﻿1
00:01:44,800 --> 00:01:49,700
آزادی}
{.آرنهید

2
00:01:50,733 --> 00:01:54,333
.پس یعنی اینجا مزرعه ی کِتیل هست

3
00:01:55,700 --> 00:01:57,933
.باورم نمی‌شه

4
00:01:57,933 --> 00:02:02,133
.باورم نمی‌شه که فقط چند روز از هم دیگه فاصله داشتیم

5
00:02:03,666 --> 00:02:05,500
...به نظر می‌رسه که خسته هستی

6
00:02:06,600 --> 00:02:11,500
.اما بازم مثل همیشه زیبایی...

7
00:02:17,900 --> 00:02:22,533
چی؟ آرنهید سان شوهر داشته؟

8
00:02:28,100 --> 00:02:30,100
حال هیجالتی خوبه؟

9
00:02:31,133 --> 00:02:34,533
.دیگه باید حسابی بزرگ شده باشه

10
00:02:44,433 --> 00:02:45,533
...گاردار

11
00:02:48,266 --> 00:02:49,566
...هیجالتی

12
00:02:58,066 --> 00:02:58,933
.خب

13
00:02:59,800 --> 00:03:04,733
.بیا سه تایی برگردیم. همون خونه‌ای که ازش اومدیم

14
00:03:07,200 --> 00:03:08,133
خونه‌مون؟

15
00:03:09,266 --> 00:03:11,666
.دستش رو نگیر، آرنهید

16
00:03:18,466 --> 00:03:20,900
.اگه این کار رو کنی، می‌کشمش

17
00:03:37,100 --> 00:03:38,300
!گاردار

18
00:03:38,300 --> 00:03:38,966
!کیتسونه

19
00:03:39,966 --> 00:03:41,933
.آرنهید رو بردار و از اینجا برو

20
00:03:41,933 --> 00:03:42,900
.چشم

21
00:03:50,533 --> 00:03:53,033
.اون باید مشکلی براش پیش اومده باشه، آنیکی

22
00:03:53,033 --> 00:03:56,200
حتماً فراموش کرده که دنبالش هستن؟

23
00:03:58,233 --> 00:04:01,066
حقیقت داره که لیزارد کشته شده؟

24
00:04:04,066 --> 00:04:07,066
.بله. سرش از تنش جدا شد

25
00:04:08,833 --> 00:04:10,200
.که این‌طور

26
00:04:12,900 --> 00:04:16,000
.اون اینجا اومده که آرنهید رو بدزده

27
00:04:16,000 --> 00:04:17,866
.باید مثل جونت ازش محافظت کنی

28
00:04:17,866 --> 00:04:18,633
.اطاعت

29
00:04:21,000 --> 00:04:22,900
توی عوضی کِتیل هستی؟

30
00:04:25,866 --> 00:04:27,533
اگه من باشم که چی؟

31
00:04:29,566 --> 00:04:31,200
!می‌کشمت

32
00:04:32,033 --> 00:04:35,033
!نکن، گاردار! دیونه‌بازی در نیار

33
00:04:35,033 --> 00:04:36,666
!گاردار

34
00:04:45,600 --> 00:04:47,100
.اِینار، تو صبرکن

35
00:04:47,100 --> 00:04:49,633
ما حتی نمی‌دونیم داره چه اتفاقی می‌افته. می‌خوای چی کار کنی؟

36
00:04:49,900 --> 00:04:52,300
می‌خوای به اِسنیک سان حمله کنی؟

37
00:04:52,733 --> 00:04:54,533
!من خوب می‌دونم داره چه اتفاقی می‌افته

38
00:04:54,900 --> 00:04:58,433
.شوهر آرنهید سان اینجاست که نجاتش بده

39
00:04:58,833 --> 00:05:02,200
مگه نمی‌خوای اون هم آزاد بشه؟

40
00:05:02,433 --> 00:05:05,100
.معلومه می‌خوام، ولی بهتره یه نگاهی به شرایط بندازی

41
00:05:05,100 --> 00:05:07,566
.برای این کار باید از سد سه نفر بگذری

42
00:05:07,566 --> 00:05:11,033
...خودم خوب می‌دونم که به اندازه‌ی کافی قوی نیستم، ولی

43
00:05:11,033 --> 00:05:14,266
.اِینار، من همچین حرفی نمی‌زنم

44
00:05:15,133 --> 00:05:17,100
تو می‌تونی کسی رو بکشی؟

45
00:05:17,566 --> 00:05:19,933
...چه می‌خواد اون طرف آشنا باشه و چه نباشه

46
00:05:19,933 --> 00:05:22,466
می‌تونی با این تبر یک نفر رو بکشی؟...

47
00:05:28,400 --> 00:05:33,400
پس... من باید چی کار کنم؟

48
00:05:35,900 --> 00:05:37,933
.انتخاب خوبی بود، تورفین

49
00:05:38,966 --> 00:05:41,166
.شما بهتره از اونجا خوب نگاه کنین

50
00:05:42,766 --> 00:05:44,600
.من این رو زنده دستگیر می‌کنم

51
00:05:45,333 --> 00:05:48,566
.باید ازش چندتا سوال کنم و اینکه هویتش رو هم شناسایی کنم

52
00:05:57,266 --> 00:06:00,566
.مراقب باش، آنیکی، اون خیلی قوی هست

53
00:06:00,933 --> 00:06:05,933
کی بهت گفته که این‌ حرف رو بزنی، خنگ؟

54
00:06:07,466 --> 00:06:09,300
.وای

55
00:06:14,300 --> 00:06:17,800
.رئیس، نمی‌تونی زنده دستگیرش کنی، باید بکشیش

56
00:06:17,800 --> 00:06:22,400
.دهنت رو ببند. فقط داشتم خودم رو گرم می‌کردم

57
00:06:22,833 --> 00:06:26,266
و اینکه شما موفق شدین یک ضربه بهش بزنین؟

58
00:06:26,266 --> 00:06:30,000
...چی؟ خب راستش، مایه‌ی شرمساری هست ولی

59
00:06:31,466 --> 00:06:33,600
.اون زخمی شده

60
00:06:33,600 --> 00:06:37,233
چه‌جوری شما سه نفر نتونستین حریف یک مرد زخمی بشین؟

61
00:06:51,100 --> 00:06:52,800
.خب... پس قراره این‌جوری پیش بره

62
00:06:59,733 --> 00:07:02,666
.بَدگیر، دست و پاش رو ببند

63
00:07:03,166 --> 00:07:06,800
!گاردار! گاردار-
.معرکه بود، با یک ضربه کارش رو تموم کردی-

64
00:07:08,466 --> 00:07:10,600
!گاردار

65
00:07:15,100 --> 00:07:16,966
!آرنهید

66
00:07:18,800 --> 00:07:20,800
!آرنهید

67
00:07:24,833 --> 00:07:26,900
!آرنهید

68
00:07:29,100 --> 00:07:31,200
!آرنهید-
.خفه شو، تکون بخور-

69
00:07:33,900 --> 00:07:35,666
.بهتره دفاع خودتون رو پایین نیارین

70
00:07:35,666 --> 00:07:39,066
.همیشه پنج نفر رو بسپار که مراقبش باشن-
!آرنهید

71
00:07:39,066 --> 00:07:44,233
.و به عموی کجالارک خبر بده که تونستیم مجرم رو دستگیر کنیم-
!آرنهید-

72
00:07:44,233 --> 00:07:45,433
.فهمیدم

73
00:07:51,033 --> 00:07:52,400
...خیلی خب

74
00:07:53,366 --> 00:07:55,966
.به نظر می‌رسه شما می‌خواین چیزی بگین

75
00:07:55,966 --> 00:07:58,933
.ولی برام یک کلمه از حرف‌های یک مشت برده مهم نیست

76
00:08:03,000 --> 00:08:04,833
می‌تونی این‌جوری بذاری بره؟

77
00:08:05,533 --> 00:08:07,700
.تحمل کردن این براش غیرممکنه

78
00:08:07,700 --> 00:08:10,366
.اون یکی از مردهای من رو کشته

79
00:08:10,366 --> 00:08:12,566
.و اینکه مسئول قتل بقیه‌ کسایی که مردن هم هست

80
00:08:14,300 --> 00:08:16,933
...فقط این نیست، اون ارباب خودش رو کشته

81
00:08:16,933 --> 00:08:20,200
.و اینجا اومده بود که دارایی باارزش ارباب، یعنی آرنهید دوست‌داشتنی رو بدزده...

82
00:08:22,066 --> 00:08:25,233
.نمی‌تونیم بذاریم همچین آدمی آزاد بچرخه

83
00:08:35,033 --> 00:08:38,000
.آرنهید، بهتره اون رو فراموش کنی

84
00:08:38,400 --> 00:08:40,733
.اون شوهر تو نیست

85
00:08:41,200 --> 00:08:43,633
.اون یک برده‌ی فراری هست که عقلش رو از دست داده

86
00:08:49,133 --> 00:08:54,533
.پای خودتون رو از این موضوع بکشین کنار. بهتره به جاش مراقب پیرمرد باشین

87
00:09:37,633 --> 00:09:38,533
.اِینار، صبرکن

88
00:09:38,533 --> 00:09:39,500
.اِینار سان

89
00:09:44,566 --> 00:09:46,333
.لطفاً بشینین

90
00:09:48,433 --> 00:09:51,500
.دیگه تقریباً... وقت شام رسیده

91
00:09:55,800 --> 00:09:59,233
...امشب، توی این تاریکی می‌تونیم

92
00:09:59,233 --> 00:10:03,266
.به احتمال زیاد بتونی از محافظین اِسنیک رَد بشی و گاردار سان رو آزاد کنی...

93
00:10:04,366 --> 00:10:08,666
.اگه کاری نکنیم، ممکنه شوهرت کشته بشه

94
00:10:10,966 --> 00:10:14,366
.خیلی ممنون، ولی اشکالی نداره

95
00:10:15,066 --> 00:10:17,533
.بعضی‌وقت‌ها، چیزی قرار نیست تغییر کنه

96
00:10:20,366 --> 00:10:23,766
.و بهتره که توی اون زمان هیچ کاری انجام ندی

97
00:10:25,533 --> 00:10:29,633
.بهتره سر جات بشینی و بذاری که طوفان بیاد و بره

98
00:10:31,733 --> 00:10:35,300
.اِینار سان، دوست ندارم شما هم درگیر این طوفان بشین

99
00:10:39,566 --> 00:10:43,900
مگه گاردار سان رو... دوست ندارین؟

100
00:10:45,333 --> 00:10:46,400
.دوستش دارم

101
00:10:47,366 --> 00:10:54,966
.پدر و مادرمون ترتیب ازدواج ما رو داده بودن، ولی هم با من و هم با پسرمون مهربون بود

102
00:10:56,300 --> 00:10:58,666
.پس برای همین باید بریم

103
00:10:58,666 --> 00:11:02,700
.حتی اگه مجبور بشیم با اِسنیک سان و بقیه مبارزه کنیم، ارزشش رو داره

104
00:11:03,433 --> 00:11:05,433
مگه نه، تورفین؟

105
00:11:08,966 --> 00:11:12,000
.خواهش می‌کنم، تورفین. قدرتت رو بهم قرض بده

106
00:11:12,000 --> 00:11:14,333
...من توجه نگهبان‌ها رو جلب می‌کنم، تو هم

107
00:11:14,333 --> 00:11:19,066
.من پسرمون رو به خاطر قمار از دست دادم

108
00:11:25,566 --> 00:11:30,500
می‌شه یه خورده... راجب داستانم باهاتون صحبت کنم؟

109
00:11:40,233 --> 00:11:43,066
.برمی‌گرده به سال‌ها پیش

110
00:12:10,200 --> 00:12:15,800
.خانواده‌ی ما توی یک روستا در سوئد زندگی می‌کردن

111
00:12:16,866 --> 00:12:21,500
.نه فقیر بودیم و نه ثروتمند، زندگی آرومی داشتیم

112
00:12:29,533 --> 00:12:31,733
...وقتی بچه‌مون یک سالش که شد

113
00:12:31,733 --> 00:12:35,766
.توی اعماق جنگل، در یک مرداب موفق شدن معدن آهن پیدا کنن...

114
00:12:36,933 --> 00:12:43,866
چیزی نگذشت که چند گروه که خودشون رو صاحب مرداب می‌دونستن
.بین‌ـِشون یک درگیری شکل گرفت

115
00:12:45,366 --> 00:12:49,400
...دوست گاردار هم یکی از کسانی بود که توی این درگیری نقش داشت

116
00:12:50,300 --> 00:12:52,633
.برای همین ازش درخواست کمک کرد...

117
00:12:55,033 --> 00:13:01,400
.گاردار با بقیه‌ی اهالی روستا صحبت کرد، که با هم به یک نتیجه برسن

118
00:13:02,366 --> 00:13:05,466
باید توی این درگیری شرکت کنیم یا نه؟

119
00:13:06,500 --> 00:13:08,900
.اگه برنده بشیم، صاحب آهن می‌شیم

120
00:13:13,966 --> 00:13:18,533
.برای همین مردان تصمیم گرفتن وارد جنگ بشن

121
00:13:26,400 --> 00:13:30,433
.من و یک خانوم دیگه که صحبت‌هاشون رو می‌شنیدیم شوکه شدیم

122
00:13:31,166 --> 00:13:37,333
.آخه، روستای ما هرچیزی که نیاز داشت رو به اندازه‌ی کافی داشت

123
00:13:40,400 --> 00:13:46,733
.ولی زن‌ها موفق نشدن که نظر مردان رو برگردونن

124
00:13:49,633 --> 00:13:52,466
.گاردار، خواهش می‌کنم بهش فکر کن و قبول نکن

125
00:13:52,466 --> 00:13:56,133
.الان توی شرایطی نیستم که از بی‌آهنی دست به همچین کاری بزنیم

126
00:13:59,966 --> 00:14:03,500
چرا از زندگی خودت برای چیزی که نیاز نداریم می‌گذری؟

127
00:14:04,366 --> 00:14:05,666
.آرنهید

128
00:14:08,700 --> 00:14:09,900
.نیاز داریم

129
00:14:12,000 --> 00:14:15,433
.یونگاه اهل غرب آدم جاه‌طلبی هست

130
00:14:16,433 --> 00:14:21,700
.اگه آهن به دست بیاره، توازن قدرت توی این منطقه از بین می‌ره

131
00:14:26,166 --> 00:14:28,066
.و اون موقع روستای ما ثروتمند می‌شه

132
00:14:29,133 --> 00:14:30,766
.این برای شماست

133
00:14:41,833 --> 00:14:46,900
.هیجالتی، تا وقتی من نیستم از مادرت محافظت کن

134
00:14:48,933 --> 00:14:51,300
.من متوجه حرفاش نمی‌شدم

135
00:14:51,300 --> 00:14:52,833
.آی، دردم گرفت

136
00:14:54,766 --> 00:14:59,400
.اگه می‌خواد ازمون محافظت کنه بهتره همینجا پیش ما بمونه

137
00:15:06,833 --> 00:15:10,233
...همه‌ی مردان جوان روستا به جنگ رفتن

138
00:15:10,666 --> 00:15:13,733
.در حالی که زن‌ها و بچه‌ها خونه موندن تا از روستا محافظت کنن...

139
00:15:13,733 --> 00:15:16,000
.چند هفته گذشت

140
00:15:17,966 --> 00:15:19,133
...و بعد

141
00:15:25,300 --> 00:15:26,500
.نگاه کن

142
00:15:28,200 --> 00:15:32,900
.یک کشتی از دوردست دیدیم، اول فکر کردیم که مردهامون برگشتن

143
00:15:36,500 --> 00:15:38,400
...ولی این‌جوری نشد

144
00:15:50,400 --> 00:15:53,600
.وقتی مردان رفته بودن بهمون حمله کردن

145
00:15:55,433 --> 00:15:58,966
.خونه‌مون رو سوزاندن. پیرها رو کشتن

146
00:15:59,433 --> 00:16:04,666
.زن‌ها رو سوار کشتی کردن و با خودشون بردن

147
00:16:06,366 --> 00:16:10,800
...و من... هیجالتی رو از دست دادم

148
00:16:20,300 --> 00:16:28,166
!هیجالتی! نــــــــــــــــــه! هیجالتی

149
00:16:42,400 --> 00:16:47,733
.وقتی امروز گاردار رو دیدم، ازش ترسیدم

150
00:16:49,433 --> 00:16:53,800
.مطمئنم تمام رنج‌هایی که تا اینجا کشیده اون رو تغییر داده

151
00:16:54,833 --> 00:16:59,200
.اون الان خود طوفان هست

152
00:17:02,733 --> 00:17:10,800
.این‌دفعه، من باید از بچه‌هامون، در برابر طوفان مردان محافظت کنم

153
00:17:13,833 --> 00:17:15,600
بچه‌تون؟

154
00:17:18,500 --> 00:17:21,100
...اون روز متوجه شدم

155
00:17:22,500 --> 00:17:27,433
.من الان بچه‌ی کِتیل سان رو توی شکمم پرورش میدم

156
00:17:32,366 --> 00:17:36,400
.مطمئنم که ارباب از این بچه حمایت می‌کنه

157
00:17:37,200 --> 00:17:39,400
.هرچی نباشه، خودشون منتظر بودن

158
00:17:41,266 --> 00:17:48,933
.توی یکی از این زمین‌ها، می‌تونم توی آرامش بچه‌م رو بزرگ کنم

159
00:17:52,433 --> 00:17:55,166
...برای همین، اِینار سان

160
00:17:56,033 --> 00:18:00,566
.تا وقتی که طوفان می‌گذره اینجا بمون

161
00:18:03,233 --> 00:18:04,400
.اینجا بمون

162
00:19:04,600 --> 00:19:10,433
.آرنهید، فکر می‌کردم منتظری که طوفان بیاد و بره

163
00:19:12,866 --> 00:19:16,000
قربان، شما داشتین گوش می‌کردین؟

164
00:19:18,066 --> 00:19:23,033
...شاید از نظر تو من دیگه خیلی پیر شده باشم

165
00:19:23,400 --> 00:19:27,100
.ولی هنوز عقلم رو از دست ندادم. من رو دستکم نگیر...

166
00:19:32,600 --> 00:19:36,100
.فکر کردم حداقل می‌تونم زخم‌هاش رو مداوا کنم

167
00:19:42,233 --> 00:19:47,000
...می‌دونم که قرار نیست دوباره اون رو ببینم

168
00:19:48,866 --> 00:19:51,833
برای چی؟...

169
00:19:57,500 --> 00:20:04,266
.من هم یکبار منتظر بودم که طوفان بیاد و بره

170
00:20:07,433 --> 00:20:14,266
.نه، از ترس... قایم شده بودم

171
00:20:26,600 --> 00:20:31,500
.این مربوط به بیست سال پیش می‌شه

172
00:20:34,600 --> 00:20:42,400
.پسرم کِتیل و یکی از دخترای روستا عاشق هم‌دیگه بودن

173
00:20:45,566 --> 00:20:51,100
...ولی یک روز، مردی به اِسم ایبه از روستای کناری آمد

174
00:20:51,100 --> 00:20:54,833
.و زمانی که داشت قدرت‌نمایی می‌کرد، عاشق اون دختر شد...

175
00:20:54,833 --> 00:20:58,466
.و من تصمیم گرفتم تصمیم درناکی رو بگیرم

176
00:20:59,966 --> 00:21:05,466
.کِتیل آماده بود برای محافظت از اون مبارزه کنه

177
00:21:07,033 --> 00:21:11,200
.ولی اون زمان، ما ضعیف بودیم

178
00:21:11,200 --> 00:21:14,533
.خیلی‌ها از ایبه وحشت داشتن

179
00:21:15,100 --> 00:21:18,400
.فکر می‌کردن اگه مبارزه کنن کشته می‌شن

180
00:21:21,466 --> 00:21:26,666
.برای همین مجبور شدیم تصمیم سختی بگیریم

181
00:21:30,500 --> 00:21:33,600
.اگه مردان اسکاندیناوی این تصمیم رو بشنون خنده‌شون می‌گیره

182
00:21:34,100 --> 00:21:39,533
.برای محافظت کردن از خودم دو دستی اون دختر رو تحویل‌ش دادم

183
00:21:44,000 --> 00:21:48,933
...اما، زمان ازدواج‌شون که فرا رسید

184
00:22:04,066 --> 00:22:10,133
.ایبه توسط کسی که نسبت به اون و ثروتش کینه داشت مورد حمله قرار گرفت...

185
00:22:14,533 --> 00:22:18,000
...وقتی خبر رو شنیدم با عجله اونجا رفتم

186
00:22:18,533 --> 00:22:22,900
.و همه چیز اونجا تبدیل به خاکستر شده بود...

187
00:22:34,266 --> 00:22:39,666
چرا؟ چرا همیشه این اتفاق‌ها می‌افته؟

188
00:22:46,500 --> 00:22:49,000
...اگه چیزی باشه که بخوام بهت بگم

189
00:22:52,533 --> 00:23:00,833
حتی اگه بتونی در برابر طوفان از خودت دفاع کنی، زخم‌هایی...
.که به جا می‌ذاره تا مدت‌ها باقی می‌مونه

190
00:23:15,700 --> 00:23:19,800
.ببخشین که نمی‌تونم بهت کمک کنم

191
00:23:34,466 --> 00:23:37,033
.من به زودی برمی‌گردم
