﻿1
00:00:41,332 --> 00:00:43,835
‫استیگ، تو تا حالا کسی رو کشتی؟

2
00:00:45,462 --> 00:00:46,963
‫آره

3
00:00:48,339 --> 00:00:49,340
‫چرا می‌پرسی؟

4
00:00:49,758 --> 00:00:51,593
‫تا حالا ندیده بودم اونجوری بجنگی

5
00:00:55,096 --> 00:00:56,598
‫هر جنگی متفاوته

6
00:00:58,391 --> 00:01:00,477
‫وقتی مجبوری،
‫کاری رو که لازمه انجام میدی

7
00:01:07,442 --> 00:01:11,863
‫فریدیس. صدای شیون و زاری
‫برای مرده‌ها رو می‌شنوم

8
00:01:13,698 --> 00:01:15,867
‫برای فرار کردن خیلی ضعیفم،

9
00:01:15,867 --> 00:01:18,453
‫ولی برای جنگیدن خیلی پیر نیستم

10
00:01:19,996 --> 00:01:25,085
‫منو با یه تبر بذار و برو،
‫و بقیه رو نجات بده

11
00:01:26,920 --> 00:01:29,923
‫نه. هیچکس رو جا نمی‌ذاریم

12
00:01:46,523 --> 00:01:52,070
‫خداوندا، این رسالت الهی سعادت
‫و تغییر کیش را برکت بده

13
00:01:52,153 --> 00:01:54,155
‫این پیکر مقدس را برکت بده

14
00:01:55,073 --> 00:01:58,827
‫هدایتش کن،
‫هنگامی که سعی می‌کند ارواح را...

15
00:01:58,910 --> 00:02:00,161
‫کافیه

16
00:02:00,245 --> 00:02:02,831
‫- آیین مذهبی رو نمیشه عجله‌ای انجام داد
‫- تمومه

17
00:02:06,084 --> 00:02:09,003
‫تربوشت‌ها بدون محافظ هستن
‫و دارن مرده‌ها رو می‌سوزونن

18
00:02:09,087 --> 00:02:10,588
‫چند نفرشون موندن؟

19
00:02:10,672 --> 00:02:12,215
‫من ۲۰ تا رو شمردم

20
00:02:12,298 --> 00:02:14,717
‫شاید بیشتر باشن،
‫ولی واضحه که ضعیف شدن

21
00:02:15,343 --> 00:02:17,762
‫پس به نظر میاد درست به موقع رسیدیم

22
00:02:19,472 --> 00:02:22,934
‫آره. آره، درست به موقع رسیدیم

23
00:02:23,643 --> 00:02:25,145
‫بشکه‌ها رو باز کنین!

24
00:02:28,481 --> 00:02:32,861
‫امروز اومدیم تا جسد پدرم رو
‫از اسارت زمینیش رها کنیم

25
00:02:33,945 --> 00:02:38,283
‫از خاک کافری که هفت سال آزگار
‫توش فریاد عدالت‌خواهی زد

26
00:02:38,366 --> 00:02:42,912
‫امروز ماموریت پایان عصر بت‌پرستی رو
‫تکمیل خواهید کرد

27
00:02:42,996 --> 00:02:46,249
‫امروز یومزبورگ رو نابود می‌کنین!

28
00:02:50,837 --> 00:02:53,214
‫[قسطنطنیه]

29
00:03:23,828 --> 00:03:26,581
‫هارالد سیگوردسون بزرگ اومده!

30
00:03:26,581 --> 00:03:28,082
‫می‌خوای بهمون ملحق بشی؟

31
00:03:29,042 --> 00:03:30,543
‫برای چه کاری بهتون ملحق بشم؟

32
00:03:31,502 --> 00:03:33,129
‫قلدری کردن برای ژنرال‌هات؟

33
00:03:34,464 --> 00:03:36,382
‫به نظر میاد نیازی به کمک من نداری

34
00:03:36,466 --> 00:03:39,427
‫فکر کنم از مبارزه با من می‌ترسی

35
00:03:41,471 --> 00:03:43,097
‫می‌ترسم؟ از تو؟

36
00:03:47,185 --> 00:03:49,354
‫از این می‌ترسم که امپراتور چیکار می‌کنه،

37
00:03:49,437 --> 00:03:52,440
‫وقتی دومین ژنرالش رو نفله کنم

38
00:03:55,360 --> 00:03:57,862
‫وایکینگ، یه روز زبون سرخت،

39
00:03:57,862 --> 00:04:00,573
‫اونقدر تیز نیست که نجاتت بده

40
00:04:03,743 --> 00:04:05,578
‫خواهیم دید

41
00:04:13,878 --> 00:04:15,505
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

42
00:04:15,588 --> 00:04:18,258
‫نیروهای جدید سپاه وایکینگی رو تایید کردیم

43
00:04:18,341 --> 00:04:22,053
‫- آماده‌ان که ازشون سان ببینین
‫- اسپاتاروکاندیداتوس، میشه باهات حرف بزنم؟

44
00:04:24,347 --> 00:04:25,848
‫صبح بخیر، ملکه

45
00:04:28,309 --> 00:04:30,478
‫ازت می‌خوام تا اقامتگاهم همراهم بیای

46
00:04:38,611 --> 00:04:40,571
‫امپراتور، می‌تونم کمکتون کنم؟

47
00:04:40,697 --> 00:04:43,783
‫درواقع توی باغ منتظر شما هستن، امپراتور

48
00:04:44,659 --> 00:04:46,160
‫تا اونجا همراهیشون کردم

49
00:04:53,418 --> 00:04:55,086
‫ممنون، هارالد

50
00:05:09,976 --> 00:05:11,185
‫چیه؟

51
00:05:11,269 --> 00:05:14,147
‫ما سال‌ها در کنارت جنگیدیم

52
00:05:14,689 --> 00:05:17,108
‫همیشه همه جا دنبالت رفتیم،

53
00:05:17,191 --> 00:05:20,945
‫ولی این خطرناکترین چیزیه که ازمون خواستی

54
00:05:27,827 --> 00:05:29,329
‫من هیچی ازتون نخواستم

55
00:05:53,019 --> 00:05:56,981
‫[یونان]

56
00:06:22,799 --> 00:06:24,300
‫راهبه رو بیارین

57
00:07:02,338 --> 00:07:03,840
‫اسمت چیه؟

58
00:07:06,092 --> 00:07:07,593
‫نیکیتاس

59
00:07:10,221 --> 00:07:12,598
‫می‌خوای بالای قبرها دعا بخونی؟

60
00:07:12,682 --> 00:07:15,059
‫نه. بیا یه چیزی بخور.
‫باید گرسنه باشی

61
00:07:34,370 --> 00:07:36,122
‫می‌دونی، ممکن بود تو رو بکشه

62
00:07:36,205 --> 00:07:37,707
‫مطمئن نیستیم

63
00:07:38,124 --> 00:07:40,960
‫و نمی‌خوام با حدس زدن نیت اون،
‫نقش خدا رو بازی کنم

64
00:07:41,252 --> 00:07:42,753
‫فکر کردی خدا نجاتت داد؟

65
00:07:43,171 --> 00:07:44,672
‫شاید تو رو خدا فرستاده باشه

66
00:07:45,423 --> 00:07:47,258
‫من آخرین نفری‌ام که بخواد بفرسته

67
00:07:48,843 --> 00:07:50,344
‫اسمم تاماره

68
00:07:50,636 --> 00:07:52,138
‫لیف

69
00:07:53,014 --> 00:07:53,931
‫هر وقت آماده بودی،

70
00:07:54,015 --> 00:07:56,517
‫تا نزدیکترین شهر می‌برمت
‫که جات امن باشه

71
00:07:57,059 --> 00:07:59,479
‫خداوند بندگانش رو

72
00:07:59,479 --> 00:08:01,314
‫به جاهای گرم و راحت نمی‌فرسته

73
00:08:03,733 --> 00:08:05,234
‫اینجا یه هدفی دارم

74
00:08:07,528 --> 00:08:09,238
‫بازسازی این خانه خدا

75
00:08:09,322 --> 00:08:10,823
‫خب...

76
00:08:11,616 --> 00:08:13,826
‫اگه به کمکم نیازی نداری، میرم پی کارم

77
00:08:33,888 --> 00:08:35,389
‫اونا برای چیه؟

78
00:08:35,890 --> 00:08:37,683
‫پیشکش‌هایی برای خداهاشون،

79
00:08:37,683 --> 00:08:40,311
‫و هشدار برای اینکه
‫اون داخل مرگ جولان میده

80
00:08:54,784 --> 00:08:57,119
‫چه بلای وحشتناکی به سرشون نازل شده؟

81
00:08:59,205 --> 00:09:01,624
‫بلا نیست. من به سرشون نازل شدم

82
00:09:08,214 --> 00:09:10,758
‫پخش بشین!
‫دنبال بازمونده‌ها بگردین!

83
00:09:27,441 --> 00:09:29,110
‫«حافظ ایمان»

84
00:10:18,826 --> 00:10:20,411
‫این تبر پدرم بود

85
00:10:25,333 --> 00:10:26,834
‫یکی رو پیدا کردیم

86
00:10:57,782 --> 00:11:00,159
‫دنبال زنی به اسم فریدیس می‌گردم

87
00:11:01,952 --> 00:11:03,454
‫مُرده

88
00:11:04,497 --> 00:11:06,165
‫مریض شد و مُرد

89
00:11:13,673 --> 00:11:15,675
‫این تبر رو می‌شناسی؟

90
00:11:17,301 --> 00:11:18,803
‫تبر اولافه

91
00:11:21,055 --> 00:11:23,140
‫وقتی فریدیس کشتش، اونجا بودم

92
00:11:28,062 --> 00:11:29,563
‫چه بلایی سر جسدش اومد؟

93
00:11:31,107 --> 00:11:32,608
‫بیرون دروازه‌ست

94
00:11:34,527 --> 00:11:38,364
‫توی دره مردگان،
‫پیش بقیه مسیحی‌های کشته‌شده

95
00:11:44,245 --> 00:11:46,622
‫دره مردگان

96
00:11:50,292 --> 00:11:52,294
‫خب، باید منو ببری اونجا

97
00:11:53,045 --> 00:11:54,547
‫بیارینش

98
00:12:02,555 --> 00:12:03,848
‫کجا می‌رفتی؟

99
00:12:03,931 --> 00:12:04,932
‫کورفو

100
00:12:05,349 --> 00:12:07,017
‫و اونجا دنبال چی هستی؟

101
00:12:09,019 --> 00:12:09,937
‫یه مرد

102
00:12:10,020 --> 00:12:11,522
‫چرا دنبالشی؟

103
00:12:12,940 --> 00:12:14,316
‫خیلی سوال می‌پرسی

104
00:12:14,400 --> 00:12:16,277
‫می‌تونیم نوبتی بپرسیم

105
00:12:22,616 --> 00:12:25,411
‫چه‌جور راهبه‌ای نوشیدنی می‌خوره و
‫سنگ‌چینی بلده؟

106
00:12:26,287 --> 00:12:27,788
‫کسی که همیشه راهبه نبوده

107
00:12:28,622 --> 00:12:29,790
‫بنا بودی؟

108
00:12:29,874 --> 00:12:32,251
‫شوهرم بود. از اون یاد گرفتم

109
00:12:32,918 --> 00:12:35,379
‫توی یه شهری در جنوب، با هم کار می‌کردیم

110
00:12:35,463 --> 00:12:37,214
‫حالا نوبت منه. مردی که دنبالشی؟

111
00:12:39,592 --> 00:12:41,093
‫یه نقشه‌کش

112
00:12:41,635 --> 00:12:43,429
‫چی ازش می‌خوای؟

113
00:12:43,512 --> 00:12:45,014
‫جوابی برای ناشناخته‌ها

114
00:12:50,227 --> 00:12:51,729
‫وقتی جوون بودم...

115
00:12:52,605 --> 00:12:55,191
‫پدرم منو به یه سفر به سمت شمال برد

116
00:12:55,274 --> 00:12:57,651
‫کشتی توی طوفان از مسیر منحرف شد

117
00:12:59,028 --> 00:13:02,698
‫صبح که آسمون صاف شد،
‫یه چیزی توی افق دیدم

118
00:13:05,117 --> 00:13:08,329
‫ردیفی از درخت‌های بلند،
‫که زیر آفتاب می‌درخشیدن

119
00:13:09,455 --> 00:13:11,957
‫من اهل گرینلند هستم.
‫قبلاً همچین درخت‌هایی ندیده بودم

120
00:13:15,586 --> 00:13:17,671
‫وقتی رفتم به پدرم بگم...

121
00:13:19,507 --> 00:13:22,468
‫خشکی ناپدید شد
‫و من تنها کسی بودم که دیدمش

122
00:13:24,887 --> 00:13:27,681
‫تا مدت‌ها، شب‌ها بیدار دراز می‌کشیدم،

123
00:13:27,765 --> 00:13:30,392
‫و سعی می‌کردم یادم بیاد چه شکلی بود

124
00:13:32,311 --> 00:13:35,731
‫برای خواهرم تعریفش کردم
‫تا تصویرش توی ذهنم زنده بمونه

125
00:13:38,025 --> 00:13:39,527
‫ولی در نهایت...

126
00:13:40,945 --> 00:13:44,073
‫باور کردم که توهم زده بودم

127
00:13:46,909 --> 00:13:48,661
‫می‌خوای بدونی واقعیه؟

128
00:13:51,497 --> 00:13:52,998
‫آره

129
00:13:56,961 --> 00:13:58,462
‫و الان کجاست؟

130
00:13:58,963 --> 00:13:59,839
‫کی؟

131
00:13:59,839 --> 00:14:01,298
‫شوهرت

132
00:14:02,591 --> 00:14:04,093
‫اینجا که نیست

133
00:14:07,054 --> 00:14:08,556
‫سنگ بیشتری لازم داریم

134
00:14:12,142 --> 00:14:13,644
‫اسبم!

135
00:14:40,754 --> 00:14:42,256
‫خب؟

136
00:14:43,257 --> 00:14:44,758
‫دیگه چیزی نمونده

137
00:14:49,638 --> 00:14:51,140
‫فکر کنم داری دروغ میگی

138
00:14:53,183 --> 00:14:54,685
‫لرد مگنوس!

139
00:16:14,306 --> 00:16:15,808
‫زود باشین!

140
00:16:17,267 --> 00:16:19,520
‫یالا! بجنبین!

141
00:16:30,406 --> 00:16:31,907
‫مال اولافه

142
00:16:38,956 --> 00:16:41,792
‫یه تابلو. به لاتین نوشته شده

143
00:16:48,424 --> 00:16:50,592
‫دو تا قایق داریم! عجله کنین!

144
00:16:54,805 --> 00:16:59,309
‫«حماقت پدر در پسر زنده است»

145
00:17:04,815 --> 00:17:06,316
‫این یه تله ست

146
00:17:06,442 --> 00:17:08,110
‫اونا یومزبورگ رو ترک نکرده بودن

147
00:17:08,193 --> 00:17:09,862
‫ما که همه جا رو گشتیم!

148
00:17:09,945 --> 00:17:12,614
‫همه جا رو نه، مُرده‌ها رو نه!
‫برگردین به یومزبورگ!

149
00:17:12,698 --> 00:17:14,199
‫بجنبین!

150
00:17:19,288 --> 00:17:20,789
‫فریدیس!

151
00:17:27,087 --> 00:17:28,714
‫پارو بزنین!

152
00:17:29,840 --> 00:17:30,674
‫سریع‌تر!

153
00:17:30,758 --> 00:17:33,218
‫یالا بچه‌ها.
‫بیاین! بشینین!

154
00:17:34,636 --> 00:17:37,097
‫یالا! پارو بزنین! پارو بزنین!

155
00:18:08,962 --> 00:18:12,174
‫- ادامه بدین! یالا!
‫- سریع‌تر!

156
00:18:12,549 --> 00:18:14,051
‫دارن میان!

157
00:18:16,929 --> 00:18:18,430
‫دارن میان!

158
00:18:19,807 --> 00:18:21,391
‫پارو بزنین!

159
00:18:26,605 --> 00:18:28,315
‫سریع‌تر!

160
00:18:37,407 --> 00:18:39,535
‫پارو بزنین!

161
00:18:40,536 --> 00:18:42,037
‫از تمام وجودتون مایه بذارین!

162
00:18:48,919 --> 00:18:51,547
‫برای تسلیم شدن
‫دیگه خیلی دیره، فریدیس!

163
00:18:51,630 --> 00:18:55,509
‫شاید پدرمو کشته باشی،
‫ولی از دست من نمی‌تونی فرار کنی!

164
00:18:56,218 --> 00:18:59,304
‫مردمت مجبور میشن
‫تاوان گناه‌هات رو بدن!

165
00:19:00,180 --> 00:19:02,975
‫نمی‌خوام تسلیمت بشم، مگنوس!

166
00:19:04,017 --> 00:19:06,103
‫دارم نابودت می‌کنم!

167
00:19:07,479 --> 00:19:08,981
‫حالا!

168
00:19:13,902 --> 00:19:15,946
‫چپ! بپیچین به چپ!

169
00:19:55,819 --> 00:19:57,821
‫فریدیس!

170
00:19:59,656 --> 00:20:01,450
‫باید می‌ذاشتی بکشمش

171
00:20:03,160 --> 00:20:05,495
‫تا بتونی بدون نگرانی بخوابی؟

172
00:20:05,579 --> 00:20:07,164
‫نذاشتم بکشیش،

173
00:20:07,247 --> 00:20:09,499
‫چون بخشش بزرگترین هدیه مسیحه

174
00:20:12,377 --> 00:20:15,172
‫خب، اینجا...

175
00:20:17,466 --> 00:20:19,009
‫این هدیه تو رو به کشتن میده

176
00:20:22,512 --> 00:20:25,307
‫به خدا اعتقاد نداری؟ هر خدایی؟

177
00:20:27,476 --> 00:20:29,603
‫دیدم بیشتر از هر چیز دیگه‌ای،

178
00:20:29,603 --> 00:20:32,189
‫مرگ و نفرت از مذهب ناشی میشه

179
00:20:32,272 --> 00:20:34,149
‫در مورد دین و مذهب نپرسیدم

180
00:20:34,775 --> 00:20:36,276
‫در مورد خدا پرسیدم

181
00:20:36,860 --> 00:20:38,987
‫نیرویی بزرگتر از تو

182
00:20:39,655 --> 00:20:41,240
‫عاقل‌تر از تو

183
00:20:42,532 --> 00:20:44,076
‫قادر به بخشش

184
00:20:46,286 --> 00:20:49,331
‫هر خدایی که بتونه منو ببخشه احمقه

185
00:20:50,916 --> 00:20:52,417
‫من احمق‌ها رو نمی‌پرستم

186
00:20:54,836 --> 00:20:57,172
‫همه‌مون بار اشتباهاتمون رو به دوش می‌کشیم

187
00:21:00,634 --> 00:21:03,595
‫شوهرم ترکم کرد

188
00:21:04,680 --> 00:21:06,181
‫ترکم کرد چون...

189
00:21:08,725 --> 00:21:10,435
‫بچه‌مون رو کشتم

190
00:21:16,900 --> 00:21:18,443
‫وقتی اون نبود...

191
00:21:20,279 --> 00:21:23,615
‫غارتگرها به روستامون حمله کردن
‫و خیلی‌ها رو کشتن

192
00:21:24,992 --> 00:21:26,910
‫وقتی به خونه‌مون رسیدن،

193
00:21:26,910 --> 00:21:29,454
‫من با پسرمون زیر کف اتاق مخفی شده بودم

194
00:21:31,665 --> 00:21:34,084
‫فقط چند ماهش بود

195
00:21:36,503 --> 00:21:38,005
‫و گریه کرد

196
00:21:41,591 --> 00:21:43,302
‫نوزادها گریه می‌کنن

197
00:21:46,722 --> 00:21:48,223
‫برای ساکت کردنش...

198
00:21:49,641 --> 00:21:51,143
‫من...

199
00:21:52,019 --> 00:21:54,146
‫دهن کوچیکشو با دستم گرفتم

200
00:21:57,774 --> 00:21:59,484
‫ولی اونا نمی‌رفتن

201
00:22:06,116 --> 00:22:08,744
‫و اونم گریه‌ش بند نمی‌اومد

202
00:22:12,497 --> 00:22:14,750
‫پس، محکمتر فشار دادم

203
00:22:21,298 --> 00:22:25,135
‫وقتی بالاخره رفتن، خودم زنده بودم

204
00:22:28,388 --> 00:22:30,098
‫ولی بچه‌م مُرده بود

205
00:22:34,186 --> 00:22:36,980
‫شوهرم سعی کرد منو ببخشه،

206
00:22:36,980 --> 00:22:38,523
‫ولی نتونست

207
00:22:41,151 --> 00:22:43,612
‫مردم روستامون هم نتونستن

208
00:22:49,368 --> 00:22:50,869
‫به نظرت...

209
00:22:52,079 --> 00:22:53,580
‫خدات تو رو بخشیده؟

210
00:22:55,791 --> 00:22:57,292
‫نه

211
00:22:58,919 --> 00:23:01,088
‫معتقدم بهم کمک کرد خودمو ببخشم

212
00:23:25,070 --> 00:23:26,696
‫اینجا جمع شدیم...

213
00:23:28,198 --> 00:23:30,325
‫زیر شاخه‌های درخت نخستین...

214
00:23:31,493 --> 00:23:35,205
‫که ازش برای
‫محافظت از مردم وند تشکر کنیم

215
00:23:36,665 --> 00:23:39,709
‫اجداد ما به این باور بودن
‫که از ریشه‌های این درخت،

216
00:23:39,709 --> 00:23:42,295
‫هر چیزی که می‌دونیم و دوست داریم
‫رشد می‌کنه

217
00:23:43,964 --> 00:23:47,551
‫داستان‌هایی رو که
‫از درخت بزرگ زندگی براتون گفتم یادتونه؟

218
00:23:48,051 --> 00:23:49,553
‫این همون درخته

219
00:23:49,553 --> 00:23:51,555
‫خیلی چیزها رو تحمل کرده،

220
00:23:51,555 --> 00:23:53,557
‫همونطور که مردم ما تحمل کردن...

221
00:23:55,142 --> 00:23:58,687
‫همونطور که ریشه‌های من عمیق و قوی‌ان

222
00:24:00,021 --> 00:24:01,857
‫باشد که برای همه‌مون درس عبرتی باشه

223
00:24:03,108 --> 00:24:04,568
‫پدربزرگ!

224
00:24:08,655 --> 00:24:10,157
‫ارل گاودین

225
00:24:11,241 --> 00:24:12,868
‫به دانمارک خوش اومدین

226
00:24:15,370 --> 00:24:18,039
‫شاه کانوت تونست برکت پاپ رو

227
00:24:18,039 --> 00:24:21,585
‫در سه تا شهرستان در جنوب
‫که با وندها اختلاف داشتن، کسب کنه

228
00:24:21,668 --> 00:24:25,255
‫کلام اون و کلام کلیسا
‫از این توافق دفاع می‌کنه

229
00:24:25,964 --> 00:24:27,466
‫عالیه

230
00:24:28,633 --> 00:24:31,678
‫خب بگو ببینم، با پاپ ملاقات کردی؟

231
00:24:34,306 --> 00:24:35,807
‫بله

232
00:24:36,433 --> 00:24:38,435
‫مرد بزرگیه؟

233
00:24:39,144 --> 00:24:40,812
‫قد و وزن مناسبی داره

234
00:24:41,438 --> 00:24:44,107
‫و از چه‌جور تبری توی جنگ استفاده می‌کنه؟

235
00:24:45,150 --> 00:24:47,861
‫یه تبر بزرگ مثل مال من،
‫یا یه تبر دستی کوچیک؟

236
00:24:48,820 --> 00:24:50,322
‫یا شاید شمشیرزنه

237
00:24:50,405 --> 00:24:52,699
‫منظورتون رو می‌فهمم، اعلی‌حضرت،

238
00:24:52,699 --> 00:24:54,493
‫ولی مردم وند الان مسیحی‌ان،

239
00:24:54,576 --> 00:24:58,121
‫و اگه به خواسته‌های پاپ عمل نکنن
‫نمی‌تونن در برابر فشاری که

240
00:24:58,205 --> 00:25:01,958
‫کلیسا می‌تونه بهشون وارد کنه مقاومت کنن.
‫پسرتون اینو درک می‌کنه

241
00:25:03,376 --> 00:25:04,878
‫معامله خوبی انجام داد

242
00:25:06,630 --> 00:25:09,549
‫یه وایکینگ توی رم

243
00:25:11,301 --> 00:25:13,929
‫که با رهبر کلیسای مسیحی دیدار می‌کنه

244
00:25:14,012 --> 00:25:15,889
‫کاش بودم و می‌دیدم

245
00:25:17,307 --> 00:25:19,100
‫به خوبی مردم شما رو نمایندگی کرد

246
00:25:20,644 --> 00:25:23,438
‫بهم گفتن، تو هم همینطور بودی

247
00:25:23,522 --> 00:25:25,273
‫مثل یه وایکینگ جنگید

248
00:25:26,066 --> 00:25:28,235
‫از بودنم در اینجا واقعاً شاکرم

249
00:25:28,318 --> 00:25:29,986
‫زنی که وایکینگه،

250
00:25:31,029 --> 00:25:33,949
‫و دو پسر قوی که
‫خون شما در رگ‌هاشونه

251
00:25:36,618 --> 00:25:39,037
‫و نظرت در مورد نوه من چیه؟

252
00:25:41,331 --> 00:25:44,125
‫خیال داره وارث تاج و تخت انگلستان بشه

253
00:25:47,212 --> 00:25:48,713
‫مثل یه پادشاه می‌جنگه،

254
00:25:48,964 --> 00:25:52,384
‫ولی در مورد انگلستان اطلاعات کمی داره،
‫و رقبایی هم خواهد داشت

255
00:25:52,467 --> 00:25:53,969
‫براشون آماده‌ام

256
00:25:54,511 --> 00:25:56,054
‫و گادوین رو دارم که راهنماییم کنه

257
00:25:56,846 --> 00:25:59,641
‫من شجاعانه با وندها جنگیدم،
‫از هر کسی می‌خواین بپرسین

258
00:25:59,724 --> 00:26:02,978
‫یه پادشاه باید همونقدر که شجاعه،
‫باهوش هم باشه

259
00:26:04,688 --> 00:26:07,065
‫یه پادشاه واقعی
‫حمله اونا رو پیش‌بینی می‌کرد،

260
00:26:07,148 --> 00:26:08,692
‫و نگهبان می‌ذاشت

261
00:26:09,818 --> 00:26:11,319
‫باید سرسخت‌تر می‌بود

262
00:26:12,445 --> 00:26:14,948
‫وقتی هم‌سن تو بودم،
‫پدرم پادشاه دانمارک بود

263
00:26:16,199 --> 00:26:18,410
‫یه پادشاه فقیر بود و
‫کشور رنج و عذاب می‌کشید

264
00:26:19,536 --> 00:26:22,914
‫و با وجود اینکه مشخص بود
‫که من حاکم خیلی بهتری میشم،

265
00:26:23,540 --> 00:26:25,250
‫تاج و تخت رو رها نمی‌کرد

266
00:26:26,876 --> 00:26:29,838
‫می‌تونستم همونطور که مشاورهام می‌گفتن
‫منتظر باشم تا نوبتم بشه،

267
00:26:29,921 --> 00:26:31,631
‫ولی راه دیگه‌ای رو انتخاب کردم

268
00:26:33,383 --> 00:26:34,884
‫کشتمش

269
00:26:38,972 --> 00:26:41,683
‫اگه واقعاً می‌خوای حکومت کنی،

270
00:26:41,683 --> 00:26:43,602
‫باید سرسخت‌تر باشی

271
00:26:45,812 --> 00:26:48,773
‫[نورماندی]

272
00:26:51,526 --> 00:26:53,028
‫شاهزاده ادوارد!

273
00:26:53,445 --> 00:26:56,031
‫بیاین قبل از اینکه برم
‫باهم بریم سواری

274
00:26:56,114 --> 00:26:57,365
‫منم میام!

275
00:26:57,449 --> 00:26:59,784
‫نه آلفرد. مادرت می‌خواد ببیندت

276
00:27:02,329 --> 00:27:05,248
‫بیا. آخرین سفر با مهمونتون

277
00:27:08,918 --> 00:27:10,420
‫اگه نگرانی...

278
00:27:11,379 --> 00:27:12,881
‫نگهبان‌هاتو بیار

279
00:27:39,324 --> 00:27:40,950
‫آلفرد، برادرت کجاست؟

280
00:27:41,034 --> 00:27:43,078
‫با کانوت برای سواری رفت

281
00:27:44,704 --> 00:27:47,290
‫می‌خواستم باهاش برم،
‫ولی اجازه نداد

282
00:27:49,501 --> 00:27:51,419
‫گفت می‌خواد فقط با ادوارد بره

283
00:28:13,358 --> 00:28:14,859
‫چرا افرادم برگشتن؟

284
00:28:14,901 --> 00:28:16,444
‫چون من بهشون گفتم

285
00:28:18,029 --> 00:28:20,990
‫تعجب می‌کنم که چقدر کم گرفتن
‫تا بهت پشت کنن

286
00:28:22,325 --> 00:28:23,827
‫می‌خوای چیکار کنی؟

287
00:28:25,620 --> 00:28:27,122
‫آروم باش، ادوارد

288
00:28:27,872 --> 00:28:31,626
‫اگه می‌خواستم بهت آسیب بزنم،
‫خیلی قبل‌تر زده بودم

289
00:28:34,713 --> 00:28:37,006
‫بیا پایین حرف بزنیم

290
00:28:54,733 --> 00:28:57,652
‫تو خیلی واضح و روشن
‫احساساتت نسبت به من رو نشون دادی

291
00:28:59,487 --> 00:29:00,989
‫یا مادرت

292
00:29:02,282 --> 00:29:05,785
‫یا اعتقادت به اینکه پادشاهی انگلستان...

293
00:29:07,036 --> 00:29:08,538
‫متعلق به توئه

294
00:29:09,414 --> 00:29:12,333
‫هست! تاج و تخت متعلق به
‫خاندان وزگسه!

295
00:29:12,417 --> 00:29:13,918
‫یه روزی

296
00:29:14,753 --> 00:29:16,254
‫ولی الان نه

297
00:29:17,756 --> 00:29:21,134
‫و من به خاطر اشتباهاتی که
‫پدرت مرتکب شد، روی اون تخت می‌شینم

298
00:29:22,510 --> 00:29:24,679
‫ولی یه روزی میاد که دیگه نشینم

299
00:29:25,764 --> 00:29:27,265
‫و وقتی اون روز برسه...

300
00:29:28,558 --> 00:29:31,311
‫شاید یکی از پسرهام تاج رو سرش بذاره

301
00:29:33,605 --> 00:29:35,940
‫شاید تو یا برادرت

302
00:29:37,859 --> 00:29:41,488
‫ولی هرکسی که تاج رو سرش بذاره
‫باید متوجه یه چیز مهمی باشه،

303
00:29:41,571 --> 00:29:43,156
‫وگرنه تاج مدت زیادی
‫روی سرش نمی‌مونه

304
00:29:45,408 --> 00:29:48,328
‫تاج و تخت شاید ارثی باشه...

305
00:29:50,705 --> 00:29:52,665
‫ولی شاه‌ها ساخته میشن

306
00:29:53,917 --> 00:29:55,502
‫پدرت اینو می‌فهمید

307
00:29:56,795 --> 00:29:58,296
‫منم همینطور

308
00:29:58,922 --> 00:30:01,341
‫شاید یه روز تو هم بفهمی

309
00:30:05,929 --> 00:30:07,430
‫چرا اینا رو بهم میگی؟

310
00:30:10,892 --> 00:30:12,393
‫چون مادرت دوستت داره

311
00:30:13,937 --> 00:30:15,438
‫و من عاشق مادرت‌ام

312
00:30:16,481 --> 00:30:18,775
‫و از رفتاری که باهاش داری خوشم نمیاد

313
00:30:19,651 --> 00:30:21,319
‫اون ما رو رها کرد

314
00:30:21,402 --> 00:30:23,196
‫این کارو کرد که ازتون محافظت کنه

315
00:30:23,279 --> 00:30:25,073
‫توی انگلستان جاتون امن نیست

316
00:30:26,157 --> 00:30:29,869
‫این کارو کرد که
‫فرصتی برای زنده موندن بهتون بده!

317
00:30:32,831 --> 00:30:34,332
‫به این خاطر مجازاتش نکن

318
00:30:46,094 --> 00:30:49,514
‫اگه می‌خوای پادشاه باشی،
‫مثل یه پادشاه رفتار کن

319
00:30:50,598 --> 00:30:55,186
‫در غیر این صورت غرور و خشمت
‫کارتو تموم می‌کنه

320
00:31:08,533 --> 00:31:10,243
‫شاهزاده یاروسلاو،

321
00:31:10,326 --> 00:31:13,788
‫چرا هر بار که میای اینجا
‫درخواست سرباز بیشتر داری؟

322
00:31:13,872 --> 00:31:17,292
‫چون هنوز بهشون نیاز دارم

323
00:31:17,375 --> 00:31:21,004
‫می‌تونم ۲۰۰۰ سرباز بهت بدم. نه بیشتر

324
00:31:22,463 --> 00:31:25,174
‫فکر می‌کردم سعی داریم
‫مشکل پچنگ‌ها رو حل کنیم

325
00:31:26,009 --> 00:31:27,552
‫حداقل ۵ هزار نفر

326
00:31:28,344 --> 00:31:29,846
‫این تعداد نمی‌تونم بهت بدم

327
00:31:30,221 --> 00:31:32,724
‫پس وقتی پچنگ‌ها
‫داشتن دیوارت رو خراب میکردن،

328
00:31:32,724 --> 00:31:34,225
‫نیا از من کمک بخواه

329
00:31:34,726 --> 00:31:37,437
‫۲ هزار تا از وایکینگ‌هام رو
‫در اختیارتون می‌ذارم

330
00:31:38,271 --> 00:31:41,232
‫ارزششون دو برابر سربازهای ژنرال مانیاکیسه

331
00:31:41,816 --> 00:31:43,401
‫و کی رهبریشون می‌کنه؟ تو؟

332
00:31:43,484 --> 00:31:44,986
‫نه

333
00:31:45,778 --> 00:31:47,280
‫اینجا بهش نیازه

334
00:31:50,617 --> 00:31:53,953
‫من دیگه باید برم.
‫توافق کردیم؟

335
00:31:54,037 --> 00:31:55,538
‫بله

336
00:31:57,457 --> 00:31:59,959
‫راه درازی رو اومدین، ملکه

337
00:32:00,043 --> 00:32:02,921
‫برام سواله که تا حالا
‫دلتنگ خونه قدیمی و

338
00:32:02,921 --> 00:32:04,964
‫مردمتون در شمال نشدین؟

339
00:32:05,548 --> 00:32:07,342
‫الان اینجا خونه منه، یاروسلاو

340
00:32:08,259 --> 00:32:10,136
‫مردمم اینان

341
00:32:25,485 --> 00:32:28,947
‫با وجود اینا، سرزنشت نمی‌کنم
‫که وطنت رو فراموش کردی

342
00:32:29,822 --> 00:32:31,324
‫نروژ رو فراموش نکردم

343
00:32:32,784 --> 00:32:36,454
‫مگه هفت سال پیش بهت نگفتم
‫که میام اینجا و ثروت جمع می‌کنم؟

344
00:32:36,537 --> 00:32:38,748
‫که بتونم برگردم خونه و
‫چیزی که صاحبش‌ام پس بگیرم؟

345
00:32:39,624 --> 00:32:41,125
‫آره، گفتی

346
00:32:41,209 --> 00:32:42,710
‫و در طی این سال‌ها،

347
00:32:43,378 --> 00:32:47,465
‫تمام اون ثروت رو به نووگورود نفرستادم
‫که ازشون محافظت کنی؟

348
00:32:48,091 --> 00:32:49,592
‫وظیفه‌شناسانه

349
00:32:50,635 --> 00:32:51,928
‫پس چرا بهم شک داری؟

350
00:32:52,428 --> 00:32:56,140
‫چون طلای کافی برای
‫تشکیل ۵ تا ارتش رو داری!

351
00:32:56,933 --> 00:32:58,267
‫ولی هنوز اینجایی

352
00:33:04,440 --> 00:33:07,568
‫هارالد، می‌دونی فرق بین
‫عطش و اشتها چیه؟

353
00:33:09,654 --> 00:33:13,116
‫عطش چیزیه که بدنمون میگه نیاز داریم

354
00:33:13,199 --> 00:33:15,243
‫اشتها چیزیه که ما می‌خوایم

355
00:33:17,328 --> 00:33:18,830
‫فرقشون رو می‌دونم، عمو

356
00:33:20,248 --> 00:33:22,417
‫سال‌ها پیش ازم خواستی بهت بگم

357
00:33:23,251 --> 00:33:25,461
‫در مورد زنی که
‫توی یوزمبورگ ناپدید شده

358
00:33:25,461 --> 00:33:27,422
‫چیزی شنیدم یا نه؟

359
00:33:30,633 --> 00:33:32,677
‫اولاف هم در موردش ازم پرسید

360
00:33:34,470 --> 00:33:36,556
‫به نظر میاد یومزبورگ رو پیدا کرده،

361
00:33:37,640 --> 00:33:39,225
‫و سعی کرده نابودش کنه

362
00:33:42,186 --> 00:33:43,688
‫و چی شده؟

363
00:33:43,730 --> 00:33:46,524
‫زنه اون و همه افرادش رو کشت،

364
00:33:46,524 --> 00:33:48,609
‫و حالا به یومزبورگ حکومت می‌کنه

365
00:33:52,530 --> 00:33:54,490
‫همیشه مقدر بود که یه حاکم بشه

366
00:34:00,288 --> 00:34:03,082
‫حاکمی با یه بچه هفت ساله

367
00:34:08,379 --> 00:34:09,881
‫ممنون، عمو

368
00:34:10,631 --> 00:34:12,133
‫خوشحالم که فهمیدم

369
00:34:15,011 --> 00:34:18,931
‫ولی برای ترک اینجا کافی نیست؟

370
00:34:19,515 --> 00:34:21,059
‫فریدیس راه خودشو انتخاب کرد

371
00:34:23,770 --> 00:34:25,271
‫منم راه خودمو

372
00:34:43,289 --> 00:34:44,832
‫حالا چیکار کنیم؟

373
00:34:44,916 --> 00:34:47,919
‫قایق نداریم.
‫نمی‌تونیم برگردیم خونه

374
00:34:48,836 --> 00:34:50,338
‫اینجا گیر افتادیم!

375
00:34:51,964 --> 00:34:53,466
‫یه فکری دارم

376
00:34:54,300 --> 00:34:55,718
‫برو آشپزخونه رو پیدا کن،

377
00:34:55,802 --> 00:34:58,179
‫یه قرص نون بزرگ برای خودت بپز بخورش

378
00:34:59,347 --> 00:35:00,848
‫اگه فایده‌ای نداره...

379
00:35:02,058 --> 00:35:04,769
‫برای معجزه دوم
‫به درگاه سنت اولاف دعا کن!

380
00:35:24,956 --> 00:35:26,666
‫موفق شدی!

381
00:35:27,542 --> 00:35:29,043
‫نه

382
00:35:30,169 --> 00:35:30,962
‫ما موفق شدیم

383
00:35:32,672 --> 00:35:34,173
‫حالا چیکار کنیم؟

384
00:35:38,386 --> 00:35:41,639
‫حالا یه خونه جدید پیدا می‌کنیم

385
00:35:55,444 --> 00:35:57,488
‫ببخشید که مجبور شدم اسبتون رو ببرم،

386
00:35:58,156 --> 00:35:59,991
‫ولی باید خواهرمو پیدا می‌کردم

387
00:36:01,033 --> 00:36:02,535
‫این استره

388
00:36:03,119 --> 00:36:04,620
‫اومدیم کمکتون کنیم

389
00:36:04,829 --> 00:36:06,914
‫دو جفت دست دیگه برای ساختن کلیساتون

390
00:36:08,624 --> 00:36:10,126
‫خیلی ازتون ممنونم

391
00:36:25,975 --> 00:36:27,476
‫بیاین بریم، بچه‌ها

392
00:36:37,403 --> 00:36:39,113
‫خداحافظ، پرنس ادوارد

393
00:36:40,281 --> 00:36:41,782
‫خداحافظ، شاه کانوت

394
00:36:45,411 --> 00:36:46,913
‫خداحافظ ادوارد

395
00:36:48,706 --> 00:36:52,001
‫خداحافظ، مادر.
‫مشتاقانه منتظر برگشتت هستم

396
00:37:22,573 --> 00:37:24,075
‫برای شما، سرورم

397
00:37:25,117 --> 00:37:26,619
‫خودم تراشیدمش

398
00:37:30,623 --> 00:37:32,667
‫به شمایل کی تراشیدیش؟

399
00:37:32,750 --> 00:37:34,877
‫خدای وایکینگه، ثور

400
00:37:35,711 --> 00:37:38,422
‫می‌دونم وقتی بچه بودین،
‫بهتون الهام می‌بخشید

401
00:37:38,506 --> 00:37:41,884
‫ریشش رو گرفته و
‫با نفسش بادها رو کنترل می‌کنه

402
00:37:41,968 --> 00:37:44,595
‫باشد که باد خوبی
‫در سفر به خونه براتون فراهم کنه

403
00:37:45,346 --> 00:37:48,307
‫خیلی وقت بود که
‫به همچین چیزهایی فکر نکرده بودم

404
00:37:49,850 --> 00:37:53,646
‫بابت این هدیه ازت ممنونم،
‫ویلیام، دوک نورماندی

405
00:37:54,355 --> 00:37:57,441
‫خون رولو در رگ‌های تو جاریه

406
00:38:01,779 --> 00:38:03,531
‫باشد که ازش قدرت بگیری

407
00:38:06,701 --> 00:38:09,912
‫از یه وایکینگ، به یه وایکینگ دیگه

408
00:38:11,330 --> 00:38:12,832
‫ممنونم

409
00:38:25,803 --> 00:38:28,806
‫مطمئنی نمی‌تونم راضیت کنم بیشتر بمونی؟

410
00:38:28,889 --> 00:38:32,685
‫نه. نمی‌خوام یه سنگ دیگه هم بلند کنم

411
00:38:38,607 --> 00:38:40,609
‫توی پیدا کردن درخت‌هات موفق باشی

412
00:38:42,611 --> 00:38:45,239
‫وقتی کلیسات تموم بشه،
‫چه اتفاقی می‌افته؟

413
00:38:45,323 --> 00:38:46,824
‫ناقوسی ندیدم

414
00:38:49,243 --> 00:38:51,370
‫وقتی تمومش کنیم،
‫خدا یکی برامون فراهم می‌کنه
