عواقبی همراه هستن

471
00:48:05,757 --> 00:48:08,176
‫همیشه توقع چیزی در عوض اون‌ها هست

472
00:48:38,707 --> 00:48:40,334
‫بیا. بنوش

473
00:48:46,048 --> 00:48:47,049
‫ممنون

474
00:48:50,886 --> 00:48:52,262
‫بهتره زود برم

475
00:48:52,346 --> 00:48:55,641
‫بیش‌تر به مرگ نزدیک هستی، تا به زندگی

476
00:48:56,350 --> 00:48:58,477
‫بیست قدم هم دوام نمیاری

477
00:48:59,186 --> 00:49:00,604
‫بهتره فریدیس رو پیدا کنم

478
00:49:02,940 --> 00:49:04,733
‫دوست تو حالش خوبه

479
00:49:05,817 --> 00:49:07,194
‫توی اوپسالاست
‫[ اوپسالا: نام شهری در کشور سوئد ]

480
00:49:11,406 --> 00:49:12,574
‫اون چیه؟ -
‫ساکت باش -

481
00:49:21,625 --> 00:49:22,626
‫هیس

482
00:49:23,418 --> 00:49:25,253
‫بلدم چه‌طور با بچه‌ها رفتار کنم

483
00:49:26,088 --> 00:49:27,631
‫هیس

484
00:49:30,092 --> 00:49:30,968
‫...خواهش می‌کنم

485
00:49:31,051 --> 00:49:32,511
‫برای بچه‌ت نیومدم اینجا

486
00:49:33,261 --> 00:49:36,890
‫دنبال یه رد خون تا کلبه‌ی تو اومدم

487
00:49:39,643 --> 00:49:42,229
‫خیلی از آدم‌ها وقتی صدمه
‫می‌بینن، میان پیش من

488
00:49:43,188 --> 00:49:45,607
‫خب، من کاری به خیلی از آدم‌ها ندارم

489
00:49:45,691 --> 00:49:46,692
‫فقط یکی

490
00:49:47,526 --> 00:49:51,238
‫یه جنگجو که یکی از جنگ‌آوران من رو کُشت

491
00:50:01,289 --> 00:50:03,458
‫تو یه کافری؟

492
00:50:08,255 --> 00:50:09,256
‫بله

493
00:50:18,974 --> 00:50:22,853
‫به اعتقاد من، ما بچه‌ها به خاطر این
‫...غسل تعمید میدیم تا در صورتی که

494
00:50:24,271 --> 00:50:26,982
‫زود مُردن، توی آتش جهنم نسوزن

495
00:50:29,776 --> 00:50:31,695
‫اونی که می‌خوای اینجا نیست

496
00:50:32,320 --> 00:50:34,156
‫دختره سه روز پیش از اینجا رفت

497
00:50:34,740 --> 00:50:35,824
‫دختره؟ -
‫بله -

498
00:50:36,408 --> 00:50:37,409
‫یه زن

499
00:50:37,993 --> 00:50:40,412
‫توی راه اوپسالا، مورد حمله قرار گرفت

500
00:50:42,205 --> 00:50:43,206
‫ظاهرش رو توصیف کن

501
00:50:43,707 --> 00:50:45,667
‫بلند، جوان

502
00:50:46,793 --> 00:50:50,213
‫و یه زخم به شکل یه صلیب، پشت خودش داشت

503
00:50:50,797 --> 00:50:52,090
‫یه صلیب؟

504
00:50:53,633 --> 00:50:55,927
‫مثل این؟ هوم؟

505
00:50:58,430 --> 00:50:59,431
‫بله

506
00:51:03,560 --> 00:51:05,812
‫خواهش می‌کنم، می‌تونم بچه‌ام رو بگیرم؟ -
‫هیس -

507
00:51:09,608 --> 00:51:12,694
‫دو تا رد خون وجود داشت

508
00:51:15,322 --> 00:51:19,076
‫حالا، بهم بگو، اون تنها بود؟

509
00:52:09,501 --> 00:52:11,670
‫من باید برم، یه اسب لازم دارم

510
00:52:15,924 --> 00:52:17,884
‫بیا، این رو ببر

511
00:52:29,062 --> 00:52:30,313
‫!بجنب! هی
