﻿1
00:00:30,900 --> 00:00:33,633
‫لیف! لیف!

2
00:00:34,533 --> 00:00:35,533
‫الینا!

3
00:00:37,966 --> 00:00:38,966
‫لیف؟

4
00:00:39,533 --> 00:00:40,366
‫مریم.

5
00:00:41,733 --> 00:00:43,500
‫حالت خوبه؟

6
00:00:43,566 --> 00:00:45,833
‫- گمون کنم
‫- نمی‌دونی بقیه کجان؟

7
00:00:52,466 --> 00:00:55,400
‫به طناب و قرقره‌های بادبان نیاز داریم!

8
00:00:55,466 --> 00:00:56,766
‫اینجاست...

9
00:01:07,400 --> 00:01:08,400
‫پچنگ‌ها!

10
00:01:10,900 --> 00:01:11,900
‫سرت رو بیار پایین

11
00:01:23,366 --> 00:01:24,966
‫من  هارالد سیگردسن هستم

12
00:01:27,433 --> 00:01:28,633
‫شاهزاده‌ای از نروژ،

13
00:01:29,766 --> 00:01:30,766
‫و خواهرزاده‌ی...

14
00:01:31,666 --> 00:01:33,400
‫یارسلاو خردمند!

15
00:01:49,533 --> 00:01:53,233
‫می‌گه «شاهزاده‌‌ی نُروژی مگه مغز خر
‫خورده که وارد آب‌های دنیپر شده؟»

16
00:01:54,433 --> 00:01:56,300
‫می‌بینید که چیزی‌ام نشده!

17
00:01:58,566 --> 00:01:59,700
‫باره‌ات چی بود؟

18
00:02:01,566 --> 00:02:04,300
‫برده‌، ولی همه‌شون غرق شدن

19
00:02:10,666 --> 00:02:11,666
‫کشتی رو بگردید

20
00:03:05,466 --> 00:03:07,933
‫مطمئنم خان‌تون دوست داره با یه
‫شاهزاده وایکینگی ملاقات داشته باشه

21
00:03:08,033 --> 00:03:09,700
‫بالزار!

22
00:03:10,266 --> 00:03:11,566
‫از من می‌ترسین؟

23
00:03:12,066 --> 00:03:14,333
‫فکرمی‌کردم پچنگ‌ها از هیچ
‫بنی بشری نمی‌ترسن.

24
00:03:15,533 --> 00:03:18,266
‫بهش بگین من چقدر با ارزشم!

25
00:03:19,400 --> 00:03:21,533
‫اگه خان‌تون بفهمه یه شاهزاده
‫وایکینگی رو گرفتین،

26
00:03:21,633 --> 00:03:23,366
‫جیب همه‌تون رو از طلا پُر می‌کنه.

27
00:03:45,133 --> 00:03:48,766
‫می‌گه «پس بذار ببینیم اونقدر که
‫می‌گی باارزشی یا نه؟»

28
00:04:29,800 --> 00:04:31,933
‫کوریا! کوریا

29
00:04:38,866 --> 00:04:39,866
‫کیـسان!

30
00:04:42,533 --> 00:04:44,733
‫- از بقیه خبر نداری؟
‫- نه!

31
00:04:50,266 --> 00:04:52,200
‫باید بریم پایین رودخونه!

32
00:04:52,300 --> 00:04:55,166
‫باید کشتی و بقیه رو قبل از اینکه
‫دست پچنگ‌ها به‌شون برسه، پیدا کنیم

33
00:05:13,966 --> 00:05:15,233
‫[نووگورود - روس]

34
00:05:15,266 --> 00:05:16,833
‫اطلاع داریم که وجود داره.

35
00:05:16,933 --> 00:05:18,400
‫معلومه که وجود داره.

36
00:05:18,966 --> 00:05:20,933
‫می‌خوام بدونم کجاست!

37
00:05:22,366 --> 00:05:24,766
‫معتقدیم جایی در بین این جزایرـه!

38
00:05:26,200 --> 00:05:29,100
‫یومسبورگ ممکنه هرجایی توی
‫این خط ساحلی باشه!

39
00:05:30,100 --> 00:05:32,100
‫هفته‌ها دریا رو زیر و رو کردم
‫اما پیداش نکردم

40
00:05:32,200 --> 00:05:33,766
‫ممکنه ماه‌ها طول بکشه

41
00:05:33,866 --> 00:05:35,566
‫بهترین استراتژی یومسبورگ

42
00:05:35,666 --> 00:05:40,066
‫اینه که از دریا قابل رویت نیست و فقط
‫ملوانان قهار مسیرـش رو بلدن!

43
00:05:41,466 --> 00:05:43,666
‫وضعیت‌ آب‌های اونجا به چه صورته؟

44
00:05:43,766 --> 00:05:47,766
‫خیلی خطرناک، مه‌های متراکم و
‫تپه‌های زیرآبی سنگی

45
00:05:48,866 --> 00:05:51,933
‫قبل از اینکه بری اونجا باید
‫غزل خداحافظی‌ات رو بخونی

46
00:05:52,000 --> 00:05:53,900
‫وقتی یومسبورگ رو پیدا کردین؛

47
00:05:53,966 --> 00:05:56,233
‫موقعیت دقیق‌ش رو یادتون باشه تا روی
‫نقشه علامت‌گذاری‌ش کنم

48
00:05:59,100 --> 00:06:02,466
‫اگه من پیداش کردم،
‫باید قیدش رو بزنید

49
00:06:04,366 --> 00:06:06,233
‫چون دیگه وجود خارجی نداره.

50
00:06:13,533 --> 00:06:14,533
‫مریم

51
00:06:15,233 --> 00:06:16,233
‫لیف

52
00:06:18,866 --> 00:06:21,433
‫- بهشون گفت همه‌مون مُردیم
‫- لباس‌هاشون چه رنگی بود؟

53
00:06:21,533 --> 00:06:23,333
‫- سفید و قرمز
‫- یعنی چی؟

54
00:06:23,400 --> 00:06:26,733
‫افراد «خان» نیستن، احتمالاً قبیله‌ای
‫از شرق‌ ان.

55
00:06:27,833 --> 00:06:29,066
‫کادلین اینجا نیست؟

56
00:06:30,133 --> 00:06:31,133
‫نه.

57
00:06:35,866 --> 00:06:38,533
‫- در چه حاله؟
‫- بدنه‌ش حسابی داغون شده،

58
00:06:39,500 --> 00:06:40,700
‫اما روی آب شناور می‌مونه

59
00:06:43,400 --> 00:06:45,100
‫می‌تونید دوباره کشتی رو شناور کنید؟

60
00:06:45,166 --> 00:06:46,766
‫- آره
‫- دست به کار شید

61
00:06:48,666 --> 00:06:49,966
‫من میرم هارالد رو پیدا کنم.

62
00:06:51,233 --> 00:06:52,366
منم میام

63
00:06:52,933 --> 00:06:53,933
‫آره منم!

64
00:06:55,100 --> 00:06:59,066
‫من تنها کسی‌ام که می‌‌دونه اردوگاه‌شون کجاست؛
‫بدون من شانسی برای زنده موندن ندارید.

65
00:07:04,500 --> 00:07:05,533
‫کوریا.

66
00:07:09,200 --> 00:07:12,200
‫این رو با خودت ببر، شاید
‫بهش نیاز پیدا کنی

67
00:07:12,300 --> 00:07:13,866
‫اما این رو برای خودت درست کرده بودی!

68
00:07:13,966 --> 00:07:15,433
‫یه‌نفر رو کاملاً از پا می‌اندازه

69
00:07:16,333 --> 00:07:17,866
‫هرطور دوست داری ازش استفاده کن.

70
00:07:18,766 --> 00:07:19,766
‫ممنون.

71
00:07:23,266 --> 00:07:24,266
‫این رو بگیر

72
00:07:25,033 --> 00:07:27,733
‫شاید به‌کارت بیاد، اگه
‫حیوانی چیزی بهت حمله کرد

73
00:08:28,566 --> 00:08:31,033
‫می‌گه یه شاهزاده‌ نروژیه!

74
00:08:34,700 --> 00:08:37,433
‫بیاریدش تو چادرم!

75
00:08:47,300 --> 00:08:50,333
‫فکرکردی با این می‌تونی کشتی
‫رو تکون بدی؟

76
00:08:50,433 --> 00:08:51,766
‫باید حداقل 10 تا مَرد باشیم

77
00:08:51,833 --> 00:08:54,000
‫دونفری هم می‌تونید.

78
00:09:16,766 --> 00:09:17,700
‫موفق شدیم!

79
00:09:17,766 --> 00:09:21,233
‫الان فقط کافیه از نوارساحلی ببریمش
‫به سمت آب‌های عمیق‌تر.

80
00:09:32,500 --> 00:09:33,766
‫نه!

81
00:09:36,166 --> 00:09:37,166
‫کادلین؟

82
00:09:51,966 --> 00:09:53,400
‫کادلین مسیحی بود.

83
00:09:54,966 --> 00:09:57,100
‫دعای مسیحی‌ها رو بلد نیستم.

84
00:09:59,200 --> 00:10:02,500
‫به نظرم بهتره حرف دلت رو بزنی

85
00:10:12,900 --> 00:10:16,666
‫با کادلین احساس می‌کردم انسان بهتری‌ام،
‫نسبت به زمانی که تنها بودم.

86
00:10:20,966 --> 00:10:22,100
‫در کنار اون،

87
00:10:24,666 --> 00:10:26,500
‫دلیلی برای زندگی کردن داشتم.

88
00:10:33,466 --> 00:10:34,633
‫باهام خیلی خوش‌رفتار بود،

89
00:10:37,366 --> 00:10:39,033
‫مثل رفتار خودت با اون.

90
00:11:25,266 --> 00:11:27,033
‫پس می‌گی که یه شاهزاده نروژی هستی؟

91
00:11:28,433 --> 00:11:29,433
‫آره.

92
00:11:31,366 --> 00:11:33,300
‫و برده‌داری هم می‌کنی

93
00:11:35,166 --> 00:11:37,333
‫داشتیم می‌رفتیم قسطنطنیه!

94
00:11:40,000 --> 00:11:42,833
‫با یه کشتی، بدون هیچ سلاح و سربازی؟

95
00:11:45,666 --> 00:11:47,000
‫واقعاً مایه تاسفه که...

96
00:11:47,100 --> 00:11:49,400
‫شما وارنگیانی‌ها اینقدر از پچنگ‌ها می‌ترسید

97
00:11:50,633 --> 00:11:54,066
‫زمانی جنگجویان نجیب و دلیری بودن،
‫جمجمه‌هاشون جام شراب‌مون بود

98
00:11:57,133 --> 00:11:58,566
‫من وارنگیانی نیستم.

99
00:11:59,566 --> 00:12:00,600
‫من یه وایکینگ‌ام!

100
00:12:03,266 --> 00:12:04,566
‫و دارم می‌بینم که...

101
00:12:05,233 --> 00:12:07,500
‫جمجمه هیچ وایکینگی توی
‫کلکسیون‌تون نیست!

102
00:12:10,566 --> 00:12:11,566
‫واقعاً؟

103
00:12:12,500 --> 00:12:13,633
‫از کجا می‌دونی؟

104
00:12:13,700 --> 00:12:18,000
‫چون اگه با یه وایکینگ اصیل روبه‌رو شده بودین،
‫الان از جمجمه‌تون به عنوان جام شراب استفاده می‌کرد

105
00:12:22,533 --> 00:12:24,300
‫کُشتن کسی که در بَنده کاری نداره!

106
00:12:25,666 --> 00:12:27,466
‫نبرد مردانه شجاعت می‌خواد!

107
00:12:29,766 --> 00:12:31,766
‫که ظاهراً اینجا خبری از شجاعت نیست.

108
00:12:34,666 --> 00:12:36,200
‫الان من رو «بُزدل» خطاب کردی؟

109
00:12:36,800 --> 00:12:39,933
‫بارها دیدم پچنگ‌ها چطور جنگجویان
‫رو به مبارزه می‌طلبن.

110
00:12:40,566 --> 00:12:43,100
‫کیلومترها با پای پیاده می‌کشنش،
‫بهش آب نمی‌دن،

111
00:12:43,700 --> 00:12:45,600
‫تا زمانی که شیپور نبرد نواخته شد،

112
00:12:47,266 --> 00:12:49,566
‫شکست دادن طرف مثل آب خوردن باشه.

113
00:12:57,166 --> 00:12:58,166
‫حق با توئه!

114
00:12:59,066 --> 00:13:02,466
‫راه‌های زیادی برای سنجش قدرت
‫یه جنجگو وجود داره.

115
00:13:07,700 --> 00:13:08,700
‫حواستون باشه!

116
00:13:09,166 --> 00:13:10,000
‫چشم.

117
00:13:14,266 --> 00:13:17,066
‫- بوی آتیش میاد.
‫- یه اردوگاه کوچیک پیش رومونه!

118
00:13:18,400 --> 00:13:20,466
‫- هشت تا چادر دارن.
‫- یه اردوگاه تهاجمیه.

119
00:13:20,566 --> 00:13:23,700
‫هارالد باید اونجا باشه، چادر خان اردوگاه
‫رو می‌بینید؟

120
00:13:25,266 --> 00:13:26,833
‫آره، از بقیه چادرها دورتره!

121
00:13:26,900 --> 00:13:30,066
‫من و کوریا برای اینکه هارالد رو آزاد کنن
‫با رهبرشون مذاکره می‌کنیم.

122
00:13:30,166 --> 00:13:32,766
‫اگه برامون اسب نیارن،
‫یعنی لو رفتیم

123
00:13:32,866 --> 00:13:34,366
‫و می‌فهمن که بیشتریم.

124
00:13:34,433 --> 00:13:37,666
‫اون موقع باید هرچه سریع‌تر فرار کنید
‫و برید سمت کشتی.

125
00:13:39,500 --> 00:13:42,233
‫نه. تا شما نیاید جایی نمی‌ریم

126
00:13:43,366 --> 00:13:46,800
‫اگه فرمانده‌شون من رو ببینه،
‫سریعاً به خان اطلاع می‌ده

127
00:13:46,866 --> 00:13:49,166
‫و برادرم با تعداد بی‌شماری
‫سرباز میاد دنبالم.

128
00:13:49,266 --> 00:13:51,733
‫تنها راه اینه که قبل رسیدن‌شون
‫فرار کرده باشیم.

129
00:13:58,000 --> 00:13:59,566
‫خیلی‌خب

130
00:14:18,000 --> 00:14:20,200
‫اگه تکون نخوری، احتمال اینکه...

131
00:14:20,300 --> 00:14:21,966
‫عضلاتت تیکه‌تیکه بشن خیلی کمه.

132
00:16:28,233 --> 00:16:29,233
‫لیف؟

133
00:16:31,866 --> 00:16:32,866
‫چی شده؟

134
00:16:33,866 --> 00:16:35,766
‫باید یه قولی بهم بدی!

135
00:16:35,833 --> 00:16:38,066
‫اگه بفهمن می‌خوای منم با خودت ببری

136
00:16:38,133 --> 00:16:40,966
‫خان و تمام افرادش میوفتن دنبالت و می‌گیرنت.

137
00:16:42,066 --> 00:16:44,233
‫این همه راه الکی نیومدم تا
‫اینجا ولت کنم!

138
00:16:44,300 --> 00:16:45,300
‫اما من قصدم همین بود.

139
00:16:48,766 --> 00:16:50,100
‫می‌دونی این چیه؟

140
00:16:50,733 --> 00:16:52,066
‫مریم این رو بهم داد

141
00:16:52,566 --> 00:16:54,233
‫با آوردن من به اینجا،

142
00:16:54,333 --> 00:16:57,666
‫این فرصت رو برام مقدور کردی که بتونم
‫در پیشگاه «اولگن» خودم رو آزاد کنم

143
00:16:57,733 --> 00:16:59,600
‫خدای‌خدایان دینم!

144
00:17:01,333 --> 00:17:02,333
‫حالا وقتی که بمیرم،

145
00:17:03,133 --> 00:17:05,033
‫اودین روح من رو به یه پرنده تبدیل می‌کنه

146
00:17:05,133 --> 00:17:06,866
‫و تا «اوچماک» پرواز خواهم کرد

147
00:17:06,966 --> 00:17:09,866
‫جایی که همسرم مدت‌هاست
‫به انتظار من نشسته.

148
00:17:15,100 --> 00:17:17,100
‫باید یکم دیگه هم منتظر بمونه، دوست من.

149
00:17:54,866 --> 00:17:56,966
‫ولش کن وگرنه می‌کشمش!

150
00:17:57,033 --> 00:17:59,833
‫این آدم رو می‌شناسی؟ می‌شناسیش؟

151
00:17:59,933 --> 00:18:01,600
‫این مرد برادر خان‌ـه!

152
00:18:02,166 --> 00:18:04,300
‫واسه سرش جایزه گذاشتن،

153
00:18:04,400 --> 00:18:07,466
‫با دو اسب و این مرد معاوضه‌ش می‌کنم

154
00:18:11,400 --> 00:18:13,266
‫برو و سریع به خان بگو.

155
00:18:45,766 --> 00:18:47,100
‫حالت خوبه؟

156
00:18:47,166 --> 00:18:49,666
‫عالی‌تر از همیشه.

157
00:18:50,266 --> 00:18:52,600
‫حالا...اسب‌ها رو بیارید.

158
00:19:07,900 --> 00:19:10,466
‫یه اتفاقی افتاده، مشخصه نرفتن اسب بیارن.

159
00:19:16,766 --> 00:19:19,933
‫الان چیکار کنیم؟ برگردیم سمت کشتی؟

160
00:19:21,633 --> 00:19:22,900
‫نه.

161
00:19:25,733 --> 00:19:28,433
‫بچه‌ها جمع شین. ببینید چی داریم!

162
00:19:37,333 --> 00:19:39,600
‫فکرکنم باید ازت تشکر کنی که
‫اومدم دنبالت!

163
00:19:39,700 --> 00:19:42,233
‫فکرکنم باید بهت بگم کاش یه
‫نقشه بهتر می‌چیدی!

164
00:19:58,000 --> 00:20:00,300
‫تا وقتی که خان بیاد...

165
00:20:01,300 --> 00:20:02,900
‫می‌خوایم یکم تفریح کنیم.

166
00:21:19,466 --> 00:21:20,966
‫یالا!

167
00:21:24,033 --> 00:21:25,033
‫الینا؟

168
00:21:45,800 --> 00:21:46,833
‫برو، عجله‌کن!

169
00:21:48,333 --> 00:21:50,166
‫- منم!
‫- لیف، ولم کن.

170
00:21:51,366 --> 00:21:52,400
‫برو، برو

171
00:22:11,266 --> 00:22:13,033
‫برید! بگیرن‌شون!

172
00:22:19,866 --> 00:22:21,866
‫برو حیوان، برو، برو!

173
00:22:48,600 --> 00:22:49,533
‫بکشید!

174
00:22:59,466 --> 00:23:01,300
‫باتو؛ کمک!

175
00:23:02,500 --> 00:23:03,500
‫دارن میان! آماده باشید.

176
00:23:22,833 --> 00:23:24,133
‫خان داره میاد.

177
00:23:24,233 --> 00:23:26,300
‫همگی زود سوار شید!

178
00:23:27,533 --> 00:23:28,533
‫زود باشید.

179
00:23:29,533 --> 00:23:30,966
‫هارالد زخمی شده.

180
00:23:31,066 --> 00:23:32,066
‫سوار شو.

181
00:23:33,566 --> 00:23:35,233
‫زودباشید، یالا.

182
00:23:39,900 --> 00:23:40,900
‫تکون نمی‌خوره!

183
00:23:41,000 --> 00:23:43,133
‫محکم‌تر! محکم‌تر هل بدید

184
00:23:44,066 --> 00:23:45,833
‫همگی هل بدید!

185
00:23:51,300 --> 00:23:52,700
‫محکم‌تر!

186
00:23:52,800 --> 00:23:53,800
‫اونجا رو!

187
00:23:55,133 --> 00:23:56,466
‫- زودباش.
‫- کوریا.

188
00:23:56,566 --> 00:23:57,400
‫برگرد!

189
00:23:57,466 --> 00:23:58,466
‫نــه!

190
00:24:01,500 --> 00:24:03,733
‫کوریا برگرد!

191
00:24:18,400 --> 00:24:19,533
‫کوریا.

192
00:24:20,166 --> 00:24:21,233
‫سلام برادر.

193
00:24:30,533 --> 00:24:33,266
‫داستان‌های زیادی ازت شنیدم.

194
00:24:34,333 --> 00:24:37,833
‫تو یکی از زندان‌های شمال از
‫سرما سگ‌لرز می‌زدی.

195
00:24:37,933 --> 00:24:40,600
‫ وقتی اونجا بودم گاه‌گداری
‫به تو فکر می‌کردم.

196
00:24:43,933 --> 00:24:46,433
‫به اینکه وقتی داشتم...

197
00:24:47,700 --> 00:24:51,933
‫زنت رو می‌کشتم مثل یه سگ ترسو
‫فرار کردی، فکر می‌کردی؟

198
00:24:57,733 --> 00:25:01,000
‫واقعاً حیفه وقتی که دارم سرت رو قطع می‌کنم

199
00:25:01,933 --> 00:25:05,066
‫ نمی‌تونی شوق توی چشمانم رو ببینی

200
00:25:07,066 --> 00:25:08,066
‫سگ ترسو!

201
00:25:12,600 --> 00:25:14,300
‫محکم‌تر هل بدید.

202
00:25:16,166 --> 00:25:17,966
‫- داره حرکت می‌کنه
‫- شناور شدیم!

203
00:25:18,033 --> 00:25:20,733
‫باتو، کیسان، سوار شید.

204
00:25:23,500 --> 00:25:25,100
‫یکم دیگه بیشتر نمونده.

205
00:25:26,133 --> 00:25:27,133
‫کمکم کن.

206
00:25:32,866 --> 00:25:36,733
‫اینقدر ازم می‌ترسی که به جای چاقو،

207
00:25:36,833 --> 00:25:38,666
‫می‌خوای با شمشیر جونم رو بگیری؟

208
00:25:40,200 --> 00:25:41,333
‫من...

209
00:25:43,500 --> 00:25:44,500
‫ازت نمی‌ترسم

210
00:25:45,966 --> 00:25:47,166
‫باور نمی‌کنم

211
00:25:48,533 --> 00:25:50,400
‫فکرکنم این وسط بُزدل تویی نه من.

212
00:25:51,733 --> 00:25:53,466
‫تویی که از یه پچنگ کور...

213
00:25:53,533 --> 00:25:56,866
‫مثل سگ ترسیدی.
‫کسی اومده تو رو بُکشه!

214
00:26:01,166 --> 00:26:02,166
‫گفتی...

215
00:26:06,066 --> 00:26:07,066
‫می‌خوای من رو بُکشی؟

216
00:26:09,100 --> 00:26:10,100
‫تو؟

217
00:26:14,966 --> 00:26:18,366
‫آره برادر. اومدم بُکشمت.

218
00:26:22,066 --> 00:26:23,233
‫چشم‌هام...

219
00:26:28,133 --> 00:26:29,200
‫نمی‌تونم ببینم!

220
00:26:30,233 --> 00:26:32,566
‫نمی‌تونم نفس بکشم

221
00:26:35,300 --> 00:26:36,766
‫مسمومم کرد.

222
00:26:42,500 --> 00:26:43,933
‫بکشیدش!

223
00:27:38,900 --> 00:27:43,100
‫اولگن، من آماده‌ام.

224
00:29:25,066 --> 00:29:26,633
‫چرا اومدین دنبالم؟

225
00:29:29,766 --> 00:29:30,766
‫چون...

226
00:29:31,600 --> 00:29:33,200
‫اگه ما گیر افتاده بودیم
‫تو می‌اومدی دنبال‌مون.

227
00:29:55,000 --> 00:29:56,000
‫چی شده؟

228
00:29:56,800 --> 00:29:57,800
‫اون کوریاست...

229
00:29:59,366 --> 00:30:01,000
‫تو راه «اوچماک»

230
00:30:24,733 --> 00:30:26,100
‫دیگه خیلی اینجا موندیم

231
00:30:27,533 --> 00:30:29,400
‫پادشاه جوان معتقده که دخترـه روسه!

232
00:30:30,566 --> 00:30:34,033
‫درست مثل پدرش، عاشقِ
‫تجملات والای سلطنتیه!

233
00:30:34,900 --> 00:30:36,300
‫بزودی یه دستی به سر و روش می‌کشیم

234
00:30:36,366 --> 00:30:37,833
‫امیدوارم حق با تو باشه،

235
00:30:37,900 --> 00:30:40,466
‫چون اگه آینده مردم‌مون قراره
‫این باشه،

236
00:30:40,533 --> 00:30:44,600
‫یه روز هیچکس اقدامات عظیم پادشاهان
‫وایکینگی رو یادش نمیاد.

237
00:30:48,433 --> 00:30:51,266
‫نترس، محکم و پرقدرت ضربه بزن.

238
00:30:51,333 --> 00:30:54,000
‫تو اولاف هارالدسان هستی،
‫همون وایکینگ مسیحی.

239
00:30:54,100 --> 00:30:57,066
‫کسی که سرزمین‌های شمالی
‫رو از بت‌پرستی پاک کرد.

240
00:30:57,133 --> 00:30:59,233
‫خودم هستم، حضرت پاپ.

241
00:31:00,200 --> 00:31:03,900
‫زانو بزن تا دعای مبارک مسیح شامل حالت شود،

242
00:31:10,533 --> 00:31:11,533
‫ای حضرت مسیح،

243
00:31:11,566 --> 00:31:14,533
‫حافظ این جنگجویان دلیر که به سمت
‫خانه‌شان روانه می‌شوند، باش

244
00:31:14,600 --> 00:31:20,466
‫تا بتوانند بشارت‌دهنده امید تو در
‫سرزمین‌های تاریک کاشانه‌مان، زمین باشند

245
00:31:20,533 --> 00:31:22,533
‫به بنده‌ات قوت بده،

246
00:31:22,633 --> 00:31:26,300
‫به او شجاعت و قدرت در راه رسالت کلام‌ت
‫اعطا کن.

247
00:31:26,366 --> 00:31:29,766
‫باشد که نام‌ش همیشه و تا ابد
‫در یادواره‌ها مذکور بماند،

248
00:31:29,833 --> 00:31:32,900
‫به عنوان بنده وفادار اعمال شگرفت!

249
00:31:33,833 --> 00:31:34,733
‫آمین.

250
00:31:34,833 --> 00:31:35,900
‫آمین.

251
00:31:36,000 --> 00:31:37,333
‫- آمین.
‫- آمین.

252
00:31:44,500 --> 00:31:47,166
‫حالا برو، برو پسرم
‫برو و در راه خدا کوشش کن.

253
00:32:07,633 --> 00:32:10,066
‫ساعت‌هاست یه کلمه
‫هم حرف نزدی.

254
00:32:11,233 --> 00:32:12,433
‫حالت خوبه؟

255
00:32:13,933 --> 00:32:15,266
‫آره، هلشبورن.

256
00:32:16,600 --> 00:32:20,866
‫چون حس می‌کنم دارم هدایت می‌شم،
‫توسط خود خدا.

257
00:32:22,666 --> 00:32:25,800
‫و...خدا داره کجا می‌برتمون؟

258
00:32:27,200 --> 00:32:28,266
‫به سمت یومسبورگ!

259
00:32:48,733 --> 00:32:49,733
‫بیاین.

260
00:32:53,633 --> 00:32:54,700
‫بیاین داخل.

261
00:32:54,766 --> 00:32:55,766
‫بیاین.

262
00:32:57,800 --> 00:32:58,366
‫آره، بیاین داخل

263
00:32:59,633 --> 00:33:00,000
‫بیاین.

264
00:33:02,566 --> 00:33:03,566
‫بیاین.

265
00:33:04,166 --> 00:33:05,333
‫هرکی دلش بخواد می‌تونه بیاد.

266
00:33:15,700 --> 00:33:18,000
‫در این معبد به روی همه بازه، دوستان من.

267
00:33:18,066 --> 00:33:19,066
‫ممنون.

268
00:33:51,733 --> 00:33:54,466
‫آره. بیاین. بیاین داخل

269
00:34:03,500 --> 00:34:05,533
‫هرفنا؛ می‌شه چند لحظه نگه‌ش داری؟

270
00:34:17,433 --> 00:34:19,366
‫با تغییرات مشکل داری؟

271
00:34:21,200 --> 00:34:22,200
‫نه.

272
00:34:31,266 --> 00:34:33,000
‫فقط تو فکر...

273
00:34:34,566 --> 00:34:35,566
‫«یورندر» بودم

274
00:34:40,700 --> 00:34:44,600
‫به عنوان یه مادر،
‫اشتباهات زیادی مرتکب شدم.

275
00:34:48,933 --> 00:34:51,800
‫ای‌کاش می‌شد برگردم عقب و جبران کنم.

276
00:34:52,466 --> 00:34:53,466
‫این خواسته همه‌مونه.

277
00:34:55,033 --> 00:34:57,700
‫اما جسارت یورندر باعثِ رقم خوردن
‫تمام این اتفاق‌ها شد.

278
00:34:58,666 --> 00:34:59,966
‫جون من رو نجات داد.

279
00:35:01,500 --> 00:35:03,100
‫باید ازش تقدیر کنیم.

280
00:35:05,833 --> 00:35:06,833
‫آره

281
00:35:08,433 --> 00:35:09,500
‫بیا باهامون جشن بگیر.

282
00:35:10,800 --> 00:35:13,133
‫هنوز کُلی کار مونده و به کمکت نیاز داریم.

283
00:36:16,166 --> 00:36:17,166
‫یه یومس‌وایکینگه!

284
00:36:20,966 --> 00:36:22,666
‫بهش آب و غذا بدید که کلی کار داریم.
