﻿1
00:01:58,433 --> 00:02:03,200
قسمت پانزدهم     طوفان

2
00:02:28,833 --> 00:02:30,566
چه غلطی کردی؟

3
00:02:31,466 --> 00:02:34,333
.تا فردا می‌شه صبر کرد

4
00:02:34,333 --> 00:02:36,733
.م-من که تصمیم نمی‌گیرم

5
00:02:37,200 --> 00:02:40,033
.راستی، بانو داخل هستن

6
00:02:40,033 --> 00:02:41,500
.اون پیری خرفت رو می‌گی

7
00:02:42,066 --> 00:02:45,633
.در حالت عادی، باید حفاظت رو به ما می‌سپردن

8
00:02:45,633 --> 00:02:49,133
.شاید برای این بوده که شنیدن قراره سه تا اسب به عنوان جایزه بدن

9
00:02:49,133 --> 00:02:51,566
می‌خوای بگی ازمون می‌خواد که باهاشون قسمت کنیم؟

10
00:02:51,566 --> 00:02:53,133
...خودخواه

11
00:03:00,400 --> 00:03:02,833
.وای، پسر

12
00:03:04,633 --> 00:03:11,300
اسنیک سان، می‌شه اجازه بدین شوهرم... گاردار رو ببینم؟

13
00:03:11,300 --> 00:03:12,333
.نمی‌شه

14
00:03:14,733 --> 00:03:18,866
...اون صدمه دیده، مگه نه؟ چه‌جوری

15
00:03:19,633 --> 00:03:21,733
زخم‌هاش بهتره؟

16
00:03:22,666 --> 00:03:24,666
.برام مهم نیست

17
00:03:25,166 --> 00:03:28,800
چرا باید کسی که یکی از افردام رو کشته برام مهم باشه؟

18
00:03:31,300 --> 00:03:33,266
.داداش، اینم اسب

19
00:03:33,266 --> 00:03:36,433
.ممنون. خودم الان میرم بانو رو می‌بینم

20
00:03:36,433 --> 00:03:40,033
.شما هم بهتره آرنهید رو به خونه‌ی اون پیری ببرین

21
00:03:48,133 --> 00:03:51,200
.خب، چیزه. ما که اسب دیگه‌ای نداریم بخوایم این کار رو کنیم

22
00:03:51,633 --> 00:03:56,233
واقعاً ازم می‌خواد که تا خونه تو رو همراهی کنم؟

23
00:04:03,533 --> 00:04:07,000
.خواهش می‌کنم... بذارین شوهرم رو ببینم

24
00:04:07,500 --> 00:04:10,533
.قسم می‌خورم قصد ندارم اون رو آزاد کنم

25
00:04:10,533 --> 00:04:13,000
.فقط می‌خوام زخم‌هاش رو خوب کنم

26
00:04:13,566 --> 00:04:15,833
...چی؟ ولی آخه

27
00:04:18,966 --> 00:04:22,100
...آخه آنیکی گفت که باید

28
00:04:32,133 --> 00:04:33,766
.هوی، هوی

29
00:04:34,433 --> 00:04:36,133
شما اینجا دارین چه غلطی می‌کنین؟

30
00:04:36,433 --> 00:04:39,233
.اون که دختر خانوم کِتیل هست

31
00:04:39,900 --> 00:04:45,666
.چیزه، آنیکی اجازه داده... آنیکی گفته می‌تونه که زخم‌های گاردار رو درمان کنه

32
00:04:45,666 --> 00:04:46,900
.راست می‌گم

33
00:04:55,900 --> 00:04:57,033
...گاردار

34
00:04:59,300 --> 00:05:00,633
.آرنهید

35
00:05:37,266 --> 00:05:39,033
.تو رو کتک زدن

36
00:05:41,466 --> 00:05:44,733
.طنابا رو باز کن، آرنهید

37
00:05:45,833 --> 00:05:47,700
.بیا با هم بریم خونه

38
00:05:48,200 --> 00:05:49,033
.هوی

39
00:05:49,466 --> 00:05:51,166
.اشکالی نداره

40
00:05:51,166 --> 00:05:53,700
.چیزی همراهش نیست که باهاش طناب رو باز کنه

41
00:05:54,200 --> 00:05:56,333
.خب خوبه

42
00:05:56,800 --> 00:06:01,700
.چیزه، آرنهید. شوهرت تا اینجا اومده تا تو رو ببینه

43
00:06:02,033 --> 00:06:06,066
چرا به جای اینکه زخم‌هاش رو درمان کنی، از اون غذاهای خوب درست نمیکنی؟

44
00:06:08,700 --> 00:06:11,766
.وقتی این‌جوری زخمی شده نمی‌تونم درست درمان کنم

45
00:06:12,333 --> 00:06:14,200
می‌شه یه خورده طناب رو شل کنین؟

46
00:06:14,200 --> 00:06:19,300
.معلومه که نمی‌شه. اون باید بسته بمونه

47
00:06:19,300 --> 00:06:20,966
.ولی به جاش می‌تونی براش غذا درست کنی

48
00:06:22,866 --> 00:06:24,400
.راست می‌گه

49
00:06:28,366 --> 00:06:29,800
.آرنهید

50
00:06:34,866 --> 00:06:36,400
.ببخشید

51
00:06:40,766 --> 00:06:48,133
.من دیگه تو و هیجالتی رو ترک نمی‌کنم

52
00:06:49,433 --> 00:06:51,166
.قسم می‌خورم ترک‌ـِتون نکنم

53
00:06:53,666 --> 00:06:56,400
.من اشتباه می‌کردم

54
00:06:58,333 --> 00:07:02,433
.من رو ببخش، آرنهید

55
00:07:31,100 --> 00:07:33,233
.من باعث شدم سختی‌های زیاد بکشی

56
00:07:34,133 --> 00:07:38,666
.بیا از اول شروع کنیم. من همون آدم قبل می‌شم

57
00:07:40,033 --> 00:07:42,500
.لطفاً دستام رو باز کن

58
00:07:44,866 --> 00:07:50,666
.من رو ببخش، گاردار. من رو ببخش

59
00:07:56,966 --> 00:08:01,533
.چی داری می‌گی؟ اون کسی که باید طلب بخشش کنه منم

60
00:08:02,933 --> 00:08:07,733
.زودباش، آرنهید. خودت رو جمع کن

61
00:08:16,666 --> 00:08:19,033
.هه، حالمونو خراب کردن

62
00:08:19,700 --> 00:08:21,800
.بارون شدت گرفته

63
00:08:21,800 --> 00:08:23,833
.میرم داخل یه خورده استراحت کنم

64
00:08:24,600 --> 00:08:28,433
.هوی، بهتون دستور داده شده که مراقبش باشین

65
00:08:28,833 --> 00:08:30,933
.یک نفر کفایت می‌کنه

66
00:08:30,933 --> 00:08:33,200
.تو کسی هستی که اون دختر رو اینجا آورده

67
00:08:33,533 --> 00:08:35,433
.و وظیفه‌ی توئه که مراقبش باشی

68
00:08:36,633 --> 00:08:38,200
داری شوخی می‌کنی؟

69
00:08:42,233 --> 00:08:43,066
.هوی

70
00:08:44,633 --> 00:08:49,000
هوی، آرنهید. نمی‌خوای این کارات رو تموم کنی؟

71
00:08:49,000 --> 00:08:50,700
اون کاری که به خاطرش اومدی تموم شد، مگه نه؟

72
00:08:57,600 --> 00:09:03,333
.وای، پسر. تنها نقطه ضعف من اینه که نمی‌تونم به یه خانوم جواب رد بدم

73
00:09:04,466 --> 00:09:06,333
.وقتت تموم شد

74
00:09:08,466 --> 00:09:09,800
.زودباش، بلند شو

75
00:10:22,266 --> 00:10:25,366
.آرنهید، یک چاقو دور کمرش هست

76
00:10:25,366 --> 00:10:27,800
.اون رو بردار و طنابم رو پاره کن

77
00:10:28,966 --> 00:10:31,800
!زودباش، آرنهید

78
00:10:34,466 --> 00:10:36,733
!هوی، گندش بزنن! اون مرده-

79
00:10:36,733 --> 00:10:41,066
چی؟ مرده؟ اون داشت مگه اونجا چه غلطی می‌کرده؟-
!خودت رو جمع و جور کن-

80
00:10:41,066 --> 00:10:43,433
!زودباش، طناب رو باز کن-
!عجله کن-

81
00:10:44,766 --> 00:10:46,700
.اگه بیان هر دوتامون رو می‌کشن

82
00:10:47,533 --> 00:10:49,266
.آماده شو؟ بریم

83
00:10:52,733 --> 00:10:54,200
!آرنهید

84
00:11:19,866 --> 00:11:21,533
.آنیکی، خبر بدی دارم

85
00:11:21,533 --> 00:11:23,433
.همه‌شون مردن

86
00:11:28,100 --> 00:11:29,833
...یک مشت احمق هستن

87
00:11:31,100 --> 00:11:33,600
.هزاربار بهشون گفتم که دفاع خودشون رو پایین نیارن

88
00:11:38,600 --> 00:11:40,333
.رئیس، بیا اینجا

89
00:11:43,600 --> 00:11:45,000
.این شمشیرش هست

90
00:11:46,233 --> 00:11:48,033
.نوکش رو نگاه کنین

91
00:11:48,966 --> 00:11:52,466
.باران خون رو پاک کرده، ولی هنوز روی تیغه چربی مونده

92
00:11:53,000 --> 00:11:54,733
.اون به دشمن ضربه زده

93
00:11:56,333 --> 00:11:57,900
.باید عمیق بوده باشه

94
00:11:57,900 --> 00:11:58,733
.بله

95
00:11:59,366 --> 00:12:01,533
.علاوه بر اون زخم قدیمی یک زخم جدید هم برداشته

96
00:12:02,766 --> 00:12:04,900
.و هیچ اسبی اینجا نبوده

97
00:12:07,066 --> 00:12:08,100
!دنبالش می‌گردیم

98
00:12:08,666 --> 00:12:10,766
!نباید زیاد دور شده باشه

99
00:12:11,833 --> 00:12:14,600
!باید تا وقتی توی مزرعه باشه، این مشکل رو حل و فصل کنیم

100
00:12:16,166 --> 00:12:17,633
...همین که پیداش کردیم

101
00:12:19,500 --> 00:12:20,633
.باید بکشیمش...

102
00:12:55,833 --> 00:12:59,300
نمی‌تونی بخوابی، اِینار؟

103
00:13:03,433 --> 00:13:05,400
.خودتم نمی‌تونی بخوابی

104
00:13:05,966 --> 00:13:08,400
.توی خواب ناله نکردی، و اومدی که من رو بیدار کنی

105
00:13:10,800 --> 00:13:12,633
.آره، این‌جوری فکر کنم

106
00:13:14,066 --> 00:13:15,933
چرا مراقبم هستی؟

107
00:13:17,133 --> 00:13:21,300
فکر می‌کردی ممکنه شب کار خطرناکی ازم سَر بزنه؟

108
00:13:24,300 --> 00:13:25,366
.همچین کاری نمی‌کنم

109
00:13:26,133 --> 00:13:28,433
.نمی‌خوام برای آرنهید دردسر بیش‌تری درست کنم

110
00:13:33,466 --> 00:13:35,133
.اصلاً منطقی نیست

111
00:13:36,433 --> 00:13:40,033
.فقط می‌خواستم توی آرامش به زندگی‌م ادامه بدم

112
00:13:42,566 --> 00:13:47,400
.اشتباه فکر می‌کردم که آزادی با خشونت از بین میره

113
00:13:48,433 --> 00:13:49,466
.اشتباه می‌کردم

114
00:13:57,766 --> 00:14:05,166
.من بیش‌تر زندگی‌م رو توی جنگ سپری کردم، برای همین حق ندارم چیزی بگم

115
00:14:06,166 --> 00:14:12,233
.ولی اشتباه می‌کردم. اشتباه می‌کردم

116
00:14:14,966 --> 00:14:20,133
.فکر می‌کنم آرنهید سان نمی‌دونست که تو جنگجویی

117
00:14:22,033 --> 00:14:23,433
.من بی‌خاصیتم

118
00:14:24,300 --> 00:14:29,333
.از این می‌ترسم که افرادی مثل اون از گذشته‌م باخبر بشن

119
00:14:31,033 --> 00:14:35,533
باورم نمی‌شه که از آسیب رسوندن به این همه آدم اذیت نمی‌شدم؟

120
00:14:38,566 --> 00:14:42,600
.حتی فکرش رو نمی‌کردم یک روز همچین کاری کنی

121
00:14:45,933 --> 00:14:50,433
...می‌گم تورفین، اون روز چی بهم گفتی

122
00:14:51,000 --> 00:14:52,733
واقعاً جدّی هستی؟

123
00:14:52,733 --> 00:14:53,633
چی؟

124
00:14:54,566 --> 00:15:00,666
یکبار ازم پرسیدی می‌شه جنگ و برده‌داری توی این دنیا رو تموم کرد؟

125
00:15:02,066 --> 00:15:05,000
...از نظر من این چیزی جز رویا نیست

126
00:15:05,566 --> 00:15:10,666
.اما کسی که هر دوتاش رو تجربه کرده، ممکنه به یه سری ایده‌ها دست پیدا کنه...

127
00:15:14,133 --> 00:15:15,333
باید چی کار کنیم؟

128
00:15:16,533 --> 00:15:20,733
چه‌جوری می‌تونیم جنگ و برده‌داری رو تموم کنیم؟

129
00:15:25,533 --> 00:15:29,933
...من فقط می‌تونم طبق تجربیاتی که کردم همچین حرفی بزنم

130
00:15:31,966 --> 00:15:35,333
.اما جنگ همیشه برده‌های زیادی رو با خودش ایجاد می‌کنه...

131
00:15:36,533 --> 00:15:40,866
.کسایی که توی جنگ شکست بخورن تبدیل به برده می‌شن

132
00:15:42,100 --> 00:15:45,433
.مثل تو... و آرنهید سان

133
00:15:47,633 --> 00:15:50,800
.اما خط بین جنگ و برده‌داری هنوز مبهم‌ـه

134
00:15:52,200 --> 00:15:57,566
.ممکنه برده‌ها هم از جای دیگه بیان، ولی منبع اصلی برده‌داری جنگ هست

135
00:15:58,300 --> 00:16:02,000
.اگه تعداد جنگ‌ها کم‌تر بشه، در نتیجه تعداد برده‌ها هم کم می‌شه

136
00:16:06,233 --> 00:16:11,900
.ولی مردم اسکاندیناوی فکر نمی‌کنن جنگ چیز بدیه

137
00:16:13,700 --> 00:16:17,733
.ارزش یک مرد اسکاندیناویایی با شجاعت و ثروتش سنجیده می‌شه

138
00:16:18,500 --> 00:16:23,866
هرچی دشمن بیش‌تری بکشی و ثروت بیش‌تری کسب کنی
.بیش‌تر مورد احترام قرار می‌گیری

139
00:16:25,500 --> 00:16:31,433
برای همین پدران به پسرهاشون روش جنگیدن نشون میدن، اون‌ها رو
.مسلح می‌کنن و با کشتی‌های جنگی به جنگ می‌فرستن

140
00:16:32,433 --> 00:16:37,400
.بدون اینکه زیرسوال ببرن، اسکاندیناوی‌ها از زمان قدیم این کار رو می‌کردن

141
00:16:39,166 --> 00:16:43,266
.همیشه بخوای جلوی کاری که فکر می‌کنی طبیعی هست رو بگیری سخته

142
00:16:46,066 --> 00:16:48,766
.اما... آدم‌هایی مثل تو هم هست

143
00:16:49,566 --> 00:16:54,266
یعنی این‌قدر عجیبه که کسی قسم بخوره به کسی دیگه آسیب نمی‌رسونه؟

144
00:16:56,500 --> 00:17:01,400
.توی جامعه‌ی اسکاندیناوی، ترسوها نمی‌تونن زندگی کنن

145
00:17:06,233 --> 00:17:07,533
.اما اشکالی نداره

146
00:17:08,500 --> 00:17:13,866
.ترجیح میدم یه طرد شده باقی بمونم تا اینکه باز این چیزها رو به دوش بکشم

147
00:17:15,900 --> 00:17:17,033
به دوش بکشی؟

148
00:17:22,733 --> 00:17:24,033
.مرگ رو می‌گم

149
00:17:26,700 --> 00:17:28,966
.کسایی رو که کشتم

150
00:17:30,866 --> 00:17:36,066
.ارواح‌ـشون هر شب ظاهر می‌شن و من رو اذیت می‌کنن

151
00:17:36,833 --> 00:17:38,100
«چرا ما رو کشتی؟»

152
00:17:38,966 --> 00:17:43,766
...وقتی پدرت رو کشتن خشم و نفرت زیادی احساس کردی»

153
00:17:44,266 --> 00:17:48,633
«.و تو به جاش پدران، برادران و پسران زیاد رو کشتی...

154
00:17:50,866 --> 00:17:54,933
.من باید کفاره‌ی مرگ‌ـِشون رو بپردازم

155
00:17:55,866 --> 00:18:00,666
.باید اون‌ها رو جایی ببرم که بتونن به آرامش برسن

156
00:18:02,200 --> 00:18:05,333
.دیگه نمی‌تونم بیش‌تر از این تحمل کنم

157
00:18:06,233 --> 00:18:09,633
.من نمی‌تونم کفاره یک نفر دیگه رو تحمل کنم

158
00:18:16,900 --> 00:18:22,266
.همیشه به این فکر می‌کنم... چه‌جوری می‌تونم جبران کنم

159
00:18:24,000 --> 00:18:29,433
.دیگه نمی‌شه قتل و نابود کردن رو کفاره‌ی گناهان دونست

160
00:18:32,733 --> 00:18:38,166
.به جای اینکه زیرپا له کنم باید گندم‌های بیش‌تر بکارم

161
00:18:39,366 --> 00:18:44,100
.باید خونه‌های بیش‌تری رو به جای اونایی که سوزاندم بازسازی کنم

162
00:18:45,733 --> 00:18:50,766
.هنوز نمی‌دونم باید چه جوری جنگ رو از این دنیا حذف کنم

163
00:18:51,966 --> 00:18:58,533
.ولی حداقل می‌تونم این روستا رو سر و سامون بدم

164
00:19:00,833 --> 00:19:05,166
.باید مکانی درست کنم که نیاز نباشه کسی اونجا شمشیر به دست بگیره

165
00:19:16,766 --> 00:19:21,000
ولی چه‌جوری می‌خوای از اون زمین محافظت کنی؟

166
00:19:22,400 --> 00:19:24,466
.منم از جنگ متنفرم

167
00:19:25,366 --> 00:19:28,866
.ولی آخرش سر و کله‌ی وایکینگ‌ها پیدا می‌شه

168
00:19:30,133 --> 00:19:35,033
.بعضی وقت‌ها برای محافظت کردن از آزادی‌ت مجبوری که بجنگی

169
00:19:38,700 --> 00:19:42,666
.ولی این‌جوری خوب نیست

170
00:19:44,366 --> 00:19:47,133
.اگه برای صلح بجنگی هیچ فایده‌ای نداره

171
00:19:47,633 --> 00:19:52,366
.این‌جوری هیچ وقت از اون جهنم خونین نمی‌تونی فرار کنی

172
00:19:58,766 --> 00:20:05,133
.همون‌جور که می‌دونستم... همه این‌ها مثل رویا می‌مونه

173
00:20:07,300 --> 00:20:12,733
.مجبوری که به آخر این دنیا سفر کنی

174
00:20:13,800 --> 00:20:16,500
.جایی که سر و کله‌ی وایکینگ‌ها پیدا نشه

175
00:20:18,100 --> 00:20:23,800
.سرزمینی که سرپناه همه‌ی طرد شده‌ها باشه

176
00:20:32,366 --> 00:20:38,566
اگه به اون طرف دریاها برم، چه چیزی انتظارم رو می‌کشه؟

177
00:20:41,033 --> 00:20:43,866
احتمالاً، چیزی اونجا نیست؟

178
00:20:45,033 --> 00:20:48,533
.مهم نیست کجا برم، مثل اینجاست

179
00:20:49,433 --> 00:20:52,966
.فقط مملو از جنگ، و برده‌داری هست

180
00:21:02,600 --> 00:21:06,733
...سمت غرب، اون طرف دریاها

181
00:21:13,500 --> 00:21:18,466
...فراتر از جایی که دست تاجرهای برده دست‌ـِشون به اونجا نرسه...

182
00:21:19,100 --> 00:21:21,933
.سرزمینی که فراتر از این افق قرار گرفته...

183
00:21:24,966 --> 00:21:27,633
مگه همچین دنیایی هست؟

184
00:21:27,633 --> 00:21:30,566
.هست. فراموش کرده بودم

185
00:21:31,033 --> 00:21:36,133
.وقتی بچه بودم، ملوانی به اسم لیف این رو بهم گفت

186
00:21:37,766 --> 00:21:44,766
.اون طرف دریاها به سمت غرب، یک سرزمین دست‌نخورده و حاصلخیزی وجود داره

187
00:21:48,166 --> 00:21:50,066
.فوق‌العاده‌ـست

188
00:21:50,866 --> 00:21:54,200
...پس... پس اگه اونجا بریم

189
00:21:54,200 --> 00:21:55,133
.نه

190
00:21:56,533 --> 00:22:01,633
.اون گفت که مکان دوری هست، و اینکه حتی مسیرش رو هم نمی‌دونه

191
00:22:03,833 --> 00:22:05,600
.و قراره یک ملت رو تشکیل بدیم

192
00:22:06,533 --> 00:22:09,533
.باید با خودمون طرد شده‌های زیادی اونجا ببریم

193
00:22:10,333 --> 00:22:11,766
.این مسئولیت بزرگی داره

194
00:22:18,466 --> 00:22:19,600
.که این‌طور

195
00:22:20,733 --> 00:22:22,933
...ولی

196
00:22:24,333 --> 00:22:27,966
.این بهترین خبری بود که بعد از مدت‌ها شنیدم

197
00:23:00,066 --> 00:23:03,433
.مراقب باش، اون قوی هست

198
00:23:03,433 --> 00:23:04,433
.فهمیدم

199
00:23:05,900 --> 00:23:09,766
.چ-چی شده؟ چرا اول صبحی اینجا اومدین

200
00:23:14,633 --> 00:23:17,800
.به نظر می‌رسه اینجا نیست

201
00:23:18,300 --> 00:23:20,800
.این‌قدر خرت و پرت اینجا ریخته، که مطمئن نیستم

202
00:23:21,933 --> 00:23:23,733
.همه چیز رو بیرون بندازین

203
00:23:27,233 --> 00:23:30,000
اون‌ها دارن چی کار می‌کنن؟

204
00:23:32,166 --> 00:23:33,333
.فرار کرده

205
00:23:34,100 --> 00:23:34,866
چی؟

206
00:23:35,333 --> 00:23:36,833
.گاردار فرار کرده

207
00:23:37,433 --> 00:23:41,100
آخه دلیل دیگه‌ای هم می‌بینی که اول صبحی اینجا بیان؟

208
00:23:47,666 --> 00:23:48,833
!آرنهید سان
